اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'جنگ'

Oct 20 2025

خامنه‌ای: به همین خیال باشید که با بمباران، صنعت هسته‌ای ایران از بین می‌رود

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: رهبر جمهوری اسلامی ایران گفت مواضع دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، «غلط و در بسیاری از موارد دروغ» است. آقای خامنه‌ای گفت: «چه ربطی به آمریکا دارد که ایران امکانات و صنعت هسته‌ای دارد یا ندارد؟ این دخالت‌ها ناباب، غلط و زورگویانه است.» سخنرانی آقای خامنه‌ای، پس از نزدیک به یک ماه غیبت از انظار عمومی بود.

این اظهارات در حضور «قهرمانان رشته‌های مختلف ورزشی و مدال‌آوران المپیادهای علمی جهانی» بیان شد.

آیت‌الله خامنه‌ای اظهارات اخیر آقای ترامپ در سفر به اسرائیل و مصر برای امضای توافق آتش‌بس غزه را «یاوه‌گویی» خواند. آقای ترامپ گفته بود که بدون بمباران مراکز اتمی ایران آتش‌بس در غزه ممکن نبود.

آقای خامنه‌ای درباره رئیس جمهور آمریکا گفت: «این شخص سعی کرد با رفتار سخیف و دروغ‌های فراوان درباره منطقه، ایران و ملت ایران، به صهیونیست‌ها روحیه دهد و خود را توانا جلوه دهد. اما اگر توانایی دارد، برود میلیون‌ها نفری را که در همه ایالت‌های آمریکا علیه او شعار می‌دهند، آرام کند.»

اشاره آقای خامنه‌ای به تظاهرات شنبه در شهرهای آمریکا در اعتراض به سیاست‌های آقای ترامپ بود.
رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر به جنگ دوازده‌ روزه با اسرائیل و شلیک موشک‌ به اسرائیل اشاره کرد و گفت: «موشک‌ها را نیروهای مسلح و صنایع نظامی ما آماده داشتند و استفاده کردند و باز هم دارند و اگر لازم باشد، در وقت دیگر از آن استفاده می‌کنند.»

«رئیس‌جمهور آمریکا ضمن افتخار کردن به بمباران صنعت هسته‌ای ایران، مدعی از بین بردن آن شده بود. ایرادی ندارد، به همین خیال باشید. اما اصلا شما چه‌کاره هستید که اگر کشوری صنعت هسته‌ای دارد، در قبال آن باید و نباید مطرح کنید؟»

دونالد ترامپ بارها به به بمباران تاسیسات هسته‌ای ایران با بمب‌افکن‌های بی-۲ در تیرماه امسال اشاره و تهدید کرده است که در صورت نیاز مجددا آنها را بمباران خواهد کرد.

هم‌زمان با اظهارات امروز آقای خامنه‌ای، مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه‌های افسری ارتش در تهران و با حضور سرلشکر عبدالرحیم موسوی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، و سرلشکر امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش، برگزار شده است.

در سال‌های پیش، آقای خامنه‌ای شخصا در این مراسم حضور پیدا کرده بود و به فارغ‌التحصیلان سردوشی داده بود.

No responses yet

Oct 01 2025

دولت ایران: پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا را دادیم اما ویتکاف سر قرار نیامد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,برجام,تحریم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

توضیح ویدئو، سخنگوی دولت ایران درباره جنگ احتمالی و مذاکره

بی‌بی‌سی: فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت ایران، گفت که تهران پیشنهاد «مذاکره مستقیم» با آمریکا را داد اما طرف مقابل پاسخ مثبت نداد. به گفته خانم مهاجرانی، دولت ایران در آستانه فعال شدن بند موسوم به ماشه توافق برجام و بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، اعلام آمادگی کرد که جلسه‌ای با حضور نمایندگان سه قدرت اروپایی، آمریکا و آژانس برگزار شود.

سخنگوی دولت ایران از قول عباس عراقچی، وزیر خارجه، گفت که در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل، پیشنهاد مذاکره مستقیم با آمریکا و در نیویورک از طرف ایران مطرح شد تا اجرای مکانیسم ماشه لغو شود یا به تعویق بیفتد، اما «به هر حال از طرف آنها مورد پذیرش قرار نگرفت و یا اینکه در جلسات حضور پیدا نکردند.»

او تاکید کرد ایران پیشنهاد مذاکره مستقیم با استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، را داده بود اما او «سر قرار نیامد.»

خانم مهاجرانی گفت درخواست ایران این بود که در ازای تعیین تکلیف ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی، مکانیسم ماشه، آن طور که طرف‌های اروپایی می‌خواستند اجرایی نشود.

او گفت خواست ایران «حذف کامل» مکانیسم ماشه بود اما پیشنهاد طرف مقابل تعویق شش ماهه آن بود که این شرایط مناسبی برای مذاکره فراهم نمی‌کرد.

با این وجود، به گفته خانم مهاجرانی «باتوجه به منافع ملی که برای کشور مطرح بود حتی در آخرین شب پیشنهاد ۴۵ روز تعویق نیز از طرف ایران مطرح شد»، اما طرف مقابل آن را نپذیرفت. سخنگوی دولت ایران لابی اسرائیل را دلیل رد پیشنهاد تعویق ۴۵ روزه دانسته است.

پیشنهاد تعویق شش ماهه و ۴۵ روزه مکانیسم ماشه در حالی از طرف ایران مطرح شده است که وزارت خارجه ایران پیشتر پیشنهاد مشابه طرف‌های اروپایی را رد کرده بود.

با بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، اتحادیه اروپا هم تحریم‌های خود علیه ایران را بازگردانده است.

ژاپن هم اعلام کرده است که مطابق قطعنامه سازمان ملل، تحریم‌هایی را علیه ایران به اجرا می‌گذارد و از جمله دارایی‌‎هایی ۷۸ نهاد و ۴۳ فرد را بلوکه می‌کند.

توضیح تصویر، در آستانه سفر مسعود پزشکیان به نیویورک، گمانه‌زنی‌هایی درباره احتمال دیدار او با دونالد ترامپ مطرح شده بود

با بازگشت تحریم‌های سازمان ملل، نگرانی‌ها درباره احتمال تنش نظامی و درگیری دوباره ایران در جنگ با آمریکا یا اسرائیل بالا گرفته است.

فاطمه مهاجرانی امروز در جمع خبرنگاران درباره این نگرانی‌ها گفت: «امیدوار هستیم که هیچ تحرکی صورت نگیرد و هیچ تجاوزی به خاک ایران صورت نگیرد، البته ما آمادگی آن را داریم.»

خانم مهاجرانی همچنین گفته است که شورای عالی امنیت ملی درباره چگونگی ادامه همکاری با آژانس تصمیم خواهد گرفت.

ماشه چیست و چه طور فعال شد؟

سازوکار ماشه، یا مکانیسم اسنپ‌بک، به یک تدبیر حقوقی اشاره دارد که در متن توافق برجام از آن به عنوان «سازوکار حل اختلاف» یاد شده بود.

مطابق بندهای ۳۶ و ۳۷ قطعنامه ۲۲۳۱، اگر یکی از طرف‌های توافق، به نقض تعهدات از سوی ایران اعتراض داشت، می‌توانست آن را به کمیسیون مشترکی ارجاع دهد و روندی برای حل اختلاف را آغاز کند.

در نهایت، اگر تدابیر حل اختلاف به نتیجه نرسید، ادامه تعلیق تحریم‌ها در شورای امنیت سازمان ملل به رای گذاشته می‌شد. متن برجام به ترتیبی تعیین شده بود که که اگر حتی یک عضو دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه یا بریتانیا) این قطعنامه را وتو می‌کرد، تحریم‌های سازمان ملل به‌طور خودکار و بدون نیاز به رای‌گیری جدید بازمی‌گشت.

بعضی از بندهای کلیدی توافق برجام، از جمله امکان فعال کردن مکانیسم ماشه، در اکتبر ۲۰۲۵ (مهر ۱۴۰۴) منقضی می‌شد و طرف‌های اروپایی که نمی‌خواستند اهرم مکانیسم ماشه را از دست بدهند، پیشنهاد تمدید آن را داده بودند.

آلمان، بریتانیا و فرانسه، سه کشور اروپایی عضو برجام، ضرب‌الاجلی تعیین کرده و گفته بودند اگر پیشرفتی در مذاکرات ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و آمریکا به دست نیاید، آنها مکانیسم ماشه یا اسنپ‌بک را پیش از انقضایش فعال می‌کنند.

شرط اروپایی‌ها برای تمدید ماشه و به تعویق انداختن تصمیمشان برای بازگشت تحریم‌ها آن بود که ایران وارد مذاکره مستقیم با آمریکا شود، به اجرای تعهدات پادمانی و همکاری با آژانس برگردد و همین طور تکلیف ذخایر اورانیوم با غنای بالا را روشن کند.

با رد پیشنهاد اروپا از سوی ایران، آنها سازوکار بازگرداندن تحریم‌ها را فعال کردند. پس از آن، روسیه و چین تعویق اجرای مکانیسم ماشه را در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کردند اما پیشنهادشان رای کافی نداشت و تحریم‌ها بازگشت.

نموداری از روند حل اختلاف مطابق توافق هسته‌ای برجام

No responses yet

Sep 29 2025

ایران زیر ذره‌بین رسانه‌ها؛ اسرائیل در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفت؛ پزشکیان: بدون شک حمله می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,تحریم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

ارونیوز: در این گزارش ویدئویی، مجموعه‌ای از مهم‌ترین مطالب منتشرشده در رسانه‌ها و اندیشکده‌های بین‌المللی طی ۲۴ ساعت منتهی به نیمروز یکشنبه ۲۸ سپتامبر ۲۰۲۵ (۶ مهر ۱۴۰۴) گردآوری شده است. نسخه‌ کامل‌تر این مرور را می‌توانید در متن تفصیلی زیر دنبال کنید.
نیویورک تایمز: ایرانیان خود را برای تبعات اقتصادی تحریم‌های سازمان ملل آماده می‌کنند
نشریه آمریکایی نیویورک تایمز گزارشی در مورد تبعات اقتصادی احیای تحریم‌های سازمان ملل علیه برنامه هسته‌ای ایران منتشر کرد که چکیده آن را می‌خوانید: «شورای امنیت سازمان ملل متحد پس از شکست تلاش‌های دیپلماتیک در حاشیه مجمع عمومی، تحریم‌های سختگیرانه‌ای را علیه تهران به دلیل برنامه هسته‌ای این کشور بازگرداند.

این تحریم‌ها در مقطع حساسی اعمال می‌شود: ایران هنوز از تبعات جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل در ژوئن، حملات بمب‌های سنگرشکن آمریکا به تاسیسات هسته‌ای و بحران شدید انرژی و آب که منجر به قطع گسترده برق و آب در شهرها شد، خلاص نشده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند که گرچه تحریم‌های تازه ممکن است از نظر مالی به سنگینی تحریم‌های آمریکا نباشند، اما فشار مضاعفی بر اقتصاد ایران تحمیل می‌کنند.

ایران که پیش‌تر با تورم بیش از ۴۰ درصد، کسری بودجه سنگین، بحران برق و کم‌آبی و سقوط ارزش پول ملی دست‌وپنجه نرم می‌کرد، اکنون خود را در آستانه شرایطی دشوارتر می‌بیند.

با این حال، برخی مقام‌های ایرانی تلاش کردند تاثیر تحریم‌ها را کم‌اهمیت جلوه دهند و غرب را متهم کردند که هیچ‌گاه در پی توافق جدی نبوده است. با وجود این، فعالان اقتصادی می‌گویند صنایع و به‌ویژه کسب‌وکارهای کوچک و متوسط که بیش از ۹۰ درصد واحدهای صنعتی کشور را تشکیل می‌دهند، بیشترین آسیب را از این محدودیت‌ها خواهند دید.»

موسسه گیت‌استون: ایران: هراس از کم‌آبی

اندیشکده آمریکاییِ گیت‌استون مقاله‌ای در مورد بحران آب در ایران و راهکارهای برون رفت از آن منتشر کرد که خلاصه آن را می‌خوانید: «ایران با بحرانی کم‌سابقه در منابع آب روبه‌روست. آمار وزارت نیروی ایران نشان می‌دهد که ظرفیت ذخیره سدهای کشور به ۳۶ درصد کاهش یافته و بارندگی سالانه نسبت به میانگین یک دهه گذشته نزدیک به ۴۰ درصد کمتر بوده است. بیش از ۴۰ درصد دریاچه‌ها و تالاب‌ها یا خشکیده‌اند یا در آستانه نابودی قرار دارند؛ دریاچه ارومیه و هامون عملا از بین رفته‌اند و زاینده‌رود و کارون نیز بخش زیادی از آبدهی خود را از دست داده‌اند.

پیامد مستقیم این وضعیت، افت مداوم تولید کشاورزی، نشست زمین، شوری خاک و تهدید امنیت غذایی است. برآورد سازمان فائو نشان می‌دهد که ۲۵ درصد جمعیت ایران در معرض کمبود غذایی “متوسط تا شدید” قرار دارند. این در حالی است که بخش کشاورزی ۶۰ تا ۸۰ درصد آب کشور را مصرف می‌کند اما سهم آن در اقتصاد تنها حدود ۱۸ درصد است. سیاست خودکفایی غذایی دهه ۱۹۹۰، سدسازی‌های بی‌رویه و استفاده گسترده از چاه‌های عمیق نیز فشار مضاعفی بر منابع آب وارد کرده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند که تداوم این روند می‌تواند بنیان‌های تمدنی ایران را که بر سه حوزه شرق، مرکز و جنوب‌غرب کشور شکل گرفته، در معرض فروپاشی قرار دهد. با این حال، مطالعات بین‌المللی از جمله پژوهش‌های ژاپنی نشان می‌دهد که با اصلاح راهبردهای اقتصادی و کشاورزی، احیای سامانه‌های سنتی قنات، و سرمایه‌گذاری گسترده در مدیریت منابع آب، امکان توقف و حتی معکوس‌کردن روند بیابان‌زایی وجود دارد.»

وای‌نت: اسرائیل در پی اعمال مجدد تحریم‌ها علیه ایران و در بحبوحه نگرانی از «خطای محاسباتی» در حالت آماده‌باش کامل قرار گرفت

رسانه اسرائیلی «وای‌نت» به بازتاب احیای تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران در این کشور پرداخت که خلاصه گزارش این رسانه را می‌خوانید: «با فعال شدن سازوکار مکانیسم ماشه در سازمان ملل و ازسرگیری تحریم‌های تعلیق‌شده ذیل توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، اسرائیل سطح آماده‌باش نیروهای خود را افزایش داد. مقامات امنیتی اسرائیل هشدار دادند که تهران در پی اعمال فشار تازه ممکن است دچار خطای محاسباتی شود و تنش‌ها به رویارویی مستقیم بیانجامد.

تحلیلگران امنیتی در اسرائیل می‌گویند نشانه‌هایی از استیصال فزاینده در رهبری ایران مشاهده می‌شود؛ وضعیتی که به‌ویژه پس از عملیات “طلوع شیران” و آزمایش‌های اخیر موشکی تشدید شده و خطر “خطای محاسباتی” و درگیری ناخواسته را بالا برده است.

گزارش‌ها از آزمایش موشک قاره‌پیمای جدید ایران و تلاش برای بازسازی توان موشکی حکایت دارد.

مقام‌های ارشد اسرائیلی تأکید می‌کنند عملیات “طلوع شیران” توان موشکی و بخشی از برنامه هسته‌ای ایران را به‌شدت آسیب زده، اما این کشور همچنان از ظرفیت لازم برای بازسازی برنامه موشکی خود برخوردار است.»

گری‌زون: گفت‌وگوی رئیس‌جمهور ایران در نیویورک:«شکی نیست که حمله خواهند کرد»

وب‌سایت خبری مستقلِ «گری‌زون» (The Grayzone) که توسط مکس بلومنتال (Max Blumenthal)، روزنامه‌نگاری آمریکاییِ ضدِ جنگ اداره می‌شود، شرحی از سخنان رئیس جمهور ایران را در دیدار با فعالان ضد جنگ آمریکایی در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل، منتشر کرد که بخش‌هایی از آن را می‌خوانید: «پزشکیان خطاب به حدود ۲۵ خبرنگار، فعال و تحلیلگر حاضر در نشست اظهار داشت: “شکی نیست که آنها به ایران حمله خواهند کرد و ما با تمام توان از خود دفاع خواهیم کرد.”

رئیس‌جمهور ایران سیاست واشنگتن را “دیکتاتوری دیپلماتیک” توصیف کرد و گفت: “چگونه می‌توان با کسی مذاکره کرد که یک چیز می‌گوید و لحظاتی بعد حرف دیگری می‌زند؟ کسی باید سخنان [فرستاده خاورمیانه ترامپ] استیو ویتکاف را ضبط می‌کرد. او یک حرف به ما می‌زد و ناگهان به واشنگتن بازمی‌گشت و حرف دیگری می‌زد. چگونه می‌توان با چنین کسی مذاکره کرد؟”

پزشکیان افزود که جامعه ایران پس از جنگ دوازده‌روزه ژوئن، متحدتر شده است: “آخرین حمله وحدت به وجود آورد. حتی کسانی که ما را نقد می‌کنند، از نظام حمایت کردند. حتی اگر آنها بخواهند مرا حذف کنند، ما پنج تا شش مرحله بعدی را آماده کرده‌ایم.”

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران هم گفت: “ما آماده انعطاف‌پذیری هستیم.” با این حال، تیم دیپلماتیک ایران بدون کسب هیچ امتیازی از اروپا، نیویورک را ترک کرد.»

No responses yet

Sep 25 2025

از طرح کشتن خامنه‌ای تا «عروسی سرخ»؛ روایت جنگ اسرائیل با ایران در مستند «۱۲ روز در ژوئن»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

بی‌بی‌سی: مستند «۱۲ روز در ژوئن – رازهای جنگ با ایران»، که به‌تازگی از شبکه ۱۳ اسرائیل پخش شد، روایتی کم‌سابقه از روند تصمیم‌‌گیری سیاسی و نظامی و اجرایی جنگ ۱۲روزه اسرائیل علیه ایران ارائه می‌کند. این مستند با جلسات محرمانه رهبران اسرائیل در یک «پناهگاه» آغاز می‌شود؛ از عملیات فریب و آماده‌سازی لجستیکی می‌گوید؛ به ضربات هدفمند علیه زیرساخت‌ها و افراد کلیدی می‌پردازد و نقش تعیین‌کننده آمریکا در حمله به تاسیسات فردو را مرور می‌کند.

این فیلم در اسرائیل با واکنش‌های متفاوتی روبه‌رو شده است و به باور برخی ناظران تلاشی است برای ثبت «چگونگی» تصمیم‌‌گیری‌ها و محدودیت‌های عملیاتی، بیش از آنکه بتواند «تمام» واقعیت آن ۱۲ روز را بازگو کند.

تصمیم در پناهگاه؛ «خداوند به ما کمک کند»

به روایت اسناد و پروتکل‌های درزشده‌ و گفت‌وگو با مقام‌های مختلف در این فیلم، روز ۱۲ ژوئن جلسه اصلی کابینه امنیتی در پناهگاهی در تپه‌های بیت‌المقدس برگزار شد و در آن آغاز عملیات در بامداد ۱۳ ژوئن تصویب شد. چارچوب عملیات در همان جلسه در دو محور مشخص تعیین شد: نخست، وارد کردن ضربه‌ای ساختاری به کل زنجیره «نظامی‌سازی» هسته‌ای ایران، از تامین مواد و مراحل تبدیل تا مراکز عملیاتی و همین طور ساختار فرماندهی‌ و‌ کنترل؛ و دوم، تضعیف ظرفیت موشکی ایران، به ویژه سامانه‌های بالستیک و شبکه صنعتی پشتیبان آن.

در همان جلسه، یکی از افسران ارشد تصریح می‌کند که تاسیسات «فردو تنها با توان آمریکا از بین می‌رود».

در پایان جلسه، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، جمله‌ای بر زبان آورد که به روایت فیلم کمتر از او شنیده می‌شود: «خداوند به ما کمک کند.» این جمله در مستند به عنوان نمادی از سنگینی تصمیم‌گیری‌ها و شرایط در آستانه حمله برجسته می‌شود.

در حاشیه این آمادگی، عملیات فریب اجرا می‌شود: دستور جلسه پوششی درباره گروگان‌ها، مخابره نشانه‌های «عادی بودن اوضاع» و جابه‌جایی بی‌سروصدای خانواده برخی مقام‌ها و فرماندهان به مکان‌های امن. روایت‌هایی درباره «تعطیلات آخر هفته» و حتی «برنامه عروسی پسر نخست‌وزیر» هم به عنوان مولفه‌هایی از همین تلاش برای «فریب دشمن و پنهان‌سازی نیت واقعی» مطرح شده است.

در فیلم به پست مایک هاکبی، سفیر آمریکا در اسرائیل،‌ در شبکه ایکس یک ساعت پیش از آغاز حمله اشاره شده است؛ درست در همان لحظاتی که به گفته یکی از فرماندهان «باید از ارسال هرگونه سیگنال زیان‌بار پرهیز می‌شد». آقای هاکبی در آن پست نوشته بود: «در سفارت‌مان در اورشلیم [بیت‌المقدس] هستیم و اوضاع را از نزدیک زیر نظر داریم. تمام شب اینجا خواهیم ماند. برای آرامش اورشلیم دعا کنید!»

شب‌های نخست؛ «عروسی سرخ» و گشودن آسمان

توضیح تصویر، اسرائیل، در ابتدای جنگ ۱۲روزه، فرماندهان ارشد سپاه و نیروهای مسلح جمهوری اسلامی را به صورت تقریبا همزمان هدف قرار داد و کشت

در شب اول، خط ضربت بر پدافند راهبردی متمرکز شد: چند سامانه «اس-۳۰۰» و سامانه‌های مکمل هدف قرار گرفتند و به موازات آن صنایع تهاجمی مرتبط با تولید موشک زیر آتش رفت تا خط تولید و تامین مختل شود.

هدف اعلام‌شده «از میان بردن سپر راهبردی ایران» بود. شب دوم، به گفته فرماندهان در این مستند، «ده‌ها سامانه پدافند» نابود شد و «پرنده‌ها» به حومه تهران رسیدند. یکی از فرماندهان برای این دوره از اصطلاح «گشودن آسمان» استفاده می‌کند: باز کردن کریدورهای امن برای رفت‌وبرگشت‌های پی‌درپی.

مستند تاکید دارد که خط «اهداف انسانی» موازی با خط «زیرساختی» پیش رفته است. نخست‌وزیر اسرائیل در مصاحبه با شبکه ۱۳ می‌گوید: «مهم‌ترین مسئله برای من این بود که پیش از هر چیز به رهبری هسته‌ای ضربه بزنم… [گفتم] دانشمندان را، دانشمندان هسته‌ای را برای من بیاورید… من حذف مقام‌های ارشد نظام را می‌خواهم.»

فرماندهان اسرائیلی در این فیلم می‌گویند: «ده‌ها بمب به صورت همزمان به طرف تهران» رها شد؛ هر بمب با نقطه دقیق جغرافیایی و طبقه مشخص و حتی اتاق معین. بنا بر جمع‌بندی داخلی پس از شب اول، ۹ دانشمند کشته شده‌اند که چهار نفر از آنان «درجه یک» معرفی می‌شوند.

در یک نقطه عطف دیگر، از «به دام انداختن» فرماندهی هوافضای سپاه و بخشی از کادر این نیرو به همراه چندین فرمانده دیگر در یک مقر محرمانه در تهران صحبت می‌شود. برخی یگان‌ها «نیم ساعت در هوا می‌چرخند» تا «همزمانی اصابت» در یک لحظه ممکن شود. این عملیات هم‌زمان در اتاق فرمان با عنوان «عروسی سرخ» توصیف می‌شود. این نام برگرفته از یکی از مشهورترین قسمت‌های سریال «بازی تاج و تخت» است که در آن چندین چهره اصلی داستان در یک عروسی به قتل می‌رسند.

پاسخ ایران؛ برآوردها و واقعیت میدانی

در جلسات توجیهی پیش از آغاز عملیات، فرماندهان احتمال از دست دادن بین سه تا پنج هواپیما را در ۴۸ ساعت نخست مطرح کردند. مسیر رفت‌وبرگشت تا اهداف را حدود یک‌ونیم ساعت برآورد کردند و سناریوهای بازیابی خلبانان ساقط‌شده ـ از نقاط فرود اضطراری تا عملیات جست‌وجو و نجات ـ از پیش طراحی و تمرین شد تا در صورت وقوع بهترین واکنش ممکن اجرا شود.

پس از آغاز درگیری، بر اساس جمع‌بندی‌های داخلی که در فیلم آمده است، تعداد پرتابه‌های پیش‌بینی‌شده ایران برای کل دوره ۱۲روزه «۱۴۰۰ تا ۱۵۰۰» عنوان شده بود؛ آنچه بعدا به گفته فرماندهان در عمل به حدود ۵۳۰ موشک زمین‌به‌زمین محدود شد.

با این‌حال، حملات به مناطق مسکونی تلفات و ویرانی قابل توجهی برجا گذاشت: از فرو ریختن بخش بزرگی از یک برج ۱۴ طبقه در بت‌یام تا آسیب به ساختمان‌های اطراف و گزارش‌هایی از قدرت کشنده حتی در فضاهای حفاظت‌شده.

در اتاق‌های تصمیم، با بالا رفتن هزینه جبهه داخلی، بحث بر سر «تداوم سرعت ضربات» و «کنترل تصویر عمومی» در می‌گیرد. گاه صراحتا مطرح می‌شود که «تصاویر خسارت در اسرائیل» و «اهداف نمایشی در ایران» (مانند مخازن سوخت) در جلب حمایت خارجی – به‌ویژه در واشنگتن – بی‌اثر نیست.

طرح کشتن آیت‌الله خامنه‌ای؛ محدودیت‌ها و نبود فرصت عملیاتی

توضیح تصویر، هواداران حزب‌الله در بیروت یک روز بعد از اعلام آتش‌بس بین اسرائیل و ایران

در یکی از بخش‌های مستند، گزینه هدف قراردادن آیت‌الله علی خامنه‌ای،‌ رهبر جمهوری اسلامی، به‌صراحت مطرح می‌شود. یکی از مصاحبه‌شوندگان می‌گوید همزمان با برنامه‌ریزی برای هدف گرفتن چهره‌های اصلی برنامه هسته‌ای و فرماندهان نظامی، گزینه هدف‌گیری راس حکومت نیز روی میز بوده است. با این حال، به گفته این فرد، علی خامنه‌ای «در نهایت به زیرزمین رفت، ارتباطش را با دنیای بیرون قطع کرد و هیچ فرصت عملیاتی واقعی به وجود نیامد».

موضوع کشتن رهبر ایران پیش از این به‌صراحت در اظهارات مقام‌های اسرائیل مطرح شده بود. دو روز بعد از برقراری آتش‌بس، اسرائیل کاتس، وزیر دفاع، گفت که در جریان جنگ ۱۲ روزه اسرائیل قصد داشته است علی خامنه‌ای را هدف قرار دهد. او در آن زمان با اشاره به گزارش‌های رسانه‌ای مبنی بر مخالفت واشنگتن با این اقدام، تأکید کرد که اسرائیل برای چنین کاری نیازی به اجازه آمریکا ندارد.

در پاسخ به این پرسش که «آیا هدف، براندازی بود؟» طیفی از پاسخ‌ها در مستند ۱۲ روز در ژوئن ارائه می‌شود، از «نه، هدف رسمی نبود و از آسمان نمی‌توان رژیم را سرنگون کرد» تا این ارزیابی که «اگر سطح ترس عمومی در ایران کاهش یابد، ممکن است نتیجه اقدامات ما به تغییرات داخلی بینجامد». در بیشتر صحبت‌ها درباره این موضوع تاکید بر این است که چنین چیزی می‌تواند «نتیجه‌ای محتمل» باشد، نه «هدف اعلام‌شده».

گره فردو و نقش آمریکا؛ از تردید تا بمباران

در فیلم هم مشخص است که یکی از گره‌های اصلی برای اسرائیل تاسیسات هسته‌ای فردو در اعماق زمین بود که از دید برنامه‌ریزان اسرائیلی بدون بمب‌های سنگرشکن آمریکا نابودی «قطعی» آن امکان‌پذیر نبود. به روایت فیلم، در روزهای نخست کارزار، پاسخ واشنگتن به درخواست اسرائیل در این زمینه قطعی نبود و رئیس‌جمهور آمریکا تصمیم را به «دیدن نتایج حمله اسرائیل» موکول می‌کرد.

به گفته یکی از مصاحبه‌شوندگان، در روز نهم عملیات، نخست‌وزیر به کابینه اطلاع می‌دهد که تصمیم گرفته شده است: «بامداد فردا، سه بمب به مجتمع هسته‌ای فردو پرتاب خواهد شد. اگر این کار موفقیت‌آمیز باشد، سه بمب دیگر برای نطنز، و همچنین طرحی هم برای اصفهان وجود دارد.»

در روایت فرماندهان، علاوه بر کارکرد فنی، ارزش راهبردی حمله مشترک اسرائیل و آمریکا برجسته است: رخدادی که اثر بازدارندگی منطقه‌ای آن «فراتر از خود بمب» ارزیابی می‌شود.

روز ۲۲ ژوئن (اول تیر) آمریکا علاوه بر مراکز هسته‌ای نطنز و اصفهان،‌ تاسیسات فردو را نیز با بمب‌های سنگرشکن هدف قرار داد. دونالد ترامپ این حمله را «ضربه‌ای تاریخی» خواند و «نقطه عطفی برای تضمین اینکه ایران هرگز به سلاح هسته‌ای دست نخواهد یافت». اما برخی ارزیابی‌های مستقل تأکید کردند که تأسیسات فردو به دلیل عمق و لایه‌های حفاظتی‌اش به طور کامل نابود نشد و برنامه هسته‌ای ایران تنها چند ماه عقب افتاد.

فیلم همزمان یادآور می‌شود که گزارش‌ها مبنی بر انتقال بخشی از مواد غنی‌شده ایران از فردو پیش از حملات مطرح بوده است. در برابر پرسش درباره «کارایی ضربات»، پاسخ نظامی این است که به زنجیره ارزش (از معدن تا سلاح) «به شکل گسترده» ضربه وارد شد، «نه به همه نقاط، اما به میزان قابل توجه». استدلال تکمیلی این بود که اگر چند زنجیره کلیدی و نیروهای انسانی درجه یک همزمان آسیب ببینند، «بازگشت سریع» دشوار می‌شود.

پایان مدیریت‌شده؛ آستانه ریسک و ملاحظات سیاسی

توضیح تصویر، ساختمانی در تهران که در حمله اسرائیل تخریب شد

به گفته مصاحبه‌شوندگان، پس از حمله آمریکا به فردو، بحث پایان جنگ از روز دهم جدی می‌شود. استدلال موافقان پایان عملیات نظامی در اسرائیل این بود که «اهداف اصلی هسته‌ای و موشکی» ضربه خورده است، «ریسک برای خلبانان و جبهه داخلی» رو‌به‌افزایش است و از این نقطه به بعد «سود اندک و ریسک زیاد» خواهد بود. جمع‌بندی نهایی به سمت خاتمه مدیریت‌شده جنگ می‌رود، با این ترجیح که آتش‌بس با ابتکار آمریکا اعلام شود تا «دستاورد راهبردی» نیز حفظ شود.

یکی از مصاحبه‌شوندگان در فیلم روایت می‌کند که پس از توافق بر سر آتش‌بس و در شب پیش از اجرای آن، ایران آتش‌بس را نقض کرد. به دنبال این اقدام، جنگنده‌های اسرائیل مسلح بر فراز تهران به پرواز درآمدند و شمارش معکوس برای رهاسازی بمب‌ها آغاز شد.

اما در لحظه آخر، بنا به درخواست رئیس‌جمهور آمریکا، حمله گسترده متوقف شد و تنها یک رادار هدف قرار گرفت. مقام‌های اسرائیل این خویشتنداری را اقدامی برای «حفظ دستاوردهای آتش‌بس» و پاسخی به «ملاحظات راهبردی» توصیف کردند.

مقامات ایران، از جمله عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، هم به نقض آتش‌بس توسط این کشور اشاره کرده بودند. آقای عراقچی در یک مصاحبه گفته بود «سوءتفاهمی» بین او و نیروهای مسلح ایران ایجاد شده بود که شروع آتش‌بس ساعت ۴ صبح به وقت تهران است یا ساعت ۴ صبح به وقت گرینویچ. به روایت او تماس مستقیم با استیو ویتکاف، فرستاده ویژه دونالد ترامپ در مذاکرات با ایران، مانع مقابله به مثل طرف اسرائیلی شده بود.

آقای عراقچی گفته بود: «وقتی دشمن ادعا کرد ما آتش‌بس را نقض کرده‌ایم به ویتکاف پیام دادم اینجا لبنان نیست که به هر بهانه‌ای آتش‌بس را نقض کنند.»

به روایت وزیر خارجه ایران، در پی همین پیام به استیو ویتکاف، رئیس‌جمهور آمریکا خطاب به بنیامین نتانیاهو در شبکه اجتماعی تروث سوشال نوشت که همین الان «خلبانانت را برگردان».

«حضور نامرئی‌ها و یگان‌های زمینی»

گرچه ستون اصلی جنگ، عملیات هوایی است، فیلم از فعالیت «یگان‌های زمینی» و «ظرفیت‌های دیگر» نیز سخن می‌گوید.

به گزارش شبکه ۱۳ اسرائیل، موساد پیش از آغاز جنگ ۱۲روزه، «حدود ۱۰۰ مامور خارجی» را در داخل ایران به کار گرفته است و ماموریت این افراد نابودی بخشی از پرتابگرهای موشکی و سامانه‌های پدافند هوایی ایران در همان ساعات ابتدایی جنگ عنوان شده است.

بر اساس این گزارش، ماموران آموزش‌دیده سامانه‌هایی را که مخفیانه به ایران قاچاق شده بود، مستقر و راه‌اندازی کردند. این تجهیزات برای هدف قرار دادن پرتابگرهای موشک بالستیک و سامانه‌های ضدهوایی ایران به کار رفت و مسیر را برای حملات اسرائیل هموار کرد.

رسانه‌های اسرائیل این عملیات را از نظر ابعاد و پیچیدگی، به دلیل واگذاری کنترل سامانه‌های پیشرفته به «نیروهای غیر اسرائیلی»، اقدامی بی‌سابقه توصیف کرده‌اند.

ایال زامیر، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، پس از آتش‌بس تایید کرده بود که نیروهای کماندوی ویژه اسرائیل در عمق خاک ایران فعالیت داشته‌اند. همچنین رسانه‌ها به نقل از مقام‌های اسرائیل گزارش داده بود که موساد طی سال‌ها شبکه‌ای از منابع انسانی و عملیاتی در ایران ایجاد کرده بود که اطلاعات حیاتی درباره دانشمندان و فعالیت‌های هسته‌ای این کشور جمع‌آوری می‌کردند.

در فیلم به این موضوع اشاره می‌شود که تجربه جنگ اخیر با ایران را نمی‌توان جدا از زمینه‌ای وسیع‌تر دید، به ویژه درسی که اسرائیل از «شوک هفتم اکتبر» گرفته است. آن واقعه به عنوان شکستی توصیف می‌شود که حتی واژه «شکست» برایش کافی نیست. بر پایه همین تجربه، یکی از پیام‌های اصلی مستند از زبان برخی مصاحبه‌شوندگان و طرفداران جنگ با ایران این است که نباید تا زمانی که «نیت دشمن» به عمل تبدیل شود، دست روی دست گذاشت. در عین حال، در جمع‌بندی پایانی یادآور می‌شود که تهدیدهای وجودی هرگز به طور کامل حذف نمی‌شوند و ممکن است بازسازی شوند؛ بنابراین، وظیفه دائمی اسرائیل «حفظ آمادگی» است.

No responses yet

Sep 18 2025

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران می‌گوید وضعیت کشور «مشابه شرایط جنگی» است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,اسرائیل,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,تحریم,جنایات رژیم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: رئیس سازمان انرژی اتمی ایران می‌گوید با توجه به تهدیدات مربوط به حمله احتمالی مجدد اسرائیل، وضعیت ایران همچنان «مشابه شرایط جنگی» است.

محمد اسلامی در گفت‌وگو با یک رسانه ژاپنی که متن آن روز چهارشنبه ۲۶ شهریور در رسانه‌های ایران منتشر شد، گفت با توجه به این وضعیت، «اعتماد میان ایران و آژانس باید بازسازی شود. تهدیدات دشمنان ما همچنان ادامه دارد.»

اشاره او به هدف قرار گرفتن تأسیسات هسته‌ای ایران توسط اسرائیل و آمریکا در جریان جنگ ۱۲ روزه در خرداد و تیر ماه امسال است. رئیس‌جمهور آمریکا بعد از حملات هوایی این کشور به سه سایت فردو، نطنز و اصفهان اعلام کرد برنامه هسته‌ای ایران به شکل کامل نابود شده است.

بعد از ۱۲ روز حملات متقابل هوایی میان ایران و اسرائیل، آتش‌بس با اعلام دونالد ترامپ میان طرفین برقرار شد.

بازرسان آژانس از زمان آغاز این جنگ نتوانسته‌اند به مراکز هسته‌ای ایران دسترسی پیدا کنند. ماه گذشته، تیمی از بازرسان آژانس تنها برای نظارت بر تعویض سوخت نیروگاه بوشهر به ایران بازگشتند و سپس کشور را ترک کردند، بدون آنکه اجازه دسترسی به سایت‌های کلیدی از جمله فردو و نطنز که در جریان درگیری آسیب دیده بودند، داده شود.

رئیس سازمان انرژی اتمی همچنین اعلام کرد که ازسرگیری بازرسی‌ها از تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مشروط به «تدابیر ویژه» است.

آقای اسلامی گفت به دلیل آن که آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرده‌اند،«پیش از آنکه بازرسی‌ها به حالت عادی بازگردد، باید تدابیر ویژه‌ای اتخاذ شود.»

او درباره این تدابیر توضیح بیشتری نداد.

ایران و آژانس هفته گذشته با میانجی‌گری مصر به توافقی دست یافتند که به موجب آن به این نهاد ناظر سازمان ملل اجازه دسترسی به تمام تأسیسات هسته‌ای ایران داده می‌شد و تهران می‌توانست در مورد محل نگهداری تمام مواد هسته‌ای خود گزارش دهد.

هنوز مشخص نیست که ایران چه زمانی این گزارش را ارائه خواهد کرد. اما شورای عالی امنیت ملی ایران روز ۲۳ شهریور اعلام کرد توافق با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «در مجموع» همان متنی است که در کمیته هسته‌ای این شورا تصویب شده است.

این شورا و وزارت خارجه ایران تهدید کرده‌اند که اگر تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بر اثر «مکانیسم ماشه» احیا شوند، همکاری تهران و آژانس متوقف خواهد شد.

این در حالی است که در پی تماس تلفنی روز چهارشنبه عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، با نمایندگان فرانسه، آلمان و بریتانیا و همچنین کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مقام‌های اروپایی به ایران هشدار دادند که هنوز اقدامات لازم را برای جلوگیری از اجرای سازوکار ماشه انجام نداده است.

دو دیپلمات اروپایی و یک دیپلمات ایرانی به خبرگزاری رویترز گفتند وزرای ایرانی و اروپایی در مذاکره تلفنی روز چهارشنبه پیشرفت چندانی نداشتند.

چهار دیپلمات اروپایی و یک مقام ایرانی پیش از تماس به همین خبرگزاری گفته بودند که محتمل‌ترین سناریو این است که فرانسه، بریتانیا و آٖلمان اجرای دوباره تحریم‌ها را پیش ببرند.

یک دیپلمات ایرانی گفت تهران بار دیگر تأکید کرده که اگر تصمیم به بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل گرفته شود، واکنش نشان خواهد داد.

یکی از مقامات ایرانی در این زمینه اعلام کرد: «برداشت در تهران این است که تحریم‌های سازمان ملل دوباره اعمال خواهند شد. به همین دلیل تهران از دادن امتیاز خودداری می‌کند.»

این در حالی است که وزارت خارجه ایران در موضع رسمی خود درباره تماس تلفنی روز چهارشنبه گفت عباس عراقچی به همتایان اروپایی خود گفته است ایران برای رسیدن به یک «راه حل منصفانه و متوازن که متضمن منافع متقابل باشد» آمادگی دارد.

No responses yet

Sep 06 2025

روش کره شمالی برای گسترش سلاح‌های هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

فارین افرز: آنچه قدرت‌های هسته‌ای مشتاق از حملات اسرائیل به ایران آموختند
ویپین نارنگ، استاد امنیت هسته‌ای و علوم سیاسی در کالج فرانک استانتون و مدیر مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ به عنوان معاون اصلی و سپس دستیار موقت وزیر دفاع ایالات متحده در سیاست فضایی خدمت کرده است.
پرانای وادی، پژوهشگر ارشد هسته‌ای در مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به عنوان مدیر ارشد کنترل تسلیحات، خلع سلاح و عدم اشاعه در شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
در ماه‌های پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایالات متحده با ایران در ماه ژوئن، تحلیلگران و سازمان‌های اطلاعاتی به طور گسترده در مورد میزان خسارت به برنامه هسته‌ای و رژیم ایران بحث کرده‌اند. هنوز مشخص نیست که چه مقدار از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران باقی مانده است و با چه سرعتی، اگر اصلاً، می‌توان آن را بازسازی کرد. با این حال، در سطح استراتژیک، تأثیر جنگ غیرقابل انکار است: این جنگ نشان‌دهنده افول استراتژی هسته‌ای است که جمهوری اسلامی از دهه ۱۹۸۰، اغلب با موفقیت، دنبال کرده بود.

برای دهه‌ها، ایران نمونه بارز یک کشور بازدارنده هسته‌ای بود. این کشور به دنبال دانش و فناوری لازم برای تسلیحاتی کردن برنامه هسته‌ای خود بود، اما به دلایل سیاسی از انجام این کار خودداری کرد. این استراتژی آستانه، حداقل برای مدتی موفقیت‌آمیز بود. اگرچه هم اسرائیل و هم ایالات متحده سعی کردند از طریق خرابکاری و ترورهای هدفمند، برنامه هسته‌ای را به طور مداوم به تأخیر بیندازند، اما هیچ یک از این دو کشور آشکارا به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله نکردند. سپس، در سال ۲۰۱۵، با امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، به نظر می‌رسید که قمار رژیم نتیجه داده است: ایران در ازای پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه خود، از کاهش تحریم‌های بسیار مورد نیاز خود بهره‌مند شد. تهدید ایجاد شده توسط بازدارنده ایران، همراه با تمایل دولت دوم اوباما برای یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک جامع، منجر به مذاکره موفقیت‌آمیز برای توافق تاریخی شد که برنامه ایران را بسیار دورتر از بمب قرار داد.

اما از زمان جنگ ۱۲ روزه، آن استراتژی در حال فروپاشی است. حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل خسارات قابل توجهی به تأسیسات کلیدی نطنز، فردو و اصفهان وارد کرد و ساختار رهبری نظامی ایران را فلج کرد. ایران تمایل واشنگتن برای حمایت از اقدام نظامی اسرائیل و پیوستن به این کارزار را دست کم گرفت. امروز، ایران خود را در برابر حمله به سرزمین‌های وجودی و تلاش‌های تغییر رژیم آسیب‌پذیر می‌بیند، زیرا بمب احتمالاً بسیار دور از دسترس است و موقعیت مذاکره‌اش با غرب ضعیف‌تر از همیشه است.

شکست ایران به عنوان یک قدرت هسته‌ای در آستانه، استراتژی یکی دیگر از دشمنان ایالات متحده، یعنی کره شمالی، را توجیه می‌کند . برخلاف تهران، پیونگ یانگ تا حد زیادی از تأخیر در تسلیحاتی کردن برنامه خود اجتناب کرد؛ این کشور با استفاده از تعامل دوره‌ای برای آزمایش عزم ایالات متحده در مورد توافقات احتمالی، به طور معمول به تاکتیک‌های فریب و وقت‌کشی متکی بود و در طول مسیر، فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی عظیمی را تحمل کرد. هنگامی که دیپلماسی شکست خورد، کره شمالی به سرعت برنامه خود را پیش برد، به طوری که رژیم کیم آماده بود تا از موضع قدرت بیشتری به هرگونه تعامل آینده نزدیک شود. در حالی که علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، تلاش می‌کند تا در ایران تجدید قوا کند، کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، با یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های در حال گسترش و تنوع در جهان و شرکای استراتژیک در پکن و مسکو، به عنوان نمونه‌ای از آنچه می‌توانست باشد، ظاهر می‌شود. برای کشورهای بالقوه تکثیرکننده، درس‌ها به طرز خطرناکی واضح هستند: منتظر نمانید تا به بمب دست یابید، فرض کنید قدرت‌های بزرگ حمله خواهند کرد و به اینکه دیپلماسی در دسترس است اعتماد نکنید. به عبارت دیگر، مانند کیم باشید، نه مانند خامنه‌ای. لحظه را از دست داد
تهران جاه‌طلبی و تخصص لازم برای گسترش برنامه انرژی هسته‌ای خود برای اهداف بالقوه نظامی را داشت. این برنامه دو دهه قبل در زمان محمدرضا شاه پهلوی آغاز شده بود و ایران در سال ۱۹۷۰ به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) پیوست. در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، جمهوری اسلامی اکتشافات مخفیانه فناوری‌های حساس‌تر، مانند غنی‌سازی اورانیوم، را آغاز کرد و با کمک کشورهای ثالث به کسب تخصص ادامه داد. از سال ۱۹۸۹، رژیم طرح موسوم به AMAD را تدوین کرد که نقشه راهی برای کارهای نظری و مهندسی مورد نیاز برای تسلیحاتی کردن پس از غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب ایجاد می‌کرد.

اما ایران از آستانه تسلیحاتی شدن عبور نکرد. این کشور به دلایل سیاسی، نه فنی، از این کار دست کشید: پس از افشای فعالیت‌های هسته‌ای مخفی ایران در آغاز قرن بیست و یکم، رهبران ایران طرح AMAD را کنار گذاشتند و ترجیح دادند از تلاش برای ساخت بمب در ازای دریافت کمک‌های اقتصادی و دیپلماتیک صرف نظر کنند. آنها همچنان به این نتیجه رسیدند که عبور از آستانه به عنوان عضوی از NPT، با وجود افزایش حضور نظامی ایالات متحده و آزادی عمل در خاورمیانه، به نفع امنیت و منافع استراتژیک ایران نیست. با این وجود، ایران – با هزینه هنگفت – تخصص فنی، نهادهای بوروکراتیک و زیرساخت‌های صنعتی مورد نیاز برای پیشبرد تحقیقات هسته‌ای غیرنظامی، تولید ایزوتوپ‌های پزشکی و تولید برق را حفظ کرد و در صورت تمایل، آن را برای استفاده نظامی تغییر کاربری داد. رژیم شرط بست که این برنامه آستانه به سه هدف ژئوپلیتیکی خدمت خواهد کرد: به ایران این امکان را می‌دهد که در صورت قریب‌الوقوع بودن تهدید وجودی، به سرعت بمب تولید کند. با عدم اطمینان هر دو کشور در مورد میزان نزدیکی تهران به ساخت بمب، از حمله نظامی اسرائیل یا ایالات متحده جلوگیری می‌کند. و با استفاده از محدودیت‌های این برنامه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی برای رهایی از تحریم‌های اقتصادی تنبیهی، اهرم فشاری در برابر دشمنان خود در غرب فراهم می‌کند.
تقریباً دو دهه پس از توقف طرح آماد، ایران داوطلبانه از عبور از خط تولید سلاح‌های هسته‌ای خودداری کرد. حتی زمانی که دانشمندان هسته‌ای ایران زرادخانه اولیه‌ای متشکل از پنج سلاح را پیش‌بینی می‌کردند، رهبران سیاسی تهران در مورد اینکه آیا هدف برنامه این کشور دستیابی به زرادخانه سلاح‌های هسته‌ای است یا معامله بخش‌های بزرگی از آن در ازای امتیازات اقتصادی و سیاسی، مردد بودند. با این حال، آنها تا حد زیادی متقاعد شده بودند که نزدیک شدن به آستانه تسلیحاتی شدن، ملت را از حمله وجودی محافظت می‌کند. پس از سال‌ها سیاست مخاطره‌آمیز با دولت‌های جورج دبلیو بوش و اوبامای اول، به نظر می‌رسید که با انعقاد برجام، که به تهران اجازه می‌داد بخش‌هایی از برنامه را برای تقویت اعتبار و اقتصاد ایران معامله کند، حق با آنها ثابت شد.

اما برجام الزام دولت‌های آینده ایالات متحده به پایبندی به این توافق را الزامی نکرده بود و در دولت اول ترامپ ، ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. پس از این خیانت آشکار، ایران شروع به ذخیره مقادیر زیادی اورانیوم غنی‌شده، از جمله در سطوح خلوصی بسیار نزدیک به خلوص مورد نیاز برای ساخت بمب هسته‌ای، کرد. این اقدامات، اهرم مذاکره‌ای برای یک توافق آینده ایجاد کرد، اما همچنین یک بیمه‌نامه بالقوه در برابر دولت غیرقابل پیش‌بینی اول ترامپ و اسرائیل بود که تمایل خود را برای حمله به ایران پنهان نمی‌کرد. ترور هدفمند قاسم سلیمانی، ژنرال ایرانی، توسط ایالات متحده در سال ۲۰۲۰، احتمالاً این نگرانی‌ها را در ذهن رهبران ایران تشدید کرد.

پس از مذاکرات غیرمستقیم بی‌نتیجه در دوران دولت بایدن و اقدامات نظامی منطقه‌ای فزاینده و تهاجمی اسرائیل در پی حملات گستاخانه حماس در ۷ اکتبر، طبق برخی برآوردها، ایران ظرف چند روز به توانایی غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب رسید. سرانجام، با بازگشت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، پتانسیل حمله اسرائیل به ایران با حمایت آمریکا ناگهان به واقعیت تبدیل شد و نقص‌های استراتژی آستانه آشکار شد. در ماه ژوئن، تهران بهای تردید خود را پرداخت و ایالات متحده، برای اولین بار در دوران هسته‌ای، به تأسیسات هسته‌ای یک کشور دیگر حمله کرد. اگر ایران در سال ۲۰۰۳ از مرز هسته‌ای عبور کرده بود، ایالات متحده می‌توانست از چنین رویارویی مستقیمی که تمام خطرات حمله به یک دشمن مسلح به سلاح هسته‌ای را به همراه داشت، اجتناب کند.

ستاره شمالی
اینجاست که مورد متضاد کره شمالی آموزنده می‌شود. در دهه 1960، پیونگ یانگ، که با کره جنوبی ، متحد متعارف برتر ایالات متحده در مرز خود، تحت شرایط آتش‌بس، نه صلح، روبرو بود، برنامه‌ای را با تمرکز بر انرژی هسته‌ای آغاز کرد. اما در طول جنگ سرد، به دنبال حمایت برای توسعه سلاح هسته‌ای از اتحاد جماهیر شوروی و چین بود. کره شمالی در اوایل دهه 1990 با امتناع از همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) برای رسیدگی به اعلامیه‌های ناقص خود در مورد برنامه هسته‌ای خود، بحرانی را برانگیخت و منجر به سوءظن بین‌المللی مبنی بر انجام فعالیت‌های غیرقانونی مرتبط با سلاح‌ها شد. ایالات متحده در سال 1993 به طور جدی حمله به راکتور یونگ‌بیون کره شمالی را در نظر داشت، حتی نقشه‌های نظامی برای حمله به این سایت با مهمات نفوذی که توسط بمب‌افکن‌های رادارگریز پرتاب می‌شدند، طراحی کرد. اما دولت کلینتون از ترس اینکه حمله می‌تواند منجر به تلافی علیه کره جنوبی و جنگی گسترده‌تر شود، این ایده را لغو کرد و در عوض به دنبال یک راه حل دیپلماتیک بود. نتیجه، چارچوب توافق‌شده‌ی ۱۹۹۴ بود که کره شمالی را ملزم می‌کرد ساخت رآکتورهای هسته‌ای مشکوک به استفاده در تولید سلاح را متوقف کند و قابلیت‌های تولید پلوتونیوم موجود این کشور را تحت رژیم بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهد. در عوض، ایالات متحده و سایر شرکا موافقت کردند رآکتورهای هسته‌ای با قابلیت استفاده کمتر برای کار سلاح‌های هسته‌ای را در اختیار کره شمالی قرار دهند و سوخت لازم برای رفع نیازهای انرژی را که کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی، به عنوان دلیل ساخت رآکتورهای هسته‌ای ذکر کرده بود، تأمین کنند.

اما پیونگ یانگ با رویکردی ریاکارانه به چارچوب توافق‌شده (و هر ابتکار دیپلماتیک هسته‌ای بعدی) نزدیک شد، اغلب به عنوان یک تاکتیک وقت‌کشی، در حالی که اعضای متوالی سلسله کیم برنامه تسلیحات هسته‌ای را در اولویت قرار دادند و تا حد امکان منابع خود را به دنبال کردن قابلیت تسلیحات هسته‌ای اختصاص دادند. برخلاف ایران، کره شمالی علاقه کمی به معامله بخش‌های قابل توجهی از برنامه خود در ازای لغو تحریم‌ها قبل از دستیابی به سلاح هسته‌ای پس از فروپاشی چارچوب توافق‌شده در سال ۲۰۰۳ نشان داد. هنگامی که اطلاعات خارجی یا ناظران بین‌المللی در جریان دیپلماسی هسته‌ای، فعالیت اعلام‌نشده‌ای را آشکار می‌کردند، کره شمالی با آزمایش موشک یا تحریک سئول، فشار را افزایش می‌داد. وقتی ایالات متحده و متحدانش تهدید به تلافی یا حمله کردند، مانند ماجرای یونگ‌بیون، یا پس از آنکه ایالات متحده در واکنش به تعطیلی مجدد تأسیسات کره شمالی تحت چارچوب توافق‌شده، نقض تعهدات NPT و خروج آن از این پیمان در سال ۲۰۰۳، بمب‌افکن‌های خود را در حالت آماده‌باش قرار داد، کیم ایل سونگ و بعداً کیم جونگ ایل به سمت دیپلماسی روی آوردند و با فریبکاری قول دادند که فعالیت‌های مرتبط با تسلیحات را متوقف کرده و به دیپلماسی حسن نیت روی آورند. در تمام این مدت، کره شمالی به طور مداوم زیرساخت‌های هسته‌ای، طراحی‌های تسلیحاتی و برنامه‌های موشکی خود را توسعه می‌داد و اغلب کار را بین لحظات مهم تعامل با ایالات متحده تسریع می‌کرد.

امروز، کیم جونگ اون بر روی یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های هسته‌ای رو به رشد جهان نشسته است، با گزینه‌های متنوعی برای حمله به کره جنوبی و ژاپن، از جمله سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی احتمالی و موشک‌های دوربرد برای هدف قرار دادن ایالات متحده. با این زرادخانه، رهبر کره شمالی به توانایی خود در جلوگیری از حمله ایالات متحده یا کره جنوبی یا تلاش برای تغییر رژیم اطمینان بیشتری دارد. وضعیت ایران نیز نمی‌توانست متفاوت‌تر از این باشد. با توجه به اینکه برنامه نظامی و هسته‌ای او حداقل به طور موقت از هم پاشیده و رژیمش شکننده است، خامنه‌ای بهای عدم تأمین بیمه هسته‌ای را پرداخته است. تندروهای ایران ممکن است احساس کنند که عدم تسلیحاتی کردن و دنبال کردن دیپلماسی با قدرت‌های بزرگ، ایران را در برابر حملاتی آسیب‌پذیر کرده است که استراتژی قاطع کره شمالی در زمینه گسترش سلاح‌های هسته‌ای به جلوگیری از آنها کمک کرده است.

تاریکی
همانطور که تجربه ایران نشان داده است، استراتژی آستانه گسترش سلاح‌های هسته‌ای نه تنها برای بازداشتن کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای کافی به نظر نمی‌رسد، بلکه ممکن است تمایل آنها را برای حمله پیشگیرانه به این برنامه افزایش دهد، زیرا آنها در مورد وضعیت واقعی تسلیحاتی شدن آن بی‌اطلاع می‌مانند. حفظ مبنای فنی برای توانایی توسعه سریع سلاح‌های هسته‌ای – آنچه استراتژیست‌های هسته‌ای آن را تأخیر می‌نامند – به اندازه داشتن قابلیت‌های هسته‌ای، بازدارندگی مؤثری ندارد. برعکس، کشوری با یک برنامه هسته‌ای نهفته، هدف مناسبی برای دشمنان و کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای است که به دنبال جلوگیری از تسلیحاتی شدن هستند و ممکن است وسوسه شوند قبل از اینکه فرصت انجام این کار بسته شود و کشور بتواند به طور موجهی تهدید به انتقام هسته‌ای کند، سریعاً اقدام کنند.

اسرائیل در ماه ژوئن چنین فرصتی را دید و از آن نهایت استفاده را برد و حمله‌ای را انجام داد که نتانیاهو و جناح راست اسرائیل سال‌ها آرزوی آن را داشتند. برای قدرت‌های مشتاق هسته‌ای، درس روشن بود: تبلیغ و نمایش برنامه هسته‌ای در برابر قدرت‌های نظامی بسیار قوی‌تر، بدون داشتن بمب هسته‌ای برای جلوگیری از حمله پیشگیرانه، یک بازی خطرناک است. بعید است که گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای این اشتباه را تکرار کنند. گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای مانند لهستان، عربستان سعودی، کره جنوبی، اوکراین و امارات متحده عربی، علاوه بر اینکه تسلیحاتی شدن را تا زمانی که ایران انجام داد به تعویق نمی‌اندازند، احتمالاً امنیت عملیاتی بالاتر را در اولویت قرار می‌دهند و سعی می‌کنند برنامه‌های خود را از ضد گسترش‌دهندگان سلاح‌های هسته‌ای به طور مؤثرتری نسبت به ایران پنهان کنند. گسترش‌دهندگان آینده سلاح‌های هسته‌ای احتمالاً به دنبال تسلیحاتی شدن با حداکثر سرعت ممکن خواهند بود و این کار را مخفیانه انجام خواهند داد.

برخلاف برنامه ایران که نمی‌توانست در طول دوره طولانیِ احتیاط و روند دیپلماتیکِ پر فراز و نشیبی که طی آن تهران مجبور شد در مورد فعالیت‌های خود شفاف‌تر باشد، پنهان بماند، این برنامه‌های بالقوه ممکن است نه در مراحل پیش از تسلیحاتی شدن به عنوان اهرم دیپلماتیک، بلکه تنها پس از اعلام یا آزمایش سلاح هسته‌ای آشکار شوند. بنابراین، گسترش‌دهندگان آینده ممکن است حاضر باشند با زیرزمینی کردن کامل برنامه خود، سرعت را فدای امنیت کنند و هر آنچه را که می‌توانند از صنعت و فناوری هسته‌ای غیرنظامی خود به دست آورند. چنین رویکردی ممکن است برای رژیم‌های کاملاً بسته آسان‌تر از دموکراسی‌ها باشد. با این وجود، حتی برای دموکراسی‌های باز نیز این امکان وجود دارد که برنامه‌های تسلیحاتی کوچک و مؤثر مخفیانه داشته باشند – هند، ظاهراً اسرائیل و آفریقای جنوبی همگی تلاش‌های مخفیانه‌ای برای تسلیحاتی شدن انجام داده‌اند. گسترش‌دهندگان، از جمله دموکراسی‌ها، ممکن است حاضر باشند رسوایی بین‌المللی نهایی را که با نقض یا خروج از توافق‌نامه‌های عدم اشاعه به نام امنیت ملی همراه است، بپذیرند.

مورد سوریه بشار اسد را در نظر بگیرید . در دهه اول قرن بیست و یکم، همزمان با اینکه ایران طرح AMAD را متوقف کرد، سوریه با عجله به ساخت و تقریباً تکمیل یک برنامه مخفی سلاح‌های هسته‌ای پرداخت. اما در سال ۲۰۰۷، اطلاعات اسرائیل به طور اتفاقی به شواهدی از یک رآکتور هسته‌ای سوریه – یک ماکت مینیاتوری از تأسیسات یونگ‌بیون کره شمالی – که در یک مجتمع روی زمینی نامشخص در نزدیکی رودخانه فرات قرار داشت، برخورد کرد. با توجه به اینکه این رآکتور احتمالاً تنها چند هفته تا سوخت‌گیری فاصله داشت (پس از آن حمله به آن از نظر زیست‌محیطی خطرناک بود)، اسرائیل آن را با حملات هوایی هدف قرار داد. با این حال، این ماجرا درس عبرتی در مورد برنامه‌های مخفی ارائه داد. سوریه با وجود قرار گرفتن در فهرست نظارت بر گسترش سلاح‌های هسته‌ای غرب، توانست امنیت عملیاتی چشمگیری را برای یک رآکتور هسته‌ای روی زمینی حفظ کند. تنها یک تلاش اطلاعاتی مصمم – و کمی شانس – برنامه سلاح‌های هسته‌ای را کشف کرد. حتی اگر آنها از شتاب کره شمالی برای دستیابی به بمب دست بردارند، گسترش‌دهندگان هسته‌ای در آینده به احتمال زیاد به مدل مخفیانه سوریه روی خواهند آورد تا مدل شفاف‌تر ایران.

پیشنهاد نهایی
جنگ ۱۲ روزه علاوه بر پایان استراتژی هسته‌ای آستانه، احتمالاً پیامد مهم دیگری نیز خواهد داشت. این جنگ، دیپلماسی با کشورهای آینده که مشتاق سلاح‌های هسته‌ای هستند را به طرز فوق‌العاده‌ای دشوار خواهد کرد. در مورد ایران، تندروها اکنون ممکن است قدرت بیشتری در داخل رژیم و نفوذ بیشتری در رهبر معظم انقلاب داشته باشند. آنها همچنین می‌توانند به طور قانع‌کننده‌ای ایالات متحده و اسرائیل را که همزمان با مذاکرات تهران با واشنگتن وارد عمل شدند، ناتوان و بی‌میل به یافتن مسیر دیپلماتیک به جلو نشان دهند. در واقع، واشنگتن و تهران اکنون با چیزی روبرو هستند که محقق جیمز فیرون آن را «مشکل تعهد» توصیف کرده است. هر دو طرف ممکن است نتیجه دیپلماتیک را ترجیح دهند، اما انگیزه‌های قوی برای اجتناب از مذاکرات دارند، به ویژه از آنجایی که هر طرف اعتماد کمی به دیگری دارد و فرض می‌کند که در هر توافق آینده‌ای نقض عهد خواهد کرد. در ایالات متحده، قطب‌بندی شدید همچنان مانع جایگزینی مناسب و دو حزبی برای برجام خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب با اعتماد به ایالات متحده یا گروه 1+5 – گروهی از کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد که در توافق 2015 حضور داشتند – از جنگ بیرون نیامد. در عوض، او اکنون ممکن است معتقد باشد که تنها بیمه‌ای که دشمنان ایران به آن احترام خواهند گذاشت، سلاح هسته‌ای است. او همچنین احتمالاً می‌خواهد هرگونه مذاکره آینده را از موضع قدرت دنبال کند. در حالی که فرانسه، آلمان و بریتانیا در پاسخ به عدم پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای خود، اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل متحد با مکانیزم ماشه را دنبال می‌کنند، مجلس شورای اسلامی ایران در حال بررسی قانونی است که خروج از NPT را توصیه می‌کند و یادآور گام مهمی است که کره شمالی دو دهه پیش در مسیر دستیابی به بمب برداشته است.

سیاست‌گذاران آمریکایی هنوز هم می‌توانند کسانی را که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای دارند از دنبال کردن بمب منصرف کنند. ارکان مهم سیاست عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای آمریکا، حتی در چالش‌برانگیزترین روزهای جنگ سرد و پس از آن، در آزمون زمان سربلند بیرون آمده‌اند. با پایبندی به معماری بازدارندگی گسترده ایالات متحده و تقویت آن، می‌توان به متحدان و شرکای ایالات متحده در اروپا و آسیا اطمینان داد تا آنها به دنبال پوشش امنیتی بمب هسته‌ای خود نباشند و با تلاش برای دستیابی به آن، حملات خطرناکی را به خود دعوت نکنند. مقامات آمریکایی باید هزینه‌های دنبال کردن سلاح هسته‌ای را برای هر کسی که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای را دارد، از جمله قطع کمک‌های نظامی، توقف تجارت مرتبط با هسته‌ای، اعمال تحریم‌ها و تهدید به اقدام نظامی، تأکید و روشن کنند. و از همه مهم‌تر، رهبران ارشد باید سابقه چشمگیر NPT و رژیم عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای را تصدیق و احترام کنند: اینکه فقط نه کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند، نه ۲۵ کشوری که جان اف کندی، رئیس جمهور ایالات متحده، زمانی پیش‌بینی کرده بود، نتیجه شانس کورکورانه نیست. این محصول دهه‌ها توجه در سطح ریاست جمهوری در طول جنگ سرد است، زمانی که سیاست هسته‌ای یک موضوع استراتژی کلان بود و نه یک حوزه تخصصی، و دیپلماسی قوی و مداوم عدم اشاعه در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده در اولویت قرار داشت.
اما تهدید ایالات متحده به لغو ۸۰ سال تجربه و عملکرد عمدتاً موفق در سیاست عدم اشاعه، انگیزه‌هایی را برای متحدان و دشمنان ایجاد می‌کند تا به دنبال سیاست‌های بیمه هسته‌ای خود باشند. جنگ ۱۲ روزه هیچ کمکی به آنها نخواهد کرد تا از این تصور اشتباه رهایی یابند. برای کسانی که در آینده به دنبال اشاعه سلاح‌های هسته‌ای خواهند بود، تکیه بر ایالات متحده برای تحقق وعده توافقی مانند توافقی که در سال ۲۰۱۵ با ایران امضا کرد، شرط‌بندی بدی به نظر می‌رسد. کیم جونگ ایل سرانجام به این نتیجه رسید که خطرات معامله با ایالات متحده و سیستم آشفته ایالات متحده، ارزش سود آن را ندارد. پسرش بر این دیدگاه تأکید بیشتری کرد. مقامات ایرانی ممکن است فرض کرده باشند که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود دیپلماسی را تهاجمی‌تر دنبال خواهد کرد، همانطور که رویکرد دولت او در بهار ۲۰۲۵ به ایران نشان می‌داد. اما این امید در ماه ژوئن به طور ناگهانی با تخریب تأسیسات اصلی که ایران را بیش از هر زمان دیگری به آستانه سلاح هسته‌ای نزدیک کرده بود، پایان یافت.

حتی پس از این عقب‌گرد شدید، پیشرفت‌های فنی و پایگاه دانش ایران و مقادیر قابل توجهی از مواد هسته‌ای که قبلاً جمع‌آوری کرده بود، احتمالاً باقی مانده است. تهران ممکن است هنوز فرصتی برای بازگشت به برنامه هسته‌ای خود پیدا کند و اگر این اتفاق بیفتد، ممکن است رویکرد کره شمالی را در پیش بگیرد و تا رسیدن به بمب متوقف نشود. با انجام این کار، ممکن است مسیر خود را به سمت یک بیمه‌نامه برای یک عصر هسته‌ای جدید و پر هرج و مرج پیدا کند. به طور متناقضی، اقدام نظامی واشنگتن علیه برنامه هسته‌ای ایران ممکن است حرکت گسترش‌دهندگان بالقوه به سمت بمب را تسریع، سخت‌تر و پنهان کرده باشد.

No responses yet

Aug 26 2025

مقام حکومت جمهوری اسلامی پیمان استراتژیک با روسیه را «کشک» تعبیر کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,بدون دسته بندی,خاورمیانه,روسیه,سیاسی

صدای آمریکا: محمد صدر که از مقامات ارشد وزارت خارجه جمهوری اسلامی در دو دهه اخیر بوده و اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است، می‌گوید پیمان استراتژیک جمهوری اسلامی با روسیه «کشک» است و روسیه در «روز مبادا، مثلا جنگ با آمریکا» به حکومت جمهوری اسلامی کمکی نمی‌کند.

او گفت روسیه از اولین کشورهایی‌ست که اسرائیل را به رسمیت شناخته است. او همچنین گفت: ترکیه عضو ناتو است و ناتو مقابل روسیه است. با این حال روسیه حاضر شد اس-۴۰۰ به ترکیه بدهد اما به ما که با او پیمان استراتژیک داریم نمی‌دهد. مدت‌هاست بحث خرید هواپیمای سوخو-۳۵ مطرح است و با وجودی که سوخو-۵۰ هم ساخته‌اند، همان سوخو-۳۵ را هم به ما نمی‌دهند.

محمد صدر، برادرزاده «امام موسی صدر» و پدر همسر یاسر خمینی، فرزند احمد خمینی است. او از زمان دولت خاتمی و تا دولت روحانی سمت‌هایی در وزارت خارجه داشت و اکنون مشاور عباس عراقچی است.

محمد صدر در گفتگو با برنامه اینترنتی «سینرژی» دو ادعای دیگر کرد. از جمله گفت: روزی که ابراهیم رییسی را زدند، گفتم این کار، کار اسرائیل بود.

وی در بخش دیگری از این مصاحبه درباره جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و جمهوری اسلامی مدعی شد، «اطلاعات مراکز پدافندی ما را روس‌ها به اسرائیل داده‌اند.»

جمهوری اسلامی که بیش از چهاردهه سیاست ضد آمریکا و غربی دارد، همواره مدعی نزدیکی به چین و روسیه است. این دو کشور در یک دهه گذشته حتی به قطعنامه‌های شورای امنیت علیه برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران رای مثبت داده‌اند.

No responses yet

Aug 22 2025

پروازهای فرودگاه نجف به مقصد ایران و بالعکس با «بسته‌شدن حریم هوایی» به حالت تعلیق درآمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

صدای آمریکا: مدیریت فرودگاه بین‌المللی نجف روز جمعه از تعلیق موقت پروازها به مقصد و از مبدا ایران به دلیل بسته شدن حریم هوایی ایران خبر داد.

عمار الطفیلی، مدیر رسانه‌ای فرودگاه بین‌المللی نجف، به خبرگزاری عراق گفت: «به جز بسته شدن موقت از سوی طرف ایرانی، هیچ تعطیلی وجود ندارد.»

او خاطرنشان کرد که «مسافران در فرودگاه حضور دارند و هیچ مشکلی ندارند. آنها منتظر بازگشایی حریم هوایی ایران برای از سرگیری پروازها به مقصد و از مبدا ایران هستند.»

در دوران جنگ دوازده روزه با اسرائيل نیز پروازهای خارجی به ایران لغو شده بود و حتی برخی گزارش‌ها گفتند که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، عباس عراقچی، با اجازه مقامات اسرائیلی به خارج از کشور پروازی کرد. اما وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی این ادعا را تکذیب کرد و مدعی شدند که زمینی از ایران خارج شد و به ژنو رفت و زمینی نیز بازگشت.

تعلیق پروازها از نجف به ایران و بالعکس در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی حالا رزمایشی موشکی برگزار کرده‌اند و نام آن را «اقتدار ۱۴۰۴» گذاشته‌اند. جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائيل که نیروی هوایی اسرائيل در آسمان ایران عملا به «برتری هوایی» دست‌یافت ضربات محکمی خورد که به اعتبار نظامی آن در منطقه آسیب فراوانی زده است.

مقامات جمهوری اسلامی برای نخستین‌بار از زمان پایان یافتن جنگ، اعلام کرده‌اند که دست به رزمایش موشکی می‌زنند.

اسرائيل پیشتر گفته است که علاوه بر تاسیسات هسته‌ای، مراکز ساخت موشک‌های بالیستیک در ایران را نیز منهدم کرده است و نخواهد گذاشت که جمهوری اسلامی توان قبلی ساخت موشک را بدست آورد.

اسرائيل همچنین گفته است به حفظ آنچه «برتری هوایی» در ایران خوانده است ادامه می‌دهد.

تنش‌ها میان اسرائيل و جمهوری اسلامی همچنان بالا است و مقامات جمهوری اسلامی نیز احتمال وقوع جنگی دیگر با اسرائيل را رد نکرده‌اند.

بسیاری از کارشناسان بازنده نظامی جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی با اسرائيل را جمهوری اسلامی می‌دانند که صدها سایت نظامی، هسته‌ای، امنیتی و انرژی آن هدف حملات دقیق اسرائيل قرار گرفت در حالی که اسرائيل بخش عمده موشک‌های شلیک شده جمهوری اسلامی را یا با پدافند هوایی منهدم کرد و یا آنها را پیش از شلیک هدف قرار داد.

پیشتر یک رسانه‌ آمریکایی گزارشی از کاهش قدرت موشکی جمهوری اسلامی پس از درگیری «۱۲ روزه» اخیر با اسرائيل منتشر کرد.

شبکه خبری فاکس‌‌نیوز در آن گزارش گفت جمهوری اسلامی بر اساس داده‌های منابع باز، در آغاز جنگ زرادخانه‌ای شامل حدود ۳۰۰۰ موشک و ۵۰۰ تا ۶۰۰ پرتابگر موشک داشت.

اما در پایان جنگ ۱۲ روزه، مجموعه‌ای از حملات اسرائیل به انبارهای تسلیحاتی و کارگاه‌های ساخت تجهیزات نظامی در ایران، تعداد موشک‌های جمهوری اسلامی را به حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ عدد و شمار پرتابگرهای موشک آن را نیز به ۱۵۰ تا ۲۰۰ عدد کاهش داد.

رسانه‌های جمهوری اسلامی به تازگی گزارش دادند که عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در جمع مهمانان خارجی مدعی شده است که حکومت او «موشک جدیدی» دارد که در جنگ ۱۲ روزه استفاده نشد و اگر جنگ دوباره‌ای شود آن را به کار می‌گیرد.

مقامات جمهوری اسلامی به بزرگ‌نمایی توانایی‌های نظامی خود و یا بیان گزارش‌های دروغین شهرت دارند. در دوران جنگ ۱۲ روزه آنها بدون ارائه سندی مدعی شده بودند که چند فروند هواپیمای پیشرفته اف-۳۵ اسرائيل را سرنگون کرده‌اند.

No responses yet

Aug 17 2025

آینده سعید جلیلی؛ چرا همه منتظر «گام بعدی» هستند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,درگیری جناحی,سیاسی

بی‌بی‌سی: شاید تا به امروز عرصه سیاست برای سعید جلیلی و جریان نزدیک به او این‌قدر تنگ نبوده است. مردی که تا دیروز مظهر «دولت جوان انقلابی» بود، امروز با موجی از انتقاد از سوی طیف وسیعی از رسانه‌ها و سیاستمداران اصولگرا، میانه‌رو و اصلاح‌طلب روبه‌روست.

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نمایندهٔ پیشین مجلس، گفته است: «بوی حلوای تندروها به مشام می‌رسد» و منصور حقیقت‌پور، فعال سیاسی اصولگرا، نیز معتقد است «دولت در سایه» منسوب به جلیلی «پنچر شده و باید به گاراژ برود».

در مقابل، حامیان جلیلی همچنان سرسختانه از او دفاع می‌کنند. امیرحسین ثابتی، نمایندهٔ نزدیک به جبهه پایداری، در واکنش به این انتقادها و با اشاره به ادامهٔ حضور جلیلی در شورای عالی امنیت ملی، در ایکس نوشت: «او برای هفدهمین سال متوالی توانست اعتماد رهبر جمهوری اسلامی را کسب کند.»

از ۱۴ مرداد ۱۴۰۴ که سعید جلیلی، نامزد اصولگرایان در انتخابات سال گذشته ریاست جمهوری، مذاکره با آمریکا را به «گوساله پرستی قوم بنی‌اسرائیل» تشبیه کرد، طیفی از رسانه‌ها و شخصیت‌ها، از خبرگزاری اصولگرای تسنیم، سایت میانه‌رو خبر آنلاین، روزنامه‌های اصولگرای خراسان و فرهیختگان تا روزنامه جمهوری اسلامی و فعالان سیاسی از جناح‌هایی سیاسی مختلف علیه او شوریدند و سخنان او را خلاف «انسجام ملی» دانستند.

همزمان با انتصاب علی لاریجانی به دبیری شورای عالی امنیت ملی (شُعام)، گمانه‌زنی‌هایی درباره خروج جلیلی از شورا مطرح شد، اما یک روز پس از سخنان جنجالی‌اش مشخص شد که او همچنان نمایندهٔ رهبر جمهوری اسلامی در شُعام باقی خواهد ماند.

«جلیلی نیامد اما جنگ شد»

ستاره اقبال سعید جلیلی تا یکسال پیش می‌درخشید و او را تا نزدیک پاستور و ریاست جمهوری هم برد اما در یک قدمی آن متوقف شد و به مقصود نرسید. او دوباره به «دولت در سایه»‌اش برگشت تا به گفته خودش از پشتوانه «۱۴ میلیون» رایی که در مرحله دوم انتخابات بدست آورده، «با قدرت» ادامه دهد و احتمالا برای رسیدن به ریاست جمهوری بعدی تلاش بیشتری کند.

پس از جنگ اسرائیل و ایران، زمزمه‌ها و گمانه‌زنی‌هایی از تغییر بازیگران سیاسی و امنیتی در ایران مطرح می‌شود. رسانه‌ها از طیف‌های مختلف سیاسی، نوید «فصل نوین حکمرانی» و «سیاست‌ورزی» می‌دهند. با بررسی آنچه تاکنون در صحنه سیاسی ایران اتفاق افتاده، به نظر می‌آید در صورت عملی شدن چنین تغییراتی، افکار و اندیشه‌های آقای جلیلی و همفکرانش فعلا خریدار نخواهد داشت و یا دست‌کم برای مدتی از دستور کار حکومت خارج شد تا پس از عبور از این دوره سردرگمی و رسیدن به موقعیت تثبیت احتمالی، دسته بندی‌های جدید سیاسی ظهور و بروز پیدا کنند.

ترکش‌های جنگ ۱۲ روزه، موجب شده است که منتقدان اصولگرایی مانند محمد مهاجری، آقای جلیلی را «ورشکسته سیاسی» بخوانند.

غلامعلی جعفرزاده ایمن‌آبادی، نماینده پیشین مجلس و از اصولگرایان میانه‌رو از آقای جلیلی خواست که «کم‌کم» بازنشسته شود چرا که «تئوری‌های او شکست خورده و با جمهوری اسلامی همسو نیست».

در فضای سیاسی امروز ایران این سوال مطرح است که نسبت سعید جلیلی و افکار و اندیشه‌هایش با جمهوری اسلامی چیست. و آیا او واقعا یک «ورشکسته سیاسی» است یا به گفته کسانی مانند امیرحسین ثابتی، نماینده اصولگرا و تندروی مجلس، رفتار مخالفان آقای جلیلی از سر «بی‌تقوایی» است و دیر یازود سرنوشت این «قمار» روشن خواهد شد و نظام به سمت‌وسوی جلیلی برخواهد گشت.

یکی از نکاتی که طرفداران آقای جلیلی بر آن تاکید دارند بازنشر سخنان محمدجواد ظریف، وزیر پیشین خارجه ایران درباره آقای جلیلی است. آقای ظریف گفته بود: «در صورت پیروزی جلیلی در انتخابات، جنگ بزرگی می‌شد». حالا طرفداران آقای جلیلی می‌گویند: «جلیلی نیامد ولی جنگ شد و کلی از فرماندهان ارشد و نیروهای نظامی و امنیتی و ارتشی و سپاهی شهید شدند.» آنها این مساله را دلیلی برای برحق بودن دیدگاه‌ها و افکار سعید جلیلی در مواجه با غرب و آمریکا دانسته و سخنان امثال محمد جواد ظریف را «جوسازی و دروغ‌پردازی» علیه آقای جلیلی می‌دانند.

سعید جلیلی

منبع تصویر، drjalili.ir
توضیح تصویر، ترکش‌های جنگ ۱۲ روزه، موجب شده است که منتقدان اصولگرایی مانند محمد مهاجری، آقای جلیلی را «ورشکسته سیاسی» بدانند

جلیلی وارث چند قطعنامه‌ بین‌المللی

توجه رسانه‌ها به سعید جلیلی تنها به دلیل سخنان او درباره «گوساله سامری و قوم بنی‌اسرائیل» نبود؛ مخالفتش با مذاکره همزمان شد با خبر انتصاب و بازگشت علی لاریجانی به شورای عالی امنیت ملی، رویدادی که بازتاب‌دهندهٔ تقابل دو دیدگاه و رویکرد متفاوت در میان اصولگرایان، به‌ویژه در حوزه سیاست خارجی است.

علی لاریجانی دو سال (۱۳۸۴ تا ۱۳۸۶) دبیر شورای عالی امنیت ملی و مذاکره‌کننده ارشد جمهوری اسلامی در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد بود. در سال ۱۳۸۶، وقتی اختلافات او با رئیس جمهور وقت ایران بالا گرفت جای خود را به سعید جلیلی داد و آقای جلیلی به مدت ۶ سال به عنوان نماینده «تام‌الاختیار» ایران در گفت‌گوهای هسته‌ای بود. در این مدت پرونده ایران نه تنها پیشرفت ملموسی در جهت حل و فصل آن نداشت بلکه شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و کشورهای غربی قطعنامه‌های متعددی علیه ایران تصویب کردند.

آقای جلیلی در سال ۱۳۹۲ در یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری رقیب حسن روحانی بود و بیش از ۴ میلیون رای کسب کرد و نفر سوم شد و از همان سال عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام شد.

او در سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۴۰۰ دوباره ثبت‌نام کرد و دو روز پیش از برگزاری انتخابات به نفع ابراهیم رئیسی انصراف داد. پس از سقوط مرگبار بالگرد آقای رئیسی در ۱۴۰۳، او برای بار سوم وارد رقابت انتخابات ریاست جمهوری شد و در نهایت در رقابت با مسعود پزشکیان شکست خورد.

سعید جلیلی تا پیش از آنکه دبیر شورای عالی امنیت ملی شود، چهره شناخته‌شده‌ای نبود. او در ۱۵ شهریور سال ۱۳۴۴ در شهر مشهد به دنیا آمد. تحصیلاتش را از ابتدایی تا پیش‌دانشگاه در مشهد سپری کرد و پس از آن مدرک کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا در رشته معارف اسلامی علوم سیاسی را از دانشگاه امام صادق گرفت و حالا درهمین دانشگاه «دیپلماسی پیامبر» را تدریس می‌کند.

دانشگاه امام صادق همان دانشگاهی است که بسیاری از مدیران ارشد جمهوری اسلامی ایران از آن فارغ‌التحصیل شده‌اند. دانشجویان این دانشگاه به شکل گزینشی انتخاب می‌شوند و از شانس و فرصت بیشتری برای رشد در دستگاه حکومت برخوردارند.

آقای جلیلی در دی ماه سال ۱۳۶۵ در جنگ ایران و عراق زخمی شد و در بیمارستان صحرایی منطقه جنگی شلمچه پای راست خود را از دست داد. او در سال ۱۳۷۰ وارد وزارت خارجه شد.

دیدار سعید جلیلی با محمدتقی مصباح‌یزدی

منبع تصویر، MEHR
توضیح تصویر، دیدار سعید جلیلی با محمدتقی مصباح‌یزدی که او را پدر معنوی جبهه پایداری می‌دانند

جلیلی و ردپای مصباح‌یزدی

سعید جلیلی طیفی از گروه‌های تندرو و به طور مشخص جریان جبهه پایداری را نمایندگی می‌کند که در سال‌های اخیر در عرصه سیاست داخلی و خارجی ایران حضوری فعال داشته‌اند.

دیدگاه‌های سعید جلیلی درباره مذاکرات هسته‌ای و روابط با غرب با علی خامنه‌ای همخوانی و نزدیکی دارد با این تفاوت که الزامات روابط خارجی و «ابربحران‌ها» و ناترازی‌های اقتصادی، آقای خامنه‌ای را مجبور کرده که با وجود حمله اسرائیل در جریان مذاکرات، درهای گفت‌وگو را نبندد. برخلاف نظر آقای جلیلی و همفکرانش، به نظر می‌رسد دستگاه دیپلماسی ایران همچنان مشغول تبادل پیام مستقیم و غیر مستقیم با امریکا است.

سعید جلیلی غرب را «شیطان» می‌داند و با اشاره به رفع نشدن تحریم‌ها و خروج آمریکا از برجام، مذاکرات هسته‌ای را بی‌معنی می‌‌خواند و هدف آمریکا از برجام ۲ و ۳ را «بتون‌ریزی» روی «ایمان و خداباوری ملت» توصیف می‌کند.

او جهان را به حق و باطل تقسیم می‌کند و معتقد است «جنگ حق و باطل تمام شدنی نیست و با هر مرحله مبارزه پیشرفت‌های جدید حاصل می‌شود… این اندیشه است که می‌گوید جنگ حق و باطل و مبارزه حق و باطل تمام‌شدنی نیست. این اندیشه است که دارد قدرت پوشالی‌ای که آمریکا درست کرده را به دنیا نشان می‌دهد.»

سعید جلیلی جهان را عرصه جنگ دائمی و نزاع می‌بیند. او در همان سخنرانی می‌گوید: «اسلام آمریکایی، اسلامی است که مبارزه را قبول ندارد».

نگاه آقای جلیلی به جنگ دائمی حق و باطل با افکار و اندیشه‌های پدران‌ معنوی پیشین و فعلی جبهه پایداری یعنی محمدتقی مصباح یزدی، و محمدمهدی میرباقری، همخوانی تمام و کمال دارد. در رسانه‌ها منتقدان از آقای مصباح‌ یزدی به عنوان پایه‌گذار بنیادگرایی در جمهوری اسلامی ایران یاد می‌کنند و بعضی از آنها آقای میرباقری را در جایگاه ایمن‌الظواهری، رهبر القاعده قرار می‌دهند و معتقدند جریان «خالص سازی» و حذف گروه‌های سیاسی از قدرت که تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته تقویت می‌شد، برگرفته از افکار آنها بود.

آقای مصباح یزدی معتقد بود که نفس وجود جنگ «سازنده» است و «بین حق و باطل همیشه جنگ است و هیچ‌گاه جنگ بین آن‌ها تمام نمی‌شود. فقط صورت جنگ تغییر می‌کند. جنگ گاهی نظامی، گاهی فکری، گاهی اقتصادی و گاهی سیاسی است».

آقای میرباقری نیز معتقد است «ما قائل به صلح هستیم ولی صلح پایدار که بعد از یک جنگ و جهاد پایدار است و تا این جهاد پایدار را پشت سر نگذارید و جبهه باطل را حذف نکنید، صلح پایدار در عالم برقرار نمی‌شود.»

سعید جلیلی در بین حق و باطل، قائل به «میانه و میانه‌روی» نیست و می‌گوید: «بین حق و باطل راه رفتن، معنی اش میانه‌روی و دوری از افراط و تفریط نیست… ما در جایی حقیقت را داریم و در جایی باطل. این که کسی بیاید و بین این دو راه برود، این غلط است».

سخنرانی سعید جلیلی

منبع تصویر، drjalili.ir
توضیح تصویر، سعید جلیلی ۱۴ مردادماه ۱۴۰۴، مذاکره با آمریکا را با گوساله پرستی قوم بنی‌اسرائیل تشبیه کرد. اظهارات او با موجی از انتقادهای اصولگرایان و اصلاح‌طلبان روبرو شد

آینده سیاسی سعید جلیلی

کسانی مانند محمد مهاجری، روزنامه‌نگار اصولگرا‌ می‌گویند آقای جلیلی «نخودی، سرکار و ول معطل» است و «جز سخنرانی‌های بیهوده و توییت‌های مضحک، کار دیگری نمی‌کند و در شعام هم تحویلش نمی‌گیرند».

به طور مشخص می‌توان گفت که از انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته ترمز گروه‌های تندرو مانند جبهه پایداری و نماینده آنها در انتخابات، که سعید جلیلی بود، کشیده شد. به نظر آنچه موجب چنین تصمیمی شد به شرایط حاد کشور از ابعاد مختلف سیاسی و اقتصادی برمی‌گردد و جنگ ۱۲ روزه نیز مزید بر علت شد تا کسانی مانند علی لاریجانی دوباره فرصت عرض‌اندام در عرصه تصمیم‌گیری پیدا کنند.

به نظر می‌رسد آنچه شرایط جمهوری اسلامی ایران را به یک جراحی سریع کشانده است ابرچالش‌های پیش‌روی حاکمیت است وگرنه در سخنان رهبر جمهوری اسلامی ایران نشانه‌هایی از تغییر رویکرد او در مسایل کلان دیده نمی‌شود. از نظر عملی و فکری هم به طور مشخص حرف‌های سعید جلیلی با سیاست‌های کلی «نظام» زاویه ندارد. به عنوان مثال اگر دور جدیدی از مذاکره با آمریکا هم شروع شود «محدود» و در حد «رفع بحران و خطر» از موجودیت جمهوری اسلامی است، نه بیشتر. بر اساس این دکترین مذاکرات منجر به عادی‌سازی روابط ایران و آمریکا نخواهد شد.

سعید جلیلی و همفکرانش در معرض شدیدترین انتقادها قرار دارند، اما باز هم دولت و سیاست‌های آن را به چالش می‌کشند. بخشی از حاکمیت به شکل چراغ خاموش با دیدگاه‌های سعید جلیلی همراه است و از آن حمایت می‌کند.

روزنامه کیهان در ۱۶ مردادماه، در ستون «نگاه» به تحلیل انتصاب علی لاریجانی به عنوان دبیر شعام و نقش سعید جلیلی پرداخت و نوشت: «برخی افراطیون ورشکسته وانمود می‌کردند که لازمه آمدن لاریجانی، حذف جلیلی از شورا است. اما این فضاسازی هم با انتشار خبر تشکیل معاونتی جدید (با ماموریت‌های ویژه) و رفتن آقای احمدیان از شورا به دولت، ابطال شده است».

روزنامه کیهان، که مدیرمسئولش به حکم رهبر جمهوری اسلامی منصوب می‌شود، در ادامه نوشت: «هدف از تحول اخیر در شعام، (بر خلاف انگاره‌سازی موهوم افراطیون مدعی اصلاحات)، تقویت اقتدار ملی ناظر به نقش دولت در شورا است و نه محروم کردن شورا از فرد صاحب‌نظری مثل آقای جلیلی. بنابراین نباید در تله مجادله‌انگیزان و اختلاف‌افکنان افتاد».

آقای جلیلی پس از شکست در انتخابات ریاست جمهوری در تیرماه پارسال در جمع طرفدارانش با اشاره به دیدارش با رهبر جمهوری اسلامی ایران، گفته بود که آقای خامنه‌ای از او خواسته «حتی یک لحظه هم متوقف نشود» و تاکید کرده بود که «با قدرت» ادامه خواهد داد.

سرنوشت سیاسی سعید جلیلی نه با وزن شعارها، که با مسیر تصمیم‌های عملی در سیاست خارجی و امنیت داخلی سنجیده می‌شود. اگر دستورکار اقتصادی و کاهش تنش، دست بالا را پیدا کند، روایت جلیلی نقش تنظیم‌گرِ مرزهای ایدئولوژیک را ایفا می‌کند؛ اگر محیط به سوی تقابل و امنیتی‌شدن حرکت کند، همین روایت می‌تواند مسیر سیاست را تعریف کند. تا وقتی نشانه‌های روشن از آرایش نهایی قدرت در شورای عالی امنیت ملی و دولت دیده نشود، وزن‌کشی درون‌حاکمیتی ادامه دارد و جلیلی، حتی در سایه، بازیگر حذف‌شدنی نیست.

No responses yet

Jul 28 2025

سی‌ان‌ان: یک‌چهارم از ذخیره موشک‌های تاد آمریکا در جنگ ۱۲ روزه مصرف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

شلیک آزمایشی موشک ردیاب تاد در سال ۲۰۱۳

رادیوفردا: دو منبع آگاه در آمریکا به شبکه سی‌ان‌ان گفتند این کشور در جنگ اخیر اسرائیل و ایران حدود یک‌چهارم از موشک‌های تاد خود را صرف محافظت از اسرائیل در برابر حملات موشکی ایران کرده است.

این میزان استفاده از موشک‌های رهگیری پیشرفته تاد بیشتر از سرعت تولید و جایگزینی ذخایر آن است.

دو منبع یادشده گفتند نیروهای آمریکایی در این جنگ بیش از صد و احتمالا تا ۱۵۰ موشک تاد را شلیک کرده‌اند.

به نوشته این شبکه، این موشک‌ها از دارایی‌های پرهزینه در شبکه دفاع موشکی آمریکا هستند و استفاده از چنین شمار زیاد موشک در زمانی بسیار کوتاه در شرایطی رخ داده که حمایت مردم آمریکا از سیاست دفاع از اسرائیل به «پایین‎‌ترین حد» خود رسیده است.

وزارت دفاع آمریکا سال گذشته تنها ۱۱ فروند موشک تاد را که در کارخانجات لاکهید مارتین تولید می‌شود، دریافت کرد و در سال جاری (تا آخر سپتامبر) نیز بر اساس برآوردهای لایحه بودجه، تحویل ۱۲ فروند دیگر آن به نیروهای مسلح پیش‌بینی شده است.

جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۱۲ روزه، ۵۵۰ فروند موشک بالیستیک در اقدام تلافی‌جویانه نسبت به عملیات گسترده هوایی اسرائیل در ایران، به سوی اسرائیل شلیک کرد.

افزون بر موشک‌های سامانه تاد، اسرائیل نیز از سامانه پیشرفته ضدموشکی خود، آرو یا پیکان (به عبری: حتص) برای رهگیری موشک‌های شلیک شده ایران استفاده کرد.

ارتش اسرائیل در گزارش پایانی جنگ اعلام کرد ۸۶ درصد از موشک‌های گسیل شده ایرانی، رهگیری شد و از ۱۴ درصدی که رهگیری نشدند، کمی بیش از پنج درصد به هدف اصابت کردند.

مقاماتی در اسرائیل مانند آویگدور لیبرمن گفتند ۲۶ فروند موشک اصابت کرد. آن موشک‌ها مرگ ۲۹ تن را در پی داشت، ۱۸ هزار اسرائیلی را بی‌خانمان کرد و خسارات زیاد از جمله به مؤسسه علمی وایزمن وارد کرد.

ارزیابی شده که اسرائیل نیز صدها فروند از موشک‌های سامانه آروی خود را برای رهگیری موشک‌های ایران استفاده کرده باشد. اسرائیل هر هفته چند بار ناچار است این سامانه را برای رهگیری موشک‌های بالیستیکی که حوثی‌های یمن به سوی اسرائیل گسیل می‌کنند، فعال کند و هربار شماری از موشک‌های آن شلیک می‌شود.

مدیران صنایع نظامی اسرائیل دو هفته پس از جنگ در نشست خبری از دستور خود به این صنایع برای تولید انبوه دوباره موشک‌های سامانه آرو و افزایش تولیدات نظامی دیگر برای احتمالات جنگی آتی خبر دادند.

مقامات دفاعی پیشین آمریکا و کارشناسان موشکی به سی‌ان‌ان گفتند این میزان از کاهش سریع موشک‌های تاد، نگرانی‌هایی در خصوص وضعیت امنیت جهانی آمریکا و توان بازسازی سریع ذخایر آن ایجاد کرده است.

اما کینگزلی ویلسون، معاون سخنگوی پنتاگون، در واکنش به این گزارش گفت ارتش آمریکا «قوی‌تر از هر زمان دیگر است و از تمامی تجهیزات لازم برای انجام هر مأموریتی در هر جایی و در هر زمانی برخوردار است».

خانم ویلسون گفت عملیات «چکش نیمه‌شب» (بمباران سه سایت هسته‌ای ایران در یکم تیر از سوی بمب‌افکن‌های آمریکایی) نمونه‌ای از توان آمریکا در انجام هر مأموریت است.

ارتش آمریکا قرار است در ادامه امسال یک سامانه دیگر تاد را نیز به هفت سامانه کنونی خود بیفزاید. دو سامانه تاد آمریکا در ماه‌های گذشته برای محافظت از اسرائیل به این کشور منتقل شد.

سامانه دفاع هوایی برد بلند تاد دارای دفاع منطقه‌ای متحرک با توان رهگیری موشک در خارج از جو زمین و شبیه سامانه اسرائیلی آرو است اما ظاهرا پیشرفته‌تر و کارآتر از آرو محسوب می‌شود.

ارتش آمریکا از طریق سنتکام، ستاد مرکزی نیروهای خود در خاورمیانه، که اسرائیل نیز در حوزه آن قرار دارد، در پی تشدید بحران اسرائیل و جمهوری اسلامی از زمستان دو سال پیش همکاری و کمک نظامی به ارتش اسرائیل را افزایش داد و فرمانده سنتکام بارها برای هماهنگی به اسرائیل سفر کرد.

پس از درگیر شدن اسرائیل در جنگ در جبهه‌های مختلف به دنبال حمله گروه افراطی حماس به خاک اسرائیل، بسته کمک ویژه آمریکا به میزان ۲۶ میلیارد دلار به اسرائیل در کنگره تصویب شد.

بر اساس آن بسته که بهار پارسال با حمایت اکثریت نمایندگان جمهوری‌خواه و دموکرات تصویب شد و جو بایدن آن را امضا کرد، ۱۴.۶ میلیارد دلار از مبلغ یادشده برای کمک‌های نظامی مستقیم از جمله فروش سلاح و چهار میلیارد دلار آن برای تأمین موشک‌های رهگیری اختصاص یافت اما بعدا بر سر اختلافات بر سر جنگ اسرائیل در غزه، آقای بایدن انتقال برخی تسلیحات به اسرائیل را متوقف کرد.

از بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ او تسلیحاتی را که سلفش مسدود کرده بود، به اسرائیل منتقل کرد. از سوی دیگر، حمایت دموکرات‌ها در کنگره از اسرائیل در دوره اخیر کاهش یافت.

نتایج یک نظرسنجی دو ماه پیش در آمریکا حاکی بود که ۵۵ درصد از افکار عمومی آمریکا موافق حمایت نظامی از اسرائیل تا رهایی گروگان‌های اسرائیلی از دست حماس در غزه هستند و ۴۷ درصد از ادامه کمک‌های نظامی به اسرائیل تا قلع و قمع حماس حمایت می‌کنند. این میزان در سال ۲۰۲۴ کمی بیشتر و در دو مورد یادشده، به ترتیب ۶۰ و ۴۹ درصد بود.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .