اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Apr 27 2013

شبکه ملی اطلاعات: ‘کلید قطع اینترنت’ در دست دولت ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: دولت ایران می‌گوید ایمنی در برابر حمله‌های سایبری، کاهش هزینه‌های ارزی و رونق کسب و کار اینترنتی جزو مزایای پروژه “شبکه ملی اطلاعات” معروف به “اینترنت ملی” است.

بررسی‌های بی‌بی‌سی نشان می‌دهد این شبکه به گونه‌ای طراحی شده که مستقل از شبکه جهانی اینترنت است و می‌تواند خدماتی مشابه اینترنت برای سایت‌های داخلی و شبکه‌های شرکت‌ها و سازمان‌ها فراهم کند.

همین عامل باعث شده ناظران هشدار بدهند که دولت ممکن است در مواقع حساس، مانند روزهای ناآرامی پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ۸۸، تصمیم بگیرد اینترنت را قطع کند؛ بدون آن‌که نگران صدمه خوردن کار بانک‌ها، ارگان‌های دولتی و شرکت‌های خصوصی باشد.

در این صورت، کاربران تنها به سایت‌هایی دسترسی خواهند داشت که به شبکه داخلی متصل باشند و دیگر ابزارهای عبور از فیلترینگ هم نمی‌توانند امکان دسترسی به محتوا و سرویس‌های بین‌المللی را فراهم کنند.
شبکه نامرئی
اینترانت چیست؟

اینترانت، شبکه‌ای است داخلی که دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌ها ایجاد می‌کنند تا سرویس‌های مشخصی را در اختیار کاربرانشان بگذارند. برای نمونه خبرنامه داخلی یک سازمان یا سیستم انتخاب واحد یک دانشگاه می‌تواند به صورت یک سایت روی اینترانت آن سازمان و دانشگاه قرار گرفته باشد؛ سایتی که خارج از آن سازمان یا دانشگاه قابل دسترسی نیست.

شبکه ملی اطلاعات ایران به دلیل استفاده از آدرس‌های آی‌پی مختص شبکه‌های داخلی، عملاً نه بخشی از اینترنت، بلکه یک اینترانت است.

کالین اندرسون پژوهشگری آمریکایی است که پس از تحقیقاتش روی این شبکه، نقشه‌ای از آن تهیه کرده است. او نتایج پژوهش‌هایش را در گزارشی با عنوان “اینترنت پنهان ایران” منتشر کرده است.

آقای اندرسون می‌گوید طراحی اینترنت ملی ایران “خلاف استانداردها و روش‌های معمول” است و همین باعث می‌شود که دستگاه‌هایی که به این شبکه متصلند، از خارج از کشور قابل دسترسی نباشند. چیزی که این شبکه را از خارج کشور غیر قابل دسترسی و نامرئی می‌کند.

اینترانت، شبکه‌ای است داخلی که دانشگاه‌ها، شرکت‌ها و سازمان‌ها ایجاد می‌کنند تا سرویس‌های مشخصی را در اختیار کاربرانشان بگذارند. برای نمونه خبرنامه داخلی یک سازمان یا سیستم انتخاب واحد یک دانشگاه می‌تواند به صورت یک سایت روی اینترانت آن سازمان و دانشگاه قرار گرفته باشد؛ سایتی که خارج از آن سازمان یا دانشگاه قابل دسترسی نیست.

به گفته آقای اندرسون “مثلاً سال ۲۰۱۰ دولت ایران سایت مرکز ملی آمار را روی این شبکه خصوصی قرار داد که باعث می‌شد فقط ایرانی‌ها بتوانند وارد آن شوند و کسانی که خارج از کشور بودند یا از فیلترشکن استفاده می‌کردند، به آن دسترسی نداشتند.”
وعده ‘توخالی’ امنیت

گفته می‌شود بعضی ویروس‌هایی که شبکه‌های ایران را آلوده کردند، نه از طریق اینترنت، که با حافظه‌های فلش و لپ‌تاپ‌ها وارد سیستم‌ها شدند

ایران در سال‌های اخیر هدف حمله‌های سایبری متعددی مانند ویروس‌های استاکس‌نت، دوکو و فلیم قرار گرفته که برای جاسوسی و خرابکاری در تأسیسات هسته‌ای و زیربنایی ایران طراحی شده‌اند.

همین است که دولت می‌گوید با ایجاد شبکه‌ای مستقل از اینترنت، امنیت ملی کشور بالا می‌رود.

اما کالین اندرسون می‌گوید: “این‌که جدا کردن شبکه خانگی و مردم عادی از اینترنت، امنیت ملی ایران را بالا می‌برد، وعده‌ای توخالی است.”

او با اشاره به این‌که توانسته برای تحقیقاتش با کامپیوترهای روی این شبکه ارتباط برقرار کند، می‌گوید همین نشان می‌دهد هر کس دیگری در خارج از ایران هم می‌تواند به این شبکه متصل شود و “فقط پنج دقیقه کار را اضافه می‌کند.”

به گفته این پژوهشگر آمریکایی، تأسیسات زیربنایی از جمله نیروگاه‌های ایران به شبکه‌ای کاملاً مستقل و نامرتبط با اینترنت ملی متصل هستند.

عزیز آشفته، یکی از بنیان‌گذاران سایت بالاترین هم به این نکته اشاره می‌کند که بعضی ویروس‌هایی که شبکه‌های ایران را آلوده کردند، نه از طریق اینترنت، که با حافظه‌های فلش و لپ‌تاپ‌ها وارد سیستم‌ها شدند.
نمونه ‘درخشان’ کره شمالی

شاید تنها کشوری که شبکه اینترانت داخلی سراسری داشته باشد کره شمالی است

شاید تنها مشابه اینترانت کشوری ایران را بتوان در کره شمالی پیدا کرد؛ در همان کشوری که سرتیپ محمدحسن نامی، وزیر جدید ارتباطات ایران در آن دکترا گرفته است.

شبکه‌ای به نام “کوانگ‌میونگ” یا “درخشان” که حدود ۱۰ سال پیش راه افتاده و به کاربرانش در نهادهای دولتی، دانشگاه‌ها و بعضاً خانه خودشان، امکان دسترسی به تعدادی سایت، سرویس‌های ایمیل و موتور جستجوی شبکه را می‌دهد.

ولی تحلیلگری که به کشورها درباره زیرساخت‌های شبکه اینترنت مشاوره می‌دهد، معتقد است ایران و کره شمالی قابل مقایسه نیستند و نمی‌توان یک شبکه داخلی را برای ایرانیان جایگزین اینترنت کرد.

جان راکوفسکی از مؤسسه تحقیقاتی فارستر می‌گوید: “مردم کره هیچ وقت طعم دسترسی به اینترنت رو نچشیده بودند.”

آقای راکوفسکی با اشاره به سابقه مردم ایران در کار با وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی نظیر توئیتر، می‌گوید: “قطع دسترسی به اینترنت برای ایرانی‌ها مثل قطع آب و غذاست.”
‘کلید قطع اینترنت’

بحث “اینترنت ملی” در ایران از اواسط دهه ۸۰ خورشیدی، پس از روی کار آمدن محمود احمدی‌نژاد آغاز شد. سال ۱۳۸۷ وزارت ارتباطات طرحی را درباره این پروژه به نام کلیک “شبکه ملی اینترنت” تهیه کرد و کار روی این شبکه آغاز شد.

هر چند دولت بعداً تصمیم گرفت نام طرح را از اینترنت ملی به شبکه ملی اطلاعات تغییر بدهد، اما بسیاری آن را به نام قدیمش می‌شناسند.

ناآرامی‌های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری قابلیت‌‌های اینترنت را نشان داد

عزیز آشفته، یکی از بنیان‌گذاران سایت بالاترین می‌گوید ایجاد شبکه ملی اطلاعات به ترتیبی که مستقل از شبکه جهانی باشد، بعد از انتخابات سال ۸۸ مطرح شد.

او می‌گوید مقام‌های ایران: “بعد از انتخابات به این نتیجه رسیدند که جداسازی ترافیک داخلی از ترافیک خارجی، ‘کلید قطع اینترنت’ را در اختیار حکومت می‌گذارد.”
‘زمینه‌سازان آشوب’

ناآرامی‌های پس از دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری، برای نخستین بار قابلیت‌‌های اینترنت و فضای مجازی برای تأثیرگذاری در ایران را به نمایش گذاشت.

از یک سو معترضان به نتیجه انتخابات، از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به عنوان یکی از ابزارهای اصلی‌شان برای کسب خبر و نیز سازماندهی استفاده کردند.

از سوی دیگر در حالی که محدودیت‌های شدید دولتی، امکان اطلاع‌رسانی را از رسانه‌های مستقل داخلی و خبرنگاران خارجی گرفته بود، شهروند-خبرنگاران از اینترنت برای خبررسانی و انتشار تصاویر تجمع‌ها و برخوردهای خشن نیروهای امنیتی با معترضان استفاده کردند.

همین بود که دادستانی در کیفرخواست متهمان این حوادث، سایت‌هایی مانند توئیتر و فیس‌بوک را به زمینه‌سازی برای ناآرامی‌ها متهم کرد.

محمود عنایت، پژوهشگر اینترنت معتقد است جمهوری اسلامی با آزادی سازمان‌دهی و تجمع میانه خوبی ندارد و شبکه‌های اجتماعی آنلاین “بهترین و مؤثرترین” راه برای سازمان‌دهی هستند.

او با اشاره به فیلتر بودن اکثر سایت‌های معروف وب ۲.۰ مانند فیسبوک، توئیتر و یوتیوب، می‌گوید به خاطر همین قابلیت سازمان‌دهی، دولت ایران “همه این سایت‌هایی را که نمی‌تواند کنترل کند، فیلتر می‌کند.”
بازی موش و گربه

سیستم فیلترینگ دولت ایران مدام پیشرفت می‌کند

بیش از یک دهه از شروع فیلترینگ سایت‌ها و کلیدواژه‌ها در ایران می‌گذرد و چند سالی است که سیستمی یک‌پارچه برای جلوگیری از دسترسی کاربران به آن‌چه حاکمیت آن را “محتوای مجرمانه” می‌داند، ایجاد شده است. سیستمی پیشرفته که روز به روز در بی‌اثر کردن ابزارهای عبور از فیلترینگ قدرتمندتر می‌شود.

اما در همین مدت کاربران ایرانی هم روش‌های پیچیده‌تر و پیشرفته‌تری را برای عبور از فیلترینگ به کار گرفته‌اند که عملاً جلوی تأثیرگذاری کامل سامانه فیلترینگ را گرفته است.

محمود عنایت فیلتر شدن سایت بی‌بی‌سی فارسی را “نقطه عطفی” در موضوع فیلترینگ در ایران می‌داند.

به نظر این پژوهشگر اینترنت، فیلترینگ در ابتدا به سایت‌های “غیر اخلاقی” و گروه‌های اپوزیسیون محدود بود، اما بعداً به “ابزاری سیاسی برای حکومت” تبدیل شد؛ ابزاری برای کنترل که به جز مخالفان خارجی، در مقابل منتقدان داخلی از جمله محمد خاتمی رئیس‌جمهوری پیشین، هواداران محمود احمدی‌نژاد و نیز رسانه‌های مستقل هم از آن استفاده می‌شود.
نسل ‘خوره تکنولوژی’

جان راکوفسکی معتقد است که جوانی جمعیت ایران باعث می‌شود فیلترینگ هیچ‌گاه مؤثر نباشد.

“نیمی از جمعیت ایران زیر ۳۵ سال سن دارند. ما به این‌ها ‘نسل هزاره’ می‌گوییم. نسلی که با فناوری بزرگ شده و دورانی را که کامپیوتری وجود نداشت، به خاطر ندارد.”

به نظر این تحلیلگر، “این نسل ‘خوره تکنولوژی’ همیشه راهی برای دسترسی به آن‌چه می‌خواهند، پیدا می‌کنند و این برای ایران مایه نگرانی است.”
کپی چینی

چین هم مانند ایران سیستم فیلترینگ مرکزی پرقدرتی به نام “دیوار آتش بزرگ چین” دارد.

اما در کنار فیلترینگ، برای اکثر سایت‌های محبوب غربی از جمله یاهو، جستجوگر گوگل، شبکه اجتماعی فیس‌بوک و سرویس میکروبلاگینگ توئیتر، نسخه‌ای چینی وجود دارد که بسیار هم در این کشور محبوب است.

محمود عنایت می‌گوید: “برای همه این سایت‌ها، نسخه ایرانی هم وجود دارد؛ ولی کارشان نگرفته است.”

او از نبود راه مطمئن کسب درآمد و نیز نداشتن تجربه راه‌اندازی سایت‌هایی با کاربران میلیونی، به عنوان دلایل بی‌اقبالی به نمونه‌های ایرانی اشاره می‌کند.
پیکان به جای مرسدس‌بنز

حکیم‌جوادی، معاون وزیر ارتباطات با تشبیه جی‌میل به مرسدس بنز به کاربران ایرانی پیشنهاد کرده بود از پیکان استفاده کنند

دولت ایران تلاش‌های زیادی کرده که کاربران را به استفاده از سرویس‌های ایمیل داخلی ترغیب کند؛ چرا که سرویس‌های خارجی را “یکی از ابزارهای خروج اطلاعات از کشور” می‌داند.

محمود عنایت معتقد است دلیل این تلاش ویژه این است که ایمیل، شریان حیاتی اینترنت است و تنها سرویسی است که دولت نمی‌تواند محتوای آن را فیلتر کند.

به نظر این پژوهشگر اینترنت، تنها راه رونق دادن به سرویس‌های ایمیل داخلی “بستن سایت‌های جی‌میل، یاهو میل و … است.”

برای تشویق کاربران به استفاده از سرویس‌دهنده‌های داخلی، وزارت ارتباطات اردیبهشت سال ۹۱ از بانک مرکزی خواست بانک‌ها را موظف کند از مشتریانشان کلیک فقط آدرس‌های ایمیل سرویس‌دهندگان داخلی را قبول کنند.

در کنار این، مهرماه سال ۹۱ جی‌میل، سرویس ایمیل محبوب شرکت گوگل برای چند روزی فیلتر شد.

اگرچه دلیل این اتفاق، پاسخ به انتشار ویدئویی اهانت‌آمیز روی یوتیوب، سایت اشتراک ویدئوی متعلق به شرکت گوگل اعلام شده بود، اما یکی از معاونان وزیر ارتباطات جی‌میل را از نظر کیفیت به خودروهای مرسدس‌بنز تشبیه کرد و گفت: “مگر قرار است همه مرسدس‌بنز سوار شوند؟”

کالین اندرسون، نویسنده “اینترنت پنهان ایران” معتقد است هدف از فیلترینگ جی‌میل، فرستادن پیامی به کاربران ایرانی بوده است.

به گفته او دولت می‌خواسته بگوید: “الان سرویس‌های ایمیل داخلی هستند که قرار است با جی‌میل رقابت کنند. اگه شما بخواهید همچنان از جی‌میل استفاده کنید که دولت به [اطلاعات] آن دسترسی ندارد و نمی‌تواند آن را کنترل کند، ممکن است بعضی وقت‌ها نتوانید از حساب ایمیلتان استفاده کنید.”
کوزه‌گر و کوزه شکسته سرعت

کاربران ایرانی گاه و بیگاه از کند بودن سرعت اینترنت گلایه می‌کنند و معمولاً جوابی بهتر از “برخورد لنگر کشتی به کابل” نمی‌شنوند.

یکی از جدیدترین شاکیان، محمد سلیمانی، وزیر پیشین ارتباطات است که همین چند روز پیش به خبرنگاران گفت نتوانسته وارد حساب جی‌میلش بشود و از مسئولان فعلی وزارت ارتباطات خواست از زیر بار مسئولیت در نروند.

آقای سلیمانی که حالا نماینده مجلس است، سال ۱۳۸۵ دستور داد ارائه اینترنت با سرعتی بیشتر از ۱۲۸ کیلوبیت بر ثانیه به کاربران عادی ممنوع شود، چرا که به گفته او “نیازی بیشتر از این ندارند.”

پس از هفت سال، هنوز آن مصوبه پابرجاست و سرعت برای دسترسی به اینترنت روی موبایل هم به همین رقم محدود است.

محمود عنایت می‌گوید این محدودیت سرعت باعث شده تجربه کاربران ایرانی از اینترنت با کاربران در کشورهای دیگر متفاوت باشد؛ چرا که سرعت پایین باعث می‌شود استفاده اکثر ایرانیان به “عکس و متن” محدود باشد و تماشای همزمان ویدئو روی اینترنت را غیرممکن می‌کند.

او می‌گوید: “کنترل سرعت برای کنترل تجربه است. زیرا دولت نمی‌خواهد تجربه مردم از اینترنت، تجربه‌ای غنی و متفاوت باشد.”
‘آپارتاید دیجیتال’

مقام‌های ایرانی از مهر ماه هشتاد و پنج محدودیت‌هایی بر سرعت اینترنت کاربران خانگی اعمال کرده‌اند

اما محدودیت‌های سرعت اینترنت در مورد شبکه ملی اطلاعات اعمال نخواهد شد و سرعت دسترسی کاربران به این شبکه “تا هشت مگابیت بر ثانیه” یعنی ۶۴ برابر سقف سرعت اینترنت خواهد بود.

سازمان گزارشگران بدون مرز این تفاوت سرعت را نوعی “آپارتاید دیجیتال” می‌داند.

رضا معینی مسئول بخش ایران این سازمان می‌پرسد: “کاربران قرار است از این سرعت بالا چه استفاده‌ای بکنند؟ آیا قرار است با آن فقط سایت آیت‌الله خامنه‌ای و مسجد جمکران را ببینند!؟”

در کنار این، به گفته نویسنده “اینترنت پنهان ایران” دولت عمداً سرعت دسترسی به سایت‌های خارجی را هم پایین آورده و در دریافت و ارسال اطلاعات تأخیر ایجاد می‌کند.

کالین اندرسون می‌گوید ایران از اینترنت ملی به عنوان راهی برای تشویق کاربران به استفاده از سرویس‌های داخلی استفاده می‌کند.

“اتفاقی که می‌افتد این است که شما می‌توانید از سایت یوتیوب استفاده کنید که حتی با استفاده از فیلترشکن هم عمداً کند شده است. می‌توانید هم از [مشابه داخلی آن] استفاده کنید که سریع است و پر از ویدئوهای ناقض حق مؤلف.”

او می‌گوید به این شیوه، دولت کاربران را تشویق می‌کند که از سرویس‌های داخلی استفاده کنند که کنترل محتوایشان در دست دولت است.
کاهش ارزبری

بخش مهمی از پروژه اینترنت ملی، انتقال سایت‌های ایرانی از روی سرورهای خارج از کشور به داخل است.

اما بسیاری از تجهیزات مورد نیاز برای ساخت مراکز داده (دیتاسنتر) و نیز توسعه ظرفیت شبکه نظیر سوئیچ‌ها و روترها، ساخت شرکت‌های خارجی است.

در طرحی که دولت در سال ۸۷ تهیه کرده بود، از شرکت‌هایی آمریکایی نظیر سیسکو، جونیپر و تل‌لبز به عنوان تأمین‌کنندگان احتمالی قطعات نام برده شده بود. شرکت‌هایی که محصولاتشان مشمول تحریم است.

استیو استکلو خبرنگار اقتصادی ارشد خبرگزاری رویترز که روی تلاش‌های ایران برای دور زدن تحریم‌ها تحقیق می‌کند، می‌گوید ایران علاوه بر واسطه‌هایی در امارات متحده عربی، از چند شرکت بزرگ چینی هم برای واردات تجهیزات آمریکایی مورد نیازش استفاده کرده است.

شرکت ZTE که دومین شرکت چینی بزرگ سازنده تجهیزات مخابراتی است، چند روز پیش اعلام کرد فروش تجهیزات به ایران را متوقف کرده است.

آقای استکلو می‌گوید این شرکت قبلاً “محصولات بعضی از بزرگ‌ترین شرکت‌های آمریکایی مثل سیسکو، آی‌بی‌ام، اچ‌پی، مایکروسافت و … را برای ایران تأمین کرده است.”

او می‌گوید با خروج شرکت‌های اروپایی مانند نوکیا زیمنس و اریکسون از بازار ایران، شرکت‌های چینی از جمله هواوی و زد.تی.ای. جایشان را پر کرده‌اند و قراردادهایی با ایران بسته‌اند که ارزششان روی هم “به صدها میلیون دلار می‌رسد.”

اما تجارت با ایران برای زد.تی.ای. دردسرساز شده و وزارت بازرگانی و دادستانی آمریکا مشغول تحقیق درباره اتهام کمک این شرکت به نقض تحریم‌های آمریکا و تلاش برای از بین بردن مدارک آن هستند.

اگر شرکت‌های چینی هم تصمیم به کاهش یا قطع رابطه تجاری‌شان با ایران بگیرند، کار ایران برای توسعه ظرفیت شبکه اینترنت و نیز تکمیل پروژه اینترنت ملی سخت‌تر می‌شود.
قطع کردن یا قطع نکردن، مسأله این است

مقام‌های ایران بارها گفته‌اند که هدف از اجرای پروژه اینترنت ملی، قطع اینترنت نیست.

با قطع اینترنت هم سایت‌های داخلی از طریق ‘شبکه ملی اطلاعات’ همچنان در دسترس خواهند بود

اما محمود عنایت معتقد است اینترنت ملی این امکان را به دولت می‌دهد که “اگر فضا به سمت آشوب و ریسک سیاسی برود، خیلی راحت ‘کلید اینترنت جهانی’ را خاموش کند و به مردم بگوید می‌توانید از همین سایت‌های داخلی استفاده کنید.”

عزیز آشفته هم می‌گوید این پروژه “شبکه قوی‌تری برای کنترل افراد در اختیار حکومت می‌گذارد.”

اما رضا معینی بدبین‌تر است و می‌گوید: “به سمتی می‌رویم که مثل کوبا و کره شمالی، ایمیل هم بازار سیاه داشته باشد.”

No responses yet

Apr 27 2013

ولایتی: برای «بگم‌بگم‌»های احمدی‌نژاد آماده‌ام: اصولگرایان آماده دفاع در برابر تهدید به افشا

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

بهارنیوز: خبــــرهــای امیدوارکننده‌ای از جبهه اصولگرایان به گوش نمی‌رسد. اعضای ائتلاف‌ها چندان به پیروزیشان در انتخابات امیدوار نیستند. نتایج نظرسنجی‌ها راضی‌کننده نیست و برخلاف قبل که خود را پیروز و دست‌کم 60‌درصد آرا را متعلق به جریان خود می‌دانستند، از باخت حرف می‌زنند.
تهدید‌های احمدی‌نژاد در اهواز نیز آنان را بیش از پیش سردرگم کرده است و اگر تا امروز می‌خواستند برنامه‌های اقتصادی خود را بیان کنند، حالا وارد وادی پاسخ به رییس دولت نهم و دهم شده‌اند و از خود دفاع می‌کنند. از کودکی تا میانسالی خود را مطرح می‌کنند و از سابقه پاکشان می‌گویند. این روزها اصولگرایان پرونده‌به‌دست در نشست‌های انتخاباتی شرکت می‌کنند تا اگر، آن‌گونه که احمدی‌نژاد تهدید کرده، «گوشه»ای از پرونده‌ای بالا رفت، بتوانند از خود دفاع کنند.
به گزارش ایلنا، علی‌اکبر ولایتی در پاسخ به سوالی مبنی بر این‌که اگر در انتخابات نامزد باشید و «بگم‌‌‌بگم»‌های احمدی‌نژاد به شما برسد، چه می‌کنید؟ گفت: «میدان انتخابات، میدان رقابت است و یکی از صحنه‌های رقابت‌ها هم، تهدید‌ها و این‌گونه اعلام‌نظر‌ها می‌باشد. این قبیل کار‌ها (بگم‌بگم‌های احمدی‌نژاد) را، نمی‌گویم غیرطبیعی نیست، بلکه می‌گویم غیرمنتظره نیست.»
عضو ائتلاف 1+2 اصولگرایان، اضافه کرد: «بنده آمادگی دارم پاسخگوی تمام سوالات و شبهاتی باشم که در رابطه با خودم از سن نوجوانی تاکنون مطرح می‌شود. بالاخره این نوع گفت‌وگو‌ها و جدال‌ها وجود داشته و به آن عادت داریم و اصولا از عهده مذاکرات بر آمده‌ام؛ به همین دلیل می‌گویم که این تهدید‌ها و بگم‌بگم‌ها، ما را از میدان به در نخواهد کرد.» ولایتی چندان نگران خود نیست و در این ائتلاف کمتر از همه مورد پرسش قرار می‌گیرد. اما دیگر عضو ائتلاف یعنی محمدباقر قالیباف می‌تواند مورد بیشترین حملات قرار گیرد. کما آن‌که روزنامه دولت یعنی روزنامه ایران نیز مدتی است که حملات خود را علیه شهردار تهران شروع کرده و سوالات مالی بسیاری را در ارتباط با وی مطرح می‌کند و پروژه‌های عمرانی شهرداری را زیر سوال می‌برد. شاید آمادگی ولایتی بیشتر درباره دفاع از یکی از اضلاع مثلث 1+2 باشد. اگر محمدباقر قالیباف نامزد نهایی ائتلاف شود، مطمئنا حداد‌عادل و ولایتی باید تمام تلاش خود را برای دفاع از او بگذارند و شاید دیگر وقتی برای ارائه برنامه نباشد، البته اگر ائتلافی تا آخر باقی بماند. غلامعلی حداد‌عادل که ائتلاف سه‌نفره را صاحب 60‌درصد از آرا می‌دانست و اصولگرایان را پیروز انتخابات هم، با تعدد نامزدها شانس کمتری برای پیروزی در انتخابات برای جریان خود قائل شده است.
او در پاسخ به این سوال که ارزیابی شما از گفته لنکرانی مبنی بر این‌که کسی که ائتلاف می‌کند، از اصلح بودن خودش مطمئن نیست و کسی که این اطمینان را ندارد نباید نامزد شود، اظهار داشت: «ما که ائتلاف کرده‌ایم، در موفقیت اصولگرایان تردید داریم، یعنی علت این‌که ما بر ائتلاف تاکید داریم، این است که در پیروزی اصولگرایان در صورت تعدد نامزدها تردید داریم.» او امیدوار است که اصولگرایان به یک نامزد واحد برسند چراکه این به صلاح کشور و جریان اصولگرایی است و شاید بیش از همه رسیدن به یک نامزد واحد جریان اصولگرایی را از حذف در صحنه سیاسی کشور نجات می‌دهد. البته پیش از این شایعات دیگری نیز در ارتباط با ائتلاف 1+2 پیچیده بود. گفته شد که حدادعادل قصد جدا‌شدن از ائتلاف را دارد. خبری که نهایتا توسط رییس دفتر حداد تکذیب شد.
گفته می‌شود اختلاف بین حداد و قالیباف جدی است، اما نه آن‌قدر که حداد از ائتلاف خارج شود و از شانس پیروزی خود کم کند. اصولگراها از چند طرف زیر فشار هستند؛ از طرفی دولتی که یک روز حمایتش می‌کردند آن‌ها را تهدید به افشا می‌کند و می‌خواهد «گوشه»‌ای از پرونده‌هایشان را بالا بزند، از طرفی دیگر ائتلاف‌هایشان شکننده شد و هر روز خبری مبنی بر خروج یکی از اعضا بیرون می‌آید و تمام اعضای ائتلاف می‌خواهند در انتخابات پیش رو شرکت کنند. اصلاح‌طلبان نیز که هنوز نامزد نهایی معرفی نکرده‌اند و همین اصولگرایان را بیشتر سردرگم می‌کند. مواجهه اصولگرایان با مردمی که آنان را به خاطر حمایتشان از دولت نهم و دهم و اوضاع اقتصادی پیش‌آمده مورد سوال و نقد قرار می‌دهند و شریک کارنامه دولت می‌دانند، هم هر روز جدی‌تر می‌شود.

No responses yet

Apr 26 2013

حضور پررنگ‌ مقامات امنیتی و نظامی در موضوع انتخابات

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دویچه‌وله: وزارت اطلاعات با احضار مسئولان روزنامه‌ها و مطبوعات سراسری ایران، خطوط قرمز مربوط به اخبار انتخابات را به آنان اعلام کرده است. مقامات نظامی نیز بار دیگر بر وظایف و نقش بسیج و سپاه در انتخابات تاکید ورزیده‌اند.

سایت “کلمه” از احضار مدیران مسئول روزنامه‌ها و مطبوعات سراسری ایران به وزارت اطلاعات برای حضور در یک جلسه توجیهی خبر داده است.

در این جلسه به مسئولان رسانه‌ها گفته شده که خط قرمز اخبار و تحلیل‌ها ” مواضع و اظهارات رهبری” است. به گزارش “کلمه”، فردی که خود را معاون وزیر و مسئول مطبوعات وزارت اطلاعات معرفی کرده، تهدید کرده که “با هرگونه سیاه‌نمایی در دوران تبلیغات انتخاباتی برخورد خواهد شد.”

به گزارش “کلمه”، در این جلسه تاکید شده که هر میزان انتقاد از احمدی‌نژاد مجاز است و محدودیتی ندارد.
پایگاه خبری یاد شده می‌نویسد که در این جلسه به مدیران مسئول مطبوعات اعلام شد که انتخابات ریاست جمهوری یازدهم را در واقع سپاه برگزار می‌کند. مقام اطلاعاتی حاضر در جلسه گفته است: «سپاه و وزارت اطلاعات مراقب همه مسائل خواهند بود و هیچ تخطی از محدوده‌های تعیین شده را تحمل نخواهند کرد.»

تاکید بر وظایف سپاه و بسیج

به موازات این خبر، علی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران در روز پنجشنبه (۵ اردیبهشت) در جمع مربیان و فرماندهان حوزه‌ها و پایگاه‌های مقاومت سپاه، سخنانی در باب انتخابات بیان کرد.

وی تجلی “حماسه سیاسی” را در برگزاری انتخاباتی باشکوه و با حضور گسترده مردم خواند و تلاش برای حضور هرچه گسترده‌تر مردم در انتخابات را وظیفه بسیج و سپاه دانست.

فرمانده سپاه پاسداران تاکید کرد: «رییس جمهور آینده باید از بحران‌های مختلفی که عمدتا توسط دشمنان و برخی سوءمدیریت‌ها به وجود آمده سربلند بیرون بیاید.» جعفری گفت نقش سپاه و بسیج در این بین بسیار مهم است و «ما باید در برآوردهایمان به فردی اصلح دست پیدا کرده و او را به آشنایان و اطرافیان خود معرفی کنیم.»

تاکید سردار جعفری بر لزوم دخالت بسیج و سپاه در انتخابات و معرفی “فردی اصلح” در حالی صورت می‌گیرد که اظهارات علی سعیدی، نماینده آیت‌الله خامنه‌ای در سپاه در باره ضرورت “مهندسی انتخابات”، با موجی از واکنش‌ها روبرو شد.

چندی پس از این سخنان، حسن فیروزآبادی، رییس ستاد کل نیروهای مسلح اعلام کرد که منظور سعیدی دخالت یا حتی روشنگری سپاه در انتخابات نبود: «منظورشان این بود که سازمان‌های عقیدتی سیاسی و نمایندگی‌های ولی‌فقیه در نیروهای مسلح وظیفه دارند عدم ورود نیروهای مسلح در جهت‌گیری‌های انتخاباتی را گوشزد کنند که این همان مهندسی انتخابات است.»

هشدار دو مقام نظامی به “شبهه‌افکنی” علیه سپاه

هم‌چنین، سردار آسودی، معاون تبلیغات سپاه نیز در حاشیه گردهمایی سیاسی سپاه پاسداران در استان سمنان، نسبت به “سیاه‌نمایی” و “تخریب” سپاه در ارتباط با مسائل انتخاباتی هشدار داد. آسودی گفت: «دشمنان فهمیده‌اند مردم به بسیج و سپاه اعتماد دارند، بنابراین تهاجم و شبهه‌افکنی علیه این نهاد مقدس به راه انداخته‌اند.»

یک روز پیش از این، سردار احمدی‌مقدم فرمانده نیروی انتظامی ایران در باره “شبهه‌افکنی”ها هشدار داده و گفته بود که نامزدها باید از سیاه‌نمایی و تخریب دیگران خودداری کنند.

احمدی‌نژاد در سفر به خوزستان از پیغام‌ برای “کم کردن رویش” پرده برداشت و در تهدید مخالفان خود گفت: «هرگوشه‌ای از پرونده‌تان را بالا بزنیم دیگر جایی در بین ملت نخواهید داشت.». او در جمع مردم اصفهان نیز تاکید کرد: «برخی برای انتخابات نقشه کشیده‌اند.»

به نظر می‌رسد تحرک مقامات سپاه و نیروی انتظامی در سخنرانی پیرامون انتخابات، واکنشی به اظهارات اخیر احمدی‌نژاد باشد. احمدی‌نژاد در اهواز از جمله گفت که مخالفانش “عددی نیستند.”

حسن فیروزآبادی رییس ستاد کل نیروهای مسلح ایران گفته‌های اخیر احمدی‌نژاد را مصداق تشویش اذهان عمومی دانست.

بایدها و نبایدهای رسانه‌ها در انتخابات

در این میان “دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای” سخنانی از وی پیرامون وظایف رسانه‌ها در انتخابات را برگزیده است. این نکات در دو بخش بایدها و نبایدها تنظیم شده‌اند و از جمله شامل لزوم تشویق مردم به انتخابات اصلح از سوی رسانه‌ها می‌شود: «آنها که زبان گویایی دارند، قلم توانایی دارند و آبرویی پیش مردم دارند، باید مردم را توجیه و تشویق کنند و آدمهای خوب را به آنها معرفی نمایند.»

یکی دیگر از وظایف رسانه‌ها، پاسداری از انتخابات خوانده شده است: «انتخابات مظهر حضور مردم است و باید پشتوانه امنیت ما باشد. آن وقتی را که دشمنان می‌خواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوءاستفاده کنند، باید همه مراقب و به هوش باشند.»

“نباید”ها در این فهرست طولانی‌تر و دو برابر نمونه “باید”ها هستند. دلسرد نکردن مردم نسبت به انتخابات، پرهیز از بی‌احترامی به شورای نگهبان و عدم درج هرحادثه و خبر از جمله آنها هستند.

No responses yet

Apr 26 2013

حمله کم‌سابقه برخی نمایندگان مجلس به احمدی‌نژاد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: گروهی از نمایندگان مجلس در گفتگو با سایت «خانه ملت» حملات٬ انتقاد‌ها و اعتراض‌هایی متوجه محمود احمدی‌نژاد و دولت‌های نهم و دهم کرده‌اند که در نوع خود کم‌سابقه است.

حملات و انتقاد‌های تند این نمایندگان پس از آنکه رئیس دولت دهم به تهدید‌ها و هشدار‌های خود علیه مقام‌های جمهوری اسلامی شدت بیشتری بخشیده٬ آغاز شده است.

احمدی‌نژاد طی دو هفته گذشته دور تازه‌ تهدید‌ها علیه مخالفان محافظه‌کار خود در سفر‌های استانی را آغاز کرده و روز به روز بر دامنه این تهدید‌ها می‌افزاید.

غلامعلی جعفرزاده ایمن آبادی یکی از نمایندگانی است که گفته احمدی‌نژاد در هشت سال گذشته نشان داده با الفبای اقتصادی بیگانه است.

آقای ایمن‌آبادی افزوده «مردم قدرت خرید یک روغن را هم ندارند٬ قیمت گوشت افزایش پیدا می‌کند٬ گرانی و بیکاری بیداد می‌کند و جوانان افسرده‌اند» ٬ اما احمدی‌نژاد توان خود را برای انتخابات گذاشته است.

محمد باقری بنابی٬ عضو فراکسیون روحانیون مجلس هم گفته «عدالتی که احمدی‌نژاد دنبالش است، فقط در اتهام‌زنی خلاصه می‌شود.»

آقای بنایی افزوده «صحبت‌های پرحاشیه و بی‌محتوا {احمدی‌نژاد} فقط جامعه را به تشنج می‌کشد و دلسوزان نظام در مجلس، قوه قضاییه و دولت را درگیر می‌کند.»

جواد هروی٬ نایب رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس افزوده که احمدی‌نژاد «با یک زبان چالش برانگیز به گوشه و کنار کشور رفته و همگان را با زبان طعن و طنز به سخره می‌گیرد که روش درستی نیست.»

هروی افزوده «در شرایطی که گرانی‌ها و تورم در کشور کمر مردم را شکسته است دیگر زمانی برای مجادله و مناظرات فکری باقی نمی‌ماند.»

ابراهیم نکو٬ عضو هیات رئیسه کمیسیون اقتصادی مجلس اظهار کرده که احمدی‌نژاد «بیشتر به صحبت‌های کوچه و بازاری روی آورده که هیچ دردی از جامعه دوا نمی‌کند.»

آقای نکو افزوده رئیس دولت دهم در پی «عوام‌فریبی» است و وی نباید «با سخنان پیش پا افتاده افکار عمومی را منحرف کرده و باعث تشویش و نگرانی بین مردم جامعه شود.»

علی‌محمد بزرگواری هم گفته «ملت ایران از کوچک و بزرگ، شهری و روستایی با بلوف‌های تو خالی احمدی‌نژاد آشنا هستند.»

بزرگواری افروده «دور جدید سفرهای استانی احمدی‌نژاد بی‌مورد است» و «مردم به فردی غیر از نامزد مطلوب وی رأی می‌دهند.»

No responses yet

Apr 26 2013

خامنه‌ای روزهای سختی را می‌گذراند…

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

روز: علی خامنه‌ای روزهای سختی را می‌گذراند. او که در طول “ولایت” 24 ساله‌اش در هنر مردم‌داری، دوست‌یابی و دوست‌نگهداری نبوغ بی‌نظیری از خود به نمایش گذاشته امروز بیش از هر زمانی تنها شده است. او نه فقط همه یاران قدیم خود را (به شمول اکبر هاشمی رفسنجانی که او را به ولایت رساند) از دست داده است، بلکه از سرکشی‌ها و تمردهای آخرین نوچه دست آموز و مورد اعتماد خود که امروز ظاهرا به بلوغ رسیده و داعیه استقلال دارد نیز سخت در عذاب است. از همه مهمتر این که او باید در متن سخت‌ترین بحران‌های سیاسی و اقتصادی تاریخ جمهوری اسلامی، «انتخابات» دیگری را در چند هفته آینده مهندسی کند تا فردی از حلقه مطیعان خود را از صندوق به در آورد و بر ریاست قوه مجریه خود بنشاند؛ و در سازمان‌دهی این امر باید چالش‌های سختی را که از دو سو (اصلاح‌طلبان و احمدی‌نژادی‌ها) متوجه او شده پاسخ دهد و در عین حال راهی برای “پرشور” کردن این انتخابات بیابد.

شرایط سیاسی و اقتصادی و دیپلماتیک ایران جمهوری اسلامی هیچگاه چنین سخت و بحرانی نبوده است، و علی خامنه‌ای هیچگاه در برابر چالش‌هایی از قبیل آن چه که امروز در برابر او قد علم کرده‌اند قرار نگرفته است. بحران‌های اقتصادی ناشی از سوء سیاست دولت برگزیده او و تحریم‌های بین‌المللی برخاسته از سیاست خارجی و هسته‌ای که او شخصا هدایت کرده است اکنون آثار فاجعه‌بار خود را به سرعت بر کشور و جامعه و مردم ما تحمیل می‌کند. گرانی سرسام‌آور و تورم مهار گسیخته بخش عظیمی از مردم کشور را دچار کمبود غذا و دارو کرده است. سیاست نفت در برابر غذا و دارو، کشور ما را به عراق دو دهه پیش باز گردانده که در نهایت به جنگ کشید و سدها هزار نفر را به کشتن داد. در مورد ایران، اما، سیاست خارجی و هسته‌ای علی خامنه‌ای خطر جنگ را بسیار نزدیک‌تر کرده است.

خامنه‌ای که در عین ادعاهای کبریایی‌اش همواره به خود اجازه داده است در هر مسئله سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشور، از تدریس موسیقی و علوم انسانی و هنر و سینما گرفته تا رشد جمعیت و زاد و ولد و بگیر و ببندها و حبس و قتل معترضان و کارهای ریز و درشت سه قوه قضاییه و مقننه و مجریه کشور دخالت کند، طبعا نمی‌تواند در مقوله انتخابات بی‌طرف بماند. در مورد انتخابات ریاست جمهوری به خصوص او همه تلاش خود را به کار برده است تا هیچ کس دیگری جز فرد مورد نظر او از صندوق سر بر نیاورد. یک بار در خرداد 76 نقشه او ظاهرا به هم خورد، ولی بعد به همین دلیل ترتیبی داد که دیگر این “اشتباه” تکرار نشود. او بیش از هر مقام دیگر حکومتی از برآمدن احمدی‌نژاد احساس رضایت می‌کرد و نتوانست این احساس را از دیگران پنهان نگاه دارد. او آن قدر از سیاست و کارنامه احمدی‌نژاد در دور اول راضی بود که در دور بعدی انتخابات در سال ۸۸ حاضر شد بیشترین هزینه سیاسی و اجتماعی را، از جمله به زندان و خاک و خون کشیدن و شکنجه و جرح سد‌ها معترض و قتل و اعدام بسیاری از آنان، بپردازد تا او را مجددا به صندلی صدارت بنشاند – چرا که به گفته خود او، حتا در مقایسه با هاشمی رفسنجانی نظرات احمدی‌نژاد “به نظرات من نزدیک‌تر” بوده است.

از سوی دیگر، دوران رهبری خامنه‌ای با روند پیوسته حذف مخالفان و رقیبان و ریزش هواداران نظام پیش رفته است. این ریزش در انتخابات سال ۸۸ به اوج خود رسید و اصلاح‌طلبان که وفاداری خود به نظام را بارها نشان داده بودند نه فقط از قدرت حذف شدند و بلکه زیر سرکوب شدید نیز قرار گرفتند. خامنه‌ای اکنون حکومت را “یک دست” کرده بود و جناح “اصولگرا” که خود را در اطاعت بدون چون و چرا از از رهبری تعریف می‌کرد همه ارکان حکومت را در دست داشت. دوران “طلایی” حکومت خامنه‌ای شروع شده بود و او می‌توانست بدون دغدغه سیاست داخلی و خارجی کشور را دیکته کند و مطیعان اصولگرا به اجرای آن کمر ببندند. دغدغه بازگشت جناح اصلاح‌طلب به حکومت کاملا از بین رفته بود، و پس از این قدرت در بین اصولگرایان می‌چرخید. رؤیای حکومت بلامنازع ولی فقیه مسلمین به تحقق پیوسته بود و ولی فقیه فرو رفته در توهمات خود در شرایطی که تحریم‌های بین‌المللی و خطرجنگ مردم کشور را در فقر و بیم فرو برده بود با جرأت اعلام می‌کرد که “کشور در هیچ زمانی مانند امروز در اوج قدرت نبوده است”.

این رؤیا اما طولی نکشید. از یک سو تحریم‌های کمرشکن بین‌المللی روز به روز با شدت بیشتری زندگی مردم را تحت تأثیر قرار می‌داد، و از سوی دیگر رییس جمهور برگزیده ولی فقیه نغمه‌های جدید سر داده بود و در برابر ولی فقیه به نافرمانی برخاست. در آغاز، خامنه‌ای این تمردهای احمدی‌نژاد را در برابر اطاعت‌های پیشین او نادیده گرفت، ولی احمدی‌نژاد که پایان دوره خود را نزدیک می‌دید و در اندیشه “باقی ماندن” در قدرت به سر می‌برد از مخالفت با خامنه‌ای به عنوان وسیله‌ای برای کسب محبوبیت استفاده کرد و به تجلیل از موقعیت رییس جمهور به عنوان منتخب مستقیم مردم و تحقیر موقعیت ولی فقیه پرداخت. علاوه بر این، او گروهی هم‌نظر را حول خود جمع آورده بود و به رغم مخالفت صریح خامنه‌ای با آنان او حاضر نشده بود که آنان را ترک کند. به عکس، او اسفندیار رحیم مشایی را که از سوی خامنه‌ای طرد شده بود و اطرافیان خامنه‌ای او را رییس “جریان انحرافی” لقب داده بودند ارج داد و بر صدر نشاند و در مدح او سخن‌ها گفت و عالی‌ترین نشان کشور را به او داد.

احمدی‌نژاد از این موضع‌گیری‌های ضد ولی فقیه و تخطئه و تهدید و “افشاگری” در مورد نزدیکان علی خامنه‌ای ظاهرا دو هدف عمده را دنبال می‌کرد. اول این که در بین مردم محبوبیت پیدا کند و برای نامزد مطلوب خود در انتخابات رأی جمع‌آوری کند (مخالفت با خامنه‌ای رأی می‌آورد). دوم، اذهان مردم را از مسئولیت خود در قبال بحران‌های فاجعه‌بار و سوء سیاست اقتصادی دولت و تحریم‌های بین‌المللی منحرف کند و باند خامنه‌ای را مسئول آن‌ها بشناسد (“نگذاشتند چنین و چنان کنیم”). به این ترتیب، هرچه زمان گذشت و هر چه که به انتخابات نزدیک‌تر شدیم (و هر چه که بحران‌های سیاسی و اقتصادی شدیدتر و کمرشکن‌تر شد) لحن احمدی‌نژاد علیه خامنه‌ای و اطرافیان او تندتر شده است و اکنون کمتر روزی است که حرف تندی علیه آنان (و ظاهرا در حمایت از “حق مردم”) از او شنیده نشود. او به رغم این که خامنه‌ای چنین اظهاراتی را خیانت و مخالف شرع و قانون و اخلاق دانسته است به آن ادامه می‌دهد و از آن فروگذار نیست.

اظهارات اخیر او در خوزستان واکنش تند اطرافیان خامنه‌ای و از جمله حسین شریعتمداری (در کیهان) و فیروزآبادی رییس کل نیروهای مسلح را به دنبال آورده است. بسیاری در اندیشه استیضاح و عزل او از طریق مجلسند (که با یک اشاره خامنه‌ای عملی است). ولی خامنه‌ای در مخمصه عجیبی گرفتار شده و هنوز حاضر نشده است که هزینه سنگین این کار را بپردازد. او با عزل احمدی‌نژاد در واقع خطای بزرگ و “بی بصیرتی” خود را در دفاع بی چون و چرا از او در گذشته عملا نشان خواهد داد. و چنین کاری در فاصله چند هفته به انتخابات جدید و پایان دوره احمدی‌نژاد بحران جدیدی برای او ایجاد خواهد کرد. او تصور می‌کرد که دوره دوم احمدی‌نژاد با صلح و صفا و خوشی به پایان می‌رسد و نام‌برده که از چنین حمایت بی‌دریغ و پر هزینه او برخوردار شده بود برای همیشه سپاسگزار و قدردان باقی خواهد ماند. به طور قطع، او هیچگاه نمی‌توانست تصور کند که این رییس جمهور برگزیده او چنین “نمک ناشناس” از کار درآید و این قدر برای او درد سر بیافریند.

خامنه‌ای اکنون در سخت‌ترین و بدترین موقعیت سیاسی خود قرار گرفته است. انتخابات ریاست جمهوری در پیش است و او نه با دو جناح و بلکه سه جناح روبرو است. اصولگرایان اطراف او که فکر کرده‌اند رقیبی از دو جناح دیگر ندارند تا کنون بیست نامزد داده‌اند. احمدی‌نژاد می‌خواهد از «حلقه انحرافی» نامزد بدهد (ظاهرا رحیم مشایی) و او را وارد صحنه انتخابات بکند. اصلاح‌طلبان هم می‌خواهند از موضع ضعف خامنه‌ای بهره بگیرند و به نحوی به این صحنه وارد شوند. این دو جناح تاکتیک‌های مختلفی را پیش گرفته‌اند. احمدی‌نژاد روش شانتاژ را برگزیده است (“افشا می‌کنم”) و اصلاح‌طلبان راه استمالت را. پذیرش هر یک از این دو هزینه‌های سنگینی، از جمله برای اعتبار و “بصیرت” او، به همراه خواهد آورد و ممکن است کنترل انتخابات را نیز از دست او و عواملش بیرون بیاورد. رد هر دو آن‌ها (و به خصوص نامزد احمدی‌نژاد) هم بدون خطر نیست و عواقب نامعلوم و سنگینی می‌تواند داشته باشد. یک انتخابات محدود به اصولگرایان بله قربان گو هم به سختی می‌تواند “پرشور” بشود. او باید به سرعت در باره این مسایل تصمیم بگیرد – و در ضمن آن شاهد تبلور خشم و نارضایتی مردم فقرزده و بی‌دارو و نگران از حمله خارجی باشد که به تدریج متوجه شخص او می‌شود و مردم او را بیش از هر زمان دیگر مسئول بحران‌های داخلی و بین‌المللی کشور می‌شناسند.

علی خامنه‌ای روزهای به شدت سختی را می‌گذراند…

No responses yet

Apr 26 2013

فرمانده نیروی انتظامی به گرداندن متهم مرد با لباس زنانه واکنش نشان داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی

روز: فرمانده نیروی انتظامی به اعتراض های صورت گرفته علیه گرداندن یک متهم با لباس زنانه در سطح شهر مریوان واکنش نشان داد.
اسماعیل احمدی مقدم صبح امروز چهارشنبه در باره گرداندن یک متهم مریوانی با لباس زنانه گفت: “تذکرات لازم به این افراد داده شد.”

نیروی انتظامی شهرستان مریوان روز دوشنبه (٢٦ فروردین/ ١٥ آوریل) لباس زنانه قرمز بر تن یک محکوم مرد کرده و او را در سطح شهر گرداند.

این اقدام نیروی انتظامی اعتراض وسیعی را به دنبال داشت.

اسماعیل احمدی مقدم در این باره به خبرگزاری ایسنا گفته است: “لباس زنانه به آن گونه‌ای که در کردستان داشته‌ایم، ‌نبوده؛ اما پارچه قرمزی را به سر این فرد انداخته بودند که قشنگ نیست و تذکرات لازم نیز به این افراد داده شد.”

پیشتر معاون اجتماعی نیروی انتظامی جمهوری اسلامی، به طور تلویحی از این اقدام نیروی انتظامی حمایت کرده بود. او در این باره گفته بود گرداندن افراد در چارچوب طرح برخورد با “اراذل و اوباش” برای بازگرداندن احساس امنیت لازم است.

در پی این اقدام نیروی انتظامی شهرستان مریوان، ابهاماتی در باره اینکه آیا این عمل با حکم دادگاه مریوان صورت گرفته یا نیروی انتظامی خود دست به این اقدام زده، به وجود آمد.

فرمانده نیروی انتظامی در این باره با تاکید بر اینکه حکم گرداندن “اراذل و اوباش” را قضات صادر می کنند گفت: “اساسا حکم گرداندن اراذل و اوباش را قضات صادر می‌کنند که این مسئله نیز باید در زمانی باشد که آثار مثبتی به همراه داشته باشد و اگر نیروی انتظامی برای اجرای حکم وارد عمل می‌شود، تنها همان حکم را باید اجرا کند.”

در واکنش به این اقدام نیروی انتظامی مریوان، صفحەایی در فیس بوک با نام “زن بودن ابزار تحقیر و تنبیه هیچ کس نیست” ایجاد شده که در آن مردها عکس هایی از خود را با لباس زنانه کردی منتشر می کنند.

اعضای این صفحه در کمتر از یک هفته به بیش از هشت هزار نفر رسید.

گرداندن متهم مرد در مریوان با لباس زنانه و اعتراض های صورت گرفته بر علیه آن، در رسانەهای کشورهای دیگر نیز بازتاب یافت.

No responses yet

Apr 26 2013

ولایتی: برای جلوگیری از وضعیت به‌هم‌ریخته اصولگرایان تلاش کردیم؛ نشد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

رادیوفردا: علی اکبر ولایتی، از اعضای ائتلاف ۱+۲ اصول‌گرایان برای انتخابات ریاست جمهوری و از نامزدهای احتمالی این انتخابات، گفته است تلاش کرده بین اصولگرایان در انتخابات پیش رو «وحدت» ایجاد کند ولی موفق نشده است.

وزیر خارجه اسبق ایران و مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی در نشستی که بسیج دانشگاه بهشتی تهران برگزار کرده، گفته است: «در این اوضاع به هم ریخته ما سراغ تمام نیروهایی که از امتحانات خوب بیرون آمدند و یا مدعی هستند که خوب بیرون آمدند برای مذاکره و وحدت و برای جلوگیری از این تشتت و به هم ریختگی رفتیم اما نشد.»

آقای ولایتی گفته است: «آمده‌ام که بگویم به بن بست نرسیده‌ایم. وضعیت کشور با قانون‌گرایی و اجرای مصوبات و همچنین جلوگیری از ایجاد تنش در داخل و حتی در خارج پیش خواهد رفت.»

به گفته علی اکبر ولایتی، «تنها مشکل امروز ایران، مشکلات اقتصادی است. ما در حوزه سیاست دفاعی، علمی و فناوری حرف اول را می زنیم و تنها مشکل امروز جامعه ما مشکلات اقتصادی و به کار نگرفتن افراد متخصص و بیکاری‌های بی‌جهت است که این مشکلات قابل حل است.»

او از تعدد نامزدهای مطرح از سوی اصولگرایان برای انتخابات ریاست جمهوری انتقاد کرده و گفته است: «هرگاه جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین حوزه علمیه قم به هر تصمیم مشترکی برسند ما تبعیت خواهیم کرد حتی اگر دو روز مانده به انتخابات باشد اما تا کنون هیچ دخالتی نکرده‌اند.»

این دو تشکل سیاسی که اعضای آن روحانیون دست‌اندرکار در حکومت هستند، در سه سال اخیر و با بالاگرفتن انتقادها به «جریان انحرافی» در دولت، منتقد آن بوده‌اند.

علی اکبر ولایتی در پاسخ به سوالی که از او نظرش را درباره اکبر هاشمی رفسنجانی پرسیده بود، گفته است: «هر کس یک نقاط ضعف و قدرتی دارد. همه کارهای هاشمی منفی نبوده و کارهای مثبتی هم برای کشور کرده است.»

او همچنین گفته است که بنیانگذار جمهوری اسلامی آیت‌الله خمینی «نظر مثبتی» نسبت به آقای هاشمی داشته و آیت‌الله خامنه‌ای نیز خواهان «حفظ احترام» آقای هاشمی است.

آقای ولایتی همچنین درباره میرحسین موسوی، نخست‌وزیر سال‌های جنگ ایران که نامزد انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ شد و در پی اعتراض به آن انتخابات از بهمن‌ماه دو سال پیش در حصر خانگی است، گفته است: «او هم در دوران جنگ کارهای مختلفی برای نظام کرد و توانست کشور را به خوبی اداره کند.»

انتخابات ریاست جمهوری ایران قرار است ۲۴ خردادماه امسال یعنی کمتر از دو ماه دیگر برگزار شود. با این حال هنوز اصولگرایان به ایده مشترکی درباره نامزد این جناح سیاسی در انتخابات آینده نرسیده‌اند.

در همین حال برخی از اصولگرایان می‌گویند محمود احمدی‌نژاد و نزدیکانش برای معرفی نامزد در انتخابات آینده آماده می‌شوند.

پیش از این گمانه زنی‌هایی درباره احتمال نامزدی اسفندیار رحیم‌مشایی مطرح شده است.

غلامعلی حدادعادل، علی‌اکبر ولایتی و محمدباقر قالیباف، سه چهره عمده اصولگرا، در هفته‌های گذشته با یکدیگر ائتلافی تشکیل داده‌اند که به ائتلاف ۱+۲ معروف شده است.

از بین چهره‌های این ائتلاف سه‌نفره، آقایان قالیباف و ولایتی پیشتر در انتخابات سال ۸۴ نیز نامزد بودند که محمود احمدی‌نژاد پیروز آن شد.

علی اکبر ولایتی پس از ورود اکبر هاشمی رفسنجانی به آن انتخابات، از نامزدی خود انصراف داد و گفت به نفع آقای هاشمی کنار می‌رود. محمدباقر قالیباف در صحنه باقی ماند و در دور اول آن با بیش از ۴ میلیون رای، پس از اکبر هاشمی رفسنجانی، محمود احمدی‌نژاد و مهدی کروبی، چهارم شد.

در سال ۸۴ نیز اغلب اصولگرایان در پی تشکیل یک ائتلاف و نهایتاً کناره‌گیری نامزدها به نفع یک نامزد اصولگرا بودند اما به گفته چهره‌های اصولگرا و فعالان سیاسی، محمود احمدی‌نژاد به این رویه رضایت نداد و بدون شرکت در جلسات انتخاباتی اصولگرایان، برنامه انتخاباتی خود را پیش برد.

در ماه‌های اخیر و با نزدیک شدن به یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری ایران، بسیاری از اصولگرایانی که پیش از این حامی محمود احمدی‌نژاد بوده‌اند یا کمتر با جدیت از سیاست‌های او انتقاد کرده‌اند، اکنون به منتقدان جدی او تبدیل شده‌اند و آشکارا از دولت هشت ساله او انتقاد می‌کنند.

در سوی دیگر و در جناح اصلاح‌طلبان، تداوم حصر خانگی رهبران اعتراض‌های پس از انتخابات، مهدی کروبی، میرحسین موسوی و همسر او زهرا رهنورد، مسیر تصمیم‌گیری برای اصلاح‌طلبان درباره انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ را پیچیده‌تر کرده است.

پیش از این گروه‌هایی از اصلاح‌طلبان در داخل ایران از محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران، و همچنین اکبر خاشمی رفسنجانی برای نامزدی در انتخابات آینده ریاست جمهوری دعوت کرده‌اند اما این هردو تاکنون درباره نامزدی در این انتخابات ابراز بی‌میلی کرده‌اند.

No responses yet

Apr 26 2013

میترا پورشجری: دارند پدرم را ذره ذره زجرکُش می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خبرگزاری هرانا: گزارشی از وضعیت وخیم پدرم محمدرضا پورشجری (سیامک مهر) در سیاه چال “ندامتگاه مرکزی کرج”

محمدرضا پورشجری نویسندهٔ وبلاگ گزارش به خاک ایران با نام مستعار سیامک مهر، بیش از دو سال و نیم است بدون حتا یک روز مرخصی، به جرم بیان اندیشه‌ها و باور‌هایش و تلاش در راه روشنگری، در سخت‌ترین شرایط ممکن در سیاه چال‌های جمهوری اسلامی زندانی است. در حالی که از بیماری شدید قلبی و گرفتگی رگ‌های حیاتی قلب و نیز دیگر بیماری‌ها رنج می‌برد؛ حتا پزشکان بند تأیید و تأکید کرده‌اند که در صورت عدم درمان از راه عمل جراحی قلب باز، هر لحظه احتمال ایست قلبی و مرگ حتمی، پدرم را تهدید می‌کند. محمدرضا پورشجری تحت شرایطی بسیار مخوف، وخیم و غیر انسانی در یکی از بدنام‌ترین زندان‌های ایران در میان زندانیان جرایم دیگر و افراد شرور و خطرناک به سر می‌برد.

دادستان با مرخصی درمانی یا حکم عدم کیفر ایشان موافقت نمی‌کند تا نشان دهد نه تنها هیج ارزشی برای جان انسان‌ها ندارد و در کارش کاملا سیاسی زده و نامستقل عمل می‌کند، بلکه احتمالا خودش هم بویی از انسانیت نبرده است!

تمامی این فشار‌ها حتا در حال افزایش است؛ وقتی اخیرا «مطلع شدم گارد بی‌رحم زندان ندامتگاه مرکزی کرج، در فاصلهٔ زمانی ده روز، سه بار زندانیان بی‌دفاع و بی‌پناه و اموال ناچیزشان را مورد یورش، ضرب و شتم و تخریب قرار دادند و حتا به اندک مایحتاج غذایی آنان نیز رحم نکردند و آن را زیر پا له کردند! حملات مشابه از این دست نیز به برخی دیگر از زندان‌ها از جمله زندان رجایی شهر کرج از سوی ماموران مسلح زندان علیه زندانیان سیاسی بی‌دفاع و بی‌گناه صورت گرفته است؛ این در حالی است که با وجود شرایط جسمی بحرانی پدرم هر نوع استرس و فشار روحی و محیط کثیف داخل زندان، وضعیت او را به مراتب بد‌تر می‌کند.

آخر به چه جرم؟! حتا به فرض ارتکاب جرم هم در کجای دنیای انسانی و حتا حیوانی، چنین ستم وحشیانه‌ای در حق انسان‌های بی‌دفاع انجام می‌شود؟ در حق امثال پدر من که هیچ سلاحی نداشتند جز قلمشان برای بیان اندیشه‌ها و باور‌ها در محیطی که سانسور و بی‌عدالتی، بیداد می‌کند؟! آیا به راستی حق گویی و قلم زنی در این سرزمین تا این اندازه برای حکومت جمهوری اسلامی خطرناک است؟! حکومتی که ادعا می‌کند» سربازان گمنام امام زمانش «برای هر ماموریتی آماده‌اند؟! آیا پدر من سلاح داشته، آدم کشته، اختلاس کرده، به چه جرمی؟ به کدامین قانون نانوشته‌ای این همه زجر در حق پدرم و مانند او انجام می‌شود؟

جمهوری اسلامی حتا قوانین نیم بند خودش را هم نقض می‌کند. از نظر سرکوبگران این حکومت کسانی مانند پدر من صرف نظر از ارتکاب یا اثبات جرم ناکرده یشان، مجرم و محکوم هستند، مگر ابن که خلافش ثابت شود! و این قانون بیدادگرانه‌ای در هیچ جای دیگر کرهٔ زمین وجود ندارد!

دارند عزیزانمان را در زندان‌های مخوفشان ذره ذره زجرکُش می‌کنند و بی‌خبری از وضعیت آنان را در میان بحث‌های پوشالی سیاسی مانند انتخابات رژیم پوشش می‌دهند، تا صدای افرادی چون پدرم به هیچ جا نرسد.

مسبب اصلی هر اتفاقی که برای پدرم و مانند او بیافتد بدون شک بر عهدهٔ ولی فقیه و رهبر این نظام است که با سکوت و فرمان خود، مجوز این جنایت‌ها را صادر می‌کند.

به عنوان تنها فرزند محمدرضا پورشجری، دادخواهی خودم را از تمام مجامع حقوق بشری و سازمان‌های بین المللی برای نجات جان پدرم و رسیدگی به وضعیت دیگر زندانیان سیاسی-عقیدتی خواستارم؛ هرچه بیشتر دست روی دست گذاشته شود و پروندهٔ پدرم مشمول گذر زمان گردد، بیش از پیش جان او در خطر است.

میترا پورشجری
۵ اردیبهشت ۱۳۹۲
۲۵ اپریل ۲۰۱۳

No responses yet

Apr 26 2013

سرنوشت عجيب يکی از خبرسازترين چهره‌های مديريت سينمايی ايران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,هنر

رادیوفردا: سرنوشت عجيب يکی از خبرسازترين چهره‌های مديريت سينمايی ايران در سه سال اخير، آينه تمام نمايی است از عملکرد مديران فرهنگی دولتی که برای تغيير بسياری از ساختارهای پايه‌گذاری شده جمهوری اسلامی سکان‌دار مسوليت شده بودند.

عليرضا سجادپور که نامش همواره در کنار جواد شمقدری رئيس سازمان سينمايی کشور به عنوان همراه و متحد ثابت قدم در تمام سه سال گذشته مطرح بود، پس از استعفای خبرساز چند ماه پيشش حالا روانه زندان اوين شده تا فاصله ميز رياست تا زندان را با سرعت بسيار عجيبی طی کند.

زمزمه‌های بروز مشکلاتی برای آقای سجادپور در همان زمان استعفايش در محافل رسانه ای مطرح شده بود اما خودش آن زمان دليل استعفايش را بازگشت به دنيای تهيه و توليد فيلم عنوان کرده بود.
در فاصله کمتر از چهار ماه مانده به پايان رسمی فعاليت دولت محمود احمدی‌نژاد شرايط فعلی سينمای ايران آشکارا نشان از آشفتگی کامل دارد. نه در حوزه توليد و نه در حوزه عرضه هيچ‌کدام از سياست‌های مديرانی که از لزوم ساخت ۳۰۰ فيلم در سال و افزايش چند برابری تعداد سالن‌های سينما حرف می‌زدند، به بار ننشسته است.
​​
اشاره او در آن زمان به سوابق گذشته اش در نويسندگی و تهيه‌کنندگی چند فيلم مهجور مانند «آخرين ملکه زمين» و «عبور از خط سرخ»، پيش از تصدی مسوليت رسمی مديريتی‌اش باز می‌گشت.

عليرضا سجادپور به عنوان همراه جواد شمقدری در کابينه دوم محمود احمدی‌نژاد با هدف تغيير کامل روند حرکتی سينمای ايران و پايه گذاری ساختاری تازه که از آن با تعبير «ريل گذاری جديد» ياد می‌کرد، با سمت مدير کل اداره نظارت و ارزشيابی وارد تيم مديران دولتی شد. او که تقريبا درباره تمام اتفاقات و مسائل سينمای ايران اظهارنظر می‌کرد، در پست حساس مديريت نظارت و ارزشيابی عملا روند توليد سينمای ايران را در اختيار داشت.

سينماگران مختلفی برای گرفتن مجوز ساخت آثار تازه شان مجبور به کلنجار و رويارويی با آقای سجادپور بودند و او که گويی علاقه شديدی به همين آمد و شدها و مراجعه مطرح‌ترين سينماگران به دفترش داشت، تا جايی که می توانست پيگير بحث و مرافعه بود. بحث‌هايی که در مواردی مانند مجادله‌های بی‌پايانش با عبدالرضا کاهانی سازنده فيلم‌های هيچ و اسب حيوان نجيبی است، رسانه‌ای هم می‌شد.

عليرضا سجادپور همچنين در راه تغيير ساختار مديريت سينما از جمله پايه گذاران تشکيل شورای عالی سينما و همچنين تبديل معاونت سينمايی به سازمان سينمايی بود. او در اين راه البته تلاش می‌کرد هر موضوع و اتفاقی را طبيعی و عادی جلوه دهد. از توقيف و اصلاح فيلم‌ها گرفته تا تحريم اسکار و بويژه موضوع انحلال خانه سينما که از جمله سرسخت‌ترين مدافعان تعطيلی اين نهاد صنفی سينمای ايران بود و همواره مدعی فعاليت غيرقانونی اين نهاد.

در فاصله کمتر از چهار ماه مانده به پايان رسمی فعاليت دولت محمود احمدی‌نژاد شرايط فعلی سينمای ايران آشکارا نشان از آشفتگی کامل دارد. نه در حوزه توليد و نه در حوزه عرضه هيچ‌کدام از سياست‌های مديرانی که از لزوم ساخت ۳۰۰ فيلم در سال و افزايش چند برابری تعداد سالن‌های سينما حرف می‌زدند، به بار ننشسته است.

حالا مديران سينمايی حتی توان اکران فيلم‌هايی که خودشان مجوز ساختشان را داده‌اند در مهم‌ترين سينماهای کشور مانند سينما آزادی را ندارند و اين نشان می‌دهد آنها حتی نزد بخشی از تصميم‌گيران حکومت هم جايگاه پيشين را ندارند. در اين راه بی‌شک عليرضا سجادپور سهم عمده‌ای داشته است.

استعفای او از سمتش در زمانی صورت گرفت که تيم مديريتی سينمای ايران در حال شديدترين منازعه با نهاد سازمان تبليغات اسلامی بود و بعضی رسانه‌ها از جمله خبرگزاری فارس کنار رفتن آقای سجادپور را به اين اختلاف مرتبط می‌دانسند. حالا اما با ايراد اتهامات اخلاقی و رسانه ای به کسی که سرسختانه می‌کوشيد تصويری منطبق بر الگوهای اخلاقی جمهوری اسلامی ارائه دهد، مشخص می‌شود علاوه بر اختلافات درون حکومتی، مسائل اخلاقی نيز نزد بخشی از مديران فرهنگی دولت شدت گرفته است.

پيش از اقای سجادپور بازداشت بابک خانيان مشاور اجرايی پيشين معاونت سينمايی به اتهامات مشابه تائيد کننده همين گمانه‌ها بود. بازداشتی که حتی از سوی غلامحسين محسنی‌اژه‌ای هم تائيد شد.

تيم مديريتی سينمای ايران که در سه سال گذشته اقداماتشان با استقبال سينماگران همراه نبود حالا در ماه‌های پايانی در سراشيبی شگفت‌انگيزی آميزه کم سابقه‌ای از بی کفايتی و سقوط اخلاقی و مالی را پديدآورده‌اند.

No responses yet

Apr 25 2013

محمدعلی جعفری٬ فرمانده کل سپاه: شرایط سختی داریم٬ تعداد نامزد‌ها کم شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی

دیگربان: محمدعلی جعفری٬ فرمانده کل سپاه خواستار کاهش تعداد نامزد‌های انتخابات شد و گفت ایران در سخت‌ترین شرایط قرار دارد و باید «شرایطی فراهم شود تا مردم بتوانند انتخاب درست و اصلح» داشته باشند.

به گزارش خبرگزاری «تسنیم» آقای جعفری روز پنجشنبه (پنجم اردیبهشت) در جمع «حلقه‌های صالحین» سپاه تهران گفته «۱۰-۲۰-۳۰ کاندیدایی که الان وجود دارند، بهتر است کاهش پیدا کنند.»

وی افزوده که «باید شرایطی فراهم شود تا مردم بتوانند انتخاب درست، صحیح و اصلح را انجام دهند و کسی انتخاب شود که نیازهای کشور را محقق کند.»

این فرمانده سپاه اضافه کرده است: «برای انتخاب اصلح رئیس‌ جمهور آینده باید به معیارهایی که مقام رهبری اشاره می‌کنند، توجه ویژه‌ای داشته باشیم.»

سپاه از مدت‌ها پیش خود را آماده حضور در انتخابات آتی کرده٬ به طوری که علی سعیدی٬ نماینده علی خامنه‌ای در سپاه از «مهندسی معقول» انتخابات از سوی این نیرو سخن به میان آورده است.

مقام‌های جمهوری اسلامی حساب ویژه‌ای برای حضور مردم در این دوره از انتخابات آغاز کرده‌اند٬ به اندازه‌ای که خامنه‌ای سال ۱۳۹۲ را سال «حماسه سیاسی و اقتصادی» نامگذاری کرده است.

محمدعلی جعفری در تفسیر این نامگذاری نیز گفته است: «حماسه اقتصادی که مورد انتظار رهبر انقلاب است یعنی انتخابی درست و صحیح برای اینکه رئیس‌جمهور آینده، کشور ‌را از بحران‌های مختلف خارج کند.»

فرمانده کل سپاه در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت وخیم اقتصادی ایران در پی گسترش تحریم‌ها اشاره کرده و افزوده که «ما هم‌اکنون در سخت‌ترین شرایط و ‌وضعیتی هستیم.»

وی گفته است: «دشمنان از همه حربه‌ها و تهدیدات سیاسی، نظامی، فرهنگی، تحریم‌های نفتی و بانکی استفاده می‌کنند که این موارد اثرات خود را سال گذشته نشان داد و شاهد تورم سرسام‌آور و گرانی بودیم.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .