May 10 2013
Tag Archive 'سیاسی'
May 10 2013
روحانی: اگر به «فتنه» گفتن اصرار کنید ناگفتهها را میگویم
رادیوفردا: حسن روحانی، نامزد انتخابات ریاست جمهوری، روز پنجشنبه، ۱۹ اردیبهشت، در واکنش به کسانی که رویدادهای سال ۸۸ را «فتنه» خوانده و میخواستند در سخنرانی او اخلال کنند، گفته است اگر همچنان اصرار کنند مجبور خواهد شد مسائلی را بازگو کند که به مذاق بسیاری خوش نمیآید.
به گزارش خبرگزاری ایلنا، حسن روحانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی ایران، در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد، به تشریح مواضع خود درباره سیاست داخلی، هستهای، رابطه با آمریکا و سیاستهای اقتصادی پرداخت.
وی در پاسخ به فردی که موضع وی را درباره رویدادهای سال ۱۳۸۸ جویا شده بود گفت: «اگر میخواهیم به علت بروز اتفاقات ۸۸ که از آن به عنوان فتنه یاد میشود پی ببریم باید به دنبال ریشههای این اتفاق باشیم که مسئله اساساً از کجا شروع شد؟ آیا غیر از این بود که در مناظره تلویزیونی به کاندیداها علناً تهمت زده شد و صدا و سیما هم موضع مشخصی نگرفت و حتی به کاندیداهای مورد اتهام هم در آن مقطع و پیش از برگزاری انتخابات، اجازه دفاع از خود را ندادند که اگر این اجازه را میدادند نتیجه انتخابات جور دیگری رقم میخورد.»
به گزارش ایلنا، پس از این پاسخ، «عدهای از دانشجویان با ایجاد بلوا و آشوب سعی کردند جلسه را بهم بزنند»، که حسن روحانی خطاب به آنها گفت: «اگر همچنان بعضیها اصرار کنند که از لفظ فتنه در این رابطه استفاده کنند بنده هم مجبور میشوم خیلی از مسائل را که صلاح نمیبینم در این مقطع آن را بازگو کنم به زبان بیاورم، که ممکن است به مذاق خیلیها خوش نیاید.»
وی همچنین از «شرایط امنیتی کشور» و «فضای امنیتی دانشگاهها» ابراز تاسف کرده است.
روحانی در این نشست ضمن دفاع از دوره ای که سرتیم مذاکرهکنندگان هستهای ایران بود، اظهار داشت که به لحاظ فکری به اکبر هاشمی رفسنجانی نزدیک است و او را از «ارکان نظام» میداند.
به تازگی، علی باقری، معاون سعیدجلیلی، دبیر شورای امنیت ملی و مذاکره کننده ارشد جمهوری اسلامی در مذاکرات هسته ای، در اظهار نظری کمسابقه به شدت به حسن روحانی حمله کرده بود.
اظهارات حسن روحانی درباره رویدادهای پس از انتخابات سال ۸۸ در حالی مطرح میشود که دیگر کاندیداهای ثبتنام کرده و احتمالی اصولگرایان از جمله، محمد باقر قالیباف، شهردار تهران، علیاکبر ولایتی، مشاور آیتالله خامنهای، و غلامعلی حداد عادل نماینده مجلس، اعضای ائتلاف پنجگانه اصولگرایان و نامزدهای جبهه پایداری از رویدادهای سال ۱۳۸۸ به عنوان «فتنه» یاد میکنند، هرچند اختلافاتی در تعیین مصادیق دارند.
محمدباقر قالیباف، با «قانونی» دانستن حصر میرحسین موسوی، زهرا رهنورد و مهدی کروبی، «جریان فتنه» و «انقلابی نماها» را دو لبه یک قیچی خوانده که میخواهند ریشه انقلاب را بزنند.
علیاکبر ولایتی نیز در سخنرانیهای خود از دو «قطب انحراف و فتنه» سخن میگوید که به گفته او باید اصولگرایان در مقابل آن متحد باشند.
با این حال، این اتحاد هنوز شکل نگرفته است و اصولگرایان با ائتلافها و کاندیداهای متعدد پا به عرصه انتخابات گذاشتهاند.
در ائتلاف ۱+۲ که ولایتی، قالیباف و حدادعادل عضو آن هستند، رسانههای نزدیک به قالیباف، برای تعیین کاندیدای نهایی این ائتلاف، بر نظرسنجیها تاکید دارند اما آقای ولایتی، نظر علما و مراجع را در این باره، مهم ارزیابی کرده است.
روز پنجشنبه، ۱۹ اردیبهشت، قالیباف درباره کاندیدای نهایی این ائتلاف گفت: «از ائتلاف سهگانه تنها یک نفر نهایی برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی میشود، من به عنوان عضو ائتلاف بر قول خود میمانم و اگر زیر قول خود بزنیم از انسانیت به دور است.»
در ائتلاف پنجگانه که محمدرضا باهنر، منوچهر متکی، محمدحسن ابوترابیفرد، مصطفی پورمحمدی و یحیی آلاسحاق در آن عضویت دارند، نیز اختلافاتی بروز کرده است.
با اینکه محمد حسین موسیپور، سخنگوی این ائتلاف، روز پنجشنبه نامزد منتخب این ائتلاف، را محمد حسن ابوترابی فرد اعلام کرد، منوچهر متکی، آن را نپذیرفت.
در همین حال امير مقدم، دبير کميته اطلاع رسانی ستاد باهنر نیز به انتخاب ابوترابی فرد اعتراض کرده و گفت: «چنين اتفاقی خارج از فرايندهای دموکراتيک و توافقات از پيش تعيين شده و بیاعتنايی به نظرسنجیها است.»
May 10 2013
رویترز: ایران از مسیر اندونزی تحریمهای نفتی را دور میزند
رادیوفردا: خبرگزاری رویترز در گزارشی به نقل از چندین منبع خبری در امور کشتیرانی و نفتی، میگوید ایران از یک بندر استراتژیک در اندونزی برای صادرات نفت به کشورهای آسیایی استفاده میکند.
رویترز، پنج شنبه، ۱۹ اردیبهشت ماه گزارش داد که بر اساس اطلاعات ارسالی از سیستم شناسایی خودکار که برای ردیابی کشتیها نصب میشود، دو نفتکش عظیم ایران، هر کدام با قابلیت حمل دو میلیون بشکه نفت قبل از اینکه راهی چین شوند، به طرف بندر باتام اندونزی حرکت کردهاند.
یک تحلیلگر در شرکت مشاوره انرژی «افجیای» به رویترز گفته است که ایران ماهها است از این بندر استراتژیک استفاده میکند. به گفته این تحلیلگر «ایران نفت خام خود را از طریق ابرنفتکشها به این بندر منتقل میکند و از همان جا به مشتریان نفتی میفروشد».
بهگفته او، این مکان جایگاه استراتژیک حساسی با قابلیت کسب درآمدهای کلان است، به همین خاطر ایران تا جایی که در توان دارد از این بندر برای فروش نفت استفاده میکند.
بندر باتام از ساحل جنوبی سنگاپور نیز تنها ۲۰ کیلومتر فاصله دارد، محلی شبکه بزرگ گردش انرژی در منطقه است.
رویترز مینویسد که سال گذشته منابع آگاه به این خبرگزاری گفته بودند که نفتکشهای ایرانی به ندرت به این بندر وارد میشوند.
یک مقام رسمی در یک شرکت نفت بین المللی به رویترز گفته است که ایران از این محل برای انتقال نفت به چین یا کشورهای دیگر استفاده میکند، همچنین ایران میتواند نفت خود را در این بندر نگهداری کند.
رویترز سپتامبر سال گذشته نیز از تلاش ایران برای استفاده از بنادر و جزایر آسیایی برای حمل، نگهداری و همچنین فروش نفت خبر داده بود و به مواردی همچون لنگر انداختن نفتکشهای بزرگ ایران در بندر «لابوآن» مالزی و فروش نفت از این محل اشاره کردهبود.
رویترز از قول منابع خبری در صنعت نفت میگوید که این مناطق منع تحریمی برای ایران ندارند، اما همه این اقدامات ریسک بسیار بزرگی برای دلالان و صاحبان کشتیها در پی دارد.
رویترز، ۲۳ مهرماه سال گذشته نوشته بود که جمهوری اسلامی «به صورت پنهانی» از بندر کمتر شناخته شده لابوآن در شرق مالزی برای دور زدن تحریمهای غرب استفاده میکند.
چندین منبع کشتیرانی، صنعتی و رسمی به خبرگزاری رویترز توضیح داده بودند که چگونه نفتکشهای ایرانی بار خود را «شبانه و در تاریکی» در این بندر متروکه به نفتکشهای اجارهای دیگر که با پرچم کشور پاناما تردد میکنند تخلیه کردهاند.
رویترز مینویسد که دو ابرنفتکش ایرانی «سوناتا» و «کورج» متعلق به شرکت نفتکش ملی ایران که هم اکنون تحت تحریم غرب است، قبل از عزیمت به چین، به بندر باتام حرکت کردهاند.
یک منبع خبری در امور کشتیرانی به رویترز گفته است، نشانههایی وجود دارد که نفتکشهای دیگری نیز به بندر باتام حرکت کردهاند. به طوری که سه نفتکش «گلاروس»، «اوشن نیمف» (حوری اقیانوس) و «سیگال» چند روز گذشته موقعیت خود را در نزدیکی اندونزی گزارش کردهاند، اما درباره موقعیت کنونی آنها اطلاعات به روز وجود ندارد.
این سه نفتکش در مالکیت یک بازرگان یونانی است که سال گذشته به اتهام ایجاد شبکهای برای حمل نفت ایران و به نیابت از ایران در لیست سیاه و تحریم آمریکا قرار گرفت.
ایران که تا اوایل سال ۲۰۱۲ روزانه ۲٫۲ میلیون بشکه نفت خام صادر میکرد، با اعمال تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا در آستانه شروع نیمه دوم سال گذشته میلادی با افت چشمگیر فروش نفت مواجه شد.
تاکنون گزارشهای زیادی درباره استفاده ایران از راههای غیرمعمول برای دور زدن تحریمها منتشر شده است، از جمله تغییر نام، رنگ و ماکلیت کشتیها، خاموش کردن سیستم ردیابی و استفاده از بنادر متروک در شرق آسیا.
رویترز اخیرا گزارش داد که با همه این تلاشها، فروش نفت ایران در ماه مارس تنها ۸۱۰ هزار بشکه در روز و در ماه آوریل حدود یک میلیون و هشتاد هزار بشکه بوده است.
May 10 2013
“وقتی خدا خوابه” • گپی با شاهین نجفی
دویچهوله: شاهین نجفی که به تازگی تکترانه «نازلی سخن نگفت» را منتشر کرده، فراز و نشیبها و نگاه خود به کار و زندگی را در قالب کتابی به زبان آلمانی با عنوان “وقتی خدا خوابه” گرد هم آورده و منتشر کرده است.
شاهین نجفی از جمله هنرمندانی است که به گفتهی خودش دوست ندارد، او را در کشو و کلیشهای خاص بگنجانند.
نجفی بعد از ترانه “نقی” که پیامدها و جنجالهای فراوانی را به دنبال داشت، قطعه “پریود” را ارائه کرد که کاری مشترک با محسن نامجو بود.
بشنوید: گفتوگو با شاهین نجفی
آخرین کار او قطعه “نازلی سخن نگفت” است که بر اساس شعری از احمد شاملو ساخته شده.
او كه در سال ۱۳۵۹ در بندرانزلی به دنیا آمده، فراز و نشیبهای زندگی خود در داخل و خارج ایران و همچنین نگاه خود به زندگی و هنر و موسیقی را در قالب کتابی گردهم آورده که حال به زبان آلمانی از سوی انتشارات معروف Kiepenheuer & Witsch انتشار یافته است.
این کتاب که “وقتی خدا خوابه” نام دارد، قرار است در آینده به زبانهای دیگر از جمله فارسی منتشر شود.
شاهین نجفی در گفتوگویی با دویچه وله فارسی از جمله از انگیزههای انتشار این کتاب، رویدادهای تاثیرگذار در زندگیاش، تجربیاتش در سالهای اخیر و همچنین برنامههای آتی خود سخن میگوید.
گفتگو با شاهین نجفی را بشنوید
May 09 2013
خاتمی :خوشحالم که هاشمی می آید . همسر هاشمی :حاج آقا نمی آید،انتخاباتی وجود ندارد ،مگر برای اینها کاری دارد رای ها را عوض کنند
انقلاب اسلامی در هجرت:سید محمد خاتمی در دیدار با جمعی از خبر نگاران و اصحاب رسانه از اعلام آمادگی هاشمی رفسنجانی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه استقبال کرد. وی هدف از انتخابات را در دست گرفتن قدرت خواند و گفت:« اول باید مشخص کنیم که هدفمان از انتخابات چیست؟ طبعاً انتخاباتی که همه چیزش طبیعی باشد، راهی است برای به دست گرفتن قدرت و معیارش هم رأی مردم است. اما در موقعیتی هستیم که ساز و کار انتخابات از این جهت مشکل دارد. در مقابل ما کسانی هستند که یک رویه دیگر را می پسندند و اگر کسی هم درباره این رویه انتقاد کند و راه بهتری را برای جامعه و کشور در نظر داشته باشد، اجازه حضور را از او می گیرند. در این صورت یا باید دست از حضور با حفظ حداقل ها یا حد نصاب های معیارها و اصول مورد قبول برداشت که من معتقدم این به معنی بی هویتی و بازی کردن است؛ یا اینکه می گویند که حق شرکت ندارید و اگر حق شرکت بدهند، می توانند امکانات ندهند و جلوگیری کنند از موفقیت.»
اما بنا بر گزارش باشگاه خبر نگاران ،عفت مرعشی ،همسر هاشمی رفسنجانی که برای حضور در اولین جلسه دادگاه پسرش ،مهدی هاشمی به دادگاه آمده بود در جمع خبر نگاران در پاسخ به سئوالی مربوط به حضور هاشمی در انتخابات گفت:« حاج آقا مطمئنا وارد عرصه انتخابات نميشود. وي در پايان خاطرنشان کرد: انتخاباتي وجود ندارد، مگر براي اينها کاري دارد که رايها را عوض کنند.»
در اظهارات سید محمد خاتمی سر سپردگی و تمکین نامزد ها و ” رئیس جمهوری” آینده به ولایت مطلقه و هم چنین قدرت ولی فقیه و نفوذ رای او مشهود است وی هم چنین شرکت در انتخابات را برای حفظ نظام میداند او از دلایل عمده عدم حضور در پای صندوق ها را مخالفت با نظام ویا وضعیت موجود خواند. مشروح سخنان سید محمد خاتمی به نقل از وب سایت او چنین است:
چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی شود
“خوشحال شدم وقتی دیروز جناب آقای هاشمی گفتند که حاضرند بیایند، البته در صورتی که رهبری مخالف نباشند. درست است اگر رهبری نخواهند هرکس که بخواهد بیاید مشکل ایجاد می شود و من می گویم چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی شود. ایشان بیش از همه ما جایگاه، نقش، توان و خیرخواهی آقای هاشمی را می شناسند و اگر با هماهنگی بیایند می شود به کشور سر و سامان داد و قطعا رهبری می خواهند وضع بهتر شود؛ امری که با آمدن جناب آقای هاشمی میسر است.”
جمعی از خبرنگاران و اصحاب رسانه امروز میهمان رئیس دولت اصلاحات بودند و با بیان دغدغه های خود و با شور و شعور ضمن بیان دغدغه های خود و تحلیل هایی که از دیدگاه های مختلف ارائه کردند از سید محمد خاتمی خواستند که در صحنه انتخابات حضور داشته باشد.
پس از صحبت های خبرنگاران نوبت به رئیس دولت اصلاحات بود تا به حرف های حاضرین پاسخ دهد.
متن کامل صحبت های سید محمد خاتمی در این نشست را در ادامه بخوانید:
بسم الله الرحمن الرحیم
خوش آمدید و حرف های بسیار خوبی زدید.
خیلی خوب است که همچنان می توانیم راحت حرف بزنیم. باید این فضا را باز کنیم که مردم بتوانند راحت حرف بزنند و راهشان را پیدا کنند. آزادی هم همین است؛ کسی بتواند فکر کند و حرف بزند و هزینه ای برای این فکر و حرف زدن نپردازد. متأسفیم که این روزها در جامعه ما حرف زدن هزینه دارد. بسیاری از نقدهای شما وارد است، باید بتوانیم خودمان و اتفاقاتی که در جامعه رخ می دهد را نقد کنیم. اما اگر این فضا نباشد و نگذارند حرف بزنیم، جامعه ما جامعه ای نیست که به آینده اش امیدوار باشیم.
اول باید مشخص کنیم که هدفمان از انتخابات چیست؟ طبعاً انتخاباتی که همه چیزش طبیعی باشد، راهی است برای به دست گرفتن قدرت و معیارش هم رأی مردم است. اما در موقعیتی هستیم که ساز و کار انتخابات از این جهت مشکل دارد. در مقابل ما کسانی هستند که یک رویه دیگر را می پسندند و اگر کسی هم درباره این رویه انتقاد کند و راه بهتری را برای جامعه و کشور در نظر داشته باشد، اجازه حضور را از او می گیرند. در این صورت یا باید دست از حضور با حفظ حداقل ها یا حد نصاب های معیارها و اصول مورد قبول برداشت که من معتقدم این به معنی بی هویتی و بازی کردن است؛ یا اینکه می گویند که حق شرکت ندارید و اگر حق شرکت بدهند، می توانند امکانات ندهند و جلوگیری کنند از موفقیت. من فکر می کنم خوب است از این انتخابات به عنوان راهی برای برون رفت از فضای سوء تفاهم بهره بگیریم تا به فضای مطلوب سیاسی سالم برسیم. در هر دو طرف سوء تفاهم هست منتهی هزینه ای که شما به عنوان شهروندان آزاد پرداخته اید خیلی سنگین تر است. اگر ما بتوانیم این سوء تفاهم را کم کنیم، کار بزرگی کرده ایم.
انتخابات، برای اصلاح طلبی اصل است چرا که قلب مردم سالاری است و ما معتقدیم که در انتخابات نباید با صندوق قهر کرد. دو دسته قهر می کنند، اول کسانی که اصل نظام را قبول ندارند و دوم کسانی که مأیوس و دلسرد هستند و با غیبت نارضایتی خود را نشان می دهند. ما به هیچ وجه جزء دسته اول نیستیم و براندازی را محکوم می کنیم و آن را میسر هم نمی دانیم. ولی مثل دسته دوم آن قدر نا امید نیستم که نشود کاری کرد. باید جلو رفت تا راهی پیدا کرد. من خیلی از حرف های شما را قبول دارم. برای اینکه افراد بیایند و حضور پیدا کنند، درها بسته شده است. از آن روزها تا امروز زمینه ها و امکانات حضور برای رسیدن به قدرت بسیار کم شده است. البته فرد شایسته برای حضور در انتخابات یکی دو نفر نیست. من می توانم ده ها شخص را نام ببرم که جوان و خوش فکر و تحصیلکرده هستند و شایستگی مسؤولیت های بالا را دارند، ولی حتی امکان عرضه شدنش به جامعه و شناخته شدنشان را گرفته اند. انتخابات شورای شهر را نگاه کنید. فعلاًً همه را تهدید می کنند که رد صلاحیت می شوید تا آن ها را وادار کنند که انصراف بدهند. طبعاً در مورد ریاست جمهوری بدتر. این طور نیست که ما نیرو نداشته باشیم، اما امکان حضور آن ها فراهم نیست. وقتی در دانشگاه برای صحبت در انجمن اسلامی اجازه نمی دهند یا امکانات فعالیت را هم می گیرند، هر چه هم شایستگی باشد جامعه شناخت پیدا نمی کند. نگویید نیرو نبوده و تربیت نشده. این طور نیست. نیروها هستند، اگر دولت مدیر و کارآمد و آزاد اندیش باشد، این نیروها می توانند کار کنند و خود را بهتر بشناسانند. یکی از کارهایی که باید بکنیم، باز کردن فضا است.
من سعی کردم حداقل هایی که می خواستم را بیان کنم تعبیر و تعریف خود را از ریاست جمهوری بیان کردم و معنی اش این که اگر چنین رئیس جمهوری مورد قبول نباشد به هیچ وجه نمی تواند بیاید و نباید بیاید.
دوم اینکه آیا امکان آمدن فردی که با تمام تلاشش همیشه گفته من در درون نظام هستم، حرف هایش را هم مصلحت نظام و مردم می دانسته، اما با دیدگاه ها و رویکردهای حکومت سازگار نبوده و در نتیجه او را بیرون از نظام می دانند و و غیرمنصفانه و غیرعادلانه او را کنار زده اند و به هیچ وجه مایل به آمدن او نیستند، آیا امکان بازگشت او هست؟ در مقابل خواست و مطالبه ای نسبت به فرد یا افرادی در جامعه شکل گرفته است و البته این خواست بوده و آشکارتر شده است. من به هیچ وجه نگرانی از رأی مردم ندارم. از قضاوت های دستگاه هایی که همواره جهت گیرانه اقدام کرده اند نیز نگران نیستم. نه مثبتش سرافرازی می آورد و نه منفی آن موجب سرافکندگی است ولی مهم این است که ببینیم حاصل کار چه می شود و نتیجه اش برای جامعه چیست؟ درست است که کشور بحرانی است اما آمدن باید تهدیدها را کم کند و توان نجات مملکت از اقتصاد ویران و مدیریت آشفته و وضع بد معیشت و امنیت مردم را داشته باشد. فضا برای جریانی خیرخواه که خیر کشور و جامعه و مردم را می خواهد از جمله همین ما که اینجا با هم هستیم باز شود و سوء تفاهم و سوء ظن از بین برود و جلسات اینچنینی را گسترده تر و سازمان یافته تر کنیم و با امنیت بتوانیم درباره سرنوشت خودمان و کشور و مردم بحث کنیم و راه حل ارائه دهیم. باید بکوشیم انتخابات به جای این که موجب بسته تر شدن فضا و تنگ تر شدن عرضه شود به سوی باز شدن برود به گونه ای که حق مردم و حد حکومت هم معلوم باشد و هم بتوان درباره آن بحث کرد. من می گویم براندازی مطرود و محکوم است ممکن هم نیست ولی رویه هایی که به سوی فروپاشی می رود باید عوض شود. آیا انتخابات اگر به گونه ای باشد که بر بحران بیفزاید و به جای ده ها زندانی که داریم صدها زندانی پیدا شود و به جای حصر سه نفر ده ها نفر در حصر قرار بگیرند و جریان مدنی اصلاح طلب و خیرخواه و تحول خواه از این که هست هم محدودتر شود و بدتر از همه به جای کم شدن فشار اقتصادی و تهدید خارجی و تنگنای امنیتی همه این ها روی مردم بیشتر شود. آیا اعلام حضور منطقی است؟
اگر بر فرض علی رغم مخالفت ها فردی به عنوان رئیس جمهور در اثر رأی مردم بر حاکمیت تحمیل شود می تواند کار کند؟ یعنی توقع هست به صورت اپوزسیون درون نظام جمهوری اسلامی باشد یا رئیس جمهوری؟ و اصلا قادر است در صورت کارشکنی یا مخالفت نهادها و دستگاه ها و … کاری برای مردم بکند؟ اکثریت آنان که می گویند بیایید می خواهند وضع زندگیشان و اوضاع نابسامان کشورشان بهبود یابد اگر همه دستگاه ها همراه باشند چندین سال طول می کشد تا برسیم به نقطه ای که از آن بیرون رفتیم و کشور را دادیم دست دیگران. نه یک شبه تورم کم میشود و نه به سرعت روابطمان با دنیا خوب می شود. نهایتاً متهم می شویم به ناتوانی و مردم هم طلبکار می شوند.
البته گفتم اگر احساس می شد که راه نجات کشور و مردم و خدمت این است که به توافقی برسیم که رویکردها باید عوض شود. با حفظ همه مراتب و احترام به جایگاه ها و مسؤولیت ها بنده حاضر بودم آبرو و حتی جان خود را نیز بگذارم، برای این که وضع بهتر و خطرات دفع یا کم شود. ولی کدام نشانه بر این تغییر دلالت دارد و بدون آن چه کار می شود کرد؟
خوشحال شدم وقتی دیروز جناب آقای هاشمی گفتند که حاضرند بیایند، البته در صورتی که رهبری مخالف نباشند. درست است اگر رهبری نخواهند هرکس که بخواهد بیاید مشکل ایجاد می شود و من می گویم چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی شود. ایشان بیش از همه ما جایگاه، نقش، توان و خیرخواهی آقای هاشمی را می شناسند و اگر با هماهنگی بیایند می شود به کشور سر و سامان داد و قطعا رهبری می خواهند وضع بهتر شود؛ امری که با آمدن جناب آقای هاشمی میسر است.
چند نکته وجود دارد:
1- جناب آقای هاشمی از ارکان انقلاب و نظام هستند و نقش ممتازی قبل و بعد از انقلاب و در شکل گیری و استحکام نظام و جمهوری اسلامی داشته اند و هزینه سنگینی نیز پرداخته اند. علاقه امام به ایشان بر همه روشن است. ایشان برای برون رفت از بحران ها نقش محوری داشته اند در جنگ، در ساختن کشور و بعد از جنگ، آن هم کشوری که ویران شده بود. مردم بزرگواری که سخاوتمندانه جان و مال و عزیزان خود را برای دفاع از انقلاب و میهن در طبق اخلاص گذاشته بودند توقع داشتند بعد از جنگ کشور ساخته شود و زندگی مردم امن و روبراه گردد. آقای هاشمی در چنین وضعیتی پا به میدان گذاشتند. هاشمی یک سرمایه است و بدون تردیدی از جمله افرادی که به حقوق و حرمت مردم ایمان دارد و از آن دفاع می کند و نیز خواستار عدالت در جامعه است و نیز آمدن ایشان یقیناً دیدگاه بین المللی را نسبت به ایران تعدیل می کند و همین باعث گشایش یا کم شدن تنگناها می شود و نیز ایشان طرفدار فضای باز برای همه جریان ها و مدافع تشکل ها و بخش خصوصی است علاوه بر آگاهی تجربه گران قیمت ایشان در مدیریت کشور و آمادگی همه نیروها و حتی جناح ها برای همکاری با ایشان خود مزیت بزرگی برای ایجاد دولتی منطق گرا، کاردان و مفید است.
و مطالبه مردم هم لااقل بسیاری از آنان که به من دسترسی دارند این است که یا من یا جناب آقای هاشمی باید بیایید و مطمئن هستم که اگر همه بخواهیم و همه دستگاه ها کمک کنند آمدن هاشمی به معنی برد همه است و خدا کند چنین شود.
خوشحالم آقای هاشمی میایند.
اگر آقای هاشمی بیاید به یاری خدا از این مرحله دشوار می گذریم. دل ها نزدیک می شوند و سوء ظن ها کم می شود. و بار دیگر حضور مردم و داوری ایشان کار ساز خواهد شد.
May 09 2013
باهنر: من پیشنهاد واگذاری سهام نفتی به احزاب را به احمدینژاد دادم
رادیوفردا: محمدرضا باهنر، نامزد احتمالی انتخابات ریاست جمهوری ایران، فاش کرد که اشاره اخیر محمود احمدینژاد و افشاگریهایش درباره تلاش یکی از چهرههای سیاسی برای واگذاری شرکتهای نفتی به احزاب، متوجه شخص او بوده است.
در مصاحبهای با وبسایت مشرقنیوز که روز پنجشنبه، ۱۹ اردیبهشت منتشر شد، آقای باهنر گفت که اوایل دوران ریاست جمهوری محمود احمدینژاد به او پیشنهاد داده است شرکتی مانند پتروپارس به افراد مورد «اعتماد» و کسانی واگذار شود که «اگر گوشتش را هم میخورند، استخوانش را دور نمیاندازند».
به گفته او، چنین پیشنهادی ناظر به برنامه خصوصیسازی بنگاههای اقتصادی و هدف از آن نیز سرمایهگذاری بر روی شرکت پتروپارس بوده است تا روزی اهمیتی مانند شرکت نفتی بریتانیایی- هلندی «شل» پیدا کند.
آقای باهنر اظهار داشت: «من اتفاقا برایش پیشنهاد مشخصی دادم و [به احمدینژاد] گفتم سهام آن [پتروپارس] را به سه دسته تقسیم کن. یک دسته را بده به پرسنل فعلی پتروپارس. یک گروه را هم بده به مدیران سطح بالای نفتی ما بعد از انقلاب و یک بخشی را هم بده به نفتیهای ما در سطح دنیا. »
او در ادامه گفت که پیشنهاد خود را نوشته و تحویل آقای احمدینژاد داده اما مدتی بعد که به منظور پیگیری آن به وزرای کشور و اقتصاد مراجعه کرده، متوجه شده که «آقای احمدینژاد نامه را گرفته و گذاشته در کشوی میزش» که «لابد برای روز مبادا» بوده است.
محمود احمدینژاد در جریان سفر اخیر خود به اصفهان با انتقاد از آنچه رواج «زد و بند» در کشور خواند، گفت که یکی از منتقدان دولت به او پیشنهاد داده است برای حفظ انقلاب دو شرکت نفتی به احزاب سیاسی واگذار شود و از آنان پولی نیز گرفته نشود.
او اما اشارهای به نام فرد پیشنهاددهنده نکرد و در واکنش به حاضران در سخنرانی که خواهان افشای نام او بودند، تنها گفت که «خودشان، خودشان را لو میدهند».
اکنون به فاصله حدود دو هفته از آن اظهارات محمدرضا باهنر ضمن آشکار ساختن هویت فرد مورد اشاره آقای احمدینژاد، تلاش میکند جنبههای مختلف پیشنهاد خود را توضیح دهد.
او گفت: «حالا فرض کنید که ۱۰ میلیون تومان سهام به یک نفر هبه بکنیم و بگوییم اصلا پول هم نمیخواهد بدهی اما شما در پتروپارس اینقدر سهم دارید و این را شرط بگذار که مثلا ما این سهام را به شما میدهیم به شرطی که پتروپارس هر سال ظرفیت خودش را دو برابر بکند.»
آقای باهنر در نهایت اظهار داشت، هنوز هم به چنین طرحی اعتقاد دارد و اگر روزی «کارهای» بشود به این نوع «سرمایهگذاریهای دراز مدت» عمل خواهد کرد.
محمود احمدینژاد به مناسبتهای مختلف از فساد اقتصادی در میان مقامات ایران سخن گفته و تهدید به افشاگری کرده است. او در جریان سخنرانی اخیر خود در اصفهان درباره یک مورد اختلاس به مبلغ ۱۰ تا ۱۱ میلیارد تومان صحبت کرد، اما از کسی نام نبرد.
May 09 2013
فریب انتخاباتی
دلنوشتههای دلنشین: دو گدا در خیابانی نزدیک واتیکان کنار هم نشسته بودند. یکی صلیب گذاشته بود و دیگری الله…
مردم زیادی که از آنجا رد می شدند، به هر دو نگاه می کردند و فقط در کلاه اونی که پشت صلیب نشسته بود پول میانداختند.
کشیشی از آنجا می گذشت ، مدتی ایستاد و دید که مردم فقط به گدایی که صلیب دارد پول می دهند و هیچ کس به گدای پشت الله چیزی نمی دهد. رفت جلو و گفت:
رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا مرکز مذهب کاتولیک است.
پس مردم به تو که الله گذاشتی پول نمی دهند، به خصوص که درست
نشستی کنار یه گدای دیگری که صلیب دارد.
در واقع از روی لجبازی هم که
باشد مردم به اون یکی پول میدهند نه تو.
گدای پشت الله بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای پشت صلیب و گفت:
هی “اسدالله” نگاه کن کی اومده به ما بازاریابی یاد بده؟
* مراقب باشید به لجبازی با یکی، سکه تان را در کلاه دیگری نیاندازید، یا
رای تان را در صندوق دیگری نیاندازید
May 09 2013
طرح سناتورهای آمریکایی برای انسداد ذخایر ارزی ایران در خارج
رادیوفردا: پنج سناتور آمریکایی از هر دو حزب دموکرات و جمهوری خواه چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت طرحی ارائه دادهاند که بر اساس آن دسترسی ایران به میلیاردها دلار ذخایر ارزی خود در بانکهای خارجی قطع میشود.
این طرح در صورت تایید رئیسجمهوری آمریکا محدودیتهایی برای برخی نهادهای ایرانی مانند بانک مرکزی و شرکت ملی نفت ایران برای نقل و انتقالات مالی با استفاده از ارزهای خارجی از جمله یورو اعمال خواهد کرد.
در این طرح اشارهای به رقم ذخایر ارزی ایران در بانکهای خارجی نشده است، اما اوخر سال گذشته حمید صافدل معاون وزیر صنعت، معدن و تجارت ایران اعلام کرد که ذخایر ارزی ایران در بانکهای خارج از کشور معادل ۱۰۰ میلیارد دلار است.
خبرگزاری رویترز نیز طی گزارشی که چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت منتشر کرد، ذخایر ارزی خارج از ایران را معادل ۶۰ تا ۱۰۰ میلیارد دلار تخمین زده است.
اگر طرح جدید به امضای باراک اوباما برسد، این ذخایر در بانکهای خارجی مسدود خواهند شد.
این سناتورها هشدار دادهاند بر اساس این دور از تحریمها هر بانک خارجی که بعد از روز پنجشنبه ۱۹ اردیبهشت، عمدا اقدام به نقل و انقالات مالی یا تسهیل آن با هر ارزی (به غیر از ارز محلی) به بانک مرکزی یا نهادهای تحت تحریم ایران، از جمله بخشهای انرژی، کشتیرانی، کشتیسازی، اپراتور بندر یا نهادهایی به نیابت از آنها انجام دهد، ممکن است در فهرست سیاه آمریکا قرار گیرد.
سناتورهای طراح این لایحه به نهادهای مالی در سراسر جهان هشدار دادهاند که یا باید از روز پنجشنبه نقل و انتقالات بانکی با نهادهای تحت تحریم ایران را با هر ارزی که باشد متوقف کنند، یا ریسک قطع دسترسی به سیستم مالی آمریکا را بهجان بخرند.
بر اساس اطلاعیه این سناتورها، دولت ایران همراه با بانک مرکزی خود حسابهای بانکی زیادی در سرتاسر جهان دارد که دارای پسانداز هنگفتی از ارز خارجی بهویژه یورو است.
بر اساس گزارشها ایران از این پساندازها بهعنوان ابزاری برای دور زدن تحریمهای غرب با تبدیل آنها به ارزهای دیگر برای واردات استفاده میکند.
بر اساس قانون جدید، این تبدیل ارزها در خارج باید از روز پنجشنبه بهصورت موثری متوقف شود و هر نهادی که از روز پنجشنبه اقدامات یاد شده را متوقف نکند، در صورت تصویب آن با خطر تحریم آمریکا مواجه خواهند شد.
این طرح بهعنوان نمونه میگوید که بانکهای چینی یا شعبات آنها در اروپا نباید با ارز یورو با ایران معامله کنند و تنها بایستی از ارز یوان برای نقل و انتقالات مالی استفاده کنند.
در همین زمینه ۳۶ سناتور آمریکایی ۲۵ فوریه سال جاری طی نامهای به اتحادیه اروپا هشدار دادند که « نظام پرداخت بانک مرکزی اتحادیه اروپا بهگونهای است که ایران میتواند از طریق آن پول یورو را به واحدهای پولی دیگر تبدیل کند و همچنان به تجارت خود ادامه دهد».
آمریکا همچنین فوریه سال جاری تحریمهایی علیه ایران وضع کرد که بر اساس آن کشورهای خریدار نفت ایران نمیتوانند پول نفت ایران را به خارج از کشور منتقل کنند و دولت تهران فقط می تواند از این پول برای خرید «کالاهای مجاز» در همان کشور و انتقال به ایران استفاده کند.
May 08 2013
ابهام در علت انفجارهای غرب شهر تهران
دیگربان: مقامهای امنیتی و نظامی گزارشها درباره وقوع سلسه انفجارهایی در غرب تهران را تائید کرده٬ اما در اعلام علت این انفجارها با یکدیگر اختلاف دارند.
روز گذشته (سهشنبه ۱۷ اردیبهشت) گزارشهایی مبنی بر وقوع سه انفجار پی درپی در مرکز تحقیقات و انبار موشکی غرب تهران منتشر شد که ساعتی بعد برخی رسانههای محافظهکار این گزارشها را رد کردند.
روز چهارشنبه (۱۸ اردیبهشت) علی عبداللهی٬ معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور ادعا کرده که این انفجارها مربوط به انهدام «مهمات ضایعاتی و از رده خارج بوده است.»
این در حالی است که سرهنگ علیاوسط کوهستانی، معاون اجتماعی فرمانده انتظامی غرب استان تهران اعلام کرده «از انفجارهای شب گذشته غرب تهران اطلاعی نداریم.»
آقای کوهستانی همچنین افزوده است: «با سند و مدرک مستدل این موضوع که انفجار مربوط به از بین بردن ضایعات مهمات در یکی از پادگانها بوده را تائید نمیکنیم.»
اظهارات متناقض این مقامهای امنیتی و انتظامی در شرایطی بیان شده که روز گذشته سایت امنیتی «مشرق نیوز» ادعا کرده بود این انفجارها «در انبار یک کارخانه مواد شیمیایی متعلق به یک شرکت خصوصی در منطقه شهریار رخ داده است.»
۲۱ آبان ماه سال ۱۳۹۰ نیز انفجاری در زاغه مهمات سپاه در ملارد شهر کرج منجر به مرگ تعدادی از فرماندهان این نیرو شد که با گذشت ماهها از زمان این انفجار٬ هنوز علت اصلی آن اعلام نشده است.
May 08 2013
نوه خواهر خامنهای: پسر و برادر علی خامنهای مرا به قتل تهدید کردهاند
دویچهوله: حمیدرضا فروزانفر، نوه خواهر علی خامنهای مدعی است که تهدید به مرگ شده است. او در گفتوگو با دویچه وله از ویژگیهای شخصیت رهبر جمهوری اسلامی، فرزندان، روابط درون بیت و نیز از اختلافات درون خانواده خامنهای میگوید.
حمیدرضا فروزانفر نوهی خواهر بزرگ علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی ایران است. مادر بزرگ او، فاطمه سلطان حسينى خامنه، ۸۶ ساله، بزرگترین فرد زنده خاندان خامنهای و همسر ابوالقاسم شمساللهی است. حمیدرضا فروزانفر از زمان کودکی تا جوانی به مناسبتهای مختلف به بیت علی خامنهای رفت و آمد داشته و با پسران رهبر جمهوری اسلامی ایران در ارتباط بوده است.
حمیدرضا سال ۸۸ از ایران به فرانسه رفت. او به دویچه وله میگوید به دلیل مواضعی که در سالهای اخیر گرفته، چندبار توسط پسر، برادر و اطرافیان علی خامنهای تهدید به مرگ شده است.
نوه خواهری رهبر جمهوری اسلامی درباره اینکه چگونه توسط بستگان خود یعنی پسر و برادر علی خامنهای تهدید به مرگ شده، به دویچه وله میگوید: «دو مورد خیلی روشن را مثال میزنم که تهدید رسمی است. نوروز سال ۹۰، در مراسم سالگرد درگذشت پدربزرگم، مصطفی خامنهای، پسر علی خامنهای، مادرم را به کناری میکشد و به او میگوید اگر حمیدرضا بخواهد به موضعگیریهای خود ادامه دهد، عجیب نیست که در فرانسه در یک تصادف رانندگی کشته شود. همینطور محمد خامنهای با واسطهای به مادر بزرگم میگوید بعید نیست مسعود در این راه جان خود را از دست بدهد».
حمیدرضا فروزانفر، ضمنا پسر دخترخالهی محمود مرادخانی تهرانی است. محمود مرادخانی تهرانی فرزند شیخ علی تهرانی و بدری حسینی خامنهای خواهر رهبر جمهوری اسلامی است. شیخ علی تهرانی در سالهای نخست انقلاب به مخالفان جمهوری اسلامی پیوست و همراه همسر و فرزندان خود به عراق مهاجرت کرد. محمود، خواهرزاده علی خامنهای از ۲۷ سال پیش در فرانسه زندگی میکند.
محمود مرادخانی تهرانی، درباره احتمال تهدید حمیدرضا فروزانفر توسط پسر و برادر علی خامنهای به دویچه وله میگوید: «هر کس با رژیم مخالف باشد، حتی اگر از خانواده علی خامنهای هم باشد، به او ضربه میزنند. رژیم در بسیاری موارد از تهدید استفاده میکند تا کنشگران سیاسی مجبور به سکوت شوند. این رژیم تا جایی که میتواند فریب میدهد، جایی که میبیند فریب کارساز نیست، تهدید میکند، ضربه میزند و میکشد».
خواهرزاده رهبر جمهوری اسلامی میافزاید: «پسران خامنهای میخواهند به قدرت برسند و در این راه، ایرادگیری، انتقاد و نه گفتن را تحمل نمیکنند. بعید نیست به همین دلیل که میخواهند از منافع خود دفاع کنند، ناچار به تهدید شدهاند».
گفتوگوی کامل دویچه وله با حمیدرضا فروزانفر را میتوانید در فایل صوتی مصاحبه بشنوید.
گفتوگو با حمیدرضا فروزانفر درباره زندگی علی خامنهای
مهمترین بخشهای سخنان حمیدرضا فروزانفر، نوهی خواهر بزرگ علی خامنهای را در زیر میخوانید:
شکاف در خانوادهی خامنهای در پی انتخابات ۸۸
• انتخابات سال ۱۳۸۸، لحظه تاریخی دو قسمت شدن خانواده خامنهای بود. تمام رفتارهای کجدار و مریز و تناقضاتی که در ذهن ما بود و نمیتوانستیم درباره آنها حرف بزنیم، عملا بعد از اتفاقات سال ۸۸ خود را نشان داد. طوری که خانواده به دو قسمت کاملا متفاوت تقسیم شد، قسمتی که مخالف است اما امکان ابراز مخالفت را بهخاطر خطرش ندارد و سعی میکند با بیت رهبری کمتر رفت و آمد کند. برای اینکه در این رفتوآمدها یک حس تنفر از خود در آدم ایجاد میشود. اینکه سر سفره کسی بنشینی و میهمان آدمی باشی که حکم قتل یک عده آدم را با رفتار و عملکرد خود صادر میکند.
• در خانواده خامنهای دو قسمت تاریخی وجود دارد. به طور خاص خانوادهی مادری من، خانوادهی خالهی مادر من که خانم بدرالسادات حسینی همسر آقای شیخ علی تهرانی هستند و خانوادهی آقای هادی خامنهای، اینها یک قسمت هستند. در قسمت مقابل محمد خامنهای، حسن خامنهای و فرزندانشان هستند. تفاوت این دو قسمت در اعتقاد نداشتن نیست، در منفعتطلبیشان است.
بودجه نفت برای بنیاد صدرا به ریاست محمد خامنهای
• محمد خامنهای، برادر بزرگ رهبر جمهوری اسلامی، رئیس “بنیاد اسلامی صدرا” است. برای این بنیاد بودجه مستقیم نفتی در نظر گرفته شده است. این بنیاد سال ۷۵ یا ۷۶ تاسیس شد و فقط یک کنگره برگزار کرد. بعد از آن تبدیل شد به یک کارتل اقتصادی که از بیت رهبری مستقیما حمایت میشود.
بنیاد اسلامی صدرا مدتی پس از تاسیس شروع به ساخت و ساز کرد. املاکی را به نازلترین قیمت خریداری کرد و بعد با قیمت دیگری فروخت و از این طریق به ثروتی کلان رسید.
تصمیمات مهم در فاصله نماز مغرب و عشا
• در دوران دبیرستان هر از چندگاهی برای دیدن پسران آقای خامنهای و خود آقای خامنهای، هنگام نماز مغرب و عشا به بیت آقای خامنهای میرفتم. نماز مغرب و عشایی که در بیت آقای خامنهای برگزار میشود سرقفلی دارد و هر کسی نمیتواند وارد آن حیطه خصوصی شود. وقتی بخواهید رودررو با خود آقای خامنهای صحبت کنید، معمولا در فاصلهی بین نماز مغرب و عشا و شام شدنی است.
خیلی از اتفاقات و تصمیمات مهمی که در سرنوشت همهی ما تاثیر دارد، در فاصلهی بین نماز تا شام آقای خامنهای گرفته میشود. آدمها میآیند درباره بعضی چیزها کسب تکلیف میکنند، نظر یا گزارش میدهند.
در طول زمان، وقتی که فضای بیت گستردهتر شد، آدمهایی آمدند بین حلقهی اول و کسانی که میخواهند وارد این فضا شوند قرار گرفتند و حالت رانت پیدا کرد. مثلا من اگر بخواهم چیزی را مستقیما به آقای خامنهای بگویم، مجبورم یک آدمی را ببینم که آن آدم ممکن است لزوما موافق سخن من نباشد یا بخواهد از این موقعیت سوءاستفاده کند یا من را در موقعیتی قرار دهد که مجبور شوم کاری برایش انجام دهم.
پسران علی خامنهای
• آقای خامنهای چهار پسر و دو دختر دارد. از لحاظ سنی من با مسعود و میثم، دو پسر آخر آقای خامنهای، همسن و سال هستم و بیشتر با آنها رفتوآمد میکردم. مصطفی خامنهای خیلی بزرگتر از ماست و ارتباط مستقیم با او نداشتم. مجتبی خامنهای هم حدود ۱۵ سال از من بزرگتر است.
میان پسران آقای خامنهای از همه تودارتر، مرموزتر و موذیتر مجتبی خامنهای است. او خیلی کمتر در مهمانیها شرکت میکرد و وارد بحث میشد. در دوران کودکی او مشکل کیسه صفرا و مشکل گوارشی داشت. در مقطعی خیلی رنجور و بسیار لاغر بود. بعدا با درمان بهتر شد. بهخاطر مشکلات جسمی در دوران کودکی بیشتر مورد توجه خانواده بود و به نوعی عزیزکردهی خانواده است.
محمود مرادخانی تهرانی، پسر خواهر علی خامنهای محمود مرادخانی تهرانی، خواهرزاده علی خامنهای
همزمان با پسران آقای خامنهای من با حامد، برادرزاده علی خامنهای و پسر حسن خامنهای همسن هستم. بیشتر دوران کودکی من با او گذشت. تا وقتی مادر آقای خامنهای زنده بود تابستانها برای تعطیلات به خانه او در مشهد میرفتیم. در آن جمع خانوادگی همه بچهها با هم بودند، از جمله حامد، مسعود، من، دختر آقای هادی خامنهای و میثم. وقتی به سن جوانی رسیدیم، من بیشتر با مسعود و میثم و حامد در ارتباط بودیم و صحبت میکردیم.
عروسیهای مدرن دختران رهبر
• از نکات جالب خانواده آقای خامنهای، سیر دگرگونی عروسی چهار پسر و دو دختر اوست. مصطفی از خانواده آقای خوشوقت همسر انتخاب کرد. الان مشحص است که آقای خوشوقت از روحانیانی بود که در وزارت اطلاعات حکم قتل صادر میکرد.
مجتبی پسر دوم آقای خامنهای از خانواده آقای حدادعادل دختر گرفت. مسعود با خرازیها وصلت کرد. میثم هم دختر یکی از بازاریان مهم تهران را گرفت. بشری دختر بزرگ آقای خامنهای با پسر آقای محمدی گلپایگانی که رئیسدفتر ایشان است ازدواج کرد. شوهر هدی دیگر دختر آقای خامنهای هم یکی از بازاریان مهم است.
به خوبی به یاد دارم که عروسی مصطفی، نه چندان ساده، ولی یک عروسی آخوندی بود. مسلما در این عروسی چیزهایی که برای مردم عادی شادیبخش به حساب میآید، وجود نداشت. جلوتر که میآییم عروسی مجتبی است. بعد عروسی مسعود است و بعد هم عروسی میثم.
به تدریج هر چه جلوتر میآییم بیشتر شبیه عروسیهای متداول میشود. در عروسی مصطفی به هیچ عنوان فیلمبرداری وجود نداشت. آقای خامنهای خیلی رسمی آمد و نشست، با یک صلوات و شیرینی ساده، همه چیز تمام شد. در عروسی میثم و مسعود، ما دوربین فیلمبرداری داشتیم، آقای خامنهای به عنوان دعوتکننده به میان جمع آمد و با همه خوش و بش کرد. فضای شادتری وجود داشت. یک مجلس عروسی، که باز هم در چارچوب آخوندی برگزار شد ولی تجملاتیتر بود. همزمان با تغییرات جامعه، آنها هم تغییر کردند.
• به طور خاص عروسی دخترهای آقای خامنهای، کاملا مطابق مد روز بود. من در قسمت زنانه عروسی دخترهای آقای خامنهای شرکت نداشتم، چون زنانه و مردانه کاملا جداست. اما فضا، یک فضای کاملا به روز بود: لباسهای مد روز، دخترها لباسهای کاملا باز، آرایش کرده. این اتفاق برای خانواده من هم عجیب بود. خانوادهام شوکه شده بودند که این لباسها که قاعدتا باید مصداق “تهاجم فرهنگی” به حساب بیاید را چه طور دختران آقای خامنهای پوشیدهاند.
این موارد نشان دهنده همراه شدن با جامعه است. منتها اگر برای دختران آقای خامنهای مجاز است پس برای جامعه هم باید مجاز باشد. اگر این لباسها را مصداق تهاجم فرهنگی حساب میکنند، پس باید برای دختران آقای خامنهای هم ناپسند به حساب بیاید. از خانوادهام نقل میکنم که میگویند برای خرید، خانواده آقای خامنهای پاساژ را قرق میکنند. قبل از آن مراحل چک کردن پاساژ انجام میشود یا از بهترین فروشگاههای اروپا سفارش میدهند و برایشان میآوردند. این موارد قبلا وجود نداشت و خیلی تازه است. در بیت، تنها جای به نمایش گذاشتن و خود را در معرض دید دیگران قرار دادن، مهمانیهای زنانه است.
“معترضان انتخابات ۸۸ را باید در خیابان میسوزاندیم”
• سال ۸۹ که به ایران برگشتم با حامد و مسعود درباره انتخابات بحث و گفتوگوی مفصلی داشتم. مجتبی را هم دیدم، خود آقای خامنهای را هم در حد گذرا و خیلی کوتاه و در حد احوالپرسی دیدم. چون اولینباری بود که از اروپا به ایران برمیگشتم، مسعود درباره فضای علمی و اجتماعی اروپا از من سوال کرد و دراینباره مفصل با هم صحبت کردیم. نمیشد مستقیما از مسعود درباره اتفاقاتی که پس از انتخابات در ایران افتاده بود، سوال و انتقاد کرد. از مسعود پرسیدم که آقای خامنهای که از احمدینژاد حمایت مطلق کردند، اگر بعدا احمدینژاد کاری بکند که آقای خامنهای با او موافق نباشد، موضع بیت رهبری چیست؟ مسعود جواب داد: “مسئله به این سادگی که شما فکر میکنید نیست. مسئله اینجور نیست که صرفا یک حمایت باشد”.
حمیدرضا فروزانفر، نوه خواهر علی خامنهای حمیدرضا فروزانفر، نوه خواهری علی خامنهای
در یک بحث با مجتبی که حالت متشنجی پیدا کرد، وقتی یکی از اعضای خانواده من، به برخوردی که با مردم و طرفداران موسوی و کروبی در خیابانها میکنند، اعتراض میکند، مجتبی عین این جمله را میگوید: «ما خیلی ملاطفتآمیز برخورد کردیم، باید آنها را در خیابان میسوزاندیم».
شخصیت علی خامنهای
• از خاطراتی که از اطرافیانم شنیدهام نقل میکنم: آقای خامنهای در دوران کودکی و نوجوانی همیشه نفر دوم بوده است. پسری بوده که همیشه مورد عتاب قرار میگرفته است. شخصیتی آبزیرکاه، مرموز، بدجنس و کینهای بوده است. بسیار انتقامجوست. به مسیر مبارزاتی او هم اگر نگاه بکنید، هیچوقت آدم مهمی نبوده است. قبل از انقلاب، در طول دوران مبارزات هیچ اثر خاصی از آقای خامنهای وجود ندارد. حتی اوایل انقلاب جزو نمایندگان شورای رهبری هم از طرف آقای خمینی انتخاب نمیشود.
• آقای خامنهای در محافل خصوصی بسیار آدم لمپنمآب، کلفتگو و حتی گاهی اوقات در جمعهای خیلی خصوصی و دوستهای خیلی صمیمی خارج از فرم و قاعده عادی محاورهای صحبت میکند. باز هم با واسطه نقل میکنم، وقتی برادرشان برایشان پیپ چاق میکنند، در آن محفلی که فقط چهار، پنج نفر حق حضور دارند، حتی شوخی جنسی هم انجام میشود.
“خامنهای نه فرشته است و نه غول دستنیافتنی”
• من مشاهداتم را مطرح میکنم، تا در درجه اول از این خانواده اعلام برائت کنم. میخواهم این را هم بگویم، آن تصویر آسمانی و رؤیایی که از آقای خامنهای ساختهاند واقعی نیست. میخواهم کمک کنم این آدم را واقعیتر ببینیم. اگرچه آقای خامنهای باید مسئولیت همه کارهایش را به عهده بگیرد، ولی با بزرگ کردن زیادی آقای خامنهای، غول نشان دادن و سیاه نشان دادن او، انگار که راهحل را دستنیافتنی میبینیم. انگار که فکر میکنیم این آدم همیشه زنده است، همیشه خواهد ماند و قرار است این سیستم همیشه ادامه پیدا بکند. درصورتی که در دو سر طیف، چه آنهایی که او را فرشته میدانند و چه آنهایی که او را غول فرض میکنند، اگر او را واقعی ببینند و هیمنه این آدم بشکند، راحتتر میتوانند با این معضل بزرگ جامعهمان روبهرو شوند و آن را حل کنند.
