اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Sep 18 2015

مرگ ابوالقاسم خزعلی؛ لانه زنبور همچنان پر است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

ایران وایر: ظاهرا دعای آیت الله «ابوالقاسم خزعلی» مستجاب شده است؛ خرداد ماه امسال عضو مجلس خبرگان رهبری ایران در بستر بیماری نفس نفس زنان به خبرگزاری «فارس» گفت: «اگر آقای هاشمی بخواهد روی کار بیاید، من بمیرم و زمان ایشان را نبینم.»

او صبح چهارشنبه در 90 سالگی فوت کرد. خزعلی وصیت کرده است روی سنگ قبرش بنویسند: «ابوالقاسم خزعلی، دوست‌دار آیت‌الله خمینی». با این حال، لقب شایع تر این سال های او این بود: «ابوالقاسم خزعلی، دشمن هاشمی رفسنجانی.»
شیخ یک حرف دیگر هم خطاب به پسرش، «مهدی خزعلی» زده است: «اگر من مُردم، من را تشییع نکن.»
مهدی پسری است که علیه پدرش شورید؛ مانند بسیاری از پسران رهبران انقلاب 57.
در این میان، فرزندان ابوالقاسم خزعلی عجیب تر بودند؛ «علیرضا»، رییس شبکه ماهواره ای «ایرانیان» شد، «محمدحسین» خواننده موسیقی پاپ و مهدی حامی درجه یک میرحسین موسوی و مهدی کروبی؛ همان هایی که پدر می خواست اعدام‌شان کند و یا حداقل سیلی به گوش‌شان بزند.

«حسین» فرزند دیگر آیت الله که روایت هایی درباره ارتباطش با مجاهدین خلق بود، پیش از انقلاب 57 کشته شد و «محسن» کارهای اجرایی پدر در «بنیاد غدیر» را انجام می دهد. «انسیه» و «کبری» دو دختر خزعلی هم حاشیه سازی کرده اند ولی در راه پدر.
کبری در «شورای عالی انقلاب فرهنگی» جای محکمی دارد و انسیه پس از ماجراهای انتخابات 88 بر صندلی «زهرا رهنورد» نشست در دانشگاه «الزهرا». «راضیه خزعلی»، همسر «مروی»، معاون اسبق قوه قضاییه و مرضیه هم استاد دانشگاه بودند و دور از سیاست.
این حاشیه ها مختص فرزندان نبود، حتی این آخری، پیرمرد نتوانست به مراسم عروسی نوه اش برود چون «ابراهیم یزدی» و «محمد خاتمی» هم در عروسی بودند؛ دشمنان دیرینه: «چندین سال قبل من به آقای مصباح می‌گفتم خاتمی خوب کار نمی‌کند، ایشان گفت “خاتمی سیئه من سیئات هاشمی”. تعبیر درست، همین است. مصباح را آدم چیز فهمی می‌دانم مثل آقای مطهری است و من از مدت‌ها قبل آقای مصباح را مطهری دوم لقب داده بودم.»

ابوالقاسم خزعلی، مصباح یزدی را هشت سال پیش برای ریاست مجلس خبرگان رهبری پیشنهاد داد. هر دو از شاگردان برجسته و متنفذ آیت الله «محمدتقی بهجت» محسوب می شوند و چند وجه مشترک دارند؛ سال 60، «حبیب الله آشوری»، دوست علی خامنه ای و نویسنده کتاب «توحید» که سبب اختلاف بین آشوری و خامنه ای شد هم پس از گواهی ابوالقاسم خزعلی و مصباح یزدی مبنی بر این که مرتد است، اعدام شد.
«احمد قابل» در نامه مشهوری به علی خامنه ای که خرداد 84 منتشر شد، از این راز پرده برداشت که خامنه ای ادعا می کرد کتاب توحید مطالب خودش است و آشوری آن را به نام خویش زده است. با این حال، آشوری را «لاجوردی»به خاطر همان کتاب اعدام کرد.

سال 78 در ماجرای قتل های زنجیره ای هم شایعاتی بود درباره صدور فتوای قتل از سوی این دو نفر.
وجه مشترک سوم این دو نفر هم تفکرات آخرالزمانی هر دو دوست و ایستادن آن ها پشت «محمود احمدی نژاد» و «سعیدجلیلی» است.

خزعلی روزگاری در ستایش از احمدی نژاد گفته بود:«احمدی نژاد را خدا آورد.»
او مانند مصباح، پای امام زمان را هم در حمایت از رییس دولت پیشین وسط کشید: «از ناحيه مقدس حضرت حجه ابن الحسن المهدی پيامی برای من آورده اند که مکلف هستم از احمدی نژاد دفاع کنم… سال اولی که احمدی‌نژاد به نیویورک رفت و در سازمان ملل سخنرانی کرد، بنده به دیدار احمدی‌نژاد رفتم و لب‌های ایشان را بوسیدم چون از امام زمان نام برد.»

او روزگاری گفت دو دوره ریاست جمهوری برای احمدی نژاد کافی نیست و باید برای دوره سوم فکری کرد. خزعلی علاوه بر امام زمان، از دیگران هم برای احمدی نژاد مایه گذاشت: «فاطمه زهرا به خواب يکی از اوليا آمده و فرموده که پسرم (رهبری) و احمدی نژاد را حمايت کنيد.»

ایستادن او کنار احمدی نژاد در دورانی بود که شایع بود هاشمی چنان از حمایت خامنه ای از احمدی نژاد آشفته است که فکر شورایی کردن رهبری افتاده است. طیفی از شیوخ هم با پرچم احمدی نژاد کنار خامنه ای ایستاده بودند و به تعبیر خزعلی، این بحث جدی را خنثی کردند.

محمود احمدی نژاد هم با او خوب بود. «نشان درجه یک خدمت» به خزعلی داد و از بنیادش حمایت کرد؛ بنیاد غدیر که احمدی نژاد و «احمد جنتی» عضو هیات امنای آن بودند و ماجرای تاسیس این بنیاد هم شبیه برآمدن محمود احمدی نژاد در عالم سیاست است: «شبی در خواب دیدم که در آسمان چهارم بودم و می‌خواستم بالاتر بروم که امام رضا دستور داد خزعلی را برگردانید هنوز در دنیا کار دارد. پس از این خواب بنا نهادن این بنیاد را پی گیری نمودم.»

بنیاد غدیر سال 76 به توصیه علی خامنه ای تاسیس شد و حالا توسط «کاظم صدیقی»، امام جمعه موقت تهران اداره می شود؛ یک امام زمانی دیگر که چهار سال پیش با خزعلی عقد اخوت بست.
او هدف بنیاد غدیر را وحدت جهان اسلام اعلام کرده بود ولی در همه این سال ها در خط مقدم جنگ تاریخی شیعه و سنی ایستاد؛ با تکیه بر غدیر خم.

ابوالقاسم خزعلی در این بنیاد یک برنامه دیگر هم داشت؛ تغییر عید ایرانیان از عید نوروز به عید غدیر؛ یک رویای ناکام دیگر.

با این حال، ماجرای بنیاد غدیر در ساختار سیاسی ایران پیچیده تر روایت شده است؛ «علی اکبر محتشمی پور» بهار 89 در مشهد اشاره ای به آن کرد: «بنیاد الغدیر که آیت الله خزعلی بنیان گذاری کرده و در مجلس هشتم نیز یک فراکسیون دارد، لانه زنبوری است که “انجمن حجتیه” در آن جمع است. من یقین دارم كه آقای مصباح یزدی اعتقادی به آقای خامنه ای ندارد. او و جریان انجمن حجتیه كه در مدیریت‌های كلیدی مهم و مكان های مهم كشور نقش دارند، به دنبال رسیدن به اهداف و برنامه‌های خودشان هستند.»

با وجود رابطه خوب خزعلی و احمدی نژاد و حضور گاه به گاه شیخ در جلسات هیات دولت، خزعلی چند سال بعد، به خصوص پس از انتخاب «اسفندیار رحیم مشایی» به عنوان معاون اول احمدی نژاد برآشفت، درخواست برکناری مشایی را علنی مطرح کرد و به رییس دولت زنگ زد ولی احمدی نژاد حتی جواب تلفنش را هم نداد.

او دو سال بعد محمود احمدی نژاد را «شاه» خواند چرا که از علی خامنه ای اطاعت نمی کرد؛ رهبری که انگار ابوالقاسم خزعلی کشفش کرده است: «شب قبل و حتی قبل از رحلت امام به ایشان پیشنهاد این امر [رهبری] را دادم. آن وقت هنوز قول امام [خاطره هاشمی] نقل نشده بود!»

او درباره رییس جمهور شدن خامنه ای هم گفته است: «هاشمی هم می‌خواست بیاید درباره ریاست جمهوری آقای خامنه‌ای با ایشان صحبت کند منتها نوبت من جلوتر بود. به ایشان گفتم جریان این است و قبول کردند و مطلب تمام شد. آقای‌ هاشمی که آمد، مطلب تمام شده بود.»

در هر دو مورد، خاطره هاشمی از خمینی و توافق هاشمی و «احمد خمینی» شایع ترین روایت درباره رهبر و رییس جمهور شدن خامنه ای بوده اند ولی خزعلی می خواهد این سکه را به نام خود بزند از لج هاشمی؛ به همان سان که ایستادن کنار احمدی نژاد و مصباح یزدی چنین سیمایی را تصویر می کند.

خزعلی ریشه انحراف احمدی نژاد را هم در مشایی می دانست. او مشاییِ مدعی امام زمانی بودن را تست هم کرده بود: «به او گفتم دو نفر هستند که دارند دوستان امام زمان را اذیت می‌کنند. گفتم یکی از آن ها در تهران است و یکی در مشهد. مشایی به من گفت که من چه می‌کنم و چه ‌کنم تا این موضوع برطرف شود، بعد هم هیچ کاری نتوانست بکند. فهمیدم این کاره نیست و بیخود می‌گوید. اتفاقاً بعداً در جایی با هم روبه رو شدیم و گفتم، باز دیدم کاری نکرده.»

او پس از احمدی نژاد هم به اعتبار و احترام دوستی با مصباح یزدی، پشت سر سعید جلیلی ایستاد؛ مقابل تیم هاشمی.
بی اعتباری خزعلی تنها در ماجرای احمدی نژاد نبود؛ او اوایل انقلاب هم چنین مسیری را رفته بود. زمانی که چالش های انجمن حجتیه که خزعلی از حامیانش بود با دیگر روحانیون اوج گرفت، ابوالقاسم خزعلی رو در روی احمد جنتی، دوست دیرینه اش قرار گرفت که علنی از دخالت های حجتیه در امور ممکلت انتقاد می کرد. او به جنتی گفت از طرف خمینی ناظر بر عملکرد حجتیه است و انگ ضدیت با ولایت فقیه به آن ها نمی چسبد و «دستخوش جو و شایعه نشوید».
ولی مرداد 62 آیت الله خمینی به تندی در ملاءعام علیه حجتیه سخن گفت، انجمن تعطیل شد و تمام تلاش های خزعلی بر باد رفت.

او سال ها بعد در کتاب خاطراتش گفت همیشه انجمن را دوست داشته است: «انجمن شرایط را برای ظهور امام زمان مهیا می ساخت. مطهری هم گفته بود بیا کاری کنیم که نگذاریم انجمن را کنار بزنند ولی بعد از مطهری، من تنها ماندم.»
«محمد مهاجری»، روزنامه نگار ایرانی هم به نقل از خزعلی چنین روایتی را آورده و از «علی اکبر ولایتی»، «کمال خرازی» و «غلامعلی حدادعادل» به عنوان اعضای صالح انجمن در سال های پیش از انقلاب یاد کرده است.

به نظر می رسد دو دهه بعد ابوالقاسم خزعلی رویای آماده سازی ظهور را در سیمای محمود احمدی نژاد دید ولی باز هم ناکام ماند. این رویاپردازی فاز سوم هم داشت؛ در واقع، با وجود اظهارات «سیدعلی اکبر محتشمی پور» درباره تضادهای فکری بنیاد غدیر و خامنه ای، به نظر می رسد در دورانی خزعلی رویاهای امام زمانی خود را در سیمای علی خامنه ای می دیده است.

تیرماه 90، هنگامی که سی دی جنجالی «به سوی ظهور» منتشر شد و احمدی نژاد و خامنه ای با دو تن از شخصیت های مشهور عصر ظهور شبیه سازی شدند، ابوالقاسم خزعلی روایتی دیگر بیان کرد: «ما از “سید خراسانی” اطلاعات زیادی در دست نداریم. نمی دانیم ایشان چه کار خواهند کرد امّا رهبری بسیار خوب کار کرد. مگر سید خراسانی چه کار خواهد کرد؟ رهبری همه آن توصیفاتی که برای سید خراسانی آمده است را بهتر از آن دارد انجام می دهد. با وجود دشمنان خطرناکی که اسلام و انقلاب دارد، اگر نبود این رهبری گران قدر، ما الان نیست و نابود شده بودیم؛ سید خراسانی، انسانی خوب و صالح. اما اگر فردی بهتر از او پیدا شد، به نظر شما این غیر ممکن و محال است؟! ما فکر می کنیم هر کسی که مقدمه چین ظهور و یا در دربار امام زمان بود، بهترین مرد روزگار است.»
فروردین همان سال نیز مصباح یزدی گفته بود خامنه ای را بالاتر از «سید خراسانی» می داند.

اما وجه مشترک دیگر خزعلی با برخی شیوخ نسل اول، فساد مالی است که بی اعتباری برایش به ارمغان آورد. در گزارش مشهور «عباس پالیزدار» در اردیبهشت 87 که اسامی آقازاده های فاسد به میان آمد، شایعاتی درباره خزعلی و فرزندانش هم مطرح شد. پالیزدار را بازداشت کردند. خودش گفته است علت مهم بازداشت، افشاگری علیه خزعلی بود. با این حال، این تازگی نداشت؛ سال ها پیش وقتی خزعلی در شورای نگهبان بود، زیست اشرافی او دردسرساز شد: «در منزلی زندگی می کردم که 6 طبقه بود… تصور می‌کردند خزعلی از ساده زیستی فاصله گرفته و حتی نیامدند سوال کنند. از این جهت بود که بنا شد من دیگر در شورای نگهبان نباشم.»

این در سال 78 رخ داد. همان سال دفتر خزعلی معترف شد که خانواده خزعلی در کار خرید و فروش خاک سرخ جزیره هرمز بوده اند اما خودش نبوده بلکه برادرزاده اش بوده است؛ «محمد مهدی خزعلی».
بعدها مهدی خزعلی گفت در فروش خاک سرخ هرمزگان پای سپاه و برخی روحانیون دیگر در میان است.

این چند تصویر بریده بریده و اجمالی، رویاهای ناکام مانده امام زمانی، خانواده سیاسی فروپاشیده، تضادهای درون نسلی، خشم و اغراق همواره، سنی ستیزی، مرتدسازی، فساد و شبکه های پنهان و… روایت زندگی تنها ابوالقاسم خزعلی نیست، روایت زندگی یک نسل از انقلابیون 57 است؛ نسلی که یک به یک می سوزند ولی لانه شان کماکان باقی است؛ پر از زنبورهای حریص، تندخو و بی عسل.

برچسب‌ها: ابوالقاسم خزعلی, اسلام و مسلمین, دزدی‌های رژیم, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Sep 17 2015

ادعای میزبانی اطلاعات کاربران ایرانی تلگرام در داخل کشور:‌ «صددرصد مزخرف»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت ::

رادیوفردا: اپلیکیشن پیام‌رسانی تلگرام در پیامی توییتری ادعای مقام‌های جمهوری اسلامی مبنی بر میزبانی ۳۰ درصد از اطلاعات کاربران ایرانی این اپلیکیشن در ایران را «۱۰۰ درصد مزخرف» توصیف کرده است.

خبرگزاری مهر روز چهارشنبه، ۱۵ شهریور، به نقل از محمدحسین انتظاری، دبیر شورای عالی فضای مجازی، گزارش داد که ۱۳ میلیون ایرانی کاربر اپلیکیشن تلگرام هستند و «میزبانی ۳۰ درصد اطلاعات» این کاربران در داخل ایران انجام می‌شود.

این سخنان نگرانی‌هایی را در میان کاربران ایرانی تلگرام در داخل کشور به دنبال داشت.

این مسئله سبب شد تا بعضی از کاربران تلگرام با استفاده از شبکه اجتماعی توییتر خواستار توضیح مدیران این اپلیکیشن درباره این خبر شوند.

حساب رسمی توییتری تلگرام نیز در پاسخ به آنها اعلام کرد که اطلاعات کاربران ایرانی روی سرورهایی در آمستردام، پایتخت هلند، میزبانی شده و خواهد شد.

​​​​وب‌سایت کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران روز جمعه، شش شهریور، به نقل از یک «منبع آگاه» گفته بود که شرکت تلگرام پس از «مذاکراتی» با مقام‌های جمهوری اسلامی «به زودی» برخی از سرور‌های خود را در داخل ایران «مستقر خواهد کرد».

بر اساس این گزارش، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران در نامه‌ای به شرکت تلگرام خواستار «ایجاد محدودیت» در دسترسی کاربران ایرانی به «برخی از کاربرد‌های» این برنامه پیام‌رسان شد.

کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران از «مسئولان اپلیکیشن تلگرام و تمام شرکت‌های کامپیوتری که بعد از برداشته شدن تحریم‌ها به ایران می‌روند» خواسته تا «کاربران را مطمئن سازند که اطلاعات آنها در اختیار نهاد‌های امنیتی و انتظامی قرار نخواهد گرفت».

برچسب‌ها: آزادی بیان, اجتماعی, اینترنت, تلگرام, حقوق بشر, سانسور, سرکوب, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Sep 15 2015

خانواده شاهرخ زمانی: شکایت می‌کنیم، کالبدشکافی کنید

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

خبرگزاری هرانا: پیکر شاهرخ زمانی، زندانی سیاسی زندان رجایی شهر به سردخانه بی بی سکینه کرج منتقل شده است، خانواده او با تایید خبر درگذشت این فعال کارگری در زندان خواستار روشن شدن علت مرگ و توضیح مسولان در این زمینه هستند و نینا زمانی، دختر شاهرخ زمانی می گوید که پدرش از نظر جسمی هیچ مشکلی نداشته و خانواده او خواستار کالبدشکافی و مشخص شدن علت مرگ هستند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از روز، دختر شاهرخ زمانی می گوید که پدرش ۴ سال محروم از مرخصی و در۳ سال گذشته از ملاقات حضوری محروم بوده و حالا درحالی خبر مرگ او از سوی مسولان زندان تایید شده که هیچ بیماری جسمی یا مشکل جسمی که منجر به مرگ شود نداشته.

مسولان زندان رجایی شهر و دستگاه قضایی به صورت رسمی توضیحی درباره مرگ شاهرخ زمانی نداده اند اما نینا زمانی می گوید که در مراجعه به زندان رجایی شهر به انها گفته شده که پدرش سکته مغزی کرده است.

شاهرخ زمانی، نقاش ساختمان و فعال کارگری که از سال ۹۰ به اتهام تلاش برای تشکیل تشکل های کارگری از جمله سندیکای کارگران نقاش زندانی و به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود.

روز گذشته خبر درگذشت ناگهانی شاهرخ زمانی را منتشر کرد نینا زمانی می گوید: “امروز بعد از ظهر یک تماس مبنی بر این خبر داشتیم مراجعه کردیم زندان رجایی شهر که آنجا زندانی بود، گفتند واقعیت دارد و منتقل شده به سردخانه بی بی سکینه که در کرج است. رفتیم انجا تایید کردند که تحویل گرفته اند. قرار شد ما فردا صبح پی گیر شکایت باشیم و کارهای کالبدشکافی که علت دقیق مرگ مشخص شود”.

دختر شاهرخ زمانی توضیح می دهد: “پدر من هیچ مشکلی جسمی نداشت و کاملا سالم بود. برای همین اصلا باورمان نشده و نمی شود و شوکه هستیم. فردا حتما شکایت می کنم و فرم کالبدشکافی را در پزشکی قانونی پر می کنم باید مشخص شود. سم شناسی و هرچیز دیگری”.

برخی وب سایت ها از سکته مغزی این فعال کارگری در زندان خبر داده اند و برخی نوشته اند که او بعد از اعتصاب غذاهای طولانی مشکل جسمی داشته و تحت درمان قرار نگرفته. دخترش می گوید: “بله چند بار اعتصاب غذا کرده بود و به همین دلیل خیلی ضعیف شده بود اما مشکل اینطوری نداشت که، اینها کذب محض است پدر من کاملا سالم بود. موقعی که به زندان رسیدیم ساعت یک ربع به ۹ شب بود و آن ساعت بخش اداری اش تعطیل است و جوابی به ما ندادند فقط گفتند منتقل شده بی بی سکینه و ما هم رفتیم آنجا”.

آنجا هم چون تحویل گرفته بودند فقط تایید کردند و گفتند فردا ساعت ۷ و نیم صبح اینجا باشید.

ما هنوز ندیده ایم پیکر پدرم را و من نمی توانم الان هیچ نظری بدهم، هنوز نمی دانم واقعا چه اتفاقی افتاده علت های مختلفی ممکن است وجود داشته باشد به ما گفته اند سکته کرده و ما هنوز نمی دانیم. همین طوری هم چیزی را نمی پذیریم.

تا انتها پی گیری می کنم و تا علت دقیق را نفهمم از پا نمی نشینم تا انتها پی گیری می کنم که علت دقیق را بفهمم.

نینا زمانی سپس با اشاره به محرومیت پدرش از مرخصی و ملاقات حضوری در طی سالهای اخیر می گوید: “اصلا به پدر من یک بار هم مرخصی ندادند. بهمن ماه مادربزرگ من فوت شد باز هم ندادند. مادربزرگ من از غصه پدرم مریض شد، سرطان گرفت و فوت کرد. برای مرخصی هم حتی من پی گیری کردم. اجازه ندادند، حتی ما ملاقات حضوری هم با پدرم نداشتیم، از موقعی که پدرم را بردند رجایی شهر این ۳ سال ما نه ملاقات حضوری داشتیم نه مرخصی دادند، قبلا زندان تبریز که بود حداقل ملاقات حضوری داشتیم اما این سه سال هیچی”.

سوال می کنم که مشکل شان با پدر شما چی بود که این همه سال محروم از مرخصی و ملاقات حضوری بود و چنین برخوردهایی با او می کردند. نینا زمانی می گوید: “اینجا فقط پدر من نیست با خیلی از زندانیان سیاسی چنین رفتارهایی می کنند علت اش هم این است که آدم های بزرگی مثل پدر من در مقابل ظلمی که به آنها می شد سکوت نمی کردند دائما بیانیه صادر می کردند و با رسانه ها مصاحبه می کردند. در یک کلام اینکه شرایطی که به انها اعمال می شد را نمی پذیرفتند. تمام کسانی که اینطور هستند و الان هم هستند با آنها همین برخورد می شود. انتظار دارند که مردم سرشان را بینذازند پایین و هر بلایی می خواهند سرشان در بیاورند”.

دختر شاهرخ زمانی می افزاید: “واقعا پدر من در اوج مظلومیت رفت. خیلی به او ظلم شد رد این ۴ سالی که زندان بود. حتی نتوانست با مادر خودش خداحافظی کند. حتی من در این مدت ازدواج کردم برای عروسی من نتوانست بیاید برای عقد من نتوانست حضور داشته باشد و ارزوی همه چیز را بر دلش گذاشتند اما باید بمیرند و این آرزو بر دلشان بماند که امثال پدر من سکوت کنند. آنها می میرند هم روح شان زنده است و راهشان ادامه دارد”.

شاهرخ زمانی از چهاردهم خرداد ماه زندانی بود و بیش از ۳۶ روز را در سلول های انفرادی سپری کرد. او سال ۹۱ ابتدا به زندان یزد و سپس به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد. او مدتی نیز در زندان قزلحصار کرج زندانی بوده است.

شاهرخ زمانی سال ۹۳ در نامه ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل و ناوی پیلای، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل اعلام کرده بود من ضمن این‌که مسولیت هرگونه عواقب و لطمات روحی، جسمی و جانی اعتصاب غذا را متوجه مسولین می‌دانم از آن جنابان می‌خواهم با فرستادن کمیته‌ی حقیقت‌یاب به این قتل‌گاه و فشارهای جهانی بر حکومت جمهوری اسلامی آن را وادار کنند، حداقل به قوانین مصوب خود در رعایت حقوق شهروندی و صنفی زندانیان مخصوصا تفکیک جرایم پایبند بوده و مرا به بند سیاسی بازگردانند.

او پیشتر و در خرداد ۹۱ هم در نامه ای به احمد شهید درباره وضعیت و پرونده خود نوشته بود: “جناب احمد شهید من شاهرخ زمانی فعال سندیکایی بدون کوچکترین تقصیر و گناه در خرداد ۱۳۹۰ توسط اداره اطلاعات تبریز دستگیر شدم،۳۶ روز در انفرادی بازداشت بودم پس از ۳۳ روز اعتصاب غذا در اعتراض به دستگیری و نگهداری غیر قانونی مرا تحویل زندان مرکزی تبریز دادند. همچنین پس از چهار ماه شکنجه، اذیت و آزار در اداره اطلاعات و زندان مرکزی تبریز در دادگاه انقلاب شعبه ۱ به ریاست قاضی حمل بر بدون داشتن کوچکترین مدرکی علیه من و بدون اعتراف به اتهامات دروغین وارد شده، دقیقا” بنا به دستور کتبی اداره اطلاعات مرا به ۱۱ سال زندان محکوم کردند”.

در مقابل اعتراض و ارایه لایحه دفاعی از طرف وکیل مدافع اینجانب به دادگاه که این دادگاه با استناد به کدام مدارک موجود در پرونده و یا با استناد به کدام اعتراف و کدام ماده مشخص قانونی مطابق با مدارک (در صورت وجود) ۱۱ سال زندان برای موکل من شاهرخ زمانی که هیچ گناهی مرتکب نشده است، صادر کردید؟ قاضی حمل بر چند لحظه ای سکوت کرد با سرخ و سفید شدن گفت من کاره ای نیستم، اداره اطلاعات این طور خواسته است.

او توضیح داده بود: “پس از صدور، تایید و اجرای حکم غیر قانونی و فرمایشی باز هم اداره اطلاعات دست از سر من بر نداشته، این بار با استفاده از سازمان زندانها که آن را نیز زیر سلطه دارد (این گونه مسلط بودن پلیس بر تمامی نهاد ها و ادارات مصداق انکار ناپذیر پلیسی بودن یک نظام است بنا براین تمامی زندانیان احتیاج مبرم به کمک شما دارند.) مرا به مدت دو ماه در بند قرنطینه که از بدترین، کثیف ترین و محدود ترین بند زندان است نگهداشتند”.

باز به اجبار دست به اعتصاب غذا زدم، پس از ۱۵ روز اعتصاب غذا مرا به بند مالی منتقل کردند. در آنجا نیز دست بر دار نبودند و با استفاده از عوامل خود باعث بی نهایت اذیت و آزار می شدند. وقتی متوجه شدند که من توانستم با برخورد انسانی و برقراری دوستی با دیگر زندانیان تو طئه های آنها را در مورد ایجاد در گیری خنثی کنم مرا به بند ۱۵ متادون تبعید کردند.

بیشترین زندانیان این بند معتاد های با دوزبالا هستندکه تعدادی از آنها غیر از بیماریهای مربوط مستقیم به اعتیاد، به ایدز، هپاتیت و قانقارا نیز مبتلا می باشند. من برای قاضی حمل بر نامه ارسال کردن و از قاضی مستقر در زندان خواستم از این عمل غیر قانونی جلو گیری کند و از رئیس زندان که استادی بود در خواست رسیدگی کردم، او گفت این دستور از طرف قو قضاییه و سازمان زندانها نیست بلکه دستور اداره اطلاعات است، من گفتم پرونده متهم پس از صدور حکم طبق قانون باید از دست پلیس خارج شود رئیس زندان گفت زندانیان سیاسی دائما” تحت مسئولیت وزارت اطلاعات هستند.

در ایران هیچ قانونی اجرا نمی شود و زندانیان سیاسی هیچ گونه حق و حقوقی حتی حقوق زندانیان عادی را نیز ندارند. مسئولین نظام حکومت ایران همیشه اعلام می کنند ما زندانی سیاسی نداریم تا در خلاء قانونی در رابطه با موضوع سیاسی ما را از هرگونه حقی محروم کنند.

اما در داخل زندان برای ایجاد محرومیت بیشتر، بدون قید کردن در پرونده ها ما را سیاسی می گویند تا از هر گونه حقوق زندانی عادی از جمله مرخصی، عف های عمومی بدون شروط خاص، کار در زندان یا بیرون، بند مجزا برای سیاسی ها و… نیز محروم شویم، همه این اعمال غیر قانونی و ضد انسانی با سیاست یک بام دو هوا توسط تمامی مسئولین رده با لا صورت می گیرد.

او با طرح این سوال که نگهداری زندانیان سیاسی در میان افراد مبتلا به ایدز، هیپاتیت، قانقارایا و دیگر بیماریهای مسری یا همراه افراد دارای حکم سنگین ابد و اعدام، جز شکنجه و کشتن چه معنایی دارد، خطاب به احمد شهید نوشته بود: آقای رئیس تنها امید ما زندانیان سیاسی به مردم، شما، نهاد های حقوق بشر، سازمانهای سیاسی و مردمی و تشکل های کارگری است. لطفا” هر کاری از دست شما برای نجات زندانیان بر می آید انجام بدهید.

برچسب‌ها: جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی, شاهرخ زمانی, کارگری

شما هم چیزی بگو

Sep 15 2015

وزیر آموزش و پرورش: امیدوارم همکاران زندانی به‌زودی آزاد شوند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پروش ایران، در نشست خبری مربوط به آغاز سال تحصیلی جدید، ابراز امیدواری کرده است که همه ملعمان زندانی به زودی آزاد شوند.

روزنامه اعتماد، چاپ تهران، می‌گوید آقای فانی در نشست خبری خود، ۲۳ شهریور ماه، به دیدار هفته گذشته با خانواده معلم‌های زندانی در ایران اشاره کرده و گفته است «چند روز پیش خانواده فرهنگیان زندانی شده درخواست دیدار با بنده را داشتند كه اجابت كردم و آنها در این نشست گزارش‌هایی ارایه دادند».

وزیر آموزش و پرورش ایران در ادامه افزوده است که در حال پیگیری خواسته‌های خانواده‌ها است و «امیدوارم شاهد آزادی همكاران‌مان همزمان با بازگشایی مدارس باشیم».

طی هفته‌های گذشته گزارش‌هایی از بازداشت و زندانی شدن گروهی از معلمان و اعضای کانون صنفی آنها در ایران منتشر شد.

از جمله در نهم شهریور ماه، محمدرضا نیک‌نژاد و مهدی بهلولی، دو فعال صنفی معملان ایران به زندان اوین منتقل شدند.

اسماعیل عبدی، علی اکبر باغانی،‌ رسول بداقی و علیرضا هاشمی، از دیگر فعالان در زمینه حقوق معلمان، از مدتی پیش با اتهام‌های امنیتی مانند برپایی تجمع‌های صنفی زندانی شده‌اند.

در ۱۵ شهریور ماه نیز ماموران محمود بهشتی لنگرودی، سخنگوی «کانون صنفی معلمان ایران»، را در خانه‌اش در تهران بازداشت کردند.

خود آقای بهشتی لنگرودی تنها چند روز پیش از بازداشت، در نشستی با معاون حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، گزارشی از مشکلات صنفی معلم‌های ایرانی ارائه داده بود.

دو روز پیش از سخنان وزیر آموزش و پروش و اشاره او به دیدار خانواده معلم‌های بازداشت‌شده در ایران، سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس‌رانی، نیز به جمع منتقدین بازداشت‌ها پیوست.

به گفته این تشکل صنفی، مقام‌ها باید «با تحقق خواسته‌های معلمان و دیگر فرهنگیان در آستانه مهر ماه، تنش‌های اجتماعی و نگرانی‌های اقشار فرهنگی را کاهش دهند».

برچسب‌ها: حقوق بشر, زندانی, سرکوب, سیاسی, معلمان

شما هم چیزی بگو

Sep 15 2015

دادستان البرز «شکنجه معلولان» در یک مرکز نگهداری را تأیید کرد

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: هشت روز پس از انتشار گزارشی درباره «شکنجه» معلولان با «غل و زنجیر و سگ» در یک مرکز نگهداری معلولان جسمی و ذهنی، دادستان استان البرز «ضرب و جرح ۲۰ معلول» و همچنین نگهداری معلولان با «استفاده از طناب و زنجیر» در این مرکز را تأیید کرد.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، حاجی رضا شاکرمی، روز دوشنبه ۲۳ شهریور، در عین حال گفت که «هیچگونه شواهدی مبنی بر استفاده از سگ برای شکنجه معلولان به دست نیامده است».

وی همچنین خبر داد که پرونده این مرکز به دادستانی فردیس ارسال شده است.

گفته‌های آقای شاکرمی در حالی بیان شده که مرتضی مکاری، مدیرکل بهزیستی استان البرز، اعلام کرده که «هیچ سگ و زنجیری» در این مرکز نگهداری معلولان «پیدا نشده است».

خبرگزاری مهر، روز ۱۶ شهریور بدون ذکر نام خبر داده بود که یکی از مراکز نگهداری معلولان در استان البرز، چند ماه قبل به دلیل «اثبات شکنجه و اذیت و آزارِ» معلولان و همچنین گزارش بازرسان درباره مواردی چون «ضرب و شتم»، «سگ درمانی» و «زنجیر درمانی» پلمب شده است.

در همین حال حاجی رضا شاکرمی، دادستان عمومی و انقلاب استان البرز، گفت که «استفاده از طناب و زنجیر» برای نگهداری معلولان جسمی و ذهنی در این مرکز «محرز شده» است.

به گفته آقای شاکرمی، این مرکز برای اینکه «پول کمتری هزینه کند» به جای استخدام پرستار «از طناب و زنجیر» برای نگهداری معلولان استفاده کرده است.

به گزارش خبرگزاری مهر، وی اضافه کرد: «در بازرسی‌ها آثار ضرب و جرح در ۲۰ معلول این مرکز مشاهده شده و ۲ نفر از معلولان آسیب جدی دیده‌اند».

به گفته آقای شاکرمی در این مرکز همچنین «خدمه و آشپز با پوشیدن لباس پرستاری» اقدام به نگهداری از معلولان کرده‌اند.

همچنین به گزارش خبرگزاری ایسنا، دادستان البرز تأکید کرد که بستن معلولان «به وسیله طناب و زنجیر» به آنان «آسیب‌هایی جدی» وارد کرده است و این اقدام «جرم» محسوب می‌شود.

خبرگزاری مهر در گزارش خود به نقل از خانم صفایی، مادرخوانده یکی از معلولان به نام علی، اعلام کرده بود که پرسنل این مرکز یک شب یک سگ «به جان» پسر خوانده‌اش «انداخته بودند» و «او از ترس فرار کرده و بعد کتفش در رفته است».

با این حال دادستان البرز در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا، گفته است که «اگرچه ممکن است در این آسایشگاه سگ نگهداری شده باشد ولی تا کنون هیچگونه شواهدی مبنی بر استفاده از سگ برای شکنجه معلولان به دست نیامده است».

خبرگزاری مهر در گزارش خود همچنین خبر داده بود که این مرکز نگهداری از معلولان از سال ۷۹ با مجوز اداره بهزیستی استان البرز کار خود را آغاز کرده و سپس «با کمک خیرین و هزینه‌های دریافت شده از والدین» کار خود را توسعه داده و ۱۳۹ معلول را نگهداری می‌‌‌کرد.

آقای فرزین، از مدیران سابق این مرکز نیز گفته بود که این مرکز به صورت «غیر قانونی» به جای ۳۷۰ هزار تومان، ماهیانه ۵۰۰ هزار تومان بابت نگهداری هر معلول دریافت می‌کرده است.

در همین حال به گفته دادستان البرز، این مرکز مطابق قانون بهزیستی برای نگهداری هر معلول باید ماهیانه ۴۰۰ هزار تومان دریافت می‌کرد اما در برخی از موارد این مبلغ به «یک میلیون تومان» هم رسیده و «یارانه معلولانی که از این مرکز رفته‌اند هم مجدداً از سازمان بهزیستی گرفته شده است».

مراکز خصوصی نگهداری معلولان با مجوز سازمان بهزیستی فعالیت می‌کنند.

درهمین حال انوشیروان محسنی بند پی، رئیس سازمان بهزیستی، گفت که این سازمان در حال بررسی این حادثه «از نظر حقوقی» است.

وی اضافه کرد که «باید بیشتر دقت کنیم چون فردی که مرکزی را راه‌اندازی می‌کند، اولین نیت او خیرخواهانه است و شاید یک پرسنل و فردی در آن مرکز کار اشتباهی انجام دهد، اما نیت بانی و خیّر مرکز نیست».

به گزارش سایت سازمان بهزیستی کل کشور، در استان تهران و با مجوز سازمان بهزیستی، ۱۱ مرکز برای نگهداری معلولان ذهنی زیر ۱۴ سال و ۲۵ مرکز برای نگهداری معلولان ذهنی بالای ۱۴ سال فعالیت می‌کنند.

برخی از مراکز نگهداری معلولان در ایران نیز به صورت خیریه اداره می‌‌شوند و وبسایت خیریه‌های ایران نام بیش از ۱۴۰ مؤسسه خیریه نگهداری از معلولان را منتشر کرده است.

برچسب‌ها: اجتماعی, جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی, شکنجه, معلولان

شما هم چیزی بگو

Sep 15 2015

دور تازه رویارویی رفسنجانی و مصباح ‌یزدی

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

دویچه‌وله: با پیروزی نامزد مورد حمایت رفسنجانی در انتخابات سال ۹۲ اختلاف‌های او با مصباح‌ یزدی وارد مرحله‌ی تازه‌ای شد. انتخابات دو مجلس شورا و خبرگان آتش این اختلاف کهن را شعله‌ورتر و تنور کنایه و انتقاد را داغ‌تر کرده است.
[اکبر هاشمی رفسنجانی (راست) و محمدتقی مصباح یزدی (چپ)؛ عکس از آرشیو]

اکبر هاشمی رفسنجانی (راست) و محمدتقی مصباح یزدی (چپ)؛ عکس از آرشیو

محمد تقی مصباح‌ یزدی، مدیر “موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی”، پدر معنوی اصول‌گرایان افراطی محسوب می‌شود که از جمله در “جبهه پایداری” فعالیت می‌کنند.

مصباح ‌یزدی خرداد ماه سال ۹۲ در دیدار با سعید جلیلی، نامزد مورد حمایت جبهه پایداری در انتخابات ریاست جمهوری، او را “فرد اصلح” خواند.

جلیلی در این انتخابات در رقابت با حسن روحانی که از حمایت اکبر هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی برخوردار بود شکست سنگینی را تجربه کرد. روحانی در این انتخابات بیش از چهار و نیم برابر جلیلی رأی آورد.

این انتخابات مدتی مصباح‌ یزدی را به سکوت کشاند؛ حضور دوباره او در صحنه سیاسی کشور با شدیدترین حمله‌ها به اصلاح‌طلبان و رئیس مجمع تشخیص مصلحت همراه بود که در آستانه انتخابات دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان وارد مرحله‌ای تازه شده است.

بیشتر بخوانید: انتقاد تند محمد یزدی از رفتار انتخاباتی مصباح یزدی

حرام دانستن مبارزه با شاه

روزنامه‌های “آرمان” و “قانون” در دو مطلبی که روز دوشنبه (۲۳ شهریور/ ۱۴ سپتامبر) منتشر کردند به مشاجره‌های دورادور رفسنجانی و مصباح ‌یزدی پرداخته‌اند که در مواردی به اتهام‌زنی متقابل کشیده می‌شود.

روزنامه “قانون” زیر عنوان “جنگ سرد دو آیت‌الله” با بیان این که این جدال سال‌هاست ادامه دارد نوشت، این دو: «هر چند‌وقت یک‌بار با طعنه و کنایه از خجالت یکد‌یگر د‌رمی‌آیند ‌و د‌ست به افشاگری و تخریب می‌زنند‌.»

رفسنجانی چندی پیش در دیدار با اعضای حزب “ندای ایرانیان” درباره نقش روحانیت در مبارزه با رژیم سلطنتی، بدون نام بردن از مصباح‌یزدی او را از کسانی معرفی کرد که “بویی از انقلاب نبرد‌ه بود‌ند ‌و مبارزه را به د‌لیل سختی‌های آن حرام می‌د‌انستند‌”.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مناسبتی دیگر از دیداری با مصباح در سال ۴۸ حکایت کرده و از قول او گفته است: «مبارزه‌ای که مجاهد‌ین و چپی‌ها د‌ر آن باشند‌، حرام است!»

بیشتر بخوانید: مصباح یزدی روحانی را دروغگو و قسی‌القلب خواند

اتهام دروغ‌گویی به حامیان مصباح

برخی از نزدیکان و پیروان مصباح ادعا می‌کنند که او مبارزه با رژیم شاه را حرام اعلام نکرده بلکه همراهی با سازمان مجاهدین خلق را حرام می‌دانست.

رفسنجانی می‌گوید این توجیه “دروغ” است زیرا درآن سال‌ها هنوز سازمان مجاهدین شکل نگرفته بود ‌و “آن‌ها فقط د‌رصد‌د ‌توجیه عافیت‌طلبی خود ‌هستند‌”.

مصباح‌ یزدی در دیدار با رئیسان کلانتری‌های کشور پس از انتقاد شدید از حسن روحانی، در کنایه‌ای به رفسنجانی به کسانی پرداخت که به نظر او “اسلام را به گونه‌ای د‌یگر می‌بینند”.

به نوشته روزنامه “قانون”، عضو مجلس خبرگان درباره این افراد گفت: «این د‌سته معتقد‌ند ‌اسلام و د‌ین مرد‌م وسیله‌ای بود‌تا شاه را ساقط کنیم، حالا خود‌مان جای شاه هستیم؛ مد‌تی خانواد‌ه پهلوی حکومت کرد‌ند ‌و چون ما زند‌ان رفتیم، زحمت کشید‌یم و شکنجه شد‌یم حکومت حق ماست.»

روزنامه “آرمان” نیز در مطلبی با عنون “روایت این‌ روزهای دو ‌آیت‌الله” در کنار پرداختن به اختلاف‌های این دو روحانی در مسائل سیاسی، احتمال می‌دهد مهم‌ترین اختلاف نظر آنها به جایگاه مردم در امر کشورداری مربوط باشد.

بیشتر بخوانید: رفسنجانی: به پیامبر هم می‌شد انتقاد و اعتراض کرد

حامی سرسخت احمدی‌نژاد و جلیلی

بنابر این گزارش، مصباح ‌یزدی مبنای مشروعیت در حکومت اسلامی را رأی مردم نمی‌داند. او سال‌ها پیش نوشته است: «مشروعیت حكومت هیچ گاه مشروط به خواست این و آن نبوده، بلكه امری الهی و با نصب او بوده است.»

به رغم بی‌اعتقادی مصباح ‌یزدی به جایگاه رأی مردم، بسیاری از ناظران دور تازه جدل‌های او و رفسنجانی را بی‌ارتباط با انتخابات مجلس شورای اسلامی و خبرگان که همزمان هفتم اسفند ماه برگزار می‌شود نمی‌دانند.

شانس مصباح و طرفدارانش در انتخابات دهمین دوره مجلس شورای اسلامی ناچیز ارزیابی می‌شود. حمایت‌های بی‌دریغ این روحانی راست‌گرا از محمود احمدی‌نژاد که کارنامه درخشانی از خود به جا نگذاشته و شکست نامزد مورد حمایتش در انتخابات سال ۹۲ نفوذ و اعتبار سیاسی او را به شدت مخدوش کرده است.

مصباح ‌‌یزدی که اکنون از مخالفان سرسخت احمدی‌نژاد شده، در سال ۸۴ پیروزی او در رقابت با رفسنجانی را “ثمره عنایات امام زمان” و نشستن‌اش بر صندلی ریاست جمهوری را “مشحون به کرامات و معجزات” خوانده بود.

در رقابت‌های دوره پیشین مجلس خبرگان نیز رفسنجانی با بیش از یک و نیم میلیون رأی نفر اول استان تهران شد و مصباح یزدی با نیم میلیون رأی کمتر در جایگاه ششم قرار گرفت.

برچسب‌ها: درگیری جناحی, سیاسی, محمدتقی مصباح‌یزدی, ملای حیله‌گر, هاشمی رفسنجانی

شما هم چیزی بگو

Sep 15 2015

روایت فرزند مصباح یزدی از تولد پدر: مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بود که قرآن متولد شده است

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

انتخاب: تا زمانی که جسم ایشون و سنشان بیشتر اقتضای مسافرت داشت به مسافرت و گردش می رفتند. یه مدت هر صبح برای پیاده روی به بوستان علوی قم می رفتند. اما الان دیگر خیلی کم شده است.
پایگاه خبری تحلیلی انتخاب (Entekhab.ir) :
مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بود که قرآن متولد شده استپسر دوم مصباح یزدی گفت: مادر حاج آقا در زمان حاملگی خواب دیده بود که قرآن متولد شده است.

به گزارش «انتخاب»، حجت الاسلام و المسلمین مجتبی مصباح، پسر دوم آیت الله محمدتقی مصباح یزدی گفتگویی با صابر نیوز کرده است که متن بخشی از آن در زیر می آید:

مختصری درباره خانواده پدری آیت الله مصباح بفرمایید؟
پدر ایشان مرحوم محمد باقر گیوه چی یزدی بود که شغلشان جوراب بافی بود. خانواده پدری ما همه یزدی هستند و کاملا مذهبی، ولی فرد روحانی در بستگان نزدیکشان نداشتند البته در بستگان دور فردی بوده به نام “شیخ احمد آخوندی” که مقسم مرحوم آقاسید ابوالحسن اصفهانی در نجف بودند ایشان مشوق حاج آقا برای طلبه شدن بود. نسبت دقیقشان اینطور بود که پسرعموی پدربزرگ مادری حاج آقا بودند. مرحوم گیوه چی تنها دو فرزند پسر داشتند.
درمورد تولد حاج آقا اگر جریانی هست تعریف بفرمایید.
زمانی که مادر حاج آقا به ایشون حامله بودند خواب می بینندکه وضع حمل کردند و قرآن متولد شده.
حاج آقای مصباح اهل گردش و تفریح هم هستند؟
تا زمانی که جسم ایشون و سنشان بیشتر اقتضای مسافرت داشت به مسافرت و گردش می رفتند. یه مدت هر صبح برای پیاده روی به بوستان علوی قم می رفتند. اما الان دیگر خیلی کم شده است.
شخصیتشان در دوارن کودکی چطور بوده؟ شیطون یا بچه مثبت؟
خودشان نقل می کردند که در کودکی اهل شیطنت بودند از بس ایشون شیطنت می کرد همیشه بدنشان زخمی می شده به حدی بوده که عمه شان می گفتند آتقی تا یه جای سرش سالمه ساکت نمیشینه.
تحصیل را از کی شروع کردند؟ مکتب یا مدرسه؟
قبل از سن دبستان حدود ۵ سالگی مکتب رفته بودند اما درس را در مدرسه خواندند.
از چه سالی طلبه شدند و در کدامیک از حوزه های علمیه درس خواندند؟
در سال ۱۳۲۶ ، ۱۳ سال داشتند که وارد حوزه شدند و تا سال ۱۳۳۱ در همان حوزه یزد مشغول تحصیل علوم دینی بودند. آن موقع مرکزیت حوزه نجف بیش از قم بود و طلبه ها معمولا به یه حدی از علم که می رسیدند سعی می کردند برای ادامه تحصیل به نجف بروند. منتها مشکلات مالی و خانوادگی اوضاع را برای ایشان سخت کرده بود، تقریبا خانواده ایشان تمام زندگیشان را در اینجا می فروشند برای اینکه حاج آقا بتوانند برای تحصیل به نجف بروند. بعد از مدتی ظاهرا پدرشان ورشکست می شوند و به پسرشان نامه می نویسند که به ایران برگرد. مادرشان وابستگی عجیبی به ایشان داشتند ولی اساتید حاج آقا در نجف تاکید داشتند که در نجف بمانند حتی نامه ای هم به پدر ایشان نوشتند. پدرشان هم در پاسخ گفته بود که من حرفی ندارم که در نجف بماند اما از غم دوری فرزند ترس خطر جانی برای مادرش دارم. خودشان می فرمودند” من خیلی دوست داشتم که در نجف بمانم اما شرایط مساعد نشد و مجبور شدم به ایران برگردم.” برای تحصیل به قم رفتند و پدرشان هم در تهران ساکن شدند.
چه مدت در نجف بودند؟
در نجف فقط حدود ۸ ماه بودند و بعد به ایران بازگشتند و در قم درسشان را ادامه دادند.
در قم خدمت کدام یک از علما درس می خواندند؟
در قم، اساتید معروف درس خارجشان یکی امام خمینی(ره)در اصول بود، یکی آیت الله بهجت در فقه که حدود ۱۵ سال شاگرد ایشان بودند و در بحث های تفسیر و فلسفه هم از درس علامه طباطبایی استفاده می کردند.
سیره علمی ایشان بیشتر تحت تأثیر کدام یک از علماست؟
منش علمی ایشان به گونه ای است که نمی شود آن را متاثر از یک استاد خاصی دانست نوآوری های مخصوص به خودشان را دارند. مثلا در مباحث فلسفی با اینکه به لحاظ تقسیم بندی های مرسوم، یک فیلسوف صدرایی محسوب می شوند اما حتی با استاد خودشون حضرت علامه طباطبایی هم اختلاف های علمی داشتند. اما بطور کلی با آیت الله بهجت و علامه طباطبائی بیشتر مراوده داشتند و تحت تأثیر آنها بودند.
ایشان در نگارش تفسر المیزان هم نقش داشته اند؟
علامه طباطبایی هنگام نگارش تفسیر المیزان قبل از چاپ نوشته ها را به ایشان می دادند که نگاه کنند و اگر نکته ای هست مطرح کنند و ترجمه جلد دوم تفسیر المیزان کامل نوشته ایشان است.
حضرت آیت الله مصباح در چند سالگی قدرت اجتهاد پیدا کردند؟
ایشان در بیست و پنج سالگی به سفارش اساتیدشان در بعضی از موضات دیگر تقلید نکردند و در سن بیست و پنج سالگی به قدرت اجتهاد رسیدند.
در مجموع چند کتاب از ایشان منتشر شده است؟
حدود ۱۷۰ جلد اثر از ایشان منتشر شده است که سه دسته می شود، بعضی قلم خودشان هست بعضی تدریس هایشان است که پیاده شده، بعضی هم سخنرانی است چند کتاب هست که قلم خودشان است: “خودشناسی برای خودسازی” ، “آموزش فلسفه” و “آموزش عقاید”
تدریس ایشان در مدرسه علمیه حقانی همراه شهید بهشتی، شهید قدوسی به چه شکلی بوده است؟

جریان تدریس ایشان هم جریان خاصی دارد، در آن زمان مدرسه حقانی قم برنامه درسی متمایزی از برنامه های مرسوم حوزه داشت و این برنامه هم بر این اساس تنظیم شده بود که طلبه ها علاوه بر بحث های رایج فقه و اصول با بعضی از مسائل دیگر که مورد نیازشان است آشنا شوند مثل تفسیر، فلسفه، مباحث اخلاقی و … برای این منظور مجبور بودند تولید محتوا کنند. مثلا “فلستنای شهید صدر” را حاج آقای مصباح اولین بار در قم در مدرسه حقانی تدریس کردند. یا اینکه بدایه و نهایه را تازه علامه طباطبائی شروع به نوشته بودند و بصورت کتاب چاپ نشده بود هر مقدار که می نوشتند روزانه کپی می کردند و آیت الله جوادی آنرا تدریس می کردند.

روحیات علمی ایشان در دوران جوانی به چه شکلی بود؟

ایشان زمانی که جوانتر بودند در روز حدود شانزده ساعت درس می خواندند و حتی برای اینکه وقت کم نیاورند مطالعه برای بعضی از تدریسهایشان را موقع ناهار خوردن انجام می دادند.
خودشان تعریف می کردند “همان اوایل تحصیل در قم اینطور بود که چون همه جای شهر آب نبود ۲ ساعت قبل از اذان صبح با یکی از دوستان طلبه ام قرار داشتیم برویم آب بیاریم. در مسیر، مباحثه ی درسی که میخواستیم در همان روز بخوانیم را انجام می دادیم یعنی در واقع پیش مباحثه بود. بعد که سرکلاس می رفتیم مقایسه می کردیم که ببینیم مطلب جدیدی نسبت به مباحثه در کلاس ارائه می شود یا خیر.”

تدریس را از کی شروع کردند؟

حاج آقا تدریس را از سال دوم طلبگی شروع کردند. اما تدریس رسمی را از مدرسه حقانی.
دروس دانشگاهی هم تحصیل کرده اند؟

بله، ایشان دورس دانشگاهی را قبل از انقلاب در نزد کسانی که بعضی از آنها در بعد انقلاب وزیر شدند فراگرفتند و همچنین در همان اوایل طلبگی در یزد آقایی بود به نام “محققی رشتی” که بعدا نماینده آیت الله بروجردی در آلمان شد که نزد ایشان هم مقداری از دروس دانشگاهی را فرا گرفتند. در آن دوران آیت الله مصباح از ایشان فیزیک، شیمی، زیست شناسی و زبان فرانسه را در حد خوبی فراگرفتند.

در مباحث سلوکی و اخلاقی و عرفانی ارتباطاتی که ایشان با علامه طباطبایی به چه شکلی بوده است؟

ایشان با مرحوم علامه طباطبایی مراوده زیادی داشتند که شروعش با مباحث تفسیری بود. بعدها جذب شخصیت اخلاقی و عرفانی ایشان هم شدند، علامه طباطبایی یک جلسه عرفانی هم داشتند که به صورت کاملا خصوصی برگزار می شد و در آن جلسه فقط پج نفر شرکت می کردند، مرحوم آیت الله خوشوقت، مرحوم آیت الله سعادت پرور، شهید قدوسی و حاج آقای مصباح از جمله کسانی بودند که در این جلسه شرکت می کردند.

رابطه و ارادت ایشان به آیت الله بهجت چطور بوده است؟

مرحوم آقای بهجت به بعضی از شاگردانشان خیلی عنایت داشتند و حاج آقا هم جزء شاگردانی بودند که رابطه خیلی صمیمی ای با ایشان داشتند. حاج آقا در چندین سالی که برای درس خدمت ایشان می رسیدند مقید بودند در درس اخلاقی که قبل از درس برگزار می شد شرکت کنند.

قبل از انقلاب مرحوم شیخ محمد تقی اسلامی و جمعی از بازاریان تهران خدمت آیت الله بهجت می رسند و برای مهدیه ای که در تهران درست کرده بودند از ایشان دعوت می کنند که تشریف بیاورند و جلسه اخلاق داشته باشند و جلساتی تشکیل شود که مباحث اخلاقی و معرفتی برای بازاریان مطرح شود. آیت الله بهجت خودشان نمی توانستند بروند اما وقتی بازاریان درخواست معرفی جایگزینی به جای ایشان را داشتند. آیت بهجت الله ، آیت الله مصباح را به عنوان استاد اخلاق و جایگزین خودشان برای برگزاری آن جلسه معرفی میکنند. کسی که آیت الله مصباح را امر به تشکیل جلسات اخلاق کرد مرحوم آیت الله بهجت بود.

در مسائل سیاسی هم حاج آقا می فرمودند “مشوّق اولیه ما برای ورود به مباحث سیاسی آیت الله بهجت بودند” بُعدی که متاسفانه در شخصیت آیت الله بهجت مورد غفلت واقع شده بعضی ها فکر می کنند ایشان ضد سیاست بودند نه اتفاقا مواضع ایشان بود که حاج آقا را تشویق به حضور در این عرصه کرد.

درباره عبادات و مناجات و روحیات اخلاقی ایشان توضیح بیشتری بفرمایید.
حال عبادت ایشان یکی از مسائلی است که ما همیشه به آن غبطه می خوریم در همین نمازهای یومیه و نوافل یا عبادات خاصی که معمولا روزهای جمعه انجام می دهند یا تشرفشان به حرم اهلبیت(ع) وقتی نگاه می کنیم می فهمیم که با بقیه متفاوت است. آن موقع که از نظر جسمی بیشتر می توانستند بایستند حدود یک ساعت ثابت مقابل ضریح می ایستادند.
ما که جوان بودیم خسته می شدیم گاهی چندبار می رفتیم و می آمدیم تا زیارت ایشان تمام شود. به دلیل ضعف جسمانی تنها جایی که برای مسافرت می پذیرند مشهد است با اینکه مسافرت برایشان خیلی سخت است اما گاهی ماهی یکبار و گاهی دوماهی یکبار مشرف می شوند. می توان به جرأت گفت شخصیت اخلاقی ایشان هم خیلی مغفول واقع شده.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, سیاسی, شارلاتانیزم, عوامفریبی, مذهب, مصباح یزدی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Sep 14 2015

مدیر شبکه چهار تلویزیون ایران: قصد داشتند خواسته‌هایشان را به شبکه تحمیل کنند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: غلامرضا غلامی تیرماه امسال با حکم علی اصغر پورمحمدی به مدیریت شبکه چهار منصوب شده بود

غلامرضا غلامی، مدیر شبکه چهار تلویزیون ایران که انتشار متن استعفایش در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی بحث‌برانگیز شده، گفته است که دلیل کلی استعفای او این بوده که معاونت سیما (تلویزیون) بنا داشت “خواسته‌هایی غیرحرفه‌ای و غیرمنطقی را به شبکه تحمیل کند”.

آقای غلامی در گفت‌وگو با خبرگزاری تسنیم گفته است که هنگام پذیرفتن این مسئولیت در حضور رئیس سازمان صدا و سیما قرار شده که علی اصغر پورمحمدی، معاون سیمای سازمان صداو سیما در بسیاری از مسائل “دخالت ریز و جزئی نکند”، که به گفته او این قرار در “مواردی محقق نشد”.

او گفت: “من فکر می‌‌کردم مثلاً اگر قرار است برنامه‌هایی سخنران‌محور در شبکه داشته باشیم، باید تمام متفکرین جامعه بتوانند در این برنامه و شبکه حضور پیدا کنند و سخنانشان پخش شود و در این حالت بود که این برنامه‌ها می‌توانست حالتی مناظره‌ای هم داشته باشد و تبادل نظرات در آن رقم بخورد که معاونت سیما با این مسئله مخالفت کرد.”

در متن استعفای آقای غلامی خطاب به آقای پورمحمدی آمده است که “نظر به اینکه جنابعالی در برنامه‌ریزی اینجانب برای اداره مطلوب شبکه متناسب با قواعد و ضوابط سازمانی و اصول حرفه‌ای اختلال ایجاد می‌کنید و این رویه خلاف قراری است که روز اول در محضر ریاست محترم سازمان با همدیگر گذاشتیم و به‌منظور جلوگیری از بروز اختلافات بچه‌گانه در سطح سازمان، بدین وسیله بنده از مدیریت شبکه ۴ سیما استعفا می‌دهم”.

او همچنین با توجه به متن استعفا و بحث‌برانگیز شدن آن گفت که این متن را او در سطح عمومی منتشر نکرده و خبر ندارد که چگونه به شبکه‌های اجتماعی راه یافته است.

به گفته آقای غلامی، قرار بوده که او در شبکه چهار تلویزیون برنامه نقد و بررسی فیلم با حضور کارشناسان تهیه کند که با مخالفت معاون سیما روبه‌رو شده که به گفته آقای غلامی، معتقد بود که نقد و بررسی فیلم فقط باید از شبکه سه تلویزیون و برنامه هفت پخش شود.

در نامه‌ای که به علی اصغر پورمحمدی منسوب است، خطاب به آقای غلامی از او خواسته شده که با توجه به شروع مجدد برنامه هفت در شبکه سه، تولید و پخش برنامه درباره سینما در شبکه چهار لغو شود.

در زیر آن پاسخ منسوب به آقای غلامی دیده می‌شود که نوشته: “نظر به اینکه برنامه نقد سینما قبل از این با هماهنگی با حضرتعالی در شبکه ۴ طراحی شده و حتی دکور آن نیز تهیه شده است و با توجه به اینکه شبکه ۴ شبکه فرهنگ و هنر است و جزو وظایف ذاتی شبکه، تولید برنامه در حوزه سینما می باشد دستور جنابعالی وجاهت قانونی ندارد.”

خبرگزاری تسنیم نوشته است که دفتر روابط عمومی صدا و سیما اعلام کرده که با استعفای آقای غلامی موافقت نشده و او همچنان به عنوان مدیر شبکه چهار به کار خود ادامه خواهد داد.

این خبرگزاری پیشتر نوشته بود که در تماس با دفتر قائم‌مقام معاونت سیمای سازمان صدا و سیما این استعفا تائید و پذیرفته شده است.

غلامرضا غلامی تیرماه امسال با حکم علی اصغر پورمحمدی به مدیریت شبکه چهار منصوب شد. با این حال او می‌گوید که گزینه پیشنهادی آقای پورمحمدی نبوده و همیشه با مانع او برخورد کرده است.

آقای غلامی دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه امام صادق است و عضو هیأت علمی دانشکده ارتباطات دانشگاه صدا و سیما بوده است. او پیش از این سمت هایی همچون مدیریت کل برنامه‌های سیاسی، مدیریت کل اداره کل اخبار صدا، مدیریت گروه سیاسی شبکه یک، مدیریت گروه سیاسی شبکه دو و مدیریت گروه اجتماعی شبکه سه در سازمان صدا و سیما را بر عهده داشته است.

سال گذشته محمد سرافراز، رئیس سازمان صدا و سیما علی اصغر پورمحمدی را که از مدیران باسابقه این سازمان بود، به معاونت سیما که مهمترین معاونت صدا و سیماست، منصوب کرد.

دو سال پیش از آن آقای پورمحمدی که مدیریت شبکه سه سیما را در زمان ریاست عزت‌الله ضرغامی برعهده داشت، از سمت خود برکنار و به عنوان مشاور این سازمان معرفی شده بود.

کنار گذاشتن او با حاشیه‌هایی همراه بود که در مراسم تودیع او نیز ادامه یافت.

برچسب‌ها: آزادی بیان, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Sep 14 2015

خط خوردن ملی پوش فوتسال بانوان به دلیل مخالفت همسرش

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب ::

توانا: نیلوفر اردلان فوتبالیست و فوتسالیستی که از روز اول استارت این دو رشته برای بانوان ایران حضور فعال و چشمگیری داشت درست زمانی که بانوان فوتسالیست در آستانه تجربه نخستین دوره مسابقات قهرمانی آسیایی در مالزی هستند، نمی تواند تیم ملی را همراهی کند! دلیل غیبت او در مالزی جالب توجه است. این موضوع به برخی قوانین داخلی کشور و زندگی شخصی او باز می گردد.

این ملی پوش باسابقه ایران، درست زمانیکه باید پاسپورت خود را به فدراسیون فوتبال تحویل می‌داد با مخالفت همسرش مواجه شد.

نیلوفر اردلان در این خصوص به نسیم گفت: مسابقات جام ملتهای آسیا برای نخستین بار برگزار می‌شود و من هم در اردوهای تیم ملی تمرینات خوبی را زیرنظر خانم سلیمانی انجام داد، اما همسرم پاسپورتم را برای حضور در این مسابقات نداد و به دلیل مخالفت همسرم برای سفر به خارج از ایران این رقابت‌ها را از دست دادم.

وی افزود:‌ای کاش مسئولان قانونی برای بانوان ورزشکار بگذارند تا در چنین مواقعی بتوانیم از حقمان دفاع کنیم.

ملی پوش تیم ملی فوتسال اظهار داشت: این مسابقات برای من اهمیت زیادی داشت و من به عنوان یک زن مسلمان می‌خواستم برای بالا بردن پرچم کشورم تلاش کنم، نه اینکه برای گردش و تفریح بروم.

وی ادامه داد: من این مسابقات را از دست دادم، اما از مسئولان درخواست می‌کنم برای بانوان نیز مثل قانون سرباز خدمت قانونی بگذارند تا اینگونه به تیم ملی و ورزشکار لطمه نخورد، من هم سربازی تیم ملی هستم و می‌خواستم برای پرچم کشورم بجنگم. تیم ملی به وجود من احتیاج دارد و نمی‌توانم ملی پوشان را همراهی کنم.

برچسب‌ها: اجتماعی, اسلام و مسلمین, حقوق بشر, روزنامه‌نگار, سیاسی, مذهب, ملی پوش, نیلوفر اردلان

شما هم چیزی بگو

Sep 13 2015

قصاص حق اولیای دم براساس نص صریح قرآن

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر ::

پارس: آیت الله آملی لاریجانی از آمادگی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران برای انجام گفت‌وگوهای حقوق بشری و مباحث مربوط به کرامت انسانی با کشورهای دیگر خبر داد و گفت: هیچ کشوری حق تحمیل پیش فرض‌های حقوق بشری خود به دیگر کشورها را ندارد.

به گزارش پارس به نقل از اداره کل روابط عمومی قوه قضائیه، آیت‌الله آملی لاریجانی در دیدار شریف بسیونی رئیس موسسه بین‌المللی مطالعات عالی علوم جنایی ایتالیا با ابراز خرسندی از سفر هیئت ایتالیایی به ایران و اعلام آمادگی به منظور انجام گفتگوهای دو جانبه میان ایران و ایتالیا درباره مبانی حقوق بشری و مبادله تجربیات عملی دو کشور در زمینه قضایی، گسترش این مناسبات را موجب نزدیکی دو کشور توصیف کرد و گفت: امیدواریم با نگاهی عالمانه و منطقی به مباحث حقوق بشری و عدالت کیفری راه برای گفتگوهای بیشتر بین کشورها باز شود.

رئیس قوه قضاییه با اشاره به اینکه رسیدن به فهم مشترک از مقوله حقوق بشر نیازمند آشنایی با پیش فرضهای موجود در این زمینه است و در این مسیر هیچ کشوری حق تحمیل باورها و پیش فرضهای خود را ندارد گفت: مکاتب و تمدن های مختلف بشری نیازمند گفتگوهای بیشتر برای درک و فهم مفاهیم مربوط به کرامت انسانی و حقوق بشر هستند.

آیت الله آملی لاریجانی با تاکید بر اینکه بر خلاف برخی تبلیغات رسانه ای غرب، دستگاه قضایی جمهوری اسلامی ایران کمال یافته و مستقل است افزود: دستگاه قضایی ایران، ساختاری مستقل در چارچوب نظام اسلامی و به دنبال ترویج حق و عدالت و استیفای حقوق عامه است و نگاهش به مفهوم کرامت انسانی مبتنی بر نگاه عقلانی شیعه است که تفاوت بنیادین تفکرات افراطی همچون داعش دارد.

رئیس دستگاه قضا با تاکید بر اینکه در مباحث حقوق بشری باید در مقام اجرا و عمل نیز همگام با بحث­های نظری و تئوری تلاش کرد و در این راه فاصله ای معنادار و تناقض آمیز در رفتار و گفتار غرب درباره حقوق بشر وجود دارد تصریح کرد: متاسفانه غربی ها تلاش دارند نگاه خود به حقوق بشر را که مبتنی بر پیش فرض های خودشان است به همه کشورهای تحمیل کنند که قطعاً چنین رویکردی صحیح نیست.

آیت الله آملی لاریجانی به بحث اعدام و قصاص و تفاوت این دو مجازات و فشار غرب درباره چرایی اجرای حکم قصاص اشاره و تاکید کرد: قصاص حق اولیای دم بر اساس نص صریح قرآن است که

می توانند از آن استفاده کنند و یا از آن بگذرند.

رئیس دستگاه قضا افزود: فشار غربی ها درباره حقوق بشر به کشورهای دیگر از جمله ایران دو گانه است؛ آنها در حالی که در جمهوری اسلامی ایران انتخابات متعددی برگزار شده و می شود. ما را محکوم می کنند و به ما فشار می آورند اما با برخی کشورهای همین منطقه که تا به حال انتخاباتی در آن برگزار نشده کاملاً دوست هستند و این کشورها تحت حمایت کامل غربی ها قرار دارد.

رئیس قوه قضاییه به مسئله مبارزه ایران با قاچاق موادمخدر اشاره کرد و گفت: متاسفانه با حضور کشورهای غربی در افغانستان کشت و تولید موادمخدر در این کشور ده برابر شد و جمهوری اسلامی ایران به مقابله با قاچاق و ترانزیت موادمخدر که عمده آن به مقصد اروپا و غرب است برخاسته و در این راه بسیاری از جوانان خود را از دست داده است؛ در حالیکه غرب نه تنها در این زمینه به ایران کمک نمی کند بلکه برخی برخوردهای ایران در مقابله با قاچاق موادمخدر را محکوم می کند.

در این دیدار شریف بسیونی رئیس موسسه بین المللی مطالعات عالی علوم جنایی ایتالیا نیز با ابراز خرسندی از سفر به ایران از انجام گفتگوهای مشترک حقوق بشری میان ایران و ایتالیا استقبال کرد و با اشاره به اینکه در سفر آتی هیئت حقوقی قضایی ایران به ایتالیا این گفتگوها ادامه خواهد یافت گفت: مفاهیمی همچون احترام به انسان و کرامت او مفاهیمی عام و مورد پذیرش تمام انسانهاست و چنین مفاهیمی را نمی توان صرفاً در قالب امور سیاسی تعریف کرد.

وی توجه به حقوق بشر و احترام به کرامت انسانی را اصلی پذیرفته شده در میان ادیان الهی و تکامل یافته در دین اسلام برشمرد و گفت: از انجام گفتگوهای بیشتر درباره مفاهیم حقوق بشر و تلاش برای نزدیکی بیشتر کشورها و ملتها استقبال می کنیم./میزان

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, جنایات رژیم, حقوق بشر, سیاسی, صادق لاریجانی, قصاص, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .