اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Sep 08 2019

واکنش قوه قضائیه به انتقادها از احکام سنگین فعالان مدنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

دویچه‌وله: در پی افزایش انتقادها به احکام سنگین چند فعال مدنی و کارگری، رئیس قوه قضائیه خواستار تجدید نظر سریع در این احکام شد. هفت متهم پرونده اعتراض‌های هفت‌تپه، در دادگاه انقلاب در مجموع به ۱۱۰ سال زندان محکوم شده‌اند.

خبرگزاری تسنیم یک‌شنبه ۱۷ شهریور به نقل از مرکز رسانه‌ای قوه قضائیه گزارش داد که رئیس این قوه، ابراهیم رئیسی دستور داده در مورد “آرای صادره از سوی یکی از شعب دادگاه انقلاب در برخی از پرونده‌های اخیر” به‌سرعت و تحت نظارت رئیس کل دادگستری تهران “تجدید نظر و رسیدگی منصفانه” صورت گیرد.

مطابق شواهد دستور رئیسی مربوط به احکامی است که شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران علیه هفت متهم پرونده اعتراض‌های کارگری در هفت‌تپه صادر کرده است.

سخنگوی دستگاه قضائی، غلامحسین اسماعیلی می‌گوید: «رئیس قوه قضائیه بر شنیدن صدای کارگران تاکید دارند و معتقدند به جای برخوردهای شدید قضایی و امنیتی باید زخم را علاج و مشکلات کارگری و معیشتی را مرتفع کرد تا حتی اگر کسانی خواستند از این فضا برای اغراض آلوده خود سوءاستفاده کنند زمینه سوءاستفاده برای آنها وجود نداشته باشد.»

هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز شنبه درباره احکام هفت متهم پرونده هفت‌تپه نوشت: «طبق حکم دادگاه انقلاب تهران اسماعیل بخشی به ۱۴ سال حبس تعزیری و ۷۴ ضربه شلاق، محمد خنیفر به شش سال حبس تعزیری، سپیده قلیان، امیر امیرقلی، امیرحسین محمدی فرد، ساناز الهیاری و عسل محمدی هرکدام به ۱۸ سال حبس تعزیری محکوم شدند.»

تکذیب احکام ۱۷ و ۱۸ سال زندان

اسماعیلی احکام ۱۷ و ۱۸ سال زندان برای متهمان پرونده هفت‌تپه را تکذیب کرده و به خبرگزاری میزان گفته که حداکثر حکمی که برای متهمان اصلی پرونده صادر شده هفت سال و برای برخی دیگر پنج سال است.

جمال حیدری‌منش، وکیل سپیده قلیان، شنبه ۱۶ شهریور به وب‌سایت “انصاف نیوز” گفته که موکلش در حکمی که با او ابلاغ شده در مجموع به ۱۸ سال زندان محکوم شده است.

اختلاف در میزان حکم متهمان پرونده هفت‌تپه می‌توانند ناشی از این باشد که ممکن است فردی به خاطر اتهام‌های گوناگون احکام متفاوتی دریافت کند، و در مثال سپیده قلیان “در مجموع” به ۱۸ سال برسد، اما با در نظر گرفتن اصل “تجمیع احکام” در نهایت فقط بالاترین حکم قابل اجرا خواهد بود.

وکیل قلیان گفته موکلش به اتهام “اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی” به هفت سال، برای “عضویت در گروهک گام” به هفت سال، برای “فعالیت تبلیغی علیه نظام” به یک سال و نیم و در خصوص “نشر اکاذیب” به دو سال و نیم حبس محکوم شده است.

به هر تقدیر صدور احکام سنگین برای کسانی که به دلیل اعتراض‌های صنفی به اتهام‌هایی نظیر “اجتماع علیه امنیت ملی” محکوم شده‌اند با واکنش‌های انتقادی شدید روبرو شده است.

انتقاد از رئیس قوه قضائیه

پروانه سلحشوری، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در یک پیام توئیتری از احکام اخیر برای فعالان مدنی و صنفی به شدت انتقاد کرده و ابراهیم رئیسی را متهم می‌کند که از “اسلافش” بسیار خشن‌تر برخورد می‌کند.

احکام اخیر نشان از آن دارد که رویکرد آقای رییسی بسیار خشن‌تر از اسلافش است. اصل٢٧ قانون اساسی، آزادی تجمع به رسمیت شناخته شده است. کی قرار است به غیر از تجمعات خودجوش عده‌ای خاص، سایر مردم هم بتوانند از این حق استفاده کنند و محکوم نشوند.#کارگران#زنان#روزنامه_نگاران#معلمان

— Parvaneh Salahshouri پروانه سلحشوری (@P_Salahshouri) 7 September 2019

حسام‌الدین آشنا، مشاور رئیس جمهوری در صفحه شخصی خود در شبکه توئیتر نوشت: «امروز سخن فقط از هفت‌تپه قضاوت نیست بلکه مشکل از هفت خوان عدالت است.»

شهربانو امامی، نماینده دوره‌های پنجم و ششم مجلس و عضو کنونی شورای شهر تهران نیز در پیامی توئیتری با اشاره به شعار ابراهیم رئیسی در مورد اجرای عدالت، خواستار ابطال احکام کسانی شده که از حق خود برای شرکت در اعتراش‌های صنفی استفاده کرده‌اند.

آقای رئیسی که شعار #عدالت و #شفافیت دادند، به عنوان #رئیس_قوه_قضاییه می‌توانند از اجرای احکام #فعالان_کارگری #هفت_تپه که تنها برای احقاق حقوق خود در اعتراضات #صنفی حضور داشته‌اند، جلوگیری کرده و این احکام را ابطال کنند.

— شهربانو امانی (@shrbamani) 7 September 2019

فرزانه زیلابی، وکیل کارگران هفت‌تپه در اعتراض به احکام سنگین دادگاه انقلاب برای موکلانش می‌گوید “پس از جوسازی‌های سیاسی و پیشداوری‌های مسئولان ارشد قوه قضائیه و برخی رسانه‌های مرتبط همچون صدا و سیما، کیهان و فارس نیوز” صدور چنین احکامی دور از انتظار نبوده است.

“سراسیمگی قاضی” و احکام شتابزده

او قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران را به “سراسیمگی” متهم کرد و گفته است: «قاضی مقیسه، در واقع در یک رسیدگی ناتمام، بدون برگزاری جلسه دادگاه یکی از موکلانم، به صورت ناگهانی و شتابزده ، اقدام به صدور رأی نمود.»

سخنگوی قوه قضائیه در واکنش به این گونه انتقادها می‌گوید همان طور که از دستور ابراهیم رئیسی برای “تجدید نظر و رسیدگی منصفانه” به این پرونده استنباط می‌شود احکام صادر شده غیر قطعی بوده و اظهار نظر و داوری باید پس از صدور حکم قطعی انجام شود.

به گزارش میزان، غلامحسین اسماعیلی گفته است که در پرونده‌ای که به خاطر شرکت جمعی از کارگران “در تجمع غیر قانونی و اخلال در نظم عمومی” در استان خوزستان تشکیل شده بود ۴۱ نفر متهم بوده‌اند که برای همه آنها قرار منع تعقیب صادر شده است.

با این همه وکیل متهمان هفت‌تپه می‌گوید “ایجاد رعب و وحشت از طریق صدور احکام حبس و شلاق” برای کارگری که نان شب ندارد، کارساز نیست.

No responses yet

Sep 08 2019

واکنش مسعود شجاعی و وریا غفوری به خودسوزی دختر؛ ما را محاکمه خواهند کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: سعود شجاعی به صراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرون وسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.
وریا غفوری هم نسبت بخ خبر خودسوزی هوادار زن تیم استقلال ساکت نمانده و واکنش نشان داده است.

شاید شنیده باشید آن جمله سیاهی که با جهل درآمیخته و می‌گوید: «یکی دیگر پولش را گرفته، تو حرصش را می‌خوری.» می‌توان همین جهل را تقریبا به‌تمامی سطوح جامعه تسری داد. همانی که وقتی از بی‌تابی تو برای تماشای یک صحنه از فوتبال، صورتش را درهم می‌کشد و فیلسوف‌گونه همین جمله را به صورتت می‌کوبد، برای سیاست و اقتصاد و فرهنگ و جامعه هم همین نسخه‌ها را از قبل پیچیده است؛ «اصولگرا بارش را بسته»، «اصلاح‌طلب لابی‌اش را کرده»، «اپوزیسیون لابی‌اش را کرده»، «اعتراض کارگر بازی سیاسی است»، «زن را چه به کار و دانشگاه».

این فقط یک تمثیل است برای عبور از این جهل مرکب. گروه G7 از هفت‌کشور اقتصادی برتر جهان به‌عنوان یک نهاد بین‌المللی (بین دولتی) تشکیل شد. اتحادیه اروپا هم تازگی‌ها به این گروه پیوسته است. اسامی را دقت کنید؛ فرانسه، آلمان و ایتالیا، قهرمانان و میزبانان جام‌های جهانی از سال ۱۹۹۰ تا امروز. آمریکا و بریتانیا، قهرمان و نایب‌قهرمان المپیک ریودوژانیرو، ژاپن قهرمان آسیا، میزبان المپیک ۲۰۲۰، کانادا قهرمان المپیک‌های زمستانی.

ورزشگاه‌هایشان اما گاه‌وبیگاه سرچشمه جنبش‌های سیاسی هم می‌شود. فرانسوی‌ها از سال ۱۹۹۴ میلادی جنبش برداشتن فنس‌ها در ورزشگاه‌ها را به راه انداختند. پیش از فروپاشی دیوار برلین، هواداران باشگاه «اف.سی. برلینر» باشگاهی که زیرنظر «اشتازی» یا همان وزارت امنیت و پلیس مخفی آلمان شرقی اداره می‌شد، در ورزشگاه‌ شعار «ما یکی هستیم» سر دادند. سرکوب هم شدند، اما باز داستان ادامه داشت. در آمریکا رقابت‌های NBA محفلی شده است برای اعتراض بازیکن و هوادار سیاه‌پوست یا معترض به سیاست‌های کاخ سفید.

این میان، جامعه فوتبال هم با سکوهایش همراه شده است؛ نه‌فقط میان کشورهای G7 یا توسعه‌یافته‌هایی که حق اعتراض مدنی برای شهروندان خود قائل شده‌اند. حتی در سوریه هم «عبدالباسط ساروت» تبدیل به قهرمانی شد که در ۱۹ سالگی پیراهن تیم ملی فوتبال کشورش را از تن درآورد و هشت سال به مبارزه با حکومت «بشار اسد» رفت. درنهایت هم خردادماه امسال در استان «حما» درگذشت.

میان جامعه ورزشی ایران هم چه پیش و چه پس از انقلاب، کم تعداد نبودند. از «جواد الله‌وردی» و «پرویز قلیچ‌خانی» گرفته که یکی به یک شب و دیگری به چند ماه حبس توسط ساواک محکوم شد تا پس از انقلاب که «ناصر حجازی» تصویر آیت‌‌الله خمینی را در دومین سال انقلاب پس زد و گفت: «من اصل نظام را قبول ندارم. با عکسش می‌خواهید عکس بیندازم؟» و بعد هم رفته بود به بنگلادش.

این سال‌های اخیر، چند نفر سرآمد شده‌اند. همان جماعتی که شاید شنیده باشید که «پولش را می‌گیرند» و البته که پول هنر و فن‌شان را گرفته‌اند.

«علی کریمی» بارزترین نمونه سال‌های اخیر است. مردی که یک‌تنه مقابل فساد در فدراسیون فوتبال ایران ایستاد. از حق بازیکنانی که باید مقابل ورزشکاران اسرائیلی مبارزه کنند اما ناخواسته به مبارزه نکردن تن داده‌اند حرف زد و البته به سیاستمداران تاخت.

دومین سرآمد «مسعود شجاعی» است. او مقابل مکابی اسرائیل در لیگ اروپا به زمین رفت و موردحمله تندروهای ایران قرار گرفت. در دیدار با «حسن روحانی» وقتی به‌عنوان کاپیتان تیم ملی فرصتی کوتاه به دست آورد تا سخنرانی کند، از ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران انتقاد کرد. در زمان انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۶ در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «هیچکدام از کاندیداها به انتخاب ما مردم نبوده‌اند و به ما تحمیل‌شده‌اند.» او البته اعلام کرد میان تمام این گزینه‌ها به حسن روحانی رای خواهد داد.

شجاعی حالا برای دختری که خودش را آتش زده است فریاد می‌کشد. عصر دوشنبه ۱۱ شهریور، گزارش خودسوزی دختری در مقابل یکی از دادسراهای تهران به اورژانس اعلام شد. جرم این دختر تلاش برای ورود به ورزشگاه آزادی در اسفندماه سال ۱۳۹۷ بود که از سوی نیروی انتظامی دستگیر شد.

شجاعی در اینستاگرام خود نوشته است: «همان‌گونه در گذشته‌های نه‌چندان دور، اعمال زور برای برداشتن حجاب به ضرب چماق و یا عدم حق انتخاب برای رفتن دخترانمان به مکتب و مدرسه، باعث تعجب ما و سرزنش طرز تفکر شنیع و قرون‌وسطایی گذشتگانمان شده است. بدون شک امروز هم خودسوزی دختری که دلیل کارش تمدید حکم بازداشتش به اتهام تلاش برای دیدن یک مسابقه فوتبال بوده، برای آیندگان غیرقابل درک است.»

او به‌صراحت موضع کنونی و سیاست حاکم را «تفکر شنیع» و «قرون‌وسطایی» خوانده که برای آیندگان غیرقابل درک خواهد بود.

دختری که خودش را مقابل یکی از دادسراهای تهران به آتش کشید، از بیماری دوقطبی رنج می‌برد. خواهرش گفته بود باوجود اعلام پزشک متخصص و ارائه مدارک پزشکی، مراحل دادرسی او به همان شکلی پیش رفت که برای سایر شهروندان عادی در نظر گرفته شده بود.

مسعود شجاعی در استوری خود شعر «پشت دریاها» از «سهراب سپهری» را هم منتشر کرد. پیش‌ازاین «مریم شجاعی» خواهر مسعود نیز در یادداشتی که برای «نیویورک‌تایمز» نوشته بود و هم‌چنین در دیدار با خانم «فاطما سامورا» دبیرکل فدراسیون جهانی فوتبال، خواستار رسیدگی به ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران و بازشدن درهای ورزشگاه به روی دختران شده بود.

«وریا غفوری» اما یکی دیگر از همین جامعه فوتبال ایران است. پسری که حتی اعتراض آیت‌الله «علی خامنه‌ای» رهبر جمهوری اسلامی ایران را هم برای خود خرید.

بهمن‌ماه سال ۱۳۹۷ و در جریان اعتراض‌های پیاپی وریا غفوری و علی کریمی به وضعیت اقتصادی ایران، علی خامنه‌ای دریکی از سخنرانی‌های خود گریزی به واکنش‌های اخیر این دو زد و گفت: «به یاد داشته باشید امنیت خود را از کجا آورده‌اید.»

یک هفته پیش‌ازاین سخنرانی، پس از آن‌که «محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه ایران گفت: «به دفاع از مردم فلسطین افتخار می‌کند» و همین‌طور مدعی شد که «امروز همه ما زیر فشار هستیم»، علی کریمی ستاره سابق تیم ملی فوتبال ایران و سرمربی وقت باشگاه سپیدرود رشت، در اینستاگرام خود نوشت: «آقای دكتر كدوم (ما) تحت فشارند؟ (ما) ما يا (ما) شما دقيقا؟»

در همان مقطع زمانی هم وریا غفوری، بازیکن کرد تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال تهران نسبت به «کشته شدن کولبران»، «بازداشت فعالان محیط‌زیست»، «آتش‌سوزی مدارس مناطق فقیر کشور» و «ورود زنان به ورزشگاه‌ها» و البته «وضعیت اقتصادی» واکنش نشان داده بود.

رهبر ایران همان زمان و پس از آن‌که به‌صورت غیرمستقیم خطاب به این دو چهره فوتبال ایران گفته بود که هر‌آن‌چه دارند از برکت نظام است به هواداران خود یک پیام ویژه هم داد: «گروه‌های جوان و مومن و انقلابی باید هر کاری را که امکان‌پذیر است در چارچوب قوانین و مصلحت کشور انجام دهند و معطل کسی نباید بمانند.»

اما بااین‌حال بازهم وریا غفوری ساکت نمانده است. او در صفحه اینستاگرام خود نوشت: «دیدن یک مسابقه فوتبال یک حق طبیعی برای عموم مردم جامعه است ولی در کشور عزیزمان ایران حق بسیاری از افراد جامعه به دلیل زن بودن پایمال میشه و اجازه حضور در ورزشگاه‌ها داده نمی‌شود.»

بازیکن تیم ملی فوتبال ایران و باشگاه استقلال هم‌چنین نوشته است: «ما گذشتگانمان را مواخذه می‌کنیم و غافل از اینکه همین راه ندادن خانم‌ها به ورزشگاه که در سال‌های عمر ما اتفاق افتاده و وجود دارد. این امر نادرست دلیلی است برای مواخذه ما توسط نسل آینده! خبری که در این چند روز به گوشمان رسید واقعاً دردناک بود اقدام یک دخترخانم جوان به خودکشی در پی مشکلاتی که دامن‌گیرش شد برای ورود به ورزشگاه! کاش یک اتحاد همگانی داشتیم که خانم‌ها به حقشون که ورود با احترام به استادیوم‌های فوتبال است می‌رساندیم.»

وریا غفوری البته پیش‌ازاین هم به دلیل همین واکنش‌ها، به کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال احضار شده بود.

گاهی هم این‌گونه نیست که آن‌ها فقط پولش را بگیرند و شما حرص بخورید. گاهی آن‌هایی که پول هنرشان را گرفته‌اند حرص می‌خورند و شما روی سکوها سکوت می‌کنید.

No responses yet

Sep 08 2019

خودسوزی «دختر آبی»؟ به من چه؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: اگر از کنار خودسوزی «یک» انسان به سادگی می‌گذریم، شانه بالا می اندازیم که به ما چه؟ استقلالی بود من پرسپولیسی ام! می‌خواست این کار را نکند و … ما این استعداد را داریم که از کنار مرگ هزاران نفر دیگر هم بگذریم.
عصرایران؛ احسان محمدی- آدم عاقل به اندیشیدن خطر نمی‌کند. یک گوشه می‌نشیند، حرف بودار و دو پهلو نمی‌زند، برای خودش دردسر و پرونده درست نمی‌کند، وقتی هم اتفاقی می افتد آن قدر سکوت می‌کند که آب‌ها از آسیاب بیفتند و بعد موضع بی‌ضرر هم‌راستا با نهاد قدرت می‌گیرد و اینطور پاک و پاکیزه می‌ماند و احتمالاً بتواند پست هم بگیرد. اینطور دنیا و آخرتش را هم احتمالاً تضمین می‌کند.

چند روز است که خبر خودسوزی دختر جوانی با تائید و تکذیب‌ها در شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شود. عده‌ای به او لقب دختر آبی داده‌اند. گفته می‌شود او به دلیل اینکه مخفیانه و با گریم پسرانه برای دیدن یکی از بازی‌های استقلال به ورزشگاه رفته بود احضار شده و بعد از خبردارشدن از حکم زندان شش‌ماهه دست به خودسوزی زده است.

خودسوزی «دختر آبی»؟ به من چه؟!

در مقابل کسانی موضع گرفته اند که دختر جوان دچار اختلال دو قطبی بوده و نباید بُعد ورزشی آن را پررنگ کرد. افراد مبتلا به اختلال دو قطبی یا افسردگی شیدایی دچار تغییرات شدید خلق می‌شوند. اما همه این حدس و گمان‌ها و تائید و تکذیب ها در یک چیز خلل وارد نمی‌کند و آن هم سوختن تن نازک دختر جوانی است که اگر زنده بماند هم جای سوختگی‌هایش تا همیشه با او می‌مانند.

قصد بحث در مورد حضور یا عدم حضور زنان در ورزشگاه‌ها را ندارم که پیش از این بسیار در موردش نوشته‌ام و علیرغم درک نگرانی مخالفان، نمی‌توان «حق» بودن آن را منکر شد. نکته «جان آدم‌هاست» که حرمت دارد و عزیز است و نباید این همه خبر خودسوزی یک جوان ساده، دم دستی و اسباب دعواهای اجتماعی-سیاسی شود.

اصرار بر اینکه دختر جوان اختلال دو قطبی داشته فقط پاک کردن صورت مسئله است. این مورد اولین و آخرین مورد نیست. خودسوزی یکی از هولناک‌ترین شیوه‌های خودکشی است. اینکه آدم تن‌اش را به شعله آتش بسپارد از سرخوشی نیست.

بهمن ۱۳۸۷ رسانه‌ها خبر دادند که یک جانباز جلوی مجلس شورای‌اسلامی دست به خودسوزی زده است. اتفاق تلخی که خیلی‌ها را دل آزرده کرد. اما آقای لاریجانی رئیس مجلس اعلام کرد که جانباز نبود، معتاد بود!

همان روز در نشریه‌ای نوشتم: چه فرقی می کند؟ جانباز نبوده اما «انسان و هموطن» که بوده! چرا به جای حرف زدن در مورد هویت‌اش، نمی‌گویید چه شده که یک انسان به چنان درجه‌ای از خشم و ناامیدی رسیده که خودسوزی را به عنوان آخرین راه انتخاب کرده است؟.. پاسخ؟ هیچ!

به جای به وسط کشیدن واژه‌هایی که قباحت مرگ را کم می‌کند با شجاعت به اصل موضوع بپردازید. چه شده که یک دختر جوان خودسوزی را به عنوان «راه حل» انتخاب کرده است؟ باید وقتی این واژه را می‌شنویم تن‌مان بلرزد. وحشت کنیم، دنبال توجیه‌اش نباشیم. پای جان یک انسان در میان است. یک هموطن. دختری که پاره تن یک خانواده است و حالا مثل پروانه‌ای سوخته است.

اگر از کنار خودسوزی «یک» انسان به سادگی می‌گذریم، شانه بالا می اندازیم که به ما چه؟ استقلالی بود من پرسپولیسی ام! می‌خواست این کار را نکند و … ما این استعداد را داریم که از کنار مرگ هزاران نفر دیگر هم بگذریم. این ماجرا تا وقتی ادامه دارد که نوبت خودمان بشود … دیر و زود دارد ولی بالاخره نوبت ما هم می‌شود. به هر دلیلی!

در جامعه‌ای که «مرگ» و «خودسوزی» تا این درجه معمولی و گروه و جناح‌بندی بشود، «زندگی» معنا ندارد. عمق ندارد. جان یک شهروند عادی باید به اندازه رئیس جمهور و هر وکیل و وزیری ارزشمند باشد. اتفاقاً یکی از شاخصه‌های حکمرانی خوب این است که شهروندان احساس کنند «جان» و مال و آبرویشان برای حکومت ارزش دارد. از آنها که این روزها حتی تقلا می‌کنند شهروند عمان یا آذربایجان شوند بپرسید. یکی از دلایل همین است. همین محترم شمرده شدن جان. اینکه در ذهن سیاستمداران «عدد» نباشند.

No responses yet

Sep 05 2019

طرح شکایت علیه عامل انتشار فیلم ازدواج دختر خردسال

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,مذهب

رادیوفردا: انتشار فیلم مراسم عقد یک دختر ۹ ساله با بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی مواجه و منجر به منحل شدن عقد شد
انتشار فیلم مراسم عقد یک دختر ۹ ساله با بازتاب گسترده‌ای در شبکه‌های اجتماعی مواجه و منجر به منحل شدن عقد شد

رئيس‌ دادگستری شهرستان بهمئی، از شهرهای توابع استان کهگیلویه و بویراحمد، از طرح شکایت علیه یک شهروند به اتهام انتشار فیلم ازدواج دختر خردسال خبر داد.

به گفته علی سعیدی، خانواده این دختر خردسال می‌گویند یکی از همسایگان‌شان که «سابقه خصومت با آنها» داشته، این فیلم را در فضای مجازی منتشر کرده است.

این مقام قضایی از عمل انتشار ویدئوی مذکور به عنوان «جرم» یاد کرده است.

فیلم ازدواج این دختر ۹ ساله روز دوشنبه، ۱۱ شهریور، در فضای مجازی منتشر شد و واکنش منفی گسترده‌ای به دنبال داشت.

فیلم جشن ازدواج دختری حدوداً ۹ ساله در روستای لیکک بهمئی را نشان می‌دهد که لباس عروسی محلی به تن دارد و خانواده‌ها با شور و شعف درباره پرداخت «زیرلفظی» با هم چانه می‌زنند و شوخی می‌کنند و عاقبت دخترک «بله» را می‌گوید و همگان کل می‌کشند.

پس از بازتاب گسترده‌ این فیلم، مقام‌های قضایی استان کهگیلویه و بویراحمد خبر دادند که عقد منحل شده و «اقدام زوج، ولیِ زوجه و عاقد بر اساس ماده ۵۰ قانون حمایت از خانواده جرم بوده و جهت برخورد قضایی متناسب به دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بهمئی و دادسرای ویژه روحانیت اعلام جرم شده است».

با این حال، خانواده دختر خردسال اکنون خود شاکی هستند.

رئيس دادگستری شهرستان بهمئی گفته است پس از بررسی شکایت و شناسایی متهم «برخورد قضایی متناسب انجام می‌شود».

پیش از این هم مواردی از درخواست برخورد با منتشرکنندگان برخی فیلم‌های جنجالی مطرح شده بود. آذرماه ۱۳۹۷ پس از انتشار فیلم درگیری نماینده سراوان در مجلس با یک کارمند گمرک، برخی نمایندگان مجلس خواستار پیگیرد قضایی منتشرکننده فیلم شدند.

خرداد سال گذشته نیز پس از انتشار اخباری درباره تجاوز به چند زن در شهرستان ایرانشهر، محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، گفت عامل انتشار این خبر تحت تعقیب قرار می‌گیرد.

تاکنون گزارشی از سرنوشت این پرونده‌ها منتشر نشده است.

No responses yet

Sep 04 2019

ضرب و شتم طلبه زن در همدان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

استان‌وایر: یک طلبه زن در همدان که قصد نهی از منکر داشت، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.

گزارش شده که فاطمه السادات حسینی، طلبه سطح دو مدرسه علمیه «الزهرا» همدان در یکی از پارک‌های شهر هنگام «عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.»

مدیر این مدرسه علمیه هم نهم شهریور ماه با این اعلام خبر خواستار برخورد قضایی با ضاربان و حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر شده است.

مجید حسینی، پدر این طلبه زن همدانی هم گفته که پلیس از دختر وی حمایت نکرده است.

حسینی گفته پلیس به دختر او گفته ««آخوندو زدند کشتند، می‌زنند شما رو هم می‌کشند، به تو چه ربطی دارد.»

نماینده ولی فقیه در همدان هم گفته «اگر در جریان این اتفاق، ماموری مرتکب تخلف شد نه تنها باید پاسخگوی این عمل باشند، بلکه به صورت قانونی نیز با او باید برخورد شود.»

روز گذشته هم مدیرکل تبلیغات اسلامی، مدیر حوزه علمیه زنان و جمعی از مسئولان ستاد امر به معروف استان همدان با حضور در خانه این زن از اقدام او حمایت کرده‌اند.

در یک سال گذشته چندین طلبه در شهر‌های مختلف ایران که قصد نهی از منکر داشته‌اند از سوی مردم مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌‌‌اند.

اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com

اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Sep 04 2019

واکنش‌ رسانه‌های اجتماعی به ازدواج یک کودک؛ عقد دختر ۱۰ ساله باطل شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

ایران وایر: «ناصر مختاری»، رییس اداره بهزیستی شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد به ایران وایر گفت اگر اداره بهزیستی به نتیجه برسد که عروس ویدیوی جنجالی به رشد لازم نرسیده، مانع این ازدواج خواهند شد.

«ناصر مختاری»، رییس اداره بهزیستی شهرستان بهمئی استان کهگیلویه و بویراحمد به «ایران‌وایر» گفت اگر اداره بهزیستی به نتیجه برسد که عروس ویدیوی جنجالی به رشد لازم نرسیده است، مانع این ازدواج خواهد شد.

به گفته مختاری، آن‌ها در حال تحقیق و تهیه یک گزارش جامع در این مورد هستند و همه نهادهای مسوول و از جمله بهزیستی نسبت به انتشار این ویدیو واکنش سریع نشان داده‌اند: «رسانه‌ها کمی تحمل کنند چون تا زمانی که گزارش ما تکمیل نشده باشد، قادر به ارایه اطلاعات دقیق نیستیم.»
او در پاسخ به سوال «ایران‌وایر» در مورد سن واقعی کودک گفت: «۱۰ ساله است. البته سن داماد هم ۲۸ سال نیست بلکه ۲۲ ساله است. من الان در مدرسه‌‌ این دختر حاضر شده‌‌ام و از لحظه انتشار ویدیو، از والدین دخترک، معتمدین محل و حاج آقایی که مراسم عقد را انجام داده است، پرس‌وجو کرده‌‌ام. گزارش جامعی در مورد این ماجرا به اداره کل بهزیستی استان ارایه خواهم کرد و شما می‌توانید مراتب را از اداره بهزیستی استان جویا شوید.»
مختاری تاکید کرد که این ماجرا در دستور کار جدی نهادهای دولتی و قضایی قرار گرفته است.

دقایقی پس از گفت‌وگوی «ایران‌وایر» با ناصر مختاری، «جواد حیدریان»، خبرنگاری که نخستین بار با انتشار این ویدیو در فضای توییتر، ماجرای ازدواج دختر بچه را علنی کرد، در صفحه توییترش نوشت چون دختر بچه زیر سن ۱۱ سال بوده و طبق تشخیص قاضی، در شرایط قبول چنین عقدی نبوده، این عقد در حضور حجت‌الاسلام «علی سعیدی»، رییس دادگستری شهرستان بهمئی باطل و نسبت به بانیان آن نیز اعلام جرم شده است.

روز گذشته انتشار این ویدیو از مراسم عقد موقت دختر بچه کم سن و سال از اهالی شهر لیکک در شهرستان بهمئی در استان کهگیلویه و بویراحمد در فضای توییتر، باعث مطرح شدن مجدد بحث جنجالی ازدواج کودکان شد.
لایحه افزایش سن ازدواج دختران از ۱۳ سال شمسی به ۱۶سال و پسران از ۱۶ سال به ۱۸ سال، در دی ماه سال ۱۳۹۷ با مخالفت نمایندگان مجلس شورای اسلامی به تصویب نرسید. به این ترتیب، کماکان در برخی استان‌های کشور، ازدواج کودکان که به زعم فعالان حقوق کودک، نوعی کودک آزاری و تجاوز محسوب می‌شود، در مراجع رسمی به ثبت می‌رسد؛ موضوعی که در استان‌های محرومی چون خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد، بر پایه آداب و رسوم عشیره‌‌ای و طایفه‌‌ای، چندان عجیب و نامتداول نیست.
«علی‌محمد تقوی»، مدیر کل ثبت و احوال کهگیلویه و بویراحمد مرداد سال ۱۳۹۷ در گفت‌وگو با «ایسنا»، از آمار تکان دهنده ازدواج کودکان در این استان پرده برداشت. بر اساس این آمار، ۹ مورد ازدواج کمتر از ۱۰ سال در سال ۱۳۹۷ در این استان به ثبت رسیده است.
به گفته او، ۱۲ مورد ازدواج زیر سن ۱۱ سال، ۲۵ مورد ازدواج زیر سن ۱۲ سال، ۶۳ مورد ازدواج زیر سن ۱۳ سال، ۱۲۴ مورد ازدواج زیر سن ۱۴ سال، ۲۲۵ مورد ازدواج زیر سن ۱۵ سال، ۳۱۲ مورد ازدواج زیر سن ۱۷ سال و ۳۸۴ مورد ازدواج زیر سن ۱۸ سال در این استان به ثبت رسیده است.

جواد حیدریان، خبرنگار ساکن ایران و متولد شهر یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد که نسبت به شرایط فرهنگی منطقه آگاه است، ریشه اصلی این معضل را محرومیت و دورافتادگی از مرکز می‌داند: «پیش از گفت‌وگو با شما، با مدیر کل اداره بهزیستی استان صحبت می‌کردم. همان زمان او در منزل دختری بود که در ویدیو مراسم ازدواجش را دیدیم. می‌گفت این اتفاق ریشه قومی و فرهنگی دارد و اهالی این محل هنوز هم عشیره‌ای عمل و سنت‌های گذشته را دنبال می‌کنند و بی‌تردید این مورد اولین بار نیست و آخرین آن هم نخواهد بود.»
این روزنامه‌نگار می‌گوید تفاوت و شکافی که ناشی از دوران گذار از زندگی عشایری به سبک و شیوه زندگی مدرن است، در این قبیل معضلات فرهنگی بی‌تاثیر نیست: «از آن جایی که ما از یک زندگی عشایری و کوچ نشینی با سنن و آیین و آداب و رسوم خاص خودش با سرعتی باور نکردنی وارد زندگی مدرن شهری شده‌‌ایم، این تفاوت‌ها و شکاف‌های هولناک ناگزیرند. در شهری مثل یاسوج ممکن است این تفاوت و شکاف‌ها چندان قابل توجه نباشند چون مردم با رسانه‌ها و وسایل ارتباط جمعی و تکنولوژی به طور روزمره سر و کار دارند و در معرض اطلاعات روز هستند و سوادشان بالا است. اما در شهرهای حاشیه‌ای، این ازدواج‌ها بیشتر رخ می‌دهند که ریشه آن‌ را می‌توان در فقر و محرومیت آن مناطق جست.»
او به فضایی که ویدیوی ازدواج این کودک در آن به ثبت رسیده است، اشاره می‌کند:«مردم حاضر در مراسم دارای تلفن هوشمند هستند و ما اسباب و لوازم زندگی مدرن را مشاهده می‌کنیم اما در همان بستر و فضای شهری، شاهد بروز یک اتفاق منزجر کننده و بدوی هستیم. به نظرم همه این‌ها طبعات دوران گذار است و پیوند عمیقی که بین سنت‌ها و کهن الگوها با زندگی شهری وجود دارد. از یک سو آن‌ها تحت تاثیر الگوهای کهن هستند و از سوی دیگر، زندگی شهری؛ تضادهایی که به نظرم تبعات تغییر سبک زندگی است.»
این روزنامه‌نگار در خبرهای قدیمی‌تر خوانده است که آیت‌الله «علی خامنه‌‌ای» در سفر سال ۱۳۷۳ به این استان و در جریان سخن‌رانی عمومی‌ خود به این معضل اجتماعی اشاره کرده است: «آقای خامنه‌‌ای در سفر به یاسوج از ظلمی که در این استان به زنان می‌شود و از این که یک پیرمرد ۷۰ساله، دختر ۱۴ ساله را به زنی می‌گیرد و یا از این که والدین، فرزندان‌شان را بدون اذن و موافقت خودشان شوهر می‌دهند، گفته است. وقتی بیست و اندی سال قبل این موضوع توسط شخصی در سطح کلان یک جامعه مطرح شده، نشان می‌دهد که این بحران به شکل جدی در جامعه وجود داشته است و دلایل آن هم ضعف فرهنگی، بی‌سوادی، دوری از مرکز، به حاشیه رانده شدن، پیرامونی بودن و علقه‌‌ای است که به سنت‌های کهن وجود دارد. همه آن‌چه گفتم از یک سو و علاقه به زندگی مدرن از سوی دیگر، به نوعی ایجاد تضاد می‌کند.»
او به شرایط فرهنگی شهر لیکک و محرومیت منطقه هم اشاره می‌کند: «این منطقه از نظر توسعه و زیرساخت به حال خود رها شده است. در شهر لیکک نه یک مرکز فرهنگی وجود دارد، نه جایی برای گذران اوقات فراغت یا سرگرمی. طبیعی است که اولین گزینه موجود در آن فضا، ازدواج است.»
شهر لیکک، مرکز شهرستان بهمئی، در غرب استان کهگیلویه و بویراحمد قرار گرفته است و به لحاظ جغرافیایی، بیشترین نزدیکی جغرافیایی را به شهرستان بهبهان در جنوب شرقی استان خوزستان دارد.

«فاطمه. ن»، معلم دبستان ساکن شهر لیکک به «ایران‌وایر» می‌گوید با دیدن این ویدیو اصلا شگفت زده نشده است چون حداقل سالی چند بار در مراسم ازدواج کسانی شرکت می‌کند که یک طرف ماجرا، کودک است.
به گفته فاطمه، ازدواج کودکان در محل زندگی‌ ‌او یک امر عادی است: «اگر واکنش‌های برانگیخته شده در فضای مجازی را برای پدر یا مادرم بخوانم، به نظرشان می‌آید با اعتراض و یا اظهارات یک عده مریخی یا آدم‌های غیرعادی طرف هستند و احتمالا می‌گویند مردم دیوانه شده‌اند.»
او می‌گوید تصورش این نیست که با تغییر قانون بشود فضای فرهنگی غالب بر استان را تغییر داد: «این وضعیت در روستاها و حاشیه شهرها بسیار بدتر است. به نظر می‌رسد شرایط دختری که در این ویدیو می‌بینیم، چندان هم بد نیست چون مجبور نشده است همسر دوم یا سوم مردی بشود که سن و سال پدرش را دارد. زیاد اتفاق می‌افتد که دختری را در ظاهر به نام عروس ولی در عمل خرید و فروش می‌کنند و به خانه مردی می‌فرستند که می‌تواند جای پدر یا پدربزرگش باشد تا با رد و بدل کردن دختر، بدهی یا بار سنگین مالی خانواده پدری را حل و فصل کنند.»
او از افراد محلی چیزهایی شنیده است که به قطعیت نمی‌تواند بگوید درست بوده‌‌اند یا نه: «شما هم اگر دقت کنید، کودک عروس در این ویدیو ناراحت نیست و به وضوح خوشحال است. علی‌رغم این که می‌گویند این مراسم صوری بوده و برای آشنایی خانواده‌ها رخ داده و قرار نبوده است تا شش سال بعد ازدواج فیزیکی کنند اما درعین حال شنیده‌‌ام که این دختر، کودک طلاق بوده و در خانه والدینش مورد مهر و توجه کافی نبوده است.»
این معلم هم‌چون جواد حیدریان، فقر فرهنگی و اقتصادی را عامل بروز این معضلات می‌داند: «مردم به فقیرانه‌ترین شکلی روزگار می‌گذرانند. عمده درآمد آن‌ها از راه کشاورزی یا دام‌داری است و بزرگ‌ترین تفریح‌شان این است که مثلا بتوانند یک آخر هفته به بازار شهرهای اطراف مثل بهبهان سری بزنند. در کنار این بن بست اقتصادی، عقب ماندگی فرهنگی هم هست. دختر را باید زود شوهر بدهند که مایه ننگ و عار خانواده نباشد. دختر ۲۰ ساله را ترشیده می‌دانند. از نظر آن‌ها، ازدواج زودهنگام دختران مایه مباهات و حتی رقابت است.»
او با اندوه می‌گوید: «زیاد شده که مادرم به رخم کشیده است دختر فلانی که ۱۳ ساله بود، به خانه بخت رفته است و من در سن ۲۸ سالگی با ازدواج نکردنم، مایه سرافکندگی پدرم شده‌ام.»

No responses yet

Sep 02 2019

اقدام به خودسوزی یک زن در برابر دادگاهی در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: محل خودسوزی این زن اعلام نشده و در گزارش‌ها تنها به «یکی از واحدهای قضایی تهران» اشاره شده است؛ عکس از آرشیو
محل خودسوزی این زن اعلام نشده و در گزارش‌ها تنها به «یکی از واحدهای قضایی تهران» اشاره شده است؛ عکس از آرشیو

قوه قضائیه جمهوری اسلامی اقدام به خودسوزی یک زن در برابر یکی از واحدهای قضایی تهران در روز دوشنبه را تایید کرد.

به گزارش تسنیم، «یک مقام آگاه در دادگستری تهران» گفت که این خانم در اسفند ۹۷ به دلیل «پوشش نامناسب» به «جریحه‌دار کردن عفت عمومی» و «توهین به مأمورین» متهم شد.

این مقام دادگستری تهران گفته است که این زن پس از آنکه روز دوشنبه به دادگاه مراجعه کرده و رئیس دادگاه «به واسطه فوت یکی از بستگانش در مرخصی به سر می‌برده» بیرون از ساختمان واحد قضایی اقدام به خودسوزی با بنزین می‌کند.

بنابر همین گزارش، این زن به بیمارستان منتقل شده است.

جزئیات بیشتری از این خبر در دست نیست

No responses yet

Aug 21 2019

حق سفر؛ قانونی که دامن زنان ایرانی ساکن خارج از ایران را هم می‌گیرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

ایران وایر: «پریسا» دکترای شیمی دارد و در طول ۱۵ سال زندگی زناشویی، عمده درآمد خانواده و تصمیم‌گیری‌ها و مسوولیت‌های سنگین زندگی را به دوش ‌کشیده است.
او یکی از زنانی است که با این که سال‌ها خارج از ایران زندگی می‌کند اما در یکی از سفرهایش به ایران، گرفتار قانون تبعیض‌آمیز اجازه همسر برای سفر شده است.
پریسا هرگز روزهای تلخ دربه‎دری مابین اداره گذرنامه، اداره کنسولی، قوه قضاییه و نیروی انتظامی را فراموش نمی‌کند: «عرصه سیاسی و اقتصادی که تنگ شد، مهاجرت کردیم. اما این اتفاق، رابطه زناشویی و اندک پیوندمان را درهم ریخت. در همین گیر و دار، مادرم بیمار شد. پاسپورتم را تمدید کردم و برای دیدن مادرم به ایران رفتم. اما قانون اجازه همسر به داد ظالم ماجرا آمد و من گیر افتادم.»
همان جا در بدو ورود، روی یکی از صفحات داخلی پاسپورت پریسا مهر عدم خروج زدند و توصیه کردند برود اداره گذرنامه. به اداره گذرنامه رفت. در آن جا به او گفتند همسرش در فرمی که برای تمدید پاسپورتش امضا کرده، قید نکرده با سفرهای او موافق است و فقط نوشته بوده با یک سفرش موافقت دارد. در آن جا پریسا متوجه می‌شود از همسرش رو دست خورده و او خواسته است پریسا بدون گرفتن حق و حقوق و بی‎جنجال خانه‎اش را ترک کند: «رفتم اداره کنسولی، از آن جا اداره روادید و گذرنامه و بعد برگشتم به پلیس ناجا و با رییس پلیس مهاجرت و گذرنامه حرف زدم. نگران خورد و خوراک و مدرسه بچه‌هایم بودم و در راهروهای ساختمان گریه می‌کردم. به هر کسی که به نظر می‌رسید کاره‌‌ای است، توضیح می‌دادم که دختر شش ساله‌‌ام تنها است، دو پسرم مدرسه می‌روند و نیاز به رسیدگی دارند، خانه‌‌ام و همه آن‎چه این سال‎ها ساخته بودم، نامه‌هایم، دست نوشته‌هایم، نتایج تحقیقاتم، آلبوم‌ها و همه را گذشته‌‌ام. اما می‎گفتند هیچ راهی نیست و تا از شوهرت کسب اجازه نکنی، اجازه سفر نداری.»
همسر پریسا به تلفن‌های مکررش جواب نمی‌داد: «با شماره ناشناس تماس گرفتم اما وانمود کرد که صدا واضح نیست. او که همیشه در مقابل قدرت مدیریت و توانایی من احساس ضعف می‌کرد، به نظر می‌رسید فرصت مناسبی پیدا کرده است تا انتقام سال‏ها تلاش من در زندگی را بگیرد و میل عجیبی برای شنیدن التماس‌هایم از خودش نشان می‌داد. چهار ماه متوالی از این اداره به آن اداره دویدم و تا مغز استخوانم احساس تحقیرشدگی و بی‌ارزشی کردم. هر آن‏چه او به مدد قانون خواسته بود بر سر روحم بیاورد، آورده بود و حالا مطمئن بودم که یک موجود فاقد بی‌ارزشم که هیچ اراده‏ای بر زندگی‌ خود ندارم.»
همسر پریسا در نهایت بعد از چهار ماه سخت که بر فرزندانش گذشت و به خاطر بی‏تابی دختر کوچک‏ترشان، تن به فرستادن اجازه‏نامه داد و پریسا به خانه‌‌اش برگشت و بعدها از همسرش جدا شد. اما می‌گوید با وجود گذر چند سال، هرگز این بی‌عدالتی و تحقیر را فراموش نکرده است:«من آن روزها دانشجوی دکترا بودم. همسر سابقم به لحاظ تحصیلی، سطح پایین‌تری داشت. تمام منافع مادی زندگی مشترک ما از محل کار من بود و من هیچ وقت متوجه نشدم چرا از منظر قانون، نسبت به او در مرحله چندم محسوب می‌شدم. به هر حال، هرگز این بی‌عدالتی روشن و آشکار در نقض حقوق انسانی را فراموش نمی‌کنم. قانون را مردم برای حفظ و احقاق حق ابداع کرده‌‌اند ولی در ایران همین قوانین برای جانب‎داری و بی‌عدالتی محض از یک دسته خاصی که قدرت دارند، تدوین شده است.»

او تنها زن ساکن خارج از ایران نیست که گرفتار این قانون ‌شده است؛ «سارا محمودی»، وکیل دادگستری می‌گوید: «موکلان زیادی دارم که خارج از ایران ساکن هستند و مردهایشان کاملا دل‎بسته سبک و فرهنگ اروپا و امریکا. اما موقع طلاق، همه قوانین ایران را برای انتقام اجرا می‌کنند.»

او به پرونده یکی از موکلانش اشاره می‌کند که برای سفر و دیدن خانواده، همراه دو فرزندش به ایران آمده اما از سوی همسرش ممنوع‌الخروج شده بود: «طلاق ایرانی نگرفته بودند، فقط جدا از هم زندگی می‌کردند. مرد هم زن را ممنوع‌الخروج کرد و موکلم در فرودگاه متوجه شد.»
او برای گرفتن طلاق موکل خود ماه‌ها تلاش کرده است: «در حال حاضر تنها راه درمان این مشکل زنان، گرفتن شروط ضمن عقد است. حتما قبل از خروج، شروط ضمن عقد مثل حق سفر، حق طلاق و.. را در عقدنامه درج کنید که این مشکلات پیش نیایند.»

«سحر» اما یکی از زنانی است که حق سفر را از همسرش گرفته، با این حال وقتی همسرش ایران نبوده، او برای تعویض پاسپورتش با مشکل رو به رو و دست آخر همسرش مجبور شده است فرم رضایت همسر را پر کند و با فاکس بفرستد: «می‌گفتند در این وکالت‏نامه، شما حق خروج مکرر از کشور را گرفته‎ای اما حق تمدید گذرنامه را که نگرفته‌ای!»
کارمندی که در دفتر پلیس+۱۰، کارهای سحر را انجام می‌داده، گفته است: «من مدارکت را با این نامه می‌فرستم اما این نامه فقط دردسر است. اداره گذرنامه پاسپورت را صادر نمی‌کند و شما هم مجبور می‌شوی خودت برگردی و پی‌گیری کنی.»

سحر می‌گوید:«من مسافر بودم و وقت نداشتم معطل چنین چیزی شوم. این بود که فرم را فرستادم، شوهرم امضا و فاکس کرد.»

«زهرا روان آرام»، وکیل دادگستری ساکن ایران به «ایران‌وایر» می‌گوید بعد از جریان بی‌آبرویی بازماندن زنان ورزشکار و تحصیل کرده از عرصه‌های ورزشی و علمی، نمایندگان عضو «فراکسیون زنان» مجلس شورای اسلامی به فکر راه حل افتادند.

اشاره او به حذف نام «نیلوفر اردلان»، ملی پوش با سابقه تیم فوتبال ایران در جریان جام ملت‌های آسیا در سال ۱۳۹۴ به دلیل نداشتن اجازه همسر برای سفر و هم‏چنین ممنوع‎الخروجی «زهرا نعمتی»، قهرمان پارالمپیک ۲۰۱۶ ریو در رشته تیر و کمان توسط همسرش است:«پس از هیاهوی پرونده خانم زهرا نعمتی بود که طرحی به نام “تسهیل خروج زنان در شرایط اضطرار” از طرف فراکسیون زنان به مجلس ارایه شد. این طرح را با یک دنیا خبر و تبلیغات منتشر کردند و گفتند تقدیم هیات رییسه شده است. تعدادی از خانم‌های نماینده خواستار اصلاح ماده ۱۸ “قانون گذرنامه” شده بودند. طبق بند سه این ماده، هیچ زن متاهلی بدون اجازه کتبی همسرش، حق خروج از کشور را ندارد. اما سرنوشت اصلاح این طرح با وجود آن همه سر و صدا، هنوز هم در هاله‌‌ای از ابهام است. یک بار خبر دادند که این طرح توسط اعضای “کمیسیون امنیت ملی” رای آورده و در نوبت رسیدگی است. اما به نظر می‌رسد توسط مجلس مسکوت مانده است. این طرح یک راه حل برای خروج موردی برخی زنان مشهور کشور که توسط همسران‎شان اجازه حضور در عرصه‌های علمی و ورزشی را پیدا نمی‌کردند بود تا در شرایط اضطرار و بدون اذن همسر بتوانند به مسابقات برسند.»

اگر این طرح هم به نتیجه برسد، احتمالا فقط به داد زنان مشهور خواهد رسید.
«ناهید» ساکن کالیفرنیا است. او توسط دادگاهی در امریکا حکم طلاق گرفته و بیش از شش سال است جدا از همسر سابقش زندگی می‌کند. با این همه، به خاطر قانون گذرنامه، از سفر به ایران می‌ترسد و سال‎ها است در حسرت دیدار خانواده‌‌اش می‌سوزد: «بعد از این که در مراجع قضایی امریکا طلاق ما به ثبت رسید، چندین بار به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن رفتم و درخواست کردم تا طلاقم را مطابق موازین و قوانین ایران تایید و به ثبت برسانند. به آن‎ها گفتم من شش سال است یک زن مطلقه هستم و حتی خبر ندارم همسر سابقم کجا و چه طور زندگی می‌کند. اما آن‎ها گفتند باید یک وکیل در ایران استخدام و درخواست طلاق توافقی کنم و بعد از ثبت طلاق در ایران، مراتب را به دفتر حافظ منافع اطلاع دهم تا آن‏ها اقدام به ثبت طلاق کنند.»
ناهید به واسطه دوستان مشترک، برای همسر سابقش پیام فرستاده و خواهش و تمنا کرده بود که برگه موافقتش را با درخواست طلاق توافقی در ایران امضا کند: «او در جریان طلاق از من خواسته بود از حق و حقوق و مخارج یومیه فرزندانم بگذرم و من نپذیرفتم. حالا حاضر به همکاری نیست. من با وجود این که نزدیک به شش سال است طلاق گرفته‌‌ام، هنوز هم سایه سنگین اراده و تصمیمات آن مرد را احساس می‌کنم؛ به شکلی که با وجود بیماری مادرم، نمی‌توانم به ایران سفر کنم.»
برای بررسی ادعای ناهید و به عنوان یک متقاضی، به دفتر حافظ منافع ایران در واشنگتن تلفن می‌زنم. می‌گویم همسرم حاضر به ثبت طلاق توافقی ما نیست و من شش سال است در وضعیت برزخ به سر می‌برم. مرا به بخش حقوقی وصل کردند و آن جا فردی که خودش را «نیک خواه» معرفی ‌کرد، گفت: «می‌توانید از طریق وکیل با استناد به یکی از موارد ۱۲ گانه شروط ضمن عقد یا شرایط “عسر و حرج”، از دادگاه ایران تقاضای طلاق یک طرفه کنید و وقتی طلاق‌تان در ایران به ثبت رسید، به ما اعلام کنید تا این‎جا هم ثبت کنیم.»
او توضیح نداد که اگر مشمول یکی از این شرایط ۱۲ گانه نباشم، اگر پول کافی برای استخدام وکیل نداشته باشم و کسی حاضر به پی‎گیری جریان پرونده‌‌ام نباشد، چه سرنوشتی خواهم داشت؟

به او گفتم جریان رسیدگی به پرونده طلاق زوجه در ایران با حضور فیزیکی او و پی‎گیری‌های مکررش، به طور معمول چند سال متوالی زمان خواهد برد و در بسیاری موارد به نتیجه نمی‌رسد. او پاسخ داد: «متاسفانه راه دیگری وجود ندارد.»

«افسانه» یکی دیگر از کسانی است که در امریکا از همسرش جدا شده و گرفتار قانون عجیب دفتر حفاظت از منافع شده است: «وقتی تماس گرفتم، کارمند دفتر حفاظت از منافع پرسید ازدواج شما فقط ایرانی بوده است؟ گفتم نه، هر دو؛ هم ازدواج ایرانی و هم امریکایی داشتیم. گفت اول باید ازدواج امریکایی را ثبت کنید، بعد برای جاری شدن صیغه طلاق و ثبت می‌توانید اقدام کنید.»

شوهر افسانه از این موقعیت نهایت استفاده را می‌کند: «وضع مالی همسر سابق من خوب بود و طبق قانون امریکا، اموال او در زمان طلاق نصف می‌شد. همسرم گفت رضایت بده که چیزی از زندگی نمی‌خواهی تا طلاق امریکایی ثبت شود، بعد من هم به راحتی طلاق ایرانی را با توافق انجام می‌دهم.»

افسانه موافقت می‌کند اما طلاق امریکایی که ثبت می‌شود، همسرش زیر حرفش می‌زند: «می‌گفت طلاق نمی‌دهم. تلفن‌هایم را جواب نمی‌داد و فرم‌‌هایی را که باید برای طلاق ایرانی امضا می‌کرد، امضا نمی‌کرد.»
شش ماه طول می‌کشد تا همسر افسانه به واسطه دوستان و آشنایان راضی به ثبت طلاق ایرانی می‌شود.

No responses yet

Aug 18 2019

ایران: رتبه سی و سوم مهاجران جهان: سی درصد مردم «موقتی» در ایران زندگی می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

ایندیپندنت فارسی: اگر قبول داشته باشیم که تعداد افرادی که تمایل به مهاجرت دارند با آنهایی که برای مهاجرت اقدام قطعی کرده‌اند متفاوت است آن وقت می‌توانیم نگاه دقیق‌تری به آمار جدید در مورد مهاجرت از ایران داشته باشیم.

مدیر رصدخانه مهاجرت و عضو هیات علمی موسسه مطالعات جمعیتی کشور به تازگی اعلام کرده است که ۳۰ درصد جمعیت ایران تمایل به مهاجرت دارند. به این معنا که شاید به دلایل خاص برنامه قطعی برای مهاجرت نداشته باشند.

بهرام صلواتی در این باره گفته است: «آمار موثقی درباره اینکه چه تعداد از تحصیل کرده‌ها یا افراد متخصص یا عادی از کشور خاج شده‌اند نداریم. آماری هم که وجود دارد نتیجه بررسی کشورهای گیرنده است که آمار مهاجرت‌های کلی کشورهای مختلف را به دست آورده و رتبه ایران را ۳۳ اعلام کرده‌اند.

در حال حاضر ۲۶۰ میلیون مهاجر در دنیا وجود دارد که سهم ایرانیان از آن ۱۶ میلیون نفر است.

ممکن است برخی افراد بخواهند به دلایل شغلی و اقتصادی از کشور خارج شوند اما راهی جز گرفتن پذیرش تحصیلی ندارند. چون ما کانال پذیرش اقتصادی نداریم همه می‌خواهند از طریق کانال پذیرش تحصیلی اقدام کنند اما هرکس از این کانال خارج شد نخبه نیست! اینها اغلب مهاجران اقتصادی‌اند که از این کانال وارد کشوری دیگر می‌شوند.

ما در دوره‌هایی مثل دور اول تحریم‌ها در زمینه مهاجرت دانشجویان با افزایش مواجه بوده‌ایم. اتفاقات سال ۸۸ در این زمینه بی‌تاثیر نبود.

وی همچنین با اشاره به شرایط خاص اقتصادی و معیشتی مردم در ایران توضیح داده است: «ما ایرانی‌ها دچار توهم بالا بودن مهاجرت هستیم و فکر می‌کنیم ایران جای ماندن نیست. بین میل به مهاجرت، برنامه‌ریزی و آمادگی برای مهاجرت تفاوت وجود دارد. وقتی می‌گوییم همه دارند می‌روند، این همه چه تعداد کسانی هستند؟ نمی‌توان درباره آمار مهاجرت این‌گونه صحبت کرد».

بهرام صلواتی توضیح داده است: «طبق آمار سال ۹۵، ۲۹٫۸ درصد جمعیت ایران تمایل به زندگی در کشور دیگری دارند، ما بحران اقتصادی داریم پیش‌بینی ما این است که این میزان تمایل برای ترک کشور بالا رفته باشد.

الان مسائل اقتصادی پررنگ شده، خرج زندگی بالا رفته، طبیعی است که در تکانه‌های اقتصادی افراد به فکر مهاجرت بیفتند».
بیشتر بخوانید

پیامدهای قوانین جدید مهاجرتی در آلمان برای پناه‌جویان و مهاجران
روی دیگر فاجعه‌ مهاجرت و پناهندگی

ایران مهاجر فرست یا مهاجر پذیر؟

از سوی دیگر معاون علمی و فناوری رئیس‌جمهورنیز به تازگی از کاهش آمار مهاجرت از ایران به سایر کشور‌ها طی سال‌های اخیر خبر داده است.

سورنا ستاری در جمع خبرنگاران در بجنورد گفته است: «جمهوری اسلامی ایران از آن دسته از کشور‌هایی است که مهاجرت پذیر و مهاجر فرست نیست و آمار‌های بالایی برای مهاجرت نخبگان به کشور‌های دیگر وجود ندارد و مهم کیفیت نخبگانی است که می‌روند که در بنیاد ملی نخبگان به این موضوع اهمیت داده شده و بررسی می‌شود».

وی در رابطه با رصد مهاجرت، نیز عنوان کرده است:« در سال‌های اخیر مهاجرت‌ها از ایران کاهش داشته است و خوشبختانه در سه سال گذشته هزار و ۴۰۰ نفر از ۱۰۰ دانشگاه برتر به ایران برگشته‌اند».

از دلایل برگشت دانشجویان مشغول به تحصیل ایرانی در سایر کشورها می‌تواند بالارفتن قیمت دلار و کاهش قدرت پول ملی باشد. دانشجویان یا خانواده‌هایی که مخارج زندی و تحصیل‌شان از داخل ایران تامین می‌شود چاره‌ای جر بازگشت به ایران ندارند. به‌ویژه آنها که به راحتی نمی‌توانند در کشور میزبان منبع درآمد برای خود داشته باشند. نکته‌ای که بهرام صلواتی مدیر رصدخانه مهاجرت و عضو هیات علمی موسسه مطالعات جمعیتی کشور نیز به آن اشاره کرده و گفته است که مشکلات اقتصادی در داخل ایران عموما سد راه مهاجران است.

وطن ما شده سالن انتظار فرودگاه

صالح تسبیحی گرافیست و طراح پوستر نیز به تازگی در صفحه اینستاگرام خود از ایرانی‌هایی نوشته است که در زندگی دائمی خود در ایران «موقتی» زندگی می‌کنند. زندگی با مزه «باید رفت».

تسبیحی این گروه را اینگونه توصیف کرده است: «گروه بزرگی از هم‌وطنان داخلی ایران هستند که به شکل مزمن قصد ‎مهاجرت دارند اما نمی‌روند. آنها برای مهاجرت خود کار مهمی نمی‌کنند اما مدت‌هاست حالت «زندگی موقت» به خود گرفته‌اند و در مواجهه با مشکلات روزمره با یک ‌باید رفت‌ خود را تسکین می‌دهند. گذرنامه‌های در حالِ صدور، روادیدِ ناکام، شرکت در لاتاری، حسرت، حسرتِ دائم، گپ و گفت و رد و بدل کردنِ اطلاعاتِ پوچ تهی و کرختی، آونگان در حرکت میانِ زحمتِ فراوانِ ناشی از سختی‌های مهاجرت یا، ایستادن و در بیم و امیدِ غروب واره‌ی بلاتکلیفی، منجمد شده‌اند.

آنها عمدتا دومی را انتخاب کرده‌اند و تصور مهاجرت برای آنها حکم آرامبخش موقتی دارد و دیگر هیچ.

اما در هزار توی «ویزای کاری، وکیل، تحصیل، گذرنامه‌ی جعلی، واسطه‌هایِ تضمینی، کمپ و اردوگاه و انتظار و انتظار، فرار از مرزِ زمینی، ورود از مرز آبی، توریستی رفتن و دیگر بازنگشتن» مدام ایده عوض می‌کنند و روزی به این فکر می‌کنند و روزی آن یکی را سرچ می‌کنند و «کارهای نیمه کاره‌»، پرونده‌ی اصلی مهاجرت آن‌ها راتشکیل می‌دهد.

یکی می‌گفت، این حالت نوعی تصورِ شبیه به خودکشی ست. یعنی فرار نهایی از اینجایی که به تنگ آمده‌ای. اما صبورانه‌تر و خوشبینانه‌تر.

وطن ما شده است سالن انتظار فرودگاه. عده‌ای می‌پرند می‌روند. عده‌ای بدرقه‌شان می‌کنند. عده‌ای هم منتظر هواپیمایی هستند که تاخیر کرده و برخاستنش از آشیانه تا ابد به تعویق افتاده است.

‏به نظر من این شرایط منفعل و پاندولی یک جور واکنش خسته و کلافه به وضعیت «شرایط حساس کنونی» هم هست، که در گفتمان رسمی مدام تبلیغ می‌شود و مردم را به تحمل شرایط موقت تشویق می‌کند. شرایطی که معلوم نیست کِی سنگینی خود را از روی سینه‌ی میلیون‌ها نفر ایرانی بر می‌دارد و مشخص نیست تا چه وقت باید مدام در حالت «تحمل» و «تسکین» به سر ببریم.

No responses yet

Aug 16 2019

شش دختر آزادی در زندان قرچک ورامین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


«ایران وایر: زهرا خوش‌نواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی»، از جمله بازداشت شدگانی هستند که جرم آن‌ها تلاش برای ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران تعریف شده است.
فدراسیون فوتبال ایران تلاش می‌کند در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران، دخترانی که برای ورود به ورزشگاه‌ها تلاش می‌کردند را با بازداشت و تهدید از درهای ورودی ورزشگاه‌ها دور نگه دارد.

روز دوشنبه، تعدادی از «دختران آزادی» توسط اطلاعات سپاه بازداشت شده‌اند. «زهرا خوش‌نواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی»، از جمله بازداشت شدگانی هستند که جرم آن‌ها تلاش برای ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران تعریف شده است. براساس شنیده‌ها، شش نفر بازداشت شده‌اند.

یکی از نزدیکان بازداشت شدگان به ایران‌وایر خبر داده که این موج اول بازداشت‌ها بنا به شکایت و درخواست «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران از اطلاعات سپاه و برای جلوگیری از تلاش دختران برای ورود به ورزشگاه‌ها در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر صورت گرفته است.

پس از دستور فدراسیون جهانی فوتبال مبنی بر باز شدن درهای تمامی ورزشگاه‌‌های ایران به روی زنان، موجی از مقاومت‌ها در بستر حاکمیت ایران شکل گرفت.

«جیانی اینفانتینو» رییس فدراسیون فیفا روز ۲۸ خردادماه امسال طی ای‌میلی رسمی به «مهدی تاج» رییس فدراسیون فوتبال ایران اعلام کرد که با اضافه شدن «کدهای انضباطی» جدید فدراسیون جهانی فوتبال، ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه‌های ایران با عواقبی مانند محرومیت همراه خواهد شد.

در این نامه نوشته شده بود: «فدراسیون فوتبال ایران تا ۲۴ تیرماه، زمان برگزاری مسابقات مقدماتی جام‌جهانی ۲۰۲۲، فرصت دارد شرایط حضور زنان در همه ورزشگاه‌های ایران را فراهم کنند.»

روز ۲۸ مردادماه، آیت‌الله «مکارم شیرازی» در پاسخ به استفتایی درباره حضور بانوان در ورزشگاه‌ها نوشت: «جو حاکم در ورزشگاه‌ها برای حضور زنان مناسب نیست و شکی نیست که اختلاط جوانان و آزاد بودن آنها سرچشمه مشکلات زیادی از نظر اخلاقی و اجتماعی می‌شود؛ اضافه بر این در بعضی انواع ورزش، مردان پوشش مناسبی در برابر زنان ندارند؛ بنابراین لازم است از حضور در این برنامه‌ها خودداری کنند؛ به خصوص اینکه این برنامه‌ها را از رسانه‌ها می‌توانند ببینند و حضور آنها ضرورتی ندارد.»

همچنین «محمدجعفر منتظری» دادستان کل کشور در واکنش به خبر احتمال حضور زنان در ورزشگاه‌ها گفته بود: «به فیفا چه ربطی دارد؟» او در لفافه، اصرار فدراسیون جهانی فوتبال را نوعی دسیسه و توطئه خارجی دانست: «اینکه گیر داده‌اند که حتما در ورزشگاه‌های ایران هم باید زن هم باید راه پیدا کنند دلشان برای زنان ما سوخته؟ دلشان برای سالن‌های ورزشی ما سوخته؟ دلشان برای این سوخته که زن‌ها هم از فیوضات عالیه تماشای فوتبال محروم نباشند؟ این را ساده نگیرید.»

اما مهم‌ترین مخالفت دولتی را «مسعود سلطانی‌فر» وزیر ورزش و جوانان با ورود زنان نشان داد و با پیش‌شرط فیفا برای حضور زنان در ورزشگاه‌ها مخالفت کرد.

با وجود سکوت فدراسیون فوتبال، به تعویق افتادن لیگ برتر دلیلی به‌جز فراهم نشدن حضور زنان در ورزشگاه‌های ایران نداشت. حالا اما در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر، به درخواست فدراسیون فوتبال تعدادی از دخترانی که پیش از این تلاش کرده بودند یا با آرایشی مردانه یا با همان ظاهر زنانه وارد ورزشگاه‌های ایران شوند، توسط اطلاعات سپاه و به درخواست مهدی تاج بازداشت شده‌اند.

«زهرا خوش‌نواز»، «لیلی ملکی»، «هدیه مروستی» و «فروغ علایی» از جمله بازداشت‌ شده‌هایی هستند که از روز دوشنبه به زندان قرچک ورامین منتقل شده‌اند.

یکی از نزدیکان این بازداشت‌ شده‌ها به ایران‌وایر می‌گوید: «برای آزادی مشروط هر یک از آن‌ها قرار وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی صادر شده که باید تا روز شنبه تامین شود.»

میان این بازداشت شدگان زهرا خوش‌نواز یکی از شهره ترین‌هاست. او از سال ۹۶ به «دختر ریشو» ملقب شد. زهرا، شاعر، نویسنده، نوازنده و عکاسی است که با لباس مردانه و مبدل بارها خود را به سکوهای ورزشگاه آزادی رساند. او سال گذشته در گفت‌وگو با ایران وایر گفته بود: «وقتی در ورزشگاه‌ها می‌فهمند که من دختر هستم رفتارشان عوض می‌شود و مرا مقابل ماموران نیروی انتظامی امان می‌دهند.»

همچنین فروغ علایی، نخستین زن ایرانی است که به جایگاه نخست مسابقات «ورلدپرس فوتو» دست یافت هم میان بازداشت شدگان به چشم می‌خورد. او فروردین ماه امسال در حضور شاهزاده هلند تندیس چشم طلا و دیپلم افتخار عکاسی برتر سال ۲۰۱۸ را به دست آورد. فروغ علایی عکاس روزنامه «دنیای اقتصاد» با عکس‌هایی با سوژه «ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه‌ها» در این جشنواره شرکت کرد و حالا به همین جرم در حبس است.

تعدادی از خبرنگاران و فعالان زن که طی ماه‌های اخیر برای باز شدن درهای ورزشگاه‌ها به روی زنان تلاش کرده‌اند نیز طی تماس‌هایی تلفنی تهدید شده‌اند.

فدراسیون فوتبال ایران تلاش می‌کند در آستانه آغاز رقابت‌های لیگ برتر فوتبال ایران، دخترانی که برای ورود به ورزشگاه‌ها تلاش می‌کردند را با بازداشت و تهدید از درهای ورودی ورزشگاه‌ها دور نگه دارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .