اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سانسور'

Aug 04 2015

نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی فعال اینترنتی: گفتند چون ۴ میلیون لایک دارید امنیت ملی را برهم زدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

کمپین حقوق بشر: نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی یکی از متهمین پرونده هشت فعال فیسبوکی که در سال ۹۲ در دادگاه بدوی مجموعا به بیش از ۱۲۷ سال حبس محکوم شده بودند و خودش در دادگاه بدوی به ۷ سال زندان محکوم شد به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که در زمان بازداشت اجازه دسترسی به وکیل نداشته است، در خصوص زندگی خصوص غیر مرتبط با موضوع بازداشت بازجویی شده است، و به جرائمی متهم شده است که هیچ وقت آنها را انجام نداده است.

نغمه شاهی‌سوندی، یکی از ادمین‌های چند صفحه‌های اینترنتی پرطرفدار بودند که خود به تولید محتوا اقدام نمی‌کردند بلکه مطالبی را پر طرفدار بودند از سایت های و صفحات دیگر شبکه‌های اجتماعی روی صفحات خود قرار می دادند. او با اشاره به این مورد که صفحه‌های تحت مدیریت آنها فاقد محتوای سیاسی و نقد حکومت بود تعداد این صفحه ها را هشت عدد عنوان کرد و گفت: «خیلی‌ از صفحه‌ها سیاسی نبود. مثلا صفحه سهراب سپهری، زبان فارسی، مسوولین رسیدگی کنند، چو ایران نباشد تن من مباد و سایر صفحه‌ها. اصلی‌ترین صفحه‌ای که دربازجویی‌های من بیشتر مورد توجه بود،‌صفحه مسوولین رسیدگی کنند(این چه وضعش است،‌مسوولین رسیدگی کنند) و صفحه چون ایران نباشد تن من مباد، بود. همین دو صفحه هم حالت شهروند خبرنگاری داشت که ما اطلاعات درون زندان را جمع آوری می‌کردیم و از طریق این صفحه‌ها منتشر می‌کردیم. در حدود چهار میلیون لایک هم داشت این صفحه‌ها. می‌گفتند شما چون چهار میلیون لایک دارید نظم و امنیت ملی را برهم زدید. البته این صفحه‌ها الان دیگر وجود ندارند.»

این فعال فیس‌بوکی بعد از ۷۵ روز بازداشت در سال ۹۲ در بند ۲الف زندان اوین با وثیقه ۱۷۰ میلیون تومانی آزاد شد و در دادگاهی که در تاریخ ۲۵ فروردین ۹۳ تشکیل شد به ۷ سال زندان بابت اتهام‌های توهین به رهبری، توهین به بنیان‌گذار جمهوری اسلامی، تبانی علیه نظام، پخش تصاویر مستهجن از طریق سامانه‌های رایانه‌ای و همچنین ۹۱ روز زندان به اتهام‌ پخش تصاویر مبتذل، محکوم شد.

وی همچنین در مورد چگونگی شناسایی و بازداشت به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت : «حساب‌هایی که ادمین صفحه‌ها بودند همه با نام‌های مستعار فعالیت‌ می‌کردند اما ادمین‌ها با حساب‌های حقیقی خودشان در همان صفحه‌ها کامنت می‌نوشتند. شاکی خصوصی پرونده هم درواقع از همین کامنت‌ها شکایت کرده بود. درواقع وقتی یکی از بچه‌ها به دلیل شکایت بایت همین کامنت‌ها بازداشت شد در تحقیقاتی که کردند،‌ یعنی با هک کردن و به دست آودن حساب‌های کاربری ایشون متوجه شدند که همین فرد ادمین این حساب‌ها نیز هست.»

به گفته این فعال فیس‌بوکی مقامات قضایی نشر کاریکاتورهایی از سران کشور یا آیت الله خمینی را از مصادیق پخش تصاویر مبتذل قلمداد کردند: «ما کارتون‌هایی که در اینترنت بود را بازنشر می‌کردیم و خودمان چیزی تولید نمی‌کردیم. نهایتا عکس تعدادی از سران نظام را در کنار هم قرار می‌دادیم و یک متنی را به مناسبت‌های مختلف (مثلا وقتی کسی اعدام می‌شد) روی آن می‌نوشتیم. در واقع ما ادمین چند صفحه فیس بوکی بودیم که به صورت شهروند خبرنگار، اتفاق‌هایی که در ایران رخ می‌داد را در صفحه‌هایی که در اختیارمان بود منتشر می‌کردیم. فکر نمی‌کنم حتا از نظر ادبیاتی هم که استفاده می‌شد کار ما تبانی علیه نظام بود چون تنها صفحه‌ ما نبود که این کار را می‌کرد.»

خانم شاهی‌سوندی‌شیرازی در مورد چگونگی بازداشت خود به کمپین گفت: «زمانی که من بازداشت شدم نتوانسته بودم با خانواده دوستانی که قبل از من بازداشت شدند ارتباط برقرار کنم برای همین دقیق نمیدانم چه اتفاقی افتاد اما وکیل یکی از همکارانم به من گفت که همه صفحه‌های ما تحت کنترل مامورین امنیتی بود و البته یک شاکی خصوصی از شیراز نیز داشتیم. این شاکی خصوصی از اعضای تیم سایبری سپاه بود. من البته روز دادگاه تجدید نظر به دادگاه نرفتم اما میدانم یک تیمی از سپاه آمده بودند در دادگاه به عنوان نماینده شاکی خصوصی. قاضی پورعرب که قاضی تجدید نظر ما بود قصد داشت به ما کمک بکند ولی این اجازه را به او ندادند.»

این فعال فیس‌بوکی در مورد نحوه شناسایی و بازداشت خود گفت: «ما با اسم خودمان ادمین نبودیم، اما متاسفانه بچه‌ها بی احتیاطی کردند. حساب‌هایی که ادمین صفحه‌ها بودند همه با نام‌های مستعار فعالیت‌ می‌کردند. اما ادمین‌ها با حساب‌های حقیقی خودشان در همان صفحه‌هایی که مدیریت آن را بر عهده داشتند کامنت می‌نوشتند. شاکی خصوصی هم درواقع از همین کامنت‌ها شکایت کرده بود. درواقع وقتی یکی از بچه‌ها به دلیل شکایت بایت همین کامنت‌ها بازداشت شد در تحقیقاتی که کردند،‌ یعنی با هک کردن و به دست آودن حساب‌های کاربری آنها متوجه شدند که همین فرد ادمین این صفحه نیز هست. ما با هم ارتباط داشتیم و از همین طریق توانسته بودند همه ما را پیدا کنند. یعنی این فرد شاکی خصوصی از سپاه می‌آمد به ادمین فحش می‌داد در صفحه و در همان کامنت‌ها بحث در می‌گرفت و اگر بچه‌ها با حساب‌های واقعی خودشان پاسخ نمی‌دادند و درگیر نمی‌شدند هویت آنها لو نمی‌رفت.»

شاهی‌سوندی‌شیرازی با اشاره به این نکته تا زمان دادگاه تجدید نظر به او اجازه گرفتن وکیل نداده بودند، در مورد آگاهی قاضی دادگاه نسبت به جرائم اینترنتی و آشنایی با فضاهای مجازی در اینترنت گفت: «من وکیل نداشتم، درواقع تا دادگاه تجدید نظر به من اجازه گرفتن وکیل ندادند که آن زمان هم من به دادگاه نرفتم. قاضی پرونده ما هم قاضی مقیسه بود. ایشان هم هیچ گونه اطلاعاتی از کامپیوتر و اینترنت ندارند. چرا که اگر به علوم کامپیوتر و جرائم اینترنتی آگاه بود هیچ وقت پخش کاریکاتورهایی که در آنها آقای جنتی یا خامنه‌ای مورد نقد قرار گرفته بود را مصداق پخش تصاویر مستهجن نمی‌دانستند. تصاور مستهجن یعنی تصاویری که ۱۸+ هستند نه این صفحه‌هایی که همه می‌شناختند و کاربر آنها بودند. ما حتی یک عکس مستهجن هم نداشتیم.»

خانم شاهی‌سوندی که در دادگاه بدوی به هفت سال زندان محکوم شده است در خصوص اینکه برای تحویل دادن رمز‌های تمام حساب‌های کاربریش به مامورین امنیتی تحت فشار گذاشته شده است به کمپین گفت:« اینقدر تحت فشار بودم که رمز‌هایی که حفظ نبودم را تلاش می‌کردم دقیق و دانه به دانه به یاد بیاورم و می نوشتم. آنها همه رمزها را تست می‌کردن و اگر یکی را اشتباه می‌دادم با من برخود می‌شد. من وقتی متوجه بازداشت‌ها شدم حساب‌های خود را به کسی خارج از ایران دادم ولی وقتی بازداشت شدم متوجه شدم که شنود می‌شدم چون به من گفتند چرا اطلاعات حساب خود را به خارج از کشور منتقل کردم. من این اطلاعات را به یکی از افراد نزدیک به خودم در خارج از کشور فرستاده بودم. روزی که بازداشت شدم چاپ شده همه و اس.ام.اس‌های من را داشتند.»

نغمه شاهی‌سوندی‌شیرازی با اشاره به اینکه «بیشتر زمان بازجویی ها هم در مورد مسائل خصوصی» زندگی‌اش بودعنوان کرد: «به حریم خصوصی همه ما نفوذ کرده بودند. تمام زندگی کل فامیل من را می‌دانستند چه افراد فامیل و چه کسانی که در فیس بوک با من دوست بودند. بیشتر زمان بازجویی ها هم در مورد مسائل خصوصی من بود. من را تحت فشار قرار داده بودند که نام باقی ادمین‌ها را بگیرند و تحت فشار قرار داده بودند که بر ضد دیگران اعتراف کنم. حتا ما را رو در رو کردند و در فیلم برداری هایی که از من کردند این را از من می‌خواستند. همین الان هم دارند از صفحه‌های ما استفاده می‌کنند و چون در دسترس ما هم نتوانستیم آنها را ببندیم. بازجو خودش به من میگفت که پسرها رو کتک میزنند. برخودشان با من از نظر فیزیکی خیلی بهتر از سایرین بود اما در کنارش از نظر روحی خیلی شدیدتر با من برخورد کردند. من چون مادر دو فرزند هستم هر روز یک خبری از فرزندانم به من میدادند و روان من را به هم میریختند، خیلی حرفهای کثیفی به من میزدند.»

به گفته این فعال اینترنتی وی هیچ آشنایی با مسائل حفظ امنیت و فعالین ناشناس در شبکه اینترنت نداشت و برای استفاده دور زدن سیستم فیلترینگ کشور از وی.پی.ان‌هایی که در بازار سیاه ایران به فروش می‌رسد که هزینه آن از طریق شبکه بانکی پرداخت می‌شود، استفاده کرده است. با توجه به اینکه این نوع سرویس‌های فیلترشکن در داخل کشور و در دسترس نهادها و مسوولین امنیتی است، امکان این که مکاتبات و ارتباطات کاربران در دسترس نهادهای امنیتی قرار بگیرد وجود خواهد داشت.

خبرگزاری ایرنا روز یک شنبه ۲۲ تیرماه خبر داده بود که « شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب هشت جوان فعال در فیس بوک را به اتهاماتی از جمله اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی، فعالیت تبلیغی علیه نظام، توهین به مقدسات، توهین به سران قوا و توهین به اشخاص مجموعا به حدود ۱۲۷ سال حبس» محکوم کرده است.

No responses yet

Aug 03 2015

توقیف “۹ دی”، تذکر به “کیهان” و “رجانیوز”

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: هفته‌نامه تندروی “۹ دی” به دلیل آنچه که “رعایت نکردن مصوبه شورای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای” عنوان شده از سوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد. روزنامه کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز تذکر گرفتند.

خبرگزاری‌های ایران روز دوشنبه (۱۲ مرداد/ ۳ اوت) از توقیف هفته‌نامه “۹دی” خبرداده‌اند. علت توقیف رعایت نکردن توصیه‌های شورای عالی امنیت ملی درباره توافق هسته‌ای وین میان ایران و گروه ۵+۱ اعلام شده است.

حسن کامران، نماینده مجلس و هیأت نظارت بر مطبوعات به خبرگزاری فارس گفت، هفته‌نامه “۹ دی” با اکثریت آرای هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد. به گفته کامران، این نشریه به دلیل رعایت نکردن مصوبه شوای عالی امنیت ملی درباره مسائل هسته‌ای توقیف شد.

اخیرا گزارش‌هایی درباره دستورالعمل “خیلی محرمانه” وزارت ارشاد به رسانه‌ها در فضای مجازی منتشر شد که در آن با استناد به “مصوبات شورای عالی امنيت ملی” از رسانه‌ها خواسته شده از انتشار مطالبی در نقد و مخالفت با توافق هسته‌ای خودداری کنند.

وزارت ارشاد تاکنون ارسال چنین دستورالعملی به رسانه‌ها را تایید نکرده اما ۱۸ تن از نمایندگان مجلس در تذکری به علی جنتی، وزیر ارشاد اعلام کردند که “پی‌گیری‌های آنها نشان داده است شورای عالی امنیت ملی هیچ مصوبه‌ای در خصوص محدودیت رسانه‌ها و تمجید موضوع موافقت نامه نداشته است”.

صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته‌نامه “۹ دی”، حمید رسایی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی است. رسایی از تندروهای جناح اصول‌گرا و از مخالفان سرسخت مذاکرات هسته‌ای و توافق وین است.

او هم‌چنین از چهر‌ه‌های شاخص گروهی به نام “دلواپسان” است که در دو سال گذشته و به موازات مذاکرات هسته‌ای، علیه این مذاکرات و توافق با غرب در فعالیت و تلاش بودند. غلامحسین الهام، محمدعلی رامین، مرتضی آقا تهرانی، وحید یامین‌پور، اسماعیل کوثری، محمود نبویان، مهرداد بذرپاش، جواد کریمی قدوسی و مهدی کوچک‌زاده دیگر اعضای گروه “دلواپسان” هستند.

برخی نکات آخرین شماره ۹ دی

هفته‌نامه “۹ دی” در آخرین شماره خود درباره توافق وین نوشته است: «هر قدم ظریف، صد کیلوگرم ذخیره اورانیوم را نابود کرد.»

به گزارش ایرنا، این هفته‌نامه در مطلب دیگری درباره دولت روحانی نوشته است: «زمانی که وزرایی با ثروت‌های چند صد میلیارد تومانی در دولت روحانی مشغول به کار شدند و فردی چون بیژن زنگنه که پرونده‌های مفاسد رسواکننده کرسنت و استات اویل به دوره وزارت او در دولت خاتمی برمی‌گردد، دوباره به سطح وزارت رسید، می‌شد حدس زد که بار دیگر دوره رونق مفاسد اقتصادی رسیده است…»

هفته نامه “۹ دی” همچنین علیه علی‌اکبر ولایتی، مشاور ارشد آیت‌الله خامنه‌ای و نقش او در پیروزی حسن روحانی و مذاکرات هسته‌ای نوشته است: «… علاوه بر نقش‌آفرینی علی‌اکبر ولایتی برای ریاست جمهوری بدل آقای رفسنجانی [روحانی]، وی در ماجرای قطعنامه ۵۹۸ هم در راستای سیاست آقای رفسنجانی و به سازش کشاندن امام و رزمندگان و تحمیل جام زهر به ایشان فعال بود…»

به گزارش ایرنا در مصوبه هیات نظارت بر مطبوعات درباره نشریه “۹ دی” آمده است، «به دلیل انتشار این مطالب و مطالب مشابه و همچنین بی توجهی به شش تذکر هیأت در یکسال گذشته، این نشریه، توقیف و پرونده آن به دادگاه ارجاع شود».

هفته‌نامه “۹ دی” پیش از این سه بار توقیف شده اما هر بار پس از مدت کوتاهی فعایت خود را از سر گرفته است. این نشریه آخرین بار در بهمن‌ماه ۱۳۹۳ توقف شده بود.

علاوه بر توقف هفته‌نامه ۹ دی، روزنامه‌ی کیهان و وبسایت “رجانیوز” نیز به دلیل انتشار مطالبی دربراه توافق هسته‌ای وین از هیات نظارت بر مطبوعات تذکر گرفته‌اند. هر دوی این نشریات توسط تندروهای مخالف توافق هسته‌ای اداره می‌شوند.

No responses yet

Jul 04 2015

وزارت ارشاد مدرکی مبنی بر توقیف فیلم به کارگردان نمی‌دهد’؛ گفت‌وگو با محمد شیروانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد شیروانی فیلمساز مستقلی است که سال هاست در گوشه و کنار- غالباً بی سر و صدا- به کار خودش ادامه می دهد؛ با وجود موفقیت جهانی اولین فیلم بلندش، ناف، باز فیلم کوتاه و مستند می سازد و اساساً پیرو راه‌های از پیش تائیدشده نیست.

او طی ۱۸سال گذشته ۱۸ فیلم کوتاه و بلند ساخته که این فیلم ها علیرغم موفقیت در جشنواره های جهانی (نظیر جایزه جشنواره روتردام برای “لرزاننده چربی”)، هیچ گاه نمایش های درخوری در ایران نداشته اند. محمد شیروانی در اعتراض به این وضعیت تمام فیلم های خود را بر روی وبسایت شخصی اش قرار داده است.

گفت و گوی زیر درباره این اقدام اوست.

— آقای شیروانی تا به حال اتفاق نیفتاده بود که فیلمساز شناخته شده ای در ایران همه فیلم هایش را بر روی اینترنت قرار دهد. قبل از این که به چرایی این اتفاق و مساله مجوز نگرفتن در سوال های بعدی برسیم، چرا اینترنت را انتخاب کردید؟ فکر می کنید این شکل راه مناسبی برای رسیدن به مخاطبانتان است؟

شرایطى که من در آن به سر مى برم راه دومى را پیشنهاد نمى داد. اما چرا اینترنت؟ با اینکه استفاده از فضاى مجازى در ایران هنوز جا دارد تا فراگیر شود اما به نظرم نسل جوان ایران با تمام محدودیت مضاعفى که در این فضا نسبت به سایر کشورها متحمل است پا به پا خود را به روز نگه داشته و کاربر اصلى فضاى مجازى است. این نسل نوستالژى ندارد و نگاه من و تو و یا هر سینه فیلى را به سالن سینما ندارد. چشم باز کرده به جهان دیجیتالى و اسباب بازى او موبایل و تبلت و گیم پلیر بوده است. حتی دیگر مخاطب دى وى دى نیست. مفهوم انتظار براى او مدت زمان دانلود است. حالا خودت ببین چقدر در مقایسه، صبورى ١٨ ساله عمیق و فاخر من براى انتشار فیلم هایم در ایران، امروز بى معنى و احمقانه جلوه می کند.

— نوشته اید به این بی عدالتی اعتراض دارید…

یک بار براى همیشه لازم می دانم که در مورد بى عدالتى و اعتراض و آگراندیسمانى که از این حرکت شخصى اتفاق افتاد صحبت کنم. در شرایطى که اختلاس هاى وحشتناک اقتصادى در کشورم اتفاق مى افتد و در مقابل کمر مردم زیر بار فقر و تورم و تحریم خم شده، استفاده از واژه انتزاعى عدالت یا بى عدالتى از سوى من در واکنش به وضعیت ام، حال هر قدر بحرانى اما در مقایسه با وضعیت مردم، سانتى مانتال به نظر می رسد.بخصوص که کلمه عدالت در ١٠ سال گذشته بسیار مصرف شده و هر آن چیزى که بیش از اندازه مصرف شود کارکرد اولیه خود را نخواهد داشت و مبتذل است. ولى در مقایسه با فیلمسازان نفتى، سخن از بى عدالتى ناچیز است.

یادم آمد سال‌ها پیش قرار بود دانمارکى ها مرورى بر آثار من داشته باشند و همزمان شد با داستان کاریکاتوریست دانمارکى و اساعه ادب به پیامبر که منجر شد به تحریم موقتى دانمارک از سوى ایران. خب مشخص بود که در آن برهه دانمارک مترادف اسرائیل بود و من از جشنواره آنها انصراف دادم. همان هایی که نمی خواستند سر به تن ما باشد شروع کردند در مطبوعات داخلى ضمن قدردانى از من و چند نفر دیگر که به دانمارک نرفته بودند از ما چهره اى انقلابى و متعهد ساختند و دست آخر ریس جمهور نیز چک پنج میلیونى به عنوان هدیه به ما دادند که من آن را نپذیرفتم و خواستم تا به مستمندان خانه سینما تعلق بگیرد. در صورتی که به یک میلیون تومان آن هم محتاج بودم. خب نه آن پول حق من بود نه آن چهره اى که از من ساخته بودند چهره من.

— همه فیلم‌ها را به وزارت ارشاد ارائه کرده اید و جواب رد شنیده اید؟ چه دلیلی برای توقیف رسمی – یا غیر رسمی – آنها ارائه شده؟

ارشاد مدرکى مبنى بر توقیف به کارگردان یا تهیه کننده نمى دهد. در مواردى که امیدى به اصلاح فیلم وجود دارد لیست اصلاحیه ها را می دهند. به عنوان مثال “ناف” و “آبادان” مانى حقیقی در سال ١٣٨١ دچار توقیف شدند. “آبادان” ٣٣ مورد اصلاحى گرفت اما در مورد “ناف” اصلا با من وارد گفت وگو نشدند چون قابل اصلاح نبود. یا “لرزاننده چربى” در سال آخر ارشاد دولت احمدى نژاد ساخته شد. فیلمنامه که مشکل حادى نداشت. بعد از ٤ بار رد کردن فیلمنامه نماینده شورا کاغذى به من داد که روى آن نوشته شده بود: زیادى روشنفکرى، فاقد ارزش‌ها، فاقد پیام مشخص و فاقد اولویت ها!

در واقع نتوانسته بودند ایرادى از فیلمنامه بگیرند؛ فقط آن را نفهمیده بودند. نماینده شورا را شناختم؛ او سالها در فیلم هاى جنگى دهه شصت نقش رزمنده هاى خوش سیما را بازى می کرد که در تمام فیلم ها شهید می شد و هر بار اشک مرا در می آورد.

— فیلم های شما غالباً لایه های اجتماعی دارند و نه سیاسی. فکر می کنید مشکل مجوز آنها از همین لایه های اجتماعی نشات می گیرد؟

همان طور که خودت اشاره کردى من فیلمساز سیاسی نیستم و نمی توانم براى جامعه نسخه اى رهایی بخش صادر کنم، وقتى هنوز از بند گرفتاری هاى فردى رها نشده ام. اما این به معنى انفعال یک ناظر بى طرف نیست و آزادگى و حقیقت طلبى دو رکن مهم زندگی من بوده که تا به حال آن را معامله نکرده ام و ترجیح داده ام که آن را زندگى کنم.

اما بسیار دیده ام کسانى را که نشسته اند بر روى صندلى امن و درباره آزادگى و حقیقت مانیفست ها داده اند. هر چند دسته دوم شاید باهوش‌ترند. من علاقه اى نداشته و ندارم که تبدیل به قهرمان ملى شوم. ترجیح می دهم سختى کار در ایران را به دوش بکشم و همچنان فیلم بسازم و فیلم هایم ارتباط مستقیم داشته باشد با زیستى که تجربه می کنم. کیست که به سانسور و بى عدالتى اعتراض نداشته باشد اما از همه مهم‌تر حال روحى و روانى هنرمند است که هر از چند گاهى به خانه تکانى احتیاج دارد. ٩ فیلم کوتاه و نیمه بلند، ٧ مستند بلند و ٢ فیلم سینمایی در طول ١٨ سال گذشته ساخته ام که ٢ فیلم کوتاه و ٢ مستند بلند و ٢ فیلم بلند سینمایی ام اجازه نمایش ندارند و ١٢ فیلم دیگر مشکلى ندارند و چند تک نمایش در گوشه کنار کشور داشته اند.

گروه هنر و تجربه سال گذشته فیلم “صفر بیست و یک” من را براى اکران تقاضا کرد و در مقابل من، بحث پیگیرى رفع توقیف “لرزاننده چربى” را در دولت روحانى وسط کشیدم و آنها گفتند اگر “صفر بیست و یک” را در اختیار آنها بگذارم در عوض مجوز “لرزاننده” را خواهند گرفت اما خب خبرى نشد.

— فیلم‌های شما موفقیت های قابل توجهی در خارج از ایران داشته اند و منتقدان شناخته شده ای هم درباره آنها نوشته اند. در داخل ایران چطور؟ وقتی فیلم ها نمایش نداشته اند، آیا در نمایش های محدودشان مورد توجه منتقدان داخل ایران قرار گرفته اند؟

منتقدان ایرانى این روزها ترجیح می دهند والیبال و فوتبال را تحلیل کنند. حق هم دارند.

— بابت اجازه دانلود هر فیلم در وبسایت مبلغ کمی از تماشاگران خواسته اید. فکر می کنید این کمک خواهد کرد تا بخشی از مخارج فیلم ها را جبران کنید یا این که صرفاً برای حرفه ای تر شدن مخاطب از آنها خواسته اید پول پرداخت کنند؟

اینکه در وبسایت شخصى ام مبلغى اندک را درنظر گرفتیم بیشتر جنبه نمادین و آموزشى داشت تا مردم دست از عادت همیشگى بردارند و به حقوق مؤلف احترام بگذارند. اگر مؤلف اثرش را بدون هیچ امنیتى بى واسطه در اختیار مردم قرار می دهد و درخواستش بدون هیچ تحکمى از مردم این است که شما فیلم را براى تنها خودتان دانلود کنید، طبیعى است که مردم پاسخ احترام را با احترام می دهند و این بزرگ ترین درسی بود که آنها به من دادند.

وبسایت ما تا سه ماه دیگر آماده می شد اما اگر زودتر از موعد فیلم ها را منتشر کردیم به خاطر این بود که متوجه شدیم یک سایت ایرانی فیلم “لرزاننده چربی” را با کیفیت پایین براى دانلود گذاشته است و در آن لحظه در موقعیتى قرار گرفتم که فیلم اول سینمایی ام “ناف” دچار قاچاق گسترده شد و در پیاده روها فروخته شد. انگار بچه ات را از تو دزدیده اند و نمی خواستم دوباره آن موقعیت تکرار شود.

اما سایت نیمه کاره ما نتوانست ترافیکِ کاربران در روزهاى اول را به درستى پاسخگو باشد و تعداد زیادى از کاربران را کلافه کرد و تعداد زیاد دیگرى ریزش مخاطب داشتیم.

— فیلم های شما به شکل کاملاً آشکاری شخصی هستند؛ در عین حال تجربی و مستقل. از این همه شما واژه آلترناتیو را برای فیلم های تان انتخاب کرده اید….

آلترناتیو بودن افتخار نیست که به آن ببالم، یک ضرورت است. از سر اجبار است که در شرایط بحرانى راه جایگزین را انتخاب می کنیم . طبیعى است هر حرکت آلترناتیوى روزى به جریان اصلى بدل خواهد شد و عده اى دیگر با پیشنهادهاى تازه شان این فضاى به شدت مهم را زنده نگه می دارند و با چالش کشیدن جریان اصلى موجب رشد آن خواهند شد.

— و تجربه بعدی شما چه خواهد بود؟

فیلمى است سینمایی سرشار از شوخى بر اساس رمان “عامه پسند” نوشته چارلز بوکوفسکى که در کارنامه ام تجربه متفاوتى خواهد بود و امیدوارم آدم هاى بیشترى را به آغوش بکشد. چند ماهی است که برایش درخواست پروانه ساخت داده ام.

بیشتر بخوانید:‌ گفت‌وگو با محمد شیروانی درباره فیلم “لرزاننده چربی“

No responses yet

Jun 22 2015

وزارت ارشاد ٦٠٠ “خانه مد” را در ایران شناسایی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفرانسه: در ایران، برگزاری هر “شوُی لباس” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” وابسته به وزارت ارشاد با صدور اطلاعیه‌ای از شناسایی خانه‌های مد (مِزون) در ایران خبر داده و گفته که قصد دارد با آموزش مسئولان این خانه‌ها، فعالیت آنها را “ساماندهی” کند.

در این اطلاعیه که در خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران منتشر شده، آمده است: «تاکنون ٦٠٠ مزون فعال و مولد شناسایی شدند و به زودی برای حضور در جلسات کارشناسی دعوت می شوند.»

هدف این اقدام دولت ایران، «هویت‌بخشی به آثار ارائه شده در جامعه و نیز حمایت از تولیدکنندگان و طراحان داخلی» عنوان شده است.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” تأکید کرده که خانه‌های مد با ساماندهی، می‌توانند از مهم ترین مراکز ترویج «مد اسلامی و ایرانی» در جامعه باشند.

“کارگروه ساماندهی مد و لباس” ، زیر نظر معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اداره و جلسات آن به صورت ماهیانه با حضور وزیر ارشاد برگزار می‌شود.

علی رغم تلاش جمهوری اسلامی، بر اساس گزارش‌های منتشر شده، روند تأسیس خانه‌های مد در ایران رو به افزایش است. اغلب این خانه‌های مد که به صورت “زیرزمینی” به فعالیت می‌پردازند، برنامه های ویژه ای با عنوان “شوُی لباس” دارند که گاهی شركت‌های تجاری نیز از این مزون ها پشتیبانی می‌كنند.

خبرگزاری مهر، چندی پیش گزارش داد که آخرین قیمت‌های برگزاری “شوی لباس” نشان می‌دهد كه برگزاری هر “شوُ” به صورت میانگین ٣٠ تا ٧٠ میلیون تومان هزینه دارد.

بر اساس این گزارش، در برخی از سایت‌ها هم بدون اینكه جنسیت مرد یا زن مشخص باشد، با ثبت نام اینترنتی مانكن جذب می‌كنند.

No responses yet

Jun 19 2015

وقتی که جای شاکی با متهم عوض می شود: دو مقام دانشگاه شیراز و یک دانشجو، در میان متهمان حمله به مطهری

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وکيل علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، از تعيين روز ۱۳ مرداد به عنوان تاريخ برگزاری دادگاه «۱۱ متهم» حمله به موکلش خبر داده و گفت که رئيس و معاون دانشگاه شیراز و «دانشجوی دعوت‌کننده» از آقای مطهری به سخنرانی در شیراز نيز جزء «متهمان» هستند.

به گزارش خبرگزاری تسنيم، مصطفی ترک همدانی، وکیل علی مطهری، روز جمعه، ۲۹ خرداد، خبر داد که دادگاه حمله به موکلش روز ۱۳ مرداد در شعبه ۱۰۱ دادگاه جزايی شيراز برگزار خواهد شد.

به گفته آقای ترک همدانی، در اين پرونده برای «۱۱ متهم» کيفرخواست صادر شده است که سه نفر از «متهمان» رئيس دانشگاه، معاون دانشگاه و «دانشجوی دعوت‌کننده» از آقای مطهری هستند.

پیش از این نیز گزارش‌هایی درباره احضار رئیس و دو مسئول دانشگاه شیراز و همچنین دبیر تشکل دعوت‌کننده از علی مطهری به دادگاه منتشر شده بود.

در همین حال وکیل آقای مطهری نیز روز یک‌شنبه، ۱۶ فروردین، خبر داده بود که با وجود عدم شکایت او، مسئولان دانشگاه شیراز در پرونده حمله به موکلش متهم شناخته شده‌اند.

مصطفی ترک همدانی تاکید کرده بود: «ما معتقدیم دانشگاه شیراز مطابق مقررات کار کرده ‌است و قصوری نداشته که بخواهد به عنوان متهم شناخته شود.»

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، که روز ۱۸ اسفند ۹۳، برای سخنرانی در دانشگاه شیراز به این شهر سفر کرده بود در فرودگاه این شهر «با هجوم نیروهای لباس‌شخصی مورد ضرب‌وشتم» قرار گرفت و در نهایت مجبور به بازگشت به تهران شد.

پس از این اتفاق برخی از نمایندگان مجلس و همچنین شخصیت‌های سیاسی از عملکرد استانداری فارس در عدم برخورد با حمله‌کنندگان و لغو سخنرانی آقای مطهری انتقاد کردند.

با این حال محمد احمدی، استاندار فارس، ضمن دفاع از عملکرد خود، مسئولان دانشگاه شیراز را به دلیل توجه نکردن به مصوبه شورای تأمین این شهر و همچنین اطلاع ندادن ساعت ورود آقای مطهری به فرمانداری مقصر دانست.

در مقابل اما مجید ارشاد، رئیس دانشگاه شیراز، گفته بود که «توصیه شورای تأمین شهرستان شیراز» مبنی بر برگزار نشدن جلسه سخنرانی آقای مطهری، در هیئت نظارت بر تشکل‌های دانشجویی مطرح و رد شده است.

در همین حال علی مطهری نیز روز دوشنبه، ۲۵ اسفند ۹۳، در نامه‌ای به حسین ذوالفقاری، معاون امنیتی وزیر کشور، مطالب مطرح شده درباره مصوبه «شورای تأمین» شیراز در مخالفت با سخنرانی او را تکذیب کرد.

اکبر صفوی، قائم مقام دانشگاه شیراز، نیز روز ۱۶ فروردین با «اعتراض شدید» به احضار رئیس و دو مسئول دانشگاه و دبیر تشکل دعوت‌کننده از علی مطهری به دادگاه گفته بود که «دوستان سیاسی و امنیتی» استان فارس از هویت حمله‌کنندگان به آقای مطهری اطلاع دارند.

آقای مطهری پیش از این تلویحا برخی از حمله‌کنندگان به خود را وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی معرفی کرده بود.

این نماینده مجلس روز پنج‌‌شنبه، ۲۰ فروردین، «برخی از اعضای شورای تامین استان» فارس و «افراد زیرمجموعه» آنها را متهم کرد که «ایجادکننده ناامنی» در شهر شیراز هستند و امنیت این شهر را «مخدوش می‌کنند».

وی پیش از آن نیز درباره عاملان حمله به خود گفته بود: «ظاهراً یک اصلِ پذیرفته شده بود؛ این افراد که از تجهیزات‌شان مانند موتورهای سنگین و گاز فلفل معلوم بود از کجا دستور گرفته‌اند.»

«موتورهای سنگین» معمولاً توسط نهادهای نظامی و نیروهای بسیج در ایران استفاده می‌شود.

از سوی دیگر وب‌‌سایت کلمه، نزدیک به میرحسین موسوی، روز سه‌‌شنبه، ۱۸ فروردین، نوشته بود که «چهره‌های شناخته‌‌شده‌ای» از سپاه و بسیج شیراز «در میان حمله‌کنندگان» به خودروی حامل علی مطهری در فرودگاه شیراز بوده‌اند.

No responses yet

Jun 16 2015

مقامات ایران در اینستاگرام؛ از تصاویر کمیاب تا مذاکرات هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: اینستاگرام، شبکه اجتماعی اشتراک عکس، به بخش مهمی از زندگی ایرانیان در فضای مجازی بدل شده است. دولتمردان ارشد، چهره‌های سرشناس و شهروندان عادی، همگی نمایی از زندگی روزمره خود را در این سایت به اشتراک می‌گذارند.

اینستاگرام بر خلاف دو شبکه اجتماعی محبوب دیگر، توئیتر و فیس‌بوک، در ایران فیلتر نیست و دسترسی به آن آزاد است.

البته با وجود ممنوع بودن توئیتر و فیس‌بوک، سران جمهوری اسلامی مثل آیت‌الله خامنه‌ای رهبر ایران و حسن روحانی رییس جمهور بطور مرتب و فعال از این دو شبکه‌ استفاده می‌کنند.

اما مردم عادی برای دسترسی به این سایت‌ها و مثلا یوتیوب از شبکه‌های مجازی خصوصی (VPNs) یا روش‌های دیگر استفاده می‌کنند تا فیلترینگ را دور بزنند.

با اینکه بحث درباره محدود کردن دسترسی به محتوای نامطلوب اینستاگرام در جریان است، سیاستمداران ایرانی بطور فزاینده‌ای از آن برای ارتباط برقرار کردن با عامه مردم استفاده می‌کنند و بحث‌ در باره موضوعات مختلف را به میان مردم می‌برند.
فیلترینگ هوشمند

گفته می‌شود نیمی از جمعیت ۷۸ میلیونی ایران از اینترنت استفاده می‌کنند و اخیرا یکی از مقامات ایران گفته که ایرانی‌ها بطور متوسط روزانه نه ساعت در شبکه‌های اجتماعی وقت صرف می‌کنند.

چنین محبوبیتی با خود نگرانی از آنچه در این شبکه‌ها منتشر می‌شود را به همراه می‌آورد.

در این میان، اینستاگرام مشمول فیلترینگ هوشمند است، حذف محتوای نامطلوب بدون مسدود کردن کامل دسترسی.

بر اساس تحقیق گلوبال وُیس آنلاین، یک شرکت غیر انتفاعی که مقر آن در آمستردام هلند است، اینستاگرام در ایران با استفاده از یک شبکه فیلترینگ به نام Deep Packet Inspection مسدود می‌شود.

آنچه شامل فیلترینگ می‌شود عبارت است از مد در ایران، چهره‌های سرشناس (سلبریتی) غربی و ستاره‌‌های ایرانی ساکن خارج کشور.

کاربران معروفی که در داخل ایران زندگی می‌کنند و بعضی از آنها بیش از یک میلیون پیگیر (follower) دارند از این فیلترینگ در امانند.

از این رو اینستاگرام فضایی بی‌هزینه و بشدت پرطرفدار برای سیاستمداران ایرانی فراهم می‌کند تا دیدگاه های خود را مطرح کنند.

در اینستاگرام حساب‌های کاربری منسوب به عالی‌ترین مقامات ایران وجود دارد، از رهبر ایران گرفته تا رییس جمهور، رییس مجلس، و روسای جمهور سابق مثل اکبر هاشمی رفسنجانی و محمود احمدی نژاد.

برخی از نمایندگان مجلس هم کاربر اینستاگرام هستند و گاهی بحث‌های داغی در باره مسائل روز راه می‌اندازند.
نمایش ساده زیستی

دفتر بیت رهبر ایران حضوری فعال در اینستاگرام دارد. صفحه منسوب به آیت الله خامنه ای، مرتب بروز می‌شود و حدود سیصد هزار پیگیر دارد.

گروهی که این صفحه را اداره می‌کنند دیگر حساب‌های کاربریِ منسوب به رهبر ایران را هم مدیریت می‌کنند، از جمله یک صفحه ویدئوی اختصاصی که حدود صد هزار پیگیر دارد.

در حساب کاربری khamenei_ir”، عکس‌هایی با سبکی خاص از زندگی روزمره رهبر ایران منتشر می‌شود. در زمان سخنرانی‌های مهم، معمولا ویدئوهای تدوین نشده‌ای از اظهارات ایشان در اینستاگرام منتشر می‌شود.

در مواقع دیگر، عکس‌ و توضیحاتی که به مسائل روز ربط دارند منتشر می‌شود.
“همان زیلوی ساده همیشگی حسینیه امام خمینی”

بعنوان مثال، در حالی که انتقاد از هزینه زیاد نوسازی آرامگاه آیت‌الله خمینی مطرح بود، یکی از پست‌های این حساب کاربری خود را به سر خط خبرها رساند، تصویری که بر ساده زیستی آیت الله خامنه‌ای تاکید می‌کرد با این توضیح: “همان زیلوی ساده همیشگی حسینیه امام خمینی”.

ویدئوهای حساب کاربری آیت الله خامنه‌ای نیز اخیرا باعث حرف و حدیث‌های زیادی شد. گفته شد تیم گرداننده این حساب از یک نقص سیستم اینستاگرام استفاده می‌کند تا ویدئوهایی طولانی‌تر از ۱۵ ثانیه منتشر کند، در حالیکه اینستاگرام اجازه انتشار به ویدئوهای طولانی‌تر از ۱۵ ثانیه نمی‌دهد.

حساب کاربری دیگری که حساب آیت الله خامنه‌ای به آن پیوند (لینک) دارد، حساب آیت‌الله خمینی است که اخیرا بسته شدن موقت آن باعث جنجال زیادی شد. چند روز بعد اینستاگرام بخاط این “اشتباه” اظهار “تاسف” کرد که مشروح موضوع را می‌توانید اینجا بخوانید.
امید و استقامت

حسن روحانی رییس جمهور از اینستاگرام برای مطلع کردن حدود ۲۳۰ هزار کاربری که پیگیر فعالیت‌هایش هستند استفاده می‌کند و گاهی هم عکس‌هایی در آن منتشر می‌شود که مقررات رسمی رسانه‌ای ایران را نقض می‌کند.

او در ماه فوریه، ممنوعیت رسانه‌ای محمد خاتمی رییس جمهور اصلاح طلب سابق را نقض کرد و تصویری از خودش را که کنار آقای خاتمی نشسته بود در اینستاگرام منتشر کرد، به همراه پیام تسلیتی به مناسبت درگذشت مادر آقای خاتمی.

دوم آذر ۹۳، (۲۳ نوامبر ۲۰۱۴)، شبی که فردایش مهلت مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرت‌های بزرگ به پایان می‌رسید، آقای روحانی تصویری از خود را در اینستاگرام منتشر کرد که در پس زمینه آن کلمه “امید” نقش بسته بود. فردای آن روز ایران و قدرت‌های جهانی توافق موقت خود را درباره موضوع هسته‌ای اعلام کردند.

با وجود مخالف‌های شدید تندروهای ایران با مذاکرات هسته‌ای، در اینستاگرام آقای روحانی عکسی از او در آرامگاه آیت الله خمینی منتشر شد که نشان می‌داد طرفدارانش در حمایت از او پلاکاردهایی به رنگ بنفش، رنگ تبلیغات انتخاباتی آقای روحانی، در دست داشتند. در همین مراسم برخی افراد سعی در بر هم زدن سخنرانی آقای روحانی کرده بودند.
مذاکرات هسته‌ای

اعضای تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای و منتقدان آنها همگی حضوری فعال در اینستاگرام دارند.

در جلسه غیر علنی مجلس ایران در باره مذاکرات هسته‌ای در روز سوم خرداد، برخی از نمایندگان تندوری مجلس با افشای برخی از گفتگوهای این جلسه، تلاشی رسانه‌ای را علیه این مذاکرات آغاز کردند که بر خلاف آیین نامه محرمانه نگهداشتن این جلسات بود.

جواد کریمی قدوسی نماینده تندروی مشهد در مصاحبه خبرگزاری فارس از قول عباس عراقچی مذاکره کننده ارشد هسته ای ایران نقل کرد که ایران با “بازرسی مدیریت شده” از تاسیسات نظامی‌اش موافقت کرده است.‌

مهدی کوچک و حمید رسایی، دو نماینده تندروی دیگر نیز در اینستاگرام مذاکره‌کنندگان هسته‌ای را هدف حملات خود قرار دادند.

آقای رسایی پرسش‌های بی‌پاسخ خود از محمد جواد ظریف وزیر خارجه و عباس عراقچی معاونش را در اینستاگرام منتشر کرد.

این سوالات مذاکره‌کنندگان را به نادیده گرفتن دغدغه‌های رهبری در زمینه مذاکرات متهم می‌کرد.

پاسخ آقای عراقچی هم در اینستاگرام منتشر شد. او با انتشار عکسی از گزارش خبرگزاری فارس، نوشت: “جز آنکه آقای کریمی قدوسی و خبرگزاری فارس را به خداوند بزرگ واگذار نمود چه می‌توان کرد؟”

حمید بدیعی نژاد دیگر مذاکره کننده هسته‌ای ایران هم معمولا توضیحات مفصلی درباره مذاکرات هسته ای در اینستاگرام منتشر می‌کند. او با مخاطبانش فعالانه در تعامل است و گاهی به اظهارنظرهای آنها پاسخ می‌دهد.

No responses yet

Jun 15 2015

سانسور و تهدید خبرنگار همشهری از سوی یاران روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

خودنویس: خبرنگار همشهری که روز شنبه هنگام طرح سوال از روحانی، با مزاحمت مقام‌های ریاست جمهوری مواجه شده و بعدا در اینستاگرام نسبت به این مساله اعتراض کرده بود، تحت فشارهای بیشتری قرار گرفته است.

بر اساس خبری که ابتدا روی جهان‌نیوز منتشر و سپس حذف شد، رضا سیفی خبرنگار روزنامه همشهری وقتی هنگام سوال از رییس جمهوری، تحت فشار قرار گرفت و حتی به پایش لگد زدند، پس از انعکاس این مساله در صفحه اینستاگرام شخصی‌اش، هم مجبور به حذف پست شد و هم او را تهدید به اخراج از تحریریه همشهری کردند.

سیفی در اینستاگرام خود نوشته [2] بود: «درجریان سوال دیروزم از رئیس جمهور در نشست خبری، اتفاق عجیبی رخ داد که حیرتم از دولت تدبیر را بیشتر کرد! سوالم درباره قوانین معطل مانده‌ای بود که نیاز به پول و ربطی به تحریم ندارد و دولت آنها را اجرا نمی‌کند. مشغول خواندن سوال و ذکر نمونه هایی از قوانین اجرا نشده از سوی دولت بودم که یکی از مسوولان برگزار کننده نشست خبری که کنارم روی صندلی‌های ردیف جلو نشسته بود با لگد به پایم زد تا سخنانم را قطع کنم!!! خانم قیومی رئیس مرکز ارتباطات، اطلاعات و تبلیغات دفتر رئیس جمهور هم آرام طوری که صدایش را دیگران نشنوند اصرار می کرد که دیگر بس است و سوال‌ات را تمام کن!!!»

سایت جهان نیوز این داستان را روایت کرد، اما ظاهرا پس از انتشار این پست در سایت جهان نیوز، پرویز اسماعیلی از نهاد ریاست جمهوری، مدیران همشهری و این خبرنگار را تحت فشار قرار دادند که اگر پست و خبر جهان نیوز حذف نگردد، سیفی از تحریریه همشهری اخراج خواهد شد.

به این ترتیب، تلاش تیم روحانی برای ساکت کردن این خبرنگار، ظاهرا موثر واقع شده است.

گزارش تلویزیون جمهوری اسلامی از ماجرای لگد یکی از اعضای تیم رسانه ای روحانی به خبرنگار همشهری! [3]

No responses yet

Jun 12 2015

فرمانده بسیج: با زور نمی‌توان ماهواره را جمع کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: رییس سازمان بسیج مستضعفین اذعان کرد که جمع کردن ماهواره‌ها نتیجه نداشته و مادام که مردم با علاقه سراغ برنامه‌های ماهواره می‌روند، توسل به زور کاری پیش نمی‌برد.

محمدرضا نقدی، رئیس سازمان بسیج مستضعفین روز پنجشبنه ۲۱ خرداد در جمع خبرنگاران به «جنگ» شبکه‌های مجازی و ۱۶۷ تلویزیون ماهواره‌ای با فرهنگی که جمهوری اسلامی مدافعش است، اشاره کرد.

او با تاکید بر “تلاش جمهوری اسلامی در صیانت از خون و شهدا و جانبازان” گفت که با این همه، استفاده از زور و اجبار نتیجه‌ای ندارد.

پیش‌تر نیز علی جنتی وزیر ارشاد جمهوری اسلامی از دسترسی شهروندان ایرانی به ۴۵۰۰ کانال تلویزیونی هشدار داده و بر لزوم به دست گرفتن صحنه و رفتن به سوی تولید داخلی سخن گفته بود.

رئیس سازمان بسیج مستضعین در سخنان امروز خود گفت: «نباید ماهواره‌ها را با اجبار از بین خانواده‌ها جمع کرد، بلکه باید با استفاده‌کنندگان آن به بحث نشست و آن‌ها را قانع کرد. در واقع باید از درون انضباط ایجاد کرد؛ زیرا اگر باور قلبی نباشد هیچ کاری به ثمر نخواهد نشست که در این راستا تشکیل حلقه‌های صالحین می‌تواند نقش قابل توجهی داشته باشند.»

منظور از تشکیل حلقه‌های صالحین راه اندازی گروه‌هایی از نیروهای بسیجی است که هدفشان «فرهنگ سازی» در حلقه‌های تربیتی است. این طرح اولین بار پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم مطرح شد. این «حلقه‌ها» راگروهی متشکل از ۱۵ تا ۲۰ نفر می‌سازند.

«لشگر دشمن» در اتاق نشیمن هرخانواده ایرانی

هفته گذشته نیز عظیم دارایی‌فاضلی، عضو انجمن روانش‌شناسان ایران در میزگردی که موضوعش ماهواره بود گفت که برخورد قهری با ماهواره پیامدهای نامطلوب داشته است.
[کارشناسان جمهوری اسلامی نگران تاثیر فرهنگی برنامه‌های ماهواره‌ای از همان سنین کودکی هستند.]

کارشناسان جمهوری اسلامی نگران تاثیر فرهنگی برنامه‌های ماهواره‌ای از همان سنین کودکی هستند.

او افزود: «براساس آمار بیش از ۹۰ درصد مردم ایران ماهواره دارند و در این بین نه تنها خانواده‌های غیرمذهبی بلکه حتی خانواده‌های مذهبی هم از ماهواره استفاده می‌کنند.»

ماهواره‌هایی که به گفته او برنامه‌‌هایی در«سطح مهد کودک» هم ارائه می‌دهند و در شکل دادن افکار از سنین پایین نقش بسزایی بازی می‌کنند.

او گستردگی استفاده و استقبال مردم از ماهواره را به لشگر دشمن تشبیه کرد و گفت: «الان هرخانه یک لشگر و نیرو برای ‌آمریکا دارد.»

این که توانایی جمهوری اسلامی در مقابله با این «دشمن» مجازی تا چه حد است را سخنان اخیر وزیر ارشاد روشن می‌کند.

او در اردیبهشت ماه امسال در گردهمایی معاونان اجتماعی پلیس ناجا، به کنترل ناپذیری فضاهای مجازی و ناممکن بودن کنترل رسانه‌ها اشاره کرد و گفت: «اگر در گذشته می‌توانستیم با اعمال کنترل، از طریق اعمال فشار به اصحاب رسانه (یا) با هدایت اخبار و اطلاعات و در اختیار قرار گرفتن دروازه‌های خبری یا تدابیر تبلیغاتی، افراد را هدایت کنیم، در حال حاضر این بازی عوض شده و حاکمیت‌ها نمی‌توانند افکار عمومی را به راحتی در دست گیرند.»

جنتی اذعان کرد که کنترل رسانه‌ها نه از نظر فنی امکان‌پذیر است و نه از طریق مرزهای جغرافیایی. او افزود: «جدا از آن، الزامات حقوقی داخلی نیز نمی‌تواند مانع از ورود اخبار و اطلاعات به داخل کشور شود.»
[برنامه‌های ماهواره‌‌ای در جمهوری اسلامی به «لشگر دشمن» در خانه‌های مردم تشبیه می‌شوند.]

برنامه‌های ماهواره‌‌ای در جمهوری اسلامی به «لشگر دشمن» در خانه‌های مردم تشبیه می‌شوند.

جمع آوری دیش‌های ماهواره چند دهه است که به دغدغه جمهوری اسلامی تبدیل شده است.

اما بنا بر پیش‌بینی کارشناسان، با گسترش امکانات ارتباطی که در آینده نزدیک در ایران هم دریافت برنامه‌های ماهواره از طریق تلفن‌های هوشمند را میسر می‌کنند، تاریخ مصرف این‌گونه اقدامات نیز سپری می‌شود.

No responses yet

Jun 09 2015

تهیه کننده سابق تلویزیون ایران به ۸ سال زندان محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: مصطفی عزیزی از سال ۱۳۶۵، نویسنده و سردبیر برنامه‌های علمی و آموزشی رادیو ایران بود

مصطفی عزیزی، نویسنده و تهیه کننده سابق سازمان رادیو و تلویزیون ایران، در دادگاهی به ریاست قاضی ابولقاسم صلواتی به ۸ سال زندان محکوم شد.

آرش عزیزی، فرزند آقای عزیزی در صفحه فیس بوک خود نوشت که پدرش به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، اقدام علیه امنیت ملی و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی” به زندان محکوم شده است.

گفته می‌شود نوشته های منتسب به این نویسنده در فیس بوک موجب صدور این حکم شده است.

دادگاه آقای عزیزی ۱۱ خردادماه در دادگاه انقلاب برگزار شد.

وی پس از دریافت حکم به آن اعتراض کرده و خواهان رسیدگی در دادگاه تجدید نظر شده است.

مصطفی عزیزی که مقیم کانادا بود یک ماه پس از بازگشت به ایران برای دیدار با خانواده‌اش در ۱۲ بهمن ماه سال گذشته بازداشت شد.

گزارش‌ها حاکی است که او حدود یک ماه در بند دو الف در زندان اوین در حبس انفرادی بوده و از اواسط اسفندماه سال گذشته به بند عمومی منتقل شده است.

وی تهیه‌کننده سابق تلویزیون جمهوری اسلامی ایران، عضو آسیفای بین‌المللی (انجمن بین‌المللی سازندگان و دوست‌داران فیلم‌های انیمیشن) و به مدت چهار سال مدیر‌عامل آسیفای ایران بوده است.

مصطفی عزیزی از سال ۱۳۶۵، نویسنده و سردبیر برنامه‌های علمی و آموزشی رادیو ایران بود.

او در سال ۱۳۶۹ به تلویزیون رفت و مدیر واحد انیمیشن کامپیوتری شد. مدیریت گروه مهندسی نرم‌افزار صدا و سیما هم در آن زمان بر عهده او بود.

No responses yet

Jun 08 2015

وقتی مدعیان، حکم قضایی را برنمی تابند: دو میلیون کم است، اعدامش کنید!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

عصرایران: آیا می توان داعش را به خاطر تکفیر دیگر مسلمانان تقبیح و محکوم کرد ولی خود از بام تا شام دیگران را – آن هم دیگرانی که هم دین و هم مسلک و همکار ما هستند- تکفیر کنیم؟!
عصر ایران – روزنامه وزین کیهان با ابراز ناخرسندی از حکم صادره درباره پرونده روزنامه «مردم امروز» – تبرئه سردبیر و محکومیت مدیر مسوول آن به پرداخت دو میلیون تومان جریمه – این تفسیر را ارایه کرده است: «صدور حکم جریمه دو میلیون تومانی به این معنی است که می توان با پرداخت این جریمه ناچیز به ساحت پیامبر اعظم (ص) جسارت کرد!»

روزنامه «مردم امروز» با مدیریت احمد ستاری و سردبیری محمد قوچانی در دی ماه 1393 منتشر می شد اما پس از انتشار تنها 19 شماره به خاطر تیتر صفحه اول که نقل قولی از جرج کلونی بازیگر سینمای هالیوود در اعلام همبستگی با کشته شدگان نشریه فرانسوی «شارلی ابدو» بود توقیف شد.

این روزنامه در یادداشت شماره آخر خود توضیح داد که آن اعلام همبستگی در تقبیح ترور و قرائت داعشی از اسلام بوده و اهانت مجدد نشریه به پیامبر گرامی اسلام پس از انتشار آن شماره اتفاق افتاده است. با این حال توقیف و پرونده آن برای رسیدگی به مراجع قضایی ارسال شد.

انتقاد و طعنه صریح کیهان اما در حالی است که شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران پس از 5 ماه که از توقیف می گذرد قاعدتا اتهام روزنامه را توهین به پیامبر تشخیص نداده یا نقل قول را به قصد اهانت به مقدسات ندانسته هر چند که اگر کلا مجرم ندانسته بود حکم به جریمه صادر نمی کرد. اما با این حکم در مقام تخفیف و طعنه برخورد شده و چه بسا همین اعتراض را بتوان اهانت به دستگاه قضایی تلقی کرد زیرا اتهامی را متوجه دادگاه ساخته و مدعی شده که طبق نظر دادگاه جمهوری اسلامی، می توان با پرداخت پول، به ساحت قدسی پیامبر(ص) توهین کرد!

به این بهانه چند نکته دیگر را نیز می توان یادآور شد:

1- آیا این روزنامه شاکی آن روزنامه توقیف شده بوده که حالا ناراضی است و در اصطلاح حقوقی «طرفیت» دارد؟ روشن است که طرف این پرونده این روزنامه نبوده و «مردم امروز» با حکم بازپرس شعبه 2 دادسرای فرهنگ و رسانه توقیف شده بود.

این روزنامه نماینده مدعی العموم هم نیست. اما خود را مجاز می داند نه تنها از جانب انقلاب و نظام و مردم مسلمان ایران که به نمایندگی از طرف یک میلیارد مسلمان نیز مدعی شود. حال آن که بعید است هیچ مسلمانی چنین وکالتی داده باشد.

2- آیا تنها این روزنامه، مسلمان و علاقه مند به وجود مبارک پیامبر گرامی اسلام است و مدیر مسوول و سردبیر روزنامه توقیف شده و قاضی و دیگران خدای ناخواسته چنین علاقه ای ندارند که کیهان خود را یگانه مدافع پیامبر تصور کرده و دیگران را متهم به جسارت و قصور می کند؟ یا این که اصرار دارند هر حریف و رقیبی را با انگ اهانت به مقدسات از میدان به در کنند؟ آیا بازی های سیاسی، آنقدر می ارزد که از مقدسات هم برایش خرج شود؟!

3- شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران موضوع را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده که قصد اهانت در کار نبوده و قطعاً از توضیحات سردبیر درباره قصد تقبیح تروریسم به نام اسلام و قرائت داعشی قانع شده که حکم تبرئه صادر کرده خصوصا این که اهانت شارلی ابدو، به پیامبر پس از انتشار مجدد و انعکاس سخنان بازیگر آمریکایی در اعلام همبستگی با قربانیان بوده است. در این مورد تحقیق دادگاه و تشخیص قاضی ملاک است یا نظر کسانی که اصل را بر متهم بودن غیر خودشان می گذارند؟

4- در نگاه کیهان، سردبیر روزنامه مردم امروز نه یک روزنامه نگار حرفه ای و شاخص در این عرصه که «یک مجرم حرفه ای و سابقه دار» است و از این رو خواستار برخورد قاطع با «شخص او» است. به عبارت دیگر از دستگاه قضایی انتظار داشته اختلاف سیاسی خودشان با او را در حکم خود بازتاب می دادند نه این که به یک موضوع خاص رسیدگی کنند! اتهام «مجرم حرفه ای و سابقه دار» به خاطر برخوردهای قضایی با رسانه های متبوع در گذشته است. حال آن که با این تعبیر توهین آمیز بسیاری به صرف محکوم شدن رسانه هاشان در این تعریف قرار می گیرند حال آن که می دانیم چنین نیست.

5- استقلال قاضی و تاثیر نپذیرفتن از شائبه سیاسی در این حکم شایان تقدیر است. اما با توجه به این که ماشین تهمت زنی این روزنامه برای غالب شخصیت های مستقل و منتقد و اصلاح طلب برچسب و انگی آماده دارد هر حکم غیر سنگین برای چهره های دیگر نیز از نظر اینان نامقبول است و گویا تا همه را محکوم نکنند آسوده خاطر نمی شوند.

بدیهی است که دستگاه قضایی نمی تواند آرای خود را با تولیدات این یا آن ماشین تهمت زنی منطبق کند و به عکس باید دوری کند که خوشبختانه چنین کرده است.

6- کاش تنها یک نمونه چه از تاریخ گذشته و چه در حال حاضر در دیگر کشورهای متمدن جهان معرفی شود که رسانه ای در حق رسانه های دیگر چنین کند و کاش یکی بگوید این رفتار و این تهمت زنی به هر که غیر ما می اندیشد چه نسبتی با دین و اخلاق دارد؟

از زاویه ای دیگر می توان گفت مهم ترین توصیف ما برای گروه داعش واژه «تکفیری» است. یعنی گروه یا دار و دسته ای که اسلام را در انحصار خود می داند و هر که را که با آنان نباشد «تکفیر» می کند و کافر می پندارد.

پس این تناقض هم جای تامل دارد که آیا می توان داعش را به خاطر تکفیر دیگر مسلمانان تقبیح و محکوم کرد ولی خود از بام تا شام دیگران را – آن هم دیگرانی که هم دین و هم مسلک و همکار ما هستند – تکفیر کنیم؟!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .