اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیدعلی خامنه‌ای'

May 10 2013

شام آخر به روایت توکا نیستانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

ایران وایر:

No responses yet

May 08 2013

نوه خواهر خامنه‌ای: پسر و برادر علی خامنه‌ای مرا به قتل تهدید کرده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: حمیدرضا فروزان‌فر، نوه ‌خواهر علی خامنه‌ای مدعی است که تهدید به مرگ شده است. او در گفت‌و‌گو با دویچه وله از ویژگی‌های شخصیت رهبر جمهوری اسلامی، فرزندان، روابط درون بیت و نیز از اختلافات درون خانواده خامنه‌ای می‌گوید.

حمیدرضا فروزان‌فر نوه‌ی خواهر بزرگ علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران است. مادر بزرگ او، فاطمه سلطان حسينى خامنه، ۸۶ ساله، بزرگ‌ترین فرد زنده خاندان خامنه‌ای و همسر ابوالقاسم شمس‌اللهی است. حمیدرضا فروزان‌فر از زمان کودکی تا جوانی به مناسبت‌های مختلف به بیت علی خامنه‌ای رفت و آمد داشته و با پسران رهبر جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بوده است.

حمیدرضا سال ۸۸ از ایران به فرانسه رفت. او به دویچه‌‌ وله می‌گوید به دلیل مواضعی که در سال‌های اخیر گرفته، چندبار توسط پسر، برادر و اطرافیان علی خامنه‌ای تهدید به مرگ شده است.

نوه خواهری رهبر جمهوری اسلامی درباره این‌که چگونه توسط بستگان خود یعنی پسر و برادر علی خامنه‌ای تهدید به مرگ شده، به دویچه وله می‌گوید: «دو مورد خیلی روشن را مثال می‌زنم که تهدید رسمی است. نوروز سال ۹۰، در مراسم سالگرد درگذشت پدربزرگم، مصطفی خامنه‌ای، پسر علی خامنه‌ای، مادرم را به کناری می‌کشد و به او می‌گوید اگر حمیدرضا بخواهد به موضع‌گیری‌های خود ادامه دهد، عجیب نیست که در فرانسه در یک تصادف رانندگی کشته شود. همین‌طور محمد خامنه‌ای با واسطه‌ای به مادر بزرگم می‌گوید بعید نیست مسعود در این راه جان خود را از دست بدهد».

حمیدرضا فروزان‌فر، ضمنا پسر دخترخاله‌ی محمود مرادخانی تهرانی است. محمود مرادخانی تهرانی فرزند شیخ علی تهرانی و بدری حسینی خامنه‌ای خواهر رهبر جمهوری اسلامی است. شیخ علی تهرانی در سال‌های نخست انقلاب به مخالفان جمهوری اسلامی پیوست و همراه همسر و فرزندان خود به عراق مهاجرت کرد. محمود، خواهرزاده علی خامنه‌ای از ۲۷ سال پیش در فرانسه زندگی می‌کند.

محمود مرادخانی تهرانی، درباره احتمال تهدید حمیدرضا فروزان‌فر توسط پسر و برادر علی خامنه‌ای به دویچه ‌وله می‌گوید: «هر کس با رژیم مخالف باشد، حتی اگر از خانواده علی خامنه‌ای هم باشد، به او ضربه می‌زنند. رژیم در بسیاری موارد از تهدید استفاده می‌کند تا کنشگران سیاسی مجبور به سکوت شوند. این رژیم تا جایی که می‌تواند فریب می‌دهد، جایی که می‌بیند فریب کارساز نیست، تهدید می‌کند، ضربه می‌زند و می‌کشد».

خواهرزاده رهبر جمهوری اسلامی می‌افزاید: «پسران خامنه‌ای می‌خواهند به قدرت برسند و در این راه، ایرادگیری، انتقاد و نه گفتن را تحمل نمی‌کنند. بعید نیست به همین دلیل که می‌خواهند از منافع خود دفاع کنند، ناچار به تهدید شده‌اند».

گفت‌وگوی کامل دویچه‌ وله با حمیدرضا فروزان‌فر را می‌توانید در فایل صوتی مصاحبه بشنوید.
گفت‌وگو با حمیدرضا فروزان‌فر درباره زندگی علی خامنه‌ای

مهم‌ترین بخش‌های سخنان حمیدرضا فروزان‌فر، نوه‌ی خواهر بزرگ علی خامنه‌ای را در زیر می‌خوانید:

شکاف در خانواده‌ی خامنه‌ای در پی انتخابات ۸۸

• انتخابات سال ۱۳۸۸، لحظه تاریخی دو قسمت شدن خانواده خامنه‌ای بود. تمام رفتارهای کج‌دار و مریز و تناقضاتی که در ذهن ما بود و نمی‌توانستیم درباره آن‌ها حرف بزنیم، عملا بعد از اتفاقات سال ۸۸ خود را نشان داد. طوری که خانواده به دو قسمت کاملا متفاوت تقسیم شد، قسمتی که مخالف است اما امکان ابراز مخالفت را به‌خاطر خطرش ندارد و سعی می‌کند با بیت رهبری کمتر رفت و آمد کند. برای این‌که در این رفت‌وآمدها یک حس تنفر از خود در آدم ایجاد می‌شود. این‌که سر سفره‌ کسی بنشینی و میهمان آدمی باشی که حکم قتل یک عده آدم را با رفتار و عملکرد خود صادر می‌کند.

• در خانواده خامنه‌ای دو قسمت تاریخی وجود دارد. به طور خاص خانواده‌ی مادری من، خانواده‌ی خاله‌ی مادر من که خانم بدرالسادات حسینی همسر آقای شیخ‌ علی تهرانی هستند و خانواده‌ی آقای هادی خامنه‌ای، این‌ها یک قسمت هستند. در قسمت مقابل محمد خامنه‌ای، حسن خامنه‌ای و فرزندان‌شان هستند. تفاوت این دو قسمت در اعتقاد نداشتن نیست، در منفعت‌طلبی‌شان است.

بودجه نفت برای بنیاد صدرا به ریاست محمد خامنه‌ای

• محمد خامنه‌ای، برادر بزرگ رهبر جمهوری اسلامی، رئیس “بنیاد اسلامی صدرا” است. برای این بنیاد بودجه مستقیم نفتی در نظر گرفته شده است. این بنیاد سال ۷۵ یا ۷۶ تاسیس شد و فقط یک کنگره برگزار کرد. بعد از آن تبدیل شد به یک کارتل اقتصادی که از بیت رهبری مستقیما حمایت می‌شود.

بنیاد اسلامی صدرا مدتی پس از تاسیس شروع به ساخت و ساز کرد. املاکی را به نازل‌‌ترین قیمت خریداری کرد و بعد با قیمت دیگری فروخت و از این طریق به ثروتی کلان رسید.

تصمیمات مهم در فاصله نماز مغرب و عشا

• در دوران دبیرستان هر از چندگاهی برای دیدن پسران آقای خامنه‌ای و خود آقای خامنه‌ای، هنگام نماز مغرب و عشا به بیت آقای خامنه‌ای می‌رفتم. نماز مغرب و عشایی‌ که در بیت آقای خامنه‌ای برگزار می‌شود سرقفلی دارد و هر کسی نمی‌تواند وارد آن حیطه خصوصی شود. وقتی بخواهید رودررو با خود آقای خامنه‌ای صحبت کنید، معمولا در فاصله‌ی بین نماز مغرب و عشا و شام شدنی است.

خیلی از اتفاقات و تصمیمات مهمی که در سرنوشت همه‌ی ما تاثیر دارد، در فاصله‌ی بین نماز تا شام آقای خامنه‌ای گرفته می‌شود. آدم‌ها می‌آیند درباره بعضی چیزها کسب تکلیف می‌کنند، نظر یا گزارش می‌دهند.

در طول زمان، وقتی که فضای بیت گسترده‌تر شد، آدم‌هایی آمدند بین حلقه‌ی اول و کسانی که می‌خواهند وارد این فضا شوند قرار گرفتند و حالت رانت پیدا کرد. مثلا من اگر بخواهم چیزی را مستقیما به آقای خامنه‌ای بگویم، مجبورم یک آدمی را ببینم که آن آدم ممکن است لزوما موافق سخن من نباشد یا بخواهد از این موقعیت سوءاستفاده کند یا من را در موقعیتی قرار دهد که مجبور شوم کاری برایش انجام دهم.

پسران علی خامنه‌ای

• آقای خامنه‌ای چهار پسر و دو دختر دارد. از لحاظ سنی من با مسعود و میثم، دو پسر آخر آقای خامنه‌ای، هم‌سن و سال هستم و بیشتر با آن‌ها رفت‌وآمد می‌کردم. مصطفی خامنه‌ای خیلی بزرگ‌تر از ماست و ارتباط مستقیم با او نداشتم. مجتبی خامنه‌ای هم حدود ۱۵ سال از من بزرگ‌تر است.

میان پسران آقای خامنه‌ای از همه تودارتر، مرموزتر و موذی‌تر مجتبی خامنه‌ای ا‌ست. او خیلی کمتر در مهمانی‌ها شرکت می‌کرد و وارد بحث می‌شد. در دوران کودکی او مشکل کیسه صفرا و مشکل گوارشی داشت. در مقطعی خیلی رنجور و بسیار لاغر بود. بعدا با درمان بهتر شد. به‌خاطر مشکلات جسمی در دوران کودکی بیشتر مورد توجه خانواده بود و به نوعی عزیزکرده‌ی خانواده است.
محمود مرادخانی تهرانی، پسر خواهر علی خامنه‌ای محمود مرادخانی تهرانی، خواهرزاده علی خامنه‌ای

هم‌زمان با پسران آقای خامنه‌ای من با حامد، برادرزاده علی خامنه‌ای و پسر حسن خامنه‌ای هم‌سن هستم. بیشتر دوران کودکی من با او گذشت. تا وقتی مادر آقای خامنه‌ای زنده بود تابستان‌ها برای تعطیلات به خانه او در مشهد می‌رفتیم. در آن جمع خانوادگی همه بچه‌ها با هم بودند، از جمله حامد، مسعود، من، دختر آقای هادی خامنه‌ای و میثم. وقتی به سن جوانی رسیدیم، من بیشتر با مسعود و میثم و حامد در ارتباط بودیم و صحبت می‌کردیم.

عروسی‌های مدرن دختران رهبر

• از نکات جالب خانواده آقای خامنه‌ای، سیر دگرگونی عروسی چهار پسر و دو دختر اوست. مصطفی از خانواده آقای خوشوقت همسر انتخاب کرد. الان مشحص است که آقای خوشوقت از روحانیانی بود که در وزارت اطلاعات حکم قتل صادر می‌کرد.

مجتبی پسر دوم آقای خامنه‌ای از خانواده آقای حدادعادل دختر گرفت. مسعود با خرازی‌ها وصلت کرد. میثم هم دختر یکی از بازاریان مهم تهران را گرفت. بشری دختر بزرگ آقای خامنه‌ای با پسر آقای محمدی گلپایگانی که رئیس‌دفتر ایشان است ازدواج کرد. شوهر هدی دیگر دختر آقای خامنه‌ای هم یکی از بازاریان مهم است.

به خوبی به یاد دارم که عروسی مصطفی، نه چندان ساده، ولی یک عروسی آخوندی بود. مسلما در این عروسی چیزهایی که برای مردم عادی شادی‌بخش به حساب می‌آید، وجود نداشت. جلوتر که می‌آییم عروسی مجتبی است. بعد عروسی مسعود است و بعد هم عروسی میثم.

به تدریج هر چه جلوتر می‌آییم بیشتر شبیه عروسی‌های متداول می‌شود. در عروسی مصطفی به هیچ عنوان فیلم‌برداری وجود نداشت. آقای خامنه‌ای خیلی رسمی آمد و نشست، با یک صلوات و شیرینی ساده، همه چیز تمام شد. در عروسی میثم و مسعود، ما دوربین فیلم‌برداری داشتیم، آقای خامنه‌ای به عنوان دعوت‌کننده به میان جمع آمد و با همه خوش و بش کرد. فضای شادتری وجود داشت. یک مجلس عروسی، که باز هم در چارچوب آخوندی برگزار شد ولی تجملاتی‌تر بود. هم‌زمان با تغییرات جامعه، آن‌ها هم تغییر کردند.

• به طور خاص عروسی دخترهای آقای خامنه‌ای، کاملا مطابق مد روز بود. من در قسمت زنانه عروسی دخترهای آقای خامنه‌ای شرکت نداشتم، چون زنانه و مردانه کاملا جداست. اما فضا، یک فضای کاملا به روز بود: لباس‌های مد روز، دخترها لباس‌های کاملا باز، آرایش کرده. این اتفاق برای خانواده من هم عجیب بود. خانواده‌ام شوکه شده بودند که این‌ لباس‌ها که قاعدتا باید مصداق “تهاجم فرهنگی” به حساب بیاید را چه طور دختران آقای خامنه‌ای پوشیده‌اند.

این موارد نشان دهنده همراه شدن با جامعه است. منتها اگر برای دختران آقای خامنه‌ای مجاز است پس برای جامعه هم باید مجاز باشد. اگر این لباس‌ها را مصداق تهاجم فرهنگی حساب می‌کنند، پس باید برای دختران آقای خامنه‌ای هم ناپسند به حساب بیاید. از خانواده‌ام نقل می‌کنم که می‌گویند برای خرید، خانواده آقای خامنه‌ای پاساژ را قرق می‌کنند. قبل از آن مراحل چک کردن پاساژ انجام می‌شود یا از بهترین فروشگاه‌های اروپا سفارش می‌دهند و برای‌شان می‌آوردند. این موارد قبلا وجود نداشت و خیلی تازه است. در بیت، تنها جای به نمایش گذاشتن و خود را در معرض دید دیگران قرار دادن، مهمانی‌های زنانه است.

“معترضان انتخابات ۸۸ را باید در خیابان می‌سوزاندیم”

• سال ۸۹ که به ایران برگشتم با حامد و مسعود درباره انتخابات بحث و گفت‌وگوی مفصلی داشتم. مجتبی را هم دیدم، خود آقای خامنه‌ای را هم در حد گذرا و خیلی کوتاه و در حد احوال‌پرسی دیدم. چون اولین‌باری بود که از اروپا به ایران برمی‌گشتم، مسعود درباره فضای علمی و اجتماعی اروپا از من سوال کرد و دراین‌باره مفصل با هم صحبت کردیم. نمی‌شد مستقیما از مسعود درباره اتفاقاتی که پس از انتخابات در ایران افتاده بود، سوال و انتقاد کرد. از مسعود پرسیدم که آقای خامنه‌ای که از احمدی‌نژاد حمایت مطلق کردند، اگر بعدا احمدی‌نژاد کاری بکند که آقای خامنه‌ای با او موافق نباشد، موضع بیت رهبری چیست؟ مسعود جواب داد: “مسئله به این سادگی که شما فکر می‌کنید نیست. مسئله این‌جور نیست که صرفا یک حمایت باشد”.
حمیدرضا فروزان‌فر، نوه‌ خواهر علی خامنه‌ای حمیدرضا فروزان‌فر، نوه ‌خواهری علی خامنه‌ای

در یک بحث با مجتبی که حالت متشنجی پیدا کرد، وقتی یکی از اعضای خانواده من، به برخوردی که با مردم و طرفداران موسوی و کروبی در خیابان‌ها می‌کنند، اعتراض می‌کند، مجتبی عین این جمله را می‌گوید: «ما خیلی ملاطفت‌آمیز برخورد کردیم، باید آن‌ها را در خیابان می‌سوزاندیم».

شخصیت علی خامنه‌ای

• از خاطراتی که از اطرافیانم شنیده‌ام نقل می‌کنم: آقای خامنه‌ای در دوران کودکی و نوجوانی همیشه نفر دوم بوده است. پسری بوده که همیشه مورد عتاب قرار می‌گرفته است. شخصیتی آبزیرکاه، مرموز، بدجنس و کینه‌ای بوده است. بسیار انتقام‌جوست. به مسیر مبارزاتی او هم اگر نگاه بکنید، هیچ‌وقت آدم مهمی نبوده است. قبل از انقلاب، در طول دوران مبارزات هیچ اثر خاصی از آقای خامنه‌ای وجود ندارد. حتی اوایل انقلاب جزو نمایندگان شورای رهبری هم از طرف آقای خمینی انتخاب نمی‌شود.

• آقای خامنه‌ای در محافل خصوصی بسیار آدم لمپن‌مآب، کلفت‌گو و حتی گاهی اوقات در جمع‌های خیلی خصوصی و دوست‌های خیلی صمیمی خارج از فرم و قاعده عادی محاوره‌ای صحبت می‌کند. باز هم با واسطه نقل می‌کنم، وقتی برادرشان برای‌شان پیپ چاق می‌کنند، در آن محفلی که فقط چهار، پنج نفر حق حضور دارند، حتی شوخی جنسی هم انجام می‌شود.

“خامنه‌ای نه فرشته است و نه غول دست‌نیافتنی”

• من مشاهداتم را مطرح می‌کنم، تا در درجه اول از این خانواده اعلام برائت کنم. می‌خواهم این را هم بگویم، آن تصویر آسمانی و رؤیایی که از آقای خامنه‌ای ساخته‌اند واقعی نیست. می‌خواهم کمک کنم این آدم را واقعی‌تر ببینیم. اگرچه آقای خامنه‌ای باید مسئولیت همه کارهایش را به عهده بگیرد، ولی با بزرگ کردن زیادی آقای خامنه‌ای، غول نشان دادن و سیاه نشان دادن او، انگار که راه‌حل را دست‌نیافتنی می‌بینیم. انگار که فکر می‌کنیم این آدم همیشه زنده است، همیشه خواهد ماند و قرار است این سیستم همیشه ادامه پیدا بکند. درصورتی که در دو سر طیف، چه آن‌هایی که او را فرشته می‌دانند و چه آن‌هایی که او را غول فرض می‌کنند، اگر او را واقعی ببینند و هیمنه این آدم بشکند، راحت‌تر می‌توانند با این معضل بزرگ جامعه‌مان روبه‌رو شوند و آن را حل کنند.

No responses yet

May 08 2013

مجتبی خامنه ای، یار گرمابه و گلستان طائب و سعید امامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: بدون دسته بندی,سیاسی,ملای حیله‌گر

No responses yet

May 07 2013

دست گذاشتن نهادهای وابسته به خامنه ای بر نمایندگی «ب ام و»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سایت تلگراف می نویسد موسسات وابسته به آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نمايندگی فروش « بی ام و » در ايران را تصاحب کرده اند.

يک موسسه سرمايه گذاری وابسته به آيت الله خامنه ای رهبر ايران متهم شده است به اعمال فشار برای تصاحب بزرگترين شرکت فروش خودروهای آلمانی در ايران.

به نوشته این روزنامه بریتانیایی، رييس شرکت نوريانی که به مدت هشتاد سال امتياز معامله با شرکت های خودروسازی و صنايع چاپ آلمان را در انحصار خود داشته می گويد که تحت فشار نهادهای وابسته به دفتر آيت الله خامنه ای مجبور شده است که سهام خود در شرکتی را که بزرگترين توزيع کننده خودروهای آلمانی در ايران است به يک موسسه به اصطلاح خيريه که زير نظر دفتر رهبر ايران فعاليت می کند، واگذار کند.

تلگراف می افزاید علی نوريانی مديرعامل شرکت نوريانی در مصاحبه ای با وب سايت خبری « فارائو » گفته است: «آقايان از بنياد خيريه شاه عبدالعظيم به ديدن من آمده و پيشنهاد خريد سهام من در اين شرکت را مطرح کردند. از آنجاييکه من نيز علاقمند بودم که به بنيادهای خيريه کمک کنم پيشنهاد آنها را پذيرفتم. به مرور آنها اکثر مسئوليت های اين شرکت را در کنترل خود گرفتند و من مجبور شدم که بخش بيشتری از سهام خود را به آنها واگذار کنم.»

این سایت می نویسد از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی ايران شرکت نوريانی نهادهای ملی و سرمايه گذاری وابسته به حکومت و روحانيون ايران همواره برای تصاحب اين شرکت برنامه ريزی کرده اند.

تلگراف می نویسد آيت الله خامنه ای رهبر ايران همواره سعی کرده است وجهه ای از زندگی ساده و به دور از اموال دنيوی را به نمايش بگذارد ولی منتقدان وی می گويند که دفتر رهبری از صنايع و فعاليت های اقتصادی مهم ايران مثل صنايع نفت و تسليحات کميسيون خود را دريافت می کند. منتقدان می گويند که فرزندان آيت الله خامنه ای از اين طريق ثروت فراوانی را که بالغ بر ميلياردها دلار است، انباشته اند.

شرکت سرمايه گذاری ری يکی از شرکت های سرمايه گذاری است که توسط دفتر آيت الله خامنه ای هدايت می شود در حال حاضر و پس از تصاحب سهام شرکت « نوريانی » تنها شرکت عرضه کننده خودروهای « بی ام و» ساخت آلمان است.

علاوه بر اين در زمينه های تجاری و صنعتی ديگر مثل صنايع نفت و گاز، بيمه و حمل و نقل سرمايه گذاريهای گسترده ای دارد.

محمد ری شهری مديرعامل فعلی اين موسسه از وزرای امنيت سابق دولت ايران است و براساس اطلاعات مندرج در وب سايت اين موسسه، مستقيما توسط دستور آيت الله خامنه ای به اين مقام منصوب شده است.

يکی ديگر از اعضای هيئت مديره اين موسسه به نام محمد شريعتمداری از معتمدان و افراد نزديک به آيت الله خامنه ای و مشاور وی در زمينه سرمايه گذاريهای خارجی است.

تلگراف افزوده است يک سخنگوی شرکت آلمانی اتومبيل سازی «بی ام و» اعلام کرده که هيچ قرارداد رسمی برای واگذاری حق تجاری اين شرکت در ايران وجود ندارد. اين شرکت آلمانی در بيانيه خود گفت:« ما مناسبات خود را با اين موسسه ايرانی در سال ۲۰۰۹ خاتمه داده ايم ولی از اين موضوع با خبر هستيم که پس از آن تاريخ توسط موسسات وابسته به رهبر ايران تصاحب شده است.»

با اين همه اين شرکت يا موسسه وابسته به رهبر جمهوری اسلامی ايران از طريق خريد اتومبيل های «بی ام و» در کشورهای ثالث و انتقال آن به ايران فروش اين نوع اتومبيلها را در ايران ادامه می دهد.

No responses yet

May 06 2013

علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی: کسی نتوانسته و نخواهد توانست زمان انتخابات را به تعویق بیاندازد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای در واکنش به انتشار گزارش‌هایی مبنی بر احتمال برگزار نکردن انتخابات ریاست جمهوری از سوی دولت احمدی‌نژاد اعلام کرد: «کسی نتوانسته و نخواهد توانست زمان انتخابات را به تعویق بیاندازد.»

به گزارش خبرگزاری‌ها٬ آقای خامنه‌ای این مطلب را روز دوشنبه (۱۶ اردیبهشت) طی سخنانی در جمع مسئولان بزگزاری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری بیان کرده است.

در ماه‌های اخیر گزارش‌هایی از احتمال برگزار نکردن انتخابات از سوی احمدی‌نژاد در واکنش به رد صلاحیت احتمالی اسفندیار رحیم مشایی از سوی رسانه‌ها و فعالان سیاسی محافظه‌کار منتشر شده است.

این دسته از محافظه‌کاران همچنین گفته‌اند که رهبر جمهوری اسلامی در دوران محمد خاتمی نیز در مقابل خواست مجلس و دولت آن زمان برای تعویق برگزاری انتخابات مخالفت کرده بود.

مهمترین محور‌های این سخنرانی:

● خیلی‌ها در این سال‌ها خواستند انتخابات را کمرنگ‌کنند یا زمان آن را به تعویق بیاندازند اما تاکنون نتوانسته‌اند و بعد از این هم به توفیق الهی نخواهند توانست.

● دشمن تلاش می‌کند زحمت مردم را باطل کند همانند سال ۸۸ که کسانی را وادار کردند برخلاف قانون توقعاتی را مطرح کنند و براساس آن توقعات مردم را در مقابل نظام اسلامی قرار دهند.

● اگر افرادی که سال ۸۸ آن خسارت را به کشور وارد کردند تسلیم قانون بودند آن هزینه‌ها ایجاد نمی‌شد. حتی از شورای نگهبان خواستیم زمان رسیدگی را تمدید کند و آراء به هر تعداد معقولی که بخواهند بازشماری شود اما منطقی و معقول نبودند و زیر بار نرفتند.

● جمهوری اسلامی قوی است و خرابکاری‌ها و مزاحمت‌ها آن را از پا نمی‌اندازد. نظام در طول این سال‌ها با انواع سیاست‌ها و سیاستمداران روبرو بوده و با وجود همه زاویه‌ها پیش رفته است.

● رئیس‌جمهور باید هم مردمی، هم کاری، هم مقاوم، هم ارزشی، هم با تدبیر، هم پایبند به قوانین و مقررات باشد و هم درد مردم را احساس کند و طبقات مختلف مردم را ببیند.

No responses yet

May 06 2013

رفسنجانی: بدون موافقت رهبری آمدنم نتيجه معکوس خواهد داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: اکبر هاشمی رفسنجانی،‌ رييس مجمع تشخيص مصلحت،‌ در خصوص حضور در انتخابات رياست جمهوری گفته است که در حال ارزيابی شرايط است. وی همچنين در واکنش به در خواست ها برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری گفته است که حضورش در انتخابات بدون موافقت آيت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی نتيجه معکوس در پی خواهد داشت.

به گزارش خبرگزاری مهر در روز يکشنبه ۱۵ ارديبهشت، اکبرهاشمی رفسنجانی در ديدار جمعی از دانشجويان دانشگاه های تهران در محل مجمع تشخيص مصلحت نظام، با اشاره به اين که « برای آمدن به صحنه انتخابات رياست جمهوری در حال ارزيابی شرايط هستم» گفت: «من پيش از اين نيز در حال ارزيابی شرايط بودم و بايد ببينم اصلا نيازی هست که وارد عرصه شوم يا خير.»

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنين با تاکيد بر اينکه «پيش از اينکه بيايم بايد در اين مورد با رهبری صحبت کنم» تصریح کرده است: «من بدون موافقت ايشان وارد عرصه نخواهم شد چون اگر ايشان موافق نباشند نتيجه ای که به بار می آيد معکوس خواهد بود.»

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ادامه با اشاره به اين که «ما نمی خواهيم دعوا کنيم» اضافه کرده است:« اگر بخواهد شرايطی بوجود بياييد که بين من و رهبری حالت نزاع و اختلاف بوجود آيد همه ما ضرر خواهيم کرد.»

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنين به اظهارات گذشته خود درباره اينکه «اگر من بخواهم وارد عرصه شوم به اين معنا است که ما در اين ۳۰ سال نيرويی را برای انقلاب تربيت نکرده ايم» اشاره کرده و گفته است:« اين طور نيست که ما نيرويی را تربيت نکرده باشيم بلکه آنها را خانه نشين و بيکار کرده اند.»

طی ماههای اخير گروه های مختلف از اکبر هاشمی رفسنجانی خواسته اند تا نامزد انتخابات رياست جمهوری شود. وی تاکنون به طور رسمی اعلام نکرده است که در انتخابات رياست جمهوری شرکت خواهد کرد.

اين در حالی است که جعفر شجونی، عضو شورای مرکزی جامعه روحانيت مبارز، گفته است:« فتنه ۹۲ ادامه فتنه ۸۸ به پشتيبانی و سناريو نويسی هاشمی در جريان است و هاشمی بايد ردصلاحيت شود.»

در همین حال، محمد خامنه‌ای، برادر رهبر جمهوری اسلامی ایران، نیز روز گذشته با حمله به اکبر هاشمی رفسنجانی او را عامل اجرایی برنامه‌های آمریکا خوانده و نسبت به نامزدی احتمالی او در انتخابات ریاست جمهوری یازدهم هشدار داده بود.

محمد خامنه‌ای گفته بود که نظریه‌پردازان آمریکایی در راستای ضربه به جمهوری اسلامی و «اضمحلال» آن تلاش می‌کنند شخص مورد نظر خود را بر «سریر قدرت» بنشانند و این شخص هم کسی جز اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نیست.

«همه چيز را حواله به يک نفر می کنيد»

طبق اين گزارش اکبر هاشمی همچنين با اشاره به به دعوت دانشجويان حاضر در جلسه برای نامزدی وی در انتخابات رياست جمهوری گفته است: شما همه چيز را حواله به يک نفر می کنيد، حال اگر يک نفر فوت کرد چه بايد کرد؟»

رييس مجمع تشخيص مصلحت با اين حال بار ديگر تاکيد کرده است که اين حرف او « بدين معنا نيست که وارد عرصه» نخواهد شد.

اکبر هاشمی رفسنجانی اضافه کرده است:« خيلی از افراد ديگر هستند که اگر وارد ميدان شوند می توانند خيلی بهتر از ما نيز کار بکنند. بخصوص همين جوانها و خانم ها که در مسابقات علمی آقايان را پشت سر گذاشته اند.»

«به سمت انحطاط می رويم»

رييس مجمع تشخيص مصلحت در بخش ديگر از اظهارات خود تاکيد کرده است:«در اين ۸ سال به انقلاب، کشور، مردم و تاريخ کشور ظلم شده است.»

اکبر هاشمی رفسنجانی همچنين با اشاره به اين که « باز هم رای مردم حرف آخر را خواهد زد»،‌ افزوده است«: شرايط برای ما بد است ولی نبايد باعث ايجاد ياس شود بلکه می تواند موجب ايجاد هوشياری شود.»

وی با با تاکيد بر اينکه «دشمنان ما نياز به جنگ با ما ندارند» گفته است: «متاسفانه اکنون شرايطی بوجود آمده است که ما خود به طرف انحطاط می رويم .»

در حالی اکبر هاشمی رفسنجانی بر ضرورت موافقت رهبر ایران با حضور وی در انتخابات سخن گفته است که محمد خاتمی، رییس جمهوری پیشین ایران نیز روز گذشته بر همین نکته تاکید کرد.

محمد خاتمی گفته بود،‌ تغيير وضعيت کنونی ايران و بازگرداندن شرايط به «نقطه صفر» يعنی پيش از دوره رياست جمهوری محمود احمدی نژاد زمانی محقق خواهد شد که «تفاهمی در سطح بالا» در نظام جمهوری اسلامی شکل بگيرد.

محمد خاتمی تصریح کرده بود:«بدون اينکه رهبری بخواهند و بدون هماهنگی با ايشان مشکلات حل نخواهد شد.»

انتخابات رياست جمهوری ايران روز جمعه ۲۴ خرداد سال جاری برگزار و جانشين محمود احمدی نژاد مشخص خواهد شد.

No responses yet

May 02 2013

Iran source: President Ahmadinejad arrested Taken to secret location for 7 hours before released

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

WND: Iranian President Mahmoud Ahmadinejad was arrested and held for seven hours Monday and warned to keep his mouth shut about matters detrimental to the Islamic regime before he was released, according to a source within the Revolutionary Guard’s intelligence unit.

After his visit to Tehran’s 26th international book fair Monday, the source said the head of Ahmadinejad’s security team informed the Iranian president that he had been asked to appear at the supreme leader’s office for an urgent matter.

On the way to the meeting, contact between the security team within the president’s convoy was disconnected while three other cars joined the convoy, instructing the lead car to take a different direction. Ahmadinejad, instead of being taken to the supreme leader’s office, was taken to a secret location in one of the buildings belonging to the Foreign Ministry, which is under the control of the Revolutionary Guards’ intelligence unit.

As soon as Ahmadinejad exited the car, he and his security team were involved in an altercation with Guards’ members in which his team was disarmed and communications equipment confiscated. Ahmadinejad was then forced to enter an office belonging to Hossein Taeb, the head of the Guards’ intelligence, located underneath the building.

As this was happening, the source said, hundreds of other Guards’ members from the intelligence unit sought out Ahmadinejad’s associates throughout Tehran and questioned them on the existence of documents detrimental to the regime.

Ahmadinejad was questioned for hours in a meeting with Taeb; Asghar Hejazi, the head of intelligence at the supreme leader’s office; Mojtaba Khamenei, the supreme leader’s son; and Gholam Hossein Mohseni Ejei, the attorney general. He was warned to back down from his claims against regime officials and given an ultimatum. The source added that Ahmadinejad was released back to his security team at 11:45 p.m. Monday, Tehran time.

Earlier, the regime’s media outlet Baztab reported that with just days remaining for the registration of presidential candidates, Ahmadinejad warned associates that if his hand-picked candidate to succeed him, a close confidant and a top adviser, Esfandiar Rahim Mashaei, was rejected as a candidate, then he would reveal tapes that will show the regime defrauded the voters in the 2009 presidential election.

One tape reportedly quotes officials as telling Ahmadinejad in 2009 that they will announce his total winning tally as 24 million votes where the real number was 16 million. In the same tape, Ahmadinejad insisted that the officials not do that. The Baztab site was immediately taken down by the regime’s security forces and is still offline.

Millions of Iranians took to the streets after the 2009 election results were reported, calling Ahmadinejad’s 62 percent tally of voters a fraud and demanding a free election. Thousands were arrested, with many tortured and executed. Ahmadinejad’s opponents, Mir Hossein Moysavi and Mehdi Karoubi, have been under house arrest ever since.

Under the constitution of the Islamic Republic, the 12-member Guardian Council decides the eligibility of who can run for office in the country, and anyone with any history of opposing the regime is barred from participation. The council is made up of six Islamic faqihs (experts in Islamic law) appointed by the supreme leader and six jurists nominated by the head of the Judiciary (who is himself appointed by the supreme leader), and then approved by the parliament.

Ahmadinejad had previously warned that he would release documents not only on high-ranking Guards officers but also on leading members of parliament and the Justice Department that prove financial fraud.

The source added that it will be interesting to see if Ahmadinejad takes the warning or if he creates more problems with the regime, but one thing is sure: He could end up dead if he doesn’t.

The public relations office of the Iranian president subsequently issued a press release rejecting the existence of such a tape that points to fraud in the 2009 elections. In its release, it stated that publishing such news, by the regime’s media Baztab, is only with the intention of creating instability before the upcoming elections.

The UK DailyMail reporting on this WND story added that U.S. and British diplomats in the area are said to be aware of the reports and are viewing them “with interest.”

“It is potentially of considerable significance given the on-going internal political struggles as the election approaches,” one diplomatic source said.

No responses yet

Apr 28 2013

هشدار آیت‌الله خامنه‌ای به دولت پیرامون برگزاری انتخابات در زمان مقرر

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: آیت الله علی خامنه ای امروز ضمن طی سخنرانی خود در جمع کارگران ضمن برشمردن برخی از مشخصاتی که رییس جمهور آتی ایران باید دارا باشد بر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ایران در زمان مقرر تاکید کرد. به گفته برخی از تحلیلگران این اظهارات رهبر جمهوری اسلامی ایران، هشداری به دولت محمود احمدی نژاد بر برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در هر شرایطی در تاریخ مقرر است.

رهبر جمهوری اسلامی که صبح امروز در دیدار جمعی از کارگران ایران درباره انتخابات ریاست جمهوری پیش رو در این کشور سخن می گفت، اظهار داشت: «اعتراضاتی که در گوشه و کنار می‌شود، واقعا بیجاست. »

همچنین در حالی که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در ایران، بسیاری نسبت به رد صلاحیت اسفندیار رحیم مشایی نامزد دولت و همچنین نامزدهای اصلاح طلبان ابراز تردید می کنند، آیت الله خامنه ای از شورای نگهبان دفاع کرد و گفت: «تشخیص شورای نگهبان، تشخیص انسانهای عادل و بصیر نسبت به صلاحیت‌هاست. »

رهبر جمهوری اسلامی همچنین تاکید کرد: «انتخابات در وقت مقرر انجام خواهد گرفت.»

این اظهارات آیت الله خامنه ای در حالی است که احتمال آن می رود در صورت رد صلاحیت نامزد دولت از سوی شورای نگهبان، محمود احمدی نژاد نسبت به برگزاری انتخابات تعلل کند.

چندی پیش حسین مظفر معاون نظارت رئیس مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه قانون انتخابات تا کنون توسط وزارت کشور اجرایی نشده است گفت: دولت بازی خطرناکی را انجام می دهد و این رفتار زمینه ساز ایجاد فتنه قبل از برگزاری انتخابات است.

اظهارات این مقام جمهوری اسلامی با تحلیل برخی از تحلیلگران مسایل سیاسی ایران مواجه شد که عنوان کردند، محمود احمدی نژاد در نظر دارد تا آغاز پروسه برگزاری انتخابات را مشروط به تایید صلاحیت نامزد مورد نظر خود کند.

مهدی تاجیک روزنامه نگار ساکن ترکیه در این رابطه به بخش فارسی رادیو بین المللی فرانسه گفت:« از ماه های گذشته این بحث در محافل سیاسی ایران طرح بوده است که اگر صلاحیت آقای مشایی توسط شورای نگهبان تایید نشود آقای احمدی نژاد به عنوان رییس قوه مجریه از برگزاری انتخابات امتناع خواهد کرد و از طرفی آقای مظفر به این نکته اشاره کرده و گفته است که دولت وارد بازی خطرناکی شده است چرا که هیات اجرایی برگزاری انتخابات باید سال گذشته تشکیل میشده است اما دولت در این زمینه تاخیر کرده است و هنوز هم مشخص نیست این هیات چه زمانی تشکیل خواهد شد.»

این روزنامه نگار همچنین ادامه داد:« به نظر میرسد این پیام، یک هشدار به دولت بوده است. سخنان آقای خامنه ای هشداری بوده که تحت هر شرایطی حتی اگر دولت احمدی نژاد هم نخواهد به علت رد صلاحیت کاندیدای مد نظر خود، انتخابات را در موعد مقرر برگزار کند، با استفاده از مکانیزم هایی که احتمالا در نظر گرفته شده است انتخابات برگزار خواهد شد این را میتوان در میان سخنان مسولان سپاه نیز یافت که بااعتماد به نفس اظهار میکنند اگر دولت هم انتخابات را برگزار نکند، این انتخابات در زمان مقرر برگزار خواهد شد. این سخنان آقای خامنه ای پیامی جدی بوده است که دولت وارد این بازی خطرناک نشود.»

آقای مهدی تاجیک، از دیگر نکات مهمی که در میان سخنان آیت الله خامنه ای بود، به عدم رضات وی از تعدد نامزدهای انتخابات آینده اشاره کرد و گفت:« به نظر میرسد مخاطب سخنان امروز آقای خامنه ای، مجموعه منتصب به اصولگرایان است.

ترجیح ایشان این است که افراد کمتری خود را معرفی میکردند چرا که تعدد نامزدها، نشان دهنده تشطط در طیف حامی حکومت است.»
گفتگو با مهدی تاجیک-روزنامه نگار
گوش کنید (07:42)

No responses yet

Apr 27 2013

احمدی‌نژاد در جنگ با اژدها، با داشتن یک تیر در ترکش

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفرانسه: پیروزی در نبرد انتخاباتی خردادماه تنها شانس احمدی‌نژاد برای پرهیز از سقوط، و تحمل هزینه‌های سنگین، جنگی است که علیه اژدهای حاکمیت آغاز کرده است. نداشتن برنامه راهبردی برای هدایت جنگ و داشتن تنها یک تیر در ترکش، سرنوشت این رویارویی نابرابر را از پیش رقم زده است.

قانون طلائی آغاز هر جنگ داشتن اطمینان خاطر به نتیجه و امید رسیدن به پیروزی در آن است. احمدی‌نژاد بعد از تحمل چند عقب‌نشینی سیاسی در برابر مجلس، قوه قضائیه و رهبر نظام، بدون داشتن شانس پیروزی، انتخابات رییس جمهوری را به صحنه نبرد تازه ای علیه حاکمیت تبدیل کرده است.

رییس زخم‌خورده دولت می‌توانست ماه‌های باقی‌مانده و غیرفعال سیاسی خود را در سکوت سر کرده و به انتظار تشکیل دولت بعدی و تکرار تجربه‌یی بنشیند که پس از رسیدن به قدرت، خود علیه اصلاح‌طلبان شکست خورده تحمیل کرده بود. گروهی از عوامل دولت خاتمی و متهمان به اصلاح‌طلبی، همراه با سبزهای معترض، که همچنان عبور از حاکمیت “ولایت مطلقه فقیه” و جمهوری اسلامی را نفی می‌کنند، نزدیک به چهار سال پس از شکست، هنوز در زندان‌های سیاسی نظام بسر می‌برند. احمدی‌نژاد و عوامل دولت او تافته‌ای جدا بافته از اصلاح‌طلبان و سبزها نیستند و بی‌تردید در صورت شکست، سرنوشت مشابهی را تجربه خواهند کرد.

فرزندان اژدها

اژدهای چندسر حاکمیت از ابتدای حیات به خوردن فرزندان خود مشغول بوده و تا زمانی که قادر به حفظ ماهیت و دمیدن آتش است، آشنایان و غریبه‌های ایستاده در راه را خواهد سوخت. از صادق قطب‌زاده که به حمایت خارجی دلگرم بود تا منتظری که او را “امید امت و امام می خواندند”، پس از قرار گرفتن در راه اژدها، با دادن خون و یا تحمل خفت و خواری طعمه شدند. هاشمی رفسنجانی تازه‌ترین دانه‌درشت نظام است که در راه اژدها قرار گرفته و هزینه‌های آن را با از دست دادن ریاست مجلس خبرگان، حتک احترام و به بند کشیدن فرزندانش فائزه و مهدی، پرداخته است.

محمد خاتمی از معدود عوامل حاکمیت اسلامی ایران است که محدودۀ عمل و تاریخ مصرف خود را تا این لحظه درست تشخیص داده و از قرار گرفتن در راه اژدها پرهیز کرده است.
طی تازه‌ترین واکنش به درخواست طرفداران خام خود برای قرار گرفتن در راه اژدها، خاتمی روز پنجشنبه گفت: “من می‌ترسم! من می‌ترسم که کدورت‌ها بیشتر شود (اژدها خشمگین شود) و رویارویی‌ها افزون گردد و امیدها باردیگر به یاس مبدل شود”.

دو روز پیش از اظهارنظر بی‌پردۀ رییس جمهور سابق در مورد هزینه‌های قرار گرفتن در راه اژدها، حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنه‌ای در کیهان و یکی از سخنگویان مورد وثوق نظام با انگیزه تحریک احمدی نژاد گفت: “ما رییس‌جمهور ترسو نمی‌خواهیم”… در همان روز حسن فیروزآبادی رییس ستاد نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و یکی از سخنگویان نظامی اژدها، احمدی نژاد را به “مشوش کردن افکار عمومی” متهم ساخت. مطابق قانون نظام ولایت فقیه در صورت محکومیت متهم، جریمۀ این خطا دو سال زندان کشیدن است.

بی شک پس از شکستن حرمت به بند کشیدن “رییس جمهور سابق” به اتهام “تشویش افکار”، سرازیر ساختن اتهام‌های دیگر علیه او آسان تر خواهد شد. اتهام‌های بزرگ مالی که پرونده موسوم به خیابان فاطمی یکی از آنها است، ده سال تصدی اجرایی وی از زمان شهرداری تهران و مفقود شدن میلیاردها تومان دارایی‌های آن، تا “سوءاستفاده از بیت المال برای پرداخت هزینه‌های انتخاباتی” و تعداد بی‌شماری از وام‌های کلان برای براه انداختن “بنگاههای زود بازده” را در بر می‌گیرند.

محمدرضا رحیمی معاون اول کنونی رییس‌جمهور تنها به دلیل حمایت مستقیم احمدی‌نژاد از رفتن به زندان به اتهام سوءاستفاده مادی مصون مانده است. اتهام دیگر او (مشابه علی کردان وزیر کشور گذشته که استیضاح شد) سوءاستفاده از مدرک تحصیلی جلعی در اشتغال دولتی است.

اتهام‌های احتمالی وارده علیه مشائی می‌توانند بسیار سنگین‌تر از رحیمی باشد و از تردید در اصل “ولایت” تا فرقه‌گرایی و الحاد را شامل شوند. احمدی‌نژاد که زمانی اصلاح‌طلبان و سبزها را طعمۀ اژدها ساخته، بیش از هرکس به سرنوشت محتوم خود در صورت شکست طی آخرین نبرد علیه اژدها واقف است.

یک تیر در ترکش

در نبرد انتخاباتی خردادماه، احمدی‌نژاد عمدتا به پشتیبانی مخالفان نظام متکی است. عامل دیگری که رییس بحران‌زدۀ دولت به روی آن حساب گشوده، سرگیجه اژدها و مشغول شدن سرها با یکدیگرند. علی خامنه‌ای که بزرگ‌ترین سر اژدها است به ظاهر ساکت نشسته و در کمین است. سپاه هنوز نیروهای خود را به میدان نکشیده. مجلس در این مرحله، از ایفای نقش تعیین‌کننده محروم است. در صف اصول‌گرایان هماهنگی لازم دیده نمی‌شود و تکلیف نامزد اصلی آنها در رقابت مقدماتی با خودی‌ها هنوز روشن نیست.

احمدی‌نژاد در یک ارزیابی گذرا از وضعیت خود و اژدها به این نتیجه رسیده که می‌تواند مخالفان نظام را با بالا بردن پرچم ملی‌گرایی متمرکز ساخته و با هیاهوی آنها اژدها را بترساند.

طی شانزده سال گذشته تکلیف انتخابات (تا آنجا که به شمارش آراء مردم مربوط بوده) بر اساس “چه نمی خواهیم” آنها رقم خورده است. در سال ١٣٧٦ محمد خاتمی که برجسته‌ترین سابقۀ کاری او وزارت ارشاد بود، در رقابت با نامزد موردعلاقه نظام (ناطق نوری) به پیروزی رسید. تجدید انتخاب او نیز ناگزیر شد اگرچه اژدها حضور دوباره وی را در رأس دولت، مخالف مصالح خود می‌دید. خاتمی حتی پس از استیضاح و به بند کشیدن عبدالله نوری وزیر کشور خود نیز کینۀ اژدها را به دل نگرفت و هرگز خار راه او نشد.

در سال ١٣٨٠ شمار بزرگی از مردم، شکست دادن هاشمی را دهن‌کجی به شاه‌مهرۀ نظام می‌دیدند و از این نگاه، “چه نمی‌خواهیم” مردم بر “چه می‌خواهیم” آنها پیروز شد و احمدی‌نژاد که مانند خاتمی تا چهار هفته پیش از روز اخذ رای مهرۀ قابلی نبود، دست خود را در برابر هاشمی بالارفته دید.

در انتخابات خرداد ماه آینده نیز احمدی‌نژاد با استفاده از تجربه‌های گذشته، بر روی “چه نمی‌خواهیم” و میل مردم به شکست دادن نامزد موردعلاقۀ نظام حساب باز کرده است.
در جمع یاران معدود احمدی‌نژاد تنها اسفندیار رحیم‌مشائی و مجتبی هاشمی ثمره، که مشاور ارشد رییس دولت و پیرو محمدتقی مصباح یزدی است، به پیروزی در برابر نامزد مورد اعتماد نظام قادراند. ثمره که انتخابات دور دوم احمدی‌نژاد را مدیریت کرده، هشیارتر از آن است که در این کارزار خطر کند. از این لحاظ تنها تیر ترکش احمدی‌نژاد در نبرد انتخاباتی خرداد ماه با اژدها اسفندیار رحیم‌مشائی است.

مسئولیت تدارک و مدیریت صحنۀ نبرد را احمدی‌نژاد در مقام رییس دولت و برگزارکنندۀ انتخابات بر عهده خواهد داشت. اجرای قوانین نبرد را از ابتدا تا انتها و از مرحله رد و یا تائید صلاحیت تا تائید برندۀ نبرد، شورای نگهبان برعهده دارد که یار اژدها است. در این مرحله از نبرد نابرابر با اژدها، حتی امکان کشیدن تک‌تیر احمدی‌نژاد از ترکش نیز همچنان در ابهام است چه رسد به داشتن فرصت پرتاب و نشاندن بر قلب اژدها. براستی در تشخیص بلاهت و شجاعت، فاصلۀ قابل‌رویت باریک‌تر از موست!

No responses yet

Apr 26 2013

خامنه‌ای روزهای سختی را می‌گذراند…

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

روز: علی خامنه‌ای روزهای سختی را می‌گذراند. او که در طول “ولایت” 24 ساله‌اش در هنر مردم‌داری، دوست‌یابی و دوست‌نگهداری نبوغ بی‌نظیری از خود به نمایش گذاشته امروز بیش از هر زمانی تنها شده است. او نه فقط همه یاران قدیم خود را (به شمول اکبر هاشمی رفسنجانی که او را به ولایت رساند) از دست داده است، بلکه از سرکشی‌ها و تمردهای آخرین نوچه دست آموز و مورد اعتماد خود که امروز ظاهرا به بلوغ رسیده و داعیه استقلال دارد نیز سخت در عذاب است. از همه مهمتر این که او باید در متن سخت‌ترین بحران‌های سیاسی و اقتصادی تاریخ جمهوری اسلامی، «انتخابات» دیگری را در چند هفته آینده مهندسی کند تا فردی از حلقه مطیعان خود را از صندوق به در آورد و بر ریاست قوه مجریه خود بنشاند؛ و در سازمان‌دهی این امر باید چالش‌های سختی را که از دو سو (اصلاح‌طلبان و احمدی‌نژادی‌ها) متوجه او شده پاسخ دهد و در عین حال راهی برای “پرشور” کردن این انتخابات بیابد.

شرایط سیاسی و اقتصادی و دیپلماتیک ایران جمهوری اسلامی هیچگاه چنین سخت و بحرانی نبوده است، و علی خامنه‌ای هیچگاه در برابر چالش‌هایی از قبیل آن چه که امروز در برابر او قد علم کرده‌اند قرار نگرفته است. بحران‌های اقتصادی ناشی از سوء سیاست دولت برگزیده او و تحریم‌های بین‌المللی برخاسته از سیاست خارجی و هسته‌ای که او شخصا هدایت کرده است اکنون آثار فاجعه‌بار خود را به سرعت بر کشور و جامعه و مردم ما تحمیل می‌کند. گرانی سرسام‌آور و تورم مهار گسیخته بخش عظیمی از مردم کشور را دچار کمبود غذا و دارو کرده است. سیاست نفت در برابر غذا و دارو، کشور ما را به عراق دو دهه پیش باز گردانده که در نهایت به جنگ کشید و سدها هزار نفر را به کشتن داد. در مورد ایران، اما، سیاست خارجی و هسته‌ای علی خامنه‌ای خطر جنگ را بسیار نزدیک‌تر کرده است.

خامنه‌ای که در عین ادعاهای کبریایی‌اش همواره به خود اجازه داده است در هر مسئله سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور، از تدریس موسیقی و علوم انسانی و هنر و سینما گرفته تا رشد جمعیت و زاد و ولد و بگیر و ببندها و حبس و قتل معترضان و کارهای ریز و درشت سه قوه قضاییه و مقننه و مجریه کشور دخالت کند، طبعا نمی‌تواند در مقوله انتخابات بی‌طرف بماند. در مورد انتخابات ریاست جمهوری به خصوص او همه تلاش خود را به کار برده است تا هیچ کس دیگری جز فرد مورد نظر او از صندوق سر بر نیاورد. یک بار در خرداد 76 نقشه او ظاهرا به هم خورد، ولی بعد به همین دلیل ترتیبی داد که دیگر این “اشتباه” تکرار نشود. او بیش از هر مقام دیگر حکومتی از برآمدن احمدی‌نژاد احساس رضایت می‌کرد و نتوانست این احساس را از دیگران پنهان نگاه دارد. او آن قدر از سیاست و کارنامه احمدی‌نژاد در دور اول راضی بود که در دور بعدی انتخابات در سال ۸۸ حاضر شد بیشترین هزینه سیاسی و اجتماعی را، از جمله به زندان و خاک و خون کشیدن و شکنجه و جرح سد‌ها معترض و قتل و اعدام بسیاری از آنان، بپردازد تا او را مجددا به صندلی صدارت بنشاند – چرا که به گفته خود او، حتا در مقایسه با هاشمی رفسنجانی نظرات احمدی‌نژاد “به نظرات من نزدیک‌تر” بوده است.

از سوی دیگر، دوران رهبری خامنه‌ای با روند پیوسته حذف مخالفان و رقیبان و ریزش هواداران نظام پیش رفته است. این ریزش در انتخابات سال ۸۸ به اوج خود رسید و اصلاح‌طلبان که وفاداری خود به نظام را بارها نشان داده بودند نه فقط از قدرت حذف شدند و بلکه زیر سرکوب شدید نیز قرار گرفتند. خامنه‌ای اکنون حکومت را “یک دست” کرده بود و جناح “اصولگرا” که خود را در اطاعت بدون چون و چرا از از رهبری تعریف می‌کرد همه ارکان حکومت را در دست داشت. دوران “طلایی” حکومت خامنه‌ای شروع شده بود و او می‌توانست بدون دغدغه سیاست داخلی و خارجی کشور را دیکته کند و مطیعان اصولگرا به اجرای آن کمر ببندند. دغدغه بازگشت جناح اصلاح‌طلب به حکومت کاملا از بین رفته بود، و پس از این قدرت در بین اصولگرایان می‌چرخید. رؤیای حکومت بلامنازع ولی فقیه مسلمین به تحقق پیوسته بود و ولی فقیه فرو رفته در توهمات خود در شرایطی که تحریم‌های بین‌المللی و خطرجنگ مردم کشور را در فقر و بیم فرو برده بود با جرأت اعلام می‌کرد که “کشور در هیچ زمانی مانند امروز در اوج قدرت نبوده است”.

این رؤیا اما طولی نکشید. از یک سو تحریم‌های کمرشکن بین‌المللی روز به روز با شدت بیشتری زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌داد، و از سوی دیگر رییس جمهور برگزیده ولی فقیه نغمه‌های جدید سر داده بود و در برابر ولی فقیه به نافرمانی برخاست. در آغاز، خامنه‌ای این تمردهای احمدی‌نژاد را در برابر اطاعت‌های پیشین او نادیده گرفت، ولی احمدی‌نژاد که پایان دوره خود را نزدیک می‌دید و در اندیشه “باقی ماندن” در قدرت به سر می‌برد از مخالفت با خامنه‌ای به عنوان وسیله‌ای برای کسب محبوبیت استفاده کرد و به تجلیل از موقعیت رییس جمهور به عنوان منتخب مستقیم مردم و تحقیر موقعیت ولی فقیه پرداخت. علاوه بر این، او گروهی هم‌نظر را حول خود جمع آورده بود و به رغم مخالفت صریح خامنه‌ای با آنان او حاضر نشده بود که آنان را ترک کند. به عکس، او اسفندیار رحیم مشایی را که از سوی خامنه‌ای طرد شده بود و اطرافیان خامنه‌ای او را رییس “جریان انحرافی” لقب داده بودند ارج داد و بر صدر نشاند و در مدح او سخن‌ها گفت و عالی‌ترین نشان کشور را به او داد.

احمدی‌نژاد از این موضع‌گیری‌های ضد ولی فقیه و تخطئه و تهدید و “افشاگری” در مورد نزدیکان علی خامنه‌ای ظاهرا دو هدف عمده را دنبال می‌کرد. اول این که در بین مردم محبوبیت پیدا کند و برای نامزد مطلوب خود در انتخابات رأی جمع‌آوری کند (مخالفت با خامنه‌ای رأی می‌آورد). دوم، اذهان مردم را از مسئولیت خود در قبال بحران‌های فاجعه‌بار و سوء سیاست اقتصادی دولت و تحریم‌های بین‌المللی منحرف کند و باند خامنه‌ای را مسئول آن‌ها بشناسد (“نگذاشتند چنین و چنان کنیم”). به این ترتیب، هرچه زمان گذشت و هر چه که به انتخابات نزدیک‌تر شدیم (و هر چه که بحران‌های سیاسی و اقتصادی شدیدتر و کمرشکن‌تر شد) لحن احمدی‌نژاد علیه خامنه‌ای و اطرافیان او تندتر شده است و اکنون کمتر روزی است که حرف تندی علیه آنان (و ظاهرا در حمایت از “حق مردم”) از او شنیده نشود. او به رغم این که خامنه‌ای چنین اظهاراتی را خیانت و مخالف شرع و قانون و اخلاق دانسته است به آن ادامه می‌دهد و از آن فروگذار نیست.

اظهارات اخیر او در خوزستان واکنش تند اطرافیان خامنه‌ای و از جمله حسین شریعتمداری (در کیهان) و فیروزآبادی رییس کل نیروهای مسلح را به دنبال آورده است. بسیاری در اندیشه استیضاح و عزل او از طریق مجلسند (که با یک اشاره خامنه‌ای عملی است). ولی خامنه‌ای در مخمصه عجیبی گرفتار شده و هنوز حاضر نشده است که هزینه سنگین این کار را بپردازد. او با عزل احمدی‌نژاد در واقع خطای بزرگ و “بی بصیرتی” خود را در دفاع بی چون و چرا از او در گذشته عملا نشان خواهد داد. و چنین کاری در فاصله چند هفته به انتخابات جدید و پایان دوره احمدی‌نژاد بحران جدیدی برای او ایجاد خواهد کرد. او تصور می‌کرد که دوره دوم احمدی‌نژاد با صلح و صفا و خوشی به پایان می‌رسد و نام‌برده که از چنین حمایت بی‌دریغ و پر هزینه او برخوردار شده بود برای همیشه سپاسگزار و قدردان باقی خواهد ماند. به طور قطع، او هیچگاه نمی‌توانست تصور کند که این رییس جمهور برگزیده او چنین “نمک ناشناس” از کار درآید و این قدر برای او درد سر بیافریند.

خامنه‌ای اکنون در سخت‌ترین و بدترین موقعیت سیاسی خود قرار گرفته است. انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و او نه با دو جناح و بلکه سه جناح روبرو است. اصولگرایان اطراف او که فکر کرده‌اند رقیبی از دو جناح دیگر ندارند تا کنون بیست نامزد داده‌اند. احمدی‌نژاد می‌خواهد از «حلقه انحرافی» نامزد بدهد (ظاهرا رحیم مشایی) و او را وارد صحنه انتخابات بکند. اصلاح‌طلبان هم می‌خواهند از موضع ضعف خامنه‌ای بهره بگیرند و به نحوی به این صحنه وارد شوند. این دو جناح تاکتیک‌های مختلفی را پیش گرفته‌اند. احمدی‌نژاد روش شانتاژ را برگزیده است (“افشا می‌کنم”) و اصلاح‌طلبان راه استمالت را. پذیرش هر یک از این دو هزینه‌های سنگینی، از جمله برای اعتبار و “بصیرت” او، به همراه خواهد آورد و ممکن است کنترل انتخابات را نیز از دست او و عواملش بیرون بیاورد. رد هر دو آن‌ها (و به خصوص نامزد احمدی‌نژاد) هم بدون خطر نیست و عواقب نامعلوم و سنگینی می‌تواند داشته باشد. یک انتخابات محدود به اصولگرایان بله قربان گو هم به سختی می‌تواند “پرشور” بشود. او باید به سرعت در باره این مسایل تصمیم بگیرد – و در ضمن آن شاهد تبلور خشم و نارضایتی مردم فقرزده و بی‌دارو و نگران از حمله خارجی باشد که به تدریج متوجه شخص او می‌شود و مردم او را بیش از هر زمان دیگر مسئول بحران‌های داخلی و بین‌المللی کشور می‌شناسند.

علی خامنه‌ای روزهای به شدت سختی را می‌گذراند…

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .