اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'انتقام'

Jan 18 2025

در پی تیراندازی در کاخ دادگستری؛ دو قاضی شناخته شده کشته شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

علی رازینی و محمد مقیسه دو قاضی دادگاه‌های جمهوری اسلامی

صدای آمریکا: رسانه‌های ایران از «ترور» محمد مقیسه و علی رازینی دو تن از قضات شناخته شده جمهوری اسلامی که در دوران قضاوت خود بارها اقدام به صدور حکم اعدام برای مخالفان حکومت کرده بودند، خبر دادند.

خبرگزاری‌ها پیش از ظهر امروز به وقت محلی از تیراندازی به چند قاضی در مقابل کاخ دادگستری تهران و کشته شدن دو قاضی خبر داده بودند. دقایقی بعد خبرگزاری ایلنا دو قاضی کشته شده را علی رازینی و محمد مقیسه اعلام کرد.

بنابر گزارش‌ها قاضی سوم با نام «قاضی میری» معرفی شده که ظاهرا در پی این حادثه مجروح شده است. ساعاتی بعد خبرگزاری‌ها در ایران ادعا کردند قاضی سومی که در حادثه تیراندازی امروز در کاخ دادگستری تهران زخمی شده «حسینعلی نیری» است. اما دقایقی بعد از انتشار این خبر قوه قضاییه این موضوع را تکذیب کرد. چند ساعت بعد اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه بطور کلی مجروح شدن قاضی سومی را هم «تکذیب» کرد و ادعا کرد که «فقط محافظ مجروح شده است.»

نیری قاضی شرع و یکی از اعضای هیات متصدی اعدام‌ زندانیان سیاسی تابستان ۱۳۶۷ موسوم به «کمیته مرگ» است که سال ۱۴۰۱ در مصاحبه با سایت «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» در مورد اعدام‌های دهه شصت گفته بود «توطئه‌های جدیدی در راه بود» و «نمی‌شد با قربانت بروم و فدایت شوم کشور را اداره کرد.»

مرکز رسانه قوه قضائیه با تایید کشته شدن رازینی و مقیسه نوشت: «صبح امروز فرد مسلحی نفوذی در دیوان عالی کشور در اقدامی برنامه‌ریزی شده اقدام به ترور دو قاضی شجاع و پرسابقه در مبارزه با جرایم علیه امنیت ملی، جواسیس و تروریزم کرد.»

خبرگزاری فارس وابسته به نهادهای امنیتی ادعا کرد که «ضارب آبدارچی دیوان‌عالی کشور بوده که با سلاح کلت به سمت قضات شلیک کرده است و پس از ترور اقدام به خودکشی می‌کند.»

بنابر اعلام مرکز رسانه قوه قضائیه، علی رازینی رئیس شعبه ۳۹ و محمد مقیسه رییس شعبه ۵۳ دیوان عالی کشور بودند.

خبرگزاری ایلنا اعلام کرده که قاضی مقیسه و قاضی رازینی هنگام خروج از درب ابتدایی مورد سوءقصد قرار گرفته‌اند. بنابر گزارش‌ها ساختمان دیوان عالی کشور تخلیه شده و تامین امنیت به نیروی انتظامی واگذار شده است.

براساس آخرین گزارش‌ها، پس از کشته شدن این دو قاضی در محل کار خود، تعدادی از کارکنان کاخ دادگستری به دستور دادستان کل کشور بازداشت شدند. چند ساعت بعد قوه قضائیه این موضوع را هم «تکذیب» کرد.

خبرگزاری ایلنا اعلام کرده که قاضی مقیسه و قاضی رازینی هنگام خروج از درب ابتدایی مورد سوءقصد قرار گرفته‌اند. بنابر گزارش‌ها ساختمان دیوان عالی کشور تخلیه شده و تامین امنیت به نیروی انتظامی واگذار شده است.

اصغر جهانگیر، سخنگوی قوه قضائیه ساعاتی بعد اعلام کرد که «حوالی ۱۰ تا ۱۰ و ۴۵ یک فرد مسلح به سلاح کمری وارد اتاق دو تن از قضات باسابقه شد.»

بنابر گزارش‌ها محمد مقیسه آبان ماه ۱۳۹۹ از دادگاه انقلاب به دیوان عالی کشور منتقل شده بود. وزارت خزانه‌داری ایالات متحده آمریکا ۲۸ آذر ۱۳۹۸ محمد مقیسه را به دلیل دست داشتن در مجازات مردم ایران و شهروندان دو تابعیتی در فهرست تحریم‌های خود قرار داده بود.

گزارش‌ها حکایت از آن داشت که مقیسه یکی از قضاتی بود که بیشتر حکم اعدام، زندان و شلاق را علیه روزنامه‌نگاران، وکلا، فعالان سیاسی و اقلیت‌های قومی و مذهبی صادر کرده بود.

بر اساس گزارش‌‌های منتشر شده محمد مقیسه در جایگاه قاضی شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب به پرونده‌های زیادی از جمله پرونده رهبران بهائی، معترضین «جنبش سبز» و اعضای جبههٔ ملی، و مهدی هاشمی رسیدگی کرده بود و بنابر اعلام «اطلس زندان‌های ایران» او تنها در ۳۳۵ پرونده متهمان را به ۱۶۵۳ سال زندان محکوم کرده بود. مقیسه بواسطه قضاوت‌ها و نقش خود در سرکوب منتقدان و مخالفان جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۰ در لیست تحریم‌های اتحادیه اروپا نیز قرار گرفته بود.

نفر دومی که در مقابل کاخ دادگستری تهران کشته شد، علی رازینی نام دارد. رازینی سوابقی همچون دادستان انقلاب تهران، رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح، رئیس کل دادگستری استان تهران از ۱۳۷۳ تا ۱۳۷۸، رئیس دیوان عدالت اداری از ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۸، نماینده استان همدان در دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری، رئیس دادگاه ویژه روحانیت از ۱۳۶۶ تا ۱۳۹۱ و معاون حقوقی رئیس قوه قضائیه را در کارنامه خود داشت.

مرکز اطلاع رسانی قوه قضائیه اعلام کرده که این «ترور» نخست رازینی نبوده و او در دی ماه سال ۱۳۷۷ زمانی که رئیس دادگستری تهران بود هنگام خروج از محل کارش با نصب بمب آهن‌ربایی به خودروی حامل او «توسط موتورسواران مورد سوقصد قرار گرفت و مجروح شد.»

بنابر اعلام منابع مختلف رازینی در صدور احکام اعدام افراد مختلف در جبهه‌های جنگ هشت ساله با عراق و کشتار سال ۱۳۶۷ نقش داشته است. در همین رابطه اکبر هاشمی رفسنجانی در خاطرات چهارشنبه ۵ مرداد ۱۳۶۷ خود در ارتباط با برپایی دادگاه‌‌های ویژه می‌نویسد:‌ «عصر آقایان فلاحیان و رازینی آمدند. درباره‌ دادگاه زمان جنگ و بازرسی ویژه و امور جاری جنگ مذاکره شد. اخیراً امام حکم محکمی به آقای رازینی برای تشکیل دادگاه و محاکمه مقصران در جنگ داده‌اند.»

در طول زندگی خود رازینی به صراحت به جنایاتی که مرتکب شده افتخار کرده و گفته بود:‌ «ما این شهامت را داشتیم که هرکس را اعدام کرده‌ایم، نوشتیم این آقا به این دلیل اعدام شده است و زیر آن را امضا کرده‌ایم و این افتخاری است برای ما.»

رازینی در مورد کشتار دهه شصت هم گفته است که «امام فرمودند اگر یک گروه مسلح در مقابل نظام قیام کند همه اعضای آن معارض هستند؛ حتی آنهایی که در شاخه نظامی نیستند و نظام شروع به برخورد با اینها کرد.»

روح‌الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، با انتشار فرمانی در تابستان سال ۱۳۶۷ هیاتی را برای تشخیص زندانیان سیاسی «محارب و محکوم به اعدام» منصوب کرده بود که در این هیات نام حسینعلی نیری و مرتضی اشراقی به طور مشخص ذکر شده است. مصطفی پورمحمدی و ابراهیم رئیسی نیز از اعضای این هیات بودند.

No responses yet

Jan 22 2020

فرمانده بسیج دارخوین در استان خوزستان کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سیاسی


رادیوفردا: تصویری منتشرشده از عبدالحسین مجدمی در پایگاه خبری عصر جنوب

خبرگزاری فارس گزارش‌های منتشرشده در رسانه‌های محلی در مورد کشته‌شدن فرمانده بسیج دارخوین در شادگان، جنوب استان خوزستان، را بازنشر کرده‌است.
منبع اصلی خبر خبرگزاری فارس «پایگاه خبری عصر جنوب» است که صبح دوم بهمن ماه گزارش داده بود عبدالحسین مجدمی، فرمانده حوزه بسیج شهر دارخوین، «توسط افراد ناشناس» کشته شده‌است.
بنا بر این گزارش آقای مجدمی «بامداد چهارشنبه توسط افراد ناشناس و نقاب‌دار مستقیما هدف گلوله اسلحه قرار گرفته» و جان خود را از دست داده‌است.
این گزارش‌ها افزوده‌اند که حمله به خانه فرمانده بسیج انجام شده‌است.
گزارشی از کشته‌شدن افراد دیگر در جریان این رخداد منتشر نشده‌است. هیچ مقام رسمی هنوز اظهار نظری در مورد این گزارش‌ها نکرده‌است.
دارخُوین، در مرکز شهرستان شادگان در استان خوزستان ایران، در میانه بزرگراه اهواز-آبادان واقع است. این بخش در حدود ۱۵ هزار نفر جمعیت دارد.

No responses yet

Sep 26 2018

چرا تندروها تهدید به ″انتقام″ می‌کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: هنوز وابستگی فکری یا سازمانی عوامل حمله اهواز روشن نیست. جمهوری اسلامی اما دست برخی کشورها را در کار می‌بیند و تندروها آنان را به “انتقام” تهدید می‌کنند. چهار تحلیلگر به اهداف تهدیدها و پیامدهای احتمالی آن پرداخته‌اند.

پس از گذشت دو روز از حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح ایران در اهواز هنوز هم ابهامات زیادی در مورد عوامل واقعی آن وجود دارد. از یک‌سو جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز” مسئولیت حمله را بر عهده گرفته است و از سوی دیگر گروه تروریستی “دولت اسلامی” (داعش سابق) آن را به خود نسبت می‌دهد. مقام‌های ایران از کشته شدن دست‌کم چهار مهاجم در جریان این حمله خبر داده‌اند؛ اما رسانه‌های داخلی در ساعات اولیه پس از حمله اعلام کرده بودند که یکی از مهاجمان زنده دستگیر شده است. حال خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران مدعی شده که شمار مهاجمان ۵ نفر بوده است.

اما با وجود این ابهامات، جمهوری اسلامی تردیدی در شناسایی عاملان و آمران حمله اهواز از خود نشان نمی‌دهد. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز یکشنبه اول مهرماه (۲۳ سپتامبر) اعلام کرد: «کاملا برایمان روشن است چه کسانی این کار را کرده‌اند و به کجا وابسته هستند». او مسئولیت غیرمستقیم حمله تروریستی اهواز را متوجه آمریکا کرد و گفت: «آنهایی که ادعای حقوق بشر را مرتب تکرار می‌کنند باید پاسخگو باشند. همه کشورهای کوچک مزدوری که در منطقه می‌بینید پشتوانه‌شان آمریکاست و اوست که آنها را تحریک می‌کند». روحانی افزود که «پاسخ این جنایات در چارچوب قانونی و مصالح کشور داده خواهد شد.»

بقیه تهدیدها اما شدیدتر از واکنش روحانی بود. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، مهاجمان را “استخدام‌شده، آموزش‌دیده، مسلح‌شده و پول‌گرفته از سوی یک رژیم خارجی” معرفی کرد، “حامیان تروریست منطقه‌ای و اربابان آمریکایی‌شان” را مسئول “چنین حملاتی” دانست و از قصد جمهوری اسلامی برای پاسخ “سریع و قاطعانه” به آنها خبر داد.

محمد حسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز عربستان سعودی را به دست داشتن در حمله اهواز متهم کرد و “حق پاسخ کوبنده” برای جمهوری اسلامی “در هر زمان و مکان محفوظ” دانست.

سپاه پاسداران نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که “در آینده نزدیک” از “سرکردگان و هدایتگران” این حادثه “انتقام مهلک و فراموش‌ناشدنی” گرفته خواهد شد. اشاره این نیروی نظامی نیز به عربستان سعودی بود. سپاه در بیانیه خود نوشت که “دشمنان قسم‌خورده ایران اسلامی به ویژه مثلث شیطانی غربی، عبری و عربی” در حال “پیگیری پروژه انتقال ناامنی” به داخل ایران هستند؛ اشاره‌ای آشکار به سخنان ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی. محمد بن سلمان اردیبهشت‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) گفته بود، عربستان منتظر نمی‌ماند که جمهوری اسلامی جنگ را به خاک سعودی بکشاند، بلکه تلاش می‌کند تا “نبرد در داخل خاک ایران روی دهد”.

گرچه حمله تروریستی شنبه گذشته نخستین حمله در خوزستان طی سال‌های اخیر نبوده و به‌خصوص اهواز بارها هدف بمب‌گذاری‌های متعدد با قربانیان بسیار قرار گرفته است، اما این بار زبان تهدید بیش از پیش از سوی مقام‌های نظامی و حتی دولتی، نهادهای حکومتی و نیز چهره‌های نزدیک به مراکز قدرت در ایران شنیده می‌شود.

حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در مؤسسه کیهان، روز گذشته در یادداشتی زیر عنوان “از سایه خود هم بترسید!”، از حمله اهواز به عنوان “فرصتی” نام می‌برد که آن را “نباید نادیده گرفته و از دست داد”. او ادامه می‌دهد: «وقتی آمريکا و اسرائيل و پادوهای فکسنی آنها نظير عربستان و امارات، حمله به نظاميان و زنان و کودکان را عمليات تروريستی نمی‌دانند! چرا بايد مقامات و مسئولان نظامی و امنيتی آنها در هر نقطه دنيا که هستند و با هر پوششی که ظاهر شده‌اند، از آتش انتقام در امان باشند؟! مخصوصا آن که هواداران جان بر کف ايران اسلامی در جای جای دنيا کم نيستند و جا دارد از اين پس جرثومه‌های فساد و تباهی از سايه خود هم بترسند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

کیهان در یادداشت دیگری “سیلی سخت به ریاض” را “کمترین انتظار مردم” از مسئولان جمهوری اسلامی برای واکنش به حملات اهواز دانسته بود.

این روزنامه حکومتی در یادداشتی در شماره روز دوشنبه دوم مهرماه خود نیز “راه حل اصلی” ایجاد امنیت برای مردم ایران را “حذف پایگاه‌های ثابت و سیار نظامی آمریکا و انگلیس از منطقه” دانسته و با تأکید بر “نقش قطعی” آمریکا، بریتانیا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در “اقدامات تروریستی علیه ایران” نوشته است که «این کشورها نباید بدون مکافات بمانند».

چنین تهدیدهای شدیدی، به‌خصوص در شرایط پرابهام کنونی در مورد عوامل واقعی حمله اهواز و ناروشن بودن مسایل احتمالی پشت‌پرده، با چه هدفی دنبال می‌شود و نتایج و پیامدهای احتمالی آن در صورت تداوم چه خواهد بود؟ چهار تحلیلگر و کارشناس مسایل سیاسی به این پرسش دویچه‌وله فارسی پاسخ داده‌اند.

تهدیدهای چهل‌ساله با نتیجه‌ای یکسان

صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی، واکنش شدید مقام‌های ایران به‌خصوص نظامیان و نیروهای تندرو به حمله به رژه نظامی نیروهای مسلح ایران آن‌هم در سالگرد جنگ ایران و عراق را “طبیعی” دانسته و می‌گوید، این نیروها با این روش می‌خواهند با کوچک شمردن نیروهایی چون داعش یا جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز”، کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را که از نظر آنها “عوامل اصلی” قلمداد می‌شوند، به دست داشتن در چنین حملاتی متهم کنند.

Deutsche Welle Freedom of Speech Award Laureate 2018 Sadegh Zibakalam (Tehran University, Professor of Political Science, Iran) (DW/R. Oberhammer)

صادق زیباکلام

به گفته این تحلیلگر سیاسی، بخشی از چنین تهدیدهایی به حضور حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک نیز برمی‌گردد: «همه منتظرند ببینند آیا آقای روحانی با لحنی آشتی‌جویانه و مسالمت‌آمیز و با شاخه زیتون پشت تریبون سازمان ملل قرار می‌گیرد یا می‌خواهد با تفنگ در این جایگاه بایستد. طبیعی است که سپاه و جریانات تندرو به هیچ وجه نمی‌خواهند آقای روحانی با شاخه زیتون پشت این تریبون ظاهر شود. آنها با تمام وجود می‌خواهند که ایشان با همان زبان روزنامه کیهان و فرماندهان نظامی در آنجا ظاهر شود. بنابراین بخشی از تهدیدات علیه آمریکا و دیگران حاوی این پیام است که مبادا زبان آقای روحانی در سازمان ملل مسالمت‌آمیز باشد.»

زیباکلام می‌گوید، نتیجه مورد نظر به‌کار گیرندگان زبان تهدید «جلوگیری کردن از هرگونه مصالحه و راه و روش‌های آشتی‌جویانه و تنش‌زدایانه در سیاست خارجی ایران است. چون اگر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درجاتی از تنش‌زدایی به وجود بیاید، این مورد تأیید جریانات تندرو نیست. خواست آنها تهاجمی بودن سیاست خارجی است. لذا بخشی از این تهدیدات هم برای این است که فضا همچنان خشن، رادیکال و انقلابی، یعنی فضای مورد نظر تندروها باقی بماند.»

به نظر صادق زیباکلام: «نتیجه چنین تهدیدهایی متفاوت با نتیجه آن در چهل سال گذشته نیست، یعنی صدمه زدن به منافع ملی ایران؛ نتیجه‌اش این است که ما هیچ دوستی در جهان نداشته باشیم؛ نتیجه‌اش این است که همه تخم مرغ‌هایمان را باید در سبد روسیه یا چین بگذاریم؛ نتیجه‌اش را داریم در عمل می‌بینیم. فقط سوریه، تازه این دوستی مورد تأیید ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم آن کشور هم نیست. در عراق که قرار بود دوست ما باشد صداهای غیردوستانه شنیده می‌شود، چه برسد به اردن و کویت و عربستان و امارات و غیره. بنابراین نتیجه تهدیدهایی از این دست منزوی شدن هر چه بیشتر ایران است. اینها نتایجی است که در چهل سال گذشته به بار آمده است.»

این تحلیلگر سیاسی در نهایت توصیه به “خویشتنداری” می‌کند و می‌گوید: «هر گونه رادیکالیسم و هر گونه سخنان تهدیدآمیز به نفع ترامپ، عربستان و اسرائیل است؛ همان‌گونه که تا به امروز هم به نفع آنها تمام شده است.»

سمفونی ادامه‌دار جمهوری اسلامی

امیر طاهری، تحلیلگر سیاسی و کارشناس جهان عرب نیز با اشاره به پیشینه چهل‌ساله حکومت ایران، به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «جمهوری اسلامی بدون حمله اهواز هم نیازمند دشمن است. حمله مقام‌های ایران به آمریکا، اسرائیل، عربستان، امارات و جاهای دیگر چیز تازه‌ای نیست. این سمفونی همیشگی و گفتمان کلی جمهوری اسلامی است. این بار اما به خاطر حمله اهواز کمی شدت گرفته است. اما امروز وضعیت خاصی هم هست؛ فشارها بر جمهوری اسلامی شدید شده، انزوای آن بیشتر شده، جنگ قدرت در درون خود رژیم شدت گرفته، در بعد کوتاه‌مدت هم مسئله مجمع عمومی سازمان ملل مطرح است و خود حمله اهواز هم پرسش‌های زیادی را برانگیخته که چطور این نیروها توانسته‌اند در ۱۵ متری رژه نظامی سلاح‌های خود را پنهان کنند و با استفاده از لباس‌های نظامی دست به حمله بزنند. تمام این عوامل تنش اوضاع را تشدید می‌کند.»

Amir Taheri Journalist Iran (iran-emrooz)

امیر طاهری

از نظر این تحلیلگر سیاسی، “نیاز” جمهوری اسلامی به “دشمن” با سه هدف همراه است: «نخست به مردم بگویند ما در محاصره هستیم و اگر ما نباشیم حملات اهواز در سراسر ایران رخ می‌دهد؛ به همین جهت هم ما داریم در سوریه می‌جنگیم تا در ایران نجنگیم. دوم اینکه به پایگاه توده‌ای خود اطمینان خاطر دهند و با ایجاد شور و هیجان آنها را بسیج کرده و متحد کنند. سوم اینکه به جامعه جهانی بگویند ما نه تروریست، بلکه خود قربانی تروریسم هستیم.»

امیر طاهری می‌گوید، شواهد نشانگر وجود عوامل داخلی کافی برای تنش در ایران است: «در خوزستان این تنش بیشتر است؛ به خاطر جریان ریزگردها، کمبود آب، آتش‌سوزی هورالعظیم، تعطیل عملی چندین شهر از جمله خود اهواز برای سه روز، وضعیت فوق‌العاده چندین ماهه در خوزستان و مسایلی از این دست. انواع و اقسام گروه‌های مخالف رژیم در این استان هم از این وضعیت استفاده می‌کنند. در خوزستان چندین گروه با گرایش‌های جدایی‌طلبانه وجود دارند. در یکی دو سال اخیر در پی شدت گرفتن خصومت میان جمهوری اسلامی با کشورهایی مثل عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی، این گروه‌ها دوباره جان گرفتند و فعال شدند. خود جمهوری اسلامی هم با اشتباهات مکرر خود آتش تنش را دامن زده است؛ اقداماتی از قبیل اعدام هاشم شعبانی، شاعر معروف عرب‌زبان خوزستان و یا بازداشت روشنفکران عرب‌زبان و جلوگیری از جلسات عمومی شعرخوانی به زبان عربی. این اشتباهات در کنار دشمنی برخی کشورهای عربی با جمهوری اسلامی و خصومت با کل وجود ایران، موضوع را پیچیده‌تر کرده است. نه تنها در خوزستان، بلکه در همه جای ایران با وجود چنین تنش‌هایی، همواره احتمال بروز چنین حملاتی وجود دارد. ایران متأسفانه نه در زمان شاه و نه در حال حاضر سیاست عاقلانه‌ای برای مدیریت کثرت قومی خود نداشته است. کثرت قومی ثروت بزرگی برای ایران است که متأسفانه خوب اداره نمی‌شود.»

“موهبت الهی” برای تکمیل یک پروژه

مهدی مهدوی‌آزاد، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، معتقد است که نیروهای تندرو جمهوری اسلامی از حمله اهواز برای به ثمر رساندن “پروژه” خود در راستای ایجاد تنش در خارج و سرکوب در داخل استفاده می‌کنند: «اصلی پذیرفته‌شده است که با خشن‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن فضای سیاسی، ابتکار عمل به دست نیروهای نظامی و امنیتی می‌افتد. برای همین هم نیروهای آزادی‌خواه در همه کشورها از رفتارهای خشونت‌آمیز دوری می‌کنند. به نظر می‌رسد بخشی از جمهوری اسلامی یعنی نیروهای رادیکال مذهبی یا طالبان شیعه که عمدتا در سپاه پاسداران جمع شده و نماد آنها جاهایی مثل روزنامه کیهان یا احمد علم‌الهدی در مشهد است، سعی می‌کنند از این نوع حملات تروریستی به عنوان فرصت یا موهبت الهی استفاده کنند تا پروژه خود را به نتیجه برسانند؛ پروژه‌ای که از حمله به سفارت عربستان در تهران و مشهد آغاز شده بود، حالا دارد وارد فاز تازه‌ای می‌شود. هدف این جریان تشدید تنش‌ها با اعراب مخصوصا با عربستان، تبدیل منازعات فعلی ایران و اعراب از حالت جنگ نیابتی به جنگ مستقیم و نهایتا بستن دروازه‌های کشور و ایجاد یک فضای سرکوب در داخل کشور است. نوع واکنش‌هایی که از نهادهای نظامی و جریان تندرو یا تریبون‌های رسانه‌ای آنها می‌شنویم، ادامه همان پروژه‌ای است که آغاز آن حمله به سفارت عربستان بود، اما به دلیل مذاکرات ایران و آمریکا در دوران اوباما مدتی با وقفه مواجه شد.»

Mehdi Mahdavi Azad (Privat)

مهدی مهدوی‌آزاد

به نظر این تحلیلگر سیاسی: «تندروها به دنبال رسیدن به نتیجه‌ای مشخص نیستند، بلکه در پی ایجاد یک اتمسفر مشخص سیاسی هستند. در اتمسفر مورد نظر آنها معادلات نظامی و امنیتی در صدر قرار دارد. گزینه‌های قهرآمیز انتخاب اول آنهاست. در چنین فضایی امکان قلع و قمع نیروهای دمکرات و سرکوب فعالان قومی ساده‌تر است. همین الآن با استفاده از خشم عمومی ناشی از حملات اهواز، سرکوب فعالان قومی مثل کردها و فعالان خوزستان خیلی آسان‌تر است تا مثلا حدود یک ماه قبل. آنها دو سه هفته پیش در برخورد با حزب دمکرات کردستان ایران تا حمله موشکی پیش رفتند. حالا هم افکار عمومی احتمالا از برخوردهای سخت بیشتر حمایت می‌کند.»

مهدی مهدوی‌آزاد ادامه می‌دهد: «بدون تردید استراتژی تهدید محکوم به شکست است. ایران مشکلات داخلی بسیار زیادی دارد. اصولا اگر رویکرد ارعاب و تهدید و برخوردهای سخت‌افزاری به نتیجه می‌رسید، ده‌ها حکومت پیش از جمهوری اسلامی سرنوشت دیگری می‌یافتند. جنگ جهانی دوم اصولا نتیجه دیگری می‌داد. اتحاد جماهیر شوروی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. بنابراین واضح است که این استراتژی صرفا باعث وخامت اوضاع، تضعیف بیشتر حکومت، تضعیف بیشتر مؤلفه‌های پیوستگی و همبستگی ملی، فروپاشی بیشتر اجتماعی و فروپاشی بیشتر اقتصادی ایران خواهد شد. منتها این خصوصیت نیروهای رادیکال مذهبی است که نه تنها آینده‌نگر نیستند، بلکه از تحلیل نرم‌افزاری اوضاع هم عاجزند و گفتمان ایده‌آلیستی توأم با آموزه‌های سنتی، مذهبی و بعضا بی‌بنیاد آنها باعث رفتارهایی می‌شود که در علوم سیاسی یا چارچوب‌های تحلیلی غیرقابل فهم است.»

تهدید برای پوشاندن “عجز”

علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسایل کشورهای عربی، “عجز” نیروهای امنیتی ایران از تأمین امنیت را دلیل اصلی برجسته کردن نقش دیگر کشورها در حملات اهواز می‌داند: «جمهوری اسلامی دیرگاهی است در مورد تمام مشکلات خود، از بالا رفتن قیمت دلار گرفته تا گرانی و مشکلات درمانی و غیره، آمریکا و اسرائیل و اخیرا عربستان و در مورد خاص حمله اهواز امارات را متهم می‌کند. این نوع از گریز از مسئولیت طبیعت جمهوری اسلامی است. اما در این مورد خاص، ماجرایی که در اهواز رخ داد آشکارا نشانه عجز سپاه و نیروهای امنیتی در تأمین حداقل امنیت برای خودشان بود. اینکه چهار نفر بتوانند در عرض ۲۰ دقیقه، به قول خودشان در دو حمله ۲۹ نفر را بکشند و ۶۶ نفر را مجروح کنند، با آن وضع آشفته که نیروها به جای اینکه بجنگند، روی زمین بخوابند یا از صحنه فرار کنند، اینها چنان لطمه‌ای به آنها زده که رژیم جمهوری اسلامی باید هر چه بیشتر ابعاد توطئه‌گران را گسترده‌تر کند؛ یعنی بگوید که این حمله‌ای ساده توسط یک گروه ناراضی عرب نبوده، بلکه عملیاتی بوده که چندین کشور در پشت آن قرار دارند.»

Alireza Nourizadeh (DW)

علیرضا نوری‌زاده

این تحلیلگر مسایل کشورهای عربی ادامه می‌دهد: «از آن طرف، اگر به عملکرد این کشورها نگاه کنیم، با توجه به آگاهی‌شان از امکانات جمهوری اسلامی برای ایجاد آشوب در مناطق آنها، هرگز گرد این مسایل نچرخیده‌اند. در چهل سال گذشته جمهوری اسلامی حتی یک بار یک نفر را به تلویزیون نیاورده که اقرار کرده باشد مثلا در عربستان آموزش دیده یا از امارات پول گرفته است. در گذشته همواره سناریوهایی در دستگاه‌های امنیتی نظام نوشته می‌شد و به اجرا در می‌آمد، اما در این مورد خاص در طول دو روز گذشته آنچنان نظام جمهوری اسلامی دچار دستپاچگی است که خود هم از روشن کردن عامل این حمله در حیرت و تردید است. بنابراین هر لحظه ما شاهد یک نوع اظهار نظر هستیم. تهدیدها هم از مسایل عادی در جمهوری اسلامی است و هرگز هم عملی نخواهد شد.»

علیرضا نوری‌زاده به ارزیابی نتیجه تهدید کشورهای منطقه از سوی تندروهای ایران نیز پرداخته و می‌گوید: «فضا امنیتی‌تر خواهد شد. تنش میان ایران و این کشورها نیز بیشتر خواهد شد، اما هرگز به مرحله رویارویی نخواهد رسید. جمهوری اسلامی هوشمندتر از آن است که بخواهد خود را وارد یک درگیری نظامی کند. البته امکان دارد از عوامل خود، حداقل برای قدرت‌نمایی، استفاده کرده و مثلا فردا شاهد حادثه‌ای در بحرین باشیم یا یک گروه مخالف سعودی در یکی از شهرهای شیعه‌نشین عربستان راهپیمایی کند. چنین حرکاتی محتمل است، اما جمهوری اسلامی وارد درگیری نظامی نخواهد شد، به‌خصوص که مشکلی هم در سوریه دارد و ضرباتی که اسرائیل به او زده حیثیت‌اش را زیر سؤال برده است. به همین خاطر احتمال قدرت‌نمایی در منطقه وجود دارد؛ الآن توانسته‌اند تشکیل دولت عراق را به عقب بیندازند و در لبنان کاری کرده‌اند که آقای حریری پنج ماه است نتوانسته کابینه‌اش را تشکیل دهد. از این نوع عملکردها بیشتر خواهیم دید، ولی گمان نمی‌کنم که بیش از این شاهد اقدام دیگری باشیم.»

No responses yet

Sep 12 2018

حمله با چاقو به دو طلبه در مشهد طی یک هفته

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

استان‌وایر: گزارش‌ها حکایت از آن دارد که دو طلبه به فاصله کمتر از یک هفته در یک محله مشهد با چاقو مورد حمله قرار گرفته‌اند که یکی از طلبه‌ها در کما به‌سر می‌برد.

محمد تولایی یکی از طلاب مدرسه علمیه «نورالرضا» مشهد است که شش روز پیش در حاشیه این شهر از سوی یک فرد ناشناس با ضربات چاقو به کما رفته است.

کانال تلگرام «قاصد‌نیوز» گزارش کرده این طلبه «داخل پیکان‌ش نشسته بوده تا از محل تحصیلش بره منزل، موتوری از کنارش رد میشه، چاقو رو فرو میکنه توی قفسه سینه‌ش و میره.»

این کانال به نقل از یکی از دوستان این طلبه نوشته که «چاقو تا یک سانتی قلب‌ش فرو میره و ریه شو پاره میکنه.»

آن‌طور که فعالان حزب‌الله در شبکه‌های اجتماعی نوشته‌اند این طلبه پس از انتقال به بیمارستان و عمل جراحی به کما رفته است.

حسن شمشادی٬ خبرنگار صدا و سیما هم نوشته که «خانواده این روحانی جوان، از عدم رسیدگی مناسب و به موقع به او در بیمارستان شهید کامیاب مشهد بشدت گله» دارند.

خواهر زاده این روحانی گفته که «برای چهار روز بستری بودن دایی محمد در این بیمارستان حدود سه میلیون تومان از ما گرفتند و هیچ کاری هم برایش نکردند.»

وی اضافه کرده «مسئولان بیمارستان گفته‌اند این بیمار چاقو خورده و بیمه شامل حالش نمی‌شود و باید هزینه‌هایش را خودتان پرداخت کنید.»

شمشادی همچنین نوشته که این طلبه عصر روز پنج شنبه ۱۵ شهریور پس از خروج از کتابخانه در خیابان شیرازی «سوار پیکانش می‌شود که فردی موتورسوار از شیشه خودرو چاقویش را به سینه‌اش فرو کرده و می‌گریزد.»

خبرگزاری «حوزه‌نیوز» هم نوشته که این طلبه «پس از امور اولیه و ادامه روند درمانی، دچار مشکلی در قسمت قلب می‌شود و به همین علت به منظور عمل جراحی قلب باز به بیمارستان قائم مشهد منتقل شده که پس از عمل به هوش نیامده است.»

کانال «قاصد‌نیوز» همچنین خبر داده که طلبه دیگر مدرسه علمیه «نورالرضا» مشهد روز سه‌شنبه با حمله یک مرد چاقو به دست مواجه شده٬ اما توانسته «از مهلکه جان سالم بدر ببرد.»

گفته شده که مقام‌های امنیتی و اطلاعاتی تلاش‌ها برای شناسایی ضارب یا ضاربان این طلاب را آغاز کرده‌اند.

No responses yet

Aug 21 2018

امان‌الله قرائی مقدم جامعه‌شناس : اعتماد عمومی در جامعه ما تضعیف شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,شورش

ایسنا: یک جامعه‌شناس با اشاره به معضل بی‌اعتمادی در جامعه، گفت: ما شاهد نسلی هستیم که نسل‌های قدیمی‌تر را برای شرایط فعلی جامعه مقصر می‌دانند، آیندگان هم نسل فعلی را مقصر شرایط جامعه می‌دانند.

امان‌الله قرائی مقدم – جامعه‌شناس – درباره لزوم اعتماد اجتماعی در یک جامعه اظهار کرد: از دیدگاه جامعه‌شناسی، بویژه جامعه‌شناسانی مثل «هنیفن»، «جاکوب» و «جیمزکلمن» که درباره سرمایه اجتماعی از دهه ۱۹۲۰ مطرح کرده‌اند، مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی، اعتماد است. اعتماد بر دو نوع عمودی و افقی است. اعتماد افقی بین مردم با مردم و اعتماد عمودی بین مردم و مسوولان و برعکس است که هر دو نوع آن تضعیف شده است.

مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد ندارند

او ادامه داد: مردم نه تنها به هم، بلکه به مسوولان نیز اعتماد لازم را ندارند؛ زیرا سال‌هاست وعده‌های مسوولان درباره ارزانی و محاکمه‌ی اختلاس‌گران و فاسدان اقتصادی به نتیجه نرسیده است. در چنین جامعه‌ای نمی‌توان به کسی اعتماد کرد. حتی مردم برای چک دادن به یکدیگر نیز اعتماد ندارند. بی‌اعتمادی به حداقل رسیده و نخ‌نما شده است. کشور ترکیه هم وضعیت چندان مناسبی ندارد اما با این وجود وقتی مردم دیدند اردوغان برای شکوفایی اقتصاد این کشور تمام تلاش‌اش را می‌کند و زمانی که او از آنها کمک خواست، طلا و دارایی‌هایشان را در اختیار دولت گذاشتند اما چنین اتفاقی هیچگاه در ایران نمی‌افتد.

این جامعه‌شناس در گفت‌وگو با ایسنا، با بیان اینکه آنچه در حافظه مردم است بی‌اعتمادی را نشان می‌دهد، گفت: در بحث سرمایه اجتماعی، مسئله همدلی، همزبانی و اعتماد را عناصر پیوند دهنده می‌گویند. به عبارتی اعتماد عنصر چسبنده است در حالی که این عنصر فعلا در جامعه ما وجود ندارد. «فرانسیس فوکویاما» مهمترین عنصر سرمایه اجتماعی را اعتماد می‌داند موضوعی که در حال حاضر در کشورمان ایران وجود ندارند.

بزرگ‌ترین صدمه‌ی بی‌اعتمادی به فرهنگ است

او درباره اینکه اعتماد پایین مردم در یک جامعه چه اتفاقاتی به همراه دارد؟ توضیح داد: در چنین جامعه‌ای هر اتفاقی می‌تواند بیفتد. این موضوع در اعتیاد، طلاق، آسیب اجتماعی، ازدواج، روابط خانوادگی، سیاست، اقتصاد و فرهنگ مخرب است. بزرگ‌ترین صدمه را به فرهنگ می‌زند. در حال حاضر شعاری مبنی بر اینکه همه‌ی مردم به هم دروغ می‌گویند و از این اتفاق شاد هستند وجود دارد و این یعنی بدبختی. وقتی مردم می‌خواهند با هم صحبت کنند در دل خود می‌گویند حتما این فرد کلکی در کارش است. آیا در این چنین جامعه‌ای زن و شوهر می‌توانند به هم اعتماد کنند؟ خانواده‌ها می‌توانند به یکدیگر اعتماد داشته باشند؟

این جامعه شناس ادامه داد: نبود اعتماد در یک جامعه تمام زوایای آن را تخریب می‌کند. جامعه اگر هیچ چیزی نداشته باشد اما اعتماد در آن وجود داشته باشد، می‌تواند توسعه پیدا کند. در جامعه‌ای مثل هندوستان مردم هیچ چیزی ندارند اما اعتماد دارند، بنابراین در حال تبدیل شدن به یکی از اقتصادهای دنیا است. اگر کشورهایی مثل ژاپن، کره جنوبی، چین و کشورهای دیگر پیشرفت کرده‌اند، نتیجه اعتماد است در حالی که ما این اعتماد را در ایران نمی‌بینیم بنابراین انواع آسیب‌های اجتماعی را می‌تواند به وجود بیاورد.

قرائی مقدم درباره اینکه برای اصلاح چنین جامعه‌ای باید چه اقداماتی می‌توان انجام داد، اظهار کرد: در جبین این کشتی من نور رستگاری نمی بینم. اعتماد یک فرآیند طولانی مدت است و طی آزمایش و خطا به وجود می‌آید. آزمایش می‌کنند اگر نتیجه داد، آن را قبول می‌کنند.

در چنین جامعه‌ای فروریزی را می‌بینم

او اعلام کرد: بی‌اعتمادی تا جایی افزایش پیدا کرده است که مردم حتی به اخبار رسانه‌های داخلی اعتماد ندارند و اخبار داخل کشور را از رسانه‌های خارجی فارسی زبان دنبال می‌کنند! در حالی که وقتی اخبار هر دو رسانه‌ها را بررسی می‌کنیم، متوجه می‌شویم اخباری که در رسانه‌های داخلی پیگیری و منتشر می‌شود، دقیق‌تر است. در صورتی که افراد فاسد حتی اگر نزدیک‌ترین عضو خانواده مسؤولان باشند، اعدام و محاکمه شوند و مردم این اتفاقات را از نزدیک ببینند شاید بخشی از اعتمادها به جامعه برگردد.

این جامعه‌شناس درباره اینکه پیش‌بینی شما از آینده‌ی چنین جامعه‌ای چگونه است؟ بیان کرد: بی‌اعتمادی نسبت به آینده نا امیدی می‌آورد که جامعه‌ی ما در حال حاضر دچار آن شده است. باید کاری صورت بگیرد. با وجود آنکه مسوولان وعده‌هایی نیز داده‌اند، مردم احساس می‌کنند که اتفاق خاصی نمی‌افتد و این یعنی بی اعتمادی. از نظر جامعه شناسی اصل جامعه بر مبنای اعتماد است اما متاسفانه در جامعه‌ی ما اعتماد وجود ندارد.

انتهای پیام

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .