اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'درگیری جناحی'

May 27 2016

درگیری در سخنرانی الله کرم در خرم‌آباد: در حوزه علمیه خرم‌آباد چه گذشت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

بهار: گروه سياسي: فرماندار خرم آباد خبر درگیری در سخنرانی الله کرم رييس گروه انصار حزب الله را تایید کرد.

درپی انتشار برخی اخبار در شبکه‌های اجتماعی مبنی بر اینکه روز گذشته ‏در درگیری طلاب حوزه علمیه خرم آباد با برخی افراد منسوب به بسیج، چند تن از طلبه ها با آجر و بیل مصدوم و شیشه های حوزه شکسته شد، خجسته پور فرماندار خرم آباد در گفت و گو با ایلنا این خبر را تایید کرد. روز پنجم خرداد حوزه علمیه خرم آباد میزبان حسین اله کرم بود و صحبت های او در خصوص دیدار جنجالی فائزه هاشمی با واکنش تند یکی از حضار و فحاشی های عجیب به رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، همسر و دخترش شد.

فحاشی بی سابقه این فرد با واکنش برخی طلاب همراه شد اما همراهان این فرد، به طلاب معترض حمله ور شدند و درگیری میان این دو گروه بوجود آمد. ضرب و شتم برخی طلبه ها، سردادن شعار علیه روحانیت، حمله به اتاق های حوزه و شکسته شدن شیشه ها، خروجی این درگیری نیم ساعته بورد.

No responses yet

May 26 2016

چرا هاشمی نامزد ریاست مجلس خبرگان نشد؟/ کاهش مقبولیت آیت‌الله در خبرگان رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: هاشمی قبل از سال 88 در سال 86 توانست با کسب 41 رأی از مجلس چهارم در مقابل آیت‌الله جنتی که 34 رأی آورده بود، رئیس مجلس خبرگان شود. سال 87 نیز هاشمی با 51 راي (در مقابل 26 رأی آیت‌الله یزدی) در ریاست مجلس خبرگان ابقا شد.
عصر ایران؛ مصطفی داننده- مهم‌ترین سوالی که به ذهن بعد از ریاست آیت‌الله جنتی در مجلس خبرگان به ذهن می‌رسد این دو مسئله است که چرا هاشمی نامزد نشد و یا نامزد منتسب به او چرا پیروز نشد؟ با توجه بعد نتیجه انتخابات هفتم اسفند خبرگان پنجم و رای مردم به فهرست هاشمی رفسنجانی چرا نام آیت‌الله جنتی به گلدان‌ها ریخته شد؟

برای پاسخ به این پرسش‌ها باید به دو نکته مهم و اساسی توجه کنیم. اول اینکه هاشمی برای انتخابات اخیر با کمبود نیروهای همفکر روبرو بود. بسیاری از چهره‌های مذهبی و سیاسی نزدیک به او در انتخابات خبرگان مانند سید حسن خمینی و یا موسوی بجنوردی نتوانستند وارد انتخابات شوند و به همین دلیل هاشمی رفسنجانی مجبور شده بود از یاران قرضی برای فهرست خبرگان ملت استفاده کند. مهم‌ترین هدف هاشمی نرسیدن برخی چهره‌های سیاسی به مجلس خبرگان بود. اتفاقی که با رای مردم محقق شد. یعنی هاشمی برای خارج کردن نیروهای مخالفان قدرتمند خود از مخالفان معتدل استفاده کرد. تقریبا همه می‌دانستند که آیت‌الله موحدی کرمانی و یا دری نجف آبادی در مجلس آینده بر اساس استراتژی هاشمی حرکت نخواهند کرد اما برای آیت‌الله مهم این بود که آیات «یزدی- مصباح و جنتی » به مجلس خبرگان راه پیدا نکنند.
چرا هاشمی نامزد مجلس خبرگان نشد؟/ کاهش مقبولیت آیت‌الله در نزد خبرگان رهبری
بر همین اساس می‌توان گفت هدف هاشمی از مجلس خبرگان پنجم نه ریاست آن بلکه خارج کردن منتقدان اصلی‌اش از خبرگان بود. نامزد نشدن او به خوبی حکایت از این معنا دارد.

مسئله دومی که باید به آن اشاره کنیم این است که هاشمی و طرفدارانش باید قبول کنند که او دیگر مقبولیت سابق را در نزد حوزه‌های علمیه و علمای بلادی که به مجلس خبرگان راه پیدا کرده‌اند ندارد. پیش از این آیت‌الله حائری شیرازی عضو سابق مجلس خبرگان رهبری در گفت‌وگویی در مورد نقش هاشمی رفسنجانی در خبرگان اعلام کرده بود که :« هر کسی با آقای هاشمی رقابت کرد، شکست خورد؛ آقای جنتی آمد نشد دیگران آمدند نشد. آقای مهدوی نیز به دلیل این که آقای هاشمی به احترام آمدن ایشان کاندید نشد، برگزیده شد.بعدها آقای مهدوی گفت آقای هاشمی این منصب را به من تفویض کردند»

همانطور که حائری شیرازی به آن اشاره کرد کسی در خبرگان توان رقابت با هاشمی را نداشته است اما حالا چه اتفاقی افتاده است که خود هاشمی در دوره چهارم خبرگان به آیت‌الله یزدی رقابت را واگذار می‌کند و نامزد منتسب به او در مجلس پنجم به آیت‌الله جنتی می‌بازد. به نظر می‌رسد که روحانیون مجلس خبرگان به دلیل مواضع هاشمی بعد از سال 88 از او دلخور هستند و حتی بر این باور هستند که او دیگر آن انقلابی سابق نیست.

هاشمی قبل از سال 88 در سال 86 توانست با کسب 41 رأی از مجلس چهارم در مقابل آیت‌الله جنتی که 34 رأی آورده بود، رئیس مجلس خبرگان شود. سال 87 نیز هاشمی با 51 راي (در مقابل 26 رأی آیت‌الله یزدی) در ریاست مجلس خبرگان ابقا شد.

مواضع هاشمی در این سال‌ها باعث شده است کسانی که هاشمی را یک مجتهد سیاسی تمام عیار می‌دانستند، از او فاصله بگیرند و به سمت رقبای سیاسی او بروند. سال 88 عطفی در زندگی سیاسی هاشمی بود. آیت‌الله از جریان اصول‌گرایی فاصله گرفت و به اصلاحات نردیک شد. قرار ندادن نام هاشمی در فهرست جامعه مدرسین در انتخابات خبرگان پنجم به خوبی حکایت از این معنا دارد.

No responses yet

May 25 2016

مطهری: موضوع مینو خالقی را پایان یافته نمی‌دانیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

پایش: نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی گفت که هنوز مسأله مینو خالقی منتخب مردم تهران در مجلس شورای اسلامی پایان نیافته است.
علی مطهری در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: از نظر ما مسأله خانم خالقی پایان نیافته است؛ وزیر کشور در این موضوع تعلل کرده و از حقوق ملت دفاع نکرده است. ایشان اولا زیر بار ظلمی که به منتخب سوم اصفهان روا داشته شده رفته و ثانیا اگر به فرض حق ایشان را درست بدانیم باید نفر ششم اصفهان که بیش از ۲۵ درصد آرا را داشته جایگزین می‌شد. بنابراین آقای وزیر دو جا عقب نشینی کرده و مستحق استیضاح است.
مطهری ادامه داد: اینکه می‌گویند اعتبارنامه باید توسط هیأت نظارت امضا شود و وزارت کشور آن را به مجلس ارائه کند قابل قبول نیست، زیرا تائید انتخابات حوزه است و وزیر اعتبارنامه را به مجلس ارسال کند. در مجلس سوم این قضیه سابقه داشته و وزیر کشور وقت چون مرد شجاعی بود اعتبارنامه آن منتخب را امضا و به مجلس ارسال کرد و اجازه نداد رای مردم باطل شود.
این نماینده مجلس با بیان اینکه اگر وزیر کشور اعتبارنامه مینو خالقی را به مجلس ارسال نکند باید اعتبارنامه سایر منتخبان هم تصویب نشود اظهار کرد: البته راه استفسار از مجلس همچنان باز است. ما امیدواریم این طرح جز اولین طرح ها در مجلس دهم مطرح شود که آیا اگر انتخابات یک حوزه انتخابیه تائید شد شورای نگهبان می‌تواند آرای یکی از منتخبان را باطل و بقیه را سالم اعلام کند؟
مطهری ادامه داد: به هر حال ما معتقدیم نقض صریح قانون انجام شده و وضعیت خانم خالقی باید در مجلس مشخص شود. ما ناامید نیستیم و تلاش می کنیم، زیرا معتقدیم باید از رویه های استبدادی جلوگیری کرد.
مطهری درباره ارجاع پرونده مینو خالقی به هیأت حل اختلاف نیز گفت:‌ این هیأت هنوز جوابی نداده است اما ارجاع موضوع به هیأت هم به درخواست برخی قوا نیز کار درستی نبود و نوعی فرار از مسأله بود . اساسا هیأت حل اختلاف بین قوا از زمان احمدی نژاد پا گرفت. ایشان وقتی می خواست قانونی را اجرا نکند تعلل می کرد و درخواست ارجاع به هیأت حل اختلاف می داد تا موضوع مشمول مرور زمان شود و در نهایت این قانون را اجرا نمی کرد. بنابراین راه بهتر این است که یا وزیر کشور اعتبارنامه را به مجلس ارسال کند یا تکلیف موضوع به وسیله استفسار روشن شود.

No responses yet

May 19 2016

صادقی: تلاش برای تطمیع منتخبان با پیشنهاد تسهیلات مسکن و بیمه

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

نظر: منتخب مردم تهران در دهمین دوره انتخابات مجلس با انتقاد از عهدشکنی برخی از اعضای «لیست امید»، با اشاره به حواشی همایش دو روزه منتخبان جدید در ابتدای هفته گذشته، از تلاش برخی از مسئولان قوه مقننه برای تطمیع نمایندگان مجلس دهم پرده برداشت.

محمود صادقی با انتقاد از به برخی حواشی جلسه‌های شنبه و یکشنبه هفته گذشته منتخبان مجلس دهم، اعلام کرد: شخصیت دکتر لاریجانی بسیار قابل احترام است، اما برخی رفتار‌ها مبهم و شبیه‌‌‌ به همان «رفتارهای سیب‌ زمینی» است.

پیشنهاد به منتخبان جدید با طعم سیب‌ زمینی و تسهیلات مسکن و بیمه!

این منتخب مردم تهران در مجلس دهم اضافه کرد: کاملاً محسوس است که برخی رفتار‌ها جنس و بوی تطمیع دارد. البته بسیاری از امتیازهایی که در آن جلسه جهت ارائه به منتخبان جدید مطرح شد، ارتباطی به آقای لاریجانی ندارد و احتمالاً‌ ایشان از طرح این مسائل بی‌خبر باشند اما در نشست دو روزه «فرآیند قانونگذرای؛ الزامات و راهکارها» مکرر تاکید می‌شد که این تسهیلاتِ مسکن و بیمه و … به ایشان مربوط است و در این شرایط رقابتی، این بحث‌ها معنادار است و مطمئن باشید که اگر این رفتار‌ها تکرار شود، ساکت نخواهم نشست.

او ضمن تشکر از رئیس، هیات‌رئیسه و مسئولان مجلس نهم به‌دلیل دعوت از نمایندگان منتخب مجلس دهم جهت حضور در همایش «فرآیند قانونگذاری؛ الزامات و راهکار» گفت: آشنایی نمایندگان جدید با فضای کاری مجلس بحثی ضروری است که باید از برگزارکنندگان این همایش به‌خاطر چنین ابتکاری تقدیر شود اما متاسفانه در این جلسه، بعضاً شاهد اتفاق‌ها و مسائلی دور از شأن نمایندگان ملت بودیم.

حضور عجیب نمایندگان مجلس نهم در همایش منتخبان جدید

صادقی تشریح کرد: متاسفانه شاهد بودیم در این همایش که قرار بود تنها با حضور نمایندگان منتخب مجلس دهم برگزار شود، برخی از مسئولان مجلس نهم با حضور در کنار صندلی‌های نمایندگان مسائلی را مطرح می‌کردند و به طور کلی، مجموعه اطلاعاتی که منتقل می‌شد، ‌ جهت‌دار بود و بعضاً‌ برای تغییر رای نمایندگان مطرح می‌شد.

تلاش نافرجام اصولگرایان برای لغو جلسه اصلاح‌طلبان

نماینده منتخب مردم تهران در انتخابات مجلس دهم، اضافه کرد: از دیگر حواشی همایش روز شنبه، تلاش برخی از دوستان اصولگرا برای لغو جلسه بعدازظهر «فراکسیون امید» بود که برخلاف آن‌چه ادعا می‌شود که برخی از اعضای «فراکسیون امید» در متن این تلاش‌ها حضور داشتند، به نظر می‌رسد این اقدام‌ها کاملاً‌ هماهنگ‌شده و از سوی اردوگاه اصولگرایان انجام شد که البته پس از مطلع‌شدن از این فعالیت‌ها، مانع از تحقق آن شدیم.

او گفت: از ابتدای رقابت‌های انتخاباتی، آقای جلالی و دوستان دیگر مطرح می‌کردند که مبادا با ورود به بحث وزن‌کشی سیاسی دو جناح، اختلافی ایجاد شود اما در ادامه متوجه شدیم که این رویکرد ظاهری بوده و در عمل دیدیم که با وجود این‌که از حدود ۳ هفته پیش برای برگزاری جلسه بعدازظهر شنبه «فراکسیون امید» هماهنگی‌های لازم انجام شده‌بود، صبح روز شنبه، تلاش‌هایی برای لغو جلسه بعدازظهر شنبه انجام گرفت که موفق نشد.

حواشی جلسه یکشنبه منتخبان جدید و جوسازی علیه اصلاح‌طلبان

او همچنین با اشاره به برخی از حواشی روز دوم همایش «فرآیند قانونگذاری؛ الزمات و راهکار‌ها» گفت: اولاً از پیش اعلام نشده‌ بود که این همایش دو روزه است و در جلسه بعدازظهر اصولگرایان درباره ادامه همایش در روز یکشنبه اطلاع‌رسانی شد و باتوجه به این‌که دکتر عارف برای دیدار با مراجع برنامه‌ریزی کرده‌بودند، امکان حضورشان در روز دوم همایش میسر نشد اما متاسفانه برخی از دوستان، سعی کردند با تاکید بر عدم حضور ایشان، نوعی جو روانی علیه «فراکسیون امید» ایجاد کنند. نماینده جدید قصرشیرین بسیار روی این مسئله مانور می‌داد و با تعابیر نامناسبی سعی می‌کرد برای عدم حضور عارف را جوسازی کند.

تردد سوال‌برانگیز کارمندان مجلس در همایش منتخبان جدید

این فعال سیاسی اصلاح‌طلب خاطرنشان کرد: به طور کلی، تردد مکرر مسئولان دفتر رئیس مجلس مجلس نهم و کارمندان قوه مقننه در جلسه‌ای که مختص منتخبان مجلس دهم بود، سوال‌برانگیز بود!

عدم‌انسجام اصولگرایان و برگزاری همایش زیرسایه پدرپزرگ‌ها

او همچنین با اشاره به اظهارنظر لاریجانی درخصوص این‌که مجلس نیازی به پدربزرگ‌های سیاسی ندارد، اعلام کرد: تعبیری که آقای لاریجانی از آن استفاده کرده‌ بود مبنی بر این‌که مجلس نیاز به پدربزرگ و پدرخوانده سیاسی از بیرون از مجلس ندارد، با رفتار خودشان در تعارف و تناقض بود. چرا که اتفاقاً اصولگرایان به دلیل فقدان ساختار تشکیلاتی و عدم انسجام فراکسیونی در مجلس، با دعوت مرد شریفی همچون آیت‌الله موحدی کرمانی تشکیل جلسه دادند.

انتقاد از عهدشکنی برخی از اعضای «لیست امید»

او همچنین با اشاره به بی‌توجهی برخی از منتخبان «لیست امید» به رویکرد کلان «فراکسیون امید»، یادآور شد: فارغ از این‌که این گروه اندک از نمایندگان میثاق‌نامه «فراکسیون امید» ‌را امضا کرده‌اند یا خیر، حضورشان در «لیست امید» به‌معنای این است که باید با اهداف و خواسته‌های «فراکسیون امید» همراه باشند و این بی‌توجهی به تعهد، غیراخلاقی بوده و با انگاره‌های اسلامی و قرآنی در تعارض است.

صادقی تصریح کرد: کسی که از ابتدا کار خود را با عهدشکنی آغاز می‌کند، چگونه می‌تواند نماینده مردم باشد. این اقدام هم به لحاظ اخلاقی و هم به لحاظ سیاسی پیامدهایی خواهد داشت.

عهدشکنی برخی از اعضای «لیست امید» در حکم «تدلیس» است

منتخب مردم تهران در مجلس دهم خاطرنشان کرد: به هرحال، مردمی که با اعتماد به «لیست امید» رای داده‌اند، ‌گرایش‌ها و اوصافی را در نامزد‌ها دیده‌اند و این اقدام گروه اندکی از نمایندگان برگزیده، عملی غیراخلاقی است و درواقع نوعی بی‌احترامی به رای مردم است که به لحاظ حقوقی در حکم نقض عهد و نوعی «تدلیس» محسوب می‌شود. به عبارت دیگر، این اقدام عملی غیراخلاقی نسبت به موکلان است.

صادقی تصریح کرد: درواقع حتی برگزیدگانی که میثاق‌نامه «فراکسیون امید» را امضا نکرده‌اند هم فرض باتوجه به این‌که رایشان را به خاطر اعتماد مردم «لیست امید» دریافت کرده‌اند، باید با خواست مردم و این فراکسیون همگرایی داشته‌باشند.

حضور مطهری در رونمایی از اساسنامه «فراکسیون امید»

این استاد دانشگاه با اشاره به حضور «علی مطهری» در جلسه «فراکسیون امید» اعلام کرد: به‌راستی رفتار آقای مطهری جای تقدیر دارد. ایشان باوجود این‌که هیچ میثاق‌نامه‌ای امضا نکردند، در جلسه ما حضور یافتند و حتی در آیین رونمایی از اساسنامه فراکسیون که به‌همراه جمعی از خانواده‌های ایثارگران و شهدا صورت گرفت، همکاری کردند.

صادقی تصریح کرد: صِرف امضا، ملاک نیست. رای‌دهندگان با اعتماد به «لیست امید» به این افراد رای داده‌اند و عدم وفای به این عهد با مردم، هم بار سیاسی و هم بار حقوقی دارد و در واقع خیانت به آرای مردم است.

در برابر بی‌احترامی به رای مردم سکوت نمی‌کنیم!

نماینده برگزیده مردم تهران در مجلس دهم یادآور شد: این درست نیست که به گونه‌ای حرف بزنیم تا بتوانیم، رای مردم را بگیریم و درصورتی که وزش باد به شکلی دیگر شد، حرفمان را تغییر بدهیم. البته ما نمی‌خواهیم انشقاق میان دو جریان سیاسی حاضر در مجلس دهم را تشدید کنیم اما به نظر می‌رسد، اگر دوستان بخواهند از ابتدا این‌گونه عمل کنند، نمی‌توانیم در ادامه راه به خوبی کار را پیش ببریم و شخصا بنابر عهدی که با مردم بسته‌ام در برابر چنین رفتارهایی سکوت نخواهم کرد.

همگرایی مجدد اصولگرایان تاکتیکی و کوتاه‌مدت است

صادقی همچنین درباره آینده اصولگرایی باتوجه به این‌که منافع کوتاه مدت، محور همکاری میان نمایندگان اصولگرا قرار گرفته، یادآور شد: بعید می‌دانم که این همگرایی میان اصولگرایان آن‌چنان پایدار باشد. کسانی که تا چند وقت پیش در انتخابات علیه لاریجانی به شدید‌ترین وجه ممکن فضاسازی می‌کردند یا راجع به کاظم جلالی و بهروز نعمتی انتقادهای تندی مطرح می‌کردند و امروز دوباره خود را حامی این جریان معرفی می‌کنند، نمی‌توانند همکاری ادامه‌داری را پیش ببرند و قطعاً این وحدت‌ها تاکیکی و موقت خواهد بود.

No responses yet

May 19 2016

زیباکلام: عیادت فائزه هاشمی از شهروند بهائی قابل ستایش بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

سحام: استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران گفت: کار خانم فائزه هاشمی از هر نظر درست است، عمل ایشان هم اخلاقی، هم انسانی بود و قابل ستایش است.

صادق زیباکلام در گفتگو با «انتخاب خبر» اظهار داشت: در روایات اسلامی به کرار شنیده شده که روزی رسول الله (ص) از محلی رد می‌شدند، کافری از بالای پشت بام بر سر ایشان شکمبه گوسفند می‌ریختند و بعد یک روز که پیامبر از آنجا بر طبق معمول عبور کردند دیدند از این کافر خبری نیست؛ سراغ او را که می‌گیرند متوجه می‌شوند که وی بیمار است و پیامبر به عیادت او می‌روند.

وی در ادامه اضافه کرد: اگر چنین درس‌هایی که علما بر منابر از پیامبر برای ما و همه مردم بیان می‌کنند را مبنا قرار دهیم اینکه خانم هاشمی به عیادت هم بند خودش که چندین ماه با او در یک سلول به سر می‌برده رفته است، نباید محلی از اعراب باشد.

این استاد علوم سیاسی تصریح کرد: ایشان درست‌ترین، اخلاقی‌ترین و انسانی‌ترین کار ممکن را کردند که به عیادت آن خانم بهایی رفتند.

وی در ادامه با اشاره به خانم کمال آبادی اظهار داشت: واقعاً جرم این افرادی که ۸ سال برخی هم بیشتر در زندان هستند چیست؟ آیا این افراد جاسوسی کردند و اسرار مملکتی را به بیگانه دادند و وطن فروشی کردند؟ آیا از نظر دینی امام صادق علیه السلام که با چندیدن هزار نفر از کافران، مشرکین، یهودیان، نصرانی‌ها و گبر‌ها می‌نشستند و یا بحث می‌کردند، اگر هر کدام از آن‌ها مریض می‌شدند آیا امام به عیادتشان نمی‌رفتند؟

صادق زیباکلام اضافه کرد: خانم فائزه هاشمی به دیدار کسی رفتند که ۸ ماه با او در یک سلول بوده است؛ یعنی ابتدایی‌ترین کاری که یک انسان می‌تواند در حق یک انسان دیگر انجام دهد ایشان کرده است. به نظر من اگر وی به دیدار هم سلولی و هم بندش صرفاً به خاطر اینکه افکار و عقایدشان مخالف هم است نمی‌رفت آن وقت بود که جای گلایه داشت و جای این بود که خانم هاشمی را آماج حملات قرار دهند.

وی گفت: هنوز مشخص نیست که بهائیان در ایران به چه دلیل حق تحصیل و حق کار کردن ندارند و باید در زندان باشند؟ آیا صرفاً به دلیل این است که عقاید و افکارشان با ما متفاوت است؟ آیا این قبیل رفتار‌ها بر اساس موازین شرعی صورت می‌گیرد؟ آیا رسول الله (ص) دستور داده بودند که هر کسی که مسلمان نشده و کافر باقی مانده او را به زندان بیاندازند؟ آیا علما و مراجع این فتوا را داده بودند که هر کس مانند ما نمی‌اندیشد باید به زندان بیفتد؟

صادق زیباکلام در پایان تأکید کرد: از منظر حقوق بشر یا قوانین غربی و یا غیراسلامی به موضوع بهائیان نگاه نمی‌کنم، بلکه پرسش من از مقامات محترم جمهوری اسلامی ایران آن است که با توجه به قانون اساسی خودمان و با توجه به اصول فقهی و شرعی خودمان، و با توجه به موارد دیگری که فقهای بزرگ شیعه در گذشته و امروز گفته‌اند آیا می‌توان یک فردی را به به جرم یا اتهام داشتن افکار و عقایدی مغایر با اعتقاد دینی خودمان به زندان بیندازیم یا اجازه تحصیل به او ندهیم یا به او اجازه کار در مملکتش ندهیم و سایر فشار‌ها و محدودیت‌هایی که ما برای بهایی‌ها ایجاد کرده‌ایم.

No responses yet

May 19 2016

معمای مسعود کشمیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,تروریزم,درگیری جناحی,سیاسی


حسین باستانی بی‌بی‌سی: روز شنبه ۲۵ اردیبهشت، پرونده انفجار ساختمان نخست وزیری ایران در ۸ شهریور ۱۳۶۰، به دلیلی عجیب مورد توجه افکار عمومی قرار گرفت: مهدی منتظرالمهدی سخنگوی نیروی انتظامی خبر از دستگیری یکی از عوامل بمب‌گذاری در دفتر حزب جمهوری اسلامی در کشور آلبانی داد؛ اما خبرگزاری صدا و سیما، به اشتباه از قول او گزارش کرد که “عامل انفجار دفتر نخست وزیری” دستگیر شده است.

با وجود آنکه این نقل قول درست نبود، بلافاصله به انتشار اخبار، گزارش‌ها و شایعات متعددی در رسانه های رسمی ایران در مورد مسعود کشمیری عامل انفجار ۸ شهریور انجامید که در جریان آن محمد علی رجایی رئیس جمهور و محمد جواد باهنر نخست وزیر کشته شدند.

واکنش رسانه ها به نقل قول نادرست خبرگزاری صدا و سیما در مورد دستگیری مسعود کشمیری، البته شتابزده بود. اما این واکنش، بین سطوری نیز داشت که اغلب مخاطبان رسانه ها از آن بی خبر بودند: اینکه عده ای از اهالی رسانه، از قبل از نشست خبری سخنگوی ناجا شایعه ای را با موضوع دستگیری مسعود کشمیری در یک کشور خارجی شنیده بودند

واکنش رسانه ها به نقل قول خبرگزاری صدا و سیما، البته شتابزده بود. اما این واکنش، بین سطوری نیز داشت که اغلب مخاطبان رسانه ها از آن بی خبر بودند: اینکه عده‌ای از اهالی رسانه، از قبل از نشست خبری سخنگوی ناجا شایعه ای را با موضوع دستگیری مسعود کشمیری در یک کشور خارجی شنیده بودند.

خبرگزاری ایلنا، قاعدتا با اشاره به همین شایعه بود که روز یکشنبه نوشت اظهارات سخنگوی ناجا “خبر دستگیری مسعود کشمیری عامل اصلی انفجار در دفتر نخست‌وزیری” را “قوت می‌بخشد”. یک ماه قبل از آن نیز، یک کانال تلگرامی “خبر” مورد اشاره ایلنا را منتشر کرده و بلافاصله مسدود شده بود.

درحقیقت خبر خبرگزاری صدا و سیما، احتمالا برای برخی از صاحبان رسانه ها، تأییدکننده شایعه ای محسوب می‌شد که به‌تازگی پراکنده شده بود. چه بسا خبرنگار صداوسیما که از خبر دستگیری “عامل انفجار دفتر نخست وزیری” را تنظیم کرده بود یا سردبیری که چنین خبری را تأیید کرده بود نیز، تحت تأثیر سابقه ذهنی ناشی از شایعه دستگیری مسعود کشمیری قرار داشتند.

سخنگوی نیروی انتظامی، یک روز بعد از نشست رسانه ای خود، توضیح داد که اساساً فردی که او خبر از دستگیریش در آلبانی داده یک زن بوده که در انفجار ساختمان حزب جمهوری اسلامی در هفت تیر ۱۳۶۰ دست داشته و این زن، به استناد “اعلان قرمز” صادر شده از سوی اینترپل دستگیر شده است.

این خبررسانی جدید هم، برای مخاطبان خاص و عام رسانه ها ابهامات جدیدی را ایجاد کرد. برای مخاطبان خاص، از آن جهت که فهرست افراد ایرانی تحت تعقیب اینترپل بر روی سایت آن قرار داشت و در میان آنها، نام هیچ یک از زنان عضو یا مشکوک به عضویت در مجاهدین خلق وجود نداشت. برای مخاطبان عام، از این جهت که تا به حال نشنیده بودند که یک زن هم در انفجار هفت تیر دخالت داشته است: هر چه شنیده بودند، در مورد یک مرد به نام “محمدرضا کلاهی” بود که رسانه های ایران در طول ۳۵ سال قبل او را به عنوان عامل بمب گذاری هفت تیر معرفی کرده بودند که در جریان آن، محمد بهشتی رئیس دیوان عالی کشور و ده‌ها نفر از دیگر مقام های حکومتی ایران کشته شدند.

نهایتا ۲۷ اردیبهشت، حسین اشتری فرمانده نیروی انتظامی اعلام کرد ایران “به دنبال استرداد” زن درگیر در انفجار دفتر حزب جمهوری بوده که تازه در مورد آن هم کشور آلبانی حاضر به همکاری نشده است.

با وجود توضیحات تکمیلی مسئولان ناجا، در همان نیم روز بعد از انتشار خبر جنجال آفرین خبرگزاری صدا و سیما، مطالب متعددی در مورد مسعود کشمیری منتشر شد که به سرعت به فضای افکار عمومی و شبکه های اجتماعی هم راه یافت. این شایعه که دستگیر شدگان در خارج از ایران بیش از یک نفر بوده اند، شایعه “اعدام” سریع مسعود کشمیری بعد از انتقال به ایران و ابراز هیجان زودهنگام بعضی از نزدیکان محمود احمدی نژاد در مورد نتایج احتمالی اعتراف گیری از او علیه اصلاح طلبان، از جمله آنها بودند.

مساله این نیست که چند نفر را بگیرند و محکوم کنند بلکه قضیه این است که افراد مؤمن به انقلاب و جمهوری اسلامی را کنار بزنند و افرادی که مخالفند کم کم روی کار بیایند… من از همان اول می‌دانستم که یک دستی در کار است که می‌خواهد این افراد [امثال خسرو تهرانی و بهزاد نبوی] را بدنام کند و کنار بزند. النهایه فکر کردم آقایان به قضیه می‌رسند و خاتمه می‌دهند ولیکن الان احساس می‌کنم که باز قضایا به جاهای دیگر کشیده می‌شود… اسلام برای افرادی که این‌طور اشخاص را دستگیر می کنند و آبروی آنها را می برند تکلیف اینها را معین کرده است… این پرونده باید ختم بشود و کنار برود و بسته شود و این افراد شناسایی شوند
دستور آیت الله خمینی برای بسته شدن پرونده انفجار نخست وزیری

حتی عبدالرضا داوری، یکی از مدافعان سرسخت آقای احمدی نژاد، با تاکید بر اینکه فرد بازداشت شده مسعود کشمیری است، وعده داد “با انتقال او به ایران، جعبه سیاه پروژه نفوذ در جمهوری اسلامی گشوده خواهد شد”؛ و سایت دولت بهار، حامی رئیس جمهور سابق، اندکی محتاطانه تر نوشت: “در صورت صحت خبر دستگیری کشمیری، دوستان سابق وی اکنون باید به شدت نگران گشوده شدن جعبه سیاه باشند. جعبه سیاهی که با گشوده شدن آن، نقاب از برخی چهره های نفاق کنار خواهد رفت.”

همه این واکنش ها در شرایطی صورت می گرفت که با توجه به توضیحات نیروی انتظامی در مورد ماجرای دستگیری آلبانی، این سوال مهم بدون پاسخ می ماند که منشا شایعات یک ماه گذشته در مورد هویت فرد دستگیر شده چه بوده است؟ مهمتر آنکه آیا بخشی از این شایعات ریشه در واقعیت داشتند یا اینکه باید به کلی از جنس “ضداطلاعات” تلقی می شدند؟

شاید بخشی از پاسخ این پرسش ها، ریشه در اهمیت پرونده انفجار نخست وزیری در هشتم شهریور ۱۳۶۰ داشته باشد. انفجاری که در ۳۵ سال سپری شده از آن، یکی از سخت جان ترین بهانه های درگیری دو جناح چپ و راست حکومت ایران بوده است.

در این میان، مشخصا سرنوشت متهم اصلی این پرونده، مسعود کشمیری، در سال های اخیر بیشتر مورد توجه رسانه های ایران قرار گرفته است. از دی‌ماه ۱۳۹۲ که خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از یک “مقام آگاه” از دیده شدن وی به همراه محمدرضا کلاهی در آلمان خبر داده، تا همین سه روز پیش (۲۶ اردیبهشت) که روزنامه خراسان گمانه زنی جدیدی را در مورد احتمال اقامت مسعود کشمیری در فرانسه منتشر کرده است.
پرونده رازآلود انفجار نخست وزیری

سازمان مجاهدین خلق، که عامل انفجار ساختمان نخست وزیری شمرده می شود، رسما مسئولیت این انفجار را به عهده نگرفته و همین موضوع، یکی از دلایل گسترش گمانه زنی در مورد عاملان این انفجار بوده است.

برخی از ناظران دلیل عدم پذیرش مسئولیت این اقدام را، هزینه بالای به عهده گرفتن ترور رئیس جمهور و نخست وزیر یک کشور در عرف بین المللی می دانند که پذیرفتن رسمی مسئولیت انفجار نخست وزیری را برای سازمان مجاهدین، که بسیاری از اعضا و رهبرانش ناچار به استقرار در غرب شده بودند، مشکل می کرد.

احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در سخنانی در ۷ مهر ۱۳۷۱، خاطره ای را نقل می کند که نشان دهنده شدت اعتماد مسئولان ارشد دولت به مسعود کشمیری است. وی می گوید که بعد از انفجار حزب جمهوری و در زمانی که مراقبت های امنیتی در نهادهای حکومتی و به ویژه در اقامتگاه آیت الله خمینی به شدت افزایش یافته بوده، کشمیری می‌خواسته به همراه محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر برای شرکت در جلسه‌ای به حضور آیت الله خمینی برسد اما محافظان جماران، به او اجازه نمی‌دهند کیفی که همراه داشته را به داخل بیاورد. به گفته احمد خمینی، در واکنش به ممانعت محافظان، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر می‌گویند که اگر کشمیری نتواند با کیف همراهش وارد شود، آنها هم نمی‌شوند

البته، شکی وجود ندارد که مسعود کشمیری به عنوان عامل بمب گذاری، عضو سازمان مجاهدین بوده است. حتی سعید شاهسوندی، از اعضای سابق مجاهدین، در ۲۶ مهر ۱۳۸۶ گفته که او و همسرش مدت کوتاهی در ترکیه با کشمیری و همسرش در یک خانه سازمانی مجاهدین زندگی کرده اند.

آقای شاهسوندی، همچنین، به نوشته ای در شماره مورخ ۲۷ اردیبهشت نشریه “مجاهد” به قلم “یکی از قهرمانان عملیات ویژه” در ستایش مسعود رجوی اشاره می کند که نویسنده اش را مسعود کشمیری می داند. نویسنده مرموز مطلب مهر ماه ۱۳۸۶، در بخشی از آن، از احوالات خود پیش از انجام طرحی بسیار مهم سخن می گوید که ظاهرا عملیات انفجار نخست وزیری بوده است. عملیاتی که به روایت نویسنده اش قرار بوده اول مرداد ۱۳۶۰ انجام شود ولی به خاطر در پیش بودن خروج مسعود رجوی از ایران (این خروج یک ماه قبل از انفجار نخست وزیری انجام شد) به تاخیر افتاده است.

اما جدا از چنین بحث هایی، مهمترین عامل اختلاف در حکومت ایران بر سر واقعه انفجار نخست وزیری، اعلام نام مسعود کشمیری بعد از این انفجار به عنوان یکی از کشته شدگان بوده است.

به دنبال انفجار نخست وزیری، افرادی و از جمله رئیس دفتر اطلاعات نخست وزیری، خسرو قنبری تهرانی، گفته بودند که مسعود کشمیری جزو کشته شدگان انفجار بوده و سپس صدا و سیما از او به عنوان یکی از “شهدای هشت شهریور” نام برده بود؛ در حالی که بعدها معلوم شد که وی قبل از واقعه، از محل انفجار خارج شده است.

درحقیقت، ۱۰ روز بعد از انفجار بود که محمدمهدی ربانی‌املشی، دادستان کل کشور، برای اولین بار در تلویزیون اعلام کرد که عامل انفجار نخست‌وزیری مسعود کشمیری بوده است.

با روشن شدن نقش کشمیری در بمب گذاری، خسرو تهرانی که دبیری شورای امنیت کشور را هم بر عهده داشت در معرض اتهام قرار گرفت؛ چون اولا کشمیری فرد مورد اعتماد و معاون او در دبیرخانه شورای امنیت محسوب می شد و ثانیا عامل بمب گذاری را جزو کشته شدگان واقعه معرفی کرده بود.

خسرو تهرانی بعدها بر سر این موضوع دستگیر و به مدت سه ماه مورد بازجویی قرار گرفت، اما نهایتا بی گناه تشخیص داده و آزاد شد. خودش در ۷ آذر ۱۳۸۹ در گفتگویی که در سایت بولتن نیوز منتشر شده، در مورد دلیل اعتماد اولیه خود به مسعود کشمیری می گوید: “اصلا فکر نفوذی بودن او را هم نمی‌کردیم. حتی وقتی بمب در نخست‌وزیری منفجر شد ما فکر نمی‌کردیم کار کشمیری باشد که بعدها با کار اطلاعاتی متوجه شدیم که کار او بوده است.”

اسدالله لاجوردی دادستان وقت انقلاب تهران، که به شدت مخالف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود، در زمان حیات خود از سرسخت ترین متهم کنندگان این سازمان بر سر ماجرای انفجار نخست‌وزیری محسوب می شد. او حتی در وصیت نامه ای که بعد از مرگش در شهریور ۱۳۷۷ منتشر شد، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را کسانی دانست که ‘هم رجایی و باهنر را می‌کشند هم به سوگشان می نشینند’ و هشدار داد که خطر آنها ‘به مراتب زیادتر’ از خطر سازمان مجاهدین خلق است

احمد خمینی فرزند بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، در سخنانی در ۷ مهر ۱۳۷۱، خاطره ای را نقل می کند که نشان دهنده شدت اعتماد مسئولان دولت به مسعود کشمیری است. وی می گوید که بعد از انفجار حزب جمهوری و در زمانی که مراقبت های امنیتی در نهادهای حکومتی و به ویژه در اقامتگاه آیت الله خمینی به شدت افزایش یافته بوده، کشمیری می خواسته به همراه محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر برای شرکت در جلسه ای به حضور آیت الله خمینی برسد اما محافظان جماران، به او اجازه نمی دهند کیفی که همراه داشته را به داخل بیاورد.

به گفته احمد خمینی، در واکنش به ممانعت محافظان، محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر می گویند که اگر کشمیری نتواند با کیف همراهش وارد شود، آنها هم نخواهند شد؛ هرچند نهایتا مسعود کشمیری قبل از تفتیش کیفش به حالت قهر برمی گردد و آنها هم به ناچار بدون او در جلسه حاضر می شوند.

به هر ترتیب، از حدود سه دهه پیش، اعضایی از جناح محافظه کار جمهوری اسلامی، آقای تهرانی و دوستان او در سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و به ویژه بهزاد نبوی را به خاطر اعتماد اولیه شان به کشمیری به دست داشتن در این انفجار متهم می کنند.

مثلا خبرگزاری تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران، در گزارش مفصلی که سه سال پیش (۲۸ مرداد ۱۳۹۲) منتشر کرده، خسرو تهرانی را همچنان به خاطر “نفوذ دادن کشمیری به صورت پلکانی و رسیدن به قائم مقامی خودش” و اینکه “شهادت داده که کشمیری در جلسه حضور داشته” متهم دانسته است.

اسدالله لاجوردی دادستان وقت انقلاب تهران، که به شدت مخالف سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بود، در زمان حیات خود از سرسخت ترین مدافعان این اتهامات محسوب می شد. او حتی در وصیت نامه ای که بعد از مرگش در شهریور ۱۳۷۷ منتشر شد، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را کسانی دانست که “هم رجایی و باهنر را می‌کشند هم به سوگشان می نشینند” و هشدار داد که خطر آنها “به مراتب زیادتر” از خطر سازمان مجاهدین خلق است.

سعید حجاریان که در زمان واقعه، همکار خسرو تهرانی در اطلاعات نخست وزیری بوده (در آن زمان هنوز وزارت اطلاعات تاسیس نشده بود) در توضیح علت اعلام شدن نام مسعود کشمیری به عنوان یکی از کشته شدگان انفجار نخست وزیری می گوید در ابتدا تصور بر این بوده که کشمیری کشته شده اما بعد شک کرده اند و نهایتا با شنود تلفن خانواده اش فهمیده اند که زنده است. وی در مصاحبه با نشریه اندیشه پویا در ۶ تیر ۱۳۹۱ می افزاید که با وجود این، مقام های امنیتی تصمیم گرفتند “وانمود کنند که او مرده تا وقت داشته باشند او را بازداشت کنند و دیرتر از کشور خارج شود.”

اکبر هاشمی‌رفسنجانی در خاطرات سال ۱۳۶۰ خود، با اشاره به اعلام شدن نام کشمیری به عنوان یکی از کشته‌شدگان انفجار نخست وزیری نوشته است: این کار برای این بود که منافقین فکر کنند نظام نمی‌داند که مسعود کشمیری عامل انفجار بوده و از غفلت آنها برای دستگیرکردن او استفاده شود

اکبر هاشمی‌رفسنجانی هم در خاطرات سال ۱۳۶۰ خود، همین دلیل را برای اعلام نام کشمیری ذکر کرده است: “این کار برای این بود که منافقین فکر کنند نظام نمی‌داند که مسعود کشمیری عامل انفجار بوده و از غفلت آنها برای دستگیرکردن او استفاده شود”.

مرکز اسناد انقلاب اسلامی، اول شهریور ۱۳۸۹ روایتی از بهزاد نبوی از ماجرا را نقل کرده که حکایت دارد در ابتدا، مسئولان می خواسته اند حتی کشته شدن محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر را هم مخفی نگه دارند چون قرار بوده روز ۹ شهریور عملیات شکستن حصر آبادان شروع شود (این عملیات با تاخیر، نهایتا در ۵ مهر انجام شد) و مسئولان نمی‌خواسته اند که رزمندگان روحیه خود را از دست بدهند.

آقای نبوی که سخنگوی دولت محمدعلی رجایی بوده می گوید: “من در جلسه هیأت دولت مصاحبه کردم. دفعه اول اعضای دولت و آقای هاشمی گفتند مصاحبه مناسب نبود. چهره‌ات متأثر و مشخص کننده وقوع اتفاقی بود و خواستند دوباره مصاحبه کنم و دوباره مصاحبه کردم و مجبور شدم بگویم رجایی و باهنر جراحاتی برداشته و در بیمارستان بستری هستند.”

وی می افزاید: “با استفاده از این سخنان بعدها علیه من پرونده سازی شد، ضمن اینکه آن مصاحبه هم خاصیتی نداشت و رزمندگان دریافتند که رجایی و باهنر شهید شده‌اند و عملیات شکست حصر آبادان به تأخیر افتاد.”

اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه های نمازجمعه ۱۳ شهریور ۱۳۶۰، اشاراتی دارد که نشان می دهد تلاش برای “پرونده سازی” مورد اشاره بهزاد نبوی، از روزهای اول پس از انفجار نخست وزیری در جریان بوده است: “اخیرا می شنویم که درصددند شخصیت بهزاد نبوی یکی از اشخاص معتبر این مملکت را در همین رابطه زیر سوال قرار دهند که تحقیقا به این نتیجه رسیده ایم که سرمنشا این جریان به لیبرالیسم و منافقین می رسد.”

وی حتی می گوید: “این ترور دوم است، یعنی خواسته اند در کنار آن ترور این ترور هم باشد. اگر رجایی را بیرون کردند، بهزاد را هم می‌خواهند این‌طور بیرون کنند و بعد بدنامی درست کنند.”
بسته شدن پرونده به دستور آیت الله خمینی

صورت‌جلسه حاوی دستور آیت الله خمینی برای بسته شدن پرونده

پرونده انفجار نخست وزیری، یک بار از شهریور ۱۳۶۰ تا شهریور ۱۳۶۱ و زیر نظر محمدمهدی ربانی املشی دادستان کل کشور و بار دیگر از شهریور ۱۳۶۱ تا دی ۱۳۶۳ زیر نظر اسدالله لاجوردی دادستان انقلاب تهران مورد رسیدگی قرار گرفت ولی اتهامات جناح راست حکومت ایران علیه منتسبان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به اثبات نرسید. در جریان این پی گیری ها، مجموعا ۲۱ متهم مورد بازجویی قرار گرفتند.

بعد از رسیدن محمد موسوی خوئینی ها از اعضای جناح چپ حکومت به سمت دادستانی کل کشور در بهمن ۱۳۶۳، وی تصمیم گرفت تکلیف این پرونده ناتمام سه سال و نیمه را مشخص کند. سعید حجاریان در مصاحبه با اندیشه پویا (۶ تیر ۱۳۹۱) می گوید: “آقای خوئینی ها گفت که پرونده را می دهم دست خودشان که تا تَهَش بروند و معلوم شود که هیچی نیست و قضیه یک بار برای همیشه بسته شود”.

در مرحله سوم از پیگیری پرونده که تا خرداد ۱۳۶۵ طول کشید، مسئولیت پیگیری با ابراهیم رئیسی معاون سیاسی دادسرای انقلاب تهران بود که عضو جناح راست محسوب می شد، و بازجویی ها در شعبه ۷ دادسرای انقلاب مرکز صورت می گرفت که تحت کنترل تیم اسدالله لاجوردی قرار داشت.

دستگیری خسرو تهرانی هم در همین مرحله انجام شد که او بعدا گفت منجر به سه ماه زندان انفرادی در شرایط سخت شده اما همراه با شکنجه فیزیکی نبوده است.

باز در همین مرحله از پیگیری‌هاست که در تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۶۵، جسد یکی از دستگیر شدگان، تقی محمدی، در زندان پیدا می شود. تقی محمدی، همان کسی است که یک ماه پس از نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، رسانه های آمریکایی تصویر او در کنار گروگان های سفارت آمریکا در تهران را منتشر کرده و به اشتباه گزارش دادند که محمود احمدی نژاد است.

اعضای جناح محافظه کار حکومت ایران، در سه دهه گذشته مرگ تقی محمدی را، که روایت رسمی قوه قضاییه از آن خودکشی بود، مشکوک به انجام از سوی جناح رقیب دانسته اند. خبرگزاری فارس در ۱۳ شهریور ۱۳۹۳ با تکرار این اتهام نوشته است: “شهید لاجوردی… با دستگیری برخی عناصر مشکوک به سرعت به هسته اصلی یعنی طراحان فاجعه ۸ شهریور نزدیک می شد. از جمله دستگیر شدگان فردی به نام تقی محمدی بود… اما در همان روزهای اولیه پس از دستگیری یک شب به صورت مشکوک در سلول خود به قتل رسید.”

از سوی دیگر، سعید حجاریان در مصاحبه با اندیشه پویا با تاکید بر اینکه تقی محمدی “دست ما نبود و دست نیروهای لاجوردی و شعبه هفتی ها بود” گفته است: “آن قدر پررو شده اند که بگویند او را ما کشته ایم. طرف در زندان دست خودشان بوده، لطفا بیایند و بگویند که چطور ما توانسته ایم او را بکشیم.”

بعد از رسیدن محمد موسوی خوئینی ها به سمت دادستانی کل کشور در بهمن ۱۳۶۳، وی تصمیم گرفت تکلیف این پرونده ناتمام هشت شهریور را مشخص کند. سعید حجاریان می گوید: آقای خوئینی‌ها گفت که پرونده را می‌دهم دست خودشان که تا تهش بروند و معلوم شود که هیچی نیست و قضیه یک بار برای همیشه بسته شود

سعید حجاریان می گوید که اعضای جناح مقابل در مرحله سوم پی گیری پرونده (که یش از یک سال و سه ماه طول می کشد) بعد از دستگیری خسرو تهرانی به دنبال دستگیری خود وی و بهزاد نبوی هم بوده اند که محمد موسوی خوئینی ها مخالفت می کند و آیت الله خمینی را در جریان می گذارد.

موسوی خوئینی ها، در ۲۲ مهر ۱۳۹۰ در توضیحی در وبسایت شخصی خود موسوم به “آهنگ راه”، توضیح داده که چگونه در جریان آخرین نوبت پیگیری پرونده هشت شهریور ، آیت الله خمینی او، عبدالکریم موسوی اردبیلی رئیس دیوان عالی کشور و ابراهیم رییسی را احضار کرده و شخصا دستور مختومه شدن پرونده بعد از ۵ سال را داده است.

محمد موسوی خوئینی ها، پس از همین جلسه، اظهارات آیت الله خمینی را صورت‌جلسه کرده و برای مرتضی اشراقی دادستان انقلاب تهران فرستاده تا به عنوان سند در پرونده گذاشته شود.

مطابق این صورت‌جلسه، آیت الله خمینی به محمد موسوی خوئینی ها، عبدالکریم موسوی اردبیلی و ابراهیم رئیسی گفته است: “مساله این نیست که چند نفر را بگیرند و محکوم کنند بلکه قضیه این است که افراد مؤمن به انقلاب و جمهوری اسلامی را کنار بزنند و افرادی که مخالفند کم کم روی کار بیایند.”

رهبر وقت جمهوری اسلامی در ادامه، با ذکر نام خسرو تهرانی و بهزاد نبوی تاکید کرده: “من از همان اول می‌دانستم که یک دستی در کار است که می‌خواهد این افراد را بدنام کند و کنار بزند. النهایه فکر کردم آقایان به قضیه می‌رسند و خاتمه می‌دهند ولیکن الان احساس می‌کنم که باز قضایا به جاهای دیگر کشیده می‌شود.”

مطابق این صورت‌جلسه، آیت الله خمینی با انتقاد از کسانی که به زعم او در پی بهره برداری سیاسی از پرونده انفجار نخست وزیری بوده اند گفته “اسامی اینها را بدهید من خودم باید تحقیق کنم و اسلام برای افرادی که این‌طور اشخاص را دستگیر می‌کنند و آبروی آنها را می برند تکلیف اینها را معین کرده است” و دستور داده: “این پرونده باید ختم بشود و کنار برود و بسته شود و این افراد شناسایی شوند.”

بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در نهایت، هشداری را نیز در مورد آینده مطرح کرده است که حکایت دارد: “اگر امروز اشخاصی بخواهند به بهانه هایی افرادی را این طور گرفتار کنند و آبروی آنها را ببرند فردا یک عده دیگر را و روز دیگر هم یک عده دیگر را و با این ترتیب در جمهوری اسلامی کسی امنیت پیدا نمی کند و از همین جا باید جلوی این کارها گرفته شود.”

دستور آیت الله خمینی، اگرچه باعث توقف پی‌گیری قضایی پرونده انفجار نخست وزیری می شود، اما جلوی پی‌گیری سیاسی آن در دوران رهبر بعدی جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای را نمی گیرد؛ تا جایی که با گذشت ۳۵ سال از انفجار نخست وزیری، هنوز گروهی از محافظه کاران بر لزوم ‘بازگشایی’ پرونده انفجار هشت شهریور اصرار دارند

بلافاصله بعد از همین جلسه است که باقی مانده زندانیان دستگیر شده بر ماجرای انفجار نخست وزیری، در ۷ خرداد ۱۳۶۵ آزاد می شوند و تا وقتی که آیت الله خمینی زنده است، اتهامات دیگری بر سر ماجرای انفجار نخست وزیری مطرح نمی شود.

با این حال دستور آیت الله خمینی، اگرچه باعث توقف پی گیری قضایی پرونده انفجار نخست وزیری می شود، اما جلوی پی گیری سیاسی آن در دوران رهبر بعدی جمهوری اسلامی آیت الله خامنه ای را نمی گیرد. پی‌گیری طولانی مدتی که البته عاملان آن، بسته شدن پرونده از سوی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران را رد نمی کنند، اما ظاهرا اعتقاد دارند که او در هنگام اخذ این تصمیم، نسبت به ابعاد پرونده ناآگاه بوده است.

به نظر می رسد در ادامه چنین برداشتی بوده که با گذشت ۳۵ سال از انفجار نخست وزیری، هنوز گروهی از محافظه کاران بر لزوم “بازگشایی” پرونده انفجار هشت شهریور اصرار دارند.

تا جایی که انتشار شایعه دستگیری مسعود کشمیری در اردیبهشت ماه ۱۳۹۵، به سرعت منجر به واکنش صریح محافظه کارانی می شود که وعده می دهند “با انتقال او به ایران، جعبه سیاه پروژه نفوذ در جمهوری اسلامی گشوده شود”.

No responses yet

May 19 2016

رختخواب ظریف؛ سوژه جدید دلواپسان +تصاویر

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

سایت خبری «پایش»: پس از انتشار عکسهای منتسب به مینو خالقی در کانال تلگرام تندروهای طرفدار احمدی نژاد، اکنون در یک اقدام بی سابقه، مخالفان محمد جواد ظریف، وزیر امور خارجه با جعل تصویری از وی در کنار همسرش، او را متهم به داشتن زن دومی کرده اند که به اتهام جاسوسی بازداشت شده است.

به گزارش سایت خبری «پایش»، به نظر می رسد اولین بار فردی با نام محمد حسین رستمی، مدیر مسئول سایت مقاومت سایبری «عماریون» که از رسانه های تندرو مخالف دولت است این شایعه را در فیسبوک خود منتشر کرده و قبل و یا بعد از آن نیز تصویر فتوشاپی ظریف ساخته و منتشر شده است.

vspace=5px

رستمی در فیسبوک خود نوشته است: «میخوام زلزله سیاسی بندازم… همسر دوم وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی یک جاسوسه است که محکومیتش قطعی شده است… آقای ظریف… در جریان نفوذ دشمن تا تخت خوابت هم هستی؟ خانم چ. بنا به شهادت رسمی و کتبی و ثبت شده دوستانت یک جاسوسه است.»

vspace=5px

خانم چ که مدیر سایت سایبری عماریون نام او را به عنوان همسر دوم ظریف آورده، آفرین چیت ساز، خبرنگار روزنامه ایران است که چندی قبل به اتهام همکاری با شبکه بی بی سی بازداشت شد.

دلواپسان مخالف ظریف، علاوه بر آنکه با ایراد تهمت به وزیر امور خارجه، مدعی نفوذ دشمن در خانه وی شده اند، یک خانم خبرنگار را نیز متهم به داشتن رابطه با ظریف کرده اند.

شایعه سازی علیه ظریف به قدری در شبکه های خبری دلواپسان و کانال های تلگرامی آنها گسترده بوده که حتی خبرگزاری فارس امروز مجبور شد با کنار هم گذاشتن عکسهای واقعی و جعلی به تکذیب این شایعه بپردازد.

vspace=5px

کانال افسران جنگ نرم نیز یکی از دهها کانال تلگرامی است که این شایعه را در فضای مجازی منتشر کرده است.

No responses yet

May 19 2016

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در گفت‌وگوی اختصاصی با «آفتاب‌نیوز» اعلام کرد: تشکیل کمیته‌ی جدید برای انتخاب گزینه‌های رهبری

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آفتاب: آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی با اعلام اینکه “فعلاً بنا ندارم خودم را برای ریاست مطرح کنم”، به «آفتاب‌نیوز» گفت: در آنجا نیاز نیست که انسان رئیس باشد و همین که در خبرگان باشم، خوب است. ولی اگر خدای نکرده زمانی لازم باشد که اقدامی شود، اگر حضور داشته باشم، خیلی با ریاست فرق ندارد.
سرویس سیاسی- آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت‌وگوی اختصاصی با «آفتاب‌‌نیوز» به مسائلی تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شومدرباره انتخابات، مجلس خبرگان رهبری و رئیس آینده آن، رفع حصر، روابط ایران با عربستان و آمریکا و همچنین دولت روحانی و برجام پرداخته است.
بخش اول این گفت‌وگو که در آن به بحث مجلس خبرگان رهبری پرداخته شده است را در ادامه می‌‌خوانید. همچنین بخش دوم این گفت‌وگوی تفصیلی به‌زودی در «آفتاب‌نیوز» منتشر خواهد شد.
***
بسیار ممنون هستیم که با توجه به این همه فشارها و مشکلات و کارهایی که دارید، این وقت گرانبها را در اختیار ما گذاشتید. با توجه به نتایج انتخابات 7 اسفند، شما فضای خبرگان آینده را چطور می‌بینید؟ فکر می‌کنید محتمل‌ترین گزینه برای ریاست مجلس خبرگان چه‌کسی است؟
● بسم الله الرحمن الرحیم، اوّلاً فضای خبرگان در آینده با تغییر چند نفر مثل سابق خواهد بود که سالی دوبار اجلاس رسمی و در هر اجلاس چند سخنرانی داشتند. در مورد ریاست خبرگان هم هرگونه که نمایندگان خبرگان تصمیم بگیرند، انتخاب خواهد شد. من که فعلاً بنا ندارم خودم را برای ریاست مطرح کنم. برای اینکه اولاً الان در همین جا کارم بیش از ظرفیت وجودی من است و کار‌های زیادی داریم. در آنجا نیاز نیست که انسان رئیس باشد و همین که در خبرگان باشم، خوب است. خبرگان کاری جاری آن‌گونه ندارد و فعلاً سالانه 2 اجلاس دارد و معمولاً هم سخنرانی‌های پیش از دستور است و برنامه خاصی ندارد. البته بعضی از کارها را دبیرخانه خبرگان در قم انجام می‌دهد. الحمدلله فضای خبرگان به‌خاطر حضور بیش از 84 عالم مجتهد خوب است. ولی اگر خدای نکرده زمانی لازم باشد که اقدامی شود، اگر حضور داشته باشم، خیلی با ریاست فرق ندارد. البته باید ببینیم رقابت‌هایی که در آنجا هست، چگونه خواهد شد. باید اعتبار مجلس خبرگان حفظ شود.
○ با توجه به نفوذ و شناختی که دارید، تحلیل و پیش‌بینی شما از فضای خبرگان چگونه است؟
● افراد جدیدی را که آمدند، درست نمی‌شناسم. غیر از کسانی را که خودمان معین کردیم، در شهرستان‌ها عده‌ای آمدند و من خیلی با آنها آشنا نیستم. فقط اسم‌شان را می‌دانم.
امیدوارم آیت‌الله خامنه‌ای تا ما زنده‌ایم، به کارشان ادامه دهند/ایشان سالم و سرحال هستند و بحث های مربوط به رهبری آینده بیشتر رسانه ای است
○ زمزمه‌های انتخاب رهبر آینده در رسانه‌ها بوده و با توجه به اهمیت این دوره‌ مجلس خبرگان، برنامه‌ی خاصی برای ریاست این دوره‌ـ نه شخص شما بلکه گزینه‌های دیگرـ مدنظر شما نیست؟
تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شوم
● امیدوارم آیت‌الله خامنه‌ای تا ما زنده‌ایم، به کارشان ادامه دهند که هنوز ادامه می‌دهند. ایشان 5 سال از من کوچکتر هستند و غیر از مشکل جسمی که با ترور آن‌گونه شدند، سالم و سرحال هستند. بحث‌های مربوط به رهبری آینده، بیشتر رسانه‌ای است.
مسأله اساسی وجود خبرگان انتخاب رهبری و نظارت بر وضع عملکرد رهبری است
○ رهبری هم در صحبت‌هایشان اشاراتی داشتند.
● ایشان با آینده‌نگری مطالبی می‌گویند. البته خود مجلس خبرگان به‌خاطر احتمال به‌وجود آمده است. یعنی هر لحظه‌ای که رهبری مشکل پیدا کند و یا مریض شود و یا فوت کند و یا اشکالاتی از لحاظ قانونی پیدا کند، چون مشروعیت نظام الان با رهبری است، باید به‌گونه‌ای آماده باشیم که بلافاصله اقدام کنیم. زمانی که امام رحلت کردند، خبر را شب پخش نکردیم و تا فردا همه را از سراسر کشور شبانه دعوت کردیم و آمدند و تا عصر فردا کار را تمام و بعد خبر را اعلام کردیم. جامعه نمی‌تواند بدون رهبر بماند. لذا من فکر می‌کنم مسأله اساسی وجود خبرگان این است و نظارت بر وضع عملکرد رهبری است که این دو وظیفه را انجام می‌دهد. چون یک گروه نظر می‌دهند و اگر اشکالی ببینند، خدمت ایشان می‌روند و ایشان جواب می‌دهند و یا اصلاح می‌کنند. برای رهبری که گفتم الحمدلله آیت‌‌الله خامنه‌ای هستند و برای ریاست هم، گفتم که ضرورتی برای حضور به عنوان رئیس در خبرگان نمی‌بینم. وقتی که باشم، می‌توانم کار کنم. هیأت رئیسه هست و کار می‌کند. چون خبرگان خیلی کار ندارد که انسان خیال کند ریاست آنجا خیلی مؤثر است. خود رهبری خبرگان را به ارتش تشبیه کردند. مانند گروه‌های نظامی هستند و فعلاً مانور می‌دهند و آمادگی پیدا می‌کنند، اما جنگی نیست و آنها برای روز مبادا آماده هستند.
تشکیل کمیته‌ی جدیدی برای انتخاب رهبری/فعلا بنا ندارم برای ریاست‌خبرگان نامزد شوم
کمیته‌ جدید مشغول کار است و افراد خاصی را که مناسب‌تر باشند، پیدا می‌کنند
○ قبلاً گفته بودید که کمیته‌ای تشکیل شده تا گزینه‌های رهبری را بررسی ‌کند.
● آن کمیته از اول طراحی شده بود. یعنی از همان اوایل یک کمیته سه نفره‌ را هیأت رئیسه به صورت مخفیانه تعیین کرد و با 300، 400 نفر صحبت کردند و افکار آنها را در‌نظر می‌گیرند. البته آنها نمی‌توانند تصمیم بگیرند. گزارشی را تهیه می‌کنند و در صورتی که لازم باشد، آن را می‌آورند. چون آن موقع فرصتی نیست که برویم و بگردیم. باید همه‌ی کارها را کرده باشیم. البته دوره‌ی آن کمیته تمام شد و کمیته‌ی جدیدی آمده و مشغول کار است. افراد خاصی را که مناسب‌تر باشند، پیدا می‌کنند.

No responses yet

May 17 2016

فائزه هاشمی در گفتگو با یورونیوز: خلافی نکرده‌ام و پشیمان نیستم

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی

ارونیوز: فائزه هاشمی در گفتگو با یورونیوز: خلافی نکرده‌ام و پشیمان نیستم

انتشار عکس فائزه هاشمی، نماینده سابق مجلس ایران در کنار فریبا کمال آبادی یکی از مدیران جامعه بهایی ایران، حملات شدید جریان اصولگرا و رسانه‌های منتسب به این جریان نسبت به او و اکبر هاشمی رفسنجانی را به دنبال داشته است. اما خانم هاشمی در گفتگو با یورونیوز می‌گوید که هیچ کار خلافی نکرده، پشیمان نیست و کسانی که به این دلیل به او حمله می‌کنند دغدغه دین ندارند.

فریبا کمال‌آبادی که به ۱۰ سال زندان محکوم شده طی روزهای گذشته و برای اولین بار بعد از ۸ سال زندان به مرخصی آمد. هم‌بندیان سابق او در زندان اوین همچون نسرین ستوده، ژیلا بنی‌یعقوب، ساجده عرب سرخی و مهسا امرآبادی به دیدار او رفتند اما انتشار عکسی از فائزه هاشمی که محجبه در کنار فریبا کمال‌آبادی و چند زن غیرمحجبه بهایی نشسته است خبرساز شد.

خبرگزاری فارس با انتشار مصاحبه‌های متعدد بهائیان را فرقه‌ای ضاله، گمراه و صهیونیستی معرفی و معاشرت با آنها را مذموم دانسته و از اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو مجلس خبرگان رهبری خواسته که از این عمل دخترش اعلام برائت کند.

فائزه هاشمی، نماینده سابق مجلس، مدیرمسئول روزنامه توقیف شده زن و دختر اکبر هاشمی رفسنجانی اما می‌گوید که هرچند تصور چنین حملاتی را نداشت اما نگران این موج‌ها نیست و این موج‌ها در نهایت به ضرر موج سازان تمام می‌شود.

خانم هاشمی دوم مهرماه سال ۹۱ بازداشت و برای سپری کردن محکومیت خود راهی زندان اوین شده بود. او به شش ماه زندان و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های سیاسی، مطبوعاتی و اجتماعی محکوم شده بود و بعد از سپری کردن دوران محکومیت خود از زندان ازاد شد.

تحت‌فشارهای شدیدتر بوده‌ایم

فائزه هاشمی در گفتگو با یورونیوز به آشنایی‌اش با فریبا کمال‌آبادی در زندان اوین اشاره می‌کند و می‌گوید: من دیدن خانم کمال‌آبادی رفتم به دلیل اینکه هم‌بندی من بود و شش ماه با هم زندگی کردیم و بعد از هشت سال برای پنج روز مرخصی آمده و این دیدار خیلی چیز عادی و معمولی و مسئله پیش‌پاافتاده‌ای است. حیوان که نیستیم در زندگی در دوران‌های مختلف یک چیزهایی وجود دارد که یک سری وظایف اخلاقی و انسانی را بر دوش آدم می‌گذارد و یکسری ارتباطاتی را برقرار می‌کند.

او می‌افزاید: من با اینها آشنایی که نداشتم و قبل از زندان با جامعه بهایی هیچ ارتباطی نداشتم. جمهوری اسلامی درواقع با زندانی کردن من، سبب این آشنایی و ارتباطات و سبب باز شدن دریچه دیگری در زندگی من شد. بارها گفته‌ام من این زندان را خیلی دوست داشتم و بسیار تجربه گران‌بهایی برای من بود. خیلی چیزها آنجا یاد گرفتم، خیلی چیزها را متوجه شدم و این هم یکی از ارتباطاتی بود که آنجا ایجاد شده بود و خود اینها سبب ایجاد این ارتباطات شدند.

خانم هاشمی درباره فشارها و حملاتی که به دلیل این دیدار و انتشار عکس او متوجه او و پدرش شده می‌گوید: آدم دیدن دوست اش می‌رود و موضوع این بود و غیرازاین هم نبود. آقای هاشمی و کلاً ما هم اولین بار نیست تحت فشار قرار می‌گیریم سال‌های قبل را نگاه کنید فشارهای شدیدتر از این هم بوده حالا نمی‌دانم چه نتیجه‌ای می‌گیرند ولی چیز جدیدی نیست. به نظر من یک عکس‌العمل غیرمنطقی است و خودشان موضوع را بزرگ کرده‌اند یعنی اگر موضوع توسط اینها این‌قدر مطرح نمی‌شد و نسبت به آن این‌طور عکس‌العمل نشان نمی‌دادند هیچ‌کسی هم نمی‌فهمید که چنین اتفاقی افتاده. همه بی‌اعتنا و معمولی از کنارش رد می‌شدند. عکس‌العمل‌های غیرمنطقی اینها است که موضوع را دامن می زند و موضوع کش پیدا می‌کند.

او سپس به برهم زدن برنامه سخنرانی‌اش در شهر مشهد در سال گذشته اشاره می‌کند و می‌گوید: بسیجی‌ها ریختند به هم زدند و سخنرانی انجام نشد. یاسر [هاشمی] گفته بود اگر فائزه سخنرانی می‌کرد خیلی معمولی صحبت اش را می‌کرد و تمام می‌شد می‌رفت اما با کاری که بسیجی‌ها کردند تمام ایران فهمیدند که فائزه سخنرانی داشته و تبلیغاتی که اینها کردند بی‌نهایت بود. اگر سخنرانی انجام می‌شد یک‌هزارم این هم تبلیغ ایجاد نمی‌کرد. این مسئله هم همین‌طور است یعنی این دیدار اگر عکس‌العمل نشان نمی‌دادند این گونه تبلیغ نمی‌شد. این همه هم که این کارها را می‌کنند درس نمی‌گیرند که در نهایت به ضرر خودشان می‌شود.

کارکرد سیاسی دارند نه دغدغه دین و مذهب

خانم هاشمی در پاسخ به این سؤال یورونیوز که انتشار عکس شما علاوه بر فشار و حمله به شما موجی از توهین و اتهام زنی به بهائیان را هم به دنبال داشته و در این مورد چه فکر می‌کنید؟ می‌گوید: آب که از سر گذشت چه یک وجب چه ده وجب. فکر نمی‌کنم فرقی برای آنها [بهائیان] بکند این قضایا و شاید اصلاً بدشان هم نیاید که این‌قدر مطرح باشند. اینها [اصولگرایان] نباید این‌قدر بی‌عقلی بکنند. که این‌قدر مطرح نکنند و این‌قدر راجع به این موضوع حرف نزنند. الآن شرایط دنیا، شرایط ایران و جامعه مجازی و.. خیلی متفاوت شده. موضوع من نسبت به بهایی‌ها، موضوع حقوق بشری است. اینکه ما به‌عنوان دین این گونه تبعیض قائل شویم و این‌گونه ظلم بکنیم به بهایی‌ها و سایر گروه‌ها مثل اصلاح‌طلبان درست نیست. شما ببینید چقدر بچه‌های اصلاح‌طلب داریم که از دانشگاه‌ها اخراج شده‌اند و زندان رفته‌اند به این دلیل که از حکومت انتقاد کرده‌اند. اینها ظلم است در مورد بهایی‌ها هم همین است. نگاه من، نگاه حقوق بشری است. حضرت علی به مالک اشتر توصیه می‌کند موقعی که خلیفه شده بود که افراد انسان دو دسته هستند یا هم دین تو هستند یا همنوع تو در آفرینش هستند و فرقی نمی‌کند تو موظفی حقوق همه اینها را رعایت کنی. هرگز هم نگفته کسانی که هم دین تو نیستند تو می‌توانی نابودشان کنی و از حقوق اجتماعی‌شان محرومشان کنی. ما الآن اسلام را هم عمل نمی‌کنیم، کجای اسلام گفته می‌توانیم نسبت به بهایی‌ها و اصلاح‌طلب‌ها و سایر گروه‌ها چنین رفتارهایی بکنیم و دایره غیرخودی را مدام افزایش دهیم؟ اینها کارکرد سیاسی است کارکرد مذهبی و دینی نیست.

به بهائیان ظلم می‌شود

او معتقد است که عکس‌العمل‌ها نسبت به دیدارش با یکی از مدیران جامعه بهایی ناشی از دغدغه‌ای دینی نیست و می‌گوید: نگاه من به این عکس‌العملی که اینها نشان می‌دهند نگاه دینی نیست یعنی معتقد نیستم به خاطر دین این کارها را می‌کنند و دغدغه دین دارند. اگر دغدغه دین داشتند رفتار خودشان را اصلاح می‌کردند و اینقدر به نام دین ظلم نمی‌کردند. نگران این هستند که بهائیت گسترش پیدا بکند؟ اول بروند خودشان را اصلاح بکنند دین را درست تبلیغ بکنند، اگر کسی رفت سراغ بهائیت؟ اگر ما مسلمان‌ها رفتار درست داشته باشیم به دین خودمان درست عمل کنیم و اخلاق و اصول دینی را رعایت بکنیم کسی می‌رود سراغ دین دیگری؟ اگر هم کسی می‌رود به خاطر عملکرد کسانی است که به نام اسلام کار خطا می‌کنند. اسلام این نیست که اینها عمل می‌کنند.

فائزه هاشمی می‌گوید که نگاه او به بهائیان در ایران حقوق بشری است و معتقد است که: ما در ایران داریم ظلم می‌کنیم نه تنها به اینها که به خیلی‌ها. منتهی میزان اینها از همه بالاتر است. و نباید این اتفاق بیفتد و ما باید رفتارهایمان را اصلاح بکنیم.

او در پاسخ به این سؤال که برخی از انتشار عکس انتقاد کرده‌اند و معتقدند که نباید عکس شما منتشر می‌شد می‌گوید: الآن دیگر در این دنیای امروزی دست توی دماغتان هم بکنید سایت‌ها منتشر می‌کنند. فقط هم افراد شناخته شده نیستند افراد دیگر هم در شبکه‌های مجازی عکس‌های خانوادگی‌شان را منتشر می‌کنند و این یک مسئله عمومی است اما به کسانی که می گویند نباید عکس منتشر می‌شد و این دیدار مخفی می‌ماند باید بگویم ما عادت به مخفی کاری، تظاهر، ریاکاری و دروغ گفتن نداریم. وقتی هم کاری می‌کنیم اصرار نداریم مخفی بماند. من کار خطایی نکرده‌ام که بخواهم مخفی بماند یا نگران باشم. پرسیدند عکس بگیریم؟ گفتم بگیرید چه اشکالی دارد؟ من کار خطایی نکرده‌ام و عادت هم به مخفی کاری ندارم خانواده ما اصلاً این‌طوری هستند و خیلی‌ها معتقد هستند چوب‌هایی که ما می‌خوریم و هزینه‌هایی که می‌دهیم به خاطر صداقت و سادگی‌مان است که نمی‌توانیم دروغ‌گو باشیم و تظاهر کنیم. الآن هم پشیمان نیستم.

فائزه هاشمی می‌گوید: این موج هم می‌گذرد من نگران نیستم، نگذشت هم مهم نیست باید هزینه داد.

خبرگزاری فارس فتوای قدیمی آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را منتشر کرده که هرگونه معاشرت با بهائیان را منع کرده و گفته بود همه پیروان فرقه گمراه بهائیت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزی، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به اموری که مشروط به طهارت است، واجب است.

روزنامه‌های جوان و کیهان و وب‌سایت‌های رجانیوز، جهان نیوز و تسنیم هم همچون خبرگزاری فارس، مطالب و مصاحبه‌هایی علیه بهائیان ایران و فائزه هاشمی منتشر کرده‌اند. بیشتر مطالب شبیه به هم و فشار بر اکبر هاشمی رفسنجانی برای موضع‌گیری و اعلام برائت از دخترش است. آقای هاشمی تاکنون عکس‌العملی به این مسئله نشان نداده است.

نگارش از فرشته قاضی

No responses yet

May 16 2016

آیت‌الله مکارم شیرازی خواستار برخورد با فائزه هاشمی شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: ملاقات فائزه هاشمی با خانم فریبا کمال آبادی از رهبران جامعۀ بهائیان ایران واکنش آیت الله ناصر مکارم شیرازی و همچنین اکبر هاشمی رفسنجانی، پدر فائزه هاشمی، را برانگیخته است. آیت الله مکارم شیرازی امروز در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم با اشاره به این ملاقات گفت : “شنیدم دختر یکی از شخصیت های معروف سیاسی به دیدار دوستانه یکی از سران مجرم فرقۀ ضالۀ بهائیت رفته است و در مجلس یکی از سران این فرقه ضاله از او عملاً تشکر کرده است.”

آیت الله مکارم شیرازی ضمن اعتراض شدید به این ملاقات افزوده است : “اینجانب منتظر بودم ببینم کسی به این ملاقات اعتراض می کند یا نه. اما، مـتأسفانه دیدم خبری نیست تا اینکه امروز شنیدم پدر او اعتراض ملایمی کرده که جای شکرش باقی است.”

ناصر مکارم شیرازی سپس پرسیده است : “چرا دیگران سکوت کرده اند؟” این روحانی طرفدار حکومت اسلامی سپس گفته است که ملاقات فائزه هاشمی با فریبا کمال آبادی “از نظر شرعی قابل تعقیب است”، زیرا، این ملاقات، به گفتۀ مکارم شیرازی، تقویت “دشمنان اسلام و نظام اسلامی ایران” است و به همین دلیل می توان شرعاً “مجرم را تحت تعقیب قرار داد.” آیت الله مکارم شیرازی در پایان پیروان دیانت بهایی را “عوامل آمریکا و اسرائیل” توصیف کرده است.

پیشتر مسیح مهاجری، مدیر مسئول روزنامۀ جمهوری اسلامی به نقل از اکبر هاشمی رفسنجانی گفته بود که او نیز ملاقات دخترش، فائزه، را با خانم فریبا کمال آبادی “اشتباه بدی” می داند و به همین دلیل از فرزندش خواسته است که این خطا را “تصحیح و جبران کند.” به گفتۀ مسیح مهاجری، اکبر هاشمی رفسنجانی نیز همانند دیگر روحانیان حکومت اسلامی ایران آئین بهائیت را “فرقۀ ضالۀ استعمار ساخته و منحرف” می داند که همواره از آن “تبری جسته و می جوید.”
فائزه هاشمی به تازگی به دیدار یکی از هم بندان سابقش در زندان اوین، خانم فریبا کمال آبادی، رفته است که پس از سال ها حبس پنج روز مرخصی از زندان دریافت کرده است. به غیر از خانم فائزه هاشمی، برخی از دیگر زندانیان سیاسی سابق و فعالان حقوق بشر از جمله خانم نسرین ستوده و محمد ملکی به دیدار خانم فریبا کمال آبادی رفته اند.

فائزه هاشمی در پاسخ به واکنش هایی که ملاقات او با خانم فریبا کمال آبادی برانگیخته، گفته است که او نه تنها مرتکب خلافی نشده و از ملاقات خود با همبند سابقش خانم کمال آبادی پشیمان نیست، بلکه معتقد است کسانی که به این ملاقات اعتراض کرده اند به هیچ عنوان “دغدغۀ دین ندارند.” فائزه هاشمی سپس افزوده است که خود جمهوری اسلامی باعث آشنایی او با خانم فریبا کمال آبادی و بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و عقیدتی فراهم ساخته و این قبیل آشنایی ها او را نسبت به نقض حقوق انسانی جامعۀ بهائیان ایران و سایر دگراندیشان بیشتر آگاه ساخته است. فائزه هاشمی ملاقات خود را با خانم کمال آبادی به عنوان دفاع از حقوق انسانی کسانی نیز توصیف نموده که در جمهوری اسلامی ایران تحت ستم و آزار قرار می گیرند.

جمعی از تجار بازار نیز با انتشار طوماری از دادستان تهران خواسته اند که تدابیر لازم را علیه فائزه هاشمی اتخاذ کند.
به همین مناسبت وزارت امور خارجۀ آمریکا شنبه گذشته خواستار آزادی رهبران جامعۀ بهایی ایران از زندان شد و از جمهوری اسلامی ایران خواست که آزادی بیان و اندیشه و همچنین آزادی ادیان و برگزاری اجتماعات را در این کشور به رسمیت شناخته و رعایت کند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .