اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اسلام و مسلمین'

Apr 13 2013

ترویج نکبت بوسیله آخوندها: فاطمیه از کی در ایران باب شد؟ راز رونق شدید فاطمیه در 13 سال اخیر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: سوگواری فاطمیه در ۱۳ سال اخیر با تحولات مهمی مواجه شد؛ این تحولات را باید معلول طرح شبهاتی از سوی مرحوم آیت‌الله سید محمدحسین فضل‌الله (روحانی برجسته لبنانی) درباره مسأله «شهادت یا وفات حضرت فاطمه» دانست. در برابر این شبهات، برخی همچون آیت‌الله سید جعفر مرتضی عاملی اقدام به تألیف و تحقیق کردند (۴) و برخی نیز جنبه مناسکی این رخداد هویت‌بخش شیعی را تقویت کردند

مرحوم آیت‌الله‌العظمی شیخ جواد تبریزی؛ احیاگر عزاداری فاطمیه در سال‌های اخیر

بازتاب، سرویس فزهنگ، علی اشرف فتحی در یادداشتی نوشت:

سنت سوگواری رسمی ایام فاطمیه در تایخ معاصر ایران ریشه‌ای بالغ بر یک و نیم قرن دارد. هرچند تا پیش از آن نیز شیعیان چنین مناسبتی را گرامی می‌داشته‌اند. با این حال به نظر می‌رسد که با توجه به آنکه گرامی‌داشت این روز نمی‌توانست خالی از طعنه و اعتراض به عملکرد برخی از خلفای راشدین باشد، آیین‌های مرتبط به این مناسبت مذهبی در قرونی که حاکمان اهل سنت در ایران حکم می‌رانده‌اند، شکل رسمی نداشته است. اما این بدان معنی نیست که روایت شیعه از سرگذشت تلخی که بر سر دختر پیامبر اسلام آمد، از نظر آنان مغفول مانده باشد. در اشعار بسیاری از شاعران صدر اسلام همچون دعبل خزاعی می‌توان رگه‌هایی از این شعر اعتراضی درباره فاطمیه را مشاهده کرد.

فاطمیه به مثابه نماد هویت‌بخش

با تثبیت حاکمیت ایل قاجار و علاقه‌ای که آنان به ترویج نمادها و آیین‌های شیعی داشتند، گرامی‌داشت فاطمیه نیز رونق رسمی در این دوره پیدا کرد. از رواج «عید عمرکشی» در دوره ناصرالدین‌شاه می‌توان فهمید که شیعیان همه محذوریت‌های پیشین در رعایت ظاهری احترام خلیفه دوم را کنار گذاشته و بی‌محابا دسته‌های شادی در روز نهم ربیع‌الاول به راه می‌انداخته‌اند و حتی ممانعت‌های گاه و بیگاه حکومت هم بی‌فایده بوده است. سیاحت‌نامه برخی اروپایی‌های مقیم ایران شاهدی بر این مدعاست. (۱)

روایت دیگری که می‌تواند شاهدی بر رواج فاطمیه در دوره قاجار و خصوصا عهد ناصرالدین‌شاه باشد، گزارشی است که شیخ ابراهیم زنجانی در خاطراتش از مرسوم شدن فاطمیه در این دوره داده است. وی که در میانه دوره ناصری در حوزه نجف تحصیل می‌کرده است، درباره سنت سوگواری ایام فاطمیه چنین می‌نویسد:

«باری، تازه معمول شده هم در عتبات، هم در زنجان اول من معمول کردم، به جهت فاصله از محرم و رمضان و سایر ایام عزا و اجتماعات دینی، آن روایت که مطابق است با وفات حضرت فاطمه در ماه جمادی‌الاول احتیاطاً سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم سه روز روضه‌خوانی و جمع کردن مردم و سبب اشتهار است. من با هزار زحمت از کار بریدم، حاجی ملاصادق هم کمک کرد روضه‌خوانی به‌راه انداختیم.» (۲)

از روایت شیخ ابراهیم زنجانی چنین برمی‌آید که گرامی‌داشت فاطمیه اول از عهد ناصری به ابتکار او در زنجان مرسوم شده است. با این حال همان‌گونه که شیخ ابراهیم نیز نقل کرده، حوزه نجف در عهد ناصرالدین‌شاه و مظفرالدین‌شاه به برپایی عزاداری فاطمیه اهتمام داشته است. آخوند خراسانی در این میان نقش برجسته‌ای داشته و سوگواری فاطمیه دوم در بیت او با اقبال گسترده‌ای مواجه بوده است. حتی پس از وفات وی نیز این سنت از سوی خاندان وی ادامه یافته و اکنون نیز در خانه نوه وی در قم (میرزا عبدالرضا کفایی) روضه فاطمیه برپا می‌شود. در اسناد کنسولی ایران نیز به برپایی روضه فاطمیه در بیت آخوند خراسانی در عهد رضاشاه اشاره شده و آمده که طلاب حاضر در مراسم فاطمیه به تاریخ آبان ۱۳۰۷ شمسی نسبت به دعای سخنران برای سلامتی رضاشاه اعتراض کرده‌اند. (۳)

اهمیت برپایی مراسم فاطمیه در حوزه نجف از آن روست که نجف در عهد قاجار هنوز زیر سیطره حکومت سنی‌مذهب عثمانی بود و از سوی دیگر، علمای نجف همواره سعی می‌کردند اتحاد میان شیعه و سنی را حفظ کنند. به نظر می‌رسد که مراجع نجف و به ویژه آخوند خراسانی توانسته بودند در عین تنش‌زدایی با اهل سنت مقیم عراق، مؤلفه‌های اصلی هویت‌بخشی به تشیع را حفظ و ترویج کنند.

دسته عزاداری فاطمیه سال ۸۸ قم با حضور آیت‌الله‌العظمی وحید خراسانی، آیت‌الله علوی بروجردی، شیج جعفر تبریزی (فرزند مرحوم آیت‌الله تبریزی) و دکتر هادی وحید (فرزند آیت‌الله وحید)

فاطمیه به مثابه واکنش مناسکی

سوگواری فاطمیه در ۱۳ سال اخیر با تحولات مهمی مواجه شد؛ این تحولات را باید معلول طرح شبهاتی از سوی مرحوم آیت‌الله سید محمدحسین فضل‌الله (روحانی برجسته لبنانی) درباره مسأله «شهادت یا وفات حضرت فاطمه» دانست. در برابر این شبهات، برخی همچون آیت‌الله سید جعفر مرتضی عاملی اقدام به تألیف و تحقیق کردند (۴) و برخی نیز جنبه مناسکی این رخداد هویت‌بخش شیعی را تقویت کردند. مراجع تقلید برجسته قم در دهه اخیر (حضرات آیات عظام مرحوم شیخ جواد تبریزی، شیخ حسین وحید خراسانی، شیخ لطف‌الله صافی گلپایگانی و مرحوم شیخ محمد فاضل لنکرانی) پیشگام چنین روندی بودند.

در نخستین گام و در تابستان ۱۳۷۸ با پشنهاد هیأت وزیران و تصویب مجلس، روز سوم جمادی‌الثانی به عنوان «شهادت حضرت فاطمه» تعطیل رسمی (عمومی) اعلام شد. (۵) محمدعلی ابطحی که در آن زمان، رییس دفتر رییس‌جمهور وقت بود در سایت خود درباره دلیل طرح و تصویب این لایحه نوشته است:

«وقتی آقای خاتمی به سفر قم رفته بود، آیه‌الله وحید خراسانی که از مراجع بزرگ فعلی است آقای خاتمی را گرفت و به اندرون برد. بعد از مدتی با چشم‌های پر اشک، هر دو بیرون آمدند. آیه‌الله وحید خراسانی از آقای خاتمی خواسته بود که روز شهادت آن حضرت را تعطیل اعلام کنند و این کار از طریق قانونی صورت گرفت. آیة‌الله وحید که اگر نه بزرگ‌ترین مرجع، حتما از بزرگ‌ترین مراجع فعلی شیعه است … معتقد است این کار را از ابتدای انقلاب از همه درخواست کرده و تنها آقای خاتمی به این خواسته پاسخ داده است. (۶)

همان‌گونه که این مقام سابق آورده است، تعطیلی رسمی فاطمیه از درخواست‌های مکرر برخی اقشار مذهبی بود که بارها در قالب جمع‌آوری طومار و نگارش نامه از مقامات کشور درخواست شده بود.

دومین واکنش به طرح شبهات مرحوم فضل‌الله که فاطمیه را پررنگ‌تر از قبل کرد، برپایی دسته عزاداری سالیانه از سوی مرحوم آیت‌الله‌العظمی شیخ جواد تبریزی بود که با همراهی سه مرجع تقلید دیگر که نام‌شان آورده شد، با پای پیاده گاه برهنه در این دسته شرکت کرده و ابعاد گسترده‌ای به سوگواری فاطمی دادند. مرحوم آیت‌الله تبریزی که قطب فقهی دروس حوزه علمیه قم در دهه هشتاد شمرده می‎‌شد، به این آیین عنوان «عاشورای فاطمی» داد و نامش با آن پیوند خورد. وی پس از انتشار شبهات مرحوم فضل‌الله، طی سخنانی در درس خارج فقه خود در مسجد اعظم قم که پرشمارترین درس فقه قم محسوب می‌شد، از طرح این شبهات به شدت انتقاد کرده و گفت: «اگر همه چیز من در راه دفاع از حضرت (سلام‌الله علیها) برود، باکى ندارم» (۷) واکنش مرحوم میرزا جواد تبریزی به قدری تأثیرگذار بود که جو سنگینی علیه مرحوم فضل‌الله در قم ایجاد شد و وی دیگر نتوانست تا پایان عمرش به قم سفر کند. حتی در وفات او نیز که در تیرماه ۱۳۸۹ رخ داد، بسیاری از علمای قم از صدور پیام تسلیت خودداری کردند.

همچنین در پی طرح این شبهات، موجی از بیانیه‌های علمای قم و تهران در محکومیت تشکیک در شهادت حضرت زهرا برخاست که برخی از آنها خواهان برخورد جدی‌تری با این شبهه‌افکنی‌ها شده بودند. مرحوم آیت‌الله‌العظمی محمد فاضل لنکرانی نیز هر ساله با صدور بیانیه‌ای خواهان رونق گرفتن عزاداری ایام فاطمیه می‌شد و خود نیز با وجود بیماری یک بار در راه‌پیمایی دیگر مراجع شرکت کرد.

بدین ترتیب، آیین عزای فاطمی اکنون به یکی از پرشورترین مناسک شیعی بدل شده است. هر ساله در آستانه ایام فاطمیه، بیانیه‌ها و فراخوان‌هایی از سوی مراجع بزرگ قم صادر می‌شود و مردم به پاسداشت ویژه این ایام عزا دعوت می‌شوند.

پاورقی‌ها:

۱- سفرنامه پولاک (ایران و ایرانیان)، یاکوب ادوارد پولاک، ترجمه کیکاوس جهانداری، تهران: خوارزمی، ۱۳۶۸، ص ۲۲۲

۲- سرگذشت زندگانی من (خاطرات شیخ ابراهیم زنجانی)، غلامحسین میرزاصالح، تهران: کویر، ۱۳۸۰، ص ۱۰۷

۳- چالش‌ها و تعاملات ایران و عراق در نیمه نخست قرن بیستم، مسعود کوهستانی‌نژاد، تهران: انتشارات وزارت امور خارجه، ۱۳۸۴، ص ۱۷۸

۴- مأساة الزهرا؛ شبهات و ردود، سید جعفر مرتضی العاملی، بیروت: دارالسیرة، ۱۹۹۷ میلادی

۵- سایت مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، قانون اصلاح لایحه قانونی تعیین تعطیلات رسمی کشور، مصوب ۲۵ مرداد ۱۳۷۸

۶- فاطمه زهرا و داستان تعطیلی روز شهادت آن حضرت، سایت محمدعلی ابطحی، ۱۷ خرداد ۱۳۸۷، کد مطلب: ۲۱۴۶۳۰۹۴۷۹

۷- دفاع از مظلومیت حضرت فاطمه زهرا (علیها السلام)، سایت مرحوم آیت‌الله‌العظمی شیخ جواد تبریزی، تاریخ مطلب: ۴ دی ۱۳۸۹

No responses yet

Apr 08 2013

آيا مشايي بازهم با مرتاض مشهور ديدار مي كند؟‬

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

قالیباف نامه: شاید نزدیکی به زمان انتخابات باعث شده تا مشایی برای شنیدن پیشگویی های مرتاض هندی درباره نتیجه انتخابات و احتمالا تصمیم گرفتن در خصوص حضور یا عدم حضور خود در صحنه راهی هندوستان شود.
شفاف: خبر سفر اسفندیار رحیم مشایی به هند خواسته یا ناخواسته حرف و حدیثهای سفر دو سال پیش وی به این کشور را در اذهان تداعی می کند؛ سفری که حواشی آن بسیار پررنگتر از متن فضای رسانه ای را تحت تاثیر قرار داد.

رییس دبیرخانه جنبش عدم تعهد و کاندیدای احتمالی دولت در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری در حالی سفر 5 روزه خود را به سه کشورآسیایی آغاز می کند که از ابتدای دولت دهم خبرهایی مبنی بر سفرهای مخفیانه وی به هند و دیدارهای پنهانی با مقامات و مرتاضان هندی همواره بخشی از اخبار غیر رسمی را تشکیل می داد.

در آن روزها اخبار ارتباط پنهانی رییس دفتر رییس جمهور با مقامات ارشد و مرتاضهای هندی به حدی داغ بود که خود رییس جمهور هم وارد عمل شده و به تکذیب آن پرداخت. این اخبار زمانی داغتر شد که به رغم حساسیت بالای مقامات امنیتی کشورمان به سفرهای پیاپی وی به هندوستان، مشایی در سفری که جنبه کاملا غیر رسمی و غیر کاری داشت با مسئولان بلند پایه هندی دیدار و مذاکره کرد.

آنگونه که سایت جهان نوشته بود در جریان ورود مشایی به هند که بدون برنامه ریزی قبلی و رعایت آداب و تشریفات کنسولی و دیپلماتیک صورت گرفت، تاکید و درخواست این مقام ارشد از مسئولان سفارت ایران برای تنظیم دیدار با مقامات عالی رتبه هندی با مقاومت سفیر مواجه شد. بطوری که سفیر تنظیم چنین دیداری را در این مدت کوتاه و بدون هماهنگی قبلی غیر ممکن عنوان کرد. اما پس از اصرار این مقام ارشد در انتقال این درخواست به مقامات هندی سفیر در کمال تعجب و ناباوری شاهد موافقت دولت هند با این دیدار در روز دوم سفر بود و این ملاقات صورت گرفت.

در این دیدار پس از یک ساعت مذاکره و گفتگوی علنی که یکی از مسئولان سازمان میراث فرهنگی در دولت اصلاحات هم این مقام ارشد را همراهی می کرد، دو طرف هندی و ایرانی یک جلسه خصوصی و محرمانه یک ساعته را هم در برنامه دیدار خود قرار دادند.این سفر در حالی صورت گرفت که نهادهای امنیتی پیش تر بارها در خصوص اهداف این سفر و تردد بی شمار لیدر جریان انحرافی به هند هشدار داده بودند.
همچنین گفته می شد که لیدر جریان انحرافی در این سفرها به دیدار مرتاضی می رود که ادعا می شود بیش از 400 سال سن دارد و از جایگاه بسیار بالایی در میان طرفداران خود برخوردار است و نکته جالب این است که این مرتاض از میان مراجعه کنندگان خارجی خود تنها به این مقام ارشد ایرانی اجازه دیدارهای منظم با خود را داده است.

در این دیدارها مشایی در جریان پیش بینی و آینده نگریهای مرتاض در خصوص تحولات جهان و بعضاً ایران قرار می گیرد و تاکنون بسیاری ازاین ایده ها و پیش بینی ها به داخل کشور هم منتقل شده و تلاش های مختلفی هم صورت گرفته است تا به نوعی از این افکار و نقطه نظرات در برنامه ها و سیاست گزاریها استفاده شود که با برخی مخالفت و مقاومتهای گسترده مواجه شد.

البته این مقام در داخل کشور هم دیدارهای بسیار منظمی با برخی از چهره ها و افراد عجیب و غریب در مناطق کویری و مرزی ایران انجام داده که که گرایشات مشابهی با مرتاض هندی دارند، و انتقادات بسیاری هم از این جهت به وی وارد شد.
به هر حال انتخابات نزدیک است و اسفندیار رحیم مشایی به عنوان گزینه کاندیدای احتمالی دولت در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری به شمار می رود و شاید همین مسئله باعث شده تا مشایی برای شنیدن پیشگویی های مرتاض هندی درباره نتیجه انتخابات و احتمالا تصمیم گرفتن در خصوص حضور یا عدم حضور خود در صحنه راهی هندوستان شود.

No responses yet

Apr 06 2013

علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی: نذر زن با اجازه شوهر ممکن است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: علی خامنه‌ای٬ رهبر جمهوری اسلامی با صدور فتوایی اعلام کرد بنابر «احتیاط واجب» نذر یا عهد زن باید با اجازه شوهر باشد.

به گزارش روز جمعه (۱۶ فروردین) خبرگزاری حوزه٬ آقای خامنه‌ای این فتوا را در پاسخ به این پرسش که «آیا نذر یا عهدی که زن می‌کند و شخصی است و به حقوق شوهر ضرری نمی‌زند بدون اجازه شوهر صحیح است؟» صادر کرده است.

بسیاری از مراجع تقلید شیعه نیز نذر زن حتی از اموال شخصی خود را بدون اذن و اجازه شوهر جایزه ندانسته و آن را اقدامی باطل می‌دانند.

نذر در زبان عربی به معنای وعده است. بنابراین نذرکننده به امری معین وعده می‌دهد که در آینده به تحقق برساند و وعدهٔ او منوط و مشروط بر انجام آن کار است.

No responses yet

Apr 03 2013

ملت خواب مصر! فاجعه ایران دارد در مصر تکرار می شود: طرح اتهامات تازه علیه باسم یوسف، طنزپرداز مصری

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سانسور,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: دادستان مصر اتهامات تازه‌ای علیه باسم یوسف، طنزپرداز محبوب مصر مطرح کرده است. تعقیب قانونی باسم یوسف و دیگر روزنامه‌نگاران، بر نگرانی‌های موجود پیرامون موارد نقض آزادی بیان و آزادی مطبوعات در مصر افزوده است.

باسم یوسف، طنزپرداز سرشناس مصری که به انتقادات تند و تیزش از اسلام‌گرایان و رویکردهای انحصارگرایانه اخوان‌المسلمین و رئیس‌جمهور محمد مرسی شهره است، پیش‌تر به اتهام توهین به اسلام و هتک حرمت رئیس‌جمهور بازداشت، و سپس در روز یک‌شنبه هفته جاری با قید وثیقه آزاد شد، اما حالا باید در برابر اتهاماتی نظیر “تشویش اذهان عمومی” و “برهم‌زدن امنیت عمومی” هم از خود دفاع کند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، نهادهای قضایی در مصر روز دوشنبه اعلام کردند که پس از دریافت شکایات جدید، دستور رسیدگی به اتهامات جدید را هم صادر کرده‌اند. حالا پرونده باسم یوسف با “امنیت ملی” گره خورده و دادگاه ویژه‌ای به آن رسیدگی خواهد کرد.

بیشتر بخوانید: بازجویی یک کمدین تلویزیون مصر به خاطر طنزهایش

علاوه بر باسم یوسف، مدیر تلویزیون سی‌بی‌سی مصر هم تحت پی‌گرد قانونی قرار گرفته است علاوه بر باسم یوسف، مدیر تلویزیون سی‌بی‌سی مصر هم تحت پی‌گرد قانونی قرار گرفته است

باسم یوسف که گفته می‌شود محبوب‌ترین طنزپرداز تلویزیونی در خاورمیانه است و او را “جان استوارت” مصر می‌خوانند، در صفحه توییتر خود نوشته “شکایت‌های جدیدی علیه من مطرح شده و دادستان کشور معتقد است که من با انتشار شایعات و خبرهای نادرست، آرامش عمومی را مختل کرده‌ام.” او گفت: “به نظر می‌رسد قصد دارند از نظر فیزیکی، احساسی و اقتصادی ما را به بن‌بست برسانند.”

کنشگران مصری از سازمان‌های گوناگون به دفاع از باسم یوسف برخاسته‌اند، اما دفاع آنها که عمدتا در آژانس‌های خبری و تلویزیون‌های خصوصی منعکس شده، بر اتهامات افزوده و پرونده باسم یوسف را قطورتر کرده است.

علاوه بر باسم یوسف، مدیر شبکه تلویزیونی CBC مصر که برنامه‌های طنز یوسف از آن پخش می‌شد نیز تحت پی‌گرد قانونی قرار گرفته است. شاید مهم‌ترین اتهام باسم یوسف در کنار توهین به پیامبر، “طرح فراخوان جنگ داخلی” باشد.

افزایش نگرانی‌ها نسبت به نقض آزادی بیان در مصر

باسم یوسف، اولین چهره رسانه‌ای نیست که پس از براندازی حکومت حسنی مبارک در مصر در معرض چنین اتهاماتی قرار گرفته است. پیش‌تر هم چند تن دیگر از روزنامه‌نگاران مصری با پرونده‌سازی و شکایت نیروهای دولتی مواجه شده‌اند و همین مساله بر نگرانی‌ها نسبت به آینده رسانه‌ها و نقض آزادی بیان و مطبوعات در این کشور افزوده است.

آمریکا روز دوشنبه با ابراز نگرانی نسبت به ماجرای باسم یوسف، نسبت به گسترش موارد نقض آزادی بیان در مصر هشدار داد. ویکتوریا نولند، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفت: “پرونده باسم یوسف، در کنار موج جدید صدور احکام بازداشت برای فعالان سیاسی در مصر نشانه نگران‌کننده‌ای از در معرض تهدید بودن آزادی بیان است.”

وکلا و مدافعان حقوق بشر هم اعلام کرده‌اند که تعداد پرونده‌های مرتبط با “توهین به رئیس‌جمهور” در دوران ریاست‌جمهوری محمد مرسی، در مجموع چهار برابر بیشتر از ۳۰ سال حکومت حسنی مبارک در مصر است.

No responses yet

Apr 01 2013

بازجویی یک کمدین تلویزیون مصر به خاطر طنزهایش

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سانسور,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: باسم یوسف، کمدین مصری به خاطر طنزهایش علیه رئیس جمهور و روحانیون این کشور به دادستانی فراخوانده و بازجویی شد. دادستانی وی را با قید وثیقه آزاد کرد، ولی در مصر انتقاد به حکومت روزبه‌روز سخت‌تر می‌شود.

باسم یوسف با کسی شوخی ندارد و همه را به طنز می‌کشد. حتی محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر از طنزهایش در امان نیست. یوسف با برنامه‌های طنز تلویزیونی خود طی کمتر از دو سال به بزرگ‌ترین ستاره تلویزیون مصر تبدیل شده است.

میلیون‌ها بیننده به انتظار برنامه‌های روز جمعه او هستند. او در برنامه‌هایش که از شبکه ماهواره‌ای “سی‌بی‌سی” این کشور پخش می‌شود سازمان اخوان ‌المسلمین، ارتش‌، تلویزیون دولتی و روحانیون این کشور را به طنز می‌کشد.

او در یکی از برنامه‌ها متکایی با عکس قلبی سرخ‌رنگ و تصویری از محمد مرسی بر آن را نوازش می‌کند و در برنامه‌ای دیگر از رئیس جمهوری مصر فرعونی می‌سازد که فکر می‌کند دارای قدرتی مافوق طبیعی است.

باسم یوسف جراح قلب است و هنوز به‌عنوان طبیب فعالیت‌های پزشکی خود را ادامه می‌دهد.

یوسف پس از سرنگونی حسنی مبارک، رئیس جمهوری پیشین مصر، فیلم‌های کوتاه طنزآمیز خود را در شبکه یوتیوب قرار می‌داد. او در این فیلم‌ها نیز سیاست‌مداران و ستاره‌های تلویزیون مصر را به سخره می‌کشید.

به تدریج شمار مراجعه‌کنندگان به این فیلم‌ها افزایش یافتند. شش ماه بعد او اولین برنامه تلویزیونی خود را اجرا کرد. برنامه‌ی طنز تلویزیونی او به سبک شوهای روزانه طنزپرداز مشهور آمریکایی جان استوارت است.

باسم یوسف نمی‌خواهد تنها به لودگی بسنده کند و فقط به ریش شخصیت‌های سیاسی و مذهبی بخندد. او خود در باره برنامه‌های تلویزیونی‌اش می‌گوید: «من می‌خواهم آینه‌ای جلوی مردم جامعه مصر قرار دهم و بگویم چه فرهنگی پشت سر این شخصیت‌های سرشناس کشور هستند.»

دشمنان باسم یوسف

باسم یوسف با برنامه‌های طنز تلویزیونی‌اش بسیاری دشمن خود ساخته است. روز شنبه (۱۰ فروردین/۳۰ مارس) دادستانی کل مصر فرمان جلب این کمدین را صادر کرد. اتهام او توهین به محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر و توهین به موازین اسلام است.

باسم یوسف در بیانیه دادستانی مصر همچنین به اشاعه ادعاهای نادرست متهم شده که هدف‌شان برهم زدن نظم عمومی در مصر است .

یوسف عصر شنبه در یک مصاحبه تلویزیونی در این باره گفت: «ما به اسلام توهینی نکرده‌ایم. ما فقط شرایط کسانی را نشان می‌دهیم که از اعتقادات مردم سوءاستفاده می‌کنند و به این ترتیب به این اعتقادات ضربه می‌زنند.»

شوی بازجویی از باسم یوسف

باسم یوسف روز یکشنبه (۱۱ فروردین/۳۱ مارس) خود را تحویل مقامات دولتی داد و این اقدام را به برنامه‌ای پرطرفدار تبدیل کرد.

او با کلاهی بزرگ‌تر از حد معمول به همراه ده‌ها تن از هوادارانش به دادستانی مصر رفت. کلاه او شبیه کلاه محمد مرسی بود به هنگام دیدارش از پاکستان.

یوسف به هنگام بازپرسی سخنان طنزش را ادامه می‌داد: «اونها تاکنون با جدیت تمام بارها در باره رنگ چشمان من سوال کرده‌اند.» یا «همه‌ی پلیس‌ها و حقوق‌دان‌ها در این دفتر می‌خواهند با من عکس بگیرند. شاید به همین دلیل مرا خواسته‌اند.»

باسم یوسف پس از چندین ساعت بازجویی با قرار وثیقه آزاد شد.

اگرچه این کمدین مشهور مصر بازداشت خود را با طنز بیان می‌کند، اما مخالفان دولت مصر به‌شدت به این اقدام اعتراض کرده‌اند.

محمد البرادعی، برنده جایزه نوبل صلح، عصر شنبه اعلام کرد که چنین اقداماتی را تنها در رژیم‌های فاشیستی می‌توان انتظار داشت.

No responses yet

Mar 31 2013

واشینگتن تایمز: «اسلام دین صلح و آشتی نیست»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

خودنویس: در عکس العمل به برنامه تبلیغاتی دانشجویان سعودی که در خیابان‌های نیویورک به پخش شاخه‌های گل میان عابران دست زده بودند، روزنامه واشینگتن تایمز با لحنی بی‌سابقه به دین اسلام تاخته و ادعای دین صلح و آشتی بودن اسلام را رد کرده است.

«اسلام دین صلح و آشتی نیست.» این تیتر مقاله‌ای است در روزنامه واشینگتن تایمز امروز که در عکس‌العمل به خبری در رسانه‌های آمریکایی در مورد حرکت دانشجویان عربستان سعودی در روزهای «عید پاک» مسیحی منتشر شده است.

CNN و دیگر رسانه‌های آمریکایی، پخش شاخه گل‌های رُز از سوی گروهی از دانشجویان سعودی در میدان تایمز نیویورک به مناسبت عید مسیحی پاک را گزارش دادند. نویسنده واشینگتن تایمز اما می‌پرسد، «آیا پخش کردن گل یعنی اسلام دین صلح و آشتی است؟» و سپس چنین ادامه می‌دهد:

«بسیاری در رسانه‌ها سعی می‌کنند اسلام را به عنوان یک دین صلح جویانه تصویر کنند. همین هفته در The Five، برنامه پربیننده فاکس نیوز «باب بکل» افراطی‌های مسلمان را سرزنش می‌کرد که با رفتارهای تروریستی خود چهره محمد پیغمبر اسلام را خراب می‌کنند، و «دینا پریو» ادامه داد که محمد با مسیحیان و یهودیان با مدارا برخورد میکرد و گفت اینکه او یک همسر مسیحی داشته هم شاهدی بر این مدعاست.

نویسنده اما اضافه می‌کند که اما بکل و پریو اشتباه می‌کردند، و می‌نویسد: «محمد وقتی در مکه بود یک همسر مسیحی داشت، اما آن پیش از تبدیل شدنش به یک جنگجو بود، و حتی پیش از آن بود که چیزی به نام اسلام وجود خارجی داشته باشد. پس اگرچه همسر محمد مسیحی بود، اما این ربطی به تحمل دین وی توسط محمد نداشت. اسلام در سال ۶۲۲ میلادی، سال هجرت محمد از مکه به مدینه آغاز شد. در دوران زندگیش در مدینه، پیغمبر در بیشتر از ۸۰ جنگ شرکت داشت؛ با دختری ازدواج کرد که طبق مراجع مختلف تاریخی تنها شش یا هفت سال از عمرش گذشته بود؛ هزاران یهودی و مسیحی را به قتل رساند و مورد تجاوز جنسی قرار داد؛ و خشن ترین دین در تاریخ را پایه گذاشت.»

نویسنده سپس به عدم مدارای پیامبر اسلام با مسیحیان و یهودیان می‌پردازد: «محمد، مثل مسلمان‌های افراطی امروز، کافران را بوزینه و خوک می‌خواند. در سرتاسر قرآن محمد از زبان خدا میگوید که او مسیحیان و یهودی‌ها را از عربستان بیرون خواهد کرد. عربستان سعودی یک حکومت کاملا اسلامی است. در سرتاسر عربستان هیچ کلیسایی وجود ندارد، هیچ کنیسه‌ای وجود ندارد. در عربستان هیچ گونه تحمل ادیان وجود ندارد.»

مقاله واشینگتن تایمز سپس به نقل آیه‌های مختلفی از قرآن می‌پردازد که در آن پیغمبر اسلام از زبان خدا مومنان را به جنگ و قتل مخالفان اسلام و آنانی که به الله تسلیم نمیگردند فرا خوانده است. نویسنده این مقاله سپس می‌افزاید: «اغلب در پاسخ به بحث خشونت در اسلامی صحبت از خشونت‌هایی می‌کنند که به نام مسیحیت صورت گرفته است، از جمله خشونت‌های بی‌حد و حصر جنگهای صلیبی. اما تفاوت عمده‌ای که وجود دارد این است که عیسی مسیح در طول عمرش هرگز در جنگی شرکت نداشت و هیچ‌وقت پیروانش را به خشونت دعوت نکرد. محمد یک جنگجو بود و به خشونت دعوت می‌کرد. قرآن هردوی این واقعیت‌ها را در خود دارد. دادن گل به عابران حرکت قشنگی است، اما اسلام را به دین صلح و آشتی تبدیل نمی‌کند. نام صحیح‌تر کاری که این دانشجوها دارند انجام می‌دهند «جنگ با یک شاخه گل» است.»

No responses yet

Mar 31 2013

از دولت امام زمان تا پرشمار شدن مدعیان ظهور: ظهور ۲۰ امام زمان در یک ماه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

روز: در آستانه عید نوروز، بیش از ۲۰ تن در مسجد جمکران، مدعی شده‌‌اند که امام دوازدهم شیعیان، مهدی هستند. مدعیان “امام زمان” بودن همگی دستگیر شده و اکنون زندانیند. اما برخی از آنها در زندان هم همچنان بر “مهدی موعود” بودن اصرار می‌کنند. تعدادی هم اعتراف کرده که با عناصر ضد دین خارج از کشور رابطه دارند و بعضی هم سابقه زندان با جرایم مختلف را در کارنامه دارند و به قصد کلاهبرداری وشیادی “ظهور” کرده بودند!

خبر ظهور و دستگیری بیش از ۲۰ امام زمان در یک ماه را پایگاه خبری و تحلیلی قم فردا به نقل از یک منبع آگاه منتشر کرده و توضیح داده است: “برخی از افراد منحرف قصد داشتند در آستانه عید نوروز وبا استفاده از شلوغی مسجد مقدس جمکران قم به مهدویت و امام عصر توهین کنند که خوشبختانه نتوانستند هیچ اقدامی انجام دهند. برخی از این امام زمان های قلابی دستگیر شده که تیمی هایی را در سطح مسجد مقدس جمکران قم داشته اند با ایجاد شبهه در رابطه با مهدویت قصد تخریب حضرت ولی عصر(عج) را داشته و می خواستند به ساحت مقدس امام عصر توهین کنندکه خوشبختانه با هوشیاری به موقع سربازان گمنام امام زمان در مسجد مقدس جمکران و در محوطه حیات مسجد در حین جو سازی و طرح ادعاهای واهی دستگیر شده‌اند.”

این وبسایت همچنین گزارش داده که “اخیرا در شهرهای مختلف کشور افراد منحرفی که بعضی از آنها سابقه رمالی در پرونده ی خود دارند به دروغ ادعای مرتبط بودن با امام زمان را می‌کنند و با سوء استفاده از احساسات مردم سعی می‌کنند آنها را منحرف کرده و اهداف شوم خود را القا کنند.”

پیش از این هم و در تابستان سال گذشته یک “کار‌شناس فرقه‌های نوظهور” حوزه علمیه اعلام کرده بود “بیش از سه هزار مدعی دروغین امام زمان در زندان‌ها هستند.”

مهدی غفاری که در جمع مبلغان ماه رمضان استان اصفهان سخنرانی می‌کرد، معتقد بود باید فضایی باز برای بیان انتقادات به وجود بیاید چرا که “افراد به واسطه شنیدن اخبار منفی اجتماعی دچار تلاطم روحی می‌شوند و فرقه‌های انحرافی از این فرصت بهره گیری می‌کنند تا اهداف خود را پیاده کنند.”

دولت امام زمان و ادعاهای احمدی‌نژاد

آن گونه که وبسایت قم فردا نوشته، شلوغی عید باعث شده تا مدعیان ظهور فضا را برای عرضه خود مساعد ببینند. اما نه فقط در مسجد جمکران، بلکه در فضای سیاسی کشور هم چند صباحی است اشاره به امام زمان اوج گرفته. در آخرین نمونه، محمود احمدی‌نژاد خطاب به ۶ سفیر دولت جمهوری اسلامی گفت که شما باید حود را “سفیر امام عصر” بدانید.

شعار زنده باد بهار هم که از سوی رییس دولت و اسفندیار رحیم مشایی به طور مکرر عنوان می‌شود آن طور که خود ادعا کرده‌اند اشاره به امام زمان دارد. شعاری که انتقادات بسیاری را از سوی اصولگرایان برانگیخته است. اما گویا احمدی‌نژاد خود را آن قدر نزدیک و مطلع از مباحث مربوط به امام زمان می‌داند که حتی وعده بازگشت هوگو چاوز را به همراه مسیح و امام زمان می‌دهد و به انتقادات حوزه علمیه هم بی‌اعتناست. او از همان سال ۸۴ از زبان هوادارانش شنیده بود که دولتش “دولت امام زمان” است.

علنی شدن نخستین ادعای کمک به دولت و رییس‌جمهور از سوی “امام زمان” به اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ برمی‌گردد و پخش فیلم سخنرانی محمود احمدی‌نژاد از تلویزیون جمهوری اسلامی. او در جمع روحانیان مشهد گفته بود: “ما در این دوسال و نیم، البته در تمام دوران انقلاب، در همه عالم هستی جاری است، به شما عرض کنم ما دست این مدیریت الهی را هر روز می بینیم. خدا خودش شاهد است که ما می بینیم. اغراق نمی گویم. ندیده را خدمتتان عرض نمی کنم.”

او همچنین با اشاره به سخنرانی جنجالی‌اش در دانشگاه کلمبیای نیویورک روایت کرده بود: “یک لحظه بعد یاد امام عصر افتادم. گفتم: ای عزیز، من مطمئن هستم که این صحنه را به نفع اسلام جمع و جور می کنی و مدیریت خواهی کرد. می دانم جمع خواهی کرد.”

محمود احمدی‌نژاد البته ادعاهایی مشابه هاله نور را هم مطرح کرده است اما این صریح ترین ادعای مربوط به و مرتبط با امام آخر شیعیان است. او چند سال بعد بار دیگر در توجیه طرح هدفمندی یارانه‌ها، پول‌های واریز شده به حساب مردم را پول امام زمان توصیف کرد: “این پول ویژه است این پول امام زمان است پول با برکت است. پولی است که زمینه رشد جامعه است. مواظب باشیم این پول خراب نشود.”

از همان اولین ادعای مدیریت امام زمانی و دولت امام زمان توسط رییس دولت، تعداد زیادی از چهره‌های سیاسی کشور موضع گرفتند و واکنش نشان دادند. از جمله مهدی کروبی، یکی از رهبران فعلی جنبش معترضان به ریاست‌جمهوری احمدی‌نژاد که در دور اول ریاست‌جمهوری وی نیز منتقد دولت و سیاست‌هایش بود، اعلام کرد: “این سوال در ذهن مردم ایجاد می شود که آیا اینکه قیمت مسکن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اینکه مردم از تورم و گرانی آزار می بینند، به علت مدیریت امام زمان است؟… این که می‌گویید مدیریت امام زمانی، اگر کسی از نظر عده‌ای کار نسنجیده‌ای کرد و توهینی به ملت عظیم ایران شد، آیا باید بگوییم که مدیریت امام زمان بوده است؟ چرا پای امام زمان را به این مسایل می‌کشیم؟ بهتر است مشکلات را به خشکسالی، تورم جهانی، به آمریکا یا دولت های پیشین حواله بدهید…”

آیت الله مهدوی کنی روحانی بلندپایه اصولگرا نیز در اعتراض به این ادعا گفته بود: “اگر مدیریت از امام زمان بود، یعنی ایشان نمی توانند مافیا را از بین ببرند؟ برنج کیلویی پنج هزار تومان هم از مدیریت ایشان است؟”

وقتی که میان اصولگرایان بر سر احمدی‌نژاد اختلاف افتاد، ادعاهای دولت درباره مباحث مربوط به امام زمان برایشان گران آمد و این بار در صدد مقابله برآمدند. مخصوصا با انتشار مستند “ظهور نزدیک است” مشخص شد که این اصرار به همسانی و مقام‌سازی برای احمدی‌نژاد طرفداران پر و پاقرصی دارد. در این فیلم محمود احمدی‌نژاد به عنوان شعیب و آیت‌الله خامنه‌ای به عنوان سیدخراسانی معرفی شده بود. اما واکنش شدید محافل مذهبی و سیاسی را به دنبال داشت. حتی روزنامه کیهان به شدت به آن تاخت و نوشت که “تهیه کنندگان سی دی موسوم به «ظهور نزدیک است» بیشترین تلاش خود را به انطباق شخصیت «شعیب بن صالح» با آقای دکتر احمدی نژاد اختصاص داده‌اند…”

از مدعیان بی‌نام و نشان ظهور تا مدعیان حکومتی

ادعای ظهور و منجی بودن و یا ارتباط با او و برعهده‎داشتن نمایندگیش قدمتی بسیار دارد. در طول تاریخ برخی از آنان چهره شده و پیروانی هم پیدا کرده‌اند و یا این که در گمنامی مشمول عقاب و کیفر حکومت‌ها، دستگاه مذهبی زمان و یا خود مردم شده‌اند. چرا که فقه شیعه شرایط ویژه‌ای را برای ظهور امام دوازدهمش که او را غائب به امر خداوند می‌داند، برشمرده است. اما در سال‌های گذشته تعدادی از این مدعیان راهی هم به رسانه پیدا کرده و جزو معدود دفعاتی است که از حجم و تعداد این ادعاها آماری اعلام می‌شود.

علیرضا پیغان یکی از معروف‌ترین مدعیان سال‌های اخیر است. او در شهر قم ادعای ظهور کرد و رو به مسجد جمکران نماز می‌خواند. او وبسایتی به نام “منجی” راه‌اندازی کرد و کتابی ۶۷۳ صفحه‌ای به نام “القائم” نوشت. بعد از انتشار این کتاب بود که او دستگیر شد و چند مرجع تقلید فتوا دادند او “مرتد” و “مفسد فی‌الارض” است. پیغان در سال ۱۳۸۷ اعدام شد و رسانه‌ها همان زمان گزارش دادند که “ظرف چند سال اخیر تعداد شیاداتی که ادعای امامت یا ارتباط با امام زمان می‌کنند به نحو نگران ‌کننده‌ای افزایش یافته و تعداد افراد ساده و عوامی که جذب خرافات مذهبی می‌شوند نیز بیشتر شده است.”

“فریده.گ” هم فردی است که در سال ۸۵ ادعای همسری امام زمان را کرد و دستگیر شد. آوازه او آن قدر بالاگرفت که فیلم سخنرانی‌هایش به رسانه‌ها هم راه پیدا کرد.

در موردی دیگر در دی ماه ۱۳۸۶، فردي به نام “ع. ق” به همراه دو دختر و دامادهاي خود به ساختمان رياست‌جمهوري در خيابان پاستور مراجعه کرده و ضمن درخواست براي ديدار با احمدي‌نژاد، عنوان می‌کند: “من امام زمان هستم و آمده‌ام احمدي‌نژاد را ببينم.”

این شخص که از ارومیه آمده بود تاکید داشت که “من آمده‌ام چند تذکر به احمدي‌نژاد بدهم و بگوييد اگر مي‌خواهد امامش را ببيند من آمده‌ام.” از سرنوشت او خبری مخابره نشده است.

و یا این که در آذر ۱۳۸۹، در یک روز دو نفر در دو مکان جداگانه در سمنان ادعای امام زمانی می‌کنند و دستگیر می‌شوند.

کار به امام زمان متوقف نمانده و در قم دو نفر مدعی امام سیزدهم و چهاردهم بودن می‌شوند و پیروانی هم پیدا می‌کنند. (برای آگاهی از نمونه‌های بیشتر، کلیک کنید.)

اما فصل مشترک همه این مدعیان، برخورد شدید قضایی و در بهترین حالت بستری شدن در بیمارستان‌های روانی است. اما آیا رواج مدعیان ظهور در کشوری که دولتش خود را دولت امام زمان می‌داند، عجیب و دور از انتظار است؟

جالب این که ادعای ارتباط با “امام زمان” و “عنایت” و “توجه” ویژه او منحصر به محمود احمدی‌نژاد نیست و از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی سابقه دار بوده و مشخصا روایت‌هایی وجود دارد که به آیت‌الله خمینی برمی‌گردد. از جمله این که او فرمان راهپیمایی ۲۱ بهمن سال ۵۷ را با وجود حکومت نظامی، به “دستور امام زمان” صادر کرده است.

در مورد آیت‌الله خامنه‌ای و برخی مراجع تقلید هم روایت‌های زیادی از ارتباط با امام آخر شیعیان وجود دارد. اما کسی متعرض روحانیان عالی‌رتبه در ذکر خاطرات و روایات و یا حتی این نقل قول معروف که ایران “مملکت امام زمان” است، نمی‌شود.

No responses yet

Mar 19 2013

سایت جماران: آیت‌الله خمینی موافق چهارشنبه‌سوری بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: امروز سه‌شنبه آخر سال ۱۳۹۰ و «چهارشنبه‌سوری» است. در این خصوص سایت وابسته به خانواده آیت‌الله خمینی در مطلبی با ذکر خاطره‌ای از آقای خمینی نوشت که نظر وی درباره‌ی این رسم منفی نبوده است. با انتشار این یادداشت سایت‌های محافظه‌کار بلافاصله به این نوشته حمله کردند و نظرات بسیاری از روحانیون و مراجع از جمله خامنه‌ای را آوردند که طی آن؛ این افراد چهارشنبه‌سوری را «بدون مبنای عقلی» خوانده‌اند.

پایگاه اطلاع رسانی جماران که توسط خانواده آیت‌الله خمینی اداره می‌شود امروز نوشت: «شب آخرین سه‌شنبه سال، چهارشنبه سوری نام دارد که جزئی از مراسم نوروز است و برای بچه‌ها غروبی هیجان‌انگیز است. بعضی‌ها به تپه‌ها می‌روند تا بوته‌های خار بچینند و در گرگ و میش هوا آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و بگویند: زردی من از تو‌، سرخی تو از من..»

این سایت در ادامه نوشته است: «آیت‌الله خمینی نمی‌توانست از لحاظ احساسی نسبت به چهارشنبه‌سوری بی‌تفاوت باشد. اما در هیچ کلامی از او نسبت به آن سخنی منفی دیده نمی‌شود. یک دلیلش آن است که این رسم برای اقلیت زرتشتیان ایران که اقلیتی خوشنام است، بیش از برگزاری یک رسم ملی دارای معناست.»

اما سایت‌های محافظه‌کار به این نوشته حمله کردند. «بولتن نیوز» در یادداشتی با عنوان «مشروع جلوه دادن چهارشنبه سوری از منظر حضرت امام توسط سایت جماران» این حرکت را مشکوک خواند و نوشت که مسئولین این سایت سعی می‌کنند نظرات آیت‌الله خمینی را «تحریف» و آن را امروزی کنند.

«شهر خبر» هم نظرات ده‌ها تن از مراجع تقلید را آورده که گفته‌اند با چهارشنبه‌سوری مخالف هستند. برای نمونه آیت‌الله خامنه‌ای در فتوایی گفته است: «چهارشنبه‌سوری و سیزده به در مبنای عقلایی ندارد.»

انتظار می‌رود مطلب سایت جماران با واکنش‌های بسیاری روبرو شود.

No responses yet

Mar 18 2013

آیت‌الله هایی که فرزندان خود را به کشتن دادند

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: فرزند مهدی خزعلی، نویسنده و فعال سیاسی منتقد جمهوری اسلامی اخیرا اعلام کرده که پدربزرگش نه تنها توصیه خود برای بازداشت و زندانی نگه داشتن فرزندش را تکذیب کرده بلکه گفته برای آزادی او تلاش می کند.آیت الله ابوالقاسم خزعلی، عضو مجلس خبرگان رهبری و پدر مهدی خزعلی است.

پدر به حمایت قاطعانه از رهبر جمهوری اسلامی شهرت دارد اما پسر چند سالی است که در مخالفت با عقاید پدر فعالیت می کند.

در ماه های اخیر گزارش های متعددی درباره رضایت و حتی حمایت آیت الله خزعلی از برخورد قضایی و امنیتی با فرزندش در رسانه ها منتشر شد. اما نوه این آیت الله ۸۸ ساله گفته که پدربزرگش در آخرین دیدار با او، این مسئله را به شدت تکذیب کرده و در عین حال از دستگاه های امنیتی و اطلاعاتی هم گلایه کرده است.

با وجود این، رسانه ها و شخصیت های مختلف در جناح حاکم اصولگرا، همواره حمایت یا لااقل سکوت ابوالقاسم خزعلی در قبال برخورد با فرزندش را نشانه ای از احترام به قانون، مقابله با پدیده آقازادگی و درس عبرتی برای دیگر مقام های ارشد حکومت دانسته اند تا حمایت از اعضای خانواده خود را به پشتیبانی از نظام ترجیح ندهند.

اکبر هاشمی رفسنجانی، هدف و مخاطب اصلی این کنایه است.

قربانی دادن برای اثبات وفاداری

قربانی کردن فرزندان برای کمک به حفظ حکومت، می تواند بهترین و تأثیرگذارترین نشانه از وفاداری به نظام سیاسی مستقر تلقی شود.

در روابط انسانی و اجتماعی، رابطه ای عمیق تر و عاطفی تر از رابطه والدین با فرزندان وجود ندارد. در متون مقدس نیز برای ابراز وفاداری و سرسپردگی ابراهیم (نیای هر سه دین مسیحیت، یهودیت و اسلام) به خداوند، آمادگی او برای قربانی کردن فرزند، معیار ایمان شناخته می شود.

به همین سبب است که دل کندن از فرزند و سپس قربانی کردن او برای بقای حاکمان، این پیام را به روشن ترین و صریح ترین شکل ممکن به صاحبان قدرت می رساند که کمترین تردید درباره امکان اطمینان به او و سپردن مناصب کلیدی و حساس به وی وجود دارد .در چنین شرایطی، پدر یا مادر قربانی کننده می توانند تا بالاترین مقام های حکومتی ارتقا یابد.

در حکومت جمهوری اسلامی از سه پدر که حاضر شدند برای حفظ حکومت از فرزندان خود بگذرند و حتی در کشته شدن آنها نیز شریک باشند، به عنوان نمونه نام برده می شود. این پدران در ادبیات رسمی حکومت، نمادهای از خود گذشتگی در برابر امام، رهبری، انقلاب و قانون معرفی می شوند.

اما قرائت رسمی که فداکاری این پدران را روایت می کرد در گذر زمان با شک و شبهاتی روبرو شد.

آیت الله محمد محمدی گیلانی

حاکم شرع و رئیس دادگاه های انقلاب در اویل انقلاب اسلامی و رئیس سابق دیوان عالی کشور بود.

این آیت الله ۸۵ ساله برای سالها در اذهان عمومی با صدور فرمان قتل یا اعدام فرزندان خود به علت مبارزه مسلحانه با جمهوری اسلامی شناخته می شد.

اما پس از آنکه روزنامه کیهان (زیر نظر رهبر جمهوری اسلامی) و هفته نامه پرتو سخن (به صاحب امتیازی موسسه بین المللی امام خمینی به ریاست آیت الله مصباح یزدی) در مهرماه ۱۳۹۱ با اشاره به نحوه برخورد محمدی گیلانی با فرزندانش، از اکبر هاشمی رفسنجانی خواستند تا او نیز رویه مشابهی اتخاذ کرده و دست از حمایت از فرزندانش بردارد، تاریخ ورق خورد.

ابتدا روزنامه جمهوری اسلامی (روزنامه نزدیک به روحانیون محافظه کار) نوشت که یکی از سه پسر آیت‌ الله محمدی گیلانی در درگیری با مأموران نظامی کشته شده و دو پسر دیگر او در حال فرار به سوی مرز ترکیه در اطراف ارومیه با واژگون شدن خودرو و از ترس اینکه مبادا توسط مأموران دستگیر شوند با خوردن سیانور خودکشی کردند.

بر اساس گزارش ها، فرزندان این روحانی که در آن هنگام حاکم شرع انقلاب و از نزدیکان آیت الله خمینی بود، از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بودند که در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی “منافقین” خوانده می شوند.

چند روز بعد، حسینعلی نیری، از نزدیکان همیشگی محمدی گیلانی و معاون دیوان عالی کشور نیز با هشدار نسبت به “تحریف حقایق و حوادث تاریخی” جمهوری اسلامی گفت که آیت‌الله محمد محمدی گیلانی در مرگ فرزندان خود “نقشی” نداشته است.

نیری که آیت الله حسینعلی منتظری از او به عنوان یکی از عوامل اصلی اعدام دسته جمعی زندانیان سیاسی در دهه ۶۰ نام برده، از محمدی گیلانی به عنوان فردی “عارف”٬ “رئوف” و “مهربان” یاد کرد که نمی‌توان تصور کرد “درصدد کشتن فرزندان خود بر آید.”

اما بارزترین تفاوت میان روایت معاون دیوان عالی کشور با روایت روزنامه جمهوری اسلامی در این بود که نیری گفته بود پسر بزرگ محمدی گیلانی به نام محمدجعفر “در سال ۱۳۵۸ و بر اثر تصادف و عفونت بیمارستانی” درگذشت نه آنگونه که روزنامه جمهوری اسلامی نوشته بود در درگیری مسلحانه.

معاون دیوان عالی کشور در پایان نامه خود که آن را هم روزنامه جمهوری اسلامی منتشر کرده بود، افزود: “چه لزومی دارد برای بعضی اهداف سیاسی چهره مهربان و عطوف بزرگان حوزه را خشن و زشت تر از شمر و نادر و مغول معرفی کنیم.”

آیت الله احمد جنتی

دبیر ۲۰ ساله شورای نگهبان و از مورد اعتمادترین مقام های حکومتی در نزد آیت الله خامنه ای است
.
محمد حسین جنتی، فرزند آیت الله احمد جنتی نیز از نمونه هایی بود که در اوایل انقلاب در جریان یک درگیری مسلحانه با نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی کشته شد. او از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران بود.

گزارش رسانه های نزدیک به حکومت می گوید جنتی نذر کرده بود اگر پسرش که در آن هنگام فراری بود، دستگیر یا اعدام شود ۴۰ روز روزه شکر بگیرد.

حسین جنتی قبل از انقلاب نیز به دلیل ارتباط با سازمان مجاهدین خلق دستگیر و محکوم به حبس ابد شده بود. او در آبان سال ۵۷ از زندان آزاد شد و پس از اعلام جنگ مسلحانه مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی به حمایت از این سازمان فعالیت خود را شدت بخشید.

در پاییز ۱۳۶۰ خانه حسین جنتی که وی به همراه همسرش در آن زندگی مخفیانه داشت، به محاصره نیروهای سپاه در آمد. پس از درگیری، حسین خود را از پنجره ساختمان به پائین پرت کرد تا فرار کند اما کشته شد. همسر او که برای خرید بیرون رفته بود، هنگام بازگشت به وضعیت محل مشکوک شده و از آنجا می‌گریزد.

آیت الله غلامرضا حسنی

نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه است.

این آیت الله ۸۶ ساله، مخفیگاه پسر بزرگ خود به نام رشید را به کمیته های انقلاب لو داد. رشید در آن هنگام از اعضای سازمان فدائیان خلق ایران بود.او در تهران به طور مخفیانه زندگی می کرد تا اینکه پدرش از محل اختفای او مطلع می شود.

آنگونه که آیت الله حسنی در خاطراتش گفته “جایش را شناسایى کردیم. در کمیته انقلاب تهران با آیت ‌الله مهدوى کنى تماس گرفتم و گفتم: یک موردى هست، چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم است … گفتم اگر مقاومت یا فرار کرد، بزنید، نگزارید فرار کند و اگر هم تسلیم شد، دستگیر کنید و به کمیته تحویل بدهید. آنها رفتند و او را دستگیر کردند.”

امام جمعه شهرستان ارومیه در ادامه افزوده: “رشید را بعد براى بازجویى و محاکمه به تبریز انتقال دادند. او چون محل فعالیت‌ هایش آذربایجان بود در این شهر محاکمه و به اعدام محکوم شد و بلافاصله حکم اجرا گردید.”

آیت الله حسنی بعدها نیز از این اقدام خود دفاع کرد: “وقتى خبر اعدام رشید را شنیدم، چون به وظیفه خود عمل کرده بودم هیچ ناراحت نشدم. من در مورد انقلاب با هیچ شخصى ولو پسرم باشد، شوخى ندارم و با هیچ احدى در این مورد عقد اخوتى هم نبستم. هنوز هم اگر یکى از فرزندانم بر ضد انقلاب و رهبرى خداى ناکرده فعالیت کند، همان کارى را خواهم کرد که با رشید کردم.”

با وجود این، امام جمعه ارومیه در مصاحبه ای که سال ۱۳۹۰ با خبرگزاری حوزه های علمیه (رسا) انجام داد، نتوانست ناراحتی خود را از اعدام فرزندش پنهان کند: “سخت بود. مخصوصا آن روزهایی که در کنار من با شاه می جنگید، خیلی مؤثر بود و من هم نمی توانستم به آنها برسم و من هم مقصر هستم. چون من بودم و این کشور و این استان و این جنگ کردستان. واقعا وقت نگذاشتم به خانواده ام برسم. شاید در اینجا حق با او باشد نتوانستم برسم والا اگر خودم می توانستم برسم اینطور نمی شد. الان هم رنج می برم. پسر من دیروز با شاه می ‌جنگید و امروز در لیست اعدامی ها باشد برایم فوق العاده سخت است؛ اما او از خط انقلاب خارج شده بود.”

No responses yet

Mar 17 2013

تاریخ مصرفی که تمام شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,انتخاباتی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

خودنویس: جریان اصلاح‌طلبی حکومتی و یا به تعبیر صحیح‌تر بساط مشاطه‌گری در نظام منحوس ولایت فقیه از آن‌دسته کلاه‌های گشادی بود که بر سر ملت ایران رفت به صورتی که گشادی آن اگر از کلاهی که در جریان تصویب اصل منحوس ولایت فقیه بر سر ملت ایران گذاشته شد بیشتر نباشد، قطعا کمتر نبوده است.

اشکال اساسی در جامعه روشنفکری ما که به جامعه سیاسی نیز تسری می‌یابد بروز حرکات احساسی است به صورتی که فرصت موج‌سواری را به راحتی در اختیار منفعت‌طلبان -که کم تعداد نیز نیستند- قرار می‌دهد.

به جریان انقلاب ۵۷ برگردیم، خمینی که بود؟ آیا آن آخوند مرتجع و دروغ‌گو چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد و در ادامه خیانتی در حق این مردم به انجام رساند که اثرات آن تا ده‌ها سال پس از خشک شدن شجره خبیثه ولایت فقیه همچنان بر جای خواهد بود.

به جریان سال ۷۶ برگردیم و دود و دمی که شاگرد خلف آن دروغ‌گوی بزرگ تاریخ به راه انداخت را مرور کنیم. خاتمی که بود؟ آیا این آخوند به اصطلاح روشنفکر چیزی بیشتر از یک موج‌سوار بود که باز هم از نادانی و سادگی جامعه روشنفکری ما استفاده کرد و بر موج نارضایتی‌ها سوار شد. از جامعه مدنی آغاز کرد و به مردم سالاری دینی ختم نمود. مردم‌سالاری دینی چه بود؟ مفهومی برای بزک عمارت پوسیده ولایت فقیه. به چه صورت؟ جمهوری یعنی مردم‌سالاری و ولایت فقیه یعنی دینی! به همین سادگی و پس از هشت سال فریب مردم و بر باد دادن هزاران زندگی و جوانی و امید و آرزوی یک ملت با یک کلمه «تدارکاتچی» عذر بدتر از گناه آورد و به کنج عافیت خویش خزید.

در جریان پروژه اصلاح‌طلبی حکومتی و قلابی چه اتفاقی افتاد؟ یک سری حرف‌ها زده شد. پرونده میکونوس به خوشی به بایگانی سپرده شد! فرصتی برای پروژه ضد ملی «بمب اتمی» ارتجاع فراهم شد. تشکیلات تروریستی ولایت فقیه در سراسر منطقه گسترده شد و هشت سال هم آدرس غلط به مردم داده شد. در انتها خاتمی چه هزینه‌ای پرداخت کرد؟ آیا در حصر قرار گرفت؟ یا فرزندانش از مسافرت به اروپا محروم شدند؟ حقوقش کم شد؟ مشکل معیشتی پیدا کرد؟ چه اتفاقی برای ایشان افتاد؟ راستی برای شخصی «بی خاصیت و ثناگو» مگر می‌شود اتفاقی هم بیافتد؟

ریشه اختلاف بین ما و رژیم منحوس ولایت فقیه چیست؟ این سوالی است که باید ده‌ها و صدها ساعت درباره آن اندیشه شود. آن نیروی سیاسی که نمی‌تواند ریشه اختلاف را درک کند و یا می‌تواند ولی به علت بند ناف ارتزاقش توانایی بیان آن را ندارد اساساً صلاحیت حضور در جبهه آزادی‌خواهی را ندارد!

ریشه اختلاف ما با دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه یک جمله بیشتر نیست: «حق تعیین سرنوشت و حق حاکمیت مردمی». حقی که از فردای تاسیس نهاد ارتجاعی ولایت فقیه توسط «ملایان دین فروش» به سرقت رفت.

وضعیت هر دستگاه سیاسی از دو حال خارج نیست. یا حق حاکمیت مردمی در آن به رسمیت شناخته می‌شود یا نمی‌شود. در این بین حالت میانه و وسط وجود ندارد. آن دسته از دستگاه‌های سیاسی که این حق را به رسمیت می‌شناسند با ساز و کارهای قانونی اصلاح پذیر هستند. در رژیم منحوس ولایت فقیه با پدیده‌ای روبرو هستیم که خود را اساساً زمینی نمی‌داند، سازش و چانه زنی با چنین انحراف بزرگ فکری که لباس قانون نیز پوشیده است اساساً ممکن نیست.

چه چیزی قرار است اصلاح شود؟ بر سر چه چیزی قرار است سازش شود؟ رژیم منحوس ولایت فقیه خود از پایگاه اجتماعی خویش بیش از هر کسی مطلع است. پذیرش «حق حاکمیت مردمی» از سوی رژیم منحوس ولایت فقیه یعنی عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه و عدم نهاد ارتجاعی ولایت فقیه یعنی فرو ریختن «سلسله آخوندیان». به همین سادگی!

صحنه آنقدر روشن است که نیاز به هیچ تحلیل و زیاده‌گویی نیست. تنها یک نگاه ساده به عناصر اصلی باقی مانده در دستگاه سراسر فساد ولایت فقیه خود بیشتر از ده‌ها صفحه تحلیل گویاست! خامنه‌ای، جنتی، علی لاریجانی، صادق لاریجانی، مصباح یزدی و تعداد دیگری از مفت‌خوران و فسیلان حوزه علمیه که تعدادی اوباش با نام پاسدار و بسیجی وظیفه حراست از آنان را به عهده دارند. این است تمام جمهوری اسلامی!

در چنین شرایطی که به مدد رشادت فرزندان دلیر این سرزمین، سنگرهای دروغ‌گویی و مشاطه‌گری ارتجاع در هم شکسته و ناقوس مرگ دستگاه ارتجاعی ولایت فقیه بلندتر از همیشه به صدا در آمده است مجدداً جریان منحط فکری و سیاسی اصلاح‌طلبی حکومتی که یک سر آن در آخور ثروت‌های باد آورده در نظام شیطانی ولایت فقیه و سر دیگر آن در جنایت‌های هولناک ده سال اول انقلاب درگیر است در سودای برپایی بساط مشاطه‌گری است. این مردگان متحرک که هنوز از خواب بیدار نشده و از خاک‌سپاری خود در قبرستان تاریخ بی‌خبرند گمان می‌کنند بساط بندبازی و رقاصی ایشان در صحن سیرک جمهوری اسلامی همچنان قادر است تا جماعتی را چند صباحی دیگر به خود مشغول دارد. زهی خیال باطل!

اراجیفی چون بازگشت به شرایط قبل از انتصابات ۸۸ و یا حاکمیت دوگانه تعابیری هستند که باید هم از سوی شیادانی که بند ناف ارتزاق و حیات‌شان به رژیم شیطانی ولایت فقیه متصل است بیان و تبلیغ شود! اینان برای حفظ دکان عافیت‌طلبی و منفعت‌طلبی خویش تلاش می‌کنند. اشکال از ایشان نیست، اشکالی اگر بوده است از سادگی جامعه روشنفکری ما است که اساساً اجازه عرض اندام به این معلوم‌الحالان داده است.

به صراحت اعلام می‌کنیم «حق حاکمیت مردمی و حق تعیین سرنوشت با محوریت همیشگی صندوق رای» حقی سازش‌ناپذیر است که در شرایط کنونی در شعار محوری «مرگ بر اصل ولایت فقیه» ترجمه و خلاصه می‌شود. کوچک‌ترین انحراف و عدول از مسیری که این قطب نمای حرکتی به ما نشان می‌دهد موجب پرتاب دوباره ما به ناکجا آباد است. مشاطه‌گرانی که سرسپردگی فکری و عملی خود را در ده‌ها مورد نسبت به ارتجاع ولایت فقیه به اثبات رسانده‌اند اساساً بخشی از رژیم منحوس ولایت فقیه محسوب می‌شوند و هیچ سنخیتی با جنبش آزادی‌خواهی ایران نداشته و ندارند.

اعلامیه سبز تلاش خواهد کرد تا با گسترده نمودن و بسط قسمت منتشر نشده‌ی مقاله، بخش دوم آن را طی هفته‌ی آتی در اختیار سایت محترم خودنویس قرار دهد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .