اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Oct 06 2019

احمد توکلی: دو مامور اطلاعات ۴۵هکتار زمین را تاراج کرده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

دویچه‌وله: عضو مجمع تشخیص از تبانی و تخلف چند دستگاه دولتی در جریان واگذاری غیرقانونی اراضی “نیاوران” به دو مامور وزارت اطلاعات استان قزوین خبر داده و خواستار رسیدگی قوه قضاییه به مزایده صوری و ویلاسازی در زمین‌های مربوطه شده است.

احمد توکلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و رئیس پیشین مرکز پژوهش‌های مجلس، در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضاییه، خواهان رسیدگی به تعدی دو مامور وزارت اطلاعات قزوین به اراضی زراعی “نیاوران” شده است. او می‌نویسد عناصری از اداره کل اطلاعات استان قزوین، به اراضی “نیاوران” چشم طمع داشتند و با نقض مکرر قانون مطامع خود را تعقیب کردند.

او شرح می‌دهد که موضوع به سال ۹۱ باز می‌گردد. زمانی که اداره کل راه و شهرسازی قزوین تصمیم گرفت ۹ قطعه از اراضی گبران قلعه موسوم به “نیاوران” به مساحت ۴۵هکتار در نزدیکی روستای نجف آباد در مسیر الموت را به طرح گردشگری اختصاص دهد: «به گواهی عکس‌های ماهواره‌ای آن زمان، اراضی یاد شده زیر کشت دیم بوده‌اند و معلوم نیست دولت بر چه اساسی مجوز تغییر کاربری و تبدیل اراضی به طرح گردشگری را داده است.»

در نامه توکلی آمده که آگهی مزایده واگذاری اراضی مربوطه، در ۲۹ تیر سال ۹۲ به روزنامه‌ “روزان” داده می‌شود که روزنامه محلی خوزستان است: «در حالی که اداره راه و شهرسازی بر اساس قانون مکلف به انتشار آگهی در روزنامه رسمی و کثیرالانتشار محلی بوده است… آیا شکی باقی می‌ماند که قصد، بی خبر گذاشتن متقاضیان احتمالی بوده تا دو مدیر اطلاعات متقاضی انحصاری باشند؟»

در نهایت زمین به همین دو مشتری واگذار می‌شود. به گفته توکلی این دو نفر در تعهدنامه‌ای به سازمان مسکن و شهرسازی قزوین اعلام کرده‌اند که کارمند یا حقوق‌بگیر دولت نیستند: «کارمند بودن خود را انکار کردند تا مشمول حکم ممنوعیت از معامله با دولت نشوند.»

توکلی می‌گوید تحویل‌گیرندگان اراضی، علاوه بر توسعه آن به دو برابر میزان موضوع قرارداد و تصرف اراضی همجوار، آن را به بیش از ۲۰۰ قطعه تفکیک کرده و برای ویلاسازی در اختیار افراد مختلفی از جمله کارکنان اداره اطلاعات قزوین، شهرداران و مسئولان وقت استان، قرار داده‌اند.

عضو مجمع تشخیص عنوان کرده که با وجود تذکرات مسئولان مختلف به این دو نفر، اقدامات غیرقانونی آنها ادامه یافت تا آنجا که در آبان ۹۶ مشاور دادستان کل و نماینده وزیر راه و شهرسازی در شورای حفظ حقوق بیت‌المال، علیه آنها شکایت کرد و خواستار برخورد دادستانی قزوین با این تخلف شد: «متاسفانه آقای علوی وزیر اطلاعات به جای تمکین به قانون و برخورد با متخلفین، در نامه‌ای به وزیر راه و شهرسازی از اقدامات برخی اعضای اطلاعات قزوین دفاع کرده و می‌گوید که اراضی مذکور فاقد قابلیت کشاورزی بوده و اعضای تعاونی مسکن با علایق شخصی و هزینه زیاد این اراضی را به واحدهای مناسب برای گردشگری تبدیل کرده‌اند.»

توکلی می‌گوید کمیسیون اصل ۹۰ مجلس و دادگستری قزوین قانونی‌بودن واگذاری این اراضی را تایید کرده‌اند. او اما به نام سازمان “دیده‌بان شفافیت و عدالت” از رئیس قوه تقاضا کرده که با ضابطان این قوه و “هر مسئول و کارمندی که در این تاراج دخیل بوده”، برخورد شود و مقصران به اشد مجازات برسند.

احمد توکلی در بخشی از نامه خود می‌نویسد: «با توجه به اینکه در این پرونده پای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی استان در میان است، ضروری است قوه قضاییه در این باره، حساسیت بیشتری نشان دهد و با سرعت در موضوع ورود کرده و با تعدی صورت گرفته برخورد لازم قانونی صورت دهد. فراموش نکنیم که وزارت اطلاعات به عنوان ضابط دادگستری مسئول حفظ امنیت و حقوق قانونی افراد است و باید به حق مالکیت احترام تام بگذارد.»

رئیس سابق مرکز پژوهش‌های مجلس پیش‌تر خواهان رسیدگی به چگونگی واگذاری اراضی زراعی هفت سنگان قزوین برای ویلاسازی به دست تعاونی مسکن کارکنان دادگستری قزوین شده بود.

No responses yet

Oct 04 2019

فساد در قوه قضاییه و “سایه کینه توزی” بر پرونده هنگامه شهیدی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سانسور,سیاسی

دویچه‌وله: از زمان روی کار آمدن ابراهیم رئیسی، پرونده فساد کارکنان دستگاه قضایی خبرساز شده است. هنگامه شهیدی، خبرنگاری که رئیس سابق قوه قضاییه را به فساد متهم کرده بود، همچنان در زندان است و اجازه مرخصی ندارد.

در حساب کاربری منتسب به خانواده هنگامه شهیدی در توییتر آمده است: «یکی از مقامات قضایی با بی اعتنایی به دستور رئیسی از اعطای مرخصی به هنگامه شهیدی مخالفت کرده و گفته صلاح نمی‌دام به وی مرخصی بدهم»

هنگامه شهیدی، روزنامه‌نگار، عضو حزب اعتماد ملی و از مشاوران سابق مهدی کروبی تیرماه سال گذشته بازداشت شد.

او اردیبهشت سال ۹۸ به جرم نوشته‌هایش در شبکه‌های اجتماعی و انتقاد از رییس سابق قوه قضاییه، صادق لاریجانی و همچنین درخواست گزارش عملکرد نه‌ساله‌ او مجموعا به ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شد. وکیل هنگامه شهیدی آن زمان اعلام کرد که موکلش یازده ماه تمام در سلول انفرادی بوده است.

هنگامه شهیدی، پیش از بازداشت یکی از نخستین خبرنگاری بود که در پیام‌هایی توئیتری، صادق لاریجانی را به فساد و بی‌کفایتی در دستگاه قضایی متهم کرده بود. برخورد قضایی سنگین با هنگامه شهیدی سکوت شماری از منتقدان صادق لاریجانی را به دنبال داشت.

اما پس از برکناری صادق لاریجانی و روی کار آمدن ابراهیم رئیسی بحث فساد در دستگاه قضایی ابعاد تاز‌ه‌ای به خود گرفت. ابراهیم رئیسی که اسفند سال ۹۷ ریاست قوه قضاییه را بر عهده گرفته، بارها بر مبارزه قاطع با فساد تأکید کرده است.

هنگامه شهیدی شش ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود

هنگامه شهیدی شش ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود

او هشتم مهر‌ماه مدعی شد که این قوه “دست کسانی که به بیت المال دست درازی کرده‌اند را نه از مچ، بلکه از بازو قطع می‌کند”. این سخنان رئیسی و قطعی شدن حکم ۵ سال زندان برای حسین فریدون، برادر حسن روحانی بازتاب گسترد‌ه‌ای در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی داشت.

بسیاری می‌‌پرسند تکلیف برادران لاریجانی چه می‌شود؟ یکی از این برادران، فاضل لاریجانی است که از دوران ریاست‌جمهوری محمود احمدی‌نژاد، اتهاماتی علیه او در پرونده رشوه‌خواهی مطرح است.

از آن مهمتر، اتهاماتی است که علیه رئیس سابق قوه قضاییه، صادق لاریجانی مطرح است. علاوه بر مطرح شدن دوباره ماجرای ۶۶ حساب بانکی متعلق به صادق لاریجانی، پای او به پرونده فساد علی‌اکبر اتباعی طبری هم کشیده شده است.

علی‌اکبر اتباعی طبری معاون اجرایی دفتر صادق لاریجانی بود و بر  طیف وسیعی از مجموعه‌های خدماتی، درمانی، رفاهی و اداری که استفاده از آنها برای کارکنان دستگاه قضایی رایگان است، نظارت داشت.

برخی از این مجموعه‌ها در دوره طبری ساخته شدند. به عنوان مثال ساخت‌وساز ۱۴ مجتمع قضایی تهران در سال ۱۳۹۴ و بیمارستان ۱۶۵ تختخوابی حوزه ریاست قوه قضاییه از جمله پرو‌ژه‌هایی هستند که تحت نظر طبری پیش برده شده‌اند. طبری که از او به عنوان یکی از مردان در سایه دستگاه قضایی نام می‌بردند، حال به اتهام فساد مالی در بازداشت به سر می‌برد.

پس از بازداشت او علیرضا زاکانی، نماینده پیشین مجلس ایران طبری را “بیچاره کننده دو رئیس قوه قضائیه” و “مایه بدنامی” و “زد و بند” خوانده بود. اکبر طبری در دوران ریاست هاشمی‌شاهرودی بر قوه قضاییه نیز مدیر کل امور مالی این قوه بوده است. خبرگزاری ایرنا این سخنان را منتشر کرده بود.

در واکنش به این سخنان، دفتر صادق لاریجانی که رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران است، فساد مالی معاون اجرایی سابق او “کذب محض” و “ابزاری برای پروژه تخریب” صادق لاریجانی خوانده بود.

دفتر آقای لاریجانی در جوابیه‌ای به خبرگزاری ایرنا، اعلام کرده بود که برخی از اتهامات مطرح در مورد معاون اجرایی حوزه ریاست قوه قضائیه “قبلاً در دادسرا بررسی شده و کذب بودن آن محرز شده بود”.

با این حال نه تنها طبری آزاد نشده است بلکه ۱۷ نفر دیگر که با پروند‌ه‌های فساد مالی دستگاه قضایی مرتبط هستند، از جمله بیژن قاسم‌زاده هم بازداشت شده‌اند.

بیژن قاسم‌زاده بازپرسی است که پرونده هنگامه شهیدی سال ۹۶ زیر دست او بوده است. هنگامه شهیدی در آن سال ۶ ماه در بند۲۴۱ حفاظت قوه قضاییه زندانی و در بازداشت انفرادی و محروم ازملاقات و تماس تلفنی بود.

او پس از آزادی، با انتشار این جزییات، دادستان تهران را به “کینه‌توزی شخصی” با خودش متهم کرد. او در نام‌های به رئيس‌دستگاه قضاییه نوشته بود که دادستان او را بدون هیچ مدرکی به ارتباط با کانال خبری “آمدنیوز” متهم کرده بود.

حال مخالف “یکی از مقامات قضایی” با مرخصی او، علی‌رغم موافقت رئیس‌قوه قضاییه، بار دیگر ظن برخوردهای شخصی با افرادی که به فساد مسئولان اشاره می‌کنند را تقویت کرده است.

محمد مساعد، روزنامه‌نگار و پژوهشگر، پیشتر در گفت‌وگویی با دویچه‌وله فارسی در مورد کمپین قوه قضاییه با شعار مبارزه با فساد، گفته بود: «رئیس‌قوه قضاییه تغییر کرده اما مدیران رده‌های پایین‌تر هنوز سر کار هستند.»

No responses yet

Oct 04 2019

در عراق چه خبر است؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: با گذشت تنها یک سال از نخست‌وزیری عادل عبدالمهدی، او اکنون با بزرگترین اعتراضات خودجوش در شهرهای مختلف عراق مواجه شده که از شهرهای شیعه‌نشین نجف و ناصره و کوت در جنوب تا خیابان‌های پایتخت و «منطقه سبز» بغداد را دربر گرفته است.

یکی از شعارهای رایج که طی سه روز گذشته از چندین هزار معترض عراقی شنیده می‌شود این است که «بغداد حرة حرة،‌ إیران، برة برة» (بغداد، آزاد، آزاد؛ ایران برو بیرون، بیرون).

سرکوب این اعتراضات تا امروز دست‌کم ۱۹ کشته و ۴۰۰ زخمی برجای گذاشته و پایتخت و چند شهر دیگر را به تعطیلی و وضعیت منع رفت‌وآمد کشانده است. اینترنت در بیشتر مناطق عراق نیز قطع شده، تمامی شبکه‌های اجتماعی به‌روی عراقی‌ها بسته شده و ایران نیز به خاطر این ناآرامی‌ها گذرگاه مرزی خسروی با عراق را بسته و گذرگاه چزابه را نیز برای ساعاتی مسدود کرد.

بسته شدن مرز در حالی صورت می‌گیرد که جمهوری اسلامی برای ارسال شمار زیادی از زائران مراسم اربعین به عراق مدت‌هاست برنامه‌ریزی کرده و این امر از نظر سیاسی برای مقامات ایرانی پراهمیت است. تا آغاز سفرهای اربعین به عراق حدوداً ۱۰ روز بیشتر باقی نمانده است.

برخلاف اعتراضات پیشین در عراق، این بار تظاهرات و تجمعات هیچ رهبری ندارد و از سوی حزب خاصی تدارک دیده نشده است. آتش اعتراضات این بار به صورت خودجوش شعله‌ور شده و اکنون دولت متعجب عراق ستادی تشکیل داده تا دلیل گسترش چنین سریع این اعتراضات به شهرهای مختلف کشور را بررسی کند.

تظاهرات‌های پیشین اغلب از سوی مقتدی صدر، روحانی و سیاستمدار شیعه، ترتیب داده می‌شد و پلیس این کشور در سرکوب معترضان از خود خویشتن‌داری نشان می‌داد. معترضان این هفته اما پشتیبان و وابستگی به گروهی ندارند و دولت در سرکوب آنها ارتش را وارد خیابان‌ها کرده و از تیراندازی مستقیم به جوانان ابایی ندارد.

بیشتر معترضان عراقی، جوانان و نوجوانان بیکاری هستند که به بیکاری ۲۵درصدی کشور، فساد دستگاه‌های دولتی و کمبود مزمن آب و برق اعتراض دارند. بیشتر این جوانان به دو دسته تقسیم می‌شوند: دانش‌آموختگان دانشگاه‌ها که دیگر امیدی به یافتن کار ندارند؛ و افرادی که به جبهه‌های مبارزه با داعش رفته بودند و پس از بازگشت به آنها شغل یا پاداشی داده نشده است. بیشتر معترضانِ نوجوان در انتخابات قبلی حتی واجد شرایط سنی رأی دادن نبوده‌اند و دولت فعلی را کاملاً از خود جدا می‌دانند.

جوانان عراقی می‌گویند که اکنون در این کشور «شغل‌فروشی» باب شده و هرکس که خواستار استخدام در ادارات دولتی یا شرکت‌های وابسته باشد باید مبالغ هنگفتی پول، گاه تا ۱۰ هزار دلار، بپردازد تا به او شغلی بدهند. آنها علاوه بر این به «پارتی‌بازی فرقه‌ای مذهبی» در استخدام‌ها هم اعتراض دارند.
اعتراض به «بازیچه ایران شدن»

یکی از موارد مهمی که در روزهای اخیر جرقه این اعتراضات را روشن کرده برکناری غیرمنتظره سپهبد عبدالوهاب الساعدی از منصبش به عنوان فرمانده نیروهای ضدتروریسم عراق بود. عبدالوهاب الساعدی به عنوان قهرمان پیروزی بر داعش شناخته می‌شود و بسیاری از معترضان می‌گویند که برکناری او توطئه‌ای است از سوی سیاستمداران عراقی مورد حمایت ایران.

ژنرال عبدالوهاب الساعدی و نیروهای او از سوی آمریکا آموزش داده شده‌اند و او و نیروهایش در عملیات‌های مهم، ازجمله بازپس‌گیری موصل از داعش، اهمیت اساسی داشته‌اند.

این هفته، نخست‌وزیر عراق بدون ارائه هیچ توضیحی عبدالوهاب الساعدی را از کار برکنار کرد و گفت که قصد دارد او را به وزارت دفاع منتقل کند. ژنرال الساعدی می‌گوید از دلیل برکناری‌اش بی‌خبر است و ترجیح می‌دهد بازنشسته شود تا این‌که به وزارت دفاع برود.

بسیاری در عراق بر این باورند که سیاستمدارهای عراقی مورد حمایت ایران از محبوبیت روزافزون الساعدی به هراس افتاده و او را کنار زده‌اند.

طی ۹ ماه گذشته، ۹ نفر از درجه‌داران ارشد ارتش عراق که در بازپس‌گیری استان‌های غربی و شمالی کشور از دست داعش نقش داشته‌اند عزل شده‌اند و بسیاری در این روند دست نیروی برون‌مرزی سپاه پاسداران را دخیل می‌بینند.

با بالا گرفتن تنش‌ها بین ایران و آمریکا، سفیر ایران در بغداد به تازگی در گفت‌گو با یک کانال تلویزیونی عراقی تهدید کرده است که در صورت حمله آمریکا به ایران، نیروهای آمریکایی در عراق «با پاسخی شدید» مواجه خواهند شد. همزمانی برکناری الساعدی با این تهدید برای بسیاری در عراق سؤال‌برانگیز شده است. ایرج مسجدی، سفیر ایران در عراق، مشاور سابق قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران است.

بسیاری از سیاستمداران عراقی نقش قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، و ابومهدی المهندس، یکی از فرماندهان مهم میدانی نیروهای شیعی عراقی مورد حمایت ایران، را در این قضایا برجسته می‌بینند. ابومهدی المهندس فرماندهی است که نیروهایش پس از سیل جنوب ایران در خوزستان مستقر شدند.

انتشار این اخبار و ترس از «برنامه ایران برای تضعیف ارتش عراق، در ارتباط با بالا گرفتن تنش با آمریکا» از سه روز پیش معترضان بسیاری را به خیابان‌ها کشانده است.

این معترضان به این‌که کشورشان بازیچه دعوای ایران و آمریکا شده اعتراض دارند و همچنین می‌گویند که بعد از این‌همه تلاش الساعدی در نبرد با داعش حق او نیست که با او این‌طور برخورد شود. در اعتراضات این چندروزه بسیاری از معترضان پوسترهایی از الساعدی را در دست دارند. تظاهرکنندگان می‌گویند ایران به طور خزنده در حال تضعیف ارتش و سوار کردن یک کپی از سپاه پاسداران، یعنی حشد الشعبی، بر امور مملکتشان است.

معترضان هم‌چنین بر این باورند که شبه‌نظامیان وابسته به ایران عامل سرکوب اعتراضات سال گذشته بصره هستند که حدود ۳۰ کشته به جا گذاشت. معترضان بصره کنسولگری ایران در این شهر را نیز به آتش کشیدند.

یک پست توئیتری توسط یکی از هواداران سپهبد عبدالوهاب الساعدی:

فساد

سازمان شفافیت بین‌الملل، عراق را در جایگاه دوازدهمین کشور جهان از نظر فساد اداری و دولتی رده‌بندی می‌کند. بنا بر گزارش‌ها از سال ۲۰۰۴ میلادی به این‌سو نزدیک به ۴۵۰ میلیارد دلار از دارایی‌های عمومی این کشور در چرخه فساد و اختلاس «گم شده است.»

بسیاری از معترضان در خیابان‌ها، نظام پارلمانی که از شانزده سال پیش در این کشور برقرار شده را بستر فساد می‌دانند. به گفته آنها این نظام، پول کشور را بین «دزدان» تقسیم می‌کند و فاسدان در این سیستم مناصب خود را به نسل بعدی فاسدان منتقل می‌کنند.

جمعیت ۴۰ میلیون نفری عراق همچنان با وجود دارا بودن ذخایر فراوان نفت در فقر و فاقه زندگی می‌کنند و زیرساخت‌های این کشور در وضعیت بسیار وخیمی قرار دارد.

دولت عادل عبدالمهدی از آغاز کار خود قراردادهای اقتصادی زیادی با طرف‌های خارجی امضا کرده است اما معترضان می‌گویند که پول این قراردادها به جیب افراد مشخصی می‌رود.

در هر صورت پس از شکست داعش و بازگشت ثبات نسبی به کشور، مردم عراق توجه خود را از مقوله امنیت به مسایل اقتصادی و استقلال سیاسی کشورشان متوجه کرده‌اند و این، کار را برای دولت‌های ناکارآمد این کشور دشوارتر ساخته است.

No responses yet

Oct 02 2019

نادر نوری‌کهن: می‌گفتند ما ۵ نفر را اعدام می‌کنند تا دل خانواده شهدا شاد شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر

ایران وایز: «قاضی شهریاری می‌گفت اطلاعات، فشار زیادی روی او گذاشته تا پرونده ما ۵ نفر باقیمانده دوباره تحویل اطلاعات داده شود تا آن‌ها ما را اعدام کنند. اطلاعات گفته بود آن‌ها باید جوابی برای خانواده شهدا و افکار عمومی داشته باشند. شهریاری می‌گفت من تلاش می‌کنم همه آزاد شوید اما باید صبر کنید، به آن‌ها یک ماه فرصت داده‌ام اگر مدارک و شواهدی دال بر گناه‌کاری شما دارند ارائه دهند، در غیر این صورت من شما را هم مثل بقیه آزاد می‌کنم. »

در بخش پایانی روایت «نادر نوری‌کهن»، از متهمان پرونده ترورهای هسته‌ای، او درباره‌ی دوره پس از پایان بازجویی‌ها و روزهای پس از آزادی از زندان صحبت می‌کند. آقای نوری‌کهن در بخش نخست درباره شیوه بازداشت و ۲۷ روز نخست بازجویی او در بند ۲۴۰ زندان اوین و در بخش دوم درباره ۴ ماه بازداشت، بازجویی و شکنجه‌هایش در زندان مخفی زیر نظر وزارت اطلاعات و در بخش سوم درباره اتهاماتی که به او وارد شد صحبت کرد. نادر نوری‌کهن سوم تیر۱۳۹۱ بازداشت شد و پس از ۲۵ ماه زندان، ۱۱مرداد ۱۳۹۳ آزاد شد، او قرار بود در سناریوی وزارت اطلاعات برای پرونده قتل‌های هسته‌ای، به‌عنوان افسر ارشد اطلاعاتی موساد با نام مایکل معرفی شود که اعضای تیم ترور دانشمندان هسته‌ای را جذب، سازمان‌دهی و هدایت کرده است.

قاضی پرونده شما «ابوالقاسم صلواتی» بود. اولین بار چه زمانی قاضی صلواتی را ملاقات کردید و در دادگاه چه گذشت؟

یک روز پنجشنبه یا جمعه، به نظرم اوایل مرداد ۱۳۹۲، برای اولین بار من را به دادگاه انقلاب نزد قاضی صلواتی بردند. روز تعطیلی دادگاه انقلاب بود. وارد اتاق دادگاه که شدم، صلواتی همین‌که من را دید گفت چطوری مایکل؟ گفتم من مایکل نیستم، کاری نکرده‌ام و بی‌گناهم. صلواتی گفت می‌دانی من کی هستم؟ گفتم نمی‌دانم. گفت صلواتی هستم، من را نمی‌شناسی؟ گفتم خیر. گفت در تلویزیون هم من را ندیده‌ای. گفتم تلویزیون ایران را نگاه نمی‌کنم. گفت البته مشخص است که تلویزیون ایران را نمی‌بینی. مکثی کرد و به سرتاپایم نگاهی کرد و گفت چرا لباس‌هایت این قدر کثیف است؟ چرا ریشت این قدر بلند است؟ گفتم آقای قاضی، در زندان به ما لباس نمی‌دهند، شما دستور بدهید لباس بدهند، من هر روز لباس‌هایم را عوض می‌کنم. اگر اجازه بدهند مرتب هم حمام برویم ریش‌هایم را هم کوتاه می‌کنم، من دوست ندارم ریش داشته باشم. صلواتی عصبانی شد و گفت: «یهودی کثیف اگر یک بار دیگر که می‌آیی اینجا ریش داشته باشی از همین پنجره پرتت می‌کنم پایین.
صلواتی یک برگه‌ای به من نشان داد و گفت این حکم اعدام توست. حکم اعدام‌ات صادر شده است. اصلا نیازی نیست اینجا بیایی و حرفی بزنی. بر اساس همین شواهد و مدارکی که این‌جا دارم حکم اعدام‌ات را صادر کرده‌ام. اما می‌خواهم فرصتی به تو بدهم. برگرد با بازجوهایت صحبت کن و چیزی درباره اسرائیل بگو که به درد ما بخورد که شاید من در تصمیم خودم تجدیدنظر کنم و اعدام‌ات را حبس ابد کنم. حالا گمشو برو بیرون. این اولین دیدار من با قاضی صلواتی بود و بعد من را به سلولم بازگرداندند.

دوباره قاضی صلواتی را دیدید یا دادگاهت همین چند دقیقه بود؟ بازجوها بعد از این‌که دیدند در دادگاه اعترافات را انکار کردی چه کار کردند؟

من را دوباره به خانه مبله وزارت اطلاعات بردند. این بار اجازه ندادند چشم‌بندهایم را بردارم. گفتند مسئولانی اینجا هستند که مایل نیستند، تو آن‌ها را ببینی. من را رو به دیوار نشاندند و چند نفر دور من نشستند. یکی گفت :شنیده‌ایم در دادگاه گفته‌ای بی‌گناهی؟ گفتم: بله، من بی‌گناهم و زیر شکنجه چیزهایی را که از من خواستید گفتم. همان یک نفر گفت دوباره تعزیر می‌شوی و دوباره همه چیز را خواهی گفت، چرا کار خودت را سخت‌تر می‌کنی؟ گفتم: نزدیک به دو سال است همین مسیر را می‌روید، من چرا در دادگاه کاری را که نکرده‌ام گردن بگیرم و اعدام خودم را قطعی کنم؟ یکی از آن‌ها گفت: تو را یکشنبه دوباره می‌بریم دادگاه، در دادگاه به صلواتی می‌گویی تو این کارها را کرده‌ای و همه چیز را به همین ترتیب که این‌جا گفتی گردن می‌گیری، بعد حکم اعدامت که می‌آید ما که باید اعدامت کنیم خبر اجرای حکمت را اعلام می‌کنیم اما اعدامت نمی‌کنیم و برایت خانه و اتومبیل هم فراهم می‌کنیم و برای ما کار می‌کنی.
گفتم: من خودم زندگی و کار و خانه و اتومبیل داشتم و دارم، به قول و قرار شما هم اعتمادی نیست، اعدام‌ام می‌کنید و اگر هم به فرض محال این کار را نکردید حتما باورتان شده عضو موساد هستم و از من چیزهایی خواهید خواست که من نمی‌توانم انجام دهم و دوباره به همین جایی برخواهیم گشت که الان هستیم. بعد از دو ساعت کلنجار رفتن باز من را به سلولم در ۲۴۰ منتقل کردند.

بعد از این جریان دوباره به دادگاه رفتید؟ به شما اجازه دادند وکیل داشته باشید؟

روز یکشنبه دوباره من را به دادگاه منتقل کردند. بیرون اتاق دادگاه منتظر نشسته بودم تا داخل برویم. آقایی کیف چرمی به دست، لاغر اندام و حدودا ۳۵ ساله آمد کنارم نشست. خودش را معرفی کرد اما اسمش یادم نمانده است، گفت من وکیل تسخیری شما هستم و در دادگاه از شما دفاع می‌کنم. گفتم هیچ وکالت‌نامه‌ای برای امضا به من نداده‌اند، اصلا شما بدون این‌که من را دیده باشید و حرف‌هایم را شنیده باشید و بدانید چه بلایی سر من آورده‌اند، چگونه از من دفاع می‌کنید؟ چرا زودتر سراغ من نیامدید؟ گفت من خیلی وقت است پرونده شما را می‌خوانم، می‌دانم جریان چیست. من پیشتر وکیل تسخیری بسیاری از دو تابعیتی‌های ایرانی امریکایی بوده‌ام و نجات‌شان داده‌ام. شما اتهامات وارده را بپذیر و بقیه‌اش را بسپار به من. البته این هزینه دارد، تقریبا ۱ میلیون دلار باید هزینه کنیم تا حکم اعدامت را حبس ابد کنیم و بعد هم عفو رهبری می‌خورید و می‌شود ۱۵ یا ۲۰ سال و بعد آزاد می‌شوید. حالا لازم هم نیست همه‌ این پول را هم یکجا و نقدی بدهی. گفتم: اصلا متوجه هستید چه می‌گویید؟ من چرا باید کارهای نکرده را گردن بگیرم؟ که تازه بعدش شما رشوه بدهی که جانم را نجات بدهی؟ من اصلا وکیل نمی‌خواهم. گفت من وکیل تسخیری هستم و در هر حال از شما دفاع می‌کنم.

بالاخره به درون سالن دادگاه رفتید؟ صلواتی برخوردش چگونه بود؟

بله بعد از مدتی وارد سالن دادگاه شدیم، بعد از قرآن خواندن، نماینده دادستان کیفرخواست را قرائت کرد و گفت من یهودی و مامور موساد هستم و عمده اتهامات را همان‌طور که در بازجویی‌ها ردیف کرده بودند، خواند. بعد قاضی صلواتی به من گفت هیچ دفاعی داری؟ وکیل گفت دفاع می کند که من گفتم خودم دفاع می‌کنم. گفتم نه مایکل هستم، نه یهودی و نه مامور جایی هستم. به شدت شکنجه شدم، همین الان که دارم این‌جا صحبت می‌کنم تیک عصبی دارم که می‌بینید، لرزش دست و پا دارم و حالم اصلا خوب نیست که از عوارض شکنجه است و آن‌چه نماینده دادستان می‌گوید اعترافات زیر شکنجه است و من واقعا کاری نکرده‌ام. صلواتی گفت: این‌جا صدها صفحه اعترافات تو موجود است که با دست‌خط خودت و خیلی روان و تمییز نوشته‌ای، کسی زیر شکنجه باشد نمی‌تواند این قدر تمییز و دقیق بنویسد. گفتم آقای قاضی، این‌ها را بارها و بارها نوشته شده و غلط‌گیری شده و پاره شده و بعد که متن مورد نظر متناسب با سناریوی بازجوها درآمده است به من گفته‌اند بنشین و تمییز و بدون غلط بنویس. به صلواتی گفتم هر برگه از این اعترافات تاریخ دارد و همه هم در اتاق‌های بازجویی که دوربین مداربسته دارد نوشته شده است. شما اگر دستور بدهی فیلم یکی از این روزها را برای بازبینی به شما بدهند، درخواهید یافت چند بار این کاغذها دوباره نویسی شده و چند بار بازجویان خودشان اسامی را به من داده‌اند و به من برای نوشتن خط داده‌اند. من نزدیک چهل دقیقه از خودم دفاع کردم و قاضی گفت این موارد را بررسی می‌کند و دادرسی ادامه خواهد داشت و باز به دادگاه احضار خواهم شد.

پس از برگزاری جلسه نخست دادگاه، شما را دوباره به سلول‌تان در بند ۲۴۰ بازگرداندند. باتوجه به این‌که شما منکر اعتراف‌ها شدید، بازجویان دوباره سراغ‌تان نیامدند؟

نه. اما کمتر از یک‌ماه پس از آن جلسه دادگاه، یک روز یکی از نگهبانان بند خبر داد که حکم اعدام من صادر شده است و به زودی اعدام خواهم شد. من نمی دانستم دروغ می‌گوید و عملا همه چیز را پایان یافته می‌دانستم و منتظر اجرای حکم اعدام بودم. از نگهبان پرسیدم حکم چه ساعتی اجرا می‌شود. گفت احکام اعدام صبح‌ها ساعت ۵ صبح اجرا می‌شود. من از وحشت اجرای حکم، شب‌ها خوابم نمی‌برد و تا ساعت ۵ صبح منتظر بودم بیایند در سلول را باز کنند و من را برای اعدام ببرند. هر شب که به صبح می‌رسید خوشحال می‌شدم که یک روز دیگر زنده مانده‌ام. هر صدای پایی در طول شب برای من به معنای صدای پای ماموری بود که برای بردن من به محل اعدام آمده است. دوره بسیار وحشتناکی بود، این بی‌خوابی هنوز با من است.

این وضعیت بلاتکلیفی و انتظار برای اعدام چه مدت طول کشید؟

این وضعیت بیش از ۲۰ روز ادامه داشت تا این‌که روزی سراغ من آمدند و من را به اتاق بازجویی در بند ۲۰۹ بردند. دو نفر آن‌جا بودند که پیشتر ندیده بودم، گفتند چرا در پرونده شما و در اعترافتتان این همه تناقض دیده می‌شود؟ من که پس از شنیدن خبر دروغ صدور حکم اعدامم، بیش از پیش به هم ریخته بودم و در واقع دیگری نه چیزی برای از دست دادن داشتم و نه امیدی برای نجات یافتن، صدایم را بلند کردم و با داد و فریاد گفتم دیگر چی از من می‌خواهید؟ هرچه را که خواستید گفتم و الان هم که به من اعدام داده‌اید، قرار است به چه چیزی دیگری اعتراف کنم؟ گفتند ما برای کمک کردن به شما آمده‌ایم و حکم اعدامی هم صادر نشده است. سعی کردند آرامم کنند و گفتند چند روز دیگر دوباره پیش من می‌آیند. چند روز بعد دوباره آمدند، برخوردشان خوب بود و گفتند می‌خواهیم کمک کنیم، گفتند که گروه قبلی از پرونده کنار گذاشته شده است و ما گروه جدیدی هستیم و می‌خواهیم کمک کنیم. گفتم من اطلاعاتی ندیده‌ام کمک کند. اما به هرحال خودتان می‌توانید فیلم‌ها را ببینید. من به شدت شکنجه شده‌ام و مجبور شدم علیه خودم به دروغ اعتراف کنم. این‌ها به حرف‌های من گوش دادند و گفتند وضعیت شما به زودی تغییر می‌کند. تنها حقیقت را به ما بگو. من هم داستان را به طور کامل برای‌شان گفتم.

پس از این تحویل پرونده به تیم جدید، قاضی پرونده هم عوض شد؟

چند روز بعد از این دیدار، من را به یکی از ساختما‌ن‌های دادسرای شهید مقدس اوین بردند. قاضی «محمد شهریاری»، سرپرست دادسرای جنایی تهران، آن‌جا بود. قاضی شهریاری به من گفت پرونده شما و دیگر متهمان ترورهای هسته‌ای را به من سپرده‌اند، ما می‌دانیم شما بی‌گناه هستید و برای این‌که این پرونده جمع شود و شما آزاد شوید باید با ما همکاری کنید. از آن روز به بعد، نزدیک به دو ماه هر هفته، چند روز ما را به آن‌جا می‌بردند و ما تمام آن‌چه را رُخ‌ داده بود از اول تا آخر دوباره روایت کردیم. این بار اما شکنجه و فشاری در کار نبود و ما واقعیت آن‌چه را بر سرمان آمده بود می‌نوشتیم. من از همان بار دوم که به آن‌جا برده شدم، بچه‌های دیگر همین پرونده را هم دیدم. خیلی‌ها را دیدم و برخی را از روی عکس‌هایی که به من نشان داده بودند، می‌شناختم. مثلا «بهزاد عبدلی» را دیدم که قبلا عکس‌اش را به من نشان داده بودند. تعدادی از خانم‌ها را هم دیدم که بر اساس عکس‌ها از جمله گمان می‌کنم خانم «مریم زرگر» و خانم «سارا رنجبر» بودند. این را هم یادم آمد بگویم قاضی شهریاری همان‌ روز دومی که من را بردند آن‌جا، از من خواست با «ایوب مسلم» صحبت کنم. قاضی شهریاری گفت ایوب مسلم هنوز فکر می‌کند این ادامه همان روند بازجویی و دادگاه اولیه است و مرتب تکرار می‌کند من در تیم ترور بوده‌ام و اعتراف کرده‌ام. قاضی می‌گفت ایوب فکر می‌کند اگر بگوید چه بلایی سرش آورده‌اند و حقیقت را بگوید باز شکنجه خواهد شد. با او صحبت کن، بگو وضعیت تغییر کرده است، به هر‌حال همه را مجبور کرده‌اند علیه مایکل که تو باشی تک‌نویسی کنند، وقتی ببیند همین مایکل این‌جاست و می‌گوید کلا داستان چیز دیگری است زودتر می‌تواند از آن وحشت نجات یابد. با ایوب صحبت کردم و وقتی کم‌کم باور کرد این‌ها اطلاعاتی نیستند، شروع کرد به تعریف کردن آن‌چه بر سرش آورده‌اند. یک خانمی هم بود در جمع متهمان که قبل از بازداشت در ترمینال اتوبوس‌رانی آرژانتین بلیط‌فروش بود، او هم خیلی وحشت کرده بود. من با ایشان هم صحبت کردم، گفتم من مایکل هستم و سعی کردم قانعش کنم که این ادامه بازی‌های اطلاعات نیست.

اگر شما و چند نفر دیگر به خاطر کار و زندگی در اقلیم کردستان عراق و یا رفت‌وآمد به آن‌جا، سوژه‌های مناسبی برای سناریوی وزارت اطلاعات بودید، سایر متهمان این پرونده بر چه اساسی انتخاب شده بودند؟

به نظر می‌رسد بیشتر متهمان پرونده به صرف آشنایی، حتی در حد یک سلام و علیک یا کار ادرای یا ارتباط ساده اتفاقی، با خانم مریم زرگر به عنوان سوژه‌های این سناریو انتخاب شده بودند. مثلا آقای «نادر کرباسی» که من چند روزی هم با ایشان هم‌سلول بودم از سهامداران شرکت مسافرتی رویال سفر ایرانیان بودند که در سنندج هم دفتر مسافرتی و تعداد زیادی اتوبوس داشتند. همین آقای کرباسی که مدیرعامل شعبه شرکت در سنندج را به همراه چند نفر از راننده‌های شرکت گرفته بودند و حتی کسانی که بلیط فروش بودند و به شکلی از این رهگذر با خانم مریم زرگر آشنا شده بودند.

خانم مریم زرگر خودشان پیش از بازداشت در چه موقعیتی بودند و چرا اصلا وزارت اطلاعات ایشان را وارد این سناریو کرد که تازه بعد آشنایانش را به پرونده اضافه کند؟

خانم مریم زرگر به عنوان مدیر دفتر، همکار و یا مشاور (دقیق نمی‌دانم) با یکی از نماینده‌های شهر رشت در مجلس همکاری می‌کرد. این آقای نماینده یک شرکت سیاحتی و زیارتی برای عراق داشت. خانم زرگر شرکت زیارتی و سیاحتی این آقای نماینده را مدیریت و اداره می‌کرده است و به خاطر همین کار با کسان زیادی برای هماهنگی سفرها، بلیط گرفتن و رفت‌وآمد آشنا شده و در دفتر تلفنش، شماره آن‌ها را داشته است و به نظر می‌رسد بیشتر این آدم‌ها بازداشت شده بودند.
مثلا نشمین زارع که به همراه همسرش فواد فرامرزی در فیلم اعترافات هم بودند، به طور کاملا اتفاقی با مریم زرگر آشنا می شوند. در یک سفر، از تهران به سنندج، نشمین زارع در اتوبوس کنار مریم زرگر می‌نشیند و بعد با هم گپ می‌زنند و نشمین زارع به خانم زرگر تعارف می‌کند و چند ساعتی میهمان خانه آن‌ها در سنندج می‌شود و بعد به سفرش ادامه می‌دهد. آن جا با هم تلفن رد و بدل می‌کنند. همین حد آشنایی بعدا باعث گرفتار شدن نشمین زارع و فواد فرامرزی می‌شود. یا مثلا بهزاد عبدلی و ایوب مسلم در مریوان خانم زرگر را می‌بینند و بعد با او آشنا می‌شوند و چند تماس ساده تلفنی با هم داشته‌اند و به همین دلیل گرفتار می‌شوند.خود خانم زرگر را هم واقعا نمی‌دانم چرا گرفته بودند. چون با یکی از نماینده‌های رشت کار می‌کرد، شاید قربانی تسویه حساب بین نمایندگان و جریان‌های رقیب شده بود.

چه زمانی به سلول‌های دو نفره و چند نفره منتقل شدید و انفرادی به اتمام رسید؟

در همان اوایلی که تحقیقات قاضی شهریاری و رفتن ما به دادسرای شهید مقدس شروع شد ما را به سلول‌های دو نفره ۲۰۹ منتقل کردند. سلول‌هایی کمی بزرگتر از انفرادی که از بریدن تیغه بین دو سلول انفرادی درست شده بودند. اولین نفری که با من هم‌سلولی شد آقای رنجبر بود که به همراه دخترش «سارا رنجبر»، از متهمان پرونده بودند. سارا رنجبر هم به خاطر دوستی و آشنایی با مریم زرگر در رشت، بازداشت شده بود. البته ما فقط نزدیک به دو هفته با هم بودیم. ما را هر هفته یا هر چند هفته جابه‌جا می‌کردند و با کسانی دیگر از پرونده خودمان هم‌سلولی می‌شدیم. یک حسین نامی هم مدت کوتاهی هم سلولی من بود. خودش می‌گفت در خیابان جمهوری با دوربین شخصی در حال عکاسی بوده است که بازداشت می‌شود بعد به او اتهام جاسوسی می‌زنند و به شدت شکنجه شده بود. تا جایی که من فهمیدم او را هم وارد پرونده ما کرده بودند. او وضعیت روحی مناسبی نداشت و یک‌بار با خوردن مایع ظرفشویی سعی کرد خودکشی کند. خودکشی‌اش ناموفق بود و چند روز بعد از برگشتن از بیمارستان او را از سلول من منتقل کردند و برای مدت کوتاهی، کمتر از ده روز، با ایوب مسلم هم‌سلولی شدم. ایوب هم به خاطر شدت شکنجه‌ها به لحاظ روحی وضعیت باثباتی نداشت. بعد دوباره برای مدتی تنها بودم، به تدریج از اواخر پائیز ۱۳۹۲ تا اواسط زمستان به جز من و ۴ نفر دیگر از متهمان این پرونده، همه آزاد شدند. من البته مطمئن نیستم ممکن است مریم زرگر هم بعدا آزاد شده باشد اما در میان مردان تنها ما ۵ نفر (من، مازیار ابراهیمی، ایوب مسلم، آرش خردکیش، بهزاد عبدلی) ماندیم و مابقی همه آزاد شدند.

شما را چرا آزاد نمی‌کردند؟ امکانش نبود از قاضی شهریاری بپرسید دلیل نگه‌داشتن شما چیست و چرا مثل بقیه با قید وثیقه آزاد نمی‌شوید؟

قاضی شهریاری در این مدت به ما سر می‌زد، من از ایشان پرسیدم چرا آزادم نمی‌کنید؟ شهریاری ابتدا می‌گفت به ما فرصت بدهید تا به تدریج همه شما را آزاد کنیم. وقتی کم کم از طریق نگهبان‌ها خبر رسید که همه به جز ما ۵ نفر آزاد شده‌اند، سوال‌های ما هم هم بیشتر شد. قاضی شهریاری یک‌بار به من گفت که فشار زیادی روی آن‌ها هست تا پرونده ما ۵ نفر را دوباره تحویل اطلاعات دهند تا آن‌ها ما را اعدام کنند. اطلاعات گفته بود آن‌ها باید جوابی برای خانواده شهدا و افکار عمومی داشته باشند. شهریاری می‌گفت من تلاش می‌کنم همه آزاد شوید اما باید صبر کنید، به آن‌ها یک ماه فرصت داده‌ام اگر مدارک و شواهدی دال بر گناه‌کاری شما دارند ارائه دهند، در غیر این صورت من شما را هم مثل بقیه آزاد می‌کنم.

چه زمانی شما ۵ نفر باقیمانده به یک سلول بزرگتر و کنار یکدیگر منتقل شدید؟

من از زمستان ۹۲ دوباره تنها شدم تا نزدیک‌های اردیبهشت ۱۳۹۳. اوائل اردیبهشت ۱۳۹۳ ما ۵ نفر را که به یک اتاق مشترک بزرگ‌تر سوئیت مانند در بند ۳۵۰ منتقل کردند. ما تا مردادماه با هم هم‌سلولی بودیم.مرداد ماه، ما پنج نفر را با قید وثیقه و سپردن سند آزاد کردند. از من یک وثیقه ملکی ۵۰۰ میلیون تومانی گرفتند. البته در روزها و هفته‌های آخر خیلی کلافه بودیم و از بلاتکلیفی و کش آمدن آزادی‌مان و چند بار هم اعتراض کردیم تا جایی که مسئولان زندان آمدند و قول تسریع در آزادی‌مان دادند. به هرحال به فاصله چند روز همه ما را در روزهای مختلف و جداگانه آزاد کردند. از من تعهد گرفتند که آن‌چه این‌جا رُخ داده است و این پرونده اسرار نظامی است و جایی نباید به هیچ عنوان بازگو شود. بعدا فهمیدم اعضای خانواده من را هم برده بودند و از آن‌ها هم تعهد گرفته بودند. آزادی من البته بدون استرس و نگرانی هم نبود. موقع آزادی تهدیدم کردند که هنوز می‌توانیم تو را بکشیم، اگر بخواهیم به راحتی با یک ماشین زیرت می‌گیریم، فکر نکنی کار ما با تو تمام شده است. من موضوع این تهدید را همان روز پس از آزادی، زمانی که باید به دادسرای جنایی برای امضای برخی اوراق نزد قاضی شهریاری می‌رفتیم به ایشان هم گفتم. قاضی شهریاری هم گفت بله از این اتفاقات زیاد افتاده است، باید خیلی مواظب خودتان باشید. این را هم اضافه کنم در دفتر آقای شهریاری هم از ما تعهد گرفتند که در مورد آن‌چه بر سر ما آمده است و آن‌چه اتفاق افتاده است هیچ جا و با هیچ کسی نباید صحبت کنیم.

و بعد از آزادی چقدر طول کشید که دوباره بتوانید به سر کار و زندگی عادی بازگردید؟

بعد از آزادی من بیش از یک‌سال خودم را عملا در خانه حبس کردم. جز در موارد استثنایی، مثل مراجعه به دادسرای جنایی نزد قاضی شهریاری و یا کار بیمارستانی، اصلا از خانه بیرون نمی‌آمدم. من با مادرم در شیراز زندگی می‌کردم و در واقع اصلا جرات بیرون رفتن نداشتم. حتی وقتی به دکتر نیاز داشتم، اغلب دکتر را به خانه می‌آوردند، من را ویزیت کند. من حتی برای خریدن سیگار بیرون نمی‌رفتم. صدای موتور و ماشین نزدیک خانه که می‌آمد دچار وحشت زیادی می‌شدم و مادرم آرامم می‌کرد. فکر می‌کردم آمده‌اند دنبالم دوباره من را ببرند. خیلی استرس داشتم و فکر می‌کردم واقعا می‌خواهند من را در خیابان زیر بگیرند. در آن یک سال و نیم داروهای زیادی مصرف می‌کردم که بیشترشان هم داروهای اعصاب و آرام‌بخش بودند. اما این وضع قابل ادامه نبود. دنبال کار افتادم و در نهایت در عسلویه در پروژه ساخت یک پالایشگاه در بخش اسکله (متانول کاوه در دیر) کار پیدا کردم. تلخ این‌که اولین باری که وزیر نفت وقت، زنگنه، برای دیدار از پروژه آمد من خودم را جایی قایم کردم چون می‌ترسیدم ماموران امنیتی و اطلاعاتی همره او باشند و با دیدن من دوباره داستانی برایم درست شود. این را هم بگویم که در عسلویه از من گواهی عدم سوپیشینه خواستند، درخواست را در شیراز پر کردم و مادرم پیگیر شد. به مادرم گفته بودند نمی‌توانیم تائیدیه بدهیم و باید نزد قاضی شهریاری به تهران بروید. بعد از دوبار رفت و برگشت، یک گواهی برای من صادر کردند که سوپیشیه موثر ندارد، یعنی حاضر نبودند بنویسند سوپیشینه ندارد.

شما از وزارت اطلاعات برای دریافت غرامت شکایت کردید؟

نه من شکایت نکردم. در آن مدت شاید نزدیک به ۵ بار از دفتر آقای شهریاری با من تماس می‌‌گرفتند که به تهران مراجعه کنم. هر بار که می‌رفتم با ترس این‌که دوباره بازداشت می‌شوم می‌رفتم اما خوب راهی نداشتم، می‌رفتم. آن‌جا ماموران اطلاعاتی بودند که از احوالم می‌پرسیدند و این‌که کجا هستم و چکار می‌کنم. فشار زیادی به من می‌آمد. بارها به شهریاری گفتم دستور بدهید پاسپورت من را بدهند. من سیاسی نیستم و برای کار سیاسی هم بیرون نمی‌روم، تنها می‌خواهم بروم گوشه‌ای زندگی‌ام را بکنم. در یکی همین احضارها به دفتر شهریاری، کسی که خود را نماینده حفاظت قوه قضائیه معرفی می‌کرد آن‌جا بود. ایشان گفت خسارتی برای شما در نظر گرفته‌ایم و می خواهیم برای جبران به شما پرداخت کنیم. ایشان برگه‌ای در دست داشت و گفت بر اساس روزهای انفرادی، جمع روزهای زندان و جمع تعزیراتی (تعداد شلاق‌ها) که بر شما اعمال شده است ما فرمولی داشتیم و این مبلغ محاسبه شده است. آن آقا به من گفت تو را سلاخی کرده‌اند، چگونه دوام آوردی؟ مبلغی که به من گفتند ۱۳۰ میلیون تومان بود. گفتم یعنی شما حاضر هستید با گرفتن ۱۳۰ میلیون این مدت را حتی بدون شکنجه در زندان بمانید؟ گفت همین‌قدر در توان ما هست. میل خودتان است می‌خواهید نگیرید، اما اگرخسارت را بگیرید و برگه رضایت را امضا کنید، من دستور می‌دهم پاسپورت شما هم آزاد شود. من به پاسپورتم را نیاز داشتم و برای همین قبول کردم. البته آن‌ها به دروغ به من گفتند که تو داری بیشترین مبلغ را می‌گیری. به هر حال پس از چند هفته پول را به من پرداخت کردند و بعد هم پیگیر پاسپورتم شدم و آن را دریافت کردم و بلافاصله از ایران بیرون آمدم.

No responses yet

Oct 02 2019

طرح ‘ممنوعیت ضبط و پخش اعترافات تلویزیونی’ به کجا می‌رسد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر

بی‌بی‌سی: طرح پیشنهادی محمود صادقی، اگرچه به لحاظ شکلی به “ضبط و پخش اعترافات” اشاره دارد، ولی به لحاظ محتوایی، عنصر کلیدی این رویه در دستگاه قضایی-امنیتی، “اخذ” چنین اعترافاتی است که در عمل، بدون شکنجه ممکن نیست

محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی، از ارائه طرح دو فوریتی “ممنوعیت ضبط و پخش اعترافات اشخاص از صداوسیما و دیگر رسانه‌ها” به هیات رئیسه مجلس خبر داده است.

مطابق این طرح، “ضبط اعترافات اشخاص و پخش آن از صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران و سایر رسانه های گروهی، در هر مرحله از مراحل تعقیب و تحقیقات مقدماتی ممنوع است و مرتکب، اعم از تهیه کننده و پخش کننده، علاوه بر الزام به اعاده حیثیت از متهم، به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم خواهد شد.” همچنین، مقام ها یا ماموران حکومتی دستور دهنده پخش اعترافات، علاوه بر مجازات فوق به “انفصال از خدمت و محرومیت از یک تا پنج سال از مشاغل حکومتی” محکوم خواهند شد.

بیشتر بخوانید:

طرح پیشنهادی آقای صادقی، با وجود آنکه به “ضبط و پخش” اعترافات اشاره دارد و نه “اخذ” این اعترافات، یادآور بخشی از قانون مجازات اسلامی قدیمی ایران (مصوب ۱۳۷۵) است که ۱۷ سال بعد، بی سروصدا از متن قانون مجازات اسلامی جدید (مصوب ۱۳۹۲) حذف شد.

مطابق ماده ۵۷۸ قانون مجازات اسلامی قدیم: “هر یک از مستخدمین و مأمورین قضایی یا غیرقضایی دولتی برای این که متهمی را مجبور به اقرار کند او را اذیت و آزار بدنی نماید علاوه بر قصاص یا پرداخت دیه حسب مورد به حبس از شش ماه تا سه سال محکوم می‌گردد”. ماده ۵۷۸ همچنین، به مجازات “آمران” اعتراف گیری تحت شکنجه هم اشاراتی داشت: “دستوردهنده به مجازات حبس مذکور محکوم خواهد شد و اگر متهم به واسطهٔ اذیت و آزار فوت کند، مباشر مجازات قاتل و آمر مجازات آمر قتل را خواهد داشت.”

لازم به یادآوری است که در اصل ۳۸ قانون اساسی ایران تصریح شده: “هر گونه‏ شکنجه‏ برای‏ گرفتن‏ اقرار و یا کسب‏ اطلاع‏ ممنوع‏ است‏. اجبار شخص‏ به‏ شهادت‏، اقرار یا سوگند، مجاز نیست‏ و چنین‏ شهادت‏ و اقرار و سوگندی‏ فاقد ارزش‏ و اعتبار است‏. متخلف‏ از این‏ اصل‏ طبق‏ قانون‏ مجازات‏ می‏ شود.” این اصل قانون اساسی اما هرچند اعتراف گیری تحت فشار را ممنوع می دانست، ولی طبیعتا مجازات عاملان چنین اعتراف گیری‌هایی را به وضع قانون در مجلس محول کرده بود.

بر همین مبنا بود که قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۷۵، مجازات های مشخصی را برای عاملان و آمران این کار مشخص کرد و حذف همین مجازات ها در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲، اقدامی معنی دار در جهت افزایش مصونیت عاملان شکنجه زندانیان برای وادارکردن آنها به اعترافات اجباری محسوب می شد. مصونیتی که البته، پیش از تغییر قانون مجازات اسلامی هم “در عمل” وجود داشت ولی قانون جدید، به لحاظ “حقوقی” آن را تقویت می کرد.

طرح محمود صادقی، اگرچه به لحاظ شکلی به “ضبط و پخش اعترافات اشخاص از صداوسیما و دیگر رسانه‌ها” اشاره دارد، ولی به لحاظ محتوایی، عنصر کلیدی این رویه در دستگاه قضایی-امنیتی جمهوری اسلامی، “اخذ” چنین اعترافاتی است که در عمل، بدون شکنجه ممکن نیست.

دلیل مشخص آن هم این است که که در عالم واقع، مشکل بتوان تصور کرد زندانیانی که حکومت اعترافات تلویزیونی آنها را “به مصلحت” می داند، بدون شکنجه به اعتراف علیه خود جلوی دوربین بازجویان بپردازند. زندانیانی از قبیل مازیار ابراهیمی که دستگاه امنیتی رسما اذعان کرده اعترافات تلویزیونیش به “ترور دانشمندان هسته ای” تحت شکنجه بوده و ظاهرا سرنوشت امثال او، محرک نمایندگانی چون آقای صادقی در ارائه طرح اخیر به مجلس شده است.

به عبارت دیگر، تا وقتی حکومت ایران “مصمم” به تداوم مصونیت مسئولان و ماموران امنیتی در اعتراف گیری تحت شکنجه است، رویه ضبط و پخش این اعترافات از صداو سیما و رسانه های حکومتی، فارغ از ارائه چنین طرح هایی در دستگاه قانونگذاری، ادامه خواهد داشت.

No responses yet

Oct 01 2019

بازداشت بازپرس صادر کننده دستور فیلترینگ تلگرام

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

دیچه‌وله: علی مجتهدزاده، وکیل دادگستری می‌گوید بیژن قاسم‌زاده بازپرس دادسرای فرهنگ و رسانه بازداشت شده و در زندان اوین است.

او در حساب کاربری توییتر خود نوشت: «از خوش خدمتی‌های او علاوه بر صدور قرارهای سنگين برای بسياری فعالين يکی هم فيلتر تلگرام بود.»

خبرگزاری تسنیم هم با اشاره به بازداشت “ب ق” نوشت: « بر اساس این گزارش، بازداشت این بازپرس سابق دادسرای کارکنان دولت در راستای برخورد با فساد در درون قوه قضائیه صورت گرفته است.»

گويا دست انتقام الهی گريبان #بيژن_قاسم_زاده بازپرس پر حرف و‌حديث دادسرای فرهنگ و رسانه را هم گرفته و اکنون در زندان است از خوش خدمتيهای او علاوه بر صدور قرارهای سنگين برای بسياری فعالين يکی هم #فيلتر_تلگرام بوده نامبرده بيشتر مجری دستورات دادستان وقت بود تا مقام قضائی مستقل

— ali mojtahedzadeh (@alimojtahedzad3) October 1, 2019

No responses yet

Sep 29 2019

گره کور «بی‌حجابی» در دست‌های نمایندگان مجلس

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر,سیاسی


ایران وایر: محکومیت یک زن در استان البرز به اتهام «کشف حجاب» در دادگاه عمومی این استان، موجی از واکنش‌ها را در فضای مجازی به دنبال داشته است.

پنجشنبه هفته گذشته ماموران راهنمایی و رانندگی برای خودرویی که راننده آن به ادعای آن‌ها مرتکب «بدحجابی» شده بود، دستور توقیف صادر کردند. صاحب خودرو در اعتراض به این دستور از خودروی خود بالا رفت و روی سقف آن، روسری‌اش را به نشانه اعتراض به ماموران نیروی انتظامی، از سر درآورد. واکنش این شهروند، او را به دادگاه کشاند.

در حکم قاضی «رسول احمدزاده»، دو رفتار این شهروند یعنی «تمرد از ماموران حین انجام‌وظیفه» و «انجام عمل حرام»، جرم شناخته‌شده است. این در حالی است که بسیاری از قضات، بی‌حجابی زنان را جرمی علیه امنیت کشور محسوب نمی‌کنند و حجاب را صرفا «یک رویکرد فرهنگی» برای «امنیت زن در جامعه» ارزیابی کرده‌اند.

بر اساس حکم صادرشده، ازآنجاکه متهم پزشک متخصص است، قاضی به‌جای صدور حکم حبس، مجازات او را با «هزار و ۸۰ ساعت خدمات رایگان ویزیت و مشاوره پزشکی در شهر چهارباغ به مدت یک روز در هفته (چهار ساعت)، انجام عمل پزشکی زایمان رایگان (دو بار در ماه) با اولویت افراد فاقد بضاعت مالی و مقید بودن به حجاب شرعی کامل مورد تایید از سوی کارگروه مشترک کمیته امداد امام خمینی» جایگزین کرد.

چطور پیگیری کنیم؟

«موسی برزین خلیفه‌لو»، حقوق و مشاور «ایران‌وایر»، در مورد جایگاه حقوقی صدور این حکم برای این شهروند می‌گوید: «در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی، بخش تعزیرات، گفته‌شده زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر عمومی ظاهر شوند، به حبس از ده روز تا دو ماه یا جریمه نقدی از پنجاه‌هزار تا پانصد هزار تومان محکوم می‌شوند.»

این حقوق‌دان مشکل اصلی در صدور مجازات برای زنان مخالف حجاب اجباری را ابهام در این قانون می‌داند: «هرچند به‌طورکلی وارد کردن مباحث شرعی در قانون درست نیست اما ازیک‌طرف، قانون‌گذار بی‌حجابی را جرم انگاری کرده ولی از طرف دیگر، همین قانون دقیقا مشخص نکرده منظور از حجاب شرعی و حدود آن چیست. هرچند تابه‌حال بسیاری از فقها در این موردنظر داده‌اند اما کسانی هم بوده‌اند که برداشتن روسری را بی‌حجابی ندانسته‌اند.»

اما قاضی شعبه چهارم دادگاه عمومی استان البرز نظر فقها در مورد حجاب شرعی را این‌طور تعریف کرده است: «در گزاره‌های شرعی بر اساس همه نظریه‌های ناظر به فتوای معیار در تشخیص فتاوای معتبر برای نمایان ساختن بیش از وجه و کفین زن حکم به حرمت داده شده است و در موضوع پرونده به این رفتار حرام از طریق تاباندن روسری و بالا رفتن بر روی خودروی پلیس راهور وصف تظاهر نیز افزوده‌شده است.»

بااین‌حال، موسی برزین با غیرمنطقی خواندن محدود کردن حجاب شرعی در قانون مجازات اسلامی به وجود روسری روی سر زنان معتقد است: «گذشته از آن‌که برای برخورد با این امور غیرشرعی -به قول قوه قضاییه- یک حرکت غیرشرعی دیگر یعنی نگاه مردان نامحرم مامور پلیس به زنان اتفاق می‌افتد، به نظر من هم منطقی نیست که نفس برداشتن روسری را به بی‌حجابی تفسیر کنیم. چون وقتی یک روسری مقداری از سر یک زن عقب‌تر رفت ازنظر ماموران بی‌حجابی تلقی نمی‌شود؛ اما به‌محض این‌که روسری چند سانتی‌متر عقب‌تر رفت و از سر زن افتاد، یک‌باره آن زن را بی‌حجاب می‌خوانند.»

موسی برزین ادامه می‌دهد: «از این گذشته هرچند ازنظر اصول حقوق بشری مجازات زنان به خاطر انتخاب پوشش خودشان زیر سوال بردن آزادی‌های مشروع به‌حساب می‌آید اما اصل قانونی بودن جرم و مجازات ایجاب می‌کند که قانون‌گذار جرم را کاملا شفاف برای مردم توضیح دهد. تعبیر حجاب شرعی کاملا مبهم است و برای ضابطان قضایی این فرصت را ایجاد می‌کند که بر اساس نظر شخصی خود زنان را مورد آزار قرار دهند.»

به اعتقاد این وکیل و حقوق‌دان «متاسفانه رویه‌ای که قوه قضاییه تا امروز طی کرده این بوده که همین برداشتن روسری را بی‌حجابی تعبیر کرده است.» باوجود اعتراض‌های زیاد به تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی مبنی بر جرم انگاری بی‌حجابی و ابهام‌های موجود در آن، چرا تا امروز این قانون تغییر نکرده است؟

این سوال را از موسی برزین خلیفه‌لو پرسیدیم. او پاسخ می‌دهد: «تا امروز هم علی‌رغم نیاز مبرم به شفاف کردن این تبصره قانون مجازات اسلامی، نمایندگان مجلس هیچ تلاشی برای این کار نکرده‌اند. تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی یک قانون کاملا عادی است که نمایندگان می‌توانند آن را اصلاح کنند. تا امروز هم بقیه مواد قانون مجازات اسلامی در مجلس اصلاح شده است.»

موسی برزین به جزییات این قانون اشاره می‌کند و می‌گوید: «اگر به متن تبصره هم دقت کنید می‌بینید که حبس از ده روز تا دو ماه، امروز در قانون جایی ندارد و این‌که برای فرد بی‌حجاب از پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی هم در نظر گرفته‌شده نشان می‌دهد برای قانون‌گذار، بی‌حجابی تخلفی در حد یک تخلف راهنمایی و رانندگی است.»

از سوی دیگر، این حقوق‌دان مدعی می‌شود که جمهوری اسلامی بی‌حجابی را در عمل جرمی بزرگ می‌داند که برای شهروندان به خاطر آن به‌صورت غیرقانونی حبس‌های چندین ساله صادر می‌شود: «اگر قبول کنیم که این زنان جرمی مرتکب شده‌اند، پس باید تکلیف تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی که برای بی‌حجابی، حبس از ده روز تا دو ماه یا پنجاه تا پانصد هزار تومان جریمه نقدی تعیین‌شده را هم روشن کرد.»

بنابراین تماس با نمایندگان مجلس و درخواست از آن‌ها برای تغییر در تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات اسلامی به شیوه‌ای که هم ابهام در مورد تعریف حجاب شرعی برطرف شود و هم با آزادی‌های مشروع شهروندان منطبق باشد، می‌تواند به حل این معضل کمک کند.

شماره تلفن شماری از نمایندگان عضو فراکسیون زنان مجلس ازجمله خانم «فریده اولادقباد» به شماره تلفن ۰۹۱۹۳۷۹۹۹۷۹، خانم «فاطمه ذوالقدر» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۳۹۴۲۰۱، خانم «فاطمه سعیدی» به شماره تلفن ۰۹۱۲۵۳۷۲۹۷۴، خانم «ناهید میرتاج‌الدین» به شماره تلفن ۰۹۱۳۲۲۹۲۶۰۵ و خانم «فاطمه سلحشور» به شماره تلفن ۰۹۱۲۸۷۱۶۵۸۸ است.

لطفا پاسخ دریافتی از نمایندگان مجلس را با ما در میان بگذارید تا با انتشار آن‌ها به پیگیری مجدد این موضوع بپردازیم.

No responses yet

Sep 29 2019

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس: کشور به حالت آماده باش درآمده است، همه شاهراه‌های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

برنا: عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس گفت: هیچ سندی مبنی بر اینکه ایران اقدامی علیه آرامکو انجام داه باشد، وجود ندارد و از زمانی که نیت شوم دشمن مشخص شد کشور به حالت آماده باش در آمد و همه شاهراه‌های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل نیروهای نظامی در ایران است.

«حشمت‌الله فلاحت‌پیشه»، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی برنا در خصوص «بیانیه‌ مشترک سه کشور اتحادیه اروپا (موسوم به تروئیکای اروپایی) با طرح این ادعا که ایران مسئول حمله به تأسیسات نفتی شرکت سعودی آرامکو بوده است» گفت: در شرایط کنونی، منطقه ما یک منطقه جنگی است؛ یعنی محل تراکم نیروهایی از کشورهای منطقه و کشورهای مختلف دنیاست. نقل و انتقال نیروها در منطقه طبیعی است و به همین دلیل دولت‌ها می‌توانند یک‌سری اسناد ادعایی و دروغین، شکل دهند و آمریکایی ها در راس شکل دادن سندهای دروغین هستند.

او در ادامه بیان کرد: هیچ سندی مبنی بر اینکه ایران اقدامی علیه آرامکو انجام داه باشد، وجود ندارد. از زمانی که نیت شوم دشمن مشخص شد کشور به حالت آماده باش در آمد و همه شاه راه های زمینی، هوایی و دریایی تحت کنترل نیروهای نظامی در ایران است. آمریکایی ها نمی توانند با ادعای واهی اسنادی را علیه ایران مطرح کنند.

نماینده مردم اسلام آباد غرب و دالاهو بیان کرد: ایران اگر به آرامکو حمله می‌کرد هیچ اثری از آرامکو نمی‌ماند. جنگ یمن به سمت توازن پیش می رود و در طول تاریخ هر جنگی که فرسایشی شده، به سمت توازن پیش رفته است. به جای فرافکنی و فرار رو به جلو، عربستان و دیگر کشورها موضوع یمن را در قالب حق حاکمیت ملی یمنی ها حل کنند و بیش از این فرافکنی نکنند.

او بیان کرد: فیلمی را که آمریکا ادعا کرده منتشر می‌کند جزو سلسله ادعای آمریکاست که در گذشته هم مطرح کرده اند، اینها همه ادعا است. اینکه سه کشور بزرگ اتحادیه اروپا (موسوم به تروئیکای اروپایی) طی بیانیه‌ای مشترک مدعی شدند که ایران مسئول حمله هفته گذشته به تأسیسات نفتی شرکت سعودی آرامکو بوده، تکرار موضع آمریکاست. این بیانیه در هماهنگی با دولت آمریکا نوشته شده و آن هم به عنوان یکی از آخرین ابزارهای فشار بر جمهوری اسلامی ایران.

فلاحت‌پیشه مطرح کرد: ایران پخته تراز ان است که در چنین شرایطی وارد فضای مذاکراتی شود و امتیاز دهد. اروپایی‌ها بجای فشار، باید تقصیر خود را در رسیدن به این شرایط، بپذیرند.

خبرنگار: رستمی

No responses yet

Sep 26 2019

اعتصاب کارگران هفت‌تپه در «فضای پلیسی» ادامه دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری

رادیوفردا: سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی می‌گوید با وجود درخواست‌های فراوان رهبران جهان، اما تصمیم حسن روحانی برای این‌که دیداری با دونالد ترامپ نداشته باشد «عقلانی‌ست».

حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، در جریان سخنرانی روز چهارشنبه خود در گردهمایی سران کشورهای ملل متحد در نیویورک، گفت برای مذاکره، آمریکا باید «به چارچوب قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، متعهد» باشد و «تحریم‌ها را متوقف کنید تا راه گفت‌وگو باز شود».

پیش از این دونالد ترامپ در سخنرانی خود در همین مجمع گفته بود اگر رفتار جمهوری اسلامی تغییر نکند، تحریم‌ها همچنان شدیدتر و شدیدتر خواهند شد.

آقای ترامپ در همان روز سخنرانی آقای روحانی، ورود مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی و وابستگان آن‌ها به ایالات متحده را تعلیق کرد.

اما طی دو روز گذشته در نیویورک، شماری از رهبران جهان، از جمله کشورهای اروپایی، آلمان، فرانسه و بریتانیا، و ژاپن از حسن روحانی و دونالد ترامپ خواستند رو در رو به گفت‌وگو بنشینند. نخست وزیر پاکستان نیز گفت تلاش‌هایی را برای میانجی‌گری انجام داده‌است.

بر اساس ویدئویی که خبرگزاری فرانسه منتشر کرده، رئیس‌جمهوری آن کشور به حسن روحانی می‌گوید اگر آمریکا را ترک کنی و با دونالد ترامپ ملاقات نکنی، «از دست دادن یک فرصت است».

بوریس جانسون، نخست‌وزیر بریتانیا، نیز خطاب به روحانی می‌گوید، «نباید در لبه استخر بایستی بلکه باید در آن بپری».

با این حال سخنگوی وزارت خارجه ایران می‌گوید پاسخ منفی حسن روحانی به این درخواست‌ها «تصمیمی کارشناسانه و عقلانی» بود.

عباس موسوی در یک برنامه خبری در تلویزیون دولتی ایران گفته «همه ارکان نظام متفق‌القول هستند» که در شرایط فعلی و با وجود تحریم‌های شدید علیه تهران، نه تنها نباید مذاکره‌ای انجام شود، بلکه حتی «دیداری ساده» نیز نباید صورت گیرد.

پیشتر علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی و تصمیم‌گیرنده نهایی در مورد سیاست‌های کلی و اصلی نظام حاکم بر ایران، گفت‌وگوی دو طرفه بین ایران و آمریکا را در هرکجا رد کرده بود.

آقای موسوی می‌گوید این تصمیم «از موضع اقتدار» است، هرچند «جمهوری اسلامی ایران نشان داده که اهل تعامل و گفت‌وگو است و از مذاکره هراسی ندارد».

سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی به‌مانند دیگر مقام‌های تهران گفته «آمریکایی‌ها در صورتی که به اشتباهات خود اذعان و آنها را جبران کنند، راه به آن‌ها نشان داده شده‌است».

در همان ساعت‌هایی که آقای موسوی این سخنان را مطرح می‌کرد، رئیس‌جمهوری ایالات متحده تهران را به دست داشتن در «بحرا‌ن‌های انسانی، تهدید علیه همسایگانش، تهدید کشتیرانی بین‌المللی و انجام حملات سایبری» متهم کرد.

دونالد ترامپ گفت «حکومت ایران، یک دولت حامی تروریسم است و سپاه پاسداران از جمله نیروی قدس حامی تروریسم و مستقیما درگیر اقدامات تروریستی هستند».

دولت ترامپ در اردیبهشت سال پیش به دنبال خروج از توافق هسته‌ای شکل گرفته با ایران در دولت اوباما، تحریم‌های شدیدی را علیه تهران اعمال کرد. طی ماه‌های گذشته تنش‌ها و تحریم‌ها روندی فزاینده یافته‌است.

No responses yet

Sep 25 2019

در رسانه‌های آمریکا؛ ایران چه طور برنده جنگ شبیه‌سازی شده با آمریکا شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: سه تحلیل‌گر سابق وزارت خارجه و امنیت ملی آمریکا در امور خاورمیانه در نشریه پولتیکو از واکنش به حملات آرامکو نوشته‌اند

ماجرای گفتگوی تلفنی دونالد ترامپ با رئیس‌جمهور اوکراین بر سر تحقیقات از جو بایدن و پسرش در چند روز گذشته داغ‌تر شد تا عصر سه‌شنبه با آغاز تحقیقات رسمی استیضاح رئیس جمهوری آمریکا اوج گرفت و به همین نسبت رسانه‌های آمریکا کانون توجه خود را از ایران و حملات آرامکو به سوی این ماجرای جنجالی تغییر داده‌اند.

با این حال، بسیاری از مقام‌های دولتی سابق و ناظران مسایل خاورمیانه همچنان به رمزگشایی از تبعات جهانی این حملات می‌پردازند، آن هم با نیم نگاهی به پیامدهای مجاورت فیزیکی دونالد ترامپ و حسن روحانی در یک ساختمان؛ مقر سازمان ملل متحد که این هفته میزبان مجمع عمومی رهبران بیش از ۱۹۰ کشور جهان است.

در کنار این موضوع یک خبر دیگر مربوط به ایران هم در رسانه‌های دو سوی اقیانوس آرام داغ شده است؛ صدور حکم نگار قدس‌کنی شهروند ایرانی-استرالیایی در دادگاه ایالت مینه‌سوتا آمریکا.
بن‌بست ترامپ بر سر رویارویی با ایران

آرون دیوید میلر، مقام سابق وزارت خارجه و تحلیل‌گر برجسته خاورمیانه از اندیشکده ویلسون؛ استون سیمون، مقام سابق کمیته امنیت ملی کاخ‌سفید و ریچارد سوکولسکی، مقام سابق دفتر سیاست‌گذاری وزارت خارجه آمریکا در یادداشتی مشترک که در نشریه پولیتیکو امروز، سه‌شنبه ۲۴ سپتامبر منتشر کرده‌اند به صراحت گفته‌اند: “ممکن است مایک پومپئو گمان کند که جنگ تمام عیار با ایران ایده خوبی است، اما نظر ما منفی است.”

در این یادداشت با عنوان “ترامپ چه‌ گونه می‌تواند از بحران ایران گذر کند؟” این سه تحلیل‌گر وضعیت فعلی رئیس‌جمهور آمریکا برای واکنش به حملات نفتی عربستان را این چنین ترسیم کرده‌اند: “به لطف بد عمل کردن وزارت خارجه و تاکید بر سیاست فشار حداکثری، حالا آقای ترامپ باید میان بد و بدتر انتخاب کند؛ اگر کاری نکند همه خواهند گفت که ایالات متحده فقط یک ببر کاغذی است و نمی‌تواند از متحدانش در برابر ایران دفاع کند. گزینه نظامی هم که بسیار بدتر خواهد بود چرا که اولا ممکن است هیچ اثربخشی مشخصی نداشته باشد و دوما ممکن است خیلی سریع دامنه تبعات آن از کنترل خارج شود.”

“ما سه نفر روی هم ۸۰ سال برای دولت‌های مختلف آمریکا کار کرده‌ایم و به خوبی واقفیم که چه قدر مهم است که آمریکا برای حفظ اعتبارش خود را “قوی و استوار” نشان دهد اما همزمان معتقدیم تنها راه خروج از این کلاف – اگر راهی باقی مانده باشد – گفتگو و مذاکره است، اگرچه روزنه امید آن بسیار ناچیز می‌نماید.”

“ایران خباثت‌های فراوانی کرده و می‌کند. همچنان با شدت و حرارت به دشمنی با آمریکا و مخالفت با حضور ایالات متحده در خاورمیانه ادامه می‌دهد اما همه اینها نشان از این که ایران به دنبال هژمونی در منطقه است، نیست. در حقیقت ایران حتی اگر بخواهد هم توان اقتصادی و نظامی برای این کار را ندارد.”

در ادامه این سه تحلیلگر امور خاورمیانه نوشته‌اند: “ایران به تاسیسات آرامکو حمله کرد چون اولا آمریکا و عربستان در همکاری با هم صادرات نفت این کشور را تقریبا به صفر رسانده‌اند و تهران بارها گفته بود که اگر نتواند نفت بفروشد نخواهد گذاشت دیگران هم چنین کنند. ایران اوضاع را محک زد؛ با این حملات هم توان نظامی خود را به رخ کشید و هم ضعف دفاعی عربستان را نمایان کرد. همزمان به دولت ترامپ هم این پیغام را فرستاد که یا بیا جلو یا بنشین سرجات… با وجود این‌، پیغام این حملات به معنای تلاش ایران برای استیلا بر منطقه نیست. به همین علت هم خویشتن‌داری در برابر ایران به معنای چراغ سبز به ایرانیزه کردن جهان عرب یا انقیاد اسرائیل نیست.”

در ادامه این یادداشت مفصل در پولیتیکو که نام سه تحلیل‌گر برجسته یعنی آقایان میلر، سیمون و سوکولسکی باعث خواهد شد دانه درشت‌های واشنگتن آن را بخوانند، نویسندگان به بحث این روزهای محافل سیاسی پایتخت پرداخته‌اند که طی آن حمله جورج بوش پدر به عراق بعد از اشغال کویت با حملات آرامکو مقایسه می‌شود.

“این دو قابل مقایسه نیستند. آنجا صدام ۱۰۰ هزار نیرو به خاک کویت فرستاد. مردم این کشور را تهدید کرد و تلاش کرد که تمام تاسیسات نفتی این کشور را نابود کند و در نتیجه (با آتش‌زدن چاه‌های نفت کویت) یک فاجعه زیست محیطی پدید آورد. علاوه بر این، تفاوت میان این دو واقعه فقط در درجه‌بندی شدت و میزان وخامت آنها نیست بلکه در آن زمان جورج بوش پدر یک اجماع جهانی پشت خود داشت. جنگ کویت منطقی به نظر می‌آمد. هر چند همان جنگ هم مقدمه‌ای شد بر ورود آمریکا به جنگ با عراق در سی سال گذشته که چند تریلیون دلار خرج بر دست واشنگتن گذاشته و موجب مرگ هزاران آمریکایی و عراقی شده است. یادآوری این چیزها برای آنها که با ایران عداوت دارند شاید مهم باشد.”

اخبار مرتبط
نشریه نومحافظه‌کار نشنال اینترست در چند مقاله جداگانه به جنگ احتمالی با ایران و سناریوهای شبیه‌سازی شده در پنتاگون پرداخته حق نشر عکس National Interest
Image caption نشریه نومحافظه‌کار نشنال اینترست در چند مقاله جداگانه به جنگ احتمالی با ایران و سناریوهای شبیه‌سازی شده در پنتاگون پرداخته

چرا ترامپ باید از جنگ با ایران پرهیز کند؟

هری کازیانیس، کارشناس موسسه نشنال اینترست (که پیش‌تر به بنیاد صلح و آزادی نیسکون شهرت داشت و توسط ریچارد نیکسون، رئیس‌جمهور فقید آمریکا تاسیس شده) در یادداشتی که برای فاکس‌نیوز نوشته گفته دونالد ترامپ تصمیم عاقلانه‌ای گرفته که در پی حملات به تاسیسات نفتی عربستان سعودی، به ایران حمله نظامی نکرده است.

آقای کازیانس معتقد است: “با وجود همه رفتارهای اخیر ایران از جمله حمله به تاسیسات نفتی، حمله به نفتکش‌ها و ساقط کردن پهپاد آمریکایی … دونالد ترامپ با هوشمندی واقف است که جنگ با ایران نبردی بسیار خونین خواهد بود… معتقدم تا او (دونالد ترامپ) را در گوشه دیوار گیر نیاندازند حاضر به آغاز جنگ نخواهد شد.”

“من بارها در راستای کار تحقیقاتی که در اندیشکده نشنال اینترست می‌کنم در نبردهای شبیه‌سازی شده با ایران جنگیده‌ام… یکی از آنها، در سال ۲۰۱۳ بود که یک گروه از کارشناسان غیرجناحی یک نبرد آزمایشی برابر ایران را بر اساس داده‌های نظامی موجود شبیه‌سازی کردند….”

هری کازیانس در ادامه یادداشت خود از سناریوی این جنگ شبیه‌سازی شده می‌نویسد و آغاز آن را چنین توصیف می‌کند:

ایران از افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه عصبانی شده
آمریکا اخیرا در پاسخ به توان زیردریایی‌های جدید ایران و افزایش سامانه‌های موشکی این کشور به خلیج فارس نیرو اعزام کرده است
ایران شروع به آزمایش موشکی می‌کند… موشک‌های قاره پیما و میان‌برد
ناو آمریکایی برای ضرب شست نشان دادن به ایران یکی از این موشک‌ها را که به نزدیکی ناو پرتاب شده ساقط می‌کند
ایران در پاسخ اعلام “منطقه کشتیرانی ممنوع” می‌کند و می‌گوید برای یک مانور نظامی آب‌های خود را بروی تردد بین المللی می‌بندد، اما مشکل اینجاست که این محدوده شامل تنگه‌هرمز هم می‌شود
بازار نفت بهم می‌خورد؛ بهای نفت بالا می‌رود. اقتصاد جهانی به شدت پریشان می‌شود
آمریکا ضرب الاجل ۲۴ ساعته برای باز کردن تنگه هرمز تعیین می‌کند
ایران نه تنها عقب‌نشینی نمی‌کند بلکه زمان مانور را بیشتر می‌کند و شروع به آزمایش موشک‌های جدید ضد ناو خود می‌کند
آمریکا حمله می‌کند. زیردریایی‌های اتمی آمریکا با موشک‌های کروز همه آنچه از نیروی دریایی ایران در تنگه هرمز است نابود می‌کنند
آمریکا همچنین به تاسیسات نظامی و هسته‌ای ایران حمله می‌کند. همه چیز به نفع آمریکاست
اما ایران که زخم خورده برای مقابله، ناو هواپیمابر آمریکا را که نماد قدرت نظامی اوست هدف می‌گیرد
ایران ۱۰۰ موشک به سوی یو.اس. دیسترویر شلیک می‌کند
سپر موشکی ناو دچار استیصال می‌شود. ناو هواپیمابر منهدم می‌شود و ۲۰۰۰ نیروی آمریکایی کشته می‌شوند؛ بزرگترین تلفات آمریکا بعد از حملات ۱۱ سپتامبر
ایران که می‌داند باید منتظر پاسخ سهمگین آمریکا باشد تصمیم می‌گیرد پیش‌دستی کند و به همه پایگاه‌های نظامی آمریکا در منطقه حمله کند

آقای کازیانس که از سردبیران نشریه نومحافظه‌کار نشنال اینترست هم هست در ادامه تجربه حضور خود در این جنگ شبیه‌سازی شده با ایران می‌نویسد: “بعد از پنج روز، مهلت برنامه تمام شد و ما نتوانستیم مابقی جنگ را ادامه دهیم… این شبیه‌سازی‌ها همیشه محدودیت زمانی دارد.. پیش از اتمام آن با این سوال روبرو شدیم که حالا آمریکا باید چه کند؟ نیروهایش در منطقه در حال کشته شدن‌اند….”

“من در طول چند سال گذشته بارها در این جنگ‌های شبیه‌سازی علیه ایران شرکت کرده‌ام و همیشه وضع همین بوده؛ یعنی هیچ وقت تا پایان مهلت برنامه، پیروزی قاطعانه و نهایی برای آمریکا وجود نداشته مگر این که آمریکا دائما نیروی بیشتری برای نابود کردن کامل توان نظامی تهران به کار بگیرد؛ که آن هم ماه‌ها و سال‌ها به طول می‌انجامد.”

این تحلیل‌گر موسسه نشنال اینترست در پایان نتیجه‌گیری کرده: “آیا جنگ واقعی به این شبیه‌سازی‌ها (که بر اساس داده‌های واقعی تهیه شده‌اند) شباهتی خواهد داشت؛ هیچ کس به یقین پاسخ را نمی‌داند؛ اما چرا که نه؟ توصیه من به پرزیدنت ترامپ این است با دقت تمام به همه جوانب فکر کن و اگر خواستی حمله کنی با تمام قوا و به طور استیصال‌آوری این کار را بکن.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .