اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'آزادی بیان'

Aug 04 2015

نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی فعال اینترنتی: گفتند چون ۴ میلیون لایک دارید امنیت ملی را برهم زدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

کمپین حقوق بشر: نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی یکی از متهمین پرونده هشت فعال فیسبوکی که در سال ۹۲ در دادگاه بدوی مجموعا به بیش از ۱۲۷ سال حبس محکوم شده بودند و خودش در دادگاه بدوی به ۷ سال زندان محکوم شد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که در زمان بازداشت اجازه دسترسی به وکیل نداشته است، در خصوص زندگی خصوص غیر مرتبط با موضوع بازداشت بازجویی شده است، و به جرائمی متهم شده است که هیچ وقت آنها را انجام نداده است.

نغمه شاهی‌سوندی، یکی از ادمین‌های چند صفحه‌های اینترنتی پرطرفدار بودند که خود به تولید محتوا اقدام نمی‌کردند بلکه مطالبی را پر طرفدار بودند از سایت های و صفحات دیگر شبکه‌های اجتماعی روی صفحات خود قرار می دادند. او با اشاره به این مورد که صفحه‌های تحت مدیریت آنها فاقد محتوای سیاسی و نقد حکومت بود تعداد این صفحه ها را هشت عدد عنوان کرد و گفت: «خیلی‌ از صفحه‌ها سیاسی نبود. مثلا صفحه سهراب سپهری، زبان فارسی، مسوولین رسیدگی کنند، چو ایران نباشد تن من مباد و سایر صفحه‌ها. اصلی‌ترین صفحه‌ای که دربازجویی‌های من بیشتر مورد توجه بود،‌صفحه مسوولین رسیدگی کنند(این چه وضعش است،‌مسوولین رسیدگی کنند) و صفحه چون ایران نباشد تن من مباد، بود. همین دو صفحه هم حالت شهروند خبرنگاری داشت که ما اطلاعات درون زندان را جمع آوری می‌کردیم و از طریق این صفحه‌ها منتشر می‌کردیم. در حدود چهار میلیون لایک هم داشت این صفحه‌ها. می‌گفتند شما چون چهار میلیون لایک دارید نظم و امنیت ملی را برهم زدید. البته این صفحه‌ها الان دیگر وجود ندارند.»

این فعال فیس‌بوکی بعد از ۷۵ روز بازداشت در سال ۹۲ در بند ۲الف زندان اوین با وثیقه ۱۷۰ میلیون تومانی آزاد شد و در دادگاهی که در تاریخ ۲۵ فروردین ۹۳ تشکیل شد به ۷ سال زندان بابت اتهام‌های توهین به رهبری، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، تبانی علیه نظام، پخش تصاویر مستهجن از طریق سامانه‌های رایانه‌ای و همچنین ۹۱ روز زندان به اتهام‌ پخش تصاویر مبتذل، محکوم شد.

وی همچنین در مورد چگونگی شناسایی و بازداشت به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت : «حساب‌هایی که ادمین صفحه‌ها بودند همه با نام‌های مستعار فعالیت‌ می‌کردند اما ادمین‌ها با حساب‌های حقیقی خودشان در همان صفحه‌ها کامنت می‌نوشتند. شاکی خصوصی پرونده هم درواقع از همین کامنت‌ها شکایت کرده بود. درواقع وقتی یکی از بچه‌ها به دلیل شکایت بایت همین کامنت‌ها بازداشت شد در تحقیقاتی که کردند،‌ یعنی با هک کردن و به دست آودن حساب‌های کاربری ایشون متوجه شدند که همین فرد ادمین این حساب‌ها نیز هست.»

به گفته این فعال فیس‌بوکی مقامات قضایی نشر کاریکاتورهایی از سران کشور یا آیت الله خمینی را از مصادیق پخش تصاویر مبتذل قلمداد کردند: «ما کارتون‌هایی که در اینترنت بود را بازنشر می‌کردیم و خودمان چیزی تولید نمی‌کردیم. نهایتا عکس تعدادی از سران نظام را در کنار هم قرار می‌دادیم و یک متنی را به مناسبت‌های مختلف (مثلا وقتی کسی اعدام می‌شد) روی آن می‌نوشتیم. در واقع ما ادمین چند صفحه فیس بوکی بودیم که به صورت شهروند خبرنگار، اتفاق‌هایی که در ایران رخ می‌داد را در صفحه‌هایی که در اختیارمان بود منتشر می‌کردیم. فکر نمی‌کنم حتا از نظر ادبیاتی هم که استفاده می‌شد کار ما تبانی علیه نظام بود چون تنها صفحه‌ ما نبود که این کار را می‌کرد.»

خانم شاهی‌سوندی‌شیرازی در مورد چگونگی بازداشت خود به کمپین گفت: «زمانی که من بازداشت شدم نتوانسته بودم با خانواده دوستانی که قبل از من بازداشت شدند ارتباط برقرار کنم برای همین دقیق نمیدانم چه اتفاقی افتاد اما وکیل یکی از همکارانم به من گفت که همه صفحه‌های ما تحت کنترل مامورین امنیتی بود و البته یک شاکی خصوصی از شیراز نیز داشتیم. این شاکی خصوصی از اعضای تیم سایبری سپاه بود. من البته روز دادگاه تجدید نظر به دادگاه نرفتم اما میدانم یک تیمی از سپاه آمده بودند در دادگاه به عنوان نماینده شاکی خصوصی. قاضی پورعرب که قاضی تجدید نظر ما بود قصد داشت به ما کمک بکند ولی این اجازه را به او ندادند.»

این فعال فیس‌بوکی در مورد نحوه شناسایی و بازداشت خود گفت: «ما با اسم خودمان ادمین نبودیم، اما متاسفانه بچه‌ها بی احتیاطی کردند. حساب‌هایی که ادمین صفحه‌ها بودند همه با نام‌های مستعار فعالیت‌ می‌کردند. اما ادمین‌ها با حساب‌های حقیقی خودشان در همان صفحه‌هایی که مدیریت آن را بر عهده داشتند کامنت می‌نوشتند. شاکی خصوصی هم درواقع از همین کامنت‌ها شکایت کرده بود. درواقع وقتی یکی از بچه‌ها به دلیل شکایت بایت همین کامنت‌ها بازداشت شد در تحقیقاتی که کردند،‌ یعنی با هک کردن و به دست آودن حساب‌های کاربری آنها متوجه شدند که همین فرد ادمین این صفحه نیز هست. ما با هم ارتباط داشتیم و از همین طریق توانسته بودند همه ما را پیدا کنند. یعنی این فرد شاکی خصوصی از سپاه می‌آمد به ادمین فحش می‌داد در صفحه و در همان کامنت‌ها بحث در می‌گرفت و اگر بچه‌ها با حساب‌های واقعی خودشان پاسخ نمی‌دادند و درگیر نمی‌شدند هویت آنها لو نمی‌رفت.»

شاهی‌سوندی‌شیرازی با اشاره به این نکته تا زمان دادگاه تجدید نظر به او اجازه گرفتن وکیل نداده بودند، در مورد آگاهی قاضی دادگاه نسبت به جرائم اینترنتی و آشنایی با فضاهای مجازی در اینترنت گفت: «من وکیل نداشتم، درواقع تا دادگاه تجدید نظر به من اجازه گرفتن وکیل ندادند که آن زمان هم من به دادگاه نرفتم. قاضی پرونده ما هم قاضی مقیسه بود. ایشان هم هیچ گونه اطلاعاتی از کامپیوتر و اینترنت ندارند. چرا که اگر به علوم کامپیوتر و جرائم اینترنتی آگاه بود هیچ وقت پخش کاریکاتورهایی که در آنها آقای جنتی یا خامنه‌ای مورد نقد قرار گرفته بود را مصداق پخش تصاویر مستهجن نمی‌دانستند. تصاور مستهجن یعنی تصاویری که ۱۸+ هستند نه این صفحه‌هایی که همه می‌شناختند و کاربر آنها بودند. ما حتی یک عکس مستهجن هم نداشتیم.»

خانم شاهی‌سوندی که در دادگاه بدوی به هفت سال زندان محکوم شده است در خصوص اینکه برای تحویل دادن رمز‌های تمام حساب‌های کاربریش به مامورین امنیتی تحت فشار گذاشته شده است به کمپین گفت:« اینقدر تحت فشار بودم که رمز‌هایی که حفظ نبودم را تلاش می‌کردم دقیق و دانه به دانه به یاد بیاورم و می نوشتم. آنها همه رمزها را تست می‌کردن و اگر یکی را اشتباه می‌دادم با من برخود می‌شد. من وقتی متوجه بازداشت‌ها شدم حساب‌های خود را به کسی خارج از ایران دادم ولی وقتی بازداشت شدم متوجه شدم که شنود می‌شدم چون به من گفتند چرا اطلاعات حساب خود را به خارج از کشور منتقل کردم. من این اطلاعات را به یکی از افراد نزدیک به خودم در خارج از کشور فرستاده بودم. روزی که بازداشت شدم چاپ شده همه و اس.ام.اس‌های من را داشتند.»

نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی با اشاره به اینکه «بیشتر زمان بازجویی ها هم در مورد مسائل خصوصی» زندگی‌اش بودعنوان کرد: «به حریم خصوصی همه ما نفوذ کرده بودند. تمام زندگی کل فامیل من را می‌دانستند چه افراد فامیل و چه کسانی که در فیس بوک با من دوست بودند. بیشتر زمان بازجویی ها هم در مورد مسائل خصوصی من بود. من را تحت فشار قرار داده بودند که نام باقی ادمین‌ها را بگیرند و تحت فشار قرار داده بودند که بر ضد دیگران اعتراف کنم. حتا ما را رو در رو کردند و در فیلم برداری هایی که از من کردند این را از من می‌خواستند. همین الان هم دارند از صفحه‌های ما استفاده می‌کنند و چون در دسترس ما هم نتوانستیم آنها را ببندیم. بازجو خودش به من میگفت که پسرها رو کتک میزنند. برخودشان با من از نظر فیزیکی خیلی بهتر از سایرین بود اما در کنارش از نظر روحی خیلی شدیدتر با من برخورد کردند. من چون مادر دو فرزند هستم هر روز یک خبری از فرزندانم به من میدادند و روان من را به هم میریختند، خیلی حرفهای کثیفی به من میزدند.»

به گفته این فعال اینترنتی وی هیچ آشنایی با مسائل حفظ امنیت و فعالین ناشناس در شبکه اینترنت نداشت و برای استفاده دور زدن سیستم فیلترینگ کشور از وی.پی.ان‌هایی که در بازار سیاه ایران به فروش می‌رسد که هزینه آن از طریق شبکه بانکی پرداخت می‌شود، استفاده کرده است. با توجه به اینکه این نوع سرویس‌های فیلترشکن در داخل کشور و در دسترس نهادها و مسوولین امنیتی است، امکان این که مکاتبات و ارتباطات کاربران در دسترس نهادهای امنیتی قرار بگیرد وجود خواهد داشت.

خبرگزاری ایرنا روز یک شنبه ۲۲ تیرماه خبر داده بود که « شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب هشت جوان فعال در فیس بوک را به اتهاماتی از جمله اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به سران قوا و توهین به اشخاص مجموعا به حدود ۱۲۷ سال حبس» محکوم کرده است.

No responses yet

Aug 03 2015

توقیف “۹ دی”، تذکر به “کیهان” و “رجانیوز”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: هفته‌نامه تندروی “۹ دی” به دلیل آنچه که “رعایت نکردن مصوبه شورای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای” عنوان شده از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. روزنامه کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز تذکر گرفتند.

خبرگزاری‌های ایران روز دوشنبه (۱۲ مرداد/ ۳ اوت) از توقیف هفته‌نامه “۹دی” خبرداده‌اند. علت توقیف رعایت نکردن توصیه‌های شورای عالی امنیت ملی درباره توافق هسته‌ای وین میان ایران و گروه ۵+۱ اعلام شده است.

حسن کامران، نماینده مجلس و هیأت نظارت بر مطبوعات به خبرگزاری فارس گفت، هفته‌نامه “۹ دی” با اکثریت آرای هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. به گفته کامران، این نشریه به دلیل رعایت نکردن مصوبه شوای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای توقیف شد.

اخیرا گزارش‌هایی درباره دستورالعمل “خیلی محرمانه” وزارت ارشاد به رسانه‌ها در فضای مجازی منتشر شد که در آن با استناد به “مصوبات شورای عالی امنيت ملی” از رسانه‌ها خواسته شده از انتشار مطالبی در نقد و مخالفت با توافق هسته‌ای خودداری کنند.

وزارت ارشاد تاکنون ارسال چنین دستورالعملی به رسانه‌ها را تایید نکرده اما ۱۸ تن از نمایندگان مجلس در تذکری به علی جنتی، وزیر ارشاد اعلام کردند که “پی‌گیری‌های آنها نشان داده است شورای عالی امنیت ملی هیچ مصوبه‌ای در خصوص محدودیت رسانه‌ها و تمجید موضوع موافقت نامه نداشته است”.

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته‌نامه “۹ دی”، حمید رسایی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی است. رسایی از تندروهای جناح اصول‌گرا و از مخالفان سرسخت مذاکرات هسته‌ای و توافق وین است.

او هم‌چنین از چهر‌ه‌های شاخص گروهی به نام “دلواپسان” است که در دو سال گذشته و به موازات مذاکرات هسته‌ای، علیه این مذاکرات و توافق با غرب در فعالیت و تلاش بودند. غلامحسین الهام، محمدعلی رامین، مرتضی آقا تهرانی، وحید یامین‌پور، اسماعیل کوثری، محمود نبویان، مهرداد بذرپاش، جواد کریمی قدوسی و مهدی کوچک‌زاده دیگر اعضای گروه “دلواپسان” هستند.

برخی نکات آخرین شماره ۹ دی

هفته‌نامه “۹ دی” در آخرین شماره خود درباره توافق وین نوشته است: «هر قدم ظریف، صد کیلوگرم ذخیره اورانیوم را نابود کرد.»

به گزارش ایرنا، این هفته‌نامه در مطلب دیگری درباره دولت روحانی نوشته است: «زمانی که وزرایی با ثروت‌های چند صد میلیارد تومانی در دولت روحانی مشغول به کار شدند و فردی چون بیژن زنگنه که پرونده‌های مفاسد رسواکننده کرسنت و استات اویل به دوره وزارت او در دولت خاتمی برمی‌گردد، دوباره به سطح وزارت رسید، می‌شد حدس زد که بار دیگر دوره رونق مفاسد اقتصادی رسیده است…»

هفته نامه “۹ دی” همچنین علیه علی‌اکبر ولایتی، مشاور ارشد آیت‌الله خامنه‌ای و نقش او در پیروزی حسن روحانی و مذاکرات هسته‌ای نوشته است: «… علاوه بر نقش‌آفرینی علی‌اکبر ولایتی برای ریاست جمهوری بدل آقای رفسنجانی [روحانی]، وی در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ هم در راستای سیاست آقای رفسنجانی و به سازش کشاندن امام و رزمندگان و تحمیل جام زهر به ایشان فعال بود…»

به گزارش ایرنا در مصوبه هیات نظارت بر مطبوعات درباره نشریه “۹ دی” آمده است، «به دلیل انتشار این مطالب و مطالب مشابه و همچنین بی توجهی به شش تذکر هیأت در یکسال گذشته، این نشریه، توقیف و پرونده آن به دادگاه ارجاع شود».

هفته‌نامه “۹ دی” پیش از این سه بار توقیف شده اما هر بار پس از مدت کوتاهی فعایت خود را از سر گرفته است. این نشریه آخرین بار در بهمن‌ماه ۱۳۹۳ توقف شده بود.

علاوه بر توقف هفته‌نامه ۹ دی، روزنامه‌ی کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز به دلیل انتشار مطالبی دربراه توافق هسته‌ای وین از هیات نظارت بر مطبوعات تذکر گرفته‌اند. هر دوی این نشریات توسط تندروهای مخالف توافق هسته‌ای اداره می‌شوند.

No responses yet

Aug 03 2015

حمله کنندگان به علی مطهری در شیراز ‘فردا محاکمه می شوند’

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی مطهری گفته بود که از تجهیزات مهاجمان مانند موتورهای سنگین و گاز فلفل “معلوم بوده که از کجا دستور گرفته‌اند”

محاکمه حمله‌کنندگان به علی مطهری، از نمایندگان مجلس ایران که سال گذشته در شیراز باعث لغو سخنرانی او شده بودند، فردا سه‌شنبه ۱۳ مرداد در دادگاه کیفری شیراز آغاز می‌شود.

مصطفی ترک‌ همدانی، وکیل ‌مدافع آقای مطهری امروز ۱۲ مرداد (سوم اوت) به خبرگزاری دانشجویان ایران گفته است که این پرونده ۱۱ متهم دارد که در حال حاضر با قرارهای مناسب آزاد هستند. آقای ترک همدانی از بیان عناوین اتهامی متهمان خودداری کرده است.

روز بیستم اسفند سال گذشته خورشیدی، عده‌ای موتورسوار بعد از خروج آقای مطهری از فرودگاه و حرکت به سوی دانشگاه شیراز برای سخنرانی، این نماینده مجلس را با پاشیدن گاز فلفل و پرتاب اشیای مختلف مورد حمله قرار دادند و شیشه‌های ماشین حامل وی را با سنگ و چوب شکستند.

مهاجمان، بعد از ورود خودروی حامل آقای مطهری به یک کلانتری، به مدت سه ساعت این کلانتری را محاصره کردند که نهایتا، به لغو سخنرانی او و بازگشتش به تهران انجامید.

آقای مطهری در واکنش به این اتفاقات گفته بود که مقام های دولتی و انتظامی تلاش می‌کرده اند که سخنرانی وی انجام نشود و “غبار ناراحتی و کدورتی بر دل مهاجمانی که برخی از آنها در اطراف کلانتری بودند ننشیند.”

او گفته بود: “به رئیس جمهور محترم عرض می‌کنم که فکری به حال استان فارس بکنند و البته نتیجه بده و بستان در معرفی وزیر کشور به مجلس بهتر از این نمی‌شود و این حوادث نتیجه آن تصمیم غلط است.”

اظهارات این نماینده مجلس، انتقادی از عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور ایران محسوب می شد که سیاستمداری محافظه کار و از نزدیکان علی لاریجانی رئیس مجلس به شمار می آید.

یک روز بعد از حمله به علی مطهری در شیراز، حسینعلی امیری، معاون وزیر کشور ایران از فراخوانی محمد احمدی، استاندار وقت فارس به تهران برای توضیح در مورد این واقعه خبر داده بود.

آقای احمدی، چندی پیش از سمت خود استعفا داد و دلیل استعفا را تمایل به نامزد شدن در انتخابات مجلس آینده اعلام کرد، ولی برخی رسانه‌ها دلیل اصلی این استعفا را نارضایتی دولت از عملکرد او دانستند.

دولت ایران اواخر تیرماه در میانه اعتراض شماری از محافظه کاران، محمدعلی افشانی را به عنوان استاندار فارس منصوب کرد.

No responses yet

Jul 06 2015

مدیرکل دفتر موسیقی وزارت ارشاد استعفا کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,هنر

رادیوفردا: پيروز ارجمند، مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ايران، يکشنبه ۱۴ تير، از سمت خود استعفا کرده است.

آقای ارجمند، به خبرگزاری جمهوری اسلامی (ايرنا) گفته که «مشغله شخصی» علت اصلی استعفای اوست و احساس می‌کند که ديگر در اين مسئوليت «مثمر ثمر» نبود.

مديرکل سابق دفتر موسيقی وزارت ارشاد، افزوده که موسيقی ايران «هميشه شرايط خاصی داشته اما اين امر در سال گذشته بحرانی‌تر» شده است.

او گفته که در دوران مديريت‌اش «با حمايت رئيس جمهور و وزير ارشاد، شاهد ورود گسترده هنرمندان موسيقی به اين عرصه بوديم» اما افزوده که «همزمان فشارها به مجموعه دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی افزايش يافت.»

استعفای مديرکل دفتر موسيقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، پس از جنجال‌هايی صورت گرفته که به دنبال لغو تعدادی کنسرت موسيقی در نواحی مختلف ايران، بر پا شد.

صادق آملی لاريجانی، رئيس قوه قضاييه پيش از اين گفته بود که «آيا شما قبول می‌کنيد اجازه دهند يک کنسرتی زمينه رقص مشترک جوانان شود؟ بحث دستگاه قضايی در برخی شهرها نيز از همين نوع بوده است.»

چند روز پيش از رئيس قوه قضائيه، حسن روحانی، رئيس جمهور، با بيان اينکه «وقتی دستگاهی به عنوان مرجع قانونی برای دادن مجوز تعيين شده دخالت ديگران در اين امور شايسته نيست»، گفته بود: «همه بايد به قانون عمل کنيم و به دنبال اجتهاد شخصی نباشيم».

به دنبال اين مسائل، سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اطمينان داد که «در آينده شاهد لغو برنامه‌های هنری نخواهيم بود» و گفت که قرار است به زودی «تفاهم‌نامه‌ای با نيروی انتظامی» در اين رابطه به امضا برسد.

مديرکل پيشين دفتر موسيقی، يک روز پيش از استعفا، گفت که در سال ۹۳ مجوز برگزاری ۲۰۰۰ برنامه موسيقی صارد شد که از اين ميان، ۲۱ برنامه لغو شد.

به گزارش ايسنا، آقای ارجمند افزود: «سرمايه‌گذارانی به صنعت موسيقی وارد شده‌اند که اين عرصه را تهديد می‌کنند. آنها حتی ساعت يک نصفه شب، مديرکل دفتر موسيقی را تهديد امنيتی می‌کنند.»

No responses yet

Jul 04 2015

وزارت ارشاد مدرکی مبنی بر توقیف فیلم به کارگردان نمی‌دهد’؛ گفت‌وگو با محمد شیروانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد شیروانی فیلمساز مستقلی است که سال هاست در گوشه و کنار- غالباً بی سر و صدا- به کار خودش ادامه می دهد؛ با وجود موفقیت جهانی اولین فیلم بلندش، ناف، باز فیلم کوتاه و مستند می سازد و اساساً پیرو راه‌های از پیش تائیدشده نیست.

او طی ۱۸سال گذشته ۱۸ فیلم کوتاه و بلند ساخته که این فیلم ها علیرغم موفقیت در جشنواره های جهانی (نظیر جایزه جشنواره روتردام برای “لرزاننده چربی”)، هیچ گاه نمایش های درخوری در ایران نداشته اند. محمد شیروانی در اعتراض به این وضعیت تمام فیلم های خود را بر روی وبسایت شخصی اش قرار داده است.

گفت و گوی زیر درباره این اقدام اوست.

— آقای شیروانی تا به حال اتفاق نیفتاده بود که فیلمساز شناخته شده ای در ایران همه فیلم هایش را بر روی اینترنت قرار دهد. قبل از این که به چرایی این اتفاق و مساله مجوز نگرفتن در سوال های بعدی برسیم، چرا اینترنت را انتخاب کردید؟ فکر می کنید این شکل راه مناسبی برای رسیدن به مخاطبانتان است؟

شرایطى که من در آن به سر مى برم راه دومى را پیشنهاد نمى داد. اما چرا اینترنت؟ با اینکه استفاده از فضاى مجازى در ایران هنوز جا دارد تا فراگیر شود اما به نظرم نسل جوان ایران با تمام محدودیت مضاعفى که در این فضا نسبت به سایر کشورها متحمل است پا به پا خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلى فضاى مجازى است. این نسل نوستالژى ندارد و نگاه من و تو و یا هر سینه فیلى را به سالن سینما ندارد. چشم باز کرده به جهان دیجیتالى و اسباب بازى او موبایل و تبلت و گیم پلیر بوده است. حتی دیگر مخاطب دى وى دى نیست. مفهوم انتظار براى او مدت زمان دانلود است. حالا خودت ببین چقدر در مقایسه، صبورى ١٨ ساله عمیق و فاخر من براى انتشار فیلم هایم در ایران، امروز بى معنى و احمقانه جلوه می کند.

— نوشته اید به این بی عدالتی اعتراض دارید…

یک بار براى همیشه لازم می دانم که در مورد بى عدالتى و اعتراض و آگراندیسمانى که از این حرکت شخصى اتفاق افتاد صحبت کنم. در شرایطى که اختلاس هاى وحشتناک اقتصادى در کشورم اتفاق مى افتد و در مقابل کمر مردم زیر بار فقر و تورم و تحریم خم شده، استفاده از واژه انتزاعى عدالت یا بى عدالتى از سوى من در واکنش به وضعیت ام، حال هر قدر بحرانى اما در مقایسه با وضعیت مردم، سانتى مانتال به نظر می رسد.بخصوص که کلمه عدالت در ١٠ سال گذشته بسیار مصرف شده و هر آن چیزى که بیش از اندازه مصرف شود کارکرد اولیه خود را نخواهد داشت و مبتذل است. ولى در مقایسه با فیلمسازان نفتى، سخن از بى عدالتى ناچیز است.

یادم آمد سال‌ها پیش قرار بود دانمارکى ها مرورى بر آثار من داشته باشند و همزمان شد با داستان کاریکاتوریست دانمارکى و اساعه ادب به پیامبر که منجر شد به تحریم موقتى دانمارک از سوى ایران. خب مشخص بود که در آن برهه دانمارک مترادف اسرائیل بود و من از جشنواره آنها انصراف دادم. همان هایی که نمی خواستند سر به تن ما باشد شروع کردند در مطبوعات داخلى ضمن قدردانى از من و چند نفر دیگر که به دانمارک نرفته بودند از ما چهره اى انقلابى و متعهد ساختند و دست آخر ریس جمهور نیز چک پنج میلیونى به عنوان هدیه به ما دادند که من آن را نپذیرفتم و خواستم تا به مستمندان خانه سینما تعلق بگیرد. در صورتی که به یک میلیون تومان آن هم محتاج بودم. خب نه آن پول حق من بود نه آن چهره اى که از من ساخته بودند چهره من.

— همه فیلم‌ها را به وزارت ارشاد ارائه کرده اید و جواب رد شنیده اید؟ چه دلیلی برای توقیف رسمی – یا غیر رسمی – آنها ارائه شده؟

ارشاد مدرکى مبنى بر توقیف به کارگردان یا تهیه کننده نمى دهد. در مواردى که امیدى به اصلاح فیلم وجود دارد لیست اصلاحیه ها را می دهند. به عنوان مثال “ناف” و “آبادان” مانى حقیقی در سال ١٣٨١ دچار توقیف شدند. “آبادان” ٣٣ مورد اصلاحى گرفت اما در مورد “ناف” اصلا با من وارد گفت وگو نشدند چون قابل اصلاح نبود. یا “لرزاننده چربى” در سال آخر ارشاد دولت احمدى نژاد ساخته شد. فیلمنامه که مشکل حادى نداشت. بعد از ٤ بار رد کردن فیلمنامه نماینده شورا کاغذى به من داد که روى آن نوشته شده بود: زیادى روشنفکرى، فاقد ارزش‌ها، فاقد پیام مشخص و فاقد اولویت ها!

در واقع نتوانسته بودند ایرادى از فیلمنامه بگیرند؛ فقط آن را نفهمیده بودند. نماینده شورا را شناختم؛ او سالها در فیلم هاى جنگى دهه شصت نقش رزمنده هاى خوش سیما را بازى می کرد که در تمام فیلم ها شهید می شد و هر بار اشک مرا در می آورد.

— فیلم های شما غالباً لایه های اجتماعی دارند و نه سیاسی. فکر می کنید مشکل مجوز آنها از همین لایه های اجتماعی نشات می گیرد؟

همان طور که خودت اشاره کردى من فیلمساز سیاسی نیستم و نمی توانم براى جامعه نسخه اى رهایی بخش صادر کنم، وقتى هنوز از بند گرفتاری هاى فردى رها نشده ام. اما این به معنى انفعال یک ناظر بى طرف نیست و آزادگى و حقیقت طلبى دو رکن مهم زندگی من بوده که تا به حال آن را معامله نکرده ام و ترجیح داده ام که آن را زندگى کنم.

اما بسیار دیده ام کسانى را که نشسته اند بر روى صندلى امن و درباره آزادگى و حقیقت مانیفست ها داده اند. هر چند دسته دوم شاید باهوش‌ترند. من علاقه اى نداشته و ندارم که تبدیل به قهرمان ملى شوم. ترجیح می دهم سختى کار در ایران را به دوش بکشم و همچنان فیلم بسازم و فیلم هایم ارتباط مستقیم داشته باشد با زیستى که تجربه می کنم. کیست که به سانسور و بى عدالتى اعتراض نداشته باشد اما از همه مهم‌تر حال روحى و روانى هنرمند است که هر از چند گاهى به خانه تکانى احتیاج دارد. ٩ فیلم کوتاه و نیمه بلند، ٧ مستند بلند و ٢ فیلم سینمایی در طول ١٨ سال گذشته ساخته ام که ٢ فیلم کوتاه و ٢ مستند بلند و ٢ فیلم بلند سینمایی ام اجازه نمایش ندارند و ١٢ فیلم دیگر مشکلى ندارند و چند تک نمایش در گوشه کنار کشور داشته اند.

گروه هنر و تجربه سال گذشته فیلم “صفر بیست و یک” من را براى اکران تقاضا کرد و در مقابل من، بحث پیگیرى رفع توقیف “لرزاننده چربى” را در دولت روحانى وسط کشیدم و آنها گفتند اگر “صفر بیست و یک” را در اختیار آنها بگذارم در عوض مجوز “لرزاننده” را خواهند گرفت اما خب خبرى نشد.

— فیلم‌های شما موفقیت های قابل توجهی در خارج از ایران داشته اند و منتقدان شناخته شده ای هم درباره آنها نوشته اند. در داخل ایران چطور؟ وقتی فیلم ها نمایش نداشته اند، آیا در نمایش های محدودشان مورد توجه منتقدان داخل ایران قرار گرفته اند؟

منتقدان ایرانى این روزها ترجیح می دهند والیبال و فوتبال را تحلیل کنند. حق هم دارند.

— بابت اجازه دانلود هر فیلم در وبسایت مبلغ کمی از تماشاگران خواسته اید. فکر می کنید این کمک خواهد کرد تا بخشی از مخارج فیلم ها را جبران کنید یا این که صرفاً برای حرفه ای تر شدن مخاطب از آنها خواسته اید پول پرداخت کنند؟

اینکه در وبسایت شخصى ام مبلغى اندک را درنظر گرفتیم بیشتر جنبه نمادین و آموزشى داشت تا مردم دست از عادت همیشگى بردارند و به حقوق مؤلف احترام بگذارند. اگر مؤلف اثرش را بدون هیچ امنیتى بى واسطه در اختیار مردم قرار می دهد و درخواستش بدون هیچ تحکمى از مردم این است که شما فیلم را براى تنها خودتان دانلود کنید، طبیعى است که مردم پاسخ احترام را با احترام می دهند و این بزرگ ترین درسی بود که آنها به من دادند.

وبسایت ما تا سه ماه دیگر آماده می شد اما اگر زودتر از موعد فیلم ها را منتشر کردیم به خاطر این بود که متوجه شدیم یک سایت ایرانی فیلم “لرزاننده چربی” را با کیفیت پایین براى دانلود گذاشته است و در آن لحظه در موقعیتى قرار گرفتم که فیلم اول سینمایی ام “ناف” دچار قاچاق گسترده شد و در پیاده روها فروخته شد. انگار بچه ات را از تو دزدیده اند و نمی خواستم دوباره آن موقعیت تکرار شود.

اما سایت نیمه کاره ما نتوانست ترافیکِ کاربران در روزهاى اول را به درستى پاسخگو باشد و تعداد زیادى از کاربران را کلافه کرد و تعداد زیاد دیگرى ریزش مخاطب داشتیم.

— فیلم های شما به شکل کاملاً آشکاری شخصی هستند؛ در عین حال تجربی و مستقل. از این همه شما واژه آلترناتیو را برای فیلم های تان انتخاب کرده اید….

آلترناتیو بودن افتخار نیست که به آن ببالم، یک ضرورت است. از سر اجبار است که در شرایط بحرانى راه جایگزین را انتخاب می کنیم . طبیعى است هر حرکت آلترناتیوى روزى به جریان اصلى بدل خواهد شد و عده اى دیگر با پیشنهادهاى تازه شان این فضاى به شدت مهم را زنده نگه می دارند و با چالش کشیدن جریان اصلى موجب رشد آن خواهند شد.

— و تجربه بعدی شما چه خواهد بود؟

فیلمى است سینمایی سرشار از شوخى بر اساس رمان “عامه پسند” نوشته چارلز بوکوفسکى که در کارنامه ام تجربه متفاوتى خواهد بود و امیدوارم آدم هاى بیشترى را به آغوش بکشد. چند ماهی است که برایش درخواست پروانه ساخت داده ام.

بیشتر بخوانید:‌ گفت‌وگو با محمد شیروانی درباره فیلم “لرزاننده چربی“

No responses yet

Jun 23 2015

اعمال نفوذ و فشار؛ از خانه کارگر تا وزارت کار: اخراج روزنامه نگاران ایلنا؛ نتیجه بالا گرفتن اعتراضات کارگری

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

روز: اسماعیل محمدولی، پانیذ فاضلیان، مرتضی مدنی، لیلا رزاقی و موسوی، ۵ خبرنگار حوزه کارگری خبرگزاری ایلنا به صورت دسته جمعی از این خبرگزاری اخراج شده اند. خبرگزاری ایلنا تاکنون توضیحی رسمی دراین باره ارائه نداده و اسماعیل محمدولی، دبیر گروه کارگری ایلنا که به همراه خبرنگاران اش اخراج شده در فیسبوک شخصی اش اعلام کرده که توضیحات سه نفر از خبرنگاران کارگری ایلنا درباره ماجرای اخراج و وضعیت کار در پنج سال گذشته منتشر خواهد شد.

او یک روز قبل تر در فیسبوک اش اعلام کرده بود: تیم پنج نفره کارگری ایلنا امروز اخراج شدند. هرچند سمت اداری من دبیر گروه کارگری بود اما همه اهالی ایلنا می دانستند گروه ما شورایی اداره می شود. این شد که همگی ما را اخراج کردند. دلایلش برای کسانی که پیگیر اخبار کارگری بودند واضح است.

پوشش اخبار تجمع اعتراضی کارگران کارخانه فارسیت دورود به عنوان علت اخراج دسته جمعی خبرنگاران گروه کارگری خبرگزاری ایلنا عنوان می شود؛ کارخانه ای که گفته می شود یکی از مدیران و مالکان آن از اعضای خانه کارگر است و اعمال نفوذ او و فشارهای خانه کارگر بر مدیران خبرگزاری و مقاومت خبرنگاران این خبرگزاری در مقابل سانسور اخبار تجمع کارگران کارخانه فارسیت، به اخراج خبرنگاران انجامیده. هرچند مسعود حیدری، مدیرعامل ایلنا توضیحی در این زمینه نداده، وخبرنگاران اخراج شده هم حاضر به مصاحبه نیستند اما یک منبع موثق با تایید این مساله به روز می گوید: “به طور مشخص مساله تجمع کارگران فارسیت بود اما رویه موجود در سرویس کارگری ایلنا مورد حمایت مدیریت و مجموعه خانه کارگر نبوده و به هر حال زاویه هایی وجود داشت. برای مثال در مورد پوشش تجمعات و اعتراضات کارگری گروههای مختلف،از کارگران کارخانه ها و هلدینگ های بزرگ بگیرید تا معلمان و پرستاران و فعالین کارگری، همیشه مشکلاتی وجود داشت. البته در سایر رسانه ها هم چنین مشکلات و فشارهایی وجود دارد ولی خبرنگاران ایلنا به عنوان مهم ترین منبع خبری درباره کارگران فشارهای بیشتری متحمل می شدند و در مورد برخی تجمعات و مصاحبه با برخی فعالین کارگری کاملا تحت فشار بودند. مدیریت ایلنا هم از جانب کارفرماهای صاحب قدرت یا مجموعه خانه کارگر تحت فشار است که بعضی خبرها کار نشود. در نهایت بعد از قضیه فارسیت درورد، آقای حیدری، مدیرعامل این خبرگزاری ترجیح داد همه اعضای گروه کارگری اش را اخراج کند تا خیال اش از بابت تغییر رویه در این گروه که خواسته خانه کارگر و وزارت کار بوده راحت شود”.

پس از اخراج این افراد،خبرگزاری ایلنا، بخش مربوط به اخبار کارگری خود را از صفحه اش برداشت.تنها جایی هم که می شد به اخبار کارگری ایلنا دسترسی داشت، در پایین صفحه نخست این خبرگزاری بود که با کلیک روی این بخش هم مخاطبان متوجه می شدند اخبار بخش کارگری به روز نمی شود. پس از دو روز اما این وضعیت به رویه سابق خود بازگشت با این تفاوت که اخبار تجمعات و اعتراضات کارگری در این خبرگزاری جایی برای پوشش نیافت. هنوز مشخص نیست وضعیت این خبرگزاری و سیاست های مدیران آن درباره نحوه پوشش اخبار کارگری چه شکلی به خود خواهد گرفت.گفته می شود دو تن از خبرنگاران اخراج شده هم قرار است سر کار خود بازگردند، اما یک روزنامه نگار به روز می گوید: “مساله خبرگزاری ایلنا صرفا به بحث کارخانه فارسیت برنمی گردد بلکه اگر توجه کنیم انتشار اخبار رو به گسترش اعتراض ها و اعتصاب های کارگران توسط تیم کارگری ایلنا و بخصوص در این اواخر، انتشار انتقادها از باز پس گرفته شدن دستورالعمل دولت پس از یک هفته در مورد ممنوعیت امضای قرارداد کمتر از یک سال با کارگران مشاغل دائمی، در خبرگزاری ایلنا فشارهای زیادی را متوجه آنها کرده بود. در واقع بحث کارخانه فارسیت تیر آخر بود”.

او می افزاید: “مورد دیگر که باعث افزایش فشارها و اخراج خبرنگاران این خبرگزاری شد خبرهای مربوط به بازداشت فعالان کارگری و همچنین اعتراضات کارگری بود که ایلنا پوشش میداد و در آنها میزان انتقاد از دولت بالا بود. بخصوص یک خبر هم کار شد که کارگران شرکت معدنجو در زرند کرمان دست به اعتصاب زده بودند که نیروهای انتظامی گاز اشک آور زد و یک کارگر مرد در جریان این تجمع کشته شد. ایلنا شجاعانه گزارش نوشت که مرگ محمدعلی میرزایی، کارگر همین شرکت در ارتباط با شلیک گاز اشک آور از سوی ماموران نیروی انتظامی بوده. در واقع تیم کارگری خبرگزاری ایلنا در پوشش اخبار کارگری خیلی خوب کار میکرد و در کنار کارگران بود. چنین رفتار و برخوردی با چنین تیمی واقعا جای تاسف دارد”.
اشاره این روزنامه نگار به تجمع کارگران شرکت معدنجو در زرند است که خبرگزاری ایلنا در مورد آن چنین گزارش داده بود: “۶۰ کارگر در اعتراض به بلاتکلیف بودن خود س از گذشت سه ماه از تعطیلی این معدن،‌ در ابتدای جاده پابدانا در زرند تجمع و بستن جاده کردند اما ‌ماموران به قصد متفرق کردن کارگران و باز شدن جاده برای عبور کامیون‌ها از گاز اشک‌آور استفاده کردند و محمدعلی میرزایی که از ناحیه چشم آسیب دیده بود و دید خوبی نداشت، ناگهان با تریلر حامل زغال که قصد عبور از بین تجمع کنندگان را داشت برخورد کرد و کشته شد”.

تشکل های کارگری اما نسبت به اخراج گروه کارگری خبرگزاری ایلنا بی تفاوت نبوده اند. سندیکای کارگران فلزکارمکانیک باا نتشار بیانیه ای از اعضای سرویس کارگری ایلنا و کارگران فارسیت دورود حمایت کرده. این سندیکا در بیانیه خود نوشته است: “ایلنا تنها خبرگزاری رسمی ایران که اخبار کارگران را پوشش می‌داد، حالا خود دست به اخراج دست‌جمعی خبرنگارانش زده است. اخراج دسته‌جمعی، قراردادهای موقت و یک‌طرفه و نبود امنیت شغلی یکی از موضوعاتی است که ایلنا بارها درباره آن‌ها خبررسانی کرده است”.

این سندیکا در ادامه بیانیه خود نوشته است: “پس از ۲ روز از غیر فعال ماندن بخش کارگری این خبرگزاری، این بخش با اخباری مربوط به مسائل عادی تامین اجتماعی و اخباری کاملا مدیریت شده به فعالیت خود ادامه داده است. در روزهای اخیر حمله و تهدید فعالین کارگری، حتی فعالین خانه پرستار، مدتی است در دستور کار قرار گرفته و امروز می بینیم که حتی اخبار سانسور شده کارگری که توسط خبرنگاران زحمتکش ایلنا منتشر می شود هم قابل تحمل برای مجموعه ای با دید امنیتی نیست. ما ضمن حمایت از کارگران فارسیت دورود که ۵ روز در خیابان های تهران آواره اند از خبرنگاران زحمتکش ایلنا نیز حمایت کرده و این برخوردهای غیر حرفه ای و امنیتی را محکوم می کنیم”.

اتحادیه آزاد کارگران ایران هم با انتشار خبر اخراج خبرنگاران بخش کارگری خبرگزاری ایلنا در سایت خود اعلام کرده است: “بخش کارگری ایلنا علیرغم اعمال محدودیتها وفشار از بالا در این مدت توجه ویژه ای به موضوع عدم امنیت شغلی و اخراج دسته جمعی کارگران وانعکاس بخشی از مبارزات واعتراضات کارگران نشان داده و اخبار و گزارش هایی را بدون تحلیل خاص وصرفا درچارچوب وظایف خبرنگاری منتشر کرده است که ظاهرا این مقدارانعکاس خبری را هم سیاستگذاران ایلنا نمی پسندند”.

خبرگزاری ایلنا مهم ترین منبع خبری درباره اخبار کارگران در ایران است.

No responses yet

Jun 22 2015

وزارت ارشاد ٦٠٠ “خانه مد” را در ایران شناسایی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفرانسه: در ایران، برگزاری هر “شوُی لباس” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” وابسته به وزارت ارشاد با صدور اطلاعیه‌ای از شناسایی خانه‌های مد (مِزون) در ایران خبر داده و گفته که قصد دارد با آموزش مسئولان این خانه‌ها، فعالیت آنها را “ساماندهی” کند.

در این اطلاعیه که در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده، آمده است: «تاکنون ٦٠٠ مزون فعال و مولد شناسایی شدند و به زودی برای حضور در جلسات کارشناسی دعوت می شوند.»

هدف این اقدام دولت ایران، «هویت‌بخشی به آثار ارائه شده در جامعه و نیز حمایت از تولیدکنندگان و طراحان داخلی» عنوان شده است.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” تأکید کرده که خانه‌های مد با ساماندهی، می‌توانند از مهم ترین مراکز ترویج «مد اسلامی و ایرانی» در جامعه باشند.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” ، زیر نظر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره و جلسات آن به صورت ماهیانه با حضور وزیر ارشاد برگزار می‌شود.

علی رغم تلاش جمهوری اسلامی، بر اساس گزارش‌های منتشر شده، روند تأسیس خانه‌های مد در ایران رو به افزایش است. اغلب این خانه‌های مد که به صورت “زیرزمینی” به فعالیت می‌پردازند، برنامه های ویژه ای با عنوان “شوُی لباس” دارند که گاهی شركت‌های تجاری نیز از این مزون ها پشتیبانی می‌كنند.

خبرگزاری مهر، چندی پیش گزارش داد که آخرین قیمت‌های برگزاری “شوی لباس” نشان می‌دهد كه برگزاری هر “شوُ” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

بر اساس این گزارش، در برخی از سایت‌ها هم بدون اینكه جنسیت مرد یا زن مشخص باشد، با ثبت نام اینترنتی مانكن جذب می‌كنند.

No responses yet

Jun 19 2015

وقتی که جای شاکی با متهم عوض می شود: دو مقام دانشگاه شیراز و یک دانشجو، در میان متهمان حمله به مطهری

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وکيل علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، از تعيين روز ۱۳ مرداد به عنوان تاريخ برگزاری دادگاه «۱۱ متهم» حمله به موکلش خبر داده و گفت که رئيس و معاون دانشگاه شیراز و «دانشجوی دعوت‌کننده» از آقای مطهری به سخنرانی در شیراز نيز جزء «متهمان» هستند.

به گزارش خبرگزاری تسنيم، مصطفی ترک همدانی، وکیل علی مطهری، روز جمعه، ۲۹ خرداد، خبر داد که دادگاه حمله به موکلش روز ۱۳ مرداد در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزايی شيراز برگزار خواهد شد.

به گفته آقای ترک همدانی، در اين پرونده برای «۱۱ متهم» کيفرخواست صادر شده است که سه نفر از «متهمان» رئيس دانشگاه، معاون دانشگاه و «دانشجوی دعوت‌کننده» از آقای مطهری هستند.

پیش از این نیز گزارش‌هایی درباره احضار رئیس و دو مسئول دانشگاه شیراز و همچنین دبیر تشکل دعوت‌کننده از علی مطهری به دادگاه منتشر شده بود.

در همین حال وکیل آقای مطهری نیز روز یک‌شنبه، ۱۶ فروردین، خبر داده بود که با وجود عدم شکایت او، مسئولان دانشگاه شیراز در پرونده حمله به موکلش متهم شناخته شده‌اند.

مصطفی ترک همدانی تاکید کرده بود: «ما معتقدیم دانشگاه شیراز مطابق مقررات کار کرده ‌است و قصوری نداشته که بخواهد به عنوان متهم شناخته شود.»

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، که روز ۱۸ اسفند ۹۳، برای سخنرانی در دانشگاه شیراز به این شهر سفر کرده بود در فرودگاه این شهر «با هجوم نیروهای لباس‌شخصی مورد ضرب‌وشتم» قرار گرفت و در نهایت مجبور به بازگشت به تهران شد.

پس از این اتفاق برخی از نمایندگان مجلس و همچنین شخصیت‌های سیاسی از عملکرد استانداری فارس در عدم برخورد با حمله‌کنندگان و لغو سخنرانی آقای مطهری انتقاد کردند.

با این حال محمد احمدی، استاندار فارس، ضمن دفاع از عملکرد خود، مسئولان دانشگاه شیراز را به دلیل توجه نکردن به مصوبه شورای تأمین این شهر و همچنین اطلاع ندادن ساعت ورود آقای مطهری به فرمانداری مقصر دانست.

در مقابل اما مجید ارشاد، رئیس دانشگاه شیراز، گفته بود که «توصیه شورای تأمین شهرستان شیراز» مبنی بر برگزار نشدن جلسه سخنرانی آقای مطهری، در هیئت نظارت بر تشکل‌های دانشجویی مطرح و رد شده است.

در همین حال علی مطهری نیز روز دوشنبه، ۲۵ اسفند ۹۳، در نامه‌ای به حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی وزیر کشور، مطالب مطرح شده درباره مصوبه «شورای تأمین» شیراز در مخالفت با سخنرانی او را تکذیب کرد.

اکبر صفوی، قائم مقام دانشگاه شیراز، نیز روز ۱۶ فروردین با «اعتراض شدید» به احضار رئیس و دو مسئول دانشگاه و دبیر تشکل دعوت‌کننده از علی مطهری به دادگاه گفته بود که «دوستان سیاسی و امنیتی» استان فارس از هویت حمله‌کنندگان به آقای مطهری اطلاع دارند.

آقای مطهری پیش از این تلویحا برخی از حمله‌کنندگان به خود را وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرده بود.

این نماینده مجلس روز پنج‌‌شنبه، ۲۰ فروردین، «برخی از اعضای شورای تامین استان» فارس و «افراد زیرمجموعه» آنها را متهم کرد که «ایجادکننده ناامنی» در شهر شیراز هستند و امنیت این شهر را «مخدوش می‌کنند».

وی پیش از آن نیز درباره عاملان حمله به خود گفته بود: «ظاهراً یک اصلِ پذیرفته شده بود؛ این افراد که از تجهیزات‌شان مانند موتورهای سنگین و گاز فلفل معلوم بود از کجا دستور گرفته‌اند.»

«موتورهای سنگین» معمولاً توسط نهادهای نظامی و نیروهای بسیج در ایران استفاده می‌شود.

از سوی دیگر وب‌‌سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، روز سه‌‌شنبه، ۱۸ فروردین، نوشته بود که «چهره‌های شناخته‌‌شده‌ای» از سپاه و بسیج شیراز «در میان حمله‌کنندگان» به خودروی حامل علی مطهری در فرودگاه شیراز بوده‌اند.

No responses yet

Jun 16 2015

مقامات ایران در اینستاگرام؛ از تصاویر کمیاب تا مذاکرات هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: اینستاگرام، شبکه اجتماعی اشتراک عکس، به بخش مهمی از زندگی ایرانیان در فضای مجازی بدل شده است. دولتمردان ارشد، چهره‌های سرشناس و شهروندان عادی، همگی نمایی از زندگی روزمره خود را در این سایت به اشتراک می‌گذارند.

اینستاگرام بر خلاف دو شبکه اجتماعی محبوب دیگر، توئیتر و فیس‌بوک، در ایران فیلتر نیست و دسترسی به آن آزاد است.

البته با وجود ممنوع بودن توئیتر و فیس‌بوک، سران جمهوری اسلامی مثل آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران و حسن روحانی رییس جمهور بطور مرتب و فعال از این دو شبکه‌ استفاده می‌کنند.

اما مردم عادی برای دسترسی به این سایت‌ها و مثلا یوتیوب از شبکه‌های مجازی خصوصی (VPNs) یا روش‌های دیگر استفاده می‌کنند تا فیلترینگ را دور بزنند.

با اینکه بحث درباره محدود کردن دسترسی به محتوای نامطلوب اینستاگرام در جریان است، سیاستمداران ایرانی بطور فزاینده‌ای از آن برای ارتباط برقرار کردن با عامه مردم استفاده می‌کنند و بحث‌ در باره موضوعات مختلف را به میان مردم می‌برند.
فیلترینگ هوشمند

گفته می‌شود نیمی از جمعیت ۷۸ میلیونی ایران از اینترنت استفاده می‌کنند و اخیرا یکی از مقامات ایران گفته که ایرانی‌ها بطور متوسط روزانه نه ساعت در شبکه‌های اجتماعی وقت صرف می‌کنند.

چنین محبوبیتی با خود نگرانی از آنچه در این شبکه‌ها منتشر می‌شود را به همراه می‌آورد.

در این میان، اینستاگرام مشمول فیلترینگ هوشمند است، حذف محتوای نامطلوب بدون مسدود کردن کامل دسترسی.

بر اساس تحقیق گلوبال وُیس آنلاین، یک شرکت غیر انتفاعی که مقر آن در آمستردام هلند است، اینستاگرام در ایران با استفاده از یک شبکه فیلترینگ به نام Deep Packet Inspection مسدود می‌شود.

آنچه شامل فیلترینگ می‌شود عبارت است از مد در ایران، چهره‌های سرشناس (سلبریتی) غربی و ستاره‌‌های ایرانی ساکن خارج کشور.

کاربران معروفی که در داخل ایران زندگی می‌کنند و بعضی از آنها بیش از یک میلیون پیگیر (follower) دارند از این فیلترینگ در امانند.

از این رو اینستاگرام فضایی بی‌هزینه و بشدت پرطرفدار برای سیاستمداران ایرانی فراهم می‌کند تا دیدگاه های خود را مطرح کنند.

در اینستاگرام حساب‌های کاربری منسوب به عالی‌ترین مقامات ایران وجود دارد، از رهبر ایران گرفته تا رییس جمهور، رییس مجلس، و روسای جمهور سابق مثل اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد.

برخی از نمایندگان مجلس هم کاربر اینستاگرام هستند و گاهی بحث‌های داغی در باره مسائل روز راه می‌اندازند.
نمایش ساده زیستی

دفتر بیت رهبر ایران حضوری فعال در اینستاگرام دارد. صفحه منسوب به آیت الله خامنه ای، مرتب بروز می‌شود و حدود سیصد هزار پیگیر دارد.

گروهی که این صفحه را اداره می‌کنند دیگر حساب‌های کاربریِ منسوب به رهبر ایران را هم مدیریت می‌کنند، از جمله یک صفحه ویدئوی اختصاصی که حدود صد هزار پیگیر دارد.

در حساب کاربری khamenei_ir”، عکس‌هایی با سبکی خاص از زندگی روزمره رهبر ایران منتشر می‌شود. در زمان سخنرانی‌های مهم، معمولا ویدئوهای تدوین نشده‌ای از اظهارات ایشان در اینستاگرام منتشر می‌شود.

در مواقع دیگر، عکس‌ و توضیحاتی که به مسائل روز ربط دارند منتشر می‌شود.
“همان زیلوی ساده همیشگی حسینیه امام خمینی”

بعنوان مثال، در حالی که انتقاد از هزینه زیاد نوسازی آرامگاه آیت‌الله خمینی مطرح بود، یکی از پست‌های این حساب کاربری خود را به سر خط خبرها رساند، تصویری که بر ساده زیستی آیت الله خامنه‌ای تاکید می‌کرد با این توضیح: “همان زیلوی ساده همیشگی حسینیه امام خمینی”.

ویدئوهای حساب کاربری آیت الله خامنه‌ای نیز اخیرا باعث حرف و حدیث‌های زیادی شد. گفته شد تیم گرداننده این حساب از یک نقص سیستم اینستاگرام استفاده می‌کند تا ویدئوهایی طولانی‌تر از ۱۵ ثانیه منتشر کند، در حالیکه اینستاگرام اجازه انتشار به ویدئوهای طولانی‌تر از ۱۵ ثانیه نمی‌دهد.

حساب کاربری دیگری که حساب آیت الله خامنه‌ای به آن پیوند (لینک) دارد، حساب آیت‌الله خمینی است که اخیرا بسته شدن موقت آن باعث جنجال زیادی شد. چند روز بعد اینستاگرام بخاط این “اشتباه” اظهار “تاسف” کرد که مشروح موضوع را می‌توانید اینجا بخوانید.
امید و استقامت

حسن روحانی رییس جمهور از اینستاگرام برای مطلع کردن حدود ۲۳۰ هزار کاربری که پیگیر فعالیت‌هایش هستند استفاده می‌کند و گاهی هم عکس‌هایی در آن منتشر می‌شود که مقررات رسمی رسانه‌ای ایران را نقض می‌کند.

او در ماه فوریه، ممنوعیت رسانه‌ای محمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب سابق را نقض کرد و تصویری از خودش را که کنار آقای خاتمی نشسته بود در اینستاگرام منتشر کرد، به همراه پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت مادر آقای خاتمی.

دوم آذر ۹۳، (۲۳ نوامبر ۲۰۱۴)، شبی که فردایش مهلت مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرت‌های بزرگ به پایان می‌رسید، آقای روحانی تصویری از خود را در اینستاگرام منتشر کرد که در پس زمینه آن کلمه “امید” نقش بسته بود. فردای آن روز ایران و قدرت‌های جهانی توافق موقت خود را درباره موضوع هسته‌ای اعلام کردند.

با وجود مخالف‌های شدید تندروهای ایران با مذاکرات هسته‌ای، در اینستاگرام آقای روحانی عکسی از او در آرامگاه آیت الله خمینی منتشر شد که نشان می‌داد طرفدارانش در حمایت از او پلاکاردهایی به رنگ بنفش، رنگ تبلیغات انتخاباتی آقای روحانی، در دست داشتند. در همین مراسم برخی افراد سعی در بر هم زدن سخنرانی آقای روحانی کرده بودند.
مذاکرات هسته‌ای

اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و منتقدان آنها همگی حضوری فعال در اینستاگرام دارند.

در جلسه غیر علنی مجلس ایران در باره مذاکرات هسته‌ای در روز سوم خرداد، برخی از نمایندگان تندوری مجلس با افشای برخی از گفتگوهای این جلسه، تلاشی رسانه‌ای را علیه این مذاکرات آغاز کردند که بر خلاف آیین نامه محرمانه نگهداشتن این جلسات بود.

جواد کریمی قدوسی نماینده تندروی مشهد در مصاحبه خبرگزاری فارس از قول عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران نقل کرد که ایران با “بازرسی مدیریت شده” از تاسیسات نظامی‌اش موافقت کرده است.‌

مهدی کوچک و حمید رسایی، دو نماینده تندروی دیگر نیز در اینستاگرام مذاکره‌کنندگان هسته‌ای را هدف حملات خود قرار دادند.

آقای رسایی پرسش‌های بی‌پاسخ خود از محمد جواد ظریف وزیر خارجه و عباس عراقچی معاونش را در اینستاگرام منتشر کرد.

این سوالات مذاکره‌کنندگان را به نادیده گرفتن دغدغه‌های رهبری در زمینه مذاکرات متهم می‌کرد.

پاسخ آقای عراقچی هم در اینستاگرام منتشر شد. او با انتشار عکسی از گزارش خبرگزاری فارس، نوشت: “جز آنکه آقای کریمی قدوسی و خبرگزاری فارس را به خداوند بزرگ واگذار نمود چه می‌توان کرد؟”

حمید بدیعی نژاد دیگر مذاکره کننده هسته‌ای ایران هم معمولا توضیحات مفصلی درباره مذاکرات هسته ای در اینستاگرام منتشر می‌کند. او با مخاطبانش فعالانه در تعامل است و گاهی به اظهارنظرهای آنها پاسخ می‌دهد.

No responses yet

Jun 15 2015

سانسور و تهدید خبرنگار همشهری از سوی یاران روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

خودنویس: خبرنگار همشهری که روز شنبه هنگام طرح سوال از روحانی، با مزاحمت مقام‌های ریاست جمهوری مواجه شده و بعدا در اینستاگرام نسبت به این مساله اعتراض کرده بود، تحت فشارهای بیشتری قرار گرفته است.

بر اساس خبری که ابتدا روی جهان‌نیوز منتشر و سپس حذف شد، رضا سیفی خبرنگار روزنامه همشهری وقتی هنگام سوال از رییس جمهوری، تحت فشار قرار گرفت و حتی به پایش لگد زدند، پس از انعکاس این مساله در صفحه اینستاگرام شخصی‌اش، هم مجبور به حذف پست شد و هم او را تهدید به اخراج از تحریریه همشهری کردند.

سیفی در اینستاگرام خود نوشته [2] بود: «درجریان سوال دیروزم از رئیس جمهور در نشست خبری، اتفاق عجیبی رخ داد که حیرتم از دولت تدبیر را بیشتر کرد! سوالم درباره قوانین معطل مانده‌ای بود که نیاز به پول و ربطی به تحریم ندارد و دولت آنها را اجرا نمی‌کند. مشغول خواندن سوال و ذکر نمونه هایی از قوانین اجرا نشده از سوی دولت بودم که یکی از مسوولان برگزار کننده نشست خبری که کنارم روی صندلی‌های ردیف جلو نشسته بود با لگد به پایم زد تا سخنانم را قطع کنم!!! خانم قیومی رئیس مرکز ارتباطات، اطلاعات و تبلیغات دفتر رئیس جمهور هم آرام طوری که صدایش را دیگران نشنوند اصرار می کرد که دیگر بس است و سوال‌ات را تمام کن!!!»

سایت جهان نیوز این داستان را روایت کرد، اما ظاهرا پس از انتشار این پست در سایت جهان نیوز، پرویز اسماعیلی از نهاد ریاست جمهوری، مدیران همشهری و این خبرنگار را تحت فشار قرار دادند که اگر پست و خبر جهان نیوز حذف نگردد، سیفی از تحریریه همشهری اخراج خواهد شد.

به این ترتیب، تلاش تیم روحانی برای ساکت کردن این خبرنگار، ظاهرا موثر واقع شده است.

گزارش تلویزیون جمهوری اسلامی از ماجرای لگد یکی از اعضای تیم رسانه ای روحانی به خبرنگار همشهری! [3]

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .