اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'القاعده'

Nov 14 2020

نیویورک تایمز: مرد شماره دو القاعده توسط ماموران اسرائیلی مرداد ماه در تهران ترور شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,تروریزم,سیاسی


رادیو‌فردا: مقام‌های اطلاعاتی ایالات متحده به روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز گفته‌اند، مرد شماره دو القاعده و بیوه پسر بن لادن سه ماه پیش در خیابان پاسداران تهران توسط ماموران اسرائیلی به سفارش آمریکا ترور شدند.

نیویورک تایمز نوشته است عبدالله احمد عبدالله، مرد شماره دو القاعده از طراحان حملات تروریستی ۱۹۹۸ به سفارت‌های آمریکا در آفریقا بود .

طبق این گزارش عبدالله احمد عبدالله معروف به ابو محمد المصری توسط دو موتور سوار در خیابان تهران همزمان با سالگرد حملات به سفارت در هفتم اوت ترور شد. او به همراه دخترش مریم که همسر حمزه بن لادن بوده٬ در این عملیات کشته شد.

چهار مقام اطلاعاتی به نیویورک تایمز گفته اند، این عملیات توسط ماموران اسرائیلی و به سفارش ایالات متحده انجام شد.

حمزه بن لادن، پسر و جانشین اسامه بن لادن رهبر گروه القاعده، مردادماه سال گذشته در جریان عملیات ضدتروریسم آمریکا در مرز پاکستان و افغانستان کشته شده است.

نیویورک تایمز همچنین نوشته است که این عملیات تاکنون مخفی نگه‌داشته شده بود.

در انفجار سفارتخانه آمریکا در نایروبی در کنیا، در هفتم اوت سال ۱۹۹۸ بیش ۲۰۰ نفر کشته و در حدود پنج هزار نفر زخمی شدند.

پیش از این رسانه های داخل ایران در ۱۷ مرداد گزارش داده بودند که دو شهروند لبنانی به نام‌های حبیب‌ داوود، استاد تاریخ و ۵۸ ساله، و دخترش مریم، ۲۷ ساله، در حوالی گلستان یکم در خیابان پاسداران تهران به ضرب چهار گلوله کشته شدند.

خبرگزاری مهر نوشته بود، در این حادثه از سوی یک موتورسوار «از سمت راننده» پنج تیر شلیک شده که «۴ تیر شلیک شده» به خودرو برخورد کرده و «شلیک پنجم هم به یک ماشین دیگر که در حال عبور بوده اصابت» کرده است.

این خبرگزاری اضافه کرده بود، این دو نفر سوار بر یک خودروی ال‌۹۰ سفید در حال حرکت بودند و حادثه ساعت ۹ شامگاه جمعه رخ داد.

ابو محمد المصری، ۵۸ ساله از بنیانگذاران گروه القاعده محسوب می‌شد و حتی گفته شده بود پس از کشته شدن اسامه بن لادن٬ او احتمالا رهبر القاعده خواهد شد. اما پس از کشته شدن اسامه بن لادن، ایمن الظواهری رهبر القاعده شد.

در سال ۱۳۹۶ مقام‌های اطلاعاتی آمریکا اعلام کرده بودند که عروسی حمزه بن لادن در ایران برگزار شده است.

سال‌ها اين گمانه مطرح بود كه فرزندان اسامه بن لادن از زمان فرار رهبر گروه القاعده از افغانستان در ايران به سر مى‌برند.

سازمان‌هاى جاسوسى غربى در اين زمينه به طور ويژه به نام دو تن از پسران بن لادن به نام سعد و حمزه اشاره مى‌كردند که، به گفته آنها، نقش مهمى در گروه القاعده دارند.

در همین زمینه در سه سال پیش محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، در گفت‌وگو با شبکه سی‌بی‌اس گفت که ایران به نیروهایی از القاعده پناه داده و آنها را به آمریکا تحویل نمی‌دهد.

او همچنین افزود که پسر اسامه بن لادن که رهبر جدید القاعده است، در ایران ساکن است و با برخورداری از حمایت جمهوری اسلامی، از داخل ایران به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهد.

ایران بلافاصله این اتهام را رد کرده و در مقابل عربستان را به تاسیس القاعده متهم کرد.

اسامه بن لادن بنیانگذار گروه القاعده و طراح اصلی حملات ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۱ بود که در سال ۲۰۱۱ توسط نیروهای آمریکا در پاکستان کشته شد.
منابع: نیویورک تایمز و رادیو فردا

No responses yet

Nov 02 2017

سی‌آی‌ای اسنادی از بن‌لادن شامل «روابط القاعده با ایران» را فاش کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه

رادیوفردا: سازمان اطلاعات مرکزی ایالات متحده، اسناد تازه‌ای از حمله به مخفی‌گاه اسامه بن‌لادن در پاکستان را منتشر کرده‌است. بخشی از این مدارک که پیش‌تر به رویت پژوهشگران «بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها» رسیده، به «روابط» میان جمهوری اسلامی و گروه القاعده مربوط می‌شود.

حمله نیروهای ویژه آمریکا به مخفی‌گاه بن‌لادن در ایبت‌آباد (ابت‌آباد)، پاکستان شش سال پیش صورت گرفت و به مرگ بن‌لادن انجامید. در جریان یورش به این مخفی‌گاه اسناد، مکاتبات، فیلم‌ها و اطلاعات مختلفی نیز به دست آمد که بخش‌هایی از آن پیش‌تر منتشر شده بود.

اکنون سازمان سی‌آی‌ای مدارک و اسناد تازه‌ای را منتشر کرده است. بنا بر اطلاعات منتشرشده در وب‌سایت این نهاد، در دهم آبان‌ماه، این بایگانی نزدیک به ۴۷۰ هزار سند تازه را در برمی‌گیرد.

خبرگزاری فرانسه به نقل از بیل روجیو و توماس جاسلین، از «بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها» می‌گوید این اسناد برای نمونه دربرگیرنده ویدئویی از عروسی حمزه بن لادن است که «در ایران فیلم‌برداری شده‌است». این ویدئو نخستین تصاویر به‌دست‌آمده از پسر محبوب رهبر القاعده در سن بلوغ است. خبرگزاری فرانسه بر پایه اسنادی که پیشتر منتشر شده، گزارش داده بود بن‌لادن قصد داشته این فرزندش رهبری گروه را پس از او در دست گیرد.

Footage of Hamza bin Laden as an adult on his wedding day. @thomasjoscelyn assesses wedding occurred in #Iran. More: https://t.co/XTdRroQFKJ pic.twitter.com/webxSxhEm7

— Long War Journal (@LongWarJournal) November 1, 2017

جاسلین و روجیو در «لانگ‌ وار ژورنال»ِ بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها نوشته‌اند که یکی از اسناد فاش‌شده گزارشی ۱۹ صفحه‌ای را در مورد نوع و طبیعت رابطه با ایران است که توسط یکی از افسران بن‌لادن نوشته شده‌است.

وب‌سایت «هیل»، به نقل از پژوهشگران «بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها» به موضوع اسناد نوشته‌شده توسط عضو ارشد القاعده اشاره کرده و می‌گوید میان جمهوری اسلامی ایران و این گروه توافقاتی وجود داشته که القاعده حملاتی علیه منافع آمریکا در «خلیج [فارس] و عربستان سعودی» انجام دهد. در برابر از طرف ایران «پول و جنگ‌افزار» و اجازه «آموزش در اردوگاه‌های حزب‌الله لبنان» را کسب کند.

از طرف دیگر نویسندگان مدارک گفته‌اند القاعده «توافقات» را زیر پا گذاشته که به بازداشت شماری از نفرات آن در ایران انجامیده‌است. اما عضو ارشد این گروه به این موضوع اشاره کرده که با این حال القاعده در وضعیت جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران قرار ندارد زیرا هر دو طرف منافع مشترک ضدآمریکایی دارند.

شبکه خبری ان‌بی‌سی به نقل از پژوهش‌های منتشرشده فعلی می‌گوید تهران در بازه‌ای از زمان پیشنهاد ارائه کمک‌هایی به القاعده به شکل «مالی یا تسلیحاتی» و «آموزش در اردوگاه‌های حزب‌الله» را در قبال «حمله به منافع آمریکا در عربستان و خلیج [فارس]» ارائه کرده بود.

ان‌بی‌سی نیز می‌گوید بنا بر این اسناد در مقطعی دیگر از زمان، تنش‌ها بین دو طرف به بازداشت شماری از اعضای ارشد القاعده در ایران انجامیده‌است.

خبرگزاری فرانسه می‌گوید روابط میان دو طرف همچنان مبهم است، عمق آن هنوز مشخص نیست و موضوع بحث و گفت‌وگو میان پژوهشگران و چهره‌های سیاسی‌ست. این خبرگزاری برای نمونه به نبرد حزب‌الله لبنان، یکی از مهم‌ترین گروه‌های مورد حمایت تهران، علیه شاخه‌ی القاعده در سوریه، اشاره کرده‌است. با وجود همه این‌ها خبرگزاری فرانسه نیز بر این نکته تاکید دارد که -مثلا- حضور حمزه بن‌لادن در تهران، چه به‌صورت بازداشت، یا تحت حفاظت نیروهای امنیتی ایران، به‌خودی خود اظهارات مربوط به روابط میان جمهوری اسلامی ایران و بن‌لادن را تقویت می‌کند.

به گفته شبکه خبری ان‌بی‌سی این پرونده‌ها نشان می‌دهند که بن‌لادن به آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، نامه نوشته و خواستار آزادی اعضای خانواده‌اش شده بود.

به گفته «لانگ‌ وار ژورنال»، نشریه بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها، بن‌لادن زمانی نیز قصد کرده با نفوذ جمهوری اسلامی در منطقه، که آن را «مهلک» می‌دانسته، مقابله کند. رهبر القاعده زمانی خواستار ربودن یک دیپلمات ایرانی شده بود تا او را با فرماندهان بازداشت شده القاعده مبادله کند.

در مقطعی از زمان گزارش‌هایی در مورد «مبادله» شماری از اعضای شورای مرکزی القاعده با یک دیپلمات ربوده‌شده ایرانی در یمن منتشر شده بود که در همان زمان یک مقام وزارت خارجه ایران این موضوع را رد کرده بود.

جمهوری اسلامی ایران در همه در موارد پیشین اظهارات و گزارش‌های مشابه را رد و «خبرسازی» توصیف کرده بود. برای نمونه در مرداد ماه سال گذشته، بهرام قاسمی، سخنگوی وزارت خارجه دولت حسن روحانی، گفته بود تهران هیچ اطلاعی از حضور نفرات القاعده در ایران ندارد و دولت آمریکا «به‌جای کلی‌گویی باید اطلاعات دقیق به اشتراک بگذارد». مسئولان و مقام‌های ایرانی در عین حال می‌گویند ایران خود قربانی حملات تروریستی بوده و جمهوری اسلامی در مقابله با تروریسم «پیشرو» است.

البته موضوع «وجود روابطی» میان جمهوری اسلامی ایران و گروه القاعده، در گزارش‌های دولت پیشین ایالات متحده نیز بازتاب پیدا کرده بود. برای نمونه در گزارش سالیانه وزارت خارجه آمریکا در مورد وضعیت تروریسم در جهان در سال ۱۳۹۱، ضمن آن‌که تهران «حامی ممتاز فعالیت‌های تروریستی» توصیف شده بود، آمده بود که ایران به اعضای القاعده اجازه استفاده از خاک خود برای انجام برخی فعالیت‌های مالی و انتقال نفرات، داده‌است.

ماه گذشته مایک پومپئو، رئیس سازمان سی‌آی‌ای وعده داده بود که انتشار مدارک به‌دست‌آمده از حمله به ایبت‌آباد (ابت‌آباد)، اسنادی در مورد «روابط» القاعده و جمهوری اسلامی ایران را در اختیار افکار عمومی قرار دهد.

آقای پومپئو گفته بود «تماس‌هایی بوده، که در کم‌ترین حد، به معامله‌هایی انجامیده که دو طرف مزاحم یک‌دیگر نشوند».

خبرگزاری فرانسه می‌گوید سخنان مایک پومپئو در میان منتقدان سیاست‌های دونالد ترامپ، این نگرانی را به وجود آورده بود که افرادی مانند رئیس سازمان سی‌آی‌ای -از مخالفان سرسخت سیاست‌های تهران- ممکن است در حال ایجاد زمینه‌هایی برای جنگ باشند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا، خود تاکید کرده‌است که حکومت ایران «لنگرگاهی امن به تروریست‌ها می‌دهد و از آن پیشتیبانی مالی می‌کند و مسئول بی‌ثباتی در منطقه است».

از طرفی رکس تیلرسون، وزیر خارجه آمریکا، در سخنانی در سوم آبان ماه تاکید کرده بود که اقدامات و تحریم‌ها علیه ایران، «رفتارهای شرورانه» جمهوری اسلامی را هدف گرفته و گفته بود که «دعوای ما با مردم ایران نیست. اختلافات ما با رژیم انقلابی [جمهوری اسلامی] است».

ایران ایجاد بی‌ثباتی در منطقه یا دخالت در امور دیگر کشورها را رد کرده و شماری از متحدان ایالات متحده در منطقه، از جمله عربستان سعودی، را عامل اصلی «افراطی‌گری» و یا «ایجاد بی‌ثباتی» توصیف می‌کند.

تهران هنوز واکنشی به اسناد تازه در گزارش‌ پژوهشگران «بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها» نشان نداده‌است.

«بنیاد دفاع از دمکراسی‌ها» از اندیشکده‌های نومحافظه‌کار است که در سال ۲۰۰۱ در واشینگتن بنیان گذاشته شد.

اسامه بن‌لادن زاده مارس ۱۹۵۷ در ریاض، عربستان سعودی بود. او از سال ۱۹۹۴ تابعیت کشوری را نداشته و بنیان‌گذار القاعده‌است. بن‌لادن و گروهی که او رهبری می‌کرد در حملات تروریستی گسترده‌ای در سطح جهان دست داشتند، از تانزانیا و کنیا تا نیویورک در ایالات متحده. حمزه بن‌لادن، پسر او، از سال جاری میلادی در فهرست مقابله با تروریسم ایالات متحده قرار گرفته‌است.

No responses yet

Jun 14 2017

۱۰ ماه زندگی با القاعده‌ای‌های ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: بهمن احمدی امویی

مرداد سال ۱۳۸۹ است. زندانیان «القاعده» تعدادشان زیاد شده است. حدود ۱۰ نفرشان از بچه‌های کردستان ایران وَ بسیار جوان هستند. مسن‌ترینشان به‌زحمت ۲۴ یا ۲۵ سال سن دارد. خیلی مصمم و پرانرژی نشان می‌دهند. روزی پنج نوبت نماز جماعت می‌خوانند. رئیس بند، دستور داده هر دو نفرشان را در یک اتاق نگه دارند؛ بلکه روابطشان با هم کمتر شود. اما به خاطر تعمیرات ساختمانی در تمام بند ۳۵۰، همه‌چیز بلبشو است و از آزادی عمل بیشتری برای رفت وآمد و دیدن و نشست و برخاست، برخورداریم. آن‌ها هم مدام کنار هم هستند. رفتار تشکیلاتی القاعده‌ای‌ها و چهره‌های نامونس آن‌ها با ریش‌های بلند، موجب ترس برخی از زندانی‌ها شده است؛ به‌ویژه وابستگان انجمن پادشاهی. مرتب در گوش هم پچ‌پچ می‌کنند و کاملاً از آن‌ها می‌ترسند؛ سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است با آن‌ها رودررو نشوند.

کمتر با زندانی‌های دیگر ارتباط دارند. در واقع اصلاً ارتباطی ندارند. فقط زمان خواب آن‌ها را می‌بینی که از دیگر دوستانشان جدا شده و هر کدام به اتاق خود می‌روند. تا حالا یکی دو درگیری بین آن‌ها و جوانان زندان روی داده است. پس از مدتی مسئولان زندان به این نتیجه رسیدند که آن‌ها در یک جا وکنار هم باشند. اتاقی که قبل از این فروشگاه و کتابخانه بود، با خراب کردن دیوار حائل، تبدیل به یک اتاق نسبتاً بزرگ شد؛ این اتاق با ۱۴ تخت سه طبقه به ۱۰ نفر از زندانیان القاعده اختصاص داده شد و توافق شد ۱۴ نفر از بچه‌های سیاسی اتاق‌های دیگر هم به آنجا بروند، تا از شلوغی زیاد اتاق‌ها کم شود. در هر اتاق گاه تا ۳۵ نفر زندگی می‌کنند. نزدیک ۲۰ نفر تخت دارند و بقیه «کف‌خواب» اند؛ کف‌خواب اصطلاحی است مخصوص زندان‌ها. علاوه بر خوش‌شانسی، باید از امتیاز زندانی باسابقه هم برخوردار باشی که تختخواب نصیبت شود. بعضی‌ها تا چند ماه منتظر می‌مانند که تختی گیرشان بیاید. در بندهای دیگر که زندانیان عادی نگهداری می‌شوند، تخت‌ها تا ۶۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود؛ خریدوفروش تخت برای بعضی‌ها درآمدزا است. برخی با روابط و زدوبندی که دارند، تخت را به یک زندانی می‌فروشند و دو سه روز بعد، ترتیب انتقال آن فرد را به سالنی دیگر می‌دهند تا دوباره تخت را به یک زندانی دیگر بفروشند.

تا پیش از این، رئیس بند، اعتنائی به خواسته‌های زندانیان سیاسی نداشت. بارها نسبت به وضعیت بهداشتی، شلوغی اتاق‌ها و فضای موجود اعتراض شده بود. حتی جابه‌جایی بین اتاق‌ها را هم به‌راحتی نمی‌پذیرفت. اهتمام ویژه‌ای در جلوگیری از شکل‌گیری تشکل، گروه و دستهٔ فکری بین زندانی‌ها نشان می‌دهد؛ به‌همین‌خاطر مرتب ما را جابه‌جا می‌کند؛ اما حالا پذیرفته که ۱۰ نفر از زندانی‌های القاعده با آن ویژگی‌های خاص فکری، در یک اتاق جمع شوند. کسی حاضر نمی‌شد برود و با آن‌ها در آن اتاق زندگی کند. سرانجام من و «عبداللـه مؤمنی» و هشت نفر از زندانیان جنبش سبز، یک نفر از انجمن پادشاهی و سه نفر از زندانیان سیاسی کرد («متین ارجان»، تبعهٔ ترکیه، «رمضان احمد کمال» از سوریه و «رمضان سعیدی» ایرانی) پذیرفتیم تا با آن‌ها در این اتاق بمانیم. ترکیب جالبی است. همه نسبت به هم سوءتفاهم دارند. نبود درک متقابل، نبود پذیرش حداقلی دیگری و وجود کمترین میزان همراهی، در این جمع موج می‌زند. من دلم می‌خواهد با آن‌ها ارتباط بگیرم و در باره‌شان بنویسم. اما اصلاً راه نمی‌دهند. بچه‌های اتاق‌های دیگر، دو سه نفر باهم، از چهارچوب فلزی‌ای که حالا دری ندارد، به داخل اتاق سرک می‌کشند و با تعجب به ما نگاه می‌کنند تا بدانند که هنوز زنده‌ایم یا نه؟ همهٔ این‌ها شوخی و خنده است و نه جدی.

۱۰ نفر زندانی القاعده و ارتباط با آن‌ها سوژهٔ هر روزهٔ دیگر زندانی‌ها شده است. هر شب ساکنان اتاق‌های دیگر با ما خداحافظی می‌کنند و به کنایه می‌گویند: «به امید دیدار تا فردا!» عبداللـه رئیس اتاق است و به‌قول بچه‌ها باید روش امنیتی خاصی را برای حفظ خود در پیش بگیرد (همه این‌ها شوخی و برای وقت گذرانی است). من می‌گویم مثل «یاسر عرفات» شب‌ها در یک جا بخوابد و صبح از جای دیگر برخیزد. «کیوان صمیمی» از نخستین افرادی است که در خط مقدم خطر قرار دارد! چون خیلی گرمش می‌شود؛ معمولاً پیراهنش را درمی‌آورد و بدن پوشیده از مویش را نشان می‌دهد. زندانی‌های القاعده هم هر روز دراین‌باره هشدار می‌دهندکه این کارش درست نیست و جلویش را بگیرید و گرنه خودمان با او برخورد می‌کنیم.

یک روز اخبار ساعت ۱۴ تلویزیون، خبری خواند که بازتاب‌های آن برای همه جالب بود: «دو نفر در یک عملیات انتحاری در کابل، سه نفر از نیروهای ناتو را کشته‌اند.” زندانی‌های القاعده معترضانه گفتند: «جمهوری اسلامی به نفع آمریکا خبررسانی می‌کند. مگر می‌شود در دو عملیات انتحاری فقط سه نفر کشته شوند؟!» یکی‌شان با خوشحالی فریاد زد: «دو صفرش را انداخته‌اند. ۲۰۰ نفر مرده‌اند.» عبداللـه مؤمنی با خنده و شوخی گفت: «واقعاً گاهی جمهوری اسلامی مظلوم می‌شود. نه القاعده خبرهایش را قبول دارد و نه ما.» وقتی خبر یک اقدام تروریستی و انتحاری از تلویزیون پخش می‌شود، صدای تکبیر و الله اکبر آن‌ها بلند می‌شود. با هم روبوسی می‌کنند و شادی و پیروزی در چشمانشان موج می زند. از این بابت اعصاب ما خراب است و ناراحتیم. نمی‌دانیم چطور با آن‌ها رفتار کنیم که مشکلی پیش نیاید و وضعیت زندان را با ناراحتی و تنش و چالش بدتر نشود. تحمل دیوارهایی که تو را احاطه کرده و فشار آن دیوارها آدم را شکننده می‌کند.

عید مبعث در پیش است. از همین حالا با القاعده‌ای‌ها صحبت می‌کنیم تا آن‌ها را برای برگزاری جشن احتمالی آماده کنیم؛ اما راضی نمی‌شوند. نماینده‌شان می‌گوید: «ما به این چیزها اعتقاد نداریم. چرا باید جشن بگیریم؟! ما پیرو سنتِ قرآن هستیم. اگر باید جشن تولد بگیریم و این مهم است، چرا خود حضرت رسول هرگز برای خودش جشن تولد نگرفت؟»

آخر شب با عبدالله. خ که نمایندهٔ زندانیان القاعده است در مورد چگونگی دستگیری‌اش صحبت می‌کردیم. گفت: «واقعاً ظلم است. من فقط هشت آمریکایی کافر را کشتم؛ اما دولت ایران الان ۱۱ ماه است که مرا زندانی کرده است. این ظلم آشکار است. دولت ایران از یک طرف می‌گوید با آمریکا دشمن است، اما از طرف دیگر کسانی را که آمریکایی‌ها را در افغانستان می‌کشند، دستگیر می‌کند.» در «بوکان» دستگیر شده است. یواش‌یواش می‌خواهم با او طرح دوستی بریزم؛ شاید بتوانم خاطراتش را بنویسم. هرچند پذیرفتن حرف‌هایش سخت است و به‌قول بقیه دارد قپّی می‌آید.

رابطهٔ ما با اعضای القاعده رو به بهبودی است. دو قالی کهنه برای اتاق آوردند. فرصت خوبی برای نزدیکی بیشتر است. همه باهم شروع به شستن قالی‌ها کردیم. شوخی و خنده و کمی هم آب‌بازی بین دو “عبد اللـه “اتاق. عبداللـه مؤمنی رئیس اتاق یک و رئیس فراکسیون اکثریت و عبداللـه. خ نایب‌رئیس اتاق و رئیس فراکسیون اقلیت القاعده: لقب‌هایی که بچه‌ها به عنوان شوخی و خنده مطرح می‌کنند. متین ارجان آشپز فوق‌العاده‌ای است؛ با کمترین امکانات، غذاهایی می‌پزد که طعمشان را پیش‌تر تجربه نکرده‌ایم.

«علی تاجرنیا» که مسئول بهداشت اتاق است، میوه‌ها را بین بچه‌ها تقسیم می‌کند. بشقابی شامل موز، خیار و سیب. به هرکدام از ۱۴ نفرمان یک برش از این سه میوه می‌رسد. عبداللـه مؤمنی باحرارت، تند و بلند حرف می‌زند و همه‌چیز را با چاشنی‌ای از طنز و خنده مطرح می‌کند. می‌گوید که رئیس محترم اتاق یک است و معمولاً از بچه‌ها می‌خواهد که او را خودجوش تشویق کنند. این روزها ورد زبانش «درود بر شرفتان» است؛ اصطلاحی که تقریباً همه اعضای اتاق از آن استفاده می‌کنند.

صبح‌ها با صدای خنده و شوخی عبداللـه مؤمنی و شنیدن جملهٔ «یاران دبستانی و برادران ایمانی! صبح شما به‌خیر! مدیریت محترم اتاق، روز دلنشین و زیبایی را برای شما آرزو می‌کند. لطفاً بیدار شوید!»، از خواب برمی‌خیزیم. اولین کلمه‌هایش پس از صبح به‌خیر نیز «درود بر شرفتان» است.

۱۰ نفر زندانیان القاعده که در اتاق شمارهٔ یک با ما زندگی می‌کنند، از آن گروه القاعده‌ای‌هایی هستند که کمترین میزان آگاهی را دارند. تحلیل مشخصی از اوضاع و مبانی تئوریک که هیچ، سواد کافی هم ندارند؛ برداشتشان از قرآن نیز گاه خیلی برای ما عجیب به نظر می‌رسد. یکی‌شان تعمیرکار لوازم خانگی است، یکی مغازه‌دار و دو سه تای‌شان تحصیلات زیر دیپلم دارند. تنها وجه ممیزه‌شان این است که مثلاً فلانی ۲۹ جزء قرآن را حفظ است و بقیه کمتر از او. اهل خواندن داستان و رمان و شعر و یا کتاب‌های علوم اجتماعی نیستند. فقط قرآن می‌خوانند و حفظش می‌کنند. در روزنامه‌ها فقط دنبال جدول هستند و برنامه‌های تلویزیون را هم نگاه می‌کنند.

در روزنامه دنبال کلماتی می‌گردند که به نظرشان اسم خداوند است و آن را خیلی ظریف پاره می‌کردند. زندانی از روزنامه‌ها برای تمیز کردن سفره غذا، نشستن روی آن‌ها و تمیز کردن سرویس بهداشتی استفاده می‌کردند. از نظر القاعده ای‌ها این کار گناه است. این هم شده یکی از درگیری‌های هر روزه با آن‌ها. از بدشانسی، تعداد زیادی از روزنامه‌هایی هم که می‌آورند، روزنامه‌های سبحان و حمایت است و پر از اسم مقدس و آیه‌های قران. بعضی روزها روزنامه‌ها را می‌سوزانند تا از نظر آن‌ها ما کمتر گناه کنیم.

یک تیم والیبال دارند و بعد از ظهرها با بچه‌ها بازی می‌کنند. گاهگاهی هم دور هم می‌نشینند و بخش‌هایی از قرآن را که حفظ هستند تمرین می‌کنند. از اخبار و گزارش‌ها و حوادث روز دنیا فقط روی بمب‌گذاری‌های القاعده در عراق و افغانستان و خبرهای مربوط به گروه خودشان حساسیت نشان می‌دهند. یک بار دیدم که «جهانگیر» یکی از جوانان القاعده، شطرنج بازی می‌کند. «علیرضا ایرانشاهی» پرسید: «مگر شطرنج برای آن‌ها حرام نیست؟» گفتم: «نمی‌دانم.»

برخلاف قرار قبلی با رئیس بند، تعداد القاعده‌ای‌ها به ۱۷ نفر رسید. تعداد ما هم به حدود ۲۰ نفر رسیده است. روزی ۸ نوبت نماز جماعت در اتاق برگزار می‌شود. پنج نوبت بچه‌های القاعده و سه نوبت دیگران. بچه‌های جنبش سبز گاهی به بهشتی شیرازی و زمانی به محسن میردامادی اقتدا می‌کنند. اوضاع آشفته‌ای شده و کمترین میزان آرامش راداریم. حتی از اتاق‌های دیگر هم برای شرکت در نماز جماعت به اتاق ما می‌آیند. از آن‌طرف غذا خوردن هم سخت شده است. پیشنهاد دادیم که همه باهم دور یک سفره جمع‌شویم. من گفتم برای این‌که بیشتر به هم نزدیک شویم هرروز دو نفر شهردار باشند، یکی از ما و یکی از آن‌ها. آشپزی و غذا درست کردن هم همین‌طور. اما آن‌ها مخالفت می‌کنند. می‌گویند ما چون شیوه ذبح گوشت را نمی‌دانیم نمی‌خوریم و گاهی مرغ استفاده می‌کنیم. استدلالی که نمی‌توان برای آن دلیلی آورد. در حقیقت آدم می‌ماند که چه جوابی بدهد. جالب این‌که تا پیش‌ازاین که به القاعده ملحق شوند مثل بقیه مردم رفتار می‌کردند و حالا برای نشان دادن تمایز و هویت خود چنین چیزهایی را مطرح می‌کنند. شلوارهای گشاد که تا بالای قوزک پا می‌رسد، می‌پوشند. می‌گویند حضرت محمد گفته باید قوزک پا معلوم باشد. موقع نمازخواندن دست‌به‌سینه، هر دو پا به‌اندازه پهنای شانه باز و پنجه‌های پاها را به یکدیگر متصل می‌کنند. یک فلسطینی که فارغ‌التحصیل دانشگاه کیف اکران است و دو مصری هم به‌تازگی وارد زندان شده‌اند. مصری‌ها از ترکیه وارد ایران شدند و به پاکستان رفتند و پس از مدتی که وارد ایران می‌شوند، دستگیر می‌شوند والان منتظرند تا تحویل مقامات مصری داده شوند. یکی دو نفر هم از جمهوری آذربایجان هستند. می‌خواستند به عراق بروند که در ایران دستگیرشده‌اند. تعدادشان زیاد شده و مقامات تصمیم می‌گیرند آن‌ها را به یک سالن در زندان رجایی شهر کرج منتقل کنند.

تعدادی از بچه‌های اهل کردستان هم در میان ما هستند که به خاطر درگیری و برخورد مسلحانه با القاعده‌ای‌های کردستان دستگیرشده‌اند. ترکیب عجیبی داریم. یکی از آن‌ها می‌گوید وظیفه من شناسایی و ترور مقامات و مبلغان القاعده در کردستان ایران بود. او می‌گوید که دوستانش در کردستان عراق هم به‌شدت در حال مبارزه با آن‌ها هستند. برای همین گاهی هم درگیری و کتک‌کاری بین این دو گروه را شاهد هستیم. هر یک دیگری را به نابودی کردستان متهم می‌کند. تا حالا شاهد چند درگیری و بین آن‌ها بودیم.

حسین مرعشی می‌گوید:”آینده خاورمیانه از توی اتاق شما مشخص می‌شود. همه نوع آدم در آن هست. القاعده، مسلمان اصلاح‌طلب، سکولار، کرد وابسته به پژاک و پ.ک. ک، سازمان مجاهدین خلق و ضد مذهب.”خوب که به حرفش فکر می‌کنم، می‌بینم خیلی دقیق می‌گوید. این روزها در سراسر خاورمیانه جنگ، سوءتفاهم، نفی و عدم پذیرش یکدیگر، همه را به جان هم انداخته است.

به نظر می‌رسد در برخی از مناطق مرزی گرایش‌هایی به القاعده به وجود آمده است. هرچند ماه تعدادی از آن‌ها را که در زندان‌های شهرهای دیگر ازجمله ارومیه و سنندج نگهداری می‌شوند به اینجا می‌آورند و سپس به زندان «رجایی شهر» می‌فرستند؛ جوانانی عمدتاً از مناطق روستایی، باسواد و دانش اندک و بدون کمترین توان تحلیل و قدرت تشکیلاتی و سازمان‌دهی بالا و توان مالی نامحدود، به القاعده این امکان را می‌دهد که به‌راحتی جوانان بیکار، سرخورده و ناراضی را در برخی از مناطق مرزی جذب کند. خیلی از این جوانان ظاهراً برای ادامهٔ تحصیل و با استفاده از کمک‌های مالی القاعده و دیگر سازمان‌های پوششی‌اش، به مدارس مذهبی پاکستان می‌روند. آنجا با عقاید و تفکرات تندروتری آشنا شده و حتی برخی از آن‌ها تجربهٔ جنگ و درگیری در افغانستان و عراق را هم‌کسب می‌کنند. آموزش‌هایی که این‌ها می‌بینند قرائت جدیدی از اسلام سیاسی برای ایجاد حکومت اسلامی است.

هفتهٔ گذشته، چند جوان ۱۹ تا ۲۴ ساله که از نیروهای القاعده بودند، به میان ما فرستادند. این‌ها چندمین گروهی هستند که از زندان‌های متفاوت به اینجا می‌آورند و سپس به زندان رجایی شهر در کرج می‌فرستند. اینکه چگونه یک کردِ سنیِ شافعیِ ایرانی سر از سازمان القاعدهٔ سلفی که از عربستان و پاکستان تغذیه می‌شود، درآورده، خودش داستانی دارد. یکی از ویژگی‌های این گروه جدید القاعده، به‌نسبت قبلی‌ها، وجود دو جوان تحصیل‌کرده و دانشگاهی در میان ایشان است. از حدود ۵۰ نفری که در دو سال گذشته به اتهام وابستگی و گرایش به القاعده دیده‌ام، این دو نفر تنها تحصیل‌کرده‌هایی بودند که در میانشان وجود داشتند؛ مابقی عمدتاً از طبقات پایین جامعه بودند و ازنظر اقتصادی ضعیف. کارگر ساده، نانوا، دست‌فروش، واسطهٔ دست چندم بازار، خیاط، جوشکار و… . حداکثر سواد کلاسی آن‌ها به‌زحمت به دیپلم می‌رسید. چیزی که آن‌ها را به یکدیگر برتری می‌داد، تعداد سوره‌هایی بود که از قرآن از بر داشتند. پس از حملهٔ آمریکا به عراق، ایران خط واصل القاعدهٔ مقیم پاکستان و افغانستان و عراق شد و کردستان عراق و کردستان ایران هم مهم‌ترین مرکز تجمع و تبلیغ این گروه. گفته می‌شود، تعداد زیادی از مبلغان مذهبی آن‌ها در منطقهٔ کردستان ایران ساکن شدند؛ افرادی که ظاهراً معلم و مدرس قرآن و علوم دینی بودند. می‌گویند مقامات امنیتی و سیاسی ایران در ابتدا بر این باور بودند که میدان دادن به آن‌ها شرایطی را پیش خواهد آورد که از گرایش جوانان ناراضی کرد به گروه‌هایی مثل پژاک، پ.ک.ک و گروه‌های سنتی‌تر سیاسی چون کومله و دموکرات جلوگیری به عمل خواهد آورد. یکی از این‌ها می‌گفت: «جمهوری اسلامی فکر می‌کرد با دادن امتیازاتی به ما و امکان تبلیغ، در موقعیت خاصی، اگر از مرزهای غربی ایران، نیروهای آمریکایی و غربی اقدامی انجام دهند، می‌تواند روی کمک ما حساب کند. ضمن اینکه گسترش تمایلات سلفی تا حدودی زمینهٔ درگیری را بین کردها افزایش می‌داد و مردم منطقه را سرگرم این درگیری‌ها می‌کرد.» او افزود: «البته ما چون از همان ابتدا سیاست جمهوری اسلامی را متوجه شده بودیم، از امکان تبلیغی خوبی که داشتیم حداکثر استفاده را کردیم و اگر غربی‌ها به ایران حمله می‌کردند، به‌هیچ‌وجه به نفع ایران وارد عمل نمی‌شدیم.»

این دو جوان تحصیل‌کرده، تقریباً اولین کسانی از میان القاعده‌ای‌ها بودند که به‌نوبت دیگران راحت‌تر می‌شد با آن‌ها حرف زد؛ طوری که هم من بفهمم او چه می‌گوید و هم او بفهمد من چه می‌گویم و همین، گفت‌وگو را برای هر دو طرف راحت می‌کرد. دیگر نگران قطع شدن ناگهانی گفت‌وگو نبودم.

ایوب که اگر وقت پیدا می‌کرد تا ۱۲ واحد درسی دیگرش را بگذراند، از دانشگاه دولتی … مدرک مهندسی برق می‌گرفت، گفت عضو یک خانوادهٔ متوسط شهری است. سه برادر و دو خواهر دارد. خانواده‌اش را در عرف طبقهٔ متوسط شهری امروز ایران، نمی‌توان مذهبی نامید. جز پدرش، بقیهٔ افراد خانواده خیلی به ظواهر دینی و مناسک آن توجه ندارند و به فرایض دینی عمل نمی‌کنند. سردشت شهری چسبیده به مرز عراق و محل آمدوشد گروه‌ها و دسته‌های مختلف کرد فعال در منطقه است. نزدیکی‌اش به ارومیه هم بر موقعیت اقتصادی و اجتماعی آن می‌افزاید. ایوب می‌گوید پیش از دانشگاه و حتی تا دو سال اول آن، توجه خاصی به مسائل مذهبی نداشته است؛ اما کم‌کم با یکی دو محفل دانشجویی کرد در تبریز آشنا می‌شود. در یکی از این نشست‌ها توانست به افرادی نزدیک شود که به آن‌ها القاعده می‌گویند؛ هرچند خودش اسمی از القاعده نیاورد و به نظرم دراین‌باره پنهان‌کاری کرد.

از او پرسیدم: «چرا با این موقعیت و آگاهی به این گروه نزدیک شدی؟» جواب داد: «رفتار حکومت ایران و نوع نگاهی که به کردها دارد، کمک زیادی کرد که راه خودم را در پیوستن به این گروه ببینم. سنی بودن و کرد بودن ازیک‌طرف و وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی منطقه از سوی دیگر، ما جوانان را که خواهان شرایط بهتر و زندگی مناسب‌تری برای مردمان خود هستیم، به سمت گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی می‌برد؛ اما من راه خودم را در پیوستن به پژاک، پ.ک.ک، کومله یا دموکرات نمی‌بینم. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های ما را محقق کنند. این گروه‌ها در میان مردم عامی جایی ندارند و الان گروه ما، تنها گروه در کردستان است که می‌تواند خواسته‌های مردم را تأمین کند.» او در ادامهٔ توضیحاتش می‌گوید: «من الان معنا و مفهومی در زندگی‌ام احساس می‌کنم که پیش‌ازاین از آن برخوردار نبودم.»

قدبلند است و خوش‌قیافه؛ زندگی اجتماعی خوبی داشته و در هر جمعی که بوده، موردتوجه قرارگرفته است؛ اما آشنایی‌اش با این گروه خاص، چیزی را وارد زندگی او کرده که قبلاً نداشته است. او حالا یک فرد مذهبی است و سه جزء قرآن را حفظ دارد. می‌گوید: «ما دنبال ایجاد حکومت اسلامی هستیم.» پرسیدم: «از چه راهی؟» جواب داد: «از سه‌راه تبلیغ، جهاد یا هر دو. روش ما بسته به موقعیت و شرایطی که در آن قرار داریم، متفاوت است.» اصرار داشت که بگوید: «من خودم به روش سوم یعنی تلفیق جهاد و تبلیغ معتقدم.»

اما گرایش به القاعده و چنین تفکراتی فقط در میان سنی‌ها نیست. یکی از جوانانی که اخیراً به اتهام ارتباط با القاعده دستگیرشده از بچه‌های بازار تهران است. شیعه‌ای که سنی شده و به آن‌ها پیوسته است. ظاهراً کمک‌های مالی زیادی به آن‌ها کرده است. اما مقامات زندان اجازه نمی‌دهند به سالن مخصوص بچه‌های القاعده برود. خودش می‌گوید می‌خواهند من را از آن‌ها دور کنند اما نمی‌توانند. می‌گوید که تعداد زیادی از بچه‌های بازار دنبال این کار هستند. نمی‌دانم چقدر درست می‌گوید.

کردستان همواره یکی از حزبی‌ترین و تشکیلاتی‌ترین مردم را در مقایسه با بقیه ایران داشته است. از سال ۱۳۷۶ به این‌سو همواره تفکر اصلاح‌طلبی بیشترین اقبال را در میان مردم کردستان و سیستان و بلوچستان داشته است. اما از شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسبی ندارند و به نظر می‌رسد در طول تاریخ دولت مرکزی کمترین توجه را به آن‌ها داشته است. باید حاشیه با متن را پیوند زد.در شرایط بسیار خطرناکی قرار داریم؛ در همین کردستان خودمان دست‌کم با پنج شش گروه مسلح و مخالف یکدیگر مواجه هستیم. غیر از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی، کومله، دموکرات، پژاک و اخیراً هم القاعده و داعش. تصور اینکه بخواهد تغییراتی مسالمت‌آمیز به وجود بیاید، بدون اینکه اوضاع و احوال کشور خطرناک‌تر نشود، بسیار سخت است. اصلاً با این اوضاع و احوال چقدر می‌توان به وقوع کمترین تغییر مسالمت‌آمیز امیدوار بود؟ در صورت بروز هر نوع تغییر و تحول، کدام جریان، تفکر و جنبش اجتماعی می‌تواند همهٔ این اضداد را دورهم جمع کن

چچ

No responses yet

Mar 05 2015

جاسوس ام‌آی‌۶ که از القاعده آمده بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی

بی‌بی‌سی:

ایمن دین از بنیان‌گذاران القاعده راهش را عوض کرد و جاسوس سازمان طلاعاتی بریتانیا شد

ایمن دین یکی از بنیان‌گذاران القاعده بود اما در سال ۱۹۹۸ راهش را عوض کرد و به جاسوس ام‌آی‌‌۵ و ام‌آی‌۶ دو سازمان جاسوسی و اطلاعاتی بریتانیا تبدیل شد.

او در گفتگو با پتر مارشال در مورد سال‌های فعالیتش در افغانستان و لندن به عنوان یکی از مهره‌های ارزشمند غرب در جنگ علیه پیکارجویان اسلام‌گرا صحبت کرده است.
بوسنی

ایمن در عربستان سعودی و در دوره‌ای بزرگ شد که مخالفت با اشغال افغانستان به دست اتحاد جماهیر شوری در سال ۱۹۸۰ پیوستن به جهاد را به مفهومی باشکوه تبدیل کرده بود.

وقتی کشور یوگسلاوی چند پاره شد و مسلمانان بوسنیایی از سوی ناسیونالیست‌های صرب با خطر مرگ مواجه شدند او نوجوان بود. او و دوستش خالد الحاج پس از آن رهبران القاعده در عربستان سعودی شدند.

او می‌گوید تا یک هفته پیش از آن من یک کرم کتاب درس‌خوان اهل عربستان سعودی بودم و یک هفته بعد در حالی که یک اسلحه کلاشنیکف دستم بود از کوه‌های بوسنی بالا می‌رفتم و از این که به جای تماشاگر تاریخ بودن، در نوشتن آن مشارکت داشتم، احساس قدرت می‌کردم.

وقتی در پادگان نظامی همراه کسانی که از ملیت‌ها و کشورهای مختلف بودند و تنها ویژگی‌شان مسلمان بودن‌شان بود، مشغول آموزش دیدن بودم، هزار سال هم فکرش را نمی‌کردم چنین تجربه‌ای داشته باشم.

همه آنها آماده بودند تا در جهاد برای دفاع از مردم بوسنی بجنگند که خود این هم یک تجربه گیج‌کننده بود.

-نمی‌ترسیدی؟

-بین خودمان باشد، اوایلش از ناشناخته بودن کاری که می‌کردم بیشتر می‌ترسیدم، از کاری که داشتم می‌کردم و شروع مسیری بود که ممکن بود به مرگ همگی‌مان منجر شود.

او می‌گوید “اگر بگویم از مرگ نمی‌ترسیدم دروغ گفته‌ام ولی وقتی به این فکر می‌کردم که خب وقتی وارد بوسنی شدی دیگر از آن زنده بیرون نمی‌روی آرام می‌شدم.”
مدرسه جهاد

ایمن می گوید بعد از جنگ بوسنی بین او و دوستانش که از جنگ جان سالم به در برده بودند، حس ضدغربی و ضد جهانی شدن ایجاد شده بود و به این نتیجه رسیده بودند که غرب با اسلام در جنگ است. برای همین تصمیم گرفتند قبل از آن که غرب موفق به این کار شود به جنگ غرب بروند.
ایمن دین در کودکی

آنها گمان می‌کردند غرب با اسلام در جنگ است و همین باعث شد که از مجاهد به عاملان عملیات جهادی تبدیل شوند.

بوسنی مدرسه ای بود که بسیاری از رهبران مستعد القاعده در آن ظهور کردند.

خالد شیخ محمد که متهم است طراح حملات یازده سپتامبر بوده یکی از کسانی است که در بوسنی حضور داشت.

ایمن می گوید “بعد از جنگ بوسنی با خالد در یک مراسم عروسی شرکت کرده بودیم و خالد که کنارم نشسته بوده گفت خب جنگ بوسنی تمام شده اما بعدش چه می شود؟ آیا قرار است از یک میدان جنگ به میدان دیگری برویم و مسلمانان را نجات بدهیم؟”

ایمن می‌گوید اعتقاد خالد حاج این بود که باید روح جهاد را در میان مسلمین جهان احیا کنیم.

ایمن می گوید این سخنان خالد نقطه آغازی بود تا به جای این که جهاد ابزاری برای دفاع از مسلمانان باشد، وسیله‌ای باشد برای ساقط کردن حکومت‌ها و آغاز یک جنگ تروریستی علیه منافع آمریکا در غرب. یا آن طور که خودش می‌گوید “تروریست بودن به جای سرباز بودن.”
پیوستن به القاعده

ایمن می‌گوید: من برای بیعت به قندهار دعوت شدم و مثل تک تک بیعت کنندگان با اسامه بن لادن یک دیدار دو نفره با او داشتم. اسامه بن لادن به من خوش‌آمد گفت و گفت که سال‌های سخت و دشواری در پیش است، جهاد با او شروع نمی‌شود و به او هم ختم نمی‌شود.

او می‌گوید در مراسم بیعت با بن‌ لادن باید متن سوگندی را می‌خوانده که محتوایش این بود که “من با شما بیعت می‌کنم که در کنار شما بجنگم. در شرایط خوب و بد علیه دشمنان خدا جهاد کنم و از فرماندهانم اطاعت کنم.”

ایمن می‌گوید موقع ادای این سوگند روی زمین کنار او می‌نشستیم و روی یک نسخه از قران دست می‌گذاشتیم و سوگند می‌خوردیم.

ایمن که در عربستان یک عالم مذهبی بود در افغانستان مسئول آموزش دادن مبانی و تاریخ اسلام و مناسک اسلامی به افراد القاعده بود که از یمن استخدام شده بودند.

او می‌گوید فقط یک راه برای افراطی شدن وجود ندارد. برای بعضی‌ها سال‌ها طول می‌کشد که به جهاد بپیوندند و برای بعضی‌ها چند دقیقه.

بعضی از کسانی که به القاعده پیوسته بودند مطالعات مذهبی داشتند و بعضی‌هاشان یک راست از کلوپ‌های شبانه به آنجا آمده بودند تا گناه نوشیدن الکل‌‌شان بخشیده شود و رستگار شوند.

“همه آنها می‌خواستند شهید شوند و رستگار شوند. بعضی‌هایشان می‌آمدند و می‌گفتند ما واقعا خسته‌ شده‌ایم می‌خواهیم هر چه زودتر شهید شویم. بعضی‌ها هم می‌گفتند ما می‌خواهیم اول دشمنان خدا را به جهنم بفرستیم و بعد شهید شویم.”
ایمن دین بعد از انفجار در سفارت آمریکا در نایروبی و دارالسلام دچار تردید شد

وقتی سفارت آمریکا در نایروبی و دارالسلام در سال ۱۹۹۸ مورد حمله قرار گرفت، ایمن دین در پادگان آموزشی در افغانستان بود. در این حملات ۱۲ آمریکایی و بیش از ۲۴۰ نفر از شهروندان محلی کشته شدند و بیش از ۵ هزار نفر هم زخمی شدند.

ایمن دین می‌گوید اینجا اولین سایه‌های تردید به سراغش آمدند و با خودش فکر کرد اگر این شروع جنگ است هدف بعدی کجاست؟ “ما با آمریکایی‌ها در آفریقا می‌جنگیم تا آنها را از خاورمیانه و شبه جزیره عربستان بیرون بیندازیم؟ این بی معنی است.”

ایمن دین به عنوان کسی که کارش الهیات است در مورد مشروعیت همه این کارها تردید کرد و شروع کرد به سوال کردن و سراغ عبدالله المهاجر مفتی القاعده رفت تا در مورد مبانی شرعی این کار سوال کند.

عبدالله مهاجر به من گفت “ببین از قرن سیزدهم پس از میلاد فتوایی در جهان اسلام وجود دارد که حمله به دشمن را حتی اگر در جریان آن غیرنظامی‌ها کشته شوند مجاز می‌داند چرا که دشمن از غیرنظامی‌ها به عنوان سنگر استفاده می‌کند.”

“به عنوان کسی که کارش الهیات بود، تصمیم گرفتم در مورد این فتوا مطالعه کنم و اینجا بود که شوکه شدم.”

فتوایی مورد نظر عبدالله المهاجر در پاسخ به سوالی صادر شده بود که از شهرهای مسلمان آسیای مرکزی فرستاده شده بود و مشخصا پرسیده بودند “مغول‌ها حمله کرده‌اند و بعد از غارت شهرها بعضی از مردم شهر را با خودشان می‌برند تا برای محاصره و حمله به شهرهای دیگر از آنها استفاده کنند. ما مجازیم برای دفاع از شهر برادران مسلمان خودمان را بکشیم؟”

و پاسخ این بود که بله در چنین شرایطی شما می‌توانید آنها را بکشید.

ایمن دین می‌گوید “بعد از دیدن این فتوا من فکر کردم که چطور می‌توانم آن را با موقعیت امروز انطباق بدهم.”

این شروع تردیدهای ایمن دین بود.

“دو ماه بعد من فکر کردم که دیگر نمی‌توانم ادامه بدهم و باید آنجا را ترک کنم.”
جاسوسی برای لندن

ایمن دین برای درمان از افغانستان به امارات رفت و تصمیم گرفت دیگر برنگردد. اما آنجا به دست ام‌.آی‌.۶، سازمان جاسوسی بریتانیا افتاد.

بعد از چهار سال و دو ماه جهادی بودن شانزدهم دسامبر ۱۹۹۸ به لندن رفت تا برای کار تازه‌اش آماده شود.

هفت ماه دوره آموزشی‌اش کمک کرد تصویر بهتری از القاعده و افراد موثر آن به دست بیاورد.

او بن لادن، خالد شیخ محمد، ابو زبید و بسیاری از افراد کلیدی گروه القاعده را می‌شناخت.

“بعد از هفت ماه به من پیشنهاد شد که چطور است به افغانستان برگردی و کمی بیشتر برای ما کار کنی؟ تردید نکردم و جوابم مثبت بود.”

هدف اولیه‌ این بود که تا جایی که ممکن است اطلاعات بگیرد و این کار ساده‌ای نبود “باید کاملا بر حافظه‌ام اعتماد می‌کردم و اصلا نباید چیزی می‌نوشتم.”

از اینجا به بعد رفت و آمد ایمن میان لندن و افغانستان آغاز می‌شود. القاعده گمان می‌کرد ایمن جاسوس آنهاست اما او می‌گوید که در واقع آن روزها برای سرویس جاسوسی بریتانیا کار می‌کرد.

ایمن وقتی در لندن بود در رفت و آمدش به مساجد و مراکز اسلامی از کسانی مثل بابر احمد یک شهروند بریتانیایی که اعتراف کرده برای حمایت از تروریسم امکانات جمع می‌کرده، ابو حمزه که به تازگی برای حمایت از تروریسم در دادگاهی در آمریکا محکوم شد و ابو قتاده که در پاییز گذشته در دادگاهی در اردن از اتهام ترور تبرئه شد اطلاعات جمع آوری می‌کرد.

دشواری این کار این بود که در پوشش یک عضو القاعده که در این تجمع‌ها شرکت می‌کرد باید مردم را به شرکت در جهاد تشویق می‌کرد. او می‌گوید به خاطر این موضوع عذاب وجدان داشته اما به خاطر تشویق‌هایش کسی کشته نشده گرچه بعضی از آنها به زندان‌های طولانی‌ مدت دچار شدند.

ایمن دین می‌گوید برای کشف و خنثی کردن برخی بمب‌گذاری‌های انتحاری و استفاده از مواد سمی علیه غیرنظامیان به سازمان اطلاعات بریتانیا کمک کرده است.

او همچنین طرح ساخت ابزاری را که برای حمله شیمیایی به متروی نیویورک ساخته شده بود در اختیار سازمان اطلاعات بریتانیا گذاشت. ابزاری که ایمن الظواهری، معاون بن لادن طرح حمله با آن را متوقف کرد.

او می‌گوید الظواهری از ترس اقدام‌های تلافی جویانه‌ای که قابل کنترل نبودند این کار را متوقف کرد.

زندگی ایمن دین به عنوان یک عامل سازمان اطلاعات بریتانیا در میان نیروهای القاعده وقتی تمام شد که یک نویسنده آمریکایی‌ هویتش را فاش کرد.

هشت سال پیش این نویسنده آمریکایی اطلاعاتی را منتشر کرد که جزییات آن تنها با یک نفر مطابق بود و او کسی نبود جز ایمن دین، نیروی القاعده که جاسوس بریتانیا شده بود.

No responses yet

Jan 14 2015

القاعده یمن: حمله به شارلی ابدو را به دستور الظواهری انجام دادیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: شاخه القاعده در یمن مسئولیت حمله به هفته‌نامه فرانسوی «شارلی ابدو» که منجر به کشته شدن ۱۲ نفر از کارکنان و محافظان آن شد را به عهده گرفت و اعلام کرد که «این پیامی روشن به هر کسی است که جرئت کند به مقدسات اسلامی حمله کند.»

به گزارش روز چهارشنبه ۲۴ دی خبرگزاری فرانسه، گروه «القاعده در شبه‌جزیره عربستان» با ارسال ویدئویی در اینترنت ضمن برعهده گرفتن مسئولیت حمله به «شارلی ابدو» خبر داد که این حمله «به دستور ایمن الظواهری»، رئیس فعلی القاعده، انجام شده‌است.

در این پیام ویدئویی که عنوان آن «پیامی در مورد نبرد مقدس در پاریس» است آمده که «این عملیات به منظور انتقام‌جویی برای رسول الله» صورت گرفته است.

در این ویدئو، ناصر العَنسی، یکی از فرماندهان گروه القاعده در یمن می‌گوید که «رهبری گروه القاعده در شبه‌جزیره عربستان هدف را انتخاب کرد و طرح آن را ریخت و این عملیات را تأمین مالی کرد.»

وی اما می‌افزاید: «این عملیت پس از آن شکل گرفته که ایمن الظواهری، رئیس سراسری ما دستور آن را صادر کرد.»

العنسی در ادامه می‌گوید که «قهرمانان [برای اجرای این عملیات] انتخاب شدند و آنها به این فراخوان لبیک گفتند.»

این فرمانده شاخه القاعده در یمن در ادامه پیام خود در توضیح تصاویر حمله به «شارلی ابدو» می‌افزاید: «امروز مجاهدین انتقام پیامبر عزیز خود را می‌گیرند و با این کار واضح‌ترین پیام را به همه آنانی می‌فرستند که جرئت کنند به مقدسات اسلامی حمله کنند.»

نشریه فکاهی شارلی ابدو که هفته پیش صحنه حمله افراط‌گرایان و کشته شدن کارکنان خود بود، تازه‌ترین شماره خود را با شمارگانی بسیار بیشتر از تیراژ معمول و تصویری از پیامبر اسلام، برای فروش آماده کرد.

مرضیه افخم، سخنگوی وزارت خارجه ایران روز چهارشنبه با اشاره به انتشار کاریکاتور جدیدی از پیامبر اسلام در هفته‌نامه فرانسوی «شارلی ابدو» آن را «موهن» نامیده و این اقدام را محکوم کرد و گفت که «سوءاستفاده از آزادی بیان در غرب قابل پذیرش نیست.»

پیش از این، فرانسوا اولاند، رئیس جمهوری فرانسه، روز سه‌شنبه ۲۳ دی در مراسم یادبود سه پلیسی که قربانی حملات اخیر افراط‌گرایان مسلمان در پاریس شده‌اند، تاکید کرد که فرانسه هرگز تسلیم ترور و وحشت‌آفرینی نمی‌شود.

No responses yet

Mar 01 2014

گروه اسلامگرای دولت اسلامی عراق و شام از بخش‌هایی از سوریه عقب نشینی کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

رادیوفردا: بنا بر گزارش‌ها از سوریه گروه اسلام‌گرای «دولت اسلامی عراق و شام» موسوم به (داعش) پس از تهدید جبهه نصرت، گروه اسلام‌گرای رقیب، از بخش‌هایی از مواضع خود در شمال سوریه عقب‌نشینی کرده است.
سازمان دیدبان حقوق بشر سوریه که مقر آن در لندن است، ضمن انتشار این گزارش می گوید داعش در حال بازگشت به یکی از مناطق اصلی تحت کنترل خود است.
هفته گذشته جبهه نصرت، که شاخه القاعده در سوریه به شمار می‌رود، به گروه داعش ضرب‌الاجل داده بود وساطت یک دادگاه اسلامی را بپذیرد یا از منطقه بیرون رانده شود.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز از قول «فعالانی در شهر حلب» می‌گوید شبه‌نظامیان این گروه از شهرهایی در شمال حلب -از جمله شهری در مرز ترکیه- خارج شده‌اند.

No responses yet

Feb 04 2014

القاعده هرگونه ارتباط با گروه داعش را رد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: سازمان القاعده دوشنبه ۱۴ بهمن اعلام کرد که گروه دولت اسلامی عراق و شام موسوم به داعش، با این سازمان، هیچ ارتباطی ندارد.

این اعلام در حالی صورت گرفته که تاکنون داعش، به عنوان شاخه القاعده در سوریه و عراق به شمار می‌آمد.

اکنون یک ماه پس از نبرد داعش با مخالفان مسلح بشار اسد رئیس جمهوری سوریه، اعلام سازمان القاعده نشان می‌دهد که گروه النصره، شاخه رسمی این سازمان در سوریه است.

از حدود یک ماه پیش، گروه داعش با دیگر گروه‌های اسلامگرای حاضر در سوریه و همچنین ارتش آزاد سوریه که از سوی غرب حمایت می‌شود، در حال نبرد است. ائتلاف ملی اپوزیسیون سوریه با اعلام حمایت از این نبرد، داعش را «گروه تروریستی مرتبط با نظام اسد» توصیف کرده است.

این نبرد که از خونبار‌ترین نبردهای سوریه از سه سال پیش است، جبهه مخالفان اسد را تضعیف کرده است.

دیده‌بان حقوق بشر سوریه اعلام کرده است که از آغاز سال جاری میلادی تاکنون، در جنگ میان گروه داعش و گروه‌های مسلح مخالف اسد، دستکم ۲۳۰۰ نفر کشته شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری فرانسه در پیام فرماندهی القاعده که بر روی سایت‌های جهادی منتشر شده است، اعلام شده که «گروه دولت اسلامی عراق و شام شاخه‌ای از القاعده نیست».

این پیام افزوده است: «القاعده هیچ ارتباطی با این گروه ندارد، در جریان تاسیس آن نبوده، برای آن فرمانی صادر نکرده و مشورتی هم میان دو گروه صورت نگرقته است.»

در این پیام آمده است: «القاعده به هواداران خود دستور داده که از همکاری با گروه دولت اسلامی عراق و شام دست بکشند. هیچ ارتباطی تشکیلاتی با این گروه ندارد و این گروه خود مسئول رفتارهای خود است.»

گروه داعش، اندیشه تندروی القاعده را به عنوان پایه فکری خود انتخاب کرده است. این گروه در سوریه و غرب عراق فعال است و هدف خود را برپایی امارتی اسلامی اعلام کرده است.

با وجود بیانیه سازمان القاعده، اما هنوز مشخص نیست که اختلاف میان گروه داعش و القاعده از چه زمانی آغاز شده است.

داعش پیش از اینکه این نام را به خود بگیرد، تنها در عراق با نام «دولت اسلامی عراق» فعال بود. از حدود یک سال پیش، این گروه تشکیل شاخه سوریه را اعلام کرد و خود را «گروه دولت اسلامی عراق و شام» نامید.

گروه النصره اما پیش از آن در سوریه فعال بود و علیه نظام بشار اسد می‌جنگید. این گروه به خاطر ارتباطش با القاعده، از سوی آمریکا، به عنوان گروهی تروریستی شناسایی شد.

ابتدا داعش و النصره با یکدیگر همکاری می‌کردند اما بنا بر آنچه که خبرگزاری رویترز گزارش داده است، ماه آوریل گذشته، ابوبکر البغدادی رهبر داعش، تلاش کرد تا گروه النصره را تحت فرماندهی خود در آورد. این اقدام منجر به اختلاف میان دو گروه شد.

یکی از فرماندهان گروه النصره، به خبرگزاری رویترز گفته است: «پیام فرماندهی القاعده نشان می‌دهد که دیگر هیچ‌گاه نمی‌توانیم در برابر داعش بی‌طرف باشیم. ما اکنون با این گروه در جنگ هستیم و آن را نابود خواهیم کرد.»

با این وجود، گروه دولت اسلامی عراق و شام، اکنون گروهی نیرومند است که نمی‌توان آن را نادیده گرفت. این گروه روز یکشنبه با حمله به پایگاه‌های گردان التوحید، یکی از گروه‌های مسلح مخالف اسد، ۴۰۰ تن را که این گردان در زندانی در شمال سوریه به اسارت گرفته بود، آزاد کرد.

دیده‌بان حقوق بشر سوریه هم گزارش داده است که داعش، چاه گاز کونیکو در استان دیر الزور را تصرف کرده است. این چاه برای چند هفته، در تصرف گروه نصرت بود. درآمد این چاه گاز در صورت فروش فراورده‌های خود، هر هفته صد‌ها هزار دلار است.

هم‌اکنون در استان الانبار در غرب عراق، نیروهای ارتش عراق و افراد مسلح عشایر سنی مذهب، با نیروهای داعش در حال جنگ هستند.

این گروه از روش‌های بسیار خشونت آمیزی استفاده می‌کند. چند روز پیش فیلیمی ویدیویی منتشر شد که داعش در حال بریدن سر شخصی هستند که گمان می‌رود از شیعیان هوادار نظام اسد باشد.

No responses yet

Nov 15 2013

سوری‌ها از دست القاعده فرار می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: برنامه نیوزنایت بی‌بی‌سی فعالان مدنی در شمال سوریه بعد از اینکه تلاش کردند در مقابل قدرت فزاینده القاعده در این منطقه مقاومت کنند، مجبور به ترک آن شده‌اند.

بعد از حمله پیکارجویان گروه حکومت اسلامی عراق و شام به کلیساهای شهر رقه، یک جنبش مدنی اعتراضی تلاش کرده این گروه جهادی وابسته به القاعده را به چالش بکشد. اما شماری از فعالان مدنی که به ترکیه گریخته‌اند به برنامه نیوزنایت بی‌بی‌سی گفتند که گروه حکومت اسلامی عراق و شام در اقدامی تلافی‌جویانه عده زیادی را دستگیر و مضروب کرده، و یا ربوده است.

شهر رقه که در حال حاضر حدود یک میلیون نفر را پناه می‌دهد، حالا تحت کنترل کامل این گروه است. یکی از فعالان مدنی، عکاسی به نام مزار مطر است. او می‌گوید: “افراد زیادی را دیدم که بعد از آزادی از زندان گروه دولت اسلامی عراق و شام روی بدنشان جای شلاق بود.”

او گفت که برادرش، محمد نور، بعد از فیلم گرفتن از صحنه یک درگیری میان گروه حکومت اسلامی عراق و شام و یک تیپ از نیروهای وفادار به شورای عالی نظامی ارتش آزاد سوریه (گروه تحت حمایت غربی‌ها) ناپدید شده است. او معتقد است که جهادی‌ها برادرش را ربوده اند.

یک فعال دیگر که به‌دلایل امنیتی نخواست نامش فاش شود، گفت که او و خواهرش – که او هم در جنبش اعتراضی شرکت داشته – بعد از آنکه افراد مسلح گروه حکومت اسلامی عراق و شام به آنها تیراندازی کردند، از شهر گریختند. این فعال مدنی گفت: “هفت یا هشت مرد که کمربندهای انفجاری همراه داشتند، دور خواهرم را گرفتند. بعضی‌هایشان می‌گفتند: ‘به او چاقو بزن.’ بعضی هم می‌گفتند: ‘به او تیر بزن.’ آنها پارچه‌ای که رویش نوشته ‘مسیحیان و مسلمانان یکی هستند’ را از خواهرم گرفتند و به او گفتند که کافر است.”

اعتراضات مدنی در ماه سپتامبر (شهریور ۱۳۹۲) و پس از آن آغاز شد که جهادی‌ها پرچم سیاهشان را بر بالای یکی از کلیساهای شهر رقه نصب کردند و آن را به مقر فرماندهی‌شان تبدیل کردند.

پرچم سیاه بر بالای کلیسای ارامنه کاتولیک رقه برافراشته شد

این فعال مدنی ادامه داد: “پیکارجویان مسلح بعد از پیاده شدن از دو خودرو روی سقف کلیسا رفتند. آنها ناقوس کلیسا را با چکش شکستند و یکی از صلیب‌ها را از آن بالا به کف خیابان انداختند. آنها سعی کردند صلیب را هم بشکنند، اما صلیب آهنی بود.” فعالان مدنی از معترضانی فیلم گرفتند که در خیابان صلیب حمل می‌کردند و با فریاد “خجالت! خجالت!” خواهان اتحاد میان مسلمانان و مسیحیان بودند.
‘دیکتاتورهای جدید’

شهر رقه اولین مرکز استانی بود که اوایل امسال بطور کامل تحت کنترل شورشیان قرار گرفت.

بعد از تصرف رقه، یک مجسمه حافظ اسد، رئیس جمهوری فقید سوریه، واژگون شد

اما تنها دو ماه پس از کنترل مشترک شهر بدست نیروهای نزدیک به شورای عالی نظامی و پیکارجویان جهادی، گروه حکومت اسلامی عراق و شام در ماه مه (اردیبهشت ۱۳۹۲) کنترل شهر را در اختیار گرفت. آنها برای تأکید بر اهمیت این اتفاق، سه نفر از علویان سوریه را در ملاء عام اعدام کردند.

بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه هم علوی است. جمعیت شهر رقه به‌خاطر ورود خانواده‌های آواره افزایش زیادی پیدا کرده، و این شهر شاید تاکنون بزرگ‌ترین شهر در جهان باشد که تحت کنترل القاعده قرار گرفته است.

مزار مطر می‌گوید: “آنها فروش مشروبات الکلی را ممنوع کردند، سعی کردند کافه‌هایی که دختران و پسران در آنها با هم معاشرت می‌کنند را ببندند، نمایش‌های خیابانی، سینماها و پوشیدن رنگ‌های روشن را ممنوع کردند، و زنان را مجبور کردند پوشش اسلامی داشته باشند. آنها دیکتاتورهای تازه‌ای هستند، درست مثل بشار اسد. اما فرقشان این است که لباس سیاه به تن دارند. تنها رنگشان عوض شده است.”

گروه حکومت اسلامی عراق و شام از دیگر گروه‌های شورشی کوچک‌تر است، اما از امکانات مالی بهتری برخوردار است. این گروه از نیروهای جهادی اهل دیگر کشورهای عربی به‌خصوص عراق، و همچنین لیبی، تونس و عربستان سعودی تشکیل شده است. عده‌ای از اعضای آن هم اهل مناطق شمالی قفقاز و اروپا هستند. اما فعالان مدنی رقه می‌گویند که اخیرا شورشیان سوری بیشتری به این منطقه آمده‌اند. در چند ماه اخیر، گروه حکومت اسلامی عراق و شام پیشرفت‌های قابل توجهی داشته، و این پیشرفت‌ها عمدتا در مناطق تحت کنترل ارتش آزاد سوریه بوده است. این گروه حالا منطقه وسیعی در شمال سوریه و در نزدیکی مرز ترکیه را تحت کنترل خود دارد.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .