اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

May 25 2015

آقای عراقچی و ظریف، خود شکنید آینه شکستن خطاست

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

حمید رسایی: آقای عراقچی روز گذشته نکاتی را در جلسه با نمایندگان بیان کرد، که در حقیقت به معنی توجیه عبور از خطوط قرمز بود اما وقتی با اعتراض نمایندگان و رسانه ها مواجه شد، ضمن تکذیب ادعای درست نمایندگان و رسانه های منتقد، آنها را به دروغگویی متهم کرد. ای کاش روابط عمومی مجلس این بخش از اظهارات عراقچی را – که تازگی هم نداشت- در دفاع از جایگاه نمایندگان منتشر می کرد.
این وضع دیگر به روالی برای تیم مذاکره کننده تبدیل شده: “اظهارات علني بر خلاف اظهارات غیر علنی و بعد تکذیب و فعال شدن توپخانه رسانه ای برای القای این نکته که جمعی از نمایندگان و رسانه های منتقد این روند از مذاکرات، دروغ می گویند و سخنانی را به مذاکرات کنندگان نسبت می دهند که واقعیت ندارد.” روز گذشته جلسه غیر علنی بود. این بار اما تيم مذاکره کننده هسته ای، شفاف تر از قبل سخن گفت. طبیعی هم بود چون مطالبات رهبري برای حفظ خطوط قرمز از تيم مذاکره کننده، صريح تر و شفاف تر شده، او وعده داده که به مردم خواهد گفت. اما همانقدر که تيم مذاکره کننده در جلسات غیرعلنی شفاف تر می شود، دلواپسی و نگرانی ما هم بیشتر می شود چون تازه می فهمیم که چرا رهبرمان روزی اعلام می کند که هیچ کس مٱذون نیست اجازه بازرسی از مراکز نظامی ما را بدهد و پس از مدتی می گوید: من اجازه نمی دهم. يکي از موضوعاتی که روز گذشته در جلسه غیرعلنی مطرح شد، موضوع بازدید از مراکز نظامی جمهوری اسلامی بود. همان خط قرمزی که رهبر انقلاب به عنوان فرمانده کل قوا مدتی قبل به آن اشاره کرد و مستقیما در سخنراني عمومي خود، به پایین ترین رده های نظامی ابلاغ کرد که هیچ کس برای اجازه آن مٱذون نیست. اما همین موضوع به راحتی در جلسه روز گذشته از زبان تيم مذاکره کننده عنوان شد و مورد اعتراض نمایندگان قرار گرفت. آقای عراقچی در جلسه روز گذشته در حالی که تصور می کرد با جماعتي کودک سخن می گوید به تفسیر بازرسی از مراکز نظامی به اسم بازرسی مدیریت شده پرداخت و اعلام کرد این بازرسی چیزی نیست، چشم ماموران آ ژانس را می بندیم، روی تجهیزاتی که نمی خواهیم ببینند پارچه می اندازیم، آنها دستمال خود را روی تاسیسات و درب و دیوار می کشند و بعد، تمام! دیگر نمی توانند اتهامی به ما بزنند! آقاي عراقچی به صراحت از پذیرش پروتکل الحاقی و بازرسی از مراکز نظامی سخن گفت ولی بعد از انتشار سخانش و اعتراض نمایندگان و رسانه ها به این اظهارات، نمایندگان و رسانه منتشر کننده را به خدا واگذار کرد! یعنی منتقدان نسبت دروغ به من داده اند و پازل بعدی، در رسانه های مجازی و تیترها و تصاویر امروز روزنامه های یک جریان خاص تکمیل شد. آقای عراقچی چه چیزی را تکذیب و چه کسی را به خدا واگذار می کند در حالی که در صحن مجلس گفت: “… ما با نظارت مشکل نداریم با سوء استفاده از نظارت مشکل داریم و اجازه نمی دهیم که از مسائل سری و نظامی ما سر دربیاورند یا با دانشمندان ما صحبت کنند. البته در اصل نظارت و بازرسی ها مهمترین چیزی که ما پذیرفته ایم پروتکل الحاقی است که این مهمترین ابزار بازرسی برای آژانس بین المللی انرژی اتمی است برای اینکه اطمینان حاصل کند که هیچ برنامه ای مخفی هسته ای که غیر صلح آمیز باشد در هیچ کشوری وجود ندارد. پروتکل الحاقی هم فقط برای ما نیست یک معاهده بین المللی در تکمیل npt است که ابزارهای بیشتری را در اختیار آژانس قرار می دهد تا از صلح آمیز بودن فعالیت های یک کشور اطمینان حاصل کند که بیش از 124 کشور هم آن را پذیرفته اند. در پروتکل الحاقی هم تدابیر لازم اندیشیده شده که هیچ سو استفاده ای از بازرسی ها صورت نگیرد. حتما کشورهای دیگر هم حساس هستند تا از مسائل امنیتی آنها یا تاسیسات نظامی و حتی صنعتی آنها جاسوسی نشود. من صراحتا عرض می کنم در پروتکل الحاقی دسترسی به مراکز غیر هسته ای شامل مراکز نظامی وجود دارد و پذیرش پروتکل الحاقی خط قرمز ما نبوده، از روز اول که حتی مذاکرات در مسقط شروع شد به ما اجازه داده شد تا روی پروتکل الحاقی معامله کنیم. این خط قرمز نبوده و ما اجازه داشتیم تا پروتکل را بپذیریم و مذاکرات را پیش ببریم. بدون پروتکل الحاقی هم توافقی در کار نخواهد بود.(اعتراض نمایندگان که این حق مجلس است. عراقچی: بله حق مجلس است درنهایت شما نپذیرید توافق نمی شود! نمایندگان: شما می خواهید نظام را در برابر عمل انجام شده قرار دهید) حتی در توافق ژنو هم به پذیرش پروتکل الحاقی اشاره شده است و در پروتکل الحاقی هم دسترسی به مراکز غیر هسته ای شامل مراکز نظامی وجود دارد اما این دسترسی چگونه است؟ این یک دسترسی مدیریت شده است (اعتراض جمع زیادی از نمایندگان) یعنی بازرسین آژانس اگر خواستند از مرکزی بازدید کنند چه نظامی و چه غیر نظامی که مدعی هستند در آنجا یک کار خلاف هسته ای در حال صورت گرفتن است، کشور مربوطه می تواند راه های جایگیزین پیشنهاد کند و اگر نپذیرفتند، نقطه ای را که مدعی هستند کار خلاف هسته ای در آن، بدون اطلاع بازرسین آژانس در حال رخ دادن است، آن نقطه مشخص می شود و بازرسین آژانس را به صورت چشم بسته می برند در آن نقطه و چشمانشان را باز می کنند و اگر تاسیساتی هست که نمی خواهید بازرسان ببینند، روی آن را می پوشانید و آنجا را آژانس یک نمونه برداری محیطی می کند یعنی یک دستمالی آژانس دارد که می کشد به دستگاه یا به سقف و کف و می برند در وین تا ببینند مواد هسته ای در آن هست یا نه (اعتراض نمایندگان) ببینید به هر حال دسترسی یک دسترسی مدیریت شده است. با اين کار اطمینان حاصل می شود که فعالیت آنجا درست است. عرض من این است اگر این دسترسی مدیریت شده، در این چارچوب که چشم بسته مامورین را ببرید داخل مراکز و چشم بسته بیاوریدش بیرون، اگر این بازرسی از مراکز نظامی و دسترسی به اطلاعات سری کشور و آنچه رهبری فرمودند شمرده می شود که ما پروتکل را نمی پذیریم ولی به اعتقاد ما اینطور نیست.” متن بالا بخشی از دست نوشته های دیروز بود که آن را در جلسه علنی با سرعت نوشتم ولی با تکذیب روز گذشته آقاي عراقچی در نوشته ام شک کردم، مجددا در اتاق صوت آن را بازبینی کردم و سوگمندانه دیدم تيم مذاکره کننده به جای رفع اشکالات، به منتقدان دلسوزش اتهام می زند! علاوه بر تناقضی که در اظهارات بالا وجود دارد، ظاهرا به اعتقاد تيم محترم مذاکره، این کار، بازرسی از مراکز نظامی ما نیست بلکه همان بازی کودکانه چشم گذاشتن و قایم شدن است. يکبار ديگر در اظهارات ایشان دقت کنید، می گوید: اجازه بازرسی از مراکز نظامی را نمی دهیم/ پروتکل الحاقی را پذیرفته ایم/ در پروتکل بازدید از مراکز نظامی هست(!)/ چشم بازرسان را با دستمال می بندیم و روی تاسیسات نظامی را هم می پوشانیم (به همین سادگی)/ این کار بازدید از مراکز نظامی نیست/ این کار مصداق منع رهبر انقلاب نیست!/ بدون بازدید از مراکز نظامی توافق نمی شود. در واقع این کار یعنی عزت پر، استقلال پر، امنیت کشور پر. طبعا سوال هر کودکی از آقای عراقچی – که اینقدر موضوع را ساده می کند – این است که اگر ماموران آژانس گفتند: همین مسیری که شما در مراکز نظامی تان چشم ما را بستید و بردید، می خواهم بازدید کنیم، یا گفتند همان تجهیزاتی که روی آنها را پوشانده اید، می خواهیم بازدید کنیم یا هر نقطه دیگر نظامی را و… آیا باز هم به اعتقاد ایشان، آنچه تيم مذاکره کننده تصریح می کند پذیرفته، بر خلاف نص صریح منع شده از سوی رهبری انقلاب نیست؟ خوشبینی و خوش خیالی به آمریکا تا کجاست؟! عجیب این است که تيم مذاکره کننده در جلسات غیرعلنی با پافشاری نمایندگان و ارائه مستندات، مجبور به بیان حقایقی می شود که از طرح آن در افکار عمومی واهمه دارد و بعد به جای پذیرش روند اشتباه، با تکذیب دو پهلو، زمینه تخريب منتقدان دلسوز را توسط رسانه هایی که با آن سوی مرزها هماهنگ هستند، آماده می کند. در موضوع ارائه فکت شیت به مردم و نخبگان هم که آقای صالحی خودش آن را مطرح کرد نیز به همین شکل عمل شد. آقای عراقچی انتشار اين مطالب را موجب سوءاستفاده دشمن می داند، در حالی که آنچه مورد سوءاستفاده دشمن شده، وعده ها و توافقات نامتوازن و انفعال و اعتماد بی جای تيم مذاکره کننده به گرگ صفتانی چون آمریکا در مذاکره است نه بیان حقایق به مردم. پ ن: این اظهارات قبلا هم توسط آقاي عراقچی به صورت علنی بیان شده و انتشار آن تنها برای رفع اتهامی است که از دیروز در برخی شبکه ها، سایت ها و روزنامه ها به منتقدان دلسوز و رسانه های هوشیار زده می شود.

No responses yet

May 25 2015

مشاجره ظریف و کوچک‌زاده در مجلس ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,درگیری جناحی,سیاسی

این بخش گزارش از بی‌بی‌سی: فیلمی که در یک سایت خبری منتشر شده جزئیات مشاجره وزیر امور خارجه ایران را با یکی از نمایندگان مجلس پس از یک جلسه غیرعلنی در مورد مذاکرات اتمی نشان می‌دهد. مهدی کوچک‌زاده، نماینده مخالف دولت در این مشاجره محمدجواد ظریف را “خائن” خطاب می‌کند.

سایت تابناک این فیلم را منتشر کرده که به نظر می رسد توسط یکی از نمایندگان یا حاضران در صحنه با گوشی تلفن همراه گرفته شده باشد.

آقای ظریف و معاونش عباس عراقچی امروز در جلسه غیرعلنی مجلس به نمایندگان در مورد روند مذاکرات اتمی توضیحاتی داده بودند.

در ابتدای این فیلم صدای آقای کوچک زاده شنیده می شود که از سیاست های دولت در مسائل منطقه ای انتقاد می کند و خطاب به آقای ظریف می گوید که “کارهای شما” می تواند وحدت را در کشور به هم بریزد.

آقای ظریف از آقای کوچک زاده می پرسد: “من دارم وحدت را به هم می زنم یا کسانی که به من می گویند خائن؟”

آقای کوچک زاده پاسخ می دهد: “کسی که به شما می گوید من با مذاکره زیر سایه تهدید موافق نیستم، او به شما می گوید خائن”.

اشاره آقای کوچک زاده به سخنان چند روز پیش آیت الله خامنه ای، رهبر ایران است.

آقای ظریف با تعجب از آقای کوچک زاده می پرسد: “او [به من] می گوید خائن؟”

آقای کوچک زاده پاسخ می دهد: “من از زبان او می گویم خائن”.

در اینجا صدای آقای ظریف شنیده می شود که می گوید “شما بی جا می کنید که از زبان او حرف می زنید” و با فریاد ادامه می دهد: “او خودش زبان بُرّای این نظام است”.

در اینجا همهمه بالا می گیرد و به نظر می رسد که اطرافیان آقای ظریف او را به سوی در خروجی صحن مجلس همراهی می کنند.

آقای کوچک زاده بعدا به خبرگزاری ایرنا گفت که “این که ما بر سر ظریف فریاد زدیم نه مقدمه و نه موخره ای دارد.”

وی افزود: “گفت و گوی امروز من با آقای ظریف آرام البته چالشی بود و محتوای آن این بود که گفتم شما با این رویه تان به حرف آقا توجه نمی کنید و موجب خدشه در وحدت جامعه می شوید و خودتان فرمودید که داعش در منطقه چه می کند و کشورهای منطقه خیلی با ما بد هستند و در این شرایط به وحدت احتیاج داریم و جز مسیر آقا نمی شود.”

No responses yet

May 24 2015

دهشیار: تحولات جدید منطقه، قدرت سعودی را افزایش داده است / رقبای عربستان در مضیقه مالی هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,خاورمیانه,سیاسی

خبرآنلاین: بین الملل > خاورمیانه – حسین دهشیار در کافه خبر استدلال می کند عربستان به دلیل برخورداری از دلارهای بی پایان نفتی و همچنین حمایت های بی دریغ آمریکا، صاحب قدرت بیشتری نسبت به قبل شده است در حالیکه رقبای سعودی در منطقه هیچ یک از این دو را ندارند.

سعید جعفری پویا

در چند دهه اخیر تحولات در خاورمیانه شکل تازه ای به خود گرفته است و به مرور زمان فصل تازه ای از حضور قدرت های بین المللی در معادلات منطقه ای بروز و ظهور پیدا کرده است. ایالات متحده آمریکا که تا همین یک دهه پیش به صورت مستقیم نیروهای نظامی خود را در افغانستان و عراق پیاده کرد و به بهانه مبارزه با تروریسم هزینه های فراوانی را هم به مالیات دهندگان آمریکایی و هم به مردم ستمدیده افغانستان و عراق وارد کرد حالا دیگر ترجیح می دهد خود به صورت مستقیم مداخله ای نداشته باشد. شاید این ایده تنها محدود به دوره ریاست جمهوری فردی دموکرات به نام باراک اوباما باشد و بازگشت دوباره جمهوری خواهان، به ویژه نئومحافظه کاران به قدرت سبب رجعت به سیاست های پیشین آمریکایی شود اما گزینه روی میز تحول در مفهوم دخالت غربی در معادلات خاورمیانه ای است.

حسین دهشیار استاد روابط بین الملل دانشگاه علامه طباطبایی یکی از کسانی است که معتقد است خاورمیانه همچون گذشته اهمیت خود را برای ایالات متحده حفظ کرده و هر نوع کاهش ارزش این منطقه در نظر واشینگتن را رد می کند. دکتر دهشیار که تحصیل کرده آمریکاست و سالها در این کشور زندگی کرده بر این باور است همین اهمیت سبب می شود کشوری چون عربستان همچنان بر حمایت های آمریکایی ببالد و با تکیه دادن بر این حمایت دست به اقدامات پیش بینی نشده در سپهر سیاسی خاورمیانه بزند. فارغ التحصیل دانشگاه تنسی که کمتر حاضر به گفتگو می شود دعوت ما را پذیرفت تا در کافه خبر میزبان او باشیم و با حوصله پاسخگوی سوالات ما در خصوص تغییرات معادله قدرت در منطقه خاورمیانه و همچنین بازتعریف تاثیرگذاری آمریکا در این معادلات بود. آقای دهشیار بر خلاف بسیاری از تحلیلگران معتقد است در تحولات جدید نه تنها قدرت و نفوذ عربستان در معادلات خاورمیانه کم نشده که اتفاقا تمام رخدادها در نهایت به سود سعودی تمام شده است.

آمریکا در خاورمیانه می خواهد چه کار کند. با توجه به جدی تر شدن خطر چین برخی از تحلیلگران معتقدند خاورمیانه مانند سابق اولویت اول آمریکا نیست. به نظر شما خاورمیانه ارزش پیشین خود را از دست داده است؟

خیر. خاورمیانه اصلا اهمیتش را از دست نداده و همچنان هم به شدت برای آمریکا مهم است. ممکن است شرق آسیا روزی برای آمریکا مانع و عاملی برای اینکه جایگاه آمریکا در صحنه جهانی مورد رقابت قرار گیرد، مورد توجه قرار گیرد، ولی خاورمیانه از نظر ارزشی برای آمریکا حائز اهمیت است. خاورمیانه برای آمریکا خطر یا تهدید امنیتی محسوب نمی شود چرا که کشورهای منطقه آن چنان درگیر مشکلات و معضلات داخلی و منطقه ای خود هستند که هرگز امکان این وجود ندارد که بازیگری در این منطقه رشد کند. ولی این منطقه برای مسائل ارزشی برای ایالات متحده مهم است. آمریکایی ها اینجا را متمایز نگاه می کنند. چین رقیبی است که آمریکا می خواهد چارچوبی برایش تعریف کند که در آن چارچوب با آن کشور رقابت کند در نتیجه آمریکا چین را یک خطر نمی داند همانطور که بریتانیا آمریکا را در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم خطر نمی دانست. اما خاورمیانه به شدت برای آمریکا مهم است. درست است که نسبت به گذشته خودش حضور کمرنگ تری دارد ولی مسئله این است کشورهای دیگر این بار را به دوش می کشند.

سوال اینجاست که چرا به نظر شما همچنان حائز اهمیت است؟

آمریکا در بلند مدت می خواهد ارزش هایی در جهان حاکم شود که با دیدگاه های آمریکا تطابق داشته باشد. یک زمانی امکان تحقق این امر سخت است ولی خواستش مطرح است پس هر زمانی که آمریکا امکان این امر را داشته باشد آن را محقق خواهد کرد. چیزی که آمریکا در بلند مدت طرفدارش است این است که در این منطقه متوجه است هیچ کشوری نمی خواهد با آمریکا رقابت کند.

چون دغدغه چین شرق آسیا است، روسیه هم آسیای مرکزی و قفقاز را پی می گیرد. ضمن اینکه قدرت آنها در سطحی نیست که بخواهند در سطح جهانی چندین دغدغه داشته باشند و اولویتشان مسائل منطقه ای است. آمریکا به خاطر ویژگی هایی که دارد در چند جای جهان دغدغه دارد پس خاورمیانه هم جز دغدغه های آمریکا است همانطور که اروپا و آمریکای لاتین هم هستند. در نتیجه خواست آمریکا این است که این منطقه در شرایطی قرار گیرد که نه تنها دوست آمریکا از نظر اتحادیه های نظامی باشد، که به دوست آمریکا از نظر ارزشی هم تبدیل شوند و منطقه در مسیری حرکت کنند و نهادها و ارزش هایی پیش آید که در نهایت برای آمریکایی ها قابل قبول باشند. وقتی یک آمریکایی وارد این منطقه می شود برای فهم کلامش به مشکل برنخورد.

ما وقتی وارد عربستان می شویم می دانیم چه باید بکنیم ولی وقتی یک آمریکایی به این کشور می رود چون مناسبات حاکم بر این کشور متفاوت است نمی داند باید چه رفتاری انجام دهد. اما وقتی آمریکایی وارد اروپا می شود چنین مشکلی ندارد. در نتیجه ایالات متحده می خواهد منطقه به شکلی در آید که آن ارزش های تطابق داشته باشد و این منطقه بسیار برای این کار نامساعد است و بیشترین میزان تعارض با ارزش های آمریکا در خاورمیانه به چشم می خورد و کار برای آمریکا بسیار سخت است. پس کاری را که آمریکایی ها مثلا در شرق اروپا و شرق آسیا کردند می خواهند در این منطقه شکل دهند ولی خاورمیانه به شدت تعارض دارد، اروپا آسان تر بود برای اینکه فرهنگش نزدیک تر بود.

شرق آسیا هم ساده تر بود به دلیل اینکه فرهنگ تلاش گر و البته مطیعی دارند. این منطقه در مجموع منطقه ای است که بیشترین تعارض را با ارزش های آمریکایی دارد. آمریکایی ها می خواهند این منطقه را شخم بزنند و بذر بپاشند تا ارزش هایی در آن حکمفرما شود که وقتی یک آمریکایی را دید به دیده دشمن به آن ننگرد. پس می خواهند ارزش ها به نوعی تغییر کند که اگر فردا فردی به خودش بمب بست و منفجر کرد، شهروندان خاورمیانه ای همان توجیهی را برای اقدام این فرد به کار ببرند که آمریکایی ها به کار می برند. وقتی آمریکایی می گوید تروریسم بقیه هم بدون اینکه فکر کنند می گویند تروریسم چون بقیه هم مانند آمریکایی ها فکر می کنند. از نظر سیاسی و نظامی و اقتصادی خاورمیانه در سیستم سرمایه داری هضم شده و حتی تکان هم نمی توانند بخورند. چون حتی اگر شما با آمریکا دشمن باشید باید نفتتان را بفروشید. از نظر نظامی هم حداکثر کاری که این کشورهای خاورمیانه ای می توانند انجام دهند فروکردن انگشت در چشمان آمریکاست و نمی توانید به آمریکا حمله کنید یا منافع این کشور را به خطر بیندازید.

از نظر سیاسی هم همه پذیرفته اند رای دادن خوب است و حتی صدام حسین هم پذیرفت رای بدهد. وقتی شما در جامعه ای هستید که می گویید رای دادن خوب است پس آن فرهنگ را پذیرفتید. حال آمریکا می خواهد این رویه آگاهانه باشد و در مسیری گام بردارید که آنها می خواهند به این دلیل که هزینه های اقتدار آمریکا در جهان کاهش پیدا می کند و مهمتر از همه وقتی ارزش های شما شبیه ارزش های آمریکایی باشد رفتار شما قابل پیش بینی می شود. آمریکایی ها می خواهند دریابند که کشورهای خاورمیانه در آینده چه کاری انجام می دهند و فعلا قابل پیش بینی نیستند. در خاورمیانه آمریکایی ها دغدغه بلند مدت دارند چون از نظر سیاسی و اقتصادی و نظامی شما را تحت کنترل دارند شما وقتی رای می دهی یعنی نهاد غربی را پذیرفته ای، وقتی می گویی سرمایه خوب است پذیرفته ای نگرش اقتصادی غربی مفید است. وقتی حاضر می شوید در کشورتان پیتزا بفروشید یعنی قبول کرده اید سرمایه داری خوب است. وقتی شما نفتتان را می فروشید قبول کردید سیستم سرمایه داری حاکم است. اینجا فقط یک چیز باقی مانده و آنهم ظاهر و قیافه شماست که به تدریج شبیه آنها می شوید و خیلی هم ساده است و مهمتر از همه اندیشه های شماست که باید اصلاح شود. یعنی دیگر نگویید زن درجه دوم است. دیگر نگویید دموکراسی بد است، بگویید جامعه مدنی خوب است.

موضوع ناهمواری که به آن اشاره کردید بسیار ناهموار است و اساسا امکان تحقق این امر خیلی بعید است، چه اقداماتی می تواند حصول به این نتیجه را نزدیک تر سازد؟

در جایی مانند اروپا سالها جنگ مذهبی بوده است. در همین اروپا دو جنگ جهانی داشتید، کسانی که دگراندیش بودند به پایشان زنجیر می بستند و به اعماق دریا می انداختند. آن اروپا امروز به اتحادیه اروپا تبدیل شده است. در آمریکا زمانی فردی به دلیل رنگ پوست بودن با مشکلات عدیده مواجه می شد. در دهه ۱۹۶۰ یعنی زمانی که پدر باراک اوباما به آمریکا مهاجرت کرد در ایالت آلاباما اگر یک دختر سفید را با یک پسر سیاه می دیدند احتمال زیاد آن پسر را دار می زدند. حالا بعد از پنجاه سال پسر همان مرد سیاه پوست رئیس جمهور آمریکا است. همه چیز ممکن است اما مولفه هایی هستند که می تواند این روند را تسریع کند یا مانع شود. موانعی که در این منطقه وجود دارد بسیار سنگین و زیاد است. ولی در بلند مدت این اتفاق می افتد همانطور که کسی فکرش را هم نمی کرد در اروپا جنگ های مذهبی از بین برود.

امروز دعوا در عربستان یا سوریه بر سر چیست؟ سر دو گروه مذهبی خاص با یکدیگر می جنگند. بنابراین همانطور که آمریکا و اروپا تغییر کردند، خاورمیانه هم تغییر می کند. توسیدید سه دلیل را برای جنگ بیان می کند: افتخار، ترس و منفعت. بنابراین آنهایی که آن زمان در اروپا می جنگیدند مانند همین امروز یکی از این سه مورد بوده است. حالا شاید امروز نام غرور به هویت تغییر کرده باشد. بنابراین توجیه جنگیدن کلیسا بود نه اینکه واقعا برای کلیسا جنگیده باشند، اما در یک مقطع زمانی دریافتند که کلیسا به عنوان مانعی بر سر رشد سرمایه گذاری مطرح شده است و چون این را متوجه شدند کلیسا را ناکار کردند. حالا جنگ ها سر چیست؟ سر ناسیونالیسم، لیبرالیسم و مسائلی از این دست است.

حالا هم منطقه مجبور است برای جنگ ها توجیهی پیدا کند. عربستان به حوثی ها حمله نکرده به این دلیل که انها زیدی هستند، همین عربستان در سال ۱۹۶۲ به زیدی های شمال یمن برای جنگ با جنوب کمک کرد. چرا؟ در جنوب آقای ناصر حضور داشت. همین عربستان در سال ۲۰۱۲ تمام تلاش خود را متمرکز کرد که آقای علی عبدالله صالح از کار عزل نشود. عربستان یک زیدی به نام علی عبدالله صالح، با مخالفان ایشان شروع به صحبت کرد که حکومت انتقالی پیدا شود و ایشان مصونیت پیدا کنند و بعد هم صالح به عربستان رفت، پس توجیه عربستان این نیست که دینشان متفاوت است، توجیه این است که عربستان اینها را یک خطر می بیند، بنابراین اروپایی ها فهمیدند که از دین و مسیحیت استفاده می شود برای چپاول مردم. در منطقه هنوز مردم به این نتیجه نرسیدند که عربستان دغدغه اش مقوله های ارزش مذهبی نیست، بلکه مسائل دیگری در این راستا تعیین کننده است. به همین دلیل شما می بینید اتحادها در این منطقه موقت است و به سادگی شیفت می کند. یک روز شما کسانی را میبینید با هم متحد شدند که هیچ سنخیتی با هم ندارند. آمریکایی ها هم در منطقه نگاه نمی کنند ارزش های شما چیست؟

آمریکایی ها با آقای قذافی وقتی سلاح هایش را تحویل داد دوست شدند ولی فردایش به این کشور حمله کردند. آمریکایی ها با عربستان دوست هستند، چرا؟ چون می بینند منافعشان تامین می شود، وقتی منافعشان دیگر مطرح نباشد از این کشور هم می گذرند. یکی از علت هایی که حوثی ها موفق بودند به این دلیل بود که اکثر نظامی های یمنی طرفدار آقای عبدالله هستند و به این دلیل که در مدت طولانی که عبدالله روی کار بوده به دوستانش پست داده است و یکی از دلایلی که حوثی ها توانستند به جنوب بروند همراهی نظامیان با آنها بود. چرا آقای عبدالله به حوثی ها کمک کرد، آنهم در شرایطی که دشمن شماره یکش بودند، به خاطر اینکه دیدند برای منافعشان باید شیفت کنند. چرا که به اینها به هیچ چیز مومن نیستند و فقط به منافع مومن هستند. البته این ایرادی ندارد ولی مشکل کار آنجاست که این منافع، منافع شخصی است. حتی منافع حزب و یک منطق نیست و همه چیز در چارچوب مباحث شخصی تعریف و تبیین می شود. شما آن فرد را می ترسانید که منفعتش را قطع کنید. کاری که آمریکایی ها انجام می دهند در آن موفق هم شده اند این است که دریافته اند در این منطقه منافع شخصی است. جنگ هایی که در منطقه به نام دین انجام می گیرد دلیلی فراتر دارد و به منافعی مربوط است که توسیدید به انها اشاره کرد.

آقای دکتر سوال دیگری که مطرح می شود این است که چرا آمریکا در سالهای اخیر از مدیریت تحولات خاورمیانه ناتوان بوده است؟

یکی از خوبی های غربی ها این است که مسائل را از منظر تئوریک مورد توجه قرار می دهند و برای مشکلات یک چارچوب تئوریک تبیین می کنند و در آن چارچوب به مسئله نگاه می کند. مثلا من فردی واقع گرا هستم پس در لنز واقع گرایی می فهمم که باید بر سر افراد کوبید تا آدم شوند. یک زمانی فرد لنز لیبرال دارد، در نتیجه با حرف زدن تو سر افراد می زند. فرد دیگری هم هست که لنز سازه انگاری دارد یعنی اینکه با افراد از منظر هویتی برخورد می کند و با تاکید بر مسائل قومیتی و زبانی افراد را رام می کند. آمریکایی ها از دوره اوباما کسانی که بر سر کار آمدند لنز متفاوتی نسبت به مسائل دارند یعنی اینکه قبلی ها می گفتند ثبات به هر قیمتی به ویژه در دوران جنگ سرد، یعنی ما به خاطر ثبات هر کاری را باید انجام دهیم. پس از دوران جنگ سرد امریکایی ها متوجه شدند می توان در جایی هم بی ثباتی باشد ولی خطری برای آمریکا نداشته باشد، یعنی می توان در منطقه جنگ باشد ولی خطری برای آمریکایی ها ایجاد نشود چرا؟ برای اینکه پیشتر به این دلیل بر ثبات به هر قیمت تاکید می کردند که اگر در سومالی بی ثباتی می شد روس ها در صحنه حضور می یافتند، چینی ها می آمدند.

اما الان که روس ها و چینی ها چنین قصدی ندارند. جنگی هم اگر باشد کسی این خلا را پر نمی کند و خودشان از پس یکدیگر بر می آیند. بالاخص این تفکر در دورانی که اوباما روی کار امد، جدی تر شد که اگر جنگ و بی ثباتی در منطقه باشد، درست است که ممکن است مشکلاتی پدید آورد ولی این خلا را دشمن آمریکا، رقیب آمریکا نمی تواند پر کند. کشورهای دشمن آمریکا که در منطقه حضور دارند چطور؟ خیر، آنها هم در این سطح نیستند که جای آمریکا را پر کنند. اگر بی ثباتی شود و کشورهایی ضد آمریکایی بجگند، دو اتفاق می افتد، یک هزینه های بسیاری برای کشورهای دوست و دشمن آمریکا اعمال می شود چون جنگ پیش آمده و به هر حال هزینه هایی پدید آمده به کشورهای دشمن آمریکا لطمه می زند. این کشورها ضعیف تر می شوند. دوستان آمریکا هر چه جنگ بیشتر شود بیشتر به آمریکا وابسته می شوند و می گویند آمریکا باید هوای ما را داشته باشد.

پس عربستان چرا تا این اندازه بی مهابا به یمن حمله کرده است؟ چرا که متوجه شده دشمنان عربستان از نظر مالی وضعیشان خوب نیست در نتیجه می گوید جنگی راه بیندازد تا آنها هم وارد این جنگ شوند تا هزینه برایشان تراشیده شود ولی اگر دشمنان عربستان وارد جنگ شوند درآمدی ندارند و هزینه هایشان بیشتر می شود. عربستان ولی ثروتمند است ضمن اینکه اگر هم اتفاقی بیفتد آمریکا پشت عربستان هست ولی دشمنان عربستان نه پول دارند و نه آمریکا را. در نتیجه آمریکا می گوید آنها را وارد جنگ کنیم و جبهه های زیادی برای آنها باز کنیم، در نتیجه چه اتفاقی می افتد؟ در چندین و چند جبهه که باید بجنگند، درآمدشان هم که کم شده، با آمریکا هم که دعوا دارند. در این شرایط عربستان می گوید من دو ویژگی دارم که آنها ندارند. یک من آمریکا را دارم و دوم پول زیادی دارم. عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت برای تنها ۲۵ میلیون جمعیت دارد. پس پول نفت و حمایت آمریکا همچون یک ناز بالش برای عربستان است، اگر هم شکست بخورد و سقوط کند روی این نازبالش می افتد. اما کشورهای دیگر نه آمریکا را دارند و نه پول را، در نتیجه اگر اشتباه کنند سقوط آزاد خواهند داشت. یکی از ویژگی های عربستان محافظه کاری است و این رویه از زمانی که فیصل روی کار آمد وجود داشته و همیشه سعی می کردند با سر به زیری کارهای خود را انجام دهند بدون اینکه کسانی را ناراحت کنند اما در چند سال اخیر عربستان سیاست خارجی به شدت فعالی را در پیش گرفته است. زمانی آقای قذافی در یکی از کنفرانس های سران کشورهای عربی با دست به عبدالله اشاره کرد و با صریح ترین بیان اظهار داشت شما نوچه و نوکر آمریکا هستید ولی عبدالله هیچ نگفت. همین عربستان به کشورهای پان عرب به ویژه کشورهایی که نزدیک لبنان هستند باج می داد که فقط عربستان را اذیت نکنند حالا همین کشوری که باج می داد ساکت باشند بی مهابا به کشور مستقلی به نام یمن حمله می کند و به شدت در سوریه فعال است و همین کشور عامل اصلی است که ۴ هزار سرباز آمریکایی در عراق کشته شده اند. چرا فعال است به این دلیل که خیالش راحت است دشمنانش ضعیف شدند، پان عربیسم برای همیشه از بین رفته و دشمنان اصلی اش به دلیل نداشتن پول تضعیف شدند و در عین حال در حال چالش با آمریکا هستند و حالا عربستان هم پول را دارد و هم آمریکا را.

اما دشمنان عربستان در منطقه از منظر ژئوپلتیکی دست بالا را دارند و تغییر و تحولات در این حوزه ها به سود دشمنان و به ضرر عربستان بوده است.

بله. شاید جغرافیای این دشمنانِ عربستان شیک تر و زیباتر باشد ولی این جغرافیا را باید عملیاتی کرد. یک کشور ممکن است جمعیت بیشتر، جغرافیای بیشتری داشته باشد اما برای اینکه بتواند از اینها استفاده کند به سرمایه و پول نیاز دارد. اقتصاد بعضی از این کشورها نقصان دارد، این کشورها اکثرا تک محصولی هستند. ضمن اینکه مصرف گرایی در این کشورها فزونتر شده بدون اینکه درآمد افزایش یافته باشد.

در نتیجه شما معتقدید عربستان نه تنها در موضع ضعف نیست بلکه در موضع قدرت است؟

عربستان در جایگاهی قرار گرفته که کارهایی که انجام می دهد دو آینده در انتظارش است. یا موفق می شود و یا خیر. کشورهای مخالف عربستان هم در چنین شرایطی قرار دارند. فقط یک تفاوت میان آنها وجود دارد اگر عربستان موفق نشود آن نازبالشی که پشت اوست یعنی دلارهای زیاد نفتی و حمایت آمریکا، هزینه هایش را به حداقل می رساند ولی اگر طرف مقابل با شکست مواجه شود نازبالشی وجود ندارد و سقوط آزاد خواهد داشت. ساختار قدرت در عربستان احتمال اینکه شکست احتمالی هم در انتظارش باشد را هم محتمل دانسته است. عربستان ممکن است در یمن، سوریه، لبنان و خیلی جاهای دیگر شکست بخورد ولی اگر سقوط کند ساختار قدرت سیاسی با مشکل جدی مواجه نمی شود ولی اگر کشورهای دیگر با مشکل مواجه شوند ساختار قدرت با مشکل مواجه می شود. پس اردوغان اگر در سوریه ببازد، باخته و اتفاقی نمی افتد اگر عربستان هم ببازد باخته، اگر اسد بماند هیچ اتفاقی برای اردوغان در سطح کلی نمی افتد ولی بقیه اگر ببازند چه؟ و اینجاست که متوجه می شویم این انگاره که عربستان توانمند نیست اشتباه است. ممکن شخصا حضور نداشته باشد ولی همین که ریاض خیالش راحت است چنین پشتوانه ای دارد راحت تر دست به اقدام می زند. این کشور سالهاست که با همین منوال اداره می شود و قوانین و رسوم چند صد سال قبل در این سرزمین پیاده می شود ولی هیچ کس کاری به این کشور ندارد؟ چرا؟ چون آمریکا نمی خواهد. فقط کافیست یک کشور یکی از ویژگی های عربستان را داشته باشد تا همه جهان به سمتش حمله می کنند. شما فکر می کنید چرا عربستان اینهمه سلاح می خرد؟ نیازی ندارد. به خاطر این است که نمی تواند به صورت مستقیم به آمریکا پول دهد، این تسلیحات را می خرد تا آمریکا را به خود نزدیک نگاه دارد و آنها هم هوای سعودی را داشته باشند. عربستان با اینهمه تجهیزات حتی نتوانسته از پس حوثی ها بر آید.

اما اینجا یک تناقضی وجود دارد. در تحلیل های آمریکایی و اروپایی هم بسیار می بینیم که می گویند عربستان در موضع ضعف قرار گرفته است.

ابتدا باید ببینیم دشمنی با آمریکا چه هزینه ای دارد و دوستی با آمریکا چه منافعی دارد و دوم اینکه باید ببینید شما کجا ایستاده اید؟ منبع فروش عربستان ۱۱ میلیون بشکه نفت است. ممکن است کشوری از نظر مساحت چند برابر عربستان باشد ولی یک ششم این درآمد را داشته باشد و اینکه در مقام مقایسه با گذشته مصرف گراتر هم شده و روابط آمریکا هم با آنها بدتر شده است.

اما ما در حال حاضر در تحلیل های آمریکایی هم زیاد می بینیم که دیگر عربستان نمی تواند منافع آمریکا را تامین کند. دوما ما در سخنرانی آقای اوباما داشتیم که ایشان تاکید می کند کشورهای عربی باید خودشان مشکلات خود را حل کنند و همه مسائل را متوجه عامل خارجی نبینند اینها ما را به این نتیجه نمی رساند که یک تغییر باوری در محافل غربی در حال شکل گیری است که حمایت ها از عربستان باید سمت و سوی دیگری پیدا کند؟

آمریکایی ها اعتقادشان این است که سیستمی که در عربستان وجود دارد در نهایت نمی تواند نتیجه بخش باشد ولی مسئله ای که هست این است به این ساختار دست نمی زند به این دلیل که منفعتشان را به خطر نمی اندازد و نیازی نیست برای تداوم قدرت در عربستان هزینه ای پرداخت کند ولی آمریکا برای تداوم قدرت حسنی مبارک باید هزینه پرداخت کند، نه اینکه حسنی بدتر باشد که اتفاقا خیلی بهتر از خاندان آل سعود است که دیدیم او را به راحتی کنار گذاشتند ولی عربستان هزینه ای ایجاد نمی کند و برای آمریکا هزینه ای ایجاد نکرده، در داخل آمریکا هم چیزی در مورد عربستان گفته نمی شود چون متوجه هستند چه منفعتی به ایالات متحده می رساند، بنابراین نه اینکه از نظر آمریکا عربستان جایگاه خوبی داشته باشد ولی متوجه هستند که حضورشان هزینه ای تولید نمی کند. اگر هزینه تولید کرد، آن زمان موضوعاتی چون حقوق زنان، حقوق بشر و امثالهم پدید می آید.

ولی الان شاهدیم که هزینه هم تولید می کند. گسترش افراط گرایی در خاورمیانه و به قول خودتان همان ۴ هزار کشته ای که ارتش آمریکا در اثر پشتیبانی های عربستان در عراق متحمل شد بخشی از این هزینه هاست.

شما برای رسیدن به اهدافتان همیشه باید هزینه پرداخت کنید. فقط مسئله این است این هزینه به صرفه است یا خیر. اگر آمریکایی ها بخواهند در این منطقه تغییراتی ایجاد کنند که می خواهند، محققا حضور و رفتارشان باعث افراط گرایی می شود ولی در بلند مدت این افراط گرایی جواب نمی دهد. به همین دلیل آمریکایی ها مخالفتی با حکومت اسلامگرایان در کشوری مانند مصر نکردند. به این دلیل که آمریکایی ها می دانند این گروه ها نمی توانند اهدافی که دارند و بر زبان می آورند را پیاده و عملی کنند و چون نمی توانند، ما در دهه ۱۹۵۰ پان عربیسم را داشتیم اما خیلی راحت سقوط کردند و طرفی نبستند. بعد از آن گروه های پان اسلامیست در کشورهای عربی به قدرت رسیدند اما آنها نتوانستند وعده های خود را عملی کنند. بله افراط گراها در منطقه قدرت گرفته اند ولی سوال اینجاست منابع قدرت امریکا را می توانند تهدید کنند؟ حتما پاسخ منفی است. منابع قدرت آمریکا ساختار مالی قدرت آمریکا، ساختار سیاسی قدرت آمریکا، ساختار فرهنگی و نظامی قدرت آمریکا است.

درست است که دو برج عظیم در نیویورک را منفجر کردند ولی الان به جای دو تا، چهار برج در حال ساختن هستند. وقتی این گروه ها بخواهند حکومت کنند تجربه نشان داده که به شدت با مشکل مواجه می شوند. وقتی می بینید پان عربیسم جواب نداده پان اسلامیست هم جواب نداده سراغ چه می روید؟ همان شخم زدنی که در ابتدا اشاره کردم. حالا مستعد می شوید بگویید داعش بد است. چرا بد است؟ چون آمریکایی خواسته که چنین باوری داشته باشید و در مسیری قرار داده که شما چنین تصور و باوری داشته باشید.

اما ما مولفه های دیگری هم می بینیم که خود کشورهای عربی تاکید دارند حمایت های غرب و آمریکا از انها کم شده و نگرانی ها در این خصوص دیده می شود.

کم نشده، شیوه بیان حمایت ها تغییر کرده. تا زمانی که حضور اینها برای آمریکا کارآمد باشد آمریکا از آنها حمایت می کند. هر زمان ناکارآمد شوند دیگر حمایتی در کار نخواهد بود. آمریکا با هیچ کس دوست و رفیق نیست. آمریکا یا با کشورها متحد استراتژیک است مانند انگلستان و فرانسه. یک سری متحد موقعیتی دارند که هر زمان اینها در چارچوبی حرکت می کنند که جایگاه و هویت شمار ارتقا می دهد، ارزش های شما را ارتقا می دهد شما با آنها هستید ولی هر زمان بین این کشورها اتحاد غیر استراتژیک و موقعیتی جواب ندهد شما شیفت می کنید. آمریکا انگلستان را عوض نمی کند ولی آمریکا به راحتی مصر را عوض می کند، به راحتی حاضر می شود با آقای اسد گفتگو کند همین آمریکایی که می گفت اسد باید برود.

به اعتقاد شما اگر در تحولات بهار عربی بوش در کاخ سفید حضور داشت باز هم آمریکایی ها حاضر می شدند مبارک از قدرت کنار رود؟

بله. حتما. شما می توانید لیبرال باشید ولی لیبرال واقعگرا باشید. موضوع این است که آمریکایی ها به این نتیجه رسیدند که این فرد دیگر جواب نمی دهد بنابراین باید گذاشت تا برود.

نگاه شما کلان است و در نوع خودش می تواند صحیح باشد اما این نگاه کلان هم باید به روندها توجه داشته باشد. به عنوان مثال ما با عربستانی رو به رو هستیم که از درون بسیار متزلزل است. همین عزل و نصب های تازه به این شکل بی سابقه نشان می دهد اوضاع در این کشور عادی نیست. در نظامی که خودتان هم تایید کردید مشهور به محافظه کاری است این اقدامات اصلا مصداق محافظه کاری نیست. بحث ملت های عرب هم هست، آنها همجنان از حکام خود ناراضی هستند که شامل عربستان هم می شود، در این اوضاع چگونه می توانیم از افزایش قدرت سعودی سخن بگوییم؟

شما یک تغییر تئوریک در عربستان می بینید. یعنی از حکومتی که در صحنه خارجی انفعالی است وارد یک حکومت به شدت انقلابی می شویم. این ساختار سیاسی بر این منطق شکل گرفته که انفعالی باشد. در ادامه پادشاه جدیدی به نام سلمان روی کار می آید و به دلایل خاصی که دارد می خواهد در تحولات منطقه فعال تر باشد و خیلی طبیعی است که در درون این ساختار قدرتی که هست انشعاب ایجاد می شود. ما سالها به سمت انفعالی بودن می رویم ولی فرد جدیدی می آید و می خواهد این انفعال را تغییر دهد. در نتیجه خیلی طبیعی است که شکافی در این راستا ایجاد شود. حالا کادر قدیم مانند آقای فیصل اعتقاد دارند که باید به آرامی حرکت کرد ولی نیروهای جدید بر فعالیت بیشتر نظر دارند. در حال حاضر قدرت دست نیروهای جوان است، نتایج اتفاقاتی که می افتد نشان خواهد داد کدامیک از این دو جناح حرفش صحیح بوده. اگر جناح سلمان ببرد کاملا این نظریه تقویت می شود و جایگاه آقای سلمان و دوستانش تثبیت می شود ولی اگر مخالفان و نیروهای قدیمی تر بتوانند حرف خود را به کرسی بنشانند و اقدامات تازه جوان ها قرین موفقیت نباشد شما می بینید که آقای سلمان سریعتر قدرت را ترک خواهد کرد و حتی پیش از مرگ از عرصه کنار گذاشته خواهد شد.

عکس ها: لیلا افشار

No responses yet

May 24 2015

جیبوتی اجازه فرود هواپیمای ایرانی را نداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: سازمان هلال احمر ایران می‌گوید که جیبوتی به هواپیمای امدادرسان این سازمان اجازه نداده در این کشور فرود بیاید. به گفته مقامات ایرانی این هواپیما که به ایران بازگشته، حامل ۲۰ تن کمک برای مردم یمن بوده است.

محمد شهاب الدین محمدی‌عراقی، معاون امور بین‌الملل و حقوق بشردوستانه جمعیت هلال احمر ایران روز شنبه دوم خرداد (۲۳ مه) به خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران (ایرنا) گفت که جیبوتی به هواپیمای کمک‌رسان ایرانی مجوز فرود نداده است.

به گفته او، هواپیمایی شامل ۲۰ تن مواد کمکی برای مردم یمن هفته گذشته به سمت جیبوتی پرواز کرد که با وجود هماهنگی‌های صورت گرفته با سازمان ملل متحد و برنامه جهانی غذا، اجازه فرود هواپیما در جیبوتی صادر نشد.

محمدی عراقی تصریح می‌کند که هواپیما هم‌اکنون در بندر چابهار فرود آماده و وزارت امورخارجه ایران در حال رایزنی برای گرفتن مجوز پرواز هواپیما به جیبوتی است.

امداد رسانی یا کشمکش سیاسی؟

پیش از این، ایران یک کشتی کمک‌رسان به سمت یمن فرستاده بود که با مخالفت عربستان سعودی قرار شد بارش را در جیبوتی به مقامات سازمان ملل تحویل دهد تا در اختیار مردم یمن قرار بگیرد.
[پیش‌تر عربستان سعودی با بمباران فرودگاه صنعا از نشستن یک هواپیمای ایران جلوگیری کرده بود]

پیش‌تر عربستان سعودی با بمباران فرودگاه صنعا از نشستن یک هواپیمای ایران جلوگیری کرده بود

خبرگزاری رویترز روز جمعه (۱ خرداد/ ۲۲ مه) به نقل از سخنگوی نهاد “برنامه جهانی غذا”، وابسته به سازمان ملل گزارش داد، محموله کشتی ایرانی قرار است در جیبوتی تخلیه و توسط این نهاد به یمن انتقال داده شود.

کشتی “شاهد” ۲۱ اردیبهشت، بندرعباس را به مقصد بندر حدیده ترک کرد تا آنگونه که مسئولان جمهوری اسلامی می‌گویند کمک‌های انسان‌دوستانه جمعیت هلال احمر این کشور را به مردم یمن برساند.

خبرهای ضد و نقیضی درباره همراهی این کشتی باربری توسط دو ناو جنگی ایرانی منتشر شده بود که ابهام‌ها در مورد آن برطرف نشد.

ادامه بحران در یمن

ائتلاف نظامی شماری از کشورهای عربی به رهبری عربستان از ششم فروردین ماه حمله هوایی گسترده‌ای علیه شورشیان حوثی و نیروهای وفادار به عبد‌الله صالح، رئیس‌جمهور سابق یمن آغاز کرده است که بخش‌های بزرگی از این کشور از جمله پایتخت صنعا را در اختیار دارند.

عربستان و متحدانش هدف از حمله نظامی به شورشیان یمن را بازگرداندن عبد ربه منصور هادی، رئیس‌جمهور یمن به قدرت عنوان می‌کنند که هم‌اکنون در عربستان به سر می‌برد.

بنا به گزارش‌ها در جریان حمله عربستان سعودی و متحدانش به یمن بیش از ۱۶۰۰ نفر جان خود را از دست داده‌اند که به گفته سازمان‌های مدافع حقوق بشر بخش قابل توجهی از این قربانیان زن، کودک و افراد غیر نظامی هستند.

بر اساس همین گزارش‌ها به دلیل کمبود سوخت، بسیاری از آمبولانس‌ها از امدادرسانی به شهروندان آسیب‌دیده ناتوان‌اند و کمبود مواد غذایی و آب آشامیدنی در مناطق درگیری جان شهروندان را تهدید می‌کند.

No responses yet

May 23 2015

هلند طرح ممنوعیت استفاده از روبنده را تصویب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,مذهب

بی‌بی‌سی: دولت هلند طرح ممنوعیت استفاده از برقع و روبنده اسلامی در اماکن عمومی از جمله مدارس، بیمارستان‌ها و وسایل نقلیه عمومی را تصویب کرد.

به گفته مقام‌های دولت هلند، این ممنوعیت شامل استفاده از روبنده در خیابان‌ها نمی‌شود.

دولت هلند برای کسانی که از این قانون تخطی کنند جریمه‌ای معادل ۴۵۰ دلار تعیین کرده است.

بنا به گزارش‌ها، حدود چند صد زن در هلند از برقع استفاده می‌کنند اما اغلب آنها استفاده‌کنندگان دائمی نیستند.

قرار است پیش‌نویس این قانون تازه برای بررسی بیشتر در اختیار یک هیئت مشاوره حقوقی گذاشته شود.

این هیئت مشاوران پیشتر در سال ۲۰۱۲ مخالف تلاش‌های دولت هلند برای ممنوعیت استفاده از برقع بود و چنین اقدامی را ناقض آزادی مذهبی در قانون اساسی این کشور دانست.

دولت هلند، پس از تصویب طرح وزارت کشور برای ممنوعیت روبنده، با صدور بیانیه‌ای اعلام کرد: “استفاده از البسه پوشاننده صورت در آینده در موسسات آموزشی و بهداشتی، ساختمان‌های دولتی و وسایل نقلیه عمومی قابل قبول نیست.”

No responses yet

May 23 2015

افشای نامه محرمانه آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی همراه با تصویر دستخط

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: تصویر نامه مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی، خطاب به علی‌اکبر ولایتی در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، در یکی دو روز گذشته بارها روی خروجی خبرگزاری‌های مختلف قرار گرفت. مرحوم مهدوی‌کنی در این نامه که سه روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم نوشته شده است، تلویحا از ولایتی می‌خواهد از عرصه رقابت کناره‌گیری کند، آن هم در شرایطی که از میان کاندیدای اصولگرایان سنتی در آن انتخابات تنها قالیباف باقی مانده و حدادعادل انصراف داده بود. این نامه را سایتی که متعلق به هواداران سعید جلیلی است، منتشر کرده و از سوی سایت خبرنامه امام‌صادق متعلق به دانشگاه امام صادق هم به نحو قابل‌توجهی بازنشر شده است. خبرنامه امام صادق، تصویر این نامه را همراه گزارشی مفصل با عنوان «اتمام‌حجت آیت‌الله با سیاست‌مدار بدعهد»؛ نامه تاریخی آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی، منتشر کرده است.

متن نامه آیت‌الله مهدوی‌کنی به ولایتی

در متن این نامه از سوی مرحوم ‌مهدوی‌کنی خطاب به ولایتی چنین آمده است: «برادر بزرگوار جناب آقای دکتر ولایتی دام عزه و توفیقه، سلام علیکم و رحمه الله. در موقعیت حساس کنونی و با توجه به اوضاع پیش‌آمده در صحنه انتخابات، من از شما تقاضایی ندارم. از باب اتمام حجت تنها به دو چیز به جناب‌عالی هشدار می‌دهم: نخست اینکه آیا به عهدی که با ما کردید، وفادار هستید یا نه؟ دوم آنکه اوضاع پیش‌آمده نگران‌کننده است و احتمال پیروزی جبهه اصلاحات قوی است. آیا شما نگران اوضاع هستید یا خیر؟ خدایا شاهد باش که من به‌عنوان نصیحت به برادر دینی تذکر لازم دادم. والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین. محمدرضا مهدوی‌کنی»
واکنش رئیس دفتر آیت‌الله
اطلاق عنوان «سیاست‌مدار بدعهد» به علی‌اکبر ولایتی از سوی خبرنامه امام صادق (ع) که متعلق به دانشگاهی است که مرحوم کنی ریاست آن را تا زمان فوت بر عهده داشت، نشان از تأیید محتوای آن نامه از سوی گردانندگان کنونی دانشگاه امام صادق (ع)
دارد. این در حالی است که ابراهیم انصاریان، مسئول دفتر مرحوم کنی که داماد آیت‌الله نیز هست در گفت‌وگو با خبرگزاری «تسنیم» انتشار این نامه را غرض‌آلود و تأمل‌برانگیز خوانده و البته مدعی شده که «انتشار این نامه توسط سمپات‌ها‌ی ملی- مذهبی‌ها» صورت گرفته است. انصاریان گفته است که با کمال تأسف یکی‌، دو روز پس از انتشار مصاحبه ولایتی با سایت مربوط به دفتر مقام‌معظم‌رهبری و اعلام مواضع بسیار پخته، محکم و اصولی ایشان در بحث هسته‌ای، دیدیم یکی از سایت‌هایی که اداره‌کنندگانش از عناصر سمپات ملی – مذهبی‌ها هستند، اقدام به انتشار متن نامه‌ای از مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی خطاب به ایشان کردند که مربوط به دو سال پیش و جریانات انتخابات ریاست‌جمهوری بود. او ادامه داد مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی در همان ایام رقابت‌های انتخاباتی توصیه‌های متعددی برای برخی از کاندیداها در جبهه اصولگرایی داشتند که عموما نصیحت‌های پدرانه و توصیه‌هایی به اشخاص بود و این البته مختص به دکتر ولایتی نبود. ابراهیم انصاریان اضافه کرد: بنده شهادت می‌دهم که آن مرحوم به‌هیچ‌وجه راضی به انتشار عمومی هیچ‌یک از این توصیه‌ها و بعضا نامه‌ها نبودند، حال چطور پس از دو سال آن‌هم آنچه فقط مربوط به دکتر ولایتی است، در چنین شرایطی که ایشان آن مواضع شایسته و محکم را در بحث هسته‌ای ارائه دادند‌ و به ‌عنوان یک عنصر فعال در عرصه دیپلماسی کشور به‌ویژه در منطقه پیرامونی نقش‌آفرین هستند، منتشر می‌شود، جای تأمل دارد.
تغییر زاویه امام صادقی‌ها و بازخوانی یک شکست
اما تصویر نامه پس از آن منتشر می‌شود که دقیقا یک هفته بعد از برگزاری انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم، یعنی سی و یکم خرداد ٩٢، حجت‌الاسلام میرلوحی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم به تحلیل ماجرای انتخابات پرداخته و برای اولین‌بار از ماجرای نامه
آیت الله مهدوی‌کنی به ولایتی پرده برداشت. میرلوحی در آن گفت‌وگو درباره رایزنی‌های آیت‌الله مهدوی‌کنی درخصوص اجماع اصولگرایان گفته بود: «آیت‌الله برای اینکه نظر خاتمه‌دهنده را ارائه بدهند، چند بار تماس گرفته بودند و به ناچار نامه هم نوشتند، اما آقای ولایتی توصیه‌ها را نپذیرفتند. من حتی خودم هم صحبت کردم، اما آقایان قطع کردند و بعد به پیغام‌ها و تماس‌های ما هم جواب ندادند. اما اینکه چه چیزی باعث شد ایشان امتناع کنند، باید خودشان پاسخ بدهند. حالا اطرافیان یا مشاوران تأثیر داشتند، من اطلاعی ندارم… . آقایان نسبت به شخص آیت‌الله مهدوی‌کنی حتی گفته بودند: «هرچی شما بفرمایید»؛ یعنی این‌طور هم اعلام تبعیت و پیروی کرده بودند». میرلوحی در آن گفت‌وگو البته این نقل قول از مرحوم کنی درباره سعید جلیلی، کاندیدای جریان پایداری، مبنی بر اینکه «ایشان جوان خوبی است اما اینکه به‌درد ریاست‌جمهوری می‌خورد یا نه، بحث دیگری است» را هم تأیید کرده داده بود. میرلوحی چرایی اختلاف نظر بین جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین درباره ولایتی و نظر مثبت آیت‌الله یزدی، دبیر جامعه و نیز بخشی از شعب استانی جامعه روحانیت را هم به نوعی بی‌پاسخ می‌گذارد، اما حمایتظ مرحوم کنی از قالیباف به خاطر برخی بازسازی‌های در دانشگاه امام صادقرا تکذیب می‌کند.
اما واقعیت ماجرا این است که اصولگرایان سنتی که به نام ائتلاف ١+٢ وارد صحنه رقابت‌های ریاست‌جمهوری شده بودند، مثلث حداد عادل، قالیباف و ولایتی را تشکیل می‌دادند که دامنه اختلافاتشان در مناظره سیاسی کاندیداهای ریاست‌جمهوری به شکل عجیبی بروز علنی پیدا کرد. ولایتی و قالیباف به طور ویژه مواضع یکدیگر درباره جنگ را موردانتقاد قرار دادند و در این میان ولایتی هم به انتقادات سرسختانه‌ای از عملکرد جلیلی به‌عنوان مذاکره‌کننده ارشد تیم هسته‌ای کشور پرداخت. کار تا آنجا بالا گرفت که محسن رضایی دیگر نامزد اصولگرای رقابت‌های یازدهم، خطاب به اعضای ائتلاف گفت: «من تعجب می‌کنم که شما سه نفر با این درجه از اختلاف چگونه در یک ائتلاف قرار گرفته‌اید؟!» فردای آن روز حدادعادل از نامزدی در انتخابات کناره‌گیری کرد. البته بنا هم این بود که در نهایت یک نفر از این ائتلاف وارد عرصه انتخابات شود؛ اما نه قالیباف کناره‌گیری کرد و نه ولایتی. این در حالی بود که بر سر حمایت از ولایتی در بین جامعتین هم اختلاف ایجاد شده بود. نگاه به همین موضوع بود که احتمالا آیت‌الله را بر آن داشته بود تا از ولایتی بخواهد کناره‌گیری کند و سبد سنتی‌ها در اختیار قالیباف قرار بگیرد. جالب آنکه آیت‌الله، ولایتی را نیز نسبت به پیروزی جبهه اصلاحات انذار داده است. همان نگرانی‌ای‌ که او در انتخابات سال ٧٦ هم داشت و برای رفع آن تلاش هم کرده بود. حالا با گذشت تقریبا دو سال از انتخابات یازدهم، هواداران جلیلی بار دیگر خواسته‌اند ولایتی را مقصر شکست انتخابات ٩٢ از سوی اصولگرایان قلمداد کنند. جالب آنکه خبرنامه امام صادق (ع) هم در گزارش خود به آنچه آن را تغییر موضع از سوی ولایتی درباره مذاکرات هسته‌ای خوانده، اشاره کرده و به این ترتیب خواسته نشان دهد ولایتی بعد از دو سال به حقانیت سخنان جلیلی در آن مناظره تاریخی رسیده است. از انتشار این گزارش چنین برداشت می‌شود دانشجویان آیت‌الله، بعد از فوت او با وجود اطلاع از نظر مرحوم کنی درباره توانایی‌های جلیلی، گویا در زمره سلف خود که سال‌های گذشته در همان دانشگاه دیپلماسی پیامبر اعظم (ص)را عنوان پایان‌نامه‌اش قرار داده بود، قرار گرفته‌اند. /

No responses yet

May 23 2015

مقام‌های آمریکایی: ایران توپخانه و سرباز به بیجی عراق فرستاده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: مقام‌های نظامی آمريکا گفته‌اند که ايران با اعزام سرباز، توپخانه و ديگر انواع جنگ‌افزار سنگين، وارد جنگ با نيروهای خلافت اسلامی (داعش) برای باز‌پس‌گيری پالايشگاه بيجی عراق از آنها شده است.

دو مقام ارشد نظامی آمريکا، جمعه اول خرداد، به خبرگزاری آسوشيتدپرس گفته‌اند که نيروهای ايرانی در روزهای اخير به طور قابل ملاحظه‌ای همراه با شبه‌نظاميان شيعه عراقی با نيروهای داعش در پالايشگاه بيجی درگير شده‌اند.

بيجی در شمال عراق، بزرگترين پالايشگاه نفتی اين کشور است.

يکی از مقام‌های نظامی آمريکا گفته که نيروهای ايرانی در بيجی از توپخانه، راکت‌های ۱۲۲ ميليمتری و هواپيماهای بدون سرنشين شناسايی و نظارتی برای کمک به عراقی‌ها استفاده کرده‌اند.

اين سخنان در حالی بيان شده که در آخرين اطلاعيه نيروهای مسلح آمريکا که در همين روز جمعه صادر شده، اشاره‌ای به نقش نيروهای ايرانی در درگيری‌های اخير بيجی نشده است.

در اين اطلاعيه که توسط سرفرماندهی نيروهای مسلح ايالات متحده در کويت صادر شده، آمده است که نيروهای عراقی با کمک آمريکايی‌ها موفق شده‌اند مسيری زمينی به درون پالايشگاه بيجی باز کنند.

به گفته سرفرماندهی نيروهای مسلح آمريکا مستقر در کويت، عراقی‌ها تجهيز و تقويت نيروهای خود را که درون پالايشگاه محاصره شده‌اند، آغاز کرده‌اند.

آسوشيتدپرس از نقش ايران در عراق به عنوان عاملی پيچيده‌ در معادلات دولت اوباما نام برده که به دنبال موثرترين راه‌حل برای مقابله با گروه خلافت اسلامی است.

بر اساس اين گزارش، مقام‌های آمريکايی گفته‌اند آنها مادام که شبه‌نظاميان شيعه تحت حمايت ايران، تحت فرمان و کنترل دولت عراق قرار داشته باشند، با عمليات آنها مخالفتی ندارند.

ژنرال توماس ويدلی، ریيس ستاد فرماندهی نيروهای مسلح آمريکا در کويت گفته که در سه روز گذشته نيروهای عراقی، پيشرفت ثابت اما آرام برای باز‌پس‌گيری مناطق منتهی به پالايشگاه بيجی داشته‌اند.

به گفته آقای ويدلی، اين کار با حمايت هوايی، شناسايی و مشورت‌های ائتلاف بين‌المللی به رهبری آمريکا ممکن شده است.

اين مقام نظامی آمريکا در عين حال گفته که فعلا نظری درباره نقش نيروهای ايرانی در بيجی ندارد اما قول داده که به اين موضوع پاسخ خواهد داد.

نيروهای داعش اخيرا کنترل بخش قابل توجهی از پالايشگاه بيجی را در اختيار گرفته‌اند. تصرف کامل اين پالايشگاه و استفاده از منابع آن می‌تواند ميليون‌ها دلار سود نصيب اين گروه کند.

آنها همچنين کنترل شهر بيجی که بر سر راه بغداد و موصل و در کنار رود دجله قرار دارد نيز در اختيار دارند.

گروه خلافت اسلامی در تابستان سال گذشته موفق شد شهر موصل، دومين شهر بزرگ عراق را به طور کامل تصرف کند و هفته پيش نيز کنترل کامل شهر رمادی، مرکز استان سنی‌نشين الانبار را در اختيار گرفت.

گزارش‌ها همچنين از تصرف نيمی از خاک سوريه توسط گروه خلافت اسلامی که داعش نيز خوانده می‌شود، خبر می‌دهند.

No responses yet

May 22 2015

اعتراض آرمان ذاکری به اخراج اساتید و زندانی کردن دکتر سعید مدنی در برنامه زنده

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,دانشجویی,سانسور,سیاسی

No responses yet

May 21 2015

اعتراض به زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی در برنامه زنده تلویزیونی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

کلمه: چکیده :آرمان ذاکری که دانش آموخته دانشگاه تهران و دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس است، با انتقادات صریح و شجاعانه خود در برنامه زنده تلویزیونی، سرکوب علوم انسانی و اخراج و زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی را به چالش کشید و رانت خواری به نام حکومت دینی و توجه نکردن حاکمان به مطالبات اجتماعی را مورد اعتراض قرار داد….

یک دانشجوی دکترای جامعه شناسی با انتقادات صریح و شجاعانه خود در برنامه زنده تلویزیونی، سرکوب علوم انسانی و اخراج و زندانی کردن پژوهشگران اجتماعی را به چالش کشید و رانت خواری به نام حکومت دینی و توجه نکردن حاکمان به مطالبات اجتماعی را مورد اعتراض قرار داد.

به گزارش خبرنگار کلمه، آرمان ذاکری که دانش آموخته دانشگاه تهران و دانشجوی دکترا در دانشگاه تربیت مدرس است، در برنامه “حذف و اضافه” که چهارشنبه شب به طور زنده از شبکه سه سیما پخش شد، با نام بردن از سعید مدنی و یاشار دارالشفا که در بند ۳۵۰ اوین زندانی هستند، حاکمیت را متهم کرد که گوش های خود را بسته است تا هشدارهای جامعه شناسان را نشنود.

وی همچنین با نام بردن از تعدادی از استادانی که در دولت پیشین اخراج یا بازنشسته شده اند، تصریح کرد که به جای اینکه جامعه شناسی به ناتوانی در حل مشکلات جامعه متهم شود، باید قدرت و حاکمیت را متهم کرد و نباید انتظار داشت که جامعه شناسی به قدرت، سرویس بدهد.

این جامعه شناس جوان پس از پخش فیلمی از سخنان اخیر دکتر سارا شریعتی در همایش بزرگداشت هشت دهه علوم اجتماعی در این برنامه، به این موضوع اعتراض کرد و گفت: من هشت سال است که دانشجوی خانم دکتر شریعتی هستم، زیر نظر ایشان پایان نامه نوشتم و کتابی که نوشتم مقدمه ی ایشان روی آن هست. با قطع و یقین به شما می گویم که ایشان به هیچ وجه رضایت نداشتند صدا و تصویرشان از تلویزیون پخش شود.

وی پس از اصرار مجری برنامه به اینکه “ما با ایشان صحبت کردیم و رضایتشان را گرفتیم” این ادعا را رد کرد و گفت: “خیلی بعید می دانم. من چون دانشجوی ایشان هستم، این را می دانم و مخاطبین خودشان قضاوت می کنند. می توانند به دانشکده علوم اجتماعی هم مراجعه کنند و از خود ایشان بپرسند.”

ذاکری در این برنامه تلویزیونی که به مناسبت فرا رسیدن هشتادمین سالگرد تولد علوم اجتماعی در ایران، با موضوع “دانشگاه و جامعه” برگزار می شد، گفت: هشت دهه است که علوم اجتماعی متهم می شود. اما با استفاده از همین پژوهش های علوم اجتماعی، به دو نکته اشاره می کنم. اولین نکته اینکه در سال ۱۳۵۳ یک پژوهش در سطح ملی با عنوان گرایش های فرهنگی و نگرش های اجتماعی در ایران توسط مرحوم علی اسدی انجام شد. از جمله مواردی که سنجیده شد، اعتماد مردم بود که ۵۳ درصد از مردم در این پژوهش گفته بودند “مردم قابل اعتمادند”، یعنی مردم به هم اعتماد داشتند.

وی افزود: این پیمایش در سال ۱۳۸۳ یعنی سی سال بعد توسط دکتر محسن گودرزی عینا تکرار شد، که نتایج تکان دهنده ای داشت: مشخص شد فقط ۲۴ درصد مردم به هم اعتماد دارند. این یعنی در طول سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی مردم ما نصف شده است، مثل آمار طلاق که دو برابر شده، آمار زندانیان سیاسی و به طور کلی زندانیان که ۷٫۵ برابر شده، آن هم در حالی که جمعیت ۱٫۸ برابر شده.

ذاکری ادامه داد: همین جامعه شناسی که متهمش می کنند، می گوید ما در سیاستگذاری برای افزایش اعتماد جامعه شکست خورده ایم. همین جامعه شناسی متهم، در دو پیمایش سنجش سرمایه اجتماعی در سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۴ مشخص کرد که مردم میان اقشار مختلف، بیشترین اعتماد را به دانشگاهیان دارند. در جامعه ای که در سی سال گذشته، اعتماد اجتماعی در آن افت کرده، اخلاق جمعی دچار بحران شده و سیاستگذاری های ما در جهت ایجاد اخلاق جمعی شکست خورده، مردم به همین دانشگاه وارداتی بیشترین اعتماد را دارند. پس دانشگاه رسالت خود را در جهت ایجاد اعتماد اجتماعی در مردم به خوبی انجام داده و امروز مردم دانشگاه را به عنوان نهاد مرجع می شناسند. دانشگاه به صورت عمومی ارتباطش را با جامعه برقرار کرده و بیشتر از بسیاری از نهادهایی که ریشه در سنت دارند، ارتباط خود را با مردم حفظ کرده است.

وی سپس کتاب سعید مدنی -زندانی سیاسی سبز- با عنوان “گزارش وضعیت اجتماعی ایران در سالهای ۸۰ تا ۸۸″ را به مخاطبان برنامه نشان داد و گفت: این کتاب حاوی یک سری مقاله با موضوعات جرایم، اعتیاد، خشونت خانوادگی، خودکشی، تن فروشی، فقر، نابرابری و … است که سرپرست این پژوهش، سعید مدنی بوده. مدنی به طور خاص روی اعتیاد و روسپیگری کار کرده و مشخصا سراغ میدان پژوهش رفته.

ذاکری با طرح این پرسش که “امروز سعید مدنی کجاست؟” ادامه داد: او در زندان است، چون به علوم اجتماعی اعتماد ندارند. علوم اجتماعی متهم می شود. وقتی صبح تا شب بگویید علوم اجتماعی سکولار است، غربی است، ملحد است، و بعد پژوهشگرانش به سیاه نمایی متهم شوند و به زندانی بروند، نباید از علوم اجتماعی متهم ناامن انتظار داشته باشیم مشکلی را حل کند.

این دانشجوی دکترای جامعه شناسی سپس به پایان نامه کارشناسی ارشد یاشار دارالشفا، دیگر زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین، اشاره کرد و گفت: این پایان نامه درباره ارزیابی برنامه های توسعه نوشته شده بود. برنامه های توسعه را اقتصاددانان نوشته اند، علوم اجتماعی ها ننوشته اند. علوم اجتماعی ها همیشه منتقد برنامه های توسعه بوده اند، ولی کسی صدایشان را نشنیده است.

ذاکری سپس با نام بردن از یک جامعه شناس شناخته که در دوره احمدی نژاد از دانشگاه علامه طباطبایی اخراج شد، گفت: پرویز پیران همان موقع این هشدار را داده بود. حتی فرامرز رفیع پور هم همان موقع نوشته بود که جای رشادت های سربازان ما در میدان جنگ را زرنگی های ما در صف های نان خواهد گرفت.

وی تصریح کرد: از علوم اجتماعی توقع داشتیم به آنچه قدرت می خواهد عملی کند، سرویس بدهد. اما علوم اجتماعی نمی تواند چنین کند. علوم اجتماعی می گوید اگر این کار را کردی، با این پیامدها رو به رو خواهی شد. حالا می خواهی زندانی اش کنی، بکن!

این جامعه شناس جوان هشدار داد: امروز علوم اجتماعی از طریق وارد کردن همین گفتمان “علوم اجتماعی اسلامی” به صورت نهادی در معرض تهدید است. گروهی در جامعه شناسی دانشگاه تهران ایجاد کرده اند تحت عنوان “جامعه شناسی اسلامی” که به سرعت ۲۰ دانشجوی ارشد و امسال ۴ دانشجوی دکترا گرفته اند. نه طرح درس ها مشخص است، نه اساتید، نه هدف و نه حتی حاضرند بروند یک جای جداگانه! اگر قرار است با تصرف میزها به صورت بوروکراتیک [کرسی های دانشگاه را] بگیریم، چگونه انتظار کار کردن علوم اجتماعی را داشته باشیم؟ امروز با جریانی طرفیم که دانشجویان به آن “میزگرایی اسلامی” می گویند.

ذاکری با بیان اینکه “این آسیب شناسی حکومت دینی است”، افزود: متاسفم که باید بگویم کسانی که ابراز می کنند ما داریم در راستای حکومت دینی کار می کنیم، اینها خواسته یا ناخواسته از رانت بهره مند می شوند. به سرعت و بدون در نظر گرفتن ضوابط علمی، امکانات و نهاد در اختیارشان قرار می گیرد. اینها حرفهای من نیست، بیانیه بسیج دانشجویی در دوره ریاست فرهاد رهبر بر دانشگاه تهران است که تاسیس دانشکده علوم و فنون نوین و نیز گروه جامعه شناسی مسلمین در دانشکده علوم اجتماعی را “یک شبه و فاقد کارشناسی” می نامند.

این دانش آموخته دانشگاه تهران در ادامه سخنانش، به اسامی تعدادی از استادان اخراجی دانشگاه ها اشاره کرد و گفت: نمی شود دکتر عباس کاظمی، دکتر هاله لاجوردی، دکتر سعید معیدفر، دکتر پرویز پیران، دکتر ابراهیم توفیق و … را اخراج کنیم و از آن طرف با بوروکراسی و آوردن نهاد، مجموعه جداگانه ای به عنوان جامعه شناسی مسلمین تاسیس کنیم.

وی تاکید کرد: باید اجازه دهیم علوم اجتماعی به حیات خودش ادامه دهد. نباید علوم اجتماعی موجود را پس از هشت دهه، از درون تخریب و نابود کنیم. در غیر این صورت، نباید انتظار داشته باشیم که علوم اجتماعی به ما کمک کند، و نیز انتظار نداشته باشیم که علوم اجتماعی هر کاری را که قدرت تصمیم گرفت انجام دهد، راهش را [به قدرت] نشان دهد. علوم اجتماعی به ما می گوید که چه کارهایی، چه تبعاتی دارند؛ خواه قدرت خوشش بیاید یا نیاید.

آرمان ذاکری در بخشی دیگری از سخنان خود در این برنامه گفت: قضیه نسبت علوم اجتماعی و سیاست، به هیچ عنوان نه شوخی است و نه فرافکنی. آقای دکتر فرامرز رفیع پور که می گوییم چرا صدایش را نشنیدند، در گروه جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی مدتها مدیر گروه بودند. آقای فرامرز رفیع پور جزو معدود جامعه شناسی بوده که امکان پیدا می کرده در جلساتی که جامعه شناسان در بیت رهبری حضور پیدا می کردند، بروند و حرف بزنند.

وی سپس پرسید: اگر صدای علوم اجتماعی شنیده نشده، چه کسی باید بشنود؟ خب حاکمیت باید بشنود. حاکمان باید بشنوند، قدرتمندان باید بشنوند. بشنوند و سیاست ها را تغییر دهند. خصوصی سازی و اصل ۴۴ بعد از بیست سال توسط چه کسی دارد حمایت و هدایت می شود؟ بحث اصلا بحث دولت ها نیست، بحث این است که این اراده و گفتمانی است که بر کلیت نظام حاکم شده. چرا به اصل ۴۳ به اندازه اصل ۴۴ توجه نمی شود؟

این دانشجوی جامعه شناسی تصریح کرد: علوم اجتماعی این حرفها را گفته، ولی قدرت و قدرتمندان اند که حرفش را نشنیده اند. شما چرا دانشگاه تهران را مثال می زنید؟ مثلا حرف دانشگاه بهشتی را اگر دانشگاه تهران بشنود خیلی مهم است؟ حرف آقای رفیع پور، حرف آقای فرهادی، حرف آقای یوسف اباذری را حاکمیت باید بشنود.

وی با بیان اینکه “حرف سعید مدنی را حاکمیت باید بشنود”، ادامه داد: سعید مدنی که می گوید وضعیت فقر و روسپیگری در این مملکت بحرانی است و باید خدمات اجتماعی بدهیم. می گوید نباید بیاییم قراردادها را موقتی بکنیم، نباید بیاییم نیروی کار را تعدیل بکنیم، نباید بیاییم سرمایه های اجتماعی را از طریق موقتی سازی قراردادهای کار و خروج کارگاه های زیر ده نفر از شمول قانون کار تخریب کنیم.

ذاکری در پایان گفت: باید به جریان های اجتماعی اجازه بدهیم از حقوقشان دفاع کنند. به معلمان، به کارگران. همین چند وقت پیش داستان روز کارگر بود. شما ببینید برای کارگران در این روز چه اتفاقی افتاد. یک شیرینی می خواهند در سندیکای کارگران اتوبوس واحد پخش بکنند، بهشان اجازه نمی دهند. جامعه شناسی اینها را گفته، ولی قدرت تمایلی به شنیدن حرفهای جامعه شناسی ندارد. این حرفی است که آقای دکتر یوسف اباذری می زند، شاید گوش قدرتمندان باز شود و حرف علوم اجتماعی را بشنوند.

No responses yet

May 21 2015

دستور نیروی انتظامی درباره ممنوعیت دست‌کم ۳۰ شغل برای بهاییان

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: طبق سندی که سحام نیوز منتشر کرده، فرمانده نیروی انتظامی در دوران احمدی‌نژاد با صدور دستورالعملی حدود ۳۰ شغل را بر بهاییان ممنوع کرده و قصد کنترل آنان، نظارت بر فعالیت‌شان و جلوگیری از حضور آنان در جامعه را داشته است.

سحام‌ نیوز روز سه‌شنبه (۲۹ اردیبهشت / ۱۹ مه) سندی را منتشر کرده که نشانگر تبعیض و نقض حقوق بشر برنامه‌ریزی شده توسط جمهوری اسلامی ایران علیه بهاییان است.

این سند “دستورالعملی” است دارای چهار بند که از “پلیس اطلاعات و امنیت عمومی تهران – اداره نظارت بر اماکن عمومی” برای “فرماندهان انتظامی شهرستان‌های تابعه – روسای پلیس اطلاعات و امنیت عمومی” فاکس شده است.

تاریخ صدور این دستورالعمل سال ۱۳۸۶ یعنی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد است. اما به نوشته سحام نیوز، این دستورالعمل تا امروز نیز معتبر است.

طبق این سند، فرمانده نیروی انتظامی جمهوری اسلامی (در این دوره اسماعیل احمدی مقدم) به اداره اماکن نیروی انتظامی در سراسر کشور دستور داده که به منظور کنترل، محدود کردن و نظارت بر عملکرد بهاییان، زمینه‌های شناسایی و کنترل آن‌ها را فراهم آورد. همچنین جلوگیری از پیشرفت شغلی و رفاه زندگی بهاییان از اهداف روشن دستورالعمل صادر شده از سوی فرمانده ناجا بوده است.

در بند نخست این دستورالعمل از فرماندهان انتظامی و روسای پلیس خواسته شده افراد بهایی شاغل را شناسایی کنند و دست به تهیه آمار درباره میزان پراکندگی و نوع شغل آنان بزنند.

بند دوم این دستورالعمل می‌گوید که باید مانع از حضور بهاییان در مشاغلی شد که درآمد بالا دارند. در ادامه این بند گفته شده که بهاییان باید تنها در مشاغلی فعالیت کنند که سطح درآمد “متعارف” داشته باشد.

بند سوم می‌گوید که باید از صدور مجوز فعالیت برای بهاییان در مشاغل حساس فرهنگی تبلیغاتی و اقتصادی جلوگیری شود. در ادامه چندین شغل به عنوان نمونه ذکر شده که بهاییان نباید در آن فعالیت کنند: «نظیر جراید و نشریات، جواهر و طلاسازی، ساعت [سازی] و چاپخانه‌داران، گاراورسازان، مؤسسات توریستی و اتومبیل کرایه، ناشران و کتابفروشان، مسافرخانه‌داران، هتل‌داران، آموزشگاه‌های خیاطی، عکاسی و فیلمبرداری، گیم نت، رایانه و کافی نت».

در بند چهارم این دستورالعمل گفته شده که “در رسته‌های شغلی مشروط به طهارت” جهت فعالیت بهاییان نباید پروانه کار صادر شود. این جمله اشاره‌ای است به “نجس و ناپاک” خواندن گروه‌هایی از مردم غیر شیعه توسط روحانیان شیعه، مقامات جمهوری اسلامی و عوام در ایران.

برای نمونه آذر ماه سال ۹۳ عباس رمضانی‌پور، امام جمعه رفسنجان، در جمع مسئولان این شهر گفت که “طبق فتوای مراجع بهاییان نجس هستند و خرید و فروش با آنان حرام است”. او حتی گفت که “خواسته مردم برای رفتن آنها از این شهر باید تحقق یابد”.

در بند چهارم دستورالعمل پلیس گفته شده که باید از فعالیت شغلی بهاییان در “تالارهای پذیرایی، رستوران‌ها و سلف‌سرویس‌ها، اغذیه‌‌فروشی‌ها و فروشندگان مواد غذایی، چلوکبابی و چلوخورشتی، قهوه‌خانه، فروشندگان مواد پروتئینی و سوپرمارکت، بستنی و آب میوه و نوشابه، قنادی و شیرینی‌فروشی و کافی شاپ” جلوگیری شود.

درخواست از دولت روحانی برای رفع تبعیض

سحام نیوز اشاره کرده است که از زمان انقلاب سال ۱۳۵۷ فشارهای زیادی بر جامعه بهاییان ایران وارد شده است. این فشارها به صورت بازداشت و زندانی کردن و حتی اعدام بهاییان، حمله وحشیانه به آنان یا حتی به قتل رساندن‌شان بوده است. پیش از این فعالان حقوق بشر گفته‌اند که نشانه‌هایی وجود دارد دال بر این‌که بخشی از دولتمردان ایرانی پشت حمله‌ها علیه بهاییان هستند.

فعالان حقوق بشر سالهای بسیار از بهاییان به عنوان اقلیت دینی‌ای نام برده‌اند که بیشترین شمار زندانیان را دارد. هم اکنون نیز ده‌ها بهایی تنها به دلیل عقیده خود در زندان‌های جمهوری اسلامی به سر می‌برند.

ظلم و بی‌عدالتی نسبت به بهاییان بارها مورد انتقاد و شکایت فعالان حقوق بشر و شهروندان منتقد به سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی قرار گرفته است.

در نامه سرگشاده‌ای که ۱۶۰ تن از فعالان مدنی−‌اجتماعی، حقوق بشر و محروم از تحصیل در تاریخ ۶ تیر ۱۳۹۳ خطاب به حسن روحانی نوشتند، خواستار رفع تبعیض از اقلیت‌های مذهبی شدند.

در این نامه ضمن اشاره به مواردی چون ممانعت از ورود داوطلبان بهایی به مؤسسات آموزش عالی آمده بود: «بسیاری از اقلیت‌های دینی و مذهبی در چند سال اخیر به واسطه مسائل گوناگون متحمل تبعیض‌های فراوانی شده‌اند. این روند تأسف بار با روی کار آمدن دولت آقای احمدی‌نژاد فزونی یافت و امروز ما عملا نشانی از گام‌های مؤثر و قابل توجهی که در زمان دولت اصلاحات به قصد رفع تبعیض‌ها صورت گرفت نمی‌بینیم.»

از وعده‌هایی که حسن روحانی در تبلیغات انتخاباتی خود داده بود خارج کردن فضای کشور از حالت امنیتی بود. او همچنین گفته بود که “قفل‌هایی” را که در دوران هشت ساله ریاست جمهوری احمدی‌نژاد بر زندگی مردم بسته‌اند باز خواهد کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .