اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'ارتش'

Mar 12 2021

فرمانده نیروی زمینی ارتش: در سرکوب ناآرامی‌ها شرکت داشتیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,شورش

دویچه‌وله: سرتیب کیومرث احمدی می‌گوید که با موافقت رئیس ستاد مشترک ارتش، پرسنل این نیرو در سرکوب “تظاهرات دی ۱۳۹۷” شرکت کرده‌اند. خامنه‌ای گزارشی از این مشارکت دریافت کرده و “اوامر ویژه‌ای صادر کرده است”.

امیر سرتیپ کیومرث حیدری، فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی در مصاحبه با سایت وابسته به آیت‌الله خامنه‌ای گفته است که این نیرو در سرکوب “ناآرامی‌های دی ماه ۱۳۹۷” دخالت مستقیم داشته است.

حیدری با بیان تعریفی از “مأموریت‌های استنتاجی” نیروی تحت فرمانده‌اش، “حضور میدانی” را “بخشی از ولایت‌مداربودن“ و شراکت در ماموریت‌های استنتاجی عنوان کرده و می‌گوید: « یکی از مأموریت‌های استنتاجی افتخارآمیز نیروی زمینی، مرتبط با ناآرامی­های دی‌ماه ۹۷ بود. در آن زمان ما مأموریت خاصی نداشتیم، ولی آمادگی‌مان را به سردار باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح اعلام کردیم و به ایشان گفتیم که فعلاً نیروی زمینی مأموریتی ندارد، ولی با توجه به نیروهای آموزش‌دیده و ولایی که داریم، الآن بهترین فرصت است که ما به نیروهای امنیتی کشورمان کمک کنیم.»

دو ناآرامی بزرگ اخیر در دی ماه ۱۳۹۶ و آبان ۱۳۹۸ روی دادند، اما فرمانده نیروی از “دی ماه ۱۳۹۷” نام می‌برد که معلوم نیست کدام یک از این دو تاریخ منظور او بوده و شاید هم به هر دو ناآرامی اشاره دارد.

حیدری با ابراز خوشحالی از این که رئیس ستاد مشترک این پیشنهاد را پذیرفت، ادامه می‌دهد که به این ترتیب « ما توانستیم در برقراری امنیت در داخل شهرهایی که دچار ناآرامی شده بودند، تأثیر بسزایی داشته باشیم و گزارش آن به استحضار رهبر انقلاب هم رسید که اوامر ویژه‌ای در این‌باره صادر کردند که حتماً در آینده برای ما نصب‌العین خواهد بود.»

گسترده‌ترین اعتراض‌ها در تاریخ جمهوری اسلامی

اعتراضات مردمی در دی ماه ۹۶ ابتدا از مشهد و در اعتراض به گرانی آغاز شد اما در مدت کوتاهی سراسر ایران را فرا گرفت و مردم در بیش از صد شهر به خیابان‌ها آمدند. سخنگوی قوه قضائیه در ۲۴ دی همان سال اعلام کرد که ۲۵ نفر در جریان اعتراضات کشته شدند، اما عفو بین‌الملل احتمال می‌دهد که تعداد واقعی کشته شدگان بیشتر باشد.

اعتراض‌های آبان ۹۸ در واکنش به اعلام ناگهانی افزایش بهای سوخت در ایران شکل گرفت که خیلی سریع به اعتراض‌های گسترده ضد حکومتی در سراسر ایران تبدیل شد.

در تاریخ جمهوری اسلامی تظاهراتی به این گستردگی که از همان ابتدا تمام ارکان حکومت و همه جناح‌های آن را هدف قرار داد سابقه نداشت؛ سرکوب خشونت‌آمیز معترضان نیز به شکلی که در آبان ۹۸ رخ داد بی‌سابقه بوده است.

درباره شمار قربانیان، مجروحان و بازداشت‌شدگان جنبش اعتراضی آبان ماه، آمار رسمی و قابل اعتمادی وجود ندارد. حکومت هنوز از انتشار آمار کامل این رویداد خودداری می‌کند.

عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور خرداد امسال شمار قربانیان را ۲۰۰ تا ۲۲۵ نفر اعلام کرد. سازمان عفو بین‌الملل دست‌کم مرگ ۳۰۴ نفر را مستند کرده و برخی منابع شمار قربانیان را تا هزار و ۵۰۰ نفر هم گزارش کرده‌اند.

تا کنون محوریت عمده در برخورد با ناآرامی‌ها و معترضان در ایران با سپاه و بسیج و “نیروهای ویژه ضدشورش” بوده است. ظاهرا شدت و ابعاد اعتراضات و درگیری‌ها در دو ناارامی یادشده به میزانی بوده که ارتش که تا کنون در این مسائل مداخله نمی‌دادند به میدان آورده‌اند.

در شامگاه جمعه ۲۴ آبان ۹۸ تصاویر و ویدئوهای کوتاهی از ایران در فضای مجازی منتشر شد. این تصاویر مردم ایران را از نقاط مختلف کشور نشان می دادند، مردمی که به خیابان ها آمده بودند تا صدای خشم و اعتراض خود را نسبت به افزایش بهای بنزین به گوش مقامات و دولتمران جمهوری اسلامی برسانند.
اعتراضات آبان‌ ۹۸؛ سرکوب شدید و احکام سنگین
افزایش بهای بنزین، آغاز اعتراضات مردمی

در شامگاه جمعه ۲۴ آبان ۹۸ تصاویر و ویدئوهای کوتاهی از ایران در فضای مجازی منتشر شد. این تصاویر مردم ایران را از نقاط مختلف کشور نشان میدادند، مردمی که به خیابانها آمده بودند تا صدای خشم و اعتراض خود را نسبت به افزایش بهای بنزین به گوش مقامات و دولتمران جمهوری اسلامی برسانند.

No responses yet

Sep 25 2018

علی علیزاده، منوتو، سپاه و رضا پهلوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سپاه,سیاسی

دماوند: کیوان مشیری
آنچه علی علیزاده در شبکه پرمخاطب «من و تو» گفت و سپس خبرگزاری فارس (وابسته به سپاه پاسداران) با پخش بخش هایی دستچین شده و یکطرفه از آن بهره برداری تبلیغاتی کرد، دارای سه نکته برجسته بود.

۱- پرهیز از بر زبان آوردن اسم سپاه و بر عکس آن سعی بر نام بردن از ارتش و اعطای نقشی تازه به آن

علیزاده، اگر بخواهیم به زبان عامیانه بگوییم، در درجه نخست برای «رد گم کنی» و سپس برای «هندوانه گذاشتن زیر بغل ارتشیان» از ارتش سخن گفت. جمهوری اسلامی با اعدام امیران ارتش در اول انقلاب و پس از آن پاکسازی ارتش از نیروهای آموزش دیده و همچنین بازنشسته کردن پیش از موعد آنان کوشش بسیاری در تهی کردن ارتش از نیروهایی داشت که پیش از انقلاب در این نیرو به کار گرفته شده بودند. جنگ ایران و عراق جلوی برخی از این اقدامات را گرفت و بسیاری از ارتشیان قدیمی کماکان ماندند تا در برابر نیروی تجاوزگر بایستند.

ارتشیان، البته، هیچ گاه نتوانستند سازمان عقیدتی-سیاسی ارتش و آن نگاه سنگین و بی روح این سازمان به کار حرفه ایشان را هضم کنند. بی توجهی رسانه «ملی» به جانفشانی هایشان و احساس «بچه یتیم بودن» در برابر «عزیز دردانه ها» و «برادران» سپاهی هم همیشه در هشت سال جنگ وجود داشت. این دلخوری ها پس از آن که یک سال پس از پایان جنگ علی شمخانی، از سپاه پاسداران و بدون دانش و تجربه کافی، به فرماندهی نیروی دریایی ارتش رسید بیشتر هم شد که نه تنها در ادامه همان نگاه عقیدتی-سیاسی حاکم بود که ارتشیان آن را به منزله تحقیر و ناسپاسی از هشت سال فداکاری هایشان قلمداد کردند.

پس از جنگ هم برای آن که دخل ارتشیان به خرجشان برسد، از خلبان بازنشسته نیروی هوایی گرفته تا درجه دارش، به جای دست گذاشتن در جیب ملت و نشستن بر سر سفره نظام، به کارهایی مانند مسافرکشی هم روی آوردند. کما آن که امروز حقوق مستمری بازنشستگان ارتش کمتر از خط فقر است. ارتش، بی شباهت با سپاه که در برابر مردم ایران لشکرکشی های خیابانی کرد، به یاری زلزله زدگان کرمانشاه شتافت، با داغدیدگان گریست و با هر انسانی که از زیر آوار زنده بیرون کشید، خندید. ارتش، برخلاف سپاه، تبدیل شد به نیرویی برای مردم و از جنس مردم. نه پول ها گرفتند تا تازیانه ها زنند و نه زمین خواری ها کردند تا آدم ها کشند. ارتشیان «برادر» نشدند تا اکنون سرفرازانه برچسب «قاچاقچی» به آنها نچسبد. خیر! سربازان ارتش ایران نه سودای به دندان گرفتن آن نان آلوده را بر سر دارند که بوی خونابه می دهد و نه آنقدر خامند که مست چرب زبانی این روبهان شوند. ملت پناه ارتش؛ ارتش برای ملت.

۲- کوشش در پررنگ نشان دادن نقش عربستان در محاصره اقتصادی ایران

علیزاده به درستی بر یکی از عوامل اصلی انزوای نظام دست گذاشته است. بی شک عربستان رهبری جهان عرب در شکایت بردن به ترامپ، رییس جمهور تنها ابرقدرت کنونی جهان را بر عهده دارد. منتها بسیاری از مخالفان تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی نکته ای را عمدی (علیزاده و ظریف و دیگر مدافعان جمهوری اسلامی) و یا سهوی (مخالفان نظام) نادیده می گیرند. استدلال مشترک آنها هم این است که تحریم ها به مردم عادی آسیب می زنند؛ که سخنی درست است.

آنچه آنها در نظر نمی گیرند آن است که برای عربستان و دیگر کشورهای عربی – و البته اسرائیل و ایالات متحده – فقیرتر شدن مردم ایران در درجه بعدی اهمیت قرار دارد. برای اعراب آنچه مهم است ناتوان سازی ماشین آدم کشی جمهوری اسلامیست تا مبادا سوریه ای دیگر تکرار شود با چندسد هزار کشته و چند ملیون آواره عرب دیگر. هر چند به همان نسبت هم اسرائیل نخست نگران جان شهروندان خودش است و نه بی پولتر شدن ایرانیان. آمریکا هم به همین منوال به رضایت متحدانش راضی خواهد شد و البته برای آمریکا راحتتر و بی دردسرتر خواهد بود که به این مهم بدون اقدام به سرنگونی جمهوری اسلامی دست یابد.

در حمله تروریستی اخیر اهواز، با توجه به بدسابقه بودن نظام، خود حکومت هم علاوه بر تجزیه طلبان و داعش در مظان اتهام است. محمدجواد ظریف کشورهاى منطقه و آمریکا را پشت این حرکت مى داند. حتی اگر هم این گفته درست باشد، باید جمهوری اسلامی را مسئول اصلی آن دانست که با دشمن تراشی در منطقه این چنین جان شهروندان ایرانی را به خطر انداخته است. ایران دوستان بارها گفته اند که تا جمهوری اسلامی هست، خطر جنگ و درگیری نظامی هم هست. این تنها مردم ایرانند که چون گوشت قربانی میان حاکمانی نابخرد و همسایگانی به تنگ آمده گیرافتاده اند. همسایگانی که شاید نتوانند به اندازه ایرانیان برای به ثمر رسیدن اصلاحات صبور باشند! که این درنگ ممکن است به قیمت جان چندسد هزار تن دیگر از آنان تمام شود.

۳- تخریب چهره رضا پهلوی

واهمه علیزاده و سپاه از توانایی رضا پهلوی در جریان سازی و هماهنگی نیروهای مخالف نظام در این مصاحبه آشکار بود. نظام به خوبی می داند که رضا پهلوی نه تنها برای بسیاری از عموم مردم و بلکه برای بسیاری از نخبگان سرنگونی خواه محبوبیت پیدا کرده است. یکی از دلایل آن هم مقبولیتیست که او در این چند سال و به خاطر کنش سیاسی کم خطایی که داشته کسب کرده است. درست است که رضا پهلوی مخالف نظام است ولی علیرغم موافقت با همدلی دنیا و فشارهای جهانی بارها مخالفت خود را با حمله به ایران بیان کرده است. رضا پهلوی حتی پیشترها گفته بود که در زمان جنگ هشت ساله درخواست بازگشت به کشور به منظور عضو شدن در ارتش در قالب خلبان نیروی هوایی داده بود که مورد موافقت مسئولان قرار نگرفته بود.

وی نه تنها خشونت از بیرون بر ایران را برنمی تابد که در درون کشور هم همیشه بر مبارزات مسالمت آمیز مدنی تاکید داشته است. همان مبارزه نجیبانه ای که اکنون کردستان ایران آغاز کرده و این پتانسیل را دارد که با یکپارچگی و هماهنگی گروه های گوناگون سیاسی و همدلی و یکرنگی ایرانیان به تمامی کشور سرایت کند و در آن صورت می شود گفت راه سرنگونی نظام هموار شده است.

No responses yet

Dec 02 2017

یک وجب از خاک کشور را ندادیم حالا سیاسیون به وظیفه خود عمل کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,جنایات رژیم,سیاسی

قانون: گفت و گو با ناخدا هوشنگ صمدی، به مناسبت هفتم آذر، روز نیروی دریایی ارتش

متاسفانه مسئولان سياسي، گزارش‌هاي جنگي ما را قبول نداشتند . آن‌ها مي‌گفتند كه ما با كسي جنگ نداريم و عراق جرات جنگيدن ندارد

ما وظيفه خود را به عنوان ارتشي انجام داديم و يك وجب از خاك را در دست دشمن باقي نگذاشتيم، حال آقايان سياسي نيز به وظيفه خودشان عمل كنند

مسئولان در دوره‌هاي انتخاباتي قول مي‌دهند ولي عمل نمي‌كنند و بعد از انتخابات همه مسائل را فراموش مي‌كنند، اقداماتي از اين دست صحيح نيست

در ابتدا اين موضوع را اعلام كنم كه نوژه يا نقاب، كودتا نبود و آن كودتا يك اقدام ساختگي بود

من و 700 تكاوري كه زنده مانده‌ايم نفرين و لعنت بر تهيه‌كنندگان سريال كيميا مي‌فرستيم

بعضي‌ها مي‌گفتند كه سپاه و ارتش با هم مشكل دارند در صورتي كه اين‌گونه نبود. وقتي من عصباني مي‌شدم شهيد جهان‌آرا من را آرام مي‌كرد

هواپيماي‌جهان‌‌آرا و فرماندهان جنگ را با موشك پدافند زدند و باعث سقوط آن شدند

به نظر من جنگ بايد سال 61 تمام مي شد زيرا در وضعيت مناسبي بوديم و مي‌توانستيم خسارت جنگ را بگيريم

اگر آن زمان وارد خاك عراق نمي‌شديم و قرارداد را مي‌پذيرفتيم وضعيت به نفع ما تمام مي‌شد

هرگاه ياد دوران جنگ مي‌افتم تا يك هفته ديگر آدم گذشته نيستم. شب‌ها كابوس مي‌بينم و تنم مي‌لرزد و تصور مي‌كنم كه با دشمن درگير هستم

ارتش خادم ملت است و هر اتفاقي براي كشور رخ دهد ارتش اولين مدافع خواهدبود

بنا به دعوتي كه از جانب ما صورت گرفته بود، با قدم‌هايي استوار، قامتي‌ رعنا و چهره‌اي سرشار از تجربه به دفتر تحريريه آمد.

با تمام صلابتي كه داشت با همه بچه‌ها احوالپرسي كرد و در ادامه به اتاق گفت‌وگو رفت. ابتداي كار از جزييات روزنامه پرسيد و با روي خوش جوياي پيشينه يكي از دوستاني شد كه خود را همكار او معرفي كرده بود. ناخدا، يكي از همكاران سابقش را در دفتر روزنامه ما يافته بود و همين رويداد سبب شد كه با حس نزديكي بيشتري صحبت را ادامه دهد. گفت‌وگو را آغاز كرديم، دل‌پري داشت ولي خود را همچنان سرباز مي‌دانست.

او هر زماني كه از ياران شهيدش يا همرزمان ايثارگرش سخن مي‌گفت، بغض مردانگي در گلويش مي‌پيچيد؛ آن لحظه توانايي‌اش را نداشتيم كه در چشمان مردي نگاه كنيم كه روزگاري دشمن از نامش واهمه داشت ولي امروز غم‌ياران، دلش را به درد آورده بود. ناخدا هوشنگ‌صمدي، از تكاوران نيروي دريايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، فرمانده‌اي است كه همچنان خود را سرباز و رزمنده مي‌داند و مي‌گويد دوست دارم كفنم پرچم ايران باشد. او به برخي مسائل انتقادهاي فراواني داشت كه البته ناشي از علاقه شديد او به كشور و مردم است.

فرارسيدن هفتم آذر، روز نيروي دريايي و سالگرد عمليات حماسي مرواريد سبب شد تا به سراغ اين يادگار دريادلان نداجا برويم و گفت‌وگو كنيم كه از ايثارگري رزمنده‌هاي اين نيرو براي ما بگويد و ما نيز بنا به وظيفه‌اي كه داريم، يادي كنيم از شهدايي كه در اين راه، جان خود را تقديم انقلاب و كشور كرده‌اند. در ادامه، مشروح گفت‌وگوي«قانون» با ناخدا هوشنگ‌صمدي را مي‌خوانيد.

در عمليات مرواريد چه مولفه‌هايي دست به دست يكديگر داد تا اين حماسه رقم بخورد؟

نيروي دريايي در 23 شهريور 1359 يعني يك هفته مانده به آغاز رسمي جنگ، قرارگاه مقدم جنگ را در بوشهر تشكيل داد. جانشين نيرو در بوشهر اين ستاد را تشكيل داد و نام آن را قرارگاه مقدم 421 گذاشت و ماموريت‌ها و جنگ از اينجا اداره مي‌شد. تمام امكانات نيروي دريايي در اختيار اين ستاد بود. ما جنگ دريايي را بسيار پيش از 31 شهريور يعني خرداد 59 آغاز كرده‌بوديم و تكاورهاي نيروي دريايي از اواخر سه‌ماهه سوم 58 در خوزستان حضور پيدا كردند. واحدهاي ما در خوزستان هر روز گزارش مي‌دادند و ما مطمئن بوديم جنگي در پيش است. حتي در اسفند 58 نيروي دريايي عراق مانور دريايي انجام داد و به ما گفته بودند كه مانور را بررسي كنيم و ما نيز خبر داديم كه جنگ در پيش داريم و ستاد مشترك قبول كرد كه جنگي پيش رو است.

ستاد مشترك به هر سه نيرو دستور داد طرح‌هاي عملياتي قديمي را بررسي مجدد كرده و طرح جديدي را تدوين كنند. نيروي دريايي طرح ذوالفقار، نيروي هوايي طرح البرز و نيروي زميني طرح ابوذر را تصويب كرد و براي احتمال جنگ به واحدها ابلاغ كردند. از خرداد 59 آماده باش‌هاي پي‌در پي داشتيم كه معايب و محاسن را دريابيم و بررسي كنيم.

بايد اشاره كنم كه از انقلاب تا آن زمان تعمير و نگهداري در نيروها انجام نشده بود و فعاليتي صورت نمي‌گرفت و حتي سرباز جديدي نيز گرفته نمي‌شد و وضعيت پرسنلي در سطح پاييني قرارداشت و خارج از حد استفاده در جنگ بود. خوب است اين نكته را بدانيم وقتي توان رزمي زير 50 درصد باشد قابل جنگيدن نيست و بايد بگويم لشكر 92 كه عظيم‌ترين لشكر ما بود، توانش به 38 درصد رسيده بود ولي با اين وضعيت ما آماده جنگ شديم. از خرداد 59 همه آماده جنگ بوديم و با اقدامات مقدماتي خود را آماده نگاه داشتيم. 26 مرداد فرمانده ناوتيپ هشتم كه در خرمشهر ساكن بود همه نيروها را از رودخانه بيرون آورد و در خليج‌فارس بنا به طرحي كه فراهم شده بود آن‌ها را براي جنگ آماده باش داد.

2 شهريور، ناونقدي در شمال خليج‌فارس 2 سوخوي عراق را ديد و بدون كمترين درنگ، فرمان آتش داد و هردو را ساقط كرد. با همين وضعيت تا 31 شهريور درگيري داشتيم.

نيروي دريايي جنگ را آغاز كرده بود و يك اعلاميه جنگي بين‌المللي نيز صادر كرد و منطقه‌اي را در شمال خليج فارس و در آب‌هاي سرزميني ايران منطقه جنگي اعلام كرده‌بود و براي تردد يگان‌هاي شناور، محدوديت ايجاد كرد. هر ناو و كشتي تجاري كه به سمت عراق مي‌رفت يا به سمت ما مي‌آمد كه پرچم عراق داشت، مورد حمله قرار مي‌گرفت. البته اگر با پرچم كشورهاي ديگر بود، اخطار داده مي‌شد و اگر شك‌مي‌كرديم كه كالا براي عراق مي‌برد، هشدار مي‌داديم و اگر توجه نمي‌كرد، هدف قرار مي‌گرفت. اگر مي‌ايستاد بارزسي يا مصادره مي‌شد. هيچ كالايي مجوز رفتن به بنادرعراق را نداشت و نيروي دريايي اين‌گونه آن بخش را بست.

عراق دو سكوي صادرات نفت به نام البکر و الامیه در شمال خليج فارس داشت كه هر روز دو ميليون و هشتصدهزار بشكه از اين مكان و از بندر فاو نيز هر روز هفتصد هزار بشكه نفت صادر مي‌شد ولي نيروي دريايي، صادرات سه ميليون و نيم بشكه نفت را قطع كرد. كشورهاي حاشيه خليج‌فارس نيز به عراق كمك مي‌كردند. براي مثال اردن بندرعقبه را در اختيار اين كشور گذاشت و شيخ نشين‌ها نيز به اين كشور كمك پولي كردند. بعد از اندكي نيز رژيم‌بعث مناطق تجاري ما مانند انبارهاي نفت و پالايشگاه آبادان را موشك باران كردند ولي چون نتوانستند خارك را بزنند، حتي يك روز نيز صادرات نفت ما از كار نيفتاد.

اين روند سبب شد تا ما آن دو سكوي البکر و الامیه را به طور كلي از كار بيندازيم. زماني اين سكوها اقتصادي محسوب مي‌شد ولي دشمن بعد از تخريب، موشك‌ها، سيستم‌هاي استراق سمع، رادارهاي هوايي و ساير تجهيزات را در اين مكان‌ها مستقر كرده بود و كشتي‌ها و هواپيما‌هاي مارا تحت نظر قرار دادند.

تصميم بر اين شد تا اين دو سكوي عظيم كه 11 كيلومتر با يكديگر فاصله دارند، از بين برود. در اولين عمليات به نام اشكان، ناوچه‌ها را به گونه‌اي اطراف اين سكوها قرار داديم كه بتوانند اين دو سكو را بمباران كنند و چهار ساعت بمباران نيز ادامه داشت. اين سكوها، پنج طبقه ساختمان داشت و داراي تاسيسات مجهز بود. تاسيسات نفتي سكو پس از بمباران كامل از بين رفت.تصميم براين بود كه به طوركامل اين سكوها نابود شود وبراي همين عملياتي به نام شهيد صفري( از تكاورهاي برجسته نيروي دريايي) طراحي شد.

در ستاد، طراحي به اين ترتيب بود كه سه ناوچه براي پشتيباني ويك كشتي ماهيگيري براي رد گم‌كردن و براي حمل تجهيزات و پرسنل در نظر گرفته شد. همچنين يك اكيپ كامل شامل 27 نفر از تكاورهاي ورزيده و(sbs)تهيه شدند كه به فرماندهي مرحوم رحمان الفتي به پيش رفتند. در اين كشتي ماهيگري 2500 پند مواد منفجره و تجهيزات انفجار بسيار وسيع نيز وجود داشت. اين نيروها از سكوي نوروز سوار شدند و قرار بود در هر سكو 13 نفر پياده شوند. وقتي به سكوي اول رسيدند، هوا طوفاني شد و با توجه به عظمت سكو، موج كشتي را به زير سكو برد و كشتي در آنجا گير كرد و مجبور شدند دكل كشتي را ببرند تا كشتي را بيرون بكشند. وقتي اطلاعات به ستاد رسيد، عمليات را متوقف كردند و يكي از سه ناوچه‌اي كه پشتيبان بودند، ناوچه پيكان بود. فرمانده ناوچه گفت كه اگر كشتي نمي‌تواند كار را انجام دهد من اين مسئوليت را گردن مي‌گيرم. فرمانده ستاد نيز گفت با توجه به خطر عمليات، آيا پرسنل شما راضي هستند، كه فرمانده گفت پرسنل ناوچه با من هستند. كار انجام شد و نيروها را روي سكو پياده كرديم و با نيروهاي عراقي درگير شديم و تلفات نيز در اين بين داشتيم ولي سكوها در نهايت به تصرف ما درآمد. بعد از تصرف قرار بود نيروهاي(sbs) مواد را جاگذاري كنند و قرار شد كه همه غير از يك نفر روي هر سكو بروند و وظيفه روشن كردن فتيله مواد انفجاري را برعهده بگيرند. برنامه آغاز شد و شعله آتش به آسمان كشيده‌شد به‌ گونه‌اي كه تا بوشهر همه شعله‌هاي آتش را مي‌ديدند.

اين دو سكو از بين رفت و ديگر قابل استفاده نبود اما بعد از اين خسارت سنگين، دشمن در ام‌القصر پنهان شد و بيرون نيامد ولي ستاد تصميم گرفت عملياتي به نام مرواريد برنامه‌ريزي كند. در اين عمليات قرار شد تا نيروها نزديك ام‌القصر بروند و ناوچه‌هاي عراقي را از لانه بيرون بكشند و نابود كنند و همين‌گونه بود كه بيشتر نيروي‌ دريايي عراق از بين رفت و اندكي بعد نيز نيروهاي آن‌ها فرار كردند و در داخل ام‌القصر پنهان شدند و حتي برخي از آن‌ها كه صدمه ديده‌بودند در بنادر كشورهاي همسايه پناهنده شدند. عمليات با اين شكست سنگين بعثي‌ها به پايان رسيد. اما به دليل ارتفاع بلند سكوهاي نفتي، رادارهاي ما نيروهاي دشمن را نديدند و بعد از آنكه ناوچه پيكان از اسكله جدا شد و به سمت بوشهر آمد، يكي از ناوچه‌هاي عراق از پشت سكو به سمت ناوچه ايراني شليك موشك مي‌كند و پس از نبرد گسترده و شجاعانه، فرمانده فرمان پرش به دريا را به نيروها صادر مي‌كند ولي كاپيتان همتي ناوچه را ترك نمي‌كند، شهيد مي‌شود و همراه نيروهايش در زير آب‌هاي خليج فارس آرام مي‌گيرند كه هرسال هفتم آذر، آن محل گلباران مي شود.

شما اشاره‌كرديد كه قبل از 31 شهريور مي‌دانستيد دشمن به دنبال جنگ است. آيا مسئولان سياسي اين گفتار شما را قبول مي‌كردند؟

متاسفانه قبول نداشتند. آن‌ها مي‌گفتند كه ما با كسي جنگ نداريم و عراق جرات جنگيدن ندارد. يكي ديگر از نشانه‌هاي بي‌توجهي به آمادگي جنگي دشمن اين بود كه ما مهمات و تجهيزاتي كه زمان رژيم پهلوي خريده بوديم را تحويل نگرفتند كه در اين بين مي‌توان به موشك هارپون اشاره كرد.موشك‌هايي كه روي همين ناوچه‌ها سوار مي‌شد. در سال 58 اين محموله از آمريكا به ايران وارد شد ولي مسئولان آن را تحويل نگرفتند.

هزينه‌ آن‌ها را پرداخت كرده بوديم؟

بله در رژيم پهلوي پرداخت شده بود.

سرنوشت اين موشك‌ها چه شد؟

اين 200 موشك به عربستان رفت و يكي از دلايلي كه اين روزها آل‌سعود براي ما رجز مي‌خواند، آن موشك‌هاست.

به اين اقدام اعتراض نكرديد؟

همواره مي‌گويم كه چرا دولت موقت اين اقدام را انجام داد؛ اگر به ارتش اعتماد نداشتيد به آينده فكر مي‌كرديد. شما كه مي‌دانستيد اين كشور در آينده ارتش مي‌خواهد، موشك‌ها را در انبار نگه مي‌داشتيد و در آينده استفاده مي‌كرديد. من معتقدم اگر اين موشك‌ها اول جنگ در اختيار ما بود، جنگ يك هفته بيشتر طول نمي‌كشيد و 7 مهر بصره، ام‌القصر و بغداد در اختيار ارتش ايران بود.

آن دوره از اين نوع موشك در اختيار ما بود؟

ما در گذشته 12 فروند از اين نوع موشك داشتيم كه به همراه ناوچه‌ها به ايران آمده بود. يكي از آن‌ها را در آزمايش استفاده كرديم و يكي ديگر نيز اشكال فني داشت. ما آغاز جنگ 10 موشك داشتيم كه نيروي دريايي عراق را به واسطه آن‌ها از بين برديم. شما تصور كنيد اگر 210 فروند داشتيم چه حماسه‌اي ايجاد مي‌شد.

دليل اين اقدامات چه بود؟ به ارتش شك داشتند يا به خاطر مشكلات با آمريكا اين‌گونه برخورد مي‌كردند؟

هر كدام يك بهانه داشتند و همه اين درد در دل من اين است كه برخي افراد دانسته و نادانسته اين خطاها را انجام مي‌دادند. برخي از آن‌ها اهدافي داشتند و خودفروخته بودند. ما دشمنان بسياري داشتيم. همان كساني كه به دنبال انحلال ارتش بودند به دنبال اهداف خاصي مي رفتند.به خاطر داريم كه كيسينجر در ابتداي جنگ گفت صدام 10 روزه ايران را تصرف مي‌كند ولي چرا نتوانست؟ چرا روز 7 مهر پيشنهاد مذاكره كرد؟ بي‌شك ارتش جلويش را گرفت. در اول جنگ كه سپاه و بسيج آمادگي لازم را نداشتند و ما به پشتيباني مردم جلو رفتيم و غيرت فرزندان ارتش سبب اين حماسه شد. باقي ماندگان ارتش از دوران پهلوي، آن غيرت را ماندگار كرد زيرا ارتش زينت كشور و خار چشم دشمنان است.

وضعيت ارتش امروز چگونه است؟

امروز نيز ارتش همين‌گونه است. در زلزله اخير مشاهده كنيد كه سرتيپ ارتش وسايل مردم را روي دوش خود گرفته و جابه‌جا مي‌كند كه اين يعني ارتش فداي ملت است. اين‌گونه مي‌شود كه وقتي يكي از گردان‌هاي ارتش مي‌خواهد جابه‌جايي در مناطق زلزله زده انجام دهد مردم آن گونه به استقبال مي‌آيند؛ ارتش ما ارتش ملي و فدايي ملت است. ما وظيفه خود را به عنوان ارتشي انجام داديم و يك وجب از خاك را در دست دشمن باقي نگذاشتيم، حال آقايان سياسي نيز به وظيفه خودشان عمل كنند.

چه وظيفه‌اي دارند كه انجام نداده‌اند؟

من نبايد وظيفه آن‌ها را به اين عزيزان بازگو كنم. آن‌ها بايد به خوبي به مردم خدمت كرده و به گونه‌اي عمل كنند كه مشكلات كشور حل شود. چرا اين بيكاري، گراني و … در كشور وجود دارد. مسئولان بايد به فكر جوانان و اقشار ضعيف باشند. مردم در اين كشور با حقوق‌هاي اندك زندگي مي‌كنند و بايد از آقايان پرسيد كه آيا شما نيز همين مقدار حقوق مي‌گيريد؟ آن‌ بي‌انصاف‌هايي كه حقوق‌هاي چندين ميليوني مي‌گيرند به فكر مردم باشند. پرسنل ارتش با ماهي 800 هزار تومان چگونه زندگي كنند؟ من به حال جوانان اين كشور مي‌گريم.

به مشكلات معيشتي پرسنل ارتش اشاره كرديد. آيا مسئولان ارتش به دنبال ارتقاي سطح زندگي اين عزيزان نيستند يا آنكه دولت توجه به اين امر مهم ندارد؟

مسئولان دولتي و مجلس بايد كمك كنند تا اين مشكلات حل شود ولي كمك نمي‌كنند. قانوني در سال 68 به نام قانون همسان‌سازي تصويب شده ولي تا كنون حق ما را نداده‌اندآيا از ما نمي‌پرسند كه ما در اين سال‌ها چگونه زندگي مي‌كنيم؟ مسئولان بايد حق ما را بدهند. مسئولان در دوره‌هاي انتخاباتي قول مي‌دهند ولي عمل نمي‌كنند و بعد از انتخابات، همه مسائل را فراموش مي‌كنند، اقداماتي از اين دست صحيح نيست.

شما در گفت‌وگويي اعلام كرده بوديد كه در زمان مسئوليت محمدغرضي به عنوان استاندار، 19 نفر از ارتشيان را در ميدان صبحگاه اعدام كردند ولي تكذيب شد. در اين‌باره توضيحي داريد؟

در ابتدا اين موضوع را اعلام كنم كه نوژه يا نقاب، كودتا نبود و آن كودتا يك اقدام ساختگي بود. زيرا كودتا بايد در پايتخت انجام مي‌شد ولي چرا از خوزستان بايد به تهران مي‌آمدند و چه كارآمدي داشت؟ دشمن اين كار را كرد تا لشكر 92 زرهي اهواز و پايگاه شكاري دزفول را از كار بيندازد. چند نفرخود فروخته اين اقدام را انجام دادند و در نهايت نيز ديديد كه توسط نيروهاي ارتشي اين اقدام افشا شد. در همان زمان سه فرمانده نظامي خوزستان عوض شد. شهيد جهان آرا كه دوست عزيز من بود، فرمانده منطقه سوم دريايي خرمشهر، شمخاني فرمانده لشكر 92 زرهي اهواز و يك فرد ديگري كه 16 سال و نيم داشت به سمت فرماندهي پايگاه چهارم دزفول انتخاب شدند. آيا اين افراد توانايي اداره اين واحدها را داشتند و آيا واحد ها از اين افراد تبعيت مي‌كردند؟ گذشته از اين موضوع، شما به عنوان استاندار خوزستان، چه جايگاهي داشتي كه اين افراد را عوض كرديد؟ بايد از ستاد ارتش در مركز تقاضا مي‌شد ولي اين اتفاق صورت نگرفت. اين فرد اطلاعاتش ضعيف‌بود و از جنگ هيچي نمي‌دانست و دشمن نيز از اين اقدامات سوءاستفاده كرد. اين اتفاقات كه رخ داد باعث تضعيف دو چندان ارتش به ويژه لشكر 92 زرهي شد. اين لشكر با عظمت را آن‌قدر ضعيف كردند كه در بولتن عراقي‌ها نوشته بود در ابتدا ي جنگ ،هشت تانك فعال داشت. من 1مهر 59 به ستاد عمليات اروند رفتم و به من گفتند كه به گردان تانك بروم و تانك تحويل بگيرم. در آن‌جا مشاهده كردم كه يك سروان مخابرات گردان تانك چيفتن را اداره مي‌كند! اين گردان بايد توسط يك سرهنگ با تجربه مديريت مي‌شد. برخي فكر مي‌كردند در ارتش تخصص ارزش ندارد ولي اين‌گونه نبود.

پاسخي به اظهارات آقاي غرضي نداريد؟

در آن زمان همان‌گونه كه در گذشته گفتم، 19 نفر در ميدان صبحگاه اعدام شدند ولي آقاي غرضي مي‌گويد من اعدام نكردم و اگر صمدي سند دارد ارائه دهد! من قوه‌قضاييه نيستم كه مدرك ارائه دهم. من رزمنده بودم كه به چشم اعدام را ديدم و مسئوليت آن زمان با استاندار بود.

نظامي‌ها اعدام كردند؟

خير؛ قوه‌قضاييه، دادگستري و يك دادگاه حكم را صادر كردند و اعدام نيز اجرا شد.

چه زماني اين اتفاق رخ داد؟

45 روز به جنگ باقي مانده‌بود كه اين اقدام رخ داد.

به خاطر اين روند و تصمیماتی که گرفته می شد، شما اعتراضي به مسئولان در پايتخت نكرديد؟

خود مسئولان اين موضوعات را مي‌دانستند. ما بارها مشكلات را مي‌گفتيم. در بحث مبارزه نيز ما بارها اعلام وضعيت كرديم ولي مشكلات پيش مي‌آمد.

يكي از هم دوره‌اي‌هاي من در لشكر 21 حمزه ماموريت گرفت كه گرداني را از راه‌آهن به سوي اهواز به حركت دربياورد ولي در تهران جلوي آن را به بهانه كودتا گرفتند و تيراندازي كردند.

در ادامه، ارتش اطلاعيه مي‌دهد و مي‌گويد به پايگاه بازگرديد.اين اتفاق‌ها افتاده و متاسفانه برخي مي‌گويند ارتش درست عمل نكرده‌است. اگر اين ادعا صحت دارد صدام چگونه در روز 7 مهر تقاضاي مذاكره كرد؟ آن‌ها مي‌خواستند روز هفتم جنگ، در ميدان آزادي مصاحبه داشته باشند ولي در جبهه‌هاي شمالي، مياني وجنوبي زمين‌گير شدند و نيروي زميني آن‌ها را نابود كرديم؛ كجاي اين اقدامات، غافلگيري است؟

به نظر شما چرا برخي اين ادعاها را درباره ارتش بيان مي‌كنند؟

تعدادي از افراد، اطلاعاتي درباره جنگ ندارند و برخي با هدف به اين اقدامات متوسل مي‌شوند. در منطقه جنگ، قبل از انقلاب دو مانور زمستاني وتابستاني داشتيم و گردان تكاوران به عنوان متخصص عمليات آبي‌خاكي در اين عمليات‌ها شركت مي‌كرد.

نيروهاي زميني با ما در آنجا تمرين عبور از رودخانه داشتند. لشكر 6عراق كه در كارون وسلمانيه پل زد، همان‌جايي بود كه ما در تدارك احداث پل بوديم كه اين برگرفته از آمادگي ارتش‌بود.

دشمن آن زمان به كمك ستون پنجم پل زدند ولي برخي مي‌گفتند ارتش ما در آن زمان جنگ را بلد نبود! ما در بخشي از كشور خاكريزهاي قبل از انقلاب را داريم ولي اين افراد با دروغ گفتن هر حرفي را مطرح مي‌كنند ولي كسي از‌ آن‌ها بابت اظهارات‌شان سوال هم نمي‌كند.

براي مثال يكي از افراد گفته بود كه من اگر دو تا آرپي‌جي7 داشتم خرمشهر سقوط نمي‌كرد! من212 آرپي‌جي داشتم و 212 اكيپ شكار تانك تشكيل دادم ولي اين اتفاق افتاد.

اظهاراتي بيان مي‌شود كه جاي تامل دارد. براي مثال مي‌گفتند به ما اسلحه نمي‌دهند و از قذافي پنج‌تا آرپي‌جي گرفتيم و با اين سلاح‌ها تانك‌ها را در سوسنگرد زمين‌گير كرديم و انحصار سوسنگرد از بين رفت! اين ادعاها حرف‌هاي بي‌مبنايي است.

شما به سريال كيميا نيز انتقاد داشتيد؟

بنده چندين بار تماس گرفتم تا با مسئولان تهيه اين فيلم صحبت كنم ولي حاضر به صحبت نشدند. به آن‌ها گفتم آيا شما 700 تكاور را در خرمشهر نديده‌ايد و دوربين كور بود؟! در اين فيلم فردي را نشان مي‌دهيد كه پشت ديوار پنهان شده و مي‌لرزد؟ اين سريال است؟ حق تمام شهدا را پايمال كردند و خدا از اين افراد نگذرد. من و 700 تكاوري كه زنده مانده‌ايم نفرين و لعنت بر تهيه‌كنندگان اين سريال مي‌فرستيم.

با خانواده‌هاي شهدا و تكاورهاي آن دوران ارتباط داريد؟

با همه آن‌ها ارتباط دارم و در همين اواخر آبان، همايشي در رامسر برگزار كرديم. تكاوران بازنشسته يعني حدود 170 نفر از همه كشور جمع شدند.

در اين يادمان‌ها به افتخار شهدا مي‌ايستيم و به ياد همه شهداي عزيز، نام تك تك آن‌ها را صدا مي زنيم. ما همواره اين مراسم را برگزار مي‌كنيم و يادشهدا را زنده نگه مي‌داريم.

وضعيت معيشتي و زندگي اين عزيزان مناسب است؟

بايد از خود اين عزيزان بپرسيد و من فقط به دنبال حل مشكلات احتمالي اين عزيزان در نيروي دريايي هستم ولي تعدادي از مجروحان كه قدرت كاركردن ندارند، ناراضي هستند.

در دوران دفاع از خرمشهر چرا پشتيباني نمي‌كردند؟

تجهيزات نداشتند كه پشتيباني كنند. ما درخواست آتش مي‌كرديم و چشم مي‌گفتند ولي دست‌شان خالي بود. دشمن از دور ما را مي‌زد ولي ما تجهيزات‌مان كامل نبود و براي همين با مشكل روبه رو مي‌شديم.

4مهر 59، شلمچه را از دست دشمن گرفتيم بخشي از عراق را نيز گرفتيم و شب در آنجا خوابيديم ولي براي ما پشتيباني نشد و تا صبح بمباران كردند وصبح زود گردان‌هاي تازه نفس عراقي به ما حمله كردند. اگر توپخانه از پشت سر به من كمك مي‌كرد، موفقيت‌هاي زيادي به دست مي‌آورديم. كل عمليات در مسجد جامع خرمشهر بود و اين مسجد به ستادي براي مبارزه تبديل شده بود. زماني كه ارتباط ما در 28 مهر قطع شد، بالاي مسجد نان وخرما وجود داشت كه با درايت شهيد جهان‌آرا در آنجا انبار شده‌بود.

بعضي‌ها مي‌گفتند كه سپاه و ارتش با هم مشكل دارند در صورتي كه اين‌گونه نبود. وقتي من عصباني مي‌شدم شهيد جهان‌آرا من را آرام مي‌كرد.

سوالي پيش مي‌آيد كه چگونه اين نخبگاني كه در جنگ تاثيرگذار بودند با يك هواپيمايي كه به آن‌شكل بود به تهران فرستاده‌شدند و سقوط كرد؟

هواپيما را با موشك پدافند زدند و باعث سقوط آن شدند. در آن زمان من و يكي ديگر از فرماندهان ارشد نيز قرار بود با اين هواپيما به تهران بياييم. افضلي فرمانده نيروي دريايي در بندر امام حضور داشت.

در آن زمان افضلي آجودان خود را به فرودگاه فرستاد و گفت به رييس فرودگاه جناب سرهنگ بصيري بگوييد دو جا براي من و صمدي نگهدارند چرا كه قصد داريم به تهران برويم.

آجودان برگشت و گفت كه تعداد شهدا بسيار بوده و تنها چندجا مانده است كه آن صندلي‌ها نيز به فرماندهان ارشد كه قصد دارند به تهران بروند، تعلق مي‌گيرد. اندكي بعد خبر رسيد كه C130 سقوط كرده‌است و اين سبب شد تا ما شهيد نشويم.

گفتني است ظهيرنژاد، از فرماندهان ارشد نيز قرار بود با آن هواپيما به تهران بيايد ولي مقصد خود را به سمت اهواز عوض كرد و شهيد نشد.

اين را كه گفته مي‌شود جنگ بايد بعد از سال 61 تمام مي‌شد ، قبول داريد؟

به نظر من جنگ بايد آن سال تمام مي شد زيرا در وضعيت مناسبي بوديم و مي‌توانستيم خسارت جنگ را بگيريم. اگر آن زمان وارد خاك عراق نمي‌شديم و قرارداد را مي‌پذيرفتيم وضعيت به نفع ما تمام مي‌شد.

چه مسائلي سبب شد اين اتفاق بيفتد؟

ارشدهاي نظامي اين تصميم‌ را گرفتند. فرماندهان ارتش و سپاه در اين اقدام تصميم‌گير بودند و ما تنها سرباز بوديم.

نيروي دريايي را اين سال‌ها چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

وضع نيروي دريايي امروز خوب است. امير سياري زحمات فراواني كشيد و اين فرمانده باهوش،ولايي، مقتدر و دور انديش نامش در نيروي دريايي باقي خواهد ماند.

نظر شما درباره امير خانزادی، فرمانده جدید نیروی دریایی ارتش که توسط رهبر معظم انقلاب انتخاب شدند، چيست؟

به ايشان نيز ايمان دارم و اميدوارم مسير را محكم ادامه دهد. در روز اول نيز به ايشان گفتم به عنوان سرباز درخدمتت هستم.

ما به واحد، نيرو و كشورمان علاقه داريم و در حال حاضر نيز بازنشسته شده‌ايم ولي اگر احتياجي باشد براي خدمت كردن همواره حاضر هستيم.

امروز چه بايد كرد كه جوانان مانند رزمندهاي آن دوران ازخودگذشتگي را در دستور كار قرار دهند؟

ما اميدواريم همه جوانان ما پا جاي پاي پيشكسوتان بگذارند. ما در ارتش، همه ايراني بوديم ولي برخي انقلابي بودند و برخي متفاوت فكر مي‌كردند ولي همه در يك موضوع مشترك بوديم و آن وطن‌دوستي بود. ما مسلمانيم و به وطن علاقه‌مند هستيم.

در آن زمان ارتش وظيفه اصلي خود را به خوبي مي‌دانست و به اين موضوع قايل بود كه موظف به حفاظت از كشور است.

دفاع از اين مرز و بوم وظيفه ارتش است و بايد تمام تلاش خود را در جهت پاسداري از آن به خدمت بگيرد.

من همواره ‌گفته‌ام تكاور نبايد اسير بماند ويك گلوله را هميشه براي خودتان نگهداريد. پرسنل تكاور به همرزمان مي‌گفتندكه اگر من زخمي يا شهيد شدم، اجازه ندهيد جسم من به دست دشمن برسد.

در يك ماجرايي براي آنكه ما بتوانيم جسد شهيدمان را از دست دشمن بيرون بياوريم سه نفر روي مين رفتند. ارتش و ملت ما با غيرت و اقتدار است.

دل شما براي آن دوران و آدم‌هايش تنگ نمي شود؟

هرگاه ياد آن دوران مي‌افتادم تا يك هفته، ديگر آدم گذشته نيستم. شب‌ها كابوس مي‌بينم و تنم مي‌لرزد و تصور مي‌كنم كه با دشمن درگير هستم.

به نظر شما چرا مردم به ارتش علاقه‌مند هستند؟

ارتش خادم ملت است و هر اتفاقي براي كشور رخ دهد، ارتش اولين مدافع خواهدبود. در همين زلزله مشاهده كرديم كه ارتشيان چه كردند. ارتش خود را از ملت مي‌داند.

عملكرد دولت را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

به عملكرد دولت انتقاد دارم و معتقدم كه نبايد فقط در زمان انتخابات وعده بدهد.

كشور ما ثروتمند است و جوانان ما نبايد به دليل نبود شغل و امكانات، در تشكيل زندگي بمانند. دولت بايد به فكر ملت باشد زيرا مردم ما بسيار وفادار و وطن‌دوست هستند و بايد به مشكلات اين مردم رسيدگي شود.

اگر به آن دوران بازگرديد دوباره نيروي دريايي را انتخاب مي‌كنيد؟

بله. همين امروز نيز تمام لباس‌هاي من آماده رزم است و تمام بازنشسته‌هاي ارتش نيز همين‌گونه مي‌باشند وآماده خدمت به كشور هستند.

ما زنده‌ايم و تا زنده هستيم رزمنده باقي مي‌مانيم. خدا به اين كشوربقاي هميشگي ، به مردم موفقيت و به سربازان و خادمان توفيق دهد.

سخن پاياني با مخاطبان داريد؟

به روح شهدا درود مي‌فرستم واعلام مي‌كنم كه دوست دارم پس از مرگم، كفنم پرچم ايران باشد.

No responses yet

Aug 28 2017

وزیر دفاع ایران: مشکل حقوق نیروهای مسلح رفع می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

بی‌بی‌سی: وزیر دفاع ایران در واکنش به انتقاد نمایندگان مجلس، دلیل کسری و تاخیر در پرداخت حقوق نظامیان را “اختلاف محاسبه در بودجه” اعلام کرده است.

امیر حاتمی، وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران، به خبرگزاری مجلس گفته است که این مشکل به‌زودی رفع و حقوق کارکنان نیروهای مسلح “کامل” پرداخت می‌شود.

نمایندگان مجلس ایران می‌گویند که حقوق مردادماه نیروهای مسلح، شامل ارتش، سپاه و کارمندان ستاد کل نیروهای مسلح با حدود یک هفته تاخیر و کم‌تر از میزان معمول پرداخت شده است.

امروز، دوشنبه 6 شهریور، نادر قاضی‌پور نماینده ارومیه درباره این موضوع اخطار قانونی داد و به مسعود پزشکیان، نائب رئیس مجلس، گفت: “هر کدام از نیروهای مسلح ۷۰۰ هزار تومان از حداقل حقوق کارمندان کمتر دریافتی دارند اما با این وجود تنها حقوق ۲۳ روز از مردادماه به آنها پرداخت شده است.”

آقای پزشکیان که مدیریت جلسه علنی را به عهده داشت، از وزیر دفاع خواست به موضوع عقب افتادن و کم بودن حقوق نیروهای مسلح رسیدگی کند.

وزیر دفاع ایران به خبرگزاری خانه ملت گفته است که میان سازمان برنامه و بودجه و وزارت دفاع درباره بخشی از حقوق اختلاف نظر وجود دارد.

به گفته احمد امیرآبادی عضو هیئت رئیسه مجلس، سازمان برنامه و بودجه از ستاد کل خواسته حقوق‌ها را از اعتباری که در قانون بودجه در ردیف “تقویت بنیه دفاعی” آمده تأمین کند. اما مقام‌های ستاد کل نپذیرفته‌اند و به همین دلیل پول برای پرداخت حقوق‌ها کم آمده است.
بودجه نیروهای مسلح چگونه تقسیم می‌شود؟

بودجه ستاد کل نیروهای مسلح ایران، در قانون بودجه ۱۳۹۶، حدود سه هزار میلیارد تومان است که حدود دو هزار و ۷۰۰ هزار میلیارد تومان آن (۹۰ درصد) در ردیفی به نام “تقویت بنیه دفاعی – ارتقای آمادگی دفاعی” آمده است.

این رقم کمتر از هفت درصد کل بودجه نظامی امسال ایران است که رقمش حدود ۴۴ هزارمیلیارد تومان یا بیش از ۱۳ میلیارد دلار است.

پیش از این در اردیبهشت امسال هم خبرهایی از تاخیر در پرداخت حقوق بازنشستگان نیروهای مسلح منتشر شد. در آن زمان بازنشستگان پیامی از سازمان بازنشستگی نیروهای مسلح دریافت کردند که می‌گفت دولت نتوانسته اعتبار لازم برای پرداخت حقوق اردیبهشت را تامین کند و این سازمان هم تا اطلاع ثانوی قادر به پرداخت حقوق‌ها نیست. در همان روز مقام‌های سازمان بازنشستگی اعلام کردند که مشکل حل شده است.

بر اساس گزارش موسسه بین المللی مطالعات استراتژیک ( IISS) نیروهای مسلح ایران، حدود ۳۰۰ هزار نفر نیروی رسمی و ۲۲۰ هزار نفر نیروی وظیفه دارد.

No responses yet

Apr 26 2017

پادگان فروشی ارتش ایران برای تامین معیشت پرسنل

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

من و تو: جانشین فرمانده کل ارتش ایران گفته برای برطرف کردن مشکلات اقتصادی پرسنل شورای عالی تامین معیشت ارتش تشکیل شده.
پوردستان می‌گوید به علت نبود بودجه بسیاری از پروژه‌های ارتش خوابیده.
چند صد میلیارد تومان پول ارتش نزد پیمانکاران است.
بانک حکمت ایرانیان توان بازپس‌گیری ۵۰۰ میلیارد تومان سپرده سرمایه گذاری کارکنان ارتش از بانک سپه را ندارد.

اعتراض خاموش پرسنل ارتش در ایران به وضعیت معیشتی خود با واکنش فرماندهان بلندپایه ارتش روبرو شده است. جانشین فرمانده کل ارتش در گفتگویی با وبسایت‏ روابط عمومی آجا، از فروش ۲۹۱ هکتار زمین پایگاه قلعه مرغی به شهرداری تهران به مبلغ ۴۰۰ میلیارد تومان و فروش زمین‌های پادگان‌های برای تامین بودجه طرح‌های عمرانی و معیشت پرسنل پرده برداشته است.

احمدرضا پوردستان، جانشین فرمانده کل ارتش در گفتگو با وب‎سایت روابط عمومی ارتش به مسائل مربوط به معیشت کارکنان ارتش و برنامه‌های آینده ارتش برای آنان پرداخته و گفته: «در حکم حضرت آقا [علی خامنه‌ای] به بنده به مسئله معیشت اشاره ویژه شده است. به نظر من یک فرد نظامی که مسئولیت سنگین دفاع از امنیت، استقلال و تمامیت ارضی کشور را بر عهده دارد نباید از نظر معیشت مشکلی داشته باشد لذا این فرد جز انجام وظیفه خود نباید دغدغه دیگری داشته باشد. در واقع دغدغه یک نظامی فقط باید انجام وظیفه خود به نحو صحیح و درست باشد. لذا ما بعنوان خادمان این افراد نظامی و ارتشی باید تلاش کنیم دغدغه‌های دیگر را از او بگیریم».

پوردستان گفته ارتش برای حل مشکلات اقتصادی ارتشی‌ها «شورایعالی معیشت ارتش» تشکیل داده تا آسیب‌های بنیاد تعاون ارتش (بتاجا) شناسایی شود و با پیدا کردن نقاط ضعف، برای برطرف کردن آنها راهکارهای برون‌رفت از این مشکلات را تعریف کنیم.

او گفته در این بررسی‌ها متوجه شدیم که کارهای تعطیل شده و خوابیده بسیاری در پروژه‌های چیتگر، شهید بهشتی و شهید کشوری وجود دارد که پس از بازدیدهای میدانی از این پروژه‌ها، مشکلات آنها احصا شد و راهکارهایی برای تولید ثروت و حل این مشکل پیش‌بینی گردید.

بخش‌های مهم مصاحبه پوردستان به این شرح است:

در گام بعدی، انجام تعهدات در دستور کار قرار گرفت. جمعیتی بسیاری از کارکنان ما در پروژه‌های چیتگر، شهید بهشتی و شهید کشوری سالهاست که دارایی خود را سرمایه گذاری کرده‌اند و متأسفانه به نتیجه لازم نرسیده‌اند.
در کنار این موضوعات بخش زیادی از قراردادهای بلاتکلیف، تکلیفشان روشن شد و این مسئله نیز یکی از امور زودبازده دیگر محسوب می‌شود. طبق بررسی‌های صورت گرفته در مقطع کنونی چند صد میلیارد تومان پول ارتش نزد پیمانکاران است که اگر این مبالغ استحصال شود، وضعیت معیشتی کارکنان ارتش بهبود می‌یابد.
پوردستان تاکید کرد: یکی دیگر از اقدامات زودبازده برای بهبود وضعیت معیشت کارکنان حمایت از تعاونی‌های مسکن است که با توجه به اینکه در ارتش جمهوری اسلامی ایران تعداد ۹۶ تعاونی فعال داریم باید به وضعیت آنها رسیدگی شود.
جانشین فرمانده کل ارتش ادامه داد:‌ البته ناگفته نماند در طول این مدت، حمایت‌ها و پشتیبانی‌های وزیر راه و شهرسازی از پروژه‌های ارتش ستودنی بوده است به نحوی که بعنوان مثال پس از ۶ سال راکد و مسکوت بودن عملیات اجرایی پادگان ۰۶ به علت برخی مشکلات مهندسی و اجرایی و عدم مجوزهای مسکن و شهرسازی که امکان اقدام لازم برای ساخت و ساز و فروش قسمت‌هایی از این پادگان وجود نداشت با همت شخص دکتر آخوندی وزیر محترم مسکن و شهرسازی، این مجوزها از کمیسیون ماده ۵ برای برطرف کردن موانع پیش رو صادر شد.
برای استفاده از اراضی ارتش و تبدیل آن به آنچه باعث رفع مشکلات کارکنان ارتش بشود، اقدامات موثر و خوبی صورت گرفته است. زمین‌های زیادی در تهران، تبریز، اردبیل، زاهدان و اهواز به حدود ۲۰ هزار نفر از کارکنان ارتش واگذار شده که البته آنها را صاحب خانه نکرد.
در ملاقاتی که توفیق دیدار با فرمانده کل قوا و مقام معظم رهبری را داشتم ضمن تشکر از ایشان خدمتشان عرض کردم که کارکنان ارتش پس از خریداری زمین توانایی مالی برای ساخت واحد را ندارند و صاحب خانه نمی‌شوند در آن جلسه مقرر شد طبق فرمایش حضرت آقا بنیاد تعاون این پشتیبانی را صورت دهد تا با ایجاد توانمندی در خود، اقدامات موثری را با همکاری تعاونی‌های مسکن نیروها انجام بدهد و من به جد پیگیر آن هستم.
یکی از اهدافی که ما داریم این است که از خام فروشی پادگان‌ها پرهیز کنیم برای مثال اگر در خصوص پادگان ۰۶ اقدام مشابه خام فروشی مانند پادگان قلعه‌مرغی صورت می‌گرفت ضرر می‌کردیم. کل عایده پادگان قلعه مرغی برای ارتش در حدود ۴۰۰ میلیارد تومان بود در حالی که اگر ما کاربری این زمین را مشخص می کردیم و در آن ساخت و ساز صورت می دادیم نزدیک به چندین برابر آن مبلغ می‌توانستیم آورده برای ارتش به ارمغان بیاوریم.
برای ساخت و ساز چنین بناهایی موانع بسیار زیادی بر سر راه ما قرار دارد که هر دستگاهی اعم از محیط زیست، میراث فرهنگی، مسکن و شهرسازی و حتی شهرداری هرکدام ایرادات و موانعی در مسیر ما ایجاد می‌کنند. به عنوان مثال در خصوص پادگان خرم آباد چندین سال است که میراث فرهنگی به دلیل حفظ چند اصطبل قدیمی مربوط به زمان پهلوی دوم برای ما مشکل درست کرده است.
یکی از ظرفیت‌های بالقوه‌ای که ما می‌توانیم به کمک ارتش بیاوریم استفاده از همین منابع بالقوه اراضی ارتش است که امیدواریم با دستیابی به ادبیات مشترکی که در ارتش و ادارات به آن رسیده‌ایم مشکلات اراضی هرچه زودتر حل شود.
در سال ۹۶ مشکل پادگان ۰۶ حل خواهد شد و بخشی از منابع آن در خدمت معیشت کارکنان قرار می‌گیرد و بخش دیگر آن نیز برای افزایش قدرت وام دهی به بانک حکمت ایرانیان سوق داده می‌شود تا این بانک بتواند از این پس به جای اعطای وام‌های دو سه میلیون تومانی وام‌های۳۰ تا ۱۰۰ میلیون تومانی به کارکنان ارتش بدهد.
بانک حکمت ایرانیان (بانک ارتش) توان بازپس‌گیری ۵۰۰ میلیارد تومان سپرده سرمایه گذاری کارکنان ارتش از بانک سپه را ندارد تا این بودجه به منابع جاری ارتش تزریق شود.
لازم است یک سامانه اقتصادی کارآمد در کنار ارتش قرار گیرد تا بتواند مشکلات معیشتی کارکنان را برطرف کند که این سیستم کارآمد تاکنون وجود نداشته و از آنچه که وجود داشته نیز هیچگونه حمایت و پشتیبانی نشده است.
بر اساس اصل ۱۴۷ قانون اساسی، ارتش باید در زمان صلح در حوزه عمرانی به دولت کمک کند و به معیشت کارکنان خود نیز از این طریق بپردازد. در این زمینه قرارگاهی در ارتش به نام قرارگاه بازسازی(قرب) وجود دارد که بنده نگاه ویژه‌ای به آن دارم تا با توجه و سرمایه‌گذاری لازم، این قرارگاه بتواند در شأن نام ارتش وارد عرصه مهندسی و اقتصادی کشور بشود تا علاوه برمحرومیت زدایی وضعیت معیشتی کارکنان را نیز بهبود ببخشد.
در اولین قدم ما با سردار عبدالهی فرمانده قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا سپاه هماهنگ کردیم و کادر ستادی قرارگاه قرب را به بازدید از دستاوردهای قرارگاه سازندگی خاتم بردیم. در جریان این بازدید بود که مقرر شد با تنظیم تفاهم‌نامه‌ای، برخی از پروژه‌های قرارگاه خاتم را ارتش انجام بدهد. ضمن اینکه جلسه‌‎ای نیز در این زمینه با برخی از نمایندگان مجلس داشتیم.
ما خواهان کمک بیشتر وزارت دفاع به ارتش در جهت حل مشکلات معیشتی کارکنانمان هستیم.
در میان کارکنان ارتش عنوان می‌شود فرماندهان و مسئولان ارتش در دریافت حق کارکنان از صراحت و جسارت لازم برخوردار نیستند، خیر، اصلا اینگونه نیست و پیگیرهای لازم برای دریافت حقوق کارکنان انجام شده و می‌شود. لیکن وجود خلأهای قانونی و شرایط اقتصادی حاکم بر کشور سبب تشدید مشکلات اقتصادی و معیشتی کارکنان شده است.

No responses yet

Jul 29 2016

فرمانده نیروی زمینی ارتش: حسن عباسی بابت سخنان نسنجیده خود از ارتش عذرخواهی کند / شکایت ارتش از عباسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی

انتخاب: فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی گفت: دکتر حسن عباسی باید هر چه سریع تر از ارتش جمهوری اسلامی و مردم ولایت مدار ایران اسلامی عذرخواهی کند، در غیر این صورت باید در مراجع قضایی پاسخگو باشد.

فرمانده نیروی زمینی ارتش: حسن عباسی بابت سخنان نسنجیده خود از ارتش عذرخواهی کند / شکایت ارتش از عباسی فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی گفت: دکتر حسن عباسی باید هر چه سریع تر از ارتش جمهوری اسلامی و مردم ولایت مدار ایران اسلامی عذرخواهی کند، در غیر این صورت باید در مراجع قضایی پاسخگو باشد.

به گزارش انتخاب، اظهارات چندی پیش حسن عباسی راجع به ارتش جمهوری اسلامی در فضای مجازی و برخی رسانه ها انعکاس گسترده ای یافت.

امیر سرتیپ احمدرضا پوردستان روز پنجشنبه در جریان دیدار با جانبازان قطع نخاعی دفاع مقدس در مرکز توانبخشی جانبازان امام خمینی(ره) مشهد افزود: مدیریت حقوقی نیروی زمینی دادخواستی علیه حسن عباسی تهیه کرده و بزودی وی توسط دادگاه احضار خواهد شد تا پاسخگوی اظهارات خود باشد.

وی ادامه داد: گفته های ایشان سخنان نسنجیده ای است که بدون شناخت و آگاهی از شرح وظایف سازمان ها و نیروها بیان شده است.

پوردستان اظهار کرد: مجموعه نیروی زمینی در خصوص پاسداری از مرزها، نیروهای انسانی را با چینش منظمی در لایه های مختلف در سرحدات مستقر کرده است.

او افزود: برای ایجاد امنیت بیشتر سامانه های به روز تصویری و نیز پهبادها به کار گرفته شده اند که با این وسیله تهدیدها در عمق خاک مقابل شناسایی شده و متناسب با تهدید، ظرفیت های دفاعی لازم در داخل ایجاد می شود و این امر باعث شده است مرزهای جمهوری اسلامی از امن ترین مرزهای منطقه باشد.

فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی خاطرنشان کرد: در سال 95 چهار رزمایش بزرگ و 20 رزمایش تخصصی برنامه ریزی شده بود که تا کنون یک رزمایش عمده و چهار رزمایش تخصصی عملیاتی شده است.

وی ادامه داد: سه رزمایش دیگر نیز تا انتهای سال در مناطق جنوب شرق، جنوب غرب و مرکز کشور برگزار می شود و رزمایش های تخصصی نیز در مناطق مختلف اجرا خواهد شد.

امیر پوردستان گفت: هدف از دیدار با جانبازان انتقال پیام مقاومت و ایستادگی این عزیزان به تمام سربازان نیروی زمینی و ارتش جمهوری اسلامی و به خصوص نسل سوم و چهارم انقلاب است.

او افزود: پیام جانبازان این است که همچنان گوش به فرمان رهبر معظم انقلاب هستند تا از اسلام و قرآن در هر نقطه جغرافیایی که مصلحت و اذن رهبری باشد، دفاع کرده و درس ایثار و فداکاری بدهند.

فرمانده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ادامه داد: ارتباط مناسبی با بنیاد شهید در خصوص تسهیلات، حقوق و مزایای جانبازان صورت گرفت و همچنین برنامه های مختلفی از جمله سفرهای زیارتی و تفریحی برای این عزیزان در نظر گرفته شده است.

نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران 46 هزار شهید و 126 هزار جانباز تقدیم نظام اسلامی کرده است.

No responses yet

Jun 13 2016

آیا آخرین ارتشبد به شاه خیانت کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تاریخی,سیاسی

بی‌بی‌سی: ارتشبد قره‌باغی هم‌دوره‌ای شاه در دانشکده افسری بود. او تا پایان عمرش اتهام خیانت به شاه و کنار آمدن به آیت الله خمینی را بی اساس دانستیک روز پیش از ‍بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران، واشنگتن خبردار می‌شود که ارتشبد عباس قره‌باغی، آخرین رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران شاهنشاهی، در دیداری «بسیار سازنده» در حضور سپهبد ناصر مقدم، رئیس ساواک به نمایندگان آیت‌الله خمینی (مهدی بازرگان و یدالله سحابی) تضمین داده که ارتش به طور اصولی و مشروط با تغییرات سیاسی در کشور مخالفتی ندارد، حتی اگر تغییر در «قانون اساسی» یا «کابینه» باشد.

منبع خبر ناصر میناچی، از بنیانگذاران حسینیه ارشاد بود که در آن زمان به عنوان رابط مخالفان مذهبی با سفارت‌خانه‌های آمریکا و بریتانیا عمل می‌کرد.

خبر برای سفیر آمریکا که برای مصالحه سران ارتش و انقلاب تلاش می‌کرد مهم بود. ویلیام سالیوان بلافاصله به واشنگتن گزارش داد که دو طرف بر سر تدابیر امنیتی مراسم استقبال از آیت‌الله خمینی به توافق رسیده‌اند ولی «این‌ها مسائلی فرعی است».

بنا بر پیام: «مسئله اصلی قول مشخص قره‌باغی به بازرگان است که ارتش با تغییر مخالفت نخواهد کرد – تکرار می‌کنم – مخالفت نخواهد کرد؛ حتی با تغییرات در کابینه به شرط آنکه بر اساس قانون اساسی باشد.»

این دومین بار بود که فرماندهان ارتش و مخالفان دیدار می‌کردند. نشست اول عصر دوشنبه ۹ بهمن ۱۳۵۷ برگزار شد. ارتشبد قره‌باغی در کتاب خود -حقایق درباره بحران ایران- و نیز گفت‌وگو با رسانه‌ها از جمله بی‌ بی‌سی فارسی بار‌ها درباره دیدار اول صحبت کرده بود. ولی هرگز درباره نشست عصر سه‌شنبه ١٠ بهمن ۱۳۵۷ حرفی نزده بود.

گزارش سفیر آمریکا از دیدار دوم را در مجموعه اسنادی پیدا کرده‌ام که در نوامبر سال ۲۰۱۳ میلادی از حالت طبقه بندی خارج شده‌اند. این اسناد به وضوح نشان می‌دهند که سالیوان و ژنرال رابرت هایزر، فرستاده نظامی کار‌تر به ایران به طور مستمر بلندپایه‌ترین مقامات نظامی و امنیتی حکومت پهلوی را به خویشتن‌داری و مذاکره با اردوی آیت‌الله خمینی تشویق کرده‌اند.

اسناد همچنین حکایت از آن دارد که رئیس ساواک در مقایسه با فرمانده ارتش موضع نرم‌تری داشته و برای برگزاری دیداری بین ارتشبد قره‌باغی با محمد بهشتی و مهدی بازرگان سخت تلاش می‌کرده است.

«دیدار مثبت»

اعلان بی‌طرفی ارتش در روز ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ و سقوط دولت بختیار، اتهام خیانت را به ویژه برای ارتشبد قره‌باغی به ارمغان آورد که ریاست ستاد مشترک ارتش را برعهده داشت و از طرف شخص بختیار و بعضی از طرفداران سلطنت به زد‌‌و بند با هواداران آیت‌الله خمینی و تسلیم کردن ارتش متهم شد.

ارتشبد قره‌باغی هم‌دوره‌ای شاه در دانشکده افسری بود. او تا پایان عمر اتهام را قویا رد می‌کرد و می‌گفت تصمیم شورای عالی نیروهای مسلح در صبح ۲۲ بهمن به طور دسته جمعی و در جهت دستور شاه مبنی بر جلوگیری از جنگ داخلی و حفظ انسجام ارتش اتخاذ شد.

بنا بر اسناد جدید، ارتشبد قره‌باغی تا روز هفتم بهمن ۱۳۵۷ در برابر فشارهای هایزر و رایزنی های سپهد مقدم مقاومت و از دیدار با اعضای شورای انقلاب خودداری کرد ولی در آستانه بازگشت آیت‌الله خمینی در حضور سپهبد مقدم با بازرگان و سحابی ملاقات کرد.

سالیوان در مورد دیدار دوم می نویسد: «قره‌باغی به بازرگان گفته است که حتی تغییرات در قانونی اساسی هم قابل قبول خواهد بود به شرط آن که بر اساس قانون اساسی باشد؛ زیرا ارتش سوگند یاده کرده که از استقلال کشور دفاع کند؛ به قانون اساسی احترام بگذارد و در مسائل سیاسی دخالت نکند».

سفیر آمریکا نتیجه می‌گیرد که ارتش، بازگشت آیت‌الله خمینی را قبول کرده و «آماده همکاری با نهضت اسلامی است تا جایی که به ضوابط قانون اساسی احترام گذاشته شود.»

سالیوان می‌افزاید: «ما مطمئن نیستیم که اغماض آشکار قره‌باغی به سوگند ارتش به شاه به خاطر آن است که منبع خبر (ناصر میناچی) آن را ویرایش و حذف کرده است یا این که نشان‌دهنده تأکید تازه افسران ارشد بر مأموریت ارتش است. ولی در مجموع اثر نهایی‌ آن بر شرایط سیاسی کشور مثبت است».

رایزنی محرمانه آمریکا

هایزر روز ۲۲ بهمن تلفنی به کاخ سفید می گوید: ما همواره ارتش را به کنار آمدن تشویق کرده‌ایم. بنابراین آن‌ها باید مستقیما پیش بازرگان رفته باشندسفیر آمریکا ارتش را به «جانوری زخمی» و غیرقابل پیش‌بینی تشبیه می‌کرده که احتمال داشت دست به اقدام تندی بزند. در واقع برای کنترل «جانور زخمی» بود که کارتر ژنرال رابرت هایزر را در آستانه خروج شاه از ایران و پس از آن که گزارشی مبنی بر احتمال کودتا دریافت می کند، فورا به ایران می‌فرستد.

چهار روز پیش از رفتن شاه (۲۲ دی) هایزر به واشنگتن خبر می‌دهد که سپهبد امیرحسین ربیعی (فرمانده نیروی هوایی) و ارتشبد حسن طوفانیان می‌گویند که ارتش باید به محض رفتن شاه دست به کودتا بزند. او می‌نویسد: «آن‌ها بازگشت خمینی را به کشور فاجعه می‌دانند؛ فکر می‌کنند بختیار موفق نخواهد شد و معتقدند که با گذشت زمان ارتش توان کودتا را از دست خواهد داد.»

هایزر می‌گوید که طوفانیان با اتهام فساد مالی مواجه است و به شدت از تغییر حکومت هراس دارد، اما ربیعی به شدت به شاه وفادار است. او در ادامه می‌گوید: «من هر دوی آن‌ها را آرام کردم.»

اکثر گزارش‌هایی که هایزر از تهران به پنتاگون و کاخ سفید فرستاده هنوز از حالت طبقه‌بندی خارج نشده، اما اسناد جدید به وضوح نشان می‌دهد که ژنرالی که کارتر برای اطمینان از جلب حمایت ارتش از دولت بختیار به تهران فرستاده بود، در آستانه خروج شاه از ایران در کنار سالیوان به میانجیگر پشت‌صحنه امرای ارتش و یاران آیت‌الله خمینی تبدیل شد.

اما رو‌در‌رو کردن فرمانده افسرانی که به شاه سوگند وفاداری یاد کرده بودند با دشمنان قسم‌خورده شاه که در پی سرنگون کردن سلطنت بودند کار بسیار دشواری بود. آن طور که سفیر بریتانیا یک بار به لندن گفته بود امرای ارتش که تازه «بسته بختیار» را پذیرفته بودند، هنوز آماده پذیرش بسته جمهوری اسلامی نبودند.

سفیر آمریکا روز ۲۴ دی (دو روز پیش از خروج شاه) به واشنگتن خبر می‌دهد که گره کار کجاست: ارتشبد قره‌باغی و سپهبد ناصر مقدم بر سر محل دیدار با بازرگان و محمد بهشتی اختلاف داشتند.

سالیوان می‌نویسد: «بهشتی به خاطر امنیت خودش اصرار دارد که نشست در خانه خودش برگزار شود. ارتش فعلا این درخواست را رد کرده. بازرگان هم خانه بهشتی را ترجیح می‌دهد ولی آماده است که در خانه یک کارمند سفارت هم دیدار کند. ما فرض را بر این می‌گذاریم که ارتش هم این را قبول کند».

سالیوان می‌گوید که ژنرال هایزر و ژنرال فیلیپ گست (رئیس اداره مستشاری آمریکا در ارتش ایران) سعی کرده‌اند فرماندهان ارتش را متقاعد کنند که «پرستیژ خود را کنار بگذارند» و به دیدار بهشتی بروند یا این که فقط با بازرگان ملاقات کنند. ولی باز هم راه به جایی نمی‌برند.

در واقع برای گشودن این گره بود که واشنگتن فردای آن روز -در حالی که شاه هنوز در ایران بود- با آیت‌الله خمینی محرمانه تماس می‌گیرد تا از نفوذ رهبر انقلاب برای کشاندن محمد بهشتی به پای میز مذاکره استفاده کند.

بازی موش و گربه

ناصر میناچی (وسط) یکی از رابطان مخالفان مذهبی با سفارتخانه های بریتانیا و آمریکاروز ۲۶ دی ۱۳۵۷ همزمان با خروج شاه از ایران، سالیوان پیشرفت کوچکی را به کاخ سفید گزارش می‌دهد: رئیس ساواک حاضر است که در خانه بهشتی ملاقات کند، اما فرمانده ارتش رضایت نمی‌دهد.

بنا بر اسناد، دو روز بعد سپهبد مقدم به منزل بهشتی می‌رود. دیدار ۲۸ دی در واقع گفت‌وگو بر سر گفت‌وگو بوده؛ این که مذاکرات اصلی با فرمانده ارتش چطور برگزار شود. اما گفت‌وگو نتیجه ملموسی نداشته و اختلاف بر سر محل دیدار برطرف نمی‌شود.

اسناد حاکیست که سران مخالفان چند روز بعد که شاپور بختیار فرودگاه‌ها را می‌بندد و برنامه بازگشت آیت‌الله خمینی را بر هم می‌زند، قدری نرمش نشان می‌دهند. آن‌ها اعلام آمادگی می‌کنند که در هر محلی حتی در خانه قره‌باغی با او دیدار کنند ولی ارتشبد باز هم طفره می‌رود؛ این بار به بهانه آن که چهارشنبه چهارم بهمن «خیلی سرش شلوغ است».

آن روز اما سر ویلیام سالیوان، سفیر آمریکا نباید خیلی شلوغ بوده باشد. صبح پیام دریافت می‌کند که بهشتی و بازرگان درخواست ملاقات کرده‌اند. فورا می پذیرد ولی بعد از ظهر که سر قرار حاضر می شود از بهشتی خبری نیست. به جای او با چهره‌ای ناآشنا به نام عبدالکریم موسوی اردبیلی حدود دو ساعت درباره اوضاع بحرانی کشور گفت‌وگو می‌کند.

بنا بر گزارش‌های روزانه سالیوان، فرمانده ارتش تا روز هفتم بهمن هم از دیدار با رهبران مخالفان طفره می‌رود. این موضوع در یک گزارش هارولد براون، وزیر دفاع آمریکا به جیمی کار‌تر هم آمده است.

بنا بر این سند، بازرگان به دنبال دیدار با ارتشبد بوده، «وقتی قره‌باغی از او سوال کرد که درباره چه موضوعی می‌خواهد صحبت کند، بازرگان گفت که می‌خواهد بداند آیا ارتش واقعا از بختیار حمایت می‌کند یا نه. او هم‌چنین می‌خواست درباره بازگشت خمینی، که حدود یک هفته دیگر است، صحبت کند».

بنا بر گزارش وزیر دفاع آمریکا: «قره‌باغی جواب داد که خوشحال خواهد شد چنین نشستی در دفتر بختیار برگزار شود».

همان روز سفیر آمریکا هم به واشنگتن خبر می‌دهد که «قره‌باغی به هایزر گفته است که به دستور بختیار (از دیدار با بازرگان) طفره می‌رود».

این پیام‌ها نشان می‌دهد که فرمانده ارتش حداقل تا این مرحله از بحران، پشت سر شاپور بختیار با سران مخالفان تبانی نکرده بوده و درخواست‌های هایزر، سالیوان و سپهبد مقدم را نادیده گرفته است.

بنا بر یک سند دیگر، بختیار روز سوم بهمن ۱۳۵۷ به سالیوان گفته بود که از تماس‌های سپهبد مقدم (رئیس ساواک) با بهشتی و بازرگان خبر دارد و آن را تایید می‌کند. روشن نیست که بختیار از محتوا و جزییات گفت‌وگوها با خبر بوده است یا نه.

در هر صورت، بازی موش و گربه در پی باز شدن فرودگاه مهرآباد که به دستور بختیار و موافقت امرای ارتش انجام شد تمام می‌شود. سران ارتش و ساواک در روزهای نهم و دهم بهمن با نمایندگان آیت‌الله خمینی ملاقات و درباره تدابیر امنیتی مراسم استقبال از او صحبت کنند – موضوعی که بنا بر گزارش سالیوان «فرعی» بوده است. نکته اصلی از نظر او این بود که ارتشبد قره‌باغی تضمین می‌دهد که ارتش به طور اصولی و مشروط با تغییرات در «قانون اساسی» و «کابینه» مخالفت نمی‌کند.

این حرف عالی‌رتبه‌ترین مقام نظامی حکومت شاه تا حد زیادی با پیام محرمانه‌ای که آمریکا پیشتر در نوفل لوشاتو به آیت‌الله خمینی داده بود مطابقت دارد- این که در موضع دولت کارتر «انعطاف» وجود دارد به این معنا که نمی‌گوید قانون اساسی ایران -که سلطنت را مانند مذهب رسمی کشور (شیعه) تا ابد غیرقابل تغییر اعلام کرده بود- نمی‌تواند تغییر کند.

آمریکا همچنین به رهبر انقلاب گفته بود: «اگر بتوان یک‌پارچگی ارتش را حفظ کرد ما معتقدیم که چشم انداز آن کاملا وجود خواهد داشت که فرماندهی ارتش از هر نظام سیاسی که در آینده نزدیک انتخاب شود حمایت کند.» ‌‌‌

مفاد این پیام‌ها هم‌چنین با مفاد یک گزارش سازمان سیا که یک هفته قبل از پیروزی انقلاب نوشته شده و در ماه فوریه سال ۲۰۱۶ منتشر شد هم‌خوانی دارد. در این سند آمده: «افسران ارشد با تغییر در نوع حکومت مخالف نیستند به شرط آن که تغییر قانونی و تدریجی باشد».

روایت قره‌باغی

تیمسار قره‌باغی در کتابش نوشته است که فقط یک بار با بازرگان گفت‌وگو کرده و آن دیدار عصر دوشنبه نهم بهمن در خانه خودش برگزار شده است. اسناد جدید این حرف را تأیید نمی‌کند.

او هم‌چنین می‌گوید که هیچگاه بهشتی را ندیده است. اسناد موجود این حرف را تایید می‌کند زیرا بهشتی در دیدارهای نهم و دهم بهمن حضور نداشت.

سالیوان به واشنگتن می‌گوید «متاسفانه» محمد بهشتی و هاشمی رفسنجانی در جلسه شرکت نمی‌کنند. «آن‌ها در توجیه عدم حضور خود پیام دادند که در اعتراض به کشتار ارتش در روز ۲۸ ژانویه در تحصن در دانشگاه تهران شرکت می‌کنند.»

سالیوان در ادامه می‌گوید: ‌«این دومین بار است که بهشتی از دیدار مستقیم با فرماندهان ارتش طفره می‌رود. اما ظاهرا قره‌باغی دستور داشت که به توافق برسد».

ارتشبد قره‌باغی در کتابش می‌گوید که دیدار با بازرگان با اطلاع و اجازه قبلی بختیار و کمیته بحران برگزار شد و نتیجه را هم به‌ آن‌ها گزارش داده است.

او می‌نویسد: «شب دوشنبه وقتی از ستاد به منزل رسیدم، اتوموبیل حامل آقای بازرگان و مامورین ساواک مقابل درب منزل متوقف بود. هم زمان با من، سپهبد مقدم هم رسید. وقتی وارد دفتر شدم آقایان مهدی بازرگان و یدالله سحابی (یکی دیگر از همکاران نزدیک آقای بازرگان) ‌ اظهار کردند که چند دقیقه است که رسیده‌اند.»

قره‌باغی می‌نویسد که بازرگان و سحابی می‌پرسیدند که اعتصاب‌ها و درگیری‌ها تا کی باید ادامه پیدا کند. مردم جمهوری اسلامی می‌خواهند. ولی او در جواب‌شان می‌گوید که ارتش از دولت بختیار حمایت می‌کند و به قانون اساسی وفادار است.

قره‌باغی درباره شاه حرفی نمی‌زند ولی یادآور می‌شود که او و تمام پرسنل نیروهای مسلح سوگند وفاداری به قانون اساسی یاد کرده‌اند و «نسبت به سوگند خود وفادار هستیم و نمی‌توانیم برخلاف آن عمل کنیم.»

تزلزل در ارتش

در پی رفتن شاه و گسترش اعتراض‌ها، ارتش روزبه‌روز ضعیف‌تر و بی‌رمق‌تر می شود؛ به حدی که بنا بر اسناد، در آستانه بازگشت آیت‌الله خمینی به کشور بسیاری از افسران ارشد روحیه خود را باخته و به فکر فرار یا کنار آمدن با مخالفان بودند.

سالیوان روز هشتم بهمن به واشنگتن می‌گوید: «فرماندهی ارتش روزبه‌روز بیشتر پذیرای طرح مصالحه‌ای است که دربرگیرنده شاه نیست. احتمال دارد چند فرمانده دو آتشه رده پایین‌تر به خصوص در گارد شاهنشاهی علیه این احتمال شورش کنند، اما ژنرال‌های ارشد احتمالا آماده همکاری خواهند بود.»

سفیر آمریکا سه روز بعد پیام می‌دهد: «دیدگاه‌های فرماندهی ارتش از زمان رفتن شاه متحول شده. آن‌ها برنامه‌های خود را برای تصرف مراکز حساس، در صورتی که به آن‌ها دستور داده شود، مرور و اصلاح کرده‌اند، اما در فکر‌ آن نیستند که به تنهایی دست به کودتا بزنند.»

سفیر آمریکا و ژنرال هایزر در پی بازگشت آیت‌الله خمینی به کشور پیروزی انقلاب را قطعی تلقی و به واشنگتن توصیه می‌کنند که هرچه زودتر این واقعیت را بپذیرد. آن‌ها همچنین از ضعف شدید ارتش و اختلاف در بین امرای آن به واشنگتن گزارش می‌دهند.

روز یکشنبه ۱۵ بهمن ۱۳۵۷ سالیوان پیام می‌دهد: «تیسمار طوفانیان می‌گوید که اگر مصالحه شکست بخورد و خمینی اعلان جهاد کند، تمام افسران ارشد ارتش سوار یک هواپیما خواهند شد و فرار خواهند کرد. بقیه افسران زمام را در دست خواهند گرفت و با خمینی کنار خواهند آمد».

سالیوان از قول طوفانیان اضافه می‌کند: «تیمسار قره‌باغی حاضر نیست با خمینی مقابله کند. تیمسار آذربرزین در نیروی هوایی پنهانی با خمینی معامله کرده که بعد از ربیعی فرمانده نیروی هوایی شود. افسران ارشد تغییر کرده‌اند. نمی‌شود به آن‌ها اعتماد کرد. در ظاهر یک چیز می‌گویند، پشت سر کار دیگری می‌کنند.»

البته مقامات آمریکا نگران اقدامی تند از طرف ارتشبد قره‌باغی نبودند. سازمان سیا در ارزیابی محرمانه‌اش به کاخ سفید گفته بود که همکاران قره‌باغی او را «افسری سیاسی» می‌دانند.

سفیر آمریکا نیز چند روز پیش از اعلام بی‌طرفی ارتش به واشنگتن گزارش داده بود که در بین افسران ارشد، به خصوص ارتشبد قره‌باغی به مصالحه با هواداران آیت‌الله خمینی تمایل دارد.

اعدام یک شاهد مهم

محمد بهشتی هیچ گاه فرصت آن را نیافت که جزییات تلاش های پشت پرده برای مذاکره سران ارتش و مخالفان را بازگو کندآیت‌الله خمینی پس از بازگشت به ایران و زمانی که ارتش را به تسلیم شدن تشویق می‌کرد خطاب به امرای ارتش گفت: «خیال نکنید اگر‌‌‌‌ رها کنید ما می‌آییم شما را دار می‌زنیم… ما می‌خواهیم نظام محفوظ باشد.»

رابط رهبر انقلاب با آمریکا (ابراهیم یزدی) هم پیش‌تر در نوفل لوشاتو به واشنگتن وعده داده بود که آیت‌الله خمینی نمی‌خواهد ارتش را نابود کند.

ولی در پی اعلان بی‌طرفی ارتش و فروپاشی حکومت، امرای ارتش شاه جزو اولین گروه اعدامی ها بودند. یکی از آن اعدام‌ شدگان سپهبد ناصر مقدم رئیس ساواک بود که با وجود تلاش‌ فراوان برای وساطت، به حکم حاکم شرع دادگاه انقلاب -صادق خلخالی- در بامداد ۲۲ فروردین ۱۳۵۸ به جوخه اعدام سپرده شد.

با اعدام مقدم، یکی از شاهدان عینی مهم تماس‌های محرمانه اعضای شورای انقلاب با امرای ارتش و آمریکایی‌ها از صحنه حذف شد. شاهد مهم دیگر محمد بهشتی بود که او هم در روز هفت تیر سال ۱۳۶۰ در بمبگذاری دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی کشته شد و فرصت بازگو کردن خاطراتش را نیافت.

این تماس‌ها هرچند در پیروزی آیت‌الله خمینی -که بدون خون‌ریزی گسترده انجام شد- نقش مهمی ایفا کرد؛ بعدها به خصوص گروه‌های تندرو و چپ آن را سازش با دشمن و خیانت به آرمان‌های انقلاب تعبیر می‌کردند. شاید به همین دلیل باشد که در روایت رسمی تاریخ در جمهوری اسلامی ایران تا حد زیادی ناگفته باقی مانده است.

یک سال بعد از پیروزی انقلاب که خبر به رسانه‌ها درز کرد که بهشتی هم با روسای ارتش و ساواک مذاکرات محرمانه داشته و مدارکش هم در سفارت آمریکا پیدا شده، بهشتی واکنش نشان می‌دهد. او روز شنبه ۲۱ بهمن ۱۳۵۸ در دانشگاه ملی (شهید بهشتی فعلی) به اختصار روایتی را برای حاضران بیان کرد: «قره‌باغی و دیگران تقاضای ملاقات کردند. شخصا گفتم فقط در خانه خودم حاضرم. پیغام دادند که ما امنیت نداریم که از محل ستاد بیرون برویم و محل دیدار را ستاد تعیین کردند. من گفتم بنده که نمی‌‌آیم و من نرفتم و من این را به عنوان یک نشانه اعتماد به نفس استفاده می‌کردم».

مذاکره تا لحظه آخر

رئیس ستاد ارتش در آستانه بازگشت آیت‌الله خمینی به کشور به مهدی بازرگان گفته بود که با تغییر «قانون اساسی» و «کابینه» مخالفتی ندارد به شرط آن که تغییر بر اساس ضوابط قانون اساسی باشد.

«نخست وزیر» آیت‌الله خمینی – که از واکنش تند ارتش به خصوص یگان‌های گارد شاهنشاهی هراس داشت -دقیقا همان خط‌مشی کسب تدریجی و قانونی قدرت را دنبال می‌کرد. بازرگان می‌خواست از راه استیضاح بختیار در مجلس او را کنار بزند و این موضوع را به آمریکا هم اطلاع داده بود.

بنا بر گزارش سالیوان: «حامیان نهضت آزادی در مجلس روز ششم فوریه خواهان بحث و استیضاح نخست وزیر نشدند زیرا در لحظه آخر متوجه شدند که رأی کافی ندارند (سالیوان: این حرف درست است) هواداران خمینی برنامه دارند که برای تغییر‌آرای نمایندگان مجلس به‌شدت لابی کنند.»

سفیر آمریکا می‌گوید: «بازرگان می‌خواهد بسیار آرام پیش برود و روند به کنترل درآوردن مراکز دولتی را یک یا دو هفته طول بدهد تا کار به خشونت نکشد».

اما در آن فضای پرآشوب، خشونت اجتناب‌ناپذیر بود -همافران نیروی هوایی به آیت‌الله خمینی پیوستند و اعتراض‌های خیابانی به قیام مسلحانه و یورش به مراکز پلیس و پادگان‌ها تبدیل شد. ولی حتی در لحظات سرنوشت ساز هم تماس‌های پشت‌پرده هواداران آیت‌الله خمینی با سفارت آمریکا قطع نمی‌شد.

در پی درگیر شدن همافران نیروی هوایی و گارد شاهنشاهی در پادگان دوشان تپه تهران، سفیر آمریکا گزارش می‌دهد: «همه آن‌ها بسیار نگرانند که حادثه دوشان تپه امشب به کودتای ارتش منجر شود».

آن روز سالیوان به واشنگتن گفت که در اوج درگیری‌های مسلحانه روز ۲۱ بهمن بین چریک‌ها و گارد شاهنشاهی، شماره تلفن مستقیم دفتر ارتشبد قره‌باغی را در اختیار ناصر میناچی، از یاران بازرگان، می‌گذارد تا مستقیما با یک فرد «با مسئولیت» صحبت کند.

فردای آن روز حدود ساعت ۱۰ و سی دقیقه صبح امرای ارتش بدون اطلاع بختیار دور هم جمع شدند و اعلان بی‌طرفی کردند.

هم‌زمان در کاخ سفید جلسه فوق‌العاده شورای امنیت ملی بدون حضور کارتر – که در کمپ دیوید بود – به ریاست مشاور امنیت ملی‌اش، زبیگنیو برژینسکی تشکیل می‌شود.

ارتش فروپاشیده بود و امرای ارتش شاه پا به فرار گذاشته یا در معرض بازداشت و خطر کشته شدن بودند، اما برژینسکی در فکر کودتا بود. بنا بر صورت‌جلسه نشست، کسی پیشنهادش را جدی نگرفت.

در این میان، وزیر دفاع (هارولد براون) با هایزر که تازه یک هفته قبل از تهران خارج و به ستاد فرماندهی‌اش در اروپا بازگشته بود تماس می‌گیرد تا ببیند ژنرال مورد اعتماد کارتر چه نظری دارد.

هایزر تازه پیام گرمی از کارتر دریافت کرده بود که در آن از درایت او در انجام مأموریت خطیر یک ماهه‌اش در تهران و خدمت بزرگ‌اش به منافع استراتژیک آمریکا در ایران تقدیر شده بود.

ژنرال هایزر خبر اعلان بی‌طرفی ارتش را شنیده بود اما متعجب نبود. متن مکالمه تلفنی هایزر با وزیر دفاع آمریکا – که در سال ۲۰۰۸ از حالت طبقه‌بندی خارج شده – حاوی یک اعتراف تاریخی درباره کاری است که کارتر و دستیارانش با ارتش شاهنشاهی کردند و هنوز هم از اذعان به آن ابا دارند.

هایزر می‌گوید: «ما همواره ارتش را به کنار آمدن تشویق کرده‌ایم. بنابراین آن‌ها باید مستقیما پیش بازرگان رفته باشند.»

توضیحات:

فرستاده نظامی کار‌تر ۱۴ دی ۵۷ وارد ایران شد، او بامداد ۱۴ بهمن کشور را ترک می‌کند. هایزر فقط یک بار در ظهر پنج‌شنبه ۲۱ دی به همراه ویلیام سالیوان با شاه دیدار کرد تا پیام کار‌تر را ابلاغ کنند، پیامی مبنی بر درخواست خروج بدون معطلی شاه از ایران.

در پی سقوط حکومت پهلوی «مأموریت هایزر» به معمایی بزرگ و جنجالی تبدیل شد:‌ هواداران سلطنت هایزر را بزرگ‌ترین نماد خیانت کار‌تر به شاه می‌دانند. بختیار، می‌گفت که هایزر به ارتش گفته بود بی‌طرفی اعلان و پشت او را خالی کند. انقلابیون هایزر را کودتاچی ناموفق می‌دانند. ژنرال آمریکایی تا پایان عمر بر دوستی با شاه تاکید داشت و اتهام خیانت را بی‌اساس می‌دانست.

بیشتر بخوانید:

  • ریچارد کاتم، حلقه اتصال آمریکا با انقلاب ایران
  • چرا کارتر پیام آیت‌الله خمینی را بی‌جواب گذاشت
  • پیام محرمانه آیت الله خمینی به دولت کندی
  • آمریکا چطور از شاه قطع امید کرد
  • نزدیکان آیت‌الله خمینی تماس او با دولت آمریکا را تکذیب کردند
  • رهبر ایران اسناد برقراری ارتباط آیت‌الله خمینی با آمریکا را جعلی خواند
  • تماس مستقیم آمریکا و آیت الله خمینی چطور شروع شد
  • کارتر چطور دستش رامقابل آیت‌الله خمینی رو کرد؟
  • وعده‌های آیت الله خمینی به آمریکا
  • چرا آمریکا بختیار را جدی نگرفت؟
  • ماجرای دیدار سفیر آمریکا با موسوی اردبیلی
  • توصیه‌های قرنی به آمریکا در مورد آیت‌الله خمینی
  • توصیه‌های ‘نمایندگان گاندی’ و ‘خمینی کوچک’ به آمریکا

از منابع دیگر:
ارتشبد فراری

در آخرین روزهای حکومت پهلوی در سال 57 اوضاع ایران روز به روز بحرانی تر می شد. کابینه های گوناگون اما بی ثبات بر سر کار می آیند و چیزی بعد در پی موج اعتراضات و قهر مردمی از صحنه خارج می شوند ارتشبد عباس قره باغی رئیس ستاد ارتش شورایی به نام کمیته ی بحران به منظور ایجاد هماهنگی بین نیروها تشکیل می دهد.درصدر اعضاء این کمیته ارتشبد طوفانیان جانشین وزیر جنگ و رئیس سازمان صنایع نظامی قرار داشت. شاه هنگام خروج از کشور در 23 دی ماه 56 از سران ارتش می خواهد که از بختیار حمایت نمایند. در این هنگام طوفانیان به دلیل عدم انتصاب به وزارت جنگ،‌مقام نخست وزیری و حتی ریاست ستاد ارتش از محمدرضا پهلوی ناراحت بود و با بهانه بیماری تقاضای بازنشستگی و خروج از کشور را نمود که مورد موافقیت قرار نگرفت. شاه قبل از خروج از کشور توصیه دیگری هم داشت و آن حمایت و اطاعت از ژنرال هایزر معاون فرماندهی کل نیروهای ناتو بود. هایزر در فکر یک کودتای نظامی بود تا بتواند اوضاع کشور را آرام نماید. تلاش های هایزر برای متحد ساختن قوای سه گانه و دو ارتشبد با سابقه قره باغی و طوفانیان به جهت انجام کودتای نظامی به کندی پیش می رفت.

در روز 22 بهمن ماه 57 جلسه ی عالی شورای نیروهای مسلح در ساعت 10:30 دقیقه صبح منعقد شد که طوفانیان به علت حضور وزیر جنگ، ارتشبد شفقت در جلس حاضر نشد. انقلاب پیروز شد و طوفانیان پنهان می شود. بعضی تصور می کنند طوفانیان بیش از انقلاب فرار کرده و برخی هم بر این باورند که وی دستگیر شده و سپس به دست عوامل دولت موقت و آمریکایی ها به لویزان (محل نگهداری اسناد معاملات سلاح) منتقل شده و بس از آن از کشور خارج گردیده است. به گفته ی نویسنده کتاب سراب یک ژنرال در ملاقاتی که با برادر طوفانیان،‌محمد تقی داشته است این شبهه تاریخی مرتفع می گردد به گفته ی وی طوفانیان که به وخامت اوضاع پی برده بود در جلسه شورای عالی نیروهای مسلح در روز 22 بهمن ماه شرکت نمی کند و از ترس گرفتار آمدن به مخفیگاه مطمئنی پناه می برد و کلیه تماس های خود با خارج از آن مکان را قطع می نماید. شخصی که بنام طوفانیان دستگیر و به زندان قصر منتقل می شود برادر وی هادی بوده است که در اسناد بدست آمده این نکته کاملا مشهود است. به هر روی طوفانیان حداقل 6 ماه در مخفیگاه خود پنهان بوده است و طی این مدت بارها محل اختفای خود را به منظور پیشگیری تغییر داده است تا اینکه بر اثر برنامه ریزی خاصی در هفدهم شهریور 1358 با یک دستگاه سواری بنز و مسلح به هفت تیر و مسلسل، در حالی که ریش دار بوده است از مرزهای غربی کشور به ترکیه و از آنجا به اروپا و سپس آمریکا می گریزد[19].

No responses yet

Apr 15 2016

افزایش کشته‌های ارتش ایران در حلب؛ ۱۰ هزار نیروی ایرانی در سوریه حضور دارند

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفرانسه: با وجود ادامه یافتن مذاکرات صلح سوریه در ژنو، درگیری‌ها در جبهه استراتژیک جنوب شهر حلب همچنان ادامه دارد و علاوه بر سپاه پاسداران، نیروهای ارتش جمهوری اسلامی نیز به کمک نیروهای بشار اسد رفته‌اند. در حالی که امروز جنازه چند تن از نفرات ارتش ایران که در سوریه کشته شده اند، در ایران تشییع شد، آمار منتشر شده در رسانه‌های ایران از کشته شدن بیش از ۲۰ افسر ارتش این کشور در سوریه طی دو هفته گذشته حکایت می کند.

سایت خبری میدل ایست مونیتور، به نقل از منابعی در سوریه نوشت که شمار نیروهای ایرانی در سوریه به حدود ١٠ هزار نفر و تعداد نیروهای حزب الله لبنان در سوریه نیز به ٤ هزار نفر می رسد.
همچنین خبرگزاری فرانسه از بیروت به نقل از سازمان ناظران حقوق بشر سوری گزارش داده که از روز یکشنبه گذشته، درگیری‌ها در “العیس” و “خان تومان” در جنوب حلب، موجب کشته شدن ٦١ شورشی و عضو جبهه النصره، شاخه سوری القاعده، و همچنین ٥٠ سرباز و شبه نظامی رژیم سوریه شده است.
شدت این درگیری ها به حدی بوده که فقط طی یک روز ٤٢ عضو جبهه النصره و ٣٤ هوادار رژیم سوریه جان خود را از دست دادند.
نیروهای رژیم سوریه تلاش می کنند تا منطقه العیس را که کنترل آن در دست جبهه النصره است از آن خود کنند. در مقابل، نیروهای جبهه النصره نیز در تلاش هستند تا خان تومان را از کنترل رژیم سوریه خارج کنند.
این درگیری‌های خشونت‌بار درحالی است که مذاکرات غیرمستقیم صلح سوریه زیر نظر سازمان ملل متحد در ژنو در حال برگزاری است و از شش هفته گذشته نیز آتش بس شکننده ای در سوریه با وساطت روسیه و آمریکا برقرار شده است.
روز دوشنبه، دولت آمریکا اعلام کرد که حمله رژیم سوریه علیه جبهه النصره در حلب موجب نقض آتش بس نخواهد شد و تلاش ها در ژنو را از بین نخواهد برد.

No responses yet

Apr 13 2016

پنجمین تکاور ارتش ایران در درگیری‌های سوریه کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: گزارش رسانه‌های ایران حاکی است که پنجمین تکاور ارتش جمهوری اسلامی ایران در درگیری‎‌های سوریه به نفع نیروهای بشار اسد، رییس جمهوری این کشور، کشته شده است.

خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران روز چهارشنبه ۲۵ فروردین نام این تکاور را «حمدالله بخشنده» اعلام کرده است که به گفته این رسانه، «از رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی بود که برای دفاع از حرم حضرت زینب عازم سوریه شده و حین مبارزه با تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید».

خبر کشته شدن پنجمین تکاور ارتش ایران در‌‌ همان روزی اعلام می‌شود که فرمانده نیروی زمینی ارتش کشته شدن چهار تکاور دیگر این نیرو طی هفته جاری را تایید کرد.

خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران، نام و درجه نظامی این کشته‌شدگان را «سرهنگ مجتبی ذوالفقارنسب»، «سروان مرتضی زرهرند»، «ستوان دوم مجتبی یداللهی منفرد» و «محسن قوطاسلو» اعلام کرده است.

خبر اعزام تکاوران ارتش به جنگ داخلی سوریه که میان نیروهای دولت بشار اسد، رییس جمهوری، و مخالفان مسلح آن بویژه داعش و جبهه النصره جریان دارد، نخستین بار روز ۱۶ فروردین امسال از سوی علی آراسته، معاون هماهنگ‌کننده نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی، اعلام شد.

وی گفته بود که تکاوران ارتش به عنوان «مستشار» به سوریه اعزام می‌شوند.

عمده این تکاوران از تیپ ۶۵ نوهد (نیروی ویژه هوابرد ارتش مشهور به کلاه‌سبز‌ها) هستند.

برخی سایت‌های اصولگرا در یادداشت‌هایی به تحلیل علت اعزام نیروهای کلاه سبز ارتش ایران به جبهه سوریه پرداخته‌اند، از جمله سایت «هم‌اندیشی» مدعی شده است که «همزمان با حضور مستشاری تعدادی از نیروهای ورزیده سپاه در سوریه یک مطالبه عمومی در بدنه ارتش جمهوری اسلامی برای حضور در سوریه شکل گرفت که حضور در جبهه‌های حق علیه باطل و دفاع از حریم عقیله بنی هاشم را مرتبا از فرماندهان ارتش مطالبه می‌کرد».

این سایت، تکاوران را «گروه ورزیده نظامی ارتش ایران» معرفی کرده و نوشته که «تیپ نوهد» قابلیت انجام ماموریت‌هایی از جمله «جنگ چریکی، پارتیزانی، انجام پرش چتربازی و سقوط آزاد در زمین، هوا و آب و مناطق کویری و کوهستانی را دارند».

سایت «هم اندیشی» از یک فرمانده ارتش نقل قول کرده که «نیروهای این تیپ… دوره‌هایی نظیر رهایی گروگان، مربی چتربازی، تربیت تیرانداز، عملیات ویژه، غواصی و تقریبا همه دوره‌های که یک چریک نیاز دارد آموزش ببیند، می‌گذارنند».

ظرف یکسال گذشته که جمهوری اسلامی سیاست اعلام آمار کشته‌شدگان نیروهای نظامی خود در جنگ سوریه را در پیش گرفته است، خبرگزاری‌های ایران مرتبا گزارش‌هایی از تعداد کشته‌های نیروهای نظامی در این جنگ را منتشر می‌کنند.

علاوه بر نیروهایی از سپاه پاسداران، بسیج و ارتش جمهوری اسلامی که در درگیری‌های سوریه حضور دارند، نیروهای پاکستانی در قالب تیپ «زینبیون» و افغان در قالب تیپ «فاطمیون» نیز در این جنگ در کنار نیروهای بشار اسد و حزب‌الله لبنان می‌جنگند.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .