اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'مذهب'

Jul 08 2013

ترمینولوژی عمل شیرین لواط از زبان آقای کدیور، ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ف. م. سخن: جل الخالق! جل الخالق! باز هم جل الخالق! چه می کند اسلام عزیز! واقعا که برای همه چیز یک جواب حاضر و آماده دارد. لابد می گویید اسلام آقایان جنتی و مصباح یزدی و سبحانی منظورت است دیگر نه؟!
دقیقا نه! اصلا اسلام آقایان مدّ نظرم نیست و به اسلام عزیز روشنفکران دینی نظر دارم که هرمنوتیک اش زده بالا و یک تفسیر و تعبیری از عمل شیرین لواط ارائه داده که ما انگشت به دهان مانده ایم!
آقای محترمی از جناب محسن کدیور -که عمرش دراز باد- سوال کرده است که:

“در قانون مجازات اسلامی جدید مجازات اعدام فقط برای فرد مفعول در لواط در نظر گرفته شده، و فرد فاعل فقط در صورت احصان محکوم به اعدام می گردد. در صورتی که در قانون پیشین هم مفعول و هم فاعل محکوم به اعدام بودند. اکثر مراجع کنونی شیعه قائل به قرائت سابق بودند و هر دو را مستحق اعدام می دانند، و حتی آیت الله خمینی نیز قائل به اعدام هر دو بودند. حال پرسش آن است که چرا در قانون جدید قرائت اقلیت مراجع جایگزین قرائت اکثریت شده است؟”

و ایشان یک پاسخ هرمنوتیکی به معنای واقعی کلمه داده که من قطع و یقین دارم دهن هابرماس هم از شگفتیِ شنیدن آن باز خواهد ماند. ایشان در پاسخ می فرمایند:
“در مورد مجازات لائط/ فاعل قول مشهور در فقه امامیه قتل مطلقا و قول غیرمشهور قتل در صورت احصان و جلد در صورت عدم احصان است. مجازات ملوط / مفعول مطلقا قتل است. علت اختلاف روایات مختلف است. مجازات مفعول از فاعل شدیدتر است. در فقه اهل سنت مالکیه و حنابله (در اشهر روایتین احمد بن حنبل) قائل به وجوب رجم لائط مطلقا هستند. شافعیه قائل به وجوب رجم لائط محصن و جلد و تعزیر غیرمحصن است، ابوحنیفه تعزیر لوطی را کافی دانسته معتقد به قتل لائط نیست مطلقا.

از اسباب تغییر قانون مجازات اسلامی بی اطلاعم.

موفق باشید.

جان؟! این موفق باشید آخر مرا کشته! چی چی را موفق باشد؟! یاد جریانی افتادم که یک بار دیگر آن را تعریف کرده ام و آن شلاق خوردن یک فاعل و مفعول بود در سرباز خانه که آقای فاعل مثل “راکی” دو دست اش را بالا برد و فریاد زد “بر محمد و آل محمد صلوات!” و همه ی پادگان صلوات فرستادند. ما فکر کردیم ایشان شلاق زن است٬ نگو جناب فاعل است! بعد هم پیراهن اش را کند قهرمانانه و سر افرازانه رفت روی تخت دراز کشید شلاق را خورد و بعد که برخاست٬ دوباره مثل این که فتح خیبر کرده باشد٬ دو دست اش را بالا برد و برای سربازان مات و مبهوت مانده دست تکان داد!

حالا از «موفق باشید» آقای کدیور بگذریم و برویم سراغ هرمنوتیکِ ترمینولوژیک جریان. من تا به امروز کلماتی از قبیل لائط و ملوط را نشنیده بودم که الحمدلله شنیدم و آموختم. یک لوطی هم این وسط بود که آن را شنیده بودم و این در معنای مجازی اش خوب چیزی بود که بعد از خواندن پاسخ آقای کدیور بد چیزی شد (یعنی فردا به رفیق تان نگویید خیلی لوطی هستی! دمت گرم! یا مزه ی لوطی خاکه! به سلامتی هر چی لوطیه! این ها را بگویید آبروی تان می رود. به خاطر خودتان می گویم).

احصان و محصن هم که می گویند یعنی آدم ازدواج کرده و این به قول مستر بین خیلی بده! چی چی بده؟! این بده که یارو زن داره بعد می رود می شود فاعل یا بدتر از آن مفعول! خاک بر سر!

خلاصه من که از پاسخ آقای کدیور دچار ترمینولوژی جدیدی شدم که در آینده برای بازشکافی روشنفکری دینی به کار خواهم گرفت؛ خدا حفظ شان کند.

گفتم خدا حفظ شان کند یادم نرود بگویم نمی دانم ایشان در کدام کشور خارجی زندگی می کند ولی اگر این حرف هایی که زده اند به گوش پلیس یا دادستان یا حتی یک نفر همجنس گرا برسد ممکن است بلایی سرشان بیاید که بدتر از مجازات لائط و ملوط در ایران باشد! خلاصه از ما گفتن بود!

آزار و تحقير يک همجنسگرا در يک کلانتري در تهران

No responses yet

Jul 05 2013

ترور افسر زنی که خار چشم طالبان افغانستان بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: اسلام بی بی یکی از معدود زنان درجه دار افغان بود و سمبل افغانستانی مدرن شناخته می‌شد. زنی که توانسته بود با وجود مخالفت‌های بسیار به عنوان افسر پلیس خدمت کند. او روز گذشته در ولایت هلمند ترور شد.

اسلام بی بی روز گذشته (پنج‌شنبه ۴ ژوئیه) در شهر لشکرگاه واقع در ولایت هلمند سوار بر موتور دامادش در راه محل کار خود بود که چند مرد ناشناس که آن‌ها هم سوار بر موتور بودند، به سوی او شلیک کردند. زخم‌های اسلام بی بی کاری بود و وی باوجود انتقال به بیمارستان، جان سالم به در نبرد.

این افسر پلیس ۳۷ ساله، مادر سه فرزند و یکی از شناخته‌شده‌ترین ماموران پلیس افغانستان بود. او سمبل آزادی زن افغان بعد از سرنگونی طالبان در این کشور به شمار می‌رفت. زنی که بارها تهدید به مرگ شده بود، حتی از سوی برادر خود.

اسلام بی بی قدیمی‌ترین افسر پلیس زن ولایت هلمند بود. او چندی پیش در توصیف دشواری‌های این شغل برای یک زن در افغانستان به «ساندی تلگراف» گفته بود: «برادرم، پدرم و خواهرم هرسه مخالف من بودند. برادرم سه بار سعی کرد مرا بکشد.»

فرار به ایران و بازگشت به افغانستان

اسلام بی بی در جوانی از دست طالبان به ایران فرار کرد . در سال ۲۰۰۱ و بعد از سقوط طالبان به افغانستان بازگشت. نه سال پیش کارش را به عنوان پلیس شروع کرد. هم به خاطر درآمدی برای گذران زندگی و هم آن‌طور که خودش گفته «برای خدمت به کشورش».

حقوق زنان در افغانستان یکی از مسایل عمده جامعه جهانی است. زنانی که در پست‌های دولتی کار می‌کنند، همواره در معرض خطرند. در سال ۲۰۰۸ نیز یک زن افسر ارشد پلیس در ایالت قندهار کشته شد. در سال گذشته دو زن معلم در ایالت لقمان به فاصله کوتاهی ترور شدند.

No responses yet

Jul 04 2013

ارتش مصر محمد مرسی را برکنار کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

خُسن آقا: بهترین کودتای خاورمیانه! زنده باد ارتش مصر بزنید این مذهبی های بیمار را از جوامع خاورمیانه بیرون بیندازید!
رادیوفردا: ضرب‌الاجل ارتش مصر به محمد مرسی رئیس جمهوری این کشور و دیگر گروه‌های سیاسی برای توافق بر سر پایان بحران مصر به پایان رسید. فرمانده ارتش با قرائت بیانیه‌ای محمد مرسی را از ریاست جمهوری خلع کرد.

No responses yet

Jun 27 2013

پیام شناگر زن ایرانی‌: تسلیم حرف زور نمی‌شم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Jun 25 2013

مباهته از زبان حسین شریعتمداری: توجیه گزارشهای دروغ و خلاف واقع

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ویکی پدیا: دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، در حاشیه جلسه مدیران مسئول مطبوعات با رئیس جمهور، جناب مهاجرانی مجالی برای گفتگو با شریعتمداری می یابد. روزنامه کیهان در آن ایام نوشته بود عبدالکریم سروش در سفر به آلمان جاسوسی کرده و اسرار مملکتی را با بیگانگان در میان گذاشته است. مهاجرانی به شریعتمداری می گوید شما هر اختلافی که با سروش و ایده ها و اطرافیانش داری داشته باش و آنها را بنویس و در روزنامه ات منتشر کن؛ اما شما می دانی، من هم می می دانم که وصله جاسوسی به سروش نمی چسبد و این تهمتی ناروا و غیر موجه است. سروش چه منصب دولتی و اطلاعات محرمانه ای دارد که با خارجی ها در میان بگذارد؟! شریعتمداری در پاسخ می گوید: می دانم سروش جاسوسی نکرده، اما می شود به ایشان « بهتان» زد و «افترا» بست؛ چراکه در فقه بابی داریم تحت عنوان « مباهته». مطابق با این بابِ فقهی، اگر مردم به دور کسی جمع شوند که محبوبیت و نفوذ زیادی دارد و در عین حال خلاف اسلام سخن می گوید و نمی توان مردم را از اطراف او پراکنده کرد، می توان به او « بهتان» و «تهمت » زد و شخصیت او را تخریب کرد و از این طریق با او در پیچید و از نفوذ و تأثیرش کاست…… مهدی نصیری، مدیر مسئول هفته نامه «صبح» نیز در اواسط دهه هفتاد شمسی در یکی از سرمقاله های خود به قصه « مباهته» پرداخته و آنرا تبیین همدلانه کرده بود. [۲۱]

No responses yet

Jun 25 2013

الهام: احمدی‌نژاد با امام زمان بازمی‌گردد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، گفته است محمود احمدی‌نژاد به همراه امام دوازدهم شیعیان بازخواهد گشت.

آقای الهام گفته است “احمدی‌نژاد در رجعتی دیگر همراه با امام عصر (عج) حکومت مطلوب را پیگیری خواهد کرد.”

غلامحسین الهام این سخنان را در جشنی که به مناسبت سالگرد تولد امام دوازدهم شیعیان برگزار می‌شد، بیان کرده است.

آقای الهام در این باره گفته “در سوم تیر ۸۴ حادثه‌ای روی داد و دولتی بر سر کار آمد تا امید مهدوی را در دل‌ها بنشاند و باور خفته انقلاب اسلامی که خود وسیله‌ای به سوی قله نور و صاحب اصلی ولایت بود، بار دیگر احیا کند و در راه ماندگانی که عدالت را فراموش کرده بودند، را به سوی این حقیقت ناب تلنگری بزند.”

محمود احمدی‌نژاد در واکنش به ستایش آقای الهام گفت: “احمدی‌نژاد عددی نیست؛ به خدا اگر من خاک پای نوکر رده نهم امام زمان باشم برایم بالاترین و ابدی‌ترین افتخار است. بالاترین افتخار ما این است که نوکر نوکرهای امام زمان (مردم) هستیم.”

در این مراسم شعارهایی در حمایت از آقای احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی سر داده شده است. از جمله عده‌ای شعار داده‌اند: “چپ، راست، کارگزار، علیه خدمتگزار”.

در سال‌های اخیر دیدگاه‌های محمود احمدی‌نژاد و نزدیکانش درباره امام دوازدهم شیعیان و مسایل آخرالزمانی انتقادهای زیادی را برانگیخته است.

No responses yet

Jun 24 2013

شارلاتانیزم آخوندی: روح‌الله حسینیان٬ رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی: شاید وقایع سوریه مقدمه ظهور امام زمان باشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: روح‌الله حسینیان٬ رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی از وقایع سوریه به عنوان یکی از «نشانه‌های» احتمالی ظهور «امام زمان» یاد کرد.

به گزارش روز دوشنبه (سوم تیر) خبرگزاری فارس٬ آقای حسینیان این مطلب را طی سخنانی در جمع گروهی از مردم جیرفت بیان کرده است.

وی افزوده که «ظهور حضرت یقینی است٬ اما آماده‌سازی ظهورش بسته به رفتار و اعمال ما مردم ایران دارد در کتاب‌های سنی و شیعه پیامبر این مژده داده شده است.»

آن طور که حسینیان گفته در این کتاب‌ها آمده «مردمی از مشرق که در زبان راویان به معنای ایران است، ظهور می‌کنند و قدرت و حکومت مهدی را آماده می‌سازند.»

رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی اضافه کرده که «این انقلاب اسلامی طبق روایات که از پیامبر و ائمه به ما رسیده است مقدمه ظهور حضرت حجت است.»

این نماینده مجلس در بخش دیگری از سخنان خود از حزب‌الله لبنان به عنوان دیگر «نشانه‌» ظهور امام دوازدهم شیعیان نام برده است.

روحانیون حاکم بر ایران سال‌هاست برخی وقایع داخلی و خارجی را نشانه ظهور «امام زمان» اعلام می‌کنند.

سال گذشته نیز علی سعیدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در سپاه٬ تحریم‌های بین‌المللی را آزمونی برای مردم ایران به منظور سنجش میزان آمادگی آنها برای ظهور امام دوازدهم شیعیان اعلام کرده بود.

No responses yet

Jun 21 2013

دموکراسی؛ آرزویی دست‌نیافتنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: ژانت آفاری و راجر فریدلند مدرس در دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا

عملکرد جوانان ایرانی در رای‌دادن به یک روحانی دیوان‌سالار[ حسن روحانی] که تقریبا هیچ وجه مشترکی با آنان ندارد شگفت‌انگیز است. به احتمال زیاد رای به او برای پیشگیری از یک رویارویی خطرناک با جهان غرب و شاید هم حذف تحریم‌های فلج کننده آمریکا بوده است.

جوانان ایرانی به روحانی رای دادند چرا که خواستار دموکراسی بودند. به این دلیل این حرف را می‌زنیم که ما سال گذشته یک کلیک پرسشنامه بی‌نام را در فضای مجازی اینترنت فارسی منتشر کردیم و در آن نظر این جوانان را در خصوص مذهب، جنسیت و سیاست پرسیدیم.

بیش از دو هزار ایرانی که در ایران به‌دنیا آمده‌اند و در حال حاضر نیز ساکن ایران هستند، دست کم به بخش‌هایی از این پرسشنامه، پاسخ دادند؛ پرسشنامه‌ای که ما زیر نظر مرکز تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا آماده کرده‌بودیم. اغلب پاسخ‌دهندگان جوانانی با تحصیلات عالی بودند. هشتاد درصد آنها زیر سی‌سال یودند و نود درصد‌شان تحصیلات دانشگاهی داشتند و به وضوح به‌وسیله اینترنت با جهان پیرامون خود در ارتباط بودند.

آنها شدیدا معتقد به جدایی دین از سیاست بودند. درست است که دو سوم آنان عقیده داشتند «قرآن کلام الهی است» اما وقتی از آنان پرسیدیم اگر بین قانون شریعت و قوانین مصوبه توسط قانون‌‌گذارانی که به شیوه دمکراتیک انتخاب شده‌اند، تضادی وجود داشته باشند چه می‌کنند؟ سه چهارم آنها از قانون دمکرات جانب‌داری کردند. تنها کمتر از چهاردرصد پاسخ دهندگان عقیده داشتند که این تضاد باید توسط کمیته‌ای متشکل از روحانیون حل شود؛ وضعیتی که در حال حاضر در ایران حاکم است.

از زمان سرنگونی شاه پس از انقلاب ۵۷، بیش از سی سال گذشته و ایرانی‌ها از آن زمان زیر نظر یک حکومت دینی زندگی می‌کنند. پاسخ ایرانیان به پرسش‌نامه ما با پاسخ‌های ساکنان ترکیه، تونس و مصر- به همان سوالات- بسیار متفاوت بود؛ کشورهایی که احزاب‌ اسلام‌گرا تازه در آنها به قدرت رسیده‌اند.

در ترکیه تنها کمی بیش از نیمی از پاسخ‌ دهندگان ( پنجاه و هشت درصد) خواهان برتری قانون دمکراتیک بر قانون اسلامی بودند. در تونس این رقم به بیست و شش درصد کاهش می‌یافت. در مصر، که اخوان‌المسلمین تازه در آن به قدرت رسیده‌، تنها ده درصد پاسخ‌دهندگان خواستار برتری دمکراسی بر مذهب بودند. در واقع یک سوم جوانان مصری باور داشتند که این تضاد باید توسط کمیته‌ای از روحانیون مذهبی حل و فصل شود؛ یعن همان مدلی که در حال حاضر در ایران اجرا می‌شود و پاسخ‌دهندگان ایرانی به شدت آن را رد کرده‌بودند.

پس از زندگی زیر لوای روحانیت و قوانین اسلامی برای چند دهه، حالا دیگر ایرانی‌ها به برتری قوانین دمکراتیک بر قوانین اسلامی، بسیار بیشتر از همتایان خویش در کشورهای دیگر خاورمیانه معتقدند. وقتی اسلام‌گرایان یک حکومت نظامی تمامیت‌‌خواه را سرنگون می‌کردند، در واقع حمایت گسترده‌ای برای خود جلب کردند.

اما با گذشت زمان جوانان ایرانی متوجه شدند که قیمتی که آنها باید برای اسلام‌گرایی والدین خود بپردازند بسیار گزاف است. تغییر در ایران می‌تواند از داخل شروع شود، از شهروندان جوانی که تحصیل‌کرده‌ترین بخش جمعیت هم هستند. برای اینکه صدای آنان شنیده شود ایران احتیاج دارد که واقعا به یک جمهوری – نه تنها در اسم- تبدیل شود.

این مقاله برای اولین بار در کلیک روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است.

No responses yet

Jun 12 2013

مصباح یزدی و سازمان انکیزیسیون آخوندی: افشای اتاق‌‌های “محاکمه و تفتیش عقاید” در قم از سوی یک مدرس حوزه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفرانسه: یکی از شاگردان آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی که از وی جدا شده است، در گفت‌وگویی از برخی “روش‌های تند” این چهره مذهبی سخن گفته است.

محسن غرویان شاگرد سابق آیت الله مصباح یزدی، در گفت‌وگو با ماهنامه نسیم بیداری گفته است: «دولت احمدی نژاد را باید محصول حمایت های آیت الله مصباح یزدی بدانیم.»

وی اضافه کرده: «امروزه شخصیت آیت الله مصباح یزدی بیشتر از آن که یک شخصیت علمی باشد، یک شخصیت سیاسی شده، چرا که آن حرکت علمی ایشان و جریان پیرامونی ایشان رنگ باخته و تحت الشعاع حرکت سیاسی قرار گرفته است.»

غرویان درباره شباهت های انجمن حجتیه با تفکر آیت الله مصباح یزدی گفته است: «تأکید روی سنت و نیز بی‌اعتنایی به رأی مردم و نظر مردم» از شباهت‌های این دو است.

با این حال، وی به در پاسخ به کسانی مثل محتشمی‌پور که تفکرات مصباح یزدی را کاملا شبیه تفکرات انجمن حجتیه می دانند گفته است که جریان انجمن حجتیه خیلی با فلسفه میانه ای ندارد در صورتی که مصباح یزدی به فلسفه معروف است.

همچنین وی در پاسخ به اینکه چرا از مصباح یزدی جدا شده، گفت که سر مسائل افراطی که در مؤسسه آموزشی و پژوهشی مصباح یزدی اتفاق افتاد، دیگر نتوانست در مسائل سیاسی و اجتماعی، با او همکاری کند.

وی به برخی از این مسائل افراطی اشاره کرد و گفت: «مثل جریان بهم زدن سخنرانی هاشمی رفسنجانی در حرم حضرت معصومه در 15 خرداد سال 85 که داستانش مفصل است؛ یا در زیرزمین مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، یک اتاقی بود که اتاق محکمه و اتاق تفتیش عقاید بود و آن جا برخوردهای خیلی غیر اخلاقی با افراد می کردند؛ برخوردها به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی بود که حالا من فعلا بنا ندارم آن ها را خیلی باز کنم و توضیح دهم.»

مصباح یزدی به تازگی به حسن روحانی بابت برخی از مواضع سیاسی‌ و هسته‌ای‌اش در انتخابات، به وی حمله و او را «نادان» خطاب کرده است.

No responses yet

Jun 06 2013

“مسأله‌ آخوند”؛ پنجاه‌سالگی پانزده خرداد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: «مسأله‌ آخوند برای همیشه در ایران تمام شد». این چیزی بود که اسدالله علم سال‌ها بعد از واقعه‌ پانزده خرداد فکر می‌کرد.

به گمان او‌ با سرکوب روحانیان در آن واقعه، معضل مداخله‌ روحانیت در قدرت سیاسی‌ برای همیشه حل یا منحل شده است.

وزیر دربار در دفتر خاطرات خود نوشت روزی به شاه گفت آیت الله سید محمد هادی میلانی، مرجع تقلید مقیم مشهد، پیام داده که آیت الله سید ابوالقاسم خوئی، مرجع تقلید مقیم نجف «محرمانه جویا شده اگر از دست ظلم و تعدی عوامل بعثی عراق فرار کند، به حمایت ایران می‌تواند امیدوار باشد و می‌تواند به ایران بیاید؟»

به نوشته‌ عَلَم، شاه پاسخ می‌دهد «بگو البته می‌تواند بیاید. ما هیچ توقعی از ایشان نداریم و گذشته‌ها را هم فراموش می‌کنیم».

عَلَم در پرانتز می‌آورد: «هنگام اصلاحات ارضی همه‌ این آقایان عرّ و تیز زیاد کردند، من جمله خود میلانی، که به جایی نرسید و من که نخست وزیر بودم سخت آن‌ها را کوبیدم و شاهنشاه پشتیبانی بی‌سابقه فرمودند و مسأله‌ آخوند برای همیشه در ایران تمام شد».

انقلاب سال پنجاه و هفت و استقرار جمهوری اسلامی و نظام ولایت فقیه نشان داد داوری علم چه اندازه ساده‌لوحانه بوده است؛ «مسأله‌ آخوند» تمام که نشد هیچ، به مرحله‌ پیش‌بینی‌ناپذیر و دگرگون‌ساز خود نیز پا گذاشت.

پنج مجتهد فراموش‌شده

«مسأله‌ آخوند» با پانزده خرداد ۴۲ آغاز نشده بود که با سرکوب معترضان آن روز فرجام گیرد. تکوین یا باززایی کشور ایران – پس از اسلام – وام‌دار مذهب تشیع و نمایندگان آن، فقیهان، بوده است.

مشروعیت شیعی سلطنت در ایران، به روحانیان مجال داد قدرت سیاسی خود را بسط دهند و سرمایه‌ مالی و اجتماعی عظیمی جذب و متراکم کنند.

نظریه‌ سیاسی در فقه شیعه استوار بر سلطنت بود و سلطنت جز شریعت پایگاهی دیگر برای حقانیت سیاسی نداشت.

با جنبش مشروطیت، مسأله‌ «حکومت قانون» طرح شد. روحانیان دو دسته شدند: مشروعه‌طلبان که حکومت قانون را ایده‌ای غربی می‌دانستند که در آن تبعیض‌های موجود در نظام فقهی میان زن و مرد و مسلمان و کافر و مانند آن از میان می‌رود و مشروطه‌خواهان که محدودشدن قدرت سلطان را در چارچوب قانون شریعت مشروع می‌دانستند.

در عین تفاوت‌های بسیار این دو طیف یک چیز میان‌شان مشترک بود: هر دو درکی از قانون جز شریعت نداشتند و شریعت را برترین قانون در قیاس با قوانین اروپایی می‌دانستند.

به واقع جنبش مشروطیت امکان روحانیت برای افزایش قدرت سیاسی را بیشتر کرد. آن‌ها نماینده‌ قانون/شریعتی بودند که هم قبول عام داشت هم مبنای نظری شناخته شده در سنت تاریخی.

محل نزاع از مشروطه به این سو «قانون» بود: قانون عرفی یا قانون شرعی. رضاشاه پهلوی هراسی عظیم در دل روحانیان افکند که با تعطیل قانون شرع در مواردی مانند حجاب، قدرت نمایندگان آن را نیز سست کند.

اما سقوط و خروج اجباری رضا شاه از ایران اعتماد به نفس روحانیان را بازگرداند. از آن پس، نسل جدید روحانیان به نمایندگی آیت الله روح الله خمینی خواهان اجرای قانون اساسی مشروطه بودند که در متمم آن تصویب هیچ قانونی بدون تأیید پنج مجتهد اعتبار نداشت.

این پنج مجتهد بودند که هم به قوانین کشور مشروعیت می‌دادند و هم نفوذ و تأثیر روحانیت در ساختار قدرت سیاسی را نهادینه و تضمین می‌کردند. ایستادگی محمدرضاشاه در برابر خواست‌های نسل جوان حوزه، آنان را به برداشتن گامی جلوتر برانگیخت.

چه کسی قانون خوب را اجرا کند؟

محمدحسین نائینی از ایت‌الله‌های هوادار مشروطه به شمار می‌آمد. او در کتاب تنبیه الامة و تنزیه الملة علت العلل عقب‌ماندگی مسلمانان از اروپا را عدم اجرای شریعت می‌داند و باور دارد اروپاییان شریعت محمدی را اخذ کرده و بدان عمل‌ کرده‌ و در نتیجه پیشرفت نموده‌اند.

در این نکته آیت الله خمینی با نائینی هم‌رأی بود. اما چند دهه پس از او و با تجربه‌ روحانیت‌ستیزی سلسله‌ پهلوی، آیت الله خمینی به این نتیجه رسید که تأکید تنها بر مسأله‌ قانون شرع بسنده نیست.

بحران قانون شرع بدون حل مسأله‌ مجری آن از میان نخواهد رفت.

تردیدی نبود که بهترین قانون جهان، شرع است. آیت الله خمینی می‌پرسید آیا تردیدی هست که بهترین مجری شرع، فقیهان یا همان کارشناسان شریعت‌اند؟

از همین رو بود که در آغاز درس‌های ولایت فقیه در نجف آیت الله خمینی گفت ولایت فقیه از شمار آن مسائلی است که تصور آن به تصدیق‌اش می‌انجامد، یعنی اساساْ نیازی به دلیل ندارد.

ولایت فقه، مصلحت فقیه

مشروعیت شریعت به مشروعیت حکومت نمایندگان شریعت یعنی فقیهان سرایت کرد. اما وقتی آیت الله خمینی به قدرت رسید جامعه‌ی ایران آن‌ اندازه مدرن شده بود که برانداختن نهادها و دگرگون‌کردن همه‌ مناسبات اجتماعی-حقوقی و سیاسی مدرن ممکن نبود.

او در نامه‌اش به شاگردی که به فتوای آیت الله خمینی درباره‌ شطرنج اعتراض کرده بود نوشت «آن گونه که جنابعالی از اخبار و روایات برداشت دارید، تمدن جدید به کلی باید از بین برود و مردم کوخ نشین بوده و یا برای همیشه در صحراها زندگی نمایند».

برای آن‌که آیت الله خمینی ناتوان از کشاندن جامعه به صحرانشینی بود و شریعت را – دست‌کم به صورت موجود در کتاب‌های فقهی و تمام عیار – اجرانشدنی می‌دید، مفهوم «مصلحت نظام» را پیش کشید.

به واقع، ابداع بزرگ آیت الله خمینی نه ایده‌ ولایت فقیه که «مصلحت نظام» بود؛ مفهومی که در سراسر فقه شیعه نمی‌توان سابقه‌ای برای آن یافت.

«مصلحت نظام» که تشخیص آن منحصراْ به دست ولی فقیه است، به او اجازه می‌دهد هنگام تشخیص مصلحت و ضرورت، قوانین عادی و اساسی و قوانین شریعت را به حالت تعلیق درآورد.

از این پس، قدرت ولی فقیه نه از مشروعیت او برای اجرای قانون شریعت بل‌که از اقتدار او برای به تعلیق درآوردن احکام شریعت و تعطیل احکام اولیه‌ اسلام برمی‌آید.

به سخن دیگر، جمهوری اسلامی، نظامی استوار بر شریعت نیست، بل‌که حکومت «وضعیت اضطراری» است که در آن به میل و خواست ولی فقیه همه‌ قوانین معلق و متوقف «تا اطلاع ثانوی» می‌شوند.

هر لحظه می‌تواند به عنوان «لحظه‌ حساس کنونی» تعریف شود و ولی فقیه با جادوی مصلحت نظام موازنه‌ قدرت را به سود خود نگاه دارد. قوانین معلق‌اند مگر آن‌که ولی فقیه وضعیت را عادی بداند.

جمهوری اسلامی، جمهوری اسلام‌گرایان

روحانیت در پنجاه سال گذشته به تدریج تعریف تازه‌ای از اسلام پیش نهاده است. اگر اقتدار حکومت اسلامی منوط به نادیده گرفتن احکام شرعی شود، حکومت بنابه‌ مصلحت مجاز است حفظ حکومت را بر اجرای شریعت مقدم بدارد.

حفظ نظام از اوجب واجبات است. آیت الله خمینی در آغاز می‌گفت اسلامی بودن حکومت به آن است که احکام اسلام را اجرا کند.

پس از تثبیت جمهوری اسلامی، اسلامیت حکومت دیگر به اجرای شریعت نبود، اسلامیت حکومت به اسلام‌گرا بودن شخص، طبقه‌ و ایدئولوژی حاکم بود. نیروی حاکم است که مشروعیت اسلامی نظام را تضمین و معنا می‌کند.

مراجع تقلید، حتا آن دسته که دور از ایران و به ظاهر مستقل از حکومت شناخته می‌شوند جمهوری اسلامی به این معنا را به رسمیت می‌شناسند.

مهم نیست که جمهوری اسلامی چه اندازه اسلامی به مفهوم شریعت‌مدارانه‌ اسلام است؛ جمهوری اسلامی حکومتی شیعه است، همان‌طور که پادشاهی از دوره‌ صفویه به این سو، پادشاهی شیعه بوده است.

پادشاه شیعه حافظ مرزها و اقتدار جامعه‌ (community) شیعه است، نه لزوماْ مجری تمام عیار شریعت. و البته پادشاهی شیعه استوار بر اعمال تبعیض‌های مثبت به سود مذهب تشیع و نهاد روحانیت بوده همان‌گونه که در جمهوری اسلامی نیز چنین است.

بدین سان، نوعی بازگشت به نظریه‌ سنتی شیعه درباب حکومت زاده شد که فراتر از اصل ولایت فقیه است. دیگر مهم نیست کدام مرجع ولایت فقیه به روایت آیت الله خمینی را قبول دارد یا ندارد. آن‌چه اهمیت دارد به رسمیت شناخته شدن جمهوری اسلامی در مقام رهبر جامعه‌ شیعی و نیرومندترین کشور شیعی در جهان است.

اسلامیت حکومت به اسلام‌گرا بودن حاکمان است نه به محتوای اسلامی و شرعی حکومت. اسلام‌گرا بودن نه به معنای پروای شریعت داشتن که به معنای قدرت دادن به جامعه‌ و هویت اسلامی در برابر هویت‌های غیر شیعی یا غیراسلامی است.

به همین خاطر است که در جمهوری اسلامی، اصل آمریکاستیزی و اسراییل‌ستیزی از بسیاری اصول شریعت اهمیت بیشتری دارد.

این مبنای سیاسی، تبلور تازه‌ای از اقتدارگرایی مذهبی است که عناصری از قدیم و جدید را به شکل بدیع و بدعت‌آمیزی ترکیب کرده است.

اقتدارگرایی مذهبی میراث اصلی آیت الله خمینی است. این میراث احتمالاْ برای دهه‌هایی متوالی «مسأله‌ آخوند» را اصلی‌ترین دل‌مشغولی‌ نظری و چالش‌ عملی برای نیروهای دموکراتیک در ایران خواهد کرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .