اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'خیانت' Category

Oct 05 2025

خاطرات مشترک “عرفان قانعی‌فرد” و “پرویز ثابتی”، و انتخاب بین “هندوانه” و “شکنجه” رضا علامه‌زاده

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تقلب,خیانت,سیاسی,فساد

گویانیوز: گرچه عرقان قانعی‌فرد پیش از انتشار کتابِ “در دامگه حادثه” که گفتگوی طولانی او با “پرویز ثابتی” چهره‌ی شناخته شده‌ی ساواک است، کتاب‌های دیگری هم در زمینه مسائل سیاسی سرهم بندی کرده بود اما این کتاب “در دامگه حادثه” بود که پای او را به شکلی وسیع به رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور باز کرد و این فرصت را برایش فراهم آورد تا خود را با عنوان دهان‌پُرکنِ “پژوهشگر تاریخ معاصر” به ایرانیان معرفی کند.
حالا دو باره چندی است این جوان جویای نام با عنوان دهان‌پُرکن‌ترِ “پژوهشگر مرکز ضد تروریسم در واشینگتن” سر و کله‌اش در رسانه‌های فارسی‌زبان که بر خلاف رسانه‌های دنیای آزاد کمترین تعهدی به راست‌گوئی و دفاع از ارزش‌های جهان‌شمول بشری ندارند، پیدا شده و خیلی وقیحانه‌تر از کاری که در کتاب پرحجمِ کم محتوایش “در دامگه حادثه” کرده بود داد سخن می‌دهد و دیگر تنها به حاشای وجود شکنجه در ساواک کفایت نکرده بلکه به‌صراحت از لزوم کاربرد آن دفاع می‌کند.
او در گفتگوی اخیرش با شبکه‌ی “ایران اینترنشنال” که به مناسبت خبر مربوط به استرداد یک مامور ساواک از کانادا به ایران انجام گرفته چند بار از “دوران درخشان ساواک” یاد می‌کند؛ دوره‌ای که به گفته او حتی خلخالی و خامنه‌ای هم در زندان‌هایش یک سیلی نخوردند. او در همین گفتگو در واکنش به این که بالاخره در ساواک شکنجه وجود داشت یا نه، چون وکیلی زیرک از شکنجه دفاع می‌کند: “وقتی یک گروه تروریستی می‌خواد در آب تهران سم بریزه… به این شخص باید هندوانه تعارف کرد؟ چکار باید کرد با این تروریست؟ ” مجری برنامه هم به او نمی‌گوید که در کشور آمریکا که شما زندگی می‌کنید و در انگلستان که تلویزیون ایران اینترنشنال خانه دارد دستگاه مبارزه با تروریسم خود را ناچار نمی‌داند برای اعتراف‌گیری از متهم بین “هندوانه” و “شکنجه” یکی را انتخاب کند.

این یک اصل پذیرفته شده‌ی بشر امروز است که شکنجه در هر شکل و به هر بهانه نسبت به هر کس حتی یک تروریست و جانی شناخته شده کاری است مذموم و غیرقابل دفاع و بی‌تردید نالازم. ما اگر آرزومندِ داشتن ایرانی مبتی به دموکراسی و حقوق بشر هستیم نمی‌توانیم مدافع شکنجه در هیچ رژیمی باشیم جدا از این که آن رژیم را در کلیت‌اش می‌پسندیم یا رد می‌کنیم.
حالا او در مطلبی کشدار و بی‌در و پیکر که در “گویا نیوز” منتشر کرده برای فردی که “آن مرد” می‌نامدش و کسی نیست جز همان پرویز ثابتی مقام امنیتی ساواک، سنگ تمام می‌گذارد و از او یک عارف دلسوخته‌ی وطن می‌سازد که در ماه هاى پایانى حکومت پهلوى هیچکس او را درک نکرد حتی ولینعمتش محمدرضا شاه!
در وقت انتشار کتاب “در دامگه حادثه”، من در نقدی بر آن با عنوان “آن خِشت بود که پُر توان زد” این کتاب را “خاطرات مشترک پرویز ثابتی و عرفان قانعی فرد” نامیده بودم و حالا با خواندن مطلب تازه‌اش در گویانیوز که می‌خواسته مقدمه‌ای بر همان کتاب باشد، برایم مسجل شد که در این نامگذاری اشتباه نکرده بودم.

خاطراتِ مشترکِ “پرویز ثابتی” و “عرفان قانعی‌فرد”!

کتاب پرحجم “در دامگه حادثه” با این پرسش قانعی‌فرد آغاز می‌شود: “در یکی از سندهای آرشیو مرکز اسناد انگلستان دیدم که شما را فردی ناسیونالیست (یا ملی‌گرا) و طرفدار ملی شدن صنعت نفت معرفی می‌کند. “
و پاسخ ثابتی این است: “بله!، صحیح است من شاید تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱ طرفدار مصدق بودم. آن وقت من دانش آموز کلاس نهم بودم اما سال‌های بعد از آن موضع برگشتم. آن موقع خود شاه هم طرفدار ملی شدن صنعت نفت بود. “
ثابتی در آن وقت نوجوانی شانزده ساله بود و نقشی در تب و تاب زمانه نداشت. ولی این باعث نمی‌شود که پرسشگر تا نزدیک به چهل صفحه پس از آن پرسش، در جزئیات نظرات ثانتی نسبت به مصدق و صدیقی و بازرگان و دیگر ملی‌گرایان ایران وارد نشود. پرسشگر که همواره دکتر مصدق را “مصدق‌السطنه” می‌نامد هرچه می‌تواند برای سیاه کردن چهره مصدق تلاش می‌کند. به این اظهار نظر پرسشگر نگاه کنید که به جای پرسش طرح می‌شود:
“مورخان احترام خاصی را که برای سیاست قوام‌السطنه دارند برای مصدق‌السطنه قائل نیستند و او را بیشتر یک عوام‌فریب می‌شناسند و طرفداران متعصب او را هم به هوچی‌گری متهم می‌کنند. “
و پاسخ دلخواهش را این‌گونه می‌گیرد:
“بر خلاف ادعاهای طرفداران مصدق، من او را دیکتاتوری عوام‌فریب می‌دانم. ” (ص ۲۹)
از این جالب تر زیرنویس‌های همین بده و بستان کوتاه است که نزدیک به یک صفحه با خط ریز ادامه دارد و در آن برای روشن کردن اتهام عوام‌فریبی مصدق چندین اتهام دیگر هم به او زده می‌شود!
حالا که به زیرنویس اشاره کردم باید بدانید که بیش از نیمی از کتاب به زیرنویس‌ها اختصاص دارد که گاهی کل یک مقاله‌ی بسیار بلند را که از اینترنت برداشته شده شامل می‌شود.
یک نمونه: زیرنویس ۱، از صفحه ۴۶ که تا صفحه ۵۵ ادامه می‌یابد! این زیرنویس که از سایت “خبر آنلاین” در ایران نقل شده، در توضیح حرف ثابتی که می‌گوید مصدق “هر کجا قانون را سد راه خود می‌دیده آن را نادیده گرفته و پایمال کرده است” آورده شده، یعنی پرسشگر ده صفحه شاهد برای اثبات حرف پرسش شونده آورده تا جای شک باقی نگذارد!
علاوه بر شاهد آوردن از مصدق‌ستیزان حکومتی، که تا دلتان بخواهد در این سه‌دهه‌ی اخیر مطلب علیه او نوشته‌اند، پرسشگر از مقامات رژیم شاه هم تا می‌تواند علیه مصدق شهادت‌نامه می‌آورد. یکی از آن‌ها اردشیر زاهدی است که هرگاه نقل قول از او در متن جا نیافتاده، در زیرنویس از آن بهره برده است!
همانطور که نوشتم، پرسشگر تا صفحه ۶۴ فقط به “مصدق‌السطنه” و دور و بری‌هایش پرداخته و تازه در اینجاست که اولین پرسش مرتبط با مقام این “مقام امنیتی” را طرح می‌کند: “چه عاملی موجب شد که از دانشکده حقوق دانشگاه تهران به جای رفتن به دادگستری و امور قضائی، سر از ساواک در آوردید؟ “
اما ثابتی در نزدیک به یک صفحه توضیح، پاسخ پرسش را به روشنی نمی‌دهد و فقط می‌گوید که به کار سیاسی علاقمند بوده و “موقعی که فرصت استخدام در ساواک پیش آمد، فکر می‌کردم که این راه میان‌بر برای ورود به کار سیاسی است و در ساواک از همان ماه‌های اول ورود، مسئول بخش بررسی‌های سیاسی در امنیت داخلی شدم. “
پرسشگر نمی‌پرسد که چگونه برای کار سیاسی کردن به عضویت در ساواک اندیشیدید؛ چگونه و از چه طریق این فرصت پیش آمد؛ مگر ساواک بانک یا اداره فرهنگ بود که به راحتی وارد آن شوید؛ چطور بلافاصله به مقام بالائی رسیدید و مسئول یک بخش مهم شدید…؟
در عوض حرف را می‌گرداند و از کودتای عبدالکریم قاسم و سرنگونی سلطنت در عراق می‌پرسد، و موضوع چگونگی ورود ثابتی به ساواک فراموش می‌شود!
تا آنجا که خوانده‌ام، به اشکال مختلف نام کسانى که گرایشات ملى داشتند و کم یا زیاد در میان مردم همچنان حرمت دارند برده مى‌شود و به هر کدام برچسبى زده مى‌شود، نه تنها از سوى ثابتى که ابدا عجیب نیست، که از سوى قانعى فرد. این تکه‌هاى کوتاه شده از گفتگوى آنان را که به اعتصاب آموزگاران و کشته شدن دکتر خانعلى مربوط است بخوانید تا ببینید چرا این کتاب را خاطرات مشترک این دو نفر نامیده‌ام:
ثابتى:… اعتصاب معلمین را آمریکائى‌ها راه انداختند…
قانعى‌فرد: قابل حدس است…
ثابتى: روز ۱۲ اربیهشت ماه ۱۳۴۰ بود.
قانعى فرد: دقیقا! همان روز سه شنبه که ۲ مى ۱۹۶۱ مى شود و ۳-۴ ماهى از رئیس جمهور شدن کندى در آمریکا مى گذرد…
ثابتى: بله! روزى که ابوالحسن خانعلى کشته شد و بعدش روز تشییع جنازه او، در روز بعد، ماشین‌هاى مستشارى آمریکا پشت سر این جنازه مشایعت مى‌کردند…
قانعى فرد در توضیح نام خانعلى در زیر نویس، بدون اینکه به سند یا نوشته‌اى ارجاع دهد از خودش نوشته: خانعلى… به ضرب گلوله افراد ناشناس کشته شد.
این ادعا از دهان ثابتى ابدا برایم عجیب نمى‌بود اما آیا قانعى‌فرد اصلا نشنیده است که سرگرد شهرستانى رئیىس کلانترى دو، در بهارستان، به اتهام این قتل بازداشت شد؟ گرچه به سزاى عملش نرسید.
او در رقابت با ثابتى در تحریف تاریخ و خدشه‌دار کردن چهره‌ى مخالفان شاه گاهى بسیار از او سبقت مى‌گیرد. یک نمونه آشکار:
قانعى فرد: البته برخى از تحلیل‌گران معتقدند که مهدى بازرگان توسط آمریکا تحریک شده بود که بیاید و نهضت آزادى را تشکیل دهد.
ثابتى: تصور نمى‌کنم نهضت آزادى به تشویق و تحریک آمریکائى‌ها بوجود آمد. (ص ۹۱)
نمونه دیگر از لجن‌مال کردن دیگران:
ثابتى: براستى آزموده [دادستان دادگاه مصدق] افسرى پاک و شجاع بود. اما محمد درخشش همه کارهایش با هوچى‌بازى بود.
قانعى‌فرد در توضیح نظر او در زیرنویس از یک ساواکى دیگر شاهد مى‌آورد و مى نویسد: “یکى از مقامات ساواک در گفتگو با راقم این سطور گفت درخشش انسانى شارلاتان و هوچى بود و غرورى کاذب و تو خالى داشت” (ص ۹۸)
قانعی‌فرد با این کار ادعای ثابتی را دو میخه کند! و در صفحه دیگر دو باره یک پاس دقیق به ثابتی مى‌دهد ولى وجدان (!) آقاى ثابتى اجازه نمى‌دهد در هافساید شوت بزند:
قانعى فرد: فرمودید خیلى از اعتراض‌ها و تظاهرات را آمریکایى‌ها فراهم مى‌کردند.
ثابتى: در مورد اعتصاب معلمین گفتم که آن‌ها دخالت داشتند!

زیرنویسِ “قانعى فرد”، یا متن “ثابتى”!

کسانى که برنامه “افق” که در ۷ فوریه ۲۰۱۲ از صداى آمریکا پخش شد را دیده‌اند باید بحث طولانى ثابتى در مورد زیرنویس‌هاى کتابِ ” در دامگه حادثه” را که هنوز از چاپ در نیامده بود به خاطر بیاورند. او در گفتگو با “سیامک دهقان‌پور”، مجرى برنامه، به تفصیل و با ذکر نمونه از محتواى زیرنویس‌ها ابراز برائت کرد و برخى را نامرتبت به متن نامید، و به صراحت گفت که فقط مسئول آنچه در متن آمده، هست. عرفان قانعى‌فرد، پرسشگر و تدوین کننده‌ی کتاب هم در آغاز سخنش، در همان برنامه به تفصیل از دلائل لزوم زیرنویس‌ها گفت و از جمله به منظور “بر حذر داشتن از روایت یک طرفه” تاکید ورزید. این بحث غیر طبیعى در مورد زیرنویس کتابى که هنوز منتشر نشده بود از سوى هر دو طرف گفتگو، باید در ذهن بسیارى از تماشاگران مانده باشد. حالا که کتاب را مى‌خوانم تازه معناى آن بحث را مى‌فهمم. از این رو در این بخش از نوشته‌ام به این مقوله مى‌پردازم.
در بخش اول نوشته‌ام نمونه‌هائى از دو میخه کردن نظرات ثابتى در مورد مخالفین شاه آوردم تا نشان دهم براى کوبیدن آنان همسوئى غریبى میان متن و زیرنویس وجود دارد. مثلا در مورد مصدق و ملی‌گراهای دیگر مسئله‌ی “حذر کردن از روایت یک طرفه” رنگ می‌بازد و زیرنویس در هماهنگی کامل با متن قرار می‌گیرد.
اما حالا نمونه‌هائى برایتان مى‌آورم که چگونه زیرنویس، متن را به حاشیه مى‌راند. ثابتى در توجیه برخورد ساواک با خمینى در جریان منجر به درگیرى‌هاى ۱۵ خرداد ۴۲ مى‌گوید “بعد از تحریم عید نوروز به وسیله خمینى و حادثه مدرسه فیضیه قم، فعالیت‌هاى مخالفین تا خرداد شدت یافت که محرم فرارسید و آن‌ها با استفاده از ماه محرم بر حملات و انتقادات از دولت افزودند. خمینى در سخنرانى‌ها حملات به شاه و دولت را به حد اعلا رسانید. ” ص ۱۳۰
همین جمله آخر ثابتى موجب مى‌شود که تدوین کننده تمام نطق کوبنده‌ى خمینى را از اول تا آخر از مرجعى که اسم نمى‌برد (صحیفه نور، لابد) رونویس کند که بیش از دو صفحه از کتاب را با خط ریز بگیرد، که اگر با خط مشابه متن نوشته مى‌شد بر ۵ صفحه بالغ مى شد!
این شیوه بارها، وقتى اسمى از خمینى مى آید تکرار شده. در ص ۱۴۶ ثابتى با اشاره به مصونیت مستشاران آمریکائى مى‌گوید: “بیش از هفت ماه از آزادى [خمینى] از زندان نگذشته بود که دوباره رفت مسجد اعظم و شروع کرد علیه شاه و مملکت حرف زدن که شما دارید مملکت را مى‌فروشید. “
در اینجا قانعى‌فرد خواننده را یک بار دیگر به زیرنویسى به بلندى زیرنویس قبلى مى‌‌برد و نطق کامل خمینى علیه کاپیتولاسیون را، باز هم بدون ذکر ماخذ (صحیفه نور؟)، تمام و کمال مى‌آورد. حالا فکر نکنید هر وقت ثابتى در متن به خمینى اشاره مى‌کند قانعى‌فرد در زیرنویس حرف‌هایش را کامل مى‌کند تا خواننده‌ى جستجوگر ناچار نباشد جاى دیگرى به دنبال آن بگردد.
نه، ابدا اینطور نیست. ثابتى در صفحه ۱۷۰ در باره کار تبلیغاتى علیه خمینى مى‌گوید: “در سال ۱۳۵۳ ما ترتیبى دادیم که کتاب توضیح‌المسائل او که حاوى مطالب مسخره‌اى از قبیل احکام شرعى در باره روابط جنسى با حیوانات و مرغ و خروس بود را تجدید چاپ و توزیع شود. ” قانعى فرد در این مورد لزومى نمى‌بیند راه خواننده را کوتاه کند و دستکم یک نمونه از این احکام را از توضیح‌المسائل خمینى در زیرنویس بیاورد. و این در حالى است که زیرنویس هاى کتاب پر است از اسناد ساواک و شهریانى در مورد سرسختى مبارزاتى خمینى از آغاز تا انجام (نگاه کنید به زیرنویس ۳ صفحه ۱۴۳و زیرنویس ۳ صفحه ۱۴۸، تنها به عنوان نمونه).
حکایتِ زیرنویس در این کتاب حکایتى خواندنى است. من در میانه‌ى راه متوجه شدم که اگر از بیکارى مى‌مردم حاضر نبودم بخش‌هائى از خاطرات افرادى مثل ناطق نورى را در دفاع از هاشمى رفسنجانى در مورد اسلحه‌اى که حسنعلى منصور با آن کشته شد بخوانم! ولى قانعى‌فرد مرا به بهانه‌ى خاطرات ثابتى، به خواندن آن چرندیات طولانى، آن هم برگرفته از “سایت خبرى عماریون” وادار کرد!
قانعى‌فرد که در مصاحبه‌ى یاد شده در صدای آمریکا گفته بود برخى از زیرنویس‌ها براى احتراز از روایت یک طرفه ضرورت داشت گمان کنم اشاره‌اش به زیرنویس شماره ۳ در صفحه ۱۷۸ باشد که باز هم نزدیک به دو صفحه با خط ریز است و از کتاب “خاطرات آیت الله فلسفى” از “مرکز اسناد اسلامى” نقل شده است. در متن گفتگو با ثابتی در صفحات پیش از آن، ثابتى ماجراى در تله انداختن فلسفى را که حتى ملایان هم به فساد اخلاق او وقوف کامل داشتند به تفصیل تعریف مى‌کند که چگونه ساواک خانم زیبا و لوندى را بر سر راه او مى‌گذارد و زن به بهانه‌ی سئوال شرعى داشتن، به فلسفى مراجعه مى‌کند و مى‌گوید چون همسرش همیشه در سفر است از نظر جنسى کمبود دارد، و بالاخره فلسفى را به خانه مى‌کشاند و از همبسترى‌اشان فیلم مى‌گیرند. بعد وقتى فلسفى دوباره بر منبر شلتاق مى‌کند تیمسار نصیرى عکس‌ها را (با ترفندی که بیان کاملش به درازا می‌کشد) نشانِ او مى‌دهد، اما فلسفى با وقاحت کامل مى‌گوید او را صیغه کرده بوده است! و وقتى تیمسار مى‌گوید “صیغه دیگر غیر قانونى است. فلسفى گفت از نظر شرع و مذهب شیعه، صیغه مجاز است. ” ص ۱۷۷
این مختصرى بود از حرف‌هاى ثابتى در مورد فلسفى. قانعى‌فرد براى پرهیز از “روایت یک طرفه”، دو برابر آن را به رونویسى ورسیونِ آقاى فلسفى اختصاص داده است که در آن آشکار مى‌شود که چگونه ساواک عکس او را با زنى فاحشه مونتاژ کرده تا صداى حق طلب او را خاموش کند. فلسفی در آخر هم ادعا می‌کند که “پخش آن عکس نه تنها به شخصیت من ضربه نزد بلکه بر عکس عوارضى پیدا کرد که دستگاه را از عمل خود پشیمان نمود. “
اشتیاق تدوین کننده کتاب به زیرنویس به حدى است که در صفحه ۱۹۲ وقتى ثابتى از مصاحبه تلویزیونى‌اش در مورد ترور “تیمور بختیار” در عراق حرف مى‌زند، قانعى فرد ما را به یک زیرنویس دو صفحه‌اى، باز هم با خط ریز، رهنمون می‌شود که مربوط به همکارى “شاپور بختیار” با عراقى‌ها در حمله به ایران در سال پس از انقلاب است!!! آن هم برای اثبات نظر شاه که از زبان ثابتی این گونه بیان شده: “صدام حسین وابسته به انگلستان است. “
او به تفصیل در این زیرنویس نشان مى‌دهد که شاپور بختیار وابسته به عراق بود، و چندین سند از خیانت‌های او رو می‌کند تا وابستگی صدام به انگلیس را اثبات کند! قانعی‌فرد در همان برنامه “افق” هم در پاسخ برسش دهقان‌پور که در کتاب چه چیزى در مورد روابط روحانیون با سرویس‌های اطلاعاتی انگلیس و آمریکا آمده، تنها به اشاره‌ای به تماس آیت‌الله بهشتی با “سی آی ا” بسنده می‌کند و بلافاصله از قول “گری سیک” این واقعیت مسلم را که مدارکش منتشر شده، زیر سئوال می‌برد. در عوض صحبت را به خیانت‌هاى شاپور بختیار، از دوره مصدق تا حمله صدام به ایران می‌کشاند، و از اینکه مثل مصدق، دور بختیار هم یک هاله‌ی تقدس کشیده‌اند شکوه می‌کند! می‌گوئید نه؟ یک بار دیگر برنامه افق را در یوتیوب ببینید.
اگر زیرنویس مربوط به دو بختیار به دلیل تشابه اسمى “پُل زدنِ” زبانی تلقی شود، این دو زیرنویسى که بدان اشاره می‌کنم، و هر دو دنبال هم در یک صفحه آمده، نوع دیگرى از پل زدن را نشان مى‌دهد؛ نوعى که اهل کامپیوتر “کات و پیست” مى‌نامندش! منظورم زیرنویس شماره ۲ در صفحه ۲۴۱ است که چهار خط از پنج خطش “کات و پیست شده”ى زیرنویس قبلى همان صفحه است!
یک نمونه دیگر هم از “حذر کردن از روایت یک طرفه” بدهم و پرونده‌ى زیرنویس را ببندم. این نمونه البته نمونه‌ى معکوس است، یعنى ثابتى اعترافى کرده که قانعى‌فرد در آن تردید دارد!
ثابتى از ماجراى دستگیرى “داریوش اقبالى” مى‌گوید. او گرچه از یافتن تریاک در خانه داریوش یاد مى‌کند اما به صراحت مى گوید که به خاطر خواندن ترانه‌هاى انقلابى او را گرفتیم: [اشرف پهلوى] گفت حالا این داریوش چه کار کرده است. گفتم او تصنیف انقلابى مى خواند و مردم را تحریک مى کند. ” ص ۲۰۱
اما قانعى‌فرد در زیرنویس در توضیح نام داریوش مى‌نویسد: “… روزنامه اطلاعات هم عکسى از او منتشر مى‌کند که وى به جرم مواد مخدر دستگیر شده است. اما هوادارانش معتقدند که او به خاطر اجراى ترانه‌هاى سیاسى دستگیر شده بود”. در واقع ثابتی هم جزو هواداران داریوش بود که جواب پرسش اشرف را بدان گونه داد!
از خوانندگان این مطلب پوزش مى‌خواهم که به جاى برداختن به متن سخنان پرویز ثابتى، به زیرنویس قانعى‌فرد پرداختم. در بخش بعد به “نبود شکنجه در ساواک” و “دموکرات بودن شاه”، “تلاش نافرجام جزنی و یارانش برای فرار”، و “عدم رابطه‌ی ساواک با سیا و موساد” از زبان “مقام امنیتى” خواهم پرداخت!

“فاش می‌گویم” و از گفته‌ی خود دلشادم

شاید برای برخی از کسانی که با نام و مقام سازمانی پرویز ثابتی در ساواک آشنایند، و کمی از کارکرد خشونت در آن سازمان اطلاع دارند، آوردن شعر لطیفی از حافظ در اولین برگِ کتاب، و برگرفتنِ عنوان کتاب از بیتی از آن، کمی شگفت‌آور باشد.
“فاش می‌گویم و از گفته خود دلشادم / بنده ‌ی عشقم و از هر دو جهان آزادم
طایر گلشنِ قدسم، چه دهم شرح فراق / که درین دامگهِ حادثه چون افتادم”
در این بخش می‌خواهم کمی به “فاش‌گوئی”های کسی که “از هر دو جهان آزاد” است بپردازم. اول این را روشن کنم که برای سنجش “فاش‌گوئی” یا “پرده‌پوشی” آقای ثابتی در مصاحبه‌اش با آقای قانعی‌فرد، راهی جز این وجود ندارد که چند مورد آشکار و اثبات شده را تعیین کنیم و ببینیم ایشان چگونه آن موارد را بازگو کرده‌اند. چون سنجش صحت و سقم آنچه ایشان از گفتگوی بین خود و همقطارانش در ساواک یا مقامات بالای حکومتی در جلسات دربسته می‌گوید برای کسی، جز یکی از خودشان، کاری عملی نیست. و یا فساد در رژیم شاه چیزی نیست که قابل حاشا باشد و افشای آن از زبان ایشان چیزی به روشن کردن واقعیت‌ها بیافزاید. جدا از رو بودن آن در اوج قدر قدرتی شاه و نصیری و ثابتی، در همین سه دهه‌ اخیر، بسیاری از شخصیت‌های همان رژیم سابق، به روشنی از آن حرف زده‌اند و جای خالی برای پر کردن کسی باقی نگذاشته‌اند.
وقتی یک مامور بالای امنیتی پس از این همه سال آفتابی می‌شود و می‌خواهد “فاش‌گوئی” کند، خواننده انتظار دارد حرف‌های پشت پرده مانده‌ی امنیتی را از زبان او بشنود، نه تائید بر طشت‌های از بام افتاده‌ی فساد مالی و اخلاقی بلند پایگان رژیمش؛ آن هم تنها برای اثبات فساد ناپذیری خود، و ادعای مبارزه‌ی بی‌وقفه با آن‌ها!
یکی از مواردی که انتظار می‌رفت ایشان نه تنها حاشا نمی‌کرد بلکه از گوشه‌های پنهان مانده‌ی آن نیز سخن می‌گفت، موضوعِ استفاده از شکنجه در زندان‌های ساواک است. گمان نمی‌کنم هیچ نیازی به اثبات استفاده از شکنجه در زندان‌های ساواک وجود داشته باشد، گرچه بر سر میزان، شدت و ضعف، و حتی ضروری بودن یا نبودن آن، جای بحث همواره باز خواهد ماند.
حالا ببینیم “فاش‌گوئی” آقای ثابتی در مورد وجود شکنجه در ساواک به چه میزان است. مستقیم‌ترین پرسش در مورد شکنجه توسط آقای قانعی‌فرد به این صورت طرح می‌شود:
“برخی از چپ‌ها هم معتقدند که شما (ساواک) هم در زندان‌تان شکنجه بوده و حتی در ایام ریاست شما. ” ص ۳۰۱
پیش از پرداختن به پاسخ ثابتی، بیائید کمی در پرسش طرح شده باریک شویم. “برخی از چپ‌ها هم”، باید به این معنی باشد که علاوه بر دیگران، برخی از چپ‌ها هم بر وجود شکنجه تاکید کرده‌اند. اگر پرسشگر نخواهد مدعیان وجود شکنجه را به “برخی از چپ‌ها” تقلیل دهد باید بپذیرد که اکثر کسانی که طعم زندان را چشیده‌اند، از چپ و مذهبی و ملی و تروریست و سیاسی‌کار و سیاست‌باز و مبارز و خرابکار و وطن‌پرست و وطن‌فروش… به راست یا به دروغ، مدعی وجود شکنجه در زندان‌های ساواک بوده و هستند. و از این مهم‌تر، شکنجه در ساواک را نه “حتی در ایام ریاست” ایشان، که “بویژه در ایام ریاست ایشان” تجربه کرده‌اند.
سازمان‌های جهانی صلیب سرخ و عفو بین‌الملل نیز بر مبنای شواهد عینی و تحقیقات تفصیلی که در دوره خود شاه انجام شد، گیرم به منظور خوش‌خدمتی به آمریکا و انگلیس برای خالی کردن پشت اعلیحضرت، مدعی وجود شکنجه در ساواک در دوره مسئولیت آقای ثابتی بوده‌اند.
پاسخ آن پرسشِ پرسش برانگیز را آقای ثابتی این گونه می‌دهد: “من شکنجه را غیرقانونی می‌دانستم و در هر فرصتی که به دست می‌آوردم با آن برخورد می‌کردم که ممکن است بعد بیشتر در این باره توضیح دهم. ” ص ۳۰۲
پرسشگر خوشبختانه این بار کمی پیله می‌کند: “یک بار فرمودید که من تائید نمی‌کنم در آن ایام، شکنجه‌ای وجود داشته. واقعا پنهان‌کاری و کتمان می‌فرمائید؟ مثلا معتقدید که مذهبی‌ها را اصلا و ابدا شکنجه نکرده‌اید؟
و او در پاسخ، اوج “فاش‌گوئی”اش را به نمایش می‌گذارد: “حالا که شما اصرار دارید در باره شکنجه زندانیان بیشتر صحبت شود، بگذارید کمی در این باره به زمان‌های دورتر برویم و بعد برگردیم به دوره رژیم شاه، و نهایتا حکومت جمهوری اسلامی، که در آن شکنجه از همه ادوار تاریخ ایران وحشیانه تر بوده و می‌باشد. “
ثابتی سپس شروع می‌کند به بررسی تاریخ شکنجه، و در طول سیزده صفحه‌ی متوالی نشان می‌دهد که شکنجه “از دیرباز در بسیاری از نقاط جهان وجود داشته” است. بعد به شکنجه در دوران مشروطیت می‌پردازد، و سپس از به قدرت رسیدن رضا شاه می‌گوید که در دوره‌ی او برای اولین بار قوانینی وضع شد که در آن “توسل به شکنجه علیه زندانیان جرم محسوب” می‌شده است. بعدتر می‌رسد به شکنجه در دوران مصدق، و سیلی خوردن اردشیر زاهدی از غلامحسین صدیقی. و در نهایت به پس از ۲۸ مرداد، به دوره ریاست تیمور بختیار می‌پردازد که در آن دوره شکنجه فقط در مورد توده‌ای‌ها انجام می‌گرفته نه ملی‌گراها. در دوره پاکروان هم که شکنجه کلا ممنوع بوده. در دوره نصیری که دوره “فعالیت‌های چریکی و تروریستی” است هم شکنجه در کار نبوده، و اگر کسانی زخمی بر بدن یا سوختگی در پوست داشته‌اند خودشان خودشان را برای تمرینات چریکی مجروح کرده بودند، یا به دلیل حمله به بازجویان در بازجوئی و زد و خورد با آنان در طول بازجوئی زخمی می‌شده‌اند. و بالاخره باز هم تاکید می‌کند که:
“من همانطور که گفتم با شکنجه و هرگونه اقدام غیرقانونی مخالف بودم و تا آنجا که در توان داشتم از آن جلوگیری می‌کردم. خودم هیچگاه ندیده‌ام که فردی مورد شکنجه قرار گیرد ولی البته در این باره بسیار می‌شنیدم. “
در اینجا، تدوین کننده ما را به زیرنویسی می‌برد با این مضمون: “یکی از مقام‌های ساواک: با مطالعه پرونده‌های فردی (چریک‌های فدائی خلق و مجاهدین خلق و…) متوجه می‌شدید که هر کدام از نوعی توهم رفتاری و بیماری روانی رنج می‌برند و آنقدر در تکرار دروغ گرفتار شده‌اند که باورشان نمی‌شود واقعیت ماجرا چیز دیگری بود. مذهبی‌ها و اسلامی‌ها آنقدر دروغ و اغراق را در خاطرات و نوشته‌های اراجیف خود پس از انقلاب منتشر کرده‌اند که برای نسل شما جوانان، دیگر مشکل است پاک کردن و زدودن اوهام از واقعیات. ” ص ۳۰۷
و پس از این تائیدیه در زیرنویس، ثابتی “فاش‌گوئی”اش را این گونه ادامه می‌دهد:
“موقعی که از سرپرستان بازجوئی [در مورد ادعای شکنجه] سئوال می‌کردم غالبا جواب این بود که زندانی با مامورین به زد و خورد پرداخته و در نتیجه مجروح شده است و یا قبل از دستگیری به وسیله رفقای خود مورد شکنجه قرار گرفته است. “
و باز قانعی فرد ما را به زیرنویس راهنمائی می‌کند و حرف یک مقام ساواکی ناشناسی را در تائید حرف‌های ثابتی می‌آورد: “مامورین ما هم ممکن است کتک‌شان می‌زدند به خاطر زد و خورد، اما مال ما شکنجه محسوب می‌شد و مال آن‌ها مقاومت. “
باقیِ فاش‌گوئی‌ها، مربوط به شکنجه در رژیم جمهوری اسلامی پس از سرنگونی رژیم شاه است که این رژیم تازه، به حق این شانس را برای رژیم گذشته فراهم آورده است تا ثابتی پس از سه دهه رویش بشود از پرده بیرون بیاید تا “اسرار ساوک” را به شکلی که خواندید افشاء کند!
مورد دیگری که خواننده انتظار دارد از زبان ثابتی حقایقی را بشنود، ماجرای قتل نُه زندانی محکوم است که پس از سال‌ها تحمل زندان کشته شدند. این ماجرا هم پر سروصداتر از آن است که نیاز به تفصیل بیشتر از سوی من داشته باشد. خبر کشته شدن بیژن جزنی و ۸ زندانی محکوم دیگر در حین فرار، آن هم پس از یک ماه که از انتقالشان از زندان قصر و زندان‌های دیگر به زندان اوین می‌گذشت، دنیا را تکان داد. یکی از مامورین ساواک (تهرانی) که در این قتل دست داشت به صراحت و با ذکر جزئیات در دادگاهی در اوائل انقلاب به شرح ماجرا پرداخت.
روایتِ بالاترین مقام امنیتی ساواک، یعنی آقای ثابتی در این مورد، حتی یک کلام به آنچه در روز اعلام این جنایت در سی‌ام فروردین ۱۳۵۴ در روزنامه‌ها منتشر شد نمی‌افزاید. او اول از همه اعتراف همکارش در دادگاه انقلاب را به این طریق حاشا می‌کند:
“این شخص ظاهرا برای حفظ جان خود مطالبی را عنوان کرده و امید داشته از اعدام رهائی یابد ولی مسئولین رژیم جدید که از اظهارات او بهره‌برداری تبلیغاتی کرده بودند از بیم این که در صورت زنده ماندن از گفته خود پشیمان و آن را اعتراف زیر شکنجه بخواند، سریعا او را اعدام کردند. ” ص ۲۵۵
سپس از اینکه قسمت‌های مختلف ساواک در کار هم دخالت نمی‌کردند حرف می‌زند، و اینکه او اصلا در جریان این ماجرا نبوده، و فقط در شب حادثه سرهنگ وزیری به او زنگ زده و خبر تلاش برای فرار و کشته شدن زندانیان را به او داده است (چون ثابتی همان که در روزنامه‌ها منتشر شده بود را تکرار می‌کند از رونویسی‌اش معذورم!)
اما این استدلال ایشان را، چون بدیع است و دست کم برای من تازگی دارد، رونویس می‌کنم:
“چون کشته شده‌ها… سابقه فرار از زندان داشتند، سوءظن چندانی برای من ایجاد نکرد. اگر تیمسار نصیری در نظر داشته بیژن جزنی و یاران او کشته شوند، چه احتیاجی به صحنه سازی بوده است؟ “
بعد می‌گوید به قدر کافی مدرک داشتیم که نشان دهیم جزنی از زندان دستور قتل می‌داده و می‌شد او را به دادگاه فرستاد تا “محاکمه و اعدام شود و نیازی به صحنه سازی نباشد. ” ص ۲۵۸
پرسشگر نمی‌پرسد اگر این استدلال در مورد جزنی پذیرفتنی باشد تکلیف آن هشت نفر دیگر چه می‌شود!
از مورد شکنجه و کشتن نُه زندانی که بگذریم، برای نشان دادن میزان صداقت ثابتی در این کتاب، می‌توانم به روایت ایشان از پرونده‌ای که خودم در آن درگیر شدم بپردازم. من در خاطرات زندانم که همین یکی دو ماه پیش با عنوان “دستی در هنر، چشمی بر سیاست” منتشر شده به تفصیل به این پرونده پرداخته‌ام و در اینجا نیازی به بازگوئی آن نمی‌بینم. بنابراین تنها به نکاتی که برای همگان روشن است و جای تفسیر ندارد اشاره می‌کنم تا روایت ایشان را محک زده باشم.
پس از گذشت این همه سال، و رو شدن بسیاری از مسائل در مورد این پرونده، باز هم ثابتی همچنان بر روایت رسمی ساواک که در اولین روز اعلام دستگیری ما به روزنامه‌ها داده شد تاکید می‌ورزد. نه اسمی از مامور نفوذی خودشان، امیر حسین فطانت، می‌برد؛ نه از اینکه اسلحه‌های نمایش داده شده در دادگاه متعلق به خودشان بوده است. نه به شکنجه‌ی این گروه اشاره می‌کند و نه به اهدافِ پشت پرده‌ی بزرگ‌نمائی ساواک در این پرونده.
ثابتی حتی در دادن آمار محکوم شدگان به اعدام در این پرونده با بی‌دقتی حرف می‌زند:
“ما خیلی سعی کردیم از آن‌ها کسی اعدام نشود. از اینها ۶ نفر محکوم به اعدام شده بودند که ۴ نفر را توانستیم که عفوشان را بگیریم. ” در حالیکه محکومین به اعدام ۵ نفر بودند و سه نفر مشمول عفو شدند، که خودم هم یکی از آن سه نفر هستم.
حالا با این همه بی‌دقتی در پاسخ، آیا می‌توان ادعای ثابتی را باور کرد که می‌گوید:
“خسرو گلسرخی هم دادگاهش را سال‌ها بعد، از اینترنت دیدم که از مارکس و امام حسین صحبت کرد. “
برای این که کمی فضای نوشته‌ام را عوض کنم اجازه بدهید شما را به زیرنویس آقای قانعی‌فرد در مورد اسم “امام حسین” که گلسرخی در دفاعیه‌اش بر زبان می‌راند ارجاع دهم. قانعی‌فرد در چهار خط ریز، روز تولد و مرگ امام حسین، و اسامی و القاب و معانی فارسی آنان را برای ایرانیانی که اسم امام حسین را برای اولین بار است که می‌شوند آورده است. (ص ۲۸۹)
همین مرارت را هم برای کسانی که اسم “شمر” را نشنیده‌اند در صفحه ۳۱۸ به خود روا داشته است. در این صفحه ثابتی می‌گوید مقدم در یک جریان مربوط به دانشگاه “می‌خواست نصیری را جلو بیاندازد که نقش شمر ابن‌ذوالجوشن را بازی کند و او نقش امام حسین را داشته باشد. “
قانعی‌فرد در زیرنویس، این بار در ۵ خط ریز (!)، خواننده را از ایل و تبار شمر ابن‌ذوالجوشن، و نقش او در واقعه‌ی عاشورا و.. آگاه می‌کند تا مبادا کسی مفهوم مثال آقای ثابتی را به دستی درک نکند!

در دامگه کدام حادثه؟

در آخرین بخش از مرور و بررسی کتاب پر حجم “در دامگه حادثه” می‌خواهم سعی کنم بفهمم اشاره‌ی عنوان کتاب به کدام “حادثه” می‌تواند باشد. شاید منظور تدوین کننده از انتخاب این عنوان، “حادثه”ی مقام امنیتی شدن یک دانشجوی رشته حقوق دانشگاه تهران باشد؛ شاید هم “حادثه”ی انقلاب، که او را از دایره قدرت برای سه دهه به مخفیگاه فرستاد. بعید هم نیست اشاره‌اش به “حادثه”ی در دام انداختن ثابتی برای قبول پیشنهاد مصاحبه بوده باشد؛ کاری که بی‌تردید به سادگی از عهده هر تاریخ‌نگاری بر نمی‌آمد، و از این زاویه باید به قانعی‌فرد دست مریزاد گفت.
پاسخ به این پرسشِ ذهنی هر چه باشد، بخش قابل ملاحظه‌ای از کتاب به ابراز نظرات ثابتی به “حادثه” انقلاب، زمینه‌ها و تاکتیک‌های دو سوی “حادثه”، و در نهایت خروج ایشان از کشور، و سقوط پادشاهی اختصاص یافته است.
این قسمت از کتاب که بر ۲۵۰ صفحه بالغ می‌شود از زوایای مختلف قابل بررسی است که هر یک فرصت بسیاری می‌طلبد. من فقط به یک زاویه‌ی حساس آن، یعنی موضع آقای ثابتی در برخورد با “حادثه” انقلاب، می‌پردازم.
اگر بخواهم جملاتِ خود او را به شهادت بگیرم، ده‌ها صفحه هم برای نقل قول‌ها کفایت نمی‌کند. به ناچار به خلاصه می‌گویم که ثابتی تلاش می‌کند نشان دهد که از وقتی شاه تحت فشار کارتر موضع نرم‌تری نسبت به مخالفینش گرفت، و مخالفین هم با آگاهی به این نقطه ضعف بر شدت مخالفتشان به اشکال مختلف افزودند، این ثابتی بود که به شکل پیگیر و مداوم بر خطرات این سیاست تازه به رئیس ساواک، نخست وزیر، شاه و ملکه تاکید ورزید ولی شاه در اثر برخوردهای غلط ملکه و مقدم (آخرین رئیس ساواک) و آموزگار (نخست وزیر) و… به سیاست غلط مماشات با مخالفین ادامه داد و ساواک را از انجام وظیفه قانونی‌اش بازداشت. وگرنه با دستگیری ۱۵۰۰ نفر در زمان آموزگار، آسیاب به روال سابق برمی‌گشت.
“… [به آموزگار] گفتم: ما پاسخگو به محافل بین‌المللی نیستیم، ما باید پاسخگو به قانون مملکت باشیم… آموزگار گفت: این استدلال‌ها پذیرفتنی نیست و ما نمی‌توانیم به سیاست‌های گذشته برگردیم. ” صفحه ۴۱۶
“من مجددا با مقدم وارد بگومگو شدم و گفتم کارهائی را که اکنون اعلیحضرت دنبال می‌کنند و می‌بینم شما هم صد در صد صحیح می‌دانید نوعی انتحار است، و من آماده برای انتحار نیستم و نمی‌توانم کورکورانه دستور اجرا کنم. ” صفحه ۴۲۹
“[مقدم در سمینار روسای ساواک] گفت: ما سال‌ها به خواسته‌های مردم بی‌اعتنائی کرده و اعمال قدرت نموده‌ایم، و اکنون زمان آن فرا رسیده که به مردم احترام گذارده و اعتماد آن‌ها را جلب… کنیم. ” صفحه ۵۱۰
“… گفتم: من با این کارهائی که شما می‌کنید موافق نیستم! ولی الان شما رئیس سازمان شده‌اید و حقِ شماست،… و من هم ناچارم به دستورات شما عمل کنم. ” همان صفحه
اما علیرغم قولش به اجرای دستورات مافوق، از پاپوش‌دوزی برای رئیس خودش هم ابائی ندارد:
“… برای شاه پیغام فرستادم که مقدم با مخالفین رژیم همدردی نشان می‌دهد و ارتباطات مشکوک و مضر به مصالح ملی برقرار کرده، و باید از ساواک کنار گذاشته شود، که شاه گفته بود که مرا احضار و حرف‌هایم را خواهد شنید ولی به جای احضار از کار برکنار شدم! ” صفحه ۵۱۳
ثابتی در عین حال حواسش هست که دفاع از موضع تندروانه‌اش موجب نشود که مخالفینش او را غیردموکرات و موافق کاربُردِ زور بخوانند. لذا جابجا تاکید می‌کند که “معتقد به اصلاحاتی در ساختار سیاسی کشور و دادن آزادی‌های سیاسی بیشتر، ولی به صورت تدریجی و ابتدا به موافقین و سپس به مخالفین رژیم” بوده است. (ص ۴۲۸)
و در این اعتقاد جالب توجه‌اش، یعنی “دادن آزادی به موافقین رژیم”، نمونه‌های جالبی ذکر می‌کند که برخی بیشتر به جوک شبیه است:
“شهبانو مرا احضار کرد و گفت: شنیده‌ام شما در جلسات کمیسیون می‌گوئید اول به طرفداران رژیم آزادی بدهید بعد به مخالفین. کدام طرفدار رژیم آزادی ندارد؟ گفتم: خود من! آزادی بیان ندارم! ” صفحه ۳۴۹
در اواخر نخست وزیری آموزگار، و آمدن شریف امامی به جای او، ثابتی به تفصیل از تزلزل شاه و احتمال کناره گیری‌اش از سلطنت در گفتگوی با مقامات سخن می‌گوید، که برخی از نقل قول‌هایش برای درک تراژدی شاه، به عنوان یک پادشاه مستبد اما متزلزل، برای هنرمندانی که روزی بخواهند زندگی آخرین شاه ایران را در یک اثر هنری منعکس کنند، بسیار حائز اهمیت است.
“… [آموزگار] گفت: شاهنشاه از نمک‌ناشناسی مردم خسته شده‌اند و اگر وضع به این ترتیب ادامه یابد ممکن است ایشان اصولا این مردم را رها کنند و بروند! ” صفحه ۴۴۲
“… [ارتشبد فردوست] گفته بود: شاهنشاه همه این تحریکات را از ناحیه دول بزرگ می‌دانند و حتی تصمیم داشته‌اند که از سلطنت کناره‌گیری، و کشور را ترک گویند. ” صفحه ۴۴۳
“… [والاحضرت اشرف] گفته بود: شاه از حق ناشناسی این مردم خسته شده‌اند و ممکن است سلطنت را رها کرده و کشور را ترک کنند. ” همان صفحه
ثابتی از نگاه خود، تمام رخدادهای روزهای انقلاب را یکی یکی بر می‌شمرد و مخالفتش را با هر تصمیمی از سوی هر کسی که بوی انعطاف داشته اعلام می‌کند. او وقتی خبر احتمال موافقت شاه با آزادی هزار زندانی سیاسی را در دوره‌ی شریف امامی می‌شنود، در گزارشی می‌نویسد:
“آزادی زندانیان باقی مانده از زندان خیانت به کشور است و هر کس در این شرائط دنبال آزاد کردن کسانی باشد که دشمن قسم خورده رژیم هستند یا خائن است و یا عوامفریب… ” صفحه ۴۶۱

با شرمندگی باید بگویم که من، راقم این سطور، یکی از آن هزار نفر بودم!
ثابتی فقط چهار روز پس از آزادی من از زندان، در روز نهم آبان ۱۳۵۷، به دلائلی که خودش شرح می‌دهد و من به آن اشاره خواهم کرد کشور را به بهانه‌ی استفاده از مرخصی ترک می‌کند، و شاه و دستگاه رو به نابودی‌اش را تنها می‌گذارد.
“به هویدا گفتم:… من یک مرخصی طولانی در پیش دارم و به علاوه شنیده‌ام که شاه و شهبانو و شریف امامی و مقدم قصد دارند عده بیشتری از وزرا و مقامات و مسئولان سابق را بازداشت کنند که ارتشبد نصیری نیز جزو آن‌هاست و ممکن است که نام مرا نیز در لیست منظور نمایند، لذا هر چه زودتر عازم خارج خواهم شد. ” صفحه ۴۷۲
هویدا مدتی بعد، در دوره ازهاری دستگیر شد، و ثابتی می‌گوید وقتی در بازداشت ساواک بود برایش به خارج از کشور پیغام فرستاد که: “مبادا به وعده‌های شاه و مقدم اعتماد کرده و به کشور بازگردی. ” صفحه ۴۷۴
برای پایان دادن به این مرور نسبتا شتاب‌زده، که اگر جلوی خودم را نگیرم بیش از این‌ها می‌تواند وقت من و شما را بگیرد، یک پرسش و پاسخ کوتاه از صفحه ۴۹۹ را انتخاب کرده‌ام که نشانه‌ی کامل چشم بستن ثابتی به واقعیت، حتی پس از گذشت سه دهه است:
“قانعی فرد: به نقش ساواک در فروپاشی حکومت پهلوی باور دارید؟
ثابتی: نخیر! چه نقشی؟ می‌شود گفت مقدم نقش داشت نه ساواک. “

(پایان)
https://news.gooya.com/2022/01/post-60094.php

No responses yet

Sep 22 2025

آمار کشته‌های کرونا به روایت معاون دولت رئیسی؛ حدود ۷۰۰ هزار نفر تا پایان دولت روحانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سیاسی

خبرآنلاین: به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، محسن منصوری معاون اجرایی دولت ابراهیم رئیسی، در گفتگویی بیان کرد: آخرین جلسه هیات دولت آقای روحانی و اولین جلسه هیات دولت شهید رئیسی ثبت و ضبط و فیلم‌هایش هم منتشر شده است. همان تکه صحبت آقای جهانگیری برای قضاوت در مورد آن زمان کافی است. ایشان شرایط اقتصادی کشور در سال ۱۴۰۰ را با زمان جنگ مقایسه می‌کند. وضعیت گسست اجتماعی، نابسامانی‌های سیاسی، خشکسالی و کرونا با نزدیک به ۷۰۰ هزار کشته را در این ویدئو به خوبی تحلیل می‌کنند. تورم، نقدینگی و کسری بودجه را هم ایشان تحلیل می‌کنند. من به تحلیل آقای جهانگیری چند عدد و رقم دیگر هم اضافه می‌کنم.

او که با روزنامه‌ای به نام «چارسوق» گفتگو کرده، افزوده «ما در مرداد ۱۴۰۰ بیش از ۴۸۰ هزار میلیارد تومان کسری بودجه داشته و تقریباً ۲۰ هزار میلیارد تومان بدهی دولت آقای روحانی ناشی از اوراق مشارکت بود. همه ارز ترجیحی که دولت باید در طول سال هزینه می‌کرد در ۵ یا ۶ ماه اول هزینه کرده بودند و ارزی برای تخصیص به کالاهای اساسی نداشتیم. بهشتی برای دلالان و رانت‌خواران ایجاد شده بود. موضوع تحریم‌ها جدی بود و دلخوش کردن دولتمردان دوازدهم به برجام کشور را زمینگیر کرده بود. ذخایر کالاهای اساسی در برخی استان‌ها به ۱۲ روز رسیده بود؛ برخی از کالاها در نقطه قرمز قرار داشت. تمام تنخواه دولت که باید در طول سال هزینه می‌کرد در همان دو ماه اول مصرف شده بود.»

منصوری ادامه داد: در مجموعه دولت یک نگاه اقتصادی حاکم است که درباره اقتصاد جهانی و اقتصاد بازار سخن می‌گوید. همان سخنانی که آقای آخوندی می‌زد و آقای عارف هم به همین نگاه معتقد است. این افراد می‌گویند عرضه و تقاضا باید خودش بازار را تنظیم کند و ما باید با نگاه حداقلی و کاهش مداخله اقتصاد کشور را اداره کنیم. ظاهر حرف هم غلط نیست؛ اما این در یک اقتصاد سالم جواب می‌دهد نه در این یک اقتصادی که رانت و عدم شفافیت وجود دارد. نباید از یک سوراخ چند بار گزیده شوید. این را چندین بار تجربه کردیم و این مدل رفتار یک حس رها شدگی در بازار ایجاد می‌کند. اکنون ستاد تنظیم بازار و ستاد دولت به کار ننشسته است.
او افزود: وقت دولت به جلساتی تلف می‌شود که معلوم نیست چه اولویتی دارد. مثلاً فهرست جلسات رئیس‌جمهور و برخی عزیزان دولت را که نگاه می‌کنید شامل جلسه با احزاب و فلان موضوع عدالت آموزشی می‌شود. آیا این موضوعات اولویت اول کشور است. شما در همین تهران از ۱۰ هزار نفر سؤال بپرسید که مسئله اصلی آن‌ها چیست؟ آیا کسی پیدا می‌کند که احزاب و عدالت آموزشی مسئله اول آن‌ها باشد؟ شما ببیند چند جلسه تنظیم بازار در دولت تشکیل شده است؟ تعدادش خیلی پایین است. در دولت شهید رئیسی هفته‌ای چند جلسه چندساعته تشکیل می‌شد. مردم باید حس کنند دولت روی موضوعات متمرکز است.

No responses yet

Jul 08 2025

دردسر تازه امنیتی از سوی رضا پهلوی و ماجرا QR-code

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خیانت,سیاسی

شاهین مدرس: راستش را بخواهید، تا امروز درباره‌ی ابتکار اخیر آقای پهلوی چیزی نگفتم. نه از سر سکوت سیاسی یا تردید، بلکه از دو دلیل روشن: اول اینکه باور دارم ایشان دیگر نقش معناداری در آینده‌ی سیاسی ایران ندارد. و دوم، چون تمرکز بر ابتکارهایی که از بستر واقعیات میدانی دورند، تنها انرژی فکری را هدر می‌دهد. اما حالا از زاویه‌ی امنیت ملی و اطلاعاتی، لازم می‌دانم نکته‌ای را روشن بگویم. ما با رژیمی طرفیم که بخش مهمی از بقایش را مدیون ماشین سایبری و عملیات اطلاعاتی‌اش است. جمهوری اسلامی نه‌تنها گروه‌های هکری پیشرفته دارد، بلکه آن‌ها را در قالب ساختاری نظام‌مند، تحت فرماندهی سازمان اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات، سازماندهی کرده است.

گروه‌های کلیدی سایبری جمهوری اسلامی: ۱.APT42 (معروف به Charming Kitten یا بچه‌گربه‌های ملوس) •وابسته به سازمان اطلاعات سپاه •تخصص: نفوذ هدفمند (spear phishing) به فعالان، روزنامه‌نگاران، پژوهشگران، سیاست‌گذاران •نمونه: نفوذ به حساب‌های Google و Signal ده‌ها فعال ایرانی و خارجی، از جمله کارکنان اندیشکده‌های آمریکایی ۲.APT34 (معروف به OilRig یا Helix Kitten) •وابسته به وزارت اطلاعات •تخصص: مهندسی اجتماعی، بدافزارهای خاص برای نفوذ به نهادهای انرژی، دانشگاهی و دیپلماتیک •نمونه: نفوذ به زیرساخت‌های شرکت‌های نفتی در خاورمیانه و سرقت داده از وزارت‌خانه‌های چند کشور عربی ۳.Imperial Kitten / Tortoiseshell •پوشش: شرکت‌های جعلی امنیت سایبری •هدف: به دام انداختن متخصصان امنیتی ایرانی در خارج از کشور (خصوصاً آلمان و هلند) ۴.Greenbug •فعال در حوزه‌ی keylogging و نظارت بلندمدت بر فعالیت مخالفان •نمونه: همکاری عملیاتی با گروه Lazarus کره شمالی در نفوذ به زیرساخت‌های مالی در بحرین و امارات ۵.Ababil Operation Unit •عملیاتی تاریخی در سال ۲۰۱۲ علیه بانک‌های آمریکا •حملات DDoS برای مختل کردن دسترسی به سامانه‌های بانکی Citibank، Bank of America، و JPMorgan •از سوی وزارت خزانه‌داری آمریکا به‌عنوان حمله‌ی اطلاعاتی جمهوری اسلامی شناسایی شد

روش‌های عملیاتی مشترک (Modus Operandi) •مهندسی اجتماعی: ارسال ایمیل‌های شخصی‌سازی‌شده با اطلاعات دقیق از زندگی هدف •بدافزار سفارشی: برای اندروید، iOS، و حتی macOS •وب‌سایت‌های جعلی: ساخت نسخه‌ی تقلبی از سایت‌های BBC، VOA، دانشگاه‌ها و NGOها برای سرقت رمز •ایجاد هویت‌های جعلی در لینکدین، توییتر، و واتساپ برای ایجاد رابطه عاطفی یا حرفه‌ای •سرویس‌های جعلی VPN و اپلیکیشن‌های امنیتی تقلبی برای نصب بدافزار در گوشی مخالفان اکنون، با چنین دشمنی طرف هستیم. در چنین وضعیتی، ایجاد بانک اطلاعاتی از پرسنل ناراضی درون نیروهای مسلح یا نهادهای امنیتی، اگر بدون پروتکل‌های دقیق امنیتی انجام شود، یک فاجعه بالقوه است. اگر پلتفرم مورد استفاده برای این “فراخوان” تنها یک بار به دست APT42 یا OilRig بیفتد، نام‌ها، وابستگی‌ها، پیام‌ها، محل خدمت، گرایش‌ها، و حتی ارتباطات خانوادگی صدها نفر در معرض خطر جدی قرار می‌گیرد. و بگذارید واضح بگویم: اگر چنین اطلاعاتی افشا شود، پایان سیاسی آقای پهلوی کمترین نتیجه آن خواهد بود. آن‌چه مرا نگران می‌کند نه حیثیت سیاسی ایشان، بلکه جان و زندگی واقعی مردمی است که به شما اعتماد کرده‌اند. من هنوز نمی‌خواهم این پرونده را باز کنم. اما اگر حتی یک نفر از نیروهایی که برای نجات ایران داوطلبانه وارد این کارزار شده‌اند آسیب ببیند، من آن را خیانت به ملت ایران می‌دانم، چه از سر سهل‌انگاری باشد و چه از بی‌خردی. برای امنیت این کشور زخمی، با اطلاعاتی که به دستتان می‌رسد مسئولانه رفتار کنید. در این بازی، شکست فقط سیاسی نیست. انسانی‌ست. #همکاری_ملی

No responses yet

Mar 25 2025

واکنش‌ها به تجمع جنجالی «علویان» در ارومیه که با شعارهای «مذهبی‌ و قومی» همراه بود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,خیانت,سیاسی

تجمع‌کنندگان «اجتماع علویان» چوب‌دستی‌هایی یکسان در دست داشتند

رادیوفردا: موجی از واکنش‌های سیاسی، رسانه‌ای و مردمی در داخل و خارج از ایران در پی برگزاری مراسمی حکومتی با عنوان «اجتماع علویان» در روز دوم فروردین ۱۴۰۴ در ارومیه به راه افتاده است؛ تجمعی که با شعارهای مذهبی، قومی و برخی رفتارهای جنجالی همراه بوده است.

این تجمع که با فراخوان محمد خلیل‌پور، رئیس روحانی شورای شهر ارومیه، و حضور افرادی چون نادر قاضی‌پور، نماینده سابق ارومیه در مجلس، برگزار شد، با شعارهایی از جمله «یا حیدر حیدر» و نیز برخی شعارهای تند قومیتی علیه شهروندان کُرد همراه بود.

شرکت‌کنندگان در این تجمع با چوب‌دستی‌هایی شبیه به هم در دست و تصاویر روحانیون محلی در این تجمع حاضر شدند.

فراخوان برای این تجمع از سوی رئیس شورای شهر ارومیه، پس از آن صورت گرفت که شهروندان کُرد منطقه یک روز پیشتر جشن نوروز را در تجمعی همراه با پایکوبی در ارومیه برگزار کرده بودند که همزمانی آن با ۲۱ ماه رمضان، روایت ضربت خوردن امام اول شیعیان، واکنش منفی محمد خلیل‌پور، رئیس شورای شهر ارومیه، را درپی داشت.

درپی این تجمع، واکنش‌های دوگانه‌ای به آن آغاز شد. فعالان مدنی و رسانه‌های مستقل، تجمع دوم فروردین افراد حکومتی را بخشی از سناریوی تکراری «تفرقه بینداز و حکومت کن» دانستند. رسانه‌هایی مانند کردپرس، «رفتار توهین‌آمیز» گروهی از شرکت‌کنندگان را حاصل تحریک نیروهای «پان‌ترک» و هدایت‌شده توسط برخی نهادهای امنیتی دانستند. در مقابل، رسانه‌های اصولگرا این مراسم را «وحدت‌بخش و نماد ارادت مردم آذربایجان به امام علی» توصیف کردند.

خبرگزاری‌هایی چون مهر و ایسنا از «حضور خیل عظیم عزاداران» ترک‌زبان و حتی «مشارکت شهروندان کرد و اهل سنت ارومیه در سوگواری امام علی» خبر دادند.

شهر ارومیه با هم‌زیستی قومی تحسین‌برانگیز هرگز جولانگاه نفرت‌انگیزان نمی‌شه.

پاینده ایران pic.twitter.com/b9qeKkcWtD

— فلات ایران (@IranianPlateau) March 22, 2025

برخی از رسانه‌های داخلی با گرایش‌های معتدل نیز نسبت به این حواشی هشدار دادند. وب‌سایت «انتخاب» در گزارشی تحلیلی نوشت: «همزمان با برگزاری مراسم نوروز توسط برخی شهروندان در ارومیه، چهره‌ای به نام خلیل‌پور رئیس پرحاشیه شورای شهر با فراخوان تجمع عزاداری، موجب نفوذ عناصر پان‌ترک شد».

پلیس آذربایجان غربی ضمن تأکید بر «غیرسیاسی بودن» این مراسم، از بازداشت فردی خبر داد که در حاشیهٔ مراسم به «توهین و تحریک» علیه اقوام دیگر پرداخته بود. همزمان، نمایندگان کُرد و اهل سنت ارومیه در مجلس خواستار برخورد با عوامل مخالف با همزیستی مسالمت‌آمیز در این شهر شدند.

از سوی دیگر، نمایندگان ارومیه در مجلس نیز موضع گرفتند. حاکم ممکان، نماینده کرد زبان ارومیه که خود در مراسم «شب قدر» شرکت کرده بود، طی تذکری علنی در مجلس، حوادث رخ‌داده را «هنجارشکنی» نامید و آن را «تلاش ناکام دشمن برای ایجاد تفرقه» توصیف کرد و خواستار «برخورد قاطع با وحدت‌شکنان و برهم‌زنندگان امنیت در ارومیه» شد.

همچنین شهین جهانگیری، دیگر نمایندهٔ ارومیه از اهل سنت، ضمن محکومیت شعارهای «تفرقه‌آمیز»، بر «همبستگی ترک و کرد» در استان آذربایجان غربی تأکید کرد.

برخی چهره‌های سیاسی داخلی نیز به این رویداد واکنش نشان دادند. آذر منصوری، رئیس جبهه اصلاحات ایران، در پیامی بر ضرورت هشیاری در برابر ملی‌گرایی افراطی و تجزیه‌طلبی تأکید کرد. او نوشت: «ما ملت بزرگ ایران هستیم و ایران متعلق به همه ایرانیان است. آن‌ها که به دنبال فروپاشی و تجزیه ایران هستند، خواب‌های خطرناکی برای کشور دیده‌اند».

رامین پرهام، نویسنده و تحلیلگر ساکن فرانسه، در گفت‌وگو با رادیو فردا در مورد «به بیراهه رفتن» تجمع حکومتی در ارومیه می‌گوید که «فقدان چارچوب نظری صحیح در حکومت جمهوری اسلامی» در زمینه ملی‌گرایی ایرانی و آسیبی که به جامعه مدنی کشور زده، زمینه‌ساز این نوع حرکات جنجالی شده است.

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجان در ایران (آداپ) نیز با انتشار بیانیه‌ای مراسم برگزار شده در ارومیه را به‌شدت محکوم کرد و گفت طی این مراسم شهروندان کرد ارومیه «در معرض حملات و تهدید به کشتار» توسط جمهوری اسلامی و حامیانش قرار گرفتند.

این انجمن از حمل «پلاکاردهای نژادپرستانه» و سر دادن «شعارهای نفرت‌انگیز» در این مراسم حکومتی انتقاد کرده و نوشته است: «این حملات تنها حمله ای علیه جامعه کردهای ارومیه نیست، بلکه تلاشی عمدی برای تضعیف مبارزه مسالمت‌آمیز مردم آذربایجان است که بهای سنگینی را در راه عدالت و کرامت انسانی پرداخته‌اند.»

از سوی دیگر، در شبکه‌های اجتماعی، بسیاری از کاربران نسبت به افزایش فضای «تنش‌آلود» در کشور هشدار داده و خواهان ایستادگی در برابر افراطی‌گرایی قومی شدند. همزمان، تحلیلگران سیاسی نیز تأکید کردند که ارومیه، شهری با بافتی متنوع و چندفرهنگی، نمی‌تواند «محل تاخت‌وتاز پروژه‌های قومی و امنیتی» حکومتی باشد.

من ۱۵ سال پیش ارومیه رفتم
این تصاویر هیچ ربطی ب خاطره خوبم از اون شهر نداره…

— عـامـو (@abboodyakhi86) March 22, 2025

در همین حال وب‌سایت فارسی خبرگزاری آناتولی ترکیه این گردهمایی حکومتی را «تجمع گستردهٔ مردم ارومیه در تاکید بر هویت تُرکی این شهر» توصیف کرد و بدون ارائه شواهدی مدعی شد که این تجمع «با یورش نیروهای امنیتی مواجه شد… و نیروهای امنیتی از ساعات اولیهٔ صبح امروز (دوم فروردین) با حضور گسترده در خیابان‌های ارومیه، اقدام به متفرق کردن مردم با استفاده از ماشین‌های آب‌پاش کردند».

رسانه‌های باکو، ازجمله سایت خبری «آخار»، نیز در خبررسانی خود با حمله به برگزارکنندگان جشن نوروز کردهای ارومیه، مدعی «سرکوب و حمله یگان‌های ویژه به تظاهرات صد هزار نفری ملت تورک آذربایجان» شدند. این رسانه‌ها نیز شواهدی برای مدعای خود ارائه ندادند.

دادستان کردستان از بازداشت هفت نفر در پی برگزاری جشن نوروزی خبر داد

در رویدادی دیگر، دادستان سنندج خبر داد که هفت نفر در پی برگزاری جشن نوروزی در استان کردستان بازداشت شده‌اند.

بیانیهٔ دادستانی عمومی و انقلاب مرکز کردستان تأیید خبر وب‌سایت‌های پوشش اخبار محلی مناطق کردنشین است که در چند روز گذشته از بازداشت ده‌ها نفر در جشن‌های نوروزی خبر داده‌ بودند.

با این حال، محمد جباری، دادستان سنندج، این هفت نفر را که به نام و مشخصات‌شان هیچ اشاره‌ای نشده به «تبلیغ علیه نظام» متهم کرده است.

جباری آن‌ها را متهم کرده است که «لیدر فعالیت تبلیغی علیه نظام» بوده‌اند و «در پوشش جشن نوروزی به دنبال سازماندهی و استفاده از ظرفیت این جشن‌ها برای تبلیغ علیه نظام، هنجارشکنی و اهانت بودند».

سال‌هاست که تجمع‌های بزرگ و چشمگیر مردم در سال نو، به‌ویژه در استان‌های کردنشین، با برخورد مقام‌های شهری و استانی و امنیتی جمهوری اسلامی همراه بوده است.

در همین زمینه، وب‌سایت «هه‌نگاو» که اخبار مناطق کردنشین را پوشش می‌دهد روز یکشنبه، سوم فروردین، نوشت که در روزهای گذشته «هزاران شهروند کرد» توسط نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی احضار و بازجویی شده‌اند.

بر اساس خبر هه‌نگاو که رادیوفردا به دلیل سانسور رسمی اخبار در ایران به طور مستقل قادر به تأیید آن نیست، این احضارها بازداشت ده‌ها نفر از جمله چندین کودک را در پی داشته است.

No responses yet

Mar 05 2025

رویکرد روسیه در قبال ایران؛ آیا پوتین، تهران را مهره معامله با ترامپ می‌کند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,خیانت,روابط بین‌المللی,روسیه,سیاسی

ارونیوز: در جریان اعتراضات جنبش سبز در سال ۱۳۸۸، گروهی از معترضان به نتیجه انتخابات آن سال که به پیروزی محمود احمدی‌نژاد انجامید، مقابل سفارت روسیه در تهران رفتند و شعار «سفارت روسیه، لانه‌ جاسوسیه» سر دادند.

طرفداران میرحسین موسوی و مهدی کروبی، در آن سال، معتقد بودند که نفوذ مسکو در ایران به حدی بالا گرفته که در روندهای سیاست داخلی ایران به شکلی آشکار و در جهت منافع ملی خود دخالت می‌کند. در طول این سالها، افرادی از درون حاکمیت هم از اقدامات کرملین برای تغییر معادلات سیاسی ایران سخن گفته‌اند. شاید مهم‌ترین آنها، جواد ظریف، وزیر خارجه وقت دولت روحانی باشد که یک فایل صوتی که در اردیبهشت ۱۴۰۰ منتشر شد، به صراحت از کارشکنی‌های روسیه در جریان روندهای مختلف سیاست داخلی و خارجی ایران انتقاد کرده بود.

با این حال، در طول این سال‌ها، روابط میان تهران و مسکو، صرف‌نظر از دولت حاکم در ایران، نزدیک‌تر شده است. ابراهیم رئيسی، رئيس‌جمهوری پیشین تلاش‌های زیادی برای این کار انجام داد و در زمان حضور او در قدرت، همکاری‌های نظامی ایران و روسیه اوج گرفت. با وجود انکار مقام‌های ایران، تهران به یکی از تأمین‌کنندگان اصلی پهپادهای روسی در جنگ با اوکراین تبدیل شد. سیاستی که تحریم‌های بیشتری را به ایران تحمیل کرد. پس از آن در دولت مسعود پزشکیان، تهران و مسکو یک توافقنامه جامع همکاری با یکدیگر امضا کردند که طرفین می‌گویند باعث نزدیکی بیشتر مناسبات میان جمهوری اسلامی و فدراسیون روسیه خواهد شد.

روسیه، ایران را چگونه می‌بیند؟
اما رویکرد کلی روسیه در قبال ایران چگونه است؟ آیا مسکو به ایران را متحد خود می‌داند یا یک شریک در مواردی خاص؟ یولیا رکنی‌فرد، استاد دانشکده حقوق و حکمرانی در دانشگاه تیلر مالزی در این خصوص به یورونیوز می‌گوید: «مسکو با امضای توافقنامه مشارکت راهبردی جامع در ژانویه امسال، رسماً تأیید کرد که ایران را یک شریک راهبردی می‌داند. در سال‌های اخیر، همواره بحث بوده که کدام جنبه از این رابطه، آن را به سطح راهبردی می‌رساند. نمی‌توان بر اساس میزان تجارت دوجانبه که تا پایان سال ۲۰۲۴ کمتر از چهار میلیارد دلار بوده به این نتیجه رسید، بنابراین، تنها همکاری‌های امنیتی و نظامی می‌تواند این ادعا را توجیه کند.»

مسکو با امضای توافقنامه مشارکت راهبردی جامع در ژانویه امسال، رسماً تأیید کرد که ایران را یک شریک راهبردی می‌داند. نمی‌توان بر اساس میزان تجارت دوجانبه که تا پایان سال ۲۰۲۴ کمتر از چهار میلیارد دلار بوده به این نتیجه رسید، بنابراین، تنها همکاری‌های امنیتی و نظامی می‌تواند این ادعا را توجیه کند
یولیا رکنی‌فرد
استاد دانشگاه تیلر مالزی
این متخصص اهل روسیه که سالهاست روابط تهران و مسکو را مورد تحلیل قرار می‌دهد، در ادامه می‌گوید: «در شرایط جدید پس از فوریه ۲۰۲۲، روسیه احساس نزدیکی بیشتری به ایران داشته، نه‌تنها در تعاملاتش در خاورمیانه، بلکه در یک بستر گسترده‌تر بین‌المللی، جایی که اعضای مهم جنوب جهانی در برابر فشارها و موعظه‌های غرب، که آن را نوعی استعمار نوین می‌دانند، ایستادگی می‌کنند. چیزی که ما در مواضع مسکو و تهران هم آن‌را شنیده‌ایم.»

با این حال، برخی هم معتقدند که روسیه، از سر اجبار و پس از اتفاقاتی که در اوکراین رخ داد، مجبور شده بیشتر به سمت ایران سوق پیدا کند. نیکیتا اسمگین، کارشناس بخش روسی موسسه کارنگی در این خصوص به یورونیوز می‌گوید: «فکر می‌کنم به طور کلی مسکو ایران را به‌عنوان یک شریک استراتژیک ناخوشایند می‌بیند. در واقع، مسکو نه به اهداف ایران در منطقه و فراتر از آن علاقه‌ای دارد و نه آن‌را به طور کامل درک می‌کند. اما روند گام‌به‌گامِ بدتر شدن روابط با غرب، روسیه را به سمت ایران سوق داده است و اکنون مسکو ایران را به عنوان «یک شریک منطقی» می‌بیند.»

روند گام‌به‌گامِ بدتر شدن روابط با غرب، روسیه را به سمت تهران سوق داده است و اکنون مسکو ایران را به عنوان «یک شریک منطقی» می‌بیند
نیکیتا اسمگین
کارشناس بخش روسی موسسه کارنگی
اسمگین در ادامه می‌افزاید: «با این حال، همکاری با ایران برای روس‌ها بسیار دشوار است. دیپلمات‌های روسی همیشه می‌گویند که کار کردن با طرف ایرانی بسیار سخت است و تجار روسی نیز همین نظر را دارند، اما در عین حال همه آن‌ها ایران را شریکی می‌بینند که گریز از آن ممکن نیست. از دیدگاه روسیه، نوعی اجبار و سرنوشت در این روابط وجود دارد.»

مسکو، ایران را به ترامپ می‌فروشد؟
این روند اما در حالی اتفاق افتاده، که تحولی قابل توجه در ایالات متحده رخ داده است؛ پس از چندین سال اعمال فشار غرب علیه روسیه، دونالد ترامپ، رویکردی کاملا متفاوت را نسبت به جو بایدن در قبال روسیه در پیش گرفته است. او در مقابل دوربین‌های تلویزیونی، ولودمیر زلنسکی را تحقیر کرده و می‌گوید باید توافق آتش‌بس با روسیه را بپذیرد؛ رئيس جمهور آمریکا همچنین خیلی زود با پوتین تلفنی گفتگو و از لزوم بهبود مناسبات دو طرف سخن گفت.

اما مجموعه این تحولات چه معنایی برای جمهوری اسلامی خواهد داشت؟ در ایران برخی نگرانند که مسکو در ازای نزدیک شدن به واشینگتن تصمیم بگیرد، ایران را به عنوان مهره معامله خود روی میز بگذارد.

روسیه به طور سنتی همواره تلاش کرده از کارت ایران برای تنظیم روابط خود با غرب استفاده کند، اما به دلیل از بین رفتن یکپارچگی در غرب و اختلافاتی که بین اروپا و ایالات متحده رخ داده، این بار روسیه با فضای پیچیده‌تری برای استفاده از ایران در مسیر بازتنظیم روابط خود با اروپا و ایالات متحده رو به رو است
حمیدرضا عزیزی
متخصص سیاست خارجی ایران
حمیدرضا عزیزی، کارشناس مسائل بین‌الملل و متخصص روابط ایران و روسیه از شهر برلین آلمان در این خصوص به یورونیوز می‌گوید: «یک فاکتور بنیادینی که بر ماهیت نقش‌آفرینی روسیه و همچنین احتمال دستیابی به یک توافق در زمینه برنامه هسته‌ای ایران اثر می‌گذارد، تفاوتی است که جهان غرب با زمان حصول برجام و حتی یک یا دو سال اخیر داشته است؛ دیگر مانند گذشته مجموعه غرب، یکپارچه نیستند و با توجه به اختلافات جدی که بعد از روی کار آمدن دونالد ترامپ، میان اروپا و آمریکا پیش آمده، انتظار این است که طرفین در بلندمدت از یکدیگر فاصله بگیرند.»

آقای عزیزی در ادامه می‌گوید: «در این تردیدی وجود ندارد که روسیه به طور سنتی همواره تلاش کرده از کارت ایران برای تنظیم روابط خود با غرب استفاده کند، اما به دلیل همان عدم یکپارچگی در غرب که به آن اشاره کردم، این بار روسیه با فضا پیچیده‌تری برای این تنظیم رو به رو است. مسکو هرچند ممکن است به ترامپ وعده داده باشد که به ایران فشار بیاورد، یا متقاعد کند که به توافق مد نظر کاخ سفید دست یابد اما از سوی دیگر به دلیل اینکه با توجه به مجموعه تنش‌ها بین روسیه و اروپا که به نظر هم می‌رسد در آینده معنادار ادامه هم خواهد داشت، مسکو از نظر منطقی نمی‌تواند کارت ایران را به صورت کامل روی میز بگذارد چرا که ممکن است در آینده در بحث تقابل با اروپا به آن نیاز داشته باشد.»
با توجه به مجموعه تنش‌ها بین روسیه و اروپا که به نظر هم می‌رسد در آینده مشخص ادامه هم خواهد داشت، مسکو از نظر منطقی نمی‌تواند کارت ایران را به صورت کامل روی میز بگذارد چرا که ممکن است در آینده در بحث تقابل با اروپا به آن نیاز داشته باشد.
حمیدرضا عزیزی
کارشناس روابط بین‌الملل
یولیا رکنی‌فرد در این خصوص اعتقاد دارد که حتی ممکن است روسیه تلاش کند که خساراتی که ایران بعد از حملات اسرائيل متحمل شده را جبران نماید. او در این رابطه به یورونیوز می‌گوید: «نباید به صورت افراطی قضاوت و تصر کرد که مسکو حتما تهران را قربانی می‌کند. شاید روسیه دوباره نقش میانجی را برای تشویق ایران به مذاکرات ایفا کند. همچنین این احتمال وجود دارد که روسیه به ایران در تقویت توان دفاعی‌اش کمک کند، به‌ویژه پس از خساراتی که در حملات اسرائیل در سال ۲۰۲۴ متحمل شد. مانند تحویل سامانه دفاعی اس-۴۰۰ و جنگنده‌های سوخو-۳۵.»

حمایت روسیه از حمله نظامی اسرائيل و آمریکا به ایران؟
با نزدیک شدن به پایان زمان فعال کردن مکانیسم ماشه، برخی از افزایش احتمال حمله نظامی اسرائيل و آمریکا به تاسیسات هسته‌ای ایران سخن می‌گویند. اتفاقی که با توجه به نزدیکی میان مسکو و واشینگتن، می‌تواند برای ایران خطرناک‌تر هم بشود.

نیکیتا اسمگین با اشاره به اینکه روسیه هرگز موافق دستیابی ایران به بمب هسته‌ای نیست، در این خصوص می‌گوید: «روسیه نمی‌خواهد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. بنابراین، اگر ایران به‌طور جدی در این مسیر حرکت کند، حتی یک حمله‌ی هوایی اسرائیل نیز ممکن است از دید روسیه به‌عنوان واکنشی مثبت تلقی شود. در این زمینه، حتی می‌توان انتظار داشت که روسیه به شکلی پنهانی از چنین اقدامی حمایت کند؛ یعنی در ظاهر آن را محکوم اما در عمل از آن حمایت کند.»

روسیه نمی‌خواهد ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند. بنابراین، اگر ایران به‌طور جدی در این مسیر حرکت کند، حتی یک حمله‌ی هوایی اسرائیل نیز ممکن است از دید روسیه به‌عنوان واکنشی مثبت تلقی شود. در این زمینه، حتی می‌توان انتظار داشت که روسیه به شکلی پنهانی از چنین اقدامی حمایت کند؛ یعنی در ظاهر آن را محکوم اما در عمل از آن حمایت کند
نیکیتا اسمگین
کارشناس روابط ایران و روسیه
اما یولیا رکنی‌فرد معتقد است به سادگی نمی‌توان از حمایت احتمالی روسیه از چنین حمله نظامی سخن گفت. او در این رابطه به یورونیوز می‌گوید: «ماده سوم توافقنامه مشارکت راهبردی جامع تصریح می‌کند که طرفین نباید در صورت حمله به یکی از آن‌ها، از متجاوز حمایت کنند. اگرچه این ماده به معنای تعهد دفاع جمعی نیست—مانند آنچه در ناتو وجود دارد که حمله به یکی، مستلزم حمایت نظامی دیگری باشد—اما اگر تعاملات با یک کشور متجاوز، حتی به‌طور غیرمستقیم، منجر به تجاوز شود، ایران آن را نقض این ماده تلقی کرده و ممکن است توافق را بی‌اعتبار بداند.»

ماده سوم توافقنامه مشارکت راهبردی جامع تصریح می‌کند که طرفین نباید در صورت حمله به یکی از آن‌ها، از متجاوز حمایت کنند. اگرچه این ماده به معنای تعهد دفاع جمعی مانند آنچه در ناتو وجود دارد، نیست، اما اگر تعاملات با یک کشور متجاوز، حتی به‌طور غیرمستقیم، منجر به تجاوز شود، ایران آن را نقض این ماده تلقی کرده و ممکن است توافق را بی‌اعتبار بداند.
یولیا رکنی‌فرد
متخصص روابط ایران و روسیه
او در ادامه می‌افزاید: «در حال حاضر، ایران تحت فشار است تا برای رسیدن به یک توافق جامع‌تر در مورد برنامه هسته‌ای و موشکی خود و همچنین حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی منطقه، وارد مذاکره شود. در این میان، این برداشت نیز وجود دارد که در صورت عدم همکاری، احتمال دارد اسرائیل (به‌ویژه علیه تأسیسات هسته‌ای) حمله کند. عامل دیگری که باید در نظر داشت، تمایل ترامپ به حل‌وفصل یا دست‌کم متوقف کردن بحران‌های جاری و درگیری‌های نظامی است که بودجه آمریکا را تحت فشار قرار داده‌اند. او ممکن است بخواهد بخشی از مسئولیت مدیریت خاورمیانه را به دیگران، از جمله روسیه، واگذار کند.»

با این حال دست‌کم فعلا تمایلی از سوی مقام‌های ایرانی برای گفتگوی مستقیم با روسیه دیده نمی‌شود و زمان برای انقضای برجام و امکان فعال‌کردن مکانیسم ماشه در حال اتمام است. اتفاقی که از آن طرف ممکن است اسرائيل را بیش از قبل برای انجام چنین حمله‌ای وسوسه کند. مخصوصا اگر ترامپ از امکان حصول توافق با ایران ناامید شود و دیگر با انجام حمله اسرائيل به تاسیسات هسته‌ای ایران مخالفتی نداشته باشد.
در آن صورت مشخص نیست رویکرد روسیه در قبال چنین اتفاقی چگونه خواهد بود، آیا آنطور که برخی امیدوارند، پیش از رسیدن به آن نقطه، تلاش خواهد کرد تهران و واشینگتن را به یکدیگر نزدیک کنند، یا آنطور که گروهی از تحلیلگران با توجه به سابقه سیاست‌های روسیه در قبال ایران سراغ دارند، مسکو کنار خواهد نشست و تنها با انتشار بیانیه‌های سیاسی چنین حمله‌ای را محکوم خواهد کرد.

No responses yet

Jan 17 2025

پزشکیان و پوتین توافق جامع راهبردی ایران و روسیه را در کرملین امضا کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خیانت,روابط بین‌المللی,روسیه,سیاسی

بی‌بی‌سی: مسعود پزشکیان،‌ رئیس جمهور ایران و ولادیمیر پوتین،‌ رئيس جمهور روسیه،‌ «معاهده جامع راهبردی» بین ایران و روسیه را امضا کردند. امضای این قرارداد بین دو کشوری که با تحریم‌های شدید غرب رو به رو هستند و قرار است موجب تقویت روابط نظامی و اقتصادی دو کشور شود،‌ می‌تواند باعث نگرانی قدرت‌های غربی شود.

مسعود پزشکیان،‌ رئیس جمهور ایران، به همراه عباس عراقچی،‌ وزیر خارجه و هیئت همراهشان روز جمعه ۲۸ دی ماه، وارد مسکو شدند و در فرودگاه مورد استقبال سرگئی سیویلیوف،‌ وزیر انرژی روسیه قرار گرفتند.

‌آقای پزشکیان در پاسخ به خوش‌آمدگویی آقای سیویلیوف گفت: «ما هم خوشحالیم خدمت شما هستیم،‌ امیدواریم توافق خوبی با هم داشته باشیم.»

به گزارش خبرگزاری فرانسه،‌ آقای پوتین هم به مسعود پزشکیان گفته است که توافق جدید دو کشور «به ما این فرصت را می‌دهد که تقریبا به همه زمینه‌های همکاری شتاب بیشتری بدهیم.»

امضای توافق ایران و روسیه در آستانه مراسم تحلیف و سوگند دونالد ترامپ، رئیس جمهور جدید آمریکا انجام شده است.

جزئیات این سند منتشر نشده، اما سخنگوی کرملین گفته است که این سند «روابط نظامی،‌ سیاسی،‌ تجاری و اقتصادی تهران و مسکو را تقویت خواهد کرد.»

پیشتر کاظم جلالی،‌ سفیر ایران در روسیه گفته بود که این سند شامل ۴۷ بند است. این سند باید در مجلس ایران و پارلمان روسیه تصویب شود و قرار است متن کامل آن منتشر شود.

رسانه‌های روسی طی روزهای اخیر به نقل از آقای جلالی گزارش دادند که سند جدید مشابه توافق روسیه با کره شمالی و بلاروس نخواهد بود و بند دفاع مشترک نخواهد داشت.

آقای جلالی در مصاحبه‌ای به خبرگزاری تاس گفته بود: «این توافق به دلیل تأکید ایران بر حفظ استقلال، امنیت ملی کشور، فاقد بندهای دفاعی است.» او توضیح داد که ایران به دنبال تقویت همکاری‌های اقتصادی و سیاسی و دیگر بخش‌های غیرنظامی با روسیه است و «هیچ تمایلی به پیوستن به هیچ بلوکی ندارد.»

این در حالی است که توافقات پیشین روسیه با کره شمالی و بلاروس شامل تعهدات دفاعی مشترک بوده است.

آقای جلالی گفت توافق استراتژیک بدون جنبه دفاعی در جهت تلاش برای حفظ «خودکفایی در امنیت» و تاکید بر همکاری‌های غیرنظامی است.

بلاروس در اکتبر ۲۰۲۴ برنامه امنیتی نظامی مشترک و کره شمالی در نوامبر همین سال توافق‌نامه‌های دفاعی مهمی را با روسیه به تصویب رساندند.

کره شمالی، پیشتر در بیانیه‌ای که توسط خبرگزاری رسمی این کشورمنتشر شد، اعلام کرده بود که اتحاد این کشور با مسکو در حال «بازداشتن ایالات متحده و غرب از گسترش نفوذ بدخواهانه آن‌ها» است.

دومین بانک روسیه در ایران شعبه می‌زند

در همین حال خبرگزاری رویترز به نقل از آندری کاستین،‌ مدیر عامل بانک وی‌تی‌بی روسیه، که دومین بانک بزرگ در این کشور است اعلام کرد که قصد دارد تا پایان سال جاری میلادی، شعبی را در ایران تاسیس کند.

این بانک دولتی روسیه از جمله بانک‌هایی است که هدف تحریم‌های اتحادیه اروپا قرار گرفته است.

در پی تحریم‌های اتحادیه اروپا،‌ پیشتر بانک وی تی بی اعلام کرده بود که آمادگی آن را دارد تا از بازارهای مالی و بر مبنای ارزهای دیگر استقراض کند.

No responses yet

Nov 27 2024

هشدار رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران دربارۀ «تلۀ استعماری» پکن برای تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,تحریم,خیانت,سیاسی

دو نفتکش در حال جابجایی «غیرقانونی» نفت ایران در آب‌های اندونزی

رادیوفردا: رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران با اشاره به تأثیر تحریم‌ها بر از دست رفتن بخش عمدۀ بازارهای پیشین نفت ایران، می‌گوید در شرایط فعلی «۹۲ درصد» از نفت کشور، آن‌هم با تخفیفی دست‌کم «۳۰ درصدی» راهی چین می‌شود.

حجت‌الله میرزایی که در نشستی دربارهٔ بررسی بودجۀ ۱۴۰۴ صحبت می‌کرد، با تأکید بر «بسته‌بودن دست ایران» در شیوه دریافت بهای نفت صادراتی، گفت این پکن است که در مورد ترکیب و قیمت نهایی اجناسی که در مقابل این نفت ارزان به ایران می‌دهد، تصمیم ‌می‌گیرد.

به گفتۀ این کارشناس اقتصادی، تبعات تحریم‌ها و از جمله شیوۀ رفتار چین با ایران، باعث شده که کشور در یک «تلۀ استعماری قرن نوزدهمی» گیر بیافتد. تله‌ای که به گفتۀ او، دولت راهی هم برای خروج از آن ندارد.

سخنان رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران دربارۀ ناترازی انرژی و محدود شدن صادرات نفت ایران بر اثر تحریم‌ها، تنها یک‌روز پس از هشدار بی‌سابقۀ رئیس مجلس مطرح شد.

محمدباقر قالیباف، سه‌شنبه ششم آذرماه با اشاره به بحران ناترازی در انرژی گفت ایران اکنون «نفت و بازاری ندارد که با آن جهان را تهدید کند».

رئیس مجلس ایران بدون نام‌بردن از دولت‌های پیشین گفت: «زمانی بود که در مواجهه با تهدیدات دشمنان می‌گفتیم نفت را روی شما می‌بندیم و اهرم تهدید ما بود، اما امروز و با این وضعیت کدام نفت را می‌بندیم و کدام بازار را داریم؟»

دولت محمود احمدی‌نژاد در سال ۱۳۹۱ غرب را تهدید کرده بود که در صورت تحریم ایران، تهران هم صادرات نفت را «متوقف می‌کند» تا قیمت نفت در بازارهای جهانی به «۳۰۰ دلار» رسیده و اقتصاد جهانی دچار بحران شود.

با گذشت بیش از یک دهه، نه‌تنها این تهدیدها عملی نشده، بلکه ایران برای عرضۀ نفت به بازارهای جهانی، ناگزیز دست به دامن چین و ارائه تخفیف‌های گسترده شده است.

این در حالی‌است که پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا همزمان با سردی کم‌سابقۀ روابط تهران با غرب، شمشیر تحریم‌های جدید احتمالی را، بر فراز سر ایران به اهتزاز در آورده است.

انتقاد از بی‌برنامگی دولت‌ها و پیش‌بینی افزایش تورم در سال آینده

رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران، در بخش دیگری از اظهاراتش ضمن تأکید بر «بسته‌بودن دست دولت» در تأمین و تخصیص بودجه‌های عمرانی، از «بی‌برنامگی» دولت‌های جمهوری اسلامی برای ادارۀ اقتصاد کشور انتقاد کرد.

به گفتۀ حجت‌الله میرزایی، نبود چشم‌انداز اقتصادی درازمدت، عملاً تغییرات سالانۀ بودجه را به «تغییرات شکلی» بدون هیچ برنامۀ ‌مشخصی تقلیل داده است.

میرزایی همزمان با اشاره به کسری بودجۀ گسترده، تأکید کرد که «۹۶ درصد» بودجۀ کشور صرف هزینه‌های جاری و عمدتاً پرسنلی می‌شود و دست دولت در تغییر این بخش عملاً بسته است.

او با تأکید بر وجود ۳۰ هزار پروژۀ ملی ناتمام و محدودیت‌های غیراقتصادی برای استفادۀ دولت از ۴ درصد باقیمانده بودجه، اجرای طرح‌های عمرانی و توسعۀ ملی را «غیر عملی و غیر واقع‌بینانه» توصیف کرد.

رئیس مرکز پژوهش‌های اتاق ایران با مثبت‌خواندن برنامۀ دولت برای افزایش مالیات متناسب با نرخ تورم، در عین حال پیش‌بینی کرد که در سال ۱۴۰۴ نرخ تورم کشور از ۴۰ درصد فراتر برود.

حجت‌الله میرزایی با اشاره به تأثیر تصمیم‌گیری‌های غیر کارشناسی در افزایش جدی کسری بودجه، خواستار همکاری سران سه قوه، در کوتاه‌کردن دست مجلس از افزایش غیر کارشناسی سقف بودجه شد.

این اقتصاددان همزمان دولت را ناگزیر از افزایش بهای بنزین، با هدف کاستن از شتاب افزایش کسری بودجه دانست.

بحث افزایش قیمت بنزین، سال‌هاست که به یک موضوع بسیار حساس اجتماعی- سیاسی و حتی امنیتی تبدیل شده است. افزایش ناگهانی بهای این کالای اساسی در ۲۴ آبان‌ماه ۱۳۹۸ و در دولت حسن روحانی منجر به اعتراضات گسترده و خونینی در سراسر ایران شد. موضوعی که حتی باعث شد رئیس جمهور وقت، خود را از اجرایی‌شدن افزایش قیمت بنزین، «بی‌خبر» نشان دهد.

طی هفته‌های اخیر هم، مقام‌های سیاسی ایران بارها به شکل تلویحی به قیمت بنزین اشاره کرده‌اند. در حالی‌که فاطمه مهاجری سخنگوی دولت به طور مستقیم بر بستن بودجه سال آتی بدون در نظر گرفتن افزایش بهای بنزین تأکید کرده بود، خود مسعود پزشکیان رئیس جمهور، چندین‌بار و از جمله در صحن علنی مجلس، با اشاره به قیمت بنزین فوب در کشورهای منطقه، بهای بسیار اندک سوخت در ایران را «غیرمنطقی و غیر قابل دوام» توصیف کرده است.

No responses yet

Nov 14 2024

ادامه واکنش ها به خودکشی کیانوش سنجری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,خیانت,سیاسی

پس از اینکه کیانوش سنجری خودکشی کرد عکس العمل هایی زیادی در جامعه ایجاد کرد و انگشت اتهام بسوی گروه هایی اشاره شد که نباید بی توجه به آنها بود. همگی آگاهیم که رژیم برای جلوگیری از ایجاد یک آلترنایو جایگزین جمهوری اسلامی دست به هر تلاشی می زند. یکی از کسانی که جریان خودکشی کیانوش انگشت اتهام به سوی او نشانه رفته امیر اعتمادی مشاور رضا پهلوی است

سیاوش بهمن در تویتی مدعی است که امیر اعتمادی وقتی کیانوش برای کمک با او تماس گرفته به او چنین رفتاری را داشته: او گفت که امیر اعتمادی به ایمیلش پاسخ داده و در این پاسخ، با لحنی توهین‌آمیز که کیانوش آن را “بنال” بازگو کرد.

عین تویت را در زیر مطالعه کنید

نمی‌خواستم مطلبی در این‌باره بنویسم، اما بازوی رژیم در خارج از کشور که نقش اصلی‌اش بازجویی از فعالان داخل ایران شده، مرا مجبور به واکنش کرده است.

فکر می‌کنم بیش از شش ماه پیش بود که کیانوش در توییتی اعلام کرد قصد فروش اکانت خود را دارد. با او تماس گرفتم و طی پنج نوبت چند ساعته…

— Siavosh Bahman (@SiavoshBahman) November 13, 2024

جهت اطمینان از در دست بودن تویت در آینده تصویر آنرا هم در زیر می بینید

https://twitter.com/VOAfarsi/status/1856769856026091673

No responses yet

Oct 10 2024

قاآنی کجاست؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسرائیل,امنیتی,خاورمیانه,خیانت,سپاه,سیاسی

ایران اینترشنال: حدود ۱۱ روز از آخرین باری که اسماعیل قاآنی دیده شده، می‌گذرد. برخی رسانه‌ها نوشتند او به اتهام جاسوسی در بازداشت است. فرمانده سپاه قدس در نماز جمعه ۱۳ مهر خامنه‌ای و مراسم دریافت نشان امیرعلی حاجی‌زاده حضور نداشت. مقامات رسمی می‌گویند اتفاقی نیافتاده اما شواهد چیز دیگری می‌گویند.

العربیه، اسکای‌نیوز عربی و میدل‌ایست‌آی (نزدیک به قطر) هر سه در گزارش‌های جداگانه‌ای که روز پنج‌شنبه ۱۹ مهر منتشر کردند، به نقل از منابع آگاه نوشتند قاآنی «به ظن جاسوسی در بازداشت و تحت بازجویی» قرار دارد.

اسکای‌نیوز عربی به نقل از منابع ایرانی گزارش داد که قاآنی به ظن هک شدن وسایل ارتباطی‌اش تحت بازجویی قرار گرفته است.

بر اساس این گزارش، او در حین بازجویی دچار حمله قلبی شده و در جریان تحقیقات به بیمارستان منتقلش کرده‌اند.

منابع مطلع به اسکای‌نیوز عربی گفتند که رییس دفتر قاآنی نیز مظنون به ارتباط با اسرائیل است.

وب‌سایت میدل‌ایست‌آی روز پنج‌شنبه به نقل از «منابع متعدد» خود نوشت که فرمانده سپاه قدس سپاه پاسداران زنده و سالم اما «تحت نظر و بازجویی» است چرا که جمهوری اسلامی در حال بررسی نقص‌های امنیتی بزرگ داخلی خود است.

به گفته میدل‌ایست‌آی، سپاه پاسداران از زمان مرگ حسن نصرالله، دبیر‌کل کشته شده حزب‌الله لبنان، تحقیقات خود را درباره چگونگی نفوذ اسرائیل به رهبری حزب‌الله و شناسایی محل و زمان حضور نصرالله آغاز کرده است.

این رسانه به نقل از ۱۰ منبع در تهران، بیروت و بغداد، از جمله شخصیت‌های ارشد شیعه و منابع نزدیک به حزب‌الله و سپاه پاسداران، نوشت که در جریان این تحقیقات، «حتی قاآنی و تیمش در قرنطینه و بازجویی» هستند.

در روزهای گذشته ابراهیم جباری، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران با تکذیب خبرها درباره مرگ قاآنی گفت: «سردار قاآنی فرمانده سپاه قدس انقلاب اسلامی در سلامت کامل هستند و ان‌شاءالله در روزهای آینده از حضرت آقا نشان فتح دریافت می‌کنند.»

با وجود این تکذیب‌های مکرر از سوی مقامات رسمی، غیبت ناگهانی قاآنی در چند مراسم مهم، به ابهامات درباره او دامن زده است.

آخرین‌ بار که تصویری از فرمانده سپاه قدس دیده شد، هشتم مهر ۱۴۰۳ بود که قاآنی برای ادای احترام در ماجرای کشته شدن نصرالله، به دفتر گروه حزب‌الله در تهران رفت.

روز ۱۵ مهر، ایرج مسجدی، معاون هماهنگ‌کننده نیروی قدس سپاه، در همایش «تجلیل از موکب‌داران و خادمان اربعین حسینی» درباره سلامتی قاآنی گفت: «بسیاری از ما می‌پرسند که سردار قاآنی چه شد؟ ایشان در صحت و سلامت است و مشغول فعالیت هستند.»

او در ادامه با اشاره به این که «برخی می‌گویند بیانیه بدهید»، گفت: «چرا بیانیه؟ نیازی نیست چنین اقدامی انجام شود.»

غیبت اول– در نماز جمعه ۱۳ مهر به امامت رهبر جمهوری اسلامی، تقریبا تمامی مقامات حکومت حضور داشتند اما جای خالی قاآنی مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت.

رسول سنائی‌راد، معاون سیاسی دفتر رهبر جمهوری اسلامی خیلی زود به این توجه‌ها واکنش نشان داد و گفت غیبت او نشانه «عقلانیت انقلابی» و «آمادگی نیروهای مسلح» بوده است.

روزبه علمداری، سردبیر وب‌سایت اصلاح‌طلب جماران، وابسته به خانواده روح‌الله خمینی هم در شبکه ایکس نوشت که غیبت فرماندهان نظامی در نماز جمعه به معنی آماده‌باش ۱۰۰ درصدی برای «پاسخ کوبنده و سریع به کوچک‌ترین حرکت صهیونیست‌ها» بوده است.

با وجود این، گزارش‌ها و تصاویر نشان می‌دهند حسین سلامی، فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، علی فدوی، جانشین سلامی، عبدالرحیم موسوی، فرمانده کل ارتش، احمدرضا رادان، فرمانده فراجا و برخی دیگر از مقام‌های لشکری در این نماز حضور داشتند.

یک روز پس از غیبت قاآنی در نماز جمعه خامنه‌ای، کانال ۱۲ تلویزیون اسرائیل اعلام کرد احتمال دارد قاآنی در حمله اسرائیل به بیروت آسیب دیده باشد.

هدف اصلی این حمله هاشم صفی‌الدین، رییس شورای اجرایی حزب‌الله و حسین الهزیمه، رییس اطلاعات این سازمان بود که از این دو مفر نیز اکنون خبر و اطلاعی در دست نیست.

در همین حال یک منبع امنیتی لبنان به خبرگزاری رویترز گفت پس از حمله هوایی سنگین اسرائیل به بیروت، ارتباط با صفی‌الدین از روز جمعه ۱۳ مهر قطع شده است.

روز یک‌شنبه ۱۵ مهر، عباس گلرو، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس شورای اسلامی، در واکنش به گزارش‌ها از حضور قاآنی در محل حمله اسرائیل در بیروت، آن را شایعه خواند و گفت: «این گزارش‌ها مربوط به جنگ فضای مجازی است.»

او با بیان این که قاآنی در سلامت کامل است، افزود: «امیدواریم سپاه پاسداران در این زمینه بیانیه بدهد.»

غیبت دوم– روز یک‌شنبه ۱۵ مهر، مراسمی برای اعطای «نشان فتح» از سوی خامنه‌ای به امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده نیروی هوافضای سپاه پاسداران ترتیب داده شد.

تصاویر این مراسم نشان دادند بر خلاف معمول، با وجود حضور چهره‌هایی مثل فرماندهان سپاه پاسداران و ارتش در چنین مراسمی، باز هم خبری از قاآنی نبود.

هم‌زمان یک منبع آگاه به ایران‌اینترنشنال گفت اعضای خانواده قاآنی نیز از سرنوشت و وضعیت او بی‌خبر و درباره آن نگران هستند.

خبرگزاری رویترز هم به نقل از دو منبع آگاه در جمهوری اسلامی گزارش داد قاآنی، پس از کشته شدن نصرالله به لبنان سفر کرد و از زمان حملات اخیر اسرائیل به جنوب بیروت خبری از او نیست.

بر پایه این گزارش، قاآنی هنگام حمله اسرائیل در جنوب بیروت حضور داشته اما در حال ملاقات با صفی‌الدین نبوده است.

محمود قماطی، عضو شورای سیاسی حزب‌الله لبنان، در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت قاآنی گفت: «هیچ اطلاعی ندارم.»

او افزود: «ما نیز در جست‌وجوی حقیقت درباره این موضوع هستیم.»

وب‌سایت تابناک، منتسب به محسن رضایی، فرمانده کل سابق سپاه پاسداران، در مطلبی با انتقاد از نحوه اطلاع‌رسانی درباره سلامت قاآنی نوشت اگر او سالم است، فیلمی از او منتشر شود.

در خبری دیگر که طی حدود ۱۱ روز غیبت قاآنی از او وجود دارد، مجری مراسمی با عنوان «اجلاس بین‌المللی همبستگی با کودکان و نوجوانان فلسطینی»، یک پیام منتسب به او را از روی یادداشتی می‌خواند.

در این اعلام از روی یادداشت گفته می‌شود که قاآنی به تک‌تک افراد حاضر سلام می‌رساند و متاسف است از این که به دلیل ضرورت شرکت در جلسه‌ای مهم، نتوانسته در این اجلاس شرکت کند.

قاآنی کیست؟

اسماعیل قاآنی اکبرنژاد، سال‌ها معاون قاسم سلیمانی در نیروی قدس سپاه پاسداران بود. فرماندهی که در مشهد به دنیا آمد و اواخر سال ۱۳۵۸، زمانی که ۲۰ سال داشت، به عضویت این نیروی نظامی درآمد.

او مدت کوتاهی پس از حضور در سپاه پاسداران، در اوایل سال ۱۳۵۹، به تهران آمد و در پادگان سعد‌آباد که نام کنونی‌اش «پادگان امام علی» است، آموزش نظامی دید.

محمد‌مهدی خادم‌الشریعه، موسس «تیپ ۲۱ امام رضا» و ولی‌الله چراغچی، جانشین فرمانده همین تیپ، در این آموزش‌های نظامی هم‌دوره قاآنی بودند.

او پس از پایان آموزش‌ها، به مشهد بازگشت و در یکی از مراکز آموزش سپاه پاسداران به‌عنوان «نیروی کادری» مشغول به کار شد.

قاآنی اواسط سال ۱۳۵۹، در پی بروز برخی ناآرامی‌ها و درگیری‌ها در استان کردستان، به این منطقه اعزام شد.

او در سال ۱۳۶۱ با سلیمانی آشنا شد و همین آشنایی به آغاز همکاری‌ مشترک با او در نیروی قدس سپاه پاسداران منجر شد.

قاآنی پیش از این که معاون سلیمانی در نیروی قدس شود، مدتی معاون اطلاعات ستاد مشترک سپاه پاسداران بود.

سابقه اطلاع‌رسانی در وقایع مشابه

مقامات جمهوری اسلامی هر چند مرگ قاآنی را تکذیب می‌کنند اما هیچ‌کدام از آن‌ها تاکنون حضور او را در بیروت تکذیب نکرده‌اند.

تجربه‌های قبلی در وقایع مشابه مثل هدف قرار گرفتن حسن نصرالله، سقوط هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی، حسین امیر‌عبداللهیان و همراهانشان یا اطلاع‌رسانی درباره هدف قرار دادن هواپیمای اوکراینی نشان می‌دهند جمهوری اسلامی سابقه طولانی در تکذیب و به انحراف کشاندن موضوع در این دست اطلاع‌رسانی‌ها دارد.

حکومت و رسانه‌هایش بنا بر «مصلحت» یا برای خرید زمان، ممکن است واقعیت را برای مدتی تکذیب کنند یا وارونه جلوه دهند.

No responses yet

Dec 29 2023

نخست‌وزیر سابق اسرائیل انجام دو عملیات در خاک ایران را تأیید کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم,جنگ,خاورمیانه,خیانت,سپاه,سیاسی

رادیوفردا: نفتالی بنت، نخست‌وزیر اسبق اسرائیل، در یک مقاله در روزنامه آمریکایی وال استریت جورنال، تأیید کرد که کشورش در سال ۲۰۲۲ حملاتی در داخل خاک ایران انجام داد.

در سال ۲۰۲۲۲ ائتلاف سیاسی میان او و یائیر لاپید رهبری دولت اسرائیل را در دست داشت.

نوشته نفتالی بنت نخستین تأیید شفاف یک مقام اسرائیلی درباره اقدامات این کشور در داخل خاک ایران است.

بنت در این مقاله که بامداد جمعه هشتم دی منتشر شد، نوشته که در عملیات اسرائیل در داخل خاک ایران، یک پایگاه پهپادی ایران منهدم شد، چرا که به نوشته او جمهوری اسلامی دو بار درصدد حمله پهپادی به اسرائیل برآمده بود.

اشاره نفتالی بنت به حمله به مقر پهپادی ایران، ظاهراً حمله انجام شده در پادگان سپاه ماهی‌دشت در استان کرمانشاه در فوریه ۲۰۲۲ بود.

روزنامه هاآرتص نیز مارس ۲۰۲۲ از حمله منتسب به اسرائیل به یک مجتمع پهپادی سپاه پاسداران در اصفهان خبر داده بود.

آقای بنت همچنین نوشته که «در ماه مارس سال ۲۰۲۲، یگان ترور ایران در صدد کشتن گردشگران اسرائیلی در ترکیه بود و ناکام ماند، و زمانی کوتاه پس از آن، فرمانده آن یگان در مرکز تهران کشته شد».

نفتالی بنت افزوده آن اقدامات پس از آن عملی شد که من به نیروهای امنیتی اسرائیل فرمان دادم کاری کنند که ایران «بهای تصمیمات خود در حمایت از تروریسم را بپردازد» و «مصونیت از مجازات بس است».

در هفته‌های پیش از دو حمله یادشده در کرمانشاه و اصفهان، ارتش اسرائیل از تلاش جمهوری اسلامی برای فرستادن پهپادهایی به آسمان اسرائیل خبر داده و تأکید کرده بود که آن‌ها را منهدم کرد.

آن پهپادها ظاهراً از مقر فعالیت نیروهای جمهوری اسلامی از سوریه به سوی آسمان اسرائیل گسیل شده بود. در خصوص یکی از پهپادها ارزیابی شده بود که حامل مواد انفجاری نیز بوده است.

در پی حمله منتسب به اسرائیل علیه پادگان سپاه در ماهی‌دشت کرمانشاه، نشریات غربی از انهدام صدها پهپاد و احتمال همکاری سازمان‌های اطلاعاتی غربی با اسرائیل در آن عملیات، خبر داده بودند.

در برخی از گزارش‌ها گفته شده بود که پهپادهای منتسب به اسرائیل با حمل مواد منفجره قوی، عامل حمله به پادگان سپاه بودند. در حمله به کارگاه وزارت دفاع در اصفهان نیز از حمله ریزپرنده‌ها سخن رفت.

جمهوری اسلامی پس از آن اتفاقات، با موشک به مراکزی در اربیل در اقلیم کردستان عراق حمله کرد و آن را مقر فعالیت نیروهای موساد اسرائیل نامید.

بر اساس گزارش‌ها به نظر می‌رسد تهران ارزیابی کرده بود که پهپادهای عامل حمله به مراکز پهپادی ایران از اقلیم عراق راهی شده بودند؛ موضوعی که با انکار پیاپی مقامات اقلیم کردستان عراق روبه‌رو شد.

ایران همچنین بهار ۲۰۲۲ کشته شدن حسن صیاد خدایی در تهران را در حمله مسلحانه‌ای که توسط موتورسواران انجام شد، تأیید کرد.

به نوشته هاآرتص، ارزیابی شده بود که حسن صیاد خدایی افسر ارشد نیروی قدس سپاه پاسداران با درجه سرهنگی و «عامل برنامه‌ریزی حملات هدفمند ناکام به اسرائیلی‌ها در ترکیه بود».

نیویورک تایمز در آن زمان نوشته بود که اسرائیل به آمریکا اطلاع داد که از بین بردن سرهنگ صیاد خدایی با هدف دادن هشدار به جمهوری اسلامی بود تا عملیات واحد ۸۴۰ نیروی قدس سپاه را متوقف کند.

به گفته رسانه‌های اسرائیل، واحد ۸۴۰ نیروی قدس «مأمور برنامه‌ریزی و اجرای حملات ضد اسرائیل و غرب در خارج» است و از جمله «تیمی را برای کشتن گردشگران اسرائیلی به ترکیه اعزام کرده بود».

اسرائیل و ترکیه در همکاری نزدیک سازمان‌های اطلاعاتی خود تیم یادشده را شناسایی کرده و ترکیه آن‌ها را در استانبول بازداشت کرد.

تیم‌های اعزامی موساد همچنین گردشگران اسرائیلی را که به نظر می‌رسد هدف آن تیم ضربتی «اعزامی از ایران» بودند، به اسرائیل برگرداندند.

نفتالی بنت در مقاله تازه خود در روزنامه وال استریت جورنال نوشته که «ظالمان حاکم بر ایران (هدفی) نرم‌تر از آن چیزی هستند که ارزیابی می‌شود. آنها با شادمانی، دیگران (اشاره به گروه‌های نیابتی تهران) را راهی می‌کنند تا برای آن‌ها بمیرند اما وقتی در خانه خود آسیب می‌بینند، ناگهان نگران می‌شوند».

آقای بنت حکومت ایران را «کانون اکثر مشکلات خاورمیانه و بخش مهمی از تروریسم جهانی» و «منبع جنگ، ترور و رنج بی‌پایان در ۴۵ سال گذشته» نامید. او افزود این «امپراتوری شیطانی» باید «سرنگون شود».

بنت نوشت آمریکا و اسرائیل باید «هدف روشن» را برای «سرنگونی رژیم شرور ایران تعیین کنند؛ این نه تنها امکان‌پذیر است که برای امنیت خاورمیانه و تمامی جهان متمدن، حیاتی است».

ایران که موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد و از نابودی آن سخن می‌گوید، از آغاز روی کار آمدن جمهوری اسلامی در پشت پرده با اسرائیل درگیر بوده است.

با پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران و رشد و تقویت گروه‌های نیابتی ایران در منطقه نزاع اسرائیل و ایران تشدید شد که اسرائیل تا مدتی پیش آن را «نبرد بین نبردها» می‌نامید.

با این حال، نوشته نفتالی بنت اولین تأیید روشن برخی از اقدامات علیه جمهوری اسلامی ایران و در خاک ایران است که تا پیش از این عمدتاً در رسانه‌های غربی و یا به نقل از منابع ناشناس غربی به اسرائیل نسبت داده می‌شد.

نفتالی بنت در حالی در مقاله جدید از حملات منتسب به کشورش در ایران در زمان رهبری او و متحد سیاسی‌اش، یائیر لاپید، پرده برداشته که رسانه‌های اسرائیلی احتمال می‌دهند او با تشکیل یک حزب جدید بخواهد به صحنه سیاست کشورش بازگردد.

آخرین نظرسنجی صورت گرفته که روز هفتم دی از شبکه ۱۳ تلویزیون اسرائیل پخش شد، نشان می‌دهد تشکیل یک حزب تازه به رهبری نفتالی بنت ممکن است با اقبالی نسبی از سوی رأی‌دهندگان اسرائیلی در یک انتخابات پیش رو مواجه شود.

مقاله آقای بنت در وال استریت جورنال با انتقادهایی در اسرائیل روبه‌رو شده است. برخی از منتقدین اسرائیلی روز جمعه گفتند که این دولتمرد ارشد پیشین محرمانه‌ترین امور اطلاعاتی اسرائیل را بدون موافقت اداره سانسور نظامی برملا کرد.

نفتالی بنت در واکنش به این انتقادها گفت اسرائیل «دقیقا ۳۰ سال است که در دام اختاپوس ایرانی» افتاده و مشکل اسرائیل با ایران انتشار اقداماتی نیست که ما انجام داده‌ و قبلا هم شناخته شده بود، بلکه این است که ایران از «طریق حماس و حزب‌الله و حتی دریای حوثی‌ها (تحرکات شورشی‌های حوثی یمنی در دریای سرخ) ما را اسیر خود کرده است».

گروه افراطی حماس از سوی اروپا و آمریکا در فهرست گروه‌های تروریستی قرار دارد.

به گفته آقای بنت دولت‌های حاکم بر اسرائیل در دهه‌های گذشته تنها به سخن گفتن بسنده می‌کردند و «بهای دردناک لازم» را از ایران نگرفته بودند.

با استفاده از وال استریت جورنال، هاآرتص، معاریو، شبکه ۱۳ تلویزیون اسرائیل و رادیو فردا؛ ف.ر/ب.ب.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .