اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Aug 12 2013

حجت السهال حجاریان: در انتخابات ۸۸ نه تقلب شد نه تخلف؛ تدلیس سیستماتیک بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

آیت الله بی‌بی‌سی: سعید حجاریان از نظریه پردازان جریان اصلاحات سیاسی در ایران در گفتگویی با خبرگزاری تسنیم درباره انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ گفته بحث ما این نیست که تخلف و یا تقلب شده است بلکه واقعه‌ای اتفاق افتاده است که اسم آن “تدلیس سیستماتیک” است.

آقای حجاریان در توضیح تدلیس سیستماتیک گفته است: “در چهار سال دور اول ریاست جمهوری به علاوه دوره شهرداری، آقای احمدی‌نژاد چقدر از بیت المال برای رای آوردن، تدلیس کرده است؟”

آقای حجاریان که بعد از انتخابات ریاست جمهوری چهار سال پیش دستگیر و سه ماه را در زندان گذراند، گفته “بر این اساس نه می‌گویم تقلب شده و نه می‌گویم تخلف شده است. ترجیح می دهم اسم جدیدی برای آن انتخاب کنم و آن “تدلیس سیستماتیک” است.”

به گفته آقای حجاریان”کسی که پول بیت‌المال را در سطح وسیع و در طول هفت سال بی حساب و کتاب خرج کند، سهام بدهد، سیب زمینی بدهد، یارانه بدهد، آن را چه می‌توان نامید؟”

به گفته این فعال سیاسی “دست آخر هم ثمره هفتصد میلیارد دلار درآمد کشور تورم بالای ۴۰درصد، بیکاری مزمن و اشتغال‌زایی سالانه چهارده هزار شغل باشد. باید معلوم شود این پول‌ها کجا رفته است. جز این است که خرج تدلیس شده است؟”

این عضو حزب مشارکت با یادآوری خاطره ای می گوید: “یک زمانی برای دوره دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی با پول خودمان و نه بیت‌المال، دفترچه مشق ۴۰ برگ برای مدرسه ها تهیه کردیم که عکس آقای خاتمی پشت آنها بود. اما شورای نگهبان آن را مصداق تدلیس تشخیص داد و همه را جمع کرد.”

در انتخابات سال ۱۳۸۸، پس از اعلام نام محمود احمدی‌نژاد بعنوان رییس‌جمهور، اعتراض‌های گسترده‌ای به نتیجه انتخابات شد و صحت آن زیر سوال رفت. این اعتراض ها منجر به چندین ماه ناآرامی و دستگیری بسیاری شد؛ از جمله میرحسین موسوی و مهدی کروبی که بعنوان رهبران جنبش سبز شناخته می‌شوند در حصر خانگی قرار گرفتند.

آقای حجاریان که در دوره اصلاحات، مدیر مسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز بود گفته است که سال‌ها طول می‌کشد تا تحریم‌های سازمان ملل لغو شوند:”آقای احمدی‌نژاد خیلی بی احتیاطی کرد و به تحریم‌ها با دید کاغذ پاره نگاه کرد و همین کاغذ پاره‌ها ما را بدبخت کردند. مدت زیادی است که صدام ساقط شده و عراق به دست آمریکا افتاده است و روابط حسنه‌ای دارد ولی پس از دوازده سال تحریم‌های عراق لغو شدند.

آقای حجاریان معتقد است در صورت شرکت، هم آقای رفسنجانی و هم آقای خاتمی رای بالایی در انتخابات داشتند

آقای حجاریان که به گفته خود “حدود ۴ سال در شورای عالی امنیت ملی” و “۴ سال هم درمرکز تحقیقات استراتژیک” با آقای روحانی کار کرده دلایل پیروزی آقای روحانی را در انتخابات چنین خلاصه کرد:

“انصراف آقای عارف، اجماع آقایان هاشمی و خاتمی و همچنین مهندسی آقایان هاشمی وخاتمی و یک مقداری هم اتفاق، چراکه همه چیز هم به طور قاعده‌مند پیش نرفت، ازسوی دیگر تشتت بین اصولگرایان نیز یکی دیگر از عوامل پیروزی آقای روحانی درانتخابات بود.”

بعلاوه “آقای روحانی درمناظره‌ها هم خوب ظاهر شد.”

آقای حجاریان معتقد است آقای روحانی با مشکلات خیلی زیادی روبروست: “مشکلات داخلی، خارجی، اقتصادی و فرهنگی، اشتغال، تورم، آموزش و پرورش، بهداشت، پروژه‌های ناتمام و عقب مانده، بدهی‌ها وحتی بدهی به بانک جهانی.”

به گفته وی”بخش زیادی از مردم به خاطر اصلاح طلبان بر سر صندوقها آمده‌اند و آقای روحانی هم انتخاب شده است. در آن سو هم مملکت وضعیت خوبی ندارد، لذا هر کمکی توانستیم باید به آقای روحانی بدهیم؛ زیرا نمی‌خواهیم دولت ایشان زمین بخورد.”

او دلیل دیگر همراهی با آقای روحانی را چنین خلاصه می‌کند که چون “زمین خوردن روحانی مساوی با نابود شدن مردم است و صدمه اصلی به مردم وارد می شود. برای ما مردم از خودمان مهمتر هستند.”

سعید حجاریان از اعضای دفتر مرکزی حزب جبهه مشارکت و از چهره‌های مطرح جنبش دوم خرداد است.

آقای حجاریان که در زمان ریاست جمهوری آیت الله علی خامنه ای در وزارت اطلاعات ایران مشغول به کار بود، پس از تشکیل کابینه اکبر هاشمی رفسنجانی به عضویت مرکز تحقیقات استراتژیک درآمد. او در سال ۱۳۷۸ زمانی که عضو شورای شهر تهران و مشاور محمد خاتمی رئیس جمهور وقت بود ترور شد اما جان به در برد هرچند دچار مشکلات گفتاری و حرکتی شد.

پس از انتخابات ۸۸ آقای حجاریان بازداشت شد و مدتی را در زندان گذراند و پس از آن در برنامه‌ای تلویزیونی از دیدگاههای سیاسی خود انتقاد کرد.

No responses yet

Aug 11 2013

وزارت پورمحمدی،’باد دادن خرمن کهنه’

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمود احمدی‌نژاد هنگام معرفی کابینه اولش به مجلس هفتم، مصطفی پورمحمدی را این طور معرفی کرد: مردم گرا، خوش برخورد و اهل نظر.

خود آقای پورمحمدی هم وقتی پشت تریبون قرار گرفت تا در مقابل مخالفانش از خودش و کارنامه‌اش دفاع کند حرف‌هایش را با این شعر حافظ شروع کرد:

در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کین شاهد بازاری، وان پرده نشین باشد
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایـره قسمـت اوضاع چـنین بـاشد

او بعدتر باز هم از استعاره‌های شاعرانه استفاده کرد و گفت اکنون نوبت آن رسیده که پس از مدتی «پرده نشینی»، «شهره شهر» شود و به جای «جام می» قرار است در دوران وزارت «خون دل» قسمتش شود.

شعرخوانی مصطفی پورمحمدی دورترین تصویری است که پیگیری‌ کنندگان تاریخ پس از انقلاب می‌توانند از این مقام امنیتی ایران داشته باشند چرا که نام او برای آنها یادآور کشتار زندانیان مخالف حکومت جمهوری اسلامی در دهه شصت است و در دهه هفتاد نیز زمانی که او معاون برون مرزی وزارت اطلاعات ایران بود، برخی از مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از ایران ترور شدند.

مصطفی پورمحمدی کارش را از بیست سالگی به عنوان دادستان انقلاب در خوزستان شروع کرده و اکنون در میان سالی سیاستمداری است که در بالاترین سطوح امنیتی جمهوری اسلامی فعالیت کرده است.

حتی پس از دوم خرداد که به گفته خودش «دستش از وزارت کوتاه شد» باز هم عضو هیئت منصفه دادگاه ویژه روحانیتی بود که عبدالله نوری را به پنج سال زندان محکوم کرد.

هشت سال پیش وقتی محمود احمدی‌نژاد او را به عنوان وزیر کشورش معرفی کرد، در میان سکوت فراکسیون اصلاح طلبان، برخی از نمایندگان اصول‌گرا، گذشته او را در صحن علنی مجلس به میان آوردند و تلاش کردند مانع از رای اعتماد به او شوند.

الیاس نادران، نماینده اصول‌گرای مجلس، با اشاره به سابقه اطلاعاتی بودن آقای پورمحمدی گفت که او به اقتضای شغلش همه را متهم می‌بیند.

آقای نادران خطر مطرح شدن دوباره موضوع قتل‌ مخالفان جمهوری اسلامی در خارج از کشور را در زمانی که مصطفی پورمحمدی معاون برون مرزی وزارت اطلاعات بوده مطرح کرد و گفت که در زمان مسئولیت آقای پورمحمدی “در خارج از کشور اتفاقاتی افتاده که اتهاماتی را علیه نظام باعث شده و تردید ندارم که مخالفان و معاندان دوباره آنها را نبش قبر خواهند کرد و به این بهانه هزاران تهمت ناروا علیه نظام می زنند و عملیات روانی علیه ما انجام می‌دهند.”

او گفت که این انتخاب، برای مهم‌ترین چالش بین‌المللی ایران یعنی برنامه‌ هسته‌ای هم خوب نیست و موضع ایران را تضعیف می‌کند.

موضوع ورود وزارت اطلاعات به حوزه مسائل اقتصادی در زمان مسئولیت آقای پورمحمدی موضوع دیگری بود که آقای نادران مطرح کرد و پورمحمدی را متهم کرد که در مقابل «انحرافات» سکوت کرده است.

الیاس نادران که مخالف وزارت پورمحمدی بود در نطق خود گفت که به خاطر مخالفتش از جانب «برادران»، «در لفافه شوخی» تهدید شده است.

آنچه که الیاس نادران هشت سال پیش مطرح کرد، نه حرف‌های یک مخالف سیاسی نظام جمهوری اسلامی که حرف‌های یک سیاست‌مدار اصول‌گرای دورن نظام بود.

اما همین حرف‌های او واکنش محمدرضا میرتاج الدینی دیگر نماینده اصول‌گرا را به همراه داشت که موافق وزارت پورمحمدی بود. آقای میرتاج الدینی به نادران گفت که حرف‌هایش “به ضرر نظام، علیه نظام و علیه جریان اصول‌گرا است.”

میرتاج‌الدینی در مورد موضوع «تهدید شدن» الیاس نادران گفت که “یک نفر به شوخی به شما حرفی زده است” و از طرح این موضوع اعلام نارضایتی کرد و گفت که “الان در بیرون به ما چه می‌گویند؟ در خبرگزاری‌های خارج این حرف شما را چطور بررسی می‌کنند؟”

“آبروی نظام” موضوعی بود که نمایندگان موافق آقای پورمحمدی می‌خواستند برای حفظ آن، کارنامه گذشته مصطفی پورمحمدی در صحن علنی مجلس مطرح نشود.

وقتی عماد افروغ، دیگر نماینده اصول‌گرا هم موضوع کارنامه آقای پورمحمدی را به میان کشید با اخطار محمد میرمحمدی دیگر نماینده اصول‌گرا مواجه شد که طرح این موضوع را “باد دادن خرمن کهنه” تعبیر کرد و گفت “بعد می‌گویید که این حقوق بشر و اینها از کجا این مواد را پیدا می‌کنند.”

عماد افروغ گفت: “من یادم نرفته که در سال ۷۲ جنبش‌های شهری را در شیراز، مشهد، اراک، مبارکه، چگونه قلع و قمع کردند، چگونه به خاک و خون کشیدند، چون فهمی نداشتند.”

او گفت که احتمال وزیر شدن کسی با این گذشته تن‌ او را می‌لرزاند؛ “اتفاقاتی که در سالهای گذشته در این وزارتخانه رخ داد، والله با حقوق انسانی و الهی شهروندی، موجه و قابل دفاع نیست و هم اکنون من سؤال می کنم با مرتکبین آن قتلها چه برخوردی شد؟”

آقای افروغ گفت: “به ما حق بدهید که فردی که از این وزارتخانه می آید با این گذشته و فقدان ساز و کارهای نظارتی، اینگونه برای ما تداعی بشود که تنمان درعرصه عمومی بلرزد. مگر نلرزیده است؟ مگر احساس نا امنی در گذشته نداشته ایم؟”

“خرمن کهنه‌”ای که برخی نمایندگان اصول‌گرای مجلس هفتم مایل نبودند که “باد داده شود” گذشته حرفه‌ای مصطفی پورمحمدی است که البته خود او آن را شرم آور نمی‌داند.

او در همان صحن علنی مجلس در مورد کارنامه‌ فعالیت‌هایش صحبت کرد و گفت که “من قانون شناس بودم، قانون خوان بودم، قانون دان بودم. بنده قاضی بودم، می‌خواستم وظایف قضایی‌ام را رعایت بکنم.”

اما همین “خرمن کهنه” این روزها که نام آقای پورمحمدی دوباره برای وزارت دادگستری مطرح شده است یک بار دیگر باد می‌خورد.

چندین سازمان حقوق بشری خواهان کنار گذاشتن مصطفی پورمحمدی شده‌اند و دلایل‌شان برای این درخواست همان‌هایی است که برخی نمایندگان مجلس در هشت سال پیش مطرح کرده‌اند.

گرچه بر اساس قانون این رئیس قوه قضائیه است که وزیر دادگستری مورد نظرش را به رئیس جمهور پیشنهاد می‌کند و مصطفی پورمحمدی وزیری است که صادق لاریجانی به حسن روحانی پیشنهاد کرده است اما در سیاست همه چیز قابل مذاکره است و آقای روحانی هم می‌توانست با ملاحظه این نگرانی‌ها به دنبال فرد “معتدل‌تری” برای این وزارتخانه باشد اما به نظر می‌رسد رئیس جمهور تازه ایران هم با گذشته آقای پورمحمدی مشکلی ندارد و به همین خاطر او را در فهرست وزرای کابینه‌اش به مجلس پیشنهاد داده است.

علیرغم این مخالفت‌ها، آقای پورمحمدی را می‌توان از اکنون وزیر دادگستری دانست. تاکنون این طور رویه نبوده است که رئیس جمهوری وزیرش را بعد از پیشنهاد به مجلس پس بگیرد و با ترکیب موجود مجلس هم انتظار نمی‌رود که آقای پورمحمدی با مخالفت جدی روبرو شود و رای اعتماد نگیرد.

تنها نتیجه طرح نام آقای پورمحمدی و کارزار تبلیغاتی مخالفان او برای حذفش از فهرست کابینه، باد خوردن “خرمن کهنه”ای است که به زودی در رسانه‌ها فراموش می‌شود اما برای خانواده مخالفان سیاسی جمهوری اسلامی که در دوره مسئولیت آقای پورمحمدی جان خود را از دست داده‌اند این بحث همیشه تازه است.

No responses yet

Aug 11 2013

نفت و گاز و سهم و پورسانت و کلک در کارند، تا …

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

خودنویس: خبر قتل عباس یزدانپناه یزدی، درست باشد یا نباشد، با زنده شدن ماجرای «کرسنت»، در جعبه پاندورا را بازکرده است. نفت، آب حیات گروهی از دلالان و سیاسیون، می‌تواند به ضد خودش هم تبدیل شود.

از قدیم هنگام هشدار در کوچه و خیابان شنیده‌ایم که گفته‌اند: «نفتی نشوید». لک نفت بر جای مانده گویی برای اکثریت مردم خوش یمن نیست، اما برای عده قلیلی، نفت، آب حیات بوده است.

تا وقتی سرنوشت نفت سیاه را گروه قلیلی تعیین می‌کنند و تصادفا «محموله‌های نفتی» در نقاطی از خلیج فارس توسط دلال‌های نفتی ظاهرا فراری از جمهوری اسلامی خرید و فروش می‌شود و سهم دلالان، فرضا ۱۰-۱۵ دلار از هر بشکه محموله باشد، همان گروه قلیل می‌توانند به راحتی چند ده میلیون دلار را بدون کمترین زحمتی در مدتی کوتاه به جیب بزنند، بی‌آنکه اثری در جایی به ثبت برسد. اگر هم سهم همه از این معاملات تامین شود و نان همه به تنور بچسبد، «همه رازی، از چسب رازی».

دور زدن تحریم‌ها گرچه منافعی برای جمهوری اسلامی به همراه دارد، اما برای مدیران سابق وزارت نفت و نیز دلال‌های‌شان بدون بهره نبوده است.

فقدان ساختار شفاف و دموکراتیک باعث شده که بعضی از مدیران سابق وزارت نفت با کمک دلال‌هایی که با اوکراین، ارمنستان، روسیه، امارات و نقاط مختلف رفت و آمد دارند، شریک شوند، بی آنکه معلوم شود چه بر سر نفت ایران آمده است و می‌آید.

یک کارشناس آمریکایی امور خاورمیانه معتقد است که عباس یزدانپناه یزدی جزو کسانی بوده است که به خاطر ارتباط سببی با مدیران وزارت نفت، و نیز سابقه شراکت مالی با قدرت‌مندترین خانواده نفتی ایران، از جمله افراد درگیر در معاملات پنهانی نفتی در دو دهه اخیر بوده است. بررسی رفت و آمدهای تجاری آقای یزدانپناه می‌تواند نشان دهد که مشتریان خدمات او در کدام نقاط عالم بوده‌اند. البته احتمال سفر ایشان به فرانسه به خاطر اقدامات دادستانی این کشور در ارتباط با نقض قوانین فرانسه در ارتباط با رد و بدل کردن پول‌ در ماجرای «توتال» بسیار کم است.

در حالی‌که نزدیک به یک هفته از اعلام یافته شدن جسد عباس یزدانپناه می‌گذرد که دیروز نیز توسط مقامی از وزارت کشور امارات تکذیب شده، اما انتشار اخبار متفاوت در ارتباط با انتقال اطلاعات از کامپیوتر ایشان به سازمان بازرسی کل کشور مساله را پیچیده‌تر کرده است. این انتقال اطلاعات با همراهی «سازمان بررسی کلاه‌برداری‌های کلان» انگلستان الان از سوی رسانه‌های [2] بریتانیایی جدی گرفته شده است، همین‌طور نقش او به عنوان یکی از رابطین قرارداد «کرسنت» از سوی رسانه‌های تندروی مقابل دولت جدید.

چه خبر منتشر شده از سوی خانواده یزدانپناه  و دوستان ایشان در باره مرگ شریک مهدی هاشمی تایید شود چه همه چیز تکذیب گردد، اینک در مدت زمانی بسیار کوتاه، اطلاعات زیادی در باره این واسطه نفتی در یک هفته اخیر منتشر شده که شرایط را برای خانواده یزدانپناه و یارانش راحت‌تر نمی‌کند.

بر اساس اخبار رسانه‌های مختلف و محکومیت‌های شرکت‌های بزرگی چون توتال و استات اویل و جریمه‌های بزرگی به آمریکایی‌ها پرداخت کرده‌اند، جای پای مدیر شرکت «هورتون» در موارد مربوط به نقل و انتقال‌های مرتبط با «مشاوره» و احتمالا کمیسیون‌های نفتی دیده می‌شود.

اگر گاز با قیمتی بسیار نازل به مدت هفت سال در اختیار شرکت کرسنت قرار می‌گرفته، بر اساس عادت دیرین، احتمالا سهم بزرگی از سود به قیمتی بالا به افرادی می‌رسیده که راه‌های سرمایه‌گزاری بدون دردسر در جزایر کارائیب و دیگر نقاط دنیا را می‌دانسته‌اند. حال نقش واسطه ساکن امارات ماجرا چقدر بوده، با مرگ احتمالی عباس یزدانپناه یزدی، پنهان خواهد ماند. گرچه، شریک و مباشر مهدی هاشمی  پیش از ناپدید شدن، هیچگاه نسبت به انتشار واقعیت‌ها در باره پرونده‌های مختلفی از جمله توتال، پیشقدم نشده بود.

دعواهای زرگری سیاه‌کاران نفتی

اگر دعواهای نفتی-گازی سال‌های اواخر دهه ۷۰ از حافظه‌ها پاک شده باشد، اما گروه معدودی به یاد دارند که با چرپ شدن سیبیل شرکت‌هایی محدود و شادمان شدن نوچه‌های آیت‌الله جنتی و رسیدن سهم برخی، هم نمازگزاران نماز جمعه تهران از شنیدن نام «پتروپارس» و «پارس جنوبی» راحت شدند و هم خوانندگان روزنامه‌های دوم خردادی مدافع بهزاد نبوی و یارانش.

با این حال، هر از گاهی، با کم شدن سهم این گروه یا آن گروه از مبادلات نفتی و محصولات جانبی، برخی نمایندگان ملت به یاد منافع مردم می‌افتادند و پس از مدتی، ساکت می‌شدند. با این حال، بودند کسانی که سیبیل چرب شده را نپسندیدند و کوتاه نیامدند.

الان، کیهان [3] و خبرگزاری فارس [4] و رسانه‌های دست راستی با انتشار اطلاعاتی بعضا درست از معاملات بعضا نادرست نفتی، فشار را برای تضعیف وزیر پیشنهادی نفت، یعنی بیژن نامدار زنگنه آغاز کرده‌اند.

از سوی دیگر، حامیان دولت با زیر سوال بردن مقام‌های نفتی دوران احمدی‌نژاد به توجیه کارهای مقام‌های دوران سازندگی و اصلاحات پرداخته‌اند.

در این میان از افرادی با ایما و اشاره نام برده شده، اما نام‌های بسیاری را فراموش کرده‌اند.

بدون تردید، انجام معاملات مرتبط با وزارت نفت در بیست ساله گذشته بدون اطلاع برادر آیت‌الله خامنه‌ای انجام نشده است. اگر سید حسن خامنه‌ای، عضو کارگروه پیشگیری و مبارزه با رشوه در صنعت نفت بوده، نتیجه گزارش‌های او هیچگاه به طور مشخص در اختیار عموم قرار نگرفته است.

پس به این ترتیب، کسی که بیشترین اطلاع را از درآمدهای نفتی نظام جمهوری اسلامی دارد، احتمالا بنا به روابط ویژه با بیت رهبری و معاملاتی که در حوزه تحقیقی هیچ رسانه‌ای نیست، در اینجا به راحتی درز گرفته می‌شود.

از سوی دیگر، نقش کسانی چون سید مهدی حسینی، خویشاوند عباس یزدانپناه یزدی از سوی بسیاری از رسانه‌ها و خبرنگاران  حوزه انرژی به فراموشی سپرده شده؛ کسی که مهم‌ترین نقش را در قراردادهای وزارت نفت داشته است.

به هر روی، بر اساس «تفریغ بودجه سال ۸۳» بسیاری متوجه این نکته شدند که گاز مخزن مشترک میان ایران و امارات، قرار بوده به قیمتی بسیار پایین‌تر از ارزش واقعی به مدت هفت سال به کشوری که نگاه ویژه‌ای به جزایر سه‌گانه ایران دارد، فروخته شود [5]: «هفت سال نخست قرارداد بابت هر هزار متر مكعب، ۱۷/۵ دلار بود و از سال هشتم قرارداد بهای آن براساس ضریب افزایش قیمت پایه نفت دبی كه در این قرارداد ۱۸ دلار تعیین شده است،‌ افزایش می‌یافت.» شاید نام نهادن قرارداد گازی با شرکت کرسنت امارات، بدون دلیل «ترکمان‌چای گازی» خوانده نشده باشد.

اما ماجرای این قرارداد به دولت احمدی‌نژاد هم کشیده شد و حتی رحیمی، که زمانی از معترضان آن بود، از سر اتفاق در محلی حاضر بود که کردان، وزیر کشور دارای مدرک تقلبی احمدی‌نژاد در دوران قائم‌مقامی‌اش در وزارت نفت و مقامی از شرکت کرسنت هم حاضر بودند.

نوذری، وزیر نفت سابق دولت احمدی‌نژاد هم با وجود انتقادهایی که به قرارداد داشته گفت: «سؤال من این است که تکلیف این ۷ سالی که ۶۰۰ میلیون فوت مکعب در روز گاز کشور در میدان مشترک با امارات سوخته شد و اماراتی‌ها گاز ترش همین میدان را بردند، چه می‌شود؟»
تکذیب تکذیبیه‌های پیشین

اگر آقای مهدی هاشمی در سال ۱۳۸۲ در گفتگو با رسانه‌ها، هر گونه آشنایی با عباس یزدانپناه و شرکت هورتون را رد کرده باشد، و این روزها وکیل ایشان، با اظهار ناراحتی از ناپدید شدن و قتل دوست قدیمی مهدی هاشمی، به عنوان وکیل، بزرگ‌ترین خطای حرفه‌ای را مرتکب شده است.

[6]

آقای ابوالمعالی که در غیاب علیزاده طباطبایی، وظیفه دفاع از مهدی هاشمی را بر عهده دارد، عباس یزدانپناه را «رازدار» و «دوست» موکل خود می‌خواند. اگر آقای مهدی هاشمی مدعی عدم ارتباط با عباس یزدانپناه یزدی شده باشد، چگونه ممکن است وکیل او، یزدانپناه را «رازدار» و «دوست» فرزند هاشمی رفسنجانی خوانده باشد؟

خانواده هاشمی رفسنجانی نیز سال‌هاست رابطه عباس یزدانپناه با مهدی را تکذیب کرده‌اند.

با این حال، بر اساس مستنداتی که یکی از اعضای خانواده هاشمی در سال ۲۰۱۰ در اختیار خودنویس گذاشت، جوابیه عباس یزدانپناه یزدی به گفتگوهای هوشنگ بوذری، حداقل دو روز قبل(۱۶ نوامبر) از ارسال در اختیار مهدی هاشمی بوده است. عضو خانواده هاشمی به سردبیر خودنویس گفته بود که «متن را مهدی تهیه کرده است». جوابیه مذکور در تاریخ ۱۸ نوامبر ۲۰۱۰ به ایمیل کاری سردبیر خودنویس ارسال شده بوده.

به این ترتیب، چه راستی‌آزمایی آقای هاشمی در تهران انجام گیرد یا لندن، وکیل ایشان به عنوان «رازدار» قانونی‌شان، بخشی از مشکل دادگاه انتاریو و نیز دادگاه بررسی کننده اتهامات سو استفاده مالی و رشوه‌خواری در تهران را حل کرده است.

آیا ماجرا پایانی دارد؟

جواب، احتمالا «خیر» است. تا وقتی ساختاری قانون‌مند برای بررسی قراردادهای کلان وجود ندارد و تحریم پابرجاست، مجموعه عوامل برای سو استفاده‌های بزرگ مالی برای گروهی معدود پابرجا است.

در کشوری که یک کارآفرین درگیر در یک پرونده بزرگ مالی، ممکن است جان خود را از دست بدهد، و یک متهم به رشوه‌خواری کلان بدون کمترین مشکلی نگران «شستا» است، قاعدتا نمی‌توان به پاک‌سازی نهادهای بزرگ مالی‌اش امیدوار بود.

اگر سعدی علیه‌الرحمه زنده می‌بود، بی‌توجه به انرژی‌های بادی، آبی و خورشیدی، در «گلستان» مدل قرن بیست و یکم می‌نوشت:

نفت و گاز و سهم و پورسانت و کلک در کارند…

——
خودنویس: با تشکر از کمک فکری کارشناسان نفتی و سیاسی مستقر در واشینگتن، لندن و بروکسل

No responses yet

Aug 11 2013

تجمع هزاران زنجانی در اعتراض به پسماندهای کارخانه سرب و روی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,سیاسی

استانبان: یکی از بی‌سابقه‌ترین و پر جمعیت‌ترین راهپیمایی‌ها و تجمع‌های اعتراضی در ایران با موضوع آلودگی‌های محیط زیستی ناشی از فعالیت‌های کارخانه‌های سرب و روی در شهر زنجان برگزار شد.

در این راهپیمایی که روز یک‌شنبه (۲۰ امرداد) برگزار شد٬ هزاران نفر از مردم شهر زنجان با راهپیمایی و تجمع مقابل استانداری این شهر نسبت به آلودگی‌ها و پسماندهای کارخانه سرب و روی در این استان اعتراض کردند.

جمعیت شرکت کننده در این راهپیمایی اعتراضی آن‌هم با موضوع محیط زیست و آلودگی هوا در ۳۵ سال گذشته کم سابقه بوده است.

خبرگزاری فارس گزارش کرده که «در پی این تجمع گسترده مردم خیابان منتهی به استانداری زنجان بسته شد و مردم با شعارهای خود از مسئولین درخواست کمک و حمایت برای انتقال این کارخانه را داشتند.»

در چند سال اخیر برای انتقال کارخانه سرب و روی به نقاطی دور از شهر زنجان برنامه‌‌ریزی شده٬ اما تا کنون اقدام جدی درباره این جا به‌ جایی صورت نگرفته است.

محمد رئوفی‌نژاد٬ استاندار زنجان هم با حضور در میان تجمع کنندگان گفته که «قطعا اعتراض‌های مردم نیز برای مسئولین اهمیت دارد.»

خبرگزاری فارس همچنین گزارش کرده که مردم پس از سخنرانی استاندار با ادامه شعارهای خود به سمت دفتر امام جمعه این شهر حرکت کردند «تا صدای اعتراض خود را به گوش نماینده ولی فقیه در استان نیز برسانند.»

مردم زنجان با وجود حضور پلیس نیروی انتظامی شعارهایی همچون «کارخانه سرب و روی تعطیل باید گردد»، «نترسیم نترسیم ما همه باهم هستیم»، «همشهری باغیرت اتحاد اتحاد»، «سرب و روی نمی‌خواهیم هوای تازه می‌خواهیم» سر داده و بر اعتراض‌های خود پافشاری کردند.

بسیاری از کارشناسان اعتقاد دارند که آلودگی سرب زنجان باعث افزایش سرطان، سقط جنین، آلودگی آب و حتی میوه‌ها و محصولات کشاورزی و باغی زنجان شده است.

No responses yet

Aug 11 2013

«قاسم سلیمانی حاکم واقعی سوریه است»

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

الف: احمد الجربا رئیس ائتلاف ملی سوریه روز جمعه برای سرپوش گذاشتن بر شکست های پی در پی شورشیان مسلح پای سردار قاسم سلیمانی را به دمشق باز کرد.

جام گزارش داد: او با انتقاد از از آنچه که “دخالت ایران و حزب الله لبنان در بحران کشورش” می نامد ادعا کرد که “قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس وابسته به سپاه پاسداران ایران حاکم واقعی سوریه است.”

الجربا از طرح تشکیل ارتشی یکپارچه به منظور سرنگونی رژیم این کشور خبر داد . به گفته وی در مرحله نخست ۶ هزار جنگجو به این ارتش خواهند پیوست. به گزارش العربیه الجربا اظهار داشت که در سفر خود به شهر درعا طرح تشکیل ارتش یکپارچه را با فرماندهان ارتش آزاد در میان گذاشته است.

رئیس ائتلاف مخالفان بشار اسد، افزود، در صورت تشکیل ارتش یکپارچه مخالفان سوری این نیرو به اسلحه بهتری و شاید پیشرفته تری مجهز شود.الجربا با اشاره به اینکه در هفته های آینده شاهد تحولاتی واقعی خواهیم بود، تاکید کرد که مخالفان قصد دارند به شکل جدی و واقعی شرایط بازی در سوریه را تغییر دهند .

البته در جلسه اخیر ائتلاف مخالفان با دولت فرانسه در پاریس اعلام شد که تنها ۱۵ درصد مناطق اشغال شده در دست شورشیان موسوم به “ارتش آزاد سوریه” است و مابقی در اشغال نیروهای چندملیتی وابسته به القاعده قرار دارد. به همین دلیل بود که فرانسه از کمک تسلیحاتی به شورشیان عقب نشست.

وی در بخش دیگری از سخنرانی خود خواستار به رسمیت شناختن سفارت های مخالفان سوری به عنوان نمایندگی های رسمی سوریه به جای رژیم دمشق در کشورهای عربی و ترکیه شد.

No responses yet

Aug 11 2013

این بار نوبت قطع درختان درکه است! / قطع 100 درخت کهنسال درکه در تعطیلات عید فطر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,محیط زیست

خبرآنلاین: جامعه > محیط زیست – بعد از قطع درختان خیابان ولیعصر و اعتراض‌های بی‌نتیجه‌ای که صورت گرفت، حالا نوبت درخت‌ها در مناطق دیگر شهر شده است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، قرعه این بار به نام درخت‌های درکه افتاده است به طوری که خبرها حاکی از این است که طی دو شب گذشته، حدود 100 درخت با قدمت بیش از 40 سال در حوالی میدان درکه تهران قطع شده است.

این کار که توسط یک شرکت پیمانکاری شهرداری منطقه 2 تهران و با استفاده از فرصت تعطیلات عید فطر انجام شده با بهانه‌ای مثل ساخت پیاده‌رو صورت گرفته و اینطور که پیداست این کار همچنان ادامه دارد و قرار است امشب هم تعداد دیگری درخت در این محدوده قطع شود.

قطع این درختان در خیابان شهید احمدپور، خیابان مفیدی، کوچه الله‌وردی صورت گرفته و این درختان عمدتاً از نوع سرو، تبریزی، صنوبر و همچنین کاج‌های ۴۰ ساله بوده‌اند.

قطع درختان تهران در شرایطی صورت می‌گیرد که کارشناسان محیط زیست بارها نسبت به عواقب این کار هشدار داده‌اند (اینجا) و این کار با اعتراض‌ مردم هم مواجه بوده اما تاکنون پاسخ قانع‌کننده‌ای از سوی مسئولان شهرداری دریافت نشده است.

No responses yet

Aug 11 2013

وضعیت نگران‌کننده یک زندانی بهایی در رجایی‌شهر

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: وضعیت جسمی سعید رضایی از مسئولان سابق جامعه بهاییان ایران وخیم گزارش می‌شود. وی که از پنچ سال پیش زندانی است، بلافاصله پس از عمل جراحی قلب در بیمارستان به زندان رجایی‌شهر بازگردانده شده است.

وبسایت “هرانا”، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران از وضعیت نامطلوب جسمی یک زندانی بهایی در زندان رجایی‌شهر گزارش داده است.

سعید رضایی یکی از هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران است که ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۸۷ همراه با پنج نفر دیگر از اعضای این جامعه در یورش ماموران امنیتی به خانه‌هایشان دستگیر شد.

به نقل از “کمپین صلح فعالان در تبعید”، سعید رضایی در آغاز ماه مرداد به دلیل بیماری گوارشی به بیمارستان منتقل شده اما معاینات روشن ساخته‌اند که وی علاوه بر مشکلات گوارشی، به گرفتگی شدید عروق نیز مبتلاست و باید عمل شود.

کمپین یاد شده می‌نویسد که سعید رضایی با وجود تاکید پزشکان مبنی بر مراقبت‌های ویژه در محیطی آرام به مدت یک ماه، روز ۱۵ مرداد ۱۳۹۲ دوباره به زندان رجایی شهر منتقل شده است.

سعید رضایی در پنج سال زندان خود، هیچگاه به مرخصی نرفته و از مدت‌ها پیش همراه برخی از زندانیان سیاسی مرد، از اوین و دیگر زندان‌های ایران به زندان رجایی‌شهر کرج منتقل شده است.

دادسرای امنیت تهران، در بهمن ماه ۱۳۸۷ برای سعید رضایی و شش عضو دیگر جامعه بهاییان ایران، به اتهام “جاسوسی برای اسرائیل”، “توهین به مقدسات” و “تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی” قرار مجرمیت صادر کرد. این گروه در ۱۳۸۹، از سوی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب تهران، هر یک به ۲۰ سال زندان محکوم شدند.
هفت مدیر سابق جامعه بهاییان ایران، سعید رضایی (نشسته، سمت راست)

مجموعه فعالان حقوق بشر از سپری کردن دوران نقاهت سعید رضایی در زندان ابراز نگرانی کرده‌اند. زندانیان سیاسی در بند ۴ سالن ۱۲ رجایی‌شهر نگاهداری می‌شوند که به گفته آنها، شرایط بهداشتی مناسبی ندارد. این بند با تراکم بالای زندانی، در تابستان تنها با دو کولر آبی خنک می‌شود.

ده‌ها بهایی در زندان‌های ایران

به گزارش واحد آمار مجموعه فعالان حقوق بشر ایران، در ماه‌های فروردین و اردیبهشت سال ۱۳۹۲، دستکم ۶۳ بهایی در زندان‌های مختلف تهران و شهرستان‌ها در بند بوده‌اند. ۱۵ نفر از این عده زنان بهایی هستند که شش نفرشان در بند زنان اوین به سر می‌برند. زندانیان بهایی در شهرهای تهران، کرج، سمنان، مشهد، شیراز، آمل و اردبیل نگاهداری می‌شوند.

بیشترین میزان حبس به مدیران پیشین جامعه بهاییان ایران با ۲۰ سال زندان تعلق گرفته و میانگین احکام صادره علیه سایر زندانیان چهار الی پنج سال است.
DW.DE
مجلس آلمان خواستار آزادی فوری رهبران بهایی شد
آنجا که یک بهایی گوری برای تدفین ندارد
بهاییان ایرانی و تحصیل بر لبه‌ تیغ

جامعه بهاییان ایران، شامل دو زن و پنج مرد، وظیفه بررسی مشکلات پیروان این آیین از جمله مسائل مربوط به ازدواج، طلاق و تربیت فرزندان آنها را برعهده داشت. هفت مسئول دستگیرشده این جامعه اعضای “محفل غیررسمی بهاییان ایران” مشهور به “گروه یاران” بودند.

چند ماه پس از دستگیری این هفت نفر، اتهام تهدیدکننده “مفسد فی‌الارض” به پرونده آنها افزوده شد که خطر مرگ و اعدام برای آنها داشت. این اتهام بعدا از کیفرخواست آنها حذف شد. این هفت تن، فریبا کمال‌آبادی،جمال‌ الدین خانجانی، عفیف نعیمی، بهروز توکلی، وحید تیزفهم، سعید رضایی و مهوش ثابت نام دارند.

وکلای پرونده این هفت نفر، شیرین عبادی، عبدالفتاح سلطانی و مهناز پراکند بودند که دو تن از آنها (شیرین عبادی و مهناز پراکند) از کشور خارج شده‌اند و عبدالفتاح سلطانی نیز خود به زندان افتاده است.

به گزارش سازمان عفو بین‌الملل، بیش از ۳۰۰ هزار بهایی در ایران زندگی می‌کنند. این دین در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و پیروان آن مورد سرکوب و محرومیت‌های حقوقی و اجتماعی قرار دارند.
خانه تخریب شده یک بهایی درآباده

دانشجویان بهایی از دانشگاه‌ها اخراج می‌شوند و در ادارات و شرکت‌ها نیز به آنها کار نمی‌دهند. بیشتر بهاییان ایران به مشاغل آزاد مشغول‌اند اما به محل کار آنها نیز همانند گورستان‌هایشان، حمله می‌شود.

هجوم و تخریب خانه‌های بهاییان، یکی از نمونه‌های رایج سرکوب و آزار این اقلیت دینی در ایران است. گروه‌های سازمان‌یافته فشار، به گور بهاییان نیز رحم نمی‌کنند و سنگ قبر آنها را می‌شکنند. در پاره‌ای موارد نیز، جنازه یک بهایی به دلیل صادر نکردن جواز دفن، روی دست بازماندگان او مانده است.

No responses yet

Aug 10 2013

عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس: الحمدالله کابینه پیشنهادی روحانی امنیتی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

دیگربان: روح‌الله حسینیان٬ عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس گفته که «الحمدالله کابینه پیشنهادی حسن روحانی خیلی کابینه امنیتی است و اکثر وزرای پیشنهادی امنیتی هستند.»

آقای حسینیان این مطلب را روز شنبه (۱۹ امرداد) در گفتگو با ایسنا بیان کرده و افزوده که تنها وزیر پیشنهادی برای وزارت اطلاعات است که پیشینه امنیتی ندارد.

این نماینده مجلس اضافه کرده است: «بسیاری از افراد معرفی شده در شورای امنیت بودند و کارهای امنیتی کردند و وزرات اطلاعاتی هستند.»

این عضو شورای مرکزی فراکسیون «اصولگرایان» مجلس همچنین افزوده که «برخی از افراد معرفی شده در حوزهٔ کاری پیشنهاد شده تخصص ندارند و متخصص نیستند.»

حسینیان در عین حال پیش‌بینی کرده ۲۰ درصد وزرای پیشنهادی روحانی به خاطر «زاویه نگرفتن» با «فتنه» از مجلس رای اعتماد نگیرند.

محمد بیاتیان٬ یک عضو هیات رئیسه کمیسیون صنایع و معادن مجلس هم پیش‌بینی کرده که ۲۰ درصد کابینه روحانی نخواهد توانست از مجلس رای اعتماد بگیرد.

فهرست اعضای کابینه حسن روحانی هفته گذشته برای کسب رای اعتماد نمایندگان تقدیم هیات رئیسه مجلس شده است.

برخی رسانه‌های محافظه‌کار گزارش کرده‌اند که یک‌سوم اعضای این کابینه را نیرو‌های امنیتی تشکیل می‌دهند و ۶۳ درصد وزرای پیشنهاد شده تحصیلات مرتبط با وزارتخانه خود را ندارند.

No responses yet

Aug 10 2013

«بریتانیا اطلاعات تاجر مفقود ایرانی را به مقام‌های ایران داده بود»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,جنایات رژیم,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: در حالی که لندن امکان ربوده شدن عباس یزدی، تاجر ایرانی- بریتانیایی مفقود شده در امارات، از سوی ایران را «محتمل» دانسته، گزارش‌ها حاکی است که بریتانیا پیشتر، به درخواست ایران، اطلاعاتی را در مورد وی در اختیار جمهوری اسلامی قرار داده بود.

به گزارش روزنامه‌ بریتانیایی گاردین، «اداره مبارزه با کلاهبرداری‌های کلان» بریتانیا پیشتر، به دنبال درخواست اداره بازرسی کل کشور ایران، اطلاعاتی را در مورد عباس یزدی در اختیار این اداره قرار داده است.

بر اساس مدارکی که در اختیار گاردین قرار گرفته، در این زمینه بریتانیا در تماس با مقام‌های ایران از جمله از یک «دفترچه تلفن» سخن به میان آورده و گفته‌ است: «در کامپیوتر آقای یزدی یک فایل اکسل حاوی اطلاعات تماس پیدا کرده‌ایم. یک کپی از این فایل با نام «دفترچه تلفن» (برای شما) پیوست شده است.»

«تایمز»، دیگر روزنامه بریتانیایی، نیز می‌گوید «این احتمال وجود دارد» که اطلاعات شخصی آقای یزدی از سوی بریتانیا در اختیار جمهوری اسلامی قرار گرفته باشد.

در عین حال روزنامه «خلیج‌تایمز» که در دبی منتشر می‌شود، ۱۳ مردادماه گزارش کرد که یکی از دوستان آقای یزدی در دبی به نام «رضا» گفته است که آقای یزدی ۱۰ روز پیش از ناپدید شدن به دلیل انتقال اطلاعاتی در مورد وی از سوی «اداره مبارزه با کلاهبرداری‌های کلان» به دولت ایران، از این اداره شکایت کرده بود.

سخنگوی «اداره مبارزه با کلاهبرداری‌های کلان» در این خصوص در گفت‌و‌گو با گاردین این مسئله را نه تأیید و نه تکذیب کرده و تنها تأکید کرده است که درخواست‌ها برای همکاری در سطوح بین‌المللی بریتانیا با سایر کشورها، از سوی وزارت کشور مورد بررسی قرار می‌گیرد و وزیر خارجه نیز بر آن نظارت دارد.

به گفته پلیس بریتانیا، عباس یزدان‌پناه یزدی ۴۴ ساله که دارای تابعیت بریتانیایی است، چهارم تیرماه سال جاری در دبی مفقود شده است.

به دنبال ناپدید شدن آقای یزدی، ویلیام هیگ، وزیر خارجه بریتانیا، ۹ مردادماه در تماس تلفنی با همتای ایرانی خود نسبت به سرنوشت وی ابراز نگرانی کرد.

همان زمان رسانه‌های بریتانیا گزارش کردند که یک مقام دولتی بریتانیایی گفته است: «معتقدیم که این اظهارات که ایران می‌تواند مسئول ناپدید شدن آقای یزدی باشد، محتمل است و ما این اظهارات را خیلی جدی می‌گیریم.»

با این‌ حال وزارت خارجه ایران تأکید کرده است: «جمهوری اسلامی ايران هر نوع اقدام غيرقانونی توسط نهادهای کشورمان در دوبی و ساير کشورها را تکذيب ‌می‌کند.»

رابطه عباس یزدی با پروژه‌های نفتی و مهدی هاشمی

در همین حال مطرح شدن نام عباس یزدی در دو پرونده نفتی و نزدیکی او با مهدی هاشمی، به گمانه‌زنی‌ها در مورد دلیل ناپدید شدن وی در دبی دامن زده است.

گاردین می‌گوید عباس یزدی یک روز پس از آن که در ارتباط با پرونده نفتی کرسنت، به صورت ویدیویی در دادگاه لاهه شواهدی را ارائه کرد ناپدید شده است. این روزنامه البته تأکید دارد که این توالی زمانی نمی‌تواند دلیل بر مرتبط بودن این ناپدید شدن با این پرونده باشد.

پرونده کرسنت که سال‌ها از سوی لاهه در دست بررسی است، مربوط به قرارداد نفتی میان کرسنت امارات و شرکت نفت ایران است که در پایان دوره دوم ریاست جمهوری محمد خاتمی به امضای طرفین رسید و ایران را متعهد به صادرات گاز به امارات کرد. سال ۲۰۰۵ میلادی مجلس شورای اسلامی این قرارداد را زیان‌زا دانست و از ادامه آن جلوگیری کرد، امری که شکایت کرسنت را به همراه داشت و حال نیز این پرونده در حال بررسی در لاهه است.

در عین حال نام عباس یزدی در پرونده «استات‌اویل» نیز مطرح است، پرونده‌ای که در آن آمریکا اتهاماتی را به مهدی هاشمی زده است.

موضوع استات‌اویل به ۱۰ سال پیش باز می‌گردد که آن زمان ایالات متحده استات‌اویل، بزرگ‌ترین شرکت نفتی در نروژ را متهم کرد که با دادن رشوه به شرکت ایرانی «هورتون» و استفاده از نفوذ این شرکت، سعی داشته قراردادهایی را با وزارت نفت ایران منعقد کند. عباس یزدی مدیر شرکت «هورتون» است.

در عین حال طبق گزارش‌ها دوستان و همسر عباس یزدی گفته‌اند که آقای یزدی از دوستان کودکی و نزدیک مهدی هاشمی بوده است.

سرنوشت عباس یزدی

در حال حاضر اطلاعات ضد و نقیضی در مورد سرنوشت عباس یزدی گزارش شده و هنوز خبر موثق و قطعی‌ای در این باره منتشر نشده است.

به گزارش ۱۸ مردادماه روزنامه بریتانیایی تایمز، دوستان آقای یزدی گفته‌اند که جسد وی در بندر فجیره امارات پیدا شده است.

با این حال ۱۹ مردادماه روزنامه اماراتی «گلف‌نیوز» گزارش کرد که یک مقام دولتی در امارات اظهارات در مورد پیدا شدن جسد آقای یزدی را تکذیب کرده و گفته است که هنوز هیچ جسدی پیدا نشده است.

همچنین روزنامه «خلیج‌ تایمز» ۱۳ مردادماه گزارش کرد که یکی از دوستان عباس یزدی به نام «رضا» گفته است که افراد مرتبط با پلیس امارات به او اطلاع داده‌اند که ماشینی که آقای یزدی در آن بود در آب‌های بندر فجیره پیدا شده و لباس‌های آغشته به خون آقای یزدی نیز در آن کشف شده، اما جسدی در کار نیست.

No responses yet

Aug 10 2013

هفته‌خوانی: مجمع عشاق مصلحتی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,طنز

خودنویس، آقای هفته زاده: این ترانسفر کردن احمدی‌نژاد به پاتوق آقای هاشمی و دوستان هم از آن زبل کاری‌هایی بود که فقط مقام عریض رهبری مختص آن است!

زبل بازی آقا و ترانسفر دو سر بُرد!

شما فکر کن از یک طرف احمدی‌نژاد مجبور است جایی بنشیند که روزی دوبار پرونده اعمالش در این هشت سال را تو حلقش بکنند و از یک طرف اکبر آقا صبح به صبح باید روی ماه نشسته احمدی‌نژاد را ببیند و زیر لب ذکر بگوید! تازه احمدی‌نژاد هم هر روز اول صبح از هاشمی بپرسد: از ساعت چند بچه ها می‌آیند؟ هفت؟… شش؟… پنج؟…

البته گفته شده که اکبرآقا یواشکی به محسن رضایی اینا گفته در زنگ تفریح مجمع یک حالی به احمدی نژاد بدهند که همین اول بسم الله حساب کار دستش بیاید و بفهمد که تشخیص آباد هم شهری است برای خودش!

در همین راستا بر و بچ بخشی از خاطرات هاشمی که احتمالا سی سال دیگر منتشر خواهد شد را پیشاپیش در فضای مجازی منتشر کردند که ما با اجازه دوستان با حفظ کپی رایت عیناً فقط نقل می کنیم:

«ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻠﺴﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺷﮑﺎیت ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺿﺎﯾﯽ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﺭﺏ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻣﺮﮐﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﺴﺘﻪ‌ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺪﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﺴﺘﺮﺍﺏ ﻣﺤﺒﻮﺱ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﻟﺠﻮﯾﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺍﺳﻢ ﻣﺤﺴﻦﺭﺿﺎﯾﯽ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻋﺎﻣﻼﻥ ﻗﺎﺋﻠﻪ ﺭﺍ ﺿﺮﺑﺪﺭ ﻗﺮﻣﺰ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻗﻮﻝ ﮐﺴﺮ ﻧﻤﺮﻩ ﺍﻧﻀﺒﺎﻁ ﺩﺍﺩﻡ.

( ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ۱۶ – ﻣﺮﺩﺍﺩ ۱۳۹۲ )

گزارش بوقی!

یعنی باید یک نان بخوریم و اگر یارانه ها را ریختند پنج تا نان در راه خدا خیرات کنیم (پنج تا نان چه قدر می شود؟ اگر زیاد می شود همان صلوات بفرستید!) عارضم خدمت شما که خوب شد این برادران اغتشاش گر لباس شخصی در ۲۲ بهمن سال گذشته زحمت کشیدند و ریختند چهار تا فحش و لنگه کفش نثار علی آقا لاریجانی کردند تا بعد از ۳۴ سال یک گزارش نیم بند از حمله لباس شخصی ها به یک مراسم سخنرانی در مجلس قرائت شود تا لال از دنیا نروند صلوات فرست!

البته زیاد صابون گلنار به دلتان نمالید، چون فقط یک گزارش آن هم بخش عمده اش را سانسور کردند و بوق ممتد به جای آن گذاشتند و فعلا دنبال یک نفر می گردند تا بلکه در آن هاگیر واگیر حمله به لاریجانی شاید ریش تراشی، خودتراشی، واجبی، سفید آبی چیزی سرقت کرده باشد تا خِفت یارو را بچسبند و به عنوان متهم ردیف اول از این جیب به آن جیب کنند یعنی از علی آقا ارسال کنند خدمت آقا صادق تا خانوادگی بریزند سر طرف و به خدمتش برسد!

هر چند همین هم خوب است و نباید ناشکری کنیم و زبانم لال سطح مطالبات آنقدر ببریم بالا که از آن بالا با مخ بندازن مان پایین!

هشت سال ارشاد؛ یک هفته فرهنگ!

راستی این حاج ممد آقا حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت احمدی نژاد قبل از این که تشریفشان را ببرند گفته بود: «تا پنجشنبه هفته آینده تکلیف کتاب‌ هایی که توسط ناشران به این وزارتخانه داده شده، روشن خواهد شد»

یعنی در واقع کتاب هایی که هشت سال ناقابل در زیر ممیزی حاج ممد آقا گیر کرده بود قرار است ظرف یک هفته راست و ریس شوند!

البته راست و ریسی که عرض می کنم احتمالا منظور همان خمیرکردن کتاب های ضاله یا ارسال برای استفاده لبوفروش های زحمت کش است.

چون همین ممدآقا وزیر فرهنگ و ارشاد که هشت سال و سه ماه و سه هفته مشغول “ارشاد” بود و حالا یک هفته باقی مانده دنبال “فرهنگ” است قبلا آماری ارائه کرده بود مبنی بر خمیر کردن هزاران جلد کتاب با محتوای نامناسب در قم!

ناقلا اسم کتاب ها را نگفت تا لااقل ملت بروند پی دی اف اش را پیدا کنند و از محتوی نامناسبش چهار تا چیز یاد بگیرند!

در انتظار چاق شدن چماق!

یا خدا…حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح معروف به گروهبان گارسیا ، از آمادگی نظامیان برای خروج از فعالیت‌های اقتصادی خبر داده است.

خب این خبر اصلا و ابدا خوشحال کننده نیست و دولت دکتر حسن باید هر چه سریعتر اقداماتی را انجام دهد تا برادران قاچاقچی فعالیت های اقتصادی شان را ادامه دهند چون این طور که بوش می آید این قاچاقچی ها قرار است که آقازاده هاشان را بگذراند در حجره و خودشان باتوم ها را چاق کنند و به صورت همزمان و دوشیفت خدمت دولت و ملت برسند!

کِه کِه لا کوکو!

خب چهار سالی که نکو است از روز پنجمش پیداست… اگر احمدی نژاد و دیوان عدالت اداری بعد از پنج سال به تیپ و تاپ هم زدند و از خجالت هم درآمدند این دکتر حسن بنده خدا که همین اول بسم الله اولین بخش نامه اش از سوی دیوان عدالت اداری مغایر (غ را بندازید تو دماغ و تا نفس دارید بکشید!) با قانون اعلام کرد.

ماجرا از این قرار است که اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی در بدو مسئولیتش آمد یک دستور از خودش در بکند و خودی نشان دهد و در بخشنامه ‌ای از تمام نهادهای دولتی خواست تا طرح محمود احمدی‌نژاد برای استخدام صد‌ها هزار نفر را متوقف کنند.

منتظری رئیس دیوان عدالت اداری هم ناکس امان نداد و زرتی اعلام کرد که «مصوبه دولتی وقتی فرآیند قانونی برای تصویب را طی کرده باشد یا باید رئیس مجلس مغایرت آن با قانون را اعلام کند و یا برای توقف آن شکایتی به دیوان عدالت اداری ارائه شود. در غیر این صورت نمی‌توان مصوبات دولت را از اعتبار انداخت.» و این طوری گربه را که دم حجله می پلکید گرفت و تحویل منکرات داد!

آقا الهام هم هزاره سوم را با هویدا نخست وزیر مرحوم مغفور محمدرضا مقایسه کرد و گفت: «چگونه است که مصوبات دولت هویدا مادام که به وسیله مراجع صالح ابطال نشده‌اند، لازم الاجرا هستند ولی مصوبات دولت دوره احمدی‌نژاد غیرقابل اجرا شده‌اند.»

اینجا ما متوجه می شویم که درست است که هویدا خودش آدم بدی بوده و در عرض ده دقیقه باید تیرباران می شد اما مصوباتش انگار بد چیزی نبوده که بعد از سه دهه ور رفتن آخوندها با آن حتی یک تغییر کوچولو هم نتوانستند ایجاد کنند و همین طوری مانده اند به قول اصفهانی ها چه کِه کِه ای لای کوکو کنند!

بنجل فروش های نیویورک جشن گرفتند!

محمدرضا میرتاج‌الدینی٬ گفته از آن جا که محمود احمدی نژاد یک چهره بین المللی و جهانی است فلذا ارتباطات بین‌المللی خود در سطح کلان را حفظ خواهد کرد و کسی نمی‌تواند این شخصیت را محدود کند.

این جمله یعنی این که روسای جمهور کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا تلاش کنند یک طوری زودتر از خواهر و مادرشان درگذشت نکنند چون خطر بغل کردن آنها از سوی محمود کماکان به قوت خود باقی است!

ضمناً این خبر در واقع یک خبر خوش هسته ای به آن دختر خانم ایتالیایی است که در کف ایجاد رابطه جنسی با احمدی نژاد چند سالی است که مانده و حالا شانس یک بار دیگر به این بنده خدا رو کرده و خدا را چه دیدی شاید بتواند روی ارتباطات بین المللی احمدی نژاد دوباره حساب کند!

از سویی شنیده شده که همزمان با انتشار خبر ادامه ارتباطات بین المللی احمدی نژاد، بنجل فروش های راسته نیویورک هم شیرینی پخش کرده اند که مشتری های دست به نقد خود (خانواده های مشایی، احمدی نژاد، بقایی، الهام، عباس جن گیر و سایر بستگان) را دوباره ملاقات خواهند کرد!

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .