اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سرکوب'

Jan 08 2020

روزنامه‌نگاران ایرانی خارج: تهدید کرده‌اند ما را در خیابان می‌ربایند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: روز دوشنبه، ۱۶ دی‌ماه، فاش شد که وزارت اطلاعات ایران، روزنامه‌نگاران شاغل در شبکه تلویزیونی «ایران اینترنشنال» را تهدید به ربودن و بردن به ایران کرده است. این وزارتخانه همچنین به خانواده‌های آنها در ایران فشار آورده است تا بستگان خود را به ترک این شبکه ترغیب کنند.

یک روزنامه‌نگار «ایران اینترنشنال» به رادیوفردا گفت: «از حدود یک ماه پیش، پس از ناآرامی‌ها در ایران و پوشش گسترده ما از آن رویداد، آنها شروع به تماس با چند روزنامه‌نگار معروف، بیشتر از مجریان اصلی ما، کردند. بارها به آنها زنگ زدند و تهدید کردند که اگر دست از کار در این شبکه نکشند در خیابان‌های لندن آنها را خواهند ربود.»

او افزود: «با برخی از خانواده‌ها در ایران نیز تماس گرفته و آنها را احضار کرده‌اند، بعد خود آنها را تهدید امنیتی کرده و دستور داده‌اند که روزنامه‌نگاران را ترغیب کنند از فعالیت خود برای ایران اینترنشنال دست بردارند.»

«ایران اینترنشنال» یک شبکه تلویزیونی خصوصی مستقر در لندن است که ۲۴ ساعته از طریق ماهواره برای ایران برنامه پخش می‌کند.

صادق صبا، سردبیر ارشد این کانال خبری فارسی‌زبان به روزنامه «دیلی اکسپرس» بریتانیا گفت: «ده‌ها روزنامه‌نگار، با اضطراب زیاد از تهدید و ارعاب خود خبر داده‌اند.»

آقای صبا گفت که در یک مورد، پس از احضار خانواده یکی از روزنامه‌نگاران توسط وزارت اطلاعات، به آنها گفته شده که مأموران آدرس آن خانم روزنامه‌نگار را می‌دانند و می‌توانند او را با زور از لندن به تهران ببرند.

تام تاگندات، نماینده حزب محافظه‌کار و رئیس پیشین کمیته امور خارجه بریتانیا، روز یک‌شنبه از وزارت امور خارجه خواست تا حمید بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در لندن، را در ارتباط با آزار و اذیت روزنامه‌نگاران مقیم انگلستان که برخی از آنها تبعه انگلیس هم هستند، احضار کند.

بعیدی‌نژاد در چندین توئیت به زبان فارسی در ماه نوامبر، در مورد روزنامه‌نگاران ایرانی مشغول کار در کانال‌های تلویزیونی فارسی‌زبان مستقر در لندن مانند بی‌بی‌سی فارسی و ایران اینترنشنال اظهاراتی جنجالی داشت و ادعا کرد که آنها «مزدور سرویس‌های اطلاعاتی خارجی» هستند.

به نوشته دیلی اکسپرس، آقای تاگندات گفته است که سفیر ایران فقط یک عضو سیاسی مزدبگیر یک کشور دیکتاتوری و به دنبال تلاش برای دخالت در آزادی مطبوعات در اینجا است، که این فراتر از اختیارات هر سفارتخانه است. وی باید از سوی وزارت امور خارجه با فوریت احضار شود.

به نوشته این روزنامه بریتانیایی، سخنگوی وزارت امور خارجه و مشترک‌المنافع گفت که این گونه تهدیدها بسیار نگران‌کننده است و «بریتانیا متعهد است تا اطمینان حاصل کند که روزنامه‌نگاران قادر به انجام کارهای خود بدون ترس از مجازات باشند».

روزنامه‌نگاران ایرانی که برای رسانه‌های فارسی‌زبان در خارج از کشور مانند ایران اینترنشنال، رادیوفردا، صدای آمریکا و بی‌بی‌سی فارسی کار می‌کنند، در آبان‌ماه امسال به خاطر گزارش ناآرامی‌ها در ایران حتی تحت فشارهایی بیشتر از گذشته قرار گرفتند.

در بیانیه‌ای در تاریخ ۲۶ نوامبر، گزارشگران بدون مرز، فشار و تهدیدات نیروهای امنیتی ایران علیه خانواده‌های روزنامه‌نگاران ایرانی شاغل در خارج از کشور را محکوم کرد.

گزارشگران بدون مرز، می‌گوید حمید بعیدی‌نژاد عامل انتقال تهدیدها از طرف سازمان‌های اطلاعاتی ایران علیه روزنامه‌نگاران ایرانی مستقر در خارج از کشور، به‌ویژه در بریتانیا و علیه خانواده‌های آنها در ایران شده و این امر را مایه تأسف دانسته است.

خبرگزاری میزان، وابسته به قوه قضائیه ایران، روز پنجم آذر امسال گزارش داد که برخی از کارمندان «کلیدی و موثر» شبکه تلویزیونی ایران اینترنشنال «با محدودیت‌های قضایی و حقوقی در مورد اموال خود مواجه شده‌اند».

این اقدام قوه قضائیه جمهوری اسلامی در پی اعتراضات گسترده‌ای بود که در پی افزایش قیمت بنزین در ایران به راه افتاد.

مرداد سال ۱۳۹۶ نیز قوه قضائیه ایران بیش از ۱۵۰ نفر را که در بخش فارسی بی‌بی‌سی به فعالیت مشغول بودند یا پیشتر در این رسانه فعالیت می‌کردند ممنوع‌المعامله کرد.

در ماه‌های اخیر شماری از روزنامه‌نگاران رادیوفردا نیز توسط قوه قضائیه جمهوری اسلامی ممنوع‌المعامله شده‌اند.

No responses yet

Jan 06 2020

پنج سال حبس و ضبط کلیه جواهرات یک جواهرفروش بهایی به نفع دولت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: کامران شهیدی یکی از شهروندان بهایی است. او در تهران مغازه طلافروشی داشت و در آنجا به ساخت جواهرات منقوش به شعائر آیین بهایی و فروش آن‌ها به بهاییان مشغول بود.

«کامران شهیدی»، هرگز گمان نمی‌کرد بعد از ورود مشتری همیشگی‌اش به مغازه جواهرفروشی زندگی‌اش زیرورو شود اما او نه‌تنها اموالش را از دست داد بلکه به حکم دادگاه به شش سال حبس محکوم شود.

آقای شهیدی یکی از شهروندان بهایی است. او در تهران مغازه طلافروشی داشت و در آنجا به ساخت جواهرات منقوش به شعائر آیین بهایی و فروش آن‌ها به بهاییان مشغول بود.

یک فرد نزدیک به کامران شهیدی به «ایران‌وایر» گفت: «در آذر ۱۳۹۵، خانمی به نام مهشید ضیائی که خود را باورمند به آیین بهایی معرفی می‌کند برای خرید جواهری دارای نشانه‌های مذهبی بهایی به مغازه آقای شهیدی مراجعه می‌کند. کامران هم چون این خانم را از قبل می‌شناخته و مشتری‌اش بوده، درخواست او را می‌پذیرد. فرد مذکور اما با خوراندن آب‌میوه‌ مسموم به کامران شهیدی، او را بی‌هوش و پس از برداشتن کلیه جواهرات درون گاوصندوق، مغازه را ترک می‌کند.»

به گفته این منبع مطلع «مهشید ضیائی» که خود را بهایی معرفی کرده دو سال بعد در مصاحبه‌ای با خبرگزاری فارس گفت که از دوم آذر ۱۳۹۵ مسلمان شده و در روزنامه اطلاعات هم اعلان کرده است. درحالی‌که او در اواسط آذر ۱۳۹۵ تحت‌عنوان فردی بهایی به مغازه آقای شهیدی مراجعه و درخواست نشانه‌ مربوط به آیین بهایی را می‌کند یعنی چند روز بعد از مسلمان شدن.

کامران شهیدی از این فرد شکایت می‌کند و پرونده‌ به دادگاه می‌رود: «در ابتدا، این خانم با تهمت زدن و پرونده‌سازی علیه آقای شهیدی سعی می‌کند وی را از شکایت منصرف کند که دادگاه رای بر برائت کامران شهیدی از اتهام وارده می‌دهد. پس‌ازآن با فرستادن پیام‌های تهدیدآمیز به موبایل کامران شهیدی، او را تهدید می‌کند که از شکایتش انصراف دهد و در غیر این صورت وی را به اداره اطلاعات لو خواهد داد. آقای شهیدی شکایتش را پس نمی‌گیرد اما پس از مدتی متوجه می‌شود که نظر رییس دادگاه به‌طور ناگهانی تغییر کرده و پرونده بدون نتیجه، مختومه اعلام می‌شود.»

کامران شهیدی مهر ۱۳۹۶ از سوی ماموران وزارت اطلاعات در مغازه خود بازداشت می‌شود: «صبح روز دوشنبه سوم مهر ۱۳۹۶، مأموران وزارت اطلاعات به محل کسب کامران شهیدی در تهران می‌روند و بدون نشان دادن حکم، محل را تفتیش و حدود دو کیلوگرم طلا و مقادیری سکه، نقره، دلار و پول نقد را از گاوصندوق مغازه برداشته و ضبط می‌کنند. سپس کامران را بازداشت و به زندان اوین منتقل می‌کنند.»

هم‌زمان با بازرسی محل کار کامران شهیدی، ماموران به منزل وی، دختر و خواهرش در کرج هم مراجعه می‌کنند که به دلیل نبودن کسی در دو تا از منازل برای باز کردن در خانه‌ها فقط موفق به بازرسی منزل خواهر او می‌شوند که همه کتب‌ مذهبی و هر شکل طلای موجود در منزل مانند انگشتر و گردنبند را ضبط می‌کنند. پس از یک هفته، ماموران وزارت اطلاعات به همراه کامران شهیدی، بار دیگر محل کار و منزل مسکونی کامران را مورد بازرسی قرار می‌دهند.

فرد مطلع به «ایران‌وایر» گفت که آقای شهیدی پس از سه هفته با وثیقه معادل پانصد میلیون تومان آزاد شد. جلسه دادگاه این شهروند بهایی در خرداد ۱۳۹۷ برگزار شد اما حکم دادگاه اخیرا به او ابلاغ شده است. آقای شهیدی به حکم شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی «محمد مقیسه» به اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اداره تشکیلات مذهبی بهایی با ساخت نمادهای آیین بهایی به‌صورت طلا و نقره طبق بند ۴۹۹ قانون مجازات اسلامی به پنج سال حبس تعزیری و به اتهام فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در جلسات بهایی به مناسبت دویستمین سالگرد تولد بنیان‌گذار آیین بهایی و دعوت از دیگران برای شرکت در این جلسات در فضای مجازی طبق بند ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد که برابر با بند ۱۳۴ قانون، مجازات اشد در مورد متهم اجرا خواهد شد. همچنین به حکم قاضی پرونده، با توجه به فعالیت‌های بزهکارانه متهم کلیه طلاجات و نقره‌جات ساخته‌شده توسط او طبق بند ۲۱۵ قانون مجازات اسلامی به نفع دولت جمهوری اسلامی ایران ضبط می‌شود.

فرد نزدیک به آقای شهیدی می‌گوید با این که مغازه جواهرسازی کامران استیجاری بوده ولی از زمان بازداشت او که دو سال از آن گذشته است همچنان پلمپ و در اختیار صاحب‌ملک قرار نگرفته است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فقط ادیان اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی را به رسمیت می‌شناسد و دین بهاییت را با آنکه تعداد پیروانش بیش از باورمندان سه دیانت مسیحی، کلیمی و زرتشتی در ایران است، به رسمیت نمی‌شناسد. به همین دلیل در چهل سال گذشته، حقوق شهروندان بهایی به‌طور مداوم و سیستماتیک نقض شده است و بهاییان از اجرای بسیاری از مراسم و مناسک مذهبی محروم هستند.

No responses yet

Jan 02 2020

رسول بداقی: نظام از برخی دانش‌آموزان برای سرکوب معترضان استفاده می‌کند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: در میان خبرهای دردناک منتشر شده از سرکوب و کشتار معترضان آبان ۱۳۹۸، خبر کشته شدن دست‌کم ۱۸ کودک با میانگین سنی بین ۱۳ تا ۱۷ سال با شلیک مستقیم گلوله، واکنش‌های زیادی را برانگیخت.
خبرهای پراکنده از بازداشت دانش‌آموزان منتشر شدند؛ بازداشت‌هایی که به گفته منابع آگاه، توام با شکنجه و آزار جنسی دانش‌آموزان در بازداشتگاه‌ها گزارش می‌شوند.

«رسول بداقی»، از فعالان صنفی معلمان در گفت‌وگو با «ایران‌وایر»، ضمن ابراز هم‌دردی با خانواده‌های جان‌باختگان این اعتراضات، در انتقاد به رفتار حاکمیت با دانش‌آموزان کشته و بازداشت شده در تجمعات اعتراضی آبان‌ ۱۳۹۸ می‌گوید: «حاکمیت از کودکان و نوجوانان دانش‌آموز استفاده ابزاری و سوء استفاده سیاسی می‌کند. هر وقت به حضور آنان در استقبال از رجال‌های سیاسی نیاز دارد، یا به مناسبت‌های گوناگون، آن‌ها را در سرما و گرما به خیابان‌ها می‌کشاند یا در محوطه مدرسه سر پا نگه می‌دارد‌ و به شعار دادن وادار می‌کند‌. هر گاه هم احساس امنیت خود را در تعطیلی مدارس می‌بیند، با یک زیرنویس ناقابل در تلویزیون، اعلام تعطیلی می‌کند و مدارس کشور را به دلایل واهی و بی‌خود به تعطیلی می‌کشاند.»

این فعال صنفی با اشاره به حضور دانش‌آموزان و معلمان در میان معترضان و سرکوب و بازداشت آن‌ها، به نکته مهمی اشاره می‌کند: «گذشته از سرکوب و بازداشت دانش‌آموزان، اتفاق هولناکی در حال وقوع است که از دید اهالی رسانه مغفول مانده است. نظام حاکم در ایران برخلاف تمامی معاهدات و میثاق‌های بین‌المللی که امضا کرده است و برخلاف وجدان انسانی، برخی از دانش‌آموزان و کودکان زیر ۱۸ سال را که در تشکلی به نام بسیج دانش‌آموزی جذب کرده، برای سرکوب معترضان به خیابان‌ها می‌آورد.»

این فعال صنفی می‌گوید: «گاهی نیروهای بسیج به واسطه آموزه‌های ایدئولوژیک و سوء استفاده از کم سن و سال بودن اعضا در مقایسه با سربازان و نیروهای کادری نیروی انتظامی، دست به خشونت‌‌های بیشتری می‎‌زنند.»

این عضو ارشد «کانون صنفی معلمان ایران» که خود سابقه بازداشت و زندانی شدن به دلیل فعالیت‌های صنفی معلمان و پی‌گیری مطالبات این صنف از جامعه را در کارنامه خود دارد، بر این باور است که امروز شیوه برخورد نیروهای امنیتی در برخورد با معلمان و اعضای تشکل‌های صنفی به نسبت سال‌های گذشته تغییر کرده است: «حالا دیگر نیروهای امنیتی بدون این‌که افراد را بازداشت کنند، وسایل شخصی مانند موبایل‌ها و لپ‌تاپ‌های معلمان و خانواده‌های آن‌ها را ضبط می‌کنند. سپس با بررسی اطلاعات موجود در آن‌ها، به دنبال اتهام برای فرد می‌گردند. آن‌ها فرد را در بازداشتگاه نگه‌داری نمی‌کنند تا بدون سر و صدا، افراد را آزار بدهند. نیروهای امنیتی پس از بررسی محتویات موبایل‌ها، اتهاماتی را وارد، سپس چند دقیقه‌ای آن‌ها را به نام بازپرسی و تفهیم اتهام، به یکی از شعب دادسرا احضار می‌کنند و پس از مدتی آن‌ها را برای دفاع آخر، به دادگاه‌ها فرا می‌خوانند. سپس بدون توجه به دفاعیات متهم، آن‌ها را با احکام سنگین روبه‌رو می‌کنند.»

به گفته این فعال صنفی، تنها در خراسان شمالی هفت تن از معلمان، از جمله «محمدرضا رمضان‌زاده» به دو سال زندان و ۶۴ ضربه شلاق و «حمیدرضا رجایی» به شش ماه زندان محکوم شده‌اند. «رضا رمضان‌پور» نیز به دو مرتبه ۷۴ ضربه شلاق (۱۴۸ ضربه) محکوم شده است. «سعیدحق شناس»، «فروتن»، «مصطفی رباطی» و «جوهری» هم تبرئه شده‌اند.

او فهرستی از احکام کوتاه و بلند مدت صادر شده برای معلمان در سراسر کشور در ۹ ماهی که از سال ۱۳۹۸ گذشته است، ارایه می‌کند: «در کردستان، “اسکندر لطفی” دادگاهی شده و منتظر صدور حکم است. “امیدشاه محمدی” به ۱۵ماه زندان محکوم شد. “طاهر قادرزاده” به دو ماه زندان تعلیقی و “محمد قادری”، “خالد عبداللهی” و یکی دیگر از معلمان از همین اتهام تبرئه شده‌اند. در بوشهر معلمی به نام “حسین رضایی” به ۱۸ ماه زندان تعزیری و در شهر کرج معلم دیگری به نام “علی عابدینی” به ۹ ماه زندان تعلیقی محکوم شده‌اند. همه این محکومیت‌ها هم به جرم فعالیت صنفی و پی‌گیری مطالبات بر حق معلمان بوده است.»

این فعال صنفی با اشاره به فشارهای گسترده بر معلمان و فعالان صنفی در سراسر ایران می‌گوید: «یکی از همکاران ما به نام “مریم زیرک” که ساکن قزوین است، در اسفند ۱۳۹۷، هنگامی که در حال رفتن به مدرسه محل خدمتش بوده، توسط نیروهای امنیتی بازداشت و تفتیش بدنی شده است. موبایل او را توقیف و با خودشان برده بودند. چندی بعد “شمس‌الله غلامی”، رییس آموزش و پرورش ناحیه یک قزوین هم حکم ایشان را لغو کرد. در نهایت هم توسط “شجاع ذوقی”، رییس دادگاه به ۹ ماه زندان تعزیزی محکوم شد که پرونده‌اش در حال حاضر در مرحله تجدیدنظر است.»

رسول بداقی اضافه می‌کند: «دو معلم دیگر در قزوین به دلیل پی‌گیری مطالبات صنفی خود، به ترتیب به ۹ و شش ماه زندان محکوم شده‌اند که به دلایل امنیتی خواسته‌اند نامی از آن‌ها برده نشود.»

بداقی در مورد بازداشت گسترده معلمان در تهران به «ایران‌وایر» می‌گوید: «در تهران، “محمدتقی فلاحی”، “حسین غلامی”، “اسماعیل گرامی”، “عالیه اقدام دوست”، “ذوالنور” و خودم توسط “فرشید دهقان”، رییس شعبه ۱۰۶۰ دادگاه کیفری کارکنان دولت به ۹ ماه زندان تعلیقی محکوم شدیم. همکار دیگرمان، “محبوبه فرحزادی” هم پرونده‌اش در جریان رسیدگی است. پرونده “هاله صفرزاده” پس از چند هفته بازداشت، بازجویی و زندان انفرادی، در مرحله رسیدگی قرار دارد. “جعفر ابراهیمی” هم چندین بار احضار و بازجویی و حکم توبیخ برای او صادر شده است. دادخواهی معلمان زندانی، “محمود بهشتی”، “اسماعیل عبدی” و “محمد حبیبی” را رد کرده‌اند و از فرستادن آن‌ها به مرخصی که یکی از حقوق هر زندانی است، خودداری می‌شود؛ تا آن جا که محمد حبیبی به خاطر نادیده گرفتن حقوق واقعی زندانیان توسط دادستان، دست به اعتراض مدنی زده است و از رفتن به صف آمار خودداری می‌کند.»

به گفته این فعال صنفی، در استان آذربایجان شرقی دو معلم و فعال صنفی معلمان به نام‌های «لطیف روزی‌خواه» و «علی حاجی» چندین بار احضار، بازداشت و بازجویی شده‌اند. پرونده آن‌ها هم در حال رسیدگی است .

رسول بداقی می‌گوید: «در تبریز چند معلم دیگر که احضار، بازداشت و تهدید شده‌اند که به دلایل امنیتی، تمایلی ندارند نامی از آن‌ها برده شود. در شهرستان ابهر، “احمد تقوی”، همکار ما به ۱۵ ماه حصر در خانه محکوم شده است. در شهرضا، “حمید رحمتی” در آبان ‌ماه بازداشت و به زندان دستگرد اصفهان منتقل شد. او از لحظه بازداشت، اعتصاب غذای خشک کرد. اما مدتی بعد با برگزاری کمپین حمایتی معلمان از وی و وخامت حال او، به مرخصی اعزام شد. در حال حاضر حکم باز به او داده‌اند و باید هر صبح خود را به زندان معرفی و به زندانیان تدریس کند و شب به خانه بازگردد. در شیراز، “محمدعلی زحمتکش” به هشت ماه زندان محکوم شده بود که به تازگی مدت زمان محکومیت خود را به پایان برده و آزاد شده است. در رشت، “عزیز قاسم‌زاده” پرونده باز دارد. در ساری سه معلم به نام‌های “حسین سلامی”، “وفایی” و “علیرضا قربانی” احضار و بازجویی شده و در نهایت برای آن‌ها هم پرونده کیفری تشکیل داده‌اند. در مهاباد همکارمان، “یاسر امینی آذر” پس از بازداشت و انتقال به زندان ارومیه و گذراندن سه هفته در زندان انفرادی، به ۱۵ ماه زندان تعزیری محکوم شد و پرونده‌اش در جریان است.»

او پس از چند ثانیه مکث، حرفش را با این جمله به پایان می‌رساند: «نمی‌دانم جایی هست در ایران که با فعالان صنفی معلمان برخورد نشده باشد؟»

No responses yet

Jan 02 2020

بازی میترا حجازی‌پور در مسابقات جهانی بدون حجاب اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: میترا حجازی‌پور عضور تیم ملی ایران در مسابقات جهانی شطرنج سریع و برق‌آسای جهان به میزبانی مسکو، بدون حجاب اسلامی به مصاف حریفانش رفت.

امتناع یک ورزشکار زن ملی‌پوش از رعایت حجاب در حین برگزاری رقابت‌های جهانی، اقدام بی‌سابقه‌ای در نظام جمهوری اسلامی ایران است.

در این مسابقات علیرضا فیروزجا با خروج از ذیل پرچم ایران، به نام فدراسیون جهانی مبارزه کرد اما میترا حجازی‌پور عضو تیم ملی ایران است.

وزارت ورزش از اعزام تیم مردان ایران به خاطر حضور تیم ملی اسرائیل جلوگیری کرد. اما با توجه به عدم حضور اسرائیل در رقابت‌های زنان، ملی‌پوشان زن ایران به روسیه اعزام شدند.

سارا خادم‌الشریعه و آتوسا پورکاشیان دیگر اعضای تیم زنان ایران در این مسابقات بودند که با پوشش نه چندان کامل روسری، به گونه‌ای که در ایران «شُل حجابی» نامیده می‌شود، در برابر حریفان خود ایستادند.

پیشتر برخی از دختران ورزشکار در مسابقات غیر رسمی برون مرزی بدون حجاب ظاهر شده‌اند اما این اتفاق هرگز در مسابقات قهرمانی جهان رخ نداده. درسا درخشانی (خارج از ترکیب تیم ملی) بدون حجاب در جام جبل‌الطارق بازی کرد. سپس با محرومیت مواجه شد و به آمریکا مهاجرت کرد.

میترا حجازی‌پور که قهرمان شطرنج آسیاست، اردیبهشت پارسال نیز عکسی بدون حجاب در اینستاگرام منتشر کرد و نوشت: «بهترین لحظات زمانی است که باد گیسوانت را به پرواز در می‌آورد. چه دردناک است آن هنگام که گیسوان رقصان را به زندان پارچه‌ای بازگردانی. مرگ روح زمانی است که آزادی را چشیده و دوباره به اسارت بازگردد. این‌ها پیش پا افتاده‌ترین حقوق انسان‌هاست که من چنین با آب و تاب وصف می‌کنم».

او در پی تذکر مسئولین فدراسیون شطرنج، پس از چند روز پستش را پاک کرد و در پست دیگری به نقل از مارتین لوترکینگ نوشت: «زندگی ما روزی به پایان می‌رسد که درباره موضوعاتی که اهمیت دارد سکوت کنیم».

میترا که عنوان استاد بزرگ زنان را در سال ۲۰۱۵ به دست آورده‌، از رده خردسالان تا بزرگسالان دارای مجموعه‌ای از افتخارات جهانی و قاره‌ای است. از جمله می‌توان به دو بار نایب قهرمانی نونهالان جهان، نشان نقره ۲۰۱۰ جوانان جهان و قهرمانی بزرگسالان آسیا در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد.

میترا حجازی‌پور همچنین در مسابقات دانشجویان جهان، بازی‌های آسیایی و جام ملت‌های آسیا نیز مدال‌آور بوده است. او از سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۸ در همه ادوار المپیاد جهانی شطرنج برای تیم ملی ایران بازی کرده.

حجاب اسلامی از خطوط قرمز نظام جمهوری اسلامی است، چنان سختگیرانه که حتی ورزشکاران زن ارامنه نیز در تیم‌های ملی ایران باید با پوشش اسلامی بازی کنند.

در رقابت‌های داخلی رشته‌های مختلف زنان نیز با وجودی که ورود مردان به محل رقابت‌ها ممنوع است، ورزشکاران، مربیان و داوران ملزم به رعایت حجاب اسلامی‌اند.

خانم حجازی‌پور در فرانسه تحصیل می‌کند و ستاره تیم شطرنج برست است. او در رقابت‌های جهانی و در بخش سریع، توانست سوزان (دانمارک) النا تومیلووا، تاتیانا بوگومیل و ماریا نوساچه‌وا (روسیه) و نانجید (مغولستان) را از پیش رو بردارد.

در رقابت‌های برق آسا نیز در گام اول توانست هاریکا دروناوالی قهرمان سال ۲۰۱۵ جهان از هندوستان را شکست دهد. آنا اوشه‌نینا (اوکراین) قهرمان دو دوره جهان نیز به این نماینده پرسابقه و سرشناس تیم ملی ایران باخت.

No responses yet

Dec 30 2019

بازجو-خبرنگاران صداوسیما؛ از اسماعیل تا آمنه‌سادات

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: توئیت سپیده قلیان درباره نقش آمنه‌سادات ذبیح‌پور، گزارشگر صداوسیما، در تهیه اعترافات اجباری از او، بار دیگر موضوع خبرنگاران رادیو و تلویزیون حکومتی را که در اخذ اعترافات اجباری از زندانیان سیاسی مشارکت می‌کنند مطرح کرده است.

پیش از آمنه‌سادات ذبیح‌پور نیز چند خبرنگار صداوسیما به همکاری با نهادهای امنیتی برای اخذ اعترافات اجباری از زندانیان سیاسی متهم شده‌اند.

اخیرا نیز علی رضوانی دیگر خبرنگار صداوسیما به همکاری با ماموران سازمان اطلاعات سپاه پاسداران برای اخذ اعترافات اجباری از همسر کاووس سیدامامی متهم شده بود.

پسر کاووس سیدامامی گفته بود که علی رضوانی در شب ساخت مستند «مظنونین همیشگی» به خانه آنان رفته سوال‌هایی را از مادرش پرسیده تا آنجا که بر اثر این فشارها کار مادرش به بیمارستان کشیده است.

اسماعیل فلاح؛​ از اعترافات اجباری تا مقیم شدن در لندن

در آبان ۹۸ نام اسماعیل فلاح با بازنگشتن‌اش به ایران و اقامت گزیدن در لندن مطرح شد. سال ۷۹ اما نام او به دلیل حضور در فیلم اعترافات اجباری علی افشاری، عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، مطرح شده بود.

بعدها علی افشاری در نامه‌ای افشا کرد که ابتدا بازجو از او مصاحبه اجباری گرفته و سپس «مصاحبه‌کننده صداوسيما (اسماعیل فلاح) بر روی صندلی نشست و در چارچوب متن از پيش تعيين شده سئوالاتی را مطرح کرد و من نيز پاسخ‌های مدنظر بازجويان را ارائه کردم».

به گفته افشاری، در نهایت فیلمی «با مونتاژ فيلم پرشده در حضور بازجو و فيلم مصاحبه با خبرنگار صداوسيما در بخش‌های خبری صداوسيما پخش شد».

اسماعیل فلاح

اسماعیل فلاح
فلاح در دهه ۸۰ به عنوان خبرنگار صداوسیما به لندن رفت و در آبان امسال خبری مبنی بر بازنگشتن‌اش به ایران منتشر شد. او اعلام کرد که از طرف معاونت فضای مجازی صداوسیما به ماموریتی دیگر رفته است.

با این حال خبرگزاری فارس در گزارشی ضمن تایید انتقال او به معاونت فضای مجازی صداوسیما، به نقل از «یک مقام آگاه» خبر داد که آقای فلاح «از طرف سازمان برای اعزام به انگلستان ماموریتی ندارد و در مورد علت رفتنش باید خودش پاسخگو باشد».

حسن شمشادی؛​ اعترافات اجباری و حمایت از بشار اسد

حسن شمشادی دیگر خبرنگار صداوسیما است که در تهیه اعترافات اجباری از زندانیان نقش داشته است. او در سال ۸۸ از طرف صداوسیما در سفرهای انتخاباتی میرحسین موسوی حضور داشت. پس از انتخابات اما به سلول‌ زندانیان در بندهای ۲۰۹ و دو الف سپاه می‌رفت تا از زندانیان و از جمله برخی از اعضای ستاد موسوی مصاحبه بگیرد.

تعدادی از زندانیان در سال ۹۳ در صفحات فیس‌بوک خود نوشتند که شمشادی در روزهای قبل از دادگاه‌های نمایشی سال ۸۸ که زندانیان باید برای دادگاه اصلی تمرین می‌کردند حضور داشته و با آنان مصاحبه‌های «تمرینی» ضبط می‌کرده است.

حسن شمشادی

حسن شمشادی
آقای شمشادی ضمن تایید گرفتن مصاحبه از زندانیان، گفته که اقداماتش تنها در قالب کار خبرنگاری بوده است.

او همچنین خبرنگار صداوسیما در سوریه و لبنان بود و به این دلیل رسانه‌های وابسته در جمهوری اسلامی بارها با او مصاحبه کرد‌ه‌اند.

او نشست‌های زیادی درباره فعالیتش در سوریه برای جوانان اصول‌گرا در شهرهای مختلف برگزار کرده است.

ایمان مرآتی و مرتضی حیدری

یکی از جنجال‌برانگیزترین مصاحبه‌های اجباری سال ۸۸ مصاحبه محمد عطریانفر و محمد علی ابطحی با ایمان مرآتی بود. مراتی از خبرنگارانی است که رابطه نزدیکی با نیروهای امنیتی و نظامی ایران دارد و به عنوان گزارشگر در برنامه‌های خاص آنان حضور پیدا می‌کند.

در ماجرای واگذاری املاک شهرداری تهران نام ایمان مرآتی همراه با کامران نجف‌زاده به عنوان افرادی مطرح شد که از شهرداری تهران خانه‌هایی را با تخفیف دریافت کرده‌اند.

در این میان تنها کامران نجف‌زاده ضمن تکذیب دریافت خانه از شهرداری گفته بود که عضو یک تعاونی شده، اما هنوز خانه‌ای از این تعاونی دریافت نکرده است.

در سال ۸۸ همچنین مرتضی حیدری، مجری مشهور تلویزیون، میزگردی را با حضور سعيد حجاريان، محمد عطريانفر و سعید شریعتی برگزار کرد که بر خلاف مصاحبه قبلی، این زندانیان لباس‌های معمولی پوشیده بودند و به نظر می‌رسید که در ساختمان تلویزیون ضبط شده است.

این میزگرد نیز ادامه اعترافات اجباری این فعالان سیاسی بود.

یکی از اعترافات اجباری سال ۸۸ مصاحبه شبکه پرس‌تی‌وی با مازیار بهاری بود. بهاری پس از آزادی از زندان اعلام کرد که حمیدرضا عمادی، مدیر اتاق خبر شبکه تلویزیونی پرس‌ تی‌وی، در گرفتن مصاحبه اجباری از او در زندان مشارکت داشته است.

پس از شکایت مازیار بهاری، آفکام- نهاد ناظر بر رسانه‌ها در بریتانیا- پرس‌ تی‌وی را به دليل پخش مصاحبه تحت فشار به پرداخت صد هزار پوند، معادل ۱۵۳ هزار دلار، محکوم کرد.

به جز خبرنگاران صداوسیما که در تهیه فیلم‌های بازجویی اجباری از فعالان سیاسی مشارکت دارند خبرنگاران این نهاد که اخبار پلیس را پوشش می‌دهند در اخذ مصاحبه‌های اجباری از زندانیان نیز مشارکت می‌کنند با این حال اقدامات آنان با واکنش مواجه نمی‌شود.

در این میان گاهی اوقات مواردی چون حضور داوود فتحعلی‌زاده خبرنگار صداوسیما در اداره آگاهی و مصاحبه او با محمد علی نجفی خبرساز می‌شود.

No responses yet

Dec 29 2019

بی‌اطلاعی از سرنوشت پناهجویانی که از ترکیه دیپورت شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: به گزارش وبسا‌یت‌های خبری ایرانی و حقوق بشری کرد، ۳۳ پناهجوی ایرانی از ترکیه دیپورت شده‌اند. از سرنوشت آنها هیچ اطلاعی در دست نیست. به گزارش یک وبسایت خبری، مرزبانی ایران آنها را تحویل گرفته است.

به گزارش چند وبسایت خبری و حقوق بشری، روز پنجشنبە پنجم دی‌ماه (۲۶ دسامبر) پلیس ترکیه یک پناهجوی سیاسی کرد به نام عادل بهرامی و ۳۲ پناهجوی دیگر را به ایران بازگردانده است.

شبکه حقوق بشر کردستان به نقل از یکی از دوستان عادل بهرامی در ترکیه این خبر را تایید کرد و نوشت که بهرامی در تاریخ ۲۸ آذرماه سال جاری در یک تماس تلفنی به دوستان خود اطلاع داده که پلیس ترکیه قرار است وی را به مکان نامعلومی منتقل کند.

او در روز دوم دی‌ از انتقالش به شهر آگری در مرز ترکیه و ایران خبر داده است.

دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید

بر اساس این گزارش، دفتر کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان در آنکارا تقاضای پناهندگی بهرامی را در شهریور ۱۳۹۷ ثبت و او را به شهر آماسیا در شمال ترکیه منتقل کرده است.

در ادامه گزارش شبکه حقوق بشر کردستان آمده است که این پناهجوی کرد اواخر آذر ۹۷ هنگام خروج غیرقانونی در فرودگاه آنتالیا بازداشت شده و تا تاریخ ۴ بهمن‌۱۳۹۷ در زندان بوده است.

“عضو کومله”

برخی سایت‌های خبری داخل و خارج ایران بدون ارائه سند یا ذکر منبع اطلاعات خود، عادل بهرامی را عضو کومله معرفی کردند.

“بولتن نیوز” نوشت: «عادل بهرامی به همراه تعداد دیگری از عوامل ضد انقلاب، از خاک کشور ترکیه اخراج و به داخل ایران دیپورت شدند و هم اکنون این افراد در کشور حضور دارند و تحویل مسئولان مرزبانی کشورمان شدند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

در ادامه گزارش این وبسایت خبری نزدیک به نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی، بهرامی به عنوان “عضو فعال گروهک تروریستی کومله” معرفی شده که «در زمان حضور خود در اردوگاه زرگویزله، با مطالب و پخش اخبار تحریک آمیز، در حال زمینه‌سازی برای اغتشاش و شورش در کردستان ایران بود و اخبار سیاهی از اوضاع داخلی کردستان منتشر می‌کرد.»

بولتن نیوز به نقل از پلیس ترکیه نوشت، به‌زودی شمار دیگری از “عوامل فعال ضد انقلاب” به ایران دیپورت می‌شوند.

No responses yet

Dec 29 2019

علی باقری‌کنی؛ ظهور یک مدیر دیگر از شبکه خانوادگی علی خامنه‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: علی باقری‌کنی (راست) معاون جدید امور بین‌الملل و رئيس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه در کنار محمدجواد لاریجانی.
ارسال

علی باقری‌کنی روز هشتم دی با حکم ابراهیم رئيسی به عنوان معاون امور بین‌الملل و رئيس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه منصوب شد.

ستاد حقوق بشر قوه قضاییه که از سال ۱۳۸۴ فعالیت خود را آغاز کرده است، نقش دستگاه دیپلماسی قوه قضاییه جمهوری اسلامی را بازی می‌کند و در مجامع جهانی به عنوان نماینده ایران در مجامع بین‌المللی پاسخ‌گوی اتهامات مربوط به نقض حقوق بشر در کشور است. در طول ۱۴ سال گذشته محمدجواد لاریجانی ریاست این نهاد را بر عهده داشت.

علی باقری کنی که مانند جواد لاریجانی از چهره‌های تندروی سیاست ایران محسوب می‌شود، مانند او شخصیت و زبان تهاجمی دارد. هر دو در حوزه حقوق بشر طلبکار هستند، مبانی حقوق بشر جهان مدرن را نفی می‌کنند، داعیه‌هایی برای جهانی‌کردن مفاهیم حقوق بشر اسلامی دارند، قدرت انکار و توجیه مداوم و حتی دروغ‌گویی دارند. از این نظر می‌توان گفت که علی باقری‌کنی یک نسخه شیک‌تر و به روزتر محمدجواد لاریجانی است.

مهم‌ترین وظیفه جواد لاریجانی در این سال‌ها رد گزارش‌های نقض حقوق بشر، حمله به نهادهای بین‌المللی ناظر بر حقوق بشر و مخالفت با گزارش‌های گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران بود. کاری که ظاهرا علی باقری کنی باید آن را ادامه‌ دهد.

آقای لاریجانی در این حوزه دستاورد خاصی نداشت. ایران بارها در مجامع بین‌المللی وابسته به سازمان ملل محکوم شد، توضیحات و توجیهات تکراری او نه کسی را شگفت‌زده می‌کرد و نه قانع. با این حال او که مثل محمدجواد ظریف از جمله مدیران تکنوکرات‌ جمهوری اسلامی است که زبان انگلیسی بلدند و اهل رسانه هستند، نقش فعالی در گفت‌وگو با رسانه‌های خارجی و بازی با کلمات درباره وضعیت حقوق بشر در ایران داشت.

توانایی لاریجانی در طرح سناریوهای خاص تخیلی مثل نقش سازمان جاسوسی بریتانیا در قتل ندا آقاسلطان، دفاع آسوده‌خاطرش از مجازات سنگسار، حملات تند لفظی‌اش به گزارشگران ویژه سازمان ملل که از نظر جواد لاریجانی «دلقک» و «صدای تروریست‌ها» بودند و پرونده زمین‌خواری‌اش، یک شخصیت خاص و پرحاشیه از او ساخته بود.

جواد لاریجانی در عین حال در حوزه سیاست داخلی هم فعال بود و به عنوان یک تحلیل‌گر اصولگرا فعالیت‌های محدودی داشت، سعی می‌کرد نظریه‌پردازی کند، با دفاع از دستیابی ایران به فناوری ساخت بمب هسته‌ای و نقدهای تند علیه برجام، موقعیت دیپلماتیکش را حفظ کند و بلندگوی رک‌تر و سیاسی‌تر خانواده لاریجانی باشد.

علی باقری‌کنی هم شخصیتی مشابه لاریجانی دارد، او هم سابقه دیپلماتیک دارد و هم سوابق محدودی در سیاست داخلی مثل ریاست ستاد سعید جلیلی در انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۹۲. در همان انتخابات به عنوان نماینده جلیلی یک مناظره نه چندان موفق هم با محمود واعظی، رئیس دفتر کنونی حسن روحانی، داشت.

علی باقری‌کنی (راست) از سال ۸۶ تا ۹۲ در کنار سعید جلیلی (چپ) در تیم هسته‌ای دولت محمود احمدی‌نژاد حضور داشت داشت ولی تلاش‌های این تیم برای پیشبرد مذاکرات هسته‌ای به جایی نرسید.

باقری‌کنی از سال ۸۶ تا ۹۲ در کنار جلیلی در تیم هسته‌ای ایران در دولت محمود احمدی‌نژاد حضور داشت داشت ولی تلاش‌های این تیم برای پیشبرد مذاکرات هسته‌ای به جایی نرسید. در دولت روحانی هم به سرعت از تیم هسته‌ای کنار گذاشته شد و در شبکه افق یا جمع دانشجویان بسیجی و انقلابی مشغول نق زدن علیه ظریف شد، نقدهایش علیه برجام را در وب‌سایت «مدرسه کالک» وابسته به بسیج دانشجویی و «مرکز رشد دانشگاه امام صادق» منتشر کرد و مقدمه‌ای هم بر نسخه فارسی کتاب خاطرات وندی‌شرمن، مذاکره کننده تیم هسته‌ای نوشت.

فعالیت‌های جواد لاریجانی از یک جنبه دیگر هم جالب توجه بود. او عضوی از خانواده پرنفوذ لاریجانی‌ها بود که بخش مهمی از سیاست ایران را در اختیار داشتند. این نفوذ پس از رفتن صادق لاریجانی از قوه قضاییه تا حدود زیادی کاهش یافته است. علی لاریجانی هم اعلام کرده که در انتخابات مجلس آینده کاندیدا نمی‌شود و حالا با رفتن جواد لاریجانی از قوه قضاییه، سیر نزولی خانواده لاریجانی ادامه خواهد یافت.

انتخاب علی باقری‌کنی اما می‌تواند یک سیر صعودی برای خانواده باقری‌کنی باشد. او پسر محمدباقر باقری‌کنی است، عضو پرنفوذ خانواده کنی که کنترل بخش اعظم موسسه جامعه الصادق، دانشگاه امام صادق و موسسه‌های فرهنگی و اقتصادی وابسته به آن را در اختیار دارند. یکی از پسران او، یعنی مصباح‌الهدی باقری کنی با هدی خامنه‌ای، دختر رهبر جمهوری اسلامی، ازدواج کرده است. مصباح‌الهدی و علی باقری هر دو در دانشگاه امام صادق درس خوانده و مسئولیت‌هایی داشته‌اند.

از شبکه خانوادگی خامنه‌ای در سال‌های اخیر مدیران دیگری هم راه ترقی یافته‌اند. صادق واعظ‌زاده در تشکیلات شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجمع تشخیص مصلحت نظام در حال ترقی است، کمیل خجسته، برادرزاده همسر رهبر مدیر موسسه بزرگ تبیان شده، نفوذ سیاسی خانواده حدادعادل که دخترشان عروس رهبر است، بیشتر شده و …
علی خامنه‌ای در حال گفت‌وگو با محمدباقر باقری کنی، برادر محمدرضا مهدوی کنی و از اعضای هیئت امنای دانشگاه امام صادق
بیشتر در این باره:
شبکه خانوادگی علی خامنه‌ای در مؤسسات رسانه‌ای و تحقیقاتی

محمدباقر باقری‌کنی، پدر علی باقری کنی سال ۹۴ با حکم خامنه‌ای به عنوان عضو هیات امنای موسسه جامعه الصادق منصوب شد. صادق لاریجانی در این موسسه هم نقش مامور خامنه‌ای و هم سیاستگذار را بازی می‌کند. به عبارتی با این تغییرات تازه، خانواده باقری‌کنی در دانشگاه امام صادق با صادق لاریجانی در تماس و تعاملند و در قوه قضاییه با ابراهیم رئيسی.

در مجموع اما علی باقری‌کنی به اندازه جواد لاریجانی سابقه و حاشیه در سیاست داخلی و خارجی ایران نداشته است. جواد لاریجانی از آن هنگام که با علی اکبر ولایتی در وزارت خارجه دعوا داشت تا دیدارش با یک دیپلماتیک انگلیسی که حاشیه‌هایی در انتخابات ریاست‌جمهوری ۷۶ رقم زد و منجر به کناره‌گیری‌ موقتش از سیاست داخلی شد تا حملاتش به هاشمی و حسن خمینی، رهبران جنبش سبز و حسن روحانی، همواره نقش یک مهاجم را بازی کرده است.

علی باقری کنی که ظاهری دیپلماتیک‌تر از جواد لاریجانی دارد، حملاتش محدود به تیم هسته‌ای ظریف و حسن روحانی بوده و تازه دارد پایش به میدان‌های بازی بزرگ‌تر باز می‌شود.

شاید اگر جلیلی سال ۹۲ رئيس‌جمهور می‌شد، علی باقری‌کنی در دولت او سمتی مثل وزارت خارجه بر عهده داشت ولی حالا مشابه همین سمت را در قوه قضاییه تحت کنترل ابراهیم رئيسی گرفته و به عنوان یک مدیر جوان فرصت برای تمرین پیدا کرده است.

او از نسل مدیران میانی جوانی است که رهبر جمهوری اسلامی «جوان مومن» صدایشان می‌زند، سرداران سپاه «مدیران انقلابی‌» توصیف‌شان می‌کنند و سبک مدیریتی‌شان را «جهادی» می‌دانند. جمهوری اسلامی برای آنها فرصت است، چه در متن باشند و چه در حاشیه.

No responses yet

Dec 29 2019

فیروزجا، نایب قهرمان شطرنج جهان: برای فرانسه بازی خواهم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,ورزش

رادیوفردا: علیرضا فیروزجا، نایب قهرمان شطرنج جهان ضمن تایید تغییر تابعیت خود اعلام کرده است که از این بعد برای فرانسه بازی خواهد کرد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، او که اکنون در فرانسه زندگی می‌کند، علت اینکه دیگر با پرچم جمهوری اسلامی ایران در رقابت‌ها شرکت نمی‌کند، گفته است: «مشکلاتی بر سر راهم قرار داشت». او به جزئیات این مشکلات اشاره نکرده است.

علیرضا فیروزجا در نخستین مسابقه‌ای که بدون پرچم جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد، به عنوان نایب قهرمانی شطرنج سریع جهان دست یافت.

او در این مسابقات که در مسکو برگزار شد، با پرچم FIDE (فدراسیون جهانی) رقابت می‌کرد.

آقای فیروزجا پس از اینکه وزارت ورزش ایران از اعزام تیم ملی شطرنج به مسابقات جهانی جلوگیری کرد، چنین تصمیمی گرفت.

تصمیم برای عدم اعزام تیم شطرنج ایران به مسابقات در حالی اتخاذ شد که روز ۲۶ آذر در مسابقات شطرنج سریع اسپانیا، پرهام مقصودلو و محمد امین طباطبایی، دو ستاره تیم ملی ایران حاضر به انصراف در برابر حریف اسرائیلی نشدند و پشت میز بازی نشستند.

مسئولان فدارسیون شطرنج ایران برای جلوگیری از تکرار چنین رویدادی، تصمیم گرفتند تیم ایران را به مسابقات جهانی مسکو نفرستند.

ورزشکاران جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۹۸۳ اجازه رویارویی با حریفان اسرائیلی را ندارند.

با وجودی که شطرنج رشته‌ای غیر المپیکی است، مسئولان ایرانی این احتمال را می‌دادند که حضور تیم شطرنج در روسیه و رویارو نشدن با نمایندگان اسرائیل، اعزام کاروان ایران به المپیک را به مخاطره بیندازد.

پرهام مقصودلو، ستاره شطرنج ایران، به خبرگزاری ایسنا گفت: «هزینه بلیت و ویزا را خودمان دادیم و حتی پول‌مان را پس ندادند. یک‌سال است مربی نداریم و این طوری نمی‌توانیم ادامه دهیم. هیچ کاری برای ما انجام نشده. گفتند اگر بروید روسیه، اعزام کاروان به المپیک به خطر می‌افتد».

پیش از علیرضا فیروزجا، سعید ملایی قهرمان جودوی جهان نیز به دلیل مشابه، با پرچم IJF (فدراسیون جهانی جودو) روی تاتامی ظاهر شد. سعید ملایی در نهایت تابعیت مغولستان را گرفت و از این پس با پرچم آن کشور به میدان خواهد رفت.

فیروزجا در مسابقات مسکو با درخشش در روز پایانی و کسب ۴.۵ امتیاز از پنج امتیاز ممکن، توانست پس از ماگنوس کارلسن از نروژ در رده دوم بایستد. ۵۰ هزار دلار، جایزه نقدی نایب قهرمان این بخش از رقابت‌هاست.

او در این مسابقات سرگئی کاریاکین، سوپراستاد بزرگ روسیه، و نایب قهرمان جهان در سال ۲۰۱۶ که قهرمان سابق شطرنج برق‌آسای دنیاست را شکست داد.

دیگر پیروزی ارزشمند او در دور پایانی مقابل شهریار ممدیاروف از جمهوری آذربایجان (نفر هفتم حال حاضر جهان) رقم خورد.

ممدیاروف آخرین بازیکنی است که در دیدارهای فکری (کلاسیک) موفق شده کارلسن را شکست دهد.

فیروزجا گفت: «در روز دوم خیلی بد بازی کردم و نیاز داشتم که امروز خیلی خوب بازی کنم. خوشحالم که توانستم این کار را انجام دهم. این باارزش ترین موفقیتی است که به دست آورده‌ام».

نایجل شورت، نایب رئیس فدراسیون جهانی شطرنج، در واکنش به این رویداد در توئیتر نوشت: «تبریک به فیروزجا برای نقره خارق‌العاده‌اش. شرم بر همه آنهایی که در پی از بین بردن دوران حرفه‌ای او هستند».

Champagne corks are popping all over FIDEstan this evening! Congratulations to Alireza Firouzja on a fantastic silver medal. And shame on all those who seek to thwart his career.

— Nigel Short (@nigelshortchess) December 28, 2019

اشاره او می‌تواند به نامه فدراسیون شطرنج جمهوری اسلامی ایران باشد که خواستار جلوگیری از حضور فیروزجا در این مسابقات شده بود.

نایجل شورت پیش از این و در پی کناره‌گیری آرین غلامی در برابر الکساندر زلاتین از اسرائیل در جریان مسابقات جوانان جهان، در واکنش تندی در توئیتر نوشته بود: «فدراسیون جهانی اهداف سیاسی را تحمل نمی‌کند. در صورتی که تغییراتی صورت نگیرد اقدامات قاطعانه‌ای صورت خواهد گرفت».

تصمیم فیروزجا برای تغییر تابعیت، در ایران هم واکنش‌هایی در پی داشت. احسان قائم‌مقامی، عضو باسابقه تیم ملی شطرنج ایران، هم چند ساعت پیش از آغاز مسابقات، در نامه‌ای سرگشاده به فیروزجا خواستار تجدید نظر در تصمیم او شده و نوشته بود: «پرچم مانند پدر و مادر انسان است».

شهره بیات، داور بین‌المللی و استاد فیده زنان، در توئیتر از «فیده» برای حمایت از علیرضا تشکر کرده و می‌گوید «ما همه یک خانواده هستیم».
سارا خادم‌الشریعه، عضو تیم ملی شطرنج جهان نیز در مصاحبه ویدیویی با «chessbase» درباره مهاجرت فیروزجا گفت: «این بهترین اتفاق و تصمیمی صحیح برای آینده‌اش بود. او از هیچگونه حمایتی برخوردار نبود. نه تنها او را به سمت جلو سوق نمی‌دادند بلکه نوعی حرکت رو به عقب بود. امیدوارم بعضی چیزها در ایران تغییر کند، چون نمی‌خواهیم این اتفاق برای سایر بازیکنان رخ دهد».

Iran's Sara Khadem gives her views on Alireza Firouzja's switch to the #FIDE flag. pic.twitter.com/Poo8n3RcaR

— Nigel Short (@nigelshortchess) December 26, 2019

No responses yet

Dec 29 2019

آیا پنجم دی شکست اپوزسیون بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

شراگیم زند: فراخوان پنجم دی به مناسبت بزرگداشت چهلم کشته شده های اعتراضات آبان ماه از سوی گروهها، افراد و جریانهای مختلفی مورد حمایت قرار گرفت و درمورد آن اطلاع‌رسانی شد. روز پنجم دی اما در عمل خیابانهای شهر در تصرف نیروهای امنیتی بود. معدود تجمعاتی هم که تشکیل شد با برخورد نیروهای امنیتی فرصت و مجال چندانی برای دوام و به هم پیوستن پیدا نکرد. همین مساله دستاویزی شد تا برخی بگویند مردم برای فراخوانهای مخالفین جمهوری اسلامی و اپوزسیون دیگر به اصطلاح تره هم خُرد نخواهند کرد و پنجم دی هم سندی‌ست بر این مدعا.

اما در این میان چند نکته وجود دارد که به عمد مغفول مانده است. اول اینکه فراخوان پنجم دی، فراخوانی نبود که صرفا از طرف اپوزسیون خارج نشین، طراحی و پیشنهاد شده باشد. طرح موضوع به چنین شکلی آدرس غلط دادن است. خانواده کشته شده های آبان‌ماه و به خصوص پدر و مادر پویا بختیاری اولین پیشنهاد دهندگان چنین فراخوانی در روز چهلم عزیزانشان بودند. در چنان شرایطی بدیهی بود همه آنها که در خارج از ایران رسانه در اختیار دارند و مخالف جمهوری اسلامی هستند، صدای آنها را پژواک داده و در مورد این فراخوان به صورت حداکثری اطلاع رسانی کنند. آنها که امروز به اپوزسیون به خاطر دعوت به پیوستن حداکثری به چنان فراخوانی طعنه می‌زنند؛ عمدتا یا وابستگان خود حکومت هستند و یا دلبستگان اصلاحات.
این دو گروه به هر نحوی سعی می‌کنند جریانهای بیرون از خود را جریانهایی ورشکسته و فاقد پایگاه مردمی نشان بدهند و واژه «براندازی» را صرفا لقلقه زبان عده ای خارج نشین کراواتی معرفی کنند که در انزوای چهل ساله خود فسیل شده اند.

اما واقعیت این است که حالا سال ۹۸ است و زمانه دیگر شده است. حالا شعارهای براندازانه را ما نه فقط از مجری های کراواتی شبکه های ماهواره، که از کف خیابان های ایران می‌شنویم. و همین برای کسانی که هویتشان تنها در جمهوری اسلامی تعریف می‌شود و یا معاششان به این حکومت گره خورده است ترسناک است. برای همین هم بعد از پنجم دی که عملا تجمعی امکان تشکیل پیدا نکرد، این دو گروه یعنی اصلاح طلبان و ولایت معاشان هر دو نفس راحتی کشیدند و تحلیل کردند که بله دیگر حنای اپوزسیون برای ملت ایران رنگ ندارد و نشان به آن نشان که پنجم دی هم آمد و آب از آب تکان نخورد و خیابانها خلوت بود.

خیر. خیابانها خلوت نبود. خیابانها مملو از نیروهای امنیتی بود که به سلاح های جنگی مجهز بودند. همانها که قبلا هم نشان داده بودند که در چکاندن ماشه به روی مردم لحظه ای تردید نمی‌کنند. همانها که چهل روز قبل به معنای واقعی کلمه «قتل عام» به راه انداختند و از شلیک به زنان و کودکان نیز ابایی نداشتند. همان ها که در ماهشهر با تانک و دوشکا به استقبال معترضین رفته بودند.

اینکه چرا بسیاری از مردم بعد از اعتراضات آبان به فراخوان پنجم دی واکنش نشان ندادند و در خانه ها ماندند یک پاسخ ساده و روشن دارد. « ترس از کشته شدن در خیابان».

عجیب و تاسف بار اینکه همان اصلاح طلبانی که در جریان هشتاد و هشت سرکوب خونین و در نهایت خانه نشینی جنبش سبز را بدون کوچکترین دستاوردی دیده و تجربه کرده بودند، حالا خلوتی خیابانها در دی ماه ۹۸ را اسباب طعنه و تحقیر جریانهای برانداز قرار دادند. آدم های جدی ترشان هم تحلیل کردند که بله پنج دی نشان داد اپوزسیون و براندازان در ایران، پایگاه مردمی ندارند و فراخوان هایشان عقیم می‌ماند.

اما صرف نظر از این مسائل واقعیت این است حکومتی که از نیروی مرگبار علیه مردمش آن هم به این شدت و در این حجم و با این گستردگی استفاده کند، درست است که دیگرهمه چیز را باخته اما فاتح خیابانهاست. حکومتی نظامی که تنها می‌تواند بر خیابانها حکومت کند!

پینوشه در شیلی بعد از سرنگون کردن یکی از مردمی ترین چهره های تاریخ آن کشور، سالهای سال با زور سرنیزه بر مسند قدرت ماند. چرا مردم شیلی به خیابانها نریختند و پینوشه ای را که به آن شکل، سمبل اراده ملی کشورشان را به قتل رسانده بود از قدرت به زیر نکشیدند؟ آیا سالوادور آلنده و کسانی که مردم را دعوت به مقاومت می‌کردند پایگاه مردمی نداشتند؟ جواب ماشین کشتار پینوشه بود. وقتی ارتش مسلح به خیابان گسیل کنیم و فرمان کشتار بدهیم، مردم معترض حتی اگر در اکثریت مطلق باشند جایی برای عرض اندام نخواهند داشت. مثالها و نمونه های زیادی در این مورد وجود دارد.

عدم حضور مردم در خیابانها در پنجم دیماه نمی‌تواند نشانه شکست اپوزسیون و یا پیروزی حکومت باشد. این روزها مردم بیشتر از همیشه با بدنه حکومت و طیفها و جریانهای سیاسی که در چهارچوب جمهوری اسلامی تعریف شده و فعالیت می‌کنند، فاصله گرفته اند. آینده نشان خواهد داد جمهوری اسلامی که بعد از آبان ۹۸ در مسیری بدون بازگشت افتاده است چگونه ساقط می‌شود و این برگ سیاه و خونین تاریخ ایران به چه شکل ورق خواهد خورد.

اما در این میان اپوزسیون و مخالفان جمهوری اسلامی با اینکه حالا دیگر در هدف خود که براندازی ست، همدلی و همراهی اکثریت مردم ایران را دارند، نیاز به تغییر تاکتیک نیز دارند. راه سرنگونی جمهوری اسلامی این روزها دیگر از تجمعات خیابانی نمی‌گذرد. تابوی کشتار زن و مرد و پیر و جوان و حتی کودکان در این رژیم دیگر شکسته و در صورت اعتراضات سراسری بزرگ در آینده، باز هم با همین کشتار و بدتر از آن روبرو خواهیم بود. پس چه باید کرد؟ باید مردم ایران را ساکنین موصل اشغال شده فرض کنیم که زیر پرچم حکومت خودخوانده داعش زندگی می‌کنند؟ شرایط موصل تحت اشغال داعش شبیه شرایط این روزهای بسیاری از شهرهای ایران است. در موصل چند هزار نفر چند صد هزار نفر را آواره کردند و یا به گروگان گرفتند. مخالفین جمهوری اسلامی که در خارج از ایران فعالیت می‌کنند باید از خود بپرسند اگر نماینده آن مردم و مورد اعتماد ایشان بودند آیا فراخوان به شرکت در تجمع خیابانی علیه داعش می‌دادند؟ قطعا خیر! چرا که داعش برای کشتار همه ابزارها را در اختیار دارد و به هیچ قاعده و قانون اخلاقی و انسانی نیز پایبند نیست. درست مانند برادر بزرگترش جمهوری اسلامی که در ماه آبان نشان داد که حتی با دوشکا هم معترضین را می‌تواند هدف قرار دهد.
اما جمهوری اسلامی فرجامی بهتر از داعش نخواهد داشت. این حکومت غافل است از اینکه بر سرنیزه مدتی می‌توان تکیه کرد، اما بر آن نمی‌توان نشست!

No responses yet

Dec 28 2019

اعتراضات آبان ۹۸ چه تاثیری بر آیت‌الله خامنه‌ای گذاشته است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: آیت‌الله خامنه‌ای و فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی ایرانگستره اعتراضات آبان ۱۳۹۸ که حتی به گفته چهره‌های سیاسی در داخل این کشور قابل مقایسه با موارد گذشته نیست و ترکیب جمعیتی آن، طیفی از گروه‌های آسیب‌پذیر و کم‌درآمد تا شهروندان نیازمند را در بر‌گرفته است. از سوی دیگر سرعت و شدت سرکوب کم‌سابقه این اعتراضات به نظر می‌رسد که فضای اجتماعی را وارد مرحله تازه‌ای کرده است. این تحول همچنین به نظر می‌رسد که در نگاه آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر ایران، در اداره امور کشور تاثیراتی مهمی برجا گذاشته باشد.

در همین رابطه ناتوانی نظام سیاسی ایران در پاسخ به مطالبه اصلی معترضان چشم انداز سیاسی و اجتماعی در این کشور را تیره و بی‌ثبات نشان می‌دهد.

طرح افزایش قیمت بنزین، مصوبه شورای هماهنگی سران سه قوه با تایید رسمی آیت‌الله علی خامنه‌ای است. رهبر جمهوری اسلامی ایران، این شورا را پس از بازگشت تحریم‌های آمریکا و با هدف عبور از شرایط اضطراری تاسیس کرد؛ اما زمانی برای عبور از این وضعیت متصور نیست. آمریکا به تشدید تحریم‌های جمهوری اسلامی ایران ادامه داده است و آیت‌الله خامنه‌ای هم ظاهرا قصدی برای مذاکره و پایان دادن به شرایط بغرنج اقتصادی نشان نداده است.

کمتر از یک هفته پس از شروع اعتراضاتی که با گران شدن بنزین شکل گرفت، رهبر جمهوری اسلامی صنعت‌گران و کارآفرینان ایرانی را با هدف تشویق آنها به ادامه و بالا بردن تولید به “بیت” و محل اقامت خود دعوت کرد و تاکید کرد که تحریم‌های آمریکا “حالا حالاها وجود دارد” و “برای نجات اقتصاد کشور نباید منتظر پایان تحریم‌ها بود”.

آیت‌الله خامنه‌ای نقش اساسی در این تحولات و اداره کشور دارد و به عبارتی خود باید تکلیف مذاکره با آمریکا را مشخص کند و با توجه به این سخنان و اظهارات مشابه، وی که ظاهرا فعلا تصمیمی برای این کار ندارد به جامعه اطلاع داده است که در فکر رفع تحریم‌ها نباشد که اتفاق نخواهد افتاد.

گرانی بنزین، اعتراضات گسترده، دست به اسلحه بردن حکومت در برابر معترضان و شاید اطمینان دولتمردان از ادامه بحران اقتصادی در نتیجه وخیم‌تر شدن اوضاع دستکم در کوتاه و میان مدت، تصمیم‌های جدیدی می‌طلبد.

سی سال خودداری از نرمش در برابر معترضان

سرکوب معترضان در خیابان ستارخان تهران از نمای نزدیک

سرکوب معترضان در خیابان ستارخان تهران از نمای نزدیکآیت الله خامنه‌ای در سی سال رهبری خود یک سیاست ثابت داشته است. او چه در اداره امور داخلی و چه در سیاست خارجی معتقد است نرمش، طرف مقابل را به عقب‌‌شینی وانمی‌دارد بلکه باعث می شود تقاضاهای جدیدی مطرح کند. بر همین اساس اشتباه نیست اگر گفت که او مصالحه خارجی و یا مثلا بااصطلاح “راضی” نگه‌داشتن شهروندان را “عقب نشینی از سر ضعف” می‌داند و تا سر حد امکان از آن خودداری کرده است. نشریه حزب‌الله که آن را دفتر آیت‌الله خامنه‌ای منتشر می‌کند خبر داده که یک روز پس از افزایش قیمت بنزین و شروع اعتراضات او مصوبه شورای عالی امنیت ملی را برای ادامه اجرای طرح تایید کرد:

“در جلسه‌ شورا، همه‌ اعضا متفق‌القول بر این نظر بودند حالا که این طرح کلید خورده، باید اجرا شود، وگرنه عقب‌نشینی از این موضع، شدیدتر شدن آشوب‌ها و ناامنی‌ها را به دنبال خواهد داشت. اما اقناع نمایندگان مجلس در این شرایط، فراتر از توان رئیس مجلس بود، برای همین، نظر اعضای شورای عالی امنیت ملی این بود که باید برای حل این موضوع، از رهبر انقلاب کمک گرفته شود”.

بر اساس این گزارشها آیت‌الله خامنه‌ای از طریق علی لاریجانی رئیس مجلس، برای نمایندگان “حکم محرمانه حکومتی” فرستاد که هرگونه طرحی را برای بازگرداندن بنزین به نرخ قبلی کنار بگذارند و دقایقی پس از آن هم به طور علنی از ادامه افزایش قیمت حمایت کرد. نشریه حزب الله می‌افزاید که “اقناع نمایندگان مجلس در این شرایط، فراتر از توان رئیس مجلس بود” و آیت‌الله خامنه‌ای برای کنترل وضعیت باید شخصا وارد می‌شد.

به دنبال وخامت وضعیت اقتصادی و کاهش شدید منابع دولت برای امور روزانه، عواید حاصل از افزایش قیمت بنزین نقشی حیاتی پیدا کرده است. این وضعیت چنان اضطراری بوده که جمهوری اسلامی ایران حتی در آستانه انتخابات مجلس که نیازمند سطحی از رضایت عمومی برای شرکت در انتخابات است، مجبور شده تن به اعتراضات پیش‌ بینی شده ناشی از این تصمیم بدهد و بالاتر از آن اعتراضات را به شکلی کم‌سابقه سرکوب و برای کنترل آن بیش از یک هفته اینترنت را به صورت سراسری قطع کند.

دعوت به بازگشت کمیته های انقلاب به محله ها در قالب بسیج

کمیته های انقلاب اسلامی در دهه شصت در تمام محله ها و مناطق پایگاه داشت. آیت الله خامنه ای خواستار تکرار این تجربه توسط بسیج شده کمیته های انقلاب اسلامی در دهه شصت در تمام محله ها و مناطق پایگاه داشت. آیت الله خامنه ای خواستار تکرار این تجربه توسط بسیج شدهوقتی تحریم‌ها برنداشته نشود و چشم‌اندازی هم برای بهبود وضعیت معیشتی نباشد یعنی زمینه بروز مجدد اعتراضات جدی‌تری از قبل و احتمالا فراگیرتر از موارد پیشین وجود خواهد داشت.

برای جلوگیری از گسترش ناآرامی و تهدید شرایط فعلی، درصدی از سرکوب گریزناپذیر است و برای آن نیروی آماده در هر محله و منطقه‌ای لازم است. احتمالا همین چشم‌انداز آیت‌الله خامنه‌ای را به فکر بازگرداندن کمیته های انقلاب به محله ها در قالب نیروهای شب‌ نظامی بسیج انداخته است.

در دیداری که رهبر جمهوری اسلامی ایران با فرمانده سپاه و فرماندهان بسیج داشته از آنها خواسته “با استفاده از تجربه کمیته های انقلاب اسلامی در دهه ۶۰ در همه محله های کشور برای دفاع سخت و نیمه سخت و دیگر زمینه ها آماده باشد”. آقای خامنه ای گفته در هر حادثه که در محلات در دهه ۶۰ رخ می داد ماموران کمیته‌ها “حضور دائمی داشتند”.

به نظر می‌رسد که دستور آرایش جدید بسیج که حضور ملموس در محله هاست، یکی از فوری‌تری آثار اعتراضات اخیر بر آیت‌الله خامنه‌ای است که در تشکیل نیروی سرکوب برای “دفاع سخت و نیمه سخت” ضرورت دیده است. نیروهای کمیته در دهه ۶۰ افراد مسلحی بودند که نقشی اطلاعاتی و عملیاتی در محله ها داشتند. رفت و آمد مردم محله زیرنظر بود و هرتحولی به دلیل دسترسی محلی ماموران کمیته، به سرعت برای حکومت قابل مدیریت بود.

کمیته‌های انقلاب اسلامی در محله‌ها محصول ضرورت‌های فوری انقلاب تازه پای بهمن ۵۷ در سرکوب اعتراضات احتمالی، کنترل اقدامات مخالفان و شناسایی افراد دلبسته به نظام پادشاهی بود. احیای کمیته محله ها در قالب بسیج خبر از بازگشت به وضعیت اضطراری در مقایس محله ها می دهد.

تغییر دادن تعریف مستضعف همزمان با اعتراض پابرهنه گان

آیت الله خامنه ای تعریفی تازه از مستضعف ارائه داده که تا با آنچه آیت الله خمینی می گفت مغایر است. از دیدگاه او مستضعف به معنی فرد فقیر یا کم درآمد نیست
آیت الله خامنه ای تعریفی تازه از مستضعف ارائه داده که تا با آنچه آیت الله خمینی می گفت مغایر است. از دیدگاه او مستضعف به معنی فرد فقیر یا کم درآمد نیستبراساس گزارش وزارت اطلاعات به کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران عمده معترضان و افراد بازداشت شده پس از افزایش قیمت بنزین، “از طبقه محروم و کم درآمد” بوده اند. در گفتمان جمهوری اسلامی ایران این افراد “مستضعف” توصیف می شوند که یکی از دلایل انقلاب بهمن ۵۷ رسیدگی به وضعیت معیشیتی آنها در برابر طبقه “مستکبر” بوده است.

آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در سخنرانی معروف خود در بهشت زهرا گفته بود که حکومت اسلامی فقط برای آخرت برنامه ندارد بلکه سعادت دنیا را هم خواهد آورد. چهل سال پس از آن روزها، اینک “طبقه مستضعف” که آیت‌الله خمینی آنها را “گردانندگان و برپا دارندگان انقلاب” می خواند نه برای رفاه یا آزادی های اجتماعی که برای رفع گرسنگی شعار می دهند.

در چنین وضعیتی آیت‌الله خامنه ای تعریفی تازه از مستضعف ارائه داده که تا با آنچه آیت الله خمینی می گفت مغایر است. از دیدگاه او مستضعف به معنی فرد فقیر یا کم درآمد نیست: “مستضعفین را بد معنا می‌کنند؛ مستضعفین را به افراد فرودست یا حالا اخیراً -یعنی این چند سال اخیر باب شده- اقشار آسیب‌پذیر [معنا می‌کنند]، یعنی آسیب‌پذیران؛ نه، قرآن مستضعف را این نمی‌داند”.

در معنی‌ای که آیت‌الله خامنه‌ای از مستضعفان ارائه کرده آنها را “وارثان زمین” خوانده و بلافاصله توضیح داده که “این را من عرض بکنم به شما. پیروزی ملّت ایران و پیروزی بسیج و پیروزی این جریان عظیم انقلابی در ایران، تضمین‌شده است”.

آیت الله خمینی زمانی گفته بود “این خطر جدی وجود دارد که در تدوین قوانین و مقررات، در تهیه طرح ها و در مراحل اجرا، منافع خود و وابستگان و افراد هم طبقه خود را بر تأمین منافع محرومان و مستضعفان ترجیح دهند و به تدریج نظام اسلامی را از مسیر اصلی خود یعنی حمایت از محرومان و تأمین عدالت اجتماعی منحرف سازند”.

تغییر تعریف اصطلاح مستضعف که همزاد انقلاب بهمن ۵۷ است یکی از تبعات اعتراضات آبان ۹۸ در ایران است که با اجرای مصوبه شورای هماهنگی سران سه قوه آغاز شد.

خط‌کشی سریع با معترضان کم بظاعت و فقیر که آیت الله خمینی آنها را “مستضعف” می خواند و جدا کردن صف حامیان نظام که آیت‌الله خامنه ای آنها را “مستضعف” می داند، یکی دیگر از تاثیرات اعتراضات آبان ۹۸ بر رهبر جمهوری اسلامی ایران بوده است.

تلاش برای احیا جهاد کشاورزی برای کمک حتی به شهرنشین‌ها

آیت‌الله خامنه‌ای با پیشنهاد احیای جهاد سازندگی موافقت کرده است. جهاد سازندگی در صورت بازگشت در "مناطق محروم و حتی مردم نیازمند مناطق شهری" خدمات خواهد داد
آیت‌الله خامنه‌ای با پیشنهاد احیای جهاد سازندگی موافقت کرده است. جهاد سازندگی در صورت بازگشت در “مناطق محروم و حتی مردم نیازمند مناطق شهری” خدمات خواهد داداما علیرغم اینکه آیت الله خامنه ای در حال تغییر گفتمان چهل ساله “مستضعف” با هدف جدا کردن صف معترضان و جلوگیری از تعبیر آیت الله خمینی است، این واقعیت بر کسی پوشیده نیست که طبقه کم درآمد و فقیر ایران در سال های اخیر افزایش یافته و به گفته دولت اینک ۶۰ میلیون نفر نیازمند دریافت کمک های معیشتی برای زندگی هستند.

این واقعیت را که وضعیت فعلی اقتصادی ایران ناشی از تحریم و سوء‌مدیریت ها به زودی قابل ترمیم نیست، از سوی آیت‌الله خامنه‌ای به اطلاع تولیدکنندگان، کارآفرینان و فعالان اقتصادی ایران و البته شهروندان ایرانی رسیده است. آقای خامنه ای گفته “تصور پایان تحریم‌ها در یکی دو سال آینده خیال باطل” است.

در چنین وضعیتی طرح احیای جهاد سازندگی که مدتی پیش از سوی نماینده رهبر جمهوری اسلامی ایران در وزارت جهاد کشاورزی مطرح شده بود، پیش کشیده شده و آیت الله خامنه ای از آن استقبال کرده است.

یکی از مقام‌های دفتر نمایندگی آیت الله خامنه ای در وزارت جهاد کشاورزی از قول او گفته است “تشکیلات دولتی در این طرح افزایش نیابد و از ظرفیت‌های مردمی استفاده شود”.

بر اساس آنچه از جزئیات این طرح اعلام شده قرار است با احیای جهادسازندگی “این نهاد با محوریت مردم شکل می‌گیرد و رویکرد جهادی دارد و اقدام به خدمت‌رسانی به مناطق روستایی و مناطق محروم و حتی مردم نیازمند مناطق شهری می‌کند”.

جهاد سازندگی پس از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ به فرمان آیت الله خمینی برای رسیدگی به مناطق محروم و مردم “مستضعف” تاسیس شد و سپس به شکل یک وزارتخانه درآمد. همزمان با بهبود وضعیت اقتصادی در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، نیاز به جهاد کشاورزی کم و این وزارتخانه در وزارت کشاورزی ادغام شد.

حالا با کم شدن توان مالی دولت، نظام حاکم برای نشان دادن حمایت خود از مناطق و مردم مستضعف، مجددا به جهاد سازندگی نیاز پیدا کرده است اما حالا این نیاز فقط به مناطق محروم محدود نیست و دامنه فقر به شهرها هم کشیده شده است.

برخلاف تغییر معنای گفتمانی مستضعف، از دیگر پیامدهای اعتراضات آبان ۹۸ احیای جهاد سازندگی است که یادآور روزهای اول انقلاب و تلاش برای محو خرابی‌های ناشی از جنگ است.

مردمی که در خیابان های ایران به جمع شهدا اضافه شدند

همزمان با تغییر مفهوم مستضعف و احیای جهادسازندگی، "شهید" هم برای تمایز "کشتار میدان ژاله" با حاصل سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ مصداقی تازه پیدا کرده. حالا ایرانی هم در شمار شهدا قرار دارند که در خیابان های شهر توسط نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده اند
همزمان با تغییر مفهوم مستضعف و احیای جهادسازندگی، “شهید” هم برای تمایز “کشتار میدان ژاله” با حاصل سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ مصداقی تازه پیدا کرده. حالا ایرانی هم در شمار شهدا قرار دارند که در خیابان های شهر توسط نیروهای جمهوری اسلامی کشته شده اندمیرحسین موسوی که زمانی نخست وزیر ایران در دوره ریاست جمهوری آقای خامنه ای بود، وقایع آبان ۹۸ را با “کشتار میدان ژاله” در اواخر عصر پهلوی مقایسه کرده است. چند روز پس از این مقایسه آیت الله خامنه ای کشته شدگان این وقایع را در دو گروه دسته بندی کرد: “شهروندان عادی که بدون داشتن هیچگونه نقشی در اعتراضات کشته شدند” و “قربانیان حوادث اخیر نیز که به صورت مسلحانه و در درگیری با نیروهای حافظ امنیت کشته شده اند”.

رهبر جمهوری اسلامی ایران به دبیر شورای عالی امنیت ملی دستور داده که گروه اول “حکم شهید” دارند. شهید مفهمومی پیوند خورده با کسانی که در زمان جنگ با عراق در برابر دشمن خارجی و حفاظت از کشور جان خود را از دست دادند، حالا برای اولین بار در جمهوری اسلامی ایران به شهروندانی اطلاق می شود که در خیابان های این کشور و در زمان اعتراض به وضعیت معیشتی “کشته” شده‌اند. همزمان با تغییر مفهوم مستضعف و احیای جهادسازندگی، “شهید” هم برای تمایز “کشتار میدان ژاله” با حاصل سرکوب اعتراضات آبان ۹۸ مصداقی تازه پیدا کرده است.

تنشها در جامعه ایران به خصوص بعد از اعتراضات پس از گرانی بنزین در ایران و سرکوب خونین آن بدون شک تاثیراتی مانند نکات فوق‌الذکر بر نگاه آیت‌الله خامنه‌‌‌ای در ادراه امور کشور گذاشته است، اما شاید بتوان گفت که این نکات همه پیامدهای آن نیست که به مرور آشکار خواهد شد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .