اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'حقوق بشر'

Oct 13 2020

رئيس قوه قضاییه ایران خواستار برخورد با متخلفان طرح گرداندن متهمان در خیابان شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: با افزایش انتقادها از طرح گرداندن متهمان در خیابان و کتک زدن یکی از متهمان توسط مامور پلیس، رئیس قوه قضائیه ایران گفته است «تعرض به متهم ولو اوباش قطعا مجاز نیست» و باید با «متخلفین اعم از بازپرس و یا مامورین برخورد شود».

خبرگزاری رسمی قوه قضائیه ایران می‌گوید ابراهیم رئیسی «از همان لحظات اولیه اطلاع»، به دادستان تهران دستور برخورد با متخلفان را داده ولی گزارشی از نتیجه این دستور منتشر نشده است.

روز سه‌شنبه، ۱۵ مهر، چند متهم به اقدامات «شرارت‌آمیز» از جمله موبایل‌قاپی، سوار بر وانت در منطقه مشیریه تهران گردانده شدند و نیروهای پلیس که شماری از آنها چهره خود را پوشانده بودند، یکی از آنها را در ملاء عام ضرب‌وشتم کردند.

پیش از این مجید میراحمدی، جانشین معاونت اطلاعات و امنیت ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، از طرح مجرم‌گردانی برای مقابله با «اراذل ‌و ‌اوباش» در ایران دفاع کرده و گفته بود که این طرح در راستای دستورات رهبر جمهوری اسلامی اجرا می‌شود.

حسین رحیمی، رئيس پلیس تهران، هم روز دوشنبه در واکنش به انتقادها از گرداندن متهمان در خیابان‌ها، گفت برخی افراد «برای درآوردن ادای روشنفکری» انتقاد می‌کنند.

او گفت گرداندن این افراد که به گفته او «اراذل و اوباش قداره‌به‌دست» هستند، «با حکم مرجع قضایی» بوده است و بدون توجه به «جوسازی رسانه‌های معاند» ادامه خواهد یافت.

در روزهای گذشته، فعالان حقوق بشر از اقدام پلیس ایران در ضرب‌وشتم متهمان در خیابان‌ها و گرداندن تحقیرآمیز آن‌ها انتقاد کرده‌اند.

این فعالان می‌گویند که اجرای چنین مجازات و تنبیهی نقض آشکار پیمان‌نامه‌ها و میثاق‌های حقوق بشری و حتی قوانین جمهوری اسلامی است.

No responses yet

Oct 10 2020

واکنش سفیر پیشین ایران به اتهامات مربوط به اعدام‌های ۶۷

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: در پی انتشار نامه اعتراضی گروهی از ایرانیان و فعالان حقوق بشر در مورد اهدای کرسی استادی به سفیر پیشین و نماینده دائمی ایران در سازمان ملل در یکی از معتبرترین دانشگاه‌های ایالت اوهایو آمریکا، محمدجعفر امیرمحلاتی به اتهامات مطرح‌شده علیه خود در رابطه با اعدام‌های دسته‌جمعی تابستان ۶۷ واکنش نشان داد.

آقای محلاتی که به عنوان مسئول مطالعات خاورمیانه و شمال آفریقا در دانشگاه اُبِرلین آمریکا مشغول فعالیت است، در بیانیه‌ای که با هدف رد اتهام‌ها علیه خود تدارک دیده، با اعضای خانواده‌ها و بازماندگان اعدامی‌های سال ۶۷ «عمیقا ابراز همدردی» کرده است.

او می‌نویسد: «اعدام‌های خودسرانه اقدام‌هایی هولناک‌اند و هر جای دنیا که اتفاق بیفتند، بی‌تردید جنایت علیه بشریت محسوب می‌شوند.»

او در جوابیه خود می‌نویسد: «من هر گونه آگاهی و در نتیجه، مسئولیت در مورد اعدام‌های دسته‌جمعی در ایران، در دورانی که مشغول خدمت در سازمان ملل بودم را قویا رد می‌کنم.»

سفیر پیشین ایران تاکید کرده است که در طول سال‌ها فعالیت حرفه‌ای در ابرلین و به دلیل پیشینه طولانی‌اش در فعالیت‌های ضد جنگ، بارها و بارها آماج حمله طیف گسترده‌ای از لابی‌گران جنگ در ایالات متحده و ایران قرار گرفته است.

آقای امیرمحلاتی می‌افزاید: «اتهام‌زنندگان نتوانسته‌اند حتی یک مدرک مستدل به عنوان شاهد مدعایشان مبنی بر آگاهی من از وقایع آن سال ارائه کنند». سفیر پیشین ایران گفت این افراد صرفا حدس می‌زنند که «من باید مطلع بوده باشم و در مجامع بین‌المللی این قساوت‌ها را انکار کرده‌ام».

پیشتر، گروهی از ایرانیان شامل زندانیان سیاسی سابق در ایران، خانواده زندانیان سیاسی اعدام‌شده و فعالان حقوق بشر روز پنج‌شنبه، ۱۷ مهرماه، در نامه‌ای به ریاست دانشگاه آمریکایی اُبِرلین نوشته بودند که محمدجعفر امیرمحلاتی، استاد ارشد این دانشگاه، در حقیقت «دیپلمات پیشین جمهوری اسلامی ایران و یک نقض‌کننده حقوق انسانی بوده که در دروغ گفتن به جامعه جهانی در مورد جنایات جمعی رژیم ایران سهیم بوده است».

۶۲۶ امضا‌کننده نامه افزوده‌اند که شنیدن خبر استخدام محمدجعفر امیرمحلاتی در دانشگاه ابرلین برای آنها «بسیار عجیب و شوکه‌آور بوده» و حضور او با ارزش‌های دانشگاه ابرلین «مغایرت اساسی دارد» و «یک لکه ننگ برای اعتبار این نهاد آکادمیک است».

محمدجعفر امیرمحلاتی در سال‌های ۱۳۶۷ تا ۶۹ با انتصاب از سوی علی‌اکبر ولایتی، وزیر خارجه وقت، سفیر ایران در سازمان ملل متحد بود.

در ادامه جوابیه آقای محلاتی آمده است: «حتی یک تماس از تهران با نمایندگی ایران در سازمان ملل نداشتیم تا دیپلمات‌های ایرانی را در جریان وقایع (آن دوران) قرار دهد.»

مخالفان جمهوری اسلامی ایران می‌گویند که حکومت در تابستان سال ۶۷، همزمان با آخرین هفته‌های جنگ ایران و عراق، مرتکب «جنایت علیه بشریت» شد و «هزاران زندانی سیاسی» را که سال‌ها در زندان‌های حکومت بودند، از بیم بروز شورش همگانی پس از پذیرش قطعنامه آتش‌بس در جنگ، اعدام کرد.

امضاکنندگان نامه اعتراضی اخیر، خواهان اخراج آقای امیرمحلاتی و عذرخواهی دانشگاه ابرلین از قربانیان «قتل عام تابستان ۶۷ و خانواده‌های اعدام‌شدگان» هستند.

No responses yet

Oct 04 2020

طباطبایی نژاد: باید فضای جامعه را برای هنجارشکنان ناامن کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایمنا: امام جمعه اصفهان به کشف حجاب و هنجارشکنی برخی از افراد اشاره و اضافه کرد: باید فضای جامعه را برای این عده که تعداد آنها هم کم است نا امن کرد و نباید اجازه داد به راحتی بیایند و در خیابان ها و پارک ها هنجارشکنی کنند.

به گزارش ایمنا به نقل از پایگاه اطلاع رسانی امام جمعه اصفهان، آیت الله سید یوسف طباطبایی نژاد روز پنجشنبه در دیدار جانشین معاونت اطلاعات و امنیت ستاد کل نیروهای مسلح و فرمانده نیروی انتظامی اصفهان با وی در دفتر امام جمعه اصفهان افزود: باید با متجاوزان به حقوق مردم برابر با حکم خداوند برخورد کرد و جلوی کسانی که ابایی از قانون‌شکنی ندارند را گرفت.

وی اعطای اختیارات بیشتر به ناجا برای برخورد با قانون شکنان را خواستار شد و جدیت و قاطعیت در برابر قانون شکنان را از الزامات حکومت کردن برشمرد و اظهار داشت: باید با متجاوزان به حقوق مردم برابر با حکم خداوند برخورد کرد و جلوی کسانی که ابایی از قانون‌شکنی ندارند را گرفت.

امام جمعه اصفهان به دخالت دولت‌های غربی در اجرای قوانین کشور اشاره کرد و افزود: بیگانگان حق دخالت در اجرای قوانین کشور ما را ندارند.

طباطبایی نژاد یادآور شد: همانطور که آنها قانون خودشان را دارند ما هم قانون خودمان را داریم و بنابراین نباید ترس داشته باشیم از اینکه اگر با هنجارشکنان برخورد کردیم ممکن است علیه ما اقدام خصمانه‌ای انجام دهند.

وی به کشف حجاب و هنجارشکنی برخی از افراد اشاره و اضافه کرد: باید فضای جامعه را برای این عده که تعداد آنها هم کم است ناامن کرد و نباید اجازه داد به راحتی بیایند و در خیابان‌ها و پارک‌ها هنجارشکنی کنند.

نماینده ولی فقیه در استان اصفهان تشکیل شعبه‌های مخصوص رسیدگی به پرونده‌های ناهنجاری‌های اخلاقی را در دادگاه‌ها خواستار شد و گفت: نگاه قضات هم باید در جهت حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر باشد.
کد خبر 447569

No responses yet

Sep 21 2020

شاهد شکنجه نوید افکاری کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: قوه قضائیه ایران در توضیحاتی دیگر درباره اعدام نوید افکاری، این بار “شاهد بودن” شاهین ناصری بر شکنجه نوید افکاری را رد کرده و گفته این فرد ناپدید نشده و فقط در زندان به یک بند دیگر منتقل شده است.

دیروز شنبه ۲۹ شهریور، مهدی محمودیان از فعالان حقوق بشر در توییتر نوشت ۱۰ روز است که خانواده شاهین ناصری که شهادت داده بود با چشمان خود شکنجه نوید افکاری را دیده، از او خبر ندارند.

به دنبال انتشار این موضوع، دادگستری استان فارس در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که رسانه‌ها “شتابزده” عمل کردند چون “این محکوم اخیرا به لحاظ طرح‌های مقابله با کرونا و رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی در زندان از بند قبلی منتقل شده است.”

اما مشخص نیست اگر دلیل انتقال او مسائل بهداشتی است، به گفته منابع آگاه چرا از همان مکان جدید “با خانواده تماس نداشته است.”

شاهین ناصری چه کسی است؟

در روزهایی که قوه قضاییه ایران تاکید داشت نوید افکاری شکنجه نشده و در شرایط عادی خودش اعتراف کرده که مأمور اداره حراست سازمان آب در شیراز را کشته، صدای فردی به نام شاهین ناصری پخش شد که این ادعا را تکذیب می‌کرد.

آقای ناصری که ظاهرا مشغول گذراندن دوره محکومیت خود در شیراز بوده، کارشناس بازرگانی است و به گفته قوه قضاییه یک “جاعل و کلاهبردار حرفه‌ای” است. او ۲۶ شهریور ماه ۱۳۹۷ در قزوین بازداشت و چهارم یا پنجم مهرماه همان سال به شیراز منتقل شد.

او درباره نوید افکاری چه می‌گوید؟

در برگه “تحقیق از شاهد” شاهین ناصری جزئیات روزی را توصیف کرده که نوید افکاری را در شیراز “هنگام شکنجه” دیده است. این برگه‌ها را مهدی محمودیان که پرونده آقای افکاری را در اختیار دارد و عضو کمیته دفاع از زندانیان است، منتشر کرده است.

بر اساس این چهار ورق شهادت‌نامه، شاهین ناصری می‌گوید هنگامی که در اداره آگاهی شیراز بوده صدای فریاد نوید افکاری را شنیده و صحنه کتک خوردن او به دست دو مامور لباس شخصی به چشم دیده است.

علاوه بر این چهار ورقه، بی‌بی‌سی صدای او را هم در اختیار دارد که در آن صحنه‌هایی را توصیف کرده که شاید خواندش برای برخی آزاردهنده باشد:

بخشی از صدای شاهین ناصری

“یک روز در آگاهی در راهرو صدای داد و بیداد و التماس شنیدم. سروان همراهم از من خواست که در راهرو بایستم تا او برگردد. رفت در یک اتاق را باز کرد. من هم از روی کنجکاوی رفتم ببینم چه خبر است. دیدم دو نفر لباس شخصی در یک اتاقی با فحاشی و باتوم و لوله نوید را با بی‌رحمی تمام کتک می‌زنند. بهش می‌گفتند هر چی ما می‌گیم درسته. چیزایی که می‌گیم می‌نویسی یا نه؟ نوید هم التماس می‌کرد نزنید، من کاری نکردم. دست‌هاش هم می‌آورد روی سرش. یکی از مامورهایی که بعدا فهمیدم اسمش عباسی است همچین کوبید روی دستش که نوید ضجه بلندی زد و از حال رفت.

من در سه دادسرا در این رابطه شهادت دادم. در دادسرای جرایم امنیتی که رفتم برای شهادت بازپرس شعبه گفت در آگاهی چه دیدی؟ من دیده‌هایم را توضیح دادم. بازپرس با لحن بدی گفت تو داری در پرونده امنیتی دخالت می‌کنی. پدرت را درمی‌آورم. همین مامورها را وادار می‌کنم که به خاطر تهمت و افترا ازت شکایت کنند. ذوبت می کنم.”

بخشی از اظهارات مکتوب شاهین ناصری

“آقایی که بالای سر وی [نوید] بود می‌گفت هرچه من می‌گویم درست است و اسم او را نمی‌دانم و فکر کنم فردی چشم رنگی با صورت سرخ و سفید و با سرشانه‌های پر و موهایی که فکر کنم کاشته بود (کلمات ناواضح) و به بالا شانه کرده بود و دست نوید روی سرش بود، او چهار تا ضربه به دست نوید کوبید و فحاشی ناموسی می‌کرد و با فحش ناموسی می‌گفت اینکه من می‌گویم درست است.”

“نوید به بغل روی زمین خوابیده بود و دستش روی سرش بود و التماس می‌کرد که کتکش نزنند.”

“بعد که وارد بازداشتگاه آمدیم نوید را دیدم و دستش باد کرده بود و داغون شده بود. نوید گفت سروان عباسی دست من را شکسته است. من تقریبا دو ماهی که در آگاهی بودم شاهد زجر و ناراحتی نوید بابت شکستگی دست وی بودم. علاوه بر اینکه خودم ضربه به دست او را دیدم.”

بر اساس برگه شهادت‌نامه، آقای ناصری از ناسزاهای “بسیار بد” و فحش‌های “ناموسی” گزارش کرده است.

همچنین به نقل از شاهین ناصری گفته شده که “ماموری به نام وحیدنیا” او را تهدید کرده و گفته: “چیزهایی را که دیدی به کسی بگویی به خانمت زنگ می‌زنیم، فلان می‌کنیم.”

بر اساس متن گزارش، آقای ناصری هنگام گفتن این جمله‌ها به گریه افتاده است.
توضیح تصویر،

بخشی از اظهارات شاهین ناصری در برگه “تحقیق از شاهد”

آیا شاهین ناصری برای شهادت به دادگاه احضار شد؟

بر اساس شواهد موجود قاضی درخواست نوید افکاری را برای شنیدن شهادت شاهین ناصری نپذیرفت.

در صدای یکی از جلسات دادگاه که در اختیار بی‌بی‌سی قرار گرفته، آقای افکاری می‌گوید برای ادعایش شاهد دارد و از قاضی می‌خواهد که شاهد را احضار کند.

اما قاضی جلسه در جواب او می‌گوید: “نیاز نیست. اگر دادگاه تشخیص داد، بررسی می‌کند. شما رسیدگی بلد نیستید. حتی اگر ما هم توجه نکنیم و بررسی نکنیم، دیوان [عالی کشور] بررسی خواهد کرد.”

نوید محمدی بر این موضوع اصرار می‌کند و به قاضی پرونده اعتراض می‌کند: “ادله‌های انتساب اتهام باید هماهنگ با جرم باشد. اعمال کنید… شاهد من را احضار کنید. پسر مقتول را ظرف نیم ساعت احضار کردید، آمد،‌ شاهد من را هم احضار کنید. خلاف قانون که حرف نمی‌زنم. کپی پرونده من را دارید. شما به عنوان قاضی میانه‌رو باید میان من و نماینده دادستان بنشینید ببینید ایشان چه ادعایی دارد…”

قوه قضائیه چه پاسخی دارد؟

در اطلاعیه‌ای که بعد از گزارش “بی‌خبری” از وضعیت شاهین ناصری منتشر شده، رئیس دادگستری استان فارس رسانه‌های به گفته این نهاد “معاند” و بی‌بی‌سی را به “جعل” و تولید “یک سریال رسانه‌ای بی‌محتوای شکست خورده برای غرب و معاندان” متهم کرده است.

کاظم موسوی، رئیس دادگستری استان فارس گفته که امکان نداشته شاهین ناصری و نوید افکاری یکدیگر را دیده باشد. به گفته آقای موسوی، تحقیقات درباره این دو پرونده یکی در دایره قتل و دیگری در اداره جعل و کلاهبرداری انجام می‌شده که در دو طبقه مختلف با فاصله مکانی بسیار زیاد است.

رئیس دادگستری از رسانه‌ها انتقاد کرده که چرا به صحبت‌های یک فرد به گفته او “کلاهبردار” مانند شاهین ناصری استناد کرده‌اند: “رسانه‌های غربی به اندازه‌ای مستاصل شده‌اند که برای اثبات اخبار بی‌پایه و اساس خود به ادعاهای یک کلاهبردار با سابقه محکومیت متعدد استناد می‌کنند.”
توضیح تصویر،

شاهین ناصری شهادت داده که دست نوید افکاری بر اثر “شکنجه” شکسته بوده است

آیا شاهین ناصری و نوید افکاری همدیگر را دیده‌اند؟

رئیس دادگستری استان فارس از دو دایره جرایم مختلف در شیراز نام برده اما اشاره‌ای به مراحل بازجویی اداره آگاهی نکرده که امکان داشته هر دو همزمان در آن باشند ضمن آنکه شاهین ناصری می‌گوید قرار نبوده او نوید افکاری را ببیند اما به دلیل صدای زیادی که از اتاق بیرون می‌آمده و کنجکاوی مأموری که با او بوده، او توانسته به اتاق بازجویی سرک بکشد.

نوید افکاری به همراه یکی از برادرانش ۲۶ شهریور ۱۳۹۷ بازداشت شد و شاهین ناصری هم در همان روز در قزوین بازداشت و حدود ۹ روز بعد به اداره آگاهی شیراز منتقل شد. یعنی زمانی که حدودا ۹ روز از بازداشت نوید افکاری می‌گذشت.

آقای ناصری می‌گوید ۲۰ روز در اداره آگاهی بوده و در آن مدت نوید افکاری را دیده است.

جدا از این موضوع، شهادت درباره “شکنجه نوید افکاری” و پافشاری بر آن می‌تواند تبعات زیادی برای شاهین ناصری داشته باشد. همانطور که فعالان حقوق بشر اکنون نگران سرنوشت او در زندان هستند.

درباره پرونده برادران افکاری

No responses yet

Sep 17 2020

مسئولین قتل توید افکاری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


دو تن از قضاتی که برای کشتن پهلوان #نوید_افکاری پرونده سازی کردند ، تا روز محاکمه در پیشگاه ملت ایران تحت تعقیب قرار دارند.
این دو به نامهای محسن رجایی‌نیا و مهرداد تهمتن مسئول دادگاه و اجرای سریع حکم اعدام نوید افکاری هستند
دادگاه های غیرقانونی ایران بدون شواهد و مدارک عدله پسند و حتی بدون اجرای قوانین خود جمهوری اسلامی نوید افکاری را اعدام کردند

No responses yet

Sep 17 2020

وکیل مطلع پرونده افکاری: بیانیه دادگستری فارس «غیرحقوقی» و «ابتدایی» است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: بابک پاک‌نیا، وکیل دادگستری که از پرونده نوید افکاری مطلع بوده است، اطلاعیه دادگستری استان فارس درباره نحوه اجرای آقای افکاری را «ناسازگار با قانون و آیین‌نامه‌های قضایی» خواند.

آقای پاک‌نیا روز چهارشنبه ۲۶ شهریور در مصاحبه‌ با رادیو فردا ادبیات این اطلاعیه را اساسا «غیرحقوقی» و «ابتدایی» خواند و تاکید کرد که این اطلاعیه به لحاظ حقوقی قابل قبول نیست و نمی‌تواند مانع شکایت خانواده افکاری بشود.

اطلاعیه دادگستری استان فارس حاوی توضیحاتی درباره چگونگی اعدام نوید افکاری است که صبح شنبه انجام شد اما برخی شواهد از جمله مکالمه تلفنی آقای افکاری با خانواده خود چند ساعت پیش از اعدام، گویای آن است که او مطلع نبوده قرار است اعدام شود.نوید افکاری همچنین هیچ ملاقاتی با خانواده خود پیش از اعدام نداشت که مجموع این امور ابهامات زیادی را درباره چگونگی اعدام او به وجود آورده است، اما دادگستری استان فارس در اطلاعیه خود می‌گوید که آقای افکاری خواسته بود به جای ملاقات حضوری، از طریق تلفن با خانواده خود ارتباط برقرار کند.

بابک پاک‌نیا در مصاحبه خود با رادیو فردا ایرادات متعدد این اطلاعیه را برشمرده و از جمله به نامه‌ای اشاره کرده که دادگستری استان فارس به عنوان سند درستی ادعای خود درباره تماس تلفنی منتشر کرده است.

او می‌گوید که این نامه در وهله اول سربرگ ندارد و روی آن صرفا نوشته شده است «صورت‌جلسه»، که این معنا ندارد.

وی با اشاره به بیانیه دادگستری استان فارس اظهار داشت: «آمده‌اند و گفته‌اند وقتی چندین قاضی رسیدگی کرده‌اند دیگر احتمال اینکه این رای درست باشد خیلی زیاد است».

آقای پاک‌نیا در پاسخ می‌گوید: «این ادبیات متعلق به شخصی است که چندان از دانش حقوقی بهره‌ای نبرده است. قانونگذار پذیرفته است که ممکن است چندین قاضی به یک موضوع رسیدگی کنند و حتی حکم در دیوان عالی تایید شود ولی باز هم اشتباهی رخ دهد. کجای قانون می‌گوید که اگر موضوعی از مجرای رسیدگی چندین قاضی عبور کرد حتما حکم صحیحی است؟»

او تاکید کرد که «ادبیات ابتدایی این بیانیه ادبیات یک فرد حقوقی نیست». این وکیل مطلع با بیان اینکه «شهود از شهادت خود عدول کرده‌اند»، اظهار داشت: «اگر حتی یک دلیل از پرونده کنار برود کفایت می‌کند که ما بگوییم در این رای خدشه وجود دارد».

به گفته وی، مقام‌هایی هم که پای این «صورت‌جلسه» را امضا کرده‌اند بی‌ارتباط با اجرای حکم هستند و از جمله به جای «قاضی اجرای احکام»، آن را «قاضی ناظر» امضا کرده است.

این وکیل دادگستری سپس تاکید کرده که این حق خانواده مرحوم نوید افکاری است که از قاضی اجرای احکام شکایت کنند و بخواهند مستندات خود را در این باره ارائه کنند.

آقای پاک‌نیا در نهایت به خانواده نوید افکاری توصیه کرده که نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه بنویسند و از او بخواهند به طور رسمی اشخاصی را مامور کند تا روشن شود آیا آیین‌نامه نحوه اجرای قصاص اجرا شده یا نه و اگر اجرا نشده، باید اشخاص خاطی مجازات بشوند.

طبق قوانین ایران ۴۸ ساعت قبل از اجرای حکم اعدام باید به وکیل متهم اطلاع داده شود.

No responses yet

Sep 16 2020

ادعای دادگستری فارس درباره تماس تلفنی نوید افکاری قبل از اعدام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: دادگستری استان فارس در اطلاعیه‌ای که روز چهارشنبه منتشر شد مدعی شد که نوید افکاری خود خواسته بود که قبل از اجرای حکم اعدام تنها با خانواده‌اش «تماس تلفنی» داشته باشد، نه ملاقات حضوری.

خبرگزاری رسمی قوه قضائیه ایران، میزان، روز چهارشنبه، ۲۶ شهریور، اطلاعیه روابط عمومی دادگستری استان فارس را منتشر کرد.

مقام‌های قضایی ایران نوید افکاری را به شرکت در اعتراض‌های مرداد ۹۷ شیراز و همچنین «قتل یک نیروی امنیتی وابسته به حراست شرکت آبفاء» به نام حسن ترکمان در روز دوم مرداد ۷۷ متهم کرده بودند.

بر اساس حکم دادگاه، دو برادر نوید یعنی وحید افکاری نیز به ۵۴ سال و شش ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق و حبیب افکاری به ۲۷ سال و سه ماه زندان و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده‌اند.

وی با وجود ابهامات فراوانی که از سوی وکلایش اعلام شد و به رغم کارزار جهانی در مخالفت با اعدامش، بدون اطلاع خانواده، روز شنبه هفته جاری اعدام و شبانه دفن شد.

در اطلاعیه دادگستری استان فارس آمده است: «بر اساس قانون، قاضی اجرای احکام پیش از اجرای حکم باید موضوع را به محکوم اطلاع دهد تا وی اگر می‌خواهد کسی را ببیند یا با فردی تماس بگیرد اعلام کند که این مهم از سوی قاضی اجرای احکام صورت پذیرفته است.»

دادگستری استان فارس اضافه می‌کند:‌ «به مرحوم افکاری اعلام می‌شود قبل از اجرای حکم خواستار ملاقات حضوری است یا تماس تلفنی که وی اعلام می‌کند صرفا تقاضای تماس تلفنی با خانواده را دارد و برای این موضوع شماره موبایلی را اعلام و با خانواده خود صحبت می‌کند.»

این در حالی است که در تصویر صورت‌جلسه‌ای که برای اثبات این مدعا منتشر شده، علاوه ‌بر این‌که هیچ سربرگی دیده نمی‌شود، هیچ اشاره‌ای هم به «اجرای حکم اعدام» نشده است.

بر اساس اطلاعیه دادگستری استان فارس، «اتفاق مورد اشاره صورت جلسه شده و مرحوم افکاری نیز آن را امضا کرده و اثر انگشت زده است. ضمن آن که علاوه بر آقای افکاری شش نفر از مقام‌های زندان نیز پای صورت‌جلسه را امضا کرده‌اند و تمامی مراحل قانونی قبل از اجرای حکم به صورت دقیق و با نظارت ویژه قاضی اجرای احکام به مرحله اجرا درآمده است.»

با این حال از فایلی صوتی که از آخرین تماس تلفنی نوید افکاری از زندان منتشر شد چنین برمی‌آید که وی از اجرای حکم اعدام خود در ساعات آینده خبر نداشته و می‌گوید قرار است او را به تهران منتقل کنند.

بابک پاک‌نیا، وکیل ساکن تهران که با خانواده افکاری و پرونده نوید افکاری در ارتباط بوده نیز در گفت‌وگو با رادیوفردا ضمن تاکید بر این که طبق قانون ۴۸ ساعت قبل از اجرای حکم باید به وکیل متهم اطلاع داده می‌شد، می‌گوید: «هیچ ابلاغی برای وکلا ارسال نشده بود» و خانواده این متهم نیز در جریان نبوده‌اند.

با این حال دادگستری استان فارس، منتقدان را به «بی‌اطلاعی» یا «غرض‌وری‌های سیاسی» متهم کرده و هر گونه «شکنجه» این جوان کشتی‌گیر در زندان را نیز رد کرده است.

این در حالی است که نوید افکاری در فایلی صوتی گفته بود که مورد ضرب و شتم قرار گرفته و تحت شکنجه مجبور به اقرار شده و مادر وی نیز در فایلی ویدئویی گفته بود که پسرانش در زندان مورد شکنجه قرار گرفتند تا علیه یکدیگر اعتراف کنند.

روابط عمومی دادگستری استان فارس در عین حال نوشته است: «هیچ قانون، دستورالعمل و یا آیین‌نامه‌ای که تکلیف کند در ماه محرم نباید حکم قصاص را اجرا کرد وجود ندارد.»

این اطلاعیه در عین حال همچون گذشته تاکید کرده که خانواده مقتول «اصرار» بر «قصاص» داشتند و خانواده افکاری نیز «زمان برای جلب رضایت اولیای دم به اندازه کافی» داشتند.

اعدام نوید افکاری انتقادهای جهانی بسیاری را برانگیخت و سازمان‌ها و دولت‌ها به صراحت جمهوری اسلامی را به ایجاد وحشت و خاموش کردن صدای مخالفان متهم کردند.
منابع: میزان و رادیو فردا/ ب. ب./ ف. دو.

No responses yet

Sep 16 2020

پیامک‌های فله‌ای کشف حجاب؛ کاسبی جدید یا راهی برای انحراف افکار عمومی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: در دو روز گذشته بسیاری از کاربران فضای مجازی از دریافت پیامک‌هایی از سوی پلیس مرتبط با کشف حجاب در خودرو خبر داده‌اند. این در حالی است که بسیاری از آن‌ها می‌گویند در تاریخ ذکرشده در پیامک، اصلا از ماشین استفاده نکرده‌اند، یا در خیابان ذکرشده حضور نداشته‌اند و یا خودرو متعلق به کسانی است که پیامک کشف حجاب شامل آن‌ها نمی‌شود؛ مثل روحانی‌ای که در توییتر نوشته است: «نمی‌دانستم برداشتن عمامه از سر کشف حجاب محسوب می‌شود.»

ماجرای ارسال پیامک‌های فله‌ای کشف حجاب به شهروندان چیست؟

***
در طول هفته گذشته پیامک‌های کشف حجاب در خودرو به صورت فله‌ای، از سوی «پلیس امنیت اخلاقی ناجا» به شهروندان، افراد مسنی که مدت‌هاست به علت شیوع ویروس کرونا از خانه خارج نشده و از ماشین‌شان استفاده نکرده‌اند، روحانیون یا حتی شهروندانی که اساسا در زمان دریافت پیامک در تهران نبوده‌اند و همچنین زنان چادری ارسال شده و موجب واکنش‌های زیادی در فضای مجازی شده است.

عده‌ای معتقدند ارسال این پیامک‌ها در سطح گسترده، برای انحراف افکار عمومی از ماجرای اعدام « نوید افکاری» بوده است.

در متن پیام ارسال‌شده برای شهروندان نوشته شده است: «مالک محترم خودروی شماره ….، در خودروی شما در آدرس … در تاریخ … کشف حجاب صورت گرفته است. ضمن اخطار مبنی بر عدم تکرار، ابلاغ می‌گردد که با در دست داشتن مدارک هویتی و مالکیتی خودرو، حداکثر ظرف مدت ده روز، از ساعت هشت صبح تا دو بعدازظهر برای رسیدگی به این موضوع به پلیس امنیت اخلاقی محل سکونت خود یا به نزدیک‌ترین پلیس امنیت اخلاقی مراجعه نمایید.»

مشهورترین پیامکی که این روزها در فضای توییتر دست به دست می‌چرخد متعلق به «مرتضی روحانی»، مدیرمسئول سایت و انتشارات «ترجمان» است.

او روز بیست‌وسوم شهریور این پیامک را دریافت کرده و ضمن انتشار تصویر آن در صفحه توییترش نوشته است: «نمی‌دانستم که عمامه از سر برداشتن کشف حجاب محسوب می‌شود.» مرتضی روحانی علاوه بر این که معمم است، می‌گوید در تاریخ مذکور در پیامک اساسا در خیابانی که در متن پیامک ذکر شده؛ یعنی در خیابان اندرزگو نبوده است.

یکی از دریافت‌کنندگان این پیامک می‌گوید انبوه جمعیتی که به جرم «کشف حجاب» و با ارسال پیامک، به پلیس فراخوانده شده‌اند در پیاده‌روی منتهی به ساختمان پلیس امنیت اخلاقی خیابان وزرا تجمع کرده و عملا پیاده‌رو را مسدود کرده‌اند.

آن‌چه لازم است انجام دهند تعهد اخلاقی و پرداخت قبض سنگین پارکینگ پلیس امنیت است.

تعدادی از «خوانده‌شده‌ها» از صبح در نوبت‌اند. کارشان را تعطیل کرده‌اند تا وقت‌شان را صرف تشکیل پرونده، ثبت و ضبط شماره پلاک، تلفن، آدرس و در نهایت تعهد اخلاقی کنند.

به آن‌ها توضیح داده می‌شود که ماشین آن‌هایی که تعهد کتبی می‌دهند در مرتبه دوم تذکر، به مدت یک ماه توقیف می‌شود و برای مالک خودرو در یکی از شعب دادگاه پرونده قابل پیگیری تشکیل خواهد شد.

«پرستو نایبی»، یکی از شهروندانی که پیامک کشف حجاب دریافت کرده‌ است، به «ایران‌وایر» می‌گوید توسط ماموران نامحسوس پلیس امنیت اخلاقی شناسایی شده و اسمش در سامانه «ثبت تخلفات» به ثبت رسیده است.

آن‌ها ماشین پرستو را به مدت یک هفته توقیف کرده و تعهد کتبی گرفته‌اند که در صورت تکرار جرم، از خدمات عمومی محروم خواهد شد.

پرستو برای هر شبی که ماشینش در پارکینگ بوده است، علاوه بر عوارض شهرداری و تسویه کامل خلافی خودرو، مبلغ دوهزار و ۶۰۰ تومان نیز پرداخت کرده است.

خانم «سعیده قربانی» پنجاه‌وشش سال سن دارد. او معمولا برای تردد بیرون از خانه از چادر عربی استفاده می‌کند و یک زن خانه‌دار است. سعیده به ایران‌وایر می‌گوید اصلا در تمام زندگی‌اش رانندگی نکرده است. او چند سال پیش اقدام به خرید یک خودروی شخصی برای پسر جوانش کرده است تا با مسافرکشی ارتزاق کند و خودروی مورد نظر در طول دو سال گذشته به علت نیم‌سوز بودن موتور، زمین‌گیر بوده است. سعیده می‌گوید اخیرا پیامک تذکر حجاب دریافت کرده است. این در حالی است که به خاطر اپیدمی ویروس کرونا و سابقه بیماری، چند ماهی است که از خانه خارج نشده و هنگام رفتن به نانوایی هم پای پیاده رفته و هم عبای عربی پوشیده بوده است.

برای «نوید» که دانشجوی رشته تئاتر «دانشکده هنرهای زیبا» است نیز چنین پیامکی ارسال شده است: «احتمالا به خاطر موهای بلندم مرتکب خطا شده و مرا با یک خانم اشتباه گرفته‌اند.»

با این حال «پایگاه خبری انتخاب» از قول «حسین رحیمی»، رییس پلیس تهران، نوشت: «درصد خطا در دریافت پیامک اشتباه مربوط به کشف حجاب دو درصد است.»

«انتخاب» با اشاره به «شجاعت» رییس پلیس تهران که احتمال بروز خطا در اجرای این طرح را پذیرفته، از قول او نوشته است: «ما در مراجعه مردم عزیز به پلیس درباره پیامک‌های دریافتی، ملاک را صحبت‌ها و اظهارات مردم می‌دانیم و این‌طور نیست که بخواهیم اصرار کنیم حتما آن‌ها مرتکب کشف‌ حجاب در خودرو شده‌اند، در اکثر موارد هم ملاک ما همین نظرات مردم است و بر مبنای آن تصمیم‌گیری می‌کنیم.»

نیروی انتظامی همچنین با اعلام یک شماره تلفن از مردم درخواست کرده در صورت مشاهده بدحجابی، شماره پلاک خودروی متخلف را به پلیس گزارش دهند.

کاربری به نام «امیرمحمد مرجان» در مورد این درخواست عجیب پلیس در حساب کاربری توییترش سوال کرده است: «اگر زنی را دیدیم که برای پر کردن شکم فرزندانش تا سر توی سطل آشغال فرو رفته، به چه شماره‌ای پیامک بدهیم تا رسیدگی کنند؟»

به نظر می‌رسد سازوکار مشخصی برای ارسال این پیامک‌های تهدیدآمیز وجود ندارد. این را می‌توان با نگاهی به وب‌سایت وکلایی که در فضای مجازی به مردم درگیر با این پیامک‌های دردسرساز، مشاوره می‌دهند، متوجه شد. در این وب‌سایت‌ها با خیل عظیم زنانی مواجه می‌شویم که در کمتر از بیست‌وچهار ساعت بعد از تعهد حضوری و پرداخت جریمه پارکینگ، باز هم پیامی مبنی بر عدم التزام به تعهدشان دریافت کرده و دستور توقیف خودروشان به مدت یک ماه صادر شده است.

«شروین سلطان‌زاده»، وکیل دادگستری ساکن ایران، می‌گوید در این مورد نه تنها سازوکار مطمئنی وجود ندارد، بلکه اساسا چنین کاری وجاهت قانونی هم ندارد: «در این‌جا از چند زاویه می‌شود به ماجرا نگاه کرد. در وهله اول شیوه شناسایی افراد است. خودروهای عبوری توسط افسران نامحسوس گشت ارشاد و امنیت اجتماعی یا توسط دوربین‌ها در سطح خیابان شناسایی می‌شوند. افسرها شماره پلاک خودرو را می‌نویسند و بعد با شناسایی پلاک خودرو، پیامک ارسال می‌کنند. حالا این که چند درصد ضریب خطا وجود دارد، وسط شلوغی و ترافیک خیابان یا سرعتی که خودروها در بزرگراه دارند، این آقای افسر نامحسوس تا چه حد توانسته است شماره را درست ارزیابی کند، عددی را جا‌به‌جا نوشته یا ننوشته یا اساسا تلفن ثبت‌شده‌ای که به اسم صاحب خودروست یا حتی خود آن خودرو در اختیار عضو دیگر خانواده است یا خیر، خودش جای بحث و تردید دارد. از سوی دیگر مکرر می‌شنویم که خودروی فردی که تعهد داده، درست یک روز بعد از التزام کتبی، توقیف شده؛ یعنی حتی تعهد اولیه در سامانه پلیس ثبت نشده است.»

او به وجه حقوقی ماجرا هم اشاره می‌کند و می‌گوید: «جریمه افراد یا توقیف اتومبیل آن‌ها توسط نیروی انتظامی که ضابط عام قوه قضاییه است و کارش فقط معرفی مرتکب جرم به نهاد قضایی است، با مفاد قانون مغایرت دارد. نیروی انتظامی بدون مداخله مجلس نمی‌تواند برای حقوق شهروندی مردم تصمیم بگیرد. این که شما برای یک نفر پیام بفرستید و بعد راسا وارد عمل شوید و خودرویش را ضبط کنید یا جریمه‌اش کنید فراتر از اختیارات نیروی انتظامی است.»

با این همه این کار نیروی انتظامی با ماده ۶۳۸ «قانون مجازات اسلامی» توجیه می‌شود. طبق این ماده قانونی «هر کس علنا در انظار و اماکن عمومی و معابر، تظاهر به عمل حرامی نماید علاوه بر کیفر عمل، به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و در صورتی که مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نیست، ولی عفت عمومی را جریحه‌دار نماید، فقط به حبس از ده روز تا دو ماه یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم خواهد شد.»

بر اساس تبصره همین قانون، «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا از پنجاه‌هزار تا پانصدهزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»

شروین سلطان‌زاده می‌گوید در قانون تعریف مشخصی از حجاب شرعی وجود ندارد. بنابراین مشخص نیست تعریف قانون‌گذار از حجاب شرعی که یک امر نسبی است، در این بند قانونی چه بوده است؛ چون به صراحت در مورد تعریف بدحجابی توضیح داده نشده و جرم‌انگاری نشده است.

او همچنین تاکید می‌کند چنین اقدامات و شکایت‌هایی نیازمند تشریفات قانونی، تحقیق، دادگاه، احراز و اثبات بزه انتسابی و مبنای قانونی هستند.

به نظر نمی‌رسد تشریفات مورد نظر آقای سلطان‌زاده اساسا توسط پلیس امنیت اخلاقی مراعات شده باشد. بر اساس گزارش‌های واصله، پلیس امنیت اخلاقی برای سهولت ماجرا چند نفر از نیروهایش را در فضای باز یا محل ورودی این ساختمان‌ها مستقر کرده تا بعد از ثبت شماره پلاک ماشین، در طول چند دقیقه به کار مراجعه‌کننده رسیدگی کنند.

کاربری به نام «آنیسا» در شرح این رسیدگی فله‌ای پلیس امنیت نوشته است: «رفتم وزرا، حدود ۳۰۰ نفر آن‌جا بودند و ده یا دوازده افسر را هم روی صندلی نشانده بودند توی حیاط، با یک فهرست جلوی رویشان، اسم مالک و نمره پلاک ماشین و تلفن را می‌نوشتند و می‌گفتند بروید الآن شلوغ است، بعدا خودمان خبرتان می‌کنیم.»

«پرستو» هم که تجربه مراجعه به پلیس امنیت را دارد، بدترین حسی را که در کل این ماجرا به او دست داده، احساس مورد توهین قرار گرفتن و عدم امنیت می‌داند: «این که حتی جرات نمی‌کنی بروی بیرون، چون ممکن است به اشتباه مورد مواخذه قرار بگیری.»

او می‌گوید با این که مردم به رفتارهای توهین‌آمیز از سوی دستگاه‌های مسئول خو کرده‌اند، اما آن‌چه آزاردهنده است صرف یک روز کامل در کوچه و خیابان مقابل پلیس امنیت و یا راهروهای آن‌جاست:

«تصورش را بکنید تقریبا یک صبح تا بعدازظهر باید وقت‌تان در چنین جایی بگذرد و توضیح بدهید و بعد هم با اعصاب و روان به‌هم‌ریخته برگردید خانه. از سوی دیگر وقتی شما دریافت‌کننده چنین پیامکی باشید، حتی اگر اشتباه شده باشد، اسم شما در سیستم پلیس ضبط شده است و هر جا که ماشین‌تان را پارک کنید، می‌آیند و ماشین شما را توقیف می‌کنند و با خودشان می‌برند. حالا باید بدوید دنبال الباقی ماجرا و هزینه پارکینگ پلیس را بدهید. تازه اگر بار دوم‌تان باشد ماشین را یک ماه نگه می‌دارند و این یعنی توقف کامل زندگی در شهر تهران.»

پرستو معتقد است دست‌اندرکاران این طرح نگران حجاب نیستند، بلکه در پی راه تازه‌ای برای درآمدزایی پلیس و «کف‌گیر خورده به ته دیگ» هستند؛ «یک جور کاسبی جدید برای جبران هزینه‌های پلیس.»

No responses yet

Sep 13 2020

اتحادیه اروپا و آمریکا اعدام نوید افکاری را محکوم کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: اجرای حکم اعدام نوید افکاری، کشتی‌گیر ایرانی، صبح روز شنبه به رغم درخواست‌های بین‌المللی برای توقف آن، واکنش‌های گسترده‌ای در عرصه بین المللی و در داخل ایران داشته است.

مایک پومپئو وزیر خارجه آمریکا، اعدام نوید افکاری توسط جمهوری اسلامی را اقدامی «بی‌رحمانه و رذیلانه» دانسته و آن را به «شدیدترین وجه محکوم» کرده است.

یک سخنگوی اتحادیه اروپا نیز در واکنش به این خبر گفت، اتحادیه اروپا اعدام نوید افکاری را با شدیدترین وجه محکوم می‌کند.

این سخنگو اضافه کرده است: اتحادیه اروپا به صراحت با استفاده از مجازات اعدام در هر شرایطی مخالف است. اعدام مجازاتی بی رحمانه و غیر انسانی است که اثر بازدارنده ندارد و انکار کرامت و شخصیت انسان است.

سخنگوی اتحادیه اروپا اضافه کرده است، مساله حقوق بشر از موضوعات محوری تعامل با ایران خواهد بود.

کلی کرافت، سفیر آمریکا در سازمان ملل نیز در توییتی با خانواده نوید افکاری ابراز همدردی کرده است.

کلی کرافت نوشته است: ما بی اعتنایی و بی احترامی مداوم حکومت ایران به جان انسان‌ها را محکوم می‌کنیم. صدای مردم ایران خاموش نخواهد شد.

جو بایدن، نامزد حزب دموکرات برای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا نیز در توییتی نوشته است: اعدام بی‌رحمانه نوید افکاری توسط (حکومت ایران) بی معنی و وحشتناک است. هیچ کشوری نباید افراد را به خاطر فعالیت و تظاهرات مسالمت‌آمیز بازداشت، شکنجه و اعدام کند. ایران می‌بایست تمامی دیگر زندانیان سیاسی را از جمله نسرین ستوده و آمریکایی‌هایی که ناعادلانه حبس شده‌اند، آزاد کند.

Iran’s cruel execution of Navid Afkari is a travesty. No country should arrest, torture, or execute peaceful protestors or activists.

Iran must free its other political prisoners, including Nasrin Sotoudeh, and release unjustly detained Americans. https://t.co/Jj9QZbyQL7

— Joe Biden (@JoeBiden) September 12, 2020

«تمسخر عدالت»

عفو بین الملل نیز در بیانیه‌ای گفته است، اعدام نوید افکاری «تمسخر عدالت» بود.

عفو بین الملل تاکید کرده است، اعدام پنهانی صبح امروز نوید افکاری قهرمان کشتی، بدون اطلاع قبلی وی ، خانواده و یا وکیلش، پس از محاکمه‌ای کاملاً ناعادلانه تمسخر هولناک عدالت است و جامعه بین المللی می‌بایست فورا به این اقدام واکنش نشان دهد.

اتحادیه جهانی کشتی نیز در بیانیه‌ای با «ویرانگر» خواندن خبر اعدام نوید افکاری با خانواده وی اظهار همدردی کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی از این که تلاش برای توقف حکم اعدام نوید افکاری به نتیجه نرسید، ابراز تاسف کرده است.

اتحادیه جهانی کشتی گفته است که خبر اعدام نوید افکاری «ویرانگر» بود و کل جامعه کشتی را سوگوار کرد.

UWW Statement on the Execution of Navid Afkarihttps://t.co/2TXcr12jaQ pic.twitter.com/f6wetsLz2Q

— United World Wrestling (@wrestling) September 12, 2020

گزارش‌ها حاکی است که پیکر نوید افکاری که صبح امروز در زندان عادل آباد شیراز اعدام شد «شبانه» و «تحت تدابیر شدید امنیتی» به خاک سپرده شد.

نوید افکاری نایب قهرمان نوجوانان ایران که در پی اعتراضات مرداد ۹۷ بازداشت شد، به اتهام قتل یک مامور امنیتی به دو بار اعدام، شش سال و نیم حبس و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شده بود.

وحید و حبیب برادران او نیز هر یک به ۵۴ و ۲۷ سال زندان با شلاق محکوم شده‌اند. برادران افکاری در روزهای گذشته با انتشار چند فایل صوتی گفته بودند که اعترافاتی که در طول دوران بازداشت برای اقرار به مشارکت در قتل یک مامور امنیتی از آنها گرفته شده، زیر فشار مداوم شکنجه بوده است.

No responses yet

Sep 07 2020

جان‌باخته‌ها اعتراضات آبان ۱۳۹۸

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

ویکی‌پدیا: در فهرست زیر نام و اطلاعاتی از ۵۲۶ نفر از جان‌باخته‌های اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران مشاهده می‌شود، فهرست کودکان، در فهرستِ جان‌باخته‌ها به تفکیک شهر نیز آمده‌است:
کودکان

فهرست افراد جان‌باختهٔ زیر ۱۸ سال در جریان اعتراضات آبان ۱۳۹۸ ایران:

سید علی موسوی، ۱۲ ساله، حوالی ساختمان فرمانداری رامهرمز
علی غزلاوی، ۱۲ ساله، در میدان الله خرمشهر
امیر رضا عبداللهی، ۱۳ ساله، در اسلام‌شهر تهران
نیکتا اسفندانی، ۱۴ ساله، در خیابان ستارخان تهران
محمد داستان‌خواه، ۱۵ ساله، در شهرک صدرای شیراز
آرمین قادری، ۱۵ ساله، در محله دولت‌آباد کرمانشاه
جواد بابایی، ۱۵ ساله، در شهر قدس (قلعه حسن‌خان)
ابوالفضل شعبانی، ۱۶ ساله در سه‌راهی آدران جاده ساوه
محمدجواد عابدی، ۱۶ ساله در اصفهان
خالد غزلاوی، ۱۶ ساله، در خرمشهر
رضا نیسی، ۱۶ ساله، از ساکنان منطقه پاستوریزه شهر اهواز
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)
آرش کهزادی، ۱۶ ساله، در اسلام‌شهر
احمد آلبوعلی، ۱۷ ساله، در منطقه شهرک طالقانی، ماهشهر
محمدرضا احمدی، ۱۷ ساله، در محله فیض آباد سنندج
حسام بارانی راد، ۱۷ ساله، کرمانشاه – اهل روستای خانیله روانسر
محمد (حمزه) بریهی، ۱۷ ساله، ساکن کوی خزعلیه اهواز – با کلت کمری و از فاصله نزدیک هدف قرار گرفت.
مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی
احمد موسوی جعاوله، ۱۷ ساله، از ساکنان شهرک اندیشه شهرستان شوشتر
امیرحسین دادوند، ۱۷ ساله، در یزدان‌شهر اصفهان
آرین رجبی، ۱۷ ساله، در میدان جنگلبانی (سرباز) مریوان
ساسان عیدی وند، ۱۷ ساله، در یزدانشهر اصفهان
حسین قاسمی، ۱۷ ساله، در چهاردانگه اسلام‌شهر –
محسن محمدپور، ۱۷ ساله، در خرمشهر
علیرضا نوری، ۱۷ ساله، در شهریار
پژمان (علی) قلی پور ملاتی، زیر ۱۸ سال، ساکن لنگرود – در کرج هدف گلوله قرار گرفت.
پدرام جعفری، ۱۸ ساله، در فردیس کرج
ابراهیم مرادی، ۱۸ ساله، دانش‌آموز، در جوانرود

اسامی جان‌باخته‌ها به تفکیک استان و شهر
استان خوزستان

اهواز:

اصغر حق‌طلب، اهواز
اکبر ملک‌پور، اهواز
امیر حسینی، اهواز
امیر عساکریان، اهواز
بشیر سرخی، اهواز
حسن ربیعی، اهواز
حمزه باوی، اهواز
حمزه فاضل‌السواری (حمزه عالی‌نژاد)، اهواز
حمید آوی، اهواز
حمید رضازاده، اهواز
رحیم عرب‌پور، اهواز
رضا تمیمی، اهواز
رضا داراب‌پور، اهواز
رضا شاه‌مرادی، اهواز – اهل اندیمشک، دانشجوی ۱۹ ساله رشته کامپیوتر دانشگاه چمران.
رضا صیادی، از نیروهای یگان ویژه واحد رهایی گروگان اهواز
رضا قادری، اهواز
رضا نیسی (رضا عطیه‌النیسی)، منطقه گرانه (پاستوریزه) اهواز، ۱۹ ساله – در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
رضا یزدانی، اهواز
ریحانه ملکی، اهواز
زینب نیسان‌پور، اهواز
سعید پانکی، اهواز
سعیدحسن مشعشعی، اهواز
سهیلا فلاح‌زاده، اهواز
سیدرضا خلف‌زاده، اهواز
شهلا بالدی، اهواز
عباس بریحی علوش، اهواز
علی آلبو عبادی، اهواز
علی اسماعیلی، اهواز
علی تمیمی، اهواز
علیرضا اکبرپور، اهواز
فاطمه حقوردی، اهواز
فریبا آل‌خمیس، اهواز
فریحه کریم‌زاده، اهواز
قاسم باوی، اهواز – ۴۵ ساله، از بازداشت‌شدگان آبان ۱۳۹۸ که پس از آزادی، به دلیل شکنجهٔ شدید در دورهٔ بازداشت دچار اختلالات روانی شده و خودکشی کرد.
کمال دغاغله، اهواز
کوثر بغلانی، اهواز
کوثر تابع معتوقی، اهواز
مبین مقدم، اهواز
محدثه مقدم، اهواز
محسن عساکره، اهواز
محمد (حمزه) بریهی، اهواز – ۱۷ ساله
محمدرضا عسافی‌زرگانی، اهواز
مریم اسماعیلی، اهواز
مریم عیدانی، اهواز
معصومه داراب‌پور، اهواز
مهدی دریس مولایی، اهواز
مهدی زرگانی، اهواز
مهدی عبدی، اهواز
مهدی غلام‌زاده، اهواز
مهدی فلاحی، اهواز
مهدی قادری، اهواز
میثم مجدم، اهواز
نوید عساکره، اهواز
هانی شهبازی، اهواز

بهبهان:

(نام: نامشخص) تدین، بهبهان
فرزاد انصاری‌فر، بهبهان
احسان عبدالله‌نژاد، بهبهان – ۲۸ ساله، آرایشگر و فوق دیپلم برق (اولین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان، ۲ گلوله در ران و ۲ گلوله در سینه)
اسماعیل بازرگان، بهبهان
فرزاد تضمی‌پور، بهبهان
محمد حشم‌دار، بهبهان – ۳۳ ساله، اصابت گلوله به گلو
محمدحسین (امیرحسین) قنواتی، بهبهان – ۲۶ ساله (دومین کشتهٔ روز ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در بهبهان)
محمود دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۹ ساله، پدرِ ۲ فرزند، اصابت گلوله به قلب هنگامی که برای نجات برادرش (مهرداد دشتی‌زاده) به سمت او می‌رود
مهرداد دشتی‌زاده، بهبهان – ۲۶ ساله، کشاورز، اصابت گلوله به سر

خرمشهر:

ابراهیم مطوری، خرمشهر
حسن تمیمی، خرمشهر – ۲۵ آبان ۱۳۹۸
خالد غزلاوی، خرمشهر – ۱۶ ساله
خالد منیعات، خرمشهر
علی غزلاوی، خرمشهر – ۱۲ ساله
محسن محمدپور، خرمشهر – ۱۷ ساله
محسن نجل‌علی منیعات، خرمشهر
میثم عبدالوهاب عدگی‌پور، خرمشهر – ۳۰ ساله
میثم منیعات (ناصری)، خرمشهر
میلاد حمیدی (حمیداوی)، خرمشهر

آبادان:

حلیمه سمیری، آبادان – ۳۴ ساله – از بازداشت‌شدگان اعتراضات، جان‌باختن پس از شکنجه
روانبخش آمامی‌راد (ململی گلزاری)، آبادان
علی بغلانی، آبادان

ماهشهر:

احمد بشارت، ماهشهر
احمد چراغیان، شهر جراحی (چمران) – ۴۰ ساله، پدر ۳ دختر، کارمند پتروشیمی
احمد خواجه آلبوعلی، ماهشهر
اقبال اسماعیلی، ماهشهر – ۵۲ ساله
امین بچاری، ماهشهر
حمید شیخانی، شهرک کوره (طالقانی) ۲۶ آبان بازداشت و ۲ آذر جنازه‌اش تحویل خانواده‌اش داده شد.
رزاق ناصر زاده، ماهشهر
سالم امیر سنجران (عیدانی)، نیزار ماهشهر – اهل شهر جراحی (چمران) – در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
شهاب حطاوی، ماهشهر
طاهرآل خمیس، ماهشهر – ۲۵ ساله، دارای ۱ فرزند ۷ ساله
عباس (رضا) عساکره منصوری، میدان جراحی مقابل «نیزار حمیدی» – تازه داماد، میوه فروش
عباس منصوری، شهر جراحی، فرزند طعمه
عدنان هلالی، ماهشهر
علی باوی، شهر جراحی
علی خواجه آلبوعلی، ماهشهر
علی مرادی، ماهشهر
فرشاد حاجی‌پور میلاسی، ماهشهر – اهل لردگان، ۳۰ ساله، در در روستای «له دراز» لردگان به خاک سپرده شد.
قاسم باوی، ماهشهر
مجتبی عبادی، ماهشهر
محسن آلبوعلی، ماهشهر
محسن عبادی‌مهر، شهر جراحی
محمد خالدی، ماهشهر
محمد خالقی، ماهشهر
منصور الباوی، ماهشهر
منصور دریس، ماهشهر
منصور عساکره، ماهشهر
هادی قربانی، ماهشهر
یوسف خالدی، ماهشهر
یوسف مجتبی آلبوعبادی، نیزار ماهشهر
(نام: نامشخص) چنعانی، ماهشهر (جراحی)، دختربچه
(نام: نامشخص) همسر آقای مختار عتقی، ماهشهر

سربندر:

احمد بشاره دورقی، سربندر، ۲۲ ساله

اندیمشک:

حجت لهراسبی، اندیمشک
حسین (عبدلله) لرستانی، اندیمشک – ۲۱ ساله، اصابت گلوله به سر، در پی هجوم نیروهای امنیتی به منزل یکی از بستگانش
شفیع بازتاب، اندیمشک
علی اسفندیاری، اندیمشک

شوشتر:

احمد سعدی، شوشتر
احمد موسوی جعاوله، شوشتر – ۱۷ ساله
ایمان موسوی
جمال کعبی، شوشتر
عادل کعبی فرزه، شوشتر
عارف دلفی، شوشتر
عدی کعبی، شوشتر
علی کعبی، شوشتر
عمار زغبی، شوشتر
قاسم زغبی، شوشتر
مهدی عگبی، شوشتر
میلاد سلیمانی، شوشتر
یاس سلیمانی، شوشتر

شوش:

صادق کعبی، شوش

حمیدیه:

احمد ساعدی، حمیدیه
شهاب سیاحی، حمیدیه

رامهرمز:

سید علی موسوی، رامهرمز

کوت عبدالله:

مجاهد جامعی، ۱۷ ساله، در شهرستان کوت عبدالله شهرستان باوی

استان کرمانشاه

جوانرود:

آرش ایوبی، جوانرود
ابراهیم مرادی، جوانرود – دانش‌آموز، ۱۸ ساله
بهرام غلامی، جوانرود
جبار تجاره (توجاره)، جوانرود
حمزه نقدی، جوانرود
خالد رشیدی، جوانرود
ریبوار سیدرستمی، جوانرود
سلمان رحمانی، جوانرود
عزیز (نام خانوادگی: نامشخص)، جوانرود – کارگر فضای سبز شهرداری که ناشنوا بوده‌است.
علی (یونس) فیروزبخت، جوانرود
عمران ولیدی، جوانرود
فرشاد خیراندیش، جوانرود
کاوه رضایی، جوانرود
کاوه محمدی، جوانرود
کاوه مرادی، جوانرود
مبین عبداللهی، جوانرود
هاشم مرادی، جوانرود – پیکر او که از ۲۶ آبان مفقود شده بود، ۱۱ دی ۱۳۹۸ درحالی‌که آثار شکنجه بر بدن او قابل مشاهده بوده‌است، در یکی از رودخانه‌های اطراف شهر جوانرود پیدا شد.
یونس هوشنگی، جوانرود

کرمانشاه:

آرمین قادری، کرمانشاه – ۱۵ ساله
اسکندر مرتضوی، کرمانشاه
ایرج جواهری، کرمانشاه – از کارکنان پلیس منطقه الهیه کرمانشاه بود.
برهان منصورنیا، کرمانشاه – اهل مریوان
بهروز فرهادپور، کرمانشاه
بهمن عزیزی، کرمانشاه
بهنام امیریان، کرمانشاه
جمشید کاظمی، کرمانشاه
جواد حیدری، کرمانشاه
حجت جلالی، کرمانشاه
حسام بارانی راد، کرمانشاه – ۱۷ ساله، اهل روستای خانیله روانسر
حشمت مرادی، کرمانشاه
حمزه فرجی
حمید چراغی، کرمانشاه
خسرو کریمی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
دانیال محمدی، کرمانشاه
رامین میرزایی، کرمانشاه
رضا امیدی یاریجانی، اهل دهستان جلالوند، بخش فیروزآباد کرمانشاه – ۲۲ ساله، از بازداشت‌شدگان اعتراضات آبان، در زندان دیزل‌آباد کرمانشاه، پس از ابلاغ حکم ۴ سال زندان، اقدام به خودکشی کرد
رضا محمودی، کرمانشاه
سعید ارشادی، کرمانشاه
سعید اسماعیلی، کرمانشاه
سعید امیری، کرمانشاه
سعید بیژ، کرمانشاه
سعید رضایی، کرمانشاه
صدرا سربله، کرمانشاه
عبدالرضا شیرزادی، کرمانشاه
عصمت حیدری، کرمانشاه
علی القاسی، کرمانشاه
علی غفوری، کرمانشاه
علی غلامپور، کرمانشاه
علیرضا داموندی، کرمانشاه
غلام تابزر، کرمانشاه
فرخ جباری، کرمانشاه
فرشاد توکلی، کرمانشاه
فرشید عزت شاهی، کرمانشاه
فرهاد مجیدی، کرمانشاه
محسن کرمی‌نیا، کرمانشاه – – ۳۴ ساله، دارای دکترای تاریخ از دانشگاه شهید بهشتی
محمد پالانی، کرمانشاه
محمد میرزایی، کرمانشاه – ۲۱ ساله
محمد نادری، کرمانشاه
محمود رضایی، کرمانشاه
محمود فردپور، کرمانشاه
مسعود ابراهیمی، کرمانشاه
مسعود مرادی، کرمانشاه
مسلم فیاضی، کرمانشاه
مصطفی فرزامی، کرمانشاه
مظفر ظهیری، کرمانشاه
مظفر وطن‌دوست، کرمانشاه
منوچهر فتحی، کرمانشاه
نادر بیرانوند، کرمانشاه – ۲۲ ساله
نادر بیژنوند، کرمانشاه
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه – پس از بازداشت در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ در محلهٔ جعفرآباد کرمانشاه، تحت شکنجه کشته شد. جسد او را روز ۸ دی ۱۳۹۸ به خانواده‌اش تحویل دادند.
نادر رضایی آبطاف، کرمانشاه
هاشم عزتی‌پور، کرمانشاه
هدایت قربانی، کرمانشاه
هوشنگ کریمی، کرمانشاه
وحید فتحی، کرمانشاه
ویدا شکیبایی مقدم، کرمانشاه
یونس جلیلی، کرمانشاه
یونس عزتی، کرمانشاه
یونس عینی، کرمانشاه
(نام: نامشخص) نیازی‌منش، کرمانشاه

استان کردستان

سنندج:

احمدرضا محمدی، سنندج
رضا صادقی، سنندج
سوران محمدی، سنندج
علی جواهری، سنندج
کاوه ویسانی، سنندج – در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ در سنندج بازداشت شد و جسد وی ۱۵ آذر در حومه سنندج (باباریز) رها شد.
محمدرضا احمدی، سنندج – ۱۷ ساله
مسعود امینی، سنندج
مظفر سیفی، سنندج
هیوا رحیمی، سنندج

مریوان:

آرین رجبی (فرجی)، مریوان – ۱۷ ساله
ادریس بیواره، مریوان
ارشاد رحمانیان، مریوان – پیکر او ۲۴ آذر ۱۳۹۸ حوالی سد گاران مریوان پیدا شد. او در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود.
بهروز ملکی، مریوان
دانیال استواری، مریوان
شاهو ولیدی، مریوان
عثمان احمدی، مریوان
عثمان نادری، مریوان
مهران تاک، مریوان – ۳۱ ساله، دارای یک فرزند ۱۴ ماهه

کامیاران:

کاوه ویسانی، کامیاران – در ۱۵ آذر ۱۳۹۸ پیکرش در بیابان پیدا شد.

استان ایلام

ایلام:

سجاد اسماعیلی، ایلام – ۱۰ روز پس از بازداشت در تاریخ ۱۰ آذر ۱۳۹۸ پیکر او به خانواده‌اش تحویل داده شد.

استان کرمان

سیرجان:

روح‌الله (جواد) نظری فتح‌آبادی، سیرجان

استان آذربابجان غربی

بوکان:

شلیر دادوند، بوکان
هیوا نادری، بوکان

استان آذربایجان شرقی

تبریز:

علی حسینی، تبریز

هشترود

اکبر کریمی‌اصل، هشترود – ۲۵ ساله، فیلمساز، پس از ۲ هفته بی‌خبری پیکرش با آثار بریدگی‌های زیاد در ناحیه سر و صورت از سد سهند پیدا شد.

استان اصفهان

اصفهان:

آرشام ابراهیمی، اصفهان
ایوب بهرامیان، اصفهان
بهزاد معینی‌فر، اصفهان – ۲۷ ساله، دارای مدرک کارشناسی ارشد رشتهٔ حسابداری
جواد شیازی، زینبیهٔ اصفهان – ۲۶ ساله، مراسم خاکسپاری وی ۱ آذر ۱۳۹۸ در باغ رضوان اصفهان برگزار شد.
حسین کرمی علویجه، ملک‌شهر – ۵۱ ساله
حمید شریفی، زینبیه اصفهان
رضا عباسی، اصفهان – وی پس از گذشت نزدیک به دو ماه بر اثر عفونت ناشی از زخم گلوله در بیمارستان جان سپرد.
سعید ترکان، اصفهان (زاجان)
علی مختاری، اصفهان
فرشید آفرین، اصفهان
مجید رضایی، اصفهان
محمد آرمان، اصفهان
محمد تقی‌یار، اصفهان (زاجان)
محمدجواد عابدی، اصفهان
مسعود بهارلو، اصفهان – ۲۵ ساله
مهدی سبزی، اصفهان
مهران علی‌پور، اصفهان – زادهٔ کازرون، از معترضان آبان که دی ۱۳۹۸ بازداشت شده بود و روز ۲۰ بهمن، بر اثر شدت ضربات وارده به جمجمه، بینی و شکم جان‌باخت.
یدالله باباصفری، اصفهان (زاجان)
یعقوب نجفی بابا، اصفهان – اهل کوهرنگ – دارای ۳ فرزند، یک دختر ۳ ساله و دوقلوی یک ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
یعقوب نجفی حاجی‌پور، کوهرنگ اصفهان

یزدان‌شهر:

آرمان امانی، یزدانشهر – اهل مسجدسلیمان، ۲۰ ساله
آرمان امانی، یزدان‌شهر
ابراهیم منصوری، یزدانشهر نجف آباد – متولد ۱۳۶۲، دارای یک فرزند
امیرحسین دادوند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
رسول امانی، یزدان‌شهر
ساسان عیدی‌وند، یزدان‌شهر – ۱۷ ساله
صفر عیدی‌وند، یزدان‌شهر – دارای ۱ فرزند

قهدریجان:

محمد ابراهیمی، قهدریجان
نعمت‌الله شفیعی، قهدریجان

نجف‌آباد:

امیرحسین داودوند، نجف‌آباد – متولد ۱۳۸۲، قهرمان چند دوره کیک بوکسینگ، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
محمد امیری، نجف‌آباد
محمد پورپیرعلی، نجف‌آباد

فریدون‌شهر:

الهه رستگار، تبر فریدون‌شهر اصفهان

زرین‌شهر

حسن‌پور پیرعلی، زرین‌شهر
حسین‌پور پیرعلی، زرین‌شهر

استان البرز

کرج:

ابراهیم کتابدار، کرج – ۳۰ ساله، پدرِ ۲ دختر خردسال، به نام‌های سودا و سوگند
آمنه شهبازی‌فرد، کرج – ۳۴ ساله، در ۲۶ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
ابراهیم مهدی‌پور، کرج
امید رضایی، مارلیک کرج
امیر شکری، کرج
امیرحسین صادقی، کرج – دانش‌پژوه و از مبتکرین دستگاه آب شیرین کن ارزان قیمت
بهرام احسانی، کرج
بیتا خدادادی، کرج
پارسا، بدرلو، کرج
حسام نام‌آور، کرج
حسین دلفان، کرج
حمیدرضا قبولی، شهرک اندیشه کرج – ۱۹ ساله
رحیم امینی (امین آبادی)، کرج (فردیس) – قهرمان پرورش اندام، دارای یک فرزند پسر
رسول بختیاری، کرج
رضا رحیمی، کرج
سعید درخشان، کرج
شهرام معینی، کرج – اهل منجیل، ۴۴ ساله
صادق بختیاری، کرج
علی بختیاری، کرج
علی خدامرادی، کرج
علیرضا محمدزاده، کرج
فرخ غفاری، کرج
کورش شیدانی، کرج
محسن چمن فر، کرج
محمدرضا نیکوروان، کرج – اهل روستای قاضیان استان گیلان
محمود سلطانی، کرج
محمود صادقپور، کرج
مرتضی صادقی‌نادر، کرج
مهدی حمیدی، کرج
مهدی عباس‌زاده، کرج
مهناز مهدی‌زاده، کرج
میثم احمدی، منظریه کرج – زادهٔ ۲۸ آبان ۱۳۷۱
میلاد محققی، مارلیک – ۲۴ ساله

مشکین‌دشت:

سیدعلی حسینی، مشکین‌دشت کرج
عزیزالله اسکندری، مشکین‌دشت کرج

فردیس:

آزاده ضربی، فردیس کرج – زادهٔ ۱۳۷۲
آشور کالتا، فردیس کرج – از جامعه آشوری ایران، اهل ارومی، متولد ۴ بهمن ۱۳۶۰، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
اکبر لنگری، فردیس کرج – ۲۳ ساله
امید صالحی، فردیس کرج – ۲۱ ساله، دانشجو
پدرام جعفری کمیجانی، فردیس کرج – ۱۸ ساله، در ۲۷ آبان ۱۳۹۸ کشته شد.
حسین قدمی، فردیس کرج – ۳۰ ساله، تراشکار
حمید قائمی، فردیس کرج
علیرضا آزادی، فردیس کرج
علیرضا طیبی سالار، فردیس کرج
فرامرز پورفرسادی، فردیس کرج – دارای ۲ فرزند ۲ ساله و ۱۲ ساله
محمدامین الله‌قلی، فردیس کرج – ۲۴ ساله
مهدی پاپی، فردیس کرج – ۳۱ ساله
میلاد نژه ورد، فردیس کرج
ناصر رضایی، فردیس کرج – اهل سنندج، متولد ۱۳۶۲ فارغ‌التحصیل رشتهٔ کشاورزی از دانشگاه بروجرد، اصابت گلوله به چشم

مهرشهر:

پویا بختیاری، مهرشهر کرج
رضا خزایی، مهرشهر کرج
نیکتا خزایی، مهرشهر کرج

گلشهر:

آذر میرزاپور زهابی، گلشهر کرج – ۴۵ ساله، پرستار، سرپرست خانوار، دارای ۴ فرزند
امیرحسین کبیری، گلشهر کرج – ۳۲ ساله
حمید رسولی، گلشهر کرج – ۳۳ ساله – ۲۵ آبان ۱۳۹۸- آرامگاه: آرامستان الوند استان قزوین
شهنام (امیر) شکری، گلشهر کرج
مهدی طاهرزاده، گلشهر کرج

استان تهران

تهران:

ابوالفضل شعبانی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۱۶ ساله
ابوالفضل عرب، تهران
احمد مرادی، تهران
احمدرضا فلاح، یافت‌آباد تهران
اسماعیل عرب‌احمدی، تهران – ۲۸ ساله
بهنام کاشی
پدرام شجاعی، تهران
حسن دوست، تهران
حمید نظری، فعال دانشجویی سابق که در جریان اعتراض‌های آبان بازداشت شده بود، ۲۴ ساعت پس از آزادی بر اثر سکته درگذشت. وی پس از آزادی گفته بود به او در بازداشت تزریق شده‌است
رامین دانا، تهران
رامین لمسه، تهران – اهل شبستر – ۲۸ ساله
رضا اینانلو، قدس تهران
رضا حسینی، قدس تهران
سجاد باقری، تهران – اهل کرمانشاه، ناشنوا، پدر یک فرزند خردسال
سمانه ذوالقدر، تهران
سید علی فتوحی، تهران – اهل کوهساره، اردبیل
سید قاسم حسینی، تهران (تهرانسر) – ۳۵ ساله
علی بهبودی، تهران
علی شیرمحمدی، تهران
علی فروتن لگران، تهران – اهل خیاو (مشگین‌شهر)، ۱۹ ساله
علی فرون لگران، تهران
علیرضا محمدزاده، سه‌راهی آدران تهران – اهل سراب٬ متولد ۱۳۶۹، دارای ۲ فرزند
فرزاد کمانگیر، تهران – اهل سنندج، ۲۰ ساله
فریدون کاظمی، سرآسیاب تهران – ۲۶ آبان ۱۳۹۸
مجید غیب‌الهی، تهران
مجید فلاح‌پور، تهران – اصالتاً اهل گیلان
مجید ملکی، تهران
محمد حیدریان، تهران
محمد صفری، تهران
محمد ملکی، سه‌راهی آدران جاده ساوه – ۲۳ ساله، متأهل، دارای ۱ فرزند، در ۲۵ آبان با شلیک گلوله نیروهای امنیتی مجروح شد. ۶ بهمن ۱۳۹۸ بر اثر جراحات جان باخت و روز ۸ بهمن ۱۳۹۸ در امامزاده‌باقر شهرستان بهارستان به خاک سپرده شد.
مصطفی فرزامی، تهران – اهل کرمانشاه – خواننده
مهدی کارکایی، تهران
مهرداد حسابی، تهران – اصالتاً اهل شیجان رشت
مهرداد قاسمی، یافت‌آباد تهران
مهرداد معین‌فر، فلاح، تهران
مینا شیخی، تهران – ۵۰ ساله، اهل سقز
نیکتا اسفندانی، تهران – ۱۴ ساله
یاشار کیانی ارثی

اسلام‌شهر:

آرش کهزادی، اسلام‌شهر
امیررضا عبداللهی، اسلام‌شهر – ۱۳ ساله
ایمان رسولی، اسلام‌شهر
پوریا ناصری‌خواه، اسلامشهر (سه‌راهی آدران) – ۲۳ ساله – اهل کرمانشاه
حسین قاسمی، اسلامشهر تهران
علی احمدی، اسلام‌شهر
غیبعلی رمضانی، شهرک گلستان اسلام‌شهر
کمال فرجی، اسلام‌شهر – ۴۱ ساله، نجار
محسن جعفرپناه، اسلام‌شهر – اهل بیجار، پدر بردیای ۲ ساله – زادهٔ اسفند ۱۳۶۷
محسن مظفری، شهرک گلستان اسلام‌شهر – ۳۷ ساله
محمد طاهری، اسلام‌شهر – ۱۹ ساله، دانشجو
محمدمهدی حقگوی، اسلام‌شهر

چهاردانگه:

حسین قاسمی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۱۷ سال
سید حمید طاهری، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۳۵ ساله – دارای یک نوزاد ۴ ماهه
عرفان فائقی، چهاردانگه اسلام‌شهر – ۲۱ ساله

شهریار:

ابراهیم محمدپور، شهریار
احسان شیری، شهریار
اکبر لنگری، شهریار
ایوب بهرامیان، شهریار – متأهل، پدر دو کودک ۵ ماهه و ۴ ساله، در ۲۵ آبان ۱۳۹۸ از ناحیه ران پا مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به کما رفت. او ۲۷ آذر ۱۳۹۸ جان‌باخت.
بهروز اصغرپور، شهریار – ۲۷ ساله
بهزاد تکیه، شهریار
حسین قدمی، شهریار
رضا حسن‌وند، شهریار – ۲۶ ساله
رضا معظمی گودرزی، اندیشه (شهریار) – ۱۹ ساله
سلیمان رضایی، شهریار
سید محمدحسین طاهایی، شهریار – اهل چالوس – ۳۴ ساله
شاهین امیری، شهریار
علی سرتیپی، شهریار
علیرضا نوری، شهریار – ۱۷ ساله
گلنار صمصامی، شهریار – دارای یک فرزند پسر ۸ ساله
محمد عربی، شهریار – ۱۹ ساله، ۲۶ آبان ۱۳۹۸
محمد عربی، شهریار
محمد عکاس، شهریار
محمدحسین طاهایی، شهریار – ۳۴ ساله
محمدمعین صالحی، شهریار
مهدی پاپی، شهریار
مهرداد معین‌فر، شهریار – ۳۲ ساله
موسی بهرام، شهریار
میلاد محققی، شهریار شهرک فردوسیه – ۲۴ ساله
میلاد نجه‌وند، شهریار
نادر مؤمنی، شهریار – ۵۵ ساله
هدایت‌الله حمید، شهریار

بهارستان:

اسماعیل الله‌قلی، شهرک گلستان بهارستان (جاده ساوه)
فاطمه حبیبی، بهارستان
گل‌آقا نوری، بهارستان
مجید شیخی، بهارستان – وی از سوی نهادهای امنیتی به عنوان «شهید امنیت» و بسیجی معرفی شده‌است.
محمد طاهری، بهارستان – ۱۹ ساله
مهدی ولی‌پور، ۱۶ ساله، جاده ساوه (محل اصابت گلوله)، بهارستان (محل درگذشت)

قلعه حسن‌خان:

اسماعیل رضایی پیرپشته، قلعه حسن‌خان – پدر یک دختر ۳٫۵ ساله
جواد بابایی، قلعه حسن‌خان
حسن علیزاده، قلعه حسن‌خان – ۲۳ ساله
حسین حاجی‌آبادی، قلعه حسن‌خان
حسین شهبازی، قلعه حسن‌خان
حیدرعلی رمضان‌نژاد، قلعه حسن‌خان – ۵۳ ساله
عبدالله آجرلو، قلعه حسن‌خان
علیرضا بابایی، قلعه حسن‌خان
نوید بهبودی، قلعه حسن‌خان (شهر قدس)
یاسین (مجتبی) رمضان‌نژاد دهکا، قلعه حسن‌خان – متولد ۱۳۶۵ در گیلان، آستانه اشرفیه دهستان دهکا – دارای یک فرزند

کیان‌شهر:

حسن طاووسی، کیان‌شهر
سیامک نویدی بیلداشی، کیان‌شهر – متولد ۱۳۶۶

ملارد:

حسن صحرایی، ملارد – زادهٔ گناباد
رضا پذیرش، ملارد
سجاد رضایی، ملارد – ۲۰ ساله
فرهاد مجدم، ملارد – زادهٔ ۵ مرداد ۱۳۶۱ در شیراز
علی رحمانی، ملارد
محمد تیموری، در منطقه‌ای بین شهر جدید اندیشه و ملارد
مرتضی ابراهیمی، ملارد، پاسدار و فرمانده گردان امام حسین ملارد
مصطفی رضایی، ملارد، از کارکنان شهرداری ملارد
مهدی دائمی، سرآسیاب ملارد
مهرزاد رضایی، ملارد (کرج)
هادی سرتیپی، ملارد
وحید دامور، جاده ملارد کرج – ۳۰ ساله

بومهن:

بهروز فلاح، بومهن
میثاق ملکی، بومهن
یوسف درری، بومهن – اهل روستای هوددن گنبدکاووس – ۳۴ ساله – دارای ۲ فرزند

نسیم‌شهر:

سیدقاسم حسینی، نسیم‌شهر
هادی قربانی، نسیم‌شهر – اهل تیکان‌تپه (تکاب)

رباط‌کریم:

ابراهیم فرخی راد، رباط‌کریم تهران
پدرام ناصری، رباط‌کریم تهران
پروانه سیفی، رباط‌کریم تهران
پرویز کاشانی، رباط‌کریم تهران
جاوید میرزایی، رباط‌کریم تهران – اهل میانه، آرایشگر
جمال رمضانی، رباط‌کریم تهران
جمشید خدایاری، رباط‌کریم تهران
حسین آقبلاقی، رباط‌کریم تهران
حسین امینی، رباط‌کریم – ۳۰ ساله، دارای ۲ فرزند
حسین عزیری، رباط‌کریم تهران
رستم جابری، رباط‌کریم تهران
سهراب مقدمنیاز اصل، رباط‌کریم تهران
سیروس سهروردی، رباط‌کریم تهران
عباس یوسفی، رباط‌کریم تهران
علی بابایی، رباط‌کریم تهران
فرشاد جعفری‌زاده، رباط‌کریم تهران
فرهاد فروغی، رباط‌کریم تهران
فریدون خشنودی، رباط‌کریم تهران
محمدرضا عزیزی، رباط‌کریم تهران
مرتضی نوری، رباط‌کریم
ناصر پروری، رباط‌کریم تهران

پرند

امیر (شاهپور) اوجانی، پرند – ۴۳ ساله، متأهل، پدر ۴ فرزند و صاحب یک مغازه ساندویچی، بر اثر شدت جراحات ناشی از اصابت گلوله در جریان اعتراضات آبان، روز ۱۹ دی ۱۳۹۸ جان باخت.

استان زنجان

زنجان:

میرحسین عباسی، زنجان – پدر سه فرزند

استان فارس

شیراز:

امیر الوندی‌مهر، شهرک گویم شیراز – ۲۲ ساله
امیر پناهی، شیراز
امیر رودگری، شیراز
بهمن (رضا) جعفری، شیراز – متولد ۱۳۷۰
پیمان شعاعیان، شیراز
جانفشان اسدی، شیراز
جمال قریشی، شیراز
جواد نکویی، شیراز
حسین بذرافشان، شیراز
حسین حیدری، شیراز
حمید ریحانی، شیراز
حمید فرهادی، شیراز
رسول شیروانی، شیراز
رسول قویمی، شیراز، اهل قلات
رضا جعفری، شیراز
رضا دهقان، شیراز
رضا علیپور، شیراز
سعید صادقی، شیراز
سید کیوان یرفی، شیراز
شبنم دیانی، شیراز – اهل بهبهان
صادق احمدپناهی، شهرک صدرای شیراز
عبدالله قویمی، شیراز
علیرضا انجوی، شهرک صدرای شیراز – ۲۷ساله، لیسانس معماری
فرشاد میری، شیراز
کامبیز قرداشی، شیراز
کیانوش قرداشی، شیراز
مجید ریحانی، شیراز
مجید هاشمی، شهرک صدارای شیراز
محسن پایدار، شیراز
محمد داستان‌خواه، شهرک صدرای شیراز – ۱۵ ساله، متولد ۲۰ مرداد۱۳۸۳
محمد حسین حورنگ، شیراز
محمد شجاعی، شیراز
محمد یوسفی، شیراز
محمدحسین شکاری، شیراز
محمدرضا جمشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
محمدرضا خورشیدی، شیراز – ۲۰ ساله
مرتضی محمدزادگان، شیراز
مصطفی زمانی، شیراز
مهدی جهانبازی، شیراز – اهل سپیدان، ۳۵ ساله، دارای ۲ فرزند ۳ و ۵ ساله
مهدی سلوکی، شیراز
مهدی نیکویی علی‌آبادی، شیراز – ۲۳ ساله، دانشجوی رشته حقوق دانشگاه آزاد شیراز
نادر اسدی، شیراز
نادر نصیرپور، شیراز – ۶۶ ساله، در ۲۶ آبان مجروح شد و به کما رفت. او ۲ دی ۱۳۹۸ در بیمارستان رجایی شیراز درگذشت.
هاشم زارع، شیراز
وحید ترابی، شیراز
(نام: نامشخص) پارسایی، شیراز

صفاشهر

محمدحسین نظری، صفاشهر

استان گیلان

لنگرود:

پژمان (علی) قلی‌پور ملاطی، لنگرود – ۱۸ ساله، در کرج هدف گلوله قرار گرفت

استان مرکزی

اراک:

فرهاد میری، اراک
مسعود صابری، اراک

ساوه

ابوالفضل شعبانی، ساوه
محمدعلی بهرامی

استان گلستان

گرگان:

حامد سمنانی، گرگان

استان لرستان

خرم‌آباد:

ارشیا پیروزی، خرم‌آباد
حسین پاپی، خرم‌آباد
سید مصطفی زارع‌زاده
فرشاد دریکوند، خرم‌آباد
مرتضی مرادی، خرم‌آباد

استان هرمزگان
بندرعباس

قاسم خلاده، بندرعباس
موسی شجاعی، بندرعباس

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .