اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسلام و مسلمین'

Jul 08 2013

ترمینولوژی عمل شیرین لواط از زبان آقای کدیور، ف. م. سخن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ف. م. سخن: جل الخالق! جل الخالق! باز هم جل الخالق! چه می کند اسلام عزیز! واقعا که برای همه چیز یک جواب حاضر و آماده دارد. لابد می گویید اسلام آقایان جنتی و مصباح یزدی و سبحانی منظورت است دیگر نه؟!
دقیقا نه! اصلا اسلام آقایان مدّ نظرم نیست و به اسلام عزیز روشنفکران دینی نظر دارم که هرمنوتیک اش زده بالا و یک تفسیر و تعبیری از عمل شیرین لواط ارائه داده که ما انگشت به دهان مانده ایم!
آقای محترمی از جناب محسن کدیور -که عمرش دراز باد- سوال کرده است که:

“در قانون مجازات اسلامی جدید مجازات اعدام فقط برای فرد مفعول در لواط در نظر گرفته شده، و فرد فاعل فقط در صورت احصان محکوم به اعدام می گردد. در صورتی که در قانون پیشین هم مفعول و هم فاعل محکوم به اعدام بودند. اکثر مراجع کنونی شیعه قائل به قرائت سابق بودند و هر دو را مستحق اعدام می دانند، و حتی آیت الله خمینی نیز قائل به اعدام هر دو بودند. حال پرسش آن است که چرا در قانون جدید قرائت اقلیت مراجع جایگزین قرائت اکثریت شده است؟”

و ایشان یک پاسخ هرمنوتیکی به معنای واقعی کلمه داده که من قطع و یقین دارم دهن هابرماس هم از شگفتیِ شنیدن آن باز خواهد ماند. ایشان در پاسخ می فرمایند:
“در مورد مجازات لائط/ فاعل قول مشهور در فقه امامیه قتل مطلقا و قول غیرمشهور قتل در صورت احصان و جلد در صورت عدم احصان است. مجازات ملوط / مفعول مطلقا قتل است. علت اختلاف روایات مختلف است. مجازات مفعول از فاعل شدیدتر است. در فقه اهل سنت مالکیه و حنابله (در اشهر روایتین احمد بن حنبل) قائل به وجوب رجم لائط مطلقا هستند. شافعیه قائل به وجوب رجم لائط محصن و جلد و تعزیر غیرمحصن است، ابوحنیفه تعزیر لوطی را کافی دانسته معتقد به قتل لائط نیست مطلقا.

از اسباب تغییر قانون مجازات اسلامی بی اطلاعم.

موفق باشید.

جان؟! این موفق باشید آخر مرا کشته! چی چی را موفق باشد؟! یاد جریانی افتادم که یک بار دیگر آن را تعریف کرده ام و آن شلاق خوردن یک فاعل و مفعول بود در سرباز خانه که آقای فاعل مثل “راکی” دو دست اش را بالا برد و فریاد زد “بر محمد و آل محمد صلوات!” و همه ی پادگان صلوات فرستادند. ما فکر کردیم ایشان شلاق زن است٬ نگو جناب فاعل است! بعد هم پیراهن اش را کند قهرمانانه و سر افرازانه رفت روی تخت دراز کشید شلاق را خورد و بعد که برخاست٬ دوباره مثل این که فتح خیبر کرده باشد٬ دو دست اش را بالا برد و برای سربازان مات و مبهوت مانده دست تکان داد!

حالا از «موفق باشید» آقای کدیور بگذریم و برویم سراغ هرمنوتیکِ ترمینولوژیک جریان. من تا به امروز کلماتی از قبیل لائط و ملوط را نشنیده بودم که الحمدلله شنیدم و آموختم. یک لوطی هم این وسط بود که آن را شنیده بودم و این در معنای مجازی اش خوب چیزی بود که بعد از خواندن پاسخ آقای کدیور بد چیزی شد (یعنی فردا به رفیق تان نگویید خیلی لوطی هستی! دمت گرم! یا مزه ی لوطی خاکه! به سلامتی هر چی لوطیه! این ها را بگویید آبروی تان می رود. به خاطر خودتان می گویم).

احصان و محصن هم که می گویند یعنی آدم ازدواج کرده و این به قول مستر بین خیلی بده! چی چی بده؟! این بده که یارو زن داره بعد می رود می شود فاعل یا بدتر از آن مفعول! خاک بر سر!

خلاصه من که از پاسخ آقای کدیور دچار ترمینولوژی جدیدی شدم که در آینده برای بازشکافی روشنفکری دینی به کار خواهم گرفت؛ خدا حفظ شان کند.

گفتم خدا حفظ شان کند یادم نرود بگویم نمی دانم ایشان در کدام کشور خارجی زندگی می کند ولی اگر این حرف هایی که زده اند به گوش پلیس یا دادستان یا حتی یک نفر همجنس گرا برسد ممکن است بلایی سرشان بیاید که بدتر از مجازات لائط و ملوط در ایران باشد! خلاصه از ما گفتن بود!

آزار و تحقير يک همجنسگرا در يک کلانتري در تهران

No responses yet

Jul 05 2013

ترور افسر زنی که خار چشم طالبان افغانستان بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: اسلام بی بی یکی از معدود زنان درجه دار افغان بود و سمبل افغانستانی مدرن شناخته می‌شد. زنی که توانسته بود با وجود مخالفت‌های بسیار به عنوان افسر پلیس خدمت کند. او روز گذشته در ولایت هلمند ترور شد.

اسلام بی بی روز گذشته (پنج‌شنبه ۴ ژوئیه) در شهر لشکرگاه واقع در ولایت هلمند سوار بر موتور دامادش در راه محل کار خود بود که چند مرد ناشناس که آن‌ها هم سوار بر موتور بودند، به سوی او شلیک کردند. زخم‌های اسلام بی بی کاری بود و وی باوجود انتقال به بیمارستان، جان سالم به در نبرد.

این افسر پلیس ۳۷ ساله، مادر سه فرزند و یکی از شناخته‌شده‌ترین ماموران پلیس افغانستان بود. او سمبل آزادی زن افغان بعد از سرنگونی طالبان در این کشور به شمار می‌رفت. زنی که بارها تهدید به مرگ شده بود، حتی از سوی برادر خود.

اسلام بی بی قدیمی‌ترین افسر پلیس زن ولایت هلمند بود. او چندی پیش در توصیف دشواری‌های این شغل برای یک زن در افغانستان به «ساندی تلگراف» گفته بود: «برادرم، پدرم و خواهرم هرسه مخالف من بودند. برادرم سه بار سعی کرد مرا بکشد.»

فرار به ایران و بازگشت به افغانستان

اسلام بی بی در جوانی از دست طالبان به ایران فرار کرد . در سال ۲۰۰۱ و بعد از سقوط طالبان به افغانستان بازگشت. نه سال پیش کارش را به عنوان پلیس شروع کرد. هم به خاطر درآمدی برای گذران زندگی و هم آن‌طور که خودش گفته «برای خدمت به کشورش».

حقوق زنان در افغانستان یکی از مسایل عمده جامعه جهانی است. زنانی که در پست‌های دولتی کار می‌کنند، همواره در معرض خطرند. در سال ۲۰۰۸ نیز یک زن افسر ارشد پلیس در ایالت قندهار کشته شد. در سال گذشته دو زن معلم در ایالت لقمان به فاصله کوتاهی ترور شدند.

No responses yet

Jul 04 2013

ارتش مصر محمد مرسی را برکنار کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

خُسن آقا: بهترین کودتای خاورمیانه! زنده باد ارتش مصر بزنید این مذهبی های بیمار را از جوامع خاورمیانه بیرون بیندازید!
رادیوفردا: ضرب‌الاجل ارتش مصر به محمد مرسی رئیس جمهوری این کشور و دیگر گروه‌های سیاسی برای توافق بر سر پایان بحران مصر به پایان رسید. فرمانده ارتش با قرائت بیانیه‌ای محمد مرسی را از ریاست جمهوری خلع کرد.

No responses yet

Jun 27 2013

پیام شناگر زن ایرانی‌: تسلیم حرف زور نمی‌شم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Jun 25 2013

مباهته از زبان حسین شریعتمداری: توجیه گزارشهای دروغ و خلاف واقع

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ویکی پدیا: دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، در حاشیه جلسه مدیران مسئول مطبوعات با رئیس جمهور، جناب مهاجرانی مجالی برای گفتگو با شریعتمداری می یابد. روزنامه کیهان در آن ایام نوشته بود عبدالکریم سروش در سفر به آلمان جاسوسی کرده و اسرار مملکتی را با بیگانگان در میان گذاشته است. مهاجرانی به شریعتمداری می گوید شما هر اختلافی که با سروش و ایده ها و اطرافیانش داری داشته باش و آنها را بنویس و در روزنامه ات منتشر کن؛ اما شما می دانی، من هم می می دانم که وصله جاسوسی به سروش نمی چسبد و این تهمتی ناروا و غیر موجه است. سروش چه منصب دولتی و اطلاعات محرمانه ای دارد که با خارجی ها در میان بگذارد؟! شریعتمداری در پاسخ می گوید: می دانم سروش جاسوسی نکرده، اما می شود به ایشان « بهتان» زد و «افترا» بست؛ چراکه در فقه بابی داریم تحت عنوان « مباهته». مطابق با این بابِ فقهی، اگر مردم به دور کسی جمع شوند که محبوبیت و نفوذ زیادی دارد و در عین حال خلاف اسلام سخن می گوید و نمی توان مردم را از اطراف او پراکنده کرد، می توان به او « بهتان» و «تهمت » زد و شخصیت او را تخریب کرد و از این طریق با او در پیچید و از نفوذ و تأثیرش کاست…… مهدی نصیری، مدیر مسئول هفته نامه «صبح» نیز در اواسط دهه هفتاد شمسی در یکی از سرمقاله های خود به قصه « مباهته» پرداخته و آنرا تبیین همدلانه کرده بود. [۲۱]

No responses yet

Jun 25 2013

الهام: احمدی‌نژاد با امام زمان بازمی‌گردد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: غلامحسین الهام، سخنگوی دولت، گفته است محمود احمدی‌نژاد به همراه امام دوازدهم شیعیان بازخواهد گشت.

آقای الهام گفته است “احمدی‌نژاد در رجعتی دیگر همراه با امام عصر (عج) حکومت مطلوب را پیگیری خواهد کرد.”

غلامحسین الهام این سخنان را در جشنی که به مناسبت سالگرد تولد امام دوازدهم شیعیان برگزار می‌شد، بیان کرده است.

آقای الهام در این باره گفته “در سوم تیر ۸۴ حادثه‌ای روی داد و دولتی بر سر کار آمد تا امید مهدوی را در دل‌ها بنشاند و باور خفته انقلاب اسلامی که خود وسیله‌ای به سوی قله نور و صاحب اصلی ولایت بود، بار دیگر احیا کند و در راه ماندگانی که عدالت را فراموش کرده بودند، را به سوی این حقیقت ناب تلنگری بزند.”

محمود احمدی‌نژاد در واکنش به ستایش آقای الهام گفت: “احمدی‌نژاد عددی نیست؛ به خدا اگر من خاک پای نوکر رده نهم امام زمان باشم برایم بالاترین و ابدی‌ترین افتخار است. بالاترین افتخار ما این است که نوکر نوکرهای امام زمان (مردم) هستیم.”

در این مراسم شعارهایی در حمایت از آقای احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی سر داده شده است. از جمله عده‌ای شعار داده‌اند: “چپ، راست، کارگزار، علیه خدمتگزار”.

در سال‌های اخیر دیدگاه‌های محمود احمدی‌نژاد و نزدیکانش درباره امام دوازدهم شیعیان و مسایل آخرالزمانی انتقادهای زیادی را برانگیخته است.

No responses yet

Jun 24 2013

شارلاتانیزم آخوندی: روح‌الله حسینیان٬ رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی: شاید وقایع سوریه مقدمه ظهور امام زمان باشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: روح‌الله حسینیان٬ رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی از وقایع سوریه به عنوان یکی از «نشانه‌های» احتمالی ظهور «امام زمان» یاد کرد.

به گزارش روز دوشنبه (سوم تیر) خبرگزاری فارس٬ آقای حسینیان این مطلب را طی سخنانی در جمع گروهی از مردم جیرفت بیان کرده است.

وی افزوده که «ظهور حضرت یقینی است٬ اما آماده‌سازی ظهورش بسته به رفتار و اعمال ما مردم ایران دارد در کتاب‌های سنی و شیعه پیامبر این مژده داده شده است.»

آن طور که حسینیان گفته در این کتاب‌ها آمده «مردمی از مشرق که در زبان راویان به معنای ایران است، ظهور می‌کنند و قدرت و حکومت مهدی را آماده می‌سازند.»

رئیس مرکز اسناد انقلاب اسلامی اضافه کرده که «این انقلاب اسلامی طبق روایات که از پیامبر و ائمه به ما رسیده است مقدمه ظهور حضرت حجت است.»

این نماینده مجلس در بخش دیگری از سخنان خود از حزب‌الله لبنان به عنوان دیگر «نشانه‌» ظهور امام دوازدهم شیعیان نام برده است.

روحانیون حاکم بر ایران سال‌هاست برخی وقایع داخلی و خارجی را نشانه ظهور «امام زمان» اعلام می‌کنند.

سال گذشته نیز علی سعیدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در سپاه٬ تحریم‌های بین‌المللی را آزمونی برای مردم ایران به منظور سنجش میزان آمادگی آنها برای ظهور امام دوازدهم شیعیان اعلام کرده بود.

No responses yet

Jun 21 2013

دموکراسی؛ آرزویی دست‌نیافتنی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: ژانت آفاری و راجر فریدلند مدرس در دانشگاه کالیفرنیا در سانتا باربارا

عملکرد جوانان ایرانی در رای‌دادن به یک روحانی دیوان‌سالار[ حسن روحانی] که تقریبا هیچ وجه مشترکی با آنان ندارد شگفت‌انگیز است. به احتمال زیاد رای به او برای پیشگیری از یک رویارویی خطرناک با جهان غرب و شاید هم حذف تحریم‌های فلج کننده آمریکا بوده است.

جوانان ایرانی به روحانی رای دادند چرا که خواستار دموکراسی بودند. به این دلیل این حرف را می‌زنیم که ما سال گذشته یک کلیک پرسشنامه بی‌نام را در فضای مجازی اینترنت فارسی منتشر کردیم و در آن نظر این جوانان را در خصوص مذهب، جنسیت و سیاست پرسیدیم.

بیش از دو هزار ایرانی که در ایران به‌دنیا آمده‌اند و در حال حاضر نیز ساکن ایران هستند، دست کم به بخش‌هایی از این پرسشنامه، پاسخ دادند؛ پرسشنامه‌ای که ما زیر نظر مرکز تحقیقات علوم اجتماعی دانشگاه کالیفرنیا در سانتاباربارا آماده کرده‌بودیم. اغلب پاسخ‌دهندگان جوانانی با تحصیلات عالی بودند. هشتاد درصد آنها زیر سی‌سال یودند و نود درصد‌شان تحصیلات دانشگاهی داشتند و به وضوح به‌وسیله اینترنت با جهان پیرامون خود در ارتباط بودند.

آنها شدیدا معتقد به جدایی دین از سیاست بودند. درست است که دو سوم آنان عقیده داشتند «قرآن کلام الهی است» اما وقتی از آنان پرسیدیم اگر بین قانون شریعت و قوانین مصوبه توسط قانون‌‌گذارانی که به شیوه دمکراتیک انتخاب شده‌اند، تضادی وجود داشته باشند چه می‌کنند؟ سه چهارم آنها از قانون دمکرات جانب‌داری کردند. تنها کمتر از چهاردرصد پاسخ دهندگان عقیده داشتند که این تضاد باید توسط کمیته‌ای متشکل از روحانیون حل شود؛ وضعیتی که در حال حاضر در ایران حاکم است.

از زمان سرنگونی شاه پس از انقلاب ۵۷، بیش از سی سال گذشته و ایرانی‌ها از آن زمان زیر نظر یک حکومت دینی زندگی می‌کنند. پاسخ ایرانیان به پرسش‌نامه ما با پاسخ‌های ساکنان ترکیه، تونس و مصر- به همان سوالات- بسیار متفاوت بود؛ کشورهایی که احزاب‌ اسلام‌گرا تازه در آنها به قدرت رسیده‌اند.

در ترکیه تنها کمی بیش از نیمی از پاسخ‌ دهندگان ( پنجاه و هشت درصد) خواهان برتری قانون دمکراتیک بر قانون اسلامی بودند. در تونس این رقم به بیست و شش درصد کاهش می‌یافت. در مصر، که اخوان‌المسلمین تازه در آن به قدرت رسیده‌، تنها ده درصد پاسخ‌دهندگان خواستار برتری دمکراسی بر مذهب بودند. در واقع یک سوم جوانان مصری باور داشتند که این تضاد باید توسط کمیته‌ای از روحانیون مذهبی حل و فصل شود؛ یعن همان مدلی که در حال حاضر در ایران اجرا می‌شود و پاسخ‌دهندگان ایرانی به شدت آن را رد کرده‌بودند.

پس از زندگی زیر لوای روحانیت و قوانین اسلامی برای چند دهه، حالا دیگر ایرانی‌ها به برتری قوانین دمکراتیک بر قوانین اسلامی، بسیار بیشتر از همتایان خویش در کشورهای دیگر خاورمیانه معتقدند. وقتی اسلام‌گرایان یک حکومت نظامی تمامیت‌‌خواه را سرنگون می‌کردند، در واقع حمایت گسترده‌ای برای خود جلب کردند.

اما با گذشت زمان جوانان ایرانی متوجه شدند که قیمتی که آنها باید برای اسلام‌گرایی والدین خود بپردازند بسیار گزاف است. تغییر در ایران می‌تواند از داخل شروع شود، از شهروندان جوانی که تحصیل‌کرده‌ترین بخش جمعیت هم هستند. برای اینکه صدای آنان شنیده شود ایران احتیاج دارد که واقعا به یک جمهوری – نه تنها در اسم- تبدیل شود.

این مقاله برای اولین بار در کلیک روزنامه نیویورک تایمز منتشر شده است.

No responses yet

Jun 17 2013

آقای جلیلی ، ایران رابا حجاز عوضی گرفته‌اید؟!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,تاریخی,سیاسی

مرکز پژوهش‌های کاربردی: آقای سعید جلیلی در سفر به استان کهکیلویه و بویر احمد، اعلام کرد که: « جمهوری اسلامی ]ایران[ با اسلام شناخته می‌شود، نه مکتب ایرانی » (روزنامه ایران 20/3/1392 و 23/3/92 ـ رویه یک و 29)
این که آقای سعید جلیلی مقصودشان از مکتب ایرانی چیست و در پی حذف یا ستیز با چه جریان و گروه‌هایی است، روشن‌ نیست ؛ اما باید به آگاهی ایشان رسانیده شود که هر حکومت ایرانی ( با هر منشا و خواستگاه) ، با واژه‌ی « ایران» شناخته می‌شود و نه چیز دیگر. مگر این که حکومتی که آقای جلیلی از آن نام می‌برد، خاستگاهش ملت ایران نباشد و با ملت ایران رابطه‌ای نداشته باشد.
ملت ایران را با شاخصه‌ی « دین » ، « آیین»‌ و یا « مذهب » نمی‌توان مشخص کرد. در درازای 13 هزار سال تاریخ، مردم و ملت ایران، بارها دین ، آیین و مذهب خود را دگرگون ساخته است ؛ اما ایرانی مانده است. دولت برخاسته از ملت ایران، همیشه به عنوان « ایرانی » شناخته شده است.
روزگاری این مردمان ( ملت ایران ) ایزدان را پرستش می‌کردند و روزگاری پیرو دین « مهر کهن» بودند و روزگاری آیین زرتشت را پذیرا شدند و روزگار دیگری به دین « مهر مسیحایی » روی آوردند و سپس دوباره به آیین زرتشت گرویدند و آن‌گاه مسلمان شدند. از این رو ، آقای جلیلی و جلیلی‌ها باید بدانند که ایران تنها با «واژه‌ی ایران» شناخته می‌شود و نه چیز دیگر.
گفتمان این مردمان در درازای تاریخ کمابیش 13هزارساله‌ی این ملت ، گفتمان ایرانی بوده است. چه آن روزگاری که این مردمان یا بیشینه‌ی آنان به آیین ایزدی بودند و یا پیرو دین مهرکهن ، یا زرتشتی ، یا مهر مسیحایی و سپس زرتشتی و اسلام و سپس‌تر آیین تشیع، همیشه و همیشه، گفتمان این ملت ، گفتمان ایرانی بوده است.
از این رو در درازای زمان و حتا در دوره‌ی اسلامی هنگامی که به گفتمان دولت‌های فراگیر ملی در دوران صفویان ، افشاریان و آغاز قاجاریان نگاه ‌کنیم ، در می‌یابیم که گفتمان ایرانی است و حتا گفتمان این ملت در دوران تجزیه و پراکندگی پس از هجوم تازیان و سقوط ساسانیان « ایرانی» بوده است. اندکی توجه به گفتمان دولت‌های صفاریان، سامانیان ، آل بویه و … این مساله را نشان می‌دهد.
این گونه سخنان تنها در راستای خواست بیگانگان است که می‌خواهند آیین تشیع را در برابر ناسیونالیسم ایرانی قرار دهند و بسیار زیان‌مند و از سر بی‌خردی است.
این گونه سخن گفتن نشانه‌ی ناآگاهی از تاریخ و از سرِتعصب است . باید به آقای جلیلی یاد‌آور شویم که :

این « وطن » ، مصر و عراق و شام نیست.
این جا ایران است ، ایران ورجاوند و همیشه ماندگار

پاینده ایران
تهران – 25 خرداد ماه 1392
دفتر مرکزی حزب پان‌ایرانیست (هیات اجرایی)

No responses yet

Jun 16 2013

گفتگو با چند راس بسیجی؛ فدایی رهبر بودن یعنی چه؟ واقعا شنیدن دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


جای سپاس و تشکر دارد از مسیح علی‌نژاد او روز به روز دارد کارهایش بهتر و حرفه‌ای تر می‌شود.

متن مصاحبه:
مستندها و برنامه های تلویزیونی و رادیویی زیادی در رسانه های منتقد و حتی مستقل و حرفه ای بیرون ایران ساخته شد و ابعاد مختلف اعتراضات سال ۸۸ بررسی شد. اما معمولا جای بسیجی ها و افرادی که در ستادهای هیاتی و مذهبی کسانی مثل احمدی و نژاد و سعید جلیلی فعالیت می کنند در بسیاری از برنامه ها خالیه. این برنامه گفتگویی است با یکی از بسیجیان فعال در ستاد انتخاباتی سعید جلیلی در تهران که می گوید وقتی می گوییم ما فدایی رهبر هستیم، یعنی فدایی امام زمان هستیم. اگر می خواستیم کسانی که علیه نظام تبیغ می کنند را جمع کنیم کار یک روز مان بود رهبر انقلاب هیچ وقت دستور برخورد ندادند. برای ما سعید جلیلی همان احمدی نژاد بود قبل از جریان انحرافی….

«ما جوانانی هستیم که بر اساس باورهای دینی و اعتقادی و مذهبی مان کاندیدا ها را بسنجیم.
شما دوره قبل حامی چه کسی بودند؟

«از آقای محمود احمدی نژاد.»

آیا آقای جلیلی را ادامه دولت احمدی نژاد می دانید؟
چیزی که در ستادهای آقای جلیلی اتفاق می می افتد یعنی درصدی از طرفداران آقای سیعدی جلیلی همان طرفداران آقای احمدی نژاد هستند ما آقای جلیلی را همان احمدی نژاد سال ۸۴ یا ۸۵ می دانیم یعنی قبل از جریان انحرافی.
از همان روزهای خرداد ۸۸ که طرفداران احمدی نژاد به خیابان آمده بودند تصاویر نشان می داد که طبقه فکری کاملا متفاوت جامعه روبروی هم قرار گرفته بودند. و اما به چه دلایلی گرد سیاستمدارن کمتر شناخته شده ای مثل احمدی نژاد و امروز سعید جلیلی می شوند؟

آقای جلیلی آمده گفته بنده تنها آمده ام و می خواهم ظرفیت ها را آزاد کند. می خواهد این ظرفیت ها را آزاد کند، می خواهد کار را بدهد به افراد جوان تر، نوتر، همه این جمعیتی که آمده اند افراد مذهبی، مسجدی و بسیجی هستند که به صورت خودجوش دارند حمایت می کنند.

مگر ممکن است که بسیج سازمان دهی شده نباشد؟ پایگاه های بسیج هستند که هزینه می کنند برای این تجمعات.. درست است؟

«بسیج یک نهاد مردمی است. و کاملا هم سازماندهی تشکیلاتی نداریم برای کار سیاسی. اینها خودشان بر اساس نشخیص سیاسی خودشان چون آقای جلیلی را یک چهره انقلابی می دانند از اوحمایت می کنند.»

حامیان فکر و معنوی این بسیجان چه کسانی هستند؟ چهرههای شناخته شده حامی جلیلی کسانی مثل آیت الله مصباح، آیت الله خراسانی و یا حجت الاسلام پناهیان هستند.

فعالین ستاد انتخاباتی احمدی نژاد و سپس جلیلی را چه طبقه ی اجتماعی از جامعه تشکیل می دهند؟

«ما بیشتر جوانایی که این ستادها می روند بیشتر بین هجده تا سی سال هستند.»

این جوان ها از کدام طبقه اجتماعی کشور هستند؟
«حدود شصت تا هفتاد درصد از طیف متوسط به پایین هستند یعنی بیشتر جوانان مستضعف هستند. آنهایی که مشکلات زیادی دارند طرفدار جلیلی هستند. جوانان شمال تهران را با جوان جنوب تهران یا جوانانی که پولدار و غیر پولدار هستند را نمی توانیم از لحاظ تفکری جدا کنیم و بگوییم کسانی که بالای شهری هستند ضد نظام هستند و کسانی که جنوب شهری هستند موافق نظام هستند. ما می بینیم محلههای بالای شهر امکانات دارد، پارک دارد سینما دارد ولی جنوب شهر اینها را ندارد. ما می گوییم فرق مردم بالای شهر تهران و جنوب تهران چه هست ما می خواهیم عدالت را برقرار کنیم یعنی می خواهید آن کسی که جنوب تهران زندگی می کند را برسانیم به آنجایی که جوانان در بالای شهر دارند زندگی می کنند.»

همین شعارها را آقای احمدی نژاد داد که فاصله طبقاتی میان مردم برداشته شود، واقعا این فاصله طبقاتی برداشته شده؟
«من می گویم گام بلندی برداشته شده».

خودتان در تهران دارید زندگی می کنید آیا از وضعیت معیشت و اقتصادی مردم در دوره احمدی نژاد راضی تر هستید یا دوره خاتمی؟

«خب وقتی….والله این سوال…خب شرایط فرق می کند. خب دیگه شرایط فرق می کند . من فکر می کنم اگر الان هم آقای خاتمی رییس جمهور بود همین مشکلات پیش می آمد. ما زمان خاتمی در برابر غرب سازش کردیم. یعنی از حق مان گذشتیم یعنی دو سال در تاسیسات هسته ای را بستیم. خب معلوم است که تحریم نمی شویم ولی وقتی روی حق مان می ایستیم خب معلوم است که غرب ما را تحریم می کند».

من سوالم را تکرار می کنم با این شرایطی که به وجود آمد از وضعیت زندگی شخصی خودتان و وضعیت معیشت مردم خودتان راضی هستید؟

«شکی نیست…ببینید اگر ما می خواهیم وضعیت زندگی را در قیمت گوجه فرنگی و پنیر و این جور چیزها بدونیم که واویلا است اما اگر بخواهیم واقعیت های جامعه را ببینیم وضعیت خیلی بهت از گذشته است، تورم هست، شکی نیست اما می شود این مشکلات را حل کرد.»

اما زنان کجای کمپین های حمایتی از سعید جلیلی ایستاده اند؟ در تجمعی که من دیدم اصلا زنان حضور نداشتند…
«در این تجمع زنان بودند اما به دلیل ازدحام بیش از حد مردها زنان پشت صحنه ایستاده بودند در مسجد اهواز نیز سالن شبستان مسجد پر شده بود از مردها و ولی خواه ناخواه، در بیرون مسجد زنان قرار داشتند.»

اگر آقای جلیلی به قدرت برسند باز هم زنان بیاد بروند بیرون؟

«به نظر بنده در تفکرهای انقلابی، مذهبی و دینی جایگاه زن خیلی بالاتر از تفکرهای غیر مذهبی است. آقای جلیلی می گوید نقش مادر در ایجاد فرهنگ است. وقتی می گوید مادر یعنی خانواده. یعنی وقتی یک تفکری در جامعه شکل می گیرد اینها بر اساس تربیت خانواده آن فرد است که رهبری آن خانواده بر عهده مادر است.»

در فیلم حمایتی سعید جلیلی زنی می آید و خطاب به او می گوید شما قسم می خورید که جان فدایی رهبر هستید. وقتی می گویند فدایی رهبر دقیقا یعنی چی؟

«وقتی می گوییم فدایی رهبر یعنی فدایی دین شدن. ما عقیده مان این است که در غیبت کبرای امام زمان رهبری جامعه اسلامی به عهده ولی فقیه است. پس ما پیروی از رهبر را پیروی از امام زمان می دانیم. یعنی اگر می گوییم فدایی رهبر یعنی فدایی امام زمان.»

یعنی اگر آقای خامنه ای مثل همان نماز جمعه روز ۲۹ خرداد ۸۸ حضور و اعتراض بخش زیادی از مردم را نفی بکنند، شما به عنوان بسیجی و فدایی رهبر در برابر آن بخش دیگری از مردم که معترض هستند می ایستید؟
«رهبری هم، ما رهبر انقلاب هم هیچ وقت دستور جمع کردن برای نظام کاری ندارد. شما خودتان می دانید که اگر قرار باشد این جمعیت جنبش سبزی یا این مردمی که دارند علیه نظام تبلیع می کنند، اگر بخواهیم جمع شان کنیم کار یک روز هم نیست. یعنی جمع کردن اینها برای نظام کاری ندارد. پس می دونید که نظام دارد با اینها مدارا می کند، برخوردی نمی کند».

ولی روزهایی که مردم معترض در خیابان بودند بسیجان جوانی هم در خیابان بودند که هنوز پشت لب شان هم سبز شده بود ولی باتوم در دست داشتند؟

«ببینید خانم ما نیروهای خودسر زیاد داریم ، این نیروهای خودسر را نباید به بسیج نسبت داد. بیشتر توی کار جذب هستیم. جذب هم بر اساس فرهنگ و بصیرت افزایی است نه باتوم.».

جوانان ایرانی، بسیجی باشند یا غیر بسیجی معمولا قبل از انتخابات سهم برابر تری در خیابان های ایران دارند…..اما بعد از انتخابات خیابان تبدیل به خاطره تلخی برای بسیاری از جوان های ایرانی شد که بسیجی نبودند. حالا شما صحبت های یکی از بسیجیان را از اینجا از خبرساز شنیدید اما اینکه چقدر جوان های ایرانی که شبیه به او فکر نمی کنند در رسانه ملی و رسمی ایران این فرصت و آزادی رو دارند تا دغدغه هاشان را بیان کنند داوری با شماست:
تا جمعه ای دیگر و خبرسازی دیگر………

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .