No responses yet

May 07 2019

وزارت‌ اطلاعات و ارتباطات «۴۰۰ میلیارد تومان» برای راه‌اندازی تلگرام طلایی و هاتگرام هزینه کردند

نوشته: در بخش: امنیتی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

رادیوفردا: یک نماینده مجلس ایران می‌گوید دو وزارتخانه اطلاعات و ارتباطات و فناوری اطلاعات، تلگرام طلایی و هاتگرام را با هزینه «۴۰۰ میلیارد تومانی» و «در اختیار قرار دادن سرورهای فراوان به آنها و ارائه خدمات دیگر» راه‌اندازی کرده‌اند.

پیش از این وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات تلویحا نهادهای دیگر را به راه‌اندازی این دو اپلیکیشن متهم کرده بود.

با این حال نصرالله پژمانفر، نماینده مشهد، روز دوشنبه ۱۶ اردیبهشت در مصاحبه با وب‌سایت «خانه ملت»، وابسته به مجلس، گفت که «تلگرام طلایی و هاتگرام مورد پشتیبانی وزارت ارتباطات و وزارت اطلاعات بود».

وی اضافه کرد: «آنها مثلا می‌خواستند پوشش امنیتی برای مراقبت از کاربران داشته باشند و مرتبا هم در جلسات متعدد ابراز می‌کردند که ما با این پوشش و پوسته توانستیم برخی از فضاهای ناسالم را در جریان فضای مجازی کنترل کنیم».

در خرداد ۹۷ نیز ابوالفضل حسن بیگی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، به نقل از وزیر اطلاعات گفته بود که پیام‌رسان تلگرام طلایی متعلق به جمهوری اسلامی است.

شرکت گوگل، تلگرام طلایی و هاتگرام را به دلیل «جاسوسی» و «به سرقت بردن» اطلاعات شخصی کاربران، از گوگل پلی، مرجع اصلی دریافت نرم‌افزارهای اندروید، حذف کرده است.

پس از این اتفاق، محمد جواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ایران، اعلام کرد که ۱۲۷ نسخه «غیر رسمی» فارسی تلگرام در ایران وجود دارد که «همه» آنها «فاقد امنیت» هستند.

وی در صفحه توئیتر خود نوشت: «اکنون ۱۲۷ پوسته غیر رسمی در کشور هست. با حذف دو تا از آنها باید دید مدعیان داخلی و خارجی از بقیه و محل تامین بودجه آن‌ها خواهند گفت یا روزه سکوت خواهند گرفت؟»

با این حال آقای پژمانفر گفت «مستندات فراوانی»دارد که ثابت می‌کند، این دو اپلیکشین با «نظارت وزارت اطلاعات و وزارت ارتباطات» فعالیت می‌کند.

به گفته این نماینده مجلس، این دو اپلیکشین «با ۴۰۰ میلیارد تومان هزینه، در اختیار قرار دادن سرورهای فراوان به آنها و ارائه خدمات دیگر» راه‌اندازی شد.

روز دوشنبه همچنین غلامرضا جلالی، رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور، با اشاره به حذف این دو شبکه اجتماعی توسط گوگل نوشت: «نتیجه اعتماد به طلاگرام و هات‌گرام همین وضع موجود و از دست دادن داده‌های مردم در این شبکه‌ها و رفتن اعتبار دوستان تاییدکننده آنهاست».

سخنان آقای جلالی نیز می‌تواند به معنای ایجاد این دو اپلیکشین توسط نهادهای امنیتی و مخابراتی جمهوری اسلامی باشد.

رئیس سازمان پدافند عامل همچنین خواستار «ملی‌سازی» فضای سایبری شد و افزود که «بازی‌های بچگانه و علایق حزبی و گروهی را در برابر مؤلفه‌های الزامی امنیت ملی در فضای سایبری کنار بگذارید».

هدف از طرح «شبکه ملی اطلاعات» که بخش‌هایی از آن رونمایی شده، جدا کردن اینترنت مورد استفاده کاربران خانگی داخل کشور از شبکه جهانی وب است.

منتقدان نگرانند که علاوه بر کیفیت پایین این شبکه، دولت ایران از تسلط خود برای کنترل هر چه بیشتر کاربران پرتعداد اینترنت در ایران استفاده کند.

بر اساس خبرگزاری‌ ایسنا، وب سایت خانه ملت و سایت رادیو فردا/ ا.م / ک.ر

No responses yet

May 06 2019

علی دایی نمی‌دانست سردار غفور کیست؟

نوشته: در بخش: امنیتی,تروریزم,جنایات رژیم


ایران وایر: پیام یونسی‌پور
محتمل‌ترین اتفاق این است که «علی دایی» نمی‌دانست در مورد چه کسی صحبت می‌کند. مانند همیشه، دقیقا شبیه به تمام ادواری که از سوی یک مدیر برکنار می‌شد، تعدادی از خبرنگاران را به یک گپ یک طرفه دعوت کرد و از آن‌چه «حق پایمال شده» خود می‌دانست دفاع کرد.

آخرین دفاعیه علی دایی پس از اخراج از سایپا کلید خورد. این بار برای خبرنگاران از «اعتراض به بالارفتن قیمت خودروهای کارخانه سایپا»، «دفاع از حق مردم»، «گلایه از وضعیت مالی بازیکنانش» و «حق‌گویی» خود گفت.

اما باز هم خبرنگاران منتظر شاه‌کلید کلماتش بودند. این محصول یک عادت تکراری علی دایی است. سال ۱۳۸۸ وقتی از سرمربیگری تیم ملی اخراج شد سکوت کرد، اما دو سال بعد ابتدا «محمد علی‌آبادی» رییس وقت سازمان تربیت بدنی و بعد روی کار آمدن «حسن روحانی» به عنوان رییس جمهور در سال ۹۲، «محمود احمدی‌نژاد» را عامل اصلی برکناری‌اش از تیم ملی دانست.

دو بار روی نیمکت پرسپولیس نشست. با هر بار جدایی، یک مدیرعامل را به مسلخ کلامش برد. «حبیب کاشانی» را عامل محمود احمدی‌نژاد برای نابودی‌اش معرفی کرد و یک بار دیگر هم «محمد رویانیان» را سردار نظامی بی‌اطلاعی دانست که می‌تواند متهم به فساد مالی شود.

دایی البته هرگز اشاره نکرد که چگونه در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد هم به نیمکت تیم ملی رسید و هم به نیمکت باشگاه دولتی پرسپولیس. پس از آن به در باشگاه راه‌آهن هم چنین جنگی را با «محمد انصاری‌فرد» مدیرعامل این باشگاه داشت. جرم انصاری‌فرد، امضای حکم قطع همکاری با دایی در پایان فصل بود.

تمام این مدیران البته تا روزی که علی دایی با آنها همکاری داشت، مبرا از نقدهایش بودند. این بار اما قرار بود در مورد مدیرعامل باشگاه سایپا فاش‌گویی کند. رونمایی سرمربی سابق سایپا اینگونه رقم خورد: «آقای “مصطفی مدبر” برای من وجود خارجی ندارد و آدم حقیقی به این اسم نمی‌شناسم. تا جایی که ذهن ناقصم یاری می‌کند و او را از زمانی که ریاست حراست صداوسیما را داشت، به عنوان “سردار غفور” می‌شناسم. برای من جالب بود که در یک برنامه “۹۰” خودش را مدبر معرفی کرد. بعد که صحبت کرد، تُن صدایش برای من آشنا بود و دیدم همین سردار غفور خودمان است و اردبیلی است. چه طور او مصطفی مدبر شده است؟ کاش یک نفر از ثبت احوال این جا بود تا سوال کنم که یک نفر می‌تواند کل اسم و فامیلش را عوض کند؟»

تصور قطعی دایی از این رونمایی، یک مدیر اطلاعاتی سطح میانی کشور بود. مردی که مثلا بر مسند حراست سازمان صداوسیما نشسته و نهایت قدرتش در حد و اندازه‌های سردار محمد رویانیان یا حبیب کاشانی بود.

نه کاشانی و نه رویانیان قدرت حداقلی در سازمان اطلاعاتی ایران نداشتند. حبیب کاشانی متولد سال ۱۳۴۵ در آبادان است اما فرمانده حوزه بسیج در غرب تهران(خیابان هاشمی) در دهه ۶۰بود و مسوولیت جذب نیروهای نوجوان و جوان برای اعزام به جبهه را در منطقه غرب تهران برعهده داشت. در سوابقش گفته است بیش از چهار سال در جبهه و جنگ ایران و عراق بوده اما دانش آموزان مجتمع آموزشی پسرانه «اختر» در محله هاشمی تقریبا او را در تمام سال های دهه ۶۰  در این مدرسه می دیدند. حبیب کاشانی با حفظ سمت فرماندهی بسیج، مدیر مجتمع آموزشی اختر (دبستان، راهنمایی و دبیرستان) هم بوده است.

او پس از جنگ، از سوی سپاه پاسداران در وزارت آموزش و پرورش مامور بود. مدتی هم به عنوان مسوول حوادث غيرمترقبه شهرستان رودبار به گیلان رفت و پس از دو سال دوباره به تهران برگشت. در تمام این سال ها، خودش را یکی از نزدیکان به «عبدالحمید محتشم»، دبیرکل «انصار حزب الله» هم معرفی کرده است. کاشانی یکی از مدیران گم‎نامی بود که با آغاز ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد معرفی شد. کاشانی حالا عضو جبهه «آبادگران» است.

در قدرت حبیب کاشانی همین بس که در شفاهیات فوتبال ایران روایت است دلالی که باعث کسر شش امتیاز از باشگاه پرسپولیس شده بود را با پیگیری قضایی مواجه کرد. حبیب کاشانی برایش در اطلاعات سپاه پرونده تشکیل داد. اما کاشانی هرگز نتوانست مقابل اتهامات علی دایی ایستادگی کند. می‌گفتند پشتوانه دایی گرم‌تر است.

محمد رویانیان که خود موسس و طراح پلیس ۱۱۰ ایران بود هم نتوانست مقابل هجمه علی دایی پس از برکنار مقاومت کند.

دایی احتمالا تصور می‌کرد وقتی نام واقعی مصطفی مدبر مدیرعامل باشگاه سایپا را اعلام می‌کند، با یک فرمانده بازنشسته سپاه روبرو خواهد بود که در سال‌های پس از خدمتش صاحب پستی در یک باشگاه ورزشی شده است.

سردار «غفور درجزی» که علی دایی از او رو نمایی کرد، یکی از عواملی است که در ترور «عبدالرحمن قاسملو» در اتریش نقش داشته است. آن‌چه شاید علی دایی نمی‌داند، این است که سردار غفور هم یک نام مستعار بیش نیست. نام اصلی آن‌که او را اخراج کرده و در ترور مشهور قاسملو در وین نقش داشته، «امیر منصور بزرگیان اصل» است. نام این سردار سپاه در اسناد و بازجویی‌های دادگاه میکونوس نیز مطرح شده است، اما در رابطه با کشتاری که چند سال پیش از آن اتفاق افتاده بود.

در اسنادی که از دادگاه میکونوس در کتاب «سیستم جنایت‌کار» منتشر شده «ابوالقاسم مصباحی» شاهد اصلی دادگاه میکونوس و از نیروهای ارشد وزارت اطلاعات که در دهه ۹۰ میلادی خود را تسلیم مقامات آلمانی کرد، به نام غفور درجزی اشاره می‌کند. همچنین در کتاب پرویز دستمالچی به نام «ترور به نام خدا» نیز، غفور درجزی از جمله عوامل قتل آقای قاسملو معرفی شده است.

پرویز دستمالچی یک روز پس از فاش‌گویی‌های علی دایی در مورد مدیرعامل کنونی باشگاه سایپا، در گفت‌وگو با رسانه‌‌ها ادعا کرد که با بررسی تصاویر بیست سال قبل سردار غفور درجزی و عکس‌های امروز مصطفی مدبر به این نتیجه رسیده که هر دو شخص یک نفر هستند.

علی دایی ناگهان در فضای امنیتی ایران قرار می‌گیرد. فاش‌گویی که تا پیش از این پشتوانه‌ای محکم از سوی نیروهای امنیتی ایران داشت سکوت می‌‌کند.

نخستین واکنش را بخش خبری «بیست وسی» از صداوسیمای جمهوری اسلامی نشان داد. گزارشی از «علی رضوانی» که سابقه پرونده‌سازی‌های امنیتی برای ورزشکاران و مربیان ایرانی را دارد. علی رضوانی پیش از این به هر مبحثی در ورزش ورود کرد، اتفاقی خاص رقم زد. از داوری زنان در بسکتبال تا پرونده‌سازی برای «محمد تقوی» در باشگاه تراکتورسازی، از کمترین نمونه‌های کاری اوست.

این بار علی رضوانی در بیست و سی، مستقیم سراغ علی دایی و گفته‌هایش در مورد مدیران ورزش ایران رفته است. در آن‌چه رضوانی روی آنتن صداوسیما برده، هیچ نامی از «مصطفی مدبر» تا «سردار غفور درجزی» نیست. گلایه‌ها تنها به نافرمانی‌های دایی خلاصه شده و برای نخستین بار طی ۱۵ سال اخیر، دایی مورد نقد قرار گرفته است.

علی دایی نمی‌دانست و بر عادت قدیمی، به یک مدیر تاخت. بی‌آن‌که مطلع شود، مقابل همان جریانی ایستاد که همیشه مهم‌ترین پشتوانه او بودند. دایی طی تمام سال‌های مربیگری‌اش، میان تیم‌های ملی، نظامی (صبا)، دولتی (پرسپولیس و راه‌آهن) و صنعتی (سایپا و نفت تهران) چرخید. نکته قابل تامل این است که دایی با بیش از یک دهه مربیگری، هرگز از پایتخت خارج نشد.

اتفاق خاص شاید در مورد آینده‌ای باشد که برای علی دایی رقم می‌خورد. او از اسفندماه سال ۹۷ گزینه اصلی سرمربیگری تیم ملی بود. مهم‌ترین حامیانش هم مدیران وزارت صنایع بودند. خبرگزاری تسنیم هم پنج‌شنبه هفته گذشته در گزارشی، علی دایی را نزدیک‌ترین مرد به نیمکت تیم ملی دانست. او البته طی روزهای گذشته پیشنهادی جدی هم از سوی «محمدرضا زنوزی» مدیرعامل باشگاه تراکتورسازی در دست داشت. اما شاید آن‌چه دایی در روزهای گذشته به زبان آورد، او را از فرصت‌های جدیدش دور کند. فرصت‌هایی که از همان اهرم‌های قدرتش به دست می‌آمد.

No responses yet

May 03 2019

مثلث فساد در سازمان اطلاعات سپاه

نوشته: در بخش: امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی


رادیوفردا: گفت‌وگوی محمد سرافراز و شهرزاد میرقلی‌خان، با برنامه اینترنتی «اتاق شیشه‌ای» که از طریق یوتیوب پخش می‌شود صورت گرفته است.
محمد سرافراز، رئيس سابق سازمان صداوسیما، سازمان اطلاعات سپاه را متهم به کارشکنی در مبارزه با فساد کرده است.

گفت‌وگوی ۵۵ دقیقه‌ای آقای سرافراز از طریق برنامه اینترنتی «اتاق شیشه‌ای» پخش شده است. مجری این برنامه، «عبدالرضا داوری»، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی نزدیک به محمود احمدی‌نژاد است.

جریان احمدی‌نژاد در دو سال گذشته انتقادات متعددی علیه سازمان اطلاعات سپاه مطرح کرده‌اند. حضور داوری در این گفت‌وگو نیز ادامه تلاش‌های این طیف علیه سازمان اطلاعات سپاه به ویژه حسین طائب، رئيس این سازمان است.

در این گفت‌وگو، شهرزاد میرقلی‌خان، «بازرس ویژه» صداوسیما در دوره سرافراز نیز به صورت تلفنی از عمان حضور داشت.

اخیراً دیدار آقای سرافراز با شهرزاد میرقلی‌خان و تحویل مدارکی به او خبرساز شده بود.

اخیراً دیدار آقای سرافراز با شهرزاد میرقلی‌خان و تحویل مدارکی به او خبرساز شده بود.
​سرافراز در این گفت‌وگو به چهار پروژه فنی-اقتصادی مهم اشاره می‌کند که قصد تغییر یا اصلاح آنها را داشته است: پروژه دیتا سنتر که ۵۰ میلیارد تومان برای آن هزینه شده بود، پروژه IPTV که ۹ میلیون دلار برای آن خرج شده بود، پیام‌رسان سروش و مزایده‌های صداوسیما به ارزش ۱۶۵۰میلیارد تومان.

نقطه عطف این پروژه‌ها اما مزایده‌های صداوسیما بوده است. بر اساس روایت محمد سرافراز، حسین طائب رئيس سازمان اطلاعات سپاه، و جمال‌الدین‌ آبرومند معاون وقت هماهنگی سپاه، قصد مشارکت در مزایده‌های صداوسیما داشته‌اند و مسعود مهردادی هم به نمایندگی از این افراد در جلسات مرتبط با مزایده‌ها شرکت کرده است.

در جریان این مزایده‌ها که زمستان ۱۳۹۴ برگزار شد، بانک توسعه تعاون، وابسته به وزارت کار برنده شد ولی به با دخالت سازمان اطلاعات سپاه و دستور علی ربیعی وزیر پیشین کار، بانک توسعه تعاون انصراف می‌دهد و مزایده شکست می‌خورد. سرافراز می‌گوید ربیعی، «دوست و همکار طائب» است و در جریان برخورد با او، وزارت اطلاعات دولت روحانی نیز با سازمان اطلاعات سپاه هماهنگ بوده است.

حسن طائب، مسئول سازمان اطلاعات سپاه

حسن طائب، مسئول سازمان اطلاعات سپاه
شهرزاد میرقلی‌خان و سرافراز علت فشار اطلاعات سپاه و مجبور کردن میرقلی‌خان به خروج از کشور در زمستان ۱۳۹۴ را همین پروژه‌های اقتصادی عنوان می‌کنند. میرقلی‌خان همچنین به نقش پنهان محمود سیف، همسر سابق خودش، در افزایش این فشارها نیز اشاره می‌کند.

طرح این نام‌ها از یک منظر قابل اهمیت است.

اولین چهره مسعود مهردادی است. او تا سال ۱۳۹۷ به عنوان «جانشین اقتصادی» بنیاد تعاون سپاه، نقش اصلی در بسیاری از شرکت‌های اقتصادی و قراردادهای این بنیاد بازی می‌کرد. او به همراه جمال‌الدین آبرومند، یک زوج اقتصادی را تشکیل داده بودند. جمال‌الدین آبرومند تا تیرماه ۱۳۹۷ به عنوان معاون هماهنگی سپاه فعالیت می‌کرد. او در عین حال، رئيس هیئت مدیره بنیاد تعاون سپاه بود و به همراه مسعود مهردادی که مغز متفکر فعالیت‌های اقتصادی این سازمان بود، پروژه‌ها را پیش می‌برد.

خرداد ۱۳۹۳ وقتی قرارداد ۲۰ هزار میلیارد تومانی شهرداری تهران با بنیاد تعاون سپاه امضا شد، نام آبرومند و مهردادی نیز ذیل تفاهمنامه بین دو نهاد بود.

مسعود مهردادی تا سال ۱۳۹۷ جانشین اقتصادی بنیاد تعاون سپاه بود.

مسعود مهردادی تا سال ۱۳۹۷ جانشین اقتصادی بنیاد تعاون سپاه بود.
مسعود مهردادی همچنین سال‌ها نماینده اصلی بنیاد تعاون سپاه در شرکت مخابرات ایران، بانک انصار و هولدینگ «یاس» بود. هولدینگ «یاس»، سازمان اصلی بنیاد تعاون سپاه در حوزه خدمات، واسطه‌گری و مسکن بود. مسعود مهردادی، عضو هیئت مدیره این هولدینگ بود.

به گفته عبدالله رمضان‌زاده، فعال سیاسی و سخنگوی دولت خاتمی، این هولدینگ درگیر یک پرونده فساد ۱۳۰۰۰ میلیارد تومانی بوده است. هولدینگ یاس بر اساس اسناد رسمی ثبت شرکت‌ها، در بهمن ۱۳۹۶ منحل شده است. در همین ایام، خبرهای گسترده‌ای درباره بازداشت مسعود مهردادی نیز منتشر شد.

محسن هاشمی، رئيس شورای شهر تهران ۱۵ تیرماه ۱۳۹۷ خبر داد که پرونده فساد بنیاد تعاون سپاه در ستاد کل نیروهای مسلح و دادسرای نظامی قوه قضاییه در حال بررسی است و پنج نفر در این زمینه بازداشت شده‌اند. او به نام مسعود مهردادی اشاره نکرد ولی بررسی اسناد تغییرات شرکت‌های وابسته به بنیاد تعاون سپاه نشان می‌دهد که در طول یک‌سال گذشته، مهردادی از این شرکت‌ها کنار گذاشته شده است.

جمال آبرومند، معاون هماهنگ‌کننده پیشین سپاه
جمال آبرومند، معاون هماهنگ‌کننده پیشین سپاه

دومین چهره، جمال‌الدین آبرومند است که تیرماه ۱۳۹۷ به طور ناگهانی از معاونت هماهنگی سپاه برکنار شد و حسین سلامی که آن زمان جانشین فرمانده سپاه بود، با حفظ سمت، سرپرستی معاونت هماهنگی را نیز بر عهده گرفت. آبرومند پس از برکناری به عنوان «جانشین قرارگاه جنگ نرم» سپاه منصوب شد. این قرارگاه در حال حاضر تحت مسئولیت محمدعلی جعفری، فرمانده سابق سپاه اداره می‌شود. همزمان با برکناری آبرومند از معاونت هماهنگی سپاه، در شبکه‌های اجتماعی شایعاتی درباره نقش او در فساد منتشر شد.

نفر سوم اما محمود سیف است؛ همسر سابق شهرزاد میرقلی‌خان. این دو نفر سال ۲۰۰۷ به جرم تلاش برای خرید و انتقال غیرقانونی ۳۰۰۰ دوربین دید در شب، در اتریش بازداشت شدند. محمود سیف، همچنین شرکت «تجارت الماس مبین» را اداره می‌کرد که زیر مجموعه بنیاد تعاون سپاه بود. بر اساس اطلاعیه وزارت خزانه‌داری آمریکا که ۲۹ آبان ۱۳۹۶، منتشر شد، این شرکت در همکاری با سپاه، تجهیزات و لوازم لازم برای جعل اسکناس را از اروپا را تأمین کرده و در معاملات اسلحه نیز نقش داشته است. شرکت «تجارت الماس مبین» همچنین در راه‌‌اندازی یک شبکه جعل اسکناس برای تامین نیازهای مالی شورشیان حوثی در یمن نقش داشته است.
محمود سیف در کنار همسر سابقش شهرزاد میرقلی‌خان
محمود سیف در کنار همسر سابقش شهرزاد میرقلی‌خان
محمود سیف در داخل ایران با نام «محسن سجادی‌نیا» فعالیت داشت و به همراه مسعود مهردادی، عضو هیئت مدیره بسیاری از شرکت‌های وابسته به بنیاد تعاون سپاه بود. نام محسن سجادی نیز خرداد ۱۳۹۶ به عنوان یکی از افرادی مطرح شد که در جریان برخورد با فساد در سپاه بازداشت شد.

همزمان با انتشار این اخبار، بررسی آگهی رسمی ثبت شرکت‌ها در تیرماه ۱۳۹۶ نیز نشان می‌داد که نام محسن سجادی‌نیا نیز مانند مسعود مهردادی از هیات مدیره شرکت‌های وابسته به بنیاد تعاون سپاه حذف شده است. گزارش‌های تأییدنشده‌ای درباره خروج این افراد به ویژه مسعود مهردادی از کشور هم منتشر شده است.

در واقع، در این ماجرا با یک مثلث متهم به فساد مواجه هستیم: جمال‌الدین آبرومند، مسعود مهردادی و محمود سیف. آنطور که محمد سرافراز تشریح می‌کند، اعضای این شبکه زیر نظر حسین طائب، رئيس سازمان اطلاعات سپاه فعالیت می‌کردند.

این مثلث بر خلاف سال‌های ۹۰ تا ۹۵ در وضعیت شکننده و ضعیفی به سر می‌برند و تلاش می‌‌کنند خودشان را نجات دهند ولی مخالفان حسین طائب با درک همین وضعیت، در حال تلاش هستند با تمرکز بر این مثلث، فشارها برای تضعیف موقعیت رئيس سازمان اطلاعات سپاه را افزایش دهند.

شهرزاد میرقلی‌خان در این گفت‌وگو به کتابی اشاره می‌کند که درباره همه فعالیت‌های محمود سیف است و هنوز منتشر نشده است. انتشار این کتاب می‌تواند گام بعدی این جنگ اطلاعاتی سابقه‌دار و پیچیده باشد.

No responses yet

« Prev - Next »