اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'امنیتی' Category

May 29 2024

آمریکا، گزارش‌ها مبنی بر «لابی علیه صدور قطعنامه توبیخی برای جمهوری اسلامی» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تکذیب کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,تحریم,سیاسی

صدای آمریکا: متیو میلر، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، گزارش‌ها مبنی بر «لابی ایالات متحده علیه صدور قطعنامه توبیخی جمهوری اسلامی» در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تکذیب کرد.

میلر در کنفرانس خبری روز ۸ خرداد، گزارش روزنامه وال استریت ژورنال مبنی بر تلاش دولت بایدن برای جلوگیری از صدور قطعنامه توبیخی علیه ایران در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را «نادرست» خواند و تاکید کرد که آمریکا هیچ لابی برای رأی منفی یا ممتنع کشورها در این زمینه انجام نداده است.

پیش از این، وال استریت ژورنال مدعی شده بود که نمایندگان آمریکا در آژانس به برخی کشورها برای رأی ممتنع فشار آورده‌اند و خود آمریکا نیز قصد رأی ممتنع دارد.

بنا بر گزارش وال‌استریت‌ژورنال فرانسه و بریتانیا خواستار توبیخ جمهوری اسلامی به دلیل پیشرفت فعالیت‌های هسته‌ای آن هستند.

سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در ادامه، به تحریم، بازدارندگی و انزوای بین‌المللی به عنوان ابزارهای فشار بر جمهوری اسلامی در همه زمینه‌ها از جمله فعالیت‌های هسته‌ای اشاره کرد.

آخرین قطعنامه از این دست، یک سال و نیم پیش بود که فرانسه، بریتانیا، آلمان و آمریکا یک صدا آن را به رأی گذاشته و به تصویب رساندند.

رسانه ها علت مخالفت آمریکا را بیم از تشدید فعالیتهای اتمی جمهوری اسلامی ذکر کرده‌اند.

سه خبرگزاری عمده بین‌المللی روز دوشنبه گزارش دادند که آژانش در گزارشی گفته است ذخایر اورانیوم غنی‌شده نزدیک به سطح مورد نیاز برای تولید جنگ‌افزار هسته‌ای توسط حکومت ایران افزایش یافته است.

طبق این گزارش، ذخایر اورانیوم با غنای ۶۰ درصد جمهوری اسلامی با افزایش ۲۰ کیلو و ۶۰۰ گرمی از زمان انتشار آخرین گزارش فصلی آژانس در اسفند سال گذشته، به بیش از ۱۴۲ کیلوگرم رسیده است.

اورانیوم غنی‌شده با خلوص ۶۰ درصد تنها یک قدم کوتاه و فنی از غنای ٩۰ درصدی مورد نیاز برای تولید جنگ‌افزار هسته‌ای فاصله دارد. ایران تنها کشور غیرهسته‌ای جهان است که اورانیوم با غنای ۶۰ درصد تولید می‌کند.

طبق تعریف آژانس، ایران به دست‌کم ۴۲ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد برای تولید یک بمب هسته‌ای نیاز دارد. به عبارت دیگر، با فرض صحت ارقام ارائه شده از سوی آژانس، جمهوری اسلامی هم‌اینک اورانیوم غنی‌شده کافی برای تولید سه بمب هسته‌ای را در اختیار دارد.

آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در جدیدترین گزارش خود همچنین جمهوری اسلامی را متهم کرده که هنوز تصمیم شهریور ۱۴۰۲ مبنی بر ممنوعیت مجرب‌ترین بازرسان آژانس از نظارت بر برنامه هسته‌ای خود را مورد ارزیابی مجدد قرار نداده است؛ ضمن این که از حکومت ایران انتظار دارد در چارچوب رایزنی‌های جاری دوجانبه، این اقدام را انجام دهد.

No responses yet

May 28 2024

بمب های هدایت شونده ایرانی در اختیار ارتش روسیه

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تحریم,جنایات رژیم,جنگ,روسیه,سپاه,سیاسی

عصرایران: روز یکشنبه یک پهپاد مهاجر 6 ایرانی در منطقه کورسک اوکراین به دلیل نامعلومی سقوط کرده است. این پهپاد مجهز به موشک هدایت شونده قائم-5 ایرانی بوده است.

رسانه های اوکراینی و غربی از استفاده ارتش روسیه از نسخه ای پیشرفته از بمب های هدایت شونده ایرانی خبر می دهند. 

به گزارش عصرایران به نقل از وبگاه روزنامه ” کی یف پست” اوکراین، “جولیان روپکه” کارشناس نظامی آلمانی که برای روزنامه “بیلد” آلمان قلم می زند، مدعی شد پهپادی که روز یکشنبه در منطقه “کورسک” اوکراین سقوط کرد، شواهد بیشتری از سطح جدیدی از همکاری های نظامی بین تهران و مسکو ارائه می کند.

بنا برگزارش “کی یف پست”: گمان می رود این پهپاد قبل از سقوط در مسیر حمله به منطقه سومی بوده است، دلیل سقوط هنوز مشخص نیست.

سلاح نشان داده شده در این ویدئو، نسخه قائم-5 از خانواده بمب های هدایت شونده هوا به زمین است که برای حمل بر روی پهپادهای ایرانی از جمله مهاجر-6 طراحی شده است.

قائم در چهار نوع موجود است: قائم ساده با نسخه هدایت لیزری، قائم 1 مجهز به جستجوگر مادون قرمز (IR). نسخه قائم-5 و حتی بزرگتر قائم-9 که هر دو نوع از راهنمای تلویزیونی استفاده می کنند.

پهپاد مهاجر 6 توسط صنایع هوایی قدس ایران برای عملیات شناسایی و رزمی تولید می شود و از سال 2018 در تولید انبوه قرار گرفته است.

طول این پهپاد 7.5 متر و طول بال های آن 10 متر است. حداکثر وزن برخاست آن 670 کیلوگرم است و می تواند محموله ای به وزن 150 کیلوگرم را روی بال های حمل کند.

حداکثر سرعت آن 200 کیلومتر در ساعت، سقف پروازی آن 5.5 کیلومتر و برد پروازی آن حدود 2 هزار کیلومتر است.

No responses yet

May 25 2024

حلقه تنگ و پررنگ محافظان در تشییع رئیسی؛ سران جمهوری اسلامی نگران چه نفوذ و توطئه‌ای هستند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,سپاه,سیاسی

ویدئو

بی‌بی‌سی: توضیح ویدئو، تشییع رئیسی در دانشگاه تهران؛ آیت‌الله خامنه‌ای در حلقه محافظان

کشته شدن ابراهیم رئیسی در سقوط بالگرد و پس از آن مراسم تشییع و خاکسپاری او و همراهانش دوباره توجه ناظران و بخشی از افکار عمومی را به شکنندگی امنیتی ایران، موضوع «نفوذ» و نگرانی‌های مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی جلب کرده است.

نفس غافلگیرکنندگی خبر سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی، شیوه مدیریت خبررسانی، نقل قول‌های ضدونقیض، گزارش‌های قطره‌چکانی و حذف بعضی اخبار منتشر شده از خروجی خبرگزاری‌هایی از جمله فارس و ایسنا در جریان پوشش خبری این رویداد، تصاویر منتشرشده از مقام‌ها در حلقه محافظان و البته سابقه نفوذ،‌ خرابکاری و کشتن پیاپی فرماندهان نظامی ارشد در ایران، فضای مناسبی را برای شایعات، حدس‌وگمان‌ها و تئوری‌های توطئه فراهم کرده است.

تا چندین ساعت‌ پس از تائید خبر سانحه و درحالی که همه نیروهای نظامی و امدادی در ایران به دنبال هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی بودند، هنوز فهرست سرنشینان و همراهان رئیسی مشخص نبود.

ابهام درباره سرنشینان پرواز به حدی بود که تا ساعت‌ها به جز ابراهیم رئیسی، حسین امیرعبداللهیان، وزیر خارجه، مالک رحمتی، استاندار آذربایجان شرقی و محمدعلی آل هاشم، امام جمعه تبریز و مهدی موسوی، سرتیم حفاظت ریاست جمهوری، نامی از باقی سرنشینان پرواز در گزارش‌ها نبود. ناآگاهی و عدم شفافیت موجب شده بود تا در ابتدا بسیاری با خواندن عبارت «کرو چیف» به معنای سرپرست خدمه پرواز گمان کنند که خلبان بالگرد آمریکایی آشیانه ریاست جمهوری ایران، اهل روسیه بوده است.

بذرپاش و محافظ رئیسی؛ از ابهام و تناقض تا «شهیدی» که زنده شد

توضیح تصویر، از چپ به راست: جواد مهرابی در مراسم افتتاح سد، اعلامیه اولیه کشته‌شدگان سقوط و حضورش در خاکسپاری رئیسی در مشهد

جواد مهرابی، از اعضای تیم حفاظت ابراهیم رئیسی بود که در پی تصاویر منتشر شده از او در پای بالگرد ابراهیم رئیسی و همراهانش در مراسم افتتاح سد «قیز قلعه»، نامش در ابتدا در فهرست ۹ نفره کشته‌شدگان سقوط بالگرد منتشر شد.

اما قاب‌های مراسم تشییع رسمی در ۲ خرداد در تهران، هشت تابوت را نشان می‌داد که این هم به گمانه‌زنی‌های مرتبط با خرابکاری دامن زد. شایعات تا جایی پیش رفت که خبرگزاری فارس در سوم خرداد تصویری از آقای مهرابی در حرم امام هشتم شیعیان منتشر کرد.

مهرداد بذرپاش، وزیر راه و شهرسازی دولت رئیسی که در مراسم افتتاح سد همراه او بود و اداره هواشناسی، زیرمجموعه وزارتخانه‌اش از شب حادثه و از سوی گروهی از حامیان رئیسی بر سر «قصور و اهمال» مورد اتهام قرار گرفت.

او از جمله شخصیت‌های رده بالایی است که با توجه به اینکه بنابر گزارش‌ها «بنا به درخواست وزیر خارجه در لحظات آخر جایش را در بالگرد رئیسی به حسین امیرعبداللهیان داد».

با توجه به آغاز غیررسمی فعالیت‌های انتخاباتی برای پست ریاست جمهوری هم برخی را به سوءظن درباره مهرداد بذرپاش سوق داده است.

فریبرز کلانتری، روزنامه‌نگار با انتشار تصویری از پوسترهای تسلیت جان باختن ابراهیم رئیسی از سوی «جبهه شریان» در روز تشییع او، آن را نشانی از «جلسات زود هنگام انتخاباتی بذرپاش» تفسیر کرده است. شریان یک گروه اصولگرا است که در ۱۴۰۲ اعلام موجودیت کرد و بعضی از طیف‌های داخل جریان اصولگرا آن را منتسب به مهرداد بذرپاش می‌دانند.

سخنان مهرداد بذرپاش در گفتگو با تلویزیون ایران در توصیف شرایط منتهی به سقوط هلی‌کوپتر رئیسی هم توجه گروهی از ناظران را برانگیخته است.

سخنان آقای بذرپاش با بخشی از سخنان غلامحسین اسماعیلی، رئیس دفتر رئیسی تناقض دارد. آقای اسماعیلی به تلویزیون ایران گفته بود که آنها سوار بر هلی‌کوپتر سوم بودند و بالگرد رئیسی جلوی آنها بود و آقای بذرپاش می‌گوید آنها سوار هلی‌کوپتر اول بودند و بالگرد سقوط‌کرده پشت آنها بود. هر دو آنها سوار بر یک هلی‌کوپتر بوده‌اند.

حلقه سنگین محافظان به دور خامنه‌ای، حاجی‌زاده و قاآنی

توضیح تصویر، تعداد محافظان امیرعلی حاجی‌زاده، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران در تشییع رئیسی توجه برانگیز شده است.

از قاب‌های مورد توجه در جریان مراسم تشییع سه‌روزه ابراهیم رئیسی و همراهانش، حضور پررنگ ماموران امنیتی و حفاظت شخصیت در اطراف بعضی از چهره‌های ارشد جمهوری اسلامی است؛ از صحنه پرتنش و حلقه تنگ محافظان آیت‌الله خامنه‌ای گرفته تا محافظان پرتعداد امیرعلی حاجی‌‌زاده، فرمانده هوافضای سپاه پاسداران و تصویری از اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه که در خیابان و در هوای معتدل و نسبتا گرم خردادماه کاپشنی پوشیده که رد و حجم جلیقه ضدگلوله در زیر آن از دید ناظران و کاربران کنجکاو دور نمانده است.

سقوط بالگرد ابراهیم رئیسی چنان از نظر زمانی به حمله موشکی-پهپادی بی‌سابقه ایران به اسرائیل نزدیک است که بعضی از رسانه‌‌ها از جمله روزنامه محافظه‌کار جمهوری اسلامی و چهره‌های حامی حکومت در ایران شائبه «دست‌ داشتن اسرائیل در سقوط هلی‌کوپتر» را مطرح کرده‌اند؛ موضوعی که از دید رسانه‌های خارجی که اخبار سقوط هلی‌کوپتر را پوشش می‌دهند هم دور نمانده است.

هر چند یک مقام اسرائیلی بدون ذکر نام به این خبرگزاری‌ها گفت که اسرائیل هیچ نقشی در سقوط بالگرد نداشته است، به نظر می‌رسد تمهیدات امنیتی برای فرماندهان ارشد سپاه ناشی از نگرانی‌های امنیتی ناشی از احتمال انتقام‌جویی هدفمند اسرائیل در داخل خاک ایران باشد.

سپاه پاسداران و سه یگان‌ حفاظت

توضیح تصویر، اسماعیل قاآنی، فرمانده نیروی قدس سپاه، در مراسم تشییع رئیسی (راست)، در راهپیمایی روز قدس (چپ) ۱۴۰۳

وظیفه حفاظت از شخصیت‌ها، اماکن حساس و تامین امنیت پروازهای غیرنظامی بر عهده شاخه‌ای از سپاه پاسداران با عنوان «سپاه حفاظت» است که از تجمیع سه یگان حفاظتی زبده به وجود آمده: «سپاه حفاظت هواپیمایی» که مسئولیت مقابله با هواپیماربایی و اقدامات خرابکانه را در هواپیماها و فرودگاه‌ها عهده‌دار است، «سپاه انصارالمهدی»، مسئول حفاظت از مقام‌های ارشد حکومتی است و «سپاه ولی امر» که مسئول حفاظت از رهبر است.

«سپاه حفاظت ولی‌امر» نام یگان ‌ویژه‌ای از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است که وظیفه حفاظت از جان آیت‌الله خامنه‌ای، خانواده او و «بیت رهبری» را برعهده دارد. گفته می‌شود که این یگان از ۱۲ هزار نیرو تشکیل شده است که فرماندهی آن را سرتیپ دوم حسن مشروعی‌فر برعهده دارد.

ایران می‌گوید که اسرائیل چندین چهره نظامی یا وابسته به برنامه هسته‌ای را در خاک این کشور ترور کرده است. علاوه بر سرهنگ حسن صیادخدایی، چندین چهره مرتبط با برنامه هسته‌ای و در صدر آنها محسن فخری‌زاده، از مدیران ارشد سپاه در برنامه هسته‌ای، در سال‌های اخیر ترور شده‌اند.

این به جز چندین فرمانده نظامی ارشدی است که در خاک سوریه کشته شده‌اند.

با چنین سوابقی، به نظر می‌رسد که مقام‌های جمهوری اسلامی واهمه‌ای نداشته باشند که حلقه تنگ و پررنگ محافظان یا جلیقه‌های ضدگلوله حجیم بر مراسم تشییع رئیس جمهورشان سایه بیندازد؛ آنها نگرانی‌های جدی‌تری دارند.

No responses yet

May 22 2024

میدل‌ایست‌ آی: مذاکرات پنهان ایران و آمریکا بر سر غزه با مرگ رئیسی به خطر می‌افتد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,سیاسی

رادیوفردا: وبسایت «میدل‌ایست آی» روز سه‌شنبه در گزارشی به نقل از منابع مطلع، مدعی «مذاکرات پنهان» میان جمهوری اسلامی و ایالات متحده در رابطه با تحولات غزه طی هفته‌های اخیر شد و نوشت که اما مرگ ناگهانی ابراهیم رئیسی، رئیس جمهوری ایران، این مذاکرات را «به خطر انداخته است».

این گزارش به نقل از سه منبع ایرانی مطلع از مذاکرات می‌گوید که برت مک‌گورگ، مشاور ارشد جو بایدن رئیس جمهوری ایالات متحده در امور خاورمیانه، اخیرا مذاکرات غیرمستقیمی با علی باقری کنی داشته و این مذاکرات با پیشرفت‌هایی همراه بوده است.

به نوشته «میدل‌ایست آی»، این مذاکرات طی ماه جاری میلادی در مسقط، پایتخت عمان، برگزار شده که یک دهه پیش نیز میزبان نشست‌های پنهانی میان مقامات تهران و واشینگتن بود که در نهایت به توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، انجامید.

پیش از این نشریه اکسیوس نیز از مذاکرات پنهان ایران و آمریکا در عمان خبر داده بود و اکنون «میدل‌ایست آی» فاش می‌کند که مذاکرات میان باقری کنی و مک‌گورک خوب پیش رفته بود و طرفین در آستانه نوعی توافق بودند.

علی باقری کنی در آن زمان معاون وزیر امور خارجه ایران بود اما در پی کشته شدن حسین امیرعبداللهیان به همراه ابراهیم رئیسی در سانحه سقوط هلی‌کوپتر، به عنوان سرپرست موقت وزارت خارجه ایران منصوب شد.

بر اساس این گزارش، مذاکرات حول سه موضوع بود که عبارتند از تمایل مشترک طرفین به تغییر دولت در اسرائیل، پایان دادن جنگ غزه، و ممانعت از گسترش این جنگ در منطقه.

یک تحلیل‌گر نزدیک به حکومت ایران به «میدل‌ایست آی» گفته که این مذاکرات در عین حال به نظر می‌رسد که با هدف دستیابی به آتش‌بس میان ایالات متحده از یک سو و ایران و متحدانش در سوی دیگر نیز بوده است.

از آغاز جنگ غزه تاکنون، متحدان ایران از جمله شورشیان حوثی در یمن و گروه‌های شبه‌نظامی در عراق حملات متعددی را علیه منافع ایالات متحده در منطقه انجام داده‌اند.

این تحلیل‌گر نزدیک به حکومت ایران همچنین معتقد است که احتمال دارد مذاکراتی نیز بر سر برنامه هسته‌ای ایران و کاهش تحریم‌های نفتی این کشور صورت گرفته باشد.

به نوشته «میدل‌ایست آی»، مک‌گورک قبل از آغاز این مذاکرات دیداری با سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل متحد، داشته که او در این دیدار به نقل از جو بایدن گفته است: «من پیش از انتخابات ایالات متحده با ایران برای دستیابی به توافق هسته‌ای و جامع مذاکره نخواهم کرد، چرا که ایرانیان نمی‌توانند به قول خودشان پایبند بمانند.»

این گزارش می‌افزاید که مک‌گورک گفته جو بایدن پس از آن که ایران در سال ۲۰۲۲ حاضر به توافق بر سر احیای برجام نشد، با «فشار و تحقیر شدیدی» از جانب جمهوری‌خواهان مواجه شده است و بایدن به ایرانی‌ها پیام داده که از نگاه او برجام دیگر کاملا نابود شده و او پس از انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده مذاکرات جامعی را با ایران شروع می‌کند که شامل مسائل منطقه‌ای نیز می‌شود.

«میدل‌ایست آی» در ادامه می‌گوید که اکنون دیگر انتظار نمی‌رود دور بعدی مذاکرات ایران و ایالات متحده به زودی انجام بگیرد و از آنجا که قرار است انتخابات زودرس در ایران برگزار شود و شرایط داخلی با ابهامات بسیاری مواجه است، بعید است که تصمیمات عمده‌ای در سیاست خارجی آن گرفته شود.

با استفاده از گزارش میدل‌ایست آی؛ س.ن/ک.ر

No responses yet

May 22 2024

جمهوری‌خواهان سنا ابراهیم رئیسی را «قصاب تهران» خواندند و پیام تسلیت برای مرگ او را تقبیح کردند؛ بلینکن زیر فشار انتقادها

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: سیاستمداران عمدتا جمهوری‌خواه آمریکا در ادامه مخالفتها با پیام تسلیت دولت جو بایدن برای مرگ رئیس دولت سیزدهم جمهوری اسلامی، ابراهیم رئیسی را «قصاب تهران» خواندند و همدردی برای مرگش را تقبیح کردند.

در همین زمینه لیندزی گراهام سناتور ارشد جمهوری‌خواه در نشست استماع سنای آمریکا با حضور آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه ایالات متحده گفت که هیچ‌کس نباید به‌خاطر مرگ «قصاب تهران» عزادار باشد.

آقای گراهام در این جلسه افزود: «دوره ریاست جمهوری رئیسی، دوره سرکوب زنان و دختران ایرانی بود و و از داخل خاک ایران به اسرائیل حمله نظامی شد. من برای مرگ قصاب تهران پیام تسلیت ارسال نمی‌کنم، در عوض، به قربانیان قصاب تهران و همه کسانی که هنوز مورد ظلم و ستم و هدف آیت‌الله و یارانش هستند، تسلیت می‌گویم.»

سناتور جان باروسو، عضو کمیته روابط خارجی سنا هم در این جلسه پیام تسلیت دولت جو بایدن برای مرگ ابراهیم رئیسی، را «یک اشتباه وحشتناک» خواند و گفت «من فکر می‌کنم تکان‌دهنده است که این دولت برای مرگ قصاب تهران عزاداری کند و در سوگ قاتلی بنشیند که آمریکایی‌های زیادی را هدف قرار داده، تهدید کرده و به آنها حمله کرده است.»

او خطاب به مردم ایران افزود: «ما در کنار شما هستیم و برای رهایی شما از آیت‌الله‌ها دعا می‌کنیم.»

سناتور جمهوریخواه تد کروز نیز در گفتگو با صدای آمریکا از سیاست دولت بایدن در قبال جمهوری اسلامی انتقاد کرد و ابراهیم رئیسی را «قصاب تهران» نامید و تاکید کرد: «دنیا بدون او جای بهتری است.»

میچ مک‌کانل رهبر اقلیت جمهوری‌خواه در سنای آمریکا هم گفت که ایرانیان ترجیح می‌دهند سیاستمداران غربی از ستایش «قصاب تهران» دست بردارند.

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا اما در پاسخ به انتقادات در خصوص تسلیت مرگ ابراهیم رئیسی گفت: «موضع واشنگتن در قبال تهران تغییری نکرده و وزارت امور خارجه ایالات متحده در اقدامی که پیشتر نیز سابقه داشته است، کشته شدن رئیسی را تسلیت گفته است.»

او افزود این روالی است که در خصوص رهبران کشورهای مختلف، اعم از دشمنان و دوستان، وجود دارد.

مشاور امنیت ملی کاخ سفید در حوزه ارتباطات هم با دفاع از پیام تسلیت واشنگتن به تهران گفت: «رئیسی مسئول نقض شدید حقوق بشر در کشورش و بدون شک مردی بود که دستهایش به شدت آلوده به خون بود. با این وجود ما به طور کلی بابت جان باختن هر فردی متاسفیم و همانطور که در شرایط مشابه نیز انجام داده‌ایم در صورت لزوم باز هم تسلیت رسمی می‌گوییم.»

او تصریح کرد که سیاست جو بایدن در قبال جمهوری اسلامی هیچ تغییری نکرده است.

No responses yet

May 20 2024

آنچه که درباره سانحه هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی می‌دانیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,حوادث,سیاسی

  • رادیوفردا: هلی‌کوپتر ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران بعداز ظهر شنبه پس از شرکت در مراسم افتتاح سد «قیز قلعه سی» در راه بازگشت به تبریز دچار سانحه شد.
  • حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران، سید محمدعلی آل هاشم امام جمعه تبریز، حسین مالک رحمتی استاندار آذربایجان شرقی و چند تن دیگر از همراهان از جمله سرنشینان این هلی‌کوپتر بودند.
  • معاون وزیر خارجه ایران که خود در مراسم افتتاح سد «قیز قلعه سی» حضور داشته می‌گوید ابراهیم رئیسی بعد از اقامه نماز ظهر و ملاقات با الهام علی‌اف و شرکت در مصاحبه مطبوعاتی، سوارهلی‌کوپتر شد، ولی در مسیر راه هوا به شدت ابری می‌شود و وقتی که بالگرد می‌خواسته اوج بگیرد این اتفاق رخ می‌دهد.
  • رئیس جمعیت هلال احمر ایران، شامگاه یکشنبه اعلام کرد که تیم‌های تخصصی جست‌وجو و نجات همچنان موفق به شناسایی محل سقوط احتمالی هلیکوپتر حامل ابراهیم رئیسی و هیات همراه او نشده‌اند.

No responses yet

May 16 2024

اختصاصی؛ روایت‌های شخصی از بیمارسازی زندانیان سیاسی، «فرایند سیستماتیک عامدانه» در جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: ابتلای ترانه علیدوستی، بازیگر حامی معترضان به یک بیماری مرموز در پی آزادی از زندان بار دیگر احتمال بیمارسازی زندانیان سیاسی توسط مقامات قضایی جمهوری اسلامی را خبرساز کرد. گزارش پیش رو روایت چند تن از شاهدان عینی و نجات‌یافتگان از تجربیاتشان درباره این «فرایند عامدانه و سیستماتیک» است.

در این گزارش، آرش سیگارچی و نجات بهرامی، دو زندانی پیشین در زندان‌های جمهوری اسلامی و یک شاهد عینی مرگ پس از آزادی یک زندانی سیاسی در اصفهان در دهه ۸۰، روایت‌های شخصی خود را برای نخستین بار با بخش فارسی صدای آمریکا در میان گذاشته‌اند.

«تداخل دارویی»، عبارتی است که زهرا مینویی، وکیل ترانه علیدوستی، درباره علت ابتلای موکلش به بیماری اعلام کرده است؛ عنوانی که پزشکان برای علت جان باختن علیرضا داوودی، پس از آزادی این زندانی سیاسی در اواخر دهه ۸۰ خورشیدی نیز به کار برده بودند.

در پی گزارش‌ها از ابتلای این بازیگر سرشناس به سندروم «درِس» و گمانه‌زنی‌ها درباره ارتباط بیمار شدن او با بازداشت موقت به دلیل مواضع حقوق بشری‌اش، وکیل خانم علیدوستی تأکید کرد که «پزشکان علت آن را یک تداخل دارویی تشخیص داده‌اند.»

این گمانه‌زنی‌ها پس از آن بود که شماری از بازداشت‌شدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ از جمله یلدا آقافضلی، مریم آروین وکیل دادگستری، آرش فروزنده سینماگر، محسن جعفری‌راد منتقد سینما، عرشیا امام‌قلی‌زاده نوجوان معترض، در فاصله کوتاهی پس از آزادی موقت به طرز مشکوکی جان باختند.

  • روایت آرش سیگارچی از تهیه «تجهیزات مسمومیت» زندانیان توسط نهادهای اطلاعاتی از روسیه

آرش سیگارچی، روزنامه‌نگار شاغل در بخش فارسی صدای آمریکا، یکی از افرادی است که در اواسط دهه ۸۰ خورشیدی به واسطه شغلش بازداشت و به سه سال زندان محکوم شد.

روایت شخصی آقای سیگارچی یکی از موارد تاریخ شفاهی بیمارسازی زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی است که او در این گزارش شرح داده است.

این روزنامه‌نگار می‌گوید به واسطه دندان‌درد به بهداری زندان مراجعه کرده و در آن جا «تزریق برای بی‌حسی» داشته و «همه چیز به نظر نرمال» بوده، اما «حدود یک ماه بعد» متوجه ایجاد «زخمی در سمت چپ زبان» خود شده است.

آرش سیگارچی با بیان این که این روایت را برای نخستین بار می‌گوید، شرح می‌دهد که چطور به صورت اتفاقی توانسته در یک مرخصی کوتاه به پزشک مراجعه کند و به عمق بیماری‌اش پی ببرد.

او توضیح می‌دهد: «در مسابقه فینال فوتبال زندانیان، قاضی ناظر بر زندان که جزو مهمان‌ها بود به شوخی گفت سیگارچی امروز هر گلی بزنی به ازایش یک روز مرخصی به تو می‌دهم. از اقبال خوب و همکاری هم‌تیمی‌هایم پنج گل زدم و هفته بعد که برای مرخصی توانستم از زندان بیرون بروم، به متخصص گوش و حلق و بینی مراجعه کردم و بلافاصله بیوپسی نوشت و نتیجه پاتولوژی این بود که یک توده بدخیم سرطانی در زبان است.»

این روزنامه‌نگار با بیان این که «سه چهار ماه شیمی درمانی جواب نداد» و سپس یک «جراحی ۹ و نیم ساعته» را پشت سر گذاشت، می‌گوید: «بیش از دو سوم زبانم و غدد لنفاوی سمت چپ گردنم برداشته شد و بعد از آن رادیوتراپی و اشعه» برای ادامه درمان آغاز شد.

آرش سیگارچی با تأکید بر این که «زندانی وقتی با بیماری مواجه می‌شود مجبور است به سیستم نیم‌بندی که آن جا وجود دارد و به سوگند پزشکی پزشک زندان اعتماد کند»، در شرح بیمارسازی زندانیان سیاسی در زندان‌های جمهوری اسلامی تأکید می‌کند، «شواهد و قرائنی وجود دارد که نشان می‌دهد این کار سیستماتیک است.»

این زندانی سیاسی پیشین تأکید می‌کند که «من هر احتمالی را از جمهوری اسلامی می‌دادم» و می‌افزاید: «در آن دوران برادرم که دنبال پرونده من بود در یک تصادف رانندگی مشکوک کشته شد و سپس ابتلای من به سرطان روی داد. ناخودآگاه فکر آدمی به سمت عوامل پشت پرده می‌رود،‌ به‌ویژه وقتی بازجوی اطلاعات که فردی به نام صمدی بود، به من گفته بود اگر به حرف ما گوش نکنی اتفاقات ناگواری می‌افتد. مثلا می‌گفتم می‌خواهید مرا بکشید؟ می‌گفت نه الزاما. ممکن است در خیابان بروی و یک ماشین به تو بزند.»

او با بیان این که پزشکانش پرسش‌های او درباره احتمال بیمارسازی در زندان را «خیلی محافظه‌کارانه پاسخ می‌دادند»، تأکید می‌کند: «بارزترین اظهارنظر را در این باره ماشالله شمس‌الواعظین، دبیر انجمن آزادی مطبوعات به من گفت که برای عیادتم آمد و در آن جا گفت “متأسفانه آقایان اطلاعات و دستگاه امنیت تجهیزات لازم برای مسمومیت مخالفان سیاسی را از برادران روس گرفته‌اند”؛ این تعبیری بود که شمس‌الواعظین آن شب در منزل ما از آن استفاده کرد.»

آقای سیگارچی همچنین می‌گوید که در گفت‌وگو با افراد دیگری که تجربه مشابه او را داشته‌اند، به این نتیجه رسیده که «دست‌کم ۱۰ تا ۱۲ نفر از چهره‌های شناخته شده» هستند که «دچار چنین رویدادی شدند» و به «علیرضا رجایی» روزنامه‌نگاری که بر اثر ابتلا به سرطان در زندان مجبور به «تخلیه چشم» شد و «احمد قابل» روحانی منتقد رهبر جمهوری اسلامی که احتمالا پس از مراجعه «در زندان به دندان‌پزشکی و تزریق آمپول» دچار «مسمومیت» شد و جان خود را از دست داد، اشاره می‌کند.

  • نجات بهرامی: گزارش پزشکی قانونی از «ضایعه مغزی» مرا پنهان کردند

نجات بهرامی، روزنامه‌نگار، از دیگر مخالفان جمهوری اسلامی است که در سال ۹۹، هم‌زمان با همه‌گیری کرونا به زندان افتاد. او در گفت‌وگو با صدای آمریکا تأکید می‌کند که در آن زمان دچار «بیماری فشار خون بالا همراه با سردردهای شدید و تهوع» بوده و هنگام احضار برای اجرای حکم این مطلب را با قاضی اجرای احکام در میان گذاشته است.

علاوه بر اظهارات نجات بهرامی، او اسنادی به دست آمده از قوه قضاییه توسط گروه هکری «عدالت علی» را در اختیار صدای آمریکا قرار داده که برای نخستین بار منتشر می‌شود. بر اساس این سند، قوه قضاییه با وجود اطلاع داشتن از «ضایعه مغزی» این روزنامه‌نگار، مسئله را از او پنهان کرده و او را به زندان انتقال داده بودند.

روایت شخصی نجات بهرامی از ابتلایش به کرونا در زندان و همچنین مشاهداتش از ابتلای بکتاش آبتین، نویسنده و شاعر زندانی به ویروس کووید ۱۹ در زندان و جان باختن او، قابل توجه است.

او به صدای آمریکا می‌گوید: «سال ۹۹ بود که بکتاش آبتین و دو تن از اعضای کانون نویسندگان را به بند ۴ زندان اوین آوردند. آن زمان آثار کرونا در من ظاهر شده بود و حال خیلی بدی داشتم و علائمم در آن سال که کرونا شایع بود مشخص بود که باید احتیاط کرد، اما [مقامات زندان] جدی نمی‌گرفتند. همان موقع بکتاش آبتین آمد و تصورم این بود که با وضعیت جسمی‌ای که من دارم، در حالی که برای من محرز بود که به کرونا مبتلا شده‌ام، چطور علی‌رغم خواست خودم و بقیه زندانیان، این‌ها اصلا رسیدگی نمی‌کنند یا حداقل من را از بقیه جدا نمی‌کنند.»

نجات بهرامی اضافه می‌کند: «یکی دو بار با اصرار مرا به بهداری زندان بردند و صرفا یک تب‌سنجی انجام می‌دادند و مشخص نبود دستگاهشان درست است یا نه و اصولا کار را سرسری و با بی‌علاقگی و کلافگی خاصی انجام می‌دادند و به من گفتند کرونا نیست؛ ولی حال من که وخیم‌تر شد و به بیمارستان طالقانی اعزام کردند، آن جا بلافاصله تشخیص دادند که کرونا است و بعد از آن بود که مرا از سایر زندانیان جدا کردند.»

این روزنامه‌نگار همچنین شرح می‌دهد: «کسی که به کرونا مبتلا است و روزها و شب‌ها در میان زندانیان دیگر در اتاق‌های پر جمعیت اوین به سر می‌برد، طبیعتا بقیه را مبتلا می‌کند، اما واقعا رسیدگی نمی‌کنند. چند روز بعد از این مسئله خبر بیماری بکتاش آبتین منتشر شد و من کاملا می‌توانستم حدس بزنم چه اتفاقی افتاده که بیمار شده و توجه نکردند. هم عامدانه و هم ناشی از به هم ریختگی سیستمی که این‌ها در زندان دارند و متأسفانه جان ایشان را گرفتند.»

نجات بهرامی همچنین درباره پنهان‌کاری قوه قضاییه جمهوری اسلامی درباره «ضایعه مغزی» او که در گزارش پزشکی قانونی آمده، می‌افزاید: «برای نخستین بار این اسناد را در سایت عدالت علی دیدم و به پرونده خودم سری زدم و برایم شوکه کننده بود.»

او اضافه می‌کند: «آن سالی که حکم من صادر شد و قرار بود به زندان معرفی بشوم مراجعه کردم و گفتم مدتی است دچار سردردهای بسیار شدید همراه با تهوع هستم و شب‌ها نمی‌توانم بخوابم و وضعیت وخیمی دارم و اجازه خواستم درمان‌هایم را کامل کنم و بعد به زندان بروم اما قاضی اجرای احکام تأکید کرد که خودمان تو را به پزشکی قانونی معرفی می‌کنیم. با نامه پزشکی قانونی به متخصص مغز و اعصابی که معرفی کرده بودند مراجعه کردم و گفتند برای جواب به دادسرای اوین برو. آن جا به من گفتند طبق گزارش پزشکی قانونی مشکلی نداشتی و به زندان رفتم.»

او با بیان این که «گاهی مرا به بهداری می‌بردند و چک ناقصی انجام می‌دادند»، می‌گوید که این رسیدگی‌ها برایش جای سوال بوده، و «به‌تازگی در اسناد عدالت علی مشاهده» کرده «که در گزارش پزشکی قانونی به وجود ضایعه مغزی اشاره شده» است.

نجات بهرامی می‌افزاید: «برایشان کاملا محرز بوده، اما با وجود اطلاع مقامات قضایی و دستگاه امنیتی به من نگفتند و مرا به زندان فرستادند، در زمانی که اوج کرونا بود و بعد که مبتلا به کرونا شدم اجازه دادند بیرون بیایم و این اجازه را هم الآن متوجه شدم که ناشی از اطلاعاتی بوده که از پرونده پزشکی من داشتند و این‌ها نشان می‌دهد چقدر برایشان با جان مردم بازی کردن راحت است.»

مدرک مربوط به پرونده پزشکی نجات بهرامی

این روزنامه‌نگار و زندانی سیاسی پیشین، تأکید می‌کند: «جمهوری اسلامی از دو راه عامدانه برای فشار بر چهره‌های سیاسی و مطبوعاتی استفاده می‌کند. یکی بحث بیمارسازی که مخصوصا در آن سال‌هایی که قتل‌های زنجیره‌ای در جریان بود و در دهه ۶۰ بسیار پرونده‌هایی هست که این‌ها عامدانه کسانی را به بیماری مبتلا کردند و چیز پوشیده‌ای نیست. در سال‌های گذشته این‌ها مقداری به خاطر رسانه‌ها و افکار عمومی احتیاط می‌کردند، اما در بی‌اعتنایی کاملا تعمدی به زندانیان بیماری که جانشان در خطر است، از این طریق کارشان را پیش می‌برند.»

نجات بهرامی با اشاره به وضعیت بیماری فاطمه سپهری، زندانی سیاسی مخالف جمهوری اسلامی، و تداوم حبس او در شرایط غیراستاندارد زندان وکیل‌آباد مشهد، تأکید می‌کند که او را «بلافاصله بعد از انجام عمل قلب باز» و در حالی که «او باید ماه‌ها تحت مراقبت شدید و خاص در خانه یا بیمارستان باشد» به زندان بازگرداندند.

به تأکید این روزنامه‌نگار، «روندی توأم با کوتاهی‌های عامدانه، بی‌اعتنایی، و زمان خریدن برای این که بیمار زجر خودش را بکشد» در زندان‌های جمهوری اسلامی جریان دارد. نجات بهرامی می‌افزاید: «به نظرم این یک فرایند کاملا سیستماتیک و عامدانه است و در لایه‌های امنیتی حکومت طراحی شده است.»

  • روایت یک شاهد عینی از «شکنجه دارویی» منجر به مرگ علیرضا داوودی

یک شاهد عینی در ایران که به دلیل حفظ امنیتش نخواست نام او فاش شود، در گفت‌وگو با بخش فارسی صدای آمریکا توضیحاتی جان باختن یک زندانی سیاسی با هویت علیرضا داوودی، متولد ۶۲، ساکن شاهین‌شهر، دانشجوی حسابداری، مدتی پس از آزادی موقت از زندان و بلافاصله پس از «بازجویی در بیمارستان توسط دو مأمور» ارائه داده است.

فرد مطلع، علیرضا داوودی را «فردی خونسرد و آرام» توصیف می‌کند که «خوش‌سخن» و «اهل فکر» بود و به دلیل مواضع و سخنرانی‌هایش و همچنین تأسیس گروه دانشجویی «داب» (ددانشجویان آزادی‌خواه و برابری‌خواه» و همچنین انتشار نشریه دانشجویی «خاک»، در اواسط دهه ۸۰ خورشیدی چند ترم از دانشگاه اصفهان تعلیق شده بود.

او می‌گوید که علیرضا داوودی از سال ۸۴ بارها به «ستاد خبری وزارت اطلاعات» احضار شده بود، اما بازداشت اصلی او در بهمن ۱۳۸۷ رخ داد و بیش از یک ماه بعد و تا نوروز ۸۸ خانواده‌اش از او هیچ خبری نداشتند و اواخر اردیبهشت آزاد شد.

این شاهد عینی همچنین می‌گوید به همراه چند دوست دیگر پس از دو هفته پی‌گیری، موفق شد علیرضا داوودی را ملاقات کند و روی دست او آثار شکنجه و «سوختگی، کبودی، و پارگی رگ‌ها» و «له شدگی دست‌ها» را مشاهده کرده و دیده بود که بر خلاف «شخصیت محکم و رفتار خونگرم» پیشین، علیرضا «کاملا یک انسان دیگر بود» و «انگار روحش نبود.»

شاهد عینی همچنین تأکید می‌کند که مدت کوتاهی علیرضا داوودی را «در اتاقش» ملاقات کرده‌اند و سپس خانواده‌اش بیرون از آن اتاق، به ملاقات‌کنندگان گفته‌اند که «علیرضا تحت درمان است، پس از آزادی به‌شدت عصبی است و چیزی نمی‌گوید که چه اتفاقی افتاده» و «می‌گوید یادش نمی‌آید در مدت بازداشت چه اتفاق‌هایی برایش افتاده و آن مدت چند ماه چطوری گذشته» است.

به گفته این منبع، «در معایناتی که انجام شده بود دکترها گفته بودند بسیاری از رگ‌هایش سوخته و روشن نیست چه بلاهایی سرش آمده» و «بعدا خانواده‌اش گفتند که جاهای دیگر بدنش هم بوده» است.

این منبع نزدیک به علیرضا داوودی، همچنین تأکید می‌کند که آخرین بار به طور اتفاقی این فعال دانشجویی را در ماه خرداد ۱۳۸۸ و «در جریان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ دیدم و از لحاظ روحی خیلی بهتر شده بود» اما «بعدا فهمیدم در آن تظاهرات «شناسایی شده و فردای آن روز دوباره به ستاد خبری وزارت اطلاعات» احضار شده است.

به گفته این منبع، پس از این احضار «دوباره اوضاع سلامت روانی‌اش وخیم» شد و «علیرضا می‌گفته یادش آمده در بازداشت پیشین سه چهار روز او را به سقف بسته و از دست‌هایش آویزان کرده بودند.»

این منبع نزدیک به علیرضا داوودی تأکید کرد که در «اواخر تیر ۸۸» این فعال دانشجویی «در بخش روانی بیمارستان الزهرا در اصفهان به مدت دو سه هفته» بستری شد و «در مرداد ماه حالش رو به بهبود بود و می‌گفته دوست دارد فعالیتش را دوباره از سر بگیرد»، اما «در روز آخر، در حالی که همراهی از خانواده پیش او نبوده، بیمارستان ادعا کرده که علیرضا دچار تداخل دارویی می‌شود و در حالی که می‌خواهند او را سوار آمبولانس بکنند و به بیمارستان خورشید ویژه مسمومیت‌های دارویی برسانند، در آمبولانس سکته کرده است.»

مزار علیرضا داوودی، فعال دانشجویی جان باخته پس از آزادی از زندان

منبع نزدیک به این زندانی کشته شده، با تأکید بر این که «این روایت رسمی است»، می‌گوید که در یک روایت غیررسمی، پس از مراسم چهلم علیرضا داوودی، «یکی از پرستاران بیمارستان به خانواده‌اش گفته در آن روز که این اتفاق افتاده، از سازمان اطلاعات دو نفر داخل اتاق علیرضا آمده بودند و او را در حدود نیم ساعت بازجویی کردند و یک ساعت و نیم دو ساعت بعد، او سکته کرده است. در آن فاصله اگر تداخل دارویی بوده، دارویی بوده که از طریق این نیروهای اطلاعاتی به او تزریق شده است.»

به گفته این شاهد عینی، در مراسم خاک‌سپاری علیرضا داوودی که با حضور صدها نفر برگزار شد، «جو بسیار شدید امنیتی» حاکم بود و مقامات «اجازه نمی‌دادند صحبتی با خانواده بکنیم» و بعد از مدتی «توانستیم با نزدیکان او صحبت بکنیم و اطلاعات جدیدتری به دست آوردیم و متوجه شدیم که آزاد شدن او از بازداشت از زندان مرکزی اصفهان برای این بوده که مسئولیت از دست رفتنش در زندان را از سر خودشان باز کنند.»

به گفته این منبع، مقامات قضایی و اطلاعاتی در زندان «علاوه بر آسیب‌های فیزیکی، آسیب‌های دارویی به علیرضا زده بودند و این آسیب‌ها به قدری زیاد بوده که مشخصا تحت شکنجه دارویی قرار گرفته و خودش هم بارها گفته بوده که تمام آن مدت که در بازداشت بودم انگار در یک خواب و رویا بودم.»

مزار علیرضا داوودی، فعال دانشجویی جان باخته پس از آزادی از بازداشت در اصفهان

هرچند به دلیل ممنوعیت فعالیت رسانه‌های آزاد در ایران، صدای آمریکا امکان راستی‌آزمایی برخی از موارد ذکر شده را ندارد، اما روند مرگ‌های مشکوک زندانیان سیاسی و ابتلای روزنامه‌نگاران بازداشت شده و فعالان مخالف جمهوری اسلامی به بیماری‌های سخت یا ناشناخته در زندان، پیش از این نیز بارها گزارش شده است.

آرش صادقی فعال حقوق بشر و امید کوکبی فیزیکدان جوان دو تن از افراد شناخته شده دیگر هستند که در حبس به بیماری‌های صعب‌العلاج مبتلا شده‌اند.

در پی انتشار گزارش‌هایی از احتمال ابتلای ترانه علیدوستی به بیماری سندروم «درِس» در زندان، دکتر محمدکاظم عطاری، پزشک و پژوهشگر پزشکی اجتماعی، به صدای آمریکا گفته است که جمهوری اسلامی در سال‌های قبل در زندان‌ها از مواد و یا خوراندن سمومی استفاده کرده که باعث بروز سرطان یا از کار افتادن ارگان‌های برخی زندانیان شده و از آن جا که این مواد در بدن قابل پیگیری بود، این رویه را به استفاده از موادی تغییر داد که زندانیان را «از خود بی‌خود می‌کرد» و به «واکنش‌های غیرارادی از جمله اعتراف علیه خود» وادار می‌کرد.

به گفته این کارشناس، در حال حاضر جمهوری اسلامی از داروها و مواد غذایی روتین «به صورت نا به جا» استفاده می‌کند و زندانیان را به سمت «واکنش‌های عصبی» می‌کشاند.

No responses yet

May 13 2024

محمد رسول‌اف از ایران خارج شد؛ «از امروز ساکن ایران فرهنگی‌ام»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,اعتراضات,امنیتی,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: محمد رسول‌اف، کارگردان سینما که در سال‌های اخیر ممنوع‌الخروج بود و اخیرا به هشت سال زندان محکوم شد، با انتشار ویدیویی از لحظه خروج خود از مرز زمینی ایران گفت از این پس «ساکن ایران فرهنگی» است.

آقای رسول‌اف با اشاره به توقیف پاسپورتش «برای چندمین بار» و تفتیش ماموران امنیتی از منزلش، در اینستاگرام نوشت:

«اگر فکر می‌کنید مرزهای ایران در دست شماست در خواب خوشی هستید. اگر ایران جغرافیایی زیر چکمه‌های استبداد دینی شما رنج می‌کشد ایران فرهنگی در ذهن مشترک میلیون‌ها ایرانی که از ظلم و توحش شما ناچار به ترک ایران شدند زنده است و هیچ قدرتی نمی‌تواند اراده‌ی خود را به آن تحمیل کند. از امروز من ساکن ایران فرهنگی‌ام.»

او که قرار است آخرین فیلمش «دانه‌های انجیر مقدس» به‌زودی در بخش مسابقه جشنواره کن به نمایش در بیاید، در متنی که در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرد از کسانی که به او «برای خروج از مرز و رسیدن به نقطه‌ای امن» کمک کرده‌اند، تشکر کرده است.

محمدمهدی اسماعیلی، وزیر ارشاد دیروز (یکشنبه ۲۳ اردیبهشت) درباره اکران فیلم «دانه‌های انجیر مقدس» در جشنواره فیلم کن گفت:

«تولید و انتشار چنین فیلم‌هایی خلاف قانون است. هرکجا در جریان باشیم جلوی آن را خواهیم گرفت».

«به هر حال این تخلف محرزی است و حتما در سازمان سینمایی طبق قانون برخورد خواهیم کرد تا دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم.»

توضیح تصویر، صحنه‌ای از فیلم «دانه‌های انجیر مقدس» ساخته محمد رسول‌اف

بابک پاک‌نیا، وکیل آقای‌ رسول‌اف ۱۹ اردیبهشت خبر داد که موکلش به هشت سال حبس (پنج سال قابل اجرا)، شلاق، جزای نقدی و ضبط مال محکوم شده است.

آقای پاک‌نیا در ایکس نوشت که حکم در شعبه‌ ۳۶ دادگاه تجدیدنظر عینا تایید و پرونده به اجرای احکام ارسال شده است و به دلیل امضای بیانیه‌ها و ساخت فیلم و‌ مستند که از نظر دادگاه «مصداق اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور» محسوب می‌شود،‌ محکوم شده است.‌

پیش‌تر آقای پاک‌نیا خبر داده بود که شماری از عوامل این فیلم احضار، بازجویی و ممنوع‌الخروج شده‌اند و به آنها گفته شده است که از کارگردان بخواهند فیلم را از جشنواره کن خارج کند.

محمد رسول‌اف در جریان اعتراضات پس از فرو ریختن ساختمان متروپل آبادان در خرداد ۱۴۰۱ و امضای بیانیه‌ای با عنوان «تفنگت را زمین بگذار» در اعتراض به سرکوب‌های خیابانی توسط ماموران امنیتی در تیر ماه همان سال بازداشت و سپس به تبلیغ علیه نظام متهم و به یک سال حبس و دو سال ممنوعیت خروج از ایران محکوم شد.

No responses yet

May 12 2024

جان باختن سه پرستار در ایران بر اثر «کار زیاد» طی یک ماه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوفردا: دبیرکل خانه پرستار از مرگ سه پرستار در ایران طی یک ماه گذشته «در خواب» و به دلیل سندروم کاروشی یعنی «مرگ بر اثر کار زیاد» خبر داد.

محمد شریفی‌مقدم ‌روز یک‌شنبه ۲۳ اردیبهشت به روزنامه «اعتماد» گفت که شرایط نامناسب در بیمارستان‌های ایران پرستاران را «خسته، بی‌انگیزه و فرسوده» کرده است.

پرستاران ایرانی به کمبود نیرو و به دنبال آن تحمیل فشار زیاد در محل کار، فقدان امنیت شغلی و دستمزد پایین که تعادل زندگی را بر هم می‌زند، اعتراض دارند.

به گفته دبیرکل خانه پرستار، بیشتر پرستاران در ایران به ویژه مردان پرستار، مجبورند علاوه بر شیفت روزانه، شیفت عصر را هم کار کنند، چون مخارج زندگی شان با یک شیفت کار تامین نمی‌شود؛ موضوعی که خستگی زیاد ناشی از کار زیاد را نیز به دنبال خواهد داشد.

در عین حال به تازگی گزارش‌هایی از افزایش پدیده خودکشی در میان پرستاران در ایران منتشر شده که دلیل آن «فشار فزاینده» در محل کار ذکر شده است.

تعداد دقیق خودکشی‌ پرستاران در ایران به‌طور رسمی مشخص نیست، اما شمار رو به فزاینده آن نگران‌‌کننده است.

بر اساس اعلام بانک جهانی، در ایران به ازای هر هزار نفر دو پرستار فعال است و شرایط دشوار کاری و درآمدهای ناکافی ازجمله مشکلاتی است که موجب مهاجرت گسترده پرستاران در سال‌های گذشته شده است.

آقای شریفی‌مقدم، دبیرکل خانه پرستار آبان ماه ۱۴۰۲ اعلام کرده بود که آمار سالانه مهاجرت پرستاران به ۳۰۰۰ نفر رسیده و بیماران به دلیل کمبود پرستار در بیمارستان‌ها می‌میرند.

این مقام خانه پرستار ایران روز یکشنبه همچنین گفت برای اعلام این آمار «احضار» شده و از او خواسته‌اند برای این ادعا سند بیاورد اما او می‌گوید «برای روشنایی روز باید سند داد»؟

به گفته آقای شریفی‌مقدم پرستارانی که از ایران می‌روند، انگیزه‌های مختلفی دارند، اما مهم‌ترین انگیزه، مسائل مالی است و آن‌هایی که با انگیزه مالی از ایران می‌روند، دیگر به ایران برنمی‌گردند.

No responses yet

May 11 2024

کانون نویسندگان خواهان لغو حکم حبس و شلاق محمد رسول‌اف شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,هنر

ایران اینترنشنال: کانون نویسندگان ایران در بیانیه‌ای تایید حکم هشت سال حبس، شلاق و جریمه نقدی برای محمد رسول‌اف، فیلم‌ساز معترض را در دادگاه تجدید‌نظر استان تهران محکوم کرد و خواستار لغو فوری و بی‌قید و شرط این احکام شد. صدور این رای برای رسول‌اف در روزهای گذشته واکنش‌های زیادی به دنبال داشته است. بیانیه کانون نویسندگان ایران با یادآوری اینکه رسول‌اف عضو افتخاری این کانون است، تاکید کرد که حکم این فیلم‌ساز در ادامه «موج تاز‌ه هراس‌افکنی و سرکوب آزادی بیان و دیگر آزادی‌های فردی در ایران» تایید و به دایره‌ اجرای احکام فرستاده شده است.

کانون نویسندگان هدف جمهوری اسلامی را از تایید این حکم در شرایط کنونی، ایجاد ترس در میان هنرمندانی دانست که «به طناب زور گردن ننهاده‌ و به تحقیر نهفته در آن وقعی نگذاشته‌اند».

این تشکل صنفی با بیان اینکه رسول‌اف هیچ جرمی که کیفرش زندان و شلاق و مصادره‌ اموال باشد انجام نداده، در بیانیه خود نوشت: «محاکمه و مجازات لایق بند قبای کسانی است که بیش از ۴۰ سال در پناه حاکمیت به غارت اموال و امنیت و آزادی مردم مشغول هستند.»

بابک پاک‌نیا، وکیل دادگستری، روز چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت با انتشار مطلبی در شبکه اجتماعی ایکس خبر داد حکم شعبه ۲۹ دادگاه انقلاب تهران برای رسول‌اف در شعبه ۳۶ دادگاه تجدید‌نظر عینا تایید شده است.

به گفته پاک‌نیا، دلیل اصلی صدور این حکم، امضای بیانیه‌ها و ساخت فیلم و‌ مستند است که از نظر دادگاه، این اقدامات مصداق اجتماع و تبانی به قصد ارتکاب جرم علیه امنیت کشور محسوب می‌شود.

کانون نویسندگان تاکید کرد که چنین احکامی را لایق فیلم‌ساز و کارگردان معترض، زنانی که می‌خواهند اختیار پوشش خود را داشته باشند، کارگرانی که از حق حیات و معیشت خود دفاع می‌کنند، جوانانی که می‌خواهند صاحبِ سبک زندگی خود باشند و نویسندگان و هنرمندانی که به سانسور و اختناق تن نمی‌دهند، نمی‌داند و خواهان لغو فوری و بی‌قیدوشرط تمامی آن‌ها است.

صدور حکم حبس و شلاق برای رسول‌اف در روزهای گذشته واکنش‌های دیگری نیز به دنبال داشت.

کانون فیلم‌سازان مستقل ایران، روز ۱۹ اردیبهشت در بیانیه‌ای صدور این حکم را محکوم کرد و نوشت: «برای حکومتی که کودک می‌کشد و هنرمند را به زنجیر می‌کشد، راه بقایی نیست و به زودی بنای پوسیده‌ای که بر خون و رنج مردم استوار کرده، بر سرش آوار خواهد شد.»

این بیانیه با «بی‌اعتبار» خواندن حکم صادر شده از سوی قوه قضاییه، با این هنرمند منتقد جمهوری اسلامی ابراز همبستگی کرد: «این حکم بار دیگر ثابت کرد قانون فقط ملعبه‌ای برای لجبازی و انتقام‌جویی در دستگاه حقوقی آلوده به فقاهت حکومتی است.»

روزنامه «اومانیته»، از قدیمی‌ترین روزنامه‌های فرانسه، طی گزارشی در شماره روز جمعه ۲۱ اردیبهشت خود نوشت قرار است در ایران، محمد رسول‌اف، کارگردانی را که آخرین فیلمش به جشنواره کن راه یافته، شلاق بزنند.

این روزنامه در گزارش خود از رسول‌اف به عنوان فیلم‌سازی نام برد که در آثارش بارها موضوع فساد در جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشته و به سرکوب مخالفان حکومت اعتراض کرده است.

رسول‌اف در سال‌های اخیر از منتقدان جدی و سرسخت جمهوری اسلامی بوده و به طور مداوم از سوی دستگاه‌های قضایی و امنیتی حکومت ایران تحت پیگرد قرار گرفته است.

او آخرین بار در تیر ماه ۱۴۰۱ دستگیر و پس از تحمل هفت ماه حبس، در بهمن‌ ماه همان سال آزاد شد.

پاک‌نیا روز ۱۰ اردیبهشت امسال خبر داد این کارگردان از سوی نیروهای امنیتی تحت فشار قرار گرفته تا جدیدترین ساخته خود را از جشنواره فیلم کن خارج کند.

این فیلم با نام «دانه انجیر مقدس» در بخش مسابقه جشنواره کن پذیرفته شده است.

به گفته پاک‌نیا، برخی عوامل این فیلم از سوی ضابطین احضار و بازجویی شده و حتی تعدادی از آن‌ها ممنوع‌الخروج شده‌اند.

رسول‌اف در چندین فیلم خود مانند «به امید دیدار»، «دست‌نوشته‌ها نمی‌سوزند»، «شیطان وجود ندارد» و «لِرد»، ساختار آلوده به فساد حاکمیت در جمهوری اسلامی را به نمایش گذشته و از آن‌ انتقاد کرده است.

او تا به‌حال چندین جایزه معتبر بین‌المللی از جشنواره‌های مطرحی مانند کن و برلین گرفته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .