اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'اوباش'

Aug 29 2016

اعتراض ۲۱۵ فعال رسانه‌ای به ضرب‌وشتم خبرنگار در مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: ۲۱۵ روزنامه‌نگار و فعال رسانه‌ای در نامه‌ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، خواستار رسیدگی به «اهانت» و «برخورد فیزیکی» نادر قاضی‌پور، نماینده ارومیه، با احسان بداغی، خبرنگار پارلمانی روزنامه ایران، شدند.

براساس گزارش شماره روز دوشنبه، ۸ شهریور روزنامه شرق، این روزنامه‌نگاران «اهانت» و «برخورد فیزیکی» نماینده ارومیه با خبرنگار پارلمانی روزنامه ایران را «شدیداً» محکوم و از رئیس مجلس درخواست کردند که به «این بی‌احترامی عظیم به ساحت خبرنگاری» به صورت «دقیق و سریع» رسیدگی شود.

همچنین به گزارش روزنامه ایران، روز یک‌شنبه پس از پرسش خبرنگار پارلمانی این روزنامه از نماینده ارومیه دربارهٔ تشکیل «فراکسیون آذری‌زبان‌ها در مجلس»، نادر قاضی‌پور «این پرسش را اعتراض به تشکیل این فراکسیون تلقی کرده و علاوه بر ناسزاگویی، اقدام به برخورد فیزیکی با خبرنگار روزنامه ایران کرد».

فایل صوتی گفت‌وگوی خبرنگار روزنامه ایران و آقای قاضی‌پور در تعدادی از وب‌سایت‌های خبری ایران منتشر شده و روزنامه شرق نیز جزئیات این گفت‌وگو را منتشر کرده‌است.

بر اساس محتویات فایل صوتی و همچنین گزارش روزنامه شرق، آقای قاضی‌پور با اشاره به جنگ ایران و عراق خطاب به خبرنگار روزنامه ایران گفته‌است که «شماها نمی‌توانید از ناموستان دفاع کنید. ما از ناموستان دفاع کردیم. در جنگ… زنان ما طلاهایشان را فروختند».

این سخنان آقای قاضی‌پور، اعتراض خبرنگار روزنامه ایران را به دنبال داشته و او از آقای قاضی‌پور پرسیده که «مگر فقط در آذربایجان این کارها شده؟ مگر در کرمان و شیراز و شهرهای دیگر کسی این کارها را نکرده؟».

نماینده ارومیه در مجلس در ادامه سخنان خود آذربایجان را «مرکز اسلام» خوانده و خطاب به آقای بداغی گفته که «شما دنبال اصلاحات و دنبال آزادی بودید شما ضداسلام هستید، بنیان‌گذار شیعه در ایران، صفویه و آذری‌ها هستند».

احسان بداغی، خبرنگار روزنامه ایران، نیز به خطاب به آقای قاضی‌پور گفته که صفویه «بنیان‌گذار تصوف بودند نه شیعه».

براساس نامه این ۲۱۵ روزنامه‌نگار، پس از این بحث‌ها، آقای قاضی‌پور «عصبانی شده» و صورت خبرنگار روزنامه ایران را «زیر مشت‌های چپ و راست گرفته، دستش را می‌پیچاند و دستگاه ضبط صوتش را گرفته و کشان‌کشان به سوی حراست مجلس می‌برد».

به گفته نویسندگان این نامه، حراست مجلس هم «در اقدامی ناباورانه» از خبرنگار روزنامه ایران «تعهد می‌گیرد تا دیگر درگیری ایجاد نکند و تمام فایل‌های ضبط شده در دستگاه ضبط صوت را پاک می‌کند».

به گزارش خبرگزاری ایسنا، غلامعلی جعفرزاده، نماینده رشت در مجلس، نیز در تشریح این درگیری گفته‌است: «در یک لحظه دوست خوب و مؤدب بنده آقای بداغی را دیدم که توسط همکارمان جناب آقای قاضی‌پور به کمدهای جانامه‌ای کوبیده شد و… و منت و خواهشی که آقای بداغی می‌کرد تا بتوانند از دستان پرقدرت همکار آذری‌زبان‌مان رهایی یابند».

عباسعلی کدخدایی، سخنگوی شورای نگهبان و محمدرضا عارف، رئیس فراکسیون امید مجلس، از اقدام نماینده ارومیه انتقاد کرده‌اند.

درهمین حال این ۲۱۵ روزنامه‌نگار در پایان نامه خود خطاب به رئیس مجلس نوشتند که «بیم آن می‌رود نماینده‌ای که دیروز گفت مجلس جای کره‌الاغ و زن نیست و امروز به صورت خبرنگار مشت می‌زند، فردا در صحن علنی مجلس چاقوکشی کند».

در اسفند ماه سال گذشته فیلمی از سخنان نادر قاضی‌پور در جشن انتخاب او به عنوان نماینده ارومیه در مجلس دهم منتشر شد که این نماینده مجلس گفته بود «مجلس جای زنان نیست، جای مردان است [زنان را به مجلس] بفرستید سرشان بلا بیاورند تا آبرویتان برود».

آقای قاضی‌پور همچنین گفته بود که «مجلس جای سوسول‌بازی نیست، به مجلس مرد بفرستید، که حداقل کاری هم نکند آن یکی کار را بتواند بکند».

پس از انتشار این فیلم، برخی از کاربران فضای مجازی از منتخبان مجلس دهم خواسته بودند که اعتبارنامه آقای قاضی‌پور را رد کنند اما اعتبارنامه او تصویب شد.

در دوره‌های اخیر مجلس نیز گزارش‌هایی دربارهٔ تهدید، توهین و برخورد فیزیکی برخی از نمایندگان از جمله مهدی کوچک‌زاده، روح‌الله حسینیان و موسی قربانی با خبرنگاران پارلمانی منتشر شده‌است.

پس از اعتراض‌ها به انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ نیز چندین خبرنگار پارلمانی بازداشت شدند و از ادامه کار آنان در مجلس جلوگیری شد.

No responses yet

Oct 25 2015

عاشورای ۸۸ و «اراذل و اوباش»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,جنایات رژیم,جنبش سبز,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: توسط مرتضی کاظمیان

شش سال از عاشورای خونین ۸۸ می‌گذرد؛ صرف‌نظر از تداوم وجوه و جوانبی از رخداد مهم، داده‌های جدیدی نیز در پیوند با آن منتشر شده است. داده‌هایی که از چگونگی تکوین رویداد خونین دوباره پرده‌برداری، و ارزیابی و داوری ناظر بی‌طرف و منصف را تدقیق و تقویت کرده است.

داده‌ها‌ی جدید و بسیار مهم اخیر به گزارش غریب یک فرمانده ارشد سپاه مربوط است: سردار حسین همدانی. کسی که پس از کشته شدن وی در سوریه، دخالت وی در سرکوب خونین اعتراض‌های مدنی به نتیجهٔ رسمی انتخابات ۱۳۸۸ بیش از پیش آشکار شد. این داده‌ها همچنین بار دیگر پای یک گروه اجتماعی را به میان می‌کشد؛ کسانی که از طرف رسانه‌های رسمی جمهوری اسلامی «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند.

در قرائت حکومتی اما «اراذل و اوباش» فقط افرادی را که موجب ناامنی اجتماعی می‌شوند توصیف نمی‌کند؛ بلکه در اوج جنبش سبز نیز رسانه ملی (صدا و سیما) و دیگر بازوهای تبلیغاتی و رسانه‌ای و تریبون‌های رسمی جمهوری اسلامی (مانند نمازجمعه)، طیفی از شهروندان معترض را «اراذل و اوباش» می‌خواندند.

این نگاه و روایت حکومتی البته همچنان جاری است. چنان‌که در آخرین اظهارنظر، همین چند روز پیش بود که محمدی عراقی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «اراذل و اوباش و فتنه‌گران با جسارت به خیمه‌های امام حسین در سال ۸۸ ثابت کرند که فقط با انقلاب اسلامی و شورای نگهبان مشکل ندارند؛ بلکه آن‌ها با امام حسین و فرهنگ عاشورا مسئله دارند.»
اما گروهی که «اراذل و اوباش» توصیف می‌شوند، در عاشورای ۸۸ کدام سو ایستاده بودند؟

سردار همدانی گزارش می‌دهد

این شاید مستند‌ترین و مهم‌ترین روایتی است که تاکنون در مورد جایگاه و نقش «اراذل و اوباش» در سرکوب معترضان سبز و نیز عاشورای ۸۸ بیان شده؛ سردار حسین همدانی تصریح می‌کند: «۵ هزار نفر از کسانی که در آشوب‌ها حضور داشتند ولی در احزاب و جریانات سیاسی حضور نداشتند بلکه از اشرار و اراذل بودند را شناسایی و در منزلشان کنترل می‌کردیم. روزی که فراخوان می‌زدند این‌ها کنترل می‌شدند و اجازه نداشتند از خانه بیرون بیایند. بعد این‌ها را عضو گردان کردم. بعداً این سه گردان نشان دادند که اگر بخواهیم مجاهد تربیت کنیم باید چنین افرادی که با تیغ و قمه سر و کار دارند را پای کار بیاوریم.»

فرماندهٔ ارشد سپاه که چند هفته پیش در سوریه کشته شد، توضیح می‌دهد: «وقتی‌که جلسه شورای تأمین استان تهران در شب عاشورا برگزار شد همه برآورد‌ها این بود که فردا تهران آرام خواهد بود. برآورد من این بود که روز عاشورا اتفاقاتی در پیش خواهد بود. به همین خاطر دو بار دیگر درخواست جلسه فوق العاده دادیم و جلسه تشکیل شد و آماده‌باش اعلام کردیم. همهٔ سینماهای تهران را اجاره کردم. تمام مدارس و حسینیه‌ها را در اختیار گرفتیم. بچه‌ها با لباس مشکی در میدان حضور داشتند. نزدیک به ۳۰ هیئت را هم که با من مرتبط بودند را هم آماده کردیم و گفتم دسته‌ها را به سمت میدان دانشگاه بیاورید.»

او تاکید می‌کند که در سرکوب جنبش سبز، «۴۵ هزار بسیجی در این صحنه بودند.»

مهر تأیید فرماندهان ارشد نظامی

عزیز جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران در تأیید گزارش سردار همدانی، تصریح می‌کند: «بر هم زدن توطئه دشمنان در فتنه ۸۸ از دیگر فعالیت‌های بزرگی بود که با عنایت الهی توسط سردار همدانی انجام شد.»

وی در تجلیل از افسر ارشد خود می‌افزاید: «اگر درایت و مدیریت سردار همدانی در عاشورای سال ۸۸ نبود، جمع کردن این فتنه سخت می‌شد.»

فرمانده سپاه پاسداران البته تاکید می‌کند که همدانی بعد از سرکوب جنبش سبز، «آرام و قرار نداشت و داوطلبانه» و برای سرکوب اعتراض‌ مردم سوریه به دولت اقتدارگرای بشار اسد، راهی سوریه شد: «کوله‎بار تجربیات سردار در سوریه به کمک ایشان آمد.»

حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح نیز در واکنشی مشابه، بر گفتار و کردار و نقش همدانی در سرکوب خونین جنبش سبز مهر تأیید می‌زند؛ او می‌گوید: «سردار همدانی در سنگرهای مختلف دفاع و حراست از انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن از هیچ تلاش و کوششی دریغ نکرد که نمونه آن را در مقابله با کودتای آمریکایی فتنه ۸۸ می‌توان یادآوری نمود.»

نه جعفری و نه فیروزآبادی اما توضیحی دربارهٔ پیوندخوردن «سپاه و بسیج» با «اراذل و اوباش» نمی‌دهند و از پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی چیزی نمی‌گویند.

ارزیابی دقیق موسوی و کروبی

شش سال پس از عاشورای خونین ۸۸، رهبران جنبش سبز همچنان (افزون بر ۱۷۱۰ روز) در حبس خانگی‌اند. واکنش موسوی و کروبی به سرکوب خونین اعتراض سبز‌ها، و فهرست مطالبات آنان اما همچنان قابل تأمل است.

میرحسین موسوی پس از عاشورای ۸۸ در واکنشی معنادار ـ که برخی شواهد آن در گزارش سردار همدانی آشکار شده است ـ اعلام کرد که «خشونت‌های غیرقابل باور چون زیر کردن راهپیمانان، تیراندازی نیروهای لباس شخصی که امروز هویت آن‌ها بر کسی پوشیده نیست و روزبه‌روز پرده از چهره آنان و سران‎شان کنار زده می‌شود، فاجعه‌ای را آفرید که اثرات آن به این زودی از صحنه سیاسی کشورمان رخت برنخواهد بست.»

مهدی کروبی نیز در واکنش به حوادث خونبار عاشورای ۸۸ در گزارشی معنادار اعلام کرد که «در شب عاشورا عده‌ای از اوباش اجیر شده به حسینه جماران به‌طور وحشیانه‌ای حمله کردند و زن و مرد را با هتاکی و فحاشی کتک زدند و اموال آنان را از بین بردند.» گزارشی که شش سال بعد توسط مقام‌های ارشد سپاه تأیید می‌شود.

کروبی همچنین نسبت به «خشونت وصف‌ناپذیر» و بی‌سابقه علیه شهروندان ایران در عاشورای ۸۸ اعتراض و آن را «مصیبت بزرگ» و «گناه نابخشودنی» توصیف کرده، و با بازخوانی کلام مشهور منتسب به حسین بن علی، گفته بود: «فریاد می‌زنم که اگر دین ندارید لااقل آزاد مرد باشید.»

با وجود اعتراف سردار همدانی و دیگر مقام‌های ارشد حکومتی (ازجمله فرمانده کل سپاه) به سرکوب خونین معترضان سبز، هنوز حاکمیت سیاسی مسئولیت خود را نپذیرفته و کسی پاسخگوی خانواده قربانیان عاشورای ۸۸ و دیگر جان‌باختگان نیست. چنان‌که حبس شماری از فعالان جنبش سبز (ازجمله رهنورد، موسوی و کروبی) ادامه دارد.

شهناز اکملی، مادر مصطفی کریم بیگی ـ که بر اثر گلوله جان باخت ـ تاکید کرده که خواهان دادرسی عادلانه است. خواهر شهرام فرج‌زاده یکی دیگر از قربانیان عاشورا‌ی ۸۸ که توسط خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد نیز گفته که مسئولان امنیتی و قضایی، به‌جای پاسخگویی، با توهین و تمسخر و تحقیر رفتار کرده‌اند.

محمد یگانه تبریزی، شهروند معترضی که در عاشورا زخمی شد و همچنان از آثار گلوله‌ی به‌جا مانده در بدنش در رنج است، نیز گفته: «رفع حصر موسوی و کروبی یکی از مطالبات ماست و تا آن‌ها آزاد نشوند فضا براى دادرسى باز نخواهد شد.»
حبس و تهدید رهبران و فعالان جنبش سبز در حالی ادامه دارد که «اراذل و اوباش» همچنان توسط سپاه مورد تکریم و آموزش قرار می‌گیرند.

————————————————————-

یادداشت‌ها بیانگر نظر نویسندگان آنهاست و بازتاب دیدگاه‌های رادیو فردا نیست

No responses yet

Mar 15 2015

غلامحسین غیب‌پرور٬ فرمانده سپاه استان فارس: سنگ‌پراکنی به علی مطهری محکوم است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

دیگربان: غلامحسین غیب‌پرور٬ فرمانده سپاه استان فارس «سنگ‌پرانی» به علی مطهری در شیراز را محکوم کرد.

آقای غیب‌پرور حمله به مطهری را اقدامی «سخیف» دانسته که مردم استان فارس «سناریوی پشت پرده» آن را به خوبی می‌دانند.

این فرمانده سپاه درباره سناریوی پشت پرده حمله دوشنبه گذشته گروهی از لباس شخصی‌های مسلح به کلت کمری و گاز فلفل به علی مطهری توضیح بیشتری نداده است.

این حمله بازتاب‌ها و واکنش‌های زیادی داشته و اسد‌الله ایمانی٬ نماینده علی خامنه‌ای در استان فارس به طور تلویحی آن را تائید کرده است.

حسن روحانی نیز دستور پیگیری این حمله را صادر کرده و گروهی از نمایندگان مجلس هم خواستار شناسایی عوامل این حادثه شده‌اند.

مطهری هم در نامه‌ای از اسد‌الله ایمانی به عنوان یکی از متهمان اصلی این حمله نام برده و آقای ایمانی هم گفته جواب نامه مطهری را نمی‌هد ولی فرزندش جواب نامه مطهری را داده است.

حمید رسایی هم مدعی شده که این حمله کار نیرو‌های حزب‌الله نبود٬ اما محی‌الدین حائری شیرازی گفته که این حمله کار بچه‌های «نمازخوان» و «ولایی» بوده است.

از سپاه شیراز نیز به عنوان یکی دیگر از متهمان این پرونده نام برده می‌شود و استاندار فارس از بازداشت سه نفر در همین رابطه خبر داده است.

No responses yet

Mar 15 2015

استاندار فارس: عوامل اصلی حمله به علی مطهری شناسایی شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: استاندار فارس اعلام کرد که در لحظات پایانی روز شنبه ۲۳ اسفند، «عوامل اصلی» حمله به علی مطهری، نماینده مجلس، شناسایی و به مقامات قضایی استان معرفی شدند.

محمد احمدی در مورد «عوامل اصلی» این حمله توضیح بیشتری ارائه نداد اما به گزارش خبرگزاری ایسنا وعده داد که «شناسایی سایر عوامل و زمینه‌سازان انجام این حرکت ناپسند و هنجارشکنانه در دست بررسی و اقدام لازم قرار دارد.»

آقای احمدی هم‌چنین افزود که شناسایی عوامل این حمله در پی «دستور اکید» رئیس جمهور و «تأکید مکرر» وزیر کشور مبنی بر «شناسایی دقیق و برخورد قاطع با حمله‌کنندگان به خودروی علی مطهری» انجام شده‌است.

حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در نامه‌ای به وزرای اطلاعات و کشور دستور داده‌است مسئله حمله به علی مطهری در شیراز پیگیری شود.

در همین حال محمدرضا صادق، مشاور رسانه‌ای حسن روحانی روز جمعه گفته‌بود که اگر استاندار فارس نتواند با خاطیان اتفاقات شیراز و حمله به علی مطهری برخورد کند باید از سمت خود استعفاء دهد.

علی مطهری، نماینده تهران در مجلس، که روز ۱۸ اسفند برای سخنرانی در دانشگاه شیراز به این شهر سفر کرده بود در فرودگاه این شهر «با هجوم نیروهای لباس‌شخصی مورد ضرب‌وشتم» قرار گرفت و در نهایت مجبور به بازگشت به تهران شد.

آقای مطهری روز شنبه، ۲۳ اسفند و پس از سخنان امام جمعه شیراز در نماز جمعه، او را متهم ردیف اول در حمله به خود معرفی کرد.

اسدالله ایمانی، امام جمعه شیراز روز جمعه ۲۲ اسفندماه، در سخنانی تلویحاً علی مطهری را به «طاغوت» و «فتنه» منتسب دانسته و گفته بود «اگر کسی حریم ولایت و خبرگان و فتنه را شکست، باید انتظار داشته باشد که دیگران حریم او را نشکنند؟»

امام جمعه شیراز روز شنبه پس از تکرار سخنان گذشته خود درباره آقای مطهری گفت: «وقتی یک نماینده در مجلس در حین صحبت به دلیل اخطار همکاران خود با مشت برخورد می‌کند باید انتظار داشته باشد که در اجتماع نیز عده‌ای با او با مشت برخورد کنند و مصداق این ضرب المثل است: اگر باد بکارید طوفان درو می‌کنید.»

به گزارش وب‌سایت عصر ایران، آقای ایمانی با بیان اینکه نامه آقای مطهری در «شأن جواب و پاسخ دادن» نیست افزود: «این آقا به دلیل عدم جواب منطقی از ادبیات فحش، زشت و مستهجن استفاده می‌کند.»

وی تصریح کرد: «ظلم بزرگی به استان فارس می‌شود و به ناحق شرایط استان فارس را می‌شکنند و این درحالی است که در استان‌های دیگر حوادث بدتر و بیشتری رخ داده‌است اما این طور بزرگ‌نمایی نشد.»

درهمین حال در روزهای گذشته سخنان متفاوتی درباره عوامل حمله به آقای مطهری از سوی چهره‌های سیاسی اصول‌گرا مطرح شده‌است.

حمید رسایی، از نمایندگان عضو جبهه پایداری در مجلس گفته‌است: «اتفاقی که در شیراز رخ داده کار بچه حزب‌اللهی‌ها نیست و اگر کسی که این کار را کرده چنین ادعایی دارد، مثل آنهایی که از اعتدال دم می‌زنند، دروغ می‌گوید.»

این درحالی است که به گزارش خبرآنلاین محی‌الدین حائری شیرازی، عضو مجلس خبرگان رهبری و امام جمعه سابق شیراز گفته‌است که عوامل حمله به آقای مطهری «اراذل و اوباش نبود[ند]، جوان نمازخوان ولایتی جان‌برکف برای اسلام بودند.»

علی مطهری، روز سه‌شنبه ۱۹ اسفند درباره حمله‌کنندگان به خود گفته بود: «ظاهراً یک اصل پذیرفته شده بود؛ این افراد که از تجهیزات‌شان مانند موتورهای سنگین و گاز فلفل معلوم بود از کجا دستور گرفته‌اند.»

«موتورهای سنگین» معمولاً توسط نهادهای نظامی و نیروهای بسیج در ایران استفاده می‌شود.

گفته‌های آقای مطهری درحالی است که غلامحسین غیب‌پرور، فرمانده سپاه فارس، در این باره گفته‌است: «ما با اینگونه برخوردهای سخیف مثل سنگ‌پراکنی مخالفیم و شدیداً محکوم می‌کنیم.»

در روزهای گذشته همچنین برخی از نمایندگان مجلس حمله به آقای مطهری را محکوم کرده‌اند.

علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران نیز در جلسه علنی روز یک‌شنبه مجلس از وزارت کشور و وزارت اطلاعات خواست که با مسئله حمله به آقای مطهری «برخورد جدی» کنند.

وی اضافه کرد: «افرادی که به این امور می‌پردازند توجه کنند اقدامات آنان نه توجیه دینی دارد نه توجیه انقلابی و نه توجیه قانونی.»

پیش از این نیز درخواست آقای مطهری برای رفع حصر میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸، بارها اعتراض حامیان آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، را سبب شده‌است.

از جمله روز ۲۱ دی، «حمله» برخی از نمایندگان مجلس به علی مطهری، نماینده تهران، و درگیری فیزیکی پس از درخواست دوباره او برای رفع حصر میرحسین موسوی و کروبی در نطق میان‌دستور، باعث تعطیلی موقت جلسه علنی مجلس شد.

No responses yet

Jan 14 2014

درس های طلایی از ماجرای مداح تیرانداز

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

عصرایران: آقایان مدعی که عاشورا و محرم و ارزش ها و اسلام و انقلاب و نظام ، برایشان تبدیل به منبع درآمد شده ، بدانند که مردم – از جمله منتقدین کارهای نادرست شان – بیش از آنها به مقدسات باور دارند. اگر آنها برای عزاداری محرم پول می گیرند ، مردم پول هم خرج می کنند ؛ این نکته مهم و معنا داری است.
عصرایران – ماجرای مداح تیرانداز با اعلام رضایت شاکی پرونده ، از منظر حقوقی به پایان رسید و این که آیا از جنبه عمومی جرم نیز می توان بدان رسیدگی کرد یا خیر ، موضوعی است کاملاً قضایی که این نوشتار ، منصرف از آن است.

این ماجرا در دل خود روشنگری هایی دارد که از اصل قضیه و ابعاد حقوقی و کیفری اش ، بسیار مهم تر است.
در کنار رسانه هایی که با صداقت به این موضوع پرداختند – اعم از اصولگرا و اصلاح طلب و مستقل – “جریان افراطی” که خود را بیش از همه مقید به حفظ ارزش ها و مقدسات می داند و چنین القاء می کند که سند نظام و انقلاب و دین و ارزش ها و اصولگرایی به نامش هست ، بار دیگر ذات خود را نشان داد.

امروز که شاکی رضایت داده و با رسانه ها هم گفت و گو کرده و بر اساس پرونده ، همه چیز مشخص شده است، می دانیم که کسانی که آن مداح به سمت شان تیراندازی کرده بود ، یک زوج جوان بودند که با سرعت از خودروی جناب مداح سبقت گرفته بودند و ایشان هم از پشت به سمت شان شلیک کرده بود. جزئیات را شاکی پرونده بعد از اعلام رضایت در یک گفت و گو تشریح کرده است (اینجا) .

اما در آن زمان ، چهره های شاخص و رسانه های اصلی جریان مدعی ارزشگرایی، طبق عادت دیرین ، شروع کردند به دروغ بافی های مشمئز کننده و این زوج جوان را ، گروهی از اراذل و اوباش نامیدند که قصد تعرض به مداح داشتند!

اولین خبر این جریان بعد از افشا شدن ماجرا را بخوانید: «یک منبع نزدیک به محمود کریمی در خصوص جزئیات این اتفاق گفت: در این جریان سرنشینان این خودروها با ویراژ دادن اطراف خودرو حاج محمود کریمی وی را مجبور به توقف در حاشیه اتوبان می کنند.
وی ادامه داد: پس از توقف خودرو کریمی در حاشیه اتوبان، سرنشینان خودروهای مزاحم پیاده شده و به سمت خودرو کریمی می روند و این مداح که به همراه خانواده خود بوده برای دفاع از خانواده خود و دور کردن اراذل و اوباش اقدام به شلیک هوایی می کند که این کار هم نتیجه نمی دهد و نهایتا کریمی یک گلوله به سمت لاستیک ماشین یکی از این افراد مزاحم شلیک می کند که این گلوله به گلگیر خودرو اصابت می کند و نهایتا اراذل و اوباش از اطراف ماشین کریمی فاصله می گیرند.»

جالب تر این که یکی از همین جنابان مداحان جناحی، برای این که از مداح تیرانداز دفاع کند داستان اکشن تری را ساخت و در رسانه ها منتشر کرد: «مهاجمان سه خودرو بودند: یکی از پشت ، یکی از جلو و دیگری از سمت چپ ، خودروی مداح را محاصره کردند و می خواستند او را از بالای پل صدر به پایین بیندازند و بکُشند. ایشان هم برای حفظ جانش مجبور به تیراندازی شد.»

تیراندازی به خودروی یک زوج جوان از پشت کجا و درگیر شدن با اراذل و اوباش متعرض و آدمکش کجا؟
بخش غم انگیز ماجرا اینجاست که شاکی پرونده بعد از اعلام رضایت ، گفته است که هنوز همسرش استرس دارد و از هر صدای بلندی می ترسد!

نکته این که بعد از اعلام رضایت شاکی ، اعلام شد که وی ، تحت فشار ، رضایت نداده بلکه به دلیل آن که از محبان اهل بیت علیهم السلام بوده ، مداح اهل بیت را بخشوده است. (به یاد آورید روزهای قبل که اتهام اراذل و اوباش به او می زدند.)
البته هیچ کدام از اعوان و انصار جریان دروغ و ریا ، نگفتند که اگر اراذل و اوباش به مداح حمله کرده بودند چرا مداح شکایت نکرده و آنها شکایت کرده اند و نهایتاً هم مشخص شد که زن و شوهر جوانی بودند که فقط سبقت گرفته اند!

برای اینان که چنین به دروغگویی عادت کرده اند ، نیازی به آوردن روایات و نکات اخلاقی و انسانی در مذمت دروغ نیست چون خود بهتر می دانند ولی نان و نامشان در دروغ است هر چند که بسیار ظاهر الصلاح باشند و دم به دم ، دم از مقدسات بزنند!

اما بدتر از دروغ های مشمئز کننده شان ، تهمت هایی بود که به منتقدان این ماجرا می زدند و خود را چنان بالا و والا معرفی می کردند که العیاذ بالله ، گویا اگر کسی به آنها بگوید بالای چشم تان ابروست ، به حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام اهانت کرده است!

یک مداح ، یک خطایی به نام تیراندازی به سمت مردم انجام داده و عده ای هم از این کار زشت ابراز انزجار کرده و خواستار محاکمه متهم شده اند ؛ این کل ماجراست! اما ببینید آقایان مدعی چگونه به خود قداست داده و مدعی شده اند کسانی که این ماجرا را نقل و دنبال می کنند با امام حسین علیه السلام دشمنی دارند و می خواهند اصل فلسفه عاشورا را از بین ببرند!

نمونه هایی از ادعاهای عجیب و غریب شان را بخوانید:

– این هجمه ها به اصل دستگاه سیدالشهداست.

– شک نیست که برخی از مسئله پیش آمده برای انتقام‌ گرفتن از دستگاه سیدالشهدا (ع) و دستاوردهای آن سوءاستفاده می‌کنند.

– آن چه در پس پرده ماجرای رخ داده می گذرد ، نشانه گرفتن هیئت های عزاداری و اصل و فلسفه قیام عاشوراست . ارزش هایی که سال هاست در تار و پود ایرانیان ریشه دوانده و حالا هیزم شایعه و افترا است که از گوشه و کنار به خیال آتش افروزی بر بغض و کینه از دستگاه عزاداری سیدالشهدا جمع می شود.

واقعاً این ها که دم از امام حسین علیه السلام می زنند ، چگونه می توانند به خود اجازه دهند که این گونه خطا کاری ها و زشتی های خود را در ورای محرم و عاشورا و اباعبدالله علیه السلام پنهان کنند و اگر هم کسی به یکی از کارهای ناپسندشان اعتراض کند ، سخنرانی کنند و بیانیه دهند که وای! قیام عاشور را نشانه رفته اند!

کجای یک مداح که برای هر مراسم اش ، کلی پول نقد می گیرد و شبانه به سمت خانواده ها تیر شلیک می کند ، “اصل عاشورا”ست؟ شرم و حیا نعمت ارزشمندی است که خداوند به هر کسی نداده است!

آقایان مدعی که عاشورا و محرم و ارزش ها و اسلام و انقلاب و نظام ، برایشان تبدیل به منبع درآمد شده ، بدانند که مردم – از جمله منتقدین کارهای نادرست شان – بیش از آنها به مقدسات باور دارند. اگر آنها برای عزاداری محرم پول می گیرند ، مردم پول هم خرج می کنند ؛ این نکته مهم و معنا داری است.

———
مطلب مربوط

شاکی پرونده تیراندازی مداح معروف: محمود کریمی در حال حرکت به ما شلیک کرد/ همسرم هنوز می ترسد
من ابتدا متوجه شلیک نشدم؛ کمی که از صدای عجیبی که شنیده شد گذشت و ما مسافتی را همچنان ادامه می‌دادیم که ایشان چراغ زدند و ما هم به کنار اتوبان آمدیم و توقف کردیم. تازه آنجا متوجه شدیم که به خودروی‌مان شلیک شده است.
متولد دهه ۶۰ که لیسانسه است و شب اربعین خودرویش مورد اصابت گلوله رها شده از اسلحه محمود کریمی قرار گرفت. خودش می‌گوید شانس آورد که ماشین سرنشین عقب نداشته و به خیر گذشته است. می‌گوید که اصلا نمی‌خواست در این باره حرف بزند اما برای اینکه مخاطبان بدانند که در آن شب و روزها و شب‌های پس از آن چه گذشته، روایت اتفاق را می‌کند.

می‌گفت نه می‌خواهد حامیان محمود کریمی تصور کنند که او فرد بی‌دین و غیرمذهبی است و نه برعکس مردم عادی تصور کنند که ترسیده و رضایت داده؛ می‌گوید هم مذهبی است و هم هیاتی و از قضا شب حادثه در خودرویش نوار مداحی روشن بوده؛ اگر هم حالا رضایت داده فقط به حرمت امام حسین(ع) و خواسته مادرش بوده و بس؛ می‌گوید هنوز همسرش احساس ترس می‌کند.

متن مصاحبه روزنامه اعتماد با شاکی پرونده را بخوانید:

حادثه شلیک به ماشین شما چطور رخ داد؟ آیا شما متعرض خودروی آقای کریمی شدید و قصد آزار داشتید؟

در تاریخ ۵ دی ماه ساعت 12.5 شب در اتوبان شهید بابایی به همراه همسرم در خودروی ۲۰۶ مان به همراه دو خودروی دیگر در مسیر، در حال تردد بودیم.

اتفاق چطور رخ داد؟

من با خودرو‌ام یک لحظه سبقت گرفتم و بعد دوباره کنار آمدم. نمی‌دانم در ذهن آقای کریمی چه گذشت و چرا احساس خطر کردند که به ما شلیک کردند. البته من ابتدا متوجه شلیک نشدم؛ کمی که از صدای عجیبی که شنیده شد گذشت و ما مسافتی را همچنان ادامه می‌دادیم که ایشان چراغ زدند و ما هم به کنار اتوبان آمدیم و توقف کردیم. تازه آنجا متوجه شدیم که به خودروی‌مان شلیک شده است.

یعنی در حین حرکت به شما شلیک شده بود؟ به کجای خودرو؟

بله، ما درحال حرکت بودیم که به در عقب ماشین سمت پایین شلیک شد. گلوله به نحوی به در خورده بود که از در عبور و به ستون ماشین برخورد کرده بود. چون من اصلا نمی‌دانستم صدای گلوله چطور است، اصلا متوجه نشدم که به سمت خودرو گلوله شلیک شده و صدایی شبیه صدای ترقه را در حین حرکت شنیدم.

چند بار شلیک شد؟

به ماشین من یک گلوله اصابت کرده بود. آن دو خودروی دیگر هم رفته بودند و من با چراغ زدن آقای کریمی کنار زدم. از خودرو که پایین آمدم، با دیدن چهره‌شان حدس زدم که محمود کریمی هستند. اما فکرش را هم نمی‌کردم که طرفم مداح اهل بیت باشد.

خودروی ایشان چه بود و با چه سرنشین‌هایی؟

ایشان سوار یک ماشین شاسی بلند بودند که سمت جلو پسرشان نشسته بودند و صندلی عقب هم دو خانم نشسته بودند. من از ایشان پرسیدم شما محمود کریمی هستید و ایشان هم تایید کردند اما باز هم باور نکردم و فکر کردم فردی شبیه ایشان است و دارد از هویت ایشان سوءاستفاده می‌کند.

خب بعد پیاده شدن چه بین شما گذشت؟ دلیل شلیک را چه مطرح کردند؟

اصلا در این حد صحبت نشد. ایشان اعتراض کردند که چرا سرعت داشتید و چرا اینطور رانندگی کردید و بحث‌های اینچنینی شد و اصلا مجالی نشد که ما حرف بزنیم. آنقدر ترس و واهمه از اتفاق داشتیم که اصلا در این باره هیچ حرفی نزدیم. شما هم جای ما باشید و ببینید در آن موقع شب در اتوبان به خودروی‌تان شلیک کردند، اصلا حرفی نمی‌زنید. خب هراس داشتیم. البته همین که ایشان دید من و همسرم افراد عادی هستیم و به یک خودروی شهروند عادی شلیک کرده، سوار خودروی‌شان شدند و رفتند و من و همسرم در آن موقع شب تنها کاری که توانستیم بکنیم این بود که به پلیس زنگ زدیم و آنها مامور فرستادند. و ما هم به کلانتری رفتیم و شکایت را تنظیم کردیم.

و چطور ثابت کردید که هویت ضارب محمود کریمی است؟

اصلا ما چیزی نگفتیم. ما فقط شرح ماوقع را دادیم. انگار آنها خودشان پی بردند که هویت واقعی ضارب همان آقای کریمی است. چون موضوع شلیک هم بود، خودشان پیگیری سریع کردند و انگار با ایشان تماس گرفتند.

بعد فردای حادثه خبرش منتشر شد و شما شکایت کردید؟

ما همان شب شکایت کردیم. چند روز بعد هم موضوع خبری شد. فردای حادثه به همراه پرونده به دادسرای پل رومی رفتیم و پرونده در دستگاه قضایی تشکیل شد.

۱۱۰ درباره سرعت خودروی شما چه اظهارنظری کرد. آیا شما مقصر بودید؟

اصلا این حرف‌ها مطرح نبود. موضوع شلیک به خودرو بود و پرونده سر همین موضوع تشکیل شد. چون پرونده هم امنیتی شده بود. همین که دیدند ضارب، آقای کریمی است، خودشان پرونده را سریعا به دادسرا فرستادند.

شما در دادسرا ایشان را دیدید؟

فقط یک بار در مراحل بازپرسی، متن اظهارات مکتوب ایشان را دیدم که نشان می‌داد ایشان هم به دادسرا تشریف آوردند. چون می‌گفتند مساله امنیتی است، درباره جزییات زیاد به من چیزی نمی‌گفتند.

شما کی ایشان را در دادسرا دیدید؟

بعد رسانه‌یی شدن اتفاق هم ایشان را در دادسرا ندیدم. من مستقیم با ایشان اصلا حرف نزدم؛ هر حرفی هم داشتم مستقیم فقط به بازپرس می‌گفتم.

بعد از گرفتن اظهارات ایشان، بازپرس دلیل شلیک را به نقل از ایشان چه عنوان کردند؟ آیا به شما گفته شد که ایشان عنوان کرده برای حفظ جان خانواده‌اش و با این تصور که شما قصد مزاحمت دارید، شلیک کرده است؟

هیچ توضیحی به ما ارائه نشد. فقط صحبت‌های ما شنیده می‌شد. من در سایت‌ها به نقل از نزدیکان ایشان دیدم که تهمت‌هایی زده شده که خب با توجه به اینکه من به همراه خانمم تنها سرنشینان خودرو بودیم، کاملا بی‌دلیل بود.

یکی از نزدیکان آقای کریمی، مدعی شدند که شما اراذل و اوباش هستید.

پدر من بازنشسته نظامی هستند. درست است که من یک شهروند عادی هستم با تحصیلات لیسانس اما یک خانواده مذهبی و محترم داریم که از قضا از مریدان امام حسین(ع) هستیم و از قضا در شب حادثه هم نوار مداحی در ماشین من روشن بود. خود من و خانواده‌ام پای همین مداحی‌ها می‌نشینیم و از مخاطبان همین مداح‌ها هستیم. این‌طور نیست که یک فرد اوباش باشیم.

اینکه اعتقادات مذهبی شما چه باشد، مسلما ربطی به نفس اتفاق ندارد.

همین‌طور است اما می‌خواهم حامیان آقای کریمی هم این را بدانند که من هم از حامیان آقای کریمی بوده‌ام و هستم و حتی اولش باورم نشد که ضارب خودرویم آقای کریمی هستند. فرد معتقدی هستم و تنها به خاطر ارادت به امام حسین(ع) و حرمت امام حسین(ع) وخواست مادرم، از شکایت در این پرونده رضایت دادم. چون ایشان هم به حرمت امام حسین(ع) به اینجا رسیدند.

مردم چه تصویری از شما داشته باشند. جوان چند ساله‌یی هستید. تحصیلات و شغل‌تان؟

من متولد اوایل دهه ۶۰ هستم. لیسانس با شغل آزاد.

خودروی شما چقدر هزینه برداشت؟

به خاطر این مسائل و شکایت هنوز به خودرو دست نزده‌ام و در پارکینگ گذاشته‌ام.

آسیبی که ندیدید؟

گلوله در عین حرکت به پایین در خورده بود. اگر کمی بالاتر بود حتی ممکن بود به خود ما هم اصابت کند. همین الان هم با وجود گذشت دو هفته از حادثه خانم من به‌شدت هراس دارد و هنوز می‌ترسد و با هر صدا یا اتفاقی دچار استرس می‌شود.

به عنوان یک شهروند حتی اگر شکایت نمی‌کردید، آیا انتظار داشتید که مسوولان انتظامی خودشان از حق شما دفاع کنند و پرونده از سوی شاکی عمومی به دلیل ارعاب یک شهروند مورد پیگیرد قرار بگیرد؟

من صریح می‌گویم. واقعا از مقام‌های امنیتی و قضایی سپاسگزارم که صادقانه در تمام این مدت کار خود را انجام دادند. به ما اطمینان دادند که تا انتهای ماجرا در چارچوب قانون، در کنارمان هستند.

یعنی احساس نکردید که شکایت‌تان بی‌فایده است؟

اصلا؛ حتی تا لحظه آخری هم که به دلیل اعتقادات مذهبی‌مان و به حرمت امام حسین، شکایت را پس گرفتیم به ما می‌گفتند که آیا فردی و گروهی به شما فشار آوردند؟ که من جواب منفی دادم.

شما به عنوان یک شهروند، چنین اتفاقی را تجربه کردید در حالی که طبق عرف فقط مقام‌های امنیتی باید اسلحه داشته باشند آن هم برای حفظ جان و امنیت مردم. از اینکه الان می‌شنوید که به دنبال شکایت و پیگیری شما و حمایت مردم و رسانه‌ها، دستور جمع‌آوری اسلحه مداح‌ها صادر شده، چه نظری دارید؟

شکر خدا این اتفاق به خیر گذشت هر چند می‌توانست به خیر نگذرد و دور از جان اتفاقی بیفتد. اما من امیدوارم مسوولان امنیتی و انتظامی در این‌باره تدبیر کنند که با خبرهایی که شنیدم امیدوار شدم.

No responses yet

Jan 05 2014

جانشين فرمانده انتظامی ايران می‌گويد افرادی که مداح مشهور به آنها شليک کرده اراذل و اوباش نبودند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: احمدرضا رادان، جانشين فرمانده انتظامی ايران می‌گويد افرادی که يک مداح مشهور در يکی از خيابان‌های تهران به آنها تيراندازی کرده، اراذل و اوباش نبوده‌اند.

پيشتر وب‌سايت ندای انقلاب، يکی از وب‌سايت‌های نزديک به سپاه پاسداران گزارش داده بود که محمود کريمی، از مداحان مشهور تهران در يکی از اتوبان‌های تهران به افرادی که آنها را اراذل و اوباش می‌خواند، تيراندازی کرده است.

به گزارش خبرگزاری فارس احمدرضا رادان روز يکشنبه گفت اينکه بگوييم کسانی که مزاحم اين مداح شده‌اند اراذل و اوباش بوده‌اند، درست نيست.

آقای رادان همچنين گفت محمود کريمی مجوز حمل سلاح داشته و پرونده اين تيراندازی در مرجع قضايی در حال رسيدگی است.

جانشين فرمانده انتظامی تهران در پاسخ به خبرنگاری درباره جزييات حادثه تيراندازی اين مداح گفت نبايد زياد به اين مسايل اهميت داده شود.

No responses yet

Jul 29 2013

«رو کم کن‌ها» و کسانی که رویشان کم شده است

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: محمود احمدی‌نژاد در سفر به خوزستان در ماه‌های آخر دوره دوم ریاست جمهوری خود می‌گوید: «پیغام دادند که فلانی اگه رویت را زیاد کنی پدرت را در می‌آوریم… می‌گویند که چرا آخر کار سفر می‌روی… می‌گویند باهات برخورد می‌کنیم.» احضار احمدی‌نژاد، بلافاصله پس از انتخاب روحانی، توسط دادگاه کیفری به واسطه چند شکایت مجلس، چهره‌ای از این رو کم کنی‌ها بود که قبلاً به وی وعده داده شده بود.

او در واکنش به احضار خود گفته است که «ارباب ما می‌آید و به اتفاق آن ارباب‌مان آنچنان حال‌تان را می‌گیریم که در تاریخ ثبت شود.» (خراسان نیوز، چهارم تیر ۱۳۹۲) احمدی‌نژاد بر این باور است که یکی از رسالت‌های امام دوازدهم شیعیان نیز رو کم کنی است. او که هشت سال مشغول رو کم کنی و «زدن سر مخالفان به سقف» بود اکنون خود دارد قربانی نظامی می‌شود که قدرت رو کم کنی را به او می‌داد.

چه کسانی به وی چنین اخطارهایی را می‌دادند؟ چرا می‌دادند؟ در چه نوع حکومتی چنین رابطه‌ای میان رئیس دولت و دیگر قدرتمندان برقرار می‌شود؟

حکومت «رو کم کنی»

مقامات جمهوری اسلامی و مدیران زیر دست آنها به جای پاسخگویی و واکنش مسئولانه به انتقادات سعی می‌کنند مخالفان و منتقدان را مرعوب سازند. نام این کار در ادبیات «جاهلی» و اراذل و اوباش «رو کم کنی» است. «روکم کنی» یک روال و قاعده در رژیم جمهوری اسلامی بوده است. خاستگاه این رفتار در میان دسته‌های اراذل و اوباش و جای پای آن در میان نیروهای نظامی (سپاه) و امنیتی است که در شمار آنها هستند کسانی که از میان همان اراذل و اوباش استخدام شده‌اند.

خامنه ای ۲۴ سال است دارد با رو کم کنی بر یک ملت حکم می‌راند: هر کسی که صدایی ازش بلند شود روی وی را با دستگاه سرکوب به طرق مختلف و متناسب با میزان «رو» (یعنی اصرار بر حقوق حقه) کم می‌کنند. کسانی که می‌خواهند حکومت با آنها اصلاً کاری نداشته باشد و تحقیر نشوند باید حواسشان باشد که نه تنها رویشان را زیاد نکنند (در محدوده خط قرمزهای حکومت سخن بگویند و رفتار کنند) بلکه اصولاً کاری نکنند که حاکمان احساس کنند آنها رویشان زیاد شده است.

نظامیان و امنیتی‌ها

سخن احمدی‌نژاد فوراً مرجع ضمیر خود را یافت: «جوسازی مقام محترم رئیس جمهوری آقای احمدی‌نژاد در سفر به استان خوزستان غیر قابل قبول و مایه تشویش اذهان عمومی است.» (حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، تابناک سوم اردیبهشت ۱۳۹۲) اما احمدی‌نژاد مثل همیشه به نقطه ضعف رقیب زد: «شما هر کدام‌تان هر گوشه‌ای از پرونده‌تان را بالا بزنیم دیگر جایی در بین ملت ایران نخواهید داشت.» (ایسنا دوم اردیبهشت ۱۳۹۲)

ارگان رسمی ولی فقیه در پاسخ می‌گوید: «اگر ادعای شما واقعی است- و با عرض پوزش- مانند ادعای شما درباره لیست کذایی ۳۰۰ نفره مفسدان اقتصادی که هیچ وقت نشانه‌ای از آن ندادید، پوچ و بی‌پایه نیست، چرا نام و نشان آنها را اعلام نمی‌کنید؟! ممکن است بفرمایید از آنها می‌ترسید! که اولاً؛ باید گفت ایران عزیز به رئیس جمهور ترسو نیازی ندارد. و ثانیاً؛ شما که با حرارت می‌فرمایید ملت توی دهن آنها خواهد زد، دیگر از چه می‌ترسید؟» (حسین شریعتمداری، سوم اردیبهشت ۱۳۹۲)

تاکنون روی نیروهای ملی، عرفیگرایان، لیبرال‌ها، سوسیالیست‌ها و کمونیست‌ها، ملی- مذهبی‌ها، اسلامگرایان چپگرا، اسلامگرایان سوسیالیست، روشنفکران دینی، اصلاح طلبان مذهبی، موعودگرایان، و اسلامگرایان عملگرا کم شده است. نقش اصلی روزنامه کیهان یا برخی بخش‌های خبری تلویزیون دولتی (۲۰:۳۰) «رو کم کنی» است.

بسیج و لباس شخصی‌ها برای رو کم کنی شکل گرفته‌اند. بسیاری از سخنرانی‌های خامنه‌ای با هدف «رو کم کنی» عرضه شده‌اند. تعابیر غیرمؤدبانه‌ای که وی به کار می‌برد (مثل «به درک» یا میکروب یا خبیث) یا دستور وی مبنی بر حمله لباس شخصی‌ها تا حد کشتن افراد صرفاً و مشخصاً برای روکم کنی است. بازجویان ماشین سرکوب خامنه‌ای همه با توهین و کتک زدن زندانیان تلاش می‌کنند روی آنها را کم کنند. حمله ۱۵۰ تن از گارد زندان به بند ۳۵۰ برای کم کردن روی زندانیانی است که سکوت نمی‌کنند.

فرهنگ «رو کم کنی»

علی یونسی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی، از این موضوع به عنوان یک فرهنگ در دستگا‌های اطلاعاتی کشور یاد می‌کند: «زمانی هم که من وزیر اطلاعات بودم همه انتظار داشتند که خبر پشت پرده در مورد افراد را بگویم. همان زمان برخی روحانیون و رقبای سیاسی از من می‌خواستند چنین کاری کنم. یادم هست رفته بودم قم نزد یک نفر و او از من خواست که سندی علیه یکی از این آقایان رو کنم تا مثلاً رویش کم شود. من گفتم در آن صورت کار من که از کار او بدتر است. خیلی‌ها فکر می‌کنند که این کار خوبی است و الان هم شایع شده است، می‌گویند فلان شخص اسنادی در اختیار دارد یا کپی کرده است برای روز مبادا در حالی که من حامل اسرار جمهوری اسلامی هستم و تا ابد باید حفظ‌شان کنم.» (شرق ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۲)

بدین ترتیب دستگاه امنیتی کشور که مسئولیت دارد امنیت شهروندان را تأمین کند به ابزاری برای روکم کنی تبدیل شده است. در دوره‌ای کوتاه از دولت خاتمی این فرهنگ تنها در مقامات قوه مجریه به حاشیه رفت. در همان دوره، حفاظت اطلاعات سپاه، نیروسی انتظامی و قوه قضاییه تحت هدایت بیت رهبری مشغول رو کم کنی بودند. شکنجه شهرداران مناطق تهران، قتل زهرا کاظمی و حمله به کوش دانشگاه با همین هدف رو کم کنی روزنامه‌نگاران، مدیران شهرداری و دولت، و دانشجویان صورت گرفت.

چه کسانی رو کم می‌کنند؟

رو کم کن‌های جمهوری اسلامی از سه مقوله هستند:

۱) برخی از کسانی که از بسیج شروع می‌کنند، بعد به سپاه می‌پیوندند، و در نهایت سر از وزارت اطلاعات و قوه قضائیه و حراست‌ها به عنوان بازجو و بازپرس و مأمور عملیاتی در می‌آورند؛
۲) برخی از کسانی که از طلبگی شروع می‌کنند بعد به دادستانی می‌روند و در نهایت یکباره بدون تحصیل حقوق به مقام قضاوت می‌رسند؛
۳) برخی از کسانی که در انجمن‌های اسلامی (حکومت ساخته) یا جامعه اسلامی دانشجویان یا دانشگاه‌های تحت نظر روحانیون (مثلاً جامعة الصادق) هستند و بعد به حفاظت اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی، وزارت اطلاعات یا رادیو و تلویزیون دولتی می‌پیوندند.

این افراد ممکن است مدام از یک مقوله به مقوله دیگر بروند و بازگردند. بنا به مشی خامنه‌ای این نیروها خط قرمز ندارند و به همین دلیل هر کاری می کنند تا طرفی را که باید سرکوب شود خفیف و خوار کنند. آنها هم نظامی‌اند و هم نیستند، هم ضابط قضایی‌اند و هم قاضی و مجری حکم، هم افراد را دستگیر می‌کنند، هم بازجویی و هم محاکمه، هم روزنامه‌نگارند و هم نیروی امنیتی. مهم‌ترین مسئولیت آنها نه اجرای قانون بلکه رو کم کنی است.

جامعه‌ای که محصول «رو کم کنی» از یک ملت است

نتیجه چنین رفتاری جامعه‌ای است سرخورده و تحقیر شده که:

۱) آن دسته از جوانانش که قدرت عکس‌العمل ندارند یا فکر می‌کنند ندارند و تحمل‌شان طاق می‌شود و شغلی هم ندارند معتاد می‌شوند،
۲) آنها که می‌فهمند مشکل از حکومت است و نه از خود آنها و با فراموشی کار سرراست نمی‌شود مهاجرت می‌کنند،
۳) آنها که چاره‌ای به جز ماندن ندارند و ظرفیت بازیگری دارند شروع می‌کنند به دوگانه عمل کردن و به بخش ریاکار جامعه تبدیل می‌شوند و آن قدر ادامه می‌دهند که گاه خودشان هم باور می‌کنند پوسته بیرونی همانا خود آنهاست،
۴) آنها که مجبورند بمانند اما معترضند به قربانیان دائمی «رو کم کن‌ها» تبدیل می‌شوند، و
۵) آنها که به رگ بی‌خیالی زده و تلاش می‌کنند با کسب پول بیشتر موانع حکومت یا جامعه را از سر راه خود بردارند ممکن است ثروتمند یا حتی قدرتمند شوند.

عزت و «رو کم کنی»

در حکومتی که برخی مقامات روی همدیگر را کم می‌کنند، بسیج و انصار حزب‌الله و گزینش و جداسازی جنسیتی و پارازیت و فیلتر و نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی روی تک‌تک شهروندان را کم می‌کنند و خامنه‌ای روی همه را (با تحقیر) کم می‌کند، دیگر چه عزتی برای یک ملت باقی می‌ماند تا آن عزت در سیاست خارجی به عنوان یک اصل مورد ملاحظه قرار گیرد؟ شهروندانی که هر روز تحقیر می‌شوند چگونه می‌توانند عزت خود را به رخ دیگران بکشند؟

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .