اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'سازمان مجاهدین خلق'

Jan 21 2023

تجمع فریب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,تروریزم,سیاسی

محبوبه مرادی: به دلیل متنی که ۳۰ اکتبر در مورد برگزاری یک « تجمع فریب» از سوی مجاهدین در فیسبوک نوشتم، ۴روز است مورد حمله شدید سازمان و همراهانش در پاریس هستم.
میدانم در انقلاب بزرگ ما،این مسئله اهمیتی ندارد. اما آنچه مرا واداشت بنویسم این بود که بخشی از این حملات از سوی کسانی به من شد که مدعی
هستند مجاهد نیستند اما چون مار غاشیه، به تو نزدیک می‌شوند، دوستی پیشه میکنند، ناگهان در دفاع از مجاهدین به تو نیش محکمی میزنند.
در خفا به تو خنجر زده، سر بلند میکنند و به سایرین لبخند میزنند.
مجاهدین یک رسم کهنه دارند و آن در پوست دیگری ظاهر شدن است،در حمله عراق به ایران
در لباس پیشمرگه های کرد وارد ایران شدند و چه بسیار هموطن کرد را کشتند.
«« امروز هم در قالب و یا از مجرای دوست،فعال سیاسی، نویسنده، سردبیر سایت خبری و غیره اهداف خود را پیش میبرند »» این افراد ابدا مجاهد نیستند اما در ارتباط با سازمان هستند.
مثال دیگر تعداد بیشماری اکانت های خبری در اینستاگرام است که ظاهراً مخالف ج.ا هستند و هیچ نشانی از مجاهدین در آن
نیست لیکن متعلق به سازمان هستند، دنباله کننده های بیشماری را جذب می‌کنند و ناگهان از مواهب سازمان مجاهدین پست آپلود میکنند.
پیش تر سازمان مجاهدین قصد داشت از در دوستی با من وارد شود، برای شرکت در مراسمات شان به من پیام دادند،مشخصا جملگی رد شد.
این تماس ها یقینا با کسان دیگری هم گرفته میشود، نه لزوما برای پیوستن به سازمان بلکه برای خفه کردن یا کنترل جبهه مخالف این سازمان در خارج از کشور.
این افراد حایل میان مجاهدین و مردمان عادی، می‌توانند دوستان نزدیک و صمیمی شما باشند تا مبادا علیه مجاهدین اقدامی کنید، اما اگر کردید دوستی و صمیمیت شان ، تبدیل به خنجر شده گلویتان را پاره میکند.

و ما گر ز سر بریده می ترسیدیم
در مجلس عاشقان نمی‌رقصیدیم

محبوبه مرادی

No responses yet

Oct 22 2021

چه کسی پشت قتل نمایندهٔ بریتانیایی منتقد جمهوری اسلامی است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,روابط بین‌المللی,سیاسی


رادیوفردا: قتل فجیع دیوید امس، نمایندهٔ پارلمان بریتانیا، حین انجام وظایف پارلمانی‌اش که پلیس آن را یک اقدام تروریستیِ احتمالاً اسلامگرایانه توصیف کرده، جامعه و عرصهٔ سیاسی این کشور را بهت‌زده کرده است.

این نماینده روز جمعه ۱۵ اکتبر ( ۲۳ مهر) درحالی‌که مشغول صحبت با رأی‌دهندگان به خود در یک کلیسای متدیست در شهر لی-آن-سی در منطقه‌ای در جنوب شرقی انگلستان در ۶۰ کیلومتری لندن بود، با ضربات چاقو کشته شد.

دیوید امس ۶۹ساله پدر پنج فرزند بود و در حزب محافظه‌کار بریتانیا عضویت داشت. او از چهره‌های منتقد جمهوری اسلامی بود که سابقهٔ شرکت در مراسم سالانهٔ شورای ملی مقاومت را نیز داشت.

مظنون کیست؟

مقام‌های بریتانیایی اعلام کرده‌اند که یک مرد ۲۵ساله به نام «علی حربی علی» که بریتانیایی سومالی‌تبار است، در محل قتل بازداشت شده است. از قضا این فرد به‌مدت کوتاهی تحت آموزش‌های مبارزه با افراط‌گرایی قرار داشته است.

بر اساس اولین تحقیقات پلیس، در ادارهٔ ضدتروریسم «یک انگیزهٔ بالقوه مرتبط با افراط‌گرایی اسلامگرایانه» در این قتل دیده می‌شود.

فرد دستگیرشده بر اساس قانون ضدتروریسم در بازداشت موقت به سر می‌برد و بازرسان تا روز جمعه ۲۲ اکتبر فرصت دارند تا از او بازجویی کنند.

روزنامهٔ تایمز به‌نقل از منابع آگاه نوشت که در میان فرضیه‌های مطرح، بازرسان در حال بررسی ارتباطات دیوید امس با دولت قطر هستند. با این حال، به‌گفتهٔ این منابع، هنوز «دلیل واضحی که او به خاطر آن هدف گرفته شد»، مشخص نشده است.

امس رئیس یک گروه پارلمانی فراحزبی در زمینهٔ روابط میان بریتانیا و قطر بود و آخرین سفر او به قطر نیز در ماه جاری صورت گرفته بود.

صندلی خالی دیوید امس در پارلمان بریتانیا/ نمایندگان پارلمان روز دوشنبه ۱۸ اکتبر به او ادای احترام کردند
صندلی خالی دیوید امس در پارلمان بریتانیا/ نمایندگان پارلمان روز دوشنبه ۱۸ اکتبر به او ادای احترام کردند

برخی رسانه‌های بریتانیایی مثل «تلگراف» نیز ادعا کرده‌اند امس به‌طور تصادفی هدف قرار گرفته و فرد مظنون به قتل دیگر نمایندگان نیز فکر کرده بوده است.

قتل دیوید امس موضوع «افراطی شدن اینترنتی» را نیز پیش کشیده است. به‌نوشتهٔ روزنامهٔ سان، یکی از دوستان امس گفته است مظنون «در اینترنت کاملاً افراطی شده» و انجم چودری، چهرهٔ جنبش اسلامگرای افراطی لندن، را ستایش می‌کرده است.

به‌نوشتهٔ روزنامهٔ سان، پدر مظنون مشاور پیشین نخست‌وزیر سومالی است که در دههٔ ۱۹۹۰ از جنگ داخلی این کشور فرار کرد و به لندن پناه برد. با این حال، بر اساس گزارش‌ها، پدر مظنون فردی قابل‌احترام برای جامعهٔ سومالیایی‌های مقیم بریتانیاست.

او در گفت‌وگو با ساندی تایمز از وقوع این قتل ابراز شگفتی کرد و گفت: «من ضربهٔ روحی شدیدی دیدم. این چیزی نبود که انتظارش یا حتی آرزویش را داشتم.»

فرضیهٔ ارتباط ایران با قتل

دیوید امس همچنین رئیس مشترک کمیتهٔ بریتانیایی برای آزادی ایران و از سیاستمداران نزدیک به سازمان مجاهدین خلق، یکی از سازمان‌های مخالف جمهوری اسلامی، بود.

این کمیته همان روز جمعه ۱۵ اکتبر در بیانیه‌ای قتل دیوید امس را محکوم کرد و در بیانیه‌ای نوشت: «سِر دیوید بیش از سه دهه قهرمان حقوق بشر و دموکراسی در ایران بود. او همواره از آرمان‌های دموکراتیک مردم ایران و جنبش مقاومت ایران (شورای ملی مقاومت) حمایت می‌کرد.»

به‌نوشتهٔ این کمیته، دیوید امس در دوران حضورش در پارلمان «به‌طور مرتب تهدیدهای جدی رژیم تهران را در کنفرانس‌ها، مناظرها و قطعنامه‌های پارلمانی در حمایت از سیاست قاطع در مورد ایران با تمرکز بر حقوق بشر و حسابرسی از رژیم در رابطه با نقض این حقوق و تروریسم مطرح می‌کرد».

دیوید امس چند باری نیز با مریم رجوی، رهبر کنونی سازمان مجاهدین خلق، دیدار کرده و در چند گردهمایی سالانهٔ این سازمان در پاریس نیز شرکت کرده بود.

امس اتفاقاً به همراه پنج نمایندهٔ دیگر پارلمان بریتانیا در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق در تیر ۱۳۹۷ در پاریس، که قرار بود به‌واسطهٔ اسدالله اسدی، دیپلمات جمهوری اسلامی ایران، به «حمام خون» تبدیل شود، حضور پیدا کرده بود.

اسدی بعداً به‌دلیل تلاش برای بمب‌گذاری در این گردهمایی در دادگاه شهر آنت‌ورپ به‌اتهام «سوءقصد با ماهیت تروریستی» و «مشارکت در فعالیت‌های یک گروه تروریستی» به بیست سال زندان محکوم شد.

ادای احترام به امس، محوطهٔ پارلمان بریتانیا
ادای احترام به امس، محوطهٔ پارلمان بریتانیا

کمیتهٔ بریتانیایی برای آزادی ایران اضافه کرده است که دیوید امس در میان ۳۵ نماینده‌ای بود که در سال ۲۰۰۷ کارزاری موفق را برای خارج کردن سازمان مجاهدین خلق از فهرست سازمان‌های تروریستی در بریتانیا به راه انداختند.

در همان زمان سفارت جمهوری اسلامی در لندن با انتشار بیانیه‌ای به حکم دادگاه تجدید نظر لندن در این زمینه اعتراض کرد.

کمیتهٔ بریتانیایی برای آزادی ایران همچنین نوشت امس در زمینهٔ تأمین امنیت اعضای سازمان مجاهدین خلق در اردوگاه‌های اشرف و لیبرتی در عراق و انتقال امن آنان به آلبانی و دیگر کشورهای اروپایی تلاش کرده بود.

این نمایندهٔ پارلمان بریتانیا همچنین در ششم سپتامبر ۲۰۲۱، یعنی کمتر از شش هفته پیش از کشته شدنش، بار دیگر در حمایت از سازمان مجاهدین خلق گفت: «یکی از افتخارآمیزترین کارهایی که در زندگی سیاسی خود انجام داده‌ام، حمایت از شورای ملی مقاومت ایران است که خواهان جایگزینی رژیم ایران با یک دولت امن‌تر و دموکراتیک‌تر است.»

بر اساس بیانیهٔ کمیته‌ای که امس یکی از رؤسای آن بود، او یک روز پیش از این حملهٔ مرگبار، در مقاله‌ای در «تاون هال»، بر نقش ابراهیم رئیسی در کشتار زندانیان سیاسی ایران در سال ۱۳۶۷ تأکید کرد و خواستار بازداشت رئیسی در صورت شرکت او در کنفرانس سازمان ملل متحد دربارهٔ تغییرات اقلیمی شد.

این کنفرانس قرار است یک ماه دیگر در شهر گلاسکو برگزار شود.

پس از قتل امس، رسانه‌های جمهوری اسلامی در متن خبرهای این قتل بار دیگر به او حمله کردند و این نمایندهٔ پارلمان بریتانیا را به «دفاع از تروریسم» متهم کردند. ازجمله ایرنا، خبرگزاری جمهوری اسلامی، نوشت که چرا امس حمله به زنی را که در بریتانیا قصد داشت در انتخابات اخیر ایران شرکت کند، محکوم نکرد.

بزرگداشت‌ها در لندن و شهر ساوتند-آن-سی

دیوید امس نزدیک به چهل سال، یعنی از سال ۱۹۸۳، در پارلمان بریتانیا حضور داشت. روز دوشنبه نمایندگان این پارلمان برای بزرگداشت یاد او یک دقیقه سکوت کردند.

سیاست داخلی بریتانیا در سال‌های اخیر به‌شدت تحت‌تأثیر مسئلهٔ خروج این کشور از اتحادیه اروپا قرار گرفته و دیوید امس هم یکی از نمایندگانی بود که طرفدار این خروج بود. اما از نظر نمایندگان پارلمان بریتانیا، حسن رفتار دیوید امس فراتر از دسته‌بندی‌های سیاسی و حزبی او قرار داشت.

بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز در پارلمان حاضر شد و گفت دیوید امس «در یک حملهٔ خشونت‌بار حقیرانه از ما گرفته شد؛ [حمله‌ای] که هم‌زمان هم حرمت کلیسا و هم حرمت جلسهٔ دیدار نماینده با مردم را که برای دموکراسی ما حیاتی است، نقض کرد».

بوریس جانسون در مراسم بزرگداشت یاد دیوید امس
بوریس جانسون در مراسم بزرگداشت یاد دیوید امس

او همچنین افزود: «ما هرگز اجازه نخواهیم داد کسانی که مرتکب اقدامات شرورانه می‌شوند، بر دموکراسی و پارلمان پیروز شوند.»

پریتی پتل، وزیر کشور بریتانیا، نیز در ابتدای جلسهٔ پارلمان گفت که قتل دیوید امس «لحظهٔ وحشتناک و غم‌انگیز تاریخ ماست».

لینزی هویل، رئیس مجلس عوام بریتانیا، هم با اشاره به موقعیت این نماینده هنگام قتل گفت که این قتل پرسش‌های اساسی را دربارهٔ چگونگی انجام وظایف دموکراتیک و حیاتی نمایندگان ایجاد می‌کند.

پس از مراسم در پارلمان بریتانیا، مراسمی نیز در کلیسای سنت مارگریت لندن برگزار شد.

در اقدام دیگری برای بزرگداشت یاد امس، وضعیت شهر ساوتند-آن-سی که حوزه انتخابیهٔ این نماینده بود، از سوی ملکه الیزابت به وضعیت شهرستان (City status) ارتقا یافت؛ وضعیتی که امس برای رساندن حوزه انتخابیه‌اش به آن به‌طور مرتب تلاش می‌کرد.

همسر دیوید امس نیز روز دوشنبه به ساوتند-آن-سی رفت و پیام‌هایی را خواند که مردم این شهر کنار دسته‌گل‌هایی برای ادای احترام به نماینده‌شان گذاشته شده بودند.

علاوه بر این‌ها، مراسمی نیز با حضور مریم رجوی و هواداران شورای ملی مقاومت در کمپ اشرف-۳ در آلبانی برگزار شد.

مراسم بزرگداشت دیوید آمس در کمپ اشرف ۳ در آلبانی
مراسم بزرگداشت دیوید آمس در کمپ اشرف ۳ در آلبانی

سابقهٔ حمله به نمایندگان

حملهٔ مرگبار به دیوید امس دومین حمله به نمایندگان پارلمان بریتانیا طی پنج سال گذشته است.

در ژوئن ۲۰۱۶ نیز خانم جو کاکس، نمایندهٔ ۴۱سالهٔ پارلمان از حزب کارگر و مادر دو کودک خردسال، مورد حمله با چاقو و همچنین تیراندازی قرار گرفت و جان باخت. حمله به این نماینده یک هفته پیش از برگزاری همه‌پرسی بریتانیا دربارهٔ خروج از اتحادیهٔ اروپا روی داد و قاتل او که یک مرد ۵۳ساله و راستگرای افراطی بود، در حکمی نادر به حبس ابد بدون امکان آزادی محکوم شد.

پیشتر نیز حملاتی به نمایندگان پارلمان بریتانیا صورت گرفته که در برخی موارد منجر به مرگ آنان شده است.

بزرگداشت جو کاکس در میدان پارلمان لندن در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۰
بزرگداشت جو کاکس در میدان پارلمان لندن در ۲۰ ژوئن ۲۰۱۰

در ۱۴ مه ۲۰۱۰، استیون تیمس، نماینده از حزب کارگر، در یکی از دفاتر پارلمانی خود مورد حمله یک دختر بریتانیایی ۲۱ساله قرار گرفت به این بهانه که این نماینده در سال ۲۰۰۳ به مداخلهٔ بریتانیا در عراق رأی مثبت داده بود. او اکنون از ضرباتی که با چاقو به معده و کبدش وارد شد، بهبود یافته و ضارب نیز به حبس ابد محکوم شده است.

۱۰ سال قبل از آن نیز در ۲۸ ژانویه ۲۰۰۰ نایجل جونز، نماینده لیبرال-دموکرات از شهر چلتنهام، هدف حمله با سلاح سرد از سوی یک مرد ۵۲ ساله قرار گرفت که گفته شد به مشکلات ذهنی دچار بود. او هم هنگام حمله در حال انجام وظایف پارلمانی‌اش بود و هرچند خودش از این حمله جان به در برد و فقط از ناحیه دست آسیب دید، مشاور ۳۹ساله‌اش بر اثر اصابت شش ضربه چاقو کشته شد.

در سی‌ام ژوئیه ۱۹۹۰ یان گو، رئیس کمیسیون پارلمان بریتانیا دربارهٔ ایرلند شمالی و دوست نزدیک مارگارت تاچر، در یک حمله با خودرو بمب‌گذاری شده در خارج از خانه‌اش کشته شد. مسئولیت ترور این نماینده را شبه‌نظامیان ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند بر عهده گرفتند.

این شبه‌نظامیان در ۱۲ اکتبر ۱۹۸۴ نیز یک نمایندهٔ محافظه‌کار دیگر به نام آنتونی بری را در یک بمب‌گذاری در گراند هتل شهر برایتون در جنوب شرقی انگلستان کشته بودند. این بمب‌گذاری که در جریان کنگرهٔ سالانهٔ حزب محافظه‌کار روی داد، در اصل مارگارت تاچر را هدف قرار داده بود که از این نظر ناکام بود، ولی چهار نفر دیگر هم در این حمله جان باختند.

پیش از آن، حمله‌ها و قتل‌های دیگری نیز علیه نمایندگان پارلمان در ارتباط با مسئلهٔ ایرلند شمالی روی داده بود که در دو مورد سال‌های ۱۹۸۱ و ۱۹۷۹ منجر به مرگ نماینده‌اش شد که مورد حمله قرار گرفت.

بحرانی ایرلند شمالی به مدت سه دهه جمهوری‌خواهان ملی‌گرا و اغلب کاتولیک را، که هوادار اتحاد ایرلند بودند، مقابل وفاداران اولستر (اغلب پروتستان) قرار داده بود که مدافع ماندن در پادشاهی بریتانیا بودند.

مسئلهٔ حفاظت از نمایندگان

هرچند حمله به نمایندگان پارلمان بریتانیا سابقه داشته، اما قتل دیوید امس موضوع حفاظت از نمایندگان را به‌طور جدی‌تری در این کشور مطرح کرده است. جدی‌تر مطرح شدن این موضوع در حالی است که در سال‌های اخیر به‌طور کلی حملات اسلامگرایانه که اغلب با چاقو انجام می‌شود نیز افزایش یافته است.

چندین نمایندهٔ پارلمان بریتانیا اعلام کرده‌اند که در پیام‌هایی به مرگ تهدید شده‌اند و برخی نیز تصمیم گرفته‌اند به همین دلیل دنیای سیاست را ترک کنند.

دولت از امکان تقویت حفاظت نمایندگان با استفاده از نیروهای پلیس خبر داده، اما دومینیک راب، وزیر دادگستری بریتانیا، نسبت به خطر ایجاد یک «شکاف» میان مردم و مقامات هشدار داده است.

No responses yet

Feb 01 2020

ال پائیس: «شورای ملی مقاومت ایران» حقوق دو رهبر حزب راست افراطی اسپانیا را پرداخت می‌کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی


رادیو فردا: سانتیاگو آباسکال، رهبر حزب راستگرای «بوکس»، اکنون عضو پارلمان اسپانیاست

روزنامه اسپانیایی ال پائیس گزارش داد که «شورای ملی مقاومت ایران» در فاصله سال‌های ۲۰۱۳ تا ۲۰۱۴ به مدت چندین ماه حقوق ماهیانه دو تن از رهبران «بوکس» حزب راست افراطی اسپانیا و برخی دیگر از هزینه‌های آن از جمله کامپیوترها و وسایل دفتری این حزب را پرداخته است.

این دو تن به نام‌های سانتیاگو آباسکال و ایوان اسپینوسا د لوس مونتروس اکنون اعضای حزب «بوکس» در پارلمان اسپانیا هستند.

روزنامه ال پائیس بدون فاش کردن منابع خود می‌نویسد این دو نفر در مجموع ۶۵ هزار یورو از «شورای ملی مقاومت ایران» دریافت کرده‌اند.

محوریت «شورای ملی مقاومت ایران» با سازمان مجاهدین خلق است، اما مشخص نیست انگیزه این گروه برای کمک به رهبران حزب بوکس اسپانیا چه بوده است.

حزب «بوکس» در انتخابات اخیر اسپانیا آرای زیادی به دست آورد و اکنون با ۵۲ کرسی حزب سیاسی سوم در پارلمان است.

به نوشته ال پائیس، این حزب در سال ۲۰۱۳ با یک میلیون یورویی که «شورای ملی مقاومت ایران » پرداخته بود، تاسیس شد. در روز ۱۷ دسامبر ۲۰۱۳ که این حزب به عنوان یک حزب جدید در وزارت کشور اسپانیا ثبت شد اولین پرداخت از هواداران «شورای ملی مقاومت ایران» به ارزش یک میلیون و ۱۵۶ هزار یورو را به صورت حواله بانکی دریافت کرد.

پرداخت حقوق ماهانه دو تن از رهبران این حزب نیز از یک ماه بعد شروع شد و تا اکتبر ۲۰۱۴ ادامه یافت.

روزنامه ال پائیس به نقل از دو مقام سابق بوکس می‌نویسد که یکی دیگر از رهبران این حزب به نام خاویر اورتگا اسمیت در همان زمان حاضر نشد از این منبع حقوق دریافت کند.

طبق مدارکی که این روزنامه اسپانیایی به دست آورده حقوق ماهانه این دو رهبر حزب «بوکس» توسط هواداران «شورای ملی مقاومت ایران» و از کشورهای مختلف ارسال می‌شد.

این اسناد نشان می دهند که حزب راست افراطی بوکس بین دسامبر ۲۰۱۳ تا آوریل ۲۰۱۴ در مجموع حدود ۹۷۲ هزار یورو از «شورای ملی مقاومت » دریافت کرده و هزینه کارزار انتخاباتی حزب در انتخابات اروپایی سال ۲۰۱۴ و اجاره اولین دفتر مرکزی این حزب در شهر مادرید از این پول تامین شده است.

روزنامه ال پاییس می‌افزاید «شورای ملی مقاومت ایران» این پول را از طرفداران خود در کشورهای مختلف از جمله آلمان، ایتالیا، سوئیس، کانادا و آمریکا جمع‌آوری کرده است. اکثر این کمک‌های مالی گمنام بوده و نام اهداکنندگان در حساب بانکی حزب بوکس مشخص نشده است.

رهبران بوکس کاملا می‌دانستند که این مبالغ از سوی «شورای ملی مقاومت ایران» ارسال شده است.

روزنامه ال پائیس می افزاید اولین بار که موضوع کمک مالی اپوزیسیون ایرانی به بوکس فاش شد، الخو ویدال کوادراس دبیرکل سابق بوکس و عضو سابق پارلمان اروپا (بین ۱۹۹۹ تا ۲۰۱۴) به این روزنامه گفت: «آباسکال، رهبر فعلی حزب، از همه چیز خبر داشت. من مناسبات خود با شورای ملی مقاومت ایران را برای او تشریح کردم و به او گفتم که آنها به ما کمک مالی خواهند داد. او خیلی خوشحال بود و هیچ مخالفتی نکرد.»

آقای ويدال کوادراس که سابقا از چهره‌های حزب محافظه کار «مردم» اسپانيا بود در دوران نمايندگی در پارلمان اروپا با «شورای ملی مقاومت ایران» مناسبات بسيار نزديکی داشت و يکی از حاميان مهم اين گروه بود. او که چند سالی نيز نايب رييس اين نهاد بود در انتخابات پارلمانی اروپا در سال ۲۰۱۴ کرسی خود را از دست داد و سال بعد به دليل اختلاف نطر با سانتياگو آباسکال از رهبری حزب بوکس کناره‌گيری کرد.

رهبران حزب راست افراطی «بوکس» تاکنون به طور رسمی گزارش‌های روزنامه ال پائيس در مورد دريافت کمک مالی از «شورای ملی مقاومت» را تکذيب نکرده و فقط بر اين نکته تاکيد می‌کنند که تمامی مدارک حسابداری اين حزب از زمان تاسيس در اختيار نهادهای ناظر قرار گرفته است.

No responses yet

Jan 31 2019

دادستان هلند: ارتباطی میان ترور ‘کلاهی’ و ایران پیدا نشده

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


بی‌بی‌سی: راست، عکس منتشر شده از محمدرضا کلاهی در دهه شصت و چپ، تصویری از علی معتمد در هلنددادستان‌ عمومی هلند در جریان دادگاه متهمان در جه اول قتل علی معتمد که گفته می‌شود نام اصلی او محمدرضا کلاهی صمدی، مظنون بمب‌گذاری هفت تیر در ایران است، گفته‌اند هنوز شواهدی مبنی بر دست داشتن ایران در این ترور پیدا نشده است.

روز چهارشنبه، ان.ال. تایمز چاپ هلند به نقل از دادستان عمومی نوشت تحقیقات درباره پرونده نوفل.اف. متهم ردیف اول قتل علی متعمد در سال ۲۰۱۵ هنوز به شواهدی که به دست داشتن ایران در این قتل مرتبط باشد دست نیافته است.

این در حالی است که چند روز پیش سازمان اطلاعات و امنیت هلند اعلام کرده بود که درباره نقش ایران در ترور علی معتمد در سال ۲۰۱۵ و همچنین احمد نیسی در سال ۲۰۱۷ در شهر لاهه، “تقریبا یقین” دارد.

استف بلوک، وزیر خارجه هلند هم در واکنش به این اظهارنظر دادستان عمومی گفته: “اصلا بعید نیست که دادستان‌ها هنوز به این نتیجه نرسیده‌اند چرا که روش تحقیق نهادهای اطلاعاتی با روش تحقیقات قضایی متفاوت است”.

دادستان عمومی همچنین گفته علی معتمد که گفته شده نام اصلی او محمدرضا کلاهی صمدی است در هلند هیچ سابقه قضایی نداشته و انگیزه اصلی پشت قتل او همچنان نامعلوم است.

او در دسامبر سال ۲۰۱۵ و هنگامی که خانه‌اش در شهر آلمیره هلند را ترک کرد به ضرب گلوله از سوی دو مرد ناشناس کشته شد.

آقای معتمد در این شهر به عنوان برق‌کار برای یک شرکت برق‌رسانی به نام اینکو کار می‌کرد.

برخی منابع در هلند ادعا کرده‌اند که نام واقعی مقتول محمدرضا کلاهی صمدی است. مردی که جمهوری اسلامی ادعا می‌کند عامل بمبگذاری دفتر حزب جمهوری اسلامی در هفتم تیرماه سال ۱۳۶۰ بوده است.

در جریان آن بمبگذاری بیش از ۷۰ نفر از جمله محمد بهشتی، رئیس دیوان عالی کشور، کشته شدند.

بیشتر درباره محمدرضا کلاهی و بمب‌گذاری‌های دهه شصت در ایران:

متهمان قتل چه کسانی هستند؟

دوربین‌های مداربسته نشان می‌دهند که روز ۱۵ دسامبر ، ۲۴ آذر ۱۳۹۴، دو نفر با نقاب در یک ماشین بی‌ام‌و آقای معتمد را هدف قرار دادند. بعدها لاشه سوخته خودرو پیدا شد.

پلیس هلند دو نفر را به اتهام قتل بازداشت کرده که کم‌تر از ۳۵ سال دارند.

دو متهم به دلیل ارتباط با گروه‌های تبهکار در آمستردام سابقه قضایی دارند. این دو نفر هفته پیش جمعه در دادگاه حاضر شدند.

پلیس انور آ ۲۸ ساله و مورو‌ا م. ۳۵ ساله به اتهام قتل آقای کلاهی بازداشت کرده اما دادستان عمومی هلند می‌گوید این دو نفر از شخصی به نام نااوفال ف (Naoufal F)، که یک جانی حرفه‌ای است و آن زمان در زندان بوده دستور قتل را دریافت کرده اند و حتی از علت اصلی قتل علی معتمد هم بی‌خبر بوده‌اند.

مقام‌های هلندی می‌گویند توانسته‌اند به محتوای مکالمات تلفنی مظنونان دست پیدا کنند که در آن مشخص است متهمان از هویت اصلی علی معتمد و انگیزه قتل او بی‌اطلاعند. در یکی از این مکالمات تلفنی یکی از متهمان می‌گوید: “نمی‌دانم چرا باید او را بزنیم و البته نمی خواهم هم بدانم ها‌هاها…!”


چه کسی از هویت واقعی علی معتمد خبر داشت؟

در جریان تحقیقات قضایی بعد از قتل علی معتمد، سوال‌هایی از دولت و مراکز اطلاعاتی امنیتی هلند مطرح شده که آیا از “هویت واقعی” او خبر داشته‌اند یا نه.

به گفته منابع هلندی و یک خبرنگار ایرانی هلندی که درباره موضوع تحقیق کرده، محمدرضا کلاهی صمدی اوایل دهه هشتاد میلادی از دولت هلند درخواست پناهندگی کرده و سی سال با نام مستعار علی معتمد در هلند زندگی کرده است.

مرتضی صادقی، خبرنگاری که درباره این قتل تحقیق کرده می‌گوید حتی همسر آقای کلاهی که افغان است سال‌ها از این موضوع بی‌خبر بوده است؛ اما در سال ۲۰۰۰ میلادی بعد از انتشار عکس‌های آقای کلاهی در نشریات ایران در جریان موضوع قرار گرفته است.

موضع حکومت ایران چه بوده؟

دی‌ماه ۱۳۹۲، حدود دو سال قبل از قتل علی معتمد در هلند، خبرگزاری دولتی ایرنا به نقل از یک “مقام آگاه” از دیده شدن محمدرضا کلاهی به همراه مسعود کشمیری در شهر کلن آلمان خبر داده بود.

مسعود کشمیری نام شخصی است که جمهوری اسلامی او را عامل بمبگذاری دفتر نخست‌وزیری در هشتم شهریورماه ۱۳۶۰ معرفی کرده است. از سرنوشت مسعود کشمیری اطلاعات بیشتری منتشر نشده است.

همچنین، حدود دو سال پیش رسانه‌های ایران به نقل از سخنگوی پلیس از بازداشت یکی از عوامل بمبگذاری‌های سال ۱۳۶۰ در آلبانی خبر دادند هرچند هویت این فرد اعلام نشد.

درباره هویت اصلی علی معتمد و اینکه آیا او واقعا محمدرضا کلاهی است یا نه، حکومت ایران هم مانند هلند سکوت کرده است.

قتل معماگونه علی معتمد دومین مورد مشابه در چند سال گذشته در هلند است.

آبان ماه پارسال هم یک فعال عرب مخالف جمهوری اسلامی ایران مشهور به احمد نیسی در لاهه با گلوله کشته شد.

آیا محمدرضا کلاهی عامل انفجار هفت تیر بود؟

رسانه‌های رسمی ایران محمدرضا کلاهی را عامل بمب‌گذاری معرفی می‌کنند و می‌گویند او، که عامل نفوذی سازمان مجاهدین خلق بوده، پس از بمب‌گذاری به عراق و سپس به آلمان گریخته است.

برخی از اعضای سابق سازمان مجاهدین چون سعید شاهسوندی و مسعود خدابنده نقش محمدرضا کلاهی در این انفجار را تایید می‌کنند.

اما ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس جمهور سابق ایران که چند روز پیش از انفجار از کار برکنار شده بود، می‌گوید سازمان مجاهدین خلق در آن مقطع دست داشتن در این انفجار را تکذیب کرده است.

به گفته آقای بنی‌صدر ستاد ارتش ایران به او گفته بود: “این کار از لحاظ مهندسی انفجار، تنظیم شده بوده است… این کار را یا ارتش کرده، یا سپاه و یا یک قدرت خارجی.”

عزت‌الله سحابی هم گفته بود که بازجویانش به او گفته‌اند مسئولیت انفجار دفتر حزب جمهوری با مجاهدین خلق نبوده و محمدرضا کلاهی عامل یک سازمان اطلاعاتی خارجی بوده است.

No responses yet

Sep 23 2018

رودی جولیانی: حکومت ایران سرنگون خواهد شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: رودی جولیانی، وکیل ترامپ در گردهمایی سازمان مجاهدین خلق، تحریم‌ها علیه ایران را کارساز دانسته و گفت این تحریم‌ها می‌توانند منجر به یک “انقلاب موفق” شوند. وزارت خارجه آمریکا گفته سخنان جولیانی بیانگر موضع دولت نیست.

جولیانی: نمی‌دانم چه موقع آنها [حکومت ایران] را سرنگون می‌کنیم، شاید در چند روز، چند ماه یا چند سال آینده باشد، اما این اتفاق رخ خواهد داد

رودی جولیانی، وکیل و مشاور دونالد ترامپ رییس‌جمهور آمریکا، گفته تحریم‌های آمریکا علیه ایران موجب به وجود آمدن سختی‌های اقتصادی می‌شوند که می‌تواند به یک “انقلاب موفق” ختم شود.

جولیانی روز شنبه ۳۱ شهریور (۲۲ سپتامبر) در گردهمایی گروه “سازمان جوامع ایرانیان آمریکا” که برگزارکننده اصلی آن سازمان مجاهدین خلق بود، گفت: «من نمی‌دانم چه موقع آنها [حکومت ایران] را سرنگون می‌کنیم، شاید در چند روز، چند ماه یا چند سال آینده باشد، اما این اتفاق رخ خواهد داد.»

جولیانی در این گردهمایی با نام “قیام ایران در مسیر آزادی” که در شهر نیویورک برگزار شد، با اشاره به بحران اقتصادی و ناآرامی‌های ماه‌های گذشته در ایران گفت: «مردم ایران آشکارا خسته‌شده‌اند. تحریم‌ها در حال جواب دادن هستند. ارزش واحد پول ملی در حال رسیدن به هیچ است…این‌ها شرایطی هستند که به سمت یک انقلاب موفق رهنمون می‌شوند.»

هرچند حضور جولیانی در این نشست ارتباطی با سمت او به عنوان مشاور ترامپ نداشته، اما سخنان او در تناقض با اظهارات مقام‌های دولت آمریکا بوده که همواره با اذعان به تأثیر تحریم‌ها بر اقتصاد ایران تأکید داشته‌اند، این تحریم‌ها با هدف تغییر حکومت در ایران طراحی نشده‌اند.

دولت ترامپ امیدوار است که تحریم‌های شدید اقتصادی علیه ایران، این کشور را وادار کند تا به برنامه‌های هسته‌ای و همچنین دخالت نظامی خود در منطقه پایان دهد.

جان بولتون، مشاور امنیت ملی دونالد ترامپ ماه گذشته تأکید کرده بود “تغییر رژیم” در ایران جزو سیاست‌های آمریکا نیست. او گفته بود دولت آمریکا خواستار تغییر گسترده در رفتار رژیم ایران است.

برایان هوک، رییس “گروه اقدام ایران” در وزارت خارجه آمریکا نیز پیش‌از این تأکید کرده بود ایالات متحده در پی “تغییر بنیادین رفتار” جمهوری اسلامی است و تغییر رژیم ایران در دستور کار قرار ندارد.

رودی جولیانی که از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۱ سمت شهردار نیویورک را برعهده داشت، تیرماه امسال نیز با شرکت در نشست سالانه سازمان مجاهدین خلق در پاریس، این سازمان را “آلترناتیو نیرومند” جمهوری اسلامی خوانده بود.

جولیانی روز شنبه همزمان با حضور در نشست نیویورک در توییتر نوشت: «رژیم [ایران] اعلام کرده که سازمان مجاهدین خلق تنها سازمانی است که به صورت واقع‌بینانه می‌تواند جایگزین آنها شود.»

او در ادامه توییت خود از مریم رجوی، رییس این سازمان به عنوان “زنی قهرمان” یاد کرد.

به گزارش رویترز وزارت‌خارجه آمریکا گفته سخنان رودی جولیانی بیانگر موضع آمریکا در مورد ایران نیست و او به نمایندگی از طرف دولت ایالات متحده سخن نمی‌گوید.

No responses yet

Jul 03 2018

واکنش ظریف به دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در پیامی توئیتری دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان را “یک عملیات پلید برای دادن نشانی غلط” خواند. او آمادگی جمهوری اسلامی برای شفاف‌سازی در این زمینه را اعلام کرد.

روز دوشنبه (۱۱ تیر / ۲ ژوئیه) محمد جواد ظریف به خبر دستگیری دیپلمات ایرانی در آلمان واکنش نشان داد. او در یک پیام توئیتری نوشت: «چه جالب. درست همزمان با آغاز سفر رئیس‌جمهوری به اروپا یک عملیات ایرانی افشا و “عوامل” آن دستگیر می‌شوند.»

وزیر امور خارجه‌ی ایران در ادامه‌ی توئیت خود تاکید کرده است که ایران هرگونه خشونت و ترور را در هر مکانی محکوم می‌کند و آماده‌ است با مقامات ذی‌ربط برای شفاف‌‌سازی در زمینه “آنچه فقط یک عملیات پلید برای دادن نشانی غلط است” همکاری کند.

دیپلماتی تحت تعقیب پلیس بین‌المللی

شامگاه یکشنبه پس از تفتیش یک خودرو در جنوب آلمان چهار سرنشین آن دستگیر شدند. به گزارش روزنامه‌ی آلمانی “بیلد” یکی از دستگیرشدگان “اسدالله الف” نام دارد و یک دیپلمات ایرانی مقیم اتریش است که تحت پی‌گرد پلیس بین‌المللی قرار دارد.

بر اساس این گزارش، او در بلژیک “عمل خلافی” انجام داده و دولت بلژیک از آلمان خواسته است، او را برای محاکمه به بروکسل تحویل دهد.

“بیلد” مدعی شده که دیپلمات ایرانی همکار یک ارگان امنیتی جمهوری اسلامی است و قصد بمب‌گذاری در همایش سالانه‌ی سازمان مجاهدین خلق را داشته است.

در باره‌ی سه سرنشین دیگر خودرو که همراه “اسدالله‌ الف” بوده‌اند، اطلاعاتی منتشر نشده است.

پیش‌‌تر آسوشیتدپرس از دستگیری یک زوج بلژیکی ایرانی‌تبار و فرد دیگری در پاریس خبر داده بود. بر اساس گزارش این خبرگزاری، سه فرد دستگیرشده نیز در برنامه‌ریزی سوءقصد به همایش سالانه مجاهدین شرکت داشته‌اند.

دادستانی بلژیک نام این زوج را “امیر س.” و “نسیمه ن.” اعلام کرده است.

دادستانی بلژیک افزوده است که این دو نفر در حین حمل ماده منفجره‌ دستگیر شده‌اند. بر اساس این گزارش، در ماشین این دو شهروند بلژیکی ایرانی‌تبار، حدود ۵۰۰ گرم پروکسید استون که یک ماده منفجره‌ی بسیار قوی و حساس است، کشف شده است.

No responses yet

Jul 05 2017

وفایغمایی، عضو سابق مجاهدین خلق: شناخت درستی از سیاست و مبارزه نداشتیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

ایران وایر: «اسماعیل وفایغمایی» شاعر و ترانه سرایی است که چندین سال عضو «شورای ملی مقاومت» بود (یک ائتلاف از سازمان‌ها، گروه‌ها و شخصیت‌های ایرانی که در سال ۱۹۸۱ در فرانسه به پیشنهاد رهبر وقت «سازمان مجاهدین خلق» به منظور سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و استقرار دموکراسی در ایران بنیان گذاشته شد). او از سال ۱۳۵۰ با هواداران سازمان مجاهدین خلق آشنا و همراه‎شان شد اما به علت تردید و شکی که به روش مبارزه در سازمان داشت، مسیر پرمحنتی را پشت سر گذاشت؛ مسیری که‌ گاه او راباغبان کمپ «اشرف» در عراق، گاهی مسوول آبدارخانه «رادیو مجاهد» و گاهی به بالا‌ترین رده سازمانی رساند. این شاعر و ترانه سرا از سال ۱۳۸۴ راهش را جدا می‌کند و این روز‌ها در گوشه «عزلت خودخواسته‌اش»، به کار تحقیق و پژوهش در حوزه تاریخ ادبیات مشغول است.اسماعیل وفا یغمایی سراینده اشعار زیادی است که «مرضیه» خواننده در سال‌های پیوستن به سازمان مجاهدین اجرا کرد

می‌گویند شما دوست نزدیک خانم مرضیه و سراینده ترانه‌هایشان بعد از پیوستن به سازمان مجاهدین بودید؟

بله؛ ما 10 سال مراوده دوستانه داشتیم و من پنج یا شش ترانه برایشان سرودم؛ ترانه «شمع»، سرود «ارتش آزادی بخش ملی» که با مطلع «رزم آوران به سر آمد زمان» شروع می‌شود و چند ترانه دیگر. یکی از معروف‌ترین ترانه ها،«بارون می‌باره» است که من با تم بچه گانه برای پسرم سروده بودم.

مرضیه چطور زنی بود؟

همه چیز این بانوی شگفت به صدایش مربوط نمی‌شد؛ او زنی بود قلندرمآب، لوطی مسلک، با صفا، با گذشت، صریح، راست‏گو و درویش مسلک.

هیچ وقت به شما نگفت که از ورود به سیستم مجاهدین پشیمان شده؟

اگر بخواهم راستش را بگویم، نه، هرگز به من نگفت. او روی همین صندلی که من آن را با یاد و خاطره اش حفظ کرده‌ام، می‌نشست و بعد از مرگ دخترش که بزرگ‌ترین عشق زندگی‌اش بود، دوام نیاورد و سفر کرد.

چرا به سازمان مجاهدین خلق پیوست؟

مرضیه بعد از سال‌ها خاموشی، سال ۱۳۷۳ از ایران خارج شد. او دوست آقای «متین دفتری» بود؛ مرد بزرگواری که آن سال‌ها (به عنوان رهبر «جبهه دمکراتیک ملی ایران») عضو شورای ملی مقاومت بود.‌‌ همان روز‌ها که مرضیه به پاریس آمد، «مریم رجوی» هم پاریس بود. او را دعوت کردند و برایش سنگ تمام گذاشتند. آن ها مقدم مرضیه را گل‎باران کردند. مرضیه انسانی بی‌شیله پیله، درویش و دوست داشتنی بود و از دیدن این جوانانی که مشتاق شنیدنش بودند، تکان خورد. او سال‌ها از صحنه اجرا دور بود. آن‌ها گفتند با ما بمان. مرضیه اول نپذیرفت. شخص آقای متین دفتری هم قلبا نمی‌خواست مرضیه وارد شورا شود، فقط دوست داشت خانم مرضیه حمایت آن‌ها را هم داشته باشد چون او هم معتقد بود که هنرمند باید آزاد باشد. اما مرضیه در این کشاکش استقبال و توجه، عضو شد. گفت باید یک بار دیگر برگردم ایران. می‌خواست برود و با مرادش، «شاه نعمت الله» بدرود بگوید. طی چند ماه بعد به شورا پیوست. مرضیه از جمله دو یا سه زن بزرگ خواننده ایرانی بود که صدای جاودانه اش را در اوج شکوه، ممنوع و خاموش و او را خانه نشین کرده بودند. یک باره این جا با تمام امکاناتی که می‌خواست، از ارکستر باشکوه تا خانه و محل تمرین از طرف سازمان مجاهدین مواجه شد. بزرگ‌ترین سالن‌های تآ‌تر جهان را برایش ردیف کردند و کهکشانی از هنرمندان دورش جمع شدند؛ «ویگن»، «منوچهر سخایی»؛ «آندرانیک»، «عماد رام» و … اما یک چیز آن جا کم بود. مرضیه را نبایستی به خاطر سیاست مورد استفاده قرار می‌دادند چرا که سیاست می‌رود ولی آن چه باقی می‌ماند، هنر و فرهنگ و صدا است.

می گفتند به خاطر مشکلات مالی به مجاهدین پیوست؟

او بسیار بی‌نیاز‌تر از این حرف‌ها بود. مرضیه با معیارهای این دنیایی، تا پیش از جمهوری اسلامی زن میلیونری بود؛ با ارث کلانی که در روستای «لالون» اصفهان به او رسیده بود و رژیم همه آن‌ها را مصادره کرد. برایم تعریف می‌کرد عید که می‌شد، ملکه مادر من را می‌خواست و حین برگشتن، یک کیسه اشرفی طلا دستم بود که تقسیم می‌کردم بین خدمت‎کاران قصر و وقتی برمی گشتم، فقط یک سکه می ماند.

آرامگاه او کجا است؟

در روستای بسیار زیبایی به نام «اورسورآواز»، در کنار دخترش و در چند قدمی «ونسان ونگوگ» به خاک سپرده شده است. این خاموشستان بسیار زیبا است و در‌‌ همان شهری قرار دارد که خانم رجوی و مقر شورای مقاومت هم آن جا است.

ترانه «زن، کاوه میهن» هم سروده شما است؟

بله؛ خانم مرضیه دلش می‌خواست شعری از آقای «فریدون مشیری» بخواند؛ شعری که در متن آن آمده بود «کاوه آینده ایران، زن است». اما آقای مشیری در ایران زندگی می‌کرد و طبعا ترسید و اجازه نداد. مرضیه متاثر شد. من به او قول دادم با بهره گیری از صنعت ادبی تضمین، شعر دیگری با‌‌ همان مضمون خواهم سرود. او سروده را تبدیل به ترانه‌ای بسیار قوی کرد که با ارکستر بزرگ وین به ریاست «محمد شمس» اجرا شد.

شما در سال‌های پیش از انقلاب هم به زندان رفته‌اید؟

بله؛ شهریور سال ۵۴ دستگیر شدم و در زندان «عادل آباد» مشهد دو سال حبس کشیدم.

هیچ وقت بابت تلاش‌ها و مبارزه‌های خود پشیمان نشدید؟

بعد از گذشت این همه سال‌، وقتی نگاه می‌کنم، می‌بینم ما نه جمهوری اسلامی را می‌شناختیم، نه از رژیم شاه شناخت درستی داشتیم و نه از ایدئولوژی و چهارچوبی که خودمان درگیرش بودیم، آگاهی چندانی داشتیم. همه آن سال‌ها، امروز و در آستانه سال‌خوردگی، برایم زیر ضرب و نقد است. الان اگر به جوانی‌ام برمی گشتم، علیه شاه مبارزه نمی‌کردم. شاه یک دیکتاتور مدرن بود. جنایت هم می‌کرد ولی هزاران بار بهتر از رژیم فعلی و حتی اپوزیسیون همین رژیم بود.

عمده فعالیت شما در سازمان مجاهدین حول چه محوری بود؟

می‌توانم بگوییم نزدیک به ۱۲۰ سرود و ترانه بین سال‌های 1352 تا ۱۳۸۴ برای سازمان مجاهدین خلق سرودم. با این که در سال ۱۳۸۴ من نزدیک به 10 سال بود که مجاهد این سازمان نبودم اما کماکان در بخش سرود و ترانه که زیر مجموعه بخش تبلیغات بود و تاثیر و کاربرد اجتماعی شگرفی بین جوان‌ها داشت، کار می‌کردم.

از چه سالی دیگر خودتان را مجاهد خلق نمی‌دانستید؟

سال ۱۳۷۲ تردید‌ها و تشکیک‌هایم زیاد شدند.‌‌ همان سال اعلام کردم این ایدئولوژی را قبول ندارم. از عراق خارج شدم تا دنبال زندگی شخصی‌ام را بگیرم اما شخص آقای رجوی با من تماس گرفت و گفت تو نباید بروی و باید در شورا بمانی. برای همین هم به عضویت شورای ملی مقاومت درآمدم و تا سال ۱۳۸۴ عضو لاییک و غیر مجاهد شورا باقی ماندم.

شما ترانه‌های زیبایی سروده اید. با توجه به جایگاه فعلی سازمان مجاهدین، در این که در تهییج جوانان عضو مداخله داشتید، احساس پشیمانی نمی‌کنید؟

بیش تر احساس «غبن» می‌کنم. وقتی شروع به فعالیت سیاسی کردم، اندیشه‌ام طور دیگری بود. اگر همین دم از سن 63 سالگی به روزگار جوانی برمی گشتم، بی‌تردید راه دیگری در پیش می‌گرفتم. بی‌آن که بخواهم به مذهب توهین کنم، به باور من، اندیشه مذهبی در حوزه سیاست جز به ارتجاع و سرکوب مردم نمی‌انجامد. ما انسان‌های آرمان گرایی بودیم ولی توان ذهنی چندانی در تبین مفاهیم سیاسی نداشتیم. سرشار از آرمان و نیرو بودیم که درک درستی از واقعیت نداشتیم. دلیل بازگو کردنم این است که نباید گذاشت ذره‌ای از این تجربه تلخ گذشته بر باد برود و فراموش بشود.

شما به عنوان شاعر، به استراتژی مسلحانه این سازمان باور داشتید؟

سال‌ها طول کشید تا بفهمم استراژی جنگ مسلحانه این سازمان از نخست اشتباه بود. هنگام شروع، جنگ مسلحانه نبود. چند ماه بیش تر نشد که این سازمان را در هم کوبیدند و مجبور به عقب نشینی شد. من در مدار جاذبه بودم و مبارزه مسلحانه امر مقدسی بود. ما مسعود رجوی را در حد پرستش دوست داشتیم و نمی‌توانستیم به درستی بیاندیشیم. در واقع، رابطه‌ای مبتنی بر امر مرید و مرادی وجود داشت.

آینده سازمان را چه طور می بینید؟

این سازمان مدام با هوشیاری، در شکاف زندگی کرده؛ شکاف جنگ میان ایران و عراق، شکاف تضاد بین اروپا و آیت الله خمینی و شکاف اختلاف بین اروپا و امریکا. سرانجام این شکاف‌ها با مردن صدام به هم ریختند و کشتار «لیبرتی» رخ داد. بدنه واقعا بی‌گناه است. ممکن است خرد و دانش سیاسی اعضا اندک باشد اما من آن‌ها را سال‌ها می‌شناسم. آن‌ها امروز باز هم در شکاف بین ایران و امریکا، جایی برای خودشان پیدا کرده‌اند. استراتژی‎شان هم این است که دری به تخته بخورد و جنگی رخ بدهد و رژیم سقوط کند. آن‌ها در این تضاد زندگی می‌کنند. به اندازه کافی هم حمایت مالی دارند و تشکیلاتشان محکم و آهنین است. ما از ایران دور ماندیم؛ مثل ماهی داخل تنگی که از واقعیت جامعه دورمانده است. اما ملت با وجود طبقه فرودستش، فارغ از هر گرایش شوونیستی، یک ملت فلج نیست. آن‌ها زنده هستند و اگر چیزی قرار است تغییر کند، باید از داخل ایران انجام شود. هرگونه تشویق به جنگ خارجی، خیانت به مردم ایران و زیر ضرب بردن تمامیت ارضی کشور است. تصمیم نهایی با اراده ملی است و من فقط آن تصمیم را اصلح می‌دانم.

No responses yet

Sep 10 2016

همه اعضای سازمان مجاهدین خلق از عراق خارج شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی‌بی‌سی: سازمان مجاهدین خلق اعلام کرده است که با پرواز ۲۸۰ عضو باقی‌مانده این سازمان از عراق به آلبانی، همه اعضای این سازمان از عراق خارج شده و اردوگاه لیبرتی در این کشور بسته شد.

وزارت خارجه آمریکا ضمن تایید خبر خروج اعضای مجاهدین خلق گفته است که کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل با دو هواپیما، اعضای مجاهدین خلق را به آلبانی منتقل کرد.

سازمان مجاهدین خلق گفته است که قرار بود انتقال اعضایش از اردوگاه لیبرتی چند هفته یا چند ماه بیشتر طول نکشد، اما “توطئه‌ها، شانتاژها و تهدیدهای” حکومت ایران و متحدانش در عراق، باعث شد روند انتقال اعضای این سازمان بیشتر از چهار سال طول بکشد.

بنا به گفته وزارت خارجه آمریکا سازمان ملل بیشتر از ۳ هزار نفر از اعضای سازمان مجاهدین خلق را با موفقیت از عراق منتقل کرده‌اند.

پیش‌تر حسن دانایی‌فر، سفیر ایران در بغداد گفته بود که آخرین اعضای این گروه تا پایان تابستان از عراق خارج می‌شوند.

به گفته آقای دانایی‌فر، دولت عراق علیرغم میل خود و “به دلیل فشارهای آمریکا و برخی متحدانش” اخراج اعضای این سازمان را به تاخیر انداخته بود.

در سال‌های اخیر اردوگاه‌های اشرف و لیبرتی، که محل اقامت اعضای سازمان مجاهدین خلق بودند، بارها مورد حمله قرار گرفتند و ده‌ها نفر از اعضای این سازمان در این حملات کشته شدند. سازمان مجاهدین خلق شمار افرادی را که در این حملات کشته شده‌اند ۱۴۱ نفر عنوان کرده و گفته است علاوه بر آنها ۲۷ نفر نیز به دلیل “شرایط محاصره” درگذشتند.

سازمان مجاهدین خلق به تازگی موفق شده است که روابط گرمی را با عربستان سعودی و تشکیلات خودگردان فلسطین برقرار کند. ایران از عربستان و تشکیلات خودگردان برای این روابط انتقاد کرده است.

حکومت ایران این سازمان را سازمانی تروریستی می‌داند. آمریکا و اتحادیه اروپا نیز این سازمان را تروریستی تلقی می‌کردند اما چند سال پیش آن را از فهرست سازمان‌های تروریستی حذف کردند.

در ماه‌های پایانی جنگ ایران و عراق سازمان مجاهدین خلق در دو عملیات عمده نیروهایش را از خاک عراق برای تصرف مناطقی از ایران به این کشور فرستاد. پس از شکست عملیات فروغ جاویدان، آیت‌الله خمینی رهبر وقت جمهوری اسلامی دستور اعدام هزاران نفر از زندانیان سیاسی عضو سازمان مجاهدین و گروه‌های چپگرا را داد.

اخیرا با افشای محتوای جلسه آیت‌الله منتظری با هیئت اعدام‌ها، مقام‌های عالی جمهوری اسلامی از اعدام وسیع زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ دفاع کرده‌اند.

No responses yet

Aug 01 2016

معمای دیدار مریم رجوی و محمود عباس

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی


بی‌بی‌سی: سه هفته پس از آنکه امیر ترکی بن فیصل رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی عربستان سعودی در گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس سخنرانی کرد، محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی در همین شهر با مریم رجوی دیدار کرده که در غیاب همسرش، از او با عنوان رهبر سازمان مجاهدین خلق یاد می شود. توالی این دو رویداد این گمانه را تقویت کرده که شاید اراده ای برای برجسته کردن سازمان مجاهدین خلق و سرمایه گذاری سیاسی روی آن در کار باشد.

محتوای دیدار محمود عباس و مریم رجوی را که شنبه شب گذشته (سی ام ژوئیه) انجام گرفت، تنها منابع مجاهدین خلق مخابره کردند و هیچیک از مسئولان فلسطینی توضیحی درباره این دیدار ندادند. در حالی که همه دیگر دیدارهای آقای عباس طبق روال و تشریفات مرسوم اداری به رسانه ها اطلاع داده شد، نه سخنگوی رسمی محمود عباس، نه مسئول تشریفات دفتر او و نه نماینده تشکیلات خودگردان در پاریس با وجود تماسهای پی در پی من برای توضیح در خصوص این دیدار در دسترس قرار نگرفتند. دیگر رسانه ها نیز اطلاعاتی در خصوص این دیدار و دلیل انجام گرفتن آن در بازه زمانی کنونی از مسئولان فلسطینی منتشر نکرده اند.

پیشتر بارها پیش آمده است که دولتمردان یا قانونگذارانی غیرایرانی پس از آنکه دیداری با اعضا یا سران سازمان مجاهدین خلق داشته اند یا بیانیه ای در حمایت از این سازمان امضا کرده اند در پاسخ به رسانه ها گفته اند که از پیشینه این سازمان اطلاع دقیقی نداشته اند، اما محمود عباس که از هنگام پیدایش جنبش فلسطینی فتح از فعالان آن بوده با توجه به همکاری دیرینه این جنبش با سازمان مجاهدین خلق که به پیش از انقلاب ایران باز می گردد، نمی تواند از پیشینه سازمان مجاهدین خلق بی اطلاع باشد.

پیش از انقلاب، شماری از نفرات سازمان مجاهدین در اردوگاههای جنبش فتح در لبنان آموزش می دیدند و افرادی از اعضای سابق این سازمان به من گفته اند که پس از انقلاب و در سالهای جنگ داخلی لبنان در کنار اعضای جنبش فتح در این کشور بوده اند. همچنین بخشی از نیروهای جنبش فتح دوشادوش مجاهدین خلق و تحت حمایت ارتش عراق با ایران می جنگیده اند که حاصل این همکاری، از جمله عملیات موسوم به چلچراغ در واپسین هفته های جنگ بود که در آن، شهر مهران به تصرف مجاهدین خلق درآمد. من با افرادی در لبنان گفتگو کرده ام که هنوز در جنبش فتح در لبنان عضویت دارند و از حضور خود در این عملیات گفتند. برخی از آنها حتی جای گلوله هایی را به من نشان داده اند که در جنگ با نیروهای ایرانی به تن آنها اصابت کرده بود.
Image copyright
Image caption یاسر عرفات، رهبر سازمان فتح در سفر به ایران با مسعود رجوی، رهبر سازمان مجاهدین خلق دیدار کرده بود

در سالهای اخیر نیز مسئولانی از جنبش فتح بیانیه هایی در حمایت از سازمان مجاهدین خلق صادر کرده اند. با وجود چنین پیشینه ای، عملکرد دفتر محمود عباس در خصوص اطلاع رسانی از دیدار وی با مریم رجوی می تواند به این شائبه دامن بزند که وی با توجه به جایگاهی که نه به عنوان عضو قدیمی جنبش فتح، بلکه به عنوان رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی دارد، شاید نه با طیب خاطر که با رودربایستی و احتمالا با ترغیب و تشویق دیگران با مریم رجوی دیدار کرده است. اما ترغیب و فشار از جانب که؟
‘می دانم چه می خواهی اما جواب نمی دهم’

نشانه ای برای رسیدن به این پاسخ را شاید بتوان در رفتار مشابه هفت نماینده مجلس مصر دید که آنها هم در گردهمایی سه هفته پیش مجاهدین خلق در پاریس حضور یافتند. پس از بازگشت این نمایندگان به مصر، یکی از آنان به نام یحیی عیسوی به روزنامه الیوم السابع (روز هفتم) گفت که سلیمان وهدان، نایب رئیس دوم مجلس مصر در گردهمایی مجاهدین سخنرانی هم کرده، اما پس از آن دیگر با وجود پافشاری پی در پی من حاضر نشد به هیچ وجه سخنی در باب حضور خود و همکارانش در این گردهمایی بگوید. در دو دیدار حضوری نسبتا طولانی حتی وقتی از او خواستم درباره حضورش در همایش مبارزه با تروریسم در پاریس که ارتباطی هم با گردهمایی مجاهدین خلق داشت مقابل دوربین سخن بگوید، به من گفت می دانم چه می خواهی از من بپرسی و جوابت را نخواهم داد.

دیگر نمایندگان مصری شرکت کننده در گردهمایی مجاهدین خلق نیز یا در دسترس قرار نگرفتند یا حاضر نشدند سخنی درباره حضورشان در گردهمایی بگویند. یکی از آنان حتی نام مریم رجوی را هم بدرستی به خاطر نداشت که می تواند حاکی از این باشد که چه بسا او اطلاعات چندانی درباره سازمان مجاهدین خلق ندارد. پرسش اینجاست که چرا یک قانونگذار بدون شناخت دقیق از سازمانی که گردهمایی ای را برپا کرده، در این گردهمایی که علنی برگزار و پوشش گسترده رسانه ای به آن داده شده است شرکت می کند، اما سپس حاضر نیست درباره انگیزه خود از این حضور سخنی بگوید؟ اینجا نیز گمانه ترغیب، تشویق و نفوذ احتمالی دیگران خودنمایی می کند.
مریم رجوی و شاهنامه فردوسی

مجاهدین خلق هر ساله در ویلپنت در حومه شمالی پاریس گردهمایی برگزار می کنند و شماری از سیاستمداران غیرایرانی حامی آنان نیز در این گردهمایی حضور می یابند، اما آنچه گردهمایی امسال را برجسته کرد و در توجه رسانه ها قرار داد، شرکت و سخنرانی امیر ترکی بن فیصل در آن بود.
Image copyright Getty
Image caption مریم رجوی در گردهمایی “مقاومت ایران” در پاریس

سه هفته پیش که این گردهمایی برگزار شد، برخی از ناظران بر این باور بودند که حضور امیر ترکی نمی توانسته بدون هماهنگی دربار و دولت سعودی باشد و آن را نشانه ای از این دانستند که اوج گیری تنش با ایران، سعودیها را به فکر سرمایه گذاری روی سازمان مجاهدین خلق انداخته که هنوز سازمانیافته ترین گروه مخالف نظام حاکم بر ایران است.

در مقابل پاره ای دیگر از ناظران معتقد بودند که امیر ترکی هم اکنون هیچ سمت رسمی در عربستان سعودی ندارد و با توجه به تنوع و حتی گاه، اختلاف میان مواضع سیاسی اعضای خاندان بزرگ و پرشمار سلطنتی سعودی، حضور او در گردهمایی مجاهدین خلق و این را که به مریم رجوی گفته است: «تلاشهای تو و شوهر مرحومت برای رهایی مردمتان همچون شاهنامه [فردوسی] در حافظه تاریخ ثبت خواهد شد»، نباید به پای دولت و دربار سعودی نوشت و فراتر از ظرفیت و جایگاه شخصی او دید.

اما اکنون و پس از گذشت سه هفته به نظر می رسد که نشانه های موجود بیشتر حاکی از این است که اگر اراده ای برای سرمایه گذاری سیاسی روی سازمان مجاهدین خلق در کار باشد، این اراده از منبعی فراتر از امیر ترکی بن فیصل سرچشمه می گیرد.
‘مهمترین خبر’

از جمله بارزترین این نشانه ها، پوشش گسترده ای بود که رسانه های عربی وابسته به نهادهای سعودی به گردهمایی مجاهدین خلق در پاریس دادند. الحیات و الشرق الاوسط، دو روزنامه بین المللی اصلی جهان عرب، با این گردهمایی به عنوان مهمترین خبری برخورد کردند که در روز شنبه نهم ژوئیه در جهان رخ داده،‌ گزارش این گردهمایی را در صدر اخبارشان در صفحه نخست نشاندند، شمار شرکت کنندگان گردهمایی را یکصد هزار نفر اعلام کردند و مریم رجوی را رهبر مخالفان جمهوری اسلامی خواندند.
Image copyright
Image caption رسانه‌های نزدیک به دولت عربستان سعودی پوششی گسترده به حضور امیر ترکی فیصل در گردهمایی مجاهدین خلق دادند

سلمان دوسری، سردبیر روزنامه الشرق الاوسط به من گفت که دلیل تصمیم او در قائل شدن چنین ارزش خبری برای گردهمایی مجاهدین خلق این بوده که آن را بزرگترین گردهمایی مخالفان حکومت ایران در خارج تاکنون دانسته و گردآوردن «جمعیت عظیم یکصدهزار نفری» از دید او حاکی از این است که مجاهدین خلق را نباید سازمانی عادی به حساب آورد. آقای دوسری همچنین گفت که پوشش گسترده روزنامه اش به این گردهمایی با مشورت با دو نفر از کارشناسان ایران صورت گرفته است که با این روزنامه همکاری می کنند. وی نامی از این دو «کارشناس ایران» نبرد اما در تماسی که با امیر طاهری، روزنامه نگار باسابقه ایرانی گرفتم که سالهاست ستون ثابتی در روزنامه الشرق الاوسط دارد، وی گفت که در این خصوص هیچ مشورتی با او نشده است.

تلویزیون العربیه نیز که سرمایه گذار سعودی دارد همچون الحیات و الشرق الاوسط به گردهمایی مجاهدین خلق پوششی گسترده داد و شمار دیگری از رسانه های عربی نیز همسو با این رسانه های پرمخاطب عمل کردند تا آنجا که حتی گمانه هماهنگی میان این رسانه ها را به ذهن متبادر می کرد.

اگر این پوشش رسانه ای احیانا با هماهنگی صورت گرفته باشد، برنامه ریزی آن فراتر از جایگاه و امکانات امیر ترکی بن فیصل به نظر می رسد که سهمی در مالکیت و اداره و نقشی در سیاستگذاری این رسانه ها ندارد. همین تحلیل در مورد گمانه ترغیب، تشویق یا اعمال نفوذ برای انجام گرفتن دیداری میان مریم رجوی و محمود عباس و همچنین حضور هفت قانونگذار مصری در گردهمایی مجاهدین خلق نیز می تواند صدق کند.

در شرایطی که رابطه دو کشور چنین تیره است و مسئولان لشکری و کشوری ایران دائما و به تندی علیه عربستان سعودی سخن می‌گویند، طبیعی به نظر می رسد که عربستان سعودی هم که توان مالی و نفوذ سیاسی بسیار بیشتری از ایران دارد، روی گروههای مخالف نظام حاکم بر ایران سرمایه گذاری کند. اما سئوال اینجاست که سیاستگذاران سعودی با چه تحلیل و شناختی از سازمان مجاهدین خلق به اندیشه حمایت از آن افتاده اند؟

No responses yet

Jul 12 2016

آخرین اخبار در مورد سرنوشت مسعود رجوی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه: دو روز پس از آنکه ترکی الفیصل، رییس پیشین سازمان اطلاعات عربستان، از رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران به عنوان “مرحوم مسعود رجوی” یاد کرد، این سازمان هنوز واکنش روشنی در تأئید یا تکذیب این خبر از خود نشان نداده است. سخنگوی سازمان مجاهدین خلق ایران در اظهاراتی کلی تنها گفته است که ادعای یکی از بانفوذترین شخصیت های سیاسی عربستان مورد “سوءتعبیر” قرار گرفته است.

بعد از اشغال عراق توسط آمریکا در سال ۲۰۰۳، رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران، مسعود رجوی، در هیچ سخنرانی علنی شرکت نکرد و هیچ تصویر به روزی نیز از او انتشار نیافت. این غیبت چندین ساله با سکوت خود سازمان مجاهدین خلق ایران به حدس ها و شایعات بسیاری در مورد سرنوشت رهبر سازمان مجاهدین خلق دامن زد. با این حال، اگر ادعای یک مقام نظامی آمریکایی، سرهنگ “وسلی مارتین”، مسئول حفاظت از سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق پس از اشغال این کشور در سال ۲۰۰۳ را ملاک قرار دهیم، مسعود رجوی در یک حملۀ نظامی زخمی شده و در اکتبر سال ۲۰۱۵/آبان سال ۱۳۹۴ نیز در فرانسه بوده است.

سرهنگ “وسلی مارتین” که از حامیان سیاسی سازمان مجاهدین خلق ایران نیز هست و در نشست های بین المللی و علنی این سازمان نیز به همین عنوان شرکت می کند، در هفتم اکتبر سال ۲۰۱۵ در پاسخ به سئوال یکی از اعضای کمیتۀ نیروهای مسلح سنای آمریکا دربارۀ سرنوشت رهبر سازمان مجاهدین خلق ایران گفت : “مسعود رجوی در جریان یک حمله زخمی شد و اکنون در فرانسه به سر می برد و به همراه مریم رجوی هدایت سازمان مجاهدین خلق ایران را برعهده دارد.”

در این نشست سناتور “جو منشن”، از اعضای کمیتۀ نیروهای مسلح سنای آمریکا، می پرسد : “چه اتفاقی برای رهبر سازمان مجاهدین خلق افتاده است؟ می دانم که مریم رجوی اکنون رهبر این سازمان است. اما، چه اتفاقی برای شوهر او، مسعود، افتاده است؟ از سال ۲۰۰۳ هیچکس از او خبری ندارد. آیا کسی می داند چه بر سر او آمده است؟”

در پاسخ به این سئوالات گفتگوی کوتاهی میان سناتور “جو منشن” و مسئول حفاظت از اعضای سازمان مجاهدین خلق ایران در عراق، سرهنگ “وسلی مارتین”، در می گیرد که در زیر می خوانیم :
“- سرهنگ “وسلی مارتین” : آقای سناتور، مسعود رجوی در یک حمله زخمی شد.
-سناتور “جو منشن” : آیا زنده است؟ آیا او هنوز زنده است؟
-سرهنگ “وسلی مارتین” : بر اساس اطلاعاتی که دارم، بله، او زنده است.
-سناتور “جو منشن” : آیا او در اردوگاه لیبرتی در عراق است؟
-سرهنگ “وسلی مارتین” : خیر قربان.
-سناتور “جو منشن” : آیا او در ایالات متحد آمریکا است؟
-سرهنگ “وسلی مارتین” : خیر قربان.
-سناتور “جو منشن” : بالاخره او یک جایی باید باشد.
-سرهنگ “وسلی مارتین” : بر اساس اطلاعاتی که به دست آورده ام او در فرانسه است.
-سناتور “جو منشن” : آیا او دیگر رهبر سازمان مجاهدین خلق نیست؟
-سرهنگ “وسلی مارتین” : او هنوز در کنار مریم رجوی رهبری سازمان مجاهدین خلق را مشترکاً برعهده دارد.”
به این ترتیب، آنچه با استناد به اظهارات صریح مقام مطلع نظامی آمریکا می توان گفت، این است که مسعود رجوی پس از زخمی شدن در عراق به فرانسه منتقل شده و دست کم تا اکتبر/آبان ماه سال گذشته در این کشور بوده است.
محمدرضا روحانی، حقوقدان و عضو سابق شورای ملی مقاومت ایران، در گفتگو با رادیو بین المللی فرانسه می گوید : “آنچه قطعی است این است که آخرین پیام مسعود رجوی در هفتم آبان ماه ۹۴ شفاهی بوده و بعد از آن تاریخ مسعود رجوی دیگر حتا پیام شفاهی هم نفرستاده است.”

محمدرضا روحانی ویژگی بارز سازمان مجاهدین خلق ایران را عدم پایبندی این سازمان به شفافیت به ویژه در مورد سرنوشت و وضعیت رهبر آن، مسعود رجوی، می داند و می گوید : “در همان جلسۀ روز شنبۀ سازمان مجاهدین در “بورژه” که آقای ترکی الفیصل از مسعود رجوی تحت عنوان “مرحوم مسعود رجوی” یاد کرد، دیگر سخنرانان جلسه طوری صحبت کردند که انگار مسعود رجوی زنده است. البته، من امیدوارم که مسعود رجوی زنده باشد. زیرا، مشکلاتی که ایرانیان درون این سازمان دارند، به ویژه مشکل مربوط به حیات و زندگی آنان با حضور مسعود رجوی احتمالاً بهتر حل می شود. مسعود رجوی این قدرت را دارد که در مورد خروج اعضا و هواداران این سازمان از عراق تصمیم عملی بگیرد.”

محمدرضا روحانی می گوید که هیچکس از درون سازمان مجاهدین خلق ایران اطلاع ندارد و هیچکس هم نمی داند چرا سازمان مجاهدین به روشنی و به طور شفاف نمی گوید که آیا مسعود رجوی زنده است یا نه. این سازمان، به گفتۀ محمدرضا روحانی، طی سال ها حیات سیاسی اش استعداد و امکان پنهانکاری های شدید را حتا در میان اعضای خود به دست آورده است، به طوری که اعضای پیشین شورای ملی مقاومت ایران از جمله خود او که در چند متری سکونتگاه خانم مریم رجوی زندگی می کردند نمی دانستند که در درون تشکیلات سازمان مجاهدین چه می گذرد.

محمدرضا روحانی سپس می گوید : “من خودم شخصاً نمی دانم که اظهارات آقای ترکی الفیصل را باید به عنوان خبر در نظر بگیریم یا به عنوان شایعه. البته وقتی که آقای ترکی الفیصل می گوید “مرحوم مسعود رجوی” برای من همین گزاره یک خبر است. ترکی الفیصل هم آدم کمی نیست. او تحصیلات عالیه اش را در آمریکا انجام داده و سال ها مشاغل مهمی” از جمله ریاست سازمان اطلاعات عربستان را برعهده داشته است. خلاصه اینکه، به گفتۀ محمدرضا روحانی، ترکی الفیصل “آدمی است مجرب”، با اطلاع و باصطلاح دنیا دیده که بی حساب و کتاب کلمات و جملات را بر زبان نمی آورد. محمدرضا روحانی می گوید که به گمان او ترکی الفیصل “از سر مسامحه خبر فوت مسعود رجوی را اعلام نکرده، بلکه باصطلاح از دستش در رفته است.” دلیلش هم واضح است : “سازمان مجاهدین نمی توانسته از ترکی الفیصل بخواهد که متن سخنرانی اش را قبل از خوانده شدن به این سازمان نشان بدهد.”

اما در واکنش به سخن این شاهزادۀ سعودی در مورد سرنوشت رهبر سازمان مجاهدین، این سازمان، به گمان محمدرضا روحانی، تنها ابهام بیشتری ایجاد کرده است. زیرا، سخنگوی سازمان مجاهدین خلق ایران گفته است که سخن آقای ترکی الفیصل “سوءتعبیر شده است”. یعنی اینکه سخنگوی سازمان مجاهدین “حاضر نشده بگوید که بالاخره خبر فوت آقای مسعود رجوی درست است یا غلط.” عضو پیشین شورای ملی مقاومت ایران سپس می افزاید : “آنچه قطعی است این است که آخرین پیام مسعود رجوی در هفتم آبان ماه ۹۴ شفاهی بوده است و بعد از آن تاریخ هم مسعود رجوی دیگر حتا پیام شفاهی هم نفرستاده است.”

محمدرضا روحانی می افزاید که به نظر او آنچه اکنون در “اُور-سور-اُواز” (مقر سازمان مجاهدین در حومۀ شهر پاریس) می گذرد، این است که “چگونه خبر ترکی الفیصل دربارۀ مسعود رجوی را هدایت کنند، چرا که این خبر تاثیرات بسیار جدی بر بدنه و پایه های سازمان مجاهدین خلق ایران می گذارد.”

در پایان محمدرضا روحانی می گوید : “بنابراین، اولاً من امیدوارم که مسعود رجوی زنده باشد چون او مشکلاتی را که خودش ایجاد کرده و یا ایجاد شده اند راحتتر می تواند حل کند. و ثانیاً حتا اگر مسعود رجوی فوت کرده باشد امیدوارم جانشینان او به فکر حل همین مشکلات از جمله حل مشکل رهبری سازمان مجاهدین باشند.” محمدرضا روحانی ابراز امیدواری کرده است که سازمان مجاهدین خلق در پی رهبری نباشد که همانند مسعود رجوی همواره و به تنهایی دربارۀ جزیی ترین امور این سازمان تصمیم گرفته است و ثانیاً این سازمان بتواند همانند گذشته خود را به جامعۀ ایران وصل کند.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .