اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'نازیلا معروفیان'

Sep 09 2023

اختصاصی؛ تماس نازیلا معروفیان با خانواده؛ منبع آگاه: در «اعتصاب غذای خشک» است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

صدای آمریکا: یک منبع نزدیک به نازیلا معروفیان به صدای آمریکا گفت که این روزنامه‌نگار زندانی در هشتمین روز از «اعتصاب غذای خشک حالش خیلی بد است» و نگرانی خانواده درباره سلامت او افزایش یافته است.

به گفته این منبع مطلع، نازیلا معروفیان یک هفته پس از بازداشت، تماس کوتاهی با خانواده داشته و «حالش بد بوده» است.

نازیلا معروفیان، روزنامه‌نگاری که هشتم شهریور با حمله نیروهای جمهوری اسلامی به خانه‌اش به همراه ضرب و جرح برای چندمین بار بازداشت شد، روز چهارشنبه در پیامی صوتی از زندان اوین فاش کرد «در شرایطی که بدترین حال ممکن» را داشته، به او «تعرض» شده است.

این روزنامه‌نگار در هفتمین روز از اعتصاب غذای خود، با اشاره به همه زنانی که در «کلانتری‌ها، بازداشتگاه وزرا، دادسراها» مورد «خشونت فیزیکی» قرار می‌گیرند، گفت این اعتصاب غذا علاوه بر اعتراض به وضعیت خودش، «برای تمامی زنانی است که در ایران دارند به سختی زندگی می‌کنند.»

دوازدهم شهریور نیز یک منبع نزدیک به این زندانی سیاسی به صدای آمریکا گفته بود که خانواده معروفیان «تحت فشار» قرار دارند و خواستار آن شده بود که رسانه‌ها صدای آنها باشند.

به گفته این منبع آگاه، «هفت مأمور» با شکستن در، این روزنامه‌نگار را «در حال خواب» با «همان لباس خواب» و با «ضرب و شتم» از خانه برده‌اند.

این فرد نزدیک به نازیلا معروفیان به صدای آمریکا گفت: «می‌خواهند هر طور بشود این بچه را از بین ببرند، ولی تو را به خدا شما رسانه‌ای کنید و نگذارید. امیدوارم صدای ما باشید چرا که واقعا تحت فشاریم.»

به گفته او، مادر و پدر نازیلا معروفیان که برای پیگیری وضعیت او در بازداشت از سقز به تهران رفته و روز یک‌شنبه به دادگاه مراجعه کرده بودند، به طور اتفاقی این روزنامه‌نگار زندانی را در دادگاه دیده‌اند که هرچند «از نظر روحی خوب» بوده، اما «از نظر بدنی» وضعیت وخیمی داشته است.

‌نازیلا معروفیان، روزنامه‌نگار اهل سقز و ساکن تهران، نخستین بار سال گذشته پس از گفت‌وگو با امجد امینی، پدر مهسا امینی، بازداشت شد.

او چهارشنبه هشتم شهریور برای چندمین بار با یورش مأموران جمهوری اسلامی به خانه‌اش با ضرب و جرح بازداشت شد.

بر اساس گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز درباره آزادی رسانه‌ها که ١٣ اردیبهشت ۱۴۰۲ منتشر شد، ایران در میان ۱۸۰ کشور جهان در جایگاه ۱۷۷ قرار گرفته است.

فدراسیون بین‌المللی روزنامه‌نگاران ضمن به روز‌رسانی فهرست روزنامه‌نگاران زندانی در ایران بار دیگر تأکید کرد که روزنامه‌نگاری جرم نیست و جمهوری اسلامی باید همه خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای زندانی را آزاد کند.

وزارت امور خارجه آمریکا خواهان آزادی روزنامه‌نگاران ایرانی شده که پس از کشته شدن مهسا امینی و در ارتباط با پوشش خبری آن، «به ناحق» در ایران بازداشت شده‌اند.

No responses yet

Sep 04 2023

آثار کبودی بر تن نازیلا معروفیان؛ منبع آگاه به صدای آمریکا: نگذارید او را از بین ببرند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱

صدای آمریکا: به گفته منبع نزدیک به نازیلا معروفیان، آثار کبودی بر تن این روزنامه‌نگار بازداشت‌شده مشهود است

یک منبع نزدیک به خانواده نازیلا معروفیان در گفت‌وگو با بخش فارسی صدای آمریکا با اعلام «اعتصاب غذای خشک» این روزنامه‌نگار بازداشت‌شده، تأکید کرد که خانواده او «تحت فشار» است و خواستار آن شد که رسانه‌ها صدای آنها باشند.

منبع مطلع روز یک‌شنبه ۱۲ شهریور به صدای آمریکا گفت که مقامات قضایی جمهوری اسلامی برای پرونده قبلی نازیلا معروفیان را به «یک سال حبس و ۱۵ میلیون تومان جریمه نقدی» محکوم کرده‌اند.

به گفته او، چهارشنبه هشتم شهریور، «هفت مأمور» با شکستن در، این روزنامه‌نگار را «در حال خواب» با «همان لباس خواب» و با «ضرب و شتم» از خانه برده‌اند.

این فرد نزدیک به نازیلا معروفیان به صدای آمریکا گفت: «می‌خواهند هر طور بشود این بچه را از بین ببرند، ولی تو را به خدا شما رسانه‌ای کنید و نگذارید. امیدوارم صدای ما باشید چرا که واقعا تحت فشاریم.»

به گفته او، مادر و پدر نازیلا معروفیان که برای پیگیری وضعیت او در بازداشت از سقز به تهران رفته و روز یک‌شنبه به دادگاه مراجعه کرده بودند، به طور اتفاقی این روزنامه‌نگار زندانی را در دادگاه دیده‌اند که هرچند «از نظر روحی خوب» بوده، اما «از نظر بدنی» وضعیت او وخیم بوده است.

به گفته منبع نزدیک به خانواده، مقامات اطلاعاتی با این روزنامه‌نگار پس از آن که «از داخل اتوبوس» با خانواده‌اش در سقز تماس گرفته و گفته عازم رفتن به خانه والدینش است، «تماس گرفته و گفته‌اند حق ندارد از تهران خارج شود» چرا که «پروسه دستگیری» در جریان بوده است.

پس از آن، نازیلا معروفیان روز چهارشنبه هشتم شهریور برای چندمین بار در خانه‌اش در تهران بازداشت شده است.

منبع آگاه به صدای آمریکا گفت: «چهارشنبه ریخته‌اند خانه‌اش با هفت مأمور، در ورودی پارکینگ را شکسته‌اند و او را در حال خواب بیرون آورده‌اند و با همان لباس خواب برده‌اند.»

به گفته فرد نزدیک به نازیلا معروفیان، «به هر که می‌گوییم و هر اداره‌ای می‌رویم، می‌گویند کار ما نبوده، ما نمی‌دانیم که بوده» و وقتی از مقامات پرسیده می‌شود «پس چطوری سر اوین درآورده؟ می‌گویند کار ما نبوده» است.

منبع نزدیک به نازیلا معروفیان تأکید کرد که والدین این روزنامه‌نگار بازداشت‌شده، «اعتراض کرده» و حتی «مادرش روسری‌اش را برداشته» و گفته است «مگر بچه ما چه کار کرده؟ برای یک روسری؟»

او با تأکید بر این که «هر کجای دنیا بود این روزنامه‌نگار تشویق می‌شد» می‌گوید: «ولی شوربختانه ما جایی افتاده‌ایم که بچه‌های نخبه را در زندان می‌اندازند.»

منبع مطلع با بیان این که نازیلا معروفیان «پنج روز است اعتصاب غذای خشک» کرده و خانواده معروفیان «تحت فشار زیادی» قرار دارند، گفت که پدر و مادر این روزنامه‌نگار بازداشت‌شده «سردرگم در تهران» می‌گردند و می‌گویند «خیلی به ما سخت می‌گذرد و بر ما فشار آورده‌اند و نمی‌دانیم چه از جان ما می‌خواهند.»

این منبع نزدیک به نازیلا معروفیان با تأکید بر این که «در عصر حجر هم این کارها را با مردم نمی‌کردند»، درباره وضعیت او به صدای آمریکا می‌گوید که «ضرب و شتم شدید» شده، او را «کشیده‌اند روی زمین، بدون کفش و لباس» و در حالت «چهار دست و پا از ساختمان بیرون آورده‌اند.»

او همچنین تأکید کرد که پدر و مادر نازیلا در دادگاه مشاهده کرده‌اند که «بدنش کبود شده» است.

به گفته او، مقامات قضایی «خیلی به او فشار آورده‌اند» تا «اعتصاب را بشکند، اما گفته نمی‌شکنم تا ببینم دلایل بازداشت من چیست؟»

او اضافه می‌کند: «هیچ اتهامی نمی‌توانند به او وارد کنند چرا که جرمی نکرده» و پدر و مادر نازیلا معروفیان در دادگاه پرسیده‌اند «اتهامش چیست، جز این که بازگوی جامعه بوده است؟ چه کار کرده که با توهین و افترا» او را دوباره بازداشت کرده‌اید؟

این فرد نزدیک به نازیلا معروفیان به صدای آمریکا گفت که «هفته گذشته هم وقتی با مادرش به کلانتری مراجعه کرده، بدترین برخورد را با او کرده‌اند و تا یازده و نیم شب نگه داشته‌اند و بعد به زندان قرچک برده بودند و قرچک تحویل نگرفته بود و گفته بود یک خبرنگار سیاسی را چطوری تحویل بگیریم داخل بند معتادها؟» اما «با نامه دادستانی اوین گفته‌اند تحویل بگیرید.»

روز چهارشنبه هشتم شهریور، خبرگزاری تسنیم، نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، گزارش داد که این خبرنگار با حکم دادسرای ارشاد به اتهام «ترویج اباحه‌گری» بازداشت شده است.

نازیلا معروفیان، روزنامه‌نگار، نخستین بار پس از مصاحبه با امجد امینی، در پی کشته شدن دخترش مهسا امینی، بازداشت شد.

در آستانه سالگرد کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، فشار بر فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران، زندانیان سیاسی، و خانواده‌های دادخواه افزایش یافته است.

پیش‌تر، حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، اعتراضات نیمه دوم سال ۱۴۰۱ را «قوی‌ترین پیکار» علیه جمهوری اسلامی دانسته و نسبت به تکرار آن هشدار داده است.

شاهزاده رضا پهلوی نیز در گفت‌وگو با بخش فارسی صدای آمریکا گفته «خیابان سنگر ما است» و «باید آن را نگه داشت تا زمان تغییر رژیم فرا برسد.»

متیو میلر، سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده، پیشتر در پاسخ به پرسش خبرنگار بخش فارسی صدای آمریکا گفت که جمهوری اسلامی از اعتراضات اخیر عبرت نگرفته است.

پیش تر نیز جان کربی، هماهنگ‌کننده ارتباطات راهبردی شورای امنیت ملی کاخ سفید گفته بود: «پس از کشته شدن مهسا امینی و اعتراضات مردمی؛ مردم ایران حالا باید بتوانند برای خودشان تصمیم بگیرند و زنان پوشش خودشان را انتخاب کنند.»

No responses yet

Oct 21 2022

گفتگوی امجد امینی با مستقل؛ پدر مهسا امینی: دروغ می‌گویند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سانسور,سیاسی,قیام پائیز ۱۴۰۱


مستقل: من از معاون پزشکی قانونی خواهش کردم که اجازه بده دخترم را ببینم اما اجازه نداد به او گفتم تو سوگند خوردی که حقیقت را بگویی در مورد دختر من هم حقیقت را بنویس. اما جواب معاون پزشکی قانون به من این بود «من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم به تو هم هیچ ربطی ندارد!» شما ببیند وقتی پزشکی قانونی اینگونه با من صحبت می‌کند من چگونه الان اظهاراتش را تایید یا قبول کنم؟

امیرحسین مصلی- نازیلا معروفیان
 
به گزارش سرویس سیاسی مستقل؛ چهل روز از درگذشت «مهسا امینی» می‌گذرد. دختر جوان اهل سقز که برای تفریح به همراه خانواده‌اش به تهران سفر کرده بود و با آنکه حجاب متعارفی داشته اما توسط گشت ارشاد بازداشت شد و پیکر نیمه جانش را در بیمارستان تحویل پدر و مادرش دادند.
در این مدت خشم افکار عمومی بخاطر شبهاتی که درباره چرایی فوت او مطرح است، منجر به سلسله اعتراضاتی در شهرهای مختلف کشور شد.
با این حال بجای عذرخواهی مسئول مستقیم این اتفاق، در آغازین روزها، جهت دلجویی از احساسات جریحه‌دار شده مردم، هرگونه بد رفتاری فیزیکی با مهسا را رد کرد و اخیرا نیز پزشکی قانونی دلیل مرگ او را بیماری پیش زمینه‌ای و عمل جراحی در دوران کودکی‌اش معرفی کرده است. 
حتی اگر برخورد فیزیکی با مهسا امینی صورت نگرفته باشد، باز هم مسئولیت سلامت و جان باختن افراد بازداشتی با نیروی انتظامی است و طبق قانون مجازات اسلامی ترساندن منجر به فوت افراد نیز قتل عمد محسوب می‌شود و دیه دارد؛ با این همه اصرار مسئولان مربوطه و رسانه‌هایی چون صداوسیما در این ماجرا بیش از آنکه برای اقناع افکار عمومی باشد با پاسخ به این چرایی‌ها مانند آنکه مگر حجاب این دختر جوان چه اشکالی داشته که باید بازداشت شود؟ پدر داغدار این دختر جوان را مقصر به وجود آمدن فضای ملتهب در جامعه، معرفی می‌کنند چون معتقدند که در گفتار او با رسانه‌ها و نهادهای امنیتی مانند فیلمی که اخبار ۲۰:۳۰ پخش کرد، تناقض‌هایی درباره بیماری زمینه‌ای فرزندش وجود داشته است.
به این بهانه خبرنگار روزنامه مستقل گفت‌وگویی چالشی با «امجد امینی» پدر مهسا امینی داشته تا دلیل این موضوع را که چرا به گفته مسئولان در ابتدای این ماجرا سابقه بیماری دخترش را در گفت‌وگو با رسانه‌ها کتمان کرده، جویا شویم و از واکنش ایشان به بیانیه پزشکی قانونی بپرسیم تا مخاطبان در جریان آخرین جزئیات این پرونده قرار بگیرند:

 

 آقای امینی! در بیانیه پزشکی قانونی آمده است که مهسا مورد ضرب و شتم قرار نگرفته و از طرفی به عمل جراحی او اشاره شده است، شما قبلا گفته بودید که مهسا هیچ بیماری خاصی ندارد؛ به نحوی‌که صرفا سرما خورده است چرا از روز اول نگفتید که دختر شما قبلا مورد عمل جراحی قرار گرفته بوده؟

دختر من در سن 7 سالگی عمل شد و آن عمل اصلا عمل مهمی نبود تا منجر به مرگ او پس از 16 سال شود. حتی دکتری که مهسا را عمل کرده بود هم گفت مرگ مهسا هیچ ارتباطی به عمل ۱۶ سال پیش او ندارد. این مرگ به دلیل ضربه به سر یا اتفاقی شبیه به این است. یک غده کیستی در پشت پلک سمت چپ چشم مهسا بوده که با عمل آن را بیرون کشیدند. 16 سال پیش دختر من عمل شد، عملی که بسیار ساده بود آنقدر که اصلا اهمیتی نداشت. از بعد آن عمل دختر من سابقه بیماری، جراحی یا بستری شدن را هم ندارد. برخی به عمد دروغ‌هایی درست می‌کنند که بنده به عنوان پدر مهسا تحت هیچ شرایطی نمی‌توانم آن را بپذیرم.

 

 عمل 16 سال پیش مهسا چه عملی بوده و دقیقا کدام قسمت از بدن او عمل شده است؛ پزشکان در تلویزیون گفته‌اند بخشی از سر او عمل شده است آیا سر یا بالای چشم او عمل شده است؟

دختر من 16 سال پیش یک کیست کوچک در پشت پلک چشم سمت چپش داشته که حتی پزشکش به من اعلام کرد که بسیاری از کسانیکه این کیست را دارند، بدون عمل جراحی هم می‌توانند به زندگی خود ادامه دهند فقط شاید در دراز مدت چشم چپشان دچار مشکل دید شود؛ به جهت اطمینان پشت پلک چشم دخترم را عمل کردیم، همین. ما تا یکسال هم جهت چکاپ نزد پزشک می‌رفتیم که در نهایت دکترش گفت مهسا هیچ مشکلی ندارد و نیازی نیست دیگر او را به تهران بیاورید. باز هم تاکید می‌کنم که همه اظهاراتی که در خصوص عدم سلامت دختر من بیان می‌کنند صد در صد دروغ است. تمامی فیلم‌هایی که به من نشان دادند، سانسورشده بود. یک فیلمی در وزرا به من نشان دادند که در آن وقتی مهسا از هوش می‌رود، مامور زن گشت ارشاد او را روی زمین می‌کشد و کشان کشان دخترم را به اتاق می‌برد یعنی حتی به خودشان زحمت ندادند که دختر من را بلند کنند بلکه او را روی زمین می‌کشیدند! من خودم با چشمانم دیدم که خون بسیار زیادی از چشم، گوش و گردن آمده بود؛ سمت چپ بدن مهسا سیاه و کبود شده بود! سوال من این است که اگر دختر من به مرگ طبیعی مرده است چرا آثار ضرب و شتم و کبودی بر روی بدن او وجود داشت؟ من بارها این سوالم را مطرح کردم که تا به الان هیچ جوابی به من ندادند.

 

 آقای امینی! مثل اینکه شما قبل از مهسا، فرزند دیگری داشتید که فوت شده است، آیا این قضیه صحت دارد؟ برخی می‌گویند فرزند اول شما هم غده داشته است!

کاملا دروغ است؛ بله بنده یک فرزند پسر قبل از مسها داشتم که قبل از دو سالگی به دلیل «تشنج» فوت کرد اما اینکه او بیماری خاصی داشت، اصلا صحت ندارد. ماموران گشت ارشاد حتی به خودشان زحمت نداده بودند که یک نفر را همراه دختر من به بیمارستان بفرستند، تا به ما خبر دهند! پرستاران بیمارستان می‌گفتند هیچکس همراه مهسا نبود و آمبولانس هم گفته بود که این دختر را از خیابان پیدا کردیم! اگر برادرش نبود ما نمی‌توانستیم دخترم را پیدا کنیم. پزشکان بیمارستان می‌گفتند اگر فقط ده دقیقه زودتر مهسا را به بیمارستان می‌آوردند احتمال زنده ماندنش بالا می‌رفت. جالب است دختر من همان لحظه اول فوت کرده بود اما آن‌ها الکی سه روز به ما امید دادند و گفتند که زنده است! 

 

برخی ادعا می‌کنند که بیماری مهسا ارثی بوده و در خانواده سابقه داشته است!

خیر؛ بنده قویا این اظهارات را تکذیب می‌کنم. چرا من، همسرم و پسرم هیچ مشکلی نداریم؟ اصلا مهسا هم بیماری خاصی نداشته فقط یک کیست کوچک پشت پلکش داشته که جراحی کردیم و تمام شد. اینکه می‌گویند او تومور مغزی داشته کاملا دروغ است.

 

دکتر شیروانی، جراحی که مهسا را 16 سال پیش عمل کرده بود طی اظهاراتی گفته است که عمل مهسا بسیار عمل سختی بوده است، نظر شما در این باره چیست چون گفته‌های ایشان دقیقا خلاف اظهارات شماست!

 

تا جایی که می‌دانم دکتر شیروانی همواره گفته‌اند که اصلا عمل مهمی نبوده و حتی چند پزشک معتمدی که در جلسه دادگاه حضور داشتند هم این گفته را تایید کرده و تاکید داشتند که مرگ او هیچ ر بطی به عمل 16 سال پیشش ندارد. 

 

پس دلیل اظهارات دکتر شیروانی در صداوسیما چیست؟

دلیلش برای من واضح است! زیرا آقایان حتی من و برادر همسرمم را هم تهدید کردند که شما باید بیایید با صداوسیما مصاحبه کنید!

 

بحثی که الان وجود دارد این است که نهادهای امنیتی اعلام کرده‌اند که فایل صوتی‌ای از شما دارند که طبق آن شما به پزشکان گفته‌اید که مهسا قبلا عمل شده است که به دلیل حفظ حریم شخصی تا الان آن را منتشر نکرده اند، در این خصوص نظر شما چیست؟

دروغ می‌گویند؛ من چنین حرفی را به هیچکس نگفته‌ام.

 

آقای امینی! شما قبلا به مجلس برای رسیدگی به پرونده مهسا، دعوت شده بودید اما حاضر به حضور در آنجا نشدید؛ دلیلش چه بود؟

اصلا دلیلی نداشت که من به مجلس بروم. بنده در دایره جنایی شکایت خود را مطرح کردم و از همان جا هم پرونده دخترم را پیگیری می‌کنم. من می‌دانستم که رفتن من به مجلس هیچ نتیجه‌ای ندارد به همین دلیل تصمیم گرفتم که به آنجا نروم.

 

دلیل برگزاری جلسه دادگاه بدون حضور شما چه بوده است؟

قرار بود چند روز قبل از روز دادگاه به من اطلاع دهند که من هم با پزشکان و وکلا هماهنگی‌های لازم را انجام دهم اما آقایان دقیقا روز پنجشنبه حوالی ساعت ۲۰ شب با من تماس گرفتند و فقط گفتند که شنبه به دادگاه بیا بدون اینکه حتی ساعت مشخصی به من بدهند؛ من اصلا نتوانستم هیچ هماهنگی‌ای انجام دهم چون اصلا وقتی نبود.

 

 آقای امینی! مثل اینکه وقتی شما به پزشک قانونی می‌روید به شما گفته‌اند که جلسه ۴ ساعت پیش آغاز شده، آیا این قضیه را تایید می‌کنید؟

ما را نزدیک به یک ساعت منتظر گذاشتند وقتی وارد جلسه شدیم متوجه شدیم که جلسه بدون اطلاع ما چندین ساعت زودتر شروع شده بود.

 

باتوجه به گزارش دو روز گذشته پزشکی قانونی و تکذیب ضرب و شتم مهسا توسط پلیس گشت ارشاد، قدم بعدی شما برای رسیدن به مطالباتتان چیست؟

فعلا مشخص نیست اما بنده به هیچ عنوان نظر پزشکی قانونی را قبول ندارم. من روزی که خواستم جنازه را از پزشکی قانونی تحویل بگیرم، اجازه ندادند من دخترم را ببینم؛ حتی یکی از پزشکان پزشکی قانونی با من درگیر شد. من از معاون پزشکی قانونی خواهش کردم که اجازه بده دخترم را ببینم اما اجازه نداد به او گفتم تو سوگند خوردی که حقیقت را بگویی در مورد دختر من هم حقیقت را بنویس. اما جواب معاون پزشکی قانون به من این بود «من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد را می‌نویسم به تو هم هیچ ربطی ندارد!» شما ببیند وقتی پزشکی قانونی اینگونه با من صحبت می‌کند من چگونه الان اظهاراتش را تایید یا قبول کنم؟ من به هیچ وجه اظهارات و گزارشات پزشکی قانونی را نه قبول میکنم نه تایید. 

 

دقیقا چه زمانی به شما گفتند که هر چه دلمان بخواهد می‌نویسیم؟

وقتی جنازه را به سمت کالبد شکافی بردند این حرف را زدند! حتی من از آن پزشک عکس گرفتم و به دادستانی نشان دادم.

 

با این اتفاقات حرکت بعدی شما برای مطالبه علت مرگ دخترتان چیست؟

اصلا مشخص نیست. فعلا وکلا درخواست تشکیل یک جلسه دیگر را داده‌اند تا هم آن‌ها هم پزشکان نظر خودشان را اعلام کنند؛ البته هنوز به درخواست ما هیچ جوابی به ما ندادند. از همان روز اول و با توجه به برخوردهایی که با من داشتند مشخص بود که این‌ها نمی‌خواهند به این پرونده رسیدگی کنند. بنده کاملا انتظار دروغ گفتن آن‌ها را داشتم مگر پس از 9 روز جنازه خانم نیکا شاکرمی را تحویل خانواده‌اش ندادند؟ فقط می‌خواهند لاپوشانی کنند؛ اما بنده به عنوان پدر مهسا به هیچ عنوان نمی‌توانم نظر پزشکی قانونی را قبول کنم. 

 

الان پزشکان معتمدی که مورد تایید شما هستند، تایید کرده‌اند که عمل ۱۶ سال پیش مهسا هیچ ربطی به مرگش نداشته است؟

همه پزشکان به ویژه دکتری که ۱۶ سال پیش مهسا را عمل کرده است، تایید کرده‌اند که مرگ مهسا هیچگونه ارتباطی به جراحی سالهای پیش او ندارد. تا زمانی که 10 پزشک معتمد ما نظر خودشان را مطرح نکنند بنده به هیچ عنوان گزارش پزشکی قانونی را قبول ندارم.

 

آقای امینی! بر چه اساسی می‌گویید که نظر پزشکی قانونی را قبول ندارید؟

دلیل از این محکم‌تر که معاون پزشکی قانونی به من می‌گوید که من هر چه دلم بخواهد، هر چه به صلاح مملکت باشد می‌نویسم و به تو هیچ ارتباطی ندارد؟! حتی آقایان با نیروی انتظامی سقز تماس گرفته‌اند و آن‌ها به همسایه‌های ما گفته‌اند که شما بگویید که مهسا امینی مقابل بیمارستان کسری در تهران خودکشی کرده است!

 

شما پیشتر تقاضای دریافت فیلم دوربین‌های داخل ون را داشتید، بالاخره داستان به کجا رسید؟ 

دخترخاله مهسا در حضور مرجع قضایی شهادت داد که مامور گشت ارشاد به او گفته است که نزدیک ون نیاید چون اگر تصویر او هم ضبط شود مجبور می‌شوند او را هم بازداشت کنند. اگر واقعا دوربینی بر لباس یا در داخل ون وجود نداشته چرا چنین دروغی را به دختر خاله اش گفتند؟! از سویی دیگر، وقتی درخواست بررسی دوربین‌های داخل ون را کردم به من گفتند در همان حین شارژ دوربین‌ها تمام شده بود و دوربین نتوانسته لحظاتی که مهسا داخل ون بوده است را ضبط کند. شواهد نشان می‌دهد اتفاقا در داخل ون دوربین وجود داشته و تمام دقایقی که دختر من داخل ان ماشین بوده، ضبط شده است. به گفته چند دختری که در داخل ون همراه مهسا بودند و به بیمارستان آمده بودند، مهسا به ماموران گفته بود که خواهش می‌کنم من را ول کنید، من اینجا غریب هستم برادرم سنش کم است گم می‌شود اجازه دهید من بروم که در همان حین ماموران گشت ارشاد شروع به کتک زدن مهسا در داخل ون کردند.

دخترانی که داخل ون بودند توانستند در دادگاه شهادت دهند؟

دادگاه به ما گفت که آن چند دختر را احضار کرده است اما براساس اولین برخوردی که من با آن دختران داشتم متوجه شدم که آن‌ها بسیار می‌ترسیدند که اگر بیایند شهادت دهند مشکل امنیتی برایشان پیش بیاید و متاسفانه اجازه ندادند که بنده اسمی از آن‌ها ببرم.

آقای امینی! آیا صداوسیما تا به الان برای مصاحبه با شما تماس گرفته است؟

این را هم بگویم صداوسیمای جمهوری اسلامی آخرین رسانه‌ای بود که با من تماس گرفت که من صراحتا به آن‌ها گفتم که تحت هیچ شرایطی با صداوسیما مصاحبه نمی‌کنم؛ بعد سه هفته به من زنگ زدند و انتظار داشتند حرف بزنم! به آن‌ها گفتم اصلا چه دلیلی دارد با شماها مصاحبه کنم؟

 

صداوسیما از شما می‌خواست چه بگویید؟

اصلا اجازه حرف زدن به صداوسیما را ندادم تا بخواهند درخواستی داشته باشند.

No responses yet

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .