Nov 24 2016
گزارش تکان دهنده «لس آنجلس تایمز» از صرفنظر زنان ایرانی از ازدواج/ دلیل: مردان به اندازه کافی خوب نیستند
آفتاب: هاجر حسنی آسیب شناس ۳۲ ساله است. او دو سال پس از ازدواج با شوهر جراحش از او جدا شد چرا که می گوید همسرش دیگر علاقه ای به رابطه جنسی با او نداشت و با پرستاران و همکاران زن خود ارتباط داشته است.
آفتابنیوز :
سرویس بین الملل-روزنامه امریکایی « لس آنجلس تایمز» با انتشار گزارشی به وضعیت زنان و تاهل آنان در ایران اشاره می کند. این روزنامه در این باره می نویسد:«در اواخر دهه ۲۰ عمرش پس از شکست از یک رابطه فهمیه آزادی به تنهایی به آپارتمانی در یکی از مناطق کارگر نشین در جنوب تهران نقل مکان کرد.
آزادی به تعداد فزاینده از زنانی در ایران پیوست که مجرد ماندن را انتخاب کرده اند و در برابر انتظارات پدران و مادران خود و مقررات سخت گیرانه اجتماعی مقاومت می کنند.و با این حال، او باید در استقلال خود با احتیاط تعادل ایجاد کند. او دائما از همسایگان و دوستانی که با آنان دیدار می کند می شنود که باید از جلب توجه خودداری کند.
مردانی که در آپارتمان هستند تعجب می کنند و می گویند آیا او هنوز مجرد مانده است. یکی از آنان از همسایه ای پرسیده بود آیا او طلاق گرفته است؟ احتمالا منظور او این بوده که آیا می توان با او رابطه جنسی برقرار کرد. آزادی می گوید:«من تاکنون به گونه ای رفتار کرده ام که مردی جرات نکرده به من نزدیک شود. من زندگی ام را مدیریت کرده ام دو سال است که این گونه زندگی می کنم و کسی به من آسیبی نرسانده است».
لس آنجلس تایمز در ادامه می افزاید:«او ۳۵ ساله و فارغ التحصیل از دانشگاه است و راهنمای تور است. به زبان انگلیسی و روسی مسلط است. در ایران تعداد رو به رشدی از زنان تنها زندگی کردن را انتخاب می کنند. به گزارش خبرگزاری «میزان» نزدیک به قوه قضاییه ایران بیش از سه میلیون زن تحصلیکرده ایرانی بیش از ۳۰ سال ازدواج نکرده اند و تعداد طلاق ها نیز هر روز بیش تر می شود».
این روزنامه اشاره می کند که یک تغییر نسلی عمیق در جامعه ایران به وجود آمده است. آزادی در کافه نادری تهران که محل رفت و آمد هنرمندان و روشنفکران بوده و هست می گوید:«از آنجا که زنان بیش تری به دانشگاه می روند و تحصیلات عالیه دارند انتظارات آنان نیز افزایش می یابد». او می گوید این روزها پیدا کردن یک مرد واقعا روشنفکر ایرانی کار دشواری است. او می گوید مردان از نظر نوع نگرش و از نظر فکری در ایران عقب تر از زنان هستند.
او می گوید که دو سال با مردی زندگی کرد که از خانواده خوبی بود و در ارمنستان تحصیل کرده بود با این حال، او رابطه اش را با او کرد قطع کرد پس از آن که او گفته بود که در شب اجازه بیرون رفتن به تنهایی را ندارد و در مهمانی ها باید بنشیند و با مردها معاشرتی نداشته باشد.
او می گوید پس از آن که خواهر بزرگترش که وکیلی موفق با پسری ۱۰ ساله است و از شوهرش جدا شد، مادر و پدرش با زندگی کردن او به صورت مجردی موافقت کردند و می گوید علت طلاق خواهرش اجازه ندادن شوهرش به مسافرت به تنهایی بود.
آزادی می گوید:«من دوستان و همکاران مرد زیادی در اطراف خود می بینیم اما هیچ یک از آنان به اندازه کافی خوب نیستند که بتوانند احساس مسئولیت پذیری داشته باشند به خصوص در قبال فرزند. مردان مسن تر زنانی جوان تر از من را ترجیح می دهند مردان جوان تر فقط می خواهند با من رابطه جنسی داشته باشند چرا که فکر می کنند که من انتظار ازدواج را از آنان ندارم».
سارا مهتابی مربی اسکی، مجرد و ۳۳ ساله اما می گوید که به دلیل قدرت نشان دادن زنان ایرانی از خود نگرش ها به آرامی در حال تغییر است و جامعه استقلال مالی و اقتصادی زنان را پذیرفته است. او در اوایل دهه ۲۰ زندگی اش عاشق شد اما پسری که با او دوست شده بود تمایلی به ماندن با او نداشت چرا که خانواده اش مذهبی بودند. او می گوید اخیرا با یک کارشناس رایانه دوست بوده اما رابطه اش با او به هم خورده چرا که او گفته می خواهد تنها با یک زن باکره ازدواج کند.
مهتابی می گوید:«راه رفتن و مدل لباس پوشیدن اش امروزی بود اما افکاری قدیمی داشت». او هم چنین می گوید که اخساس می کند پسران ایرانی امروز به اندازه کافی از سوی خانواده ها آموزش ندیده اند که بتوانند با زنان امروزی که خواستار آزادی های بیش تر هستند زندگی کنند.
هاجر حسنی آسیب شناس ۳۲ ساله است. او دو سال پس از ازدواج با شوهر جراحش از او جدا شد چرا که می گوید همسرش دیگر علاقه ای به رابطه جنسی با او نداشت و با پرستاران و همکاران زن خود ارتباط داشته است. حسنی در یکی از کافه شاپ ها در مراکز خرید شمال تهران می گوید که تنها تحصیلات عالیه کارشناسی ارشد و دکترا باعث نمی شود تا پسران به اندازه کافی به بلوغ ذهنی برسند او می گوید:«فکر می کنم پدرها و مادرها باید به فرزندان خود درباره مسئولیت پذیری در زندگی آموزش دهند».
Image copyright AFPخانوادههای قربانیان قتلهای سیاسی پاییز ۱۳۷۷ در ایران میگویند با گذشت ۱۸ سال “رسیدگی قضایی به این قتلها یا انجام نشد یا به بیراهه کشیده شد و بستر فکری و سازمانی قتلها هم هرگز بررسی نشد”.
Image copyright dorri.irقربانعلی دری نجف آبادی، وزیر وقت اطلاعات، ۲۱ بهمن ماه ۱۳۷۷ از وزارت کناره گیری کرد. پرستو فروهر، فرزند داریوش و پروانه فروهر که پرونده قتل های زنجیره ای در شعبه یک دادگاه نظامی تهران را خوانده می گوید: “آقای دری نجف آبادی به عنوان وزیر وقت اطلاعات نه تنها مسول رسمی ارگانی بود که افرادی از درون آن چنین جنایت هایی را انجام دادند و او به لحاظ سازمانی مسولیت داشت بلکه در درون پرونده بارها از سوی متهمان به ویژه دو متهمی که به عنوان متهم ردیف اول و دستور دهنده مطرح شدند، نام او مطرح شده است. آنها خیلی واضح با آوردن شواهد و مدارک گفتند که دستور دهنده، وزیر وقت، آقای دری نجف آبادی بوده ولی در مورد ایشان پیگیری صحیح قضایی انجام نشد”.
Image copyright Getty Imagesغلامحسین محسنی اژه ای دیگر مقام قضایی-امنیتی ایران است که نام او در پرونده قتل های زنجیره ای مطرح بود. پرستو فروهر می گوید: “همان موقع خانواده پیروز دوانی به دلیل اینکه در یک بخشی از پرونده یکی از متهمان گفته بود که دستور قتل پیروز دوانی را آقای محسنی اژه ای داده از او شکایت کردند که متاسفانه هیچ وقت پی گیری نشد و بازجو حتی یک سوال از متهمی که چنین حرفی زده بود نکرده بود که لااقل بیشتر توضیح دهد. یعنی شما با پرونده ای مواجه بودید که انگار کسی که بازجویی می کرد قصد افشای حقیقت و قصد دادرسی قضیه را نداشته”.
Image copyright Getty Imagesنام علی فلاحیان، وزیر اسبق اطلاعات بارها در پرونده قتل های زنجیره ای ذکر شده بود. به گفته پرستو فروهر “در مورد آقای فلاحیان، جابجا در پرونده، متهمان اشاره هایی داشتند وقتی که می خواستند بگویند که این شیوه حذف فیزیکی -آن چیزی که خودشان اسم می گذاشتند- در این وزارتخانه سابقه داشته است. اشاره کرده بودند که از دوران وزارت وزیر سابق یعنی علی فلاحیان این مسئله بوده. ولی در این مورد هم حتی پرسشی از سوی بازجویی کننده انجام نشده بود که چه مواردی شما چنین ماموریت هایی داشتید یا چگونه اجرا می کردید و شیوه سازمانی این قضیه چطور بوده. آقای زرافشان وکیل ما در این پرونده تعبیر درستی از این مسئله دارند و می گویند تبانی متهم و بازجو. یعنی در واقع این پرونده در یک تبانی متهم و بازجو سرهم بندی شد”.
Image copyright Getty Imagesمصطفی پورمحمدی در زمان قتل ها معاون وزارت اطلاعات بود. او در دولت محمود احمدی نژاد وزیر کشور شد، به ریاست سازمان بازرسی کل کشور رسید و در حال حاضر وزیر دادگستری دولت حسن روحانی است. آقای پورمحمدی در انتخابات مجلس خبرگان رهبری در اسفند ۹۴ از استان البرز داوطلب شده بود که صلاحیت او از سوی شورای نگهبان رد شد.
Image copyright Hassan Sarbakhshian Image caption پرستو فروهر در مراسم تشییع جنازه پدر و مادرشخانم فروهر می گوید: “پی گیری و رسیدگی را به همان اجرای قتل ها محدود کردند. از این طریق ماموران اجرایی را یک محاکمه ای کردند بعد هم که احکامی به آنها دادند و حالا گفته می شود که این احکام را هم حتی به طور کامل اجرا نکردند. این دیگر واقعا نشان دهنده همین است که از ابتدا قصد رسیدگی صحیح به این پرونده وجود نداشته بلکه می خواستند قضیه را سرهم بندی کنند”.
Image copyright Getty Images Image caption پرستو فروهر میگوید که پرونده قتل پدر و مادرش به درستی رسیدگی نشده استاکبر خوش کوشک، یکی از متهمان این پرونده که جزو بازداشت شدگان بود در تیرماه ۱۳۹۳ با رد خودکشی سعید امامی با داروی نظافت در فیسبوک نوشت که پزشکی قانونی خوردن داروی نظافت را تأیید نکرده بود. سایت امنیتی انصاف نیوز این نقل قول بریده بریده را از او منتشر کرد: “سعید امامی را در بیمارستان… که متعلق به… بود با هماهنگی از… در حشمتیه منتقل کردند و در همان جا ایشان را… و … شوهر خواهر جناب… صدا سیما، …با یک دکتر ناشناس… بیمارستان… در خیابان پیروزی است، در بیمارستان… ایشان را نبردند. پزشک قانونی هم خوردن داروی نظافت را تأیید نکرد”.
Image copyright aviny.comپرستو فروهر می گوید: “توی پرونده هیچ ردی از قضیه فتوا وجود نداشت. ولی باید توجه داشت که وقتی اعترافات متهم اصلی پرونده، یعنی سعید امامی به کلی از پرونده خارج شده بود و بقیه متهمان هم که اشاره می کردند و به صورت مستقیم از دری نجف آبادی اسم می بردند وقتی از او بازجویی درستی نمی شود، چطور می خواهید بافت دستور دهنده ای که پشت قضیه است مشخص شود؟ اصلا توی این پرونده قضیه آنقدر عمیق رسیدگی نشده حتی وزیری که متهمان مدام می گویند که دستور از او گرفته ایم پیگردی صورت نگرفته چه برسد به کسان دیگر”.
رضا علیجانی، تحلیلگر مسائل ایران