اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

Mar 20 2019

برخورد نارنجک دست ساز با یک سرباز: مصدومان چهارشنبه‌سوری – بیمارستان مطهری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,سیاسی


ایسنا: رئیس مرکز فرماندهی و کنترل پلیس پیشگیری پایتخت از برخورد نارنجک دست ساز به یک سرباز خبر داد.

به گزارش ایسنا، سرهنگ سعید آقایاری دراین باره گفت: حوالی ساعت ۱۷ امروز یکی از سربازان نیروی انتظامی حین انجام وظیفه در محدوده کلانتری ۱۴۹ امام زاده حسن توسط افرادی ناشناس مورد اصابت مواد محترقه خطرناک دست ساز قرار گرفت و از ناحیه پاشنه پای راست مصدوم شد.

وی با بیان اینکه این سرباز برای دریافت خدمات درمانی و مداوا به بیمارستان منتقل شد، گفت: عاملان این اقدام از سوی پلیس شناسایی شدند.

آقایاری تاکید کرد: پلیس برای برقراری نظم و امنیت در آماده باش کامل است و با مخلان نظم و آرامش مردم برخورد خواهد کرد.

No responses yet

Mar 19 2019

تالاب‌های هامون در مرز ایران و افغانستان چرا می‌خشکند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,خاورمیانه,سیاسی,محیط زیست

بی‌بی‌سی: یحیی حازم اسپندیار کارشناس آب‌های مرزی

تالاب‌ها نزدیک به شش درصد از کره زمین را در برگرفته‌اند و همواره سفره‌خانه مهمان‌نوازی برای انسان‌ها بوده‌اند. تالاب‌ها با قابلیت زادآوری، نقش مهمی در بقای گونه‌های بی‌شماری از گیاهان و جانوران وابسته به خود را ایفا کرده و ذخیره‌گاه مهمی برای انبوه پرندگان، خزندگان، دوزیستان، ماهیان و بی‌مهرگان بوده‌اند. ارزش اکولوژیک تالاب‌ها ۱۰ برابر جنگل‌ها و ۲۰۰ برابر زمین‌های کشاورزی است. اما متأسفانه علیرغم اهمیت بالا، کمتر مورد توجه قرار گرفته‌اند.

دریاچه‌های هامون در مرز میان افغانستان و ایران و در محدوده ۶۰ درجه و ۳۹ دقیقه تا ۶۱ درجه و ۳۵ دقیقه طول شرقی و ۳۱ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۳۱ درجه و ۳۲ دقیقه عرض شمالی واقع شده است. این دریاچه‌های تالابی از سه بخش عمده به نام‌های هامون پوزک، هامون صابری و هامون هیرمند تشکیل شده است. اکثر مساحت هامون پوزک و بخشی از هامون سابوری در افغانستان و متباقی هامون‌های پوزک و سابوری و همچنین هامون هیرمند به‌طور کامل در خاک ایران واقع شده است.

این تالاب‌ها در زمان پرآبی با هم متصل گشته و به‌صورت یکپارچه درمی‌آیند و وسیع‌ترین دریاچه آب شیرین در ایران و افغانستان را زیر نام تالاب‌های هامون می‌سازند. البته گود زره که کاملا در افغانستان موقعیت دارد نیز بخشی از همین چرخه آب است و در زمان پرآبی، آب سرریز هامون هیرمند از طریق رود شیله وارد گود زره در خاک افغانستان می‌شود. وسعت دریاچه هامون در زمان پرآبی ۵۶۶۰ کیلومتر مربع است که از این مقدار ۳۸۲۰ کیلومتر مربع متعلق به ایران و بقیه متعلق به افغانستان است.


رودخانه هیرمند بعد از سالها خشکسالی به ایران نیز رسیده است

در این تالاب‌ها وجود ۲۵ گونه ماهی گزارش شده است که ۱۵ گونه آن بومی و ۱۰ گونه آن توسط دولت ایران وارد این تالاب‌ها شده‌اند. میزان تولیدات ماهی این تالاب‌ها در محدوده خاک ایران در زمان ترسالی ۱۳۸۷۲ تن، در سال میان‌آبی معادل ۳۱۰۰ تن و در سال کم‌آبی ۲۸۵۰ تن برآورد شده است. درباره میزان تولیدات ماهی در جانب افغانستان مطالعه‌ای انجام نشده است. اما، باتوجه به اینکه آب رودهای واقع در افغانستان منبع اصلی هامون‌ها هستند و این رودها نخست بر قسمت افغانستانی تالاب‌های هامون می‌ریزند و در عین حال تالاب پوزک که ۹۰درصد آن در خاک افغانستان واقع شده است نیز غنی‌ترین اکوسیستم را دارد، می شود تخمین زد که حداقل ۶۰درصد تولیدات ماهی تالاب‌های هامون در خاک افغانستان می‌شود.

با این تخمین مجموع تولیدات ماهی این تالاب‌ها ۳۴۶۸۰ تن در سال پرآبی، ۷۷۵۰ تن در سال میان‌آبی، و در سال کم‌آبی ۷۱۲۵ تن است. در گذشته ۲۳ گونه پستانداران در این اکوسیستم وجود داشته است، که اکنون به ۸ گونه کاهش یافته است. هامون‌ها به عنوان بانک‌ژن پایه های اصلی تنوع زیستی را در عرصه طبیعی منطقه بنا نهاده‌اند. بررسی‌ها نشان داده است که در زمان پرآبی تالاب هامون ۱۸۱ گونه پرنده (خشکزی و آبزی)، ۲۳ گونه پستاندار، ۳۷ گونه خزنده و ۲۵ گونه ماهی در آن می زیسته‌اند، ولی در سال‌های اخیر به دلیل خشکسالی کامل، ۴۹ گونه پرنده، ۸ گونه پستاندار، ۲ گونه خزنده، ۴ گونه دو زیست و ۵ گونه ماهی در آن مشاهد شده است. آمار به دست آماده از پستاندارانی مثل شغال، روباه، خرگوش، خارپشت، خفاش و … نشاندهنده تنوع زیستی و غنامندی اکولوژیک این تالاب‌ها است.

همچنین در این تالاب‌ها وجود ۱۸۲ گونه پرنده آبزی و خشکزی گزارش شده است، انواع دو زیستان و سایر گونه‌های جانوری در این تالاب‌ها زندگی داشته‌اند که اکنون دیگر به علت خشکسالی‌ها طبیعی و بی مهری‌های انسانی وجود ندارد. پوشش گیاهی هامون منبع غذایی غنی برای پرورش گاو و گوسفند می‌باشد.

سیر تدوین رژیم حقوقی رود هیرمند
دولت‌های مستقل ایران و افغانستان بر اساس معاهده پاریس در سال ۱۸۵۷ میلادی شکل گرفتند و پس از آن افسرهای هند بریتانیایی برای تثبیت خطوط مرزی میان دو کشور دست به‌کار شدند و اولین بار رژیم حقوقی هیرمند نیز توسط یکی از همین افسرها به نام گلداسمیت در سال ۱۸۷۲ میلادی میان افغانستان و ایران در ذیل تثبت خطوط مرزی میان این دو کشور، تدوین شد.

اما، اختلاف میان دو کشور همچنان باقی ماند تا مک ماهون وارد قضیه شد و حکمیت او نیز مورد توافق طرفین قرار نگرفت. در سال ۱۳۱۷ خورشیدی معاهده‌ای به نام قرارداد موقت بین دوکشور تا مرحله امضاء شدن رفت، اما اختلاف برسر ضمیمه آن، باعث شد این قرارداد نیز منعقد نگردد. بر اساس شکایت مصطفی عدل نماینده ایران در سازمان ملل متحد به شورای امنیت در سال ۱۳۲۶ خورشیدی درباره توسعه زیرساخت‌های آبی در طرف افغانستان، دولت آمریکا به موضوع مداخله کرد و وابسته‌ کشاورزی سفارت آمریکا در تهران فردی به نام پولستر را برای تهیه یک گزارش دقیق از وضعیت سیستان و آب هیرمند به منطقه اعزام کرد.

برمبنای همین گزارش، دولت آمریکا کمیسیونی بی‌طرف برای را حل این معضله پیشنهاد کرد. در ماه مارچ/مارس ۱۹۵۰ میلادی سه تن را برای عضویت در کمیسیون انتخاب کردند. کمیسیون متشکل از سه کارشناس با نام‌های فرانسیسکو دومین گوئز از شیلی، رابرت لوری از آمریکا و کریستوفر نی وب از کاندا بود. نتیجه مطالعات این کمیسیون در سال ۱۹۵۱ میلادی حقابه سیستان ایران را ۶۴۰ میلیون مترمکعب در سال یعنی به طور متوسط ۲۲ متر مکعب در ثانیه تعیین کرد.

دولت افغانستان گزارش کمیسیون بی‌طرف هیرمند را پذیرفت و دولت ایران آن را به نفعش ندانست. در مذاکرات بعدی دولت افغانستان مبنای کار را بر گزارش کمیسیون می‌دانست و دولت ایران به این گزارش بی‌اعتنا بود. بعد از کش و گیرهای فراوان سرانجام در ۲۲ اسفند/حوت ۱۳۵۱ معاهده دوازه ماده‌ای و دو پرتکل بین امیر عباس هویدا، نخست وزیر ایران و موسی شفیق، نخست وزیر افغانستان به امضا رسید. براساس این معاهده مقدار آبی ‌که از رود هیرمند در سال نرمال و مافوق نرمال از طرف افغانستان به ایران تحویل داده می‌شود، به طور متوسط ۲۲ مترمکعب در ثانیه است و ۴ مترمکعب در ثانیه منحیث حسن نیت و علایق برادرانه از طرف افغانستان به ایران به‌گونه اضافه تحویل داده می‌شود که مجموعاً ۲۶ مترمکعب در ثانیه حقابه ایران از رود هیرمند می‌شود.


تالاب هامون ظرفیت آبی هشت تا ۱۰ میلیارد متر مکعب دارد

ماده اول بند ‘ج ‘ معاهده هیرمند در باره سال نرمال آبی چنین می‌گوید: یک سال نرمال آبی عبارت از سالی است که مجموع جریان آب از اول اکتبر تا ختم سپتامبر سال مابعد در موضع دستگاه آب شناسی دهراوود بر رود هلمند (هیرمند) بالاتر از مدخل بندکجکی ۵۵۶۱ میلیون مترمکعب) اندازگیری و محاسبه شده است.

ماده پنجم این پیمان متباقی آب را حقابه افغانستان دانسته و برای افغانستان اجازه داده تا هرگونه که می‌خواهد از این آب استفاده کند: افغانستان موافقت دارد اقدامی نکند که ایران را از حقابه آن از آب رود هلمند که مطابق احکام مندرج مواد دوم و سوم و چهارم این معاهده تثبیت و محدود شده است بعضاً و کلا محروم سازد. افغانستان با حفظ تمام حقوق بر باقی آب رودهلمند هر طوری که خواسته باشد از آن استفاده می‌نماید و آنرا به مصرف می‌رساند. ایران هیچ گونه ادعایی برآب هلمند بیشتر از مقادیری که طبق این معاهده تثبیت شده است ندارد. حتی اگر مقادیر آب بیشتر در دلتای سفلای هلمند میسر هم باشد و مورد استفاده ایران هم بتواند قرار گیرد.

عوامل خشکیدن تالاب‌های هامون

۱-توسعه زیرساخت‌های آبی در افغانستان: پس از تخریب سیستان تاریخی به ویژه شهرهای بُست و زرنج در دوره گورکانیان هرات این منطقه وضعیت نامناسبی به لحاظ کشاورزی و اقتصادی داشت. اولین اقدام توسعه‌ای در زمان امیر حبیب الله خان با کشیدن نهر سراج در ولایت هلمند آغاز شد و بعداً توسعه در این وادی منحیث “پروژه انکشاف وادی هلمند” در زمان محمد ظاهر، شاه سابق افغانستان به اصلی‌ترین هدف دولت مبدل گشت. در توسعه زیرساخت‌های آبی وادی هیرمند نخست جاپان/ژاپن، سپس آلمان و سرانجام دولت آمریکا، افغانستان را کمک مالی و تخصصی کردند. اجزای پروژه توسعه وادی هیرمند شامل: بند کجکی، بند دهله، کانال شمالی ارغنداب، کانال جنوبی، توسعه نهر شمالان، اصلاح کانال سراج و حفر کانال جدید درویشان می‌شد.

۲-توسعه زیرساخت‌هادر جانبایران: همزمان با شروع توسعه زیرساخت‌های آبی در طرف افغانستان، جانب ایران نیز آغاز به ساخت و توسعه زیرساخت‌های آبی در سیستان کرد. در حالی که حقابه ایران از رود هیرمند به نسبت توسعه زیرساخت های آبی‌اش بسیار ناچیز است و نیازی به این همه زیرساخت ندارد. اجزای توسعه‌ زیرساخت‌های آبی در ایران شامل:

سد مخزنی چاه نیمه ۱،۲،۳، سد مخزنی چاه نیمه ۴، سد انحرافی سیستان، سد انحرافی کهک، سد انحرافی زهک، سد سرشیله، سد تغذیه ای گلگ، سد تغذیه باغ سنگی، سد براکوه، سد بندان، سد چهار فرسخ، سد سیدان، سد مشوکی، سد نوزاد، سد وک، سد سیاهو، سد زولسک سربیشه، نهر گلمیر۱، نهرگلمیر۲، نهر نیاتیکه نهر شیردل و نهر جریکه می‌شود.

به طور نمونه ظرفیت ذخیره آبی چهار چاه نیمه ایران ۱۴۸۰ میلیون مترمکعب است چیزی برابر با یک و نیم برابر حقابه ایران در یک سال پر آب.

۳-خشکسالی: آمار تاریخی افغانستان بین سال‌های ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰ میانگین آب ورودی به ایران را در حدود ۴۳۹۶ میلیون مترمکعب نشان می‌دهد. اما، آمار بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۶ خورشیدی میانگین آب ورودی به جانب ایران را ۲۵۳۴ میلیون مترمکعب در سال نشان می‌دهد. با توجه به اینکه بین این سال‌ها هیچگونه توسعه‌‌ای در طرف افغانستان اتفاق نیافتده، این آمار کاهش ۴۲ درصد از جریان هیدرولوژیکی را نشان می‌دهد.

برداشت ایران از رود هیرمند در سال‌های ۱۳۹۰ – ۱۳۹۶ (میلیون مترمکعب)

اضافه برداشت جانب ایران
آمار وزارت انرژی و آب افغانستان نشان می‌دهد که ایران به طور متوسط بین سال‌های ۱۳۹۰ – ۱۳۹۶ حدود یک میلیارد مترمکعب آب را به‌صورت “غیرقانونی” از رود هیرمند برداشت کرده است، این در حالی است که در همه این سال‌ها حوزه آبریز رود هیرمند در خشکسالی بوده است. اگر در این سال‌های خشکسالی، حقابه ایران را به حد اعظمی آن یعنی ۸۲۰ میلیون در نظر بگیریم، با آنهم این کشور حدود یک میلیارد متر مکعب سالانه آب اضافی و خلاف مواد معاهده هیرمند از این رودخانه برداشت کرده است.

چنان که دیده می‌شود بین سال‌های ۱۳۹۰ تا ۱۳۹۶ خورشیدی به طور میانگین ۶۸۵ میلیون متر مکعب آب از رود هیرمند وارد تالاب پوزک شده است. در حالی که نیاز آبی زیست محیطی هر سه تالاب پوزک، سابوری و هیرمند بین ۳ – ۷ میلیارد مترمکعب است. در عین حال افغانستان در اکنون بر روی آب فراه رود، هاروت رود، خاسپوس رود و خاشرود هیچ بند/سد ذخیره‌ای به بهره‌برداری نسپرده و آب این رودخانه‌ها کمافی‌السابق وارد هامون‌ها می‌شوند.

افزایش بهره‌وری/موثریت آبیاری در جانب افغانستان، مدیریت تقاضا و مصرف در جانب ایران، پابندی ایران به ماده پنج معاهده هیرمند و تغییر رویکر مدیریت سازه‌ای به رویکرد مدیریت جامع و مشترک در دو کشور می تواند تالاب های هامون را دوباره به حداقل حیات شان برگرداند.

No responses yet

Mar 17 2019

کلید معمای اختلاس در دست سردار مجید باقرنژاد همسر اول مرجان شیخ الاسلام

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سپاه,سیاسی


آژانس ایران خبر: کلید معمای اختلاس در دست سردار مجید باقرنژاد همسر اول مرجان شیخ الاسلام
اختلاس وقتی تبدیل به معما میشود که با همکاری هر دو جناح اصلاح طلب و اصولگرا صورت گرفته باشد و قسمت هیجانی داستان پیدا کردن کلید معمای اختلاس است که به طور اتفاقی! و کاملا اتفاقی! در دست سپاه پیدا میشود!

بررسی این موضوع در مقاله ای به قلم آقای عباس واحدیان به نام اختلاس در نهایت اخلاص آمده است:

رقم جدید اختلاس ۶/۶۵۶/۰۰۰/۰۰۰ یورو را اگر تبدیل به دلار نماییم چیزی نزدیک به ۸ میلیارد دلارست.  ایران میتوانست با این مبلغ به کل جمعیت جهان نفری یک دلار ببخشد و براحتی مردم دنیا را وام دار خود نماید !!

گمانم کم کم داریم متوجه حجم عظیم این اختلاسها می شویم!

جدا از درد و اندوه این مصیبتها و نظاره زوال تدریجی کشور عزیزمان، آنجایی ماجرا دردناکتر میشود که بوقچی‌های رسانه های حکومتی بطور هماهنگ سعی می کنند ضمن منت گذاشتن بر سر ملت در باره مقابله با فساد‌، آدرسهای غلط در اندیشه درمانده ما فرو نمایند!

سیمای میلی با تهیه مستندی دیگر (از سری تولیدات مبتذل و بی ارزشش) مرجان شیخ الاسلامی را بعنوان متهم ردیف اول بشکل اصلاح طلبی فاسد و نفوذی مطرح می نماید.

زنی که اینک در آغوش همسر دومش مهدی خلجی و در غالب اپوزیسیون آرمیده است!

دادن کد و آدرسهای غلط برای مدفون کردن لاشه یک قربانی بنام”اصلاح طلبی” تا شاید با احیای لاشه ی دیگری بنام اصولگرایی بتوانند در صحنه سیاسی ایران با تکیه بر عوام فریبی چند صباحی به غارت بیشتر مشغول شوند!

اما حقیقت ماجرا چیست؟

زمان این اختلاس باز میگردد به آغاز دور دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد و البته پایه ریزی آن کمی به عقب تر مربوط است.

احمدی نژاد بواسطه ماهیت امنیتی و ارتباطی که با فرماندهان سپاه و سایه نشینان حریم قدرت نظام داشت از آغاز تصدی اش بر شهرداری تهران با اعطای قراردادهای سودآور به قرارگاه خاتم الانبیا، آنهم بدون تشریفات مزایده، نشان داد که شریک خوبی برای ایرانخواران در گشودن راههای گشاد رانت و اختلاس است.

انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ بواسطه گردش موضع و حمایت ناگهانی بیت از وی و کنار زدن قالیباف با پیروزی احمدی نژاد همراه بود‌.

پیروزی که خبر از توافقات پشت پرده داشت.

احمدی نژاد قول داده بود که تمامی راهها را برای ورود بی دردسر سپاه و تسلط اختاپوسی این ماشین جنگی و سیری ناپذیر بر اقتصاد کشور مهیا نماید و کرد!

از آنسوی او باید با خرید تحریم های مختلف، ابتدا کشور را در انزوای اقتصادی و تنگنای سیاسی شدید قرار میداد تا بهانه لازم جهت اعطای صدها ” ابر پروژه ” به سپاه فراهم می شد که آنها را هم بخوبی انجام داد.

از اوایل سال ۸۹ که فشار تحریمهای آمریکا و اتحادیه اروپا بخاطر تهدیدات علنی احمدی نژاد در سازمان ملل وسعت یافت با خروج مجدد شرکتهای بزرگ نفتی بستر مناسب جهت ورود قرارگاه خاتم به پروژه های عظیمی چون پارس جنوبی فراهم شد.

دور زدن تحریم ها جهت فروش نفت ، میعانات گازی، محصولات پتروشیمی،و همچنین قاچاق و خرید صدها نوع کالاهای اساسی و مورد نیاز کشور، به صنعتی سیاه برای ثروت اندوزی “اختاپوس سپاه” مبدل شد.

ارزش مالی این صنعت سالانه بالغ بر دهها میلیارد دلار میشد و از آنجا که مشمول هیچگونه حسابرسی شفاف نبوده و نیست زمینه رشد مفسدان و شیادان تا مرز بی نهایت گشوده است.

بعنوان مثال با خروج پیمانکاران خارجی از قراردادهای پارس جنوبی در سال ۸۹ سپاه با گرفتن آن قراردادهای بی مناقصه و بی مزایده

به ارزش ۲۱ میلیارد دلار که به تصویب هیئت دولت و مجلس رسیده بود در فازهای۱۳ تا ۱۶ کار را بدست گرفت.

سپس فازهای ۲۲-۲۳- و ۲۴ پارس را هم بدانها اضافه کرد.

احمدی نژاد با دریافت چراغ سبز از بیت رهبری که گرداننده اصلی قدرت اجرایی کشور در عرصه های اقتصادی ، سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، قضایی و قانونگذاری می باشد، و به بهانه اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی در رابطه با خصوصی سازی چوب حراج بر تمامی زیرساختهای ملی ایران زد.

او با صدور فرامین مختلف درین تاراج و حراج ملی، از مخابرات و ارتباطات ، تا صنایع پتروشیمی، بنادر، راهها، خطوط ریلی شهری(مترو) و راه آهن سراسری، واگذاری پالایشگاهها و مناطق نفت خیز ،صنایع و معادن مختلف،جنگلها، و سدسازی و آبرسانی و حتی وارد نمودن سرداران به حریم ورزش و باشگاه داری ،از سپاه پاسداران این غول هفت سر را ساخت!!

احمدی نژاد در گسترش این غارتگری نه فقط مشارکت دستوری نمود بلکه با راه دادن چند تن از آن سرداران ایرانخوار به کابینه دولت چون رستم قاسمی بعنوان وزیر نفت دولت دهم نقش عمده ای در نابود کردن اقتصاد و صنایع خصوصی و مردمی کشور ایفا نمود.

رستم قاسمی پیش از وزارت بعنوان فرمانده قرارگاه خاتم ایفای نقش نموده بود. او با هماهنگی مستقیم بیت رهبری جهت واگذاری کلیه زیرساختهای کلان صنایع نفت و گاز و پتروشیمی به سپاه، وارد کابینه شده بود.

دومین هدف مهم او دور زدن تحریمها بکمک شرکتها و افراد وابسته به سپاه بود که اختلاس ۶/۶ میلیارد یورویی شرکت تحت امر مرجان خانم از جمله همانها میباشد.

همسر اول مرجان شیخ الاسلامی یعنی مجید باقر نژاد کلید این ماجراست.

بطور یقین هیچکسی به اندازه مرجان شیخ الاسلامی نمی تواند در معرفی چهره و نقش مجید باقر نژاد همسر اولش درین ماجرا اطلاعات داشته باشد.

مشکل عمده سپاه در بحث دور زدن تحریمها یافتن بازار و مشتریانی بود که بتوانند تولیدات نفت و گاز صادراتی کشور را خریداری نمایند.

پورسانت هنگفتی درین کار وجود داشت که گاه نزدیک به نیمی از قیمت جهانی کالا را شامل میشد.

از همین روی سپاه و قرارگاه خاتم بکمک مهره های خود ضمن ثبت شرکتهای کاغذی و فاقد هویت حقیقی( از حیث حقوقی نیز با آنکه ثبت شده بودند ولی وجود خارجی نداشتند. مانند شرکتها و بانکهای صادر کننده فایناسهای تقلبی که بابک زنجانی داشت !) در کشورهایی نظیر ترکیه ، مالزی ،چین و… اقدام به تجارت سیاه نمودند.

اینان نفت و گاز و محصولات پتروشیمی می فروختند و بجای دلار مجبور بودند هر پول دیگری چون یوآن و روپیه و لیر بگیرند و بصورت نقد چمدانی وارد کشور نمایند!

از مهمترین شرکتهای تابعه قرارگاه درین زمینه یکی شرکت سپانیر است که در آن سالها ( اواخر دهه ۸۰ تا سال ۹۱) به مدیر عاملی سردار غلامحسین خواجه علی اداره میشد.

سپانیر همان شرکتی است که قرارداد ساخت فازهای مختلف پارس را بی مزایده منعقد و آنهمه خسارت ببار آورد.

تنها اطلاعاتی که تاکنون در خصوص سردار مجید باقرنژاد همسر سابق مرجان شیخ الاسلامی منتشر شده به سوابق همکاری غیر رسمی او با قرارگاه خاتم بویژه سپانیر مربوط است.

ظاهرا باقر نژاد دلال و کارچاق کن پر نفوذی است که با استفاده از ارتباطات وسیع با راس هرم قدرت بی آنکه نامی از خودش بجا بگذارد از طریق همسر سابقش شرکتهایی را در زمینه دور زدن تحریمها مثل همین شرکت دنیر و هترا در ترکیه به ثبت رسانده است.

سپس از طریق شرکت پتروشیمی و اشخاصی چون رضا حمزه لو ، و علی اشرف ریاحی ( داماد نعمت زاده وزیر صنعت احمدی نژاد ) به خریداری مبالغ زیادی نفت و سایر محصولات مرتبط پرداخته اما پولها در بازگشت ناپدید می شوند.

بنظرم درین میان، جناب سردار سایه نشین و روسای بالا دست اش به پایین دستی هایی مثل مرجان شیخ الاسلام رو دست زدند.

آنچه که از شواهد بر می آید دارایی های موجود مرجان شیخ الاسلام کمتر از سی میلیون دلارست.

بنظر میآید از سال ۸۹ تا سال ۹۴ پیش از فرار و جدایی این زوج از یکدیگر دعوای زیادی بین شان بر سر آن پولها بوده و در نهایت از هم جدا می شوند.طرف قرارداد شرکت نفت ،مرجان شیخ الاسلام و شرکتش بوده و باید پولها را پس میداده ولی همسرش امتناع کرده !

مافیای قاچاق و کسی مثل باقر نژاد حتی سر همسر سابقش کلاه گذاشته چرا که وی پس از فرار به ترکیه و سپس کانادا، با شخصی مراوده و ازدواج می کند که درست نقطه مقابل مجید قرار داشت ، یعنی مهدی خلجی !!

خلجی در یافتن افراد و شرکتهای همکار با سپاه در زمینه دور زدن تحریمها و اعمال تحریم بیشتر بر آنها با دولت آمریکا همکاری نزدیکی دارد.

نزدیکی این زوج بطور حتم بخاطر اطلاعات ذی قیمتی است که مرجان شیخ الاسلامی از فعالیتهای پنهان همسر سابق خود و شرکای وی دارد.

بهمین خاطر در دادگاه هیچ اثری از نام مجید باقر نژاد نیست چرا که او نماینده ی مهمی از شبکه مدیریت مافیای قاچاق کشورست که اگر چون زنجانی قرار باشد پایش به دادگاه کشیده شود پرده های زیادی می افتند !!

اینها بخش کوچکی از ” دیوان غارت ایران ” است. غارتی که در خواب طلسم گونه من و تو رخ می دهد. و ما هر بار فقط سری تکان داده و تا هفته بعد و شکستن رکوردی دیگر بدنبال یافتن گوشت یخ زده الاغ برزیلی در وادی حسرت می چرخیم !

این هزارتوی فساد پرور زاییده ترس و بی تفاوتی ما در قبال کشور و آینده فرزندان ماست.

پس، تا ثبت رکوردی دیگر بدرود ۱۹ اسفند ۹۷

No responses yet

Mar 16 2019

اشپیگل: ترکیه به دنبال اتحاد با ایران برای درهم کوبیدن کردها

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حقوق بشر,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: به نوشته “اشپیگل”، ترکیه به دنبال سرکوب سراسری حزب کارگری کردستان (پ‌ک‌ک) است و برای این کار به همکاری جمهوری اسلامی نیازمند است. این نشریه آلمانی می‌پرسد ایران تا کجا به این اتحاد تاکتیکی تن می‌دهد؟

نشریه آلمانی‌زبان “اشپیگل” در گزارشی به فشار ترکیه بر جمهوری اسلامی ایران برای حمله به حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) پرداخته است. در اینجا فرازهایی از گزارش اشپیگل در این باره را می‌خوانید.

اشپیگل می‌نویسد که سلیمان سویلو، وزیر کشور ترکیه، در پی سرکوب نهایی حزب کارگران کردستان (پ‌ک‌ک) است و برای حمله‌ای سراسری به مبارزان کرد، روی همدستی ایران حساب می‌کند.

سویلو به خبرگزاری آناتولی گفته است: «به خواست خدا با ایران ائتلافی علیه پ‌ک‌ک‌ تشکیل می‌دهیم. این آرزوی دیرین دولت ترکیه است.»

سویلو از چهره‌های سرسخت حکومت ترکیه شناخته می‌شود، که هم مسئولیت دستگیری‌های گروهی پس از کودتای نافرجام ۲۰۱۶ را به عهده دارد و هم پی‌گرد شدید اعضا و هواداران پ‌ک‌ک را دنبال می‌کند.

رجب طیب اردوغان نیز پیش از این از عزم خود برای تشکیل ائتلافی از نیروهای ترکی و ایرانی برای سرکوب کردهای مسلح سخن گفته بود. ترکیه قصد دارد هم پایگاه‌های کردها را در کوهستان قندیل در شمال عراق درهم بکوبد و هم به مواضع پژاک در خاک ایران حمله کند. پژاک همدست پ‌ک‌ک شمرده می‌شود، که خود از سوی ترکیه و اتحادیه اروپا، تشکیلاتی تروریستی شناخته شده است.

نگاه نگران اروپا

به نوشته اشپیگل، از نظر اروپا، دو کشور ایران و ترکیه به جبهه‌های متفاوتی تعلق دارند. ترکیه عضو پیمان ناتو است، درحالیکه ایران دشمن ایالات متحده شناخته می‌شود.

ایران و ترکیه هنوز در خاورمیانه دو رقیب به شمار می‌روند، اما نزدیکی اردوغان به حسن روحانی هر روز چشمگیرتر می‌شود. در پایان ۲۰۱۸ ترکیه و ایران پیمانی امنیتی امضا کردند که یکی از مفاد آن مبارزه با پ‌ک‌ک است.

اردوغان سرکوب کردها را از وظایف اصلی خود می‌داند. پارسال به دستور او نیروهای ترکیه برای درهم کوبیدن “یگان‌های مدافع خلق”، یکی از متحدان پ‌ک‌ک، به شمال سوریه لشکرکشی کردند. او اینک قصد دارد سرکوب کردها را در مناطق دیگر دنبال کند.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

در اواخر مارس آینده در ترکیه انتخابات شهرداری‌ها و پارلمان‌های محلی صورت می‌گیرد و اردوغان مایل است با چنین اقداماتی، آرای ملی‌گرایان ترک را به دست آورد.

در عین حال ترکیه قصد دارد به امریکا و اروپا نشان دهد که بدون حمایت آنها هم از پس کردها بر می‌آید. چنانچه باز هم ایران و ترکیه از جانب غرب زیر فشار قرار گیرند، دو کشور بیش از پیش به هم نزدیک خواهند شد. ایران و ترکیه در جریان مذاکراتی که در آستانه انجام گرفت، بیش از پیش سیاست خود در سوریه را با یکدیگر هماهنگ کردند.

اردوغان برای دست یافتن به اهداف منطقه‌ای خود ایران را مفید می‌داند. او به تازگی گفت: «ایران و ترکیه برای برقراری صلح و ثبات در منطقه می‌توانند گام‌های مشترک زیادی بردارند».

ترکیه هم به تحریم‌های اقتصادی ایالات متحده علیه ایران، بی‌اعتنایی می‌کند و هم با لحن تندتری علیه اسرائیل سخن می‌گوید. چند روز پیش اردوغان به بنیامین نتانیاهو به عنوان “خودکامه” و “قاتل کودکان” ناسزا گفت.

گرایش ایران به سازش با کردها

اشپیگل می‌نویسد که ایران در حمله نظامی به شبه نظامیان کرد نفع چندانی ندارد. جمهوری اسلامی در حال حاضر در مشکلات گوناگون غوطه‌ور است و مشکل اقلیت کرد کشور، که بخشی از آنها خواهان جدایی هستند، برایش در اولویت نیست. از سال ۲۰۱۱ تا کنون درگیری قابل‌ توجهی میان نظامیان ایرانی و نفرات پژاک پیش نیامده است.

سپاه پاسداران در چندین منازعه در لبنان، سوریه، عراق و یمن درگیر است و دیگر مایل نیست باز هم در جبهه دیگری درگیر شود، آن هم در سرزمین خودی. بنابراین حمله به کردها مسئله خطرناکی برای ایران است و نفع زیادی هم برایش ندارد.

با وجود علاقه شدید ترکیه به تشکیل جبهه‌ای با ایران در نبرد با کردها، بعید به نظر می‌رسد که ایرانی‌ها به چنین ریسکی تمایل داشته باشند. اما تا همین جا ترکیه موفق شده خود را یک قدرت منطقه‌ای قابل توجه بشناساند.

No responses yet

Feb 28 2019

ضربه وزارت اطلاعات به باند فساد اقتصادی در گمرک

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

ایسنا: وزارت اطلاعات از برخورد با باند فساد اقتصادی در گمرک خبر داد.

به گزارش ایسنا، در اطلاعیه مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت اطلاعات آمده است:سربازان گمنام امام زمان (عج) با همکاری کارکنان پا کدست گمرک با شناسایی باند فساد اقتصادی ، تعداد ی از کارمندان متخلف ، مرتبطان ودلالان این پرونده از جمله یکی از مدیران کل گمرک را دستگیر کردند.
دریافت رشوه برای نقض تشریفات قانونی گمرکی ، اظهار غیر واقعی در تعیین ارزش کالاها و تضییع حقوق وعوراض گمرکی از جمله اقدامات این باند است.
سربازان گمنام امام زمان (عج) همچنین مأموران قلابی که با جعل عنوان وزارت اطلاعات از این باند اخاذی می نمودند را نیز بازداشت کردند.
انتهای پیام

No responses yet

Feb 22 2019

چرا سال 98 سخت خواهد بود و چه باید کرد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,برجام,تحریم,سیاسی,شورش

عصرایران: باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود.

عصر ايران – سال 1398، احتمالاً یکی از سال‌های سخت در حیات جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. به دلایل زیر:

1 – با خروج آمریکا از برجام‌، ایران به دوران قبل از برجام برگشته است اما با یک تفاوت بزرگ: این بار نه اوبامای نسبتاً متسامح که ترامپ سخت‌گیر رییس جمهوری آمریکاست.

اگر اوباما نیز ایران را تحریم کرده بوده ولی منافذی برای تنفس باز گذارده بود ولی ترامپ عزم خود را جزم کرده است تا سخت ترین تحریم ها را علیه ایران اعمال و اقتصاد ملی‌مان را فلج کند.

2 – فروش نفت ایران امسال سیر نزولی خود را آغاز کرد و هنوز برخی کشورها از معافیت های موقت آمریکا برای خرید ایران استفاده می کنند. این معافیت‌ها به زودی به پایان خواهد رسید و احتمال کاهش بیشتر فروش نفت ایران بیش از پیش است.

اگر نفت ما را نخرند، ما نمی توانیم چاه های نفت مان را ببندیم و آنها را برای دوران بعد از تحریم نگه داریم. ویژگی طبیعی چاه نفت این است که بعد از حفاری، نفت به طور مستمر از آن بیرون می آید و امکان ذخیره اش نیست. بنابر این باید نفت آن به طور مداوم استخراج شود.

وقتی نفت استخراج شده را نخرند باید آنها را انبار کرد. انبارها که پر شد باید سراغ مخازن کشتی‌های نفتکش رفت و از آنها به عنوان انبار استفاده کرد. اما بعد از پر شدن نفت‌کش‌ها چه؟

در چنان وضعیتی چاره ای جز فروش نفت در بازارهای غیر رسمی -که خارج از رصد آمریکایی ها باشد- نیست اما به قیمتی بسیار پایین تر از بهای روز و با درصد بالای احتمالات فساد مالی، مانند آنچه در پرونده بابک زنجانی رخ می‌داد!

نتیجه این پروسه، چیزی جز کاهش فاحش درآمدهای نفتی ایران و غیر شفاف شدن آن نیست.

3 – در دوران برجام زمینه های اقتصادی بسیار مناسبی برای حضور سرمایه گذاران خارجی در ایران و نیز صادرات ایران به خارج ایجاد شده بود. تتمه آن مزایا رو به پایان است و احتمالاً برای سال آینده چیز خاصی باقی نخواهد ماند.

4 – افزایش حقوق و دستمزدها در سال آینده، کارآفرینان و مدیران کارگاه‌ها و کارخانه‌های فعال و نیمه فعال کنونی را تحت فشار اقتصادی قرار خواهد داد و احتمالاً آنها ناگزیر خواهند بود برای تنطیم دخل و خرج و ادامۀ حیات واحدهای اقتصادی ، بخشی از نیروهای کار را اخراج کنند. نیروهای اخراج شده عمدتاً کار جدیدی نخواهند یافت چون بقیۀ واحدهای اقتصادی نیز کما بیش وضعیت مشابهی دارند.

انبوه بیکاران کنونی به علاوه لشکر بیکاران جدید با مطالبات اقتصادی اولیه، می توانند مشکلات اجتماعی و سیاسی و امنیتی ایجاد کنند. اتفاقاً یکی از موضوعاتی که جریان های اپوزیسیون خارج نشین و دولت های مخالف جمهوری اسلامی روی آن حساب ویژه ای باز کرده اند، تزاید بیکاران و استفاده سیاسی از مطالبات اقتصادی آنهاست. عدم افزایش دستمزدها نیز باعث فقیرتر شدن کارگران می شود و تبعات مشابه خواهد داشت.

5 – عدم تدبیر یا فقدان امکانات لازم برای مهار بحران های جاری باعث انباشت آنها بر روی هم شده است و در سال آینده نیز ممکن است مشکلات عدیده ای ایجاد شود؛ مانند بحران کم آبی و بی آب در نواحی مرکزی ایران، عدم اصلاح بنیادین نظام بانکی و پولی و صندوق های بازنشستگی و … .

6 – کشورهایی مانند آمریکا، عربستان، امارات و … در دشمنی آشکار با ایران، از یک سو در صدد بسیج کشورهای جهان برای منزوی کردن ایران هستند (و یکی از اهداف سفر اخیر بن سلمان به پاکستان، هند و چین نیز می تواند همین موضوع باشد) و از دیگر سو با اقداماتی مانند تقویت گروه های تروریستی و تولید برنامه های هدفمند ماهواره ای در صدد اثر گذاری در داخل اند.

چه باید کرد؟

الف) به نظر می رسد مهم ترین رویکرد مسؤولان باید این باشد که با درک درست اوضاع، مقوله وحدت ملی را جدی بگیرند. وحدت ملی یعنی “وحدت همه با یکدیگر” نه این که گروهی بگوید “شما بیایید با ما وحدت کنید”.

تا گروه هایی خود را مالک نظام و میهن و انقلاب و اسلام بدانند و بقیه را درجه 2 محسوب کنند و از موضع بالا سخن بگویند، وحدت ملی که لازمه عبور عزتمندانه از بحران است، شکل نخواهد گرفت.

ب) نهادهای قدرت باید منعطف تر از همیشه عمل کنند و افزایش آزادی های سیاسی و اجتماعی باید بتواند تا حدی جبران کننده نقائص اقتصادی باشد.

ج) در سطح بین‌المللی باید کوشید اجماع مد نظر آمریکا و اسرائیل و عربستان علیه ایران شکل نگیرد. نباید بهانه به دست آنها داد. مثلاً با تصویب “پالرمو” کار بر جریان ضد ایرانی سخت می شود.

د) باید با مردم صادق بود و مشکلات را صادقانه با آنها در میان گذاشت. نمی توان از یک سو گفت تحریم ها اثری ندارد و حتی برکت هم هست ولی در همان حال معیشت مردم در تنگنا باشد. مردم اگر ببینند که مسؤولان با آنها رو راست هستند ، راحت تر با وضعیت آتی کنار خواهند آمد خاصه این که احساس کنند بلند مدت نیست و مثلا با پایان دوره ترامپ اوضاع عادی می شود. همان گونه که در دوران دفاع مقدس عمل کردند و حتی با نثار جان‌شان نیز در کنار نظام ماندند. مردم باید با تمام وجود و با تمام احساس و با تمام منطق و واقعیت های موجود، همچنان نظام را متعلق به خود بدانند.
با این رویکردهای راهبردی، قطعاً سال سخت 98 نیز با با عزت و اقتدار طی خواهد شد. علاقه‌مندان به نظام این پیشنهادها را جدی بگیرند.

No responses yet

Feb 22 2019

قاسم سلیمانی: ایران انتقام حمله به اتوبوس سپاه را خواهد گرفت

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

دویچه‌وله: فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در یک سخنرانی از “نفوذ پول سعودی” در پاکستان گفت و آن را عاملی برای “از هم پاشاندن پاکستان” دانست. او تاکید کرد ایران انتقام حمله به اتوبوس سپاه را از عاملان آن می‌گیرد.

به گزارش خبرگزاری تسنیم قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران، روز پنج‌شنبه دوم اسفند (۲۱ فوریه) در یک سخنرانی در بابل گفت: «جمهوری اسلامی انتقام خود را از مزدوران حادثه خونین در زاهدان خواهد گرفت و حتما این گروه خبیث را در هر نقطه‌ای از کره خاکی بیابیم حمله خواهیم کرد.»

اشاره او به حمله اخیر به اتوبوس نیروهای سپاه پاسداران در سیستان و بلوچستان بود که گروه جیش‌العدل مسئولیت آن را بر عهده گرفت.

او خطاب به پاکستان گفت: «ما تصور می‌کردیم پاکستان، ایران را عمق استراتژی خود قرار داده و عمق استراتژی پاکستان، جمهوری اسلامی است. در دیدارها با مقامات این کشور همواره تاکید کردیم که به پاکستان و نقش پاکستان در منطقه کمک کنیم و از دولت پاکستان سئوال داریم که این تذهبون به کجا می‌روید. همسایه کناری شما هند امسال مرکز انفجاری کشور خود را پاکستان می‌دهد و مهم‌ترین معضل ناامنی افغانستان، پاکستان است. آیا امروز نوبت ایران رسیده است.»

قاسم سلیمانی از “نفوذ پول سعودی” در پاکستان سخن گفت که به گفته او هدفش “از هم پاشاندن پاکستان” است. او تاکید کرد: «دولت و ارتش پاکستان نباید اجازه دهند که با چند میلیارد دلار دولت آدم‌کش سعودی که با شدت خباثت یک انسان را سوزانده، با پول خود بخواهد پاکستان را با همسایگان خود درگیر کند. پاکستان کشور دوست ماست و کسی نباید ایران را امتحان کند.»

روز ۲۴ بهمن و در جریان حمله به اتوبوس کارکنان سپاه پاسداران در مسیر خاش به زاهدان ۲۷ تن از سرنشینان اتوبوس کشته شدند. مسئولیت این حمله را گروه جیش‌العدل بر عهده گرفت. پس از چند روز حکومت ایران اعلام کرد که عامل حمله فردی اهل پاکستان به نام حافظ محمدعلی بوده است.

No responses yet

Feb 22 2019

راکد شدن بازارهای ایران در سایه نوسانات شدید بهای دلار و طلا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: رسانه‌های ایران از افزایش مجدد بهای دلار و سکه در بازارها خبر داده‌اند. گفته می‌شود که بهای سکه افزایش عجیبی داشته است. از سوی دیگر، خرید و فروش ارز و سکه به حالت راکد درآمده است. نگاهی به هفته پرتلاطم بازارهای ایران.

افزایش بهای سکه و همچنین بهای دلار و سایر ارزهای خارجی در بازار ایران، بار دیگر به نگرانی‌های برخاسته از نوسانات کنترل نشده بازارهای ایران دامن زده است.

سایت “خبرآنلاین” روز دوم اسفند (۲۱ فوریه) درباره افزایش بهای دلار و سکه در بازارهای داخلی ایران نوشت: «بازارهای ایران هفته پرتلاطمی را پشت سر گذاشتند. رشد قیمت ارز در کنار افزایش عجیب قیمت سکه، زمینه را برای توقف معاملات در بازارها ایجاد کرد.»

پرسشی که ذهن مردم و همچنین مسئولان را به خود جلب کرده است این است که آیا تلاطم هفته جاری ادامه خواهد یافت یا دولت و بانک مرکزی قادر به کنترل و مهار نوسانات می‌شوند.

برخی از نمایندگان اصول‌گرا نیز از فرصت پیش‌آمده بهره گرفته و مجددا علیه پیوستن ایران به FATF (گروه ویژه اقدام مالی) سخن گفته‌اند.

توضیحات رئیس کل بانک مرکزی در مورد نوسانات بازار ارز در روزهای اخیر pic.twitter.com/iG2Img8kcQ

— پاد (@PadDolat) February 21, 2019

به عنوان نمونه، محمد دهقان، نایب رئیس فراکسیون نمایندگان ولایی در مجلس شورای اسلامی گفته است: «کدام آدم عاقلی در حالی که کشور مشکلات ارزی دارد واردات دلار را ممنوع می‌کند؟»

این نماینده اصول‌گرا مدعی شده است که اجرای الزامات FATF باعث آن شده بود که بهای دلار در بازارهای داخل کشور به ۱۹ هزار تومان برسد.

کارشناسان مسائل اقتصادی ایران بارها به زیان‌های ناشی از عدم پیوستن ایران به گروه ویژه اقدام مالی سخن گفته‌اند. از جمله زیان‌های ناشی از این سیاست می‌توان به دشواری‌های بهره گرفتن از راهکار مالی اروپا، اینس‌تکس اشاره کرد.

راکد شدن بازار

“خبرآنلاین” در گزارشی که از معاملات سکه و ارز در میدان فردوسی و سبزه‌میدان منتشر کرده خبر از توقف کامل خرید و فروش سکه و ارز داده است. خبرنگار این سایت در این باره نوشته است: «حجم معاملات سکه در بازار به صفر رسیده است و کمتر کسی حاضر به خرید و فروش سکه و طلاست.»

بهای سکه روز چهارشنبه یک اسفند از مرز چهار میلیون و ۷۰۰ هزار تومان عبور کرد. فاصله بهای خرید و فروش سکه در همان روز بین یکصد هزار تومان تا یکصد و هشتاد هزار تومان نوسان داشت.

ابراهیم محمدولی، رئیس اتحادیه طلا و جواهر تهران درباره رکود حاکم بر خرید و فروش سکه به خبرنگار سایت یاد شده گفته است: «با این قیمت‌ها کمتر کسی ریسک خرید و فروش را به جان می‌خرد.»

بهای دلار نیز از مرز ۱۳ هزار تومان گذشته و بین ۱۳ تا ۱۴ هزار تومان خرید و فروش می‌شود. جو حاکم بر بازارهای سکه و ارز حکایت از نگرانی از بالا رفتن مجدد بهای دلار و طلا دارد.

خبرنگار “خبرآنلاین” درباره نحوه عملکرد صرافی‌ها نوشته است: «وقتی [دلالان] با سئوالی در خصوص قیمت دلار روبرو می‌شدند، ابتدا تلفنی استعلام می‌کردند و بعد قیمتی بین ۱۳ تا ۱۴ هزار تومان را می‌گفتند. اما تاکید داشتند این قیمت فعلی است و اگر بخواهید یک ساعت دیگر برگردید، بی‌تردید قیمت‌ها بالا خواهد رفت.»

Iran iranische Währung Rial und Dollar (tejaratnews)

روند صعودی نرخ تورم

از سوی دیگر بر اساس آمار رسمی که از سوی مرکز آمار ایران اعلام شده است نرخ تورم در ماه بهمن سال جاری در بازه زمانی ۱۲ ماهه به ۲۴ درصد رسیده است.

خبرگزاری رسمی جمهوری اسلامی ایران “ایرنا” روز پنجشنبه دوم اسفند به نقل از مرکز آمار ایران نرخ تورم ماه بهمن را در قیاس با ماه پیش از آن حدود سه درصد اعلام کرد.

مرکز آمار رسمی جمهوری اسلامی ایران، بیشترین میزان تورم سال گذشته را در بخش “خوارکی‌ها، آشامیدنی‌ها و دخانیات” اعلام کرده‌است.

بر اساس خبر منتشر شده از سوی “ایرنا”، بهای کالاهای گروه یاد شده در بهمن سال جاری در قیاس با بهمن سال گذشته، رشدی بیش از ۶۴ درصد داشته است. همین گزارش حاکی از آن است که بهای “کالاهای غیرخوراکی” در بازه زمانی یاد شده رشدی در حدود ۳۳ درصد داشته است.

تحلیل رئیس کل بانک مرکزی ایران

در این میان رئیس کل بانک مرکزی ایران هم ضمن تایید افزایش قیمت دلار، مصوبه دولت در آزادی ورود کالا از مرزها را عامل این افزایش دانسته است. او در اینستاگرام خود نوشته است: «یک دلیل برمی‌گردد به مصوبه آزادی ورود ده‌ها قلم کالا از طریق مرزنشینان و ملوانان. در شرایط تحریم و محدودیت های ارزی، این دسته از تصمیمات، واردات اجناس غیر ضرور در موقعیت زمانی تحریم را افزایش داده و قطعا موجب افزایش تقاضای ارز در سلیمانیه، دبی و هرات…. و متعاقب آن در بازار ایران شده است.»

همتی وضعیت روانی ناشی از عدم تصویب لوایح مربوط به FATF و ابهام در مورد تمدید تصمیم اجلاس جاری این گروه در مورد حذف یا واردکردن ایران به فهرست سیاه را نیز بی‌تاثیر ندانسته است، هر چند که پیش‌بینی کرده دوباره ایران از خطر ورود به فهرست سیاه تا اطلاع ثانوی در امان بماند.

از هیئت محترم وزیران با فوریت، تجدید نظر در این مصوبه را خواهم خواست. باید روش دیگری برای این کار یافت.

امروز ثبات بازار ارز برای کشور امری بسیار ضروری است. البته عامل مهم روانی اجلاس هم مزید بر علت شده است. که البته، اطلاعات دریافتی حاکی است در این مقطع نیز احتمال تمدید تعلیق زیاد است.

No responses yet

Feb 21 2019

وقتی که ترویج زورکی حجاب خطرناک می شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,حجاب,حقوق بشر


گویانیوز: در برابر گشت ارشاد تا کنون شاهد دو نوع واکنش از سوی مردم بوده ایم:

1 – برای سال های متمادی، زنان و دخترانی که از نظر مأموران بدحجاب شناخته می شدند و توسط گشت های ارشاد جلب می شدند، به حکم پلیس تمکین می کردند. مردم نیز صرفاً نظاره گر بودند.

2 – گزارش های متعددی وجود دارد که در سال های اخیر تعداد زیادی از زنان و دختران از دستور پلیس برای سوار شدن بر ون های گشت ارشاد امتناع کرده و حتی گاه کار به نزاع و داد و فریاد هم کشیده شده است. با این حال در اغلب موارد مردم از کنار ماجرا عبور کرده اند.

اما آنچه اخیراً در نارمک (شرق تهران) رخ داده، هشداری است مبنی بر این که ماجرای گشت ارشاد وارد فاز جدیدی شده یا در آستانه آن قرار دارد و آن، مداخله مردم است.

روایت پلیس از این ماجرا را بخوانید:

«ماموران گشت امنیت اخلاقی به 2 خانم جوان که پوشش و حجاب مناسبی نداشتند تذکر دادند که بعد از چند دقیقه تعدادی از شهروندان دور آنان جمع شدند تا مانع انتقال آن 2 خانم شوند. در این میان چند جوان در کار پلیس اخلال ایجاد کردند و ماموران نیز برای متفرق کردن افراد، مجبور به شلیک هوایی شدند. در این ماجرا درِ خودروی ون از جا کنده شد و نهایتاً با پیاده شدن دو خانم از خودرو، مردم نیز متفرق شدند و موضوع خاتمه پیدا کرد.»

پیشتر نیز نوشتیم و اکنون نیز تأکید می کنیم که اصل حجاب به عنوان دستوری شرعی از ضروریات دین است اما معطل گذاشتن ظرفیت های فرهنگی و دینی برای کار فکری و فرهنگی و واگذاشتن امور به قوه قهریه پلیس، نه تنها نمی تواند مروج احکام دین و از جمله حجاب باشد بلکه موجد بدبینی و موجب نقض غرض خواهد بود.

آزموده را آزمودن خطاست؛ هم اکنون قریب به 40 سال است که روش های پلیسی برای گسترش حجاب در جامعه پیگیری می شود ولی انصاف بداریم که با این روش ها، آیا وضع حجاب بهتر شده یا بدتر؟

و اساساً ترویج حجاب به عنوان یک امر دینی وظیفه روحانیون و نهادهای فرهنگی است یا درجه داران و افسران پلیس؟!

اما گذشته از تکرار مکررات، آنچه در ماجرای نارمک هشدار دهنده است این که ممکن است اتفاقات مشابه باز هم رخ دهد و مشکلات بزرگ تری از چند تار مو یا لباس خانم ها برای نظام ایجاد کند.

این که مردم به پلیس حمله کنند و در روز روشن درِ خودروی پلیس را از جا بکَنند و پلیس هم مجبور باشد شلیک هوایی کند، اول از همه برای اقتدار پلیس خوب نیست، پلیسی که در کنار نقدهایی که به آن داریم منصفانه باید گفت برای امنیت شهرها، روستاها و جاده هایمان بسیار تلاش می کند و شکست اقتدارش یعنی تزلزل امنیت مردم. بنابر این نباید زمینه تکرار ماجرای نارمک همچنان فراهم باشد.

راستی اگر پلیس همچنان بخواهد به روش ناموفق گشت ارشاد، ادامه دهد و مردم نیز ماجرای نارمک را تکرار کنند، چه پایانی بر این قضایا متصور خواهد بود؟

نکته اینجاست که مردم به ستوه آمده از فشارهای اقتصادی ممکن است نه بر سر مسأله حجاب که به خاطر فشارهای معیشتی بخواهند خشم و اعتراض خود را بر سر گشت ارشاد و ون پلیس خالی کنند و ای بسا کار به جاهای باریک بکشد. فراموش نکنیم که بهار عربی در تونس زمانی آغاز شد که مأموران شهرداری “سیدی بوزید” – یکی از شهرهای کوچک و کم برخوردار تونس – کوشیدند بساط یک دستفروش به نام “بوعزیزی” را جمع کنند و او خود را به آتش کشید و مردم خشمگین شدند و … .

به نظر می رسد هم از منظر امنیتی و هم از نظر روشی، زمان آن رسیده است که تجدید نظر اساسی در زمینه گشت ارشاد صورت گیرد و اگر قرار است اشخاص حقیقی و حقوقی در این زمینه پاسخگو باشند، این نهادهای دینی و فرهنگی اند که با آن همه بودجه و وظیفه ذاتی که دارند باید پاسخ عملکردشان را بدهند نه این که پلیس با آن همه وظیفه دیگر – از مرزبانی و مبارزه با قاچاقچیان مواد مخدر گرفته تا دستگیری سارقان و برخورد با اوباش – درگیر این موضوع هم باشد و بر نارضایتی ها بیفزاید.

No responses yet

Feb 21 2019

اداره اطلاعات شوش از خانواده‌های بخشی و قلیان خواست اطلاع‌رسانی نکنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,امنیتی,حقوق بشر,سیاسی,کارگری


رادیوفردا: اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی

اداره اطلاعات شوش با احضار خانواده‌های اسماعیل بخشی، از نمایندگان کارگران نیشکر هفت‌تپه، و سپیده قلیان، فعال مدنی، از آنها خواست در مورد این دو فعال کارگری و مدنی زندانی، اطلاع‌رسانی نکنند.

بر اساس گزارش‌ها، احضار خانواده‌های بخشی و قلیان به صورت تلفنی انجام شد و مأموران اداره اطلاعات شوش ضمن تهدید آنها، ترغیب‌شان کردند که در مورد آنها سکوت کنند.

پیش از این کانال مستقل کارگران هفت‌تپه اعلام کرده بود که وزارت اطلاعات در حال تهیه اعترافات تلویزیونی اجباری دیگری از اسماعیل بخشی و سپیده قلیان است.

آقای بخشی و خانم قلیان که در آبان ماه بازداشت شدند، پس از آزادی اعلام کردند که تحت شکنجه مجبور به اعترافات تلویزیونی شده‌اند. در مقابل، مقام‌های جمهوری اسلامی با استناد به گزارش وزارت اطلاعات که آقای بخشی از آن شکایت کرده‌است، موضوع شکنجه را تکذیب کردند. پس از آن، این دو تن روز سی‌ام دی ماه و با شکایت وزیر اطلاعات بازداشت شدند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .