اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'تروریزم'

Nov 04 2014

افشاگری پدر یکی از قربانیان اسیدپاشی در اصفهان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خبر1: ناصر جورکش، پدر سهیلا جورکش یکی از قربانیان اسیدپاشی در اصفهان فاش ساخت مأموران انتظامی وی را تهدید کرده بودند که موضوع حمله اسیدپاشان به دخترش را نباید اطلاع رسانی عمومی کند.
وی گفت: عوامل اسیدپاشی دو نفر موتورسوار بودند که توسط یک خودرو ”پیکان سفیدرنگ“ همراهی میشدند. این پیکان سفیدرنگ، «پشت سر موتور حرکت میکرده و به نوعی حالت مراقبت از آنها را برعهده داشته است».

سهیلا جورکش، غروب نهم مهرماه در محدودهی ”میدان بزرگمهر“ اصفهان در حالیکه در اتومبیل خود نشسته بود و با مادرش تلفنی صحبت میکرد، مورد حملهی اسیدپاشی قرار گرفت. او در اثر این حمله، با آسیبهای جدی از جمله از بین رفتن کامل یک چشم و بخش بزرگی از بینایی چشم دیگرش روبه رو شده است.

No responses yet

Nov 03 2014

یکی از همراهان قاسم سلیمانی در عراق کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دیگربان: حمیدرضا زمانی یکی از همراهان قاسم سلیمانی در جریان عملیات آزادسازی منطقه «جرف الصخر» در استان «بابل» عراق کشته شد.

ایرنا «زمانی» را یکی از اعضای گروه «مدافعان حرم» حضرت زینب معرفی کرده‌ است٬ اما برخی سایت‌های محافظه‌کار محل کشته شدن وی را منطقه «جرف الصخر» عراق اعلام کرده‌اند.

آن‌طور که این سایت‌ها گزارش کرده‌‌اند «زمانی» از ۴۵ روز پیش برای جنگ با گروه «داعش» به عراق اعزام شده بود.

زمانی در منطقه‌ای کشته شده که هفته گذشته تصاویری از قاسم سلیمانی در این منطقه {جرف الصخر} در فضای مجازی منتشر شده بود.

علت حضور سلیمانی در این منطقه فرماندهی عملیات «عاشورا» برای آزاد‌سازی مناطقی از شمال استان بابل اعلام شده بود.

پیکر این عضو سپاه پاسداران شامگاه چهارشنبه (هفتم آبان) در مسجد ارک تهران تشییع و روز پنجشنبه در «بهشت زهرای» تهران به خاک سپرده شد.

خبر کشته شدن این عضو سپاه در عراق هم‌زمان با انتشار گزارش‌هایی از ربوده شدن یکی دیگر از همراهان قاسم سلیمانی از سوی «داعش» در منطقه «جرف الصخر» منتشر شده است.

برخی سایت‌های داخلی در ایران به نقل از یک سایت عراقی خبر ربایش این همراه سلیمانی را منتشر کرده‌اند. سلیمانی از چند روز پیش بار دیگر به ایران بازگشته است.

No responses yet

Nov 03 2014

رادان: بزرگ‌نمایی بیش از حد اسیدپاشی بدتر از اصل قضیه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: احمدرضا رادان، رئیس مرکز مطالعات راهبردی نیروی انتظامی، می‌گوید که «بزرگ‌نمایی بیش از حد» اسیدپاشی‌های اصفهان، بدتر از «قضیه» اسیدپاشی بوده و مورد «سوءاستفاده دشمنان» قرار گرفته‌است.

به گزارش خبرگزاری ایلنا، احمدرضا رادان روز یک‌شنبه ۱۱ آبان گفت که دستگاه‌های امنیتی کشور «با دقت و سرعت لازم» اسیدپاشی‌های اصفهان را بررسی و به زودی عاملان این حادثه را دستگیر می‌کنند.

وی اضافه کرد: «یک موضوع بدتر در این قضیه وجود داشت و آن هم بزرگ‌نمایی بیش از حد بود که مورد سوءاستفاده دشمنان قرار گرفت.»

در هفته‌های گذشته تعدادی از مسئولان ایران نسبت به نحوه انعکاس اخبار اسیدپاشی در رسانه‌های ایران و همچنین مرتبط دانستن این حوادث با «امر به معروف و نهی از منکر» انتقاد کرده‌اند.

با وجود عدم بازداشت عامل یا عوامل اسیدپاشی در اصفهان، برخی مقامات جمهوری اسلامی با قاطعیت تاکید می‌کنند که اسیدپاشی‌های اخیر ارتباطی با موضوع حجاب و «امر به معروف و نهی از منکر» ندارد.

محمدحسن ابوترابی فرد، نایب رئیس مجلس ایران، روز شنبه ۱۰ آبان گفته‌است: «بررسی‌ها نشان می‌دهد اسیدپاشی در اصفهان یک اقدام سازمان‌یافته تیمی نبوده و از سوی فردی که ضدیت و معاندت با نظام اسلامی و ارزش‌های اسلامی داشته، انجام گرفته‌است.»

به گزارش خبرگزاری ایرنا وی درعین حال تصریح کرد: «بنابراین شناسایی این موضوع زمان‌بر بوده و قوای سه‌گانه نیز شناسایی مجرم یا مجرمان را در دستور کار خود قرار داده‌اند.»

صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضاییه ایران، ۴ آبان ضمن انتقاد از مرتبط دانستن اسیدپاشی‌های اصفهان با «امر به معروف» گفته بود: «برای برخی از رسانه‌های داخلی متاسفم که این کار را انجام می‌دهند».

روز جمعه ۹ آبان برخی از ائمه جمعه در ایران، اسیدپاشی‌ها را «توطئه دشمن» برای تخریب طرح حمایت از «آمران به معروف و ناهیان از منکر» خوانده و خواستار مجازات عاملان اسیدپاشی‌ها و همچنین رسانه‌هایی شده بودند که اسیدپاشی‌ها را به طرح امر به معروف و نهی از منکر نسبت داده‌اند.

اکبرهاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران، روز یک‌شنبه ۱۱ آبان «اعمال زشت» افرادی را که امنیت روانی جامعه را برهم می‌زنند، نکوهش کرد.

به گزارش وب‌سایت آقای هاشمی رفسنجانی، وی گفت: «امیدواریم کسانی که سلامت یک انسان و به خصوص یک زن را برای همیشه از وی می‌گیرند، شناسایی و به سزای اعمال خود برسند.»

به گزارش خبرگزاری ایرنا روز شنبه دهم آبان، میثم جهانی‌پور، قهرمان رزمی‌کار استان البرز، یکی از مدال‌های طلای خود را که در مسابقه‌های جهانی هنرهای رزمی ۲۰۱۴ در شهر استانبول ترکیه کسب کرده بود، به سهیلا جورکش، از «قربانیان» اسیدپاشی اصفهان اهدا کرده‌است.

روز ۵ آبان نیز مهتاب کرامتی، حمید فرخ‌نژاد، جعفر پناهی و محسن امیریوسفی، از سینماگران مشهور ایران، با حضور در بیمارستان با سهیلا جورکش دیدار کرده بودند.

سهیلا جورکش در اثر اسیدپاشی، بینایی چشم راست خود را از دست داده و چشم چپ او نیز کم‌بینا شده‌است.

No responses yet

Nov 03 2014

هر چی می کارم مال من

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

محمد نوری‌زاد: یک: می گویم: این جریان اسید پاشی در اصفهان، در هر کجای دنیای فهم اگر رخ داده بود، از بالا تا پایین نظام و دولت و بیت رهبری و اعوان و انصار حکومت را پایین کشیده بود و به دادگاه سپرده بود. بله به ” دادگاه ” سپرده بود. نه به دستگاهی که با همه ی هیاهویش، زیر پای همین اسید پاشان حزب اللهی و امام جمعه های بی خرد و آیت الله های تحریک کننده و اصطبل نشینان لایحه پرداز و غارتگریِ سرداران سپاه و دزدی های رسمی حکومت از مردم، فرش می شود پت و پهن.

می گویم: رگِ هیبتِ این اسید پاشی ها و به خیابان ریختن های وحشیانه و از دیوار سفارتخانه ها بالا رفتن، مستقیماً از بیت رهبری خون می گیرد. چرا که اگر بیت رهبری را با این وحشی گری ها نسبتی و الفتی نبود و نیز احتمالاً مخالفتی، به یک تشرِ جناب رهبر و به یک خیزِ برادران، طومارش برچیده می شد چه جور! مثل طومار آزادی و حق مردم که توسط رهبر و خیز سه گامِ برادران برچیده شده است چه جور! می گویم: کارهایی شبیه اسید پاشی و تجاوز گروهیِ بسیجیان به بانوان یک مجلس عروسی در خمینی شهر، هرگز به سرانجام حقوقی نرسیده اند و نخواهند رسید.

می گویم: این حادثه ها، استحکامِ بساط حاکمیت را ممکن می سازند. و حاکمیت، قرار نیست با مشخص کردن و به مجازات رساندن عاملان، سربازان خود را یک به یک از دست بدهد. می گویم: آهای ای داعشی های عراق و سوریه، بیایید اینجا برای گذراندن یک دوره ی فشرده یِ آدمخواری به سبکِ حاکمان ما! شما را به خدا توجه کنید به سخنِ عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس که گفته: اسید پاشان از سرویس های امنیتی بیگانه خط می گیرند.

دو: من از روز چهار شنبه، محل قدمگاهم را تغییر خواهم داد و در مقابل کانون وکلا در میدان آرژانتین – ابتدای خیابان زاگرس – قدم خواهم زد و با خانم نسرین ستوده و آنچه که ایشان بدان معترض است، همصدا خواهم شد. گرچه از همانجا بر سرِ سرداران سپاه فریاد خواهم کشید: اگر باورتان بر این است که دزد نیستید، اموالی را که از خانه ی من برداشته اید و برده اید، پس بدهید.

سه: در میدان پاستور، بند های تن پوشم را می بستم که یک موتور سوار آمد با کلاهی بر سر. چهل ساله می نمود. صورتی پر گوشت داشت و قامتی متوسط. گفت: محل کار من همین اطراف است. اجازه می دهید آیا در اطراف شما پرسه بزنم تا اگر مشکلی برای شما پیش آمد، یاری تان کنم؟ گفتم: نه. هرگز. نمی خواستم در آن مکان به شدت امنیتی برای کسی دردسر درست شود.

چهار: رفتم و به تقاطع انتهای خیابان پاستور رسیدم. به جایی که پنج متر آنطرفترش ایست بازرسی است و نگهبانان در آنجا سخت در تکاپویند. مردی سی و پنج ساله را دیدم که بر ترک یک موتور نشسته بود و با انگشت مرا نشان می داد و با صدای بلند داد می زد: ببین خودت را به چه روز انداخته ای؟ و بلند تر داد زد: هر که با آل علی در افتاد، ور افتاد. با خود گفتم: این آل علی هم عجب دکانی تاریخی آراسته اند برای بی بخاران و بی بُنیه گان و مفت خورها. دکانی که همچنان پای برجاست. چاه های نفت تمام می شوند اما رونق این دکان همچنان پای برجاست.

پنج: افرادی که از پست نگهبانی عبور می کنند و به داخل می روند، هر یک به نوعی با دولت و دولتمردان سرو کار دارند. در اینجا چه حق ها که ناحق نشده. وچه فتنه ها و غارت هایی که سامان داده نشده. با امضای دولتمردان، میلیاردها پول مردم در اینجا به هر کجا سرازیر شده است. می گویم: خدا وکیلی برای این که ما به همینجایی برسیم که اکنون هستیم، چه مقدار باید پول خرج می شد؟ با اطمینان می گویم: یک هزارم پولی که در این سالهای اسلامی دست به دست شده. پس مابقی پول ها آیا به کجاها سرازیر شده؟ باز با اطمینان می گویم: به جاهایی که هیچ نسبتی با تعلقات باطنی مردم و تعلقاتِ نسل های بر نیامده ی ما ندارند.

شش: شاید کمی زود تر به محل قدمگاه رسیده بودم. هنوز پاسداران یونیفورم پوش نیامده بودند. کمی بعد اما آمدند. برایشان دست بالا بردم. آنها نیز سری تکان دادند. من با اینها طرف نیستم. اینان همگی مستخدمانِ سردارانِ پف کرده اند. رطوبتی از حرامخواریِ آنان نیز به اینها نمی رسد.

هفت: افسر با ادب کلانتری و سروان خوش رویِ قرارگاه نبی اکرم نیز آمدند. دو ترکه، سوار بر موتور. افسر با ادب کلانتری آمد و دست داد و با تبسم گفت: من با خودم گفتم روز شنبه یک تعهدی از شما گرفته اند و رفته اید و دیگر بر نمی گردید و ما یک نفسی می کشیم و یک چند روزی راحتیم از دست شما. گفتم: بله، کاغذ آوردند که من تعهدی بنویسم اما ننوشتم. و گفتم: تعهد بدهم که چه؟ که حقم را نادیده بگیرم؟ و سکوت کنم؟

هشت: نم نم باران شروع شد. پاسدار لاغر و کاپشن پوش آمد با کلاهی سپید بر سر. برایش دست بالا بردم. لبخندی زد و با خم کردن سر پاسخم داد. این مأمور، مراقب اطراف است و تیز می رود سراغ کسانی که می ایستند و با من سخن می گویند یا در همان حوالی پرسه می زنند.

نه: مردی سی و هفت هشت ساله و خوش روی و کمی فربه، آمد و آغوش گشود و بوسه داد و بوسه گرفت. چه غش غشی بود با کلامش. ذوق می کرد چه جور. روز نخست نیز آمده بود. منتها کمی دیر. که مرا زده بودند و برده بودند. این مرد، یک ماهی است که از بلژیک به ایران آمده است. پیش از این نیز سه بار در قدمگاه اطلاعات به دیدنم آمده بود. داستانی را برای دومین بار برایم تعریف کرد. این که: مورچه ها حمله کردند و از سرو کول یک فیل مزاحم بالا رفتند. جوری که رنگی فیل اگر خاکستری بود، سیاه شد. فیل اما به یک تکان همه را پایین ریخت. جز یکی که به گردن فیل چسبیده بود و ول نمی کرد. همگانِ مورچگانِ فرو ریخته شروع کردند به شعار دادن. این که: مملی خفه ش کن. مملی خفه ش کن. و کنایه ی این داستان را به منِ نوری زاد نسبت داد. گفت: ما همه فرو ریختگانیم و شما تنها کسی هستید که چسبیده اید به گردن فیل و ما همگی از شما انتظار داریم طرف را خفه کنید و فرو بیندازیدش.

ده: دیروز شاید برای صدمین بار بود که تصنیف ” بوی گندم ” داریوش عزیز را می شنیدم. باورم بر این است که: این اثر، هیچگاه فرسوده و پیر نمی شود. تا ظلم و غارت هست، این اثرِ شکوهمند هست و به شیواترین شیوه، سخنش را باز می پراکند. با اجازه ی داریوش عزیز، و با اجازه ی بر آورندگان این اثر فاخر، آن را در سایت خود گذاردم تا بگویم: سخنِ باطنیِ این اثر، سخن همه ی غارت شدگان است. اما زودا که بخوانیم: بوی گندم مال من هرچی می کارم مال من. درست برخلاف سیره ی جاری که: بوی گندم مال من، هرچی می کارم مال تو!

یازده: نم نم باران کمی شدت گرفت. افسر با ادب کلانتری و سروان خوش روی را دیدم که در همان تقاطع پناه برده بودند به زیر سقف مغازه ای که یک زمانی مغازه ای بوده برای خودش. اغلب خانه ها و مغازه های اطراف را خریده اند و به دارایی های نهاد ریاست جمهوری و بیت رهبری افزوده اند. این دو افسر آمده بودند تا از نزدیک و مستقیماً شاهد هر اتفاق و حادثه باشند. حوزه ی مأموریت شان بود و ظاهراً حادثه ی روز نخست حسابی به پرو پای شان پیچیده بود. به جرأت می گویم: نود و نه درصد کارکنان و افسران و درجه داران نیروی انتظامی مطلقاً دل خوشی از سپاه و بسیج و تحکم های خارج از قانون این جنابان ندارند.

دوازده: یک مرد نسبتاً فربه با صورتی پر از ریش، از شمال تقاطع به جنوبش می رفت. مردی ریز نقش و نا بینا که دستاری به سر بسته بود، بازوی مرد فربه را گرفته بود و پا به پای او پیش می رفت. مرد ریز نقش نابینا بود. و هردو شهرستانی. احتمالاً از دفتر ارتباطات مردمیِ نهاد ریاست جمهوری بیرون آمده بودند. پرونده ای زیر بغل مرد نابینا بود.

سیزده: آقای علایی را دیدم که پشت فرمان بود و می رفت به سمت خیابان خورشید. این آقای علایی که همه ی عمرِ کاری اش را در نهاد ریاست جمهوری گذرانده و بنا به گفته ی خودش اکنون باز نشسته شده بود، برادری دارد کاملاً شبیه خودش. سالها این برادر، مدیر گروه کودک سیما بود و آشنایی ما از همانجا شروع می شد. هر دو ریز نقش و قامت کوتاه. با سرو رویی که اکنون سپید شده بود و جای مهری بر پیشانی. آقای علایی آمد و پیش پای من توقف کرد و نگاهی به هیبت سپید پوش من انداخت. بعد از سلام و احوال پرسی به وی گفتم: آقای علایی، نمی دانم کل مجموعه ی ریاست جمهوری در اندازه ای هست که اموال مرا از سپاه بگیرد و به من باز بگرداند؟ و خودم پاسخ دادم: من که مطلقاً این شهامت را و این جُربزه را در نهاد ریاست جمهوری نمی بینم. که چیزی را از سپاه بخواهد و سپاه مثلاً اطاعتش کند.

علایی گفت: من کاره ای نیستم. مدتی است که باز نشست شده ام. اکنون نیز می روم اینجا بنیاد عفاف و حجاب. شاید بِدَر رفتنِ چارچوب سخن از اینجا شروع شد که من گفتم: ما هر بلایی که به سرمان می آید از همین بنیاد های بی بنیاد است. حجاب و عفاف یک امر درونی و باورِ فردی است. بخشنامه ی نظامی نیست که ما به حکمِ حکومتی موکولش کرده ایم. نگاه متفاوتی به من کرد و گفت: آقای نوری زاد، حرف های تازه ای از شما می شنوم. آن روزهایی که می آمدی پیش ما از این حرف ها نمی گفتی. گفتم: من در آن ایام جاهل بودم. نمی فهمیدم. می ترسیدم. یا به همان حقوق سرِ برج طمع داشتم. اما از وقتی دیدم این آقایان با آقا زادگانشان سر می برند و سرمایه های ما را تباه می کنند و بالا می کشند، حسابم را از حسابشان جدا کردم و نخواستم امضایم پای این دیو سیرتی ها باشد. و گفتم: شما نیز اگر در برابر این فاجعه ها سکوت کنید حتماً در تک تک شان سهیم هستید بلاتردید.

علایی گفت: من تکلیفم روشن است. خدا را بابت این که مرا هدایت کرده سپاس می گویم. این شما هستی که باید تکلیفت را با آمریکا و اسراییل روشن کنی. حرف هایی که می زنی حرف آمریکا و اسراییل است. گفتم: من مگر مزدی از آمریکا و اسراییل می گیرم؟ گفت: بدتر، بی مواجب، همانی را می گویید که آنها می خواهند. گفتم: من اگر می گویم: رهبر نباید پول مردم را بردارد و بدهد به سوریه و فلسطین آیا حرف آمریکا و اسراییل را می زنم؟ و یا اگر می گویم: رهبر با مردم یکی است در برابر قانون آیا این حرف حرف آمریکا و اسراییل است؟

گفت: شما سابقاً آنجور بودی و حالا اینجور. از کجا معلوم فردا طور دیگر نشوی؟ گفتم: من امروز زیر علَمِ کسی و جریانی نیستم که فردا با چپ و راست شدن اوضاع موضعم تغییر کند. من امروز سخن از انسانیت و حقوق فردی و جمعیِ مردم می گویم که تغییر ناپذیرند. گفت: خدا را شکر که من به هدایتی رسیده ام که مثل شما از این شاخه به آن شاخه نمی شوم. خط من خط ولایت است. گفتم: شما به این خاطر خودتان را هدایت شده می دانید که شاخص هدایت را بر قامت خودتان تنظیم شده می بینید و دیگران را با همان شاخص ارزیابی می کنید.

با علایی که صحبت می کردم، گویا با خودِ سابقِ خویش سخن می گفتم. که البته بی فایده بود. او کاملاً خودِ سابقِ من بود. بی هیچ فرصتی برای تغییر. بی هیچ مفرّی برای آگاهی. به علایی گفتم: اجازه بدهید این پوسته ای که بر ذهن و باورتان نشسته یک هوایی بخورد. وگرنه سرداران سپاه با امضای بی خبری شما از اسکله های رسمی و غیر رسمی شان هرچه می خواهند قاچاق می کنند به اسم امام زمان.

چهارده: تا رهگذران به عکس میرحسین و کروبی و رهنوردِ تن پوشم خیره می شدند، بر می گشتم تا از تماشای جمال روح الله حسینیان، این داعشیِ سفت و سخت نظام اسلامی بی نصیب نمانند.

پانزده: در تقاطع، دو تابلوی عمودی از سخنان رهبر نصب کرده اند. یکی در ضلع شمالی و یکی در ضلع جنوبی. بر تابلوی ضلع شمالی این سخن رهبری می درخشد: هدف از عملیات روانی دشمن، تضعیف روحیه ی ملت ایران و نشانه ای از استیصال دولتمردان آمریکایی است. و بر تابلوی ضلع جنوبی این است: فرهنگ یک جامعه اساس هویتِ آن جامعه است. می گویم: معنای این دو شعارِ پوک را آن وقتی بهتر می فهمیم که ویرانه های سوریه و عقب ماندگی های کل کشورمان را به آمریکایی ها نسبت بدهیم، و یا فرهنگ و هویت مان را در حوزه ی دست پروردگانی ارزیابی کنیم که مثل بابک زنجانی، مستقیماً بنا به دستور آقا مجتبی خامنه ای، و با گسیل آدم هایی مثل حیدر مصلحی – وزیر اطلاعات سابق – برای بلعیدن ذخایر پولی ما حریص می شدند و اکنون نیز حریص اند با همه ی استعدادشان.

شانزده: پیرمردی لاغر با پوشه ای در دست به دنبال دفتر رهبری می گشت. از اصفهان آمده بود. هفت سال و ده ماه سابقه ی جبهه داشت. راست می گفت. کارت ایثارگری اش را در آورد و نشانم داد. پسرش بیکار بود. پسرش مهندس نفت بود. پسرش در نانوایی کار می کرد. پسرش متآهل بود و یک بچه داشت. پسرش جوان بود. پسرش ایرانی بود. آمده بود کاری برای پسرش دست و پا کند. زیرک ترها، بارگندم را برده بودند و بویش را برای پسرش وا نهاده بودند. حالا آمده بود از همان گندم های برده شده مقدارکی برای پسرش باز پس بگیرد. اگر که می توانست. و اگر که تحویلش می گرفتند. شاید پسرش در همین نزدیکی ها بخروشد: بوی گندم مال من هر چی می کارم مال من.

محمد نوری زاد
بیست و نهم مهر نود و سه – تهران

No responses yet

Nov 02 2014

قیمت زن در اسلام ناب داعش بالاتر از قیمت زن در حکومت سید علی گدا: داعش قیمت فروش زنان را اعلام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: داعش زنان غیر مسلمان اعم از مسیحی و ایزدی را به دید غنایم جنگی می‌نگرد و هرکدام را با قیمت خاصی به فروش می‌رساند.

شفقنا به نقل از البلد نوشت: رسانه‌های گروهی عربی و بین‌المللی در مدت اخیر اقدام به انتشار برگه‌ای با مهر رسمی داعش کردند که در آن قیمت زنان اسیر مسیحی و ایزدی ذکر شده است.

قیمت اسیران زن با توجه به سن آن‌ها به این ترتیب آمده است:

تمام کودکان اعم از دختر و پسر یک تا 9 سال، 200 هزار دینار

دختران از سن 10 تا 20 سال، 150 هزار دینار

زنان از سن 20 تا 30 سال، 100 هزار دینار

زنان از سن 30 تا 40 سال، 75 هزار دینار

زنان از سن 40 تا 50 سال، 50 هزار دینار

در پایان، بر کُشتن افرادی که از این قیمت‌های پیروی نکنند تاکید شده و خرید بیش از سه زن ممنوع اعلام شد.

No responses yet

Oct 31 2014

غلامعلی صادقی٬ دادستان مشهد اعلام کرد: بازداشت‌شدگانی که همچنان به اسیدپاشی‌ها معترض باشند٬ در زندان خواهند ماند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: غلامعلی صادقی٬ دادستان انقلاب مشهد گفته تجمعات برگزار شده در اعتراض به اسید‌پاشی‌ها به دعوت «دشمن» بوده و بازداشت‌شدگانی که به اعتراض خود اصرار دارند در زندان به‌سر می‌برند.

آقای صادقی با تائید گزارش‌ها درباره بازداشت تعدادی در جریان برگزاری تجمعات اعتراضی گفته افراد پشیمان از شرکت در این تجمعات آزاد شده‌اند.

این مقام قضایی اعلام نکرده که معترضان به اسید‌پاشی‌ها به چه اتهامی بازداشت و در زندان نگهداری می‌شوند.

در اعتراض به ناتوانی نهاد‌های امنیتی در بازداشت عامل یا عاملان اسید‌پاشی‌های اصفهان تجمعاتی در برخی شهر‌های ایران برگزار شده که برخی از آن‌ها با دخالت پلیس به خشونت کشیده شد.

مقام‌های امنیتی و قضایی تائید کرده‌اند در جریان این تجمعات «غیرقانونی» گروهی را دستگیر کرده و با تجمعات دیگر هم برخورد خواهند کرد.

در حاشیه پرونده اسید‌پاشی‌های اصفهان دست‌کم ۶۰ نفر از جمله پنج خبرنگار و عکاس بازداشت شده‌اند و تعدادی از آن‌ها همچنان در بازداشت به‌سر می‌برند.

دادستان قزوین هم جرم کسانی که با پاشیدن آب قصد شوخی و مزاح دارند را سه ماه تا یک سال حبس و ۷۴ ضربه شلاق اعلام کرده است.

No responses yet

Oct 31 2014

عیسی سحرخیز: شکل دادن دشمن جدید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: حدس من این است که هاشمی رفسنجانی وقتی قلم به دست گرفت تا نامه ای برای پادشاه عربستان بنویسد و خواستار توقف اعدام شیخ نمرباقر النمر، روحانی زندانی شیعه شود، به گونه ای خاطرات سه دهه روابط پر فراز و نشیب تهران و ریاض را با خود مرور می کرد؛به ویژه آن رویداد مهم سال ١٣٦٥ که پیامد آن فاجعه ی خونبار مرداد ماه ٦٦ بود و سخنان بسیار تند آیت الله خمینی خطاب به سران سعودی.

حال که مرحوم آیت الله العظمی منتظری بین ما نیست شاید هیچ مقامی در ایران چون آیت الله رفسنجانی از پشت پرده ی روابط سیاسی ایران و عربستان آگاه نباشد و چون او درک نکند که اوج گیری دوباره ی تنش بین دو کشور چه پیامدهای سنگینی می تواند در پی داشته باشد که “جنگ نفت” کمترین آن ها خواهد بود.

رویدادهایی چون انفجار پایگاه نظامی الخبر در سال های آخر ریاست جمهوری رفسنجانی که در پی آن انگشت های اتهام به سوی ایران نشانه رفت و بهانه ی لازم به دست آمد تا بیش از ٤٠٠ مرکز نظامی، راهبردی و زیرساخت های صنعتی و اقتصادی ایران هدف بالقوه ی موشک های تهاجمی غرب قرار گیرد؛ و اگر پیروزی سید محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ١٣٧٦ نبود و سران ریاض به نشانه ی حسن نیت در برابر دولت اصلاحات در برابر نتایج تحقیقات کوتاه نمی آمدند و با برنامه ی حملات نظامی تلافی جویانه ی آمریکا و متحدانش مخالفت نمی کردند، بدون شک تاریخ دوران اخیر ایران به گونه ای دیگر رقم می خورد.

لابد با بازخوانی چنین بحران هایی بوده است که رفسنجانی برغم تمام جوسازی های جریان اقتدارگرا، دست به قلم شد و بی خیال فشارهای تبلیغاتی ستیزه جویان داخلی، خطاب به ملک عبدالله تاکید کرد که جلوگیری از اجرای حکم اعدام شیخ نمرباقر النمر “باعث یأس تفرقه‌افکنان و تقویت وحدت شیعه و سنی در جهان اسلام خواهد شد” و از این رو “انتظار می‌رود در این برهه که فتنه‌ها کیان امت اسلامی را نشانه گرفته، عدم اجرای حکم آیت‌الله شیخ نمر باقر النمر، تفرقه‌افکنان را مأیوس ‌کند و باعث تعامل و حل مشکلات جهان اسلام ‌شود. مسلمانان اتخاذ چنین تصمیمی را از جناب‌عالی انتظار دارند.”

اگرچه روابط جمهوری اسلامی و کشورهای عرب جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی پس از انقلاب 22 بهمن ایران به شدت تیره شد و تجاوز صدام حسین به خاک ایران و حمایت مالی و نظامی اکثر قریب به اتفاق کشورهای عرب از رژیم بعث عراق بر تیرگی آن هرچه بیشتر افزود، اما جنایت هولناکی که در غروب روز نهم مرداد ١٣٦٦ ( ششم ذیحجه) در شهر مکه، پس از راهپیمایی مراسم برائت از مشرکین روی داد، اوج تنش در روابط تهران و ریاض و عامل بیان سخنان تند و غیرقابل انتظار آیت الله خمینی علیه “حاکمان حجاز” بود:

“اگر ما از مسئله قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگر ما از همه كسانى كه به ما بدى كردند بگذريم، نمى‏توانيم [از] مسئله حجاز بگذريم. مسئله حجاز يك باب ديگرى است، غير [مسائل] ديگر”.

بازخوانی تاریخ نشان می دهد که این رویداد خونین ریشه در ماجراهای پیدا و پنهان مراسم حج سال ٦٥ داشته است و جاسازی وانتقال مواد منفجره در ساک های زوار بی گناه و از همه جا بی خبر حجاج “نجف آباد”، توسط جریان های تندرویی که در پی صدور فیزیکی انقلاب در خارج از ایران بودند و ایجاد نمونه های مشابه جمهوری اسلامی در اقصی نقاط جهان.

این سالی است که میرحسین موسوی در ایران نخست وزیر است و سید علی خامنه ای رئیس جمهور و آیت الله خمینی رهبر ایران. این یکی از ماجراهایی است که باعث اعتراض آن زمان نخست وزیر وقت می شود و در بالاترین سطوح کشور تنش سیاسی ایجاد می کند و در پی آن موجب دخالت مستقیم آیت الله خمینی می شود و به ظاهر آتش اختلاف ها خاموش می شود، اما گدازه های آن زیر خاکستر می ماند تا دو دهه بعد، که بار دیگر در انتخابات سال ٨٨ شعله ور گردد.

در آن سال قرعه به نام من و یکی از دوستان همکار در خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا) افتاد تا به عنوان خبرنگار برای پوشش اخبار و گزارش های مراسم حج به عربستان سفر کنیم، اما طبق معمول مقام های سعودی روی خوش به روزنامه نگاران نشان نمی دادند و از این رو در آخرین ساعات، در شرایطی که تنها چند ساعتی به آخرین پروازهای تهران-ـ جده باقی مانده بود، روادید سفر ما دو نفر را صادر کردند؛ سفری استثنایی و پرهیاهو.

غروب که آخرین پرواز ایران ایر به عربستان در فرودگاه بین المللی جده نشست و پس از بازرسی های شدید و طولانی وارد محل اسکان موقت زوار کشورهای مختلف شدیم برای عزیمت به سوی مکه و مدینه، دشداشه نخریده و لباس عوض نکرده، یکی از همکاران مستعفی خبرگزاری به من نزدیک شد و خبر آورد که “تمام زوار یک گروه نجف آبادی به دلیلی نامعلوم دستگیر و در داخل فرودگاه در شرایط بسیار بد حبس شده اند.”

پرس و جوها موید این رویداد بود، اما هیچ مقام رسمی عربستان حاضر نبود در مورد آن سخن بگوید و رسانه های رسمی سعودی نیز طبق دستور، سیاست سکوت را دنبال می کردند. وضعیت ارتباطی با خارج هم به گونه ای بود که نمی شد از فرودگاه با ایران تماس تلفنی داشت و خبر را مخابره کرد یا اطلاعات محتمل را از دفتر مرکزی در تهران دریافت کرد.

راه آخر این بود که با وجود ممنوعیت خروج از فرودگاه و ورود به شهر جده، خود را به این شهر توریستی برسانیم و به تلفن بین المللی دسترسی پیدا کنیم. پنهان شدن در خودروی حامل شام و مواد غذایی مسوولان دولتی ایران مستقر در فرودگاه، تنها راه موجود برای رفتن به شهر بود و به احتمال زیاد از خیر مراسم حج گذشتن. این کاری بود که با موفقیت انجام شد.

تا به جده برسیم و از محلی مناسب با دفتر تهران تماس بگیریم، روز اول سفر به پایان رسیده بود و بامداد روز بعد بود و شروع به کار شیفت شب خبرگزاری به سردبیری “احمد. خ”. از سر اتفاق احمد آن زمان روزها نیز در دفتر نخست وزیر وقت کار می کرد و به صورت شبانه روزی دسترسی مستقیمی به میرحسین موسوی داشت.

پیامد مخابره ی خبر پخش آن در بخش ساعت شش رادیو بود و اعلام این موضوع که دولت عربستان به دلایل نامعلوم تعدادی از زوار ایرانی را دستگیر کرده است. تازه در پی خوانده شدن این خبر بود که سکوت رسانه های رسمی سعودی شکسته و اعلام شد که افراد دستگیر شده با خود مواد منفجره حمل می کرده اند و آن ها را در ساک های خود جاسازی کرده بودند؛ ادعایی شگفتی آور، آن هم در مورد زواری روستایی یا شهرستانی که بسیاری از آنان بالای پنجاه سال سن داشتند و افراد جوان در میان آن ها اندک بود.

با پخش این اخبار از یک سو نگرانی ها در جمع ایرانیان بالا رفت و از سوی دیگر هراس مقام های امنیتی و نظامی عربستان چندبرابر شد، چون احتمال می دادند که زوار دیگری توانسته باشند محموله های دیگری از مواد منفجره ی جاسازی شده را به مکه و مدینه انتقال داده باشند؛ آن هم در شرایطی که چون روزهای منتهی به انقلاب ایران، شعارنویسی با رنگ و اسپری بر روی دیوارها و پایه های پل ها در مکه و مدینه مشهود بود؛ امری که به نوعی حکومت نظامی محسوس در این دو شهر زیارتی انجامید و استقرار گسترده نیروهای مسلح و ادوات جنگی در کوچه و خیابان، به ویژه در ساعت های پایانی شب.

این وضعیت ادامه داشت و دائم هم بدتر می شد تا به روز مراسم برائت از مشرکین نزدیک شدیم. اوایل روز بود که در بعثه ی مکه خبر پیچید که مقام های نظامی عربستان زوار را به بیابان های اطراف شهر برده و مواد همراه آنان را منفجر کرده اند. در اواسط روز نیز خبر رسید که اغلب اعضای کاروان پس از مشاهده ی آن انفجارهای هولناک آزاد شده و تنها چند جوان مشکوک در زندان باقی مانده اند.

ساعتی بعد افراد آزاد شده ی این گروه صد و ده بیست نفره، رنجور و بیمار، وحشت زده و هراسان وارد ساختمان بعثه ی رهبری شدند و مورد استقبال شیخ مهدی کروبی قرار گرفتند تا در مکانی امن سکنی گزینند و شرح دهند که در این چند روز چه بر آن ها رفته و ماجرا از چه قرار بوده است؛ ماجرای هولناکی که نه آن گروه بی نوا از پشت پرده ی آن خبر داشتند و نه نماینده ی آیت الله خمینی در بعثه و نه نخست وزیر رسمی کشور در تهران، تا چند ماه بعد معلوم شود که چه کسانی پشت ماجرا بوده و چه اهدافی را دنبال می کرده اند!

هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در خصوص رویدادهای سال ١٣٦٥ در این ارتباط می نویسد: “آقای بشارتی اطلاع داد که عربستان اعلام کرده چند نفر از حجاج ایرانی در ساک های خود تی ان تی داشته‌اند”.

این پیش آمد و پیامدهای تبلیغاتی آن از هر دو سو خود مقدمه ی جنایت هولناک سال بعد مکه بر روی پل حجون در کنار قبرستان ابوطالب شد که در جریان آن حدود چهارصد زائر ایرانی شهید شدند و بیش از هزار نفر مجروح و مصدوم که بسیاری از آن ها خانواده های شهداو مفقودان جنگ تحمیلی بودند. برخی از آمار و ارقام میزان تلفات این حادثه را این گونه نشان می دهد:

شهدا و کشته ها: ٢٧٥ حاجی ایرانی، ٨٥ نیروی امنیتی سعودی، ٤٥ حاجی از سایر ملیتها

مجروحان: ٣٠٣ حاجی ایرانی، ١٤٥ نیروی امنیتی عربستانی، ٢٠١ حاجی از سایر ملیتها

پیامد این امر آن شد که عربستان در جایگاه دشمن اصلی جمهوری اسلامی قرار گرفت، حتی در مقامی بالاتر از “رژیم صدام”، “دشمن صهیونیستی” و “شیطان بزرگ” و همان گونه که گفته شد اظهاراتی تند از سوی آیت الله خمینی در مورد این کشور و سران آن: “اگر از صدام بگذریم، اگر مسأله قدس را فراموش کنیم، اگر از جنایت های امریکا بگذریم از ال سعود نخواهیم گذشت. ان‌شاالله اندوه دلمان را را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و ال سعود برطرف خواهیم کرد و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم گذاشت و با برپایی جشن پیروزی حق بر جنود کفرو نفاق و ازادی کعبه از دست نا اهلان و نامحرمان به مسجد الحرام وارد خواهیم شد.”

البته این سخنان و تهدیدها هیچگاه جنبه ی عملی نیافت و روابط سیاسی و دیپلماتیک دو کشور، هرچند سرد و پرتنش، پس از مدتی از سر گرفته شد؛ در شرایطی که برخی مقام های رسمی ایران نیز اعتراف کردند که در بروز این فاجعه برخی جریان های تندرو جمهوری اسلامی نیز بی تقصیر نبوده اند. از جمله هاشمی رفسنجانی در خاطرات خود در سال ۱۳۶۶ از یک گزارش عبدالله نوری یاد می‌کند که در آن ضمن غیرقابل گذشت بودن کار عربستان، به تندروی نیروهای داخلی نیز اشاره شده است.

در این زمینه مرحوم آیت الله العظمی حسینعلی منتظری که از نزدیک اوضاع داخلی و خارجی را به دقت رصد می کرد قضاوت موثق تری داشته است. وی چند ماه بعد از این واقعه ی تاسف برانگیز در نامه ای به آیت الله خمینی نسبت به عملکرد مسئولان ایرانی در این واقعه اعتراض کرد:

“بسیاری از افراد مورد اطمینان كه خود ناظر جریان و در خط مقدم راهپیمایی بوده‌اند می‎گویند همه گناه گردن سعودی‌ها نیست و ممكن بود راهپیمایی آبرومندانه انجام شود و به این‌جا هم منجر نشود، ولی در اثر تندی بچه‌ها و بی برنامگی اجمالاً هجوم و حمله از طرف بچه‌های نپخته ما شروع شد و سوژه به دست دشمن داد، هر چند دشمن مجهز و مهیا بود و دنبال بهانه می‎گشت تا ما را سركوب كند. دشمن در سال قبل از آن در موضوع جاسازی و قرار دادن مواد منفجره در ساكهای حجاج با ما عاقلانه برخورد كرد و تا اندازه‌ای اغماض كرد و ما موضوع را رسيدگی نكردیم بلكه مغرور شدیم و در سال بعد چنین مصیبت بزرگی برای عالم اسلام رخ داد”.

این مشتی بود نمونه ی خروار از تنش های روابط ایران و عربستان که به طور مسلم آیت الله رفسنجانی اکنون اطلاعات دقیق تری از آنرا در اختیار یا در حافظه ی خود دارد، همچنین دیگر مواردی را که در دوران ریاست جمهوری او توسط نیروهای دخیل در ماموریت های برون مرزی روی داده است.

حال که باز تنش در روابط دو کشور بالا گرفته است، در صورت عدم برخورد مناسب و به موقع، هر آن مواردی مشابه با دخالت جریان های تندرو و آشوب طلب می تواند تکرار گردد؛ آن هایی که با بالا رفتن احتمال بهبود روابط ایران و غرب، دنبال دشمن جدید می گردند تا بر اساس آن بتوانند به تشدید فشارهای داخلی ادامه دهند.

هاشمی خوب آگاه است که بین کدام جناح های ایران با حاکمان عربستان همگرایی در جهت از بین بردن دشمنی بین شیعه و سنی وجود دارد و بین کدام ها کینه و عداوت فراموش نشدنی؛ آن هایی که دوستی رفسنجانی را با شاه سعودی برنمی تابند و عربستان را منبع تامین مالی رهبر اصلاحات معرفی می کنند و آن هایی که احمدی نژاد را “ولد” (بچه) می خواندند و رضایت ندادند که یک مقام روحانی ایران در جایگاه امام جماعت خانه ی خدا قرار گیرد، حتی به بهای لغو سفر برنامه ریزی شده!

طبیعی است که جریان تمامیت خواه در ایران با امید دستیابی به اهداف شوم خود، به صورت حساب شده تلاش می کند که دوستان را به دشمنان مبدل سازد، چون خوب می داند حتی حاکمان ریاض نیز دل به “امنیت” دارند و “آسایش”.

افراد تندرویی چون حسین شریعتمداری به حتم گزارش سفر هیات مطبوعاتی ایران به عربستان متشکل از چند مدیر، سردبیر و خبرنگار ایرانی از نشریات مستقل، محافظه کار و اصلاح طلب ایران در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی را دیده و خوانده اند، به ویژه این نکته ی بسیار جدی بسته بندی شده درون کلامی درظاهر شوخی از زبان ملک عبدالله بن عبدالعزیز، در اوج روابط مناسب دو کشور: “حیف که سن و سال من اجازه نمی دهد که زنی ایرانی بگیرم تا با این پیوند خانوادگی عقد مودت و دوستی دائمی بین ایران و عربستان منعقد شود!”

No responses yet

Oct 28 2014

امام جمعه اصفهان: متهم اسیدپاشی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: دو روحانی بلندپایه اصفهان، به طور تلویحی گفته‌اند اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته؛ [اما] ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند.
وبسایت دیگربان در گزارش ویژه خود، از «اظهارات غیرمنتظره دو روحانی درباره اسید‌پاش‌ها» خبر داده و بدون ذکر نام این دو روحانی، نوشته است دو روحانی بلند‌پایه استان اصفهان پس از هفته‌ها سکوت، به طور تلویحی تائید کرده‌اند که اسید‌پاشی‌های اخیر شهر اصفهان مرتبط با امر به معروف و نهی از منکر بوده است.

یکی از این روحانیون با هشدار نسبت به اینکه جمهوری اسلامی در وضعیت خطرناکی قرار گرفته٬ گفته نمی‌توان با اسید‌پاشی و کتک‌کاری با منکرات در جامعه مقابله کرد.

وی به طور تلویحی گفته اسید‌پاشی‌ها از سوی چند جوان و با تحریک چند روحانی و به اسم حضرت محمد در اصفهان صورت گرفته که با این اقدامات نمی‌توان جمهوری اسلامی را حفظ کرد.

یکی دیگر از این روحانیون بلند‌پایه در رابطه با اسید‌پاشی‌های اخیر اصفهان اظهار کرده ناهیان از منکر، اجازه استفاده از «شمشیر» را ندارند و استفاده از زور و تهدید علیه دختران در ایران تاثیرگذار نیست.

این روحانی محافظه‌کار با دفاع از نهی از منکر زبانی تاکید کرده که استفاده از شمشیر در اجرای این «فریضه» برعهده حاکمیت است٬ هرچند که با تهدید نمی‌توان هیچ جامعه‌ای را هدایت کرد.

لازم به توضیح است که آیت‌الله سید یوسف طباطبایی‌نژاد [3]، امام جمعه اصلی اصفهان که در عین حال، نماینده ولی فقیه در این استان و نماینده مجلس خبرگان نیز هست، پیش‌تر در سخنانی گفته بود [4]: «مساله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است و برای مقابله با بدحجابی باید چوب‌ تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.»

طباطبایی‌نژاد [5] در همایش حجاب و عاشورا ضمن بررسی مساله حجاب از منظر قرآن اظهار کرده بود: «در آیه‌ای از قرآن، خدا گفته است، “قرآن را نازل کردیم که مردم را به قسط و عدل فرا خواند”؛ اما در کنار این آیه، لفظ آهن را به کار می‌برد که همه مفسر‌ان قرآن آهن را بر برخورد جدی و شمشیر تعبیر کرده‌اند. برخی از مسوولان ما با الزامات بحث حجاب باید آشنا شوند؛ چرا که تصمیماتی را که نیروی انتظامی گرفته توسط برخی از این افراد دچار مشکل شده است». وی افزود: «برخی معتقد هستند قوه قهری در جامعه لازم نیست و باید از باب فرهنگ وارد شد؛ اما با نصیحت تنها نمی‌توان کاری کرد. امر به معروف و نهی از منکر هم زمان قدیم به دست افرادی به نام محتسب بوده است که شلاق به دست بوده‌اند.»

آیه مورد استناد طباطبایی‌نژاد، آیه ۲۵ سوره حدید است: «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط و انزلنا الحديد فيه باس شديد و منافع للناس وليعلم الله من ينصره و رسله بالغيب ان الله قوى عزيز»؛ ترجمه از تفسیر المیزان: «(و چگونه از انـفاق شانه خالى مى‌كنيد؟) با اين كه ما رسولان خود را همراه با معجزات روشـن گسـيل داشتيم، و با ايشان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم را به عدالت خوى دهند، و آهن را كه «نيروى شديد» در آن است و منافع بـسيارى ديگر براى مردم دارد نازل كرديم، تا با سلاح‌هاى آهنين از عدالت دفاع كنند، و تا خدا معلوم كند چه كـسى خدا و فرستادگان او را نديده يارى مى‌كند، آرى خدا خودش هم نيرومند و عزيز است».

با توجه به استفاده از لفظ «شمشیر» در سخنان دو روحانی بلندپایه اصفهان، می‌توان تعریض و اشاره سخنان آنان را به طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان دانست که در تفسیر و تحلیل خود از قرآن، از این لفظ استفاده کرده است.

از جمله شعارهای تجمع مردم اصفهان [6] در اعتراض به اسیدپاشی‌ها، این بود:

«امام جمعه ما، ننگ ماست، ننگ ماست» (ویدئو) [7]

«امام جمعه، استعفا استعفا»…

همچنین در ویدئوی [8] منتشرشده از سخنان دادستان اصفهان در این تجمع، زنی در واکنش به او فریاد زد: «مسئله این است که اینها [اسیدپاشان] این قدرت را از چه کسی گرفتند؟ از شما [مسوولان و مقامات جمهوری اسلامی] گرفتند.»

این در حالی است که در چند روز گذاشته، مقامات قضائی [9]، سیاسی [10]، امنیتی [11] و نیز دولت روحانی [12]، شدیدا منکر ارتباط اسیدپاشی‌ها با بحث امر به معروف و نهی از منکر شده‌اند و عوامل اسیدپاشی‌ها را به خارج از مرزهای کشور ارتباط داده‌اند [10] و حتی خبرنگاران [13] و «آشوبگران فضای مجازی» [14] را در اسیدپاشی‌ها مقصر دانسته‌اند.

===========

خودنویس، پیش‌تر نیز در دو نوشتار جداگانه به نقش مقامات مذهبی در اسیدپاشی‌ها پرداخته بود:

«نقش امامان جمعه در اسيدپاشى به زنان» [15]

«اسیدپاشان حتما از طریق سرویس‌های صهیونیستی یاری می‌شوند»! [4]

No responses yet

Oct 27 2014

درخواست اخراج منتقد طرح امر به معروف از مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خودنویس: برخی از نمایندگان مجلس خواستار اخراج محمدرضا خباز، که اسیدپاشی‌های زنجیره‌ای را به تصویب طرح امر به معروف ربط داده بود، شده‌اند.

خبرگزاری مهر گزارش دادهکه روح‌الله حسینیان عضو تندروی مجلس ایران در حال جمع آوری امضا برای نامه‌ای در اعتراض به مواضع خباز یکی از معاونان پارلمانی دولت و اخراج وی از مجلس است.

در این نامه آمده است: «وی در روز سه شنبه هفته گذشته در مخالفت با ماده‌ای از طرح امر به معروف و نهی از منکر حوادث اسیدپاشی اصفهان را به تصویب این طرح در مجلس ارتباط داد و بلافاصله رسانه‌های بیگانه و ضدانقلاب از این مواضع سوءاستفاده کرده و زمینه تشویش اذهان عمومی را ایجاد کرده‌اند.»

حسینیان برای این نامه حدود هفتاد امضا جمع کرده و از هیات رئیسه خواسته است که مواضع معاون پارلمانی دولت را محکوم کرده و اجازه ورود وی به مجلس را ندهد.

محمدرضا خباز معاون تقنين معاونت پارلماني رئيس جمهور در جریان بررسی طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر، با اشاره به یکی از مواد این طرح که در آن گفته شده امر به معروف و نهی از منکر دعوت و وا داشتن دیگران به معروف و نهی و بازداشتن از منکر است، گفته بود: «ما بدحجابی را تایید نمی‌کنیم اما این طور رفتار بازدارنده هم باعث می‌شود که فرد از حیز انتفاع ساقط شود.»

No responses yet

Oct 27 2014

آملی لاریجانی: رسانه‌ها با گزارش‌های اسیدپاشی‌‌شان به نظام ظلم کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: رئیس قوه قضائيه از رسانه‌ها به دلیل شیوه گزارش‌دهی آن‌ها درباره اسیدپاشی‌ها در اصفهان و ربط‌ دادن آن با “امر به معروف و نهی از منکر” انتقاد کرد. به گفته دادستان تهران، برخی مسئولان رسانه‌ها برای پاسخگویی احضار شده‌اند.

آیت‌الله صادق آملی لاریجانی، رئیس قوه قضائیه، روز یکشنبه (۴ آبان / ۲۶ اکتبر) در “همایش ملی امر به معروف و نهی از منکر” به برخی رسانه‌ها به دلیل محتوای گزارش‌هایی که درباره اسیدپاشی در اصفهان منتشر کرده‌اند، انتقاد کرد. او گفت اینکه برخی رسانه‌ها موضوع اسیدپاشی را با امر به معروف و نهی از منکر مرتبط دانسته‌اند “ظلم فاحش به نظام و متدینین، معتقدین و متفکرین” است.

همچنین عباس جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران، روز یکشنبه در حاشیه مراسم تودیع و معارفه سرپرست دادسرای انقلاب اعلام کرد که به برخی رسانه‌ها درباره ماجرای اسیدپاشی‌های اصفهان تذکر داده شده و برخی نیز احضار شده‌اند که در صورت لزوم با آنها برخورد خواهد شد. وی بدون ذکر جزئيات بیشتر افزود: «همه برخوردهای ما لزوما قضایی نیست.»

در هفته گذشته رسانه‌های ایران اخباری مربوط به چندین مورد اسیدپاشی به زنان در اصفهان را منتشر کردند. این در حالی است که مقامات اجرایی جمهوری اسلامی شمار اسیدپاشی‌ها را کم‌تر از رسانه‌ها اعلام کرده‌اند. افکار عمومی و شبکه‌های اجتماعی وقوع این موارد را در ارتباط با مبارزه با “بدحجابی” و “امر به معروف و نهی از منکر” می‌بینند.

“اسیدپاشی امر به معروف نیست، جنایت است”

رئیس قوه قضائيه در سخنان خود در رابطه با اسیدپاشی بر چهره زنان در اصفهان خطاب به رسانه‌ها گفت: چرا باید فضا را آلوده کنید در حالی که هم اکنون در مورد امر به معروف و نهی از منکر طرحی هم در مجلس مطرح است.

آملی لاریجانی افزود: «اگر غربی‌ها به این فضا دامن بزنند مقتضای ذات آنهاست چون ضد انقلاب هستند.» او اسیدپاشی را “جنایت انسانی که بویی از عقلانیت و اسلام ندارد” و بیگانه با امر به معروف و نهی از منکر که به گفته او “فریضه نورانی و بزرگ الهی” است خواند.

رئیس قوه قضائيه بر لزوم وجود مراکزی برای امر به معروف و نهی از منکر تاکید کرد و گفت: «امر به معروف و نهی از منکر ابتدا باید به زبان لین، آرام و دوستانه انجام شود. امر به معروف باید با شرایط و حدود و علم به این شرایط و حدود انجام شود نه اینکه برای انجام آن مرتکب یک منکر دیگر شود. برای مثال اگر خانمی حجاب درستی هم ندارد درست نیست که ناگهان بیاییم و به او به طرز بدی تذکر دهیم.»

او سپس به موضوع مجاز یا غیرمجاز بودن بودن ضرب و جرح حین امر به معروف و نهی از منکر پرداخت و گفت که برخی فقها اجازه ضرب را داده‌اند. وی افزود اما هنگام قانون‌گذاری اشکال ندارد که حتی ضرب هم ممنوع شود که مجلس چنین کرده است. وی ادامه داد که اگر چنین نباشد این موضوع “در فضای کنونی به مجموعه‌ای از پرونده‌های قضایی تبدیل می‌شود”.

نمایندگان مجلس شورای اسلامی سه‌شنبه گذشته (۲۹ مهر / ۲۱ اکتبر) و در گرماگرم انتشار اخبار درباره اسیدپاشی‌های مکرر در اصفهان طرح “حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر” را با اکثریت آرا تصویب کردند. براساس این مصوبه، هیچ شخص یا گروهی حق ندارد به عنوان امر به معروف و نهی از منکر دست به اعمال مجرمانه، توهین، افترا، ضرب، جرح و قتل بزند.

قانونی کردن “وظیفه همگانی”

آملی لاریجانی در سخنرانی خود اشاره کرد به اینکه اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی دعوت به امر به معروف و نهی از منکر را “وظیفه همگانی” دانسته است. وی همچنین آن را وظیفه متقابل مردم نسبت به یکدیگر و مردم و دولت نسبت به هم خواند. او گفت که این وظیفه از “ضروریات دین” است و طبق روایات مذهب (شیعه) منکر این وظیفه “کافر” شمرده می‌شود.

وی نتیجه گرفت که حکومت وظیفه دارد در این زمینه قانون‌گذاری کند و از این رو مجلس می‌کوشد تا این موضوع را قانونی کند.

پس از آن رئیس قوه قضائيه به جوامع لیبرال غربی انتقاد کرد که به گفته او امر به معروف و نهی از منکر را نمی‌پذیرند و “اصلا کاری به کار هم ندارند و می‌گویند هر انسان مسیر زندگی‌اش را خودش تعیین می‌کند و خالق ارزش‌هاست”.

او سپس گفت که “نگاه غرب رابطه انسان‌ها و جامعه را از هم می‌پاشاند” و اشاره کرد به کتابی که نویسنده‌ای غربی در باره امر به معروف و نهی از منکر نوشته و در مقدمه بی‌تفاوتی مسافران در یک ایستگاه قطار شهری به تجاوز به یک زن در حضور جمعی از مردم را انگیزه خود برای نوشتن کتاب خوانده است. اشاره او به کتاب “امر به معروف و نهی از منکر در اندیشه اسلامی” نوشته مایکل کوک، پژوهشگر انگلیسی و استاد رشته تاریخ کشورهای اسلامی در دانشگاه پرینستون است.

روز یکشنبه همچنین حجت‌الاسلام صادقی، معاون فرهنگی قوه قضائیه و دبیر همایش امر به معروف و نهی از منکر، ضمن یادآوری اینکه دو فریضه نهی از منکر و امر به معروف محورهای اصلی و پایه نظام جمهوری اسلامی را شکل می‌دهد و رئیس قوه قضائيه سال پیش آغازگر این همایش بوده گفت: «دستگاه قضایی با کمک سایر دستگاه‌ها انجام این وظیفه را بر خود لازم می‌داند که این دو فریضه را محقق کند. همچنین دستگاه قضایی در ابعاد علمی و اجرایی و فرهنگی زمینه‌های این تحقق را فراهم می‌کند و به همین دلیل این همایش با کمک دادستانی کل کشور، نیروی انتظامی و بسیج برگزار شده است.»

ناروشنی تعاریف در طرح

آملی لاریجانی در بخشی دیگر از سخنان خود به چگونگی قانون‌گذاری در این باره پرداخت و گفت این موضوع مقوله‌ای است شرعی و نباید سیاسی شود. او همچنین تاکید کرد که باید قانون باید “روشن و شفاف” نوشته شود. به گفته وی، روشنی و شفافیت این قانون مانع ابهام می‌شود که هر کس بنا بر معیار خود چیزی را منکر یا معروف بداند و طبق آن دست به امر و نهی بزند.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، مجید انصاری، معاون پارلمانی رئيس جمهور ایران، نیز روز یکشنبه هنگام رسیدگی مجلس به طرح “حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر” به عدم ارائه شاخص و تعریف از برخی عبارت‌ها و کلمه‌ها به عنوان نقص طرح پرداخت. او گفت به تعداد مردم در این زمینه اختلاف سلیقه وجود دارد.

انصاری گفت اگر این اشکالات برطرف نشود این طرح به ضد خود تبدیل و باعث ایجاد هرج و مرج و دعوا در ادارات می‌گردد. انصاری با انتقاد به تعریف نشدن عباراتی نظیر “دعوت به خیر”، “نصیحت”، “تکریم ارباب رجوع”، “انضباط اداری” و “فساد اداری”، گفت: «به طور مثال اگر کارمندی عادی ساختمان، تابلو یا گلدانی را دید و تشخیص داد که این اقلام مصداق بارز تجمل‌گرایی است و شروع کرد به برخورد کردن با مظاهر تجمل‌گرایی آیا قابل قبول است؟»

انصاری افزود: «اساسا معیار تشخیص تجمل‌گرایی یا تکریم ارباب رجوع یا انضباط مالی و فساد اداری چیست؟ در این قانون تعریفی از این عبارات مهم ارائه نشده است.»

افزون بر ناروشن بودن عبارت‌ها و کلمه‌ها در طرح مزبور، از نظر رئیس قوه قضائيه، پیش‌بینی ستادی در ماده ۱۷ این طرح نیز خلاف قانون اساسی است. در این طرح پیش بینی شده که ستادی مسئول اجرای قانون مذکور، گسترش و ترویج فرهنگ امر به معروف و صدور مجوز برای سازمان های مردم نهاد دراین رابطه است. همچنین گفته شده که یک نماینده تام الاختیار از قوه قضاییه و نیز نمایندگانی از فرمانده ناجا و رئیس صدا و سیما در این ستاد وجود دارند.

آملی لاریجانی گفت: «این شاکله از ستاد خلاف قانون اساسی است چرا که بر اساس قانون حق نداریم ستاد یا مجموع‌هایی را تشکیل دهیم و اختیاراتی را از جانب خودمان به آنها بدهیم.» رئیس قوه قضاییه با تاکید بر اینکه این امر مغایر قانون است گفت: «دلیل مغایرت این است که وظایف دستگاه‌ها را به این ستاد داده‌اند و مکرر شورای نگهبان به این امر ایراد گرفته است.»
تظاهرات روز چهارشنبه، ۳۰ مهر، در اصفهان

تظاهرات روز چهارشنبه، ۳۰ مهر، در اصفهان

نتیجه تحقیقات درباره جنایت

آملی لاریجانی در سخنرانی خود همچنین درباره نتیجه تحقیقات درباره اسیدپاشی‌ها در اصفهان سخن گفت. او گفت که از روز اول که اسیدپاشی اتفاق افتاده دستور پیگیری سریع و دقیق به رئیس دادگستری اصفهان داده است. وی افزود در این زمینه “کارهای خوبی” نیز انجام گرفته که نمی‌تواند در مورد آن اطلاعاتی بدهد.

رئیس قوه قضائيه گفت که برای پیدا کردن “فرد مجرم” باید همه نیروهای امنیتی وارد شوند و “همه نظام” باید برای حل موضوع همراهی کنند.

بدین ترتیب رئیس قوه قضائيه نیز همچون دیگر مسئولان امنیتی و انتظامی موضوع اسیدپاشی‌ها در اصفهان را نه تنها غیرمرتبط با امر به معروف نهی منکر می‌داند بلکه آن را حرکتی فردی معرفی می‌کند. این در حالی است که مردم اصفهان حین اعتراض‌های خود به اسیدپاشی از جمله در روز چهارشنبه گذشته (۳۰ مهر / ۲۲ اکتبر) آن را سازمان‌یافته دانسته‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .