اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Nov 04 2013

استیضاح؛ پاسخی به اخراج داماد و همسر صیغه ای!

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی ::

عصرایران: این افراد به طور صد در صد غیر قانونی در سال جاری بر خلاف ماده 124 قانون بودجه استخدام شده بودند که بر اساس این ماده قانونی مدیران قبلی استخدام کننده آنان باید مورد تعقیب قضایی قرار گیرند.
عصرایران – در حالی که برخی اعضای کمیسیون صنایع و معادن در چند روز اخیر خبر از استیضاح احتمالی وزیر صنعت و معدن دادند خبرنگار ما درباره دستور اخراج بیش از 200 نفر از شهرک های صنعتی تهران و دلیل استیضاح نعمت زاده اعلام شده اطلاعات جالبی به دست آورد.

تاکنون تنها 35 نفر از کارکنان این شرکت دولتی که قراردادشان شهریور ماه پایان یافته بوده با رضایت شخصی از شرکت جدا شده اند این افراد به طور صد در صد غیر قانونی در سال جاری بر خلاف ماده 124 قانون بودجه استخدام شده بودند که بر اساس این ماده قانونی مدیران قبلی استخدام کننده آنان باید مورد تعقیب قضایی قرار گیرند.

آنچه احتمال استیضاح وزیر به دلیل غیر واقعی دستور اخراج 200 نفر از کارکنان شرکت شهرک های صنعتی تهران از سوی چند نماینده مجلس را مشکوک و معنی دار می نماید واقعیتی به نام استخدام های توصیه ای این افراد در سال های اخیر است .

طی چند سال گذشته شرکت شهرک های صنعتی تهران بیش از 3 برابر چارت مصوب نیرو استخدام کرده در نتیجه بودجه احداث شهرک های صنعتی به جای کمک به تولید خرج حقوق های چند میلیونی افرادی شده که بسیاری از انان با توصیه مستقیم برخی از نمایندگان مجلس پست هاي حساس این شرکت دولتی و مهم در عرصه صنعت پایتخت را بدون هیچ تجربه ای اشغال کرده اند.

داماد 25 ساله یکی ار آقایان معاونتی مهم را بر عهده داشته و همسر موقت دیگری نیز معاون دیگر این شرکت است و البته خواهر و پسر عموی ایشان نیز استخدام هستند. یک دانش آموخته مواد دانشگاه آزاد تنها 2 ماه پس از فارغ التحصیلی پست مدیریتی اشغال کرده و سپس به معاونت شرکت ارتقا یافته است. از این دست استخدام های غیرقانونی می توان به انتصاب کارشناس تربیت بدنی به مدیریت یک شهرک صنعتی دیگر در تهران و حتی به کارگیری نیروهای سیکل با معرفی نمایندگان مذکور در شرکت شهرک های صنعتی تهران اشاره کرد.

واقعیت تلخ تر اینکه بر اساس آمار رسمی حدود 70 میلیارد در سال گذشته صرف هزینه های جاری این شرکت از جمله حقوق این افراد شده است. جالب تر اینکه مدیرعامل سابق این شرکت که عمده این تخلفات در دوران وی در 3 سال گذشته اتفاق افتاده خود نیز تجربه ای در عرصه شهرک های صنعتی نداشته و حتی مقام بالاترش که معاون وزیر و مدیرعامل شهرک های صنعتی ایران بوده با مدرک کارشناسی ادبیات و علوم اجتماعی سکان کشتی بزرگ صنایع کوچک و شهرک های صنعتی کشور را در دست داشته است.

اکنون این سوال وجود دارد که انگیزه طرح سوال و استیضاح وزیر صنعت بیشتر ناشی از ترس چند نماینده معدود از به خطر افتادن موقعیت نزدیکانشان است یا دلسوزی برای صنعت؟

برچسب‌ها: درگیری جناحی, دزدی‌های رژیم, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

برگزاری مراسم ۱۳‌ آبان در غیاب مقام‌های نظام

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی ::

دیگربان: مراسم سالروز ۱۳ آبان در ایران برخلاف پیش‌بینی‌ها و تبلیغات گسترده یک ماه گذشته٬ در غیاب مقام‌های بلند‌پایه جمهوری اسلامی و بسیاری دیگر از مسئولان دولتی برگزار شد.

در این مراسم که روز دوشنبه (۱۳ آبان) در تهران و برخی شهر‌های ایران برگزار شد٬ سران قوا٬ مقام‌های بلند‌پایه حکومتی٬ مراجع تقلید و فرماندهان ارشد نظامی حضور نداشتند.

براساس گزارش‌ها٬ علامعلی حداد عادل٬ محمدرضا نقدی٬ سعید جلیلی٬ محمد شریعتمداری٬ حیدر مصلحی٬ احمد توکلی و حدود چهار عضو هیات دولت در راهپیمایی ۱۳ آبان تهران شرکت داشته‌اند.

سهم نمایندگان مجلس در راهپیمایی امسال ۱۳ آبان در تهران و سایر شهر‌های ایران بسیار اندک گزارش شده است.

صدا و سیما٬ سازمان تبلیغات اسلامی٬ سپاه و بسیج در یک ماه گذشته تبلیغات و برنامه‌ریزی گسترده‌ای در خصوص اجرای گسترده این برنامه تدارک دیده بودند.

طی این مدت صد‌ها تن از روحانیون٬ نظامیان٬ محافظه‌کاران و مسئولان حکومتی و دولتی بر ضرورت برگزاری «با شکوه» ۱۳ آبان امسال تاکید کرده بودند٬ اما در روز راهپیمایی غایب بودند.

برگزار کنندگان این مراسم امیدوار بودند از ۱۳ آبان امسال «۹ دی» دیگری بسازند که به نظر می‌رسد در تحقق این هدف چندان موفق نبوده‌اند.

برچسب‌ها: ۱۳‌ آبان, آمریکا, روابط بین‌المللی, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

طراح اشغال سفارت آمريكا در برابر «قانون»: گروگان ِآن گروگان‌گيري شديم

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی ::

قانون: مسعود كاظمي-مريم قرباني‌فر: ابراهیم اصغر زاده در سال 1334 درشهرستان خاش از استان سیستان و بلوچستان متولد شد. وی فعال سیاسی اصلاح طلب و نماینده دوره سوم مجلس شورای اسلامي‌بوده و پس از انقلاب از رهبران دانشجویان پیرو خط امام بود. رازی که تا سال‌ها مخفی ماند و اخیرا افشا گردید این بود که ايده اوليه اشغال سفارت توسط وی داده شده بود. اصغرزاده در سال 1353 وارد دانشگاه فنی آریامهر سابق وصنعتی شریف فعلی گردید و از فعالان موثر‌جنبش دانشجویی در این دانشگاه بود، او در انتخابات انجمن‌های اسلامي‌دانشگاه خود رتبه نخست را به دست آورد و بعدها نیز همچنان به فعایت‌های دانشجویی خود ادامه داد. اما شاید مورد عجیب در طول فعالیت سیاسی وی این بود که تنها 24 ساعت پس از اتمام دوران نمایندگی اش در مجلس سوم، بازداشت شد. 13 آبان بهانه خوبی بود که در تحريريه روزنامه «قانون» پای سخنان او بنشینیم و با هم عصرانه‌اي بخوريم و از روزهایی یاد کنیم که کمتر به آن پرداخته شده است. ناگفته‌هايي از ماجراي تسخير سفارت آمريكا در سال 1358 را از زبان اصغرزاده در گفت‌وگو با «قانون» مي‌خوانيم:
در ابتدا مي‌خواهيم بدانیم در اوايل انقلاب مواضع دانشجویان نسبت به دولت بازرگان چه بود ؟
خیلی سخت است بخشی از تاریخ آن دوران را پررنگ تر كنيم. نمي‌خواهم مسئله را بسیار ساختاری ببینم اما واقعیت این است که بازرگان و امام و حزب جمهوری اسلامی یا تمامي‌گروه‌ها و اشخاص دیگر برای ما یک پس زمینه مشخصی داشتند . این که ما به عنوان جنبش دانشجویی در دانشگاه‌ها از سال‌هاي قبل فعال بودیم و بعدتر هم روی انقلاب تآثیر گذاشتیم و نگرش دانشجویان، یا حداقل دانشجویان انجمن‌های اسلامي‌پر از سوال و پرسش شده بود و برداشت ما این بود که شفافیت وجود ندارد و مردم هنوز در خیابان بودند و به انقلابشان علاقه مند، اما ثباتی هم در جامعه وجود نداشت. نه امنیت کشور و نه وضعیت حاکم در جامعه ثباتی نداشت، حتی هم اکنون هم با خواندن روزنامه‌هاي آن زمان مي‌توان این عدم ثبات و به‌هم ریختگی را به خوبی رصد کرد. ما مي‌دانستیم که حکومت شاه را نمي‌خواستیم اما در عین حال اتفاقات آن روزها هم خوب نبود، فضا آشفته بود. بهم ریختگی چندین استان مرزی کشور هم بر این آشفتگی‌ها اضافه مي‌کرد. اتفاقاتی که در دانشگاه‌ها و بین گروه‌های چپ و اسلامي‌یا بین خود گروه‌های چپ مي‌افتاد همگی نشان از آشفتگی بسیار داشت. در این شرایط طبیعی بود که ما به عنوان دانشجویان مسلمان که خود را نزدیک به امام و رهبر انقلاب مي‌دانستیم امنیت اصلی ترین و کانونی ترین نقطه توجه ما باشد و این که چه کنیم فضا تثبیت شود. برای ما در آن زمان تثبیت انقلاب مهم بود و من اعتراف مي‌کنم بسیاری از مواردی که اکنون برای ما خیلی مهم است مثل حقوق بشر و بسیاری از موارد دیگر، آن زمان برای ما اهمیتی نداشت. مانند همین حالا که نگران بازگشت احمدی‌نژاد و تفکرات او هستیم و این که چکار می‌شود کرد که دستاوردهای انتخابات 24 خرداد حفظ شود و به عقب باز نگردیم . از سویی من خودم به خاطر دارم که در تابستان سال 1358 که در حال طراحی دفتر تحکیم بودیم اخباری مي‌رسید که مقدار زیادی جعبه از کشور در حال خارج شدن است و تصور ما هم از خروج این جعبه‌ها بدون تردید این بود که اسنادی در حال خروج از کشور است . از سویی سفارت آمریکا سفارت مهم و بزرگی در ایران بود. آمریکا قبل از انقلاب 48 هزار نفر نیروی نظامي در کشور داشت و سفارتش از کودتای 28 مرداد به جای سفارت سیاسی به یک سفارت امنیتی تبدیل شده بود. بردن شاه به آمریکا هم فوق العاده برای ما اهمیت داشت و از نظر ما تحقیر آمیز تلقی مي‌شد و حتی افکار عمومي‌جهان هم این موضوع را به‌نوعی توهین تلقی می‌کرد.
اسناد جدید که توسط گازیورسکی منتشر شده مي‌گویند که دولت آمریکا در حال دادن اطلاعات به دولت ایران بوده است یعنی حتی تحرکات ارتش عراق را به ایران گزارش مي‌کرده اما بعد از این اتفاقات دادن این اطلاعات متوقف می‌شود؟
معتقد نیستم ما زمینه ساز جنگ بوده ایم، دولت عراق پیش از انقلاب همیشه آرزوی داشتن بنادر خلیج فارس را داشته است و اتفاقا آمریکایی‌ها محرک یا زمینه‌ساز نبودند. اینکه اشغال سفارت زمینه ساز شد را به شدت مردود مي‌دانم اما امکان این هست که فرصت طلایی در اختیار عراق گذاشته شده باشد، اما این هم باز مربوط به دانشجویان نیست. تصمیم دانشجویان برای یک اشغال 48 ساعته سفارت و تحصن در آن هم باز نمی‌توانست زمینه ساز این تحرکات باشد و انجام یک عملیات اعتراضی دانشجویی موقت 48 ساعته قطعا نمی‌توانست این اثر را داشته باشد.
تصمیم اولیه واقعا برای یک اشغال 48 ساعته بود ؟
بله فقط یک اشغال 48 ساعته در نظر دانشجویان بود. ببینید در آن فضایی که ما بودیم و احساس می‌کردیم مملکت دارد از هم می‌پاشد و خیلی از شعارهای انقلاب تحقق پیدا نکرده است و دائما اطلاعیه مي‌دادیم و راهپیمایی می‌گذاشتیم و از سویی دانشجویان انجمن‌هاي اسلامي‌از همان روزهای اول بعد از انقلاب وارد دیالوگ با دولت شدند و خود من با آقای بازرگان وارد گفت‌وگو شدیم و حتی به خاطر ارتباطات با دانشجویان از وضعیت استان‌ها می‌گفتیم و حتی از ما خواسته شد که در ایام عید سال 58 به کمک دولت برویم در استان‌های مختلف. جلسات ما با دولت موقت تقریبا از 20 روز بعد آغاز شد. حتی یک بار بنده با خود آقای بازرگان وارد بحث شدم، یادم هست که همان زمان مریم عضدانلو (رجوي) هم در جلسه بود و حتی اصرار آقای بازرگان در زمان تشکیل وزارت جهاد این بود که از اعضای سازمان مجاهدین هم باشند که با مخالفت بنده بحث‌هایی پیش آمده است و دعواهایی شکل گرفت اما این به هیچ وجه به این معنی نبود که ما با آقای بازرگان که مورد حمایت امام بود گارد داشته باشیم یا بخواهیم وی را ساقط کنیم چرا که بعد از این جلسات بارها امام از مهندس بازرگان حمایت کرد. در اردیبهشت سال 1358 ایده تشکیل جهاد سازندگی توسط همین حلقه دانشجویان با امام مطرح شد. جلساتی شکل مي‌گرفت که این جلسات شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت بود که یک گروه مشاوران داشت. ما نام آن را گروه «بازو» گذاشته بودیم که در حقیقت فعالیت حرفه ای سیاسی داشتند و با رای‌گیری در دانشگاه‌ها انتخاب شده بودند. این گروه 5 نفره گروه مشاوران شامل آقایان «خامنه‌ای، موسوی خوئيني‌ها، بنی‌صدر، حسن حبیبی و مجتهدشبستری» بودند که گاهی حاج احمد آقا نیز شرکت می‌کرد که ما دعوتشان می‌کردیم، اما گروه مشاوران شامل همان 5 نفر بود.
طرح را اولین بار چه کسی ارائه داد؟
خود من طرح را ارائه دادم. تا مدت‌ها هم به هیچ وجه این مسئله بیان نمی‌شد تا این که این اواخر گفته شد و بنده نیز دیگر بیان کردم که اولین بار طرح از جانب بنده بود.
تقریبا یک فاصله دو هفته ای وجود دارد‌، شاه 30 مهر بالاخره وارد آمریکا می‌شود و شما در دو هفته این طرح را شروع کردید و به اجرا رساندید. طرح دقیقا چه بود؟
ایده من سه لایه داشت، ایده اول این‌بود که یک زنجیره انسانی دور سفارت بکشیم و این زنجیره انسانی ترکیبی بود از اطلاعیه و بیانیه دادن و بالاخره نشان دادن اعتراض، ایده دوم هم حمله به سفارت بود، حمله به معنی تصرف نبود، به این معنی که سفارت را با سنگ بزنیم و تا بالای دیوار برویم و برگردیم؛ ایده سوم این بود که برویم داخل سفارت و تحصن کنیم. تحصن کردن پیش از این هم در تاریخ ایران نمونه و سابقه داشت و نتیجه مي‌گرفتیم‌، من این طرح‌ها را با شورای مرکزی مطرح کردم و جلسه گروه 5 نفره شورای مرکزی در ساختمانی در میدان انقلاب تشکیل مي‌شد . من ابتدا پیش از طرح ایده‌، خبرهایی از آن چه مي‌دانستم و شنیده بودم انتقال دادم از جمله خبری که دو تا از بچه‌هاي انقلابی که در فرودگاه مهرآباد شاغل بودند به من داده بودند که جعبه‌هاي بسیار بزرگی دارد از طریق مهرآباد به آمریکا منتقل مي‌شود و من این موضوع و چند موضوع و خبر دیگر را به اعضا منتقل کردم و به این نتیجه رسیدیم که سفارت آمریکا در حال انجام اعمال خاصی است و بعد هم موضوع انتقال شاه به آمریکا را مطرح کردیم.
بسته‌ها چه بودند؟
این بسته‌ها از گیت‌های دیگری می‌رفتند و بازرسی نمی‌شدند و گمرک فرودگاه‌ها به شدت به این قضیه اعتراض داشتند و سفارت آمریکا قبل از انقلاب مقامات ایران را شنود می‌کرد و توسط پایگاه‌های جاسوسی در شمال کشور فضای رادار و بیسیم شوروی را چک مي‌کرد و شنود مي‌شد و به هر حال اکثر کشورهای اطراف از این طریق شنود می‌شدند، هر چند مهم‌ترین دلیلش جلوگیری از افزایش کمونیسم بود و شاه هم به نوعی راضی بود از این جریان اما آمریکایی‌ها دربار را هم شنود مي‌کردند.
پس انتقال شاه تیر خلاص بود برای اشغال سفارت و در هر حال شاید اتفاق مي‌افتاد. در جایی از صحبت‌هایتان گفتید که ارتباط بسیار خوبی با دولت آقای بازرگان داشتید، آیا هیچ وقت نشد با آقای بازرگان در این رابطه صحبت کنید و این موضوع که به هر حال روابط اطلاعاتی بین آمریکا و ایران وجود دارد؟
دوستی ما به عنوان جنبش دانشجویی با دولت موقت بیشتر مربوط به ماه‌های اول بود و هر چه جلوتر رفتیم این زاویه بیشتر و راه گفت‌وگو سد شد. به طوری که در مهر 1358 بین ما و دولت موقت یا طرفداران دولت یک شکافی ایجاد شد اما حقیقتا قصد ما از اشغال سفارت حذف دولت موقت یا حتی حذف لیبرال‌ها هم نبود، ما هیچ مشکلی با دولت بازرگان نداشتیم.
برگردیم به جریان اشغال سفارت، چه اتفاقاتی در جلسه شورای مرکزی افتاد؟
من و آقایان میردامادی و بی طرف یک جلسه گذاشتیم و هر کدام از ما 3 نفر قرار شد 4 نفر از دانشگاه خود را معرفی کنیم تا هسته مرکزی شامل 15 نفر شود. این 15 نفر‌، نفرات اصلی بودند که ایده اشغال سفارت را بررسی کردند . در این مرحله دو ایده دیگر ناکارآمد تشخیص داده شد و رد گردید و ایده اشغال 48 ساعته در دست بررسی قرار گرفت . ببینید تمامي تدارکات و اتفاقات و مسائل بعدش برای یک حضور 48 ساعته تدارک دیده شده بود نه بیشتر . تمامي‌جوانب ماجرا بررسی شد و تاکید مي‌کنم که تمامي‌دست‌نوشته‌هاي آن زمان ما موجود است که تنها برای اشغال 48 ساعته سفارت برنامه ریزی شده بود و البته ما به جوانب این اتفاق و حوادث بعدش هم پرداختیم و حتی در همان دست‌نوشته‌ها هم قید شده است که این اتفاق مي‌تواند دولت بازرگان را با خطر مواجه کند اما ما به هیچ وجه سقوط دولت بازرگان را در نظر نداشتیم و اصلا به آن فکر هم نمي‌کردیم چون دولت مورد حمایت امام بود. از سویی فکر مي‌کردیم که نظر امام چگونه مي‌تواند باشد و البته تاکید بسیار بر این نکته که این حرکت باید صرفا یک حرکت دانشجویی باشد و به هیچ وجه نباید نظامي‌باشد. و مدام تآکید مي‌شد بر روی حرکت دانشجویی موقت. در رابطه با این حرکت تا زمانی پاسخگو خواهم بود که طراحی 48 ساعته آن بر عهده خودم بوده است اما از جایی که دیگر این حرکت تبدیل به یک حرکت ملی شد و انقلاب دوم لقب گرفت فراتر از برنامه ریزی ما بود.
بعد از جلسه سه نفره شما 15 نفر هسته مرکزی چه اشخاصی بودند ؟
همه اسامي‌را به یاد نمي‌آورم اما خودم به همراه آقایان میردامادی‌، زحمتکش‌، بی طرف‌، سیف اللهی‌، رحمتی‌، شهید دادمان‌،اکبر رفان‌، عباس عبدی‌، محمد‌هاشمي‌، باطنی را در یاد دارم که حضور داشته‌اند و آقای زحمتکش بعدها به عنوان رئیس عملیات انتخاب شد. ایده در همین جمع پخته و کامل شد و بعدتر تصمیم گرفتیم که با بعضی اشخاص مشورت کنیم چون ایده هر چقدر کامل تر مي‌شد بیشتر احساس مي‌کردیم که مي‌تواند از بعضی جهات برای کشور مشکل ایجاد کند و تصمیم گرفتیم با آقای موسوی خوئيني‌ها مشورت کنیم .
چرا آقای موسوی‌خوئيني‌ها؟
موسوی خوئيني‌ها در آن زمان نماینده امام در صدا و سیما بود و از سویی با توجه به این که در سال‌هاي قبل از انقلاب بین موسوی خوئيني‌ها و دانشجویان نزدیکی به وجود آمده بود و ايشان در مسجد نیاوران تفسیر‌هاي نوینی از قرآن ارائه مي‌کرد که برداشت‌هاي انقلابی از‌آن‌مي‌شد بسیار مورد توجه دانشجویان بود،او در گروه 5 نفره شورای مشورتی ازآن‌مي‌شد رای آورده بودند و این خود نشان مي‌دهد ایشان در میان دانشجویان محبوبیت داشته اند.
شما بسیار واضح و روشن به آقای موسوی خوئيني‌ها گفتید قصد تصرف سفارت را دارید ؟
بله‌، بسیار صریح با ایشان در میان گذاشتیم. به خاطر این که ما یک مشکل داشتیم، مشکل ما توجیه دانشجویان مذهبی و انقلابی بود . آنها معتقد بودند این کار مي‌تواند در مقابل انقلاب قرار بگیرد یا مورد خشم امام واقع شود و عمل خودسرانه ای تعبیر شود و این که اگر دانشجویان مورد خشم امام قرار بگیرند دیگر امکان ادامه فعالیت برای انجمن‌هاي اسلامي‌دانشجویان ممکن نخواهد بود و اصلا جنبش دانشجویی سرنوشت تراژیکی پیدا خواهد کرد. از سویی به انقلاب کمک کرده بعد از انقلاب هم وارد نهادهای امنیتی و سیاسی شده و بعد با یک حرکت اشتباه مورد سرزنش واقع شود و این موضوع مي‌توانست کاملا انقطاع ایجاد کند و با این تحلیل‌ها بود که به سراغ موسوی خوئيني‌ها رفتیم.
چند نفر آن زمان در سفارت بودند و اصلا می‌دانستید که عده‌ای موفق به ترک سفارت شده اند؟
حدود 150 نفر آن زمان داخل سفارت بودند. ما حدس مي‌زدیم که عده ای از سفارت خارج شده اند و در عین حال برای ما مهم نبود چون ما مي‌خواستیم فقط یک تحصن موقت انجام دهيم و اصلا تصور آن مقاومت را از سوی آنان نمی‌کردیم و قصد گروگان‌گیری نداشتیم.
بعدها دانشجویان بازجویی از ایرانی‌های مرتبط با این ماجرا یا گروگان‌ها را بر عهده داشتند؟
به هیچ وجه، دانشجویان نه هیچ ایرانی و نه حتی هیچ آمریکایی را بازجویی نکردند. تنها یک سری اطلاعات اولیه از آمریکایی‌ها گرفته شد. به هیچ وجه دانشجویان نقشی در بازجویی‌هاي هیچ شخصی نداشتند. در آن زمان دادستانی بود و مرحوم آقای قدوسی دادستان بودند و آقای حجازی رابط بین دانشجویان و دادستانی بودند. از همان ابتدا پرونده‌هاي نظامي‌در اختیار بخش‌هاي نظامي‌قرار گرفت. اسناد اقتصادی و سیاسی را خودمان بررسی می‌کردیم و بعدتر که به تکنیک بازسازی اسناد دسترسی پیدا کردیم خودمان اسناد را بازسازی و ترمیم کردیم. در رابطه با پرونده افرادی که با سفارت آمریکا ارتباط داشتند ما هیچ نقشی نداشتیم اما اطلاعات را منتقل مي‌کردیم. یعنی اگر نیروهای امنیتی از ما سوال می‌کردند که این افراد چه اسم رمزی داشته‌اند یا چه ارتباطات و نقشی داشته‌اند ما اینها را به صورت خاص فقط در اختیار نهادهای امنیتی قرار مي‌دادیم. افشاگری‌ها در دستور کار ما نبود و این موضوع یکی از کارهای پیچیده دانشجویان بود که اشتباهات زیادی هم در آن رخ داد، من همین جا اعلام می‌کنم که اگر قرار بر نقد تاریخی آن 444 روز باشد راجع به چند نکته از جمله بستن چشم‌هاي گروگان‌ها، افشای بعضی اسناد، طولانی شدن روند گروگان‌گیری و مذاکره حرف دارم و اینها اشکالاتی بود که تاثیر اقدامات دانشجویان را خنثی کرد. کما این که من از مذاکرات الجزایر و قراردادش دفاع می‌کنم. جمله‌ای که با تلاش بسیار بهزاد نبوی در قرار داد قرار گرفت مبنی بر این که «آمریکا (چه از لحاظ سیاسی و چه نظامی) در امور داخلی ایران مداخله ننماید» در تاریخ آمریکا بی سابقه بود.( این که ابرقدرتی بپذیرد در امور داخلی کشور دیگری دخالت مي‌کرده است که حالا بخواهد بپذیرد دیگر مداخله نکند) و این جمله نشان دهنده حقانیت دانشجویان ایرانی بوده است و حقارت آمریکا در این که در امور داخلی ایران دخالت مي‌کرده است و همچنین بندی که به این مي‌پردازد که اتباع آمریکایی نمي‌توانند علیه ایرانی‌ها اقامه دعوا کنند.
موضوع امکان ارتباط با آمریکا نبوده است که بارها به وجود آمد، تا پیش از اشغال سفارت بسیاری از حاضران در راس قدرت در جمهوری اسلامي‌در آن زمان یا حتی تندروهای مذهبی به این صراحت از دشمنی با آمریکا نمي‌گفتند اما اشغال سفارت توسط شما باعث شد که خیلی‌هاي دیگر شهامت این را پیدا کنند که بسیار تندتر از همان دانشجویان خط امام که حالا اصلاح طلب هستند در همان مسیر گام بردارند و فضا را در رابطه با این موضوع رادیکال تر هم بکنند و اهرم فشار روي دولت‌ها شوند.
امکان دارد این اثرش باشد، این درست است اما ببینید الان مي‌شود گفت که اقدام آن زمان دانشجویان منجر به رادیکال تر شدن فضا یا موجب حذف لیبرال‌ها از جامعه شد ولی اتفاقی که واقعا افتاد باید دیده شود، من قصد ندارم چون خودم در آن حادثه بوده ام از آن دفاع کنم، من تاریخ را روایت مي‌کنم. برخورد تاریخ هم این است که تکلیف با آمریکا در سال 42 و با صحبت‌هاي امام روشن شد یا در طول انقلاب شعارهای «بعد از شاه نوبت آمریکاست» اصلا ربطی به دانشجویان ندارد. چریک‌هاي فدایی و مجاهدین خلق و سایر گروه‌های مسلح هنرشان ترور افسران آمریکایی بود، این که شاه دست نشانده آمریکایی‌هاست، دولت کودتایی بوده و کودتایی که آمریکایی‌ها انجام داده‌اند یا این که ساواک عامل سازمان سیا‌ست مدام در جامعه شنیده می‌شد. همکاری‌های اطلاعاتی شاه و آمریکا اصلا به انقلاب هم ارتباطی پیدا نمي‌کرد و بسیار روشن بود. من اين بخش را مي‌پذیرم که شاید تندروی‌‌هايی در بخش‌هاي دیگری به وجود آمد؛ اما این که اصرار کنیم اقدام دانشجویان پیرو خط امام عامل و باعث دشمنی بین ایران و آمریکا بوده‌اند را به هیچ وجه نمي‌پذیرم. 16 سال پیش همان دانشجویان پیرو خط امام هسته اصلی جنبش اصلاحات را پایه گذاشتند و همین گروه بودند که به دولت آقای خاتمي‌کمک کردند تا دیپلماسی جدیدی را پایه گذاری کند، چه کسانی بودند که اتوبوس بازرگانان را در همان برهه در تهران به گلوله بستند؟ پس 16 سال پیش شرایطی فراهم شد.با همین شرایطی که اکنون دولت آقای روحانی جلو می‌رود، دولت آقای خاتمي‌مي‌توانست رابطه را دوباره برقرار کند تا این همه آسیب ادامه پیدا نکند و تا این حد تحریم‌ها ادامه نیابد و پرونده هم از آژانس به شورای امنیت نرود.
در مورد دولت موقت و نهضت آزادی حرف بسیار است. در مورد افشاگری‌ها، من خودم ایراداتی دارم و در مورد برخورد با دولت موقت هم همین طور . دولت موقت را دانشجویان ساقط نکردند‌، آن چه وجود داشت مناسبات بین امام و دولت موقت بود و بازرگان باید خودش این رابطه را پیش مي‌برد. به نظر من حتی بودن دولت موقت بعد از اشغال سفارت بسیار به نفع ایران بود.
اما افشاگری‌ها روی سرنوشت کاندیداها هم تاثیر گذاشت.
خير. اصلا این گونه نیست. در مورد کاندیداهای ریاست جمهوری تنها موردی که افشا شد اسناد مربوط به آقای مدنی بود. هیاتی که از طرف امام برای نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری تشکیل شده بود اسناد را از ما خواستند. خواسته هیات هم روشن شدن ارتباطات مدنی بود که ما هم اسناد این ارتباطات را به آنها تحویل دادیم و آنها هم در تعیین محدوده مربوط به کاندیداهای ریاست جمهوری نظرات سیاسی را به هیچ وجه دخالت ندادند.
برای درست دیدن این قضیه به لیست کاندیداهای ریاست جمهوری که در 5 بهمن 1358 تهیه و تنظیم شده دقت کنید. دانشجویان نه کاندیدا بودند نه کاندیدایی داشتند که بخواهند در حمایت از کسی کاری کنند.
البته فکر مي‌کنم برای پیدا کردن پاسخ بخش زیادی از پرسش‌هاي بعد از افشاگری‌ها تا بازداشت‌ها باید به این بپردازیم که چرا 444 روز این تسخیر به طول انجامید، من مي‌خواهم برگردم به این روایت که چرا 48 ساعت این همه طولانی شد؟
خیلی صریح بگویم که وقتی وارد سفارت آمریکا شدیم دیگر آن جلسات و مذاکرات پشت درهای بسته نبود و ناگهان ما با اشخاصی مواجه شدیم که حتی آنها را نمي‌شناختیم. مدیریت و فرماندهی قضیه بسیار پیچیده شده بود. ما وارد سفارت شدیم و در همان ابتدا با موسوي‌خوئيني‌ها تماس گرفتیم و ايشان هم خود را به سرعت به سفارت رساند. اتفاقی که افتاده بود آشفتگی محض بود، یعنی همه چیز به‌هم ریخته بود. فکر می‌کنم حدود ساعت 2 ظهر بود که من اولین مصاحبه مطبوعاتی را انجام دادم، عده‌ای داشتند ساختمان اصلی را جست‌وجو مي‌کردند و عده‌ای سعی مي‌کردند آمریکایی‌هايی را که در اختیار گرفته بودند را در یک مکان جمع کنند. شورای مرکزی دانشجویان آپارتمان سفیر که یک آپارتمان ویلایی در وسط سفارت بود را در اختیار خود گرفته و به عنوان مقر اصلی انتخاب کرد. اولین کاری که باید مي‌کردیم روشن کردن موقعیت بود و از آقای موسوي‌خوئيني‌ها خواستیم که ماجرا را با امام در میان بگذارد. آقای موسوي‌خوئيني‌ها با حاج احمد آقا تماس تلفنی برقرار کرد و اطلاع داد که دانشجویان انجمن‌های اسلامي‌هستند و این دانشجویان اقدام به تصرف سفارت آمریکا کرده‌اند و در اعتراض به آمریکا وارد سفارت شده اند و از مریدان امام هستند. همه این لحظات، لحظات پر اضطرابی برای ما بود که نکند با خشم مواجه شویم یا این که جنبش دانشجویی از این رفتار آسیب ببیند یا برای انقلاب بد شود. حاج احمد آقا پیامي‌را از طرف امام برای دانشجویان فرستادند و آن جمله مشهور را مي‌گویند که « جایی که گرفتید‌، جای بسیار خوبی است و محکم آن‌جا بایستيد و تکان نخوريد». اما همچنان ما تصورمان این نبود که قرار است 48 ساعت تبدیل به 444 روز شود. اما کمي‌بعدتر مردم در محل سفارت حاضر شدند و بعد حاج احمد آقا وارد سفارت شد و به حادثه رسمیت داده شد و نقطه اوج این ماجرا‌،سقوط دولت موقت بود.
زمانی که دولت بازرگان سقوط کرد چه احساسی داشتيد؟
فهمیدیم ما خودمان شدیم گروگان این گروگان گیری. در آن لحظه فهمیدیم که دیگر ما کاره‌ای نیستیم، دانشجویان خط امام‌، تحصیل و زندگیشان در گرو حادثه ای بود که در اختیارشان نیست، در حقیقت جامعه و افکار عمومی، رهبری انقلاب و تصمیم‌های شخصی همه صاحب منصبان آن زمان داشت این حادثه را به مسیری نامشخص هدایت مي‌کرد. سهم ما در اتفاقات بعد از سقوط دولت موقت متفاوت بود.
چگونه حركت شما از جنبش اعتراضی موقت دانشجویی به این ماجرای طولانی مدت تبدیل شد؟
ببینید ما نقشی در این ماجرا نداشتیم و معتقد هستم فقط نباید به نقش طرف ایرانی توجه کرد، آمریکا هم در این قضیه نقش داشت. در اسناد مدارکی وجود دارد که صریحا سولیوان تصریح مي‌کند باید از ایرانی‌ها و واکنششان ترسید، یکی از گروگان‌ها بعد از آزادی به کارتر گفته بود که اگر مي‌خواستید شاه را به آمریکا راه بدهید ابتدا باید سفارت خود در ایران را تعطیل مي‌کردید و اینها همه نشان از این داشت که طرف مقابل هم حساسیت‌هاي مردم ایران را نادیده گرفته و به آن توجه نکرده است.
تا روز آخر گروگانگیری شما در سفارت حضور داشتید؟
خير. حدود دو ماه آخر به دلایلی دیگر حضور نداشتم.
امروز نظر طراح اشغال سفارت آمريكا نسبت به مسائل روز سياسي كشور چيست؟
در زمان دولت احمدی نژاد اتفاقاتی که افتاد هیچ ربطی به اتفاقات ابتدای انقلاب یا اهداف انقلاب نداشت، متاسفانه یک اجماع همگانی علیه ایران بود. اينكه اولویت آقای روحانی با توجه به تخصصش بخواهد سیاست خارجی و دیپلماسی بین المللی باشد راهکار مناسبی است و هم ایشان مي‌تواند در آن موفق شود اما دیپلماسی ادامه سیاست داخلی است. نمي‌شود در سیاست داخلی فضا را بست و با مردم محرمانه برخورد کرد. نمي‌شود جلوی گردش آزاد اطلاعات را گرفت و به جنبش‌هاي اجتماعی بی توجه بود و برای مذاکره برويم. اتفاقی که در دنیا می‌افتد این است که ژنرال‌هاي دیپلماسی هر کشور نماینده افکار عمومي‌مردم و جامعه خود هستند و اگر یک دولت پشتوانه اجتماعی اش ضعیف باشد، پای میز مذاکره هم ناچار است امتیاز بدهد و این منجر به ضعفش مي‌شود و این نکته ای است که آقای روحانی باید مدنظر قرار بدهد.
متن كامل را در قانون‌آنلاين بخوانيد

برچسب‌ها: آمریکا, روابط بین‌المللی, سفارت, سیاسی, گروگان‌گیری

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

در سالن ملاقات زندان «شیرکو معارفی زندانی کرد اعدام شد»

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی ::

رادیو کوچه: «شیرکوه معارفی» زندانی کرد اهل شهرستان سقز، در ساعات اولیه بامداد روز دوشنبه ۱۳ آبان در سالن ملاقات زندان سقز اعدام شد.
بنابه گزارش رسیده به «رادیو کوچه»، خانواده «شیرکو» و جمعی از مردم سقز جلو درب زندان این شهرستان تجمع کردند و منتظر تحویل گرفتن جنازه وی هستند.

«شیرکو معارفی»، نهم مرداد ماه سال ۱۳۸۷ در یکی از روستای مرزی کردستان ایران و عراق توسط نیروهای سپاه پاسداران بازداشت و پس از چند ماه نگهداری در سلول انفرادی بازداشتگاه‌های مخفی سپاه پاسداران و اداره اطلاعات شهر سقز به زندان این شهر منتقل شد.

2
وی از سوی شعبه یک دادگاه انقلاب این شهر به اتهام محاربه از طریق عضویت دریکی از احزاب کردی به اعدام محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور نیز تایید شد.

پس از ارایه درخواست ماده ۱۸ از سوی آقای «احمد سعید شیخی» وکیل این زندانی به دفتر قوه قضاییه، با این درخواست موافقت شد ولی دوباره پرونده به شعبه ۲۷ دیوان عالی کشور مسقر در شهر قم ارجاع داده و این شعبه نیز حکم اعدام را تایید کرد.

برچسب‌ها: اعدام, جنایات رژیم, حقوق بشر, زندانی, سیاسی, کرد

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

حضور هزاران ایرانی در مراسم سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آمریکا,روابط بین‌المللی,سیاسی ::

رادیوفردا: مراسم سالگرد اشغال سفارت آمریکا در تهران که روز دوشنبه، ۱۳ آبان، با حضور هزاران ایرانی در اطراف این سفارتخانه در تهران برگزار شد با نصب بیلبوردهای مناقشه‌برانگیز ضدآمریکایی و تاکید حاضران بر ادامه شعار «مرگ بر آمریکا» تاکید کردند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، در این مراسم هم‌چنین محمد شریعتمداری، معاون اجرایی رییس‌جمهوری ایران، حسن قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، علی‌اصغر فانی، وزیر آموزش و پرورش، و رضا فرجی دانا، وزیر علوم دولت روحانی، حضور یافتند.

رسانه‌های داخلی در مورد تعداد شرکت‌کنندگان در تظاهرات مربوط به این سالگرد که در خیابان طالقانی تهران برگزار شده جزئیاتی منتشر نکرده‌اند اما محمدرضا نقدی، رییس سازمان بسیج مستضعفین، روز دوشنبه به خبرگزاری فارس گفت که «تاکنون طبق برخی برآوردها، پنج برابر جمعیت سال‌های گذشته در این مراسم حضور یافته‌اند.»

خبرگزاری تسنیم نیز ترکیب تظاهرکنندگان را «جمع کثیری از دانشجویان، دانش‌آموزان و آحاد مردم» توصیف کرده‌است.

خبرگزاری فارس نیز از میان نمایندگان مجلس که در تظاهرات روز ۱۳ آبان شرکت کرده‌اند به غلامعلی حدادعادل، زاهدی، قاسم جعفری و قاضی‌زاده اشاره کرده است.

به نوشته این خبرگزاری، سعید جلیلی، نامزد شکست خورده در انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، «سخنران ویژه» ۱۳ آبان بود و محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، حیدر مصلحی، وزیر پیشین اطلاعات، و کامران دانشجو، وزیر علوم دولت دهم، از دیگر شرکت‌کنندگان در این مراسم بودند.

مراسم ۱۳ آبان که در رسانه‌های جمهوری اسلامی از آن با عنوان «روز ملی مبارزه با استکبار» یاد می‌شود در سالگرد تصرف سفارت آمریکا برگزار می‌شود که در ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ روی داد.

در آن تاریخ گروهی که خود را «دانشجویان پیرو خط امام» می‌خواندند با بالا رفتن از دیوارهای سفارتخانه ایالات متحده وارد آن شده و ۵۲ دیپلمات آمریکایی را به مدت ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند که این اقدام تاثیر منفی شدیدی بر روابط ایران و آمریکا گذاشته‌است.

جلیلی: شعار مرگ بر آمریکا علیه یک درصد از افراد است

به نوشته خبرگزاری تسنیم، سعید جلیلی، که از نامزدهای مورد حمایت گروه‌های محافظه‌کار در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران بود، در سخنرانی روز دوشنبه خود گفت که «شعار مرگ بر آمریکا شعار متفکرترین و صادق‌ترین انسان‌های ماست.»

وی با این حال توضیح داد که این شعار «علیه یک درصدی است که مدافع مناسبات ظالمانه حاکم بر جهان حتی در خود آمریکاست.»

به نوشته خبرگزاری فارس، قطعنامه تظاهرات سراسری ۱۳ آبان ماه که برای تجمع‌کنندگان قرائت شد نیز بر ادامه یافتن شعار «مرگ بر آمریکا» تاکید کرده و نوشته‌است که «تا هنگام استیفای حقوق حقه ملت ایران و پایان یافتن سیاست‌های ظالمانه دولت مستکبر، غیرقابل‌اعتماد و عهدشکن ایالات متحده در قبال جامعه بشری، همچنان شعار راهبردی “مرگ بر آمریکا” عامل وحدت ملی و نشانه بارز انزجار جبهه مقاومت ضد آمریکایی در میهن اسلامی خواهد بود.»

«مرگ بر آمریکا» از اوایل انقلاب ۵۷ به این‌سو همواره از شعارهای اصلی هواداران نظام جهوری اسلامی بوده است، با این حال طی هفته‌های اخیر و در سایه ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای ایران با قدرت‌های غربی ازجمله آمریکا، برخی جناح‌ها در مورد به صلاح بودن ادامه این شعار ابراز تردید کرده‌اند.

از آن جمله محمدتقی رهبر، امام جمعه اصفهان، در مصاحبه‌ای با روزنامه «قانون» گفت: «آیه قرآن نازل نشده که شعار مرگ بر آمریکا را همیشه سر دهیم و همان‌طور که آن روزها با روس‌ها برخورد کردیم و دیگر شعار ندادیم، با آمریکا نیز همان‌طور برخورد می‌کنیم.»

اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، هم از آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، نقل و قول کرده که وی خواستار پایان دادن به این شعار شده بود.

مسئله بیلبوردها

خبرگزاری فارس در ادامه گزارش خود از تظاهرات امسال ۱۳ آبان نوشت که «نصب بیلبوردها و بنرهای صداقت آمریکایی در خیابان‌های منتهی به لانه جاسوسی [سفارت] آمریکا در حالی که برخی گروه‌ها سعی در حذف این بیلبوردها از معابر عمومی داشته‌اند، از نکات جالب مراسم ۱۳ آبان امسال است.»

اشاره این خبر به بیلبوردهایی است که به تازگی در اکثر تقاطع‌ها و خیابان‌های تهران نصب شده‌بود و به نظر می‌رسد که هدف از آنها، «تخریب» مذاکرات ایران و آمریکا باشد.

این بیلبوردها و بنر‌ها که «صداقت آمریکایی» عنوان گرفته‌اند، به نظر می‌رسد حاوی این پیام باشند که مذاکره با آمریکا سودی ندارد چرا که آمریکایی‌ها «فاقد صداقت» هستند.

نصب این پوسترها واکنش مقامات دولت روحانی را در پی داشت تا جایی که عباس عراقچی از مذاکره‌کنندگان ارشد ایران آن را در جهت تضعیف مذاکره‌کنندگان ایرانی دانست؛ این بیلبوردها بعد از آن از سطح شهر جمع‌آوری شد.

برچسب‌ها: آمریکا, روابط بین‌المللی, سفارت, سیاسی

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

حامیان رئیس دولت دهم خبر دادند: ۲۸ وبلاگ‌نویس حامی احمدی‌نژاد محاکمه شده‌اند

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: آزادی بیان,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی ::

دیگربان: قوه قضائیه ۲۸ وبلاگ‌نویس و فعال رسانه‌‌ای حامی محمود احمدی‌نژاد را بازداشت و محاکمه کرده است.

این مطلب در جریان بحث گروهی از حامیان رئیس دولت دهم پای پست انتقادی مجتبی دانشطلب درباره سکوت احمدی‌نژاد مقابل برخورد‌ها با حامیان وی از سوی قوه قضائیه مطرح شده است.

دانشطلب که یکی از وبلاگ‌نویسان حامی احمدی‌نژاد با سابقه شش ماه زندان است در تازه‌ترین پست وبلاگ خود و مباحث پای آن٬ انتقاد‌های تند و تیزی متوجه احمدی‌نژاد کرد است.

وی نوشته است: «فرمانده‌ای که به فکر سرباز‌هایش نباشد و ببیند یکی یکیشان را دارند می‌زنند و فقط به خودش و بیسیم چی و دستیارش فکر کند فرمانده به درد بخوری نیست.»

دانشطلب این پرسش را مطرح کرده که «چرا {احمدی‌نژاد} ذره‌ای از این خلوص نیت را برای بچه‌هایی که هیچ پشتیبان و اسم و رسمی نداشتند خرج نکرد؟»

وی نوشته است: «احمدی‌نژاد وفایش کجا بود وقتی این‌همه بچه‌های کم سن و سال را به خاطر بهانه‌های الکی پرونده دار می‌کردند؟ کجا داد زد؟ کجا اعتراضی کرد که توجه‌ها را جلب کند؟»

وی ادامه داده که «یکی از دلایل اصلی تنها ماندن احمدی‌نژاد همین بود که جز به خودش و به اطرافیان نزدیکش به هیچ کس اعتماد نداشت.»

حامد فتاحی یکی دیگر از وبلاگ‌نویسان حامی احمدی‌نژاد در پای این پست جنجالی دانشطلب نوشته تاکنون ۲۸ وبلاگ‌نویس حامی رئیس دولت دهم از سوی قوه قضائیه بازداشت شده‌اند.

سایت «دیگربان» پیش‌تر از بازداشت بیش از ۱۰ فعال رسانه‌ای و وبلاگ‌نویس حامی احمدی‌نژاد خبر داده بود که به نظر می‌رسد تعداد این افراد بیش از این آمار بوده باشد.
Printer-friendly version

برچسب‌ها: آزادی بیان, درگیری جناحی, سیاسی, محاکمه, محمود احمدی‌نژاد, وبلاگ‌نویس

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

عبدالفتاح سلطانی در اعتصاب غذا

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: حقوق بشر,سیاسی ::

رادیوفردا: در اعتراض به شرایط ناگوار زندانیان بیمار در زندان اوین و دیگر زندان‌های جمهوری اسلامی، عبدالفتاح سلطانی، وکیل دادگستری در شصتمین سالروز تولدش، از روز شنبه این هفته در بند ۳۵۰ زندان اوین دست به اعتصاب غذا زده است.

این در حالی است که آقای سلطانی خود از بیماری‌های کم‌خونی و گوارشی رنج می‌برد به‌طوری که از سال ۱۳۹۰ که در زندان به سر می‌برد تاکنون چندین بار در بیمارستان‌هایی خارج از زندان بستری شده است.

اتهام عبدالفتاح سلطانی تبلیغ علیه نظام، مشارکت در تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر و تحصیل مال حرام به‌خاطر دریافت جایزه حقوق بشر از شهر نورنبرگ آلمان عنوان شده که دادگاه نخست او را به ۱۸ سال زندان و ۲۰ سال محرومیت از وکالت محروم ساخت، اما حکم زندان او در دادگاه تجدیدنظر به ۱۳ سال کاهش یافت.

گزارش خبرنگار رادیو فردا را درباره اعتصاب غذای این وکیل دادگستری و فعال حقوق بشر بشنوید، گزارشی که با سخنان مائده سلطانی، دختر عبدالفتاح سلطانی همراه است.
مصاحبه ام پی3

برچسب‌ها: اعتصاب غذا, حقوق بشر, زندانی, سیاسی, عبدالفتاح سلطانی

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

گفت‌وگو با جعفر شجونی؛ از ‘کارهای رفسنجانی’ تا ‘کلک های سیاست’

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر ::

بی‌بی‌سی: از مسافران هواپیمایی بود که آیت الله خمینی را از پاریس به تهران آورد. در مدرسه علوی، کنار آیت الله خمینی هم نظاره گر انقلاب بود، هم بازیگر آن.

نماینده دور اول و دوم مجلس شورای اسلامی بود و عضو جامعه روحانیت مبارز. می‌گوید از بازجویان اوین هم بوده و مقامات رژیم سابق را به خاطر رابطه با آمریکا مواخذه کرده است.

جعفر شجونی می‌گوید دلسوز انقلابی است که خود در پایه‌گذاریش نقش داشته، انقلابی که از جمله پایه هایش، آمریکا ستیزی بوده، پایه هایی که به عقیده او آنقدر محکم بنا شده، که فرو ریختنی نیست. او زمانی از طرفداران سرسخت محمود احمدی‌نژاد بود (هرچند بعدا به منتقدان او پیوست). آقای شجونی در جریان وقایع پس از انتخابات سال ۸۸، در مقابله با آنچه “جریان فتنه” خوانده شد، کم نگذاشت.
‘چه معنا دارد، یک تلفن؟’

قرار بود با جعفر شجونی از خاطراتش درباره انقلاب حرف بزنیم. اما او هنوز دو جمله نگفته، انقلاب را با ذات ” آمریکا ستیزی” اش معرفی کرد و به وقایع روز پرداخت.

نشان به آن نشان که وقتی از او درباره شرایط تازه سوال کردم و حرف گفتگوی تلفنی روسای جمهور ایران و آمریکا را به میان آوردم، خندید و از آیت الله خمینی نقل‌قولی کرد: “امام فرمود رابطه ما با آمریکا، رابطه گرگ و میش است. این آمریکایی که شما دارید می گویید که رئیس جمهور ما آقای روحانی، با ایشان صحبت کرده، اینها مسایل سیاسی است. یک تلفن مشکلات مملکت را حل نمی کند عزیز من. یک تلفن، که چی؟ بعد فردایش آمد و گفت که گزینه نظامی و جنگ هم روی میز ما هست.”

“آخر آمریکا کیه؟ امام آمده به مردم دنیا بگوید که بدون آمریکا زندگی کنند، آمریکا به ما خیانت کرده، مورد اطمینان نیست و روز ۱۳ آبان هم مردم غیرت خودشان را اعلام می کنند؛ چه معنا دارد یک تلفن؟”

به اعتقاد جعفر شجونی قرار نیست در رابطه دو کشور اتفاق تازه‌ای بیفتد. همه چیز “سر همان جایی است” که قبلا بوده. برای اینکه مطمئن شود متوجه منظورش شده‌ام، در توصیف رابطه فعلی ایالات متحده و جمهوری اسلامی مثالی هم می‌زند: “اینها مثل این است که بنده، هزار متر زمین از جنابعالی طلبکارم، در یک عروسی اتفاق افتاد با هم دست دادیم، سلام کردیم! ولی پرونده ما در دادگاه باز است.”
‘شرکت نکند، مردم کله پایش می کنند’

از همان روزی که صحبت از رویکرد تازه دولت ایران شد، از همان روزی که گفتگوی تلفنی بین روسای جمهوری دو کشور انجام شد و صحبت از حسن نیت، تنش زدایی و انعطاف به میان آمد، این سوال مطرح شد که دولت تازه با شعار مرگ بر آمریکا، با نمایش‌ها و همایش‌های ضد آمریکایی و با سالگرد اشغال سفارت آمریکا چه می‌کند.

از آقای شجونی سوال کردم آیا به نظرش حسن روحانی در تظاهرات ضدآمریکایی امسال شرکت می‌کند؟ پاسخش، مثبت بود: “بله که می‌کند، اگر شرکت نکند، فردا مردم کله‌پایش می‌کنند. آمدن او، نیامدن او، چیزی را عوض نمی‌کند. رئیس جمهور است، هزار تا کار دارد، ممکن هست نیاید. ۱۳ آبان در خون مردم است، اصل وجود مردم است. مردم از بن روان و اصل جان، مرگ بر آمریکا می‌گویند.”

آقای شجونی برای چندمین بار تاکید می‌کند که گفتگوی تلفنی چیزی را حل نکرده: “پسرم، ای جوان، ای که در خارج زندگی می‌کنی، تو هم مثل من ایرانی هستی. این آمریکا با دست چدنی می‌خواهد دست بدهد. قبول نیست. شرط و شروط یادت نرود. تلفن کرده که کرده.”
‘مردم پای منبر رفسنجانی فریاد زدند مرگ بر آمریکا’

از این یار دیرینه آیت الله خمینی، درباره نقل قول هایی که این روزها از بنیانگذار جمهوری اسلامی می‌شود سوال کردم؛ همان نقل‌قول‌هایی که سایت آیت الله هاشمی رفسنجانی منتشر کرد از خاطرات او؛ درباره اینکه گفته می‌شود آیت الله خمینی هم می‌خواسته فتیله “مرگ بر آمریکا” گفتن پایین کشیده شود.

آقای شجونی دل خوشی از اکبر هاشمی رفسنجانی نداشت: “امام فرمود آنچه نوار من است درست است، آنچه نوشته من است درست است. بقیه نقل‌قول‌های هاشمی رفسنجانی است که امام مرگ بر آمریکا را دوست نداشت. حالا داشت یا نداشت، بود یا نبود، الان مردم و دنیا خواهند دید که مردم چگونه فریاد “مرگ بر آمریکا” را در روز سیزدهم آبان، دوباره جاری می‌کنند.”

آقای شجونی، اینجا هم مثالی زد: “باری! مردم می‌روند و در تظاهرات ۱۳ آبان شرکت می‌کنند و حرف خودشان را، مرگ بر آمریکا را می‌گویند. همانطور که دو هفته قبل، مردم غیور کرمانشاه، پای منبر هاشمی رفسنجانی فریاد مرگ بر آمریکا کشیدند.”
‘حقه’

در پایان گفتگویی که قرار نبود به اینجاها بکشد، جعفر شجونی آنچه این روزها رخ می‌دهد را نه تغییری اساسی می‌داند نه مغایر اصل نظام.

با لحنی دو پهلو، همه آنها را “سیاست” می‌بیند و اصرار من را بی فایده می‌گذارد که چه کسی “سیاستمدار” این بازی است: “اینها سیاست است آقا، سیاستِ کلک همین است. مردم ایران چشمشان به دهان رهبری است، آن را عمل می کنند. رئیس جمهور هم عزیز و محترم است و کار سیاسی می‎کند. اما مگر با یک تلفن مشکلات حل می‌شود؟”

برچسب‌ها: بی‌بی‌سی, جعفر شجونی, سیاسی, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

Nov 04 2013

تجمع مردم سیریک در اعتراض به کشته شدن دو ملوان بلوچ

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی ::

بی‌بی‌سی: براساس گزار‌شهای رسیده از ایران، در پی توقیف یک لنج در شهرستان سیریک از توابع استان هرمزگان توسط نیروی انتظامی و دریابانی، صاحب لنج و یکی از ملوانان آن کشته شده و یک ملوان دیگر زخمی شده است.

این مسئله باعث تجمع و اعتراض مردم محلی شده است.

حبیب الله سربازی، فعال مدنی و مدیر کمپین فعالین بلوچ با تائید این خبر به‌ بی‌بی‌سی فارسی گفت که ماموران دریابانی لنج حاوی گازوئیل را متوقف کرده و محموله غیرقانونی گازوئیل را توقیف کردند.

به گفته آقای سربازی، آنها سپس خواستند لنج را هم توقیف کنند که صاحب لنج به نام فرامرز ۲۶ ساله، متوجه موضوع شد.

مادر فرامرز هم گفته است که پسرش را “غرق” کردند. شهداد، ملوان ۲۲ ساله لنج نیز کشته شده و یک نفر دیگر مجروح شده است.

این فعال مدنی با اشاره به این که این سومین مورد کشته شدن ملوانان در منطقه سیریک در یک ماه اخیر است، گفت: “مردم به دلیل عدم توجه مسئولان انتظامی، روز گذشته (شنبه ۱۱ آبان‌ماه) در مقابل فرمانداری و دریابانی تجمع کردند، اما به طرف آنها شلیک شد و یک خودرو نیز آسیب دید. به همین دلیل آنها جاده بین میناب و سیریک را مسدود کردند که با حمله نیروی انتظامی تعدادی از آنها دستگیر شده‌اند، تعداد بازداشتی‌ها مشخص نیست، اما وضعیت منطقه متشنج است.”

به گفته این فعال بلوچ، دو هفته پیش نیز دو برادر به نام‌های الله‌یار ملاحی و داریوش ملاحی، مورد حمله نیروهای دریابانی قرار گرفته و در جریان تیراندازی زخمی شدند. او همچنین گفت: “این دو برادر به جای انتقال به بیمارستان به روستایی به نام بمانی منتقل شدند که در آنجا بر اثر شدت خونریزی جان باختند. مورد دیگر نیز ۱۰ روز پیش اتفاق افتاد که یک ملوان دیگر نیز کشته شد.”

آقای سربازی با اشاره به شرایط سخت مردم این منطقه گفت: “مردم منطقه سیریک عموما بلوچ هستند و همانند کردها که در مناطق مرزی کولبری می‌کنند، اینها نیز با لنج گازوئیل (به شکل غیر قانونی) جا به جا ‌می کنند و این تنها محل درآمد آنها است.”

در اصطلاح محلی به افرادی که در مناطق مرزی شرقی ایران کالا قاچاق می‎‌کنند، بدوکی گفته می‌شود.

مهراب سرجوی، فعال حقوق بلوچ‌ها در لندن نیز با اشاره به مشکلات اقتصادی مردم منطقه و عدم رسیدگی مسئولان دولت به خواسته‌های مردم بلوچ به بی‌بی‌سی گفت: “اقتصاد بلوچستان نابود است، بلوچستان سرزمین خشک و بی آبی است، غیر از تجارت کار دیگری نیست. مردم اگر مسئله تجارت با افغانستان و پاکستان نباشد از گرسنگی خواهند مرد. اما دولت ایران همه را یک جا قاچاقچی می‌داند، هر کس که بخواهد تجارتی بکند را قاچاقچی می‌داند، این وظیفه دولت است که شرایط را عوض کند.”

پیشتر نیز حمیدرضا پشنگ، نماینده مردم خاش در مجلس شورای اسلامی در فرودین ماه سالجاری نیز با انتقاد از عدم به کارگیری پتانسیل‌های قوم بلوچ کلیک عنوان کرده مشکلات عمده استان سیستان و بلوچستان شامل “اقتصاد، بی‌حرمتی به قوم بلوچ و به ‌کار نگرفتن آنان در پست‌های کلان استان” است.

آقای پشنگ با اشاره به سخنان برخی مقامات در استان سیستان و بلوچستان گفته “اینکه صرفا شعار بدهیم و به نوعی نان از سفره بلوچ‌ها بخوریم و در جای دیگر هزینه کنیم، بسیار ناگوار است؛ مردم ما آگاهند.”

برچسب‌ها: اقتصادی, بیکاری, حقوق بشر, سیاسی, سیستان وبلوچستان, فقر, قاچاق

شما هم چیزی بگو

Nov 03 2013

از سوی سازمان اوقاف آغاز شده است: طرح ۱۵ هزار میلیارد تومانی تربیت ۱۰ میلیون حافظ قرآن

نوشته: خُسن آقا :: در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر ::

دیگربان: علی محمدی٬ رئیس سازمان اوقاف و امور خیریه از آغاز طرح تربیت ۱۰ تا ۱۵ میلیون حافظ قرآن خبر داده که به گفته حمید محمدی، معاون قرآن و عترت وزارت ارشاد هزینه این طرح دست‌کم ۱۵ هزار میلیارد تومان است.

طرح تربیت ۱۰ تا ۱۵ میلیون حافظ قرآن به دستور و خواست علی خامنه‌ای در سازمان اوقاف و دیگر نهاد‌های دینی آغاز شده و به اعتقاد آقای محمدی ۱۵ سال طول خواهد کشید.

این مقام وزارت ارشاد روز شنبه (۱۱ آبان) گفته که برای تربیت ۱۰ میلیون حافظه قرآن دست‌کم سالی هزار میلیارد تومان بودجه نیاز است.

این در حالی است که روز شنبه (۱۰ آبان) آقای محمدی اعلام کرده که این طرح در دستور کار سازمان امور اوقاف قرار گرفته است.

این مقام سازمان اوقاف هیچ اشاره‌ای به میزان بودجه این طرح نکرده است.

سازمان اوقاف یکی از ثروتمند‌ترین نهاد‌های مذهبی در ایران است که زیر نظر علی خامنه‌ای اداره می‌شود و هیچ گزارشی از میزان درآمد‌های هنگفت آن از امامزاده‌ها و اماکن مذهبی در دست نیست.

سازمان اوقاف سالانه هزار و ۶۶۴ مسابقه قرآنی با حضور ۹۰۰ هزار قاری از سراسر جهان برگزار می‌کند که بودجه برگزاری این مسابقات نیز معلوم نیست.

برچسب‌ها: اسلام و مسلمین, شارلاتانیزم, عوامفریبی, مذهب, ملای حیله‌گر

شما هم چیزی بگو

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .