اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ملای حیله‌گر'

Dec 30 2015

اعتراض تاجیکستان به سفر رهبر مخالفان این کشور به تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: وزارت خارجه تاجیکستان روز سه‌شنبه، هشتم دی‌ماه، با احضار سفیر ایران در این کشور به شرکت محی‌الدین کبیری، رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، در همایشی در تهران رسما اعتراض کرد.

این وزارتخانه روز سه‌شنبه، پس از انتشار اخبار و عکس‌های مربوط به این همایش در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی حجت‌الله فغانی، سفیر ایران در شهر دوشنبه، را به وزارت خارجه تاجیکستان احضار کرد.

به گزارش بخش تاجیک رادیو اروپای آزاد/رادیوآزادی، دولت تاجیکستان مراتب اعتراض خود به حضور محی‌الدین کبیری، رهبر حزب ممنوع شده نهضت اسلامی تاجیکستان، در تهران و شرکت او در همایش بین‌المللی وحدت اسلامی را در قالب نامه‌ای رسمی به سفیر ایران ابلاغ کرده است.

در این کنفرانس در کنار مقام‌های دولتی و رسمی کشور تاجیکستان همچون مکرم عبدالقادرزاده، رئیس مرکز اسلامی، سلیمان دولت‌اف، رئیس کمیته دولتی دین و مراسم ملی تاجیکستان، و فیض‌الله برات‌زاده، رئیس مرکز اسلام‌شناسی تاجیکستان، محی‌الدین کبیری، رهبر حزب نهضت اسلامی، هم که از بهار امسال در تبعید به سر می‌برد، شرکت داشته و عکس‌های آنان در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است.

محی‌الدین کبیری در حاشیه دیدار شرکت‌کنندگان همایش با رهبر ایران، با آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، هم گفت‌وگوی کوتاهی داشته که تصویر آن در وب‌سایت رسمی رهبر جمهوری اسلامی ایران منتشر شده است.

بیست و هشتمین همایش بین‌المللی وحدت اسلامی طی روزهای گذشته همزمان با سالروز تولد پیامبر اسلام در تهران برگزار شد.

در یادداشت رسمی وزارت خارجه تاجیکستان، اقدام سازمان‌دهندگان کنفرانس وحدت اسلامی در تهران «غیرقابل‌قبول» توصیف‌ و هشدار داده‌ شده است که این‌ گونه اقدامات به «روابط حسنه ایران و تاجیکستان» صدمه می‌زند.

ایران تاکنون درباره ممنوعیت فعالیت حزب نهضت اسلامی تاجیکستان، واکنش یا اظهار نظری رسمی نداشته است.

وزارت خارجه تاجیکستان در اطلاعیه خود حزب نهضت اسلامی این کشور را حزبی «افراط‌گرا و تروریستی» توصیف کرده و محی‌الدین کبیری، رئیس این حزب، را به تلاش برای «کودتا» متهم کرده است.

حکومت و مقام‌های تاجیکستان در پی ناآرامی‌های تابستان گذشته که به مرگ عبدالحلیم نظرزاده، معاون سابق وزارت دفاع این کشور و شماری از طرفدارانش انجامید، حزب نهضت اسلامی را به همدستی با او در طرح و اجرای کودتا متهم کردند.

در پی آن عملیات، شماری از فعالان حزب نهضت اسلامی و نزدیکان و وابستگان به آقای نظرزاده بازداشت شدند. پس از آن با رأی دادگاه عالی تاجیکستان، حزب نهضت اسلامی حزب «تروریستی و افراط‌گرا» خوانده و فعالیت آن در تاجیکستان ممنوع اعلام شد.

این اتهامات سبب شده تا مقام‌های قضایی تاجیکستان نام آقای کبیری را در فهرست افراد تحت تعقیب اینترپل، پلیس بین‌الملل، قرار دهند و خواستار بازداشت و استرداد او به تاجیکستان باشند.

در همین حال محی‌الدین کبیری اتهامات وارده به خود و حزبش در همدستی با ژنرال نظرزاده، معاون پیشین وزارت دفاع تاجیکستان را رد کرده و آن را بهانه‌ای برای ممنوع کردن فعالیت حزب نهضت اسلامی می‌داند.

آقای کبیری پس از محروم ماندن حزبش از کرسی نمایندگی در انتخابات زمستان گذشته این کشور، ضمن اعتراض به روند برگزاری آن انتخابات، تاجیکستان را ترک کرد و گفته می‌شود در یک کشور اروپایی در تبعید به سر می‌برد.

در همین حال گروه‌های فعال حقوق بشری «بازداشت‌های خودسرانه و شکنجه» اعضا و فعالان حزب نهضت اسلامی را محکوم کرده و از دولت تاجیکستان خواسته‌اند که به سرکوب مخالفان سیاسی‌اش پایان داده و به آزادی‌های سیاسی شهروندان احترام بگذارد.

برخی از این سازمان‌ها گفته‌اند که ممنوعیت حزب نهضت اسلامی به معنای لغو توافقات صلح سال ١٩٩٧ است که به جنگ داخلی پنج ساله (١٩٩٢ تا ١٩٩٧) در تاجیکستان پایان داد.

حزب نهضت اسلامی نیروی اصلی مخالفان در زمان جنگ داخلی و از طرف‌های محوری مذاکرات صلح به سرپرستی سازمان ملل متحد بود

No responses yet

Dec 29 2015

جلسه “جامعه روحانیت” درباره هاشمی رفسنجانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

عصرایران: وی افزود: در حال حاضر برخی مخالفان آقای هاشمی در تلاشند تا رای‌گیری مجددی در جلسه آینده صورت گیرد و با رایزنی‌هایی، رای برخی اعضا را برگردانند.
جلسه
اعضای شورای مرکزی جامعه روحانیت مبارز، به حمایت از اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات آینده مجلس خبرگان رای مثبت دادند.

به گزارش عصرایران، سایت «پایش» نوشت: در ادامه بررسی نامزدهای خبرگان برای ارائه فهرست انتخاباتی جامعه روحانیت، در تازه‌ترین جلسه شورای مرکزی این تشکل، در مورد آیت‌الله هاشمی رفسنجانی رای‌گیری به عمل آمد و اکثریت اعضای شورای مرکزی از حضور وی در فهرست انتخاباتی جامعه روحانیت اعلام حمایت کردند.

یک عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت که نامش فاش نشده به پایش گفت: با توجه به اینکه قرار است جامعه روحانیت و جامعه مدرسین، فهرست مشترکی برای انتخابات خبرگان در تهران ارائه کنند، رای مثبت اعضای جامعه روحانیت به آقای هاشمی برای برخی از مخالفان رئیس مجمع تشخیص مصلحت غیرمنتظره بوده است.

وی افزود: در حال حاضر برخی مخالفان آقای هاشمی در تلاشند تا رای‌گیری مجددی در جلسه آینده صورت گیرد و با رایزنی‌هایی، رای برخی اعضا را برگردانند.

قبل از این یکی از اعضای جامعه روحانیت مبارز در گفت‌وگو با خبرنگار عصر ایران اعلام کرده بود که اعضای این جامعه هم اکنون در حال بررسی حمایت یا عدم حمایت از هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس خبرگان هستند.

وی که خواست نامش فاش نشود ادامه داد: میان اعضا در این مورد اختلاف وجود دارد.
این عضو جامعه روحانیت توضیح داد که خود موافق حمایت از هاشمی رفسنجانی نیست.

اکبر هاشمی رفسنجانی برای انتخابات آینده خبرگان در اسفند آینده کاندیدا شده است.

هاشمی عضو هیات موسس تشکل سیاسی “حزب جامعه روحانیت مبارز” است اما از سال 1384 تاکنون در جلسات جامعه شرکت نمی کند.

جامعه روحانیت مبارز یکی از تشکل های سیاسی جناح محافظه کار ایران است که در سال 1356 تاسیس شد.
هم اکنون آیت الله محمدعلی موحدی کرمانی دبیرکل جامعه است.

آیت الله مهدوی کنی (رئیس سابق دانشگاه امام صادق تهران) دبیرکل سابق این مجموعه بود.
حسن روحانی (رئیس جمهوری) و علی اکبر ناطق نوری (رئیس اسبق مجلس) نیز از اعضای جامعه هستند اما در چند سال اخیر در جلسات آن حاضر نمی شوند.

No responses yet

Dec 28 2015

در برنامه «دید در شب»: شجونی رابطه برخی روحانیون با زنان تن فروش در دوران پهلوی را رد نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: جعفر شجونی٬ عضو جامعه روحانیت مبارز در بازخوانی بخش از تاریخ روحانیت شیعه در دوران پهلوی٬ برخی گزارش‌ها درباره رابطه خود و بعضی از روحانیون بلند‌پایه با زنان «تن فروش» را رد نکرد.

آقای شجونی در برنامه «دید در شب» در پاسخ به پرسش‌هایی مبنی بر وجود بری اسناد و تصاویر از وی٬ محمدتقی فلسفی و برخی دیگر از روحانیون با «زنی تن فروش» گفته این تصاویر «انشاء‌الله مونتاژ» است.

وی در عین حال افزوده روحانیون همجون سایر انسان‌های عادلی ازداوج کرده و «صیغه» می‌کنند و تلاش کرده به نوعی از توضیح درباره این اسناد و مدارک خودداری کند.

پرویز ثابتی٬ مدیر امنیت داخلی ساواک در کتاب «در دامگه حادثه» نیز به این رابطه اشاره کرده و توضیحاتی در این زمینه ارائه کرده است.

ثابتی از دختری سخن به میان آورده که پنج تن از وعاظ تهران هم‌چون شجونی و فلسفی را به خانه خود کشاند و ساواک موفق شد از آن‌ها «فیلم و عکس و نوار تهیه» کند.

ثابتی افزوده «دختر طبق دستوری که داشت سعی می‌کرد در اتاق‌ خواب حرکاتی بکند که سوژه هم متقابلا حرکات سبک و زننده‌ای انجام دهد.»

وی ادامه داده «مثلا در فیلم مربوط به فلسفی، دختر عمامهٔ فلسفی را برداشت و ابتدا به سر خود گذاشت. بعد لخت شد و عمامه را دور کمر خود پیچید و محل مخصوص خود را با آن پاک کرد.»

آن‌طور که این مقام ساواک گفته این دختر همچنین «عمامه را به گردنشان {روحانوین} پیچیده و آن‌ها را به این طرف و آن طرف کشانده بود. و یا از عمامه به عنوان توپ فوتبال و از عبا به عنوان چادر استفاده کرده بود.»

ثابتی همچنین افزوده «حرف‌های رکیکی که هتک حیثیت آخوند‌ها را می‌کرد، بین آن‌ها رد و بدل شده بود. آخوند‌ها هم انصافا از زبان در نمانده بودند و علیه هم‌لباس‌ها خود شوخی و خوش‌مزگی کرده بودند. دخترک بعضی از آن‌ها را به رقص و مشروب‌خواری نیز واداشته بود.»

No responses yet

Dec 27 2015

صاحب نظریه «یاعلی هنگام تولد»: فتنه گران را باید کشت/ ساکتین فتنه شیطان گنگ هستند

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

کلمه: چکیده : امام جمعه قم با ربط دادن برخی آیات و روایات با اعتراضات مردمی سال ۸۸ فتوا داد که فتنه گران را باید کشت! او با قرائت آیات قرآن که کلمه «فتنه» در آنها آمده، سعی کرد این آیات را به سال ۸۸ ربط دهد و افزود: فتنه از آدمکشی بالاتر است؛ خداوند دستور داده که برای ریشه کن کردن فتنه و فتنه گران باید با آن ها برخورد کرد و آن ها را کشت…

امام جمعه قم با ربط دادن برخی آیات و روایات با اعتراضات مردمی سال ۸۸ فتوا داد که فتنه گران را باید کشت!

به گزارش کلمه، سعیدی که شهرت خود در افکار عمومی را مدیون خاطره اش درباره «یا علی» گفتن رهبری در هنگام زایمان مادرش است، دیروز همچون دیگر ائمه جمعه به موضوع ۹ دی پرداخت.

او با قرائت آیات قرآن که کلمه «فتنه» در آنها آمده، سعی کرد این آیات را به سال ۸۸ ربط دهد و افزود: فتنه از آدمکشی بالاتر است؛ خداوند دستور داده که برای ریشه کن کردن فتنه و فتنه گران باید با آن ها برخورد کرد و آن ها را کشت.

سعیدی که در غیاب چهره هایی همچون حضرات آیات جوادی، امینی و استادی به علت خوش خدمتی هایش خطیب نمازجمعه قم شده، به کسانی که آنها را «ساکتین فتنه» می نامید نیز حمله کرد و آنها را «شیطان گنگ» نامید.

امام جمعه موقت قم از موفقیت دشمن در انتخابات نیز ابراز نگرانی کرد و از مردم خواست در انتخابات به فتنه گران -که پیش تر آنها را به مرگ تهدید کرده بود- رای ندهند.

وی خصوصیات نمایندگان مورد نظر خود را اینگونه برشمرد: اشخاص خدامحور، ولایتمدار، دارای بصیرت لازم، دارای قدرت تشخیص دشمن در هر رنگ و لباس، برخوردار از روحیه استکبار ستیزی، غیر وابسته به باندهای قدرت و ثروت و دارای مرزبندی های شفاف با دشمنان و فتنه گران.

No responses yet

Dec 25 2015

جنتی دل‌واپس انتخابات شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

خودنویس: با ثبت نام بیش از انتظار برای انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی، دبیر شورای نگهبان و همچنین رئیس مجلس خبرگان و عضو شورای نگهبان، اظهار نگرانی کرده‌اند.
آیت‌الله احمد جنتی، امام جمعه موقت تهران و دبیر شورای نگهبان، امروز در خطبه‌های نماز جمعه تهران، نسبت به افزایش نامزدها اظهار نگرانی کرد. به گزارش [2] فارس، جنتی گفت: «الحمدلله مشکل ناامنی نداریم و اختلافات در این انتخابات اثرگذار نیست به لطف خداوند، انتخابات کاملا آزاد است و هر کسی به هر کاندیدایی که دلش بخواهد می‌تواند رای دهد، متاسفانه آمار ثبت‌نامی‌ها مدام در حال افزایش است، آمار ثبت‌نام کاندیداهای خبرگان رهبری بالا رفته است، آمار ثبت‌نامی‌های مجلس هم بالا رفته و همچنان در حال افزایش است؛ این موضوع برای بنده بسیار مبهم است، آیا واقعا افرادی که در انتخابات خبرگان رهبری ثبت‌نام کردند، خودشان را مجتهد می‌دانند؟ آیا بین خودشان و خداوند معتقدند که اجتهاد دارند؟»

دبیر شورای نگهان افزود: «برخی از این کاندیداهای خبرگان رهبری اگر یک عبارت عربی به دست‌شان بدهید نمی‌توانند آن را درست بخوانند حتی نمی‌توانند قرآن را هم به درستی بخوانند، اگر یک کتاب عربی به دست این افراد بدهید نمی‌توانند آن را بخوانند. بنابراین چرا در انتخابات ثبت‌نام و برای ما زحمت درست می‌کنند؟»

آیت‌الله جنتی این نگرانی را در مورد مجلس نیز ابراز کرد: «این موضوع درباره کاندیداهای مجلس شورای اسلامی هم مطرح است، برخی از این کاندیداها واقعا چه انتظاری دارند؟! عده‌ای می‌گویند صلاحیت کاندیداها را مردم باید تعیین کنند. من نمی‌دانم این فرهنگ از کجا آمده است؟ می‌گویند مردم به هر کسی رای می‌دهند یعنی صلاحیت آن فرد را قبول کرده‌اند و به کسی که رای ندادند هم به معنای آن است که صلاحیت آن فرد را قبول نکرده‌اند.»

جنتی در مورد بررسی صلاحیت کاندیداها گفت: «عده‌ای توقع دارند شورای نگهبان همه کاندیداها را به طور کامل تائید صلاحیت کند، چون به گفته آنان این حق‌الناس است، مقام معظم رهبری مطلبی را فرمودند و برخی شیاطین این موضوع را مورد سوءاستفاده قرار دادند و مدام گفتند حق‌الناس است. به این معنا که هر کسی در انتخابات ثبت‌نام کرد حق دارد تائید شود، پس در این میان قانون اساسی و قوانین دیگر چه می‌شود؟! این قانونی است که نمایندگان همین ملت نوشتند و در آن آمده که کاندیداها باید التزام عملی به اسلام داشته باشند. یعنی باید نماز بخواند و دروغگو نباشد و شرابخوار نباشد و قاچاقچی نباشد و غاصب حقوق مردم نباشد و رباخوار نباشد و مواردی از این دست. اگر کسی به صلاحیت کاندیداها رسیدگی کرد و متوجه شد که کاندیدایی به دلیل آنکه رعایت اسلام را نمی‌کند و صلاحیت ندارد، آیا در این مورد حق‌الناس از بین رفته است؟! این فرد حقی ندارد، حق را کسی دارد که شرایط ورود به انتخابات را داشته باشد. این فرد حق رفتن به مجلس را ندارد، حق مردم باید رعایت شود، مردم انتظار دارند افراد خدمتگذار وارد مجلس شورای اسلامی یا مجلس خبرگان رهبری شوند، کسانی که زد و بند یا معامله می‌کنند و پول می‌گیرند برای اینکه وارد مجلس شوند، به صلاح مردم نیست که وارد مجلس شوند.»

جنتی همچنین به سالگرد راه‌پیمایی ۹ دی بر ضد «فتنه» اشاره کرد و گفت: «با توجه به اینکه در آستانه ۹ دی قرار داریم، این روز مبارک را به همه مردم عزیز ایران تبریک می‌گویم. وحدت ملت بزرگ ایران با یک اشاره مقام معظم رهبری در روز ۹ دی تجلی یافت و همه ملت به صحنه آمدند و در یک روز آتش فتنه ۸۸ را خاموش کردید. بدون اینکه احتیاجی به مسائل مختلف باشد، حضور مردم در یک نصف روز در ۹ دی ۸۸ آتش فتنه را خاموش کرد، آفرین بر این ملت بزرگ، بعد از خاموش شدن فتنه ۸۸ چرا عده‌ای سکوت کردند؟ چرا عده‌ای با شما مردم همراهی نکردند؟ چرا عده‌ای گاهی با یک اشاره از فتنه‌گران حمایت کردند؟‌ چرا از فتنه‌گران دفاع می‌کنند؟‌ چرا اعتراض می‌کنند که این افراد در حصر هستند؟ آیا شما با این مردم هستید، شما از این مردم جدا نشوید. این نه به صلاح خودتان،‌ نه به صلاح دین‌تان و نه به صلاح کشورتان است.»

در روزهای اخیر، آیت‌الله یزدی، عضو دیگر شورای نگهبان و رئیس مجلس خبرگان نیز نسبت به افزایش نامزدهای انتخابات اظهار نگرانی [3] کرده است.

No responses yet

Dec 25 2015

محمد یزدی: اهداف دیگری پشت پرده ثبت‌نام‌های مجلس خبرگان وجود دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: محمد یزدی، رئیس مجلس خبرگان رهبری ایران از نحوه ثبت‌نام انتخابات مجلس خبرگان انتقاد کرده و با اشاره به ثبت‌نام نزدیک به ۸۰۰ نفر برای این انتخابات گفته است اهداف دیگری پشت‌پرده این ثبت‌نام‌ها وجود دارد.

مجلس خبرگان ۸۸ کرسی دارد و بر اساس قانون اساسی ایران وظیفه انتخاب رهبر، نظارت بر عملکرد و حتی عزل او را دارد.

آقای یزدی گفته است “متاسفانه، در قانون انتخابات خبرگان، نام‌نویسی آزاد است و خانمی با وضعیت بد حجاب و پوششی نامناسب برای ورود به این مجلس نام‌نویسی کرده که مضحک است.”

انتخابات مجلس خبرگان رهبری همزمان با انتخابات مجلس شورای اسلامی، ۷ اسفند سال جاری برگزار می‌شود.

آقای یزدی که رئیس جامعه مدرسین حوزه علیه قم و عضو شورای نگهبان قانون اساسی هم هست، گفته است اهداف دیگری پشت‌پرده این ثبت‌نام‌ها وجود دارد که باید مراقب بود.

او گفته است ایرانیان باید “توجه داشته باشند که چه اشخاصی را برای این مجلس انتخاب می‌کنند، چرا که وضعیت حساسی بر این مجلس حاکم است.”

احمد خاتمی، از اعضای هیات رئیسه مجلس خبرگان رهبری، هفته پیش درباره “تلاش عده‌ای برای برهم زدن ترکیب فعلی مجلس خبرگان” و “تشکیل یک اقلیت قوی در این مجلس” هشدار داده بود.

حسن خمینی، نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت برای نامزدی در انتخابات مجلس خبرگان ثبت نام کرده‌اند.

No responses yet

Dec 21 2015

هشدار تلویحی هاشمی در مورد سلامت انتخابات مجلس و خبرگان

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران ضمن هشدار تلویحی درباره سلامت انتخابات مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی گفته است که «باندی» بودن تأیید صلاحیت‌ها در انتخابات پیش رو «قابل قبول نیست» و «سلامت نیروهای ناظر و مجری» برای مردم «جزو ضروری‌ترین چیز‌ها» است.

اکبر هاشمی رفسنجانی، در مصاحبه‌ای که روز یکشنبه ۲۹ آذر، در روزنامه آرمان منتشر شده، همچنین «سالم» بودن انتخابات مجلس خبرگان رهبری را «ضروری‌‌تر» از انتخابات مجلس شورای اسلامی دانسته و گفته است اگر این انتخابات «قابل قبول نباشد، خدشه‌ای بر نظام اسلامی ما وارد می‌شود».

او ضمن اشاره تلویحی به شورای نگهبان ابراز امیدواری کرده «عقلانیتی حاکم شود که فضای خوب و امن حاضر را به جهت خیالات واهی نا‌امن نکنند و بگذارند هر چه مردم می‌خواهند، اتفاق بیفتد».

رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری ایران را «جزیره امن منطقه» خوانده و افزوده است «نباید این حالت را با ناراضی کردن افکار عمومی و مخصوصا جوان‌ها و تحصیلکرده‌ها به هم زنند و ناامن کنند. مسئولان نظارت هم این را درک می‌کنند و می‌دانند».

آقای هاشمی رفسنجانی با تأکید براینکه «تجاوز از قانون» در موضوع تأیید صلاحیت کاندیداهای انتخابات «به هیچ‌وجه مناسب نیست، اضافه کرده که «الان خطرناک است که مردم را به روند اداره کشور مشکوک کنیم».

وی تأکید کرده «فکر نمی‌کنم دیگران هم اینقدر کوته‌بین باشند که به خاطر یک پست یا سمت، بیایند این آرامش را به هم بزنند».

پیش از برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، برخی از اعضای شورای نگهبان و اصولگرایان از احتمال رد صلاحیت اصلاح‌طلبان معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ سخن گفته‌اند.

در همین حال برخی از منصوبان رهبر جمهوری اسلامی از جمله رضا تقوی، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، اعلام کرده‌اند که اجازه تشکیل مجلسی مانند مجلس ششم با اکثریت اصلاح‌طلب را نخواهند داد.

در این زمینه علی سعیدی، نماینده رهبر جمهوری اسلامی در سپاه پاسداران، نیز در خرداد ماه امسال، تغییر مجلس اصولگرا به «مجلسی دیگر» را «تهدیدی برای مصالح نظام» و آرمان‌های آیت‌الله خمینی و آیت‌الله خامنه‌ای، خوانده بود.

با این حال حسن روحانی، رئیس‌جمهور ایران، از «همه چهره‌های علاقه‌مند به خدمت به مردم» خواسته است که «در صحنه انتخابات حاضر شوند».

به حسن خمینی گفتم «نمی‌توانید بی‌طرف باشید»

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران در این مصاحبه با اشاره به شرایط منطقه، انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان را «جزو حساس‌ترین انتخابات‌ها» در تاریخ جمهوری اسلامی خواند.

آقای هاشمی رفسنجانی همچنین با اشاره به نقش مجلس خبرگان رهبری گفت که «سالم» بودن انتخابات این مجلس «می‌تواند ضروری‌‌تر» از انتخابات مجلس شورای اسلامی باشد.

رئیس سابق مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: «روابط مردم با رهبری صمیمی است و این در ادامه هم شدنی نیست، مگر اینکه انتخابات پرشور، فراگیر، همگانی و قابل قبولی با حضور اکثریت مردم اتفاق بیفتد و اگر قابل قبول نباشد، خدشه‌ای بر نظام اسلامی ما وارد می‌شود».

وی با اشاره به «دعوت رسمی» خود از حسن خمینی برای کاندیداتوری در انتخابات مجلس خبرگان رهبری افزود: «به ایشان گفتم که نمی‌توانید بی‌طرف باشید و باید وارد شوید. البته بعضی از دوستانی که با ایشان کار می‌کنند، می‌گویند شما سیبل تخریب‌های سیاسی نشوید».

حسن خمینی اعلام کرده است که به صورت مستقل در انتخابات خبرگان شرکت می‌کند.

صلاحیت اکبر هاشمی رفسنجانی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۹۲ رد شد. با این همه او اعلام کرده که در انتخابات مجلس خبرگان کاندیدا خواهد شد.

در همین حال پس از اعلام کاندیداتوری اکبر هاشمی رفسنجانی، حسن خمینی و محمد موسوی بجنوردی برای انتخابات مجلس خبرگان و همچنین اعلام حضور اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس، تعدادی از امامان جمعه و منصوبان رهبر جمهوری اسلامی درباره راه یافتن افراد به گفته آنان «فتنه‌گر» به این دو مجلس هشدار دادند.

از جمله کاظم صدیقی، امام جمعه تهران، در خطبه‌های روز ۲۰ آذر از شورای نگهبان خواسته بود که «بدون هیچ واهمه‌ای» کاندیداهای انتخابات را «تا زمانی که احراز صلاحیت درست نکرده» تأیید نکند.

از سال گذشته برخی از روحانیون محافظه‌کار و نزدیکان آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، درباره تلاش اصلاح‌طلبان و افراد نزدیک به اکبر هاشمی رفسنجانی برای حضور در انتخابات مجلس خبرگان هشدار داده‌اند.

از جمله احمد خاتمی، عضو هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری، در بهمن ۹۳، گفته بود که اصلاح‌طلبان موفق به تشکیل یک اقلیت قدرتمند در دوره بعدی این مجلس نخواهند شد و این مجلس به گفته او «ولایی» خواهد ماند.

«رد درخواست رهبری برای بازگشت به نماز جمعه»

آقای هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از این مصاحبه گفت که رهبر جمهوری اسلامی «چندبار» خواستار بازگشت او به نماز جمعه شده، اما او قبول نکرده است.

وی اضافه کرد: «الان هم مصلحت نمی‌دانم. فرض کنید همین هفته به نماز جمعه بروم و خیابان‌ها مثل آخرین خطبه پر شود. در آن شرایط فضا به گونه‌ای بود که محدودیت‌هایی ایجاد شد که جوابگوی آن همه مردم نبود».

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت که «براساس اطلاعات موثق» مطلع شده که «گروه‌های فشار» قصد داشته‌اند مراسم نماز جمعه احتمالی او را به هم بزنند.

وی اضافه کرد: «دیدم در این فضا نمی‌توانم آن خطیب جمعه‌ای باشم که حقایق را به صورت هفته‌ای به مردم بگویم. درآن طرف هم هستند افرادی که از من خوششان نمی‌آید. چون احساس می‌کردند خطبه‌های من خیابان‌ها را پر می‌کند».

اکبر هاشمی رفسنجانی در آخرین خطبه نماز جمعه خود در ۲۶ تیر ۸۸ خواهان آزادی دستگیرشدگان بعد از انتخابات، دلجویی از آسیب‌دیدگان و فراهم شدن فضایی برای بیان دیدگاه‌های مختلف در صدا و سیمای دولتی ایران شد.

در این نماز جمعه همچنین معترضان به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ شعارهایی را سر دادند که نیروهای امنیتی با شلیک گاز اشک‌آور و همچنین ضربات باتوم آن‌ها را متفرق کردند.

رضا تقوی، رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه ایران سال گذشته درمصاحبه‌ای گفته بود که این ستاد و نیروهای امنیتی، آخرین نماز جمعه اکبر هاشمی رفسنجانی در سال ۸۸ را «با چنگ و دندان» کنترل کرده‌اند.

آقای تقوی در فروردین سال ۹۲ نیز گفته بود که بازگشت اکبر هاشمی رفسنجانی به نماز جمعه تهران منتفی است.

«جلوی اعتصاب غذای مهدی را گرفتم»

آقای هاشمی رفسنجانی در بخش دیگری از سخنانش گفت که فرزندش، مهدی، قصد داشته دراعتراض به «پخش» نشدن دادگاهش «اعتصاب غذای خشك» کند اما او جلوی اعتصاب غذایش را گرفته است.

مهدی هاشمی رفسنجانی ظهر روز يکشنبه ۱۸ مرداد، خود را برای سپری کردن حکم حبسش به زندان اوين معرفی کرد.

او پیش از این بارها خواستار پخش «کامل و بدون حاشیه» تمامی جلسات محاکمه‌اش از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شده است.

No responses yet

Dec 21 2015

«آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

جلال ایجادی رادیوکوچه:

بخش اول
نواندیش یا مبلغ اسلام؟
نواندیشان دینی فاقد شناخت علمی از قرآن و اسلام هستند. آنها دین را از نگاه دینی مورد برخورد و تفسیر قرار می دهند و مبلغ آن هستند. فعالیت این افراد نه در زمینه تئولوژی بلکه در عرصه الهیات اسلامی است. اگر تئولوژی را مطالعه الوهیت و خدایی بودن و خداشناسی تعریف کنیم و دقت داشته باشیم که واژه «تئو» به‌معنای خدا و واژه «لوژی» به‌معنای شناخت می باشد، بنابراین تئولوژی می تواند تئولوژی سکولار، تئولوژی مسیحیت یا حتا تئولوژی فلسفی باشد. در معنای یونانی متخصص در تئولوژی کسی است که دارای گفتار عقلی در باره الاهه و اسطوره است. نواندیشان دینی فاقد نقش عقلی و فاقد گفتار گسترده تئولوژی می باشند. عرصه فکری نواندیشان دینی به «حکمت اللهی» اسلامی محدود می شود. سالیان درازی است که این اشخاص خود را نماینده نواندیشی و متخصص دینی معرفی کرده، حال آنکه متاسفانه آنها نه نو می اندیشند، نه جسارت در نقد قرآن دارند، نه با مقوله های فلسفه مدرن احساس نزدیکی فکری دارند و نه دارای تخصص علمی و ابژکتیو درباره دین هستند. این افراد مدافع الهیات اسلامی و ایمان می باشند، تاریخ گرایی آنها نه در راستای حقیقت جویی بیطرفانه علمی، بلکه دستچین نمودن رویدادها و افسانه ها جهت تایید دستگاه ایدئولوژیک دینی خود آنان است.
در جامعه ایرانی عدم دقت در فضای روشنفکری برآشفتگی های ذهنی افزوده است. روشنفکران تربیت نقد علمی نداشته و تسلیم طلبی فکری را به تقوا تبدیل کرده اند. اغلب روشنفکران در کرنش فرو رفته و روشنگری سکولار را از یاد برده و به سرزنش آزادفکران می پردازند. رسانه ها نیز به لحاظ تب بازار رسانه ای و عدم توجه لازم، عناوین «دین رحمانی» و «متخصص و پژوهشگر دینی» را تکرار کرده و بر ابهام ها و خرافه پراکنی افزوده اند. در چنین شرایطی اسلام که عامل سقوط و ازخودبیگانگی است، پس از ۱۴۰۰ سال به‌عنوان «دین روشنگر و رهایی بخش» معرفی می شود، جعلیات و خرافات ضد خرد فقه شیعه بعنوان «علم» فقه اعلام می شود و دیکتاتوری مودب بر ذهن و ناخودآگاه غلبه می کند. دنیای آشفتگی بنفع خردستیزی است و آشفتگی ذهنی توام با سانسور ذهنی ساختار فکری را از معیارهای خردمندانه دور نموده است. بازار سوداگری فکری داغ است، دین طرفدار تبعیض «مقدس» می شود و نخبگان طرفدار این دین سامی خشونت گرا «نواندیش» تلقی می گردند.
فعال نمودن عرصه اندیشه به شفافیت ایده ها کمک می‌رساند و ما باید از توسعه بحث تئوریک و روشن‌فکرانه استقبال کنیم. میان روشن‌فکر لائیک و ناباور از یکسو و از سوی دیگر نخبگان دیندار مباحث و اختلافات بیشمارند، ولی درگیری نظری و فکری مستقیم کم اتفاق افتاده است زیرا نخبگان شیعه به انتقاد ها پاسخ نمی گویند. بتازگی آقای اشکوری در مقاله «سه فعل حرام شرعی در اقدامات تروریستی داعش» نوشت: «اعمال تبهکارانه و وحشیانه این گروه تروریستی، نه تنها با معیارها و قواعد اسلامی و شرعی سازگار نیست بلکه با مسلمات قرآنی و حتی فقیهی در تعارض است» و افزود از نظر اسلامی تروریسم داعش حرام است. این نوشته فرصتی شد تا یکبار دیگر به نقد اسلام بپردازم و بگویم که فکر نواندیشان و جناب اشکوری بطور کامل نادرست است. در نقد ایشان من نوشتم قرآن با توجه به آیات آن، داعش پرور است و نشان دادم که آقای اشکوری جعل می کند.
آقایان نواندیش، به انتقاد ها جواب دهید
پس از انتشار نوشته اخیرم «اسلام، داعش و آقای یوسفی اشکوری» و پس از سالیان سکوت از جانب سیاسیون و نواندیشان شیعه نسبت به انتقادهای روشنفکران سکولار و لائیک و ناباور، آقای یوسفی اشکوری بعنوان یکی از نمایندگان این جناح بطور مستقیم ابراز نظر نمود ولی در واقع انتشار پاسخ قدیمی به انتقاد قدیمی من، پاسخ به مقاله جدید من نیست. البته روشن است که نظر آقای اشکوری همراه با عصبانیت و دگماتیسم مذهبی بوده و فاقد اتیک و منش اکادمیک می باشد. پند اخلاقی دینی، جایگزین پاسخ به انتقاد نمی شود. عنوان نوشته اخیر آقای اشکوری چنین است: « جناب ایجادی! نقد آری؛ سخن غیرمحققانه و نفرت‌افکنی، هرگز!». ایشان پس از مقدمه کوتاه متکبرانه، نامه چهارساله را منتشر می کند تا پاسخ به انتقادهای اخیر فراموش شود. ایشان در آن نامه نوشته است:« نقد اسلام، آری! اما اتهام و تندخویی و جعل و تحریف تاریخ و طرح دعاوی نادرست و بی تحقیق و یا یک جانبه و آمیختن تحقیق با عواطف و انگیزه های سیاسی و شخصی، هرگز!». البته منظور ایشان این است که انتقاد به قرآن و اسلام بیانگر «تندخویی» است و سپس اینکه ایشان از انتقاد پژوهشی و روشن‌فکرانه و شفاف نسبت به قرآن و اسلام خوشش نمی آید و نیز از رد تبلیغات و افسانه دینی توسط من بسیار خشمگین بوده و اینگونه کار انتقادی و محققانه را «غیرمحققانه» وانمود می سازد. این قضاوت، غیرمسوولانه و هوچیگری است، زیرا ایشان حداقل اگر ۲۰ شماره مقالات من درباره «مذهب شیعه، ریشه ازخودبیگانگی ایرانیان» و «نواندیشان دینی، نقش سودمند یا زیان آور» را خوانده بود، اینگونه سخن نمی گفت. نواندیشان دینی طرفدار اجرای استبداد و سانسور علیه منقدان اسلام می باشند و زمانی که توطئه سکوت آنها در تنگناست، به تعرض و تهمت علیه انتقادکنندگان آزادمنش دست می زنند و این رفتار در تاریخ اسلام تازگی ندارد. بی تفاوتی و پرخاشجویی دو روی سکه نواندیشان به انتقاد جدی و شفاف ماست. این افراد نخبه شیعه علیرغم برخی انتقاد ها به سیاسیون حاکم، طرفدار آیت اله های بزرگ در مبارزه اسلام علیه «کافران» هستند. این افراد نخبه اسلامی که اخلاق انتقاد را رعایت نمی کنند مبارزه روشنفکران آزاده را مورد هتاکی قرار می دهند. خوشبختانه بیسوادی روشنفکری و هراس در نقد مذهب اسلام در جامعه عقب نشینی کرده است و در داخل ایران و خارج از کشور افراد نقد کننده دین اسلام در افزایش اند و تابوهای ذهنی برای خیلی ها شکسته است. ما می‌دانیم که انتقاد جدی و خردمندانه به قرآن و اسلام، در فضای فرهنگی روشن‌فکری ایرانیان در حال گسترش است و این امر بسیار نیکویی می باشد. اینگونه انتقاد متین و با شجاعت، افسانه سازی دینداران مبلغ شیعه را عریان می کند و ابزار معاش آنان را به خطر می اندازد. توسعه خرد و دانش و سکولاریسم در گرو نقد دین و انتقاد از تمامی زیانها و آسیب های ناشی از آنست.
آقای اشکوری به مقاله انتقادی اخیر من با عنوان « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» و انتقاد من به افکار سراپا نادرست ایشان در باره داعش و اسلام جواب نمی دهد و بقول معروف درمی‌رود. در این مقاله من همخوانی و هم بستری اسلام و ایدئولوژی داعش را مطرح می‌کنم حال آنکه آقای اشکوری می گوید داعش و اسلام ربطی به یکدیگر ندارد. آقای اشکوری! شما اگر انتقادی به این مقاله من دارید بگویید. من سالیانی است که به نقد اسلام و قرآن و شیعه گری و نواندیش شیعه پرداخته و در مقاله بالا به‌طرز کوتاه و با اتکا به آیات «معتبر قرآنی»، همزاتی ایدئولوژی داعش و قرآن را مطرح می کنم. اسلامیون چون می دانند که اینگونه انتقادها محکم است، اغلب سکوت نموده تا اسلام بعنوان یک دین خشن و تبعیض گرا بیشتر ضربه نخورد. در تربیت اسلامیون نیست تا به انتقاد جواب دهند، آنها حمله غیرمستقیم می کنند و هر انتقادی را «تهمت» معرفی می کنند تا به‌اصطلاح عدم پاسخشان توجیه شده باشد. خاموشی آقای عبدالکریم سروش در قبال انتقادهای گوناگون در جامعه بیانگر هراس و فقدان نظر استدلالی او می باشد. واکنش آقای اشکوری، انتقاد به نظرات من در مقاله « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» نیست، بلکه طرح حرفهای کلی و بی ربط و غیر مستدل چهار سال پیش می باشد. همان شگرد هیاهو برای گم کردن اصل مطلب است. در دمکراسی یا در فضای آزاد روشنفکری شیوه بحث نمی تواند «تکفیری» باشد. ایده در برابر ایده، استدلال در برابر استدلال، انتقاد در برابر انتقاد، اصل مهم مبارزه فکری، اندیشه و گفتگوی متضاد و طرح استدلال است. به سنت تحلیل و بررسی و طرح افکار در میان فیلسوفان و جامعه شناسان و اقتصاد دانان توجه کنید، این بزرگان گاه به پلمیک و جدال تند می پردازند ولی گرایش اصلی طرح افکار و ایده ها می باشد. آقای اشکوری حوزه دیده است وقادر نیست در باره اسلام و شیعه به انتقادها جواب گوید. ولی در باور دینی او هر انتقاد «غیرمحققانه» است چرا که در نقد فیلسوفانه و روشنفکرانه اصل الهیات اسلامی زیر سوال می رود. در نگرش این افراد کلامی معتبر است که اصل دین را نفی نکند. ایشان حوزه و دانشگاه را برابر می گیرد و خواهان پذیرش اصل تقدس دینی توسط همه است. ایشان اگر رفتار مسوولانه می داشت و با اتکا به افکارم در نوشته، انتقاد خود را مطرح می ساخت، روال بحث بگونه دیگر پیش می رفت. البته ایشان دارای مسوولیت هستند، ولی این مسوولیت در قبال قرآن و اسلام است. ایشان مانند همه نخبگان شیعه در عرصه روشنفکری و فلسفی فاقد مسوولیت می باشند و بنابراین منقدان را غیر مسوول دانسته، به آنها حمله کرده و تهمت می زند و کار آنان را غیر محققانه تلقی می کند. ایشان تعیین کننده روش تحقیق برای ما نیستند، روش حوزه و اعتقادی دینی معیار ما نیست. روش تحقیق ما متکی بر داده ها و مقولات است، متکی بر کار مقایسه و تحلیل است، متکی بر انتقاد و استقلال نظری است، متکی بر دقت علمی و هرمنوتیک می باشد. روش علمی ملاحظات سیاسی و رفیقانه نمی شناسد، روش علمی به پیچیدگی ها توجه کرده، به تاریخ پدیده دقت نموده و ذهن را به شناخت پدیده نزدیک می کند.
نواندیشان دینی جعل کننده اند
آقای اشکوری مرا متهم به جعل و تحریف تاریخ می کند. متاسفانه اتهام زنی شیوه همیشگی مبلغان دین است و برای آنها نقد دین برابر «جعل» است. جعل را باید با اتکا به موارد مشخص به طرز علمی و دقیق نشان داد و در غیر این‌صورت یک تهمت است و تهمت پراکنی همان «تکفیر» اسلامی است. حال آنکه بررسی انتقادی دین به‌طورکلی از جانب جامعه شناسان تحلیل از موقعیت اجتماعی و تاریخی هردین و انتقاد بر اسطوره گرایی و جادوگرایی و خرافه گرایی و آسمانگرایی دین است. نهاد دین و تاثیرگذاری دین بر ذهنیت جامعه، یک واقعیت است ولی این واقعیت بمثابه یک عامل سحرآمیز و مسخ کننده عمل نموده و استقلال خردمندانه ذهن و اندیشه انسان را ناتوان می سازد و گاه عواطف معنوی و احساسات او را به منفی ترین شکل ساماندهی می کند. در شرایط ما نیز نقد علمی دین، انتقادی بر جعل سازی تاریخی دینسازان بوده و در پی اثبات غیر مقدس و غیر آسمانی بودن دین است.
از جانب «تاریخ‌نویسان» اسلامی تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام پیوسته مورد جعل سیستماتیک قرارگرفته است زیرا آنها پروپاگاند و تبلیغ و خودشیفتگی دینی را با تحقیق تاریخی ابژکتیو و علمی برابر می دانند. بعنوان نمونه در قرآن مقام انسان به عبودیت تنزل داده شده است ولی نخبه مسلمان از ارتقا انسان در اسلام می گوید. در قرآن مقام زن به نیمه مرد تبدیل گشته و حتا تنبیه زن سفارش شده است ولی مسلمانان از ارتقا زن صحبت کرده و بهشت را زیر پای مادران می‌دانند. بردگی در قرآن و زندگی امامان به رسمیت شناخته شده ولی مبلغان مسلمان این دین را «دین برادری» می نامند. قشون عرب به سرزمین ایران تجاوز کرد، ولی مذهبیون آن‌را «فتوحات اسلامی» می خوانند. خانواده بنی هاشم، استعمارگر و دشمن ایرانیان بود ولی آخوندها و همین نواندیشان به همه گفتند باید این خانواده را پرستید و گریه کرد و تمام تلاش خود را کردند تا ایرانیان ازخودبیگانه و مسخ شده باقی بمانند. مبلغان شیعه مانند مطهری و علی شریعتی و هم کیشان آنان، قهرمانان اساطیری و تاریخی ایرانیان را مورد تهمت و جعل و سکوت قرار دادند تا علی ابن ابیطالب و فرزندانش که در ضدیت و کشتار و فتنه افروزی علیه ایرانیان فعال بودند به قهرمانان «مقدس» تبدیل گردند. مبلغان شیعه امام دوزادهم را ساخته و آن‌را وسیله ای برای تحمیق مردم قرار داده و تلاش کردند تا رمز و راز بر ملا نشود و دروغ پایدار بماند، تا اینکه حضرت ولی العصر در ذهنیت فلج شده مردم پیروز باشد. از رساله عملیه شیخ بهائی تا رساله آیت اله بروجردی تا رساله آیت اله خمینی و سایر آیت الل های شیعه، جز انبوهی از جعلیات و خرافات و اعتقادات ارتجاعی، مانند احکام تقلید، طهارت، نماز، خمس، زکات، حج، معاملات، صیغه، ارث، حلال و حرام، چیز دیگری نیست. حال همین رسالات مرتجعانه برای نواندیشان بیان «علم فقه» بوده، محترم می باشند و قابل انتقاد نیستند. پس می بینید که کار جعل، سنت اسلامگرایان است. نواندیشان هزاران برگ را در تبلیغ دین و انتقاد به مارکسیسم پرکرده و منتشر نموده اند ولی در کدام کتاب و مقاله به نقد آشکار و مستقیم این رساله ها و مجموعه خرافات و جعلیات پرداخته اند؟ من از آقایان عبدالکریم سروش و یوسفی اشکوری می خواهم که بدون شعبده بازی به موارد بالا برخورد کرده و نظر روشن بدهند.
روشنگرانی که منکوب اسلام نشدند
در تاریخ ایران اسلام در هرکجا که رسید در پی تحمیل سلطه و دین اجباری بوده است. تمام تلاش محققان و نویسندگان مغلوب نشده در ایران در جستجوی حقیقت بوده است. این افراد تمایل به فرهنگ خود داشته و با میهن پرستی خردمندانه نخواسته اند زیر جعلیات دشمنانه اسلامی خرد شوند. آنها علیه جعل آخوندی و جعل «مورخ» اسلامی مبارزه کرده اند. میرزاآقاخان کرمانی نوشت اسلام مناسب قبایلی وحشی و دزد مزاج باشد که جز غارت و یغما و طریق فحشا و ظلم ندانند(هشت بهشت)، علی دشتی در باره ۲۳ سال جعل و دروغ محمد نوشت، صادق هدایت در حاجی آقا و توپ مرواری علیه گنداب اسلام و آخوندها نوشت، عبدالحسین زرین کوب در باره ۲۰۰ سال سکوت و تهاجم اسلام نوشت، محمدرضا فشاهی دین سامی و مهدیگری را به نقد کشید، آرامش دوستدار در باره امتناع در فرهنگ دینی نوشت، مسعود انصاری بر اسلام و شیعه گری و دروغ آن انتقاد کرد، محمدرضا نیکفر الاهیات شکنجه را تحلیل کرد، و من تا کنون با صراحت پنجاه مقاله تحلیلی در باره قرآن و شیعه گری و نواندیشان دینی و نقش زیان آور آنان نوشته ام و بعلاوه در کتاب اخیر خود «جامعه شناسی آسیب ها و دگرگونی های جامعه ایران» به این موضوع پرداخته ام. تمامی این نوشته ها و دهها نوشته دیگر در سالهای اخیر در پی نشاندادن ویرانگری ایدئولوژی اسلامی بوده اند و تلاش کرده اند تا خود را از نفوذ ایدئولوژی دینی دور کرده و دروغ تقدس دین و مبلغان آن را در برابر چشم ما قرار دهند. ایدئولوژی حاکم دینی شلاق به دست گرفته تا فکر مخالف را تنبیه کند و تحقیق و انتقاد را «تحریف» معرفی کند و بنابراین منقدان را به سکوت مجبور سازد. علیرغم سانسور و خودسانسوری و علیرغم ضدیت حاد نخبگان شیعه و طرفداران فرصت طلب چپ و راست آنها، مبارزه فکری در نقد دین اسلام بیش از بیش رشد می کند و این امر سلامتی بخش می باشد و من همه افراد شجاع و آگاه و آزاد اندیش را به ادامه این نقد دعوت می کنم.
جامعه ما از خودسانسوری و احترام به خرافات باید بیرون آید. ذهنیت بیمار و ترسو و کرنش گر در برابر مذهب، باید مورد بررسی انتقادی قرار گیرد و روحیه مسوول و شجاع باید مورد تشویق قرار گیرد. مذهبیون پیوسته با مذهب خود، ایجاد ترس کرده و هرگونه انتقاد را بعنوان خطای روحی و سیاسی و نفاق افکن معرفی کرده اند. آنها در پی حفظ مجموعه آیینی و سنت خود هستند و در این مسیر همیشه از حمایت روشنفکران غیر دینی تسلیم طلب برخودار بوده اند. این وضعیت باید تغییر کند و فضای نقد دین در عرصه فلسفی و تئوریک و نیز در عرصه جامعه شناسی و سیاسی و سکولاریسم باید گسترش یابد. با اسلام تاریخ ما بازنده است و یادآوری کنیم که ۱۴۰۰ سال تعرض و حاکمیت مستقیم و غیر مستقیم و تسلط بر خودآگاه و ناخودآگاه ایرانی، منجر به ازخودبیگانگی دردناکی گشته است. ما نیروی خود را باید به‌طور سیستماتیک و با خردمندی آزادمنشانه، پرورش دهیم و کار نقد را دامنه بخشیم. همسوئی فرد دیندار و فرد سکولار و فرد ناباور در مبارزه علیه استبداد ولایت فقیه، نباید به تعطیلی نقد دینی منجر گردد. نقد دین در جامعه ما یک اصل اساسی است زیرا اسلام یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی اجتماعی و فکری و فرهنگی است. این دین همیشه هرگونه تمایل به پیشرفت و دیگر اندیشی را منکوب نموده زیرا دارای طبیعت توتالیتر می باشد و نسبت به ادیان دیگر بیشترین آسیب ها و خرابی ها را ببار آورده است. بنابراین همه روشنفکران سکولار و ناباور در نقد اسلام و شیعه گری به مبارزه خود باید ادامه دهند و در انتقاد خود به این ایدئولوژی زیانبار کوتاهی نکنند. برخی از دینداران می گویند این تاکید از جانب ما، بیانگر دین ستیزی نویسنده نسبت به اسلام است. پاسخ من چنین است: اول آنکه آیات قرآن و پراتیک محمد پیامبر و امام علی و پراتیک جمهوری اسلامی و رفتار تمامی گروه‌های تروریستی اسلامی در جهان، منشا ترس و اضطراب و وحشت و خشونت است، بنابراین هراس داشتن از اسلام طبیعی است و مبارزه برای جان و شرافت انسانی یک امر درست است. دوم آن‌که مبارزه علیه دین اسلام درست و بجا بوده زیرا سلامتی فکری و مبارزه علیه ازخودبیگانگی از این راه می گذرد. همانگونه که مبارزه فکری و سیاسی علیه نازیسم و استالینیسم و فاشیسم و نژادپرستی و استعمار توجیه شده و درست می باشد، مبارزه فکری و تئوریک علیه قرآن و سنت شریعت اسلامی و مبارزه علیه سیاست اسلامی که در پی بردگی و تسلط توتالیتر است، دارای حقانیت است.
دینداران شیعه فاقد شناخت هرمنوتیک
مذهبیون ادعا دارند که نقد دین فقط در انحصار آنان است زیرا دارای تخصص دینی می باشند. ادعای مغرورانه اینان که جز فرد مذهبی دارای تخصص، کسی دیگری نباید و نمی تواند در باره اسلام نظر بدهد، یک افسانه جعلی است. در واقع آیت اله های شیعه و سیاسیون و مبلغان و نواندیشان شیعه، برای حفظ منافع دینی ایدئولوژیکی و مالی و اجتماعی خود پیوسته تکرار می کنند که اسلام و قرآن و مذهب شیعه بسیار «پیچیده و تخصصی» است و فقط همین آقایان هستند که مجاز به نوشتن هستند. این افسانه سازی فاقد اعتبار علمی است و فقط در خدمت دفاع از رانت بیکرانی است که در تاریخ کسب کرده اند. نخبگان حاکم سیاسی، آخوندهای حوزه و ایدئولوگ های دینی ایران مانند علی شریعتی و پسر، مهدی بازرگان و پسر، عبدالکریم سروش و پسر، محمدمجتهد شبستری، حسن یوسفی اشکوری، اکبرگنجی، محسن کدیور، یک منفعت مشترک و عمیق دارند و آنهم دفاع از اسلام است. دفاع از این دین سامی بیان از خودبیگانگی آنها نسبت به تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی از یکسو و از سوی دیگر وسیله ای برای کسب پول و درآمد و حفظ امتیاز و موقعیت یک طبقه اجتماعی است. طبقه ای که وسیله تولیدی اش همان ایدئولوژی شیعه و نوشته های تبلیغاتی آنها، برای بازتولید مناسبات اجتماعی و الیگارشی دینی است. این طبقه تولید مادی ندارد، فاقد توان روشنگرانه برای گسترش خردگرایی و دانش است، ولی با تولید شیعه گری بعنوان دین حاکم، افراد این طبقه امکان زیست سیاسی و دینی و اجتماعی می یابند. این طبقه از دیگر طبقه های اجتماعی به لحاظ نوع فعالیت، نوع تربیت، نوع زبان، نوع شیوه زندگی، نوع ذهنیت و نقشی که در جامعه ایفا می کند، متفاوت است. بخش های گوناگون این طبقه دارای حس خودانگیخته دینی مشترک برای بقای خود می باشند و علیرغم جایگاه مختلف اشان در قدرت و خارج از قدرت، متحد هستند زیرا همگی از ایدئولوژی اسلامی، به‌مثابه وجدان گروهی و بعنوان ضامن منافع آنها، بدفاع برمی خیزند. این طبقه دینی از متحدین بسیار متنوعی مانند رسانه های داخل و خارج برخوردار هستند که از رانت متقابل برخوردارند. متحدان دیگر این طبقه خیل روشنفکران سیاسی چپ و جمهوری خواه و ملی گرا هستند که در جستجوی اتحادهای سیاسی و گروهی در برابر دیگران هستند.
گفتیم که ادعای مذهبیون مبنی بر اینکه شناخت و بررسی اسلام در انحصار علمای اسلام و نواندیشان مسلمان است، یک دروغ و افسانه است. این افراد تبلیغ را با تحقیق علمی اشتباه می گیرند. این نخبگان شیعه توجیه اعمال و گفتار امامان و تفسیر قرآن را از بررسی هرمنوتیک و نقد علمی تشخیص نمی دهند. فرد منبری و حوزه دیده و پرورش یافته با قرآن و نهج البلاغه و خرافات کلینی و مجلسی و رساله های آخوندی هرگز نمی تواند دارای دیدگاه علمی و نقد ابژکتیو باشد. ذهن انباشته از اخبار دینی و داده های ذهنی مذهب پسند، فاقد ساختار تحلیلی بوده و نمی تواند با مضامین اعتقادی و باورهای خرافی فاصله بگیرد. ذهن آیت اللهی و ذهن نواندیش دینی از یک ساختار روانی و استدلالی و گویشی برخوردار هستند و تفاوت در نوع برداشت و تفسیر از قرآن و فقه، بیان گسست از اعتقاد مذهبی نیست و اعتقاد مذهبی مانع یک تحلیل علمی و هرمنوتیک و آکادمیک می باشد. از درون اسلام نمی توان به اسلام انتقاد نوشت، بلکه می توان به تفسیرهای گوناگون تفسیر دیگری نوشت. نقد علمی اسلام نیازمند فاصله گیری جدی از آن است. نواندیش دینی، مبلغ دین و فقه شیعه و حافظ امامان و سنت این مذهب است. شریعتی مخالف آخوند بود، ولی او کهنه پرستی و اسطوره پرستی و فاطمه پرستی و ابوذر پرستی را باوج رساند. عبدالکریم سروش با ادعای علم از عرفان می گوید و قرآن را از محمد با الهام الهی می داند. آیا این اختلاف در میان مذهبیون بیانگر جدال میان خردگرایی و خرافه گرایی است؟ آیت اله سنتی با قرآن و زندگی امامان شیعه، خود را تنظیم می کند، حال آیا نواندیش دینی انتخاب دیگری دارد؟ شریعتی در برابر خرافه آخوندی خرافه دیگری قرار داد ولی کتاب «فاطمه فاطمه» مشتی اعتقادات ضدخرد است. سروش خود را نوآور معرفی می کند ولی از الهام قرآنی صحبت کرده و در کنار آیت الله ها دانشگاه را سرکوب می کند.
اگر نواندیش راه ابن رشد را دنبال می کرد و در باره او می نوشت و در بالای منبر از ابن رشد و ابوعلی سینا می گفت و مخالفت خود را با فقه سنتی به‌طرز آشکار بنمایش می گذاشت، دارای خاصیت روشن بینی بود، حال آنکه چنین نیست. در میان این آقایان، جدال میان گرایش به عقلگرایی بیشتر و سنت گرایی دینی نیست، بلکه جدال میان گرایش فقه سنتی و گرایش فقه سنتی رنگ آمیزی شده با برخی موضوع ها مانند «مدرن» و «حقوق بشر» است. در این دستگاه اعتقادی واژه مدرن بمعنای پذیرش مدرنیته فلسفی نیست و اصطلاح حقوق بشر بمعنای بشر اسلامی است. حال آیا بین همه این نوشته های حوزوی و نواندیشی تفاوت وجود ندارد؟ تفاوت وجود دارد. شیعه گری علی شریعتی مانند شیعه گری آیت اله خمینی نیست، شیعه گری سروش مانند شیعه گری آیت اله مصباح نیست. ولی علیرغم سایه روشن ها، همه این افراد در یک نقطه جمع می شوند و آن دفاع از اله و قرآن و اسلام است. آقای اشکوری همان حرفهای حوزه را در باره اله بازگو می کند. آقای اشکوری که نویسنده «شریعتی و نقد سنت» است و شریعتی را «آموزگارعرفان و آزادی و برابری» برای خود می داند، از نقد سنت حرف می زند ولی به اصول «جهان بینی ثابت» اسلامی معتقد است و طرفدار «عدل اسلامی» و «حج اسلامی» و اله است. ایشان می نویسد باید مدرن بود و جزمی گرا نبود، ولی تاکید دارد که نواندیشی در بستر اسلام معنا دارد و افرادی مانند اقبال و حسن البنا و سید قطب و شیخ محمد غزالی و علی شریعتی ستارگان اسلام نو هستند و می افزاید که خود طرفدار «آموزه های مهم و ماندنی و جاودانه شریعتی» می باشد. روشن است که با چنین اعتقاداتی، نقد علمی دین و نقد خردگرایانه سنت دینی ناممکن است. این افراد نمی توانند دارای منطق علمی و بررسی موشکافانه و مستقلانه باشند. این افراد مخالف این یا آن تفسیر هستند ولی این افراد مبلغ دین و مبلغ تفسیر خاص خود از دین میباشند.
کار تحقیق مستلزم مقولات علمی، روش نقد و مقایسه، دوری از اعتقاد جانبدارانه، اتکا به داده های تاریخی و اجتماعی، بررسی منافع گروههای اجتماعی و مناسبات آنها با ایدئولوژی ها، استقلال نسبت به اسطوره های اعتقادی دینی و داشتن جسارت و اخلاق روشن‌فکرانه است. به این لحاظ نواندیشان دینی محقق و پژوهشگر علمی نیستند، آنان مبلغان نوع دیگری از دین هستند. دانسته ها و شناخت آنان، معلوماتی از اعتقاد دینی و آیات و سنت های فقهی بوده و این مجوعه بدور از منش و روش و شناخت علمی می باشد. بنابراین کار اینان هرمنوتیک نبوده بلکه تفسیر ذهنی دیگری از آیات و رسوم دین اسلام است.
تحقیق هرمنوتیک علمی در باره اسلام
یکی از اصطلاحات رایج در گفتمان نواندیشان دینی، هرمنوتیک است. آنها از هرمنوتیک حرف میزنند ولی کارشان نقدی بر قرائت رسمی است و در واقع تبلیغ دین خود می باشد. هرمنوتیک بازشناسی تاریخی و اجتماعی و گویشی و روانی یک اثر است، این بررسی موشکافه رابطه های پنهانی را آشکار نموده ، تقدس را عریان نموده و با تاریخ پیوند برقرار می کند، این تحلیل باستانشناشی فکری و ذهنی، کاووش می کند، گام به گام، خرد خرد، مصالح را در کنار یکدیگر قرار می دهد تا پدیده برای شعور انسانی نمایان گردد. آیا قرآن، کتاب آسمانی است؟ آیا قرآن الهام محمد است؟ آیا قرآن مجموعه ای از گفتارهای پیش از محمد و پس از محمد است؟ آیا قرآن نتیجه دویست سال تنظیم سیاسی است؟ آیا قرآن از جغرافیای حجاز می آید یا از سرزمین های گسترده تر نیز مایه گرفته است؟ رابطه قرآن با منافع قبایل اجتماعی، جدال قدرت، استیلاگری قومی، خشونت بیابانی، رقابت بایهودیت و مسیحیت، مبارزه برای بقا و سلطه و سکس، چگونه است؟
در جهان دانشگاهی و پژوهش، تحلیل های علمی و هرمنوتیک از ادیان و از اسلام فراوانند. اگر میخواهید تحلیل هرمنوتیک را مطالعه کنید به کتابهای علمی و جدی باید رجوع کرد. کتابهای دینسازان کهنه و نو و آثار تاریخنویسان اسلام زده، ضد دانش تاریخی و تحقیقات علمی بوده و جستجو در آنها جز وقت و انرژی تلف کردن چیز دیگری نیست. تمامی نوشته های نواندیشان دینی، انبوهی از افکار و اعتقادات ضدعلمی و ضد تاریخی و تحریفات است. تحلیل علمی در باره دین و بویژه در باره اسلام را در کتاب های تحقیقی و آکادمیک می توان دنبال کرد. نمونه هایی از کار علمی پژوهشگران دانشگاهی و معتبر و نشانه هایی از تولید فکری جالب و پرسش برانگیز در غرب، از جمله آثار زیر می باشند: «تاریخ قرآن» (۲۰۰۵ بیروت) از تئودور نولدکه، «خشونت تک خدائی» (۲۰۰۸ پاریس) و «اختراع یکتاپرستی» (۲۰۰۲ پاریس) از ژان سولر، «اختراع خدا» (۲۰۱۴ پاریس) از توماس رومر، «مقدمه بر قرآن» (۱۹۹۵ پاریس) از رژیس بلاشر، «اسلام و یهودیت و مسیحیت» (۲۰۰۶ پاریس) از ژاک الول، «منجی و پیامبرش، ریشه های اسلام» (۲۰۰۵ پاریس) از ادوارد- ماری گاله، «سه چهره قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از لیلاغدر و ارون امین، «سر بزرگ اسلام» (۲۰۱۵ پاریس) از اولاف، «پایه های اسلام» و «ریشه های قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از آلفرد لوئی دو پرمار، «فلسفه علوم» و «سرچشمه قرآن و قرآن اصلی»(۲۰۱۵ پاریس) از فرانسوا دروش، «رئیس قبایل، اسلام محمد» (۱۹۹۷) و «قرآن باز شناخته شده» (۲۰۱۴ پاریس) از ژاکلین شابی، تحقیقات در باره منشا اسلام از کلود ژیلیو، مقدمه بر ابن رشد(۱۹۹۶ پاریس) از آلن دو لیبر، تحقیقات در باره تاریخ اسلام از هانری لورانس، تحقیقات در باره دوره عربستان و یمن پیش اسلامی از کریستیان ژولین روبن، «مسیح و اسلام» و «مسیح بر اساس روایت محمد» (۲۰۱۵ پاریس) از ژروم پریور و ژرار موردیلا، «اجبار در دین» و «سوره فاتحه و فرهنگ کینه» (۲۰۱۴ پاریس) از سامی ابوسالیه، «رساله ناباوری» (۲۰۰۵) از میشل انفری، «خشونت و اسلام» (۲۰۱۵) از ادونیس، «تاریخ اسلام» از سرژ کاتانی، «تاریخ اعتقادات و افکار دینی» (۱۹۸۳) از میرسا الیاد، «اسلام و تروریسم» و «مسیح و محمد» (۲۰۰۶) از مارک گابریل و غیره.
این آثار علمی و روشنگر و تاریخی نورافکنی بزرگ برای درک هرمنوتیکی قرآن و اسلام و دین می باشند. این آثار کلید درک فضای عمومی اسلام یا درک موشکافانه بند بند قرآن را در یک لحظه تاریخی یا در یک تاریخ دویست ساله قرار داده و نشان می دهند که قرآن محصول افکار و سنت های پیش از اسلام، سیاست و غزوات محمد علیه قبایل دیگر، سانسور و تخریب برخی نسخه ها در دوره عثمان خلیفه سوم، خواستهای سیاسی خلفای اسلامی و دستکاری های متعدد در طول این تاریخ می باشد. حال از آقایان آیت اله ها و نواندیشان بپرسید قرآن چیست و شما متوجه خواهید شد که این افراد افسانه های همیشگی را تکرار خواهند و تولید کننده این سند زمینی را مستقیم یا غیر مستقیم آسمان می دانند. خدایی که اسم اش اله است، قهار و قادر است، به معجزه دست میزند و قرآن و دنیا و آدم و فرشته و جهنم و بهشت و محمد و امامان شیعه و آیت اله ها را به‌وجود آورده تا جهان را به زیر قانون آسمانی استیلاگر خود قرار دهد. بدین ترتیب، هدایت جهان بر پایه اراده الهی توتالیتر، قرآنی تبعیض گرا، نهج البلاغه ای ضد زن و ضدخرد میسر می گردد. در منطق این دینداران شیعه، برای رهبری امت نه تنها قرآن و نهج البلاغه بلکه اسناد خرافی دیگری نیز الزام آور است. کتاب ضد عقل کافی با تألیف ابوجعفر محمد بن یعقوب شیخ کلینی و ۱۶۱۹۹ حدیث آن و همچنین ۱۱۰ جلد کتاب ضد عقل بحارالانوار که از بزرگترین کتب حدیثی شیعه بوده و با پول دربار صفویه سیراب شده و توسط محمدباقر مجلسی، “ستاره آسمان علم و فقاهت”، تنظیم شده، باید مورد استفاده فعال قرار گیرد. این آثار دینی، بخش مهمی از تاریخ فکری شیعه است که تولید خرافات و تفسیر خرافات ویژگی برجسته آنست. در این آثار شیعه از فلسفه خبری نیست، از ادبیات و هنر خبری نیست، از دانش و تجربیات علمی خبری نیست، از ارزش های انسانی و اومانیسم خبری نیست.
شیعه گری مجموعه ای از آیین های خرافی و مرگ پرستی و رفتارهای زشت و کردارهای تبعیض گرا و ضدخرد و دروغ است. در طول تاریخ این مجموعه آثار خرافی زیان آور و فرهنگ ستیز جمع آوری شده تا امت شیعه در نادانی باقی بماند. اسلام یکی از مناسبترین ایدئولوژی ها برای ستمگری و حفظ منافع طبقاتی و سرکوب فکری است. نخبگان مذهبی شیعه ادعای هرمنوتیک دارند حال آنکه آنها مفسرین فقه شیعه می باشند و هدفشان نگه داشتن جامعه در جادوگری دینی و خرافات شیعه می باشد. آنها تفسیر می کنند تا ذهن را از خرد دور کنند و روان جامعه را تابع خود سازند، آنها تفسیر می کنند تا شرایط و امتیازات مادی و اجتماعی و سیاسی خود را تامین نمایند. آنها طرفدار قرآن اند و می دانیم که قرآن با صراحت و پیوسته خواهان سلطه و ایجاد جنگ است و بنابراین خواهان نابودی مشرکان و کفار است. مشرک کسی است که مانند محمد فکر نمی کند، با او هم خدا یا هم کیش نیست، به قبیله دیگری تعلق دارد. اسلام توتالیتاریسم در ذهن و روان و حکم است، اگر نپذیرید کشتار می شوید و به جهنم می روید. قرآن تاکید می کند: وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ (بقره ۲۴۴) در راه اله بجنگید و بکشید. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا / اى کسانى که ایمان آورده‏اید حقیقت این است که مشرکان نجس‌اند، پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند. توبه ۲۸» و «فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ … / پس چون ماه‏هاى حرام سپرى شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر سو در کمین آنان باشید. توبه ۵). حال پرسش این جاست که هرمنوتیک آیات قرآن از نظر نواندیشان چیست؟ نواندیشان به‌ما می گویند اسلام رحمانی است. (ادامه دارد)
«این مطلب بدون نگارش رادیوکوچه منتشر شده است»

No responses yet

Dec 21 2015

هاشمی رفسنجانی از خنثی شدن طرح بمب‌گذاری در قم و مشهد خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: به گفته آقای هاشمی رفسنجانی سه متهم در ارتباط با طرح بمب‌گذاری در شهرهای ایران دستگیر شده‌اند

اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در ایران، از خنثی شدن چند طرح بمب‌گذاری در شهرهای مختلف ایران “در چند روز اخیر” خبر داده است.

به گفته آقای هاشمی رفسنجانی، چند روز پیش سه نفر از شرق ایران وارد کشور شده‌اند که مأموریت داشتند “حرم امام رضا، قم و نماز جمعه را منفجر کنند” و به آنها گفته شده بود که “شما می‌روید روحانیون یا پاسداران را می‌کشید”.

به گزارش خبرگزاری فارس، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران گفته است که این افراد در نماز جمعه با “انبوه مردم” روبرو شده‌اند “و یکی از آنها گفته است “که من برای کشتن مردم نیامدم و این کار را نمی‌کنم. دومی هم این کار را نکرد، سومی هم خواست فرار کند او را گرفتند”.

در هفته‌های اخیر مقام‌های مختلف نظامی و امنیتی ایران درباره قصد داعش برای فعالیت‌ در ایران هشدار داده‌اند.

کمتر از یک ماه پیش محمدعلی جعفری، فرمانده سپاه پاسداران گفت: “داعش خیلی وقت است که می خواهد در ایران ناامنی ایجاد کند اما تا الان نتوانسته است.”

پیش از آن هم وزیر کشور ایران از تلاش‌ها برای اقدام به “عملیات تروریستی” در این کشور خبر داده و گفته بود که “همین امروز مقدار زیادی بمب قابل انفجار همراه با چاشنی در شهرهای کشور کشف کرده‌ایم”.

به نوشته خبرگزاری فارس، آقای هاشمی رفسنجانی امروز یکشنبه ۲۹ آذر در سخنان خود در همایش وحدت حوزه و دانشگاه در شهر ری همچنین گفته است که نیروهای گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) در شهر موصل عراق “مقداری سلاح هسته‌ای برده‌اند”.

خبرگزاری فارس در شرایطی از اظهارات رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد دسترسی داعش به “سلاح هسته ای” خبر داده که در گزارش خبرگزاری ایلنا از اظهارات اکبر هاشمی رفسنجانی، به ابراز نگرانی او از امکان دسترسی داعش به “سلاح کشتار جمعی” و نیز دستیابی این گروه در موصل و بیجی به “مواد خطرناک” اشاره شده است. خود خبرگزاری فارس نیز، امروز در گزارش جداگانه ای از اظهارات آقای رفسنجانی در ملاقات با رئیس مجلس سنای فرانسه، از ابرازنگرانی وی از دستیابی داعش به به “مواد شیمیایی” در موصل و بیجی خبر داده است.

آقای هاشمی در بخش دیگری اط سخنان خود در همایش وحدت حوزه و دانشگاه گفته است: “داعش در فرودگاه‌های مهم نفوذ دارد و نمونه آن هم انتقامی بود که از روسیه گرفت.”

کمتر از دو ماه پیش در سانحه سقوط هواپیمای مسافربری روسی که به تایید دولت روسیه به دلیل بمب‌گذاری در آن رخ داد ۲۲۴ سرنشین آن کشته شدند.

No responses yet

Dec 19 2015

طرح مسئله «حصر» هاشمی رفسنجانی: رسالت: ممکن است هاشمی رفسنجانی به سرنوشت منتظری دچار شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,خاورمیانه,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

آمدنیوز: «آمدنیوز»/ گروه سیاسی- محمدکاظم انبارلویی عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی در روزنامه رسالت متعلق به طیف راست سنتی جمهوری اسلامی نوشته است که «دلسوزان انقلاب نگران هستند اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، سرنوشتی همانند سرنوشت حسینعلی منتظری پیدا کند.»

به گزارش آمدنیوز، انبارلویی با انتقاد از طرح بحث «نظارت مجلس خبرگان بر نهادهای زیر نظر رهبری» در مصاحبه اخیر هاشمی رفسنجانی با خبرگزاری ایلنا رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را به ارتباط با بیگانگان متهم کرد و نوشت: «طی سه دهه گذشته، نظام توسط برخی که سر در آخور دشمنان نظام داشتند شاهد تندروی و افراطی‌گری بوده است. آشوب و فتنه لیبرال‌ها در اتحادی نامقدس با منافقین، کمونیست‌ها و ملی‌گراها منجر به شهادت ۱۷ هزار نفر از شهروندان ایرانی شد که فجایع هفتم تیر و هشتم شهریور سال ۶۰ از آن جمله بود. همین جماعت با پوست‌اندازی در ۱۸ تیر ۷۸ زیر چتر تجدیدنظرطلبان به اصطلاح اصلاح‌طلب آشوب به پا کردند. ده‌سال بعد در فتنه ۸۸ این تندروی و افراطی‌گری به بلوغ خود رسید و رسماً و بی‌پرده‌پوشی، سرویس‌های امنیتی سیا، موساد و ام آی ۶ پشت سر آن قرار گرفتند.در این فتنه همسر آقای هاشمی صبح روز انتخابات فرمان شورش خیابانی صادر کرد. دختر وی دست در دست منافقین و بهائی‌ها که به دوستی با آن‌ها افتخار می‌کند، آتش‌بیار معرکه‌های خیابانی علیه نظام بود. اهل فتنه با شعار مرگ بر اصل ولایت فقیه و حمله به هیئت‌های عزاداری در روز عاشورای ۸۸، با وقاحت تمام اوج تندروی و افراطی‌گری را به نمایش گذاشتند.»

سرمقاله نویس روزنامه رسالت و یکی از منتقدان هاشمی رفسنجانی سپس با طرح سوالاتی که آن‌ها را «سوالات بی پاسخ» خوانده، نوشته است: «آقای هاشمی در وسط این آشوب و فتنه کجا بود؟ چه می‌کرد؟ تعریف وی از تندروی و افراطی‌گری در فتنه ۸۸ چه بود؟ نسبت او با این فتنه چه بود؟ فعل و قول برخی از فرزندان و بیت او مصداق تندروی و افراطی‌گری است که هیچگاه متاسفانه راجع به آن موضع نگرفته و مرز خود را با آن مشخص نکرده است.»

انبارلویی در بخش دیگری از یادداشت خود ضمن ناراحتی از «صدای کلاغ خواندن سر و صدای تندروها» نوشته است که «این ابهام و ایهام باعث شده خدمات وی به انقلاب هم زیر سئوال رود و دلسوزان انقلاب نگران شوند که او سرنوشتی همانند سرنوشت منتظری پیدا کند. علت اقبال رسانه‌های دشمن از این نوع مصاحبه‌ها هم این نگرانی را تشدید می‌کند.»

وی از مهم‌ترین مشکلات حال حاضر کشور را «مشکلات اقتصادی» دانسته است. هم‌چنین وی معتقد است که «نظام و دولت باید تکلیف اجرای برجام و بد عهدی‌های آمریکا را روشن و به طور جدی از منافع و مصالح ملی دفاع کند.»

به اعتقاد انبارلویی «نظام باید مراقب نفوذ دشمن باشد تا از یک سوراخ ده بار گزیده نشود»

گفتنی است آیت‌الله حسینعلی منتظری از سال ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۸ قائم مقام رهبر جمهوری اسلامی بود، وی به دلیل انتقاد از سیاست‌های آیت‌الله خمینی در برخورد با مخالفان حکومت، از این مقام خلع شد.

این روحانی بلندپایه به دلیل انتقادهای خود به «دانش اندک» علی خامنه‌ای در دروس حوزه‌های علمیه و در اختیار نداشتن «علم کافی» برای رهبری، به حصر خانگی محکوم شد و تا پایان عمر نیز تحت نظارت نهادهای امنیتی ایران قرار داشت.

موضوع «حصر» یا «ترور» آیت‌الله هاشمی رفسنجانی پس از کودتای انتخاباتی ریاست‌جمهوری سال ۱۳۸۸، یکی از اصلی‌ترین برنامه‌های سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بوده است.

یک منبع مطلع در این‌باره به خبرنگار «آمدنیوز» می‌گوید: «سازمان اطلاعات سپاه پاسداران در سال ۸۸ به دلیل اتخاذ مواضع هاشمی رفسنجانی در همراهی با مردم، قصد بازداشت تمامی اعضای خانواده و نوه‌های وی را داشته است و تا دو هفته، گروه‌های تعقیب و مراقبت این سازمان، آنان را زیر نظر داشته‌اند تا هر زمان دستور حصر هاشمی رفسنجانی از سوی علی خامنه‌ای رسید، در یک روز تمامی اعضای خانواده وی را بازداشت کنند، اما به دلیل هزینه سنگین این اقدام، علی خامنه‌ای از انجام آن صرف‌نظر کرد، به نظر می‌رسد یکی از برنامه‌های اصلی سپاه پاسداران در دو انتخابات حساس پیش رو، در دستور کار قرار دادن حصر ایت‌الله هاشمی رفسنجانی توسط سپاه پاسداران باشد.»

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .