اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اجتماعی'

Sep 18 2017

رویترز: تاثیر مخرب فیلم های “پورن” در افزایش طلاق زوج های ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

عصرایران: به دلیل عدم آموزش اصولی مسایل جنسی به مردان و زنان ایرانی، هم اینک تنها منبع اطلاعاتی مردان ایرانی از مسایل جنسی فیلم های مخرب “پورن” است که در این فیلم ها تصویری ابزار گونه از زنان نمایش داده می شود.
رویترز: تاثیر مخرب فیلم های
بنیاد “تامسون رویترز” مستقر در لندن در گزارشی تاثیر فیلم های پورن را در زندگی زوج های جوان ایرانی مورد بررسی قرار داده و از افزایش طلاق به دلیل خشونت های جنسی و دیگر مشکلات جنسی خبر داده است.رویترز در گزارشی به وضعیت طلاق در ایران و تاثیرات فیلم های پورن در طلاق پرداخته است.

به گزارش عصر ایران، در این گزارش آمده است: سارا و صباح در میان تعداد روزافزون زوج های مطلقه در ایران هستند. روندی که برخی کارشناسان معتقدند ناشی از افزایش اعتماد به نفس زنان ایرانی در ایستادگی در برابر موارد خشونت های جنسی همسرانشان است.
سارا و صباح هر دو از بیان کامل نام و نام خانوادگی شان اجتناب می کنند.

میزان طلاق در ایران در یک دهه گذشته دوبرابر شده است . در سال 2015 بیش از 164 هزار مورد طلاق در ایران به ثبت رسیده . مسئولان از افزایش طلاق و کاهش زادو ولد نگران هستند.

کارشناسان درباره علل افزایش طلاق به دو عامل اشاره می کنند: مردان ایرانی با دیدن فیلم های پورن از صحنه های خشونت بار آنها در رابطه جنسی الهام گرفته و می خواهند این صحنه ها را اجرا کنند و این در حالی است که در تحولی دیگر زنان ایرانی به مدد افزایش استقلال مالی و تحصیلات حاضر به بازی در این سناریوهای خشن جنسی نیستند.

یکی از زنان مطلقه ایرانی که هم اینک در لندن اقامت دارد درباره خود می گوید:” نوزاد من در رحم به دلیل خشونت های جنسی او هنگام رابطه مُرد چون من اصرار او را برای تقلید از صحنه های خشن جنسی را نپذیرفتم.”

بردگی جنسی

“شهیندخت مولاوردی” معاون رییس جمهوری ایران اخیرا در مصاحبه ای با خبرگزاری ایسنا گفته است:” نارضایتی جنسی زوج ها از یکدیگر یکی از مهم ترین علل افزایش طلاق در ایران است.

به گفته او: دولت کلینیک های بهداشت خانواده را در سرتاسر ایران برای ارایه مشاوره جنسی به زوج های جوان به ویژه هنگامی که آنها در حال بررسی طلاق هستند، دایر کرده است.

“مهرداد درویش پور” مدرس جامعه شناسی در دانشگاه ” مالاردالن” سوئد در این باره معتقد است در ایران باید تابوی صحبت درباره مسایل و مشکلات جنسی بشکند زیرا اکثر مردان از ظرافت های نیازهای جنسی همسرانشان چیزی نمی دانند چون در این باره آموزش ندیده اند.

او می گوید:” تنها منبع اطلاعاتی مردان ایرانی هم اینک تماشای فیلم های پورن است؛ فیلم هایی که زنان در آنها مثل یک ابزار جنسی تصویر می شود. مردان ایرانی با دیدن این فیلم ها نقشی مشابه از زنان خود طلب می کنند.

صباح گفت: در برخی استان ها، طلاق گرفتن یک فضاحت و رسوایی است. او در نهایت موفق شده است در 37 سالگی با استفاده از اهرم مهریه و عدم استطاعت همسرش در پرداخت آن طلاق خود را بگیرد.

صباح پس از طلاق و کوچ به لندن حاضر شده است درباره زندگی خصوصی خود با همسر سابقش زبان بگشاید.

او می گوید: در طول سال های زندگی با همسر سابقم آرزوها و خواسته هایم را فراموش کرده بودم و از رابطه منزجر شده بودم.

No responses yet

Sep 17 2017

اتهام «رقصندگی و خوانندگی» به مدرس شیلیایی فدراسیون جهانی کاراته در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: کارول دلاپاز (شیلی) مدرس فدراسیون جهانی کاراته، یک ماه قبل برای مشاوره فنی دختران کاتارو به ایران آمد.

سفری پرحاشیه که باعث شد او پس از سه هفته، با نارضایتی از ایران برود. دلاپاز در گفتگویی اختصاصی درباره ماجراهای سفرش به ایران، به سوالات رادیو فردا پاسخ داد.

منتقدین فدراسیون کاراته، او را رقاصه و خواننده‌ای معرفی کردند که برای ترویج “فرهنگ منحط غربی” به ایران آمده.

سایت اینترنتی و کانال تلگرامی “ستارگان کاراته” در مطالبش اتهامات سیاسی و امنیتی به برخی دیگر از چهره‌های مطرح کاراته ایران زده و حتی مدیران فدراسیون را “گروهک منافقین” می‌نامد.

محمد قدیمی مسئول این سایت، خواستار مجازات “عامل یا عاملین” ورود خانم دلاپاز به ایران شد.

تهدیدات مکرر مخالفین، منجر به انصراف فدراسیون کاراته از همکاری با خانم دلاپاز شد.

سایت ستارگان کاراته، تاکید کرده است که “محرمانه به عضو سابق گروهک منافقین در فدراسیون گفته‌اند که این موضوع را از طریق مراجع ذیصلاح، پیگیری خواهند کرد.”

این سایت که از قم اداره می‌شود، بدون اشاره به نام محسن عاشوری دبیر فدراسیون، همواره اتهامات مشابهی به او می‌زند.

دلاپاز به رادیو فردا گفت: «آدم‌ها آزادند هر کاری دوست دارند انجام دهند و هرچه بخواهند بگویند؛ تا زمانی که آسیبی به بقیه نزنند. من رقصنده‌ها را تحسین می‌کنم، روزی سعی خواهم کرد امتحان کنم اما متاسفانه برای این هنر متولد نشده‌ام»

دلاپاز در متن ارسالی‌اش به دو زبان انگلیسی و اسپانیایی نوشته است: «من در هنر خوانندگی یا رقص، نکته بدی نمی‌بینم اما نه رقاصم و نه خواننده»

مدرس شیلیایی فدراسیون جهانی تاکید کرد: من از سمینار چین که با حضور سران فدراسیون جهانی برگزار شد، وارد تهران شدم. به کشورهای فراوانی سفر کرده‌ام و هرگز نظیر چنین اتفاقی برایم رخ نداده بود.

او گفت: در ایران با لبخندها و برخوردهای دوستانه مواجه شدم. احساس بسیار خوبی داشتم. متقابلاً به همه احترام گذاشتم اما آنچه در نهایت اتفاق افتاد، غیر قابل باور و غیر منصفانه بود.

وزیر ورزش شیلی، همچنین سفارت شیلی در تهران و کنسول شیلی در جریان سفر کارول دلاپاز بودند.

او در توضیح اتفاقاتی که پیش آمده است، گفت: «فدراسیون یک جلسه با من برگزار کرد و ابراز علاقه برای همکاری. اما ادامه ماجرا و مطالب منتشر شده، به شدت توهین آمیز است.»

خانم دلاپاز می‌گوید: هفته گذشته در آلمان، با آقای اسپینوس رییس فدراسیون جهانی کاراته ملاقات کردم. او کاملاً نسبت به این اتفاقات آگاهی پیدا کرده و تاکید کرد که در اولین فرصت به اتفاق خودم با مسئولین فدراسیون کاراته در ایران صحبت خواهد کرد.

دلاپاز می‌گوید رییس اسپانیایی فدراسیون جهانی کاراته، حمایت کامل خود را از من در خصوص اتفاقات تهران که هرگز نباید رخ می‌داد، اعلام کرده است.

دلاپاز یادآور شد: من همچنان منتظر توضیحات مسئولین فدراسیون کاراته ایران هستم. آنها واکنش خاصی در برابر افرادی که غیرمنصفانه به من اهانت کردند، نشان نداده‌اند.

No responses yet

Sep 15 2017

بازداشت دوباره یک معلم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: محمود بهشتی سخنگوی کانون​ صنفی معلمان در حال انتقال به زندان علامت پیروزی نشان می دهد.

«محمود بهشتی لنگرودی» روز گذشته در منزلش بازداشت شد. تصویر او در حالی که همراه مامور اجرای حکم می رود و دست‏بند به دست، از پشت علامت پیروزی نشان می دهد، از جمله تصویرهایی است که در شبکه های اجتماعی خیلی مورد توجه قرار گرفته است.

او یک معلم بازنشسته است. سال‌ها در مدارس عربی درس داده و در کنارش برای حق وحقوق صنفی معلم‌ها تلاش کرده است. این اولین بار نیست که این معلم بازداشت می‌شود؛ او یکی از اعضای اصلی «کانون صنفی معلمان» است که بارها به خاطر اعتراضات صنفی، گلایه از وضعیت معلمان و تلاش برای بهتر شدن معیشت و زندگی آن‌ها دستگیر شده است.

بهشتی از سال 83 تا کنون بارها به دادگاه رفته و حکم گرفته، زندانی شده، اعتصاب غذا کرده و… . او در سه حکم جداگانه که توسط قاضی «صلواتی» و قاضی «مقیسه» صادر شده‌اند، در مجموع به 14 سال زندان محکوم شده است. «اجتماع و تبانی علیه امنیت داخلی و خارجی» و «تبلیغ علیه نظام» به عنوان اتهامات اصلی او مطرح شده‌اند؛ همه به خاطر فعالیت‌های صنفی که داشته است.

او اردیبهشت ماه سال 95 و در پی یک اعتصاب غذای طولانی، از زندان آزاد شد. پسرش، «ابوذر بهشتی» به ‌«ایران وایر» می‌گوید: «پدر به خاطر وضعیت وخیمی که داشتند، بیمارستان بودند که نامه آزادی ایشان آمد. از ما وثیقه‌ای نخواستند چون از قبل وثیقه برای دستگیری ایشان در سال 83 در دادستانی موجود بود و پدر از بیمارستان به خانه آمد.»

اعتصاب غذای او به خاطر اعتراض به حکمی که گرفته و نادیده گرفته شدن اصل 168«قانون اساسی» درباره اش بوده است:«پدر می‌گفت طبق اصل 168 قنون اساسی، زندانیان سیاسی باید در دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه محاکمه شوند اما در مورد من هیچ‌کدام رعایت نشده است؛ پس من حکم دادگاه را قبول ندارم. او می‌گفت اگر هم من را زندانی سیاسی نمی‌دانید، چرا به اتهامات سیاسی محکوم کردید. من که نمی‌توانم اتهامات سیاسی داشته باشم اما شرایط زندانی سیاسی را نداشته باشم.»

در پی این اعتصاب غذا، کلیه‌ها، صفرا و کبد بهشتی لنگرودی آسیب دیده اند: «کیسه صفرایش را که در آورده اند، وضعیت کبدی ایشان هم اصلا خوب نیست.»

به گفته ابوذر، وقتی در اردیبهشت 95 و بعد از اعتصاب غذا، پدرش را آزاد می کنند، هیچ توضیحی در مورد این آزادی به خانواده بهشتی نداده اند: «اصلا به ما نگفتند که ایشان آزاد هستند یا به مرخصی آمده‌اند.»

اما درست از یک ماه پس از آزادی، نامه‌هایی مبنی بر اخطار برای ضبط وثیقه از سوی دادستانی ارسال می‌شود: «پدر هر دوشنبه به دادستانی مراجعه می‌کرد و می‌گفت من با پای خودم به زندان بر نمی‌گردم اما این جا آمده‌ام و شما می‌توانید من را دستگیر کنید. یک بار “حاجی مرادی”، معاون حقوقی دادستانی داخل زندان “اوین” به او می‌گوید ما با شما کار نداریم، برای چه این جا می آیید؟ پدرم هم می‌گوید برای این که نامه ضبط وثیقه می‌دهید. همین صحبت باعث می‌شود فرستادن این نامه‌ها قطع شود.»

بهشتی پس از قطع شدن نامه‌ها هم به دادستانی مراجعه می‌کند اما نه برای پی گیری کار خودش بلکه برای اطلاع از وضعیت رفیق و همکارش، «اسماعیل عبدی» که اعتصاب غذا کرده بود: «در جلسه‌ای در دادستانی که آقای عبدی هم حضور داشته و پدر هم بوده، آقای حاجی مرادی به آقای عبدی گفته بود شما هم اعتصاب غذایت را بشکن، ما کاری می‌کنیم که شرایطی مثل شرایط آقای بهشتی برایت مهیا شود؛ ببین! آقای بهشتی الان آزاد است.»

اما چند روزی از این حرف نگذشته که نامه‌ای به عنوان اخطار آخر برای ضبط وثیقه به خانواده بهشتی می‌رسد: «پدرم بازهم گفت من که با پای خودم نمی‌روم، بیایند و مرا بازداشت کنند. اما در چند روز اخیر آدم‌های مختلف به ساختمان مسکونی پدر و مادرم مراجعه می‌کردند و از همسایه‌ها و سرایدار ساختمان درباره پدرم سوال می‌پرسیدند. آن ها عکس ‌او را نشان می‌دادند و می پرسیدند که او را می‌شناسید؟ چه طور آدمی است و… .»

خانواده بهشتی متوجه این که هدف از این کار چه بوده، نشده‌اند اما روز گذشته زمانی که محمود بهشتی لنگرودی و همسرش از بیرون وارد ساختمان می‌شوند، دو فرد غریبه را می بینند که پشت سرشان وارد می‌شوند: «سراغ سرایدار رفته بودند و بعد سرایدار با خانه تماس گرفته بود که با آقای بهشتی کار دارند. برخوردشان خوب بوده و گفته‌اند ما فقط ضابط اجرایی هستیم.»

آن‌ها ابتدا محمود بهشتی را به دادستانی می‌برند: «مادرم هم همراه پدر می‌رود. سراغ آقای حاجی مرادی را می‌گیرند و دلیل دستگیری را می‌پرسند اما پاسخی نمی‌گیرند. آقای حاجی مرادی هم در جلسه بوده. با کلانتری تماس می‌گیرند تا پدرم را به زندان اوین منتقل کنند.»

او تصویر پدرش را با دست‌بندی در دست، در صفحه اینستاگرامش منتشر کرده و نوشته است: «او فقط یک معلم است، چرا باید به 14 سال زندان محکوم شود؟»

اشاره ابوذر به نامه‌ای است که پدرش چهاردهم اردیبهشت ماه سال جاری از زندان اوین خطاب به رییس قوه قضاییه، «صادق آملی لاریجانی» نوشته بود. در بخشی از این نامه آمده است: «آیا تا‌کنون از خود پرسیده‌اید که معلمان بی‌سلاح چه گونه می‌توانند امنیت ملی را خدشه‌دار کنند؟ آیا حضور در تجمعات مسالمت‌آمیز، آن‌هم در‌ مقابل خانه‌ ملت، موجب اخلال در امنیت ملی می‌شود؟ آیا پذیرفتنی است که در آزاد‌ترین کشور دنیا، معلمان را به اتهام دفاع از حقوق همکاران خود به حبس و تبعید محکوم نمایند؟ به راستی کدام کشور استبداد‌زده را می‌شناسید که چنین احکامی را برای معلمان جامعه خود صادر کرده ‌باشد؟ آیا زندانی کردن انسان‌های بی‌گناه به مصلحت جامعه، ملت و یا حتی نظام است؟»

No responses yet

Sep 12 2017

تکذیب ورود ″نهنگ آبی″ به ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دویچه‌وله: ایران ورود “نهنگ آبی” به کشور را رد می‌کند. چالش یا بازی اینترنتی “نهنگ آبی” کاربر را تشویق به طی ۵۰ مرحله می‌کند که در انتها به خودکشی می‌انجامد. وزیر ارتباطات ایران گفته است با روسیه در ارتباط با این بازی در تماس است.

رییس اورژانس اجتماعی کشور روز دوشنبه (۲۰ شهریور/ ۱۱ سپتامبر) ورود “نهنگ آبی” به ایران و خودکشی دو جوان ایرانی به علت شرکت در “چالش نهنگ آبی” را تکذیب کرد.

حسن اسدبیگی در گفتگو با خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) گفت: «هرکسی می‌تواند کلیپ‌های مختلف خودکشی را که دلایلی جز این بازی دارند را به دست آورده و با نگارش زیرنویسی به‌ روی آن علت را شرکت در چالش نهنگ آبی عنوان کند، اما این ادعاها کاملا بی‌پایه و اساس است.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

به گفته اسدبیگی و بر پایه برخی مشاهدات در فضای مجازی که گفته‌ی او را تایید می‌کند، ادعا شده بود در ایران هم “چالش نهنگ آبی” قربانی گرفته است. او این موضوع را “شایعه” و “کاملا بی‌اساس” خواند. او از کاربران اینترنت خواست تا به تبلیغ برای این بازی/ چالش اینترنتی خشونت‌بار دامن نزنند.

رییس اورژانس اجتماعی کشور از کاربران خواست تا در اینترنت روش‌های پیشگیری از خودکشی را منتشر کنند و مثال زد: «به افراد آموزش دهیم چنانچه با فردی مواجه شدند که دارای علائم خودکشی بوده و به صورت مستقیم و غیرمستقیم اظهاراتی مبنی بر تمایلات خودکشی دارد، وی را به متخصصان از جمله مددکاران، روانشناسان و روانپزشکان ارجاع دهند.»

محمد جواد آذری جهرمی نیز روز پنجشنبه در پستی اینستاگرامی که عکس آن یک نهنگ آبی است نوشت: «این بازی از بسیاری از فروشگاههای نرم‌افزار حذف شده و به طریق معمول از ایران هم قابل دسترس نیست. امروز با مدیران vk برای عدم اشاعه خشونت از طریق این شبکه اجتماعی مذاکره می‌کنیم هر چند این شبکه اجتماعی در ایران مسدود است اما تلاشی برای این موضوع خواهیم کرد.»

اشاره وزیر ارتباطات و فن‌آوری ایران به وکُنتاکته، سرویس شبکه اجتماعی محبوب در میان کاربران روس‌زبان در جهان بود.

اگرچه واکنش وزیر ارتباطات از سوی برخی ناظران مثبت ارزیابی شد، اما تنها دو روز پس از آن بود که حسن کریمی قدوسی، مدیرعامل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای ایران، گفته بود که نهنگ آبی “مانند چالش سطل آب یخ، یک چالش است و نه یک بازی رایانه‌ای”.

کریمی قدوسی گفت که “بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای از سه ماه پیش از این موضوع مطلع بوده اما آن را رسانه‌ای نکرده چرا که می‌دانست تاثیر منفی می‌گذارد. همان تاثیری که امروز در سطح جامعه شاهد آن هستیم.” او در رابطه با تاثیر منفی‌ای که می‌گوید اکنون در سطح جامعه مشاهده می‌شود، توضیح نداد.

Blue whale challenge (picture-alliance/PHOTOPQR/L'ALSACE/MAXPPP)

به گزارش ایسنا، حسن کریمی قدوسی که روز یکشنبه در نشست خبری سومین لیگ بازی‌های رایانه‌ای ایران صحبت می‌کرد گفت که پرداختن به نهنگ آبی “سبب می‌شود آدم‌های سودجو به فکر کپی کردن آن در کشور بیفتند و بحران جدیدی را در سطح کشور ایجاد کنند.”

بازی یا چالش “نهنگ آبی” که گفته می‌شود یک جوان روس ۲۱ ساله به نام فیلیپ بودکین در سال ۲۰۱۳ خالق آن بوده است، نوجوانان را به آسیب رساندن به خود از طریق پشت سر گذاشتن ۵۰ مرحله‌ی پرحادثه این بازی تشویق می‌کند. مرحله آخر خودکشی است. این جوان روس به همین دلیل دستگیر و به زندان محکوم شده است،

بیش‌تر بخوانید: تلاش‌ فیس‌بوک برای پیش‌بینی خودکشی کاربران و پیش‌گیری از آن

بنا به گزارشی در روزنامه روسی “نووایا گازتا” سرنخ‌هایی از ارتباط بیش از ۱۳۰ خودکشی در روسیه در ظرف یک دوره‌ی شش ماهه با “نهنگ آبی” دیده می‌شود.

شرکت فیس‌بوک روز جمعه و در آستانه روز جهانی پیشگیری از خودکشی (۱۰ سپتامبر / ۱۹ شهریور) اعلام کرد که با سازمان‌های همکار خود در زمینه پیشگیری از خودکشی مشغول جمع‌آوری عبارت‌ها، هشتگ‌ها و اسامی گروه‌هایی است که با چالش‌های آن‌لاین برای تشویق به آسیب رساندن به خود مرتبط‌ هستند. فیس‌بوک چنین محتوایی را از روی شبکه اجتماعی خود حذف می‌کند.

دویچه وله فارسی پیش از این به پنج راهکار در مواجهه با فرد در معرض خودکشی در عصر اینترنت پرداخته است. اگر به نوشته‌ها یا رفتاری از فردی آشنا یا ناشناس در شبکه‌های اجتماعی برخوردید که نشان از تمایل او به آسیب به خود و یا خودکشی دارد، این قدم‌هایی است که می‌توانید بردارید:

۱- به او احترام بگذارید

۲- کامنت گذاشتن را رها کنید و پیغام شخصی بنویسید

۳- با افراد یا سازمان‌های یاری‌گر تماس بگیرید

۴- به نقش خود واقف باشید

۵- آگاه باشید که درمان ممکن است

بیشتر بخوانید: پنج راهکار در مواجهه با فرد در معرض خودکشی در عصر اینترنت

No responses yet

Sep 10 2017

روزنامه “جمهوری اسلامی”: کارکرد روحانيت ورود شرم‌آور به جزییات روابط زناشویی، برگزاری همایش چندهمسری، «روحانی درمانی» و استقرار در مترو نيست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند…
روزنامه جمهوری اسلامی در سرمقاله امروز خود از عملکرد برخی روحانیون و ورود آنها به برخی حوزه ها انتقاد کرد.

به گزارش عصرایران، روزنامه جمهوری اسلامی به مدیرمسوولی “مسیح مهاجری” در سرمقاله اش نوشت:

در سال‌های 1356 و 1357 که ضعف رژیم پهلوی و قدرت انقلاب اسلامی نمایان شد، تمام کسانی که در انتظار برپائی یک نظام اسلامی بودند امیدهای زیادی به اصلاح امور جامعه از جنبه‌های مادی و معنوی داشتند.

یکی ازاین امیدها مربوط به زدودن خرافات از متن مطالب دینی بود که توسط مبلغان دینی اعم از مداح و منبری وسایر افرادی که به نحوی از مقولات دینی سخن می‌گفتند مطرح می‌شد.

در آن زمان، انقلابیون فکر می‌کردند یکی از مهم‌ترین اولویت‌های نظام حکومتی دینی، ارتقاء محتوای مضامین دینی است که در محافل مذهبی اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها مطرح می‌شود بطوری که فقط تعالیم منطبق بر اسلام ناب به مردم منتقل خواهد شد و سطح فکر دینی مردم نیز به برکت همین مطالب سطح بالا رشد خیره‌کننده‌ای خواهد یافت و جامعه ایرانی به برکت انقلاب اسلامی پیشروترین جامعه دینی در سطح جهان و الگوی سایر جوامع خواهد شد.

متاسفانه آنچه در چهار دهه گذشته رخ داده، برعکس انتظارات است بطوری که اکنون سخیف‌ترین مطالب خرافی و بی‌پایه‌ترین ادعاها توسط بعضی منبری‌ها و مداحان در محافل مذهبی مطرح می‌شوند و سنگین‌ترین ضربه‌ها را به دین اسلام و مذهب شیعه وارد می‌کنند.

در همین ایام منتهی به عید غدیر که عیدالله الاکبر است و می‌تواند بهترین وسیله برای تحکیم وحدت امت اسلامی و قوی‌ترین امکان برای نشان دادن چهره روشن تشیع علوی باشد، توسط بعضی از مدعیان پیروی از اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام مطالبی در تریبون‌های مذهبی مطرح شد که موجب وهن مذهب و ایجاد تفرقه میان امت اسلامی است. ولایت امیرالمومنین بقدری روشن و مستدل است که اثبات آن نیازی به توسل به مطالب ضعیف و غیرمستند ندارد، آنهم مطالبی که به ابزاری برای تمسخر دین توسط معاندان قرار می‌گیرد و به حساب انقلاب و نظام اسلامی گذاشته می‌شود.

ورود به مقوله روابط زناشوئی توسط یک فرد ملبس به لباس روحانیت همراه با بیان جزئیاتی که شرم آور است، برپائی همایش ترویج چند همسری در اسلام توسط یک فرد معمم، طرح گماشتن افراد روحانی در بیمارستان‌ها تحت عناوینی از قبیل روحانی درمانی بیماران، استفاده از بعضی روحانیون فاقد معیارهای لازم در تلویزیون و رادیو به عنوان کارشناس مسائل دینی که مطالب آنها از طریق فضای مجازی برای تمسخر دین و مذهب دست به دست می‌شود و دخالت مداحان و منبری‌های کم سواد در موضوعات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و نظامی و بین المللی، از اموری هستند که مشکلات زیادی پدید آورده‌اند درحالی که اصولاً نیازی به ورود روحانیون به چنین مقولاتی نیست.

وقتی عده‌ای فکر می‌کنند روحانیون باید در مترو مستقر شوند و به سوالات مذهبی مردم پاسخ بدهند، این روند غلط به تدریج تا استقرار در اتوبوس و تاکسی و هواپیما به پیش می‌رود! اینها به معنای ورود فیزیکی روحانیون به تمام شئون زندگی مردم است درحالی که نه تنها در ساختار روحانیت چنین وظیفه‌ای تعریف نشده و هرگز وجود نداشت بلکه اقدامی زیانبار و همراه با عوارض سوء است.

از اینها مهم‌تر اظهارنظرهای نادرست، خرافیم، گمراه‌کننده و موهنی است که بعضی از اداره کنندگان محافل مذهبی به دین و مذهب نسبت می‌دهند و عملاً در جهت خلاف مسیر انقلاب و نظامی اسلامی که رسالت مهم آن پالایش دین و مذهب از این زنگارهاست فعالیت می‌کنند.

امروز، اکثر مردم به سطحی از آگاهی رسیده‌اند که در مقابل مطالب خرافی واکنش نشان می‌دهند و مطالب افراد کم سواد فقط در بخش کوچکی از مردم تاثیرگذار است که هنوز آگاهی لازم را ندارند.

متاسفانه انتشار مطالب انحرافی این افراد از طریق رسانه ملی و فضای مجازی، که اولی از روی غفلت است و دومی با هدف تمسخر، ضربه سنگینی به اعتقادات و باورهای دینی مردم وارد می‌کند و این برای جامعه اسلامی و انقلابی، یک خسران بزرگ است.

وضعیت تاسفباری که امروزه با انتشار مطالب سخیف منسوب به دین و مذهب پیش آمده باید هرچه زودتر تغییر کند تا محافل مذهبی، اعم از جشن‌ها و عزاداری‌ها به جایگاه‌های تجلی اسلام ناب و خالص تبدیل شوند. این هدف، با سه اقدام جدی محقق خواهد شد.

اول، نظارت جدی بر محتوای مطالب منبری‌ها، مداحان و اظهارنظر کنندگان مذهبی توسط بزرگان حوزه. دوم، خودداری رسانه ملی از پخش مطالب نادرست، سطحی، بی‌سند و خرافی و انحرافی. و سوم، محدود ساختن حضور و کارکرد روحانیون به جایگاه‌هائی که در وظایف روحانیت تعریف شده است.

رها ساختن امور مذهبی و عدم نظارت بر محتوای آن، که ظاهراً سیاست کنونی مسئولین است، آفات فراوانی دارد که اگر امروز به آن پایان داده نشود، در آینده قابل کنترل نخواهد بود و سیل بنیان براندازی که آفات آن به راه خواهد انداخت، اعتقادات دینی مردم را با خود خواهد برد.

No responses yet

Sep 07 2017

نيروي انتظامي گفت پرچم سوريه بگيريد، برويد داخل ورزشگاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: قبل از این که به سمت ورزشگاه «آزادی» حرکت کنیم، دو مشغله ذهنی داشتم؛ اول این که تردید نداشتم هیچ دری به روی ما باز نمی شود، برای همین مثل دفعات قبل، به سمت در غربی ورزشگاه رفتیم. این دری است که هم خبرنگاران و عکاسان صداوسیما و رسانه ها از آن عبور می کنند، هم اتوبوس تیم ها و هم خودروی مسوولان کشوری که باید به سمت ورودی های جایگاه های «وی‎آی‎پی» (VIP) بروند. وقتی درها به روی ما بسته است، شاید خبرنگار و عکاسی ما را ببیند یا مسوولی صدای‏مان را بشنود.
دومین فکر، ادعای شرکت «برهان مبین» بود؛ موسسه ای که متصدی فروش اینترنتی بلیت مسابقات است و پیش از شروع بازی، اقدام به فروش اینترنتی برای بانوان ایرانی کرده بود. می گفتند فقط هفت بلیت اینترنتی برای بانوان ایرانی و آن هم به دلیل مشکل در برقراری ارتباط با سازمان ثبت احوال به فروش رفته است. یک حساب سرانگشتی که کردیم، من و دو خواهرم و یکی از دوستانم، چهار نفر از جمعیتی بودیم که بلیت های بازی را پیش خرید کرده بودند. دو خبرنگار هم تصویر عملیات واریز اینترنتی و بلیت پیش خریدشان را منتشر کرده بودند. فضای مجازی و توییتر و اینستاگرام هم که لبریز بود از پیام دخترانی که می گفتند این بار دیگر به آزادی خواهند رفت. واقعا تعدادشان هفت نفر بود؟

مسیر ما از اتوبان «حکیم» می گذشت؛ شرق به غرب. حوالی ساعت شش از تونل «رسالت» که رد شدیم، پرچم های ایران را می دیدم که از خودروها بیرون آمده بودند و در باد می رقصیدند. ما چهار دختر بودیم در یک خودرو که به سمت غرب تهران می رفت. دو پرچم در دست‏مان بود؛ مثل مردانی که در ترافیک به سمت آزادی در حرکت بودند. تفاوت ما و آن ها فقط این بود که ما برای پشتِ در رسیدن عجله داشتیم، آن ها احتمالا برای پیدا کردن یک جای پارک بهتر!

وقتی به در غربی می رسید، نه جای پارک دارید، نه اجازه توقف چند دقیقه ای. چهار دختر در یک خودرو باشید هم که اجازه ورود به پارکینگ های ورزشگاه را نمی دهند. باید مثل ما، بعد از پلی که از روی اتوبان تهران-کرج عبور کرده است، پارک کنید و پیاده قدم بزنید. 20 دقیقه پیاده روی که تمام شود، می رسید به نرده های پولادین ورزشگاه آزادی؛ جایی که قبل از ما حدود 20 خانم دیگر با پرچم های ایران منتظر ایستاده بودند. همه به جز یک خانم میان‏سال که خودش را «مهین» معرفی می کرد، بلیت اینترنتی خریده بودند و البته پول پیش خرید هم به حساب شان برگشته بود. اما باز هم آمده بودند که شانس خود را امتحان کنند. مهین می گفت: «دخترم می خواست امروز بیاید، با او آمدم که تنها نباشد.»

از لحظه ای که می ایستی، دو اتفاق آزار دهنده تن و روحت را می خورد؛ مامورانی که مدام سعی می کنند تو را دک کنند. هر سو که می ایستی، می آیند و دوره ات می کنند و بی وقفه می گویند «حرکت کن»، «توقف نکن»، «تجمع نکنید»، «بروید». ولی دومی را نمی شود تحمل کرد؛ مردانی که کنایه می زنند و می خندند و رد می شوند. تعدادشان البته نسبت به جمعیت، در اقلیت بود. نمی گویم همه اما همان تعداد اندک هم برای ما در آن شرایط زیاد بودند. آن ها از کنارمان با خودرو یا پیاده عبور می کردند و مثلا می گفتند چرا آمدید یا راه تان نمی دهند و برگردید. این ها احتمالا همان اقلیتی باشند که به خاطرشان درها باید به روی ما بسته بمانند. شاید همه آن ها شب که به خانه برگردند، از خاطره خود در مورد ورزشگاه یا اتفاقات بازی برای یک «مادر»، «خواهر»، «همسر» یا «دوست دختر» حرفی بزنند. انتظار هم دارند لابد که کلمه به کلمه حرف هایشان با جان و دل شنیده شود.

میان آن جمعیت، نمی توانید جایی ثابت بایستید. یکی از درهای کوچک ورودی غربی برای خودروهایی که کارت عبور دارشتند، باز بود. مقابل این در، ماموران انتظامی و یگان ویژه زیادی ایستاده بودند. عکاسانی که از این در عبور می کردند، گاهی دوربین را از پنجره بیرون می آوردند و سمت ما می گرفتند.

کم کم تعداد دخترها بیش تر می شود. رسیده ایم به حدود 70 نفر! دو خانم مامور انتظامی از محوطه داخلی ورزشگاه با دو ماموری که دوربین دست شان گرفته اند، به سمت ما می آیند. یکی از خانم ها ما را با انگشت دست نشان می دهد، به شکلی که مامور بفهمد دقیقا باید از کدام یک از دختران فیلم بگیرد. روی چادر یکی از خانم ها نامش با اتیکت ویژه نیروی انتظامی الصاق شده است. اسم او «سیده فاطمه» است. سمت دختران می آید و با لحنی تند می گوید: «فیلم تان را داریم. یا همین الان می روید، یا همین الان دستور بازداشت تان را داریم.»

اتوبوس هایی که از پشت سر رسیدند، عملیاتی شدن دستور بازداشت ما را به تعویق انداختند. چهار دستگاه اتوبوس بودند. اول فکر کردیم اتوبوس های حامل بازیکنان است، بعد فهمیدیم این ها اتوبوس های تشریفات نیستند. از شیشه های بزرگ جلوی اتوبوس ها و پا از پنجره های کناری می شد سرنشین هایی را دید که با پرچم یا صورت های رنگ شده به ورزشگاه آمده اند. درهای اصلی برای آن ها باز شد. پشت سرشان، چهار دستگاه ون بود.

مسافران ون ها پشت درهای ورزشگاه پیاده شدند؛ جمعیتی حدود 100 نفر که همگی سوریه ای بودند و میان آن ها دست کم 20 بانو. خودروهای آن ها کارت ورودی پارکینگ وی آی پی را نداشتند. آن ها را از در کوچک سمت راست عبور دادند. دخترها با پرچم های سوریه به سمت محوطه داخلی می رفتند. خبری هم از ماموری که بخواهد از آن ها فیلم بگیرد، نبود! حتی یک چک ساده هم از آن ها نکردند. بلیت یا گذرنامه آن ها را هم نخواستند. چند دختر ایرانی اعتراض کردند. یکی از خبرنگارانی که قصد ورود داشت هم معترض شد. ماموران به خبرنگاری که معترض شد، فقط گفت: «سریع وارد شو و حرف نزن.»
به دختران هم با لحنی تندتر تاختند و متفرق شان کردند. بعد صدای اعتراض ها که کمی بلندتر شد، گفتند اگر ناراحتید، شما هم پرچم سوریه دست تان بگیرید و بروید داخل!

برای ورود به ورزشگاه و خانه خودت، باید پرچم سوریه و میهمان دستت باشد؟! ورود دختران سوریه ای بدون دغدغه و با آرامش و لبخندی که به ما می زدند را باید از چشم ما دختران ایرانی که ایستاده بودند در فضای سبز و زیر درختان چنار، روبه‏روی در غربی ورزشگاه می دیدید؛ حسرت واژه کافی نیست. جملاتی که می شنیدیم بدتر. زنان نیروی انتظامی که مدام تهدید می کردند و موبایل یکی از دختران که فیلم می گرفت را دقایقی ضبط کردند. او فیلم ها را پیش چشم ماموران پاک کرد تا گوشی را نبرند. چند ون برای ارعاب آمدند و سمت شمال در غربی پارک کردند. این صحنه ها آزار دهنده بودند اما از لحظه ای که دختران سوری وارد شدند، جو و نگاه مردانه اطراف کمی تغییر کرد.

سه دختر جوان و خانمی میان‏سال، از هواداران سوریه ای چند پرچم گرفتند و روی شانه های خود انداختند. یکی از پرچم ها میان ستاره های وسط، عکسی بزرگ از بشار اسد داشت. قدم زنان میان جمعیت وارد شدند و به سمت گیت ها رفتند. بقیه حاضر نبودند همین رفتار را تقلید کنند. درست یا اشتباهش هم در آن لحظه مهم نبود، فقط خشم بود و عصبانیت «غزاله» که بر سر ماموران با گریه فریاد می زد: «می خواهم بروم داخل».

کم تر از نیم ساعت بعد، یکی از دخترهای جوان و خانم میان‏سال برگشتند. می گفتند قسمت چک بلیت ها متوجه شدند که ایرانی هستند و آن ها را برگرداندند. اما «سحر»، دیگر دختری که همراه سوری ها با پرچم سوریه داخل شد، یکی از ورودی ها را رد کرد.

دیگر کنایه نشنیدیم. یا حداقل من نشنیدم. شاید گوشم از تهدید ماموران و صدای خنده دختران سوریه ای پر بود! دیگر نگاه تحقیرآمیز مردی را هم ندیدم. حداقل می دانم که نگاه سنگین دختران و زنان سوریه ای که با پرچم زرد «حزب الله» و کشور سوریه به ورزشگاه رفتند، آزارش از نگاه جنسیتی مردان ایرانی کم تر نبود.

پیش از آن که به تراژدی پایانی برسیم، تصویری بسازم از دختران خبرنگاری که مثل ما پشت درهای ورزشگاه مانده بودند؛ دخترانی که می خواستند انگ تبعیض از ممنوعیت ورود به ورزشگاه از سرشان برداشته شود. این که نمی توانند به آزادی بروند، برای شان فقط حسرت نبود. حرف که می زدند، لابه‏لای حرف هایشان، نشانه هایی بود از تحقیر شدن های دایمی از سوی مردان و حتی برخی زنانی که آن ها را زیر سوال می برند چون حتی یک بازی فوتبال را از نزدیک تماشا نکرده اند!

تراژدی، دروغ پایانی بود. این که گفتند صبر کنید، بازی که شروع شد، می توانید وارد شوید. 10 دقیقه از شروع بازی که گذشت، در کوچک سمت راست را هم بستند. زنان نیروی انتظامی داخل محوطه و پشت نرده های فولادی رفتند ولی دو دوربین هم‏چنان روی صورت دخترانی که پشت در ایستاده بودند، زوم شده بود. تراژدی پایانی، ماندن پشت درهای ورزشگاه نبود. همان مسیر 20 دقیقه ای تا محل پارک ماشین را پیاده برگشتیم؛ میان متلک ها، بوق خودروها و از کنار اتوبان. تراژدی این بود که بازی شروع شد، ما داشتیم در مسیر مخالف قدم می زدیم، در حالی که مردان هم‏چنان به سوی ورزشگاه می رفتند.

No responses yet

Sep 07 2017

هکرها با هک سایت ورزشگاه آزادی خواستار اجازه به زنان برای تماشای فوتبال شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: وبسایت ورزشگاه آزادی روز چهارشنبه ۱۵ شهریور هک شد و خواست هکرها این است که به زنان اجازه داده شود تا مسابقات فوتبال را در ورزشگاه‌ها تماشا کنند.

مسابقه تیم‌های ملی ایران و سوریه غروب روز سه‌شنبه در مرحله انتخاباتی جام جهانی ۲۰۱۸ علاوه بر گل مساوی تیم مهمان در آخرین دقایق به خاطر نحوه مدیریت ورود تماشاچیان زن به ورزشگاه نيز مسئله آفرین شد.

حضور دو نماینده زن مجلس در ورزشگاه آزادی از معدود موارد ورود تماشاچیان زن ایرانی به یک ورزشگاه برای تماشای مسابقه مردان از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی ایران بود.

خبرگزاری ایسنا روز چهارشنبه گزارش داد که سایت ورزشگاه آزادی هک شده و هکرها به مدت چند ساعت روی صفحه اصلی این سایت تصویری از زنان سوری حاضر در ورزشگاه را گذاشته بودند که بالای آن این جمله نوشته شده بود: «ننگ‌تان باد برادران! همین و بس».

این خبرگزاری ‌ایسنا افزوده که مسئولان ورزشگاه آزادی ابتدا از هک شدن وبسایت اظهار بی‌اطلاعی کرده و سپس گفته‌اند: سایت برای مدتی «مختل شده بود».

با اینکه شماری از زنان نیز موفق شده بودند برای مسابقه فوتبال بین تیم‌های ایران و سوریه بلیت اینترنتی خریداری کنند اما بعد اعلام شد این فروش «اشتباهی صورت گرفته» و زنان ایرانی همچنان اجازه ورود به ورزشگاه را ندارند.

از قرار معلوم پس از درخواست یکی از نمایندگان مجلس به نام طیبه سیاووشی، وزارت ورزش و جوانان ایران اجازه داده است که نمایندگان زن مجلس بتوانند مسابقه ایران و سوریه را تماشا کنند.

با این حال، پروانه سلحشوری این پیشنهاد را رد کرده و روز چهارشنبه گفته است: «تا زمانی که امکان حضور برای تمامی زنان علاقمند به ورزشگاه‌ها فراهم نشود، ترجیح می‌دهد از امکان حضور در ورزشگاه به‌عنوان نماینده مردم استفاده نکند».

به گزارش خبرگزاری ایلنا، وی در عین حال پیشنهاد کرده که در یکی از دربی‌های پایتخت به‌ صورت آزمایشی به زنان اجازه ورود داده شود تا ابعاد موضوع روشن شود.

اما خانم سیاووشی یک نماینده دیگر مجلس دعوت وزارت ورزش را پذیرفت و گفت این اقدام نشانه پیشرفت است. او به روزنامه اعتماد گفت: «معتقدم که باید خواست خود را از طریق مجاری قانونی و نهادهای مسئول مطرح کنیم. و من دقیقا به خاطر این درخواست به ورزشگاه رفتم».

مسعود سلطانی‌فر وزير ورزش اشاره کرده که در آینده ممکن است تغییرات دیگری صورت بگیرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم او گفت: «ما از طریق مشاوره و همکاری سعی خواهیم کرد زمینه حضور خانواده‌ها در ورزشگاه‌ها را فراهم کنیم. من مطمئنم که فوتبال‌دوستان به مقررات و محدودیت‌های لازم احترام خواهند گذاشت».

محدودیت برای ورود زنان ایرانی به ورزشگاه‌ها در حالی اعمال می‌شود که زنان خارجی حق دارند برای تماشای مسابقات به ورزشگاه بروند و زنان اهل سوریه روز سه‌شنبه در میان تماشاچیان ورزشگاه آزادی بودند.

این موضوع سبب شد که یکی از مفسران سه‌شنبه شب در یک برنامه تلویزیون دولتی ایران به شکل بی‌سابقه‌ای بگوید ممانعت از ورود زنان ایرانی «جای تاسف» دارد.

در ایران زنان حق تماشای مسابقات فوتبال و برخی دیگر از ورزش‌ها از جمله مسابقات کشتی را ندارند چون محیط ورزشگاه برای زنان بیش از حد «بی‌ادبانه» تلقی می‌شود.

برخی از زنان همزمان با برگزاری مسابقات به نشانه اعتراض در اطراف ورزشگاه‌ها تجمع می‌کنند و برخی دیگر با تغییر ظاهر خود سعی می‌کنند وارد ورزشگاه شوند.

حسن روحانی در برنامه‌های انتخاباتی امسال خود آزادی بیشتری برای زنان را وعده داده و این یکی از عوامل پیروزی او در دور دوم ریاست‌جمهوری بود.

او به خاطر اینکه حتی یک وزیر زن انتخاب نکرده مورد انتقاد قرار گرفته است.

در روزهای گذشته زنان علاقمند به فوتبال بسیار خوشحال شدند چون سایت ورزشگاه به آنها اجازه می‌داد بلیط مسابقه تیم‌های ایران و سوریه را بخرند. ولی بعد مقامات اعلام کردند که یک «مشکل فنی» روی داده و پول بلیط آنها را پس خواهند داد.

No responses yet

Sep 06 2017

دختران سوری و دختران ایران؛ «آزادی» بیشتر حق کدام یک بود؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی


عصرایران: شکایت کرده اند که چرا باید هویت ملی شان را بفروشند و در سرزمین مادری شان برای ورود به ورزشگاهی که نامش «آزادی» است زیر لوای پرچم کشور دیگری بروند!

عصرایران؛ احسان محمدی- حضور زنان هوادار سوریه در ورزشگاه آزادی و زنان ایرانی پشت درهای آزادی همپای نتیجه تساوی 2-2 خانگی تیم ملی ایران با سوریه خبرساز شد.

چند سالی است که بخشی از زنان ایران تلاش می کنند به ورزشگاه صدهزار نفری آزادی که آن را کنایه آمیز «ورزشگاه صدهزار پسری» لقب داده اند راه پیدا کنند و به تشویق تیم ملی و تیم های باشگاهی مورد علاقه شان بپردازند.

پیش از سوت آغاز بازی، عکس هایی از زنان هوادار سوریه در فضای مجازی منتشر شد که با روسری های رها و چنان که برخی می گویند «شُل حجاب»، پرچم این کشور را در دست داشتند و به ورزشگاه آمده بودند. عکس دختری که روسری به سر نداشت آنقدر جلب توجه کرد و در کانال های تلگرامی دست به دست چرخید که حتی ماموران داخل ورزشگاه هم انگار آن را دیدند و تذکر گرفت و با پرچم کشورش روسری ساخت!

در کنار این تصاویر، عکس هایی از تعدادی از زنان و دختران ایرانی منتشر شد که در روزهای پیش موفق شده بودند کاملاٌ قانونی بلیت بازی را بخرند اما آنها را به داخل ورزشگاه راه نمی دادند و گفته می شد اختلال سیستمی بوده و اشتباه کرده اند بلیت را خریده اند! تلاش آنها برای ورود به ورزشگاه و حتی بازپس گیری هزینه شان به جایی نرسید.

برخی از آنها در شبکه های مجازی نوشتند که ماموری به آنها گفته پرچم سوریه را دست شان بگیرند و همراه زنان سوری وارد ورزشگاه شوند که از قرار معلوم نپذیرفته اند و شکایت کرده اند که چرا باید هویت ملی شان را بفروشند و در سرزمین مادری شان برای ورود به ورزشگاهی که نامش «آزادی» است زیر لوای پرچم کشور دیگری بروند!

زنان سوریه و زنان ایران؛ «آزادی»بیشتر حق کدامیک بود؟

واکنش ها در فضای مجازی به این ماجرا دامنه های دیگری هم پیدا کرد. کسی گزنده نوشته بود: «اگر طبق قوانین ایران حجاب اجباری است و حضور زنان در ورزشگاه قانونی نیست، حضور زنان سوری در ورزشگاه آزادی بدون حجاب یعنی نقض حاکمیت ملی ما و اگر حجاب اجباری و منع حضور زنان در ورزشگاه فقط مختص زنان ایرانی است معنیایش می شود نژادپرستی و آپارتاید!»

این موضوع حتی دستمایه شوخی با جواد خیابانی هم شد و نوشتند: بانوی ایرانی را نذاشتن بیاد استادیوم، ولی بانوی سوریه ای را گذاشتن!بانوی شجاع ایرانی گفت: حقم را بخور فدای سرت که حقم را میخوری!

این اتفاق در حالی رخ داد که یک نماینده زن مجلس پیش از بازی اعلام کرد در همراهی با زنان ایرانی که حق ورود به ورزشگاه ندارند، او هم به رغم اینکه می توانسته است حضور پیدا کند، به ورزشگاه نمی رود.

با این همه مثل همیشه این تلاش هم ناکام ماند گرچه نشان داد برخی از زنان مصرانه خواهان برقراری این حق خود هستند و تصمیم ندارند کوتاه بیایند. در این میان می توان پرسید که چطور حضور زنان در راه پیمایی و انتخابات ستایش می شود اما آنها حق ندارند به ورزشگاه بروند و یک مسابقه ورزشی ملی را – با رعایت همه موازین و تمهیداتی که به سهولت قابل اجراست- شاهد باشند؟

حضور زنان در ورزشگاه نه تمام آرزوی آنانی است که نیمی از جامعه را تشکیل می دهند و نه وقتی منع می شوند دنیایشان به آخر می رسد. پرسش اما ساده است؛ این همه تلاش و مقاومت برای ممانعت از ورود زنان به ورزشگاه ها تا کی ادامه دارد و اصولاً چه دستاوردی به همراه دارد؟

چطور می شود آنها را نادیده گرفت و در مقابل توقعی که رویایی و خارق العاده نیست این همه مقاومت کرد؟ مقاومت های دهه های پیش برای ممانعت از ورود دختران به مدارس، دانشگاه ها و بازار کار چه نتیجه ای به بار آورد جز اینکه امروز گفته می شود قریب به 70درصد دانشجویان کشور را دختران تشکیل می دهند؟

کسانی که تمام هویت و ماهیت زنان را در «فرزندآوری» تقلیل می دهند خبر دارند که بازیکنان تیم ملی فوتبال و تمام صدهزار مردی که به ورزشگاه آزادی می روند از «مادری» به دنیا آمده اند که زن است؟!

حتی اگر با همین نگاه حداقلی به آنها نگاه کنید باز می بینید همین زنان و دختران هستند که فردا ستاره های تازه به دنیا می آورند. ستاره هایی که به درخشش شان در زمین های ورزشی و میدان های علم و صنعت و هنر افتخار می کنیم. با آنها مهربان تر باشیم.

No responses yet

Sep 04 2017

رئیس فراکسیون زنان مجلس: وضع ایران در مساله شکاف جنسیتی از پاکستان وعربستان هم بدتر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: رییس فراکسیون زنان مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه زنان نیز مانند مردان درگیر بحران اشتغال هستند، تاکید کرد که به دنبال سهم حداقل ۵۰ درصدی زنان در اشتغال هستیم.

پروانه سلحشوری در گفت‌وگو با ایسنا درباره اولویت‌های دولت دوازدهم در حوزه زنان، اظهار داشت: چهار موضوع بهداشت، آموزش، مدیریت سیاسی و اقتصاد شاخص‌های شکاف جنسیتی هستند که بر این اساس ایران کشور ۱۳۹ از ۱۴۴ کشور است و کشورهایی مثل مالی، سودان و چاد بعد از ما قرار دارند یعنی حتی وضع ما از عربستان و پاکستان هم در این شاخص‌ها بدتر است، بنابراین اگر ما بر اساس همین چهار شاخص جلو برویم و وضع را بهبود ببخشیم قطعا دولت هم می‌تواند کار را به درستی به پیش ببرد.

وی افزود: حوزه زنان از سایر حوزه‌های اجتماعی و فرهنگی جدا نیست بلکه زیر مجموعه مقوله‌های دیگر است. موضوع اول بحث مدیریتی است به این معنا که زنان در سطوح مدیریتی جا داشته باشند. ما در حال حاضر حضور زنان را در کابینه شاهد هستیم اما زنان را در راس وزارتخانه‌ها نداریم و این یکی از مطالبات جدی ماست که از زنان لااقل در سطح معاون و مدیرکل استفاده شود. البته در این مدت اتفاقات خوبی افتاده که نوید می‌دهد بتوانیم همکاری دولت را در این رابطه داشته باشیم. ما معتقدیم اگر حضور زنان در سطوح بالا به همراه رشد زنان در سطوح پایین رخ دهد می‌توانیم جامعه همگون‌تری داشته باشیم و نیازهای انسانی را برطرف کنیم.

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه در بحران اشتغال زنان نیز جزئی از این بحران هستند، تصریح کرد: مساله اشتغال یک مقوله مهم مرتبط با همه جامعه اعم از زنان و مردان است. نباید جوری در نظر گرفته شود که فقط مردان شاغل باشند. ما حداقل به دنبال سهم ۵۰ درصدی خودمان در اشتغال هستیم.

سلحشوری با بیان اینکه زنان باید در بخش کارآفرینی به شکل جدی مورد توجه قرار گیرند، تصریح کرد: زنان در سال‌های اخیر در بخش کارآفرینی خوب ظاهر شده‌اند و توانسته‌اند توانمندی خود را نشان دهند. علتش هم کم بودن جذب زنان در بخش دولتی است زیرا این تنها راهی بود که زنان توانمند می‌توانستند بروز و ظهوری داشته باشند. اکنون هم باید به این موضوع توجه شود.

وی با تاکید بر ضرورت اجرای مصوبات برنامه ششم در مورد زنان سرپرست خانوار و زنان روستایی، یادآور شد: زنان سرپرست خانوار باید از حمایت دولت برخوردار شوند و بتوانیم آنها را در ابعاد جسمی، روانی،‌ اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توانمند کنیم.

رییس فراکسیون زنان مجلس همچنین توجه بیشتر به موضوع بهداشت و سلامت زنان و همچنین ورزش زنان را نیز خواستار شد و گفت: موضوع ورزش هم به بحث بهداشت و سلامت مرتبط است. متاسفانه ما فضاهای ورزشی مناسب برای زنان نداریم و ورزش هم برای زنان ما نهادینه نشده در حالیکه یک ضرورت به شمار می‌رود.

این نماینده مجلس با اشاره به برخی آسیب‌های اجتماعی نیز اضافه کرد: من قبول ندارم که می‌گویند اعتیاد و فقر زنانه شده است. شاید دلیلش این باشد که زنان بیشتری اکنون درگیر اعتیاد شده‌اند یا اینکه در دهک‌های پایین زنان فقیر بیش از مردان هستند و همه اینها نکاتی است که دولت دوازدهم باید برای آنها برنامه جدی داشته باشد تا بتوانیم در پایان دولت شاهد بهبود وضعیت زنان در این حوزه‌ها باشیم.

No responses yet

Sep 04 2017

132 نفر به خاطر همراه داشتن موادمخدر از حج امسال بازماندند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

ت نیوز: 132 نفر به خاطر همراه داشتن موادمخدر از حج امسال بازماندند/هيچ زائري درعربستان دستگير نشده است
بزرگنمايي:

بانو نیوز – معاون مقابله با عرضه و امور بین‌الملل ستاد مبارزه با مواد مخدر با بیان اینکه امسال از ابتدای اعزام حجاج کشور به سرزمین وحی تاکنون 132 نفر به خاطر داشتن مواد مخدر از سفر بازمانده‌اند، گفت: بازماندگان از سفر در صورت ترک اعتیاد خود و تعهد مبنی بر عدم همراه داشتن مواد مخدر، می‌توانند سال آینده به حج اعزام شوند.

به گزارش ایسنا، اسدالله هادی‌نژاد گفت: به منظور حفظ شان و صیانت از حجاج عزیز کشورمان که عازم سرزمین وحی شدند و جلوگیری از خروج مواد مخدر توسط تعداد معدودی از زائران معتاد و مسن و نهایتاً حفاظت از جایگاه نظام مقدس ج.ا.ایران، ستاد مبارزه با مواد مخدر از سال 87 اقدام به برگزاری جلسات متعدد نمود تا از حمل مواد مخدر به عربستان و دستگیری زائران کشورمان جلوگیری کند.
وی افزود: عدم دستگیری حتی یک نفر از زائران کشورمان در عربستان به جرم حمل مواد مخدر طی سنوات گذشته از نتایج اقدامات صورت پذیرفته است و این توفیق حاصل تلاش‌های عزیزان نیروی انتظامی، شرکت فرودگاه‌های کشور، سازمان حج و زیارت، بعثه مقام معظم رهبری، دادستانی کل کشور، سپاه فرودگاه و دبیرخانه ستاد بوده است.
هادی‌نژاد به اقدامات صورت گرفته توسط معاونت مقابله با عرضه ستاد اشاره کرد و گفت: ابلاغ دستورالعمل صیانت از شان و منزلت زائران حج تمتع سال 96 و تاکید بر رعایت دقیق مفاد آن به استان‌ها و دستگاه‌های ذی‌ربط از جمله پلیس فرودگاه‌ها، سازمان حج و زیارت و دادستانی کشور و تشکیل کمیسیون بررسی و تجدید نظر در اعزام زائران بازمانده از سفر، تلاش در جهت ایجاد وحدت رویه توسط دستگاه قضائی در برخورد با حاملین متادون در همان کمیسیون و هماهنگی و ارائه رهنمودهای لازم به کارشناسان مقابله با عرضه استان‌ها به منظور رفع مشکلات اعلامی از سوی آنان از جمله این اقدامات بود.
معاون مقابله با عرضه ستاد همچنین در ادامه؛ برگزاری جلسه هماهنگی با دستگاه‌های ذی‌ربط و ابلاغ دستورالعمل ستاد جهت اجرا، انجام تبلیغات هشدار دهنده در برنامه‌های رادیویی به صورت زنده توسط برخی شوراها، برپایی نمایشگاه آگاه‌سازی جهت زائران خانه خدا در محل برگزاری همایش توجیهی حج استان، پیگیری طرح موضوع عدم حمل مواد مخدر توسط زائران در جلسات توجیهی کاروان‌ها، تهیه و نصب بنر، پلاکارد و تراکت‌های هشداردهنده در محل فرودگاه را از اهم اقدامات شوراهای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان‌ها برشمرد.
هادی‌نژاد با بیان اینکه عملیات حج سال 96 در 20 ایستگاه پروازی از تاریخ پنجم مرداد ماه شروع شد و تا چهارم شهریور ماه جاری پایان یافت؛ گفت: از ابتدای اعزام حجاج کشورمان به سرزمین وحی تاکنون 132 نفر به خاطر داشتن مواد مخدر از سفر بازمانده‌اند.
وی به بیشترین میزان دستگیری‌ها در 5 ایستگاه پروازی حج اشاره و تصریح کرد: 58 نفر از این افراد حامل مواد مخدر در ایستگاه پروازی مشهد، 18 نفر در ایستگاه پروازی امام خمینی، 16 نفر در ایستگاه پروازی کرمان، 15 نفر در ایستگاه پروازی گرگان و 9 نفر در ایستگاه پروازی اصفهان بودند که قبل از اعزام شناسایی شده و از خروج آنان به عربستان ممانعت شد.
معاون دبیرکل ستاد با بیان اینکه در ایستگاه‌های پروازی شیراز، ساری، اهواز و تبریز به ترتیب 4 ، 3 ، 3 و 2 نفر دستگیر شده‌اند، گفت: در ایستگاه‌های پروازی کرمانشاه، یزد و زنجان و همدان نیز هر کدام یک نفر دستگیر شده‌اند.
هادی نژاد بیان کرد: از ابتدای حج جمعاً مقدار 1064.50 گرم انواع مواد مخدر و 1803 عدد قرص متادون از 132 نفر دستگیر شده‌ها (92 نفر مرد و 40 نفر زن) کشف شده که این مقدار کشفیات از بین 74 هزار و 215 زائری صورت گرفته که با 284 پرواز عازم حج بوده‌اند.
به گزارش روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، وی با بیان اینکه میزان کشفیات و دستگیری‌های امسال در مقایسه با سال 1394، به ترتیب 165 درصد و 30 درصد افزایش داشته است، گفت: تعداد زائران تا این زمان نسبت به دو سال گذشته 16 درصد افزایش داشته است و میانگین دستگیری‌ها نیز نسبت به 2 سال گذشته کاهش داشته است به طوریکه در سال 94 به طور متوسط به ازای هر 746 نفر زائر، یک نفر دستگیر شده است و در سال‌جاری به طور متوسط به ازای هر 562 نفر زائر، یک نفر دستگیر شده است.
این مقام مسئول در ستاد بیان کرد: میانگین کشفیات مواد مخدر نیز از 16 گرم به ازای هر نفر دستگیری در سال 94 به 18 گرم در سال‌جاری افزایش یافته است.
هادی‌نژاد گفت: همچنین فرودگاه‌های مشهد و گرگان در بین 20 ایستگاه پروازی از نظر میزان مواد مکشوفه با بیش از 94 درصد، بیشترین کشفیات را به خود اختصاص داده‌اند و از نظر تعداد دستگیری، فرودگاه‌های‌ مشهد به تنهایی با 44 درصد، امام خمینی و کرمان جمعاً با 70 درصد در رتبه اول تعداد دستگیری‌ها قرار دارند.
وی افزود: متأسفانه با وجود آموزش‌های پیش از اعزام حجاج برخی افراد به این هشدارها توجه نکرده و خود و همراهان از سفر معنوی به حج بازماندند اما تلاش‌های شبانه‌روزی پلیس فرودگاه‌ها و پیگیری‌های مجدانه دبیران و کارشناسان شوراهای هماهنگی مبارزه با مواد مخدر استان‌ها باعث شد که حتی یک نفر از زائران کشورمان در عربستان دستگیر نشوند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .