اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Tag Archive 'کردستان'

Jan 22 2025

رسانه‌های حکومتی مدعی «تعویق» اجرای حکم اعدام پخشان عزیزی شدند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: همزمان با انتشار تصاویر و گزارش‌های مختلف از اعتصاب کسبه در شهرهای کردنشین، خبرگزاری حکومتی تسنیم نزدیک به سپاه پاسداران، چهارشنبه ۳ بهمن، مدعی شد که اجرای حکم پخشان عزیزی، فعال کرد و مددکار اجتماعی به تعویق افتاده است.

این رسانه نزدیک سپاه پاسداران خبر داد که «حسب اخبار واصله از منابع آگاه از شورای امنیت کشور (شاک) به خبرنگار تسنیم، اجرای حکم پخشان عزیزی به تعویق افتاد.»

اعلام این خبر از قول منابع آگاه «شورای امنیت» جمهوری اسلامی همزمان با روزهای نخست آغاز به کار دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالت متحده، است.

این در حالی است که امروز گزارش‌هایی از اعتصاب کسبه در سنندج در اعتراض به صدور احکام اعدام منتشر شد.

خانم عزیزی روز دوم مرداد سال جاری در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران به ریاست ایمان افشاری با اتهام «بغی، از طریق عضویت در جمعیت‌های معارض کشور» به اعدام و چهار سال زندان محکوم شده بود. او در تابستان سال گذشته به دست نیروهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی ایران در تهران بازداشت شده بود.

در نخستین واکنش ها، کانال صنفی معلمان ایران و شورای بازنشستگان ایران اعلام کردند که «اعتراضات گسترده داخلی و بین المللی و عزم و اراده مردم کردستان برای اعتصاب عمومی در اعتراض به حکم اعدام پخشان عزیزی و وریشه مرادی تا به همینجا منجر به تعویق اجرای حکم اعدام پخشان شده است.»

معاون نماینده ویژه ایالات متحده در امور ایران روز سه‌شنبه ۲۵ دی خواستار لغو حکم اعدام پخشان عزیزی، فعال کرد و مددکار اجتماعی، شد.

آبرام پیلی در پیامی در شبکه اجتماعی «ایکس» گفت که آمریکا از حکومت ایران می‌خواهد که پس از «محاکمه ساختگی» پخشان عزیزی، حکم اعدام امدادگر او را لغو کند.

پیلی تاکید کرده است «رژیم ایران» باید هدف قرار دادن اقلیت‌های کرد و استفاده از مجازات اعدام برای خاموش کردن مخالفت‌های مسالمت‌آمیز را متوقف کند.

گروهی از کارشناسان سازمان ملل متحد نیز در بیانیه‌ای در روز سه‌شنبه ۲۵ دی نگرانی عمیق خود را از تایید حکم اعدام پخشان عزیزی از سوی دیوان عالی کشور جمهوری اسلامی ایران ابراز داشتند.

به گزارش وب‌سایت شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، آنها نوشتند: «اتهامات علیه خانم پخشان عزیزی در حد جدی‌ترین جرایم که طبق قوانین بین‌المللی برای صدور حکم اعدام لازم است، نیست» و تاکید کردند که «حکم اعدام وی نقض جدی قوانین بین‌المللی حقوق بشر محسوب می‌شود.»

تائید حکم اعدام پخشان عزیزی، فعال کرد و مددکار اجتماعی، با انتقادهای گسترده داخلی و بین‌المللی مواجه شده است.

ایالات متحده، دهها تشکل حقوق بشری، زندانیان سیاسی، سازمان عفو بین‌الملل و گروهی از کارشناسان سازمان ملل متحد از جمله معترضان به این حکم به شمار می‌روند.

No responses yet

Sep 19 2022

«چندین زخمی» بر اثر تیراندازی به معترضان در دیواندره؛ درگیری در دانشگاه امیرکبیر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,شورش


رادیوفردا: مأموران در حال تیراندازی در شهر دیواندره استان کردستان. دوشنبه ۲۸ شهریور

از شهر دیواندره در استان کردستان خبر می‌رسد که شلیک‌های پیاپی مأموران علیه معترضان به جان‌باختن مهسا (ژینا) امینی، جوان ۲۲ ساله‌ای که در بازداشت گشت ارشاد جان خود را از دست داد، منجر به زخمی شدن شهروندان شده است.

ویدئوهای دریافتی نشان می‌دهد که از بامداد دوشنبه به‌ویژه در شهر دیواندره استان کردستان تجمع بزرگ اعتراضی جریان دارد.

بنا بر گزارش‌های دریافتی، بر اثر شلیک مستقیم گلوله توسط مأموران شماری از معترضان در دیواندره زخمی‌شده‌اند که یکی از زخمی‌ها به نام «فواد قدیمی» به علت وضعیت وخیم به سنندج منتقل شده است. فعالان «اعتراض مدنی بازار» شمار زخمی‌ها را ۸ نفر و سایت خبری حقوق بشری هه‌نگاو این تعداد را ۱۰ نفر گزارش می‌کنند.

https://flashvideo.rferl.org/Videoroot/Pangeavideo/2022/09/0/0c/0c530000-0aff-0242-272e-08da9a2b3b34_240p.mp4

 
بختیار خوشنام، مسئول آژانس خبری موکریان در سقز، در گفت‌وگو با رادیو فردا از درگیری میان مأموران امنیتی با معترضان در دیواندره و تعطیلی کامل آن شهر خبر داد و گفت که «روز دوشنبه ۲۸ شهریور جو شهر سقز نیز جو حکومت نظامیِ اعلام‌نشده است، همه‌جا نیروهای امنیتی مستقر شده‌اند، مغازه‌ها کلاً تعطیل‌اند و حتی ادارت دولتی هم از ظهر تعطیل کرده‌اند.»
https://audio.rferl.org/FRD/2022/09/19/09850000-0aff-0242-36ff-08da9a2c92cb.mp3
 
او گفت که «بعد از خاکسپاری ژینا امینی، جو در شهر سقز کاملاً امنیتی بود و همان روز شهر در اعتصاب کامل بود. دیروز حالت نیمه‌تعطیل داشت و حضور نیروهای امنیتی بسیار سنگین بود و طبق فراخوان عمومی امروز مردم به مغازه‌ها نرفتند و اعتصاب به‌طور کامل برگزار شد.»

درگیری شدید مردم معترض دیواندره با نیروهای خامنه ای در خیابان‌های این شهر
دوشنبه۲۸ شهریور۱۴۰۱#مهسا_امینی pic.twitter.com/Qf8G0enoOJ

— Behzad deklameh (@Behzaddeklameh) September 19, 2022

دوشنبه۲۸ شهریور۱۴۰۱#ارسالی
دیواندره
صدای تیراندازی در تمام فضای این شهرستان کوچک به گوش می‌رسد
ماموران در دیواندره به سمت مردم تیراندازی می‌کنند
مردم غیور شهرستان دیواندره در اعتراض به قتل #مهسا_امینی به خیابان‌ها آمده‌اند. pic.twitter.com/2jym3dCZwU

— garni1014 (@garni1014) September 19, 2022

اعتراضات در دانشگاه‌ها

در ادامه اعتراض‌ها طی روز دوشنبه ۲۸ شهریور شماری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر تهران نیز در محوطه دانشگاه تجمع کرده و شعار سر دادند که با دخالت گروه‌های بسیجی و حراست دانشگاه مواجه شد.

ویدئوهای دریافتی حکایت از درگیری بسیجیان و حراست دانشگاه امیرکبیر با دانشجویان معترض دارد. دانشجویان این دانشگاه شعار «می‌کشم می‌کشم هر آنکه خواهرم کشت» و «بسیجی برو گم شو» سر داده‌اند.

از نگاه شما- درگیری بسیجیان و حراست دانشگاه امیرکبیر با دانشجویان معترض. دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ شماری از دانشجویان #دانشگاه_امیرکبیر در اعتراض به کشته شدن #مهسا_امینی در محوطه دانشگاه تجمع کرده و شعار سر دادند که با دخالت گروه‌های بسیجی و حراست دانشگاه مواجه شد pic.twitter.com/A4YoG3cbSh

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) September 19, 2022

دانشجویان دانشگاه امیرکبیر (پلی‌تکنیک) همچنین با انتشار بیانیه‌ای نوشتند: «قتل سیستماتیک و ددمنشانه مهسا امینی توسط مأموران گشت ارشاد، نماد ۴۴ سال سرکوب و وحشی‌گری است که نظم فعلی موجودیت و بقای خود را با آن گره زده و فضای خفقان را بر جامعه تحمیل کرده است.»

حمله وحشیانیه بسیجیان به تجمع معترضان دانشگاه امیرکبیر را ببینید. قاتلان مهسا همه جا هستند. این افراد همان کسانی هستند که زنان را به خاطر حجاب کتک می‌زنند. pic.twitter.com/KARaC5Oz3d

— Masih Alinejad (@AlinejadMasih) September 19, 2022

از دانشگاه تهران نیز خبر می‌رسد که جمع بزرگی از معترضان با شعار «مرگ بر دیکتاتور» طی روز دوشنبه دست به اعتراض زده‌اند. روز دوشنبه تجمعات اعتراضی در دانشگاه هنر تهران، دانشگاه طباطبایی، دانشگاه تربیت مدرس و همچنین دانشگاه اصفهان برگزار شد.

تصاویر منتشر شدە از صبح امروز دانشگاە بهشتی تهران با شعار #مرگ_بر_دیکتاتور pic.twitter.com/LRJO3nzUef

— Truske Sadeghi (@truskesadeghi) September 19, 2022

در دانشگاه تهران معترضان همچنین شعار «خیابونا غرق خون، استادامون خفه‌خون» سر دادند.

https://flashvideo.rferl.org/Videoroot/Pangeavideo/2022/09/0/09/09870000-0aff-0242-c9c1-08da9a30193e_240p.mp4

اعتصابات مغازه‌داران و بازداشت‌ها

بنابر گزارش‌ها، دامنه اعتصابات و تجمعات اعتراضی چند روز اخیر به جان‌باختن مهسا (ژینا) امینی، روز دوشنبه ۲۸ شهریور گسترده‌تر شده و شهرهای بیشتری را دربر گرفته است.

از شهرهای سقز، سنندج، بانه، کامیاران و مریوان در استان کردستان و شهرهای ارومیه، مهاباد، بوکان، سردشت و اشنویه در استان آذربایجان غربی، کرمانشاه و جوانرود در استان کرمانشاه و محمدشهر کرج در استان البرز خبر می‌رسد که بسیاری از کسبه این شهرها اکنون دست به اعتصاب زده و مغازه‌های خود را تعطیل کرده‌اند.

این در حالی است که بنابر اطلاعات رسیده، مأموران امنیتی طی تماس‌های شبانه مغازه‌داران و کسبه مریوان و سقز را تهدید کرده‌ بودند که چنان‌چه روز دوشنبه مطابق معمول مغازه‌های خود را باز نکنند، محل کسب آنان پلمپ خواهد شد.

شبکه حقوق بشر کردستان، کردپا، نیز خبر می‌دهد که روز یک‌شنبه ۲۷ شهریورماه یک شهروند به نام «شاهو اقبال» به دنبال شرکت در تجمعات اعتراضی به جان‌باختن مهسا (ژینا) امینی در خیابان ششم بهمن شهر سنندج توسط نیروهای امنیتی بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد.

سایت خبری کوردپا همچنین می‌گوید لطف‌الله احمدی، فعال مدنی و عضو گروه کوهنوردی «چلچمه»، شامگاه یک‌شنبه در سنندج بازداشت شده است و خانواده‌اش از محل بازداشت او اطلاعی ندارند.

همچنین گزارش شده است که فرانک رفیعی از فعالان محیط زیست سنندج، در تجمعی که دیروز در میدان آزادی (اقبال) سنندج در اعتراض به مرگ مهسا امینی برپا شد، بازداشت شده است.

گزارش‌ها همچنین از حاکم شدن جو امنیتی در کرمانشاه و حضور گسترده نیروهای یگان ویژه در سطح این شهر حکایت دارد. بر اساس گزارش هه‌نگاو، بیشتر مغازه‌داران کرمانشاه از سوی نهادهای امنیتی تهدید شده‌اند که نباید در اعتصاب سراسری روز دوشنبه شرکت کنند.

در همین حال اکنون اینترنت همراه در شهرهای بانه، مریوان، سنندج و بسیاری از شهرهای شمال غرب ایران دچار اختلال شده یا کاملاً قطع است.

از سوی دیگر خبر می‌رسد که بهزاد رحیمی، نماینده سقز و بانه در مجلس قصد سخنرانی در مراسم فاتحه‌خوانی مهسا امینی را داشت اما با مخالفت حاضرین روبه‌رو شد و به وی این اجازه را ندادند.

۱/ از نگاه شما- اعتصاب عمومی در شهرهای کردستان در اعتراض به کشته شدن مهسا امینی. بر اساس ویدئوهای منتشر شده در شبکه‌های اجتماعی، دوشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۱ شماری از کسبه و شهروندان چند شهر کردستان، در پی فراخوان از پیش اعلام شده و در اعتراض به کشته شدن #مهسا_امینی #اعتصاب کرده pic.twitter.com/kM4dVPTMzD

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) September 19, 2022

معترضان به جان‌باختن مهسا امینی همچنین برای دوشنبه فراخوان‌هایی برای تجمع و اعتراض در شهرهای اصفهان و تبریز صادر کرده‌اند.

بنابر گزارش‌ها، برنامه‌های اعتراضی برای روز دوشنبه در دانشگاه صنعتی شریف تهران نیز قرار است برگزار شود.

No responses yet

Feb 03 2021

یک کولبر دیگر بر اثر تیراندازی نیروهای نظامی در مرز بانه کشته شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفرانسه: در پی شلیک مستقیم نیروهای نظامی در مناطق مرزی هنگه‌ژال واقع در شهرستان بانه، یک کولبر روز دوشنبه ۱۳ بهمن، جان خود را از دست داد.

پایگاه خبری کردپا هویت این کولبر را هاشم حسنی، فرزند عثمان اهل روستای منجیلان و ساکن شهرستان بانه اعلام کرده است.

بر اساس گزارش‌ها، سالانه ده‌ها کولبر در مواجهه با خطرات طبیعی و یا در پی شلیک نیروهای مرزبانی کشته و‌ یا زخمی می‌شوند.

No responses yet

Oct 01 2017

ایران و عراق در نیمه شمالی مرزهای دو کشور رزمایش مشترک برگزار می‌کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا:سخنگوی ارشد نیروهای مسلح ایران اعلام کرد که ایران و عراق قرار است در روزهای آینده در مناطق مرزی کردستان عراق با ایران رزمایش مشترک برگزار کنند.

هدف از این رزمایش، همکاری ایران «برای استقرار حاکمیت دولت مرکزی در پایانه‌های مرزی ایران با عراق» اعلام شده است.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، مسعود جزایری، سخنگوی ارشد نیروهای مسلح اعلام کرد: «در اجرای سیاست‌های اعلامی جمهوری اسلامی ایران مبنی بر احترام به یکپارچگی و حفظ تمامیت ارضی عراق و به دنبال درخواست دولت عراق در جهت همکاری جمهوری اسلامی ایران برای استقرار حاکمیت دولت مرکزی در پایانه‌های مرزی ایران با عراق صبح امروز نشست فرماندهان نیروهای مسلح به ریاست سرلشکر پاسدار باقری در ستاد کل نیروهای مسلح برگزار شد.»

وی افزود: «در این جلسه با تأکید مجدد بر حفظ تمامیت ارضی و یکپارچگی عراق و غیرقانونی بودن همه‌پرسی استقلال در شمال عراق، تصمیمات لازم جهت امنیت مرزها و پذیرش نیروهای دولت مرکزی عراق برای استقرار در پایانه‌ها اتخاذ شد.»

مسعود جزایری در پایان گفت: «همچنین مقرر شد در رزمایش مشترک ‘اقتدار’ توسط نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و واحدهایی از ارتش عراق در مرزهای مشترک در مناطق مرزی قصر شیرین تا پرویزخان، مرز باشماق در مریوان و مرز تمرچین در پیرانشهر در روزهای آینده برگزار شود.»

«آمادگی» ارتش عراق برای در دست گرفتن کنترل مرزهای اقلیم کردستان

در پی انجام همه‌پرسی استقلال در اقلیم کردستان و اعلام مخالفت دولت عراق با نتیجه آن، نیروهای نظامی عراق روز شنبه، هشتم مهرماه، کنترل مرزهای این منطقه را در دست می‌گیرند.

در همین زمینه خبرگزاری آسوشیتدپرس به نقل از یک مقام کرد خبر داد که نیروهای ارتش عراق در بخش ترکیه‌ای مرز با اقلیم کردستان مستقر شده‌اند.

پس از برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان در روز دوشنبه هفته گذشته، دولت مرکزی عراق خواهان لغو نتیجه این همه‌پرسی شده و هشدار داد که در صورت رد این خواسته، اقلیم کردستان با تحریم، انزوای بین‌المللی و مداخله نظامی احتمالی روبه‌رو خواهد شد.

دو دولت ایران و ترکیه نیز از این خواسته عراق حمایت کردند. رسانه‌های داخلی ایران روز شنبه نوشتند که دولت عراق برنامه خود برای تسلط بر گذرگاه‌های مرزی اقلیم کردستان را با ایران و ترکیه هماهنگ کرده است.

دولت عراق همچنین خواستار در اختیار گرفتن کنترل دو فرودگاه سلیمانیه و اربیل در اقلیم کردستان و نیز بازپس‌گیری کنترل گذرگاه‌های مرزی تحت کنترل حکومت اقلیم کردستان در مرزهای ایران، عراق و سوریه است.

اما گزارش‌ها در روز جمعه حاکی از مخالفت مقام‌های اقلیم کردستان با واگذاری کنترل گذرگاه‌های مرزی به حکومت مرکزی عراق بود.

حال خبرها حاکی از استقرار نیروهای نظامی از طرف بغداد در نزدیکی مرزهای اقلیم کردستان است.

با این حال خبرگزاری آسوشیتدپرس گزارش می‌دهد که «انتظار نمی‌رود که این نیروها پا به خاک اقلیم کردستان بگذارند».

روز جمعه، هفتم مهرماه، با انجام آخرین پرواز بین‌المللی پیش از ساعت ۶ بعدازظهر به وقت محلی از فرودگاه اربیل، پروازهای بین‌المللی اقلیم کردستان رسماً با تصمیم دولت مرکزی عراق متوقف شد.

در همین روز رکس تیلرسون، وزیر خارجه ایالات متحده، نیز در بیانیه‌ای رسماً اعلام کرد که آمریکا همه‌پرسی استقلال در کردستان عراق را به رسمیت نمی‌شناسد.

روز جمعه همچنین خبرگزاری رویترز خبر داد که حیدر العبادی، نخست وزیر عراق، دعوت امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، برای سفر به پاریس و گفت‌وگو درباره مسئله اقلیم کردستان را پذیرفته است.

دفتر رئیس جمهور فرانسه روز جمعه در بیانیه‌ای که پس از گفت‌وگوی تلفنی او با آقای عبادی منتشر شد خبر داد که نخست وزیر عراق روز پنجم اکتبر، حدود یک هفته دیگر، به پاریس خواهد رفت.

در این بیانیه در عین حال هشدار داده شده است که دو طرف باید در اولویت اول یعنی مبارزه با گروه حکومت اسلامی و ثبات بخشیدن به عراق در کنار هم بمانند.

همه‌پرسی استقلال کردستان عراق روز سوم مهر با مشارکت ۷۲ درصد واجدان شرایط برگزار شد، و بیش از ۹۲ درصد شرکت‌کنندگان در این همه‌پرسی از استقلال اقلیم کردستان عراق حمایت کردند.

No responses yet

Sep 18 2017

هشدار ایران در مورد جدا شدن اقلیم کردستان: فقط عراق یکپارچه را به رسمیت می‌شناسیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفته است جدایی اقلیم کردستان از خاک عراق به مفهوم پایان یافتن تمامی توافقات نظامی خواهد بود.

علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران گفته است که ایران فقط دولت واحد، یکپارچه و فدرال عراق را به رسمیت می‌شناسد.

دولت اقلیم کردستان عراق قصد دارد روز ۲۵ سپتامبر (۳ مهر) بر سر موضوع جدایی از عراق و تشکیل یک کشور مستقل همه‌پرسی برگزار کند.

ایران می‌گوید که برگزاری این همه پرسی با “منافع اقلیم کردستان در تضاد است” و با این رفراندوم مخالف است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته است: “توافقات مرزی صرفا با محوریت دولت مرکزی عراق پابرجا بوده و جدایی اقلیم کردستان از دولت مرکزی عراق به معنای مسدود شدن تمامی معابر و گذرگاه‌های مشترک مرزی خواهد بود.”

خبرگزاری صدا و سیما هم از به نقل از آقای شمخانی گفته است: “جدایی اقلیم کردستان از خاک عراق به مفهوم پایان یافتن تمامی توافقات نظامی خواهد بود.”

او همچنین گفته است: “پس از آن (جدایی احتمالی کردستان) ایران در چارچوب تامین امنیت مرزهای مشترک در رویکرد خود برای مقابله با حضور و فعالیت ضدانقلاب ایرانی که در مناطقی از کردستان عراق تردد دارند به صورت جدی تجدید نظر کرده و با شیوه‌های کاملا متفاوت نسبت به گذشته رفتار خواهد کرد.”

همه‌پرسی پیش‌ رو، در سه استان تشکیل دهنده منطقه خودمختار کردستان و همچنین مناطقی برگزاری خواهد شد که تحت کنترل نیروهای کرد هستند، اما عراق، بر تعلق آنها به حکومت مرکزی تاکید دارد.
علی خامنه‌ای، رهبر ایران حدود سه ماه پیش در ملاقات با حیدر عبادی، نخست وزیر عراق با همه‌پرسی استقلال کردستان عراق مخالفت کرد

از زمان مطرح شدن این همه‌پرسی، مقام‌های عالی رتبه در ایران بارها مخالفت خود را با آن اعلام کرده‌اند.

حدود سه ماه پیش آیت‌‎الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران، در ملاقات با حیدر عبادی، نخست‌وزیر عراق، که به تهران سفر کرده بود با همه‌پرسی استقلال کردستان عراق مخالفت کرد.

در این دیدار، رهبر ایران با اشاره به سوابق تاریخی عراق گفت این کشور “باید یکپارچه بماند و حق چنین کشوری، ایستادن بر روی پای خود و مقابله قدرتمندانه با کسانی است که به دنبال برخورد با عراق هستند.”

حدود یک ماه پیش هم سرلشکر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران که به ترکیه سفر کرده بود، در پی دیدار با رجب طیب اردوغان، رئیس جمهوری آن کشور گفت که برگزاری همه پرسی “هم عراق، هم ایران و هم ترکیه را درگیر خواهد کرد”.

او گفته بود: “به همین علت مقامات دو کشور تاکید دارند که چنین کاری امکان‌پذیر نیست و نبایستی صورت گیرد.”

مسعود بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، گفته که مخالفت‌ها با همه‌پرسی را نمی‌پذیرد، چون مخالفان رفراندوم هیچ “پیشنهاد جایگزینی” نداده‌اند.

آقای بارزانی افزوده که امیدوار است کردها ناچار نباشند بر سر مناطق مورد مناقشه‌ای مانند کرکوک بجنگند، اما اگر کسانی بخواهند در این مورد به اسلحه متوسل شوند، با آنها مقابله خواهند کرد.

No responses yet

Sep 14 2017

در حمله داعش به تهران چهار نفر از مهاجمان کرد ایرانی بودند. داعش چطور در فضای امنیتی کردستان ایران نفوذ کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب

حمله تهران

هفدهم خرداد ۱۳۹۶ پنج عضو گروه موسوم به دولت اسلامی (داعش) مسلح به سلاح‌های سبک و جلیقه‌های انفجاری، همزمان به آرامگاه آیت الله خمینی و مجلس شورای اسلامی حمله کردند.

درحالی که حمله در جریان بود، داعش تصویرهایی را از داخل ساختمان اداری مجلس منتشر کرد. مهاجمان به عربی و کردی حرف می‌زدند.

یک هفته بعد، وزارت اطلاعات ایران اسامی پنج مهاجم داعش را منتشر کرد. چهار نفر از آنها از کردهای ایران بودند.

 تصویرهایی که ایران از سه مهاجم داعش به ساختمان مجلس منتشر کرد
تصویرهایی که ایران از سه مهاجم داعش به ساختمان مجلس منتشر کرد

حمله به تهران، بعد از تهدیدهای پیاپی داعش انجام شد. مقام‌های ایران پیش از این بارها از متلاشی کردن گروه‌های مرتبط با داعش قبل از انجام حمله خبر داده بودند.

اما این حمله تهران عملیاتی نمادین برای نشان دادن نفوذ داعش در ایران بود.

تصویرهایی که داعش از پنج مهاجم حمله تهران منتشر کرد
تصویرهایی که داعش از پنج مهاجم حمله تهران منتشر کرد

در فضای امنیتی مناطق کرد نشین ایران، داعش چطور موفق به نفوذ و عضو گیری شده است؟

چهار مهاجمان کرد ایرانی این حمله، چطور با اندیشه‌های داعش آشنا شده بودند؟

برای یافتن پاسخ این پرسش‌ها، راهی جز سفر به کردستان عراق نبود.

جستجو در حلبچه

نام حلبچه، یادآور بمباران شیمایی این شهر، در دوران صدام حسین است.

اواخر اسفند ماه ۱۳۶۶، مرگ بین سه تا پنج هزار نفر (براساس منابع مختلف) از
ساکنان غیر نظامی این شهر، فاجعه‌ای تاریخی بود.

اما جامعه جهانی به محکوم کردن این جنایت بسنده کرد و حلبچه فراموش شد.

تا آنکه از چهار سال پیش، داعش در عراق و سوریه قد علم کرد و موصل، در نزدیکی مناطق کرد نشین عراق به دست این گروه افتاد.

داعش از بیشتر کشورهای مسلمان یارگیری کرد، از جمله از میان کردهای ایران و عراق، و نام حلبچه باز به خبرها آمد.

براساس برآورد مقام‌های محلی کردستان عراق، از حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ کردی که به داعش پیوستند، تعداد قابل توجهی از منطقه حلبچه و مناطق کردنشین مرزی ایران از جمله پاوه و جوانرود در استان کرمانشاه بوده‌اند

مردم حلبچه، که بعد از حدود ۳۰ سال، هنوز داغدار عزیزانشان هستند، حالا باید داغدار فرزندانی باشد که در صف نیروهای داعش دربرابر برادرانشان جنگیده‌اند.

یکی از این جنگجویان جوان اهل حلبچه “کاروان جمال” است. در حلبچه به دیدار نسرین، مادرش رفتم.

کاروان دو سال پیش وقتی که ۲۴ ساله بود، به موصل رفت و به داعش پیوست.

نسرین نسخه شش سال پیش یکی از روزنامه های کردستان عراق را نشان داد.

در صفحه اول عکسی از کاروان بود که دستش را در اثر انفجار مین از دست داده بود. این حادثه کاروان را از نظر روانی تحت تاثیر قرار داده بود.

نسرین، مادر ۶۰ ساله کاروان، در بمباران شیمیایی حلبچه یکی از پسران خردسالش را از دست داد.

او که هنوز رخت سیاه عزای فرزندش را از تن در نیاورده حالا چشم به راه کاروان است.

می‌گوید، پارسال با پدر کاروان به موصل رفتند، اما داعش اجازه نداد فرزندشان را بازگردانند.

سه ماه پیش نیروهای امنیتی کردستان عراق، کاروان و چند همراهش را با جلیقه‌های انفجاری و سلاح‌های سبک در یکی از ایست‌های بازرسی کرکوک دستگیر کردند.

نیروهای امنیتی می گویند هدفش انجام عملیات انتحاری در اقلیم کردستان بود.
چگونه ممکن است فرزند یکی از قربانیان حلبچه، به داعش بپیوندد؟

نسرین می‌گوید کاروان مسجد می‌رفت و همانجا هم تفکراتش تغییر کرد.

بعضی از مساجدی که مادر کاروان از آن‌ها سخن می‌گوید، مسجدهایی هستند که گفته می‌شود منبرهایشان در اختیار امامان تندرو است.

آنطور که مردم محلی می‌گویند، تفکراتی که در این مسجدها تبلیغ می‌شد با آنچه مردم این منطقه از اسلام می‌شناختند تفاوت دارد.

اما حلبچه و مناطق کوهستانی اطرافش، مثل طویله و بیاره در نزدیکی مرز ایران، زادگاه طریقت نقشبندی است که برداشتی صلح جویانه و غیر سیاسی از اسلام دارد.

چه شد که تفکرات سلفی و وهابی به این منطقه نفوذ کرد؟

برای یافتن پاسخ راهی بیاره در نزدیکی مرز ایران و عراق شدم.

در بیاره به خانقاهی رفتم که محل تربیت و عبادت پیروان طریقت نقشبندی است.

پیروان این طریقت، مانند بسیاری از روحانیون مناطق کردستان عراق و ایران، اهل مدارا و اسلام غیر سیاسی هستند.

آنها میلیون‌ها مرید در مناطق کردنشین منطقه و سراسر جهان دارند. روحانیان این طریقت از تنش با دولت‌ها خودداری می‌کنند.

در این خانقاه با “ئامانج نقشبندی” از نوادگان شیخ سراج الدین نقشبندی ملاقات کردم.

او گفت که بعد از بمباران حلبچه، فضای مذهبی منطقه دچار تحول شد.

در آن زمان، به گفته او این منطقه زود فراموش شد. اما خیریه‌هایی از کشورهای عرب منطقه خلیج فارس برای کمک به حلبچه رفتند.

از جمله از عربستان سعودی، البته نه برای ساخت مدرسه و بیمارستان، بلکه بیشتر برای ساخت اماکن مذهبی.

مسجدی در حلبچه
مسجدی در حلبچه

ئامانج نقشبندی اعتقاد دارد که تفکرات سلفی و وهابی که ریشه اعتقادات گروه‌های سنی تندروی عربستان سعودی است از این طریق وارد مناطق کردنشین شد.

او می‌گوید، بعضی کشورهای عرب خلیج فارس میلیون‌ها دلار برای ترویج وهابیت و اندیشه‌های سلفی خرج کردند، و موفق هم بودند.

ظهور انصار الاسلام

آمریکا در سال ۲۰۰۱ میلادی به افغانستان حمله کرد.

حکومت طالبان، که در آن زمان افغانستان را به محل امنی برای جهادی‌ها تبدیل کرده بود سقوط کرد.

گروهی از نیروهای جهادی کرد، عرب، افغان و ترکمن، از راه ایران، از افغانستان رفتند.

مقصد آنان، شمال عراق بود؛ اقلیم کردستان که به نظر می‌رسید از تیررس ارتش آمریکا و متحدانش دور باشد.

یک روحانی تندروی کرد، در سازماندهی آنان نقش مهمی داشت.

نجم الدین فرج احمد شناخته شده به ملا کریکار. او یکی از جهادی‌های کرد عراق بود که سال‌ها در افغانستان و پاکستان جهاد و تدریس کرده بود.

او از شاگردان عبدالله عزام، روحانی تندرو سنی فلسطینی تبار در پاکستان بود که به پدر جهاد بین المللی شهرت داشت. اسامه بن لادن رهبر القاعده هم تحت تاثیر افکار سلفی-جهادی عبدالله عزام بود.

ملا کریکار که در سال ۱۹۹۱ میلادی به عنوان پناهنده به اسلو پایتخت نروژ رفته بود، همزمان با سقوط طالبان به عراق بازگشت.

او فرمانده نظامی حرکت اسلامی کردستان عراق بود. جنبشی اسلامی که بیشتر کنگره‌های آن در ایران برگزار می‌شد و از حمایت مالی و تسلیحاتی ایران برخوردار بود.

اما ملا کریکار در بازگشت به عراق، از حرکت اسلامی جدا شد و در سال ۲۰۰۱ به کمک همراهان جهادی مهاجرت کرده از افغانستان انصار الاسلام را تشکیل داد.

این گروه، حکومتی همچون طالبان در منطقه مرزی بیاره و خرمال، در مرز عراق و ایران تشکیل داد. سه سال حکومت کردند و در این مدت کتاب‌ها را سوزاندند، تلویزیون‌ها را شکستند و مردم را در ملا عام حد زدند.

در این دوران انصار الاسلام با پیشمرگه‌ها در جنگ بود. اما این گروه از کجا پشتیبانی می‌شد؟

ئامانج نقشبندی می گوید، آنها از ایران پشتیبانی می‌شدند.

در مصاحبه‌ای که با ملا کریکار در اسلو داشتم این ادعا را مطرح کردم. او ارتباط با ایران را رد کرد و گفت حتی ایران با گروهش دشمنی می‌کرده است

بمباران مواضع طالبان سال ۲۰۰۱ میلادیبمباران مواضع طالبان سال ۲۰۰۱ میلادی

سلفی‌ها در مناطق کردنشین ایران

سه سال پیش به سفارش وزارت کشور حسن روحانی گزارشی درباره رشد سلفی‌ها در مناطق کردنشنین ایران و عراق تهیه و منتشر شد.

این گزارش بسیاری از گفته‌های مردم بیاره را تائید می کند.

از جمله ورود جهادی‌های انصار الاسلام به ایران را پس از حمله آمریکا تایید می‌کند و می‌گوید آنان آشکارا تفکر خود را میان کردهای ایران تبلیغ می‌کردند.

گزارش وزارت کشور ایران می گوید داعش انشعابی از سلفی‌های این منطقه بوده است.

گزارش وزارت کشور ایران، فعالیت انصار الاسلام را در کردستان ایران تایید می‌کند
گزارش وزارت کشور ایران، فعالیت انصار الاسلام را در کردستان ایران تایید می‌کند

سئوال اینجاست که چرا جمهوری اسلامی ایران از گروه های تندرو سنی حمایت کند؟

بعضی از تحلیل‌گران می‌گویند موفقیت آمریکا در عراق، خطری برای آینده حکومت ایران بود.

برای همین هم دستگاه‌های اطلاعاتی و نظامی ایران، از بعضی از نیروهای مخالف آمریکا در عراق حمایت کردند.

بسیاری از احزاب قدیمی کرد مخالف جمهوری اسلامی ایران چپگرا و سکولار هستند. اما امروز صدها روحانی کرد افکار سلفی را در میان جوانان این منطقه ترویج می دهند.

در گزارش تهیه شده به سفارش وزارت کشور ایران هم آمده است:

“متاسفانه شاهد نسل جدیدی از روحانیون کرد هستیم که هیچ شباهتی با روحانیون سنتی که مشهور به مدارا و تساهل بودند ندارند.”

بعضی از احزاب کرد مخالف، حکومت ایران را متهم می‌کنند که عمدا به گروه‌های سلفی میدان داده تا در این مناطق رشد کنند با این هدف که هواداری از گروه‌های چپگرای سکولار کاهش پیدا کند.

اگر تبلیغات گروه‌های سلفی را زمینه ساز نفوذ این تفکر در مناطق کردنشان ایران بدانیم، با قدرت گرفتن داعش در همسایگی ایران، این پیش زمینه، امکان جذب نیرو را برای داعش فراهم کرده است.

کردهایی که به داعش پیوستند

اکثر جوانان کردی که به داعش پیوسته‌اند از مناطق مرزی بین ایران و عراق هستند، جایی که انصار الاسلام آنجا بود.

درمیان آنان سه چهره شناخته شده وجود دارد.

خطاب الکردی

بازوی داعش در این منطقه، خطاب الکردی بود. یکی از اعضای این گروه که اهل حلبچه بود. او نقش مهمی در جذب جوانان کرد ایرانی و عراقی داشت.

خطاب الکردی که عضو انصار الاسلام بود، بعد از حمله آمریکا به این گروه در سال ۲۰۰۳ به مناطق کردنشین مرزی ایران رفت.

پس از ظهور داعش او به سوریه رفت و فرمانده گردان “صلاح الدین” داعش شد.
همگی اعضاء این گردان کرد بودند.

خطاب الکردی یکی از فرماندهان داعش بود که در محاصره کوبانی نقش مهمی داشت. او در سال ۲۰۱۵ در کوبانی به دست نیروهای کرد سوریه کشته شد.

سریاس صادقی

سریاس صادقی یکی از اعضاء تیم داعش بود که در عملیات تهران نقش مهمی داشت، او از اهال پاوه بود.

فعالیت‌های سریاس صادقی در پاوه بر کسی پوشیده نبود. حدود سه سال پیش، حزب دمکرات کرستان “حدک” در گزارشی از سریاس صادقی و چند تن دیگر نام برد.

در این گزارش آمده بود که او آزادانه مقابل چشمان نیروهای امینتی ایران برای داعش تبلیغ و یارگیری می‌کرد.

محمد ابراهیمی

محمد ابراهیمی، جوانی از شهرستان کامیاران بود. جایی که سال‌ها محل فعالیت گروه‌های اسلامی کردستان عراق بود.

محمد ابراهیمی در کامیاران بیشتر اوقاتش را صرف بازی‌های کامپیوتری و شرط بندی می کرد. او به “حمه شرطی” شهرت داشت.

سه سال پیش او به داعش پیوست و در ویدیوهای تبلیغاتی این گروه ظاهر شد و پیشمرگ‌های اسیر را سر برید.

با نگاهی به روند ظهور داعش از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۳ میلادی می بینیم که بعضی از گروه‌ها و افرادی که زمانی در ایران بودند، بعدها نقش مهمی در تاسیس داعش داشتند
مانند بعضی از اعضای سابق انصار الاسلام.

سندی برای اثبات اینکه حکومت ایران، به صورت سازمان یافته از گروه‌های سلفی در مناطق کرد نشین حمایت کرده باشد در دست نیست. گزارش تهیه شده به سفارش وزارت کشور ایران، تنها تصویری از حضور مبلغان این تفکر در این مناطق می‌دهد.

اما آنچه مخالفان حکومت ایران در مناطق کردنشین ایران و عراق می‌گویند این است که در مناطقی که به شدت تحت کنترل دستگاه‌های امنیتی ایران است، و حتی اصلاح طلبان هم برای فعالیت با مشکل مواجهند، گروه‌های سلفی چگونه سال‌ها آزادانه و آشکارا فعالیت کرده‌اند؟

No responses yet

Jun 14 2017

۱۰ ماه زندگی با القاعده‌ای‌های ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: بهمن احمدی امویی

مرداد سال ۱۳۸۹ است. زندانیان «القاعده» تعدادشان زیاد شده است. حدود ۱۰ نفرشان از بچه‌های کردستان ایران وَ بسیار جوان هستند. مسن‌ترینشان به‌زحمت ۲۴ یا ۲۵ سال سن دارد. خیلی مصمم و پرانرژی نشان می‌دهند. روزی پنج نوبت نماز جماعت می‌خوانند. رئیس بند، دستور داده هر دو نفرشان را در یک اتاق نگه دارند؛ بلکه روابطشان با هم کمتر شود. اما به خاطر تعمیرات ساختمانی در تمام بند ۳۵۰، همه‌چیز بلبشو است و از آزادی عمل بیشتری برای رفت وآمد و دیدن و نشست و برخاست، برخورداریم. آن‌ها هم مدام کنار هم هستند. رفتار تشکیلاتی القاعده‌ای‌ها و چهره‌های نامونس آن‌ها با ریش‌های بلند، موجب ترس برخی از زندانی‌ها شده است؛ به‌ویژه وابستگان انجمن پادشاهی. مرتب در گوش هم پچ‌پچ می‌کنند و کاملاً از آن‌ها می‌ترسند؛ سعی می‌کنند تا جایی که ممکن است با آن‌ها رودررو نشوند.

کمتر با زندانی‌های دیگر ارتباط دارند. در واقع اصلاً ارتباطی ندارند. فقط زمان خواب آن‌ها را می‌بینی که از دیگر دوستانشان جدا شده و هر کدام به اتاق خود می‌روند. تا حالا یکی دو درگیری بین آن‌ها و جوانان زندان روی داده است. پس از مدتی مسئولان زندان به این نتیجه رسیدند که آن‌ها در یک جا وکنار هم باشند. اتاقی که قبل از این فروشگاه و کتابخانه بود، با خراب کردن دیوار حائل، تبدیل به یک اتاق نسبتاً بزرگ شد؛ این اتاق با ۱۴ تخت سه طبقه به ۱۰ نفر از زندانیان القاعده اختصاص داده شد و توافق شد ۱۴ نفر از بچه‌های سیاسی اتاق‌های دیگر هم به آنجا بروند، تا از شلوغی زیاد اتاق‌ها کم شود. در هر اتاق گاه تا ۳۵ نفر زندگی می‌کنند. نزدیک ۲۰ نفر تخت دارند و بقیه «کف‌خواب» اند؛ کف‌خواب اصطلاحی است مخصوص زندان‌ها. علاوه بر خوش‌شانسی، باید از امتیاز زندانی باسابقه هم برخوردار باشی که تختخواب نصیبت شود. بعضی‌ها تا چند ماه منتظر می‌مانند که تختی گیرشان بیاید. در بندهای دیگر که زندانیان عادی نگهداری می‌شوند، تخت‌ها تا ۶۰۰ هزار تومان فروخته می‌شود؛ خریدوفروش تخت برای بعضی‌ها درآمدزا است. برخی با روابط و زدوبندی که دارند، تخت را به یک زندانی می‌فروشند و دو سه روز بعد، ترتیب انتقال آن فرد را به سالنی دیگر می‌دهند تا دوباره تخت را به یک زندانی دیگر بفروشند.

تا پیش از این، رئیس بند، اعتنائی به خواسته‌های زندانیان سیاسی نداشت. بارها نسبت به وضعیت بهداشتی، شلوغی اتاق‌ها و فضای موجود اعتراض شده بود. حتی جابه‌جایی بین اتاق‌ها را هم به‌راحتی نمی‌پذیرفت. اهتمام ویژه‌ای در جلوگیری از شکل‌گیری تشکل، گروه و دستهٔ فکری بین زندانی‌ها نشان می‌دهد؛ به‌همین‌خاطر مرتب ما را جابه‌جا می‌کند؛ اما حالا پذیرفته که ۱۰ نفر از زندانی‌های القاعده با آن ویژگی‌های خاص فکری، در یک اتاق جمع شوند. کسی حاضر نمی‌شد برود و با آن‌ها در آن اتاق زندگی کند. سرانجام من و «عبداللـه مؤمنی» و هشت نفر از زندانیان جنبش سبز، یک نفر از انجمن پادشاهی و سه نفر از زندانیان سیاسی کرد («متین ارجان»، تبعهٔ ترکیه، «رمضان احمد کمال» از سوریه و «رمضان سعیدی» ایرانی) پذیرفتیم تا با آن‌ها در این اتاق بمانیم. ترکیب جالبی است. همه نسبت به هم سوءتفاهم دارند. نبود درک متقابل، نبود پذیرش حداقلی دیگری و وجود کمترین میزان همراهی، در این جمع موج می‌زند. من دلم می‌خواهد با آن‌ها ارتباط بگیرم و در باره‌شان بنویسم. اما اصلاً راه نمی‌دهند. بچه‌های اتاق‌های دیگر، دو سه نفر باهم، از چهارچوب فلزی‌ای که حالا دری ندارد، به داخل اتاق سرک می‌کشند و با تعجب به ما نگاه می‌کنند تا بدانند که هنوز زنده‌ایم یا نه؟ همهٔ این‌ها شوخی و خنده است و نه جدی.

۱۰ نفر زندانی القاعده و ارتباط با آن‌ها سوژهٔ هر روزهٔ دیگر زندانی‌ها شده است. هر شب ساکنان اتاق‌های دیگر با ما خداحافظی می‌کنند و به کنایه می‌گویند: «به امید دیدار تا فردا!» عبداللـه رئیس اتاق است و به‌قول بچه‌ها باید روش امنیتی خاصی را برای حفظ خود در پیش بگیرد (همه این‌ها شوخی و برای وقت گذرانی است). من می‌گویم مثل «یاسر عرفات» شب‌ها در یک جا بخوابد و صبح از جای دیگر برخیزد. «کیوان صمیمی» از نخستین افرادی است که در خط مقدم خطر قرار دارد! چون خیلی گرمش می‌شود؛ معمولاً پیراهنش را درمی‌آورد و بدن پوشیده از مویش را نشان می‌دهد. زندانی‌های القاعده هم هر روز دراین‌باره هشدار می‌دهندکه این کارش درست نیست و جلویش را بگیرید و گرنه خودمان با او برخورد می‌کنیم.

یک روز اخبار ساعت ۱۴ تلویزیون، خبری خواند که بازتاب‌های آن برای همه جالب بود: «دو نفر در یک عملیات انتحاری در کابل، سه نفر از نیروهای ناتو را کشته‌اند.” زندانی‌های القاعده معترضانه گفتند: «جمهوری اسلامی به نفع آمریکا خبررسانی می‌کند. مگر می‌شود در دو عملیات انتحاری فقط سه نفر کشته شوند؟!» یکی‌شان با خوشحالی فریاد زد: «دو صفرش را انداخته‌اند. ۲۰۰ نفر مرده‌اند.» عبداللـه مؤمنی با خنده و شوخی گفت: «واقعاً گاهی جمهوری اسلامی مظلوم می‌شود. نه القاعده خبرهایش را قبول دارد و نه ما.» وقتی خبر یک اقدام تروریستی و انتحاری از تلویزیون پخش می‌شود، صدای تکبیر و الله اکبر آن‌ها بلند می‌شود. با هم روبوسی می‌کنند و شادی و پیروزی در چشمانشان موج می زند. از این بابت اعصاب ما خراب است و ناراحتیم. نمی‌دانیم چطور با آن‌ها رفتار کنیم که مشکلی پیش نیاید و وضعیت زندان را با ناراحتی و تنش و چالش بدتر نشود. تحمل دیوارهایی که تو را احاطه کرده و فشار آن دیوارها آدم را شکننده می‌کند.

عید مبعث در پیش است. از همین حالا با القاعده‌ای‌ها صحبت می‌کنیم تا آن‌ها را برای برگزاری جشن احتمالی آماده کنیم؛ اما راضی نمی‌شوند. نماینده‌شان می‌گوید: «ما به این چیزها اعتقاد نداریم. چرا باید جشن بگیریم؟! ما پیرو سنتِ قرآن هستیم. اگر باید جشن تولد بگیریم و این مهم است، چرا خود حضرت رسول هرگز برای خودش جشن تولد نگرفت؟»

آخر شب با عبدالله. خ که نمایندهٔ زندانیان القاعده است در مورد چگونگی دستگیری‌اش صحبت می‌کردیم. گفت: «واقعاً ظلم است. من فقط هشت آمریکایی کافر را کشتم؛ اما دولت ایران الان ۱۱ ماه است که مرا زندانی کرده است. این ظلم آشکار است. دولت ایران از یک طرف می‌گوید با آمریکا دشمن است، اما از طرف دیگر کسانی را که آمریکایی‌ها را در افغانستان می‌کشند، دستگیر می‌کند.» در «بوکان» دستگیر شده است. یواش‌یواش می‌خواهم با او طرح دوستی بریزم؛ شاید بتوانم خاطراتش را بنویسم. هرچند پذیرفتن حرف‌هایش سخت است و به‌قول بقیه دارد قپّی می‌آید.

رابطهٔ ما با اعضای القاعده رو به بهبودی است. دو قالی کهنه برای اتاق آوردند. فرصت خوبی برای نزدیکی بیشتر است. همه باهم شروع به شستن قالی‌ها کردیم. شوخی و خنده و کمی هم آب‌بازی بین دو “عبد اللـه “اتاق. عبداللـه مؤمنی رئیس اتاق یک و رئیس فراکسیون اکثریت و عبداللـه. خ نایب‌رئیس اتاق و رئیس فراکسیون اقلیت القاعده: لقب‌هایی که بچه‌ها به عنوان شوخی و خنده مطرح می‌کنند. متین ارجان آشپز فوق‌العاده‌ای است؛ با کمترین امکانات، غذاهایی می‌پزد که طعمشان را پیش‌تر تجربه نکرده‌ایم.

«علی تاجرنیا» که مسئول بهداشت اتاق است، میوه‌ها را بین بچه‌ها تقسیم می‌کند. بشقابی شامل موز، خیار و سیب. به هرکدام از ۱۴ نفرمان یک برش از این سه میوه می‌رسد. عبداللـه مؤمنی باحرارت، تند و بلند حرف می‌زند و همه‌چیز را با چاشنی‌ای از طنز و خنده مطرح می‌کند. می‌گوید که رئیس محترم اتاق یک است و معمولاً از بچه‌ها می‌خواهد که او را خودجوش تشویق کنند. این روزها ورد زبانش «درود بر شرفتان» است؛ اصطلاحی که تقریباً همه اعضای اتاق از آن استفاده می‌کنند.

صبح‌ها با صدای خنده و شوخی عبداللـه مؤمنی و شنیدن جملهٔ «یاران دبستانی و برادران ایمانی! صبح شما به‌خیر! مدیریت محترم اتاق، روز دلنشین و زیبایی را برای شما آرزو می‌کند. لطفاً بیدار شوید!»، از خواب برمی‌خیزیم. اولین کلمه‌هایش پس از صبح به‌خیر نیز «درود بر شرفتان» است.

۱۰ نفر زندانیان القاعده که در اتاق شمارهٔ یک با ما زندگی می‌کنند، از آن گروه القاعده‌ای‌هایی هستند که کمترین میزان آگاهی را دارند. تحلیل مشخصی از اوضاع و مبانی تئوریک که هیچ، سواد کافی هم ندارند؛ برداشتشان از قرآن نیز گاه خیلی برای ما عجیب به نظر می‌رسد. یکی‌شان تعمیرکار لوازم خانگی است، یکی مغازه‌دار و دو سه تای‌شان تحصیلات زیر دیپلم دارند. تنها وجه ممیزه‌شان این است که مثلاً فلانی ۲۹ جزء قرآن را حفظ است و بقیه کمتر از او. اهل خواندن داستان و رمان و شعر و یا کتاب‌های علوم اجتماعی نیستند. فقط قرآن می‌خوانند و حفظش می‌کنند. در روزنامه‌ها فقط دنبال جدول هستند و برنامه‌های تلویزیون را هم نگاه می‌کنند.

در روزنامه دنبال کلماتی می‌گردند که به نظرشان اسم خداوند است و آن را خیلی ظریف پاره می‌کردند. زندانی از روزنامه‌ها برای تمیز کردن سفره غذا، نشستن روی آن‌ها و تمیز کردن سرویس بهداشتی استفاده می‌کردند. از نظر القاعده ای‌ها این کار گناه است. این هم شده یکی از درگیری‌های هر روزه با آن‌ها. از بدشانسی، تعداد زیادی از روزنامه‌هایی هم که می‌آورند، روزنامه‌های سبحان و حمایت است و پر از اسم مقدس و آیه‌های قران. بعضی روزها روزنامه‌ها را می‌سوزانند تا از نظر آن‌ها ما کمتر گناه کنیم.

یک تیم والیبال دارند و بعد از ظهرها با بچه‌ها بازی می‌کنند. گاهگاهی هم دور هم می‌نشینند و بخش‌هایی از قرآن را که حفظ هستند تمرین می‌کنند. از اخبار و گزارش‌ها و حوادث روز دنیا فقط روی بمب‌گذاری‌های القاعده در عراق و افغانستان و خبرهای مربوط به گروه خودشان حساسیت نشان می‌دهند. یک بار دیدم که «جهانگیر» یکی از جوانان القاعده، شطرنج بازی می‌کند. «علیرضا ایرانشاهی» پرسید: «مگر شطرنج برای آن‌ها حرام نیست؟» گفتم: «نمی‌دانم.»

برخلاف قرار قبلی با رئیس بند، تعداد القاعده‌ای‌ها به ۱۷ نفر رسید. تعداد ما هم به حدود ۲۰ نفر رسیده است. روزی ۸ نوبت نماز جماعت در اتاق برگزار می‌شود. پنج نوبت بچه‌های القاعده و سه نوبت دیگران. بچه‌های جنبش سبز گاهی به بهشتی شیرازی و زمانی به محسن میردامادی اقتدا می‌کنند. اوضاع آشفته‌ای شده و کمترین میزان آرامش راداریم. حتی از اتاق‌های دیگر هم برای شرکت در نماز جماعت به اتاق ما می‌آیند. از آن‌طرف غذا خوردن هم سخت شده است. پیشنهاد دادیم که همه باهم دور یک سفره جمع‌شویم. من گفتم برای این‌که بیشتر به هم نزدیک شویم هرروز دو نفر شهردار باشند، یکی از ما و یکی از آن‌ها. آشپزی و غذا درست کردن هم همین‌طور. اما آن‌ها مخالفت می‌کنند. می‌گویند ما چون شیوه ذبح گوشت را نمی‌دانیم نمی‌خوریم و گاهی مرغ استفاده می‌کنیم. استدلالی که نمی‌توان برای آن دلیلی آورد. در حقیقت آدم می‌ماند که چه جوابی بدهد. جالب این‌که تا پیش‌ازاین که به القاعده ملحق شوند مثل بقیه مردم رفتار می‌کردند و حالا برای نشان دادن تمایز و هویت خود چنین چیزهایی را مطرح می‌کنند. شلوارهای گشاد که تا بالای قوزک پا می‌رسد، می‌پوشند. می‌گویند حضرت محمد گفته باید قوزک پا معلوم باشد. موقع نمازخواندن دست‌به‌سینه، هر دو پا به‌اندازه پهنای شانه باز و پنجه‌های پاها را به یکدیگر متصل می‌کنند. یک فلسطینی که فارغ‌التحصیل دانشگاه کیف اکران است و دو مصری هم به‌تازگی وارد زندان شده‌اند. مصری‌ها از ترکیه وارد ایران شدند و به پاکستان رفتند و پس از مدتی که وارد ایران می‌شوند، دستگیر می‌شوند والان منتظرند تا تحویل مقامات مصری داده شوند. یکی دو نفر هم از جمهوری آذربایجان هستند. می‌خواستند به عراق بروند که در ایران دستگیرشده‌اند. تعدادشان زیاد شده و مقامات تصمیم می‌گیرند آن‌ها را به یک سالن در زندان رجایی شهر کرج منتقل کنند.

تعدادی از بچه‌های اهل کردستان هم در میان ما هستند که به خاطر درگیری و برخورد مسلحانه با القاعده‌ای‌های کردستان دستگیرشده‌اند. ترکیب عجیبی داریم. یکی از آن‌ها می‌گوید وظیفه من شناسایی و ترور مقامات و مبلغان القاعده در کردستان ایران بود. او می‌گوید که دوستانش در کردستان عراق هم به‌شدت در حال مبارزه با آن‌ها هستند. برای همین گاهی هم درگیری و کتک‌کاری بین این دو گروه را شاهد هستیم. هر یک دیگری را به نابودی کردستان متهم می‌کند. تا حالا شاهد چند درگیری و بین آن‌ها بودیم.

حسین مرعشی می‌گوید:”آینده خاورمیانه از توی اتاق شما مشخص می‌شود. همه نوع آدم در آن هست. القاعده، مسلمان اصلاح‌طلب، سکولار، کرد وابسته به پژاک و پ.ک. ک، سازمان مجاهدین خلق و ضد مذهب.”خوب که به حرفش فکر می‌کنم، می‌بینم خیلی دقیق می‌گوید. این روزها در سراسر خاورمیانه جنگ، سوءتفاهم، نفی و عدم پذیرش یکدیگر، همه را به جان هم انداخته است.

به نظر می‌رسد در برخی از مناطق مرزی گرایش‌هایی به القاعده به وجود آمده است. هرچند ماه تعدادی از آن‌ها را که در زندان‌های شهرهای دیگر ازجمله ارومیه و سنندج نگهداری می‌شوند به اینجا می‌آورند و سپس به زندان «رجایی شهر» می‌فرستند؛ جوانانی عمدتاً از مناطق روستایی، باسواد و دانش اندک و بدون کمترین توان تحلیل و قدرت تشکیلاتی و سازمان‌دهی بالا و توان مالی نامحدود، به القاعده این امکان را می‌دهد که به‌راحتی جوانان بیکار، سرخورده و ناراضی را در برخی از مناطق مرزی جذب کند. خیلی از این جوانان ظاهراً برای ادامهٔ تحصیل و با استفاده از کمک‌های مالی القاعده و دیگر سازمان‌های پوششی‌اش، به مدارس مذهبی پاکستان می‌روند. آنجا با عقاید و تفکرات تندروتری آشنا شده و حتی برخی از آن‌ها تجربهٔ جنگ و درگیری در افغانستان و عراق را هم‌کسب می‌کنند. آموزش‌هایی که این‌ها می‌بینند قرائت جدیدی از اسلام سیاسی برای ایجاد حکومت اسلامی است.

هفتهٔ گذشته، چند جوان ۱۹ تا ۲۴ ساله که از نیروهای القاعده بودند، به میان ما فرستادند. این‌ها چندمین گروهی هستند که از زندان‌های متفاوت به اینجا می‌آورند و سپس به زندان رجایی شهر در کرج می‌فرستند. اینکه چگونه یک کردِ سنیِ شافعیِ ایرانی سر از سازمان القاعدهٔ سلفی که از عربستان و پاکستان تغذیه می‌شود، درآورده، خودش داستانی دارد. یکی از ویژگی‌های این گروه جدید القاعده، به‌نسبت قبلی‌ها، وجود دو جوان تحصیل‌کرده و دانشگاهی در میان ایشان است. از حدود ۵۰ نفری که در دو سال گذشته به اتهام وابستگی و گرایش به القاعده دیده‌ام، این دو نفر تنها تحصیل‌کرده‌هایی بودند که در میانشان وجود داشتند؛ مابقی عمدتاً از طبقات پایین جامعه بودند و ازنظر اقتصادی ضعیف. کارگر ساده، نانوا، دست‌فروش، واسطهٔ دست چندم بازار، خیاط، جوشکار و… . حداکثر سواد کلاسی آن‌ها به‌زحمت به دیپلم می‌رسید. چیزی که آن‌ها را به یکدیگر برتری می‌داد، تعداد سوره‌هایی بود که از قرآن از بر داشتند. پس از حملهٔ آمریکا به عراق، ایران خط واصل القاعدهٔ مقیم پاکستان و افغانستان و عراق شد و کردستان عراق و کردستان ایران هم مهم‌ترین مرکز تجمع و تبلیغ این گروه. گفته می‌شود، تعداد زیادی از مبلغان مذهبی آن‌ها در منطقهٔ کردستان ایران ساکن شدند؛ افرادی که ظاهراً معلم و مدرس قرآن و علوم دینی بودند. می‌گویند مقامات امنیتی و سیاسی ایران در ابتدا بر این باور بودند که میدان دادن به آن‌ها شرایطی را پیش خواهد آورد که از گرایش جوانان ناراضی کرد به گروه‌هایی مثل پژاک، پ.ک.ک و گروه‌های سنتی‌تر سیاسی چون کومله و دموکرات جلوگیری به عمل خواهد آورد. یکی از این‌ها می‌گفت: «جمهوری اسلامی فکر می‌کرد با دادن امتیازاتی به ما و امکان تبلیغ، در موقعیت خاصی، اگر از مرزهای غربی ایران، نیروهای آمریکایی و غربی اقدامی انجام دهند، می‌تواند روی کمک ما حساب کند. ضمن اینکه گسترش تمایلات سلفی تا حدودی زمینهٔ درگیری را بین کردها افزایش می‌داد و مردم منطقه را سرگرم این درگیری‌ها می‌کرد.» او افزود: «البته ما چون از همان ابتدا سیاست جمهوری اسلامی را متوجه شده بودیم، از امکان تبلیغی خوبی که داشتیم حداکثر استفاده را کردیم و اگر غربی‌ها به ایران حمله می‌کردند، به‌هیچ‌وجه به نفع ایران وارد عمل نمی‌شدیم.»

این دو جوان تحصیل‌کرده، تقریباً اولین کسانی از میان القاعده‌ای‌ها بودند که به‌نوبت دیگران راحت‌تر می‌شد با آن‌ها حرف زد؛ طوری که هم من بفهمم او چه می‌گوید و هم او بفهمد من چه می‌گویم و همین، گفت‌وگو را برای هر دو طرف راحت می‌کرد. دیگر نگران قطع شدن ناگهانی گفت‌وگو نبودم.

ایوب که اگر وقت پیدا می‌کرد تا ۱۲ واحد درسی دیگرش را بگذراند، از دانشگاه دولتی … مدرک مهندسی برق می‌گرفت، گفت عضو یک خانوادهٔ متوسط شهری است. سه برادر و دو خواهر دارد. خانواده‌اش را در عرف طبقهٔ متوسط شهری امروز ایران، نمی‌توان مذهبی نامید. جز پدرش، بقیهٔ افراد خانواده خیلی به ظواهر دینی و مناسک آن توجه ندارند و به فرایض دینی عمل نمی‌کنند. سردشت شهری چسبیده به مرز عراق و محل آمدوشد گروه‌ها و دسته‌های مختلف کرد فعال در منطقه است. نزدیکی‌اش به ارومیه هم بر موقعیت اقتصادی و اجتماعی آن می‌افزاید. ایوب می‌گوید پیش از دانشگاه و حتی تا دو سال اول آن، توجه خاصی به مسائل مذهبی نداشته است؛ اما کم‌کم با یکی دو محفل دانشجویی کرد در تبریز آشنا می‌شود. در یکی از این نشست‌ها توانست به افرادی نزدیک شود که به آن‌ها القاعده می‌گویند؛ هرچند خودش اسمی از القاعده نیاورد و به نظرم دراین‌باره پنهان‌کاری کرد.

از او پرسیدم: «چرا با این موقعیت و آگاهی به این گروه نزدیک شدی؟» جواب داد: «رفتار حکومت ایران و نوع نگاهی که به کردها دارد، کمک زیادی کرد که راه خودم را در پیوستن به این گروه ببینم. سنی بودن و کرد بودن ازیک‌طرف و وضعیت نامناسب اقتصادی و اجتماعی منطقه از سوی دیگر، ما جوانان را که خواهان شرایط بهتر و زندگی مناسب‌تری برای مردمان خود هستیم، به سمت گروه‌های کرد مخالف جمهوری اسلامی می‌برد؛ اما من راه خودم را در پیوستن به پژاک، پ.ک.ک، کومله یا دموکرات نمی‌بینم. آن‌ها نمی‌توانند خواسته‌های ما را محقق کنند. این گروه‌ها در میان مردم عامی جایی ندارند و الان گروه ما، تنها گروه در کردستان است که می‌تواند خواسته‌های مردم را تأمین کند.» او در ادامهٔ توضیحاتش می‌گوید: «من الان معنا و مفهومی در زندگی‌ام احساس می‌کنم که پیش‌ازاین از آن برخوردار نبودم.»

قدبلند است و خوش‌قیافه؛ زندگی اجتماعی خوبی داشته و در هر جمعی که بوده، موردتوجه قرارگرفته است؛ اما آشنایی‌اش با این گروه خاص، چیزی را وارد زندگی او کرده که قبلاً نداشته است. او حالا یک فرد مذهبی است و سه جزء قرآن را حفظ دارد. می‌گوید: «ما دنبال ایجاد حکومت اسلامی هستیم.» پرسیدم: «از چه راهی؟» جواب داد: «از سه‌راه تبلیغ، جهاد یا هر دو. روش ما بسته به موقعیت و شرایطی که در آن قرار داریم، متفاوت است.» اصرار داشت که بگوید: «من خودم به روش سوم یعنی تلفیق جهاد و تبلیغ معتقدم.»

اما گرایش به القاعده و چنین تفکراتی فقط در میان سنی‌ها نیست. یکی از جوانانی که اخیراً به اتهام ارتباط با القاعده دستگیرشده از بچه‌های بازار تهران است. شیعه‌ای که سنی شده و به آن‌ها پیوسته است. ظاهراً کمک‌های مالی زیادی به آن‌ها کرده است. اما مقامات زندان اجازه نمی‌دهند به سالن مخصوص بچه‌های القاعده برود. خودش می‌گوید می‌خواهند من را از آن‌ها دور کنند اما نمی‌توانند. می‌گوید که تعداد زیادی از بچه‌های بازار دنبال این کار هستند. نمی‌دانم چقدر درست می‌گوید.

کردستان همواره یکی از حزبی‌ترین و تشکیلاتی‌ترین مردم را در مقایسه با بقیه ایران داشته است. از سال ۱۳۷۶ به این‌سو همواره تفکر اصلاح‌طلبی بیشترین اقبال را در میان مردم کردستان و سیستان و بلوچستان داشته است. اما از شرایط اقتصادی و اجتماعی مناسبی ندارند و به نظر می‌رسد در طول تاریخ دولت مرکزی کمترین توجه را به آن‌ها داشته است. باید حاشیه با متن را پیوند زد.در شرایط بسیار خطرناکی قرار داریم؛ در همین کردستان خودمان دست‌کم با پنج شش گروه مسلح و مخالف یکدیگر مواجه هستیم. غیر از ارتش، سپاه، بسیج و نیروی انتظامی، کومله، دموکرات، پژاک و اخیراً هم القاعده و داعش. تصور اینکه بخواهد تغییراتی مسالمت‌آمیز به وجود بیاید، بدون اینکه اوضاع و احوال کشور خطرناک‌تر نشود، بسیار سخت است. اصلاً با این اوضاع و احوال چقدر می‌توان به وقوع کمترین تغییر مسالمت‌آمیز امیدوار بود؟ در صورت بروز هر نوع تغییر و تحول، کدام جریان، تفکر و جنبش اجتماعی می‌تواند همهٔ این اضداد را دورهم جمع کن

چچ

No responses yet

Jun 11 2017

داعش چگونه در کردستان ایران ظهور و نفوذ کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

ایران وایر: به گفته مختار هوشمند ظهور افکار سلفی جهادی در کردستان ایران به ۲۰ سال پیش برمی‌گردد، یعنی اواسط دهه ۷۰ شمسی.

آیدا قجر- شاهد علوی

در حمله تروریستی تهران که داعش مسوولیت آن را گرفت؛ چندین کرد وجود داشت. در ویدیویی هم که توسط خبرگزاری این گروه منتشر شد، به کردهایی اشاره می‌شود که در ایران فعالیت می‌کنند. آیا وجود تفکرات سلفی در کردستان و مناطق کردنشین ایران به سال‌ها قبل برمیگردد یا آن‌ها در ایران نوپا هستند؟ آیا شکل‌گیری آن‌ها در ایران با مقاومت جمهوری اسلامی روبه‌رو بوده است؟ حکومت ایران در مقابل وجود آن‌ها چه اقداماتی انجام داده است؟ این سوال‌ها را با مختار هوشمند، کارشناس گروه‌های بنیادگرای اسلامی کرد مطرح کردیم تا سابقه این نوع تفکر و دیگر جریان‌های سلفی را در مناطق کردنشین ایران بررسی کنیم:

تفکر سلفیت جهادی و تلاش برای تربیت نیروهای جهادی در کردستان ایران از چه زمانی به عنوان یک تفکر مذهبی اهمیت یافت؟

ظهور افکار سلفی جهادی در کردستان ایران به ۲۰ سال پیش برمی‌گردد، یعنی اواسط دهه ۷۰ شمسی. در این زمان، برای اولین بار تفکر سلفی جهادی در مناطق سنی‌نشین کردستان ایران طرفدارانی پیدا کرد. سه تحول مهم در منطقه در آن سال‌ها تاثیر تعیین‌کننده‌ای در تشکیل و ترویج این تفکر در کردستان ایران داشت: تشکیل امارت اسلامی طالبان در افغانستان. تشکیل کمپ‌های آموزشی القاعده در افغانستان – در این امارت اسلامی که موجب بازگشت دوباره اسامه بن‌لادن به افغانستان هم می‌شود- و در نهایت ظهور انصار الاسلام در مجاورت کردستان ایران، در منطقه اورامانات کردستان عراق.

در مقابل سلفیت جهادی که معتقد به پیاده کردن شریعت اسلام از راه جهاد است، سلفیت ارشادی را داریم که به کار تبلیغی مسالمت‌آمیز معتقد است. وضعیت این طیف در کردستان چطور است؟ آیا می‌توان گفت سلفیت ارشادی همچون تفکرات صوفیانه یا عارفانه در کردستان ایران سابقه تاریخی دارند یا ظهور این تفکر در کردستان به ظهور جنبش‌های نزدیک به اخوان المسلمین در کردستان، برمی‌گردد؟

سلفیت ارشادی از رهگذر «جماعت تبلیغ» از پاکستان و دیگر کشورها وارد ایران شد و به خاطر فعالیت‌های گسترده در بلوچستان، طرفدارانی میان بلوچ‌ها یافت. اما بنا به مستندات و مصادیق عینی، تنها پس از موضوعیت یافتن سلفیت جهادی میان سنی‌های کردستان ایران، سلفیت ارشادی طرفدارانی پیدا کرد. جهاد البته ممکن است برای سلفیان مرجه (ارشادی) هم در شرایطی اولویت بیابد اما به ندرت و با ملاحظه حساسیت‌های بسیاری تصمیم به جهاد می‌گیرند. به لحاظ تاریخی سلفیت ارشادی به محمد بن عبدالوهاب در عربستان برمی‌گردد که به تدریج در این کشور به سلفیت مرجه تبدیل شده است. شیوخ این نوع سلفیت کسانی چون ابن ئوسینین، ابن بن‌باز و شیخ آلبانی هستند.

سلفی‌های ارشادی چه میزان متاثر از تفکرات سیدقطب یا ابوعلا مودودی هستند؟

سلفی‌های مرجه کم‌تر تحت تاثیر سیدقطب هستند. بررسی تاریخ اخوان المسلمین نشان می‌دهد که شکل‌گیری و ظهور آن‌ها به حسن بنا برمیگردد که تاکیدشان بر تبلیغ و دعوت بوده است. استراتژی‌ها و مبانی فکری آن‌ها هم نشان می‌دهد که بیشتر به سلفیت مرجه یا ارشادی نزدیک بوده‌اند. پس از ظهور سیدقطب، مفاهیم تکفیر و جهاد در اخوان المسلمین مورد اهمیت قرار می‌گیرد و برای همین سلفی‌های جهادی را در جایی که به اخوان بازمی‌گردد می‌توان به سید قطب بازگرداند.

این مدعا درست است که ظهور و ترویج سلفیت در کردستان مشخصا به رویکرد نظام سیاسی حاکم برای تضعیف علایق ناسیونالیستی و تفکرات چپ برمی‌گردد؟

این مساله می‌تواند به طور کلی از فاکتورهای مهم موثر بر ظهور اسلامی سیاسی در کردستان ایران باشد، به خصوص وقتی بحث به شکل‌گیری احزاب و گروه‌هایی مثل مکتب قرآن و جماعت دعوت و اصلاح (شاخه ایرانی اخوان المسلمین) برمی‌گردد یعنی همزمان با پیروزی انقلاب ۵۷ و آغاز فعالیت‌های علنی احزاب ناسیونالیست کرد و چپ در کردستان. مکتب قرآن در ماه‌های اول انقلاب به جمهوری اسلامی نزدیک بود و حتی توافقی میان احمد مفتی‌زاده و آیت‌الله خمینی شکل گرفت که طبق این توافق اگر اسلامیست‌ها می‌توانستند باعث بیرون راندن جریان‌ها و گروه‌های چپ و کردی از کردستان شوند، جمهوری اسلامی با نوعی از خودمختاری اسلامی با مدیریت مفتی‌زاده و مکتب قرآن موافقت می‌کرد.

ظهور سیستم دفاکتو شبه مستقل در کردستان عراق و همزمان ظهور پ‌ک‌ک در ترکیه در اوائل دهه ۷۰ شمسی موجب تقویت حس ناسیونالیستی کردی در میان کردهای ایران می‌شود، در همین زمان احمد مفتی‌زاده از زندان آزاد و فضا برای فعالیت مکتب قرآن باز شد. گویی این گشایش تلاشی است برای مقابله با قدرت گیری علایق ناسونالیستی میان کردها. اما تنها دو سال پس از مرگ مفتی‌زاده، در سال ۱۳۷۳، این فضای باز برای مکتب قرآن بسته شده و موج سنگینی از بازداشت و برکناری امامان مساجد و اخراج معلمان نزدیک به این جریان آغاز شد. چه عواملی باعث تغییر رویکرد حکومت در مقابل مکتب قرآن شد و آیا این مساله هم تاثیری بر بروز سلفی‌گری در کردستان داشت؟

البته موج نخست سرکوب جماعت مکتب قرآن به اوایل دهه شصت برمی‌گردد؛ پس از هجرت فعالان وقت مکتب قرآن به کرمانشاه و تشکیل شورای شمس که احمد مفتی‌زاده در شکل‌گیری و تعیین اعضای آن خصوصا از میان افراد شاخص سنی‌مذهب در تهران تاثیرگذار بود، موج اول سرکوب اعمال می‌شود. اما موج دوم سرکوب که شما اشاره کردید، هنوز هم ادامه دارد. در حالی‌که مکتب قرآن جریان بسیار لیبرال اسلامی است و مشخصا پس از زندانی شدن مفتی‌زاده این جریان از لحاظ ایدئولوژیک تعدیل شده است. به طوری‌که مفتی‌زاده پس از آزاد شدن در یک سخنرانی به صراحت اعلام کرد مکتب قرآن به مسائلی چون تکفیر و وجود کافر در کل جهان قائل نیست. این موضع‌گیری در داخل این جریان انقلابی عقیدتی بود. این سرکوب‌ها موج جدیدی از ملی‌گرایی را در کردستان ایران در پی داشت.

چرا در حالی‌که خطر چپگرایی و ناسیونالیسم کردی مرتفع نشده بود، مکتب قرآن برای بار دوم سرکوب شد؟ آیا میدان دادن به سلفی‌ها در کردستان ایران از جمله به معنی تلاشی برای جایگزین کردن مکتب قرآن با یک جریان اسلامگرای افراطی در جنگ برای به حاشیه راندن ناسیونالیسم کردی بود؟

بله. بروز سلفیت در کردستان و میدان دادن به آن را نمی‌توان بدون در نظر گرفتن مساله به حاشیه راندن ناسیونالیسم کردی تحلیل کرد. اما اگر به طور مشخص به بحث حضور جریان‌های سلفی در کردستان بپردازیم باید به مساله حضور نیروهای انصار السلام در کردستان ایران بپردازیم. در سال ۲۰۰۱ در اقلیم کردستان عراق در نزدیکی حلبچه گروهی تندرو به نام انصار الاسلام به رهبری فردی به نام نجم‌الدین فرج احمد یا ملا کریکاردر منطقه تحت کنترل خودشان، امارت اسلامی بیاره را ایجاد کردند. این گروه در سلیمانیه و اربیل عملیات تروریستی انجام دادند و آدم سر بریدند. اینها تا زمان حمله امریکا در آن منطقه اعمال قدرت می‌کردند. در سال ۲۰۰۳ باقی مانده اعضای انصارالاسلام، یعی نیروهایی که از حمله امریکا به عراق و پاکسازی امارت اسلامی بیاره در اقلیم کردستان جان سالم به در برده بودند با چراغ سبز و مجوز جمهوری اسلامی وارد کردستان ایران شدند. تنها برخی از سران آنها مورد بازجویی‌های کوتاه قرار گرفتند و گروه پرشماری از آن‌ها در شهرهای مختلف کردستان ایران ساکن شدند. از همین مقطع شاهد ظهور جدی و گسترده سلفیت جهادی در کردستان ایران هستیم. همان‌طور که اشاره کردم تحولات منطقه‌ای مثل حاکمیت طالبان و القاعده در افغانستان و شکل‌گیری انصار السلام و حاکمیت آنها در بیاره بر ظهور تفکر سلفی در کردستان ایران موثر بود و حضور عملی جهادیست‌های انصار السلام در داخل کردستان ایران موجب همبسته شدن حلقه‌های کوچک سلفی در کردستان ایران شد و سلفی‌های جهادی کردستان ایران در اتحاد با باقیمانده انصار السلام چند گروه تشکیل می‌دهند. این گروه‌ها علنی و آگاهانه نهادهای تبلیغاتی را در شهرهای مختلف کردستان ایران بنا کردند. البته نباید فراموش کنیم که ابوالمعصب زرقاوی هم در سال ۲۰۰۱ از افغانستان و از مرز سیستان و بلوچستان وارد ایران شد. زرقاوی را کردهای سلفی جهادی به کردستان بردند و مدت هشت ماه در کردستان مهمان آن‌ها بود. جمهوری اسلامی یکبار زرقاوی را بازداشت و بازجویی کرد. او چند هفتهُ صبح‌ها در سقز و بوکان به بازجویی می‌رفت. سپس زرقاوی را از طریق مرز مریوان به منطقه‌ای در بیاره می‌برند که تحت سلطه انصارالاسلام بود. زرقاوی به کمک این نیروها به بغداد می‌رود و اولین گروه سلفی جهادی را در مناطق عرب‌نشین عراق با عنوان جیش محمد پایه‌گذاری می‌کند.

در این مقطع هنوز صدام حسین سقوط نکرده بود. یعنی صدام از این تحرکات مطلع بود؟‌

تمامی تشکیلات و تحرکات مخفی بود. پس از سقوط صدام، زرقاوی گروه بزرگ‌تری را به اسم توحید و جهاد تشکیل می‌دهد که بعدتر این گروه بزرگتر شده و به شاخه القاعده در عراق تبدیل می‌شود اما باقی مانده‌های انصار الاسلام که وارد ایران شده بودند، در اوایل بهار ۲۰۰۳ به سه دسته تقسیم می‌شوند. گروهی که به عنوان کتیبه فتح انصار السلام شناخته می‌شوند از بدنه اصلی انصارالسلام جدا شده و این گروه به فرماندهی هیمن بانی‌شاری و همراهی عمر بازیانی به مریوان می‌روند و در شهرک کانی‌دینار مستقر شده و با عده‌ای از سلفی‌های ایران دور هم جمع می‌شوند و تصمیم به انشعاب گرفته و گروه سلفی جهادی کردی به اسم کتائب القاعده کردستان را تاسیس می‌کنند. کتائب بعدا با زرقاوی بیعت کرد و هیمن بانی‌شاری و عمربازیانی و عده‌ای دیگر از آن‌ها به عراق رفته و به زرقاوی می‌پیوندند و مسوولیت‌هایی برعهده می‌گیرند. بقیه هم در کردستان ایران باقی ماندند تا تشکیلات را با تبلیغ، وسیع‌تر کنند.

این گروه‌ها چه فعالیت‌هایی در کردستان ایران داشتند؟ آیا فعالیت‌ها علنی بود؟

چندین نوع فعالیت داشتند. مثلا سال ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ شخصی به اسم مروان از اهالی منطقه دربندی خان کردستان عراق که پیش‌تر در انصار الاسلام مسوولیت نظامی داشت، مدیریت کمپ‌ آموزشی را داخل ایران نزدیک شهر سرپل ذهاب برعهده داشت. تخصص آموزگارهای این کمپ که کارشان آموزش سلفی‌های ایران بود، مسایل نظامی و ساخت بمب بود. پس از آماده‌سازی این سلفی‌ها از نظر تبلیغی، عقیدتی و نظامی در ایران، اینها از طریق مرزهای ایران وارد اقلیم کردستان عراق خصوصا حلبچه می‌شدند و عملیات انجام می‌دادند؛ عملیات‌هایشان بیشتر به صورت کمین گذاشتن برای نیروهای پیشمرگ یا مرزبانی کردستان عراق بود. چندین عملیات تروریستی هم در اربیل و سلیمانیه انجام دادند. مثل ترور ملابختیار، از سرکرده‌های اتحادیه میهنی کردستان ایران در سلیمانیه سال ۲۰۰۵ که البته ترور ناموفقی بود. جالب توجه این‌که، تمام این فعالیت‌هی تبلیغی، آموزشی و تردهای مرزی در کردستان ایران به شکل آشکارا و علنی انجام می‌شد. اگر هم مسایل امنیتی را رعایت می‌کردند از ترس جمهوری اسلامی نبود. نهادهای اطلاعاتی امنیتی جمهوری اسلامی کاملا این تحرکات را تحت نظر داشتند. همزمان با تشکیل کتائب قاعده در کردستان ایران، شاخه‌ای از انصارالاسلام هم در کردستان ایران همچنان فعال بود. اما به دلیل بیعت بیشتر سلفی‌های ایران با کتائب القاعده، شاخه ایران انصار الاسلام نتوانست طرفداران چندانی در میان سلفی‌های کردستان ایران پیدا کند.

تمرکز فعالیت این شاخه از انصار الاسلام ایران بود یا نیرو به داخل عراق ارسال می‌کردند؟

باقی مانده انصار السلام عراق در ایران چند دسته شدند. غیر از کتائب القاعده، گروهی دیگر که بیشتر سرکرده‌های انصار مثل ابوعبدلله شافعی بودند، پس از چند ماه بازجویی توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، توسط نیروهای امنیتی و سپاه پاسداران به مرز عراق برده شدند و به عراق بازگردانده شدند. آن‌جا هم پس از سقوط صدام، به طور مشخص در مناطق عرب‌نشین خودشان را با نام جدید انصارالسنه بازسازی کردند و البته پس از چند سال اسم خود را دوباره به انصار السلام بازگرداندند. این شاخه شکل‌گرفته انصار السلام در ایران، شاخه همان انصار السلام مادر بود که توانسته بود در کردستان عراق خود را بازسازی کند.

کتیبه‌های کردستان یا به قول شما کتائب قاعده از چه زمانی با جمهوری اسلامی مشکل پیدا کردند؟

دو بار شاهد انشعاب در کتائب القاعده کردستان بودیم. کتائب اولین فعالیت‌های نظامی و تروریستی خودش را در کردستان عراق و شهرهای اربیل و سلیمانیه و مناطق مرزی انجام داد که تا سال ۲۰۰۷ ادامه داشت. به باور سلفی‌ها، در نتیجه توافق ایران و اقلیم کردستان خصوصا به واسطه سپاه پاسداران که رابط‌ اصلی آن‌ها با جمهوری اسلامی بودند، به سلفی‌های ایران و کتائب قاعده برای خاتمه دادن به فعالیت‌هایشان در کردستان عراق فشار وارد می‌شود تا وادارشان کنند فعالیت‌هایشان را به افغانستان منتقل کنند. این توافق حاصل می‌شود اما در پی اعتراض بخشی از کتائب به این توافقات و تن دادن رهبری کتائب به خواسته سپاه، اولین انشعاب در کتائب اتفاق می‌افتد. در نتیجه این انشعاب، عده‌ای از سلفی‌های کردستان ایران و کردستان عراق از کتائب جدا شده و گروهی به اسم جنیش صلاح‌الدین را تشکیل می‌دهند. هدف جیش صلاح‌الدین ادامه روند قبلی کتائب بود و البته توانستند چند عملیات در مناطق مرزی کردستان عراق انجام دهند. مثلا به پایگاه پلیس و پیشمرگ در منطقه گرمک حمله کردند و جمعی را کشتند.

جمهوری اسلامی مانع فعالیت‌های جیش صلاح‌الدین در عراق نشد؟

جمهوری اسلامی بعد از انجام چند عملیات، به این‌ها برای توقف عملیا‌‌ت‌هایشان در کردستان هشدار داد. کتائب در توافق با سپاه قبول می‌کند به جیش صلاح‌الدین فشار بیاورد و موفق هم می‌شود. بعد از مدتی آن‌ها به ایران برگردانده شدند و بعد از خلع سلاح شدن، از بین رفتند. انشعاب دوم به سال ۸۸ برمی‌گردد. در ادامه اختلافات داخلی در کتائب، گروهی از سلفی‌های کردستان ایران معتقد بودند که مسوولان کتائب که بیشتر کرد عراقی بودند با نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی و سپاه ارتباط زیادی دارند و حتی پول دریافت می‌کنند. سلفی‌های کرد ایرانی می‌خواستند مسوولیت‌های کتائب را به دست گیرند اما با برخورد مسوولان کرد عراقی کتائب تصمیم به انشعاب گرفته و به صورت مخفیانه گروه توحید و جهاد را ایجاد کردند. این گروه از سال ۸۸ و بیشتر در جهت مخالفت با جمهوری اسلامی، شروع به فعالیت کرد. نزدیک به ۹۵ درصد از اعضای گروه توحید و جهاد ساکن و اهل سنندج و قروه و دهگلان و روستاهای اطراف آن بودند. عملیات‌هایی هم در این جغرافیا انجام دادند. البته برای تامین منابع مالی در همدان و زنجان به طلافروشی‌هایی حمله کردند و خوب چند نفری هم در جریان این عملیات کشته شدند. در کردستان هم ملا برهان عالی، امامت جماعت یکی از مساجد سنندج و ملا محمد شیخ السلام عضو مجلس خبرگان رهبری را ترور کردند. این گروه تقریبا تا سال ۱۳۹۱ در سنندج و اطراف آن فعالیت داشتند. در نهایت سه سال طول کشید تا نهادهای اطلاعاتی با همکاری سپاه و نیروی انتظامی به فعالیت این گروه پایان دهند.

در حال حاضر، گروه سلفی جهادی فعال داخل ایران داریم؟

الان فعالیت‌ها بیشتر زیرزمینی شده است، حتی فعالیت‌های تبلیغاتی را جمهوری اسلامی توانسته تحت کنترل خود درآورد. جمهوری اسلامی با تمامی این گروه‌ها چه انصار، چه القاعده‌ای، چه داعشی به یک شکل برخورد حداکثری می‌کند. البته در برخورد با داعشی‌ها شدیدتر برخورد می‌کند.

اما گفته می‌شود هنوز روحانوین سلفی مثل ملا محمد علوی در مساجد فعال هستند و دیدگاه‌های سلفی را تبلیغ می‌کنند …

قبل‌تر شاهد بودیم که پشت سر کسی ملا علوی پیش‌نماز روستای یک شبه در بوکان نزدیک به ۲-تا ۳ هزار نفر نماز می‌خواندند و حتی یکبار با او برخوردی نشد. حتی یک‌بار هم این ملا علوی به دادگاه احضار نشد. البته برخی هم مثلا ملا محمد برایی، ملا عثمان سقز، ملا هادی صالحی سقز، به دادگاه احضار شدند در حالی‌که کمتر از ملا محمد علوی و ملا عبدالهادی ارومیه تاثیرگذار بودند که با آنها برخورد نشده است. ملا علوی هنوز هم در سقز مسجد دارد اما مثل قبل تبلیغ نمی‌کند و خیلی محتاط شده است.

در اطلاعیه اطلاعات درباره حمله به تهران نام افرادی مثل سریاس صادقی آمده است که گویا مشخص بوده عضو داعش هستند، اما برخورد جدی با آن‌ها صورت نگرفته است…

جمهوری اسلامی می‌خواهد افراد مرتبط با گروه‌های اسلام‌گرا و سلفی جهادی ایران را ترک کنند. طی سال‌های اخیر بسیاری از سلفی‌های کردستان و مناطق سنی‌نشین ایران به افغانستان رفتند. مشخصا از سال ۲۰۰۷ تا این اواخر یعنی تا پیش از شروع بحران سوریه، خیلی از سلفی‌های ایران به هلمند افغانستان، در منطقه ریگستان، به شهری به اسم بارانچه رفتند که تحت کنترل مشترک طالبان و القاعده بود. نیروهای کرد از سنندج و استان‌های کردنشین بیشتر به آن‌جا می‌رفتند. نزدیک به ۶۰ نفر از آن‌ها هم کشته شدند. در خصوص عاملان حمله به تهران هم دو نفر از آن‌ها مدتی عضو داعش بودند، به سوریه رفته و به ایران برگشتند و سه ماه قبل هم از زندان آزاد شدند. یعنی برخوردی جدی با آن‌ها صورت نگرفته است. البته آن‌چه درباره ابوعایشه در اطلاعیه آمده دروغ است. هیچ‌کس به این اسم داخل ایران وبه دست نیروهای اطلاعاتی امنیتی ایران کشته نشده است. منظور از ابوعایشه در این اطلاعیه ، فردی به اسم فاتح کردستانی یا اسماعیل محمد اهل کردستان عراق است که از مسوولان رده بالای کرد داعش بود. او تابستان ۲۰۱۶ همراه با عده‌ای از کردهای داعش توانست به منطقه حلبچه نفوذ کنند و چند بار هم وارد کردستان ایران شدند. اما در نهایت ابوعایشه در درگیری با نیروهای حزب اتحادیه میهنی در حلبچه و داخل عراق کشته شد. ایده برنامه‌های ترورهای شبیه آن‌چه که در تهران شاهد آن بودیم، توسط ابوعایشه طراحی شده بود. این افراد ادامه‌دهنده راه و روش او هستند. در سایت‌های داعشی هم عملیات تهران را به ابوعایشه تقدیم کردند و از او به عنوان کسی یاد می‌کنند که آغازگر این حرکت بوده است.

در میان اسامی که منتشر شد کدام‌ها کرد هستند؟

چهار نفر از آن‌ها کرد و اهل پاوه و اطراف این شهر هستند. دو نفرشان یعنی فریدون و قیوم قبلا به داعش پیوسته بودند و سپس خودشان را با اظهار ندامت به جمهوری اسلامی تحویل دادند. البته از سایر مناطق ایران هم به داعش پیوسته‌اند. مثل بلوچ‌ها و از مناطقی چون تالش و ترکمن‌صحرا. مثلا یکی از سران مهم داعش در امور شرعی، شخصی به اسم سید محمد قریشی اهل روستای شلقون منطقه تالش است که البته به ایران برگشته و در یک سری مصاحبه هم بر ضد داعش موضع گرفته و خیلی علیه آن‌ها صحبت کرده است. من شنیده‌ام افرادی از شیعیان فارس هم با تغییر مذهب به داعش پیوسته‌اند.

آیا آماری از کردهای عضو داعش موجود است؟

این آمار نسبت به سال‌های قبل کم‌تر شده‌ است چون عده‌ زیادی از آن‌ها کشته شده‌اند. در این مدت حدود ۱۷۰ نفر ازکردهای ایرانی عضو داعش کشته و زخمی‌ شده‌اند. سرنوشت نزدیک به ۴۰ نفر دیگر از این‌ها مشخص نیست. احتمال دارد توسط داعش اعدام شده باشند یا برخی هم ممکن است داعش را ترک کرده و به گروه‌های دیگر پیوسته باشند. ۵۰ نفر هم از این‌ها به ایران بازگشته‌اند که اکثر آن‌ها آزاد هستند. البته ممکن است پس از حمله تهران این افراد دوباره بازداشت شوند. در کل به برآورد من، پس از ظهور داعش نزدیک به ۴۰۰ نفر از کردهای ایران در این سال‌ها برای پیوستن به داعش، به سوریه و عراق رفتند و به این گروه پیوستند.

No responses yet

Feb 23 2017

گزارش خبرنگار اعزامی ایلنا به مناطق مرزی غرب کشور؛پول بدهید، در تهران ابزار شنود، اسلحه و شوکر تحویل بگیرید

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی


ایلنا: مرد سرش را جلو می آورد و به آرامی می‌پرسد:” چیز خاصی مدنظر داری؟ ببین راحت باش، مشکل فرودگاه نداری، خودم هرچی بخوای تهران تحویلت می‌دم، شوکر می‌خوای؟”

ایلنا،یاسمن خالقیان: دما منفی پنج درجه و سرما به اندازه ای است که اعضای صورت را بی حس می کند؛ اما به نظر می رسد که آب و هوا برای ساکنین عادی است، مردها تنها با یک پیراهن و کاپشن هایی نازک در محوطه بازار قدم می زنند و زن ها هم لباسی شبیه به لباس مردها دارند؛ این تشابه حتی در شلوارها هم به وضوح دیده می‌شود؛ کردی، گل آلود و برفی. فروشنده‌های خیابان بساط کالاهای برقی را با کیسه هایی سفید پوشانده‌اند تا برف آسیبی به آنها نرساند، بازار پر از میوه‌های تازه است، رفت و آمد نسبتا روان و سکوت فضا را فریاد فروشنده‌ها می شکند:” ظرف زیر قیمت، پاسور، پاسور.”

21

“درخواست های مکرر ساکنین برای کولبری”

طبق قانون، افرادی که به عنوان انتقال دهنده کالا شناخته می شوند مشروط بر داشتن کارت تردد، می توانند اقدام به انتقال کالا از محورهای مرزی کنند؛ اما مساله اصلی این است که صدور کارت های تردد تا به امروز نتوانسته از بار بیکاری در مرزهای غربی کشور بکاهد، طبق گفته کارشناسان این تلاش به دو دلیل با ضعف مواجه بوده است. نخست به دلیل جغرافیای حساس مناطق مرزی و دوم بنا بر شرایط اقتصادی منطقه.

22

با نگاهی به وضعیت حاکم بر مناطق مرزی بخصوص در غرب کشور درخواست های مکرر ساکنین برای کولبری وجود دارد، کاری که چه رسمی و چه غیر رسمی مشکلات متعددی را برای کولبران به وجود می آورد. به خصوص در بخش غیر رسمی که موجب شده اغلب کولبرها یا به دلیل برودت هوا و یا مانع شدن مرزبانی با خطرات جانی دست و پنجه نرم کنند، شاید به همین خاطر است که در مسیرهای غیرقانونی هر نوع باری توسط واسطه‌ها به آنها تحویل داده می‌شود و کولبران فقط و فقط به دلیل مشکلات سخت معیشتی بدون هیچ پرسشی بار را به داخل مرزها حمل می کنند؛ تنها با دریافت ۵۰ تا ۷۰ هزار تومان که همین مساله موجب ورود برخی کالاها به کشور شده است که غیرقانونی و از نظر امنیتی با مشکلاتی همراه است.

20

“پاسور داری؟”  “آره.” “چیز دیگه ای به کارت میاد؟” “چی مثلا؟” “بیا دنبالم.” از بین بساطی‌ها عبور می کند، گاه سلامی می‌دهد و گاه با اشاره سر از کنار فروشنده‌ها رد می‌شود، از محیط بازار بیرون می‌رود و به سمت یک کوچه قدم بر می‌دارد. خانه درست در وسط کوچه قرار دارد، یک مرد مقابل در منتظر است و به محض باز شدن آن زودتر از همه به داخل حیاط کوچک خانه می‌رود. حیاط ۲ ورودی دارد و فضای آن را صدای خنده چند بچه پر کرده است. اتاق کوچکی در کنار حیاط است. مرد به سمت آن قدم بر می‌دارد:” بفرمایید اینجا.” فضای اتاق باموکت پوشیده شده و در گوشه اتاق یک کمد به چشم می خورد, مرد سریع بخاری را روشن می کند، فضا را بوی غذا و نفت پر کرده است.

19

“ببین به من بگو چی به کارت میاد.” مکث می کند. ” راحت باش، اینجا خونه خودمه، زن و بچه‌ام همینجا تو همین خونه زندگی می کنن.” بلند می شود و در اتاق را باز می کند, دو مرد وارد می شوند. حدود ۳۰ سال سن دارند. چند لحظه بعد دو عینک و چند شی مربع شکل و دو سوئیچ روی موکت می گذارند:” این عینک رو هرجایی میخوای بزن به چشات، از همه چی فیلم می گیره، صاف، شفاف.” خودکاری از جیب بیرون می آورد و می گذارد کنار دیگر اجناس. ” اینم هست، شاید برای فیلم گرفتن بیشتر به کارت بیاد، گرون هم نیست تو تعداد بده من بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ هزار تومن برات قیمت میزنم.” چند شئی مربع شکل درست کنار عینک جا خوش کرده اند، مرد یکی را بر می‌دارد:” این با سیم کارت به گوشی وصل میشه, هرجا باشه واضح همه صداهارو رو گوشی برات می فرسته، یه جورایی پخش مستقیم داره برات.” می خندد؛ اما با اشاره صاحبخانه خودش را جمع و جور می کند و یکی از سوئیچ ها را برمیدارد و می گوید:” اینم کارش همینه یه سیم کارت بهش می خوره و بعدم صدای جمعی که توش نیستی رو همون لحظه داری. این خوبیش به اینه که کمتر کسی بهش شک می کنه چون بالاخره تو هر جمعی چند تا سوئیچ باید باشه، اینو اگه بخوای ۲۵۰ هزار تومن برات قیمت می زنم.”

“سفارش بده,تهران تحویل بگیر”

جمعیت بیکار در اطراف مرز به خاطر شرایط جغرافیایی نه توان کشاورزی و نه توان دامداری دارند، برخی در مراکز صنعتی ایران فعالیت داشتند و موج فراگیر بیکاری موجب شد این افراد به مناطق خود بازگردند و در نهایت باز هم اقدام به کولبری کنند که تا به امروز ساماندهی نشده است.

صاحبخانه سرش را جلو می آورد و به آرامی می پرسد:” چیز خاصی مدنظر داری که چشات اینا رو نمی گیره؟ ببین راحت باش, مشکل فرودگاه نداری, خودم هرچی بخوای تهران تحویلت می دم, شوکر می خوای؟ از اون بی صداهاش, اسپری فلفل و گاز اشک آور هم هست, از اون سه کاره‌ها.” پارچه را از روی کمد کنار می زند و از پشت آن دو اسپری فلفل و دو مدل شوکر می آورد و برای اینکه مطمئن شوم کار شوکرها درست است با شوخی یکی را روی یکی از مردها امتحان می کند؛ البته با فاصله؛ اما به گفته مرد اسپری فلفل جایی برای امتحان ندارد؛ چراکه خطرناک است و اگر در جمع کسی آسم یا حساسیت خاصی داشته باشد با خطر مرگ مواجه می شود. شوکرها از ۸۰ هزار تومان تا ۳۰۰ هزار تومان قیمت دارند و اسپری فلفل دو مدل دارد که یکی ۳۰ هزار تومان و دیگری ۷۰ هزار تومان است؛ درحالی که قیمت آنها در تهران دو تا سه برابر این قیمت است.

کولبرها از نوع جنسی که حمل می کنند اطلاع ندارند

“خود شما بار حمل می کنید؟” “نه.” از اصرار به پاسخی بیشتر از این کلمه خوشش نمی آید. برای همین است که دوباره به معامله برمی‌گردد:” یه سری میان برای جنس بالاتر از شوکر, می‌فهمی که؟سفارش میدن, تهران تحویل میگرن اما خب هزینه باربری بالایی داره مثه این آت و آشغالا نیست, همچین حسابیه.”  “قیمت؟” “از هفتصد,هشتصد تا چند میلیون, خیلی‌ها میان تا کلکسیون کامل کنن, نه اینکه فک کنی میرن باهاش آدم بکشن, عشقشون اینه.” منظورش اسلحه است.

24

با توجه به اینکه وضعیت اقتصادی و سرمایه گذاری در این منطقه مطلوب نیست جمعیت  عظیم ساکن در مرز با مسئله بسیار مهمی به نام معیشت روبرو است. معیشت و امرار معاش از طریق کولبری در مرز و حمل محموله های تجارت مرزی نیاز به سرمایه آنچنانی ندارد و از سوی دیگر بسیار زود بازده به نظر می رسد، در نتیجه جمعیت عظیم ساماندهی نشده اقدام به نقل و انتقالات مرزی می کنند و بنا به گفته بسیاری از فروشندگان بازارهای مرزی حتی از ماهیت جنسی که حمل می کنند بی اطلاع هستند؛ یعنی اجناس بسته بندی شده توسط واسطه ها در آن طرف مرز به آنها تحویل داده می شود و در خاک ایران به واسطه های ایرانی تحویل داده می شوند و کولبرها تنها نقش حمل کننده را ایفا می کنند.

No responses yet

Jan 30 2017

سفری به اردوگاه احزاب مخالف مسلح کرد ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

بی‌بی‌سی: برای بیست سال احزاب سنتی کردستان ایران مبارزه مسلحانه را کنار گذاشته بودند. اما حدود دو سال است پیشمرگهای حزب دمکرات “َحدکا” به کوهستانهای مناطق مرزی با ایران بازگشته‌اند. صدای سلاحهای آنان در این منطقه دوباره شنیده می‌شود.

برای گفتگو با فرماندهان حدکا به یکی از اردوگاه‌های آنان در نقاط مرزی عراق با کردستان ایران رفتیم. در این اردوگاه گروهی ۵۰ نفره مسلح به سلاحهای سبک و آر پی جی حضور داشتند.

رفیق میری فرمانده نظامی این گروه بود. “در دو سال گذشته دسته هایی را از این منطقه به داخل خاک ایران فرستادیم. هدف ما ارتباط با مردم کرد است”.

مصاحبه ژیار گل با نخست وزیر کردستان عراق

حمله به دفتر حزب دموکرات کردستان در اربیل

ایران ‘مناطقی در اقلیم کردستان عراق را گلوله‌باران کرد’

در درگیری‌های دو سال گذشته ده ها تن از هر دو طرف، نیرو های سپاه پاسداران ایران و پیشمرگه‌‎های کرد کشته شده‌اند.

آقای میری می‌گوید: “برای بیست سال مبارزه مسلحانه را کنار گذاشتیم. نتیجه نداد. جمهوری اسلامی برای احقاق حقوق کردها حاضر به مذاکره نشد. رهبران ما روی میز مذاکره کشته شدند.”

در سال ۱۹۸۹ عبدالرحمن قاسملو رهبر پیشین حزب دمکرات کردستان ایران در هنگام مذاکره با نمایندگان جمهوری اسلامی ایران در وین، اتریش کشته شد. این حزب می گوید مذاکره برای صلح دسیسه‌ای از طرف جمهوری اسلامی برای کشاندن او به قتلگاه بوده است. اما جمهوری اسلامی هیچگاه رسما مسئولیت این ترور را به عهده نگرفت. سه سال بعد صادق شرفکندی جانشین آقای قاسملو نیز در برلین، آلمان ترور شد. دادگاه آلمان مقامات بلند پایه ایرانی را عاملان این قتل خواندند.

حدکا حدود دو سال است کمپینی با نام ‘راسان ‘ که به معنی ‘برخاستن ‘ است را شروع کرده است. مصطفی هجری دبیر کل حدکا می گوید: “هدف این کمپین نجات آزادی از زیر آوار استبداد در جامعە است.”

بعضی از مقامهای جمهوری اسلامی ایران احزاب مسلح کرد را متهم می کنند که به تحریک و حمایت قدرتهای منطقه جنگ مسلحانه را از سر گرفته اند. چند ماه پیش محسن رضایی فرمانده پیشین سپاه پاسداران، عربستان سعودی را متهم به حمایت از احزاب کرد کرد. آقای رضایی تهدید کرد اگر حکومت اقلیم کردستان از فعالیت این احزاب جلوگیری نکند، نیروهای ایرانی در داخل کردستان عراق عملیات تخریبی علیه آنان انجام خواهند داد.

آقای هجری اتهامات مقامات ایرانی را رد می کند و می گوید آنها از هیچ حکومتی در منطقه کمک مالی یا تسلیحاتی دریافت نمی کنند. او گفت: “جمهوری اسلامی ایران همواره مبارزات حق‌طلبانه کردها را وابسته به بیگانگان می خواند. نه تنها ما، تمام حرکتهای آزادیخواهانه مردم ایران را وابسته به بیگانگان می‌خواند. ما برای آزادی همه ملیتهای ایرانی مبارزه می کنیم.”

رهبران حدک می گویند آنان برای ایرانی فدرال مبارزه می کنند نه تجزیه خاک ایران.

حزب دمکرات کردستان ایران، حدکا، یکی از قدیمیترین احزاب کرد ایران است. چند سال پیش در این حزب انشعاب رخ داد و حزب دمکرات کردستان، حدک، از پیکره جدا شد.

عکسهای دو رهبر پیشین حزب دمکرات در جای جای اردوگاه پیشمرگه‌های حزب دمکرات کردستان ‘حدک ‘ و ‘حدکا ‘دیده می شوند. اردوگاه اصلی هر و جنگ تنها راه حل مسئله کردهای ایران نیست.

کمال کریمی عضو دفتر سیاسی حدک می گوید با میانجیگری برخی از کردهای عراق با نمایندگان جمهوری اسلامی ایران ملاقات داشته‌اند.

“سه سال پیش پیشنهاد دیدار با نمایندگان جمهوری اسلامی شد و شاید بیش از یک بار با آنها مذاکره کردیم. از آنجا که از ابتدا شک داشتیم آنها واقعا برای حل مسئله گفتگو کنند، پیشنهاداتی دادیم، که آنها قبول نکردند. آنها می خواستند تنها با حزب ما مذاکره کنند. اما ما خواهان حضور نمایندگان همه احزاب کرد ایرانی، باید در این گفتگوها بودیم. آنان قبول نکردند.”

شب یلدای امسال حدک مراسمی برای اولین شب زمستان و تولد عبدالرحمن قاسملو برگزار کرد. اما در خارج از سالن برگزاری مراسم دو بمب منفجر شد. بمب اول صوتی بود و به فاصله چند دقیقه بمب دوم که فسفری بود منفجر شد. ۵ عضو “حدک” و دو عضو نیروهای امنیتی کردستان عراق کشته شدند.

حدک می‌گوید این بمب‌گذاری بوسیله فردی نفوذی که بیش از یک سال به آنها پیوسته بود انجام شده و حال اطلاعات موثق دارند که به ایران بازگشته است. کمال کریمی می گوید، “با توجه به سابقه ترورهای جمهوری اسلامی، تهدیدهای فرماندهان نظامی، و تحقیقات و مدارک به دست آمده از دست داشتن جمهوری اسلامی ایران در این عملیات حکایت دارد.”

کمال کریمی عضو دفتر سیاسی حدک می‌گوید با میانجیگری برخی از کردهای عراق با نمایندگان جمهوری اسلامی ایران ملاقات داشته‌اند.

نچیروان بارزانی، نخست وزیر کردستان عراق نیز می گوید احتمال دست داشتن جمهوری اسلامی در انفجارها زیاد است اما مدرکی در دست نیست. حکومت این منطقه رابطه نزدیکی با ایران دارد.

آقای بارزانی گفت: “سیاست ما هیچ ارتباطی با فشارهای جمهوری اسلامی ایران ندارد. حزب دمکرات و احزاب دیگر باید به قوانین و مقررات اقلیم کردستان احترام بگذارند. نمی‌شود از خاک اقلیم کردستان برای عملیات نظامی علیه ایران استفاده کنند. ”

از آقای بارزانی پرسیدم آیا رهبران حدکا به آنها قول داده که به ایران حمله نکند او گفت: “می توانم بگویم آنها صد در صد قول داده اند، اما گفتگوها برای رسیدن به تفاهم مشترک ادامه دارد.”

کردستان عراق با مشکلات اقتصادی و سیاسی زیادی روبروست. رهبران این منطقه نمی خواهند با کشورهای همسایگان تنش داشته باشند. احزاب مسلح کرد ایرانی زیر فشار دولت این منطقه هستند تا از خاک کردستان عراق علیه ایران استفاده نکنند. اما حزب دمکرات کردستان ایران می گوید به اعزام نیروهایش به داخل ایران ادامه خواهد داد.

No responses yet

Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .