اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سیاسی'

Jan 03 2013

تيول‌داری و تيول‌خواری روحانيت، محمد جعفری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

گویانیوز: نظر به اين‌که تفکر بيش از ۹۵ در صد روحانيون اسلام بيان قدرت است و نه بيان آزادی، کسانی که فکر کنند: اگر به جای آقای خامنه‌ای فلان و يا بهمان روحانی قدرت را به دست بگيرد و يا رئيس‌جمهور اين و يا آن شخص باشد، کشور به سمت آزادی و حقوق‌مداری پيش خواهد رفت، تجربه و شناختم از روحانيت و عمل آن‌ها از بدو پيروزی انقلاب تا به امروز می‌گويد، که نصيب‌شان پشيمانی خواهد بود

اينکه شما ملاحظه می کنيد که حکومت استبدادی ولايت مطلقۀ فقيه بر رانت خواری و تيولداراستوار شده است، بی ريشه در گذشته روحانيت نيست. يکی از اموری که قبل و بعد از پيروزی انقلاب در يد اختيار روحانيت بوده است تيولداری و تيول خواری است. به منظور شناختی نسبی از روحانيت، اينجانب در کتاب «پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد » يکی از مهمترين عللی که پايه و مايه ناآگاهی سياسيون و روشنفکران و توده مردم که آنها را در دام فريب و اغفال روحانيت گرفتار کرد، نداشتن شناخت نسبی درستی از ساختار روحانيت، مرجعيت، نحوه عمل و طرز تفکر آنها، امکانات بالقوه يا بالفعلی که در اختيار داشته و دارند و بخصوص ناآگاه بودن از نظر تفکر، روحيه، عقايد سياسی و روش کار و پيچيدگی آقای خمينی و نيز مقاصد و اهداف شخصی و گروهی خود آنها معرفی کردم و درمورد بافت روحانيت نکاتی را ياد آور شدم که نکته وار در زير خواهدآمد:

بافت روحانيت
« بيش از ۸۵% روحانيون سراسر کشور، پيش از انقلاب از روستاها و نقاط دورافتاده و فقير کشور جذب حوزه‏های مختلف شده بودند که با اندک تحقيق و بررسی می‏توان دريافت که سرازير شدن مردم به حوزه‏های مختلف قم، نجف، مشهد، اصفهان و…. تنها بدين دليل نبوده که عاشق و شيدای دين بوده‏اند، دين هم از جمله يکی از انگيزه‏های آنها بوده است. سرازير شدن جوانان به سوی حوزه‏های درس و بحث و دين، برای هر گروه و دسته‏ای دلايل و انگيزه‏های مختلفی داشته است که می‏شود آنها را به شرح زير خلاصه کرد:
۱- فرار از سربازی
۲- فرار از فقر در روستاها و نقاط محروم کشور
۳- نداشتن حرفه و کار مشخص
۴- ادامه راه اجداد و نياکان و حفظ شئون خانوادگی
۵- کسب معارف دينی و عرفانی و خدمت به مردم» (۱)
آوردن چند نکته ای در مورد نکته پنجم خالی از فايده نيست ولی می توانيد مشروح نکات فوق را در کتاب« پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص ۲۹۵ تا ۳۰۱،مطالعه کنيد.

۵- کسب معارف دينی و عرفانی و خدمت به مردم
عده قليلی از اين سپاه عظيم که نه به خاطر داشتن شغل و حرفه، نه آب و نان، نه معزز و محترم بودن بين مردم، نه فرار از سربازی، نه بوسيدن دستشان و رياست بر مردم و نه فرار از فقر و تنگدستی، بلکه به خاطر شناخت حقيقی دين و معارف آن و نيز شناخت از هدف اصلی بعثت انبياء و راه فلاح و رستگاری بشريت به حوزهای دينی پناه برده و در کوتاهترين مدت مراحل و مدارج مختلف حوزه را طی کرده و با پشت پا زدن به تمام تفاخر و منيت‏ها، به چشمه فياض معنويت راه پيدا کرده و چراغ راه فلاح و رستگاری بسياری شده‏اند. عالمان و دين شناسان واقعی و کسانی که دين را وسيله معاش و کسب قدرت قرار نداده‏اند، از اين گروه‏اند. خدمت گزاران واقعی بندگان خدا نيز از همين دسته‏اند – اين دسته نيز از تکفير علماء قشری دين و مقلدين آنان در امان نبوده‏اند و هر زمان که لب به سخن گشوده و برای روشن شدن اذهان عمومی و خارج شدن از فقر فرهنگی مسائلی را مطرح ساختند، به خاطر حفظ و نگهداری مقلدين خويش، چماق تکفير عليه‏شان بلند کرده، کمر به نابودی شان بستند و بهر وسيله ممکن آنان را از صحنه خارج ساخته‏اند، حتی شخصی نظير ملاصدرا فيلسوف گرانقدر را که امروز همه دم از او می‏زنند، وقتی خطر تقليد را گوشزد مردم مسلمان کرد و با آن مخالفت ورزيد، هفت سال او را به کهک قم تبعيد کردند. و اگر امروز هم چنين شخصی می‏بود و دستشان می‏رسيد، بدتر از آن را بر سرش می‏آوردند، همچنانکه بدتر از آن را بر بعضی از همقطاران خود آورده اند.
ناموران و دانشمندانی که تا به امروز توانسته‏اند هسته اصلی دين را از تعرض جدی مصون بدارند و دست به خلق آثار عظيم فرهنگی، فلسفی، دينی و عرفانی بزنند، از گروه اخير بوده‏اند.
خيل عظيمی از جوانان که جذب حوزه‏های علوم دينی می‏شدند، تعداد قليلی از آنان – به دلايل مختلفی که جای بحث آن اينجا نيست – قادر می‏شدند که از حصار تنيده بدور خود خارج شوند و به مدارج عاليه‏ای دست يابند و اکثريت عظيمی از آنان در همان سطوح اوليه در جا می‏زدند و مانند يک ارتش عظيم آماده بوده‏اند که هرگاه فيلسوفی، دانشمندی و يا عالم دينی‏ای حرفی زد که آن حرف خارج از حرفهای کليشه‏ای معمول آنان بود، به او حمله ور شوند و او را از صحنه خارج سازند.
با وجوديکه تاريخ کشور ما و به خصوص تاريخ معاصر، پر از اينگونه تجربه‏ها و امرهای واقع است، ولی متأسفانه سياستمداران و روشنفکران مذهبی و ملی ما، از اينهمه تجربه تاريخی سود نجستند و با وجودی که بعضی از آنان قبل از انقلاب انتقادات اساسی نسبت به مرجعيت، تقليد و روش موجود حاکم بر حوزه‏ها داشتند و طرح و برنامه می‏دادند، به يک باره همه اينها را به بوته فراموشی سپردند و چون رژيم ديکتاتوری پهلوی چنان پيش رفته و چنان خفقانی به وجود آورده بود که تمام ارکان مملکتی و مردم مجبور بودند که حرف او را بمنزله قانون برای قوه مجريه، مقننه و قضائيه تلقی کنند و خودش هم بارها گفته بود که حرفهايش “مافوق قانون است”. چون آقای خمينی در برابر يک چنين قدرتی قد علم کرد، به مرور اقبال عامه پيدا کرد، روشنفکران و سياستمداران ملی و مذهبی نيز او را چنين کسی يافتند که اگر حمايت کنند، شاه را از اريکه قدرت به زير خواهد کشيد و به خاطر به زير کشيدن شاه از اريکه قدرت و تنفر نسبت به دستگاه وی بود که همه چشم و گوش بسته از آقای خمينی حمايت کردند. و با وجود علائم آشکار و پنهانی که آقای خمينی از خود بروز و ظهور می‏داد، کمتر بدان توجه می‏کردند. در پايان اين قسمت خاطره‏ای را که شايد روشنگر بعضی از مسائل باشد برايتان نقل می‏کنم:

خاطره‏ای از آيت‏الله طالقانی
در سال ۱۳۵۸ و همان اوايل کار، زمانی که احساس شده بود که اقليتی در صدد قبضه کردن کامل قدرت است و حزب جمهوری نيز تشکيل شده بود، روزی چند نفری از دوستان و همکاران آقای بنی‏صدر جهت مشورت و بحث خدمت آقای طالقانی رسيدند. آن روزها در بعضی محافل بحث بر سر ايجاد حزب و يا جبهه‏ای فراگير بود. با ايشان بحث شد که بيايند و بانی بشوند و حزبی و يا جبهه‏ای تشکيل بدهند. آقای طالقانی در جواب گفتند: مرا آزاد بگذاريد و سعی نکنيد انجام کاری را به من واگذار کنيد و يا دست مرا جايی بند کنيد. در اين اثنا يکی از دوستان پيشنهاد کرد که آقا بيايند و رياست شورای امنای دانشگاه را قبول کنند. آيت‏الله طالقانی باز گفتند: من می‏گويم مرا آزاد بگذاريد. شما می‏گوييد بيايم و رئيس شورای امنای دانشگاه بشوم. منکه اصلاً قادر نيستم در آن شورا شرکت کنم. اگر اسم من جزو آن شورا باشد، آيا جز اين است که با اين کار بی جهت خراب شوم، برای چه می‏خواهيد مرا خراب کنيد؟ در اين کشور تحصيل کرده و دانشمند به اندازه کافی فراوان است. کسيکه نمی‏تواند کاری را انجام دهد، چرا بايد اسمش در آن کار باشد؟. چرا شما می‏خواهيد اسم مرا جزو آن هيئت بگذاريد؟
بعد از اين بحث آقای طالقانی در مورد تشکيل حزب و جبهه فرمودند: شما برويد، سازمان و تشکيلات به کار خود بدهيد، سازمان و تشکيلاتی درست کنيد، در آن موقع که همه چيز آماده شد، وقتی گوسفند آماده شد، من می‏توانم بيايم و سرش را ببرم و از خودم برای اين کار مايه بگذارم، ولی حالا کار خود شما است که برويد و تشکيلات و سازمانی را پايه ريزی کنيد. برويد و برای خودتان فکری بکنيد.
شما ما آخوندها را نمی‏شناسيد. هم اکنون يکی از ما رهبر است. يکی وزير است، آن يکی رئيس شورای حزب است(۲)، يکی سپاه تشکيل داده، يکی رئيس کل کميته هاست. منهم شورای انقلاب هستم(۳). آخوندها الآن دارند کشور را اداره می‏کنند. حتی امروز آن آخوند کوچک در محله خودش رئيس محله است و کميته و تفنگچی دارد. او را با ماشين می‏برند و می‏آورند. کسی که با آن مشقات زندگی کرده و حالا به اين موقعيت و امکانات رسيده است، صاحب ماشين شده، مسکن و منزل خوبی پيدا کرده، تفنگچی و راننده دارد، بيا و برو پيدا کرده، رئيس شده، همه چشم به دهان او دوخته‏اند، ديگر حاضر نيست که از اينها بگذرد و در عوض آنها حاضرند برای حفظ اين موقعيت، همه چيز را فدا کنند. حالا ديگر اعتقاد و عقيده برای اينان معنای ديگری غير از آنچه سابق داشت، دارد و بخصوص که اغلب آخوندها از قشر پايين جامعه هستند و بيشتر روستازادگانی هستند که طلبه شده و به سلک روحانی در آمده‏اند. حالا که اينان به اين نان و نوا که هرگز در خواب نمی‏ديدند رسيده‏اند، بهر قيمتی که شده حاضر نيستند، آنرا از دست بدهند و به خاطر عقيده دست از آن بکشند.
بنا براين شما بايد برويد و برای خودتان کاری بکنيد و منتظر نباشيد، زيرا که همه چيز از دستتان می‏رود و اينها به شما رحم نخواهند کرد.» (۴) يکی از روحانيون به شوخی می گفت، که ما روحانيون قبل از انقلاب نماينده خدا در روی زمين بوديم و اکنون بعد از انقلاب، خدا نماينده ما در آسمان ها است.وی با اين شوخی حقيقتی را بيان می کرد.
قبل از انقلاب و بويژه از زمان صفويه بدينسو، روحانيت منابع مالی مختلفی را در تيول خود داشته و کماکان دارند.

منابع تيولداری روحانيت
سازمان روحانيت، امکانات و منابع مالی مختلفی که به مثابه تيول در اختيار داشته و دارد، هيچ حزب و سازمان ديگری از يک چنين منابع مالی بهره‏ مند نبوده است که از جمله: خمس و زکوة، بخش مهمی از موقوفات، بخشی از نذورات، بخش قابل ملاحظه از خيرات و مبرات، مال مشکوک به حرام برای حلال کردن آن را می شود نام برد. (۵) در مناطق مختلف کشور، روحانيون علاه بر تيولهائی که در اختيار داشته، تيول های ديگر هم برای خود دست و پا کرده و يا ساخته اند. که از منابع مالی آن هر نوعی که بخواهند بهره برداری می کنند. بعد از پيروز انقلاب و حاکميت روحانيت و در دورانی که همه منابع ملی کشور را قبضه کرده اند، سران روحانی چون دور انديش هستند، علاوه بر حفظ تيولهای گذشته، به غير از تصاحب، زمينها، خانه ها، بخشی از معادن، و يا کارخانجات، تيولهای ديگری را با تکيه بر قدرت حکومت برای خود ساخته می سازند که از جمله آنها تيول « مقبره و مؤسسه نشر آثار آقای خمينی» است. آقای حسن خمينی برای حفظ تيولداری حتی حاضراست، از خون پدر هم بگذرند. توجه به مطلب زير دو نکته را روشن می سازد:
يکم- نشان می دهد که آقای خمينی به هيچ چيزی جز حفظ قدرت توجه ندارد، و برای قدرت هم هر چيزی را واجب می شمرد.
دوم- چگونه بار حفظ تيول و يا شايد فرصت برای آينده از خون پدر هم می گذرند.

حسن خمينی و تيولداری
آقای خمينی در انتهای وصيت نامه سياسی- الهی خود متذکر شده است:
«۱- اکنون که من حاضرم بعضی نسبتهای بی واقعيت به من داده می شود و ممکن است پس از من به حجم آن افزوده شود، لهذا عرض می کنم آنچه به من نسبت داده شده يا می شود مورد تصديق نيست مگر آنکه صدای من يا خط و امضاء من باشد با تصديق کارشناسان، يا در سيمای جمهوری اسلامی چيزی گفته باشم.
۲- اشخاصی در حال حيات من ادعا نموده اند که اعلاميه های اينجانب را می نوشته اند، اين مطلب را شديداً تکذيب می کنم؛ تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» اما اين دو نکته تا تاريخ ۱۹ آذر ۶۶ که طی مراسمی وصيت نامه به مجلس خبرگان و آستان قدس رضوی سپرده شده است می تواند معتبر باشد و تصديق کارشناسی نامه ها هم تا آن زمان صادق است و به نوشته های بعد از آن تاريخ بر نمی گردد زيرا در نکته دوم آمده است « تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» و اين نکته به اعلاميه تخصيص يافته و نامه ها را در بر نمی گيرد. اما از آنجا که ذهن قدرتمدار جز به حفظ قدرت به چيز ديگری نمی انديشد و خود و قدرتش را حق مطلق می پندارد، هر عمل و تغييری چه در رفتار و چه در گفتار و چه در…را حتی بعد از مرگ هم برای از بين بردن ضعفهايش آن را جايز و بلکه لازم می شمارد. بويژه آقای خمينی که می گويد: «من ممکن است ديروز حرفی زده باشم و امروز حرف ديگری و فردا حرف ديگری را، اين معنا ندارد که من بگويم چون ديروز حرفی زده‌ام بايد روی همان حرفی باقی بمانم.»(۶) ضرورتاً تغيير در متون خود را برای بر طرف کردن نکات فاحش ضعف و يا نادرستيها و يا پرت و پلا های خود را ضرور می شمرد و بدينسان است که برای حل اين مشکل احمد آقا در مورد حک و اصلاح متون ومطالب مختلف آقای خمينی و لزوم تغييرات لازم در آن، نامه ای در نيمه اول شهريور ۱۳۶۷، به آقای خمينی نوشته که قسمتهائی از آن به شرح زير است:
« پدر عزيز و مراد بزرگوارم، پس از سلام:
۱- يکی از مسائل بسيار مهم که بعد از جنابعالی – خدا آن روز را نياورد – موجب موضعگيری های فرزندان انقلاب و افراد گوناگون و محققين و احياناً اختلاف آنها می گردد، برداشتهای گوناگون سياسی و غير سياسی آنان از يک متن است و از اين بسيار گسترده تر، از اختلاف بين متون منتشر شدۀ حضرتعالی با آنچه به عنوان اسناد سياسی و غيره از صدا و فيلم و متنهای دستنويس جنابعالی که منتشر نشده و در اختيار ما است، سرچشمه می گيرد. شما بهتر از هر کس می دانيد که به علل گوناگون گاهی خود شخصاً و گاهی اينجانب و يا مسئولين و حتی بعضی افراد معمولی پيشنهاد حذف يک قسمت و يا قسمتهايی از سخنرانيها حذف و تغيير و اضافه جمله و يا جملاتی بسيار در اعلاميه ها خدمتتان عرضه شده است که حضرتعالی گاهی قبول نمی فرماييد و گاهی پس از دقت، دستور حذف و يا تغيير و اضافه را بدان صورت که مايل باشيد، صادر می فرمائيد که انجام گيرد، حال اگر روزی تصميم بر اين گردد – که حتماً می گردد- متن سخرانيها و يا اعلاميه ها و چيزهايی از اين قبيل که با صدا و خط حضرتعالی منتشر گردد، مسلماً متن دستخط و يا متن اصلی صدا و فيلم به عنوان سند خدشه ناپذير اصل قرار گيرد و آنچه از زياد و کم بدان صورتی که گذشت ولو بسيار هم مهم باشد يا کنار گذاشته می شود و يا تحت الشعاع و يا متن اصلی سخنرانی قرار می گيرد و اين از مسائلی است که بايد جدی برای آن فکری کرد.
۲- يکی ديگر از مسائلی که خوب است حضرتعالی برای آن فکری کنيد، اين است که آنچه از حضرتعالی منتشر شده استدر جرايد و صدا و سيما و حتی بولتنها،به يک صورت نيست، گاهی ديده شده در روزنامه ای و يا مجله ای به علل، چه سياسی و چه غير سياسی و يا سهواً، جمله و يا جملاتی از لابلای اعلاميه ها و يا سخرانيها در روزنامه ای آورده شده و در روزنامه ديگر نيامده است، کدام بايد اصل قرار داد، آن متنی که اين جمله را دارد و يا متنی که فاقد آن جمله است؟ بديهی است اين ترديد، در جايی است که دسترسی به صدا و خط حضرتعالی نيست و اين هم بسيار است، چرا که خيلی وقتها است که صحبتهای جنابعالی را من و يا دوستان می نويسيم و بهد از تصويب شما به مطبوعات و غيره می دهيم، چه کسی بايد تشخيص دهد آن جمله از حضرتعالی است يا نه؟ روشن است که گاهی تغيير و يا حذف و يا اضافه کلمه ای بطور کلی معنای جمله را تغيير می دهد….خدا يار و نگهدارتان باد
فرزند شما: احمد خمينی ( نيمه اول شهريور ۱۳۶۷) » (۷)
با نامه احمد آقا مشخص می شود که گفته آقای خمينی در وصيتنامه سياسی – الهی خود که «تا کنون هيچ اعلاميه ای را غير شخص خودم تهيه نکرده است.» وی « آنچه به من نسبت داده شده يا می شود مورد تصديق نيست مگر آنکه صدای من يا خط و امضاء من باشد با تصديق کارشناسان، يا در سيمای جمهوری اسلامی چيزی گفته باشم.» همه دروغ و برای اغفال مردم بوده است. اين دروغها هم برای کسی که می گويد، برای حفظ قدرت(= حکومت اسلامی ولايت مطلقۀ فقيه)، بايد جاسوسی کرد، کشت و ترور کرد و می شود دروغ گفت، چيزی به حساب نمی آيد. در نامه احمد آقا چند نکته عبرت آموز آشکار شده است:
۱- اسناد و متون منتشر شده با آنچه منتشر نشده است اختلاف فاحش دارد.
۲- اختلافات و موضعگيری افراد گوناگون از اسناد و متون منتشر شده تا آن تاريخ و آنچه منتشر نشده و در اختيار احمد آقا است سرچشمه می گيرد
۳- خود آقای خمينی، احمد آقا و يا کسان ديگر با اجازه او، گاهی جمله و يا کلمه ای از سخنرانيها و اعلاميه ها پس از انتشار اول، از آن حذف و يا اضافه کرده اند و اگر قرار باشد که متن اعلاميه ها و سخرانيها و چيزهائی از اين قبيل با صدا و خط منتشر گردد، آنچه ار زياد و کم شده، تکليف آن چه می شود؟
۴- آنچه در جرايد و صدا و سيما و بولتنها منتشر شده، همه به يک صورت نيست و جمله و يا جملاتی از لابلای اعلاميه ها و يا سخنرانی ها در روزنامه ای آمده و در روزنامه ديگر نيامده، کدام بايد اصل قرار گيرد؟
۵- خيلی از مواقع صحبتهای آقای خمينی را احمد آقا و يا دوستان ديگر نوشته و بعد از تصويب آقای خمينی، آن را به مطبوعات و غيره داده اند، مطالب منتشر نشده همه به يک صورت نيست و در بسيار از مواقع دسترسی به صدا و خط موجود نيست.
۶- در تمام موارد چه کسی بايد تشخيص دهد که آن جمله از آقای خمينی است و کدام اصل است؟
پاسخ آقای خمينی به اين نامه فرزندش احمد آقا خيلی روشن است:
« فرزند عزيرم احمد- حفظه الله تعالی و ايده
از آنجا که شما را بحمدالله تعالی در مسائل سياسی و اجتماعی صاحب نظر می دانم و در تمامی فراز و نشيبها در کنار من بوده ای و هستی و با صداقت و کياست امور سياسی و اجتماعی اينجانب را متصدی هستی، لهذا شما را برای تنظيم و تدوين کليه مسائل مربوط به خود، که بسا در رسانه های گروهی اختلاف و اشتباهاتی رخ داده است، انتخاب می نمايم و از خداوند متعال که حاضر و ناضر است توفيقات شما را خواستارم. اميد است با صرف وقت و دقت نظر، اين امر را به پايان برسانی. والسلام عليکم
پنجشنبه ۱۷ شهريو ۶۷ / ۲۶ محرم الحرام ۱۴۰۹
روح الله الموسوی الخمينی »
اين پاسخ روشن می کند، آقای خمينی احمد آقا را کسی معرف کرده که،« با صداقت و کياست امور سياسی و اجتماعی» وی تصدی می کند. و به او اعتماد مطلق داشته که به صداقت،عمل می کند و لهذا در تمامی موارد به او اختيار تام می دهد و خط بطلان بر گفته وصيتامه سياسی – الهی خود می زند. نامه و پاسخ گويای اين نکته نيز هست که، در دوران حيات آقای خمينی، حکومت و رتق و فتق امور در يد اقتدار احمد آقا بوده است.
به ياد می آورم که وقتی دو نامه فوق در همان سال ۶۷ از صدا و سيما پخش شد، من به دوستان گفتم پس احمد آقا مجوز هر نوع تغيير و کم و زيادی را در اسناد، متون و گفته های آقای خمينی گرفته است. و با اين حساب مسئله صدا، خط و کارشناس همه يعنی احمد آقا.
سيد حسن خمينی هم بعد از کشتن پدرش احمد آقا،به جای خون بهای پدرش ويا به خيال به دست آوردن رهبری در آينده، تيولداری توليت مؤسسه تنظيم و نشر آثار آقای خمينی و مقبره و ساير چيزهای وابسته به آن طی نامه ای نامه ای از آقای خامنه ای تقاضا کرده است:
« محضر مبارک حضرت آيت الله خامنه ای رهبر بزرگوار انقلاب اسلامی دام ظله العالی
با عرض سلام و تقديم تشکر خويش و خانواده داغديده خمينی از حضرتعالی که همواره لطف و محبتهايتان تسلی بخش جانهای خسته ما بوده است. همانگونه که مستحضريد، اينجانب به واسطۀ وصيت پدرم حضرت حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد خمينی(س) به عنوان توليت مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام و حرم مطهر حضرتش منصوب گشته ام. وليکن از آن جائی که همه امور را بنا به فتوای امام راحل به مقام شامخ ولايت می دانم و همواره بر اين اعتقادم که نظام مقدس در پرتو ولايت مطلقه فقيه و گام نهادن در مسير انديشه های تابناک خمينی کبير می تواند از مرزهای موجود فراتر رفته و به لطف الهی نجات بخش انسانيت از ورطه هلاکت و ضظلمت باشد، لذا از محضر مبارک حضرتعالی تقاضا می کنم در صورت صلاحديد، وصيت آن عزيز سفر کرده را تنفيذ فرماييد.
فرزند کوچک شما سيد حسن خمينی»
آقای خامنه ای هم تيولداری را برای حسن آقا تنفيذ کرده است:
« بسم الله الرحمن الرحيم
با طلب رحمت و مغفرت برای پدر گرامی شما و برادر عزيز ما مرحوم حجت الاسلام والمسلمين سيد احمد آقا طاب ثراه وصيت مزبور را تنفيذ می کنم و توفيقات الهی را برای شما صميمانه مسألت می نمايم. والسلام عليکم
سيد علی خامنه ای ۲۱ ذی قعده ۱۴۱۵»
آقای حسن خمينی هم آقای در احکام جداگانه ای که صادر کرده آقای محمد علی انصاری صادر کرده را در سمت خود ابقا کرده و آقای حميد انصاری را به عنوان قائم مقام مؤسسه منصوب کرده است. قسمتی از احکام بدين شرح است:
«جناب حجت الاسلام و المسلمين آقای حاج شيخ محمد علی انصاری
با توجه به انتخاب شايسته پدرم…و با تأسی به حکم آن عزيز بزرگوار که همواره از حضرتعالی به عنوان رازدار و مونس خويش ياد می کردند و لذا در همه کارهای خويش شما را چونان برادری می دانستند از همين رو مسئوليت حرم امام (س) و مؤسسه تنظيم آثار ايشان را به جنابعالی تفويض کرده بودند… با توجه به شناختی که از شما دارم و حضرتعالی را از دير باز يکی از همراهان افکار امام و ياران با وفای ايشان می شناسم، شما را کماکان در سمت خود ابقاء می نمايم. سيد حسن خمينی ۱۵/۴/۷۴»
«برادر عزيز جناب آقای حميد انصاری
با توجه به سوابق درخشان و نقش برجسته و تعيين کننده جنابعالی در کليه مراحل تأسيس و برنامه ريزی و تعيين خطوط و اهداف مؤسسه تنظيم و نشر آثار …بنا به پيشنهاد سرپرست مؤسسه بدينوسيله مجدداً به سمت قائم مقام مؤسسه منصوب می شويد…. سيد حسن خمينی ۱۵/۴/۷۴» (۸)
نظر به اينکه در رژيم گذشته بنيادهای درآمد دار و پول ساز نظير توليت حضرت امام رضا (ع)، شاه چراغ و يا حصرت معصومه شاه از طرف خود به اشخاصی به عنوان نايب التواليه واگذار می کرد، اکنون نقش شاه در دست آقای خامنه ای است و از جانب خود برای اينگونه بنيادها و مؤسسات، توليت تعيين می کند. البته شاه هم از درآمد آن بهرمند می شد و آقای خامنه هم عيناً بهرمند می شود. اما در اين رژيم اين بنيادها و امامزاده ها که هرکدام در تيول يک روحانی و يا خانواده روحانی است فراوان ساخته شده است.
توليت حضرت امام رضا (ع)، در اختيا سلطان خراسان آقای واعظ طبسی است که بنا به خاطرات آقای منتظری با ساواک همکاری داشته می باشد.
توليت شاه چراغ در شيراز در اختيار خانواده دستغيب است
توليت قم در اختيار آقای علی اکبر مسعودی خمينی است. ساير امام زاده ها هم که آنها ئی که برايشان سند و مدرک ساخته اند، خدشه ای اساسی بر آنها وارد است، دسته ئی از آنها حتی فاقد سند و مدرک است- البته ناگفته نماند که در حکومت استبدادی ولايت مطلقۀ فقيه سند و مدرک سازی و جعل و تقلب ساده ترين کار است – حد اکثر نظير آقای خمينی که سيد است و مثلاً نسل سی ام و يا کمتر و بيشتر آن به امامی می رسد، که اگر هم درست باشد نسل چندمشان او به امامی می رسد. که آن هيچ امتياز به حساب نمی آيد، زيرا «گرامی ترين انسان نزد خدا با تقوی ترين آن ها است»(۹) و نه حسب و نسب و تفاخر و عصبيت خانوادگی، اما به علت ناآگامی توده، همگی آن امامزاده ها منبع در آمدی برای روحانيت دين فروش است. در مورد فوق و مسئله سيد و امتياز ساختگی آن، در فرصتی ديگر مشروح به آن خواهم پرداخت.
به غير از آنچه در مورد تيول و تيوداری روحانيت گفته شد، حد اقل روحانيون جيره خوار امروزی حکومت را هم از مهمترين تيول خود می داند و برای حفظ و نگهداری آن ، حاضرند که آنچه را هم در تصور نيايد فدا کنند و همچنانکه تا کنون کرده اند و از اين زاويه وقتی به وصيتنامه آقای احمد خمينی توجه کنيد، برای تجربه و عبرت سخت تأمل بر انگيز است. وی در وصيتنامه به صراحت می نويسد: « من در جهت مصلحت امام به هيچ فرد و گروهی رحم نکرده ام و خيلی ها را در اين راستا رنجانده ام که هنوز هم از اين جهت ناراحت نيستم.» (۱۰). البته در آن زمان به علت نشناختن ساز و کار قدرت، نمی دانست که خودش هم فدای توطئه های خود ساخته خواهد شد و جان خود را هم از دست خواهد داد. نظر به اينکه تفکر بيش از ۹۵ در صد روحانيون اسلام بيان قدرت استو نه بيان آزادی، کسانی که فکر کنند: اگر به جای آقای خامنه ای فلان و يا بهمان روحانی قدرت را به دست بگيرد و يا رئيس جمهور اين و يا آن شخص باشد، کشور به سمت آزادی و حقوقمداری پيش خواهد رفت، تجربه و شناختم از روحانيت و عمل آنها از بدو پيروزی انقلاب تا به امروز می گويد، که نصيبشان پشيمانی خواهد بود. و خدا داناتر است

محمد جعفری
Mbarzavand@yahoo.com

نمايه و يادداشت:
۱- پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص ۲۹۵.
۲- منظور آقای دکتر بهشتی دبير کل حزب جمهوری اسلامی است.
۳- منظور رئيس شورای انقلاب است.
۴- تما اين قسمت از کتاب پاريس و تحول انقلاب ايران از آزادی به استبداد، ص۳۰۲-۲۹۴ نقل شده است.
۵- برای اطلاع بيشتر به همان سند، ص ۳۸۳-۳۷۸ مراجعه کنيد.
۶- صحيفه نور، ج ۱۸، ص ۱۷۸.
۷- نامه احمد آقا به آقای خمينی دارای ۶ بند است که اينجانب فقط بند اول و دوم آن را که مستقيم مربوط به مسئله می شد را در اينجا آوردم و علاقه مندان می توانند برای مطالعه تمام نامه به مجموعه آثار آقای خمينی، گزارش:اطلاعات جانبی تاريخ ۲۷/۸/۱۳۹۱ مراجعه کنند.
۸- نامه های اين قسمت همه از سند فوق ذکر شده است.
۹- قرآن، سوره حجرات، آيه ۱۳.
۱۰- نقل از از وصيتنامه، احمد خمينی – ۳۰/ شهريور/۱۳۷۱= ۲۳/ ربيع الاول/ ۱۴۱۳

No responses yet

Jan 03 2013

ملی‌-مذهبی‌ها به رهبر ایران: به جای مذاکره با آمریکا فضای سیاسی را باز کنید

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: شش نفر از چهره‌های جریان سیاسی ملی‌-مذهبی با انتشار نامه‌ای خطاب به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، هشدار داده‌اند که با توجه به اوضاع داخلی و موقعیت بین‌المللی کنونی ایران، مذاکره با ایالات متحده آمریکا به مصلحت نیست و حکومت باید به جای آن فضای سیاسی داخلی کشور را باز کند.

در این نامه با اشاره به شایعات ماه‌های اخیر درباره مذاکره میان آمریکا و ایران، آمده است: “اظهارنظر بعضی از وابستگان به حاکمیت هم نشان می‌دهد که دیگر مذاکره با آمریکا تابو نیست و شاید کم‌کم قصد آماده شدن افکار عمومی برای فراهم کردن شرایط این مذاکره را دارند.”

اوایل آبان ماه گذشته شایعه ای در رسانه‌های فارسی زبان منتشر شد که حکایت داشت علی اکبر ولایتی، وزیر خارجه اسبق و مشاور کنونی رهبر ایران، با سفر به ایالات متحده با مقامات آمریکایی مذاکره کرده است. آقای ولایتی این شایعات را تکذیب کرد.

این چهره‌های ملی‌-مذهبی ساکن ایران به رهبر ایران گفته‌اند که شرایط را برای این مذاکره احتمالی مناسب نمی‌دانند و از نظر آنان در موقعیت کنونی، ایران ناگزیر خواهد بود که امتیازات زیادی را به طرف مقابل واگذارد. بنابراین بهتر است ضمن باز کردن فضای سیاسی، در سیاست‌های هسته‌ای خود تجدیدنظر کند تا اعتبار بین‌المللی خود را بالا ببرد.
امضاکنندگان نامه به رهبر ایران

احمد صدر حاج سیدجوادی: حقوقدان و از موسسان نهضت آزادی و اولین وزیر کشور ایران پس از انقلاب ٥٧ است. آقای سیدجوادی تیرماه امسال ممنوع‌الخروج شده بود.

حبیب‌الله پیمان: دندانپزشک و دبیرکل جنبش مسلمانان مبارز است. او با کاظم سامی همکاری می‌کرد و از اعضای شورای انقلاب بود. آقای پیمان در اعتراضات خیابانی پس از انتخابات ٨٨ مورد ضرب و شتم قرار گرفته بود.

اعظم طالقانی: دبیرکل جامعه زنان انقلاب اسلامی و گرداننده مجله توقیف‌شده ‘پیام هاجر’ است. او دختر محمود طالقانی، از رهبران انقلاب ٥٧ است و در اولین مجلس پس از انقلاب نماینده بود.

حسین شاه‌حسینی: از اعضای شورای مرکزی جبهه ملی ایران است و اولین رئیس سازمان ورزش ایران پس از انقلاب بود.

محمد بسته‌نگار: از چهره‌های شاخص ملی-مذهبی و عضو نهضت آزادی است. او همچنین داماد محمود طالقانی هم هست.

نظام‌الدین قهاری: از چهره‌های نزدیک به کاظم سامی و اعضای جاما است. آقای سامی رهبر جنبش انقلابی مردم ایران (جاما) و اولین وزیر بهداشت پس از انقلاب بود که در دهه ٦٠ به طرز مشکوکی به قتل رسید.

آنان وضعیت سیاسی، اقتصادی و بین‌المللی ایران و آمریکا را مقایسه کرده و نتیجه گرفته‌اند که ایران باید “زمان مذاکره را عقب اندازد و قبل از شروع مذاکره تمهیداتی را فراهم کند و سپس با قدرت ملی به میز مذاکره بازگردد.”
دموکراسی واقعی به جای باج به غرب

نویسندگان نامه تاکید کرده اند که باراک اوباما با رای اکثریت مردم آمریکا برای دومین بار به ریاست جمهوری انتخاب شده، در حالی که فضای سیاسی ایران هنوز متاثر از مناقشات پس از انتخابات ریاست‌جمهوری سال ١٣٨٨ است. آنان افزوده اند که آمریکا در حال کنترل بحران اقتصادیی است که از سال ٢٠٠٨ پدید آمد، اما ایران با “وضع نابسامان اقتصادی و اجتماعی” روبه رو است.

در بخشی دیگر از نامه یادآوری شده که آمریکا کشورهای بسیاری را به همراهی با سیاست‌های خود مجاب کرده، در حالی که “متحد استراتژیک ایران، سوریه، درگیر جنگ داخلی است و بشار اسد در سراشیبی سقوط قرار دارد” و “کشورهای همسایه جنوبی خلیج فارس، علنا و مخفی با ایران مخالفت می‌کنند”.

نویسندگان، با ارجاع به نمونه‌هایی چون توافق قذافی با ایالات متحده در سال ٢٠٠٣ میلادی و همچنین توافقنامه الجزایر میان ایران و آمریکا در سال ١٣٥٩خورشیدی، که به بحران گروگان‌گیری پایان داد، گفته‎‌اند مذاکره با واشنگتن در مقطع کنونی نیز شرایط مشابهی را به تهران تحمیل خواهد کرد.

آنها خطاب به آیت‌الله خامنه‌ای نوشته‌اند: “به غرب باج ندهید، ولی حق مردم ایران را پرداخت کنید”.

این چهره‌های ملی‌-مذهبی گفته‌اند سابقه دخالت و حمایت ایالات متحده در کودتاهای مختلف نشان می‌دهد که “آمریکا از هیچ چیزی جز دموکراسی واقعی ایران احساس خطر نمی‌کند” و گفته‌اند ایران باید پس از برگزاری انتخابات آزاد، آزادی زندانیان سیاسی و گشودن فضا برای فعالیت‌ نهادهای سیاسی و مدنی وارد مذاکره با آمریکا شود.

آنان همچنین توصیه کرده‌اند که تا آن موقع غنی‌سازی اورانیوم، هرچند که حق ایران است، به تعلیق درآید تا سوءتفاهم میان ایران و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی رفع شود.

در بیش از سه دهه‌ای که از تاسیس جمهوری اسلامی می‌گذرد، رابطه با آمریکا یکی از مسائل کانونی فضای سیاسی ایران بوده است.

نامه چهره های ملی – مذهبی خطاب به آیت الله خامنه ای، توسط محمد بسته نگار، حبیب الله پیمان، حسین شاه حسینی، احمد صدر حاج سید جوادی، اعظم طالقانی و نظام الدین قهاری امضا شده است.

No responses yet

Jan 03 2013

رشوه‌خواری در دولت، یک روحانی حکومتی را به دردسر انداخت

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

رادیوفرانسه: رستم قاسمی- وزیر نفت جمهوری اسلامی ایران، در پی اظهارات یک روحانی نزدیک به حکومت مبنی بر رواج رشوه‌خواری در این وزارتخانه، از وی شکایت کرده است.

چند روز پیش، یعنی دقیقاً روز چهارم دی ماه، مهدی نقویان- یکی از روحانیان نزدیک به آیت‌الله خامنه‌ای، که گاهی سخنرانی‌هایش از‌ تلویزیون حکومتی ایران پخش می‌شود، در دانشگاه تربیت مدرس تهران سخنرانی کرد.

نقویان، مثل دیگر طرفداران آیت‌الله خامنه‌ای که این روزها انتقادات تندی را علیه دولت رو به پایان محمود احمدی‌نژاد مطرح می کنند، در سخنرانی‌اش به موضوع فساد و رشوه‌خواری در نهادهای دولتی پرداخت و گفت که یکی از دوستانش برای این که پروژه‌ای را در وزارت نفت انجام دهد، مجبور شد به یکی از معاونین یا مدیران کل آن وزارتخانه مبلغ یک میلیارد و دویست میلیون تومان رشوه بدهد.

این روحانی مدعی شد که کپی چک مربوط به آن رشوه را به مصطفی پورمحمدی- رئیس سازمان بازرسی کل کشور، نشان داده و پورمحمدی در پاسخ گفته: ‌‌«ای بابا! اینجور چیز‌ها که در مملکت بسیار است.»

این اظهارات جنجالی واکنش گسترده ای در رسانه های ایران داشت. تا این امروز خبرگزاری فارس، رسانه نزدیک به سپاه پاسداران، از شکایت وزیر نفت که خود پیشتر یکی از سرداران مهم سپاه پاسداران بوده خبر داده است.

این خبرگزاری اضافه کرده که به زودی معاون حقوقی ریاست جمهوری نیز درباره انتقادهای مهدی نقویان از عملکرد محمود احمدی نژاد شکایتی به مراجع قضایی ارائه خواهد کرد.

پیشتر نیز رسانه‌های منتقد جمهوری اسلامی از نقش گسترده سرداران سپاه در فسادهای مالی ایران خبر داده بودند.

سحام نیوز، سایت خبری نزدیک به مهدی کروبی- یکی از رهبران معترض در ایران، امروز نوشت که وزیر نفت، به جای رسیدگی به رشوه، از افشا کننده آن شکایت کرد.

این اولین بار نیست که دولت محمود احمدی‌نژاد به فساد و رشوه‌خواری متهم می شود.

به غیر از پرونده معروف و جنجالی اختلاس ٣ هزار میلیارد تومانی که از آن به عنوان بزرگترین اختلاس تاریخ ایران یاد می‌کنند، پرونده هایی نیز در زمینه فساد در دیگر وزارتخانه ها و سازمانهای دولتی و بانک‌ها مثل وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، موزه ملی ایران و شرکت بیمه ایران تشکیل شده است.

از زمان روی کار آمدن محمود احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور ایران، علی رغم شعارهای مردم پسندانه‌اش، رتبه ایران از نظر شفافیت مالی در جهان ده ها پله سقوط کرده است.

بر اساس آخرین گزارش سازمان شفافیت بین‌الملل که در ماه گذشته منتشر شد، ایران با رتبه ١٢٠، یکی از فاسدترین کشورهای جهان است.

No responses yet

Jan 03 2013

هاشمی: شانس بقای حکومت سوریه بسیاراندک است

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

هاشمی نامه: من در خصوص نقش بخش خصوصی در توسعه اقتصادی ایران، تاکید کردم که مهم‌ترین عامل پیشرفت بخش خصوصی در ایران زحمات جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی بوده است که با تایید آنان روبه‌رو شد. و این خود روزنه امیدی به آینده این بخش از اقتصاد ایران است.بدون تعارف به شما بگویم که ما در برخی از نشست‌های سیاسی و اقتصادی در عراق همواره از آقای رفسنجانی یاد کرده و می‌گوییم ما به شخصی همچون ایشان برای توسعه و سازندگی عراق نیازمندیم.

ابراهیم بحرالعلوم در همان نخستین روز حضورش در ایران، با تمجید از عملکرد اقتصادی هاشمی در دوران پس از جنگ در ایران، علاقه‌مندی‌اش به آیت‌الله را نشان داد. در اواخر همان روز هم به میزبانانش اعلام کرد دوست دارد پیش از ترک ایران دیداری با او داشته باشد.

در آخرین ساعات حضور بحرالعلوم در تهران این دیدار میسر شد تا مشاور پارلمان و وزیر سابق نفت عراق به هاشمی بگوید عراق به همچون اویی نیاز دارد تا دوران سازندگی را پشت سر بگذارد.

آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی نیز در این دیدار با پرسش از اوضاع سیاسی و اقتصادی عراق، خواستار نقش‌آفرینی بیشتر ایران در عراق و تعامل افزون‌تر دو کشور برای دستیابی به امنیت شد. هاشمی همچنین به مقامات عراقی توصیه کرد تا در کنار توسعه زیربناهای اقتصادی و پروژه‌های عظیم نفتی به رفاه مردم و اشتغال نیروهای بومی نیز توجه داشته باشند.

بخشی از متن این مذاکرات فرستاده دولت عراق با هاشمی رفسنجانی را به نقل از تجارت فردا بخوانید:

بحرالعلوم: در دو روز قبل دیدارهای مختلفی با آقای آل‌اسحاق و برخی از تاجران ایرانی و مالکان بخش‌های خصوصی متخصص در صنایع پتروشیمی و نفت در ایران مثل آقای دکتر حسینی داشتم که نشست‌های مفید و ارزشمندی بود. ایشان اینجانب را از مشکلاتی که در حیطه شغلی خود با آن روبه‌رو هستند، مطلع کرده و من آمادگی کامل خود را جهت همکاری با آنان برای رفع این مشکلات بیان داشتم.

من در خصوص نقش بخش خصوصی در توسعه اقتصادی ایران، تاکید کردم که مهم‌ترین عامل پیشرفت بخش خصوصی در ایران زحمات جناب آقای هاشمی‌رفسنجانی بوده است که با تایید آنان روبه‌رو شد. و این خود روزنه امیدی به آینده این بخش از اقتصاد ایران است.

بدون تعارف به شما بگویم که ما در برخی از نشست‌های سیاسی و اقتصادی در عراق همواره از آقای رفسنجانی یاد کرده و می‌گوییم ما به شخصی همچون ایشان برای توسعه و سازندگی عراق نیازمندیم.

هاشمی: مساله سوریه هم یکی از نگرانی‌هایی است که من خودم شخصاً دارم. آینده سوریه بر عراق چه تاثیری خواهد داشت. تا این حکومت‌های علوی در آنجا بود زمینه مساعدتر بود. ظاهراً هم شانس بقای بسیار کمی هست. من نمی‌دانم شما اوضاع را چگونه می‌بینید.

بالاخره بعد از کشته‌شدن این همه آدم، آواره‌ها و تخریب‌ها اوضاع هم سخت شده است. همین امروز خبر بسیار تلخی در دنیا منتشر شد که در یکی از شهرک‌های اطراف حماء به صف نانوایی حمله کردند و حدود 90 نفر از افرادی که آمده بودند نان بخرند چه زن و چه کودک کشته شده‌اند. این چیزها کار را مشکل می‌کند هم در دنیا و هم در داخل سوریه. به هر حال سوری ها هم انسان‌های سختی هستند و به‌سادگی نمی‌گذرند. به خصوص این که الان گروه‌های مسلح زیادی در سوریه هستند که تحت هیچ فرمانی نیستند. انسان نگران می‌شود که اگر مساله سوریه تمام شود اینها به سمت عراق بیایند. اینها شیعه نیستند. سلفی‌ها هستند و غیرسلفی‌هایشان هم انسان‌های تند و تیزی هستند که مسائل نظامی را بر سیاسی مقدم می‌دانند. سلاح‌های سوریه اگر دست این‌گونه آدم‌ها بیفتد خطرناک است چون هم سلاح شیمیایی دارند و هم سلاح‌های دیگر. سوءاستفاده اسرائیل مساله دیگری است که به همه ما برمی‌گردد.

من می‌دانم الان وضع عراق به گونه‌ای نیست که شما بتوانید کاری بکنید؛ حالا غیردولتی چرا. اگر شخصیت‌های عراق وارد میدان شوند و با معارضین مذاکره کنند بخش خصوصی است. یک راه‌حلی پیدا کنید. برای آینده بسیار مهم است. سوریه نباید طوری باشد که راه شما و ما بسته باشد. ما باید سوریه را داشته باشیم. از لبنان تا اینجا اگر این رشته پاره شود اتفاقات بدی می افتد. این یک مساله است که من در موردش نگرانی دارم و بسیار فکر می‌کنم و مساله دیگر آمریکایی‌ها. همین بخش نفت که شما گفتید. استعداد نفت و گاز سرمایه بسیار عظیمی است. همه حضور غربی‌ها در منطقه برای همین است. به این آسانی چشم از این مساله نمی‌پوشند. هزینه کرده‌اند تا صدام را از بین ببرند. یک بخش دیگری که من در اخبار متفرقه می‌بینم این است که زیربناهای رفاهی مردم مثل آب، برق، جاده‌ها و اشتغال مولد و امثال اینها در عراق، به موازات طرح‌های پردرآمد پیش نمی‌رود. چرا این طور است؟

No responses yet

Jan 03 2013

تاسیس یک حزب سلفی جدید در مصر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: جنگ قدرت در میان سلفی‌های بنیادگرای مصر به تجزیه در حزب النور انجامید. پس از ماه‌ها اختلاف نظر با سایر رهبران النور، عماد عبدالغفور رئیس این حزب موجودیت حزب اسلامگرای دیگری به‌نام “الوطن” را اعلام کرده است.

بنیادگرایان سلفی مصر حزب النور را پس از سقوط حسنی مبارک تشکیل دادند. این حزب در انتخابات نخستین مجلس ملی مصر نزدیک به ۲۸ درصد آرای مردم را به خود اختصاص داد.

رهبران و کادرهای النور در ماه‌های اخیر بر سر نقش “شورای روحانیون” در حزب خود اختلاف داشتند. شورای روحانیون با پشتیبانی از نامزدهای النور در انتخابات، در این حزب صاحب نفوذ شده بود. عماد عبدالغفور رئیس النور خواستار جدایی سیاست‌های حزب از شورای روحانیون بود، اما نتوانست نظر خود را به‌کرسی بنشاند.

رئیس النور در حزب الوطن

در پی این اختلافات چندماهه، سرانجام عماد عبدالغفور روز چهارشنبه دوم ژانویه در جمع خبرنگاران اعلام کرد که از حزب النور جدا شده و همراه با گروهی از همفکران خود حزب “الوطن” را تشکیل داده است.

عماد عبدالغفور هنگام اعلام موجودیت حزب الوطن از این اقدام به عنوان “فصل جدیدی در تاریخ مصر” یاد کرد و گفت که صدها عضو حزب النور به حزب تازه‌تاسیس پیوسته‌اند. وی افزود: «همه از عدالت اجتماعی، حرمت انسانی و شریعت حرف‌می‌زنند. ما نمی‌خواهیم شعار بدهیم، بلکه می‌خواهیم عمل کنیم.»

حازم صلاح ابواسماعیل واعظ تلویزیونی سلفی هم اعلام کرد که با حزب الوطن ائتلاف می‌کند حازم صلاح ابواسماعیل واعظ تلویزیونی سلفی هم اعلام کرد که با حزب الوطن ائتلاف می‌کند

در کنفرانس خبری روز دوشنبه قاهره، علاوه بر عبدالغفور، حازم صلاح ابواسماعیل واعظ بنیادگرای تلویزیونی نیز از تشکیل یک حزب جدید خبر داد. او اعلام کرد که در انتخابات پارلمانی آینده با حزب الوطن ائتلاف خواهد کرد. ابواسماعیل در انتخابات ریاست‌جمهوری خود را نامزد این مقام کرد، اما به دلیل آن‌که مادرش دارای گذرنامه آمریکایی است، رد صلاحیت شد.

کاهش نفوذ اسلامگرایان

اخوان المسلمین و حزب النور در انتخابات پارلمانی گذشته حدود ۷۰ درصد کرسی‌های مجلس ملی مصر را، که بعدا منحل شد، به خود اختصاص دادند. اما در همه‌پرسی قانون اساسی، تنها ۳۳ درصد از ۵۲ میلیون نفر واجد شرایط شرکت کردند و فقط ۶۴ درصد آن‌ها به این قانون رای مثبت دادند.

نتیجه همه‌پرسی نشان داد که به علت تلاش‌های اخوان المسلمین برای به‌کرسی نشاندن یک قانون اساسی زیر نفوذ الازهر، اسلامگرایان بخشی از طرفداران خود را از دست داده‌اند. ائتلاف ۱۵ حزب سکولار و لیبرال مصر در “جبهه نجات ملی” و همکاری تنگاتنگ ‌آن‌ها در مخالفت با گرایش‌های استبدادی محمد مرسی رئیس‌جمهور، بر نفوذ این احزاب افزود و سبب شد که بیش از ۳۵ درصد شرکت‌کنندگان در همه‌پرسی قانون اساسی به آن رای منفی بدهند.

اسلامگرایان پیش‌تر امیدوار بودند که قانون اساسی یک اکثریت دست‌کم ۸۰ درصدی را به خود جلب کند. اما کاهش شدید تعداد شرکت‌کنندگان و رای منفی بالای مخالفان، ظاهرا آن‌ها را متوجه کرد که در انتخابات آینده مجلس ملی باید راه دیگری در پیش گیرند. تاریخ برگزاری انتخابات هنوز اعلام نشده است، اما احتمال دارد تا پایان فوریه برگزار شود.

حزب النور اعلام کرده است در انتخابات آینده می‌کوشد نامزدهای زن بیشتری معرفی کند. اما پیش‌شرط نامزدی زنان این است که آن‌ها دست‌کم بخشی از صورت خود را زیر حجاب پنهان کنند.

No responses yet

Jan 03 2013

انتشار کتاب کمیک(حلال!) از زندگی پیامبر اسلام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب

دویچه‌وله: نشریه‌ی فرانسوی کمیک “شارلی ابدو” اعلام کرد که کتابی کمیک از زندگی پیامبر اسلام را در تیراژ ۸۰ هزار نسخه منتشر کرده است. سردبیر نشریه می‌گوید محتوای کتاب “حلال” است و به تایید برخی علمای مسلمان رسیده است.

چهارشنبه (۲ ژانویه) مجله‌ی کمیک “شارلی ابدو” کاریکاتورهای تازه‌ای درباره‌ی زندگی محمد، پیامیرمسلمانان جهان منتشر کرد.

این مجله پیش از این در ماه سپتامبر ۲۰۱۲ نیز کاریکاتورهای مشابه‌ای را منتشر کرده بود که موجی از خشم و اعتراض مسلمانان در کشورهای اسلامی را به دنبال داشت. در نتیجه‌ی این اعتراض‌ها برخی از موسسه‌ها و مدرسه‌های فرانسوی در کشورهای اسلامی به شکل موقت تعطیل شد.

وب‌سایت این نشریه‌ی طنز و کاریکاتور فرانسوی اعلام کرد که این نشریه کتابی کمیک از زندگی پیامبر اسلام را منتشر خواهد کرد. در وب‌سایت ادعا شده است که محتوای کتاب “حلال” است و پیش از انتشار کتاب را به چند تن از روحانیان مطرح مسلمان نشان داده و تایید گرفته‌اند.
حمله به دفتر مجله شارلی ابدو در پاریس در سال ۲۰۱۱ میلادی حمله به دفتر مجله شارلی ابدو در پاریس در سال ۲۰۱۱ میلادی

استفان شابونیر، سردبیر مجله‌ی “شارلی ابدو” در گفت‌وگویی با خبرگزاری فرانسه گفت:«چند تن از ویراستارهای نهایی کتاب، خود مسلمان بودند. گمان نمی‌کنم مسلمانان نکته‌ی آزاردهنده‌ای در کتاب پیدا کرده و خشمگین شوند.»

این اظهارات در حالی از سوی سردبیر مجله مطرح می‌شود که تصویراولین صفحه‌ی کتاب پیامبر اسلام را برهنه با دستاری که به دور سر پیچیده است، تصویر کرده است. در دین اسلام به تصویر کشیدن پیامبر توهین‌آمیز تلقی می‌شود.

استفان شابونیر تاکید کرده است که محتوای کتاب “آموزشی” است و به دنبال آن است که به علاقه‌مندان کمک کند تا زندگی پیامبر اسلام را بهتر درک کنند.

سردبیر این مجله‌ی کمیک روز چهارشنبه در گفت‌وگویی با خبرگزاری آلمان نیز با تاکید بر این‌که محتوای کتاب حلال است، گفت:« اگر افرادی در جهان اسلام به دنبال خشونت باشند، منتظر یک مجله نمی‌مانند تا خشونت کنند و کار خود را خواهند کرد. این کتاب کاریکاتور نمی‌تواند عامل خشونت باشد.»

واکنش ایران به انتشار کتاب
خبرگزاری آلمان گزارش داد که در نشست هفتگی سخنگوی وزارت امور خارجه‌ی جمهوری اسلامی ایران با خبرنگاران در روز سه‌شنبه(۱ ژانویه)، سخنگوی این وزارت‌خانه با انتشار کتاب کمیک از زندگی پیامبر اسلام مخالفت کرد.

رامین مهمان پرست همچنین با تاکید بر این‌که این اقدام، پیگیری قضائی کشورهای اسلامی را به دنبال خواهد داشت گفت:«ما توهین مذهبی را محکوم می‌کنیم. انتشار کاریکاتور از پیامبر اسلام توهین‌آمیز است و ما خواهان پیگیری قضائی این نشریه‌ایم.»

سخنگوی دولت فرانسه نیز روز چهارشنبه با انتشار این کتاب کمیک مخالفت کرد. او با تاکید بر این‌که حق آزادی بیان ضروری است، گفت:« اما لازم نیست در آتش، بنزین ریخت.» سخنگوی دولت فرانسه انتشار این کتاب را برخلاف مصالح افکار عمومی فرانسه توصیف کرد.

مجله‌ی “شارلی ابدو” در سپتامبر سال گذشته نیز با اوج گرفتن خشونت‌ها در کشورهای اسلامی علیه فیلم “بی‌گناهی مسلمانان” کاریکاتورهایی از پیامبر اسلام منتشر کرد که موجی از خشم و اعتراض را به دنبال داشت. در پی این اقدام نشریه، دولت فرانسه سفارت‌خانه‌های خود در ۲۰ کشور جهان را به شکل موقت تعطیل کرد.

No responses yet

Jan 03 2013

تلاش مجلس برای تحقیق از درآمد امامزاده‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: دو نماینده مجلس تلاش‌ها برای تحقیق و تفحص از سازمان اوقاف و امور خیریه کشور به خاطر ابهام در ده‌ها میلیارد تومان درآمد‌ اماکن «متبرکه» و ادامه کسب درآمد از امامزاده‌های فاقد «شجره‌نامه» را آغاز کرده‌اند.

در ایران بیش از ۱۲۷هزار موقوفه٬ یک‌ میلیون رقبه و ۱۸هزار بقعه و امامزاده وجود دارد که از درآمد‌های هنگفت این امکان مذهبی٬ اقتصادی و تجاری هیچ اطلاعی در دست نیست.

غلامعلی جعفرزاده‌٬ نماینده مجلس روز پنجشنبه (۱۴دی) به «باشگاه خبرنگاران جوان» گفته مسئولان سازمان اوقاف و امور خیریه کشور حاضر نیستند درآمد‌ و هزینه‌های این امکان را اعلام کنند.

آقای جعفرزاده افزوده مردم نسبت به درآمد سازمان اوقاف ابهام دارند چرا که دیوان محاسبات هیچ نظارتی بر آن ندارد و سازمان اوقاف نیز گزارشی درباره هزینه‌ها و درآمد‌های خود منتشر نمی‌کند.

این نماینده مجلس افزوده مسئولان سازمان اوقاف باید درباره درآمد‌های این سازمان شفاف‌سازی کنند و توضیح دهند که طی ۳۳ سال گذشته تعداد امامزاده‌ها به چه تعداد افزایش یافته است.

وی اظهار کرده سازمان اوقاف وعده داده بود درآمد‌زایی از امامزاده‌های فاقد «شجره‌نامه» را متوقف کرده و آنها را جمع‌آوری کند که تاکنون به وعده خود عمل نکرده است.

این نماینده مجلس افزوده از آنجا که مسئولان سازمان اوقاف «هیچ برنامه‌ای برای رفع ابهامات» نداشتند٬ وی به همراه نماینده دیگر مجبور شده موضوع تحقیق و تفحص از این سازمان را رسانه‌ای کند.

«امامزاده‌ها» و «بقاع متبرکه» یکی از مهم‌ترین منابع درآمدی سازمان اوقاف محسوب می‌شوند که گردش مالی این اماکن مذهبی روشن نیست.

براساس آمار سازمان اوقاف و امور خیریه٬ در ایران بیش از هشت هزار امامزاده وجود دارد که زیر نظر این سازمان که رئیس آن از سوی علی خامنه‌ای منصوب می‌شود٬ اداره می‌شوند.

اول امرداد ماه سال ۱۳۹۰ سایت محافظه‌کار «سیاست‌نامه» در گزارشی اعلام کرده بود در ۳۰ سال گذشته به طور میانگین ۳۰۰ «امامزاده» در سال به امامزاده‌های کشور افزوده شده است.

No responses yet

Jan 03 2013

بازگشت کامبیز حسینی به صحنه طنز سیاسی ۴۴ دقیقه قبل

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,سانسور,سیاسی,طنز

ایرون: کامبیز جسینی پس از یک سکوت طولانی اخیرن در صفحه فیس بوکش اعلام کرد که کارش با صدای آمریکا تمام شده. بدون هیج توضیحی. گوینده محبوب «پارازیت»، برنامه بسیار پر بییننده ای که یک سالی است به تاریخ پیوسته، بیکار ننشسته و قرار است از ۱۷ ژانویه یک برنامه رادیویی اینترنتی شروع کند. علاوه بر این پیشنهاداتی در مورد برنامه جدید تلویزیونی هم به او شده. برایش چند سوال فرستادم تا در ابن زمیته ها توضیح دهد.

یک سالی هست که عملا ناپدید شدی! و برنامه پربیننده ی پارازیت بدون هیچ توضیحی قطع شده. علتش چی بوده؟

‌علت قطع برنامه ی پارازیت را باید از مدیران صدای آمریکا پرسید. من کارمند آن رسانه بودم و کنترلی روی سیاست گذاری های صدای آمریکا یا قدرت اجرایی نداشتم. ولی می توانم راجع به دلیل قانونی قطع همکاری ام با صدای آمریکا توضیح دهم. کارگزینی صدای آمریکا در نوامبر ۲۰۱۲ از من خواست که درباره ی وضعیت ثبت نامم در اداره ای به نام «سلکتیو سرویس» توضیح بدهم. بر طبق قوانین دولتی اگر شما زیر ۲۶ سال داشته باشید و وارد آمریکا شوید باید در ارگانی به نام سلکتیو سرویس ثبت نام کنید و اگر این کار را انجام ندهید نمی توانید کارمند دولت باشید. ثبت نام در این ارگان معنی اش این است که وقتی آمریکا وارد جنگ می شود اگر از شما خواسته شود شما باید بدون هیچ عذری بروید و برای این کشوربجنگید.

من وقتی داشتم استخدام صدای آمریکا می شدم در فرم استخدامی ام توضیح داده بودم که ثبت نام نکرده ام ولی در آن زمان کسی پرسشی در این زمینه که چرا ثبت نام نکرده ای از من نکر و من استخدام شدم. کارگزینی صدای آمریکا نزدیک ۵ سال بعد از استخدامم از من خواست که توضیح بدهم .گروهی از اساتید دانشگاه های آمریکا و روزنامه نگاران و فعالان حقوق بشر در حمایت از من نامه هایی برای صدای آمریکا در این مورد نوشتند تا این رسانه در مورد من استثنا قایل شود ولی ظاهرا این قانون ربطی به صدای آمریکا ندارد و یک قانون کلی است برای کار در هر ارگان دولتی در آمریکا. صدای آمریکا طی نامه ای که در دسامبر۲۰۱۲ به من داد اعلام کرد که همکاری من با آن رسانه در بیستم دسامبر به اتمام خواهد رسید ولی من می توانم به این حکم اعتراض کنم.

در نهایت من به علت کاغذ بازی های فرسایشی دولتی تصمیم گرفتم اعتراضی نکنم تا بتوانم هر چه سریعتر روی پروژه های جدیدترم تمرکز کنم. عده ای از مدیران ارشد صدای آمریکا از این مسله ناراحت شدند و واقعا نمی خواستند من از صدای‌ آمریکا بروم ولی ظاهرا کارگزینی این رسانه مستقل عمل می کند و این قانون هم برگشت ناپذیر است.

به نظر میاد دلیلی که برای قظع برنامه پارازیت و رفتن از صدای آمریکا دادی بیشتر بهانه بوده و گرنه چرا بخواهند چنین برنامه موفق و مجری محبوبش را کنار بگذارن؟ اختلافات شخصی و فکری با همکاران و مدیران زمینه اش نبوده؟‌

من عرض کردم که دلیل قطع برنامه را باید از صدای آمریکا بپرسید. من با اینکه محتوی برنامه را طراحی می کردم ولی صاحب برنامه نبودم. صدای آمریکا صاحب اصلی برنامه بود و می توانست تصمیم بگیرد که برنامه باشد یا نباشد. اختلاف شخصی هم من با کسی نداشتم و ندارم ولی اختلاف فکری در همه ی رسانه ها هست و صدای آمریکا هم از این قضیه مستثنی نیست. بر اساس نامه ای که کارگزینی صدای آمریکا رسما برای من نوشته به علت ثبت نام نکردن در ارگان سلکتیو سرویس من دیگر نمی توانستم که با این رسانه همکاری کنم. در این نامه هیچ دلیل دیگری برای قطع همکاری من با صدای آمریکا قید نشده است.

علت موفقیت استثایی پارازیت چه بود؟‌

جواب:‌ عوامل متعددی داشت. من وقتی برنامه را شروع کردم اصلا فکرش را هم نمی کردم که این برنامه نقطه ی عطفی در برنامه های صدای آمریکا شود. اصلا عادت به مخاطب میلیونی نداشتم چرا که سال ها کار تاتر کرده بودم و همیشه مخاطبان محدودی داشتم. زبان طنز تلخ و عصبانیی که برای برنامه ساخته شد به همراه کاراکتری که از این زبان برای انتقال اخبار و اطلاعات استفاده می کرد توانست با مردم ارتباط برقرار کند. البته نحوه ی اجرای من و شیوه ی نگارشم قسمتی از داستان بود. تدوین برنامه و جلوه های بصری و همچنین موزیک هایی که استفاده می شد نقش عمده ای در موفقیت برنامه داشت.

برنامه خیلی ساده شروع شد ومن نمی دانستم خطوط قرمزم کجاست و اصلا تا کجا می توانم جلو بروم. جنبش سبز و اتفاقات بعد از انتخابات ۸۸ و تمرکز برنامه روی پوشش اخباری که از ایران می آمد ناگهان هجوم مخاطبان را شامل شد و روند برنامه را عوض کرد. از یک نقطه ای به بعد من واقعا احساس نمی کردم که این فقط یک برنامه ی تلویزیونی است. مردم آمدند حمایت کردند و مسولیت ما را به شدت سنگین کردند. انتظار مخاطبان برنامه واقعا بیشتر از حد و توان یک برنامه ی تلویزیونی بود. فشار بسیار زیادی بر همه ی اعضای تیم سازنده بود و مخاطبان برنامه ما را موظف کردند تا هر هفته صدای آنها در صدای آمریکا باشیم. این باعث شد تا هر هفته تلاش بشود تا بهترین برنامه تولید شود. خیلی کار سخت ولی شیرینی بود چون شما تمام آنچه در چنته داری را بایستی در یک هفته ارایه می کردی و این تازه نقطه ی شروع می شد برای برنامه ی هفته ی دیگر!

البته از آزادی عملی که صدای آمریکا به برنامه می داد هم نباید چشم پوشید. صدای آمریکا وقتی دید برنامه مخاطب دارد آزادی عمل بیشتری داد. هر چند من زیاد مطمن نیستم که مدیران صدای آمریکا واقعا می دانستند که محتوی فارسی برنامه دقیقا چه می گوید ولی من کاری را که به نظرم درست بود انجام می دادم و به آن ایمان داشتم و آن ها هم به من اعتماد کردند چرا که دیدند پارازیت اعتماد مردم را به دست آورده است. برای یک برنامه ی نیم ساعته ی هفتگی خیلی وقت گذاشته می شد و شب های که قرار بود برنامه روز بعدش پخش شود بعضی اوقات تا صبح روی ثانیه به ثانیه اش کار می شد. من فکر میکنم مخاطبان برنامه بدون اینکه بدانند پشت صحنه چه خبر است همه ی اینها را حس می کردند. مردم صداقت کلام برنامه را به شدت می پسندیدند. تحقیقی که به صورت هفتگی در شبکه های اجتماعی می کردم هم مزید علت بود. نمی خواستم مردم فکر کنند این برنامه دارد از آمریکا پخش می شود و باید این را منتقل میکردم که من فرقی با شما که در ایران هستید ندارم. سخت بود که در آمریکا زندگی کنی و بتوانی واقعیت های سیاسی اجتماعی درون ایران را لمس کنی و آن را منتقل کنی. من در طول هفته با اقشار متفاوت داخل و خارج از ایران حرف می زدم تا بتوانم زبان برنامه را به روز کنم.

یک مسله ی جالب که شاید به موفقیت برنامه کمک می کرد این بود که من اصلا برنامه را می نوشتم برای خودم! نه برای مخاطبی غیر از خودم. یعنی زبان برنامه زبان کوچه و بازار بود و کاراکتری که از این زبان استفاده می کرد عصبانی بود و داد و قال زیاد می کرد ولی من برنامه را برای خودم می نوشتم. خودم زمانی که نوجوان بودم و در اتاق کوچکم در شهرستان می نشستم و امید داشتم و تشنه ی اخبار و اطلاعات بیشتر بودم تا بتوانم تصمیم گیری کنم. من وقتی به دوربین نگاه می کردم با خودم حرف می زدم با نوجوانی که می خواهد بداند و جست و جو گر است تا ببیند طرف دیگر خبری که از رسانه ی دولتی ایران می بینید و می شنود چیست. این کار را با طنز می کردم چون کاری بود که بلد بودم. از طرفی من به شدت تحت تاثیر جریان طنز مشروطه هستم و به خاطر سابقه ی تاریخی اطلاع رسانی از طریق طنز و واکنش مردم ایران به این شیوه فکر میکنم بهترین راه برای جذب مخاطب جهت رساندن اخبار و اطلاعات طنز است. البته مردم خیلی باهوش تر از این حرف ها هستند و فرق بین طنز و هزل و هجو و… را درک میکنندو بر اساس نوع کار تو را قضاوت میکنند.

در این چند ماه فرصت برای فکر کردن داشتی. چه تجربه ی شیرین و تلخی گرفتی؟

جواب:‌ من اصولا فکری نکردم در این چند ماه در این زمینه. از اینکه پارازیت نتوانست ادامه بیاید خوب قطعا متاسفم و غصه می خورم چون آن کار مثل بچه ام بود که به دنیا آمد و بزرگ شد ولی من مثل همه ی آدم های دنیا دارم زندگی ام را میکنم. پروژه هایی دارم که دارم روی آن ها کار میکنم. در این چند ماه دو تاتر کار کردم با یک گروه لهستانی در نیویورک. مضمون نمایش ها نسل کشی بود و برای همین برایم جالب بود و کار کردم. روی یک برنامه ی نیم ساعته ی رادیویی دارم کار میکنم تا به صورت پادکست در اینترنت پخش کنم و این برنامه از هفدهم ژانویه پخش خواهد شد. همزمان دارم کارهای هنری دیگری هم انجام می دهم به همراه کار روی یک برنامه ی تلویزیونی جدید که آن را هم به زودی جزییاتش را اعلام خواهم کرد.

زندگی کلا تجربه ی تلخ و شیرینی است و من هم با آغوشی باز دارم ادامه اش می دهم. همین!

حالا که دیگه برای صدای امریکا کار نمی کنی آیا پیشنهاداتی از شبکه های تلویزونی دیگه داری؟‌آیا کامبیز حسینی را در برنامه ی طنز انتقادی جدیدی خواهیم دید؟

پیشنهاد همیشه بود و همیشه هست. مهم این است که شرایط کاری برایت چگونه فراهم باشد. من آدمی هستم که کیفیت تولید برایم مهم است و اگر نتوانم برنامه ای در حد و اندازه های پارازیت دوباره تولید کنم ترجیح می دهم که اصلا کاری این چنینی نکنم. یعنی کارهای دیگری بکنم که تولیدش برایم احساس رضایتمندی ایجاد کند. ولی قطعا همانطور که در جواب سوال قبلی گفتم در تکاپو هستم تا بتوانم برنامه ی جدیدی با مضمون طنز سیاسی تولید کنم.

در دانشگاه فیلم و تاتر خواندی آیا ممکن است حرفه ات را به این سمت تغییر دهی؟

حرفه ی من هیچوقت تغییری نیافته بود. زمانی هم که برنامه ی تلویزیونی می ساختم گه گاه اگر پیشنهاد خوبی بود تاتر یا فیلم کار میکردم. پارسال که پارازیت را اجر می کردم در تاتر خانم شیرین نشاط بازی کردم که تجربه ی منحصر به فرد و جذابی بود و متفاوت. امسال هم در چند فیلم کوتاه بازی کردم و دو تا تاتر دیگر کار کردم. اگر هم دوباره برنامه ای برای یک رسانه بسازم قطعا در جواب پیشنهاد های جذاب بازیگری و یا حتی نویسندگی و کارگردانی نه نخواهم گفت.

No responses yet

Jan 03 2013

جمهوری اسلامی و نقش عملگی اش برای اسراییل

نوشته: خُسن آقا در بخش: خاورمیانه,درگیری جناحی,سیاسی

خُسن آقا: ای بابا رفتار جمهوری اسلامی همیشه باعث خوشحالی اسرائیل بوده و هست، چرا؟ چونکه به نفع منافع اسرائیل است!
محمد نوری زاد: این روزها، یکصد و بیست نفر “جاسوس” را به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کرده اند. در میان آنان، سرداران و پاسداران سپاه نیز فراوانند. از مسئول دفترِ سردار نقدی بگیر تا “رییس دفتر اسراییل در سازمان اطلاعات و امنیت سپاه”! تازه اینها کسانی هستند که مثلاً لو رفته اند. آنانی که هنوز با یقه های بسته و پیشانی های پینه بسته بر مصادر امورند و از همان ارباب پف کرده خط می گیرند بماند.

باور کنید من وقتی یک چنین عنوانی را برای نوشته ام انتخاب می کنم، بیش و پیش از همه ی مخاطبان، خود در خود مچاله می شوم. اما مگر می توان این عملگیِ جمهوری اسلامی ایران را برای اسراییل منکر شد؟ بله، این روزها ما با همه ی ید و بیضا و طمطراقِ خود، کاملاً در نقش یک گماشته ی بی مزد و بی مواجب، تا کمر در برابر اسراییل خم می شویم و مطامع او را در بلندگوهای رسمی خود تبلیغ می کنیم و همان می کنیم که او می خواهد و او فرمان می فرماید. این را از کجا می گویم؟ خواهم گفت:

اسراییل را ارباب پف کرده ای تجسم کنید که دوستانی دارد و دشمنانی. اربابی که در سالهای نچندان دور، با همسایگان اطراف خود دست به گریبان شد. مختصری از آنان کتک خورد و بسیاری را جانانه نواخت ولت و پارشان کرد. و اکنون، با اعتنا به دوستان و حامیانی که دارد، و با اعتنا به جربزه و استعداد خودش، در آرامش تمام و بی آنکه ذره ای از همسایگانش در هراس باشد، بر صندلی راحتی خود لمیده است و ما، آری ما، تا کمر در برابرش خم می شویم و دستورات اربابانه ی او را بر چشم می نهیم و با پول و حیثیت خودمان همان می کنیم که او فرمان می فرماید.

این ارباب لمیده بر صندلی راحتی، حتماً آرزوهایی دارد. و حتماً نیز در میان آرزوهای فراوانش، انهدام همسایگانِ بدکنش و فروپاشی آنان، برجستگی و اهمیت فراوان تری دارد. و اگر این انهدام و فروپاشیِ همسایگان بد کنش، بی زحمت و بی هزینه باشد، چه بهتر. و یا با لطمات غیرقابل جبرانِ پولی و انسانی و حیثیتی.

ارباب پف کرده و لمیده برصندلی راحتی، گماشته اش را (بخوانید جمهوری اسلامی ایران را) فرا می خواند و این آرزوی در سینه مانده اش را با او درمیان می گذارد. این که: من دلم می خواهد سوریه، بدون این که من یک فشنگ درکنم، با بکارگیری همه ی داشته های نظامی خودش شخم بخورد، و منابع پولی اش آب شود، و مردان و زنان مزاحمش به خاک و خود دربغلتند، و انبارهای مهماتش خالی شود، و در جهانِ فهم آبرویش برود و تحقیر شود و مفتضح شود.

گماشته ی بی اجر و مزدِ ارباب تا کمر خم می شود و دست بر چشم می نهد و می گوید: من مگر مرده ام که این آرزو در سینه ی شما بماند و شما را بفرساید؟ خودم ترتیبش را می دهم. و آن می کنم که شما می خواهید. با پول و هزینه ی خودم!

بله، و این گونه است که آن ارباب پف کرده، بر صندلی راحتی اش نشسته است و دود سیگار برگش را حلقه حلقه بیرون می دهد و شراب می نوشد و ما برای برآوردن آرزوهایش تا کمر خم می شویم و از پول خودمان هزینه می کنیم و سوریه را شخم می زنیم و مردان و زنانش را به خاک و خون می کشیم و سرمایه هایش را آب می کنیم و انبارهای نظامی اش را بر سر مردم بی دفاعش خالی می کنیم.

راستی اسراییل چقدر هزینه می کرد تا بی آنکه یک فشنگ درکند، سوریه اینگونه شخم می خورد؟ بی آنکه اسمی از شقاوت او در میان باشد؟ اینجاست که شما متوجه نقش دوستانی می شوید که در میان ما هستند و ریش و تسبیح و درجه و عمامه ای دارند و برای همان ارباب پف کرده کار می کنند.

این روزها، یکصد و بیست نفر “جاسوس” را به بند ۳۵۰ زندان اوین منتقل کرده اند. در میان آنان، سرداران و پاسداران سپاه نیز فراوانند. از مسئول دفترِ سردار نقدی بگیر تا “رییس دفتر اسراییل در سازمان اطلاعات و امنیت سپاه”! تازه اینها کسانی هستند که مثلاً لو رفته اند. آنانی که هنوز با یقه های بسته و پیشانی های پینه بسته بر مصادر امورند و از همان ارباب پف کرده خط می گیرند بماند.

آرزوی دیگر ارباب پف کرده این است که ماجرای متخاصمین سوریه هرچه که ممکن است به درازا بکشد. مثل ماجرای هسته ای خودمان. که اگر کار به درازا بکشد، هم شخم خوردگی سوریه افزون ترخواهد شد و هم جمعیت فراوان تری به خون درمی غلتند و هم سوریه و ایران بی آبروتر می شوند و پولشان به تاراجِ زیرک ترها می رود. این آرزو نیز می بینیم که به مدد همین گماشته ی بی مواجب در حال برآورده شدن است. حالا شما بگویید من چرا در خود مچاله نشوم و به خاطر عنوانی که بر این نوشته نهاده ام در خود نگدازم؟

محمد نوری زاد
دوازدهم دیماه نود و یک
مصادف با نخستین روز سال ۲۰۱۳ میلادی

No responses yet

Jan 03 2013

جلیلی: پیشنهاد از سرگیری «سریع» مذاکرات هسته‌ای را به روسیه داده‌ایم

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: سعید جلیلی، مذاکره‌کننده ارشد هسته‌ای ایران روز چهارشنبه، ۱۳ دی در جریان سفر به هندوستان گفت، ایران امیدوار است که گفت‌وگوها با شش قدرت جهانی در رابطه با برنامه اتمی آن کشور خیلی سریع آغاز شود.

ایران و گروه ۵+۱ شامل کشورهای ایالات متحده، روسیه، بریتانیا، فرانسه، چین و آلمان در سال گذشته میلادی در سه مرحله با یکدیگر مذاکره کردند، اما این مذاکرات به نتیجه‌ای نرسید. با این حال مقامات ایران در هفته‌های اخیر نسبت به ازسرگیری مذاکرات هسته‌ای با شش قدرت جهانی ابراز تمایل کرده‌اند.

به گزارش رویترز، سعید جلیلی که پس از انجام یک سخنرانی در دهلی به جمع خبرنگاران آمده بود، گفت: «ما پیشنهاد خود را با روسیه درمیان گذاشتیم و آنها نیز آمادگی خود را برای از سرگیری گفت‌وگوها اعلام کردند. ما از این مسئله استقبال می‌کنیم.»

هفته گذشته رسانه‌های روسیه عنوان کردند که شش قدرت جهانی، شامل ایالات متحده، روسیه، فرانسه، بریتانیا، آلمان و چین همچنان مشغول مذاکره با جمهوری اسلامی درباره زمان و محل گفت‌وگوها هستند.

آقای جلیلی نیز با تایید این خبر اظهار داشت: «مکان و زمان انجام گفت‌وگوها قطعی نشده است با این حال ما امیدواریم که این گفت‌وگوها خیلی زود آغاز شود.»

شش قدرت جهانی با پیش گرفتن سیاست تحریم و مذاکره، در صدد ممانعت از برنامه تهران برای غنی‌سازی اورانیوم هستند تا اطمینان حاصل کنند که برنامه اتمی ایران تنها مصارف غیرنظامی خواهد داشت.

غرب می‌گوید که ایران در پی دستیابی به توانایی تولید سلاح هسته‌ای است، اما ایران این ادعا را تکذیب می‌کند.

ایران در حال حاضر به غنی‌سازی اورانیوم با غلظت ۲۰ درصد روی آورده است که این مسئله باعث نگرانی‌هایی در میان کارشناسان شده است. آنها معتقدند ایران به سمت غنی‌سازی اورانیوم با غلظت کافی برای ساخت بمب اتمی گام برمی‌دارد.

اما ایران می‌گوید که این کشور اورانیوم غنی‌شده با غلظت بالاتر را برای راه‌اندازی راکتور تحقیقاتی – پزشکی خود نیاز دارد.

جلیلی دومین عضو گروه مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران است که در یک ماه گذشته از هند بازدید کرده است. مقامات دو کشور تاکنون توضیح نداده‌اند که آیا این بازدیدها با هدف درگیر کردن هند در ماجرای از سرگیری گفت‌وگوها انجام می‌شود یا نه.

جلیلی اواخر این هفته با مشاور امنیت ملی هند دیدار خواهد کرد و پس از آن عازم افغانستان می‌شود.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .