اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'زن'

Jun 27 2018

زن بودن و بی‌اخلاقی‌های بازجو؛ رنج‌نامه فاطمه محمدی، نوکیش مسیحی از دوران بازجویی

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

خبرگزاری هرانا: فاطمه محمدی نوکیش مسیحی ۱۹ ساله‌ای است که آبان ماه سال گذشته بازداشت و توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به تحمل ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شد، خانم محمدی با پایان دوران محکومیت خود به تازگی از بند نسوان زندان اوین آزاد شده است. این نوکیش مسیحی با نگارش نامه‌ای از درد و رنج‌های متحمل شده‌اش در دوران بازجویی گفته است. او در این نامه تاکید کرده است در ایام بازجویی به واسطه جنسیت خود مورد بدرفتاری، توهین و ناامنی در اتاق های بازجویی قرار گرفته است.

فاطمه محمدی نوکیش مسیحی، در این رنج‌نامه از خاطرات تلخ بازجویی و تحت فشار قرار دادن خود برای گرفتن اعترافات اجباری می‌گوید: “بازجوها در جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه‌کار می‌کردی و آنها چه کاری می‌کردند”. هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست‌بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. نمی‌توانم این کار را بکنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم”.

متن کامل این رنجنامه در ادامه به نقل از هرانا می‌آید:

در تمام جلسات بازجویی، بازجوها سؤالاتی در مورد روابط جنسی از من می‌پرسیدند. در دومین جلسه‌ی بازجویی یکی از بازجوها به من گفت: “از حاج آقا خواهش کردیم تشریف بیاورند با تو صحبت کنند”. حاج آقا که از لحن صحبت کردنش مشخص بود آخوند است، اولین سؤالی که از من پرسید این بود که: “تا حالا با کسی رابطه داشتی؟” پرسیدم: “چه رابطه‌ای؟” گفت: “رابطه بد”. من هم به شدت عصبی شدم و گفتم نه من با کسی رابطه نداشتم. شما دارید به من تهمت می‌زنید. این کار شما اصلاً درست و اخلاقی نیست. او در ادامه گفت: “مدارکش موجود است. تو این کار را انجام دادی”. خیلی آرام و خونسرد صحبت می‌کرد. با گریه گفتم “وقتی انجام ندادم چه مدرکی می‌تواند وجود داشته باشد؟ من نمی‌دانم شما چه مدرکی علیه من ساختید، ولی من کاری نکردم”.

در دیگر جلسات بازجویی به من می‌گفتند “برای ما تعریف کن که در روابط جنسی که داشتی دقیقاً چه کار می‌کردی و آنها چه کار می‌کردند”. من هر چه می‌گفتم رابطه‌ای وجود نداشته، آنها قبول نمی‌کردند. زمان پرسیدن این نوع سؤال‌ها به من می‌گفتند “چشم‌بندت را در بیاور و به سمت ما بنشین و به سؤالات ما پاسخ و توضیح کامل بده”. وقتی دیدم دست بردار نیستند گفتم “برای من سخت است که بخواهم در مورد این مسائل حرف بزنم”. آنها گفتند “پس بنویس روی کاغذ و بعد بدون آنکه چیزی بگویم خیلی سریع برگه‌های بازجویی را جلویم می‌گذاشتند که توضیحات را بنویسم. ولی من گفتم “نوشتن برایم سخت‌تر از حرف زدن است. من نمی‌توانم این کار را کنم”. آنها کنار من ایستادند و فریاد می‌زدند و به پایه صندلی می‌کوبیدند تا من بترسم و تسلیم شوم و خواست آنان را انجام دهم. حتی تا آخرین لحظه‌ی بازجویی من را تحت فشار قرار دادند تا مطالبی که می‌‌خواستند را برایشان بنویسم.

آخرین سؤال بازجویی هم در همین مورد بود و باز هم یک بازجو که صدایش با بازجوهای قبلی تفاوت داشت و تنها بازجویی بود که از من نخواست چشم‌بندم را دربیاورم، از بازجوی دیگر خواست که به من برگه بدهد تا توضیحات را بنویسم. من هم دیگر نتوانستم تحمل کنم و شروع به داد و بیداد کردم و آنها هم مرا از اتاق بازجویی بیرون انداختند و به سلول انفرادی برگرداندند. لازم به ذکر است که در تمامی بازجویی‌ها یکی از بازجوها صندلی‌اش را کنار من می‌گذاشت و با کمترین فاصله در کنار من می‌نشست.

چند روز قبل از دستگیر شدنم، یکی از دوستان صمیمی‌ام که دختر است در تلگرام از من خواست شعر مورد علاقه‌اش و یک سرود پرستشی بخوانم. من هم به صورت “صوتی” برایش فرستادم. این از آخرین چت‌های من بود. به همین دلیل در اولین بازجویی، زمانی که تلگرام من را بررسی می‌کردند، خیلی سریع این چت و فایل صوتی را دیدند و آن را با صدای بلند گوش کردند، من هم صدای خودم را می‌شنیدم. اتاق بسیار کوچک و پر از بازجو بود. بعد از اتمام فایل صوتی، بازجویی که پشت سر من نشسته بود، شروع به خواندن و تحریر کرد. همه بازجوها به من خندیدند. آنها با لحنی بسیار بد مرا با اسم کوچک صدا می‌زدند و هر بار با صدای بلند می‌خندیدند و غش و ضعف می‌رفتند. صدای خنده یکی از بازجوها به گونه‌ای بود که فکر می‌کردم از شدت خنده در حال خفه شدن است. در آن لحظات بسیار حالم بد ‌شد، قلب و قفسه سینه‌‌ام به شدت درد ‌گرفت و تنفس کشیدن برایم بسیار سخت ‌شد و سرفه‌های ممتد می‌کردم.

در بازجویی‌‌ها سعی می‌کردند از من نوشته‌ای بگیرند مبنی بر اینکه من با مردان رابطه نامشروع داشته‌ام؛ و گاهی با سؤالات هدایت شده می‌خواستند رابطه نامشروع را نتیجه‌گیری کنند. تمام هدفشان این بود که رابطه نامشروع را به من وصله بزنند و در نهایت مرا وادار به نوشتن داستانی خیالی از روابط جنسی کنند تا با خواندنش لذت ببرند! جز این هدف دیگری نمی‌توان برای آن متصور بود، زیرا این مسائل هیچ ارتباطی به موضوع پرونده نداشت.

به هم‌پرونده‌ای‌ام آقای سوزنچی، گفتند: “می‌دانستی فاطمه رابطه نامشروع داشته؟” و هزاران تهمت دیگر، به من نیز می‌گفتند: “می‌دانستی داوود (آقای سوزنچی) با خانم‌ها رابطه نامشروع داشته؟”.

این آزار و اذیت‌ها و تهمت‌ها مختص و محدود به من و آقای سوزنچی نبود. آنها از هیچ کاری خجالت نمی‌کشند و حتی به مادرم تهمت رابطه نامشروع زدند و این موضوع را به گوش آقای سوزنچی رساندند. زمانی که مادرم متوجه این اتفاق شد به شدت ابراز ناراحتی کرد.

زمانی که در بازداشتگاه بند ۲۰۹ اوین بودم. شب اول، در زمان ورود (شب اول بازداشت)، زندانبانان زن مجبورم کردند به‌طور کامل لباس‌هایم را دربیاورم و آنها به من نگاه می‌کردند و مقاومت من برای عدم انجام این کار نتیجه نداشت. کش مویم را هم گرفتند و من همیشه موهایم باز بود. زمانی که به بازجو‌یی می‌رفتم. باید یک مانتو، شلوار گشاد، مقنعه، چادر، جوراب، دمپایی و چشم بند می‌پوشیدم. مقنعه‌ای که به من داده بودند گشاد بود و موهایم به شکلی بسیار نامرتب از مقنعه بیرون می‌زد. بازجو‌‌ از همان اول که از ماشین پیاده شدم تا وارد ساختمانی که قرار بود در آن بازجویی شوم، داد و فریادش شروع شد و با تمام وجود داد می‌زدند و می‌گفتند: “موهایت را بکن تو، بدجور داری منو عصبی می‌کنی، نگذار عصبانی بشوم.” اما مقنعه گشاد بود و فایده نداشت و فریادهایشان هر چند دقیقه یک‌بار بلند می‌شد. دیگر عاصی شده بودم، آنها نسبت به این موضوع حساسیت زیادی به خرج می‌دادند؛ اما سؤالی که ذهنم را مشغول کرده، این است که زمانی که از من در زمینه رابطه نامشروع و جنسی، سؤال می‌کردند چرا از من می‌خواستند چشم‌بندم را بردارم و روی به آنها بنشینم (رو در رو)، به چشم‌هایشان نگاه کنم!

آستین مانتوام کمی بالا می‌رفت و از آنجا که دست‌هایم بسیار ظریف هستند، بازجو به دستانم چشم می‌دوخت و یک‌بار به من تذکر ندادند که آستین مانتوام را جلو بکشم، او تمام مدت به دستان من خیره مانده بود!.

در یکی از بازجویی‌ها هم نظر مسیحیت را در مورد روابط دختر و پسر سؤال کرد و در ادامه گفت: “می‌دانستی فلانی و فلانی با فلانی‌ها رابطه نامشروع داشته‌‌اند؟” و دائم در حال تخریب شخصیت‌های مسیحی بود.

زمانی که در زندان بودم، به دلیل عدم بازخورد نامه‌هایم برای دریافت کتاب مقدس و اعتراض به توهین‌ها و… دست به اعتصاب خشک زدم (علیرغم ناتوانی جسمی). در روز دوم، وضعیت قلبم بسیار نامناسب بود، به همین دلیل با اصرارهای فراوان خودم و هم‌بندی‌هایم قبول کردند مرا به بهداری ببرند. قرار شد از من نوار قلب بگیرند. وقتی وارد اتاق شدم یک آقا برای گرفتن نوار قلب آمد و چون برایم سخت بود که یک آقا این کار را انجام دهد، گفتم من نمی‌توانم قبول کنم. پزشک شیفت (آقای مرتضوی) با من دعوا کرد و صدایش را بالا برد و من را از بهداری بیرون کرد؛ و گزارشی علیه من و خلاف واقع، مبنی بر بی‌اخلاق و مقصر جلوه دادن من تنظیم کرد و مأموری که همراه من بود (خانم پورمند) با آنکه شاهد ماجرا بود، آن را امضا کرد.

از دیگر مواردی که قابل اشاره است می توان گفت، در بازداشتگاه بند ۲۰۹ زمان استحمام اگر از نیم ساعت حتی یک دقیقه فراتر می‌رفت، خانم‌های زندانبان دریچه و یا در حمام را باز می‌کردند (بدون هیچ تذکر و اطلاع قبلی یا حتی صدا زدن)، و در همان حال نگاه می‌کردند و شروع به دعوا می‌کردند. هر چه هم می‌گفتم نگاه نکنید، کار خودشان را می‌کردند. وقتی نسبت به این موضوع اعتراض کردم، گفتند: “خانم هستند اشکالی ندارد”! انگار نه انگار که حریم شخصی، مرد، زن، بزرگسال و خردسال و نابینا نمی‌شناسد.

فاطمه محمدی”

لازم به یادآوری لست هرانا پیش تر گزارش کرده بود، فاطمه محمدی و مجیدرضا سوزنچی کاشانی، دو نوکیش مسیحی هستند که آبان ماه سال گذشته در تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شدند.

این دو نوکیش مسیحی برای نخستین بار در تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۹۷ جهت محاکمه در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی احمدزاده حاضر شدند.

در این جلسه فاطمه محمدی، شهروند مسیحی ۱۹ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری، فعالیت مسیحیت و اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام” به ۶ ماه حبس تعزیری و مجیدرضا سوزنچی، شهروند مسیحی ۳۴ ساله به اتهام “عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری” به ۵ سال حبس تعزیری محکوم شدند.

یک منبع نزدیک به این افراد در گفت و گو با گزارشگر هرانا گفت: “خانم محمدی زمان تفهیم اتهام تنها به عضویت در گروه‌های تبشیری و فعالیت تبشیری متهم شد اما در جلسه بازپرسی مورخ ۵ اسفند ۱۳۹۶، پس از آنکه بازپرس پرونده آقای صمد هادی‌پور به باروهای ایشان توهین کرده و خانم محمدی در پاسخ به دفاع پرداخته، بازپرس وی را معاند با نظام خوانده و اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام را به پرونده ایشان اضافه کرده است.”

در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۹۷ جلسه دوم دادرسی به اتهامات این دو شهروند با حضور حسین تاج، وکیل آقای سوزنچی و شادی حلیمی و آقای بهزادی، وکلای خانم محمدی برگزار شد.

پس از پایان روند دادرسی و با فاصله اندکی، حکم مجیدرضا سوزنچی در تاریخ ۱۲ اردیبهشت و حکم فاطمه محمدی در تاریخ ۲۴ اردیبهشت پس از پیگیری خانواده و وکلای ایشان به آنان ابلاغ شد.

با توجه به عدم اعتراض خانم محمدی به حکم (تسلیم به رای) یک چهارم از مدت حبس صادره حسب قانون لازم به کسر بود. با در نظر گرفتن کاهش حکم مورد اشاره، خانم محمدی بیش از یک ماه و نیم بیشتر از حکم صادره تحمل حبس کرده بود.

این شهروند مسیحی پس از ابلاغ حکم در همان روز ۲۴ اردیبهشت ماه از زندان آزاد شد.

No responses yet

Jun 25 2018

“قطعی شدن” نمایش بازی ایران و پرتغال در ورزشگاه آزادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

دویچه‌وله: مدیر مجموعه ورزشی آزادی از قطعی شدن پخش مستقیم بازی ایران و پرتغال در این مجموعه خبر داد. معاون استاندار تهران چند ساعت بعد اعلام کرد که هنوز نیمی از مجوزهای لازم برای این کار صادر نشده است.

ناصر محمودی‌فرد، پیش از ظهر یک‌شنبه سوم تیرماه به خبرگزاری ایسنا گفت: «مجوز نمایش بازی ایران و پرتغال در ورزشگاه یک‌صد هزار نفری آزادی صادر شد و علاقه‌مندان به ورزش می‌توانند همراه اعضای خانواده خود این بازی را از روی سکوی تماشاگران مشاهده کنند.»

مدیر مجموعه ورزشی آزادی می‌گوید درهای ورزشگاه از ساعت هفت و نیم غروب دوشنبه روی علاقه‌مندان باز خواهد شد و فروش بلیت این مسابقه مانند بازی تیم‌های ملی فوتبال ایران و اسپانیا، اینترنتی و از طریق “سینما تیکت” خواهد بود.

ملی‌پوشان فوتبال ایران در سومین و آخرین بازی ار دور مقدماتی جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه، مقابل تیم پرتغال قرار خواهند گرفت. این مسابقه ساعت ده و نیم شب به وقت ایران آغاز می‌شود.

در حالی که مدیر ورزشگاه آزادی از “قطعی شدن” نمایش بازی ایران و پرتغال خبر داده، محسن همدانی، معاون امنیتی استاندار تهران چند ساعت بعد اعلام کرد که هنوز نیمی از مجوزهای لازم برای انجام این کار صادر نشده است.

باشگاه خبرنگاران جوان از قول همدانی نوشت: «نیمی از مجوزهای پخش فوتبال در ورزشگاه آزادی صادر شده و نیمی دیگر از آن در حال اخذ است. استانداری تهران باید هماهنگی‌های خود را در این خصوص انجام دهد تا به صورت قطعی صدور مجوز را اعلام کنیم.»

معاون امنیتی استاندار تهران با ابراز خوشحالی از این که در جریان نمایش بازی ایران و اسپانیا مشکل خاصی پیش نیامده تاکید کرد که برای اعلام رسمی نمایش بازی فردا لازم است “برخی مسائل و هماهنگی‌های داخل سازمانی” با نیروی انتظامی، وزارت کشور و وزارت ورزش صورت گیرد.

افت و خیزهای حضور زنان در ورزشگاه

رئیس سازمان امور اجتماعی کشور سوم تیرماه در جمع خبرنگاران تاکید کرد که فراهم سازی امکان حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌ها برای تماشای مسابقات ورزشی “با افت و خیزهایی” مواجه بوده ولی به نظر می‌رسد “موانع به تدریج رو به کاهش است”.

به گزارش خبرگزاری ایرنا، تقی رستم‌وندی گفته است: «حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌ها دارای اقتضائات خاصی است که باید فراهم شود و تا زمانی که این مقتضیات فراهم نشود همواره چالش‌هایی پیش روی این موضوع است.»

آنچه چالش‌های “حضور خانواده‌ها” در ورزشگاه خوانده می‌شود، در اصل به محدودیت‌های اعمال شده بر زنان در جمهوری اسلامی بازمی‌گردد که آنها را از بسیاری از حقوق شهروندی از جمله تماشای مسابقات ورزشی محروم کرده است.

رئیس سازمان امور اجتماعی گفت: «امکانات و زیرساخت‌های لازم جهت حضور خانوادگی در ورزشگاه‌ها به درستی فراهم نشده و در این زمینه دچار مشکلاتی هستیم، اما وزارت ورزش و جوانان متولی این موضوع است و با هماهنگی دستگاه‌های انتظامی و امنیتی تلاش می‌کند این مشکل حل شود.»

موافقت وزارت کشور و استانداری

اظهارات عبدالعظیم رضایی، معاون فرمانداری تهران در مورد “مناسب‌سازی” زیرساخت‌های ورزشگاه آزادی، می‌تواند تائید سخنان مدیر این مجموعه درباره قطعی شدن نمایش بازی ایران و پرتغال تلقی شود.

رضایی ایجاد جایگاه ویژه خانوادگی، در نظر گرفتن مکانی مشخص برای افراد مجرد و اختصاص سرویس‌های بهداشتی خاص زنان را از جمله اقداماتی عنوان کرد که برای رفع “برخی دغدغه‌های دلسوزان” انجام شده است.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

به گفته معاون فرمانداری پایتخت، مجموعه وزارت کشور و استانداری تهران “کاملا موافق حضور خانواده‌ها برای تماشای بازی در ورزشگاه آزادی” هستند و شرکت مترو نیز برای تسهیل رفت و آمد تماشاگران اعلام آمادگی کرده است.

تیم ملی فوتبال ایران در نخستین بازی خود در جام جهانی روسیه، تیم مراکش را با نتیجه یک بر صفر شکست داد و بازی دوم را با نتیجه مشابهی به ملی‌پوشان اسپانیا واگذار کرد.

No responses yet

Jun 03 2018

«کاشی‌های پارک ساعی کنده شد تا دختران با آنها عکس نگیرند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


استان‌وایر– کانال تلگرام «تیترنیوز» خبر داده که کاشی زیرپله‌های پارک «ساعی» در تهران کنده شده است.

این کانال اعلام کرده که ماموران شهرداری تهران شبانه اقدام به کندن این کاشی‌ها کرده‌اند.

آن‌طور که «تیترنیوز» نوشته این اقدام به خاطر عکس گرفتن دختران و پسران با این کاشی‌ها٬ صورت گرفته است.

شورای شهر و شهرداری تهران در حال حاضر در اختیار اصلاح طلبان است و آنها درباره این خبر هنوز واکنشی نشان نداده‌اند.

از هنرمندی به نام مرجان کشاورزی به عنوان طراح و مجری این کاشی‌کاری‌ها در پارک «ساعی» نام برده می‌شود.

در صفحه اینستاگرام خانم کشاورزی نیز تصاویری از این کاشی‌کاری‌ها دیده می‌شود که این هنرمند خود را مجری و طراح آنها معرفی کرده است.

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل شدید یک زن با یک بسـیجی در امـام زاده محمد چه نترسه این زن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل زن شجاع ایرانی با یک آخوند فضول آن هم بدون حجاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Apr 20 2018

كتك زدن وحشيانه يك دختر بيگناه توسط ماموران گشت ارشاد فقط به جرم بدحجابی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

No responses yet

Mar 28 2018

مریم شریعتمداری یکی از دختران خیابان انقلاب به یک سال زندان محکوم شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


صدای آمریکا: گزارش ها حاکی از آن است که مریم شریعتمداری، یکی از معترضان به حجاب اجباری، به یک سال زندان محکوم شده است.

اگر چه دستگاه قضایی ایران حکم او را منتشر نکرده است اما نسرین ستوده، وکیل خانم شریعتمداری روز سه شنبه هفتم فروردین به برخی از سایت های خبری گفت که موکل او به اتهام «تشویق به فساد از طریق کشف حجاب» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.

موج اعتراض نمادین به حجاب اجباری از دی ماه سال گذشته آغاز شد و در جریان آن، زنان و دختران در تهران و چند شهر بزرگ ایران روی محل بلندی در یکی از خیابان‌های اصلی ایستاده و روسری خود را از سر برداشتند و سر چوب زدند.

از آنجا که این حرکت از محلی در خیابان انقلاب تهران آغاز شد، این معترضان به «دختران خیابان انقلاب» یا «زنان خیابان انقلاب» مشهور شدند.

مریم شریعتمداری۳۲ ساله، چهارم اسفند گذشته با انجام حرکتی مشابه در خیابان انقلاب، روسری خود را برداشت و روی دست تکان داد. در جریان این اقدام، یک مامور پلیس با حرکتی خشن او را از روی سکو به پایین پرت کرد که موجب آسیب دیدن پای او شد.

تصویری از لحظه حمله مامور پلیس و به زمین انداختن مریم شریعتمداری.

تصویری از لحظه حمله مامور پلیس و به زمین انداختن مریم شریعتمداری.

هنوز خبری از برخورد با ماموری که به این زن حمله کرد، منتشر نشده است.

حکم زندان مریم شریعتمداری دومین محکومیت برای دختران خیابان انقلاب است. پیشتر دادستان تهران اعلام کرده بود که یکی دیگر از این زنان به ۲۴ ماه زندان محکوم شده اما ۲۱ ماه آن برای پنج ماه تعلیق شده است. رسانه ها مدتی بعد اعلام کردند که دختری که دادستان تهران از محکومیت او سخن گفت، نرگس حسینی است.

پیش از این شهیندخت مولاوردی معاون رئیس جمهور در امور زنان بدون اسم بردن از خانم شریعتمداری گفته بود ضرب و شتم یکی از دختران معترض به حجاب را از طریق وزارت کشور پیگیری کردم. اما به نظر می رسد پیگیری خانم مولاوردی هنوز به نتیجه ای منتهی نشده است.

حرکت اعتراضی دختران و زندان در ایران در اعتراض به حجاب اجباری بازتاب داخلی و خارجی گسترده ای در پی داشت.

رهبر جمهوری اسلامی این حرکت را «اقدامی حقیر» خواند، اما برخی نهادهای بین‌المللی مدافع حقوق بشر از جمله «عفو بین‌الملل» و «دیدبان حقوق بشر» سرکوب معترضان به حجاب اجباری را محکوم کرده و خواهان آن شدند که جمهوری اسلامی ایران به پیگرد زنانی که به طور مسالمت‌آمیز به قوانین حجاب اجباری اعتراض کرده‌اند، خاتمه دهد.

No responses yet

Mar 19 2018

اقدام عجیب اصلاح‌طلبان: «هدیه اسکناسی مخفی» به یکی از دختران خیابان انقلاب!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی

کیهان لندن: دادن پول به یکی از دختران خیابان انقلاب از سوی کاربران به عنوان «خرید دختران خیابان انقلاب» و «نمک‌گیر کردن» و «شیتیل دادن» ارزیابی شده است.
– برخی کاربران از تجربه مشترک خود می‌گویند که پس از آزادی از زندان یا موقع خروج از ایران با هدایای مالی اصلاح‌طلبان روبرو شده‌اند تا آنها را نمک‌گیر کنند.
– اصلاح‌طلبان برای به حاشیه راندن موج «براندازی» به فکر وصل کردن خود به دختران خیابان انقلاب و موافقت با حجاب اختیاری افتادند ولی اقدام زشت و عجیب پول دادن به این دختران، رسوایی دیگری برای آنها رقم زد.
– معلوم نیست اگر اصلاح‌طلبان و امثال تاجزاده به هدیه دادن و کمک کردن مادی علاقه دارند چرا صندوقی برای کمک به کارگرانی که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند و همچنین کشاورزان و بازنشستگان و مالباختگان موسسات مالی و زلزله‌زدگان کرمانشاه و چندین قشر محروم و معترض دیگر راه نمی‌اندازند تا واقعا «کمک» کنند! بلکه یواشکی به «دختران خیابان انقلاب» که نیاز مادی هم ندارند، «هدیه‌ی اسکناسی» می‌دهند!

افشاگری یکی از دختران خیابان انقلاب مبنی بر دریافت پاکتی محتوی پول که یک خبرنگار اصلاح‌طلب از سوی زهرا رهنورد به عنوان هدیه برای او آورده بود از شب گذشته در توییتر خبرساز شده است.

مریم شریعتمداری دختری ۳۲ ساله و دانشجوی رشته کامپیوتر دانشگاه امیرکبیر (پلی تکنیک) است که روز چهارم اسفندماه در اعتراض به حجاب اجباری به بالای یکی از صندوق‌های مخابرات خیابان انقلاب رفت و روسری سفیدش را بر چوب تکان داد. او با خشونت نیروی انتظامی و در حالی که مأموری او را به پایین از صندوق مخابرات پرت کرد بازداشت شد و ویدیوی این رفتار خشن به سرعت در شبکه‌های اجتماعی منتشر شد.

ژیلا بنی‌یعقوب، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب، خبرهای بعدی در مورد مریم شریعتمداری را منتشر کرد و خبر داد او ضمن اینکه بر اثر پرت شدن از صندوق مخابرات از ناحیه پا به شدت مجروح شده به زندان قرچک ورامین منتقل شده است. چند روز پیش مریم شریعتمداری ۱۷ اسفندماه با توزیع وثیقه ۵۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.

مریم شریعتمداری روز شنبه، ۲۶ اسفندماه، با انتشار تصویر پاکت نامه و چند چک‌پول در توییتر نوشت: «امروز بعد از دادگاه این هدیه رو به عنوان یکی از #دختران_خیابان_انقلاب گرفتم. حدس بزنید از طرف کیه. از طرف اشخاصیه که میخواستند ایرانیان رو به کرامت انسانی برسونن!»

بلافاصله پس از بازنشر این توییت از سوی دیگر کاربران، موجی هماهنگ از سوی اصلاح‌طلبان و هوادارانشان در توییتر به راه افتاد که اکانت مریم شریعتمداری را «فیک» و جعلی خواندند و ادعای او را رد کردند.

اما زهرا موسوی، دختر زهرا رهنورد در این مورد توییتی زد و دادن هدیه به هر کسی از سوی رهنورد را تکذیب کرد: «ظاهرا کسی یا کسانی، از طرف مادر ما هدیه‌ای به یکی از دختران انقلاب داده‌اند. آنچه که بارها گفتیم و مشخص است این که ارتباط والدین ما با بیرون قطع است و طبعا و قطعا چنین هدیه‌ای هم از سوی هیچکدام از والدین ما نه به ایشان و نه هیچ کس دیگر در سالهای حصر داده نشده است.»

همزمان ژیلا بنی‌یعقوب توضیحی در مورد «پاکت هدیه» منتشر کرد: «از آنجا که من با مریم ارتباط داشتم، دوستانی با من تماس گرفتند و گفتند که هدیه‌ای از طرف خانم رهنورد برای ایشان دارند و می خواهند هدیه رو به او برسانند.من از هدیه و محتوای آن اطلاعی نداشتم. اما محل قرارم را با مریم اطلاع دادم که می توانید بیایید و او را ببینید.»

و ساعتی بعد کسی که پاکت را به اسم «هدیه زهرا رهنورد» به مریم شریعتمداری داده بود توضیح دیگری نوشت. شهرزاد همتی، روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب نوشت: «دو تن از فعالین سیاسی قابل اعتماد بسته‌ای دست من رساندند و تاکید داشتند هدیه به نیت محصورین داده شود. [حدس] ما این بود که محصوران داده‌اند که ظاهرا این نبوده و فعالین به نام و نیت محصوران این اقدام را انجام داده بودند. تاکید این است که ما از محتوای بسته‌و نیت ارسال اطلاعی نداشتیم.»

در این میان کاربران به شدت نسبت به این عمل اصلاح‌طلبان واکنش نشان داده و خواستار افشای نام کسانی شده‌اند که پاکت را به نام زهرا رهنورد به شهرزاد همتی داده‌اند. شهرزاد همتی و ژیلا بنی‌یعقوب به عنوان دست‌اندرکاران ماجرا سکوت اختیار کردند و هواداران اصلاح‌طلبان هم با وجود سخنان بنی‌یعقوب و همتی باز هم بر جعلی بودن اکانت مریم شریعتمداری اصرار می‌کردند.

مریم شریعتمداری با انتشار چند ویدیو از طریق همان اکانت ضمن اینکه نشان داد آی‌دی‌ وی جعلی نیست در مورد این اتفاق توضیحاتی را مطرح کرد. او می‌گوید: «تصور می‌کرده هدیه‌ای که گفته شد خانم زهرا رهنورد برای دختران انقلاب در نظر گرفته‌اند یک نقاشی یا دست‌نوشته باشد و به این دلیل هدیه را پذیرفت اما وقتی در راه برگشت به خانه پاکت را باز کرده و پول را دیده به شدت شوکه شده است.

مریم شریعتمداری تاکید می‌کند فعال سیاسی نیست و در مورد میرحسین موسوی و زهرا رهنورد هم نظر خاصی ندارد و در بعضی موارد روش‌ها و سیاست‌های آنها را قبول ندارد.

او همچنین تاکید می‌کند حقیقت برایش مهم است در حالی که پس از انتشار تصویر پاکت پول از سوی کاربران زیادی به او حمله شده و او را متهم کرده‌اند به دنبال «قهرمان شدن» است و گفته‌اند: «حیف از توییت‌هایی که وقتی بازداشت بودی برایت زدیم!»

مریم می‌گوید نه آن زمان که بالای صندوق مخابرات رفت و روسری‌اش را برداشت به دنبال قهرمان شدن بوده و نه وقتی تصویر پاکت پول را منتشر کرده به این فکر بوده است. وی باز هم تاکید می‌کند حقیقت برای او اهمیت دارد.

همزمان با انتشار این ویدیوها، ژیلا بنی‌یعقوب در توییتر نوشت با مصطفی تاجزاده، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی و از اصلاح‌طلبان شناخته شده، در مورد این مسئله صحبت کرده و او توضیحاتی داده است.

ژیلا بنی یعقوب به نقل از مصطفی تاجزاده نوشت: «اول اینکه اصل این کار که به زندانیان و خانواده‌های آنها به مناسبت سال جدید عیدی می‌دهند و به نام بزرگان هم می‌دهند کار خوبی است و چندین سال است که رسم شده و هر کس این کار رو با نیت خیر انجام می‌دهد، دستش درد نکند و کار خوبی‌ است. دوم اینکه پای اسم بردن از افراد به هیچ وجه در این فضای امنیتی به مصلحت نیست و به نوعی آدم‌فروشی تلقی می‌شود چرا که مسئولیت زیادی بر گردن می‌گذارد و بنابراین اسم هیچ کس را نباید آورد. و هر کس هم در این زمینه اعتراض دارد، مسئولیت این اتفاق را من (مصطفی تاجزاده )می پذیرم چون به هیچ وجه مصلحت نیست که اسم افراد برده شود. نتیجه‌اش این بشود که کسانی که می‌توانند در بزنگاه‌ها به آسیب‌دیدگان کمک برسانند دستشان بسته شود. هر کسی از این هدایا و عیدی‌ها می‌پذیرد بزرگواری خود را نشان می‌دهد و اگر کسی هدیه را نمی‌پذیرد آن را به رابط خود برگرداند بدون اینکه اسم کسی برده شود و مسئولیتی متوجه کسی بکند.»

معلوم نیست اگر اصلاح‌طلبان و امثال تاجزاده به هدیه دادن و کمک کردن مادی علاقه دارند چرا صندوقی برای کمک به کارگرانی که ماه‌هاست حقوق نگرفته‌اند و همچنین کشاورزان و بازنشستگان و مالباختگان موسسات مالی و زلزله‌زدگان کرمانشاه و چندین قشر محروم و معترض دیگر راه نمی‌اندازند تا واقعا «کمک» کنند! بلکه یواشکی به «دختران خیابان انقلاب» که نیاز مادی هم ندارند، «هدیه‌ی اسکناسی» می‌دهند!

این توضیحات اگرچه به نوعی بیانگر نقش تاجزاده در این ماجراست و یا دست‌کم اینکه او با این «پول دادن» مخالفتی ندارد و نگرانی‌ او را از افشای نام‌ها نشان ی‌دهد، اما نه تنها نتوانست آنچه کاربران وقاحت و زشتی حرکت اصلاح‌طلبان می‌دانند توجیه کند بلکه موج گسترده‌تری در مقابل اصلاح‌طلبان راه افتاد.

برخی کاربران می‌گویند این توضیحات تاجزاده صحه بر حرف‌های خامنه‌ای گذاشت که گفته بود «ممکن است دختران خیابان انقلاب پول گرفته باشند» و این کار و توضیحات تاجزاده را در جهت خدمت به ولی فقیه و نظام ارزیابی کرده‌اند.

بسیاری از کاربران نیز رسانه‌ای کردن این «پول دادن» توسط مریم شریعتمداری را تحسین کرده و آن را حرکتی شجاعانه ارزیابی کردند که دست کمی از برداشتن روسری‌اش در خیابان نداشته است.

برخی نیز از تجربه‌های مشترک خود نوشته‌اند که پس از آزادی یا در زمان خروج از ایران اصلاح‌طلبان تلاش می‌کردند با دادن پول به آنها به اصطلاح نمک‌گیرشان کنند تا از آن به بعد در زمین آنها بازی کرده یا دست‌کم مقابل‌شان نباشند.

تعدادی از کاربران نیز با انتشار عکس سلبریتی‌ها در کمپین انتخاباتی روحانی این پرسش را مطرح کردند که «چند بسته هدیه در این صحنه استفاده شده است؟!»

محمد در توییتر خود نوشت: «شک نداشته باشید یعنی یک درصد شک نداشته باشید اگر خانم مریم شریعتمداری به پول دادن خانم زهرا رهنورد اعتراض نمی‌کرد وبه جای آن استقبال می‌کرد و تشکر می‌کرد ماجرای پول دادن توسط دختر رهنورد و اصلاح‌طلبان تکذیب نمی‌شد. وقتی دیدند واکنش‌ها منفی بود تکذیب کردند.»

علی در توییتر نوشت: «اصلاح‌طلبان گمان می‌کنند می‌توانند با پول، جنبش‌های مدنی ملت را مصادره کنند. این جماعت استمرارطلب باید بپذیرد که دیگه تمومه ماجرا!»

آرسام هم نوشته است: «شاهکار جدید اصلاح‌طلبان: توزیع پول براى مصادره حرکت‌های مدنی و خریدن فعالین. خودشان هم می‌دانند وضعشان بین مردم چقدر خراب است.»

نیما نیز توییت کرده است: «همین که تاجزاده میگه صلاح نیست اسمشونو بگین، یعنی اون دو نفر از رده بالایی‌های اصلاح‌طلب بود. پس به جهنم که اسم نمی‌برید! نتیجه: اصلاح‌طلبان پول در پاکت گذاشتند. به قول تاجزاده بار اولشان هم نیست. رسمشونه:))»

کاکا نیز با هشتگ کردن #تاجزاده نوشته است: «ماجرای مریم شریعتمداری حلقه‌ی مفقوده‌ای داره که اجازه نمی‌ده با قاطعیت در موردش صحبت کرد، در واقع هر جا پای مصلحت‌اندیشی وسط باشه حقیقت از بین می‌ره.»

این ماجرا همچنان مورد توجه کاربران توییتر است و هنوز مشخص نیست آیا تاجزاده کسی بوده که با هماهنگی ژیلا بنی‌یعقوب و شهرزاد همتی این پاکت را به نام زهرا رهنورد به مریم شریعتمداری رسانده است یا افراد دیگری از سران اصلاح‌طلب چنین سوء استفاده‌ای از نام زهرا رهنورد کرده و اکنون اصلاح‌طلبان فاش شدن هویت آنها را به صلاح جریان اصلاحات نمی‌دانند.

در این میان تلاش اصلاح‌طلبان برای جذب «دختران خیابان انقلاب» و بهره‌برداری از این حرکت مدنی به نفع خود چندان دور از ذهن نیست. پس از آغاز اعتراضات سراسری در دی‌ماه ۹۶ اصلاح‌طلبان به شدت مقابل معترضان ایستادند و مردم هم کلیت نظام جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند و با شعارهایی از جمله «چه اشتباهی کردیم که انقلاب کردیم» و «اصلاح‌طلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» نشان دادند دیگر تفاوتی میان اصلاح‌طلبان و اصولگرایان قائل نیستند. پس از آنکه هشتگ #براندازم به ادامه اعتراضات مردم در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شد اصلاح‌طلبان تازه آن هم اندکی دریافتند پایگاه اجتماعی خود را در میان مردم از دست داده‌اند.

همچنین حرکت مدنی و بی‌نظیر «دختران خیابان انقلاب» می‌توانست برای اصلاح‌طلبان فرصتی طلایی به شمار رود که با حمایت از این حرکت و نشان دادن موضعی انعطاف‌پذیر درباره «حجاب اختیاری» تلاش کنند پایگاه اجتماعی خود را ترمیم نمایند. بسیاری از چهره‌های شناخته شده اصلاح‌طلب از جمله مصطفی تاجزاده، آذر منصوری و الهه کولایی پیشتر در موافقت خود با حجاب اختیاری توییت‌هایی نوشته بودند.

اصلاح‌طلبانی که هویت خود را در نظام جمهوری اسلامی تعریف می‌کنند در برابر موجی از معترضان قرار گرفته‌اند که خواستار براندازی نظام به طور کل و عبور از جناح‌بازی‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا هستند. این اصلاح‌طلبان حرکت مدنی «دختران خیابان انقلاب» را در واقع کبریت بی‌خطری می‌پنداشتند که حمایت از آنها و همراه شدن با مطالبه حجاب اختیاری در ایران می‌تواند مخاطبان آنها را افزایش داده و موج  «براندازی» را که حتی رهبر جمهوری اسلامی و مقامات حکومت را به واکنش واداشته به گوشه‌ی برانند.

اکنون با افشاگری مریم شریعتمداری درباره دادن «پول» به «دختران خیابان انقلاب» از سوی اصلاح‌طلبان که کاربران آن را به عنوان «خرید دختران خیابان انقلاب» و «نمک‌گیر کردن» و «شیتیل دادن» عنوان می‌کنند محاسبات و برنامه‌ریزی اصلاح‌طلبان را به هم ریخت. این کار زشت و غیرمعمول و عجیب نه تنها نتوانست کمکی به بهبود پایگاه اجتماعی آنها بکند بلکه رسوایی دیگری برای آنها رقم زده است.

No responses yet

Mar 11 2018

دختر دوم خیابان انقلاب: با وجود حکم زندان همچنان با حجاب اجباری مخالفم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا: نرگس حسینی پس از ۲۰ روز بازداشت با وثیقه‌ای ۶۰ میلیون تومانی آزاد شد.

عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران، چند روز قبل اعلام کرد یکی از دختران معترض به حجاب اجباری «به اتهام تشویق مردم به فساد از طریق کشف حجاب ، به ۲۴ ماه حبس تعزیری محکوم شده است».

دادستان تهران با انتقاد از رأی قاضی دادگاه برای تعلیق ۲۱ ماه از این حبس به مدت پنج سال، گفت که «دادستانی تهران پیگیر نقض این حکم» ‌است.

نرگس حسینی، دومین دختری بود که روسری خود را در خیابان انقلاب در اعتراض به حجاب اجباری به چوب آويزان کرد. او پس از آن به مدت ۲۰ روز در بازداشت بود و حالا که با قرار وثیقه ۶۰ میلیون تومانی آزاد است در گفت‌وگو با رادیو فردا تأیید می‌کند که این حکم ۲۴ ماه حبس که دادستان آن را اعلام کرده، برای او صادر شده است.

بر اساس رأی دادگاه ۲۱ ماه از این مدت حبس، تعلیق و تنها سه ماه آن به اجرا خواهد شد.

قاضی دادگاه در رأیی که برای نرگس حسینی صادر کرده، به ماده ۱۳۱ قانون مجازات اسلامی استناد کرده مبنی بر اینکه «در جرائم موجب تعزیر هرگاه رفتار واحد، دارای عناوین مجرمانه متعدد باشد، مرتکب به مجازات اشد محکوم می‌شود».

همچنین در بخش دیگری از رأی دادگاه به ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی اشاره شده که: « افراد زیر به حبس از یک تا ده سال محکوم می‌شوند و در مورد بند «‌الف» علاوه بر مجازات مقرر، محل مربوطه به طور موقت با نظر‌دادگاه بسته خواهد شد:
‌الف) کسی که مرکز فساد یا فحشا دایر یا اداره کند
ب) کسی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق نموده یا موجبات آن را فراهم نماید.»

نرگس حسینی در این گفت‌وگو می‌گوید که با وجود رأی محکومیتش در دادگاه، به اقدام خود در اعتراض به حجاب اجباری از اول اعتقاد داشته، و همچنان بیشتر از قبل اعتقاد دارد.
گفت‌وگو با نرگس حسینی در مورد محکومیت ۲۴ ماهه‌اش به دلیل مخالفت با حجاب اجباری

لینک گفتگو

خانم حسینی آیا حکم به خود شما ابلاغ شد؟

حکم به خود من ابلاغ نشده، ولی به خانم نسرین ستوده و آقای کیخسروی وکلای من ابلاغ شده و ۲۴ ماه حبس تعزیری بود و طبق گفته‌هایی که جناب دولت‌آبادی (دادستان) گفته بودند همان طور بود و دادگاه من دادگاه یک کیفری شعبه ۱۰۸۹ بود، قاضی‌اش هم آقای موسوی بودند.

خانم حسینی، در حکم شما قاضی برای محکومیت‌تان به دو سال حبس تعزیری که قرار است ۲۱ ماه آن به حالت تعلیق دربیاید، به چه مواد قانونی استناد کرده‌اند؟

محکومیت من با توجه به ماده ۱۳۱ قانون مجازات اسلامی است که می‌گوید «در جرائم موجب تعزیر، هرگاه رفتار واحد دارای عناوین مجرمانه متعدد باشد، مرتکب به مجازات اشد محکوم می‌شود» و به استناد بند ب ماده ۶۳۹ قانون مجازات اسلامی، کتاب پنجم، بخش تعزیرات، «متهمه را به تحمل ۲۴ ماه حبس تعزیری محکوم می‌نماید» که سه ماهش حبس تعزیری است با استناد به ماده ۴۶ قانون مجازات اسلامی و ۲۱ ماهش هم تعلیقی است طی پنج سال، که حالا معلق است، با «مرتکب نشدن جرائم عمدی، موجب حد، قصاص، دیه یا تعزیر تا درجه هفت».

آیا قاضی در حکم شما استدلال دیگری را هم برای محکومیت‌تان داشتند؟

یک دلیلی که آورده‌اند می‌گوید که اگر فرض را بگیریم به اجباری نبودن حجاب بر حسب نظر برخی از فقها، معنی‌اش این نیست که خلاف شرع است. یک دلیل دیگر هم آوردند، می‌گویند به استناد مواد ۲ و ۳ قانون مجازات اسلامی، «هر رفتاری، اعم از فعل یا ترک فعل که در قانون برای آن مجازات تعیین شده باشد، جرم محسوب و قوانین جزایی در باره کلیه اشخاصی که در قلمرو حاکم یت ایران مرتکب جرم شود، اِعمال می شود». مگر این که این قانون نسخ شود و [آن وقت] دیگر پیگرد قانونی ندارد.

خانم حسینی، دادستان تهران از تعلیق ۲۱ ماه از مجازات شما برای مدت پنج انتقاد کرده‌اند و گفته‌اند نسبت به این حکم اقدام می‌کنند. آیا اطلاع دارید که دادستان اعتراض خودشان را ثبت کرده‌اند یا نه؟

راجع به اینکه دادستانی به ۲۱ ماه تعلیقی من اعتراض زده‌اند یا نه، من اطلاعی ندارم. یعنی من طی صحبت‌هایی که با خانم ستوده کردم، به من گفتند ایشان اگر قرار است اعتراض بزند، ما هم روی پرونده خودمان اعتراض می‌زنیم، ایشان حق دارند اعتراض کنند و من اطلاعی ندارم که آیا روی این پرونده اعتراضی خورده یا نخورده.

حکم دادگاه بدوی، هدیه #۸مارس
۲۴ ماه حبس تعزیری که ۲۱ ماه اون حبس تعلیقی در ۵ ساله.
قبل بازداشتم انتظار چنین حکمی رو داشتم ولی از دادگاه به بعد سنگینترین حکمی که تصور می‌کردم جزای نقدی بود. و ایشان همیشه خوش‌باور بود و خوشبین

— سرمه (@chapii78) March 8, 2018

​شما در توئیتر خودتان نوشته‌اید که قبل از بازداشت، انتظار چنین حکمی را نداشتید ولی از دادگاه به بعد، سنگین‌ترین حکمی را که تصور می‌کردید جزای نقدی بوده. چرا چنین تصوری داشتید؟

بله، من قبل از این که این حرکت را انجام بدهم و قبل از بازداشتم، امکان هر حکمی را به خودم می‌دادم و این که اصلاً تصورم این نبود که دو ماه حبس به من بدهند یا جزای نقدی. به همین خاطر انتظار هر حکمی را داشتم. تا این که دادگاه که تشکیل شد، از جوّ دادگاه و مشاهداتی که خودم داشتم حقیقتاً اصلاً تصور نمی‌کردم چنین حکمی به من بدهند و خب واقعاً برایم کمی تعجب‌برانگیز بود.

چون در دادگاه طبق صحبت‌هایی که شد، طبق دفاعیاتی که شد، روی تشویق به فساد هیچ صحبتی صورت نگرفت، فقط در کیفرخواست این مسئله اعلام شد و بیشتر تظاهر به عمل حرام بود و در صحبتی که آخرین بار آقای قاضی با من داشت، نصیحت کرد که دیگر این کارها را تکرار نکنم چون عواقب بدش برای خودم هست. تأکید نکرد عواقب بدش «الان» برای شماست، تکرارش برای من بد می‌شد.

در دادگاه چه اتهاماتی دقیقاً به شما وارد شد و قاضی در دادگاه در این باره چه چیزی می‌گفتند؟

از من خواست کیفرخواستی که نماینده دادستانی برای من خواندند همان سه اتهامی بود که در دادگاه اولی و دادسرا به من داده بودند: «تشویق مردم به فساد از طریق کشف حجاب»، «تظاهر به عمل حرام» و «ظاهر شدن در اماکن با پوشش حجاب غیرشرعی» و [چیزی] که قاضی به من گفت و برای من خیلی جالب بود، تأکیدش این بود که باشد، حجاب اجباری است، این درست، ولی این قانون است و شما باید قانون را رعایت کنید و این حجاب را روی سرتان داشته باشید. یعنی حتی اگر قرار است یک روسری توری یا یک شال تور روی سرتان بگذارید، باید [آن را] روی سرتان بگذارید که قانون را رعایت کرده باشید.

اصلاً به اندازه و مقدار حجابی که باید رعایت می‌شد دلیلی نیاوردند و فقط گفتند قانون است، و تا وقتی که قانون نسخ بشود شما باید این حجاب را رعایت کنید.

خانم حسینی، شما در دفاع از اتهام خودتان در دادگاه چه مواردی را مطرح می‌کردید؟

دفاعی که باید می‌کردم این بود که من اتهامم را قبول ندارم چون جرمی مرتکب نشده‌ام، من اسلام شرعی را قبول دارم ولی این حجاب شرعی که یک برداشت شخصی از آن شده و دارد به من می‌گوید آن حجاب را رعایت کن، آن حجاب را قبول ندارم، و طبق آن برداشت شخصی من الان این جا [در دادگاه] حضور دارم و محاکمه می‌شوم.

سؤالاتی که از من می‌پرسید حالا حجاب را قبول دارم یا نه، من همه اینها را گفتم اوکی بود ولی حجابی که شخصی شده است و یک برداشت شخصی از آن می‌شود و به من تحمیل می‌شود را نه، آن را قبول ندارم.

وکلای شما، خانم ستوده و آقای کیخسروی هم آیا اجازه دفاع از شما در دادگاه را پیدا کردند؟

بله وکلای من، کسانی که دفاع مرا بر عهده داشتند، در زمان دو ساعتی که دادگاه من بود، بیشتر مواقع خانم ستوده و آقای کیخسروی صحبت می‌کردند و حالتی که باید کتبی جواب می‌دادم و امضا می‌کردم، آنها پای خودم بود و خب یک دفاعیات جزیی را هم خودم ترجیح داده بودم وکلایم دفاعیاتم را انجام بدهند.

چند روز شما بازداشت بودید و با چه وثیقه‌ای آزاد شدید؟

از روز بازداشتم تا روز آزادی‌ام دقیقاً ۲۰ روز طول کشید. زندان قرچک بودم. وثیقه من پانصد میلیون بود، با درخواست شکست وثیقه‌ای که شد، -نزدیک هفت، هشت روز به آزادی من مانده بود که وثیقه من شکست و شد شصت [میلیون] تومان- من با وثیقه شصت میلیونی از زندان آزاد شدم.

خانم حسینی، در طول این مدتی که آزاد شدید، رفتار افرادی که شما را می‌شناسند با شما چگونه بوده؟

ولله من با افرادی که می‌شناسندم خیلی برخورد نداشتم. تا جایی که برخورد داشتم یا صحبتی صورت نگرفت و یا همه‌اش تمجید و حمایت بوده. ولی چیزی که برای من خیلی عجیب بود و فراتر از آن چیزی بود که خودم تصورش را می‌کردم، حمایت آدم‌هایی بود که مرا نمی‌شناختند و آن قدر این حمایت زیاد بود و هست که برای من خیلی شگفت‌انگیز و جالب بوده این قضیه و یک طوری باعث شده احساس دین کنم. چون واقعاً اگر این حمایت را نداشتم، شاید شرایط روحی مناسبی نداشتم.

چه قدر به کاری که انجام دادید و حتی بعد از این حکم دادگاه، بر درستی کار خودتان همچنان اعتقاد دارید؟

من به کارم از اول اعتقاد داشته‌ام و الان بیشتر به آن معتقدم و… به درستی‌اش هم معتقدم، حالا حکم دادگاه هر چه باشد در تجدید نظرم مهم نیست. کاری که من کردم یک مسئولیت اجتماعی بود که باید انجام می‌گرفت. من نمی‌کردم، کس دیگری این کار را می‌کرد.

چیزی نبود که وظیفه شخصی باشد یا چیزی باشد که من بگویم از سر علاقه این کار را کرده‌ام. نه اصلاً این طور نبوده، چیزی که برای من هست این بود که من این را یک وظیفه دانستم و به نظرم انجام وظایف، بهترین کار و درست‌ترین کاری است که هر آدمی می‌تواند انجام بدهد.

No responses yet

Mar 09 2018

آخرین اخبار درباره دستگیری‌های “فراخوان تجمع ۸ مارس” در تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: از آزادی ۱۰ نفر از کسانی که در ارتباط با روز جهانی زن در تهران دستگیر شده بودند، سخن می‌رود. این در حالی است که هنوز ده‌ها نفر دیگر در بازداشت به‌سر می‌برند. این دستگیری‌ها بازتابی وسیع در شبکه‌های اجتماعی داشته است.

آمار دقیق کسانی که روز ۸ مارس (۱۷ اسفند) در ارتباط با روز جهانی زن و “فراخوان تجمع ۸ مارس” در برابر وزارت کار دستگیر شده‌اند، منتشر نشده است.

گزارش‌های منتشر شده از سوی فعالان حقوق زنان، تعداد کسانی که در همان لحظات نخست تجمع زنان در برابر وزارت کار بازداشت شده‌اند، را ۸۰ نفر اعلام کرده است.

خبر دستگیری زنان در برابر وزارت کار بازتابی وسیع در شبکه‌های اجتماعی داشته است. بر اساس آخرین اخباری که در شبکه‌ها پیرامون دستگیری این زنان منتشر شده، حدود ۱۰ نفر از آنان پنجشنبه شب آزاد شده‌اند. به این ترتیب، حدود ۷۰ نفر دیگر هنوز در بازداشت به‌سر می‌برند.

بازتاب خبر در شبکه‌های اجتماعی

در ارتباط با تجمع زنان در برابر وزارت کار و اعتراض به وضعیت اشتغال زنان در ایران، هشتگ‌هایی نیز در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

بیشتر بخوانید: پلیس اجازه برگزاری تجمع هشت مارس زنان در تهران را نداد

افزون بر آن، کانال “فراخوان تجمع ۸ مارس” در شبکه تلگرام نیز اخباری پیرامون این اعتراضات و دستگیری‌ها منتشر کرده است.

گفته می‌شود نام تعدادی از بازداشت شدگان همراه با عکس‌هایی از حضور خانواده‌ها و دوستان افراد بازداشت‌شده نیز بر روی همین شبکه منتشر شده است.

از آن گذشته، موضوع فضای امنیتی تهران در پنجشنبه شب نیز از جمله مسائلی بوده است که مورد توجه کاربران شبکه‌های اجتماعی قرار داشته است.

در رابطه با دستگیری فعالان زن، فرزانه ابراهیم‌زاده، خبرنگار آزاد روز جمعه ۱۸ اسفند (۹ مارس) در حساب توییتری خود نوشته است: «دوستانمان را به دادسری ارشاد منتقل کردند و همچنان منتظر آزادیشون هستیم.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .