اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسلام و مسلمین'

Feb 13 2014

موضوع داغ و جهانی توییتر: مرزبانان اسیر ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: ربوده شدن ۵ مرزبان ایرانی به یکی از ۱۰ موضوع داغ توییتر تبدیل شد. از کاربران ایرانی گرفته تا سیاستمداران غربی با پیام‌هایی در توییتر به اقدام “جیش‌العدل” اعتراض کردند. در فیس‌بوک هم این بحث در جریان است.

پس از مدت‌ها دوباره یک موضوع مرتبط با ایران در شبکه اجتماعی توییتر در سطح جهانی جلب توجه کرد. موضوع ربوده شدن ۵ مرزبان ایرانی در منطقه جکیگور استان سیستان و بلوچستان روز دوشنبه ۲۱ بهمن یکی از ۱۰ موضوع داغ شبکه توییر بود و به عبارتی دیگر ترند (Trend) شد.

گروه “جیش‌العدل” ۵ مرزبان ایرانی را پنج‌شنبه ۱۸ بهمن ربود و آن‌ها را به داخل پاکستان برد. این گروه با انتشار تصاویری از ۵ سرباز اسیر در توییتر اعلام کرد که آن‌ها مرزبان‌های ربوده شده ایرانی هستند.

پس از این که گروه “جیش‌العدل” مسئولیت ربودن پنج مرزبان ایرانی را بر عهده گرفت، روز یکشنبه ۲۰ بهمن کمپینی در شبکه اجتماعی توییتر در اعتراض به این اقدام به راه افتاد. کاربران توییتر با استفاده از هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» (FreeIranianSoldiers#) به این گروگان‌گیری اعتراض کرده و خواهان آزادی این پنج مرزبان شدند.

برخی با آوردن نام کاربری “جیش‌العدل” در توییت‌های خود و به عبارتی با “تگ کردن” این گروه صدای اعتراض خود را حداقل در توییتر به گوش “جیش‌العدل” رساندند. گرچه کاربران بسیاری با اطلاع‌رسانی به توییتر درباره ماهیت این گروه در نهایت باعث بسته شدن حساب کاربری “جیش‌العدل” شدند. گذشته از این هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» (FreeIranianSoldiers#) در ۲۴ ساعت اول به یکی از ۱۰ موضوع داغ توییتر تبدیل شد.
مرزبانان ایران در نواحی مرز پاکستان

مرزبانان ایران در نواحی مرز پاکستان

از سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا تا نماینده پارلمان ارو‌پا

نه تنها کاربران ایرانی بلکه بسیاری از دیگر کاربران توییتر نیز با انتشار عکس مرزبانان ایرانی و توییت‌هایی به زبان انگلیسی در این کمپین اعتراضی شرکت کرده‌اند. در این میان حمایت چهره‌های شناخته شده‌تر توجه بین‌المللی بیشتری را نیز به سرنوشت مرزبانان ایرانی جلب کرده است.

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا الن ایر که در گذشته نیز به دلیل تسلط بر زبان فارسی مورد توجه ایرانیان قرار گرفته، روز دوشنبه ۲۱ بهمن در فیس‌بوک و توییتر نوشت: «ربوده شدن پنج تن از مرزبانان ایرانی در مرز این کشور عملی غیر قابل توجیه است. چنین اعمال غیر اخلاقی را هر کجای دنیا که رخ دهد محکوم می کنیم‌ و امیدواریم این مرزبانان ایرانی هر چه زودتر به وطنشان و خانواده شان برگردانده شوند.»

توماس اردبرینک خبرنگار روزنامه “نیویورک تایمز” که یکی از معدود خبرنگاران غربی ساکن تهران است، روز یکشنبه ۲۱ بهمن خبر آغاز کمپین توییتری برای آزادی مرزبانان ایرانی و عکس آن‌ها را توییت کرد. پس از آن مارییته شاکه یکی از نمایندگان هلند در پارلمان اروپا و عضو حزب “دموکرات‌های ۶۶” هم به جمع معترضان توییتری پیوست.

بحث‌های فیس‌بوکی

کمپین برای آزادی مرزبانان به فیس‌بوک هم گسترش یافت. بسیاری از کاربران با انتشار عکس مرزبانان اسیر با هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» (FreeIranianSoldiers#) به این موضوع ‌پرداخته‌اند. برخی نیز تصاویری را منتشر کرده‌اند که جمله «در بازی شطرنج هم زدن سرباز افتخاری ندارد» روی آن نقش بسته است.

گرچه یکی از ۵ مرزبان درجه‌دار و بقیه سرباز بوده‌اند، اما اکثر کاربران بر “سرباز صفر” و “سرباز وظیفه” بودن آن‌ها تاکید کرده‌اند و به همین دلیل ربودن آن‌ها را بی‌عدالتی بزرگی می‌دانند. برخی کاربران با سربازان ربوده شده همدردی کرده و آن‌ها را “مظلوم” و “بی‌گناه” خوانده‌اند. بسیاری نیز با اشاره به این نکته که “آن‌ها اگر پارتی داشتند به منطقه مرزی فرستاده نمی‌شدند” با ناامیدی از احتمال نجات این سربازان سخن می‌گفتند.

در این میان بحث‌های جدی‌تری هم در فیس‌بوک شروع شده است. شادی صدر، وکیل و فعال حقوق بشر در نوشته‌ای کوتاه به ابعاد دیگر این گروگان‌گیری پرداخته است: «سربازی که به “اجباری” رفته، نه “مزدور رژیم” است و نه “مرزبان”. گروگان گرفتن سرباز وظیفه همانقدر شرم آور است که به کار گرفتن بی جیره و مواجب او در پُستی که باید نظامی حرفه ای برای آن استخدام کرد.»

کاوه قریشی، روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر در صفحه فیس‌بوک خود از بی‌توجهی و تبعیض نسبت به اقلیت‌های قومی انتقاد کرده است: «نمی‌خواهند از محرومیت بلوچ‌ها چیزی بدانند، به آنان مربوط نیست، کسی از استبداد دولتی، توسعه‌نیافتگی، محرومیت زبانی،‌ دینی، فرهنگی، همسان‌سازی و از حذف ساختاری بلوچ‌ها دم نمی‌زند. هیچ کس خود را ملزم به دفاع از کرامت انسان‌های بلوچ در برابر تحقیر دولتی و مردمی نمی‌داند.»

همچنین آرش بهمنی، روزنامه‌نگار در نوشته‌ای که در فیس‌بوک منتشر کرد از به کار بردن عباراتی چون “سرباز بی‌گناه” انتقاد کرد: «این‌قدر رو عبارت‌هایی نظیر “سرباز صفر بی‌گناه” که “برای دفاع از آب و خاک” به سیستان رفته بودند٬ تاکید نکنید. از استادیوم بگیر تا اداره آگاهی٬ از تظاهرات خیابانی تا زندان٬ از بازداشت‌گاه تا ایست‌های بازرسی٬ همین “سرباز صفرهای بی‌گناه” دمار از روزگار مردم درآوردند.»

این نوشته‌ها و نقدها البته با پاسخ کاربران دیگر فیس‌بوک در تایید یا نفی این نظرات همراه بوده است و راه را برای گفت‌وگو، تحلیل و بحث‌های بیشتر باز کرده است. به عنوان مثال کاربری در جواب آرش بهمنی نوشته است: «امیدوارم سربازی رفته باشی در ایران و بدانی که اجبار وحشتناکی به نیروهای وظیفه تحمیل می‌شه. این که این افراد هیچ نقش و تقصیری در مشکلات مردم حاشیه نشین نداشتن و ندارن و خودشون هم با هزار مشکل دست و پنجه نرم می کنند رو امیدوارم که بدانی. خیلی از این سربازهای واقعا بی گناه از همین مردم حاشیه نشین هستند.»

گرچه هشتگ «سربازان ایرانی را آزاد کنید» و همدردی در فیس‌بوک و توییتر برای نجات جان سربازان ایرانی کافی نیست ولی شاید بحث‌ در فضای مجازی نگاه‌‌ها را به سوی ریشه مشکلاتی بکشاند که در نهایت به خشونت می‌انجامند.

No responses yet

Feb 01 2014

احمد علم‌الهدی٬ امام جمعه مشهد: ریشه دین در جامعه ایران زده شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: احمد علم‌الهدی٬ امام جمعه مشهد با انتقاد از برگزاری جشنواره‌های فیلم و موسیقی در «دهه فجر» گفته ریشه دین در جامعه ایران زده شده است.

به گزارش ایسنا٬ آقای علم‌الهدی در خطبه‌های نماز جمعه مشهد از فیلم و موسیقی به عنوان دو عامل قطع ریشه‌های «فرهنگ» و «دین» در ایران نام برده است

این روحانی محافظه‌کار افزود که «دهه فجر را نباید با جشنواره موسیقی و فیلم به نسل جوان معرفی کرد» و به جای این برنامه‌ها باید جشنواره قرآنی در سراسر کشور برگزار کرد.

وی همچنین افزوده جامعه کنونی ایرانی از نظر فرهنگ {اسلامی} بد‌تر از اوایل انقلاب سال ۱۳۵۷ شده و ماهواره‌ها بنیاد خانواده را به «آتش» کشیده‌اند.

علم‌الهدی اظهار کرده جوانان و نوجوانان معتقدند فیلم‌های ایرانی «کیفیت» ندارد و به همین خاطر برنامه‌های ماهواره را تماشا می‌کنند.

امام جمعه مشهد در بخش دیگری از سخنان خود برنامه‌های ماهواره‌ای را عامل بسیاری از متارکه‌ها معرفی کرده است.

روحانیون حاکم بر ایران در سال‌های اخیر بار‌ها اعلام کرده‌اند که نسبت به تغییر سبک زندگی مردم ایران و فاصله گرفتن آن‌ها از «سبک زندگی اسلامی» نگران هستند.

No responses yet

Jan 27 2014

مدیر اخلاق پزشکی سازمان نظام پزشکی: تخت بیماران محتضر در بیمارستان‌ها رو به قبله نیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: احسان شمسی کوشکی، مدیر اخلاق پزشکی سازمان نظام پزشکی از «بی‌اعتنایی» بیمارستان‌های ایران نسبت به اجرای دستورات اسلام برای بیماران محتضر {در آستانه مرگ} انتقاد کرد.

آقای شمسی کوشکی این مطلب را روز یک‌شنبه (ششم بهمن) در گفتگو با خبرگزاری «حوزه» بیان کرده است.

وی گفته در «بیمارستان‌های ما دستورات اسلامی برای بیمار محتضر رعایت نمی‌شود، به طوری که تخت بیمار محتضر رو به قبله قرار گیرد.»

این مقام مسئول همچنین افزوده «متاسفانه هنوز ادبیات روز اخلاق پزشکی در ایران به خوبی بومی نشده و این ضعف سیستم نظریه‌پردازی ماست.»

شمسی کوشکی از حوزه‌های علمیه خواسته مسائل دینی و معنوی مربوط به بیماران را از متون دینی استخراج و نهادینه کنند.

۱۰ آبان سال ۱۳۹۰ نیز مینو اصلانی٬ مسئول بسیج جامعه زنان گفته بود لباس‌هایی که بیماران زن در اتاق جراحی می‌پوشند، مورد قبول نبوده و در شأن و تراز جمهوری اسلامی نیست.

No responses yet

Jan 26 2014

فدائیان اسلام را بهتر بشناسیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Jan 15 2014

محافظه‌کاران و مصادره مدارس دولتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوزمانه: در روزهای مربوط به تبلیغات نامزدهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، ترساندن افکار عمومی از روی کار آمدن «سعید جلیلی» یکی از شگردهای گروه­های مدافع نامزدهای نزدیک به اصلاح‌طلبان بود.

این گروه­ها با برجسته کردن دیدگاه­های محافظه‌کارانه جلیلی، تقابلی میان وی و نامزدهای مورد قبول خویش ایجاد می­کردند تا در نهایت افکار عمومی را قانع کنند که گزاره انتخاب میان بد و بدتر، همچنان گزاره­ای معنادار به حساب می­آید.

با این حال تا امروز، عملکرد دولت اعتدالیون را می­توان عملکردی محافظه‌کارانه توصیف کرد. جدا از عملکرد محافظه‌کارانه دولت یازدهم در میدان اقتصاد و سیاست، برنامه­های اجتماعی و تربیتی دولت حسن روحانی نیز همسو با سیاست­های راست‌گرایانه و محافظه‌کارانه کلیت دستگاه سیاسی حاکم بر ایران بوده است.

n00002764-b

کنترل منظم­تر آموزش و پرورش، تصویب قانون ازدواج سرپرست با فرزند خوانده و همچنین تاکید بر سیاست­های افزایش جمعیت ارتباطی معنادار با یکدیگر دارند و به جهت آنکه هر سه این سیاست­ها سرنوشت و جهت حرکت نسل آینده کشور را هدف قرار داده­اند.

به عنوان نمونه در تاریخ ششم آبان ماه سال جاری بخشنامه­ای از سوی معاونت سرمایه­های انسانی ریاست جمهوری به وزارتخانه­ها و ادارات دولتی ابلاغ شد که بر اساس آن، دفاتر مشاور امور بانوان دستگاه­ها و وزارتخانه­ها – به منظور چابک‌­سازی دولت – از چارت نهاد ریاست جمهوری حذف شدند.

خبر امضای تفاهم‌نامه­ای میان اداره کل آموزش و پرورش تهران با «حوزه علمیه برادران استان تهران» نیز باید در همین راستا تحلیل شود. بر اساس این تفاهم‌نامه «مدارس دولتی به مدرسه وابسته به حوزه علمیه تبدیل می­شوند».

مهران مجیدی – نماینده ستاد همکاری حوزه علمیه و آموزش و پرورش – عنوان کرده است که این اقدام «در چارچوب احکام دینی و مقررات نظام جمهوری اسلامی در راستای اجرای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش با محوریت و نشر اندیشه تبعیت از ولایت فقیه، رعایت شئون و نهادینه سازی و ضابطه‌مند کردن تمام فعالیت­ها، از جمله سیاست­های مد نظر است». بر این اساس، یعنی خروجی­­های سی سال گذشته آموزش و پرورش تابع ولایت فقیه نبوده‌اند و بر همین مبنا آموزش و پرورش به «تحولاتی بنیادین» نیازمند است.

کنترل نهادهای آموزش و پرورش به عنوان ابزاری برای تادیب و تعلیم، معمولا مد نظر محافظه‌کاران و اقتدارگرایان بوده است. «میکائیل پِرِلمان» – استاد اقتصاد دانشگاه کالیفرنیا – اعتقاد دارد گروه­های محافظه‌کار جامعه آمریکا، آموزش روابط جنسی یا طرح مباحث مربوط به تکامل (فرگشت) انسان را که با داستان‌ خلقت در متون مذهبی سازگاری ندارد، برای دانش آموزان مضر می­دانند و با تدریس آنها در مدارس آمریکا مخالفت می‌کنند. به همین جهت ترجیح می­دهند با خصوصی‌سازی آموزش و پرورش مباحثی به فرزندان­شان آموزش داده شود که تضادی با جهان‌بینی این گروه­ها نداشته باشد.

این مسئله در جامعه ایران اما روندی عکس تحلیل پرلمان دارد: ترکیب هیئت حاکمه ایران از محافظه‌کارترین بخش­های جامعه تشکیل شده است؛ گروه­هایی که اگرچه قدرت سیاسی و اقتصادی را در انحصار خود دارند، اما از سرمایه­های فرهنگی محروم هستند. از این رو می‌توان به یک معنا تفاهم­نامه میان آموزش و پرورش و حوزه علمیه را، مصادره مدارس دولتی به نفع گروه­های محافظه کار توصیف کرد.

ترکیب هیئت حاکمه ایران از محافظه‌کارترین بخش­های جامعه تشکیل شده است. از این رو می‌توان به یک معنا تفاهم­نامه میان آموزش و پرورش و حوزه علمیه را مصادره مدارس دولتی به نفع گروه­های محافظه‌کار و قشر مذهبی توصیف کرد.

حساسیت بخش­های محافظه‌کار جامعه بر موضوع آموزش و پرورش و چشم‌اندازهای مربوط به تربیت نسل آینده، پیش و بیش از هر کجا در جریان درگیری­های دولت‌ یازدهم و مجلس برای انتصاب وزرای آموزش و پرورش، علوم و ورزش و جوانان قابل مشاهده بود.

به عنوان مثال «محمدعلی نجفی» اگرچه از جمله چهره­هایی به حساب می­آید که در دهه اول انقلاب نقش مؤثری در پاکسازی آموزش و پرورش برعهده داشت و بعد از آن نیز از جمله چهره­های شاخص روند خصوصی‌سازی آموزش و پرورش در ایران محسوب می­شد، ولی از منظر نسل دوم زمامداران دستگاه سیاسی حاکم بر ایران، یادآور نسلی از زمامداران است که سیاست­های تربیتی­شان توان کنترل نسل جوان کشور را نداشت. در مخالفت با پیشنهاد وزارت او در کابینه حسن روحانی (دولت یازدهم)، نمایندگان مجلس شورای اسلامی که مخالف تصدی مقام وزارت از جانب نجفی بودند، رابطه او با جنبش سبز را به میان کشیدند. از نگاه جناح اقتدارگرا و محافظه‌کار مجلس، جنبش سبز به یک معنا شورش جوانانی محسوب می­شد که اگرچه در سایه نظام تربیتی رسمی رشد کرده بودند، ولی در نهایت سلطه ساختارهای حاکم را به رسمیت نشناختند. به همین دلیل، ساختار نظام آموزش پرورش که این نسل را تربیت کرده بود، در نگاه محافظه‌کاران، پر از اشکال بود.

محافظه­‌کارانی که صحنه را ترک نکرده­اند

اگرچه اکثریت نسل اول زمامداران جمهوری اسلامی (کسانی که خود را مستقیم مرتبط به انقلاب ۱۳۵۷ می‌دانند) سعی دارند تا «محمود احمدی‌نژاد» و دولت وی را یک استثنا در ساختار سیاسی – ایدئولوژیک حاکم بر ایران بدانند، با این حال نزدیکی چهره­های شاخص نسل دوم زمامداران «نظام مقدس» به محافظه‌کارترین بخش­های فرهنگ رسمی – که تا پیش از این مدافع سرسخت احمدی‌نژاد محسوب می­شدند – تصویر مد نظر اصلاح‌طلبان و راست­های سنتی را مخدوش می­کند.

به نظر می­رسد سیاست افزایش جمعیت گروه­هایی را هدف قرار داده باشند که می­توان یکی از ویژگی­های­ مشترک آنها را محرومیت از گوناگونی سرمایه فرهنگی مردم ایران توصیف کرد. بعید به نظر می­رسد که گروه­های بهره­مند از سرمایه­های فرهنگی کیفیت تربیت کودکان را قربانی کمیت آنها ­کنند.

از شواهد امر چنین برمی­آید که نسل اول زمامداران بازی را از منظر نسلی باخته­اند: اگر دولت اعتدالیون، دولتی حاصل اجماع نسل اول زمامداران در برابر نسل دوم در نظر گرفته شود، این دولت – با میانگین سنی ۵۷ سال – پیرترین دولت بعد از انقلاب به حساب می­آید.

از جمله موضوعاتی که کمتر به آن توجه شد، اقدام محمود احمدی‌نژاد برای تأسیس دانشگاه، بعد از تحویل پست ریاست جمهوری به حسن روحانی است. اقدامی که اگر در پیوند با تفاهم‌نامه جدید آموزش و پرورش با حوزه علمیه تحلیل شود، شاید تصویر روشنی از مسیر حرکت بخش قابل توجهی از یک نسل را ترسیم کند. بسیار احتمال دارد که در غیاب – و سرکوب – گفتمان چپ، اگر تسهیلاتی به نسبت مناسب در اختیار دانش‌آموزان فقیری که تا پیش از ورود به دانشگاه تحت کنترل فرهنگ محافظه‌کار رسمی قرار داشته­اند، تخصیص داده شود، بخش­های قابل توجهی از آنها دانشگاه «جامع بین‌المللی ایرانیان» را انتخاب کنند. دانشگاهی که به احتمال قوی الگوی تربیتی آن، توصیه محمدرضا رحیمی به خانواده­های ایرانی باشد: «انشاالله فرزندتان احمدی‌نژاد شود.»

از چنین منظری آینده جمهوری اسلامی به سرنوشت مردان دولت اعتدالیون گره نخورده، بلکه به سرنوشت نسل دوم زمامداران حکومت متصل است که تا امروز چهره­هایی چون محمود احمدی‌نژاد، اسفندیار رحیم مشایی، سعید جلیلی و کامران باقری لنکرانی برای نمایند­گی آن اعلام آمادگی کرده­اند.

دولت اعتدالیون تنها به واسطه مصادره انرژی سیاسی باقی مانده از جنبش سبز توانست تسویه حساب ساختاری «مردم» با دستگاه سیاسی حاکم بر ایران را به تعویق بیاندازد. بنابراین پر بیراه نیست اگر ادعا شود که محافظه‌کاران برنامه­های استراتژیکی برای این جنگ نا تمام در سر داشته باشند؛ نبردی که اگرچه می­تواند از لحاظ سیاسی هر شکل و شمایلی به خود بگیرد، اما به طور قطع نسل جوان آینده در صف اول آن ایستاده است.

دستکاری در برایند نیروهای اجتماعی

در یکی از قسمت­های سریال آمریکایی «ذهن­های جنایتکار»، با عنوان «روباه»، قاتل زنجیره­ای مردی است که اقتدار پدرانه­اش – به دلیل از دست دادن شغلش – از بین رفته و به همین واسطه نیز خانواده­اش از هم پاشیده است. پدر بی اقتدار تصمیم می­گیرد تا شبانه به منزل خانواده­هایی حمله کند و با گروگان گرفتن اعضای خانواده، برای چند شب نقش پدری مقتدر را بازی کند؛ احتمالاً به این خاطر که قصد دارد اقتدار از دست رفته­اش را باز تولید کند.

رفتار دستگاه سیاسی – ایدئولوژیک حاکم بر ایران نیز، بعد از ۲۵ خرداد ۸۸، شباهت­های محتوایی زیادی با قاتل زنجیره­ای سریال «ذهن­های جنایتکار» دارد: توسل به تمامی شیوه­هایی که امکان بازتولید اقتدار گذشته را در اختیار نظام مقدس قرار دهد. به عبارت دیگر از رخداد ۸۸ تا امروز مسئله اصلی کانون­های قدرت در ایران بحران مشروعیتی است که جمهوری اسلامی با آن دست به گریبان است. از این رو می­توان به یک معنا اغلب رفتارهای حکومت را، در بازه زمانی مورد نظر، اقداماتی در جهت سرکوب یا تجزیه انرژی سیاسی جنبشی دانست که مشروعیت حکومت را به چالش کشید: چه سرکوب­های خشن فیزیکی و چه پروژه فروش توان سیاسی جنبش به واسطه انتخاب حسن روحانی.

با این حال – به قول فروید – امر سرکوب شده دیر یا زود بازخواهد گشت و چهره محذوف حقیقت را آشکار خواهد کرد. این مسئله­ای است که از دید جمهوری اسلامی و زمامدارانش پنهان نیست و پنهان نیز نخواهد ماند.

می­توان دو نتیجه قابل توجه از اجرای مجدد سیاست­های افزایش جمعیت گرفت: نخست فربه­تر شدن بدنه گروه­های محافظه‌کار نزدیک به کانون­های قدرت در ایران و دوم گسترش فقر در میان طبقاتی که همزمان از سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی محرومند.

در وضعیتی که سرنوشت یک نبرد ناتمام به آینده­ای نامشخص موکول شده است، آیا هیئت حاکمه فعلی ایران به منظور پیروزی در این نبرد دست به تلاشی پیگیرانه برای تغییر برآیند نیروهای اجتماعی به نفع خود نمی­زند؟ به عبارت دیگر اگر کشمکش­های فرهنگی مخالفان وضعیت موجود با فرهنگ رسمی مدافع وضعیت به عنوان فرایند تغییرات و نبردهای سیاسی میان این دو به عنوان برآیند تغییرات در نظر گرفته شود، آیا فرهنگ رسمی نیز نباید به اندازه مخالفان وضعیت موجود، برنامه­هایی در حوزه فرهنگ داشته باشد که در نهایت بتواند برآیند نیروهای اجتماعی را به نفع خویش مصادره کند؟

بر مبنای چنین ضرورتی است که می­توان ریسک تحلیلی را قبول کرد که ادعا دارد، کنترل منظم­تر آموزش و پرورش (با توجه به مواردی که به آنها اشاره شد)، تصویب قانون ازدواج سرپرست با فرزند خوانده و همچنین تاکید بر سیاست­های افزایش جمعیت ارتباطی معنادار با یکدیگر دارند و به جهت آنکه هر سه این سیاست­ها سرنوشت و جهت حرکت نسل آینده کشور را هدف قرار داده­اند، می­بایست در مرکز توجه نقدهای رادیکال اجتماعی – سیاسی قرار بگیرند.

به نظر می­رسد سیاست افزایش جمعیت گروه­هایی را هدف قرار داده باشند که می­توان یکی از ویژگی­های­ مشترک آنها را محرومیت از سرمایه فرهنگی توصیف کرد. بعید به نظر می­رسد که گروه­های بهره­مند از سرمایه­های فرهنگی کیفیت تربیت کودکان را قربانی کمیت آنها ­کنند.

با این اوصاف نمی­توان محرومیت از سرمایه فرهنگی را مترادف با محرومیت از سرمایه اقتصادی گرفت، چرا که بخش قابل توجهی از گروه­های محروم از سرمایه­های فرهنگی به علت نزدیکی به کانون­های قدرت از سرمایه اقتصادی قابل توجهی برخوردارند. به عنوان مثال، کاپیتان عبدالله محمدی – فرمانده پرواز حسن روحانی به نیویورک – از قول خلبان سوئدی هواپیمای حامل رئیس دولت می­گوید که پیش از این و در پروازهای مربوط به احمدی‌نژاد و همراهانش «حتی تردد افراد داخل هواپیما محاسبه شده نبود و بیشتر شکل هیئتی داشت».

از این رو می­توان دو نتیجه قابل توجه از اجرای مجدد سیاست­های افزایش جمعیت گرفت: نخست فربه­تر شدن بدنه گروه­های محافظه‌کار نزدیک به کانون­های قدرت در ایران و دوم گسترش فقر در میان طبقاتی که همزمان از سرمایه اقتصادی و سرمایه فرهنگی محرومند. به همین علت بسیار احتمال دارد که در یک بازه زمانی میان مدت جامعه ایران با دو گروه جمعیتی مواجه باشد: اول جمعیتی که به واسطه یک فرایند تربیتی فرادستانه به «انتخاب طبیعی» اعتقاد دارد و اصولاً مفاهیمی چون حقوق فردی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را به رسمیت نشناسد و دوم جمعیتی که به علت له شدن در زیر بار فقر و ضرورت­های اقتصادی تصوری از حقوق مذکور نداشته باشد و به همین دلیل نظم سیاسی و طبقاتی حاکم بر وضعیت را نظمی «طبیعی» به حساب آورد. هر دوی این گروه­ها توان بر هم زدن برایند نیروهای اجتماعی را به نفع فرهنگ رسمی و مدافعان وضعیت خواهند داشت؛ به بیانی موجز یعنی کمیت، کیفیت را به اغما خواهد برد.

از چنین منظری و با نگاهی بدبینانه به صحنه پیشِ رو می­توان به عنوان طرح یک فرضیه به این سئوال نیز اندیشید که آیا تصویب قانون ازدواج سرپرست با فرزندخوانده، ارتباطی معنادار با این چشم انداز مد نظر دستگاه سیاسی حاکم بر ایران ندارد؟ کودکان بی‌نام، محذوف و مطرودی که می­توانند در اختیار گروه­های محافظه‌کار جامعه قرار بگیرند تا در طی یک فرایند تربیتی مشخص بزرگسالانی از آنها ساخته شود تا با کمترین تعهد ممکن، به عنوان دستگاه‌های تولید مثل مورد استفاده قرار بگیرند.

تعریف چشم­اندازهای سیاسی برای گفتمان حقوق کودک

ازجمله کلیشه­های تکراری فعالیت اجتماعی در ایران یکی هم پافشاری وسواس‌گونه بر این نکته است که فعالیت سازمان­های غیر دولتی فعالیتی غیر سیاسی است.

اگرچه چنین اصلی درجاتی از حقیقت را در خود جای داده است، اما آنچه اهمیت دارد نوع برداشت از چنین گزاره­ای است: فعالیت سازمان­های غیر دولتی به این معنا غیر سیاسی است که در جریان رقابت سیاسی میان احزاب یا اهالی قدرت جانب حزب یا جریان خاصی را نمی‌گیرند، ولی از جهت آنکه می­بایست در نقد و ریشه‌یابی مسائل و آسیب های اجتماعی بیش از هر چیز به بررسی ساختارهای حاکم بپردازند، به ناچار عملکردی سیاسی خواهند داشت.

در بررسی مسائل و آسیب­های اجتماعی اگر قرار بر تغییر وضعیت گروه­های آسیب دیده است، بنابراین می­بایست سیاست­های فرهنگ رسمی به بوته نقد گذاشته شود و به همین علت تغییرات اجتماعی در نسبت با تغییرات سیاسی سنجیده شود. در غیر این صورت فعالیت سازمان­های غیر دولتی در ایران یا به سمت فعالیت­های خیریه­ای – با تمامی فرم و محتوای مذهبی و سنتی آن – سوق داده می­شود یا فعالیتی سانتی مانتال خواهد بود که می­تواند بخشی از سبک زندگی اعضای طبقه متوسط باشد: در هر صورت خبری از تغییرات اجتماعی در میان نخواهد بود.

با تمامی این اوصاف در جلسه «هم اندیشی سازمان­های مردم نهاد ایرانی» که چندی پیش در حضور محمدرضا عارف برگزار شد، نه تنها جای خالی سیاست به شدت احساس می­شد، بلکه بعضی از صحبت­های مطرح شده از سوی سخنرانان آشکارا در جهت سیاست‌زدایی از فعالیت­های اجتماعی بود. به عنوان مثال لیلا ارشد – از اعضای هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان – اظهار داشت :«شاید طرح مسائل زنان، کودکان و غیره توسط برخی افراد سیاسی جلوه داده شود، ولی ما فعالان سمن­ها باید نگذاریم این مسائل جلوه سیاسی پیدا کند.»

اظهاراتی این‌چنین را نمی­توان اظهاراتی منزه‌طلبانه به حساب آورد، چراکه این دست اظهارات آشکارا مخربند: اگر فعالیت­های اجتماعی و فرهنگی به عنوان فرایند تغییرات سیاسی در نظر گرفته نشوند، چیزی جز احکامی شبیه به «جماعت بی­فرهنگ مستحق برده­گی حاکمان جائرند» نصیب جامعه نخواهد کرد.

در وضعیتی که درگیری روشنفکران و جریان­های مترقی با شبه فاشیسم جهانی سومی بر آمده از دستگاه سیاسی – ایدئولوژیک حاکم بر ایران، به حوزه آموزش و پرورش و مسائل تربیتی رسیده است، فعالیت­های سانتی‌مانتال اجتماعی به طور مستقیم عملکردی محافظه‌کارانه خواهد داشت: نظامیان تازه به دوران رسیده جامعه به اصطلاح مدنی حاصل از این نوع نگرش­ها را بدون کمترین زحمتی قورت می­دهند.

از این رو ضرورت تعریف چشم اندازهای سیاسی برای گفتمان حقوق کودک، امری ضروری به نظر می­رسد. تاکید بر بخش­هایی از پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک – همچون حق آزادی بیان مندرج در بند سیزدهم این پیمان نامه – که بر حقوق سیاسی کودکان تأکید ویژه دارد، سازماندهی افکار عمومی به منظور مقابله با اعدام کودکان و نقد رادیکال و ریشه‌ای ساختارهایی که به طور مستقیم و غیر مستقیم زمینه فقر و محرومیت کودکان را چیده­اند از جمله فعالیت­هایی است که می­تواند در یک فرایند جمعی و پیگیرانه مسیرهای مقاومتی جمعی در برابر یک دستگاه سیاسی – ایدئولوژیک تمامیت‌خواه را مشخص کند.

No responses yet

Jan 15 2014

در پی تیراندازی محمود کریمی مطرح شد: هشدار سایت اداره‌ سیاسی سپاه به نزدیکان رهبر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: سایت «بصیرت» وابسته به اداره سیاسی سپاه به نزدیکان و منصوبان علی خامنه‌ای هشدار داد کوچک‌ترین «لغزش» آن‌ها به نام رهبر تمام می‌شود و محمود کریمی باید از شاکی خود «دلجویی» کند.

این سایت روز سه‌شنبه (۲۴ دی) از ماجرای تیراندازی محمد کریمی٬ یکی از مداحان بیت رهبر جمهوری اسلامی به عنوان «درسی بزرگ از گلوله‌ای کوچک» یاد کرده است.

«بصیرت» در یادداشت خود به طور تلویحی نوشته که تیراندازی کریمی به سمت زوجی جوان در یکی از اتوبان‌های تهران منجر به افزایش حملات به علی خامنه‌ای شده است.

این سایت نوشته «دشمن از هرگونه، اشتباه، لغزش، سرپیچی از قانون و تخلفی که از سوی یکی از منسوبین به رهبری سر بزند، بیشترین استفاده را برای ضربه زدن و هجمه و عملیات روانی علیه ولایت فقیه و ولی فقیه» می‌کند.»

«بصیرت» اضافه کرده «بدون شک هرچه انتساب افراد به رهبری نزدیک‌تر بوده و لغزش و اشتباه بزرگ‌تر باشد، سوءاستفاده دشمن نیز بیشتر خواهد بود.»

این سایت ادامه داده «ماجرای تیراندازی اخیر باید هشداری به تمام کسانی باشد که به نوعی به رهبری وابسته‌اند که کوچک‌ترین لغزش آنان بهانه‌ای» برای حمله به علی خامنه‌ای است.

«بصیرت» در پایان یادداشت خود با توجه به رضایت شاکی محمود کریمی٬ از این مداح خواسته از وی و خانواده‌اش «دلجویی» کند.

محمود کریمی چندی پیش در یکی از اتوبان‌های شهر تهران به سمت زوجی جوان تیراندازی کرد که جنجال این اقدام وی همچنان ادامه دارد.

متن اصلی:

درسي بزرگ از گلوله‌اي کوچک / محمد صرفی

دشمن از هرگونه، اشتباه، لغزش و تخلفي که ازسوي يکي از منسوبين به مقام معظم رهبري سربزند، بيشترين استفاده را براي ضربه زدن به ولي فقيه خواهدکرد

پايگاه بصيرت؛ گروه سياسي/ از زمان انتشار خبر تيراندازي یکی از مداحان مشهور کشور به سوي يک خودرو در اتوباني در تهران تا اعلام رضايت شاکي اين پرونده، 10 روز طول کشيد و شنبه هفته جاري، شاکي اين پرونده با حضور در دادسرا، رسماً اعلام کرد از وي شکايتي ندارد. مروري بر ابعاد و حواشي اين قضيه طي اين 10 روز حاوي نکات قابل تاملي است که نبايد به سادگي از کنار آن گذشت.

در حالي که از همان شب وقوع ماجرا، با حضور شاکي پرونده در کلانتري و تشکيل پرونده روال قانوني پيگيري اين ماجرا – با سرعتي بيش از حد معمول در مقايسه با پرونده هاي مشابه- در دستور کار مقامات انتظامي و قضايي کشور قرار گرفت، اما با سرعتي عجيب و باور نکردني اين ماجرا به تيتر يک رسانه‌هاي ضدانقلاب و سرخط اخبار و محور تحليل هاي شبکه هاي ماهواره اي تبديل شد.

طي اين 10 روز ده‌ها خبر، مقاله، گزارش و تحليل پيرامون و به بهانه اين ماجرا توسط اين رسانه‌ها منتشر شد. در يک بررسي اجمالي از اين موج سنگين رسانه‌اي مي‌توان گفت آنان با سوءاستفاده از اين قضيه، حملات تخريبي و گسترده‌اي را عليه مسائل مذهبي و باورهاي ديني مردم – اعم از مداحان، هيات هاي عزاداري، محرم، مجالس روضه‌خواني و …- به راه انداختند تا مهمترین سرمایه اجتماعی نظام اسلامی را مورد هجمه قرار داده باشند! شايد تا اينجاي کار اقدام دشمنان چندان عجيب و دور از انتظار نباشد و از آنان جز اين هم انتظاري نبوده و نيست. اما موضوع قابل تامل‌تر در اين ماجرا، حمله شديد و هجمه به رهبر معظم انقلاب اسلامي به بهانه اين موضوع بود، آن هم با اين دستاويز که “محمودکريمي” از جمله مداحانی است که در حضور رهبري مداحي کرده است! نگاهي به برخي عبارات و تيترهاي اين موج رسانه اي عليه رهبر معظم انقلاب اسلامي در رسانه هاي بيگانه و معاند، تا حدي عمق و گستره اين ماجرا را روشن مي کند:

«گزارش ميداني درباره خشونت هيئتي، بي‌شک مداحان هيئت رزمندگان اسلام يکي از ابزارهاي قدرت رهبري در مناسبات قدرت داخل نظام جمهوري اسلامي ايران است، از مداحي در حضور رهبري تا تيراندازي در اتوبان، مداحي که روابط نزديکي با رهبر جمهوري اسلامي دارد و مداح چندين مراسم عزاداري در حضور او بوده است، شايد بيراه نباشد که بگوييم مداحان مسلح در نظام مبتني بر ولايت همان نقشي را دارند که ارتش در نظام شاهنشاهي داشت، منتقدان، ارائه مجوز حمل سلاح به يک مداح را دادن قدرتي فراقانوني به کسي مي‌دانند که فاقد صلاحيت لازم براي در اختيار داشتن اسلحه است اما وجودش به نفع نظام سياسي است، مداحان سياسي چرا و چگونه پديد آمده‌اند؟ و …»

دشمن به خوبي و البته درستي دريافته است که ستون اصلي اين نظام ولايت فقيه و رهبري است و تخريب و حمله به ساير اجزاي اين نظام اگر چه هزينه هايي در بر دارد اما نمي تواند او را به هدف اصلي خود نائل کند و براي رسيدن به هدف اصلي بايد قلب انقلاب را مورد هدف قرار داد و در اين راهبرد استراتژيک، از هر وسيله و ترفندي مي‌توان و بايد استفاده کرد؛ يک روز با انتشار گزارشي جعلي به نقل از يک خبرگزاري بزرگ بين‌المللي به نام رويترز و موج سازي رسانه‌اي درباره قدرت اقتصادي رهبري و روز ديگر سوار شدن بر موج شليک يک گلوله در اتوباني در تهران!

در چنين شرايطي، دوستداران نظام و انقلاب وظيفه‌اي سنگين برعهده دارند. دشمن از هرگونه، اشتباه، لغزش، سرپيچي از قانون و تخلفي که از سوي يکي از منسوبين به مقام معظم رهبري سربزند، بيشترين استفاده را براي ضربه زدن و هجمه و عمليات رواني عليه ولايت فقيه و ولي فقيه خواهد کرد. بدون شک هرچه اين انتساب – به هر نحوي اعم از سازماني، خانوادگي، ديني، فکري و …- نزديک تر بوده و لغزش و اشتباه بزرگ تر باشد، سوءاستفاده دشمن نيز بيشتر خواهد بود.

ماجراي تيراندازي اخير بايد هشداري به تمام کساني باشد که به نوعي به رهبري وابسته اند. کوچک ترين لغزش حتي سهوي آنان در مسائل مختلف – اعم از مالي، اخلاقي، سياسي و…- بهانه اي است براي دشمن تا قلب انقلاب را مورد تهاجمي ناجوانمردانه قرار دهند.

پي نوشت:

1- در ماجراي اخير برخي رسانه ها و جريانات داخلي نيز به شکلي مرموزانه و البته کاملاً آگاهانه در حال تکميل پازل دشمن بودند که براي نمونه مي‌توان به مصاحبه روز يکشنبه روزنامه اعتماد با شاکي کريمي اشاره کرد. در حالي که وي خود را فردي مذهبي و دوستدار اهل بيت معرفي مي‌کند که به همين دليل نيز اعلام رضايت کرده است، خبرنگار سعي دارد شاکي را به گرفتن مواضعي خاص و قابل تامل مجبور کند که البته توفيقي ندارد.

2- رسانه‌هاي دلسوز نظام و انقلاب در اينگونه موراد به جاي عکس‌العمل هاي هيجاني و احساسي، بايد از روي تعقل و تدبير عمل کرده و با در نظر گرفتن مصالح کلان نظام، بايد اجازه دهند مسائل از طريق قانوني خود پيگيري شده و همه از برابر قانون پيروي کنند.

3- حال که شاکي پرونده مذکور از ادامه شکايت خود صرفنظر کرده است، محمود کريمي مي‌تواند ضمن ملاقات با وي و خانواده‌اش از آنان دلجويي نموده و برگ ديگري از اخلاق عاشورايي و حسيني مداحان اهل بيت(ع) را رو کند و به اين وسيله، کيد بدخواهان و دشمنان نظام و انقلاب را به خودشان بازگرداند.

No responses yet

Jan 14 2014

درس های طلایی از ماجرای مداح تیرانداز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: آقایان مدعی که عاشورا و محرم و ارزش ها و اسلام و انقلاب و نظام ، برایشان تبدیل به منبع درآمد شده ، بدانند که مردم – از جمله منتقدین کارهای نادرست شان – بیش از آنها به مقدسات باور دارند. اگر آنها برای عزاداری محرم پول می گیرند ، مردم پول هم خرج می کنند ؛ این نکته مهم و معنا داری است.
عصرایران – ماجرای مداح تیرانداز با اعلام رضایت شاکی پرونده ، از منظر حقوقی به پایان رسید و این که آیا از جنبه عمومی جرم نیز می توان بدان رسیدگی کرد یا خیر ، موضوعی است کاملاً قضایی که این نوشتار ، منصرف از آن است.

این ماجرا در دل خود روشنگری هایی دارد که از اصل قضیه و ابعاد حقوقی و کیفری اش ، بسیار مهم تر است.
در کنار رسانه هایی که با صداقت به این موضوع پرداختند – اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و مستقل – “جریان افراطی” که خود را بیش از همه مقید به حفظ ارزش ها و مقدسات می داند و چنین القاء می کند که سند نظام و انقلاب و دین و ارزش ها و اصولگرایی به نامش هست ، بار دیگر ذات خود را نشان داد.

امروز که شاکی رضایت داده و با رسانه ها هم گفت و گو کرده و بر اساس پرونده ، همه چیز مشخص شده است، می دانیم که کسانی که آن مداح به سمت شان تیراندازی کرده بود ، یک زوج جوان بودند که با سرعت از خودروی جناب مداح سبقت گرفته بودند و ایشان هم از پشت به سمت شان شلیک کرده بود. جزئیات را شاکی پرونده بعد از اعلام رضایت در یک گفت و گو تشریح کرده است (اینجا) .

اما در آن زمان ، چهره های شاخص و رسانه های اصلی جریان مدعی ارزشگرایی، طبق عادت دیرین ، شروع کردند به دروغ بافی های مشمئز کننده و این زوج جوان را ، گروهی از اراذل و اوباش نامیدند که قصد تعرض به مداح داشتند!

اولین خبر این جریان بعد از افشا شدن ماجرا را بخوانید: «یک منبع نزدیک به محمود کریمی در خصوص جزئیات این اتفاق گفت: در این جریان سرنشینان این خودروها با ویراژ دادن اطراف خودرو حاج محمود کریمی وی را مجبور به توقف در حاشیه اتوبان می کنند.
وی ادامه داد: پس از توقف خودرو کریمی در حاشیه اتوبان، سرنشینان خودروهای مزاحم پیاده شده و به سمت خودرو کریمی می روند و این مداح که به همراه خانواده خود بوده برای دفاع از خانواده خود و دور کردن اراذل و اوباش اقدام به شلیک هوایی می کند که این کار هم نتیجه نمی دهد و نهایتا کریمی یک گلوله به سمت لاستیک ماشین یکی از این افراد مزاحم شلیک می کند که این گلوله به گلگیر خودرو اصابت می کند و نهایتا اراذل و اوباش از اطراف ماشین کریمی فاصله می گیرند.»

جالب تر این که یکی از همین جنابان مداحان جناحی، برای این که از مداح تیرانداز دفاع کند داستان اکشن تری را ساخت و در رسانه ها منتشر کرد: «مهاجمان سه خودرو بودند: یکی از پشت ، یکی از جلو و دیگری از سمت چپ ، خودروی مداح را محاصره کردند و می خواستند او را از بالای پل صدر به پایین بیندازند و بکُشند. ایشان هم برای حفظ جانش مجبور به تیراندازی شد.»

تیراندازی به خودروی یک زوج جوان از پشت کجا و درگیر شدن با اراذل و اوباش متعرض و آدمکش کجا؟
بخش غم انگیز ماجرا اینجاست که شاکی پرونده بعد از اعلام رضایت ، گفته است که هنوز همسرش استرس دارد و از هر صدای بلندی می ترسد!

نکته این که بعد از اعلام رضایت شاکی ، اعلام شد که وی ، تحت فشار ، رضایت نداده بلکه به دلیل آن که از محبان اهل بیت علیهم السلام بوده ، مداح اهل بیت را بخشوده است. (به یاد آورید روزهای قبل که اتهام اراذل و اوباش به او می زدند.)
البته هیچ کدام از اعوان و انصار جریان دروغ و ریا ، نگفتند که اگر اراذل و اوباش به مداح حمله کرده بودند چرا مداح شکایت نکرده و آنها شکایت کرده اند و نهایتاً هم مشخص شد که زن و شوهر جوانی بودند که فقط سبقت گرفته اند!

برای اینان که چنین به دروغگویی عادت کرده اند ، نیازی به آوردن روایات و نکات اخلاقی و انسانی در مذمت دروغ نیست چون خود بهتر می دانند ولی نان و نامشان در دروغ است هر چند که بسیار ظاهر الصلاح باشند و دم به دم ، دم از مقدسات بزنند!

اما بدتر از دروغ های مشمئز کننده شان ، تهمت هایی بود که به منتقدان این ماجرا می زدند و خود را چنان بالا و والا معرفی می کردند که العیاذ بالله ، گویا اگر کسی به آنها بگوید بالای چشم تان ابروست ، به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اهانت کرده است!

یک مداح ، یک خطایی به نام تیراندازی به سمت مردم انجام داده و عده ای هم از این کار زشت ابراز انزجار کرده و خواستار محاکمه متهم شده اند ؛ این کل ماجراست! اما ببینید آقایان مدعی چگونه به خود قداست داده و مدعی شده اند کسانی که این ماجرا را نقل و دنبال می کنند با امام حسین علیه السلام دشمنی دارند و می خواهند اصل فلسفه عاشورا را از بین ببرند!

نمونه هایی از ادعاهای عجیب و غریب شان را بخوانید:

– این هجمه ها به اصل دستگاه سیدالشهداست.

– شک نیست که برخی از مسئله پیش آمده برای انتقام‌ گرفتن از دستگاه سیدالشهدا (ع) و دستاوردهای آن سوءاستفاده می‌کنند.

– آن چه در پس پرده ماجرای رخ داده می گذرد ، نشانه گرفتن هیئت های عزاداری و اصل و فلسفه قیام عاشوراست . ارزش هایی که سال هاست در تار و پود ایرانیان ریشه دوانده و حالا هیزم شایعه و افترا است که از گوشه و کنار به خیال آتش افروزی بر بغض و کینه از دستگاه عزاداری سیدالشهدا جمع می شود.

واقعاً این ها که دم از امام حسین علیه السلام می زنند ، چگونه می توانند به خود اجازه دهند که این گونه خطا کاری ها و زشتی های خود را در ورای محرم و عاشورا و اباعبدالله علیه السلام پنهان کنند و اگر هم کسی به یکی از کارهای ناپسندشان اعتراض کند ، سخنرانی کنند و بیانیه دهند که وای! قیام عاشور را نشانه رفته اند!

کجای یک مداح که برای هر مراسم اش ، کلی پول نقد می گیرد و شبانه به سمت خانواده ها تیر شلیک می کند ، “اصل عاشورا”ست؟ شرم و حیا نعمت ارزشمندی است که خداوند به هر کسی نداده است!

آقایان مدعی که عاشورا و محرم و ارزش ها و اسلام و انقلاب و نظام ، برایشان تبدیل به منبع درآمد شده ، بدانند که مردم – از جمله منتقدین کارهای نادرست شان – بیش از آنها به مقدسات باور دارند. اگر آنها برای عزاداری محرم پول می گیرند ، مردم پول هم خرج می کنند ؛ این نکته مهم و معنا داری است.

———
مطلب مربوط

شاکی پرونده تیراندازی مداح معروف: محمود کریمی در حال حرکت به ما شلیک کرد/ همسرم هنوز می ترسد
من ابتدا متوجه شلیک نشدم؛ کمی که از صدای عجیبی که شنیده شد گذشت و ما مسافتی را همچنان ادامه می‌دادیم که ایشان چراغ زدند و ما هم به کنار اتوبان آمدیم و توقف کردیم. تازه آنجا متوجه شدیم که به خودروی‌مان شلیک شده است.
متولد دهه ۶۰ که لیسانسه است و شب اربعین خودرویش مورد اصابت گلوله رها شده از اسلحه محمود کریمی قرار گرفت. خودش می‌گوید شانس آورد که ماشین سرنشین عقب نداشته و به خیر گذشته است. می‌گوید که اصلا نمی‌خواست در این باره حرف بزند اما برای اینکه مخاطبان بدانند که در آن شب و روزها و شب‌های پس از آن چه گذشته، روایت اتفاق را می‌کند.

می‌گفت نه می‌خواهد حامیان محمود کریمی تصور کنند که او فرد بی‌دین و غیرمذهبی است و نه برعکس مردم عادی تصور کنند که ترسیده و رضایت داده؛ می‌گوید هم مذهبی است و هم هیاتی و از قضا شب حادثه در خودرویش نوار مداحی روشن بوده؛ اگر هم حالا رضایت داده فقط به حرمت امام حسین(ع) و خواسته مادرش بوده و بس؛ می‌گوید هنوز همسرش احساس ترس می‌کند.

متن مصاحبه روزنامه اعتماد با شاکی پرونده را بخوانید:

حادثه شلیک به ماشین شما چطور رخ داد؟ آیا شما متعرض خودروی آقای کریمی شدید و قصد آزار داشتید؟

در تاریخ ۵ دی ماه ساعت 12.5 شب در اتوبان شهید بابایی به همراه همسرم در خودروی ۲۰۶ مان به همراه دو خودروی دیگر در مسیر، در حال تردد بودیم.

اتفاق چطور رخ داد؟

من با خودرو‌ام یک لحظه سبقت گرفتم و بعد دوباره کنار آمدم. نمی‌دانم در ذهن آقای کریمی چه گذشت و چرا احساس خطر کردند که به ما شلیک کردند. البته من ابتدا متوجه شلیک نشدم؛ کمی که از صدای عجیبی که شنیده شد گذشت و ما مسافتی را همچنان ادامه می‌دادیم که ایشان چراغ زدند و ما هم به کنار اتوبان آمدیم و توقف کردیم. تازه آنجا متوجه شدیم که به خودروی‌مان شلیک شده است.

یعنی در حین حرکت به شما شلیک شده بود؟ به کجای خودرو؟

بله، ما درحال حرکت بودیم که به در عقب ماشین سمت پایین شلیک شد. گلوله به نحوی به در خورده بود که از در عبور و به ستون ماشین برخورد کرده بود. چون من اصلا نمی‌دانستم صدای گلوله چطور است، اصلا متوجه نشدم که به سمت خودرو گلوله شلیک شده و صدایی شبیه صدای ترقه را در حین حرکت شنیدم.

چند بار شلیک شد؟

به ماشین من یک گلوله اصابت کرده بود. آن دو خودروی دیگر هم رفته بودند و من با چراغ زدن آقای کریمی کنار زدم. از خودرو که پایین آمدم، با دیدن چهره‌شان حدس زدم که محمود کریمی هستند. اما فکرش را هم نمی‌کردم که طرفم مداح اهل بیت باشد.

خودروی ایشان چه بود و با چه سرنشین‌هایی؟

ایشان سوار یک ماشین شاسی بلند بودند که سمت جلو پسرشان نشسته بودند و صندلی عقب هم دو خانم نشسته بودند. من از ایشان پرسیدم شما محمود کریمی هستید و ایشان هم تایید کردند اما باز هم باور نکردم و فکر کردم فردی شبیه ایشان است و دارد از هویت ایشان سوءاستفاده می‌کند.

خب بعد پیاده شدن چه بین شما گذشت؟ دلیل شلیک را چه مطرح کردند؟

اصلا در این حد صحبت نشد. ایشان اعتراض کردند که چرا سرعت داشتید و چرا اینطور رانندگی کردید و بحث‌های اینچنینی شد و اصلا مجالی نشد که ما حرف بزنیم. آنقدر ترس و واهمه از اتفاق داشتیم که اصلا در این باره هیچ حرفی نزدیم. شما هم جای ما باشید و ببینید در آن موقع شب در اتوبان به خودروی‌تان شلیک کردند، اصلا حرفی نمی‌زنید. خب هراس داشتیم. البته همین که ایشان دید من و همسرم افراد عادی هستیم و به یک خودروی شهروند عادی شلیک کرده، سوار خودروی‌شان شدند و رفتند و من و همسرم در آن موقع شب تنها کاری که توانستیم بکنیم این بود که به پلیس زنگ زدیم و آنها مامور فرستادند. و ما هم به کلانتری رفتیم و شکایت را تنظیم کردیم.

و چطور ثابت کردید که هویت ضارب محمود کریمی است؟

اصلا ما چیزی نگفتیم. ما فقط شرح ماوقع را دادیم. انگار آنها خودشان پی بردند که هویت واقعی ضارب همان آقای کریمی است. چون موضوع شلیک هم بود، خودشان پیگیری سریع کردند و انگار با ایشان تماس گرفتند.

بعد فردای حادثه خبرش منتشر شد و شما شکایت کردید؟

ما همان شب شکایت کردیم. چند روز بعد هم موضوع خبری شد. فردای حادثه به همراه پرونده به دادسرای پل رومی رفتیم و پرونده در دستگاه قضایی تشکیل شد.

۱۱۰ درباره سرعت خودروی شما چه اظهارنظری کرد. آیا شما مقصر بودید؟

اصلا این حرف‌ها مطرح نبود. موضوع شلیک به خودرو بود و پرونده سر همین موضوع تشکیل شد. چون پرونده هم امنیتی شده بود. همین که دیدند ضارب، آقای کریمی است، خودشان پرونده را سریعا به دادسرا فرستادند.

شما در دادسرا ایشان را دیدید؟

فقط یک بار در مراحل بازپرسی، متن اظهارات مکتوب ایشان را دیدم که نشان می‌داد ایشان هم به دادسرا تشریف آوردند. چون می‌گفتند مساله امنیتی است، درباره جزییات زیاد به من چیزی نمی‌گفتند.

شما کی ایشان را در دادسرا دیدید؟

بعد رسانه‌یی شدن اتفاق هم ایشان را در دادسرا ندیدم. من مستقیم با ایشان اصلا حرف نزدم؛ هر حرفی هم داشتم مستقیم فقط به بازپرس می‌گفتم.

بعد از گرفتن اظهارات ایشان، بازپرس دلیل شلیک را به نقل از ایشان چه عنوان کردند؟ آیا به شما گفته شد که ایشان عنوان کرده برای حفظ جان خانواده‌اش و با این تصور که شما قصد مزاحمت دارید، شلیک کرده است؟

هیچ توضیحی به ما ارائه نشد. فقط صحبت‌های ما شنیده می‌شد. من در سایت‌ها به نقل از نزدیکان ایشان دیدم که تهمت‌هایی زده شده که خب با توجه به اینکه من به همراه خانمم تنها سرنشینان خودرو بودیم، کاملا بی‌دلیل بود.

یکی از نزدیکان آقای کریمی، مدعی شدند که شما اراذل و اوباش هستید.

پدر من بازنشسته نظامی هستند. درست است که من یک شهروند عادی هستم با تحصیلات لیسانس اما یک خانواده مذهبی و محترم داریم که از قضا از مریدان امام حسین(ع) هستیم و از قضا در شب حادثه هم نوار مداحی در ماشین من روشن بود. خود من و خانواده‌ام پای همین مداحی‌ها می‌نشینیم و از مخاطبان همین مداح‌ها هستیم. این‌طور نیست که یک فرد اوباش باشیم.

اینکه اعتقادات مذهبی شما چه باشد، مسلما ربطی به نفس اتفاق ندارد.

همین‌طور است اما می‌خواهم حامیان آقای کریمی هم این را بدانند که من هم از حامیان آقای کریمی بوده‌ام و هستم و حتی اولش باورم نشد که ضارب خودرویم آقای کریمی هستند. فرد معتقدی هستم و تنها به خاطر ارادت به امام حسین(ع) و حرمت امام حسین(ع) وخواست مادرم، از شکایت در این پرونده رضایت دادم. چون ایشان هم به حرمت امام حسین(ع) به اینجا رسیدند.

مردم چه تصویری از شما داشته باشند. جوان چند ساله‌یی هستید. تحصیلات و شغل‌تان؟

من متولد اوایل دهه ۶۰ هستم. لیسانس با شغل آزاد.

خودروی شما چقدر هزینه برداشت؟

به خاطر این مسائل و شکایت هنوز به خودرو دست نزده‌ام و در پارکینگ گذاشته‌ام.

آسیبی که ندیدید؟

گلوله در عین حرکت به پایین در خورده بود. اگر کمی بالاتر بود حتی ممکن بود به خود ما هم اصابت کند. همین الان هم با وجود گذشت دو هفته از حادثه خانم من به‌شدت هراس دارد و هنوز می‌ترسد و با هر صدا یا اتفاقی دچار استرس می‌شود.

به عنوان یک شهروند حتی اگر شکایت نمی‌کردید، آیا انتظار داشتید که مسوولان انتظامی خودشان از حق شما دفاع کنند و پرونده از سوی شاکی عمومی به دلیل ارعاب یک شهروند مورد پیگیرد قرار بگیرد؟

من صریح می‌گویم. واقعا از مقام‌های امنیتی و قضایی سپاسگزارم که صادقانه در تمام این مدت کار خود را انجام دادند. به ما اطمینان دادند که تا انتهای ماجرا در چارچوب قانون، در کنارمان هستند.

یعنی احساس نکردید که شکایت‌تان بی‌فایده است؟

اصلا؛ حتی تا لحظه آخری هم که به دلیل اعتقادات مذهبی‌مان و به حرمت امام حسین، شکایت را پس گرفتیم به ما می‌گفتند که آیا فردی و گروهی به شما فشار آوردند؟ که من جواب منفی دادم.

شما به عنوان یک شهروند، چنین اتفاقی را تجربه کردید در حالی که طبق عرف فقط مقام‌های امنیتی باید اسلحه داشته باشند آن هم برای حفظ جان و امنیت مردم. از اینکه الان می‌شنوید که به دنبال شکایت و پیگیری شما و حمایت مردم و رسانه‌ها، دستور جمع‌آوری اسلحه مداح‌ها صادر شده، چه نظری دارید؟

شکر خدا این اتفاق به خیر گذشت هر چند می‌توانست به خیر نگذرد و دور از جان اتفاقی بیفتد. اما من امیدوارم مسوولان امنیتی و انتظامی در این‌باره تدبیر کنند که با خبرهایی که شنیدم امیدوار شدم.

No responses yet

Jan 14 2014

برکناری ملاحسنی در مصاحبه با شجونی: می‌خواست برای فتنه ۸۸ حکم بدهد و اجرا بکند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,ملای حیله‌گر

روز: نامش غلامرضا حسنی است، اما با این اسم و فامیل پرتعداد، در ایران به نامی دیگر مشهور شده و باشهرتی در حد “سلبریتی‌ها”: ملاحسنی. حالا ملاحسنی، امام جمعه ۸۶ ساله ارومیه با بیش از سه دهه حضور در این سمت و سخنرانی‌ها و اظهارنظرهای جنجالی فراوان، برکنار شده است. خبرگزاری‌های رسمی ایران از لفظ برکناری و یا بازنشستگی برای او استفاده نکرده و از تغییر امام جمعه ارومیه خبر داده‌اند.

از جعفر شجونی، روحانی اصولگرا پرسیده‌ایم که علت این تغییر چه بوده است. او به روز می‌گوید: “امامان جمعه حقوق نمی‌گیرند که به آن صورت بازنشسته بشوند. این‌ها ممکن است یک ذره کوتاهی مغزی، فکری، عقلی و قلبی باعث بازنشستگی‌شان بشود. ایشان را امام منصوب کرده بودند. اما در ستاد ائمه جمعه با هم مشورت می‌کنند بعد می‌ببینند ممکن است یکی توانایی تکلم نداشته باشد، فراموشی داشته باشد و… این را تشخیص می‌دهند و مصلحت‌بینی می‌کنند که فلان امام جمعه یک مقداری استراحت کند.”

او اضافه می‌کند: “من پارسال رفتم چند روز سخنرانی. ایشان پای منبر ما نشست. بعد از سخنرانی هم ایشان سخنرانی کرد. خطبه را هم صحیح و سالم خواند. حالا ممکن است یک مقداری توانایی‌اش را از دست داده باشد و ستاد ائمه جمعه هم بر اساس مصلجت اندیشی و مشورت به این تصمیم رسیده باشند.”

از شجونی می‌پرسم که چه‌قدر به لحاظ شخصیتی حسنی، امام جمعه ارومیه را می‌شناسد؟پاسخ می‌دهد: “مرد شجاع و مرد مبارزی است و حتی پسر خودش را محکوم و حکم را هم اجرا کرد. حسنی آدم شجاع و با شخصیتی است.”

شجونی به سوابق حسنی در سال‌های اخیر اشاره می‌کند و می‌گوید: “وقتی که اشرار ضدانقلاب حمله کردند به نمازجمعه، به عزاداری امام حسین و به عکس امام و رهبری، ایشان مبارزه کرد. درباره این کسانی که در سال ۸۸ کودتا کردند به خود من گفت من حاضرم این‌هایی را که فتنه کردند محاکمه کنم. رای بدهم و خودم هم رای را اجرا کنم. او چنین شجاعتی دارد.”

شجونی که خودش ۸۱ سال سن دارد، درباره کهولت سن و حضور در سمت‌هایی مثل امامت جمعه، چنین نظری دارد: “ما هم برای خودمان یک تشکیلاتی داریم. نباید حقی از کسی ضایع شود. نماز مردم باید صحیح صورت بگیرد؛ یک آدمی که توانایی ندارد حمد و سوره بخواند یا به هر حال نمی‌تواند به موقع به مجالس و محافل برود، بعد از مصلحت‌اندیشی از او تقاضا می‌کنند که برود بیرون و مسجد را رها کند، از این چیزها زیاد داریم ما.”

او اضافه می‌کند: “مساله خاصی نیست؛ شورا[ی سیاست‌گذاری ائمه‌جمعه] آدمی که توانایی جسمی ندارد را بر می‌دارد.”

ملایی که به فتوای خمینی مسلح بود

به گزارش خبرگزاری مهر این تغییر به دلیل “کهولت سن حجت‌الاسلام حسنی” صورت گرفته و رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه‌جمعه کشور نیز به تسنیم گفته که دلیل انتخاب امام جمعه جدید، بیماری حسنی بوده است. به گفته سیدرضا تقوی، “هیاتی از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی هفته گذشته عیادتی از حجت‌الاسلام حسنی داشتند… در این دیدار حجت‌الاسلام حسنی اعلام داشتند: من مطیع مولا و رهبری هستم و هرطور که ایشان مصلحت بدانند، عمل می‌کنم.”

این امام جمعه منصوب آیت‌الله خمینی، به استفاده از اسلحه و خشونت‌های کلامی و فیزیکی مشهور است. او فرزندش رشید حسنی را به دلیل عضویت در یکی از گروه‌های چپ‌گرا، تحویل نیروهای کمیته داد که منجر به اعدام فرزندش شد. همچنین حمله به روستای قارنا از توابع شهرستان نقده و قتل و عام اهالی کرد روستا را به او نسبت می‌دهند.

او به گفته خودش سال‌ها پیش از انقلاب مبارزه مسلحانه با حکومت پهلوی را در پیش گرفته و در کوه‌ها زندگی می‌کرده است. همچنین روایت کرده که ” پس از انقلاب روزی خدمت حضرت امام(ره) مشرف شدیم، من مسلح بودم و می‌توانم بگویم شش ماه بود لباس از تن در نیاورده بودم…. دفتر امام از لباس و برخورد من احساس کرده بودند اسلحه را تحویل نخواهم داد…. آنها هم ماندند چه کنند…. بعد از این‌که حاج احمد آقا رسیدند خدمت امام که امام چه دستور می فرمایید؛ یک آخوندی آمدند چنین و چنان، ایشان با تشر فرموده بودند بگذارید بیاید من ایشان را از زمان مبارزه با شاه می‌شناسم، ایشان در آن موقع هم مسلح بودند. من مسلحانه خدمت امام رسیدم…”

حسنی همچنین عنوان کرده که در مورد لزوم مسلح بودن، به فتوای آیت‌الله خمینی عمل کرده است: “در همان روزی که خدمت امام مشرف شدم، این فتوایی بود که امام صادر فرمودند که «همه ما باید مثل آقای حسنی مسلح باشیم. ”

او اما۳۰ سال پس از اعدام رشید حسنی٬ گفت که از اعدام فرزندش همچنان رنج می‌برد. حسنی عنوان کرده بود: “[به تربیتش] نتوانستم برسم. الان هم رنج می‌برم. پسر من دیروز با شاه می‌جنگید و امروز در لیست اعدامی‌ها باشد برایم فوق‌العاده سخت است.”

امام جمعه ارومیه در کتاب خاطراتش هم به صراحت عنوان کرده که رشید مستحق اعدام نبود: “او جنایتی را مرتکب نشده بود، یا کسی را نکشته بود. تنها جرمش این بود که گرایش شدید کمونیستی داشت و این هرگز منجر به اعدام کسی نمی‌شود.”

او در قضاوتی دور از ذهن، حکم قاضی برای پسرش را “فله‌ای” توصیف کرده است. این درحالی است که او بارها در تریبون نماز جمعه از توانایی‌اش در کاربرد اسلحه و اجرای حکم محاربه برای مخالفان و منتقدان حکومت اسلامی استفاده کرد.

نوع صحبت عامیانه و ناآگاهی‌اش به مسایل مدرن و جدید باعث شده بود که سخنان او در روزنامه‌های دوران اصلاحات پرطرفدار شود و طنزهای بسیاری درباره‌اش ساخته شود که همین‌ها نام ملاحسنی را بیش از پیش پرآوازه می‌کرد.

No responses yet

Jan 14 2014

حکم محاربه و یک بام و دو هوا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: یکی از مهم ترین جرایم در جمهوری اسلامی ایران، “محاربه” است.

مطابق قانون مجازات اسلامی، محاربه عبارت است از کشیدن سلاح به قصد جان، مال یا ناموس مردم یا ارعاب آن ها به نحوی که موجب ناامنی در محیط شود.

هم چنین راهزنان، سارقان و قاچاق چیانی که دست به سلاح برده و موجب سلب امنیت مردم و راه ها شوند مطابق قانون محارب محسوب می شوند.

بنابر قانون مجازات اسلامی، اعضای گروه های مخالف نظام تنها در صورت “استفاده از سلاح” به اعدام محکوم می شوند و بنابر این تنها عضویت در یک گروه سیاسی که معتقد به مبارزه مسلحانه است، تا زمانی که فرد از اسلحه استفاده نکرده باشد، “محاربه” محسوب نمی شود.

مجازات محاربه بنا بر تشخیص قاضی می تواند یکی از چهار مجازات ذیل باشد: اعدام، به صلیب کشیدن، قطع دست راست و پای چپ و نفی بلد.

مقامات جمهوری اسلامی ایران، بارها در مورد جرم محاربه در مجامع بین المللی مورد سؤال قرار گرفته و همیشه تاکید کرده اند که هر چند محاربه در لغت به معنای “جنگ با خدا” ترجمه می شود، اما در سیستم قضایی ایران تنها در مورد جرایم تروریستی به کار می رود.

اما برخلاف ادعای مسئولان نظام تا به امروز، شماری از متهمان سیاسی – عقیدتی، تحت این عنوان محاکمه و مجازات شده اند.

به عنوان مثال می توان از فرزاد کمانگر، معلم کردی نام برد تنها به جرم آموختن زبان و فرهنگ کردی به محاربه محکوم و اعدام شد.

هم چنین حبیب الله گلپری‌پور که در هنگام دستگیری تنها چند جلد کتاب به همراه داشت، به همین عنوان محاکمه و به اعدام محکوم شد.

شیرکوه معارفی از فعالان سیاسی – مدنی کرد هم به اتهام محاربه راهی چوبه دارشد.

شاید هنوز نامه های شیرین علم هولی را از زندان اوین که روایت گر شرح شکنجه هایش برای اخذ اعترافات اجباری بود، به خاطر داشته باشیم. زن کردی که تنها جرمش اعتراض به ظلم مضاعفی بود که بر زنان کردستان می رود.

فرزاد کمانگر، شیرکوه معارفی، حبیب الله گلپری و شیرین علم هولی متهم به عضویت در گروه های مخالف جمهوری اسلامی بودند اما هیچگاه شواهدی مبنی بر شرکت این افراد در فعالیت های مسلحانه ارائه و اثبات نشد.

اکنون خبر از مداحی به نام محمود کریمی می رسد که در یک درگیری حین رانندگی، به روی زن و مرد جوانی اسلحه می کشد.

پیشتر نیز خبری از قاضی علی اکبر حیدری فر در رسانه ها پخش شد مبنی بر آن که وی در یک درگیری درپمپ بنزینی دراصفهان، اسلحه کشیده بود.

اما گویا سلاح های خودی های نظام، از منظر قوه قضاییه اسلحه به شمار نمی رود.

افراد مورد اعتماد نظام حتی اگر درپی یک درگیری عادی بر روی مردم اسلحه کشند، از نگاه قوه قضاییه حتما کارشان “دفاع مشروع” است.

اما دفاع مشروع افرادی چون نازنین فاتحی (دختر نوجوانی که برای دفاع از خود و برادر زاده ١٥ ساله اش که مورد تعرض و حمله سه مرد قرار گرفته بودند، با مهاجمین درگیر شده و این درگیری منجر به فوت یکی از مهاجمین گشت) حتی اگر مورد قبول دادگاه قرار گیرد، سال ها طول می کشد.

اخیرا هم تهدیداتی برای متهم کردن میرحسین موسوی و مهدی کروبی از رهبران مخالفان نتایج انتخابات ریاست جمهوری دوره گذشته به محاربه آغاز شده است.

نکته دیگر آن که مطابق ماده ٢٨٦ قانون مجازات اسلامی، هر کس به طور گسترده مرتکب جرایمی از قبیل اقدام علیه امنیت ملی و نشر اکاذیب شود، به گونه ای که موجب اخلال در نظم عمومی کشور شود، مفسد فی الارض محسوب و به اعدام محکوم می شود.

مطابق این ماده، قضات قوه قضاییه می توانند نوشته ها و یا تحلیلی هایی را که به مذاقشان خوش نیامده و یا مخالف تفکر رسمی حکومت باشد، “نشر اکاذیب” محسوب کرده و حکم اعدام نویسنده اش را صادر کنند.

هم چنین طرح موضوعات تابوشکن نیز چنان چه از منظر دادگاه موجب اخلال در نظم عمومی کشورشود، می تواند حکم اعدام را متوجه نویسنده مطلب کند.

چنین است که با سیاست یک بام و دو هوا قوه قضاییه، نه تنها فعالان سیاسی و مدنی، بلکه حتی نویسندگان، تحلیل گران و خبرنگاران نیز از اتهام افساد فی الارض و محاربه ایمن نیستند و در عوض محاربان و مرعوب کنندگان تحت لوای “دفاع مشروع” از هرگونه محاکمه و مجازاتی مصونیت دارند.

No responses yet

Jan 13 2014

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی: پیامبر دستور قتل شاعران مبتذل را صادر کرده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,مذهب

دیگربان: حسن رحیم‌پور ازغدی٬ عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی یکسان دانستن هنرمند «ارزشی» و «غیر ارزشی» را «کاسبی» دانسته و گفته پیامبر اسلام دستور به قتل شاعران «مبتذل» داده بود.

به گزارش خبرگزاری مهر٬ آقای رحیم‌پور ازغدی پنجشنبه گذشته طی سخنانی در سینما «فلسطین» تهران این مطالب را بیان کرده است.

وی در تشریح این نکته که اسلام بین هنرمند «ارزشی» و «غیر ارزشی» تفاوت قائل است٬ به روایتی از تاریخ اسلام درباره قتل شاعران «مبتذل‌گو» به دستور پیامبر اسلام متوسل شده است.

رحیم‌پور ازغدی گفته «پیامبر هم بعد از فتح مکه همه را بخشید به جز شاعرانی که شعر مبتذل و توهین‌آمیز حتی در مورد بدن و چهره زنانی که به اسلام پیوسته بودند می‌سرودند.»

وی افزوده «پیامبر در مورد این‌ها {شاعران} گفت هر جا که هستند آن‌ها را به قتل برسانید ولو اینکه به پرده کعبه آویخته باشند.»

ازغذی بی‌آنکه به نام حسن روحانی اشاره کند٬ افزوده «می‌گویند هنر به ارزشی و ضدارزشی تقسیم نمی‌شود و هنرمند ارزشی و غیرارزشی هم نداریم، یکی کردن این‌ها کاسبی است.»

حسن روحانی هفته گذشته در دیدار با گروهی از هنرمندان گفت تقسیم بندی هنرمند «ارزشی» و «غیرارزشی» را قبول ندارد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .