اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

May 07 2013

محمد خاتمی: خوشحالم که هاشمی می‌آید

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران، روز سه‌شنبه ۱۷ اردیبهشت، در دیدار با شماری از روزنامه‌نگاران از اینکه اکبر هاشمی رفسنجانی احتمالا نامزد انتخابات ریاست جمهوری خواهد شد، ابراز خرسندی کرد و گفت آمدن هاشمی به معنای برد همه است.

به گزارش وبسایت محمد خاتمی وی تصریح کرد: «خوشحال شدم وقتی دیروز جناب آقای هاشمی گفتند که حاضرند بیایند، البته در صورتی که رهبری مخالف نباشند. درست است اگر رهبری نخواهند هرکس که بخواهد بیاید مشکل ایجاد می‌شود و من می‌گویم چرا رهبر معظم مخالف باشند؟! به گفته ایشان هیچ کس برایشان هاشمی نمی‌شود. ایشان بیش از همه ما جایگاه، نقش،‌ توان و خیرخواهی آقای هاشمی را می‌شناسند و اگر با هماهنگی بیایند می‌شود به کشور سر و سامان داد و قطعا رهبری می‌خواهند وضع بهتر شود؛ امری که با آمدن جناب آقای هاشمی میسر است.»

محمد خاتمی تصریح کرد: «خوشحالم آقای هاشمی می‌آیند. اگر آقای هاشمی بیاید به یاری خدا از این مرحله دشوار می‌گذریم. دل‌ها نزدیک می‌شوند و سوء ظن‌ها کم می‌شود. و بار دیگر حضور مردم و داوری ایشان کار ساز خواهد شد.»

خاتمی با اشاره به دعوت‌های صورت گرفته از وی و هاشمی رفسنجانی برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری گفت: «مطالبه مردم هم لااقل بسیاری از آنان که به من دسترسی دارند این است که یا من یا جناب آقای هاشمی باید بیایید و مطمئن هستم که اگر همه بخواهیم و همه دستگاه‌ها کمک کنند آمدن هاشمی به معنی برد همه است و خدا کند چنین شود.»

پیش از این اکبر هاشمی رفسنجانی، در دیدارهای مختلف، گفته بود در حال بررسی شرایط است و اگر آمدن وی باعث تشدید اختلاف‌ها نخواهد شد احتمال دارد کاندیدا شود.

رئیس جمهوری پیشین ایران، در بخش دیگری از سخنان خود تاکید کرد که اگر خود وی نامزد شود، فشار بر مردم بیشتر شده اما هاشمی دارای امتیازاتی است که می‌تواند در این برهه کشور را از وضعیت کنونی بیرون ببرد.

خاتمی گفت: «جناب آقای هاشمی از ارکان انقلاب و نظام هستند و نقش ممتازی قبل و بعد از انقلاب و در شکل‌گیری و استحکام نظام و جمهوری اسلامی داشته‌اند و هزینه سنگینی نیز پرداخته‌اند. علاقه امام به ایشان بر همه روشن است. ایشان برای برون‌رفت از بحران‌ها نقش محوری داشته اند در جنگ، در ساختن کشور و بعد از جنگ، آن هم کشوری که ویران شده بود. مردم بزرگواری که سخاوتمندانه جان و مال و عزیزان خود را برای دفاع از انقلاب و میهن در طبق اخلاص گذاشته بودند توقع داشتند بعد از جنگ کشور ساخته شود و زندگی مردم امن و روبراه گردد. آقای هاشمی در چنین وضعیتی پا به میدان گذاشتند.»

خاتمی افزود: «هاشمی یک سرمایه است و بدون تردیدی از جمله افرادی که به حقوق و حرمت مردم ایمان دارد و از آن دفاع می‌کند و نیز خواستار عدالت در جامعه است و نیز آمدن ایشان یقیناً دیدگاه بین‌المللی را نسبت به ایران تعدیل می‌کند و همین باعث گشایش یا کم شدن تنگناها می‌شود و نیز ایشان طرفدار فضای باز برای همه جریان‌ها و مدافع تشکل‌ها و بخش خصوصی است؛ علاوه بر آگاهی تجربه گران‌قیمت ایشان در مدیریت کشور و آمادگی همه نیروها و حتی جناح‌ها برای همکاری با ایشان خود مزیت بزرگی برای ایجاد دولتی منطق‌گرا، کاردان و مفید است.»

این گزارش تکمیل خواهد شد.

No responses yet

May 07 2013

سازمان بازرسی کل کشور جزئیات ماجرای فساد مالی ۴۵۰ میلیون یورویی را منتشر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سازمان بازرسی کل کشور، روز سه شنبه، خلاصه ای از گزارش و اسناد مربوط به ماجرای فساد مالی ۴۵۰ میلیون یورویی، در بارهٔ پروژه احداث تالارهای کنفرانس های بین المللی در کیش را منتشر کرد.

قبلا حمید بقایی، معاون اجرایی رئیس جمهوری،این ماجرا را تکذیب کرده و از مصطفی پورمحمدی، رئیس سازمان بازرسی کل کشورخواسته بود اگر اسنادی در این باره دارند آن را منتشر کنند.

نامه سازمان بازرسی کل کشور بعنوان پاسخ به حمید بقایی منتشر شده است.
در گزارش سازمان بازرسی، از جمله به نامه های حمید بقایی به وزیر اقتصاد و معاون برنامه ریزی ریاست جمهوری اشاره شده که در آنها وی خواستار تامین مالی این پروژه تا سقف ۴۵۰ میلیون یورو شده است.

مصطفی پور محمدی می گوید سازمان بازرسی کل کشور مانع اجرای این پروژه شده است.

No responses yet

May 07 2013

نام‌نویسی نامزدهای انتخابات(انتصابات) ریاست جمهوری ایران آغاز شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: ثبت نام نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران آغاز شد.

روز سه شنبه، ۱۷ اردیبهشت (۷ مه)، طی مراسمی که با حضور خبرنگاران در وزارت کشور ایران برگزار شد، مصطفی محمد‌نجار، وزیر کشور از طریق ویدیو کنفرانس، دستور آغاز ثبت نام از داوطلبان نامزدی در انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری ایران را صادر کرد.

ثبت نام به مدت پنج روز تا ۲۱ اردیبهشت از ساعت ۸ تا ۱۸ در محل وزارت کشور ادامه خواهد داشت و وزیر کشور از داوطلبان خواست تا طی مدت تعیین شده، به تدریج برای ثبت نام مراجعه کنند و ثبت نام را را به روز و ساعات آخر موکول نکنند.

وزیر کشور یادآور شد که از روز ۲۲ اردیبهشت، مرحله بررسی صلاحیت نامزدها توسط شورای نگهبان آغاز می‌شود و پس از انتشار اسامی کسانی که توسط این شورا گزینش شده اند، مرحله تبلیغات انتخاباتی آغاز خواهد شد.

وزیر کشور از نامزدها و هواداران آنان خواست تا از اقداماتی که ممکن است به “تبلیغات زودرس” تعبیر شود خودداری ورزند و توصیه کرد تا “به قانون ملتزم و در برابر آن تسلیم باشند.”

آقای محمد نجار همچنین از نامزدها و هواداران آنان خواست “از تخریب یکدیگر خودداری کنند.”

در همین مراسم، استانداران و سایر کارمندان مرتبط با برگزاری انتخابات در نقاط مختلف ایران در ارتباط زنده ویدیویی با وزارت کشور، ضمن گزارش اقداماتی که صورت داده‌اند، برای برگزاری انتخابات اعلام آمادگی کردند.
وزیر کشور

محمد نجار در مورد تبلیغات پیش رس هشدار داد

همزمان، ستاد انتخابات کشور هم با انتشار اطلاعیه شماره ۹، شرایط ثبت نام شوندگان را اعلام کرده است.

این اطلاعیه یادآور شده است که طبق اصل ۱۱۵ قانون اساسی جمهوری اسلامی و ماده ۳۵ قانون انتخابات، داوطلبان واجد شرایط باید از “رجال مذهبی و سیاسی”، ایرانی الاصل، داشتن تابعیت جمهوری اسلامی ایران، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و پیرو مذهب رسمی کشور (شیعه دوازده امامی) باشند.

داوطلبان می‌توانند در مدت تعیین شده برای ثبت نام، شخصا یا از طریق معرفی نماینده تام الاختیار، همراه با اصل شناسنامه و مدارک دیگر، برای دریافت و تکمیل فرم تقاضانامه نامزدی به وزارت کشور مراجعه کنند.

برای ثبت نام از داوطلبان، ۳۵ کاربر تعیین شده اند.
شرایط نامزدها

طبق قانون اساسی و قانون انتخابات در ایران، تنها افرادی حق شرکت به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری را دارند که پیشتر از سوی شورای نگهبان تایید و اسامی آنان اعلام شده باشد.

پس از پایان ثبت مهلت ثبت نام، وزارت کشور مدارک داوطلبان را به دبیرخانه شورای نگهبان ارسال می‌کند و این شورا نیز پس از پنج روز از تاریخ وصول مدارک، نظر خود در مورد افراد واجد صلاحیت را برای وزارت کشور ارسال می دارد. شورای نگهبان می تواند این مدت را برای پنج روز دیگر تمدید کند.
شورای نگهبان

کسانی حق نامزدی انتخابات را دارند که پیشتر مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفته باشند

وزارت کشور اسامی نامزدهای تعیین شده برای رقابت های انتخاباتی را روز اول خرداد اعلام می‌کند و فعالیت‌های انتخاباتی این افراد از روز ۳ خردادماه آغاز می شود و تا ۲۴ ساعت قبل از رای گیری در روز ۲۴ خرداد ادامه خواهد یافت.

در صورتی که در دور اول رای گیری هیچیک از نامزدها به اکثریت مطلق آرا دست نیابد، مرحله بعدی رای گیری بین دو نامزد دارای بیشتری شمار آرا برگزار می شود.

نامزدهای تایید شده از فرصت مساوی برای تبلیغات از رادیو و تلویزیون ایران برخوردار هستند و رادیو و تلویزیون از طریق کمیسیون بررسی تبلیغات، برنامه های تبلیغاتی نامزدها را تنظیم می‌کند.

اعضای این کمیسیون عبارتند از دادستان کل، وزیر کشور و مدیرعامل سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی یا نمایندگان آنان و یک نفر از اعضای شورای نگهبان یا فرد منتخب این شورا که بر فعالیت این کمیسیون نظارت خواهدکرد.

خبرگزاری مهر گفته است که تا کنون ۲۴ نفر برای نامزدی انتخابات اعلام آمادگی کرده‌اند و تقریبا به همین تعداد نیز گفته‌اند در حال بررسی شرایط برای ثبت نام هستند.

این خبرگزاری می افزاید که شورای اعلام کرده که شرایط جدیدی را برای بررسی صلاحیت کاندیداها در نظر گرفته است.

پیشتر، به نقل از سخنگوی شورای نگهبان گزارش شده بود که ممکن است این شورا از داوطلبان بخواهد برنامه‌های مورد نظر خود را نیز با مدارک دیگر ثبت نام به این شورا ارسال دارند.

در صورتی‌که این شرط جدید نیز به شرایط قبلی افزوده شود، شورای نگهبان علاوه بر گزینش افرادبر اساس صلاحیت سیاسی و عقیدتی، در مورد برنامه‌های اجرایی قابل قبول برای دوره بعدی ریاست جمهوری نیز تصمیم گیری خواهد کرد.

No responses yet

May 07 2013

محاکمه وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند و رفتاری وحشیانه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران: بنابه گزارشات رسیده به «فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران » وبلاگ نویس زندانی با دستبند و پابند در صحنه دادگاه ،توسط ساداتی قاضی وزارت اطلاعات مورد محاکمه قرار گرفت.

روز سه شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه وبلاگ نویس زندانی کاوه طاهری از بند سبز زندان عادل آباد شیراز به شعبه ۱ دادگاه انقلاب برده شد و توسط فردی به نام ساداتی مورد محاکمه قرار گرفت.وبلاگ نویس زندانی با دست بند و پابند به صحن دادگاه ولی فقیه برده شد و علیرغم اینکه وکیل وبلاگ نویس زندانی از ساداتی خواست که در دادگاه دستبند و پابند او را باز کنند اما ساداتی از این کار ممانعت کرد.

ساداتی رئیس شعبه ۱ دادگاه انقلاب شیراز در ابتدای محاکمه خطاب به کاوه طاهری وبلاگ نویس زندانی گفت :« تو حرمت شکنی کردی و طبق قانون حرمتت را می شکنم» و محاکمه به جلسه بعدی دادگاه کشیده شد.

وبلاگ نویس زندانی همراه همبندش که ازهموطنان بهایی است از ساعت ۰۹:۳۰ تا ساعت ۱۳:۲۰ با دست بند و پابند بدون امکان نوشیدن آب، استفاده از سرویس بهداشتی و امکان خوردن غذا منتظر شروع دادگاه بودند.

از طرفی دیگر بازجوی وبلاگ نویس زندانی در دادگاه حضور داشت و یک جنگ روانی علیه وی بکار می برد.

وبلاگ نویس زندانی پس از این دادگاه، قرار است در شعبه دیگری در دادگاه اطلسی شیراز به اتهامات دروغین توهین به مقدسات ، نشر اکاذیب و مداخله در سیستم کامپیوتر محاکمه شود.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، رفتارهای وحشیانه علیه وبلاگ نویس زندانی و سایر زندانیان سیاسی و عقیدتی در زندان عادل آباد شیراز و سایر زندانها را محکوم می کند و خواستار آزادی بدون قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی در زندانهای ولی فقیه آخوند علی خامنه ای است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

۱۳ اردیبهشت ۹۲ برابر با ۰۳ می ۲۰۱۳

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید

کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد

گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد

سازمان عفو بین الملل

info@hrdai.net

www.hrdai.net

http://hrdai.blogspot.com

pejvakzendanyan@gmail.com

Tel.:0031620720193

No responses yet

May 07 2013

دست گذاشتن نهادهای وابسته به خامنه ای بر نمایندگی «ب ام و»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفردا: سایت تلگراف می نویسد موسسات وابسته به آيت الله خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی، نمايندگی فروش « بی ام و » در ايران را تصاحب کرده اند.

يک موسسه سرمايه گذاری وابسته به آيت الله خامنه ای رهبر ايران متهم شده است به اعمال فشار برای تصاحب بزرگترين شرکت فروش خودروهای آلمانی در ايران.

به نوشته این روزنامه بریتانیایی، رييس شرکت نوريانی که به مدت هشتاد سال امتياز معامله با شرکت های خودروسازی و صنايع چاپ آلمان را در انحصار خود داشته می گويد که تحت فشار نهادهای وابسته به دفتر آيت الله خامنه ای مجبور شده است که سهام خود در شرکتی را که بزرگترين توزيع کننده خودروهای آلمانی در ايران است به يک موسسه به اصطلاح خيريه که زير نظر دفتر رهبر ايران فعاليت می کند، واگذار کند.

تلگراف می افزاید علی نوريانی مديرعامل شرکت نوريانی در مصاحبه ای با وب سايت خبری « فارائو » گفته است: «آقايان از بنياد خيريه شاه عبدالعظيم به ديدن من آمده و پيشنهاد خريد سهام من در اين شرکت را مطرح کردند. از آنجاييکه من نيز علاقمند بودم که به بنيادهای خيريه کمک کنم پيشنهاد آنها را پذيرفتم. به مرور آنها اکثر مسئوليت های اين شرکت را در کنترل خود گرفتند و من مجبور شدم که بخش بيشتری از سهام خود را به آنها واگذار کنم.»

این سایت می نویسد از زمان روی کار آمدن جمهوری اسلامی ايران شرکت نوريانی نهادهای ملی و سرمايه گذاری وابسته به حکومت و روحانيون ايران همواره برای تصاحب اين شرکت برنامه ريزی کرده اند.

تلگراف می نویسد آيت الله خامنه ای رهبر ايران همواره سعی کرده است وجهه ای از زندگی ساده و به دور از اموال دنيوی را به نمايش بگذارد ولی منتقدان وی می گويند که دفتر رهبری از صنايع و فعاليت های اقتصادی مهم ايران مثل صنايع نفت و تسليحات کميسيون خود را دريافت می کند. منتقدان می گويند که فرزندان آيت الله خامنه ای از اين طريق ثروت فراوانی را که بالغ بر ميلياردها دلار است، انباشته اند.

شرکت سرمايه گذاری ری يکی از شرکت های سرمايه گذاری است که توسط دفتر آيت الله خامنه ای هدايت می شود در حال حاضر و پس از تصاحب سهام شرکت « نوريانی » تنها شرکت عرضه کننده خودروهای « بی ام و» ساخت آلمان است.

علاوه بر اين در زمينه های تجاری و صنعتی ديگر مثل صنايع نفت و گاز، بيمه و حمل و نقل سرمايه گذاريهای گسترده ای دارد.

محمد ری شهری مديرعامل فعلی اين موسسه از وزرای امنيت سابق دولت ايران است و براساس اطلاعات مندرج در وب سايت اين موسسه، مستقيما توسط دستور آيت الله خامنه ای به اين مقام منصوب شده است.

يکی ديگر از اعضای هيئت مديره اين موسسه به نام محمد شريعتمداری از معتمدان و افراد نزديک به آيت الله خامنه ای و مشاور وی در زمينه سرمايه گذاريهای خارجی است.

تلگراف افزوده است يک سخنگوی شرکت آلمانی اتومبيل سازی «بی ام و» اعلام کرده که هيچ قرارداد رسمی برای واگذاری حق تجاری اين شرکت در ايران وجود ندارد. اين شرکت آلمانی در بيانيه خود گفت:« ما مناسبات خود را با اين موسسه ايرانی در سال ۲۰۰۹ خاتمه داده ايم ولی از اين موضوع با خبر هستيم که پس از آن تاريخ توسط موسسات وابسته به رهبر ايران تصاحب شده است.»

با اين همه اين شرکت يا موسسه وابسته به رهبر جمهوری اسلامی ايران از طريق خريد اتومبيل های «بی ام و» در کشورهای ثالث و انتقال آن به ايران فروش اين نوع اتومبيلها را در ايران ادامه می دهد.

No responses yet

May 07 2013

رویارویی سازمان مجاهدین خلق و جمهوری اسلامی در سوریه؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: نوشتۀ رضا تقی زاده
گزارش‌هایی غیررسمی حاکی از آن است که در کنار جهادی‌ها و و گروههای وابسته به سازمان القاعده، نفرات مرتبط با سازمان مجاهدین خلق نیز در نبرد مسلحانه علیه دولت اسد و متحدین آن شرکت دارند. مجاهدین خلق ضمن در نظر داشتن الگویی شبیه ارتش آزاد سوریه برای شکل دادن به تغییر رژیم در ایران، ارتش آزاد سوریه را همکار راهبردی خود معرفی می‌کنند.

اخضر ابراهیمی نماینده مخصوص سازمان ملل و اتحادیه عرب در امور سوریه اعلام داشته که اتباع ٣٨ کشور جهان در جنگ داخلی این کشور درگیر شده اند. گزارش‌های دیگر حاکی است که در کنار جهادی‌ها و و گروههای وابسته به القاعده، نفرات مرتبط با سازمان مجاهدین خلق نیز در این درگیری‌ها علیه دولت اسد و متحدین آن (که عملا محدود به جمهوری اسلامی و حزب الله لبنان است) شرکت دارند.

هفته گذشته مقامات وزارت خارجه و وزارت کشور بریتانیا نسبت به حضور صدها تن اتباع اروپایی در جنگ داخلی سوریه هشدار دادند. اگر چه مجاهدین خلق حتی پس از خارج شدن از لیست گروههای تروریستی توسط دولت آمریکا، همکاری خود را با “ارتش آزاد سوریه” انکار نکرده اند، در عین حال هرگز به حضور نظامی خود در جنگ داخلی سوریه اشاره ای نداشته اند.

مجاهدین خلق در مناطق مرزی اردن و سوریه به ایجاد پایگاهی مبادرت کرده اند که آنرا حنیف می نامند و بیمارستان می خوانند. این مرکز از جمله حلقه های ارتباطی مجاهدین خلق و ارتش آزاد سوریه است.
بر اساس گزارشهای غیررسمی، همکاری های مجاهدین خلق با ارتش آزاد سوریه بیشتر در مناطق مرزی آن کشور با اردن متمرکز و در رابطه با گروه تحت فرمان عزت ابراهیم معاون سابق صدام صورت می‌گرفت.

سالهای طولانی حضور نیروهای مجاهدین خلق در عراق روابط لازم را برای ادامه همکاری های این گروه و طرفداران صدام، بعد از سقوط رژیم بعثی در بغداد، فراهم آورد و این همکاری ها با آغاز جنگ داخلی سوریه ابعاد تازه ای یافت.
همزمان با افزایش گرایشهای دوستانه دولت شیعی نوری مالکی به سوی جمهوری اسلامی ایران، روابط عزت ابراهیم با کشورهای غربی به گونه‌ای محسوس بهبود یافته است. علاوه بر دیدارهای محلی در مرزهای مشترک سوریه و اردن، تاکنون گزارشهای متعددی مبنی بر دیدار و مذاکرات نمایندگان مجاهدین خلق و ارتش آزاد سوریه در پایتختهای غربی منجمله پاریس انتشار یافته است.
مجاهدین خلق ضمن در نظر داشتن الگویی شبیه ارتش آزاد سوریه برای شکل دادن به تغییر رژیم در ایران، ارتش آزاد سوریه را همکار راهبردی خود معرفی میکنند.

گسترش حضور مجاهدین در سوریه

موضوع حضور نفرات وابسته به مجاهدین خلق در جنگ داخلی سوریه زمانی ابعاد تازه یافت که گزارشهایی غیررسمی پیرامون کشته شدن دو تن از وابستگان آنها در خط مقدم و ضمن درگیری با نیروهای امنیتی سوریه منتشر شد.

یک سایت خبری شناخته شده مخالف با مجاهدین خلق موسوم به “اینتر لینک” که در آن افراد بریده از سازمان یادشده گرد آمده اند از جمله منابع اولیه انتشار گزارش کشته شدن دو تن از وابستگان غیرایرانی و غیرعرب این سازمان در جنگهای داخلی سوریه بود.
بنا بر گزارش‌های مرتبط با این تحول با اهمیت، افراد به قتل رسیده از طریق کشورهای دانمارک و سوئد به استانبول پرواز و آنگاه از راه زمینی خود را به داخل سوریه رسانده‌اند. محتوای این گزارش با اطلاعات رسمی انتشاریافته توسط دولت بریتانیا مبنی بر “حضور اتباع اروپایی در جنگ داخلی سوریه” و همچنین گزارش رسمی اخضر ابراهیمی نماینده سازمان ملل در این زمینه کاملا همسو و قابل توجیه بنظر میرسد.

کشورهای غربی بخصوص آمریکا، بریتانیا و فرانسه ضمن نگرانی از امکان مراجعت جهادی های اروپایی به کشور متبوع خود و مبادرت به اقدامات تروریستی در خانه، تلاش میکنند گروههای افراطی حاضر در جنگ داخلی سوریه را از راه نفوذ در آنها مورد شناسایی قرار دهند. مجاهدین خلق می‌توانند بجای ماموران اطلاعاتی سرویس‌های غربی تسهیلات لازم را در این زمینه فراهم سازند.

نقش ترکیه

حضور افراد وابسته به مجاهدین خلق در ترکیه و انتقال آنها به سوریه بدون اطلاع مقامات امنیتی دولت آنکارا تا حدودی غیرقابل‌هضم است. مجاهدین خلق در شهر استانبول کاملاً فعال هستند و دولت ترکیه در حد امکان تحرک آنها را از نزدیک زیر نظر دارد. نکته دیگری که ماهیت آن در وضعیت کنونی چندان روشن نیست اطلاع داشتن مستقیم سازمانهای اطلاعاتی و نظامی غرب از این تحول تازه، و یا اقدام مستقیم سازمان مجاهدین خلق، بدون مشارکت سرویس‌های اطلاعاتی غربی است.

مناسبات ایران و ترکیه که از سال گذشته بدنبال استقرار موشکهای پاتریوت در مرزهای مشترک با ایران به وضعیت بحرانی رسیده بود طی ماههای اخیر و بخصوص بعد از حصول توافق مابین دولت آنکارا و عبدالله اوجالان رهبر کردهای ترکیه، مبنی بر اعلام آتش بس و ترک جنگ، تیره‌تر از پیش شد.

کردهای پ ک ک از دهه هشتاد تاکنون با ارتش و نیروهای امنیتی ترکیه در جنگ و گریز بوده اند. تلفات ناشی از این درگیری ها افزون بر 40 هزار ارزیابی شده است.
اوجالان در یک گردش سیاسی محسوس موافقت کرده که نیروهای نظامی پ ک ک از خاک ترکیه خارج و در مناطق کردنشین شمال عراق و کوههای قندیل مستقر شوند. با این سیاست بخشی از شاخه های افراطی کرد موافق نیستند. جمهوری اسلامی نیز این توافق را در خط مصالح امنیتی خود نمی‌بیند. گزارشهای دیگر حاکی است که نیروهای نظامی کرد بعد از خروج از ترکیه در کنار نیروهای مسلح کرد ایران قرار می‌گیرند.
نقل و انتقال این نیروها به شمال عراق و یا مناطق کردنشین نزدیک به مرزهای ایران میتواند جمهوری اسلامی را در وضعیت دشواری قرار دهد. واکنش جمهوری اسلامی نسبت به چنین تحولی میتواند با استفاده از اهرمهای مشابه صورت گیرد.
هفته گذشته روزنامه معتبر ملیت چاپ ترکیه و سایت “تو دی-زمان” از دیدار قاسم سلیمانی فرمانده نیروهای قدس (عملیات برون مرزی سپاه پاسداران) با مراد کارایلان معاون عبدالله اوجالان و فرمانده نیروهای مسلح حزب کارگران ترکیه خبر داد. بنا بر این گزارشها که روزنامه ملیت مدعی است مورد تائید مقامات دولت “اقلیم کردستان عراق” نیز قرار گرفته، قاسم سلیمانی به مراد کارایلان پیشنهاد کرده در صورت پشت کردن به توافق صلح با دولت ترکیه کمکهای لجستیکی نظامی، منجمله توپخانه کوهستانی در اختیار انها قرار دهد.
اگرچه سفارت جمهوری اسلامی در آنکارا موضوع دیدار سلیمانی و کارایلان و پیشنهاد کمک نظامی به پ ک ک را تکذیب کرده، اما موضوع پیشنهاد مورد ادعای روزنامه ملیت با اظهارات جداگانه کارایلان مبنی بر اینکه “در صورت شکست مذاکرات صلح، پ ک ک میتواند از کشورهای منطقه کمکهای نظامی دریافت کند” قابل توجیه بنظر می‌رسد.
تیره شدن مناسبات ترکیه و جمهوری اسلامی می‌تواند استفاده آنکارا از ظرفیتهای مجاهدین خلق در جنگ داخلی سوریه را نیز توجیه کند. جمهوری اسلامی نسبت به فعال شدن نظامی مجاهدین خلق دارای حساسیت فراوان است. حضور نظامی مجاهدین خلق در جنگ داخلی سوریه که در عمل جنگ غیرمستقیم جمهوری اسلامی است، با وجود ابعاد کوچک آن بعد تازه ای به جغرافیای سیاسی منطقه می‌بخشد.
مجاهدین خلق در سال 1367 و تنها شش روز پس از قبول قطعنامه 598 شورای امنیت مبنی بر اعلام آتش‌بس با عراق توسط دولت وقت جمهوری اسلامی، با ایران مستقیما درگیر جنگ شد. عملیات نظامی یادشده که جمهوری اسلامی آنرا مرصاد می خواند و مجاهدین از آن به نام فروغ جاودان یاد میکنند، بدنبال نقض آتش‌بس توسط ارتش صدام و پیشروی آنها به سمت خرمشهر آغاز شد. مسعود رجوی رهبر مجاهدین خلق وعده داده بود که در فاصله 48 ساعت به تهران خواهد رسید. عملیات نظامی یاد شده به شکست کامل مجاهدین ختم شد و هزاران کشته و مجروح از آن بجا ماند.
دولت های غربی میگویند که جمهوری اسلامی در تلاش تجهیز یک نیروی 40 هزار نفری برای دفاع از رژیم اسد است. رویارویی غیر مستقیم وابستگان مجاهدین خلق با نیرو ها ی متحد جمهوری اسلامی در سوریه میتواند دومین درگیری نظامی آنها بشمار رود.
مجاهدین خلق امیدوارند در صورت امکان تکرار الگوی تغیبر رژیم سوریه در ایران هسته مرکزی یک “ارتش آزادی بخش” را تشکیل داده و برای سومین بار رویاروی جمهوری اسلامی قرار گیرند. نکته قابل ملاحظه در این ارزیابی نه چندان واقع بینانه که در شکل تحلیلی بی شباهت به پیش‌نگری های ساده لوحانه آقای رجوی در رابطه با عملیات “فروغ جاوان” نیست، کاهش شمار نیروهای مجاهدین از یکسو و از سوی دیگر سالخوردگی نیروهای فعال آنها است که از سن متوسط بازنشستگی سالهای پیش گذشته‌اند.

No responses yet

May 07 2013

مدير سايت «بازتاب» پس از انتشار خبر «نوار ۸ ميليونی» بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: گزارش‌های رسيده از ايران حاکی است که علی غزالی، مدير سايت «بازتاب»، به دليل درج خبری مبنی بر انتشار «نوار ۸ ميليونی» محمود احمدی‌نژاد درباره تقلب در انتخابات سال ۱۳۸۸ بازداشت شده است.

اين سايت که گفته می‌شود افراد جدا شده از سايت «تابناک» نزديک به محسن رضايی، دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام، آن را اداره می‌کردند از هفته پيش از دسترس خارج شده است.

دسترسی به اين سايت پس از آن قطع شد که «بازتاب» مطلبی را با عنوان «نوار ۸ ميليونی، بگم بگم احمدی‌نژاد پس از رد صلاحيت مشايی است؟» منتشر کرد و در آن نوشت: «محمود احمدی‌نژاد نواری در اختيار دارد که ثابت می‌کند رای واقعی وی در انتخابات سال ۸۸ حدود ۱۶ ميليون نفر بوده و نظام ۸ ميليون رای به نفع وی تقلب کرده است.»

اشاره اين سايت به رای ۲۴ ميليونی محمود احمدی نژاد است که توسط وزارت کشور اعلام شد. نتيجه انتخابات ۸۸ با اعتراض‌های گسترده ای در ايران روبرو شد که سرکوب شديد نيروهای امنيتی و انتظامی را به دنبال داشت و در جريان آن دهها نفر کشته شدند.

بازتاب پس از چند ساعت خبر «نوار هشت ميليونی» را از روی خروجی خود برداشت ولی يک روز بعد دوباره آن را منتشر کرد.

سايت کلمه، نزديک به مخالفان دولت، خبر داده است که پس از انتشار این خبر، علی غزالی، مدير مسوول بازتاب، توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده و هيچ اطلاعی از وی در دست نيست.

بر اساس اين گزارش، يکی از اعضای تحريريه اين سايت نيز دستگير شده است ولی منابع امنيتی و اطلاعاتی هنوز اين خبر را تاييد نکرده‌اند.

خبر «نوار ۸ ميليونی» با واکنش دفتر رياست جمهوری ايران روبرو شد و اين دفتر پس از دو روز از انتشار خبر اعلام کرد: «در پی انتشار مطلبی غيرواقعی و دروغين با موضوع “نوار ۸ ميليونی رييس‌جمهوری…” توسط يکی از سايت‌های خبری که گرايشات خاص سياسی آن بر همگان آشکار است صراحتا تاکيد می‌شود که اصل موضوع مطرح شده در آن و آنچه به رييس‌ محترم جمهوری نسبت داده شده است کاملا بی اساس و کذب محض است».

دفتر محمود احمدی نژاد و سايت‌های نزديک به دولت خواستار آن شده بودند که «دستگاه‌های مسئول» به اين موضوع رسيدگی کنند.

فواد صادقی، سردبير «بازتاب» در گفت و گو با روزنامه «قانون» گفته است که با انتشار اين خبر «سناريوی دولت» را افشا کرديم.

وی افزوده است: «ما گفتيم که يا نوار وجود خارجی دارد و اين‌کار برای فشار به نهادهای ذيربط صورت می‌گيرد. يا نوار ساختگی است و برای عمليات جنگ روانی مطرح می‌شود يا اينکه اين نوار بخشی از واقعيت است و کل واقعيت نيست».

آقای صادقی تاکيد کرده است: «بر اساس تحليل ما صحت چنين نواری بعيد بود و حال که نهاد رياست جمهوری بعد از ۴۸ ساعت سکوت واکنش نشان داده است نشان می‌دهد که اينها غافلگير شده و سناريو ايشان سوخته است».

سايت بازتاب در يک سال فعاليت خود بارها فيلتر و از دسترس خارج شده بود. اين سايت پس از آن راه اندازی شد که وبسايت «آينده» متعلق به این گروه، فعاليت خود را متوقف کرد.

No responses yet

May 06 2013

سگ ها به کهریزک می روند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: روزنامه بهار چاپ تهران در شماره شنبه چهاردهم ارديبهشت ماه از خبرساز شدن دوباره کهريزک، اين بار برای سگ ها نوشته است. به نوشته اين روزنامه ماجرا از اجرای دوباره طرح معروف به امنيت اجتماعی آغاز شده است. طرحی که در آن احمدرضا رادان جانشين فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران به خبرنگاران داخلی گفته بود با کسانی که اقدام به سگ گردی در خيابانها می کنند برخورد خواهد شد.

با اين حال روزنامه بهار از تغيير روش های پليس تهران برای برخورد با آنچه «سگ گردانی» می نامد خبر داده است.

يکی از شهروندان ساکن شمال شهر تهران که شاهد جمع آوری سگ ها توسط ماموران انتظامی بوده، در گفتگو با رادیو فردا برخورد ماموران با اين حيوانات خانگی را خشن توصيف میکند: «يگان ويژه بودند، ريختند تمام اين سگ ها را از دست اينها گرفتند. سگ ها را با لگد و کتک ريختند توی کيسه و بردند.»
«يگان ويژه بودند، ريختند تمام اين سگ ها را از دست اينها گرفتند. سگ ها را با لگد و کتک ريختند توی کيسه و بردند.»
یکی از شهروندان ساکن تهران
​​
نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران هنوز به انتشار اين دست از گزارش ها واکنشی نشان نداده است. با اين وجود روايت های متفاوتی از شيوه جمع آوری حيوانات خانگی توسط نيروی انتظامی وجود دارد.

یکی از افرادی که سگش توسط نیروی انتظامی جمع آوری شده به رادیو فردا می گوید: «سگ را از پدرم می خواستند بگيرند. پدرم ممانعت کرده که سگ را به آنها تحويل بدهد. در نهايت به پدرم دستبند می زنند و پاهايش را هم می بندند. سگ را از توی ماشين برمی دارند. يک موتور سگ را می برد. يکی ديگر دست پدرم را باز می کند او هم با موتور می رود.»

پيش از آغاز طرح معروف به امنيت اجتماعی، رضا جوالچی سخنگوی انجمن حمايت از حيوانات ايران و همکارانش جلساتی را با معاونت اجتماعی نيروی انتظامی داشتند و به آنها پيشنهاداتی برای رسيدگی به وضعيت حيوانات خانگی بازداشت شده داده بودند.

رضا جوالچی در این مورد به رادیو فردا می گوید: «يک هفته پيش ما با معاونت اجتماعی نيروی انتظامی جلسه ای داشتيم و از پيشنهاد انجمن استقبال کردند. خيلی عجيب بود که چند روز که از اين جلسه گذشت نيروی انتظامی طرح را اجرا کرد و در حال حاضر وضعيت به صورتی است که داريم می بينيم.»

اما حالا پيام محبی نايب رييس جامعه دامپزشکان کشور در گفتگو با روزنامه بهار فاش کرده است که سگهای جمع آوری شده به منطقه قلعه چمن کهريزک منتقل شده اند. صاحبان حيوانات خانگی که پس از روزها سرگردانی مکان حبس حيواناتشان را پيدا کرده اند با همکاری يکی از ماموران انتظامی توانسته اند از اين مکان حفاظت شده بازديد کنند.

یکی از کسانی که سگش به کهریزک منتقل شده به رادیو فردا می گوید :«يک سگی بود که تنگی نفس و بيماری ريه دارد و به هوای اينکه ما آنژيو کت اين حيوان را بکشيم و دست اين حيوان را پانسمان کنيم رفتيم جای سگها را ديديم. يک جايی فوق العاده کثيف و خيلی خشک وچرک و پر خاک و تمام سگها خاکی و گلی و توی يک جای خيلی کوچک همه سگ ها را ريختند روی همديگر و نگهداری می کنند.»

صاحبان حيوانات خانگی از آنچه «برخوردهای نامناسب ماموران نيروی انتظامی» می نامند تا «بر عهده نگرفتن مسئوليت توقيف اين گروه از حيوانات» شکايت می کنند. تا آنجا که به گفته انجمن حمايت از حيوانات ايران نيروی انتظامی در اجرای دور جديد اين طرح از ارائه رسيد به صاحبان اين حيوانات هم خودداری کرده است.
صاحبان حيوانات خانگی از آنچه «برخوردهای نامناسب ماموران نيروی انتظامی» می نامند تا «بر عهده نگرفتن مسئوليت توقيف اين گروه از حيوانات» شکايت می کنند. تا آنجا که به گفته انجمن حمايت از حيوانات ايران نيروی انتظامی در اجرای دور جديد اين طرح از ارائه رسيد به صاحبان اين حيوانات هم خودداری کرده است.
​​
پيام محبی نايب رييس جامعه دامپزشکان که تاکنون نامه های بسياری را به وزير کشور در اين خصوص نوشته است نوک پيکان انتقادهای خود را متوجه نحوه نگهداری اين سگها در بازداشتگاه می کند: «به هر حال هرجا يک کولونی بزرگی از موجود زنده باشد و بهداشت شان رعايت نشود سريعا مستعد حمله عوامل بيماری زا می‌شود. کمااينکه سالهای پيش هم حيواناتی بودند که از بازداشتگاه در می‌آمدند که مشکلاتی برايشان پيش آمده بود که بيماری‌های مشترک بودند. بيماری‌های قارچی که تويشان ديده می‌شد مشترک بود. می‌توانست نيروی انتظامی را هم آلوده کند.»

دوسال پيش اسماعيل احمدی مقدم فرمانده نيروی انتظامی به واحد مرکزی خبر وابسته به صدا وسيمای جمهوری اسلامی ايران گفته بود که براساس حداقل، قانون حمل سگ و حيوانات به طور کلی بايد دارای ضوابط خاص باشد. او همچنين با اشاره به اين مساله که جامعه ايران يک جامعه اسلامی است سگ را حيوانی نجس ناميده بود که نبايد به گفته او «در معابر وجود داشته باشد.»

نعمت احمدی وکيل دادگستری در تهران می گويد اقدامهای نيروی انتظامی در مساله جمع آوری حيوانات خانگی وجاهت قانونی ندارد.

وی می افزاید: «ما در قانون اين را نداريم اما خب نيروی انتظامی به صورت فصلی و موضوعی به صورت خود تعريف کرده، نه قانونی برخورد می کند. جز اثرات منفی هم چيزی در جامعه به جا نمی گذارد.»

پيشتر نمايندگان مجلس شورای اسلامی تلاش کرده بودند در قالب طرحی ممنوعيت ها و محدوديت هايی را برای تردد سگها در مکان های عمومی به وجود آورند.

اما اين طرح هيچگاه به نتيجه نرسيد. حالا مقام های نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران دوستداران حيوانات خانگی و صاحبان آنها را به آنچه «خودنمايی و انجام حرکات نمايشی با اين حيوانات» می نامند، متهم می کند. اما روايت اين شهروند تهرانی اين گفته ها را نقض می کند.

دقيقا در همين زمانی که با کسانی که حيوان دارند برخورد صورت می-گيرد هر روز ده ها سگ از مبادی قانونی کشور از طريق فرودگاه و مرزهای زمينی، دارد توسط دلال ها وارد می شود. در همين اطراف تهران صدها مرکز هست که دارند حيوانات را پرورش می دهند. خريد و فروش می کنند. علنا روزهای تعطيل در بزرگراه آزادگان مرکزی ايجاد شده که سگ ها خريد و فروش می شوند و نيروی انتظامی هيچ برخوردی با اين اشخاص صورت نمی دهد.
رضا جوالچی، سخنگوی انجمن حمایت از حیوانات
​​
یکی از افرادی که سگش جمع آوری شده به رادیو فردا می گوید: «پدر من يک آدم شصت و دو سه ساله است فکر می کنم حول و حوش ۴۰ سالی برای خودنمايی گذشته باشد ازش. و سگ اصلا توی ماشين بوده و توی باکس بوده و جايی برای خودنمايی وجود نداشته. آدمهايی بودند که متاسفانه سگشان را خيلی بدتر گرفتند. دم در دامپزشکی کمين کردند. طرف سگش را برده مثلا برای واکسيناسيون يا هر چيزی از در دامپزشکی که آمده بيرون يا قبل از اينکه وارد دامپزشکی شود سگش را گرفته اند.»

در چنين شرايطی که به گفته رضا جوالچی سخنگوی انجمن حمايت از حيوانات ايران «معيارهای روشنی برای اين گونه برخوردها وجود ندارد» پاره ای از عملکردهای نيروی انتظامی جمهوری اسلامی ايران هم تناقض ها را پررنگ تر می کند:

«دقيقا در همين زمانی که با کسانی که حيوان دارند برخورد صورت می-گيرد هر روز ده ها سگ از مبادی قانونی کشور از طريق فرودگاه و مرزهای زمينی، دارد توسط دلال ها وارد می شود. در همين اطراف تهران صدها مرکز هست که دارند حيوانات را پرورش می دهند. خريد و فروش می کنند. علنا روزهای تعطيل در بزرگراه آزادگان مرکزی ايجاد شده که سگ ها خريد و فروش می شوند و نيروی انتظامی هيچ برخوردی با اين اشخاص صورت نمی دهد.»

جمع آوری سگ ها از سوی پليس در حالی صورت می گيرد که آنها می توانند برابر قوانين جمهوری اسلامی ايران شناسنامه رسمی دامپزشکی دريافت کنند.

No responses yet

May 06 2013

لاریجانی غیرمستقیم مشایی را «دهاتی» خواند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

خودنویس: علی لاریجانی بدون آن که نامی از اسفندیار رحیم مشایی ببرد،‌ گفت: «آیا ما می‌توانیم از طریق ناسیونالیسم جریان الهام‌بخش انقلاب را تسری دهیم؟ این همان چیزی است که دیگران می‌خواهند و در واقع نوعی ناسیونالیسم روستایی است.»

علی لاریجانی، رییس مجلس شورای اسلامی، امروز دوشنبه ۱۶ اردیبهشت در جمع کارکنان «حفاظت هواپیمایی سپاه» گفت [2]: «گاهی در زمان اصلاحات در کشور حرف‌هایی راجع به ولایت فقیه زده می‌شد و در زمان انتخابات خبرگان بحث‌هایی را مطرح می‌کردند. گاهی می‌گفتند یا جمهوریت یا اسلامیت.»

وی بدون آن که به احمدی‌نژاد یا اطرافیانش اشاره کند، اضافه کرد: «در این سال‌ها هم گاهی از این حرف‌ها زده می‌شود، گاهی از ولایت صحبت می‌شود اما به ولایت فقیه توجه نمی‌شود؛ یعنی شما ارتباط با ولایت امام زمان دارید؟ آیا ما چنین چیزی در مکتب داریم؟»

لاریجانی تأکید کرد: «اینکه برخی می‌گویند با ولایت ارتباط داریم حرفی گزاف و دکان سیاسی است. اگر کسی بخواهد ولایت امام زمان را معنا کند تعبیرش مراجع، فقها و ولایت فقیه است.»

رئیس مجلس همچنین از موضوع «مکتب ایرانی» که توسط اسفندیار رحیم مشایی مطرح می‌شود انتقاد کرد و گفت: «اینکه در برخی مسائل گردگویی کنیم و معلوم نباشد راجع به چه چیزی حرف زده می‌شود از اشکالات است. حرف زدن از مکتب ایرانی یعنی چه؟ ایران یک جغرافیاست؛ در حالی که مکتب مربوط به فکر است نه جغرافیا.»

وی اضافه کرد: «شاید هم مقصود این است که نوعی ناسیونالیسم بنا کنیم، اما آیا ما می‌توانیم از طریق ناسیونالیسم جریان الهام‌بخش انقلاب را تسری دهیم؟ این همان چیزی است که دیگران می‌خواهند و در واقع نوعی ناسیونالیسم روستایی است.»

اظهارات امروز لاریجانی در حالی صورت می‌گیرد که چندی پیش، اسفندیار رحیم مشایی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا [3] به جای «ولایت فقیه» بر «ولایت» تأکید کرده بود.

مشایی گفته بود: «اصلا ولایت فقیه مگر غیر از امام زمان موضوعیت دارد، ولایت فقیه یعنی چه؟ یعنی ولایت فقیهی در زمان غیبت و وقتی امام زمان موضوعیت نداشته باشد، ولایت فقیه هم موضوعیت نخواهد داشت، ولایت فقیه یک نظام مستقل سیاسی نیست، بلکه یک نظام سیاسی برآمده از فقاهت دوران غیبت است. آن کسی که صحبت از امام زمان نمی‌کند نمی‌تواند به ولایت فقیه معتقد باشد. آن کسی که از امام زمان یاد نمی‌کند، صحبت نمی‌کند، نمی‌تواند به ولایت فقیه معتقد باشد.»

وی همچنین گفته بود: «من ولایت را از احمدی‌نژاد در عمل فهمیدم.»

با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری، حملات طرفداران آیت‌الله خامنه‌ای به محمود احمدی‌نژاد و اسفندیار رحیم مشایی بیشتر می‌شود.

No responses yet

May 06 2013

نامه ای به پدر محسن روح الامینی؛ حتما می دانید چرا بازجو دهان و دندان های محسن را خُرد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

مسیح علی‌نژآد: آقای روح الامینی دیده ام دوباره با رسانه های داخل ایران گفتگو کرده اید و گفته اید که این خبرنگار ضد انقلاب صدها بار به من زنگ زده و بعد هم گفته اید البته این خبرنگار اصلا ارزش حرف زدن ندارد.

آنها هم تیتر زده اند به سبکِ سیاقِ خودشان که آقای روح الامینی جوجه اردک زشت را ضایع کرد!

اولا خوب است شما که به رسانه های داخل ایران با آزادی و امنیتِ کامل دسترسی دارید و مرتب با آنها گفتگو می کنید بگویید من جوجه اردک زشت نیستم، یکی هستم شبیه به محسن پسرِ شما. معترض هستم. اما متاسفانه تا ما تبدیل به جنازه نشویم گاهی وقت ها برای پدرانی چون شما هم زشت به نظر می آییم….

دوم اینکه گفتید این خبرنگارِ ضد انقلاب ارزش حرف زدن ندارد. جناب روح الامینی! اگر زمانی که محسن ها زنده هستند، خویشاوندانِ فکری شما در حاکمیت برای شان «ارزش» قایل شوند و آنها را با همین القابِ معروفی که شما نیز به کار می برید روانه زندان و تبعید نکنند، انسانی تر است تا آنکه وقتی بی زبان و بی جان شدند، تازه تبدیل بشوند به پرونده های ارشمندی زیر بغل تان.

می دانم بسیاری از همفکران و دوستانم به من خرده خواهند گرفت که چرا برای تان می نویسم. اما شما از دیدگاه من پدری هستید که بی شک گوشه ای از دل و درون تان زخمی شده است. من مثل شما نمی اندیشم و مثل شما نمی گویم که آقای روح الامینی ارزش حرف زدن ندارد. چون هر چه می کشیم از همین ارزشگذاری های عبث است، از همین بی تفاوت از کنار هم گذشتن هاست. از همین نگاهِ بی رحمانه ای است که سایه افکنده میانِ دو نسل.

هم سنِ پدرم هستید. شما پست و مقام دارید او اما از همه اینها محروم است ولی اگر با دختری که مثل شما نمی اندیشد هم عقیده نیستید به نظرم خوب نیست بگویید اصلا ارزش حرف زدن ندارد. غریبه نیستم، یکی هستم درست مثل محسنِ شما. خودتان در یکی از مصاحبه های تان گفته اید که چند بار مادر محسن به شما گفته است که اگر محسن رفت به فکرِ محسن های مردم باشید. خب من هم یکی از همان مردم ام که مثل شما و حتی شبیه پدرِ خودم هم فکر نمی کنم اما شاید مادران تاب و شکیبایی شان بیشتر از پدران است که ما را تا وقتی که زنده ایم می بینند ولی پدران گاهی وقت ها فرزندان شان را قربانیِ غرورشان می کنند.

اگر می بینید من نیز حالا فرسنگ ها دور از ایران هستم به این دلیل است که در همان خانه مشترک مان ایران جایی جز کهریزک و اوین ندارم. ورنه من هم از اینکه برای رسانه های فارسی زبانِ غیر ایرانی کار کنم از درون خوشحال نیستم. آرزوی قلبی ام این است که در کشور خودم و در رسانه ای که در خاک و خانه خودم باشد کار خبری کنم. من هم دلم نمی خواهد در رسانه هایی که سایه دولت های غیر ایرانی روی آن است کار کنم. به نظرم خیلی ها دوست دارند وقتی از ایران می نویسند در رسانه ای مستقل کار کنند. همین یک اعترافِ ساده هم نمی دانم چه فرجامی را برای آینده شغلی ام رقم خواهد زد. چون به هر حال مدیرانِ رسانه های معتبر فارسی زبانِ بیرون ایران نیز دوست دارند خبرنگارانی را مشغول به کار کنند که بگویند با افتخار با آن رسانه ها کار می کنند. نه آنکه از کار کردن در اینجا شرمگین باشم، نه، اما افتخار می کردم اگر شما و امثال شما تحمل تان بالا بود و ما می توانستیم بدون ترس از زخمِ زبانِ شما و زخمِ تازیانه ی مرتضوی ها در خانه خودمان می ماندیم و پرسشگری می کردیم.

حکومتی که پرسشگرانِ دلسوزی مثل ژیلا بنی یعقوب را سی سال از کار خبری محروم می کند و یکی مثل سیامک قادری خبرنگار سابق ایرنا را با شکایت علی اکبر جوانفکر یار غارِ آقای احمدی نژاد روانه اوین می کند و یکی مثل محمد داوری که تنها از شکنجه شدگان کهریزک فیلم تهیه کرده بود را در زندان پیر می کند، مقصر است نه من و ما که چاره ای جز خبرنگار بودن در رسانه های بیرونِ ایران نداریم!

من این همکارانم را دست بسته در حبس دیده ام و انتخاب کردم در تبعید بمانم تا بتوانم صداهای خقه شده در داخل ایران را صدایی باشم. چون می بینم که خانم پروین فهیمی مادر سهرابِ اعرابی جوانی که مثلِ جوانِ شما بی رحمانه کشته شد، هرگز مثل شما رسانه ای در داخل ایران پیدا نکرد. هیچ یک از خبرنگارانِ صدا و سیما برای مصاحبه با او صف نمی کشند. چون می بینم مادر حمید حسین بیک عراقی را فارس بسیجی معرفی می کند اما او هرگز مثل شما به صدا و سیما دعوت نمی شود تا واقعیت را بگوید.

چون می دانم سایت پنجره و چه و چه هرگز سراغ همسر علی حسن پور و مادر مصطفی کریم بیگی و مادر ستار بهشتی و دیگران و دیگران نمی روند تا آنها هم مثل شما از رنجی که می کشند با مردم و مسولانی که پنبه در گوش کرده اند سخن بگویند تا کمی از اندوه شان کم شود. شما خوب می دانید که همدردی از غم و داغِ آدم کم می کند اما کسی در سایت های تابناک و بولتن نیوزی که با شما مصاحبه می کنند اساسا نامی از علی فتحعلیان و محرم چگینی و حسین اخترزند و شبنم سهرابی و شهرام فرج زاده و محمد مختاری نشنیده است…اگر کسی جرات نکرد بگوید محسنِ شما بسیجی است اما صانع ژاله را در صدا و سیما بسیجی و جاسوس معرفی کردند ولی هیچ خبرنگاری در داخل ایران آنگونه که برای مصاحبه با شما سر و دست می شکند جرات نیافت تا سراغ این خانواده برود. در خلوت تان به اینها فکر کنید. اگر بیرون ایران بودن را لکه ننگ برای من می دانید آیا در داخل می ماندم و هیچ کاری از من برای خبررسانی در مورد این خانواده ها بر نمی آمد شما آن را افتخار می نامیدید؟

همان رامین آقازاده قهرمانی که شما خودتان به عنوان چهارمین قربانی کهریزک از او نام بردید، کجا نامش در رسانه های داخل ایران فرصت ظهور یافت؟ او هم یکی بود مثل محسن اما خانواده اش دو سال سکوت کردند و هیچ خبرنگاری در داخل ایران فرصت این را نیافت که گزارش تهیه شده از این خانواده را در رسانه های داخلی منتشر کند. می بینید چقدر راحت است برای شما و چه سخت می گذرد بر دیگرانی که دست شان به بالایی ها و حتی به شما هم نمی رسد؟ فرسنگ ها فاصله است میان این خانواده ها و مسولان نظام. این خلا میان مردم و مسولان را در تمامِ دنیا معمولان خبرنگاران پر می کنند. اما در ایران خبرنگار بودن زمانی مورد ستایش مسولان است که آنها فقط سراغ پرونده های رسمی بروند.

می دانید اولین بار وقتی روزنامه شرق و بهار بعد از گذشتِ سه سال تازه توانستند گزارشی از وضعیت خانواده های کشته شدگان کهریزک منتشر کنند ما چقدر خوشحال شدیم که این درد فرصتِ قسمت شدن با خبرنگاران داخلی را یافت؟ سه سال گذشت و هیچ یک از روزنامه ها و رسانه های رسمی کشور پرونده کشته شدگان انتخابات را مثل پرونده محسن و محمد کامرانی و امیر جوادی فر پوشش خبری ندادند. شما هم فرزند از دست داده اید چطور چشم بر این مسئله ساده می بندید و راحت به کسانی که بیرون ایران مانده اند زخم زبان می زنید که ضد انقلاب هستند و ارزش حرف زدن هم ندارند؟ اگر پرسشگری به معنی زشت بودن است شاید باور نکنید که چقدر از درونم خوشحالم وقتی می بینم سایت های هوادار شما مرا «زشت» می خوانند و شما را زیبا.

می دانم این نوشته را دوستانم دوست ندارند چون آنها هم گاهی وقت ها مثل شما خشمگین می شوند و می گویند که شما ارزش پاسخ دادن ندارید. اما برای من دارید چون علی رغم تمامی اختلافِ فکری مان از اینکه به اندازه توانایی تان پای پرونده محسن ایستادید و باعث شدید که خانواده های کشته شدگان گمنامِ زندان های ایران دیگر به راحتی انکار نشوند از شما تشکر می کنم….راه درازی پیشِ روی ماست چه خوش تان بیاید چه نه ایران خانه من هم هست. حالا چند صباحی دیوار و سنگ و خاک و درخت و زمین اش مالِ شما، عشق و امید و آرزوی دوباره بازگشتن کنار پدرانِ بی رحمی مثل شما هم از آنِ ما…

با این همه پر از امید می شوم وقتی که می بینم هیچ نفرتی از شما نمی توانم به دل بگیرم چون همین نفرت داشتن هاست که کهریزک را می سازد. مهمتر از همه هیچ کس نداند من و شما در خلوت مان خوب می دانیم که من «صدها» بار به شما زنگ نزدم. از اینکه شما دو تماس تلفنی ام را اغراق می کنید راستش توی دلم احساس غرور می کنم چون می دانم برای تان همان دو تماس ساده ام به اندازه صدها تماس «ارزش» داشت که تا کنون یک بار در صدا و سیمای جمهوری اسلامی و یک بار هم در یک وب سایت داخلی در موردش حرف زدید. می دانم بعد از این نامه دیگر حرف نخواهید زد تا ارزش نداشتن را در عمل ثابت کنید اما پیش خودم می گویم، لابد احساسِ گناهی در درون شماست و خوب می دانید که من هم یکی هستم مثل محسن که دوست داشتم در خانه خودم و نه در کهریزک و اوین، منتقد باقی بمانم. می دانید که شما هم تقصیر دارید و برای همین هر بار به زبان می آورید که فلانی بی ارزش است و فلانی صدها تماس گرفت تا از بار گناه و عذابِ وجدان تان کم کنید. شاید هم در دل تان می دانید که ارزشِ یک کشور به قدردانی از جوانانِ پرسشگر و منتقدِ آن سرزمین است. یادتان هست که در یکی از مصاحبه های تان گفته بودید محسن پسرم همیشه صادق بود و می دانم که بازجو ها صداقتش را تحمل نکردند و دهانش را خرد کردند؟ دهان شکسته ی محسن هیچ وقت از خاطرم نمی رود و همیشه با خودم می گویم اگر بازجو می فهمید که محسن ارزش حرف زدن دارد، آنوقت صبوری می کرد او را می شنید و در عوض دهان و دندان هایش را خرد نمی کرد…

به امید روزهای روشن

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .