اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'حقوق بشر' Category

Nov 19 2015

اعتراض به احکام سنگین مهدی موسوی، فاطمه اختصاری و مصطفی عزیزی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوزمانه: بیش از ۱۶۰ شاعر، نویسنده و کنشگر فرهنگی به احکام سنگین قضایی صادرشده برای مهدی موسوی و فاطمه اختصاری، دو شاعر و مصطفی عزیزی، نویسنده و فیلمساز اعتراض کردند.

آن‌ها در بیانیه‌ای نوشته‌اند که وقتی احکام سنگین این هنرمندان را شنیده‌اند به این صرافت افتاده‌اند که «انگار ایران قرار است از این پس شاعر و نویسنده نداشته باشد.»

آن‌ها افزوده‌اند: «مگر می‌شود دیگر به اندیشیدن، نوشتن و سرودن خطر کرد و آسوده خاطر ماند که تازیانه و حبسی در کار نخواهد بود؟»

مهدی موسوی به ۹ سال حبس و ۹۹ ضربه شلاق، فاطمه اختصاری به ۱۱ سال و نیم حبس و ۹۹ ضربه شلاق و مصطفی عزیزی به هشت سال حبس محکوم شده‌اند. مصطفی عزیزی در حال حاضر در زندان به‌سر می‌برد.

مهدی موسوی، شاعر، پژوهشگر ادبیات و مؤلف ۱۲ کتاب شعر است. فاطمه اختصاری، شاعر و مؤلف سه کتاب شعر و مصطفی عزیزی، نویسنده، فیلمساز و مؤلف یک مجموعه داستان هستند.

امضاکنندگان بیانیه گفته‌اند که هیچ‌یک از این هنرمندان حتی فعال سیاسی نیستند و در کارنامه‌‌شان چیزی جز نوشتن، سرودن و فعالیت هنری به ثبت نرسیده است.

آن‌ها نوشته‌اند که خواهان صدور حکم برائت برای این سه‌ و پایان دادنِ هر چه سریع‌تر به سرکوبِ ادیبان و هنرمندان در ایران هستند.

در میان امضاکنندگان این بیانیه نام چهره‌هایی چون اسماعیل خویی، شهرنوش پارسی‌پور، احمد کریمی حکاک، محسن مخملباف، عباس معروفی، بنفشه حجازی، محمد محمدعلی، مهرانگیز کار، محمد نوری‌زاد، ژیلا بنی‌یعقوب، آسیه امینی، مسعود باستانی، سیروس آموزگار، مهدی خانبابا تهرانی و فریدون فرح‌اندوز به چشم می‌خورد.

No responses yet

Nov 16 2015

هادى حیدرى کارتونیست مطبوعات بازداشت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,طنز

نظر: هادى حیدرى، نقاش و کارتونیست مطبوعاتی، ساعت ۵:۴۵ امروز از دفتر کارش در روزنامه شهروند بازداشت شد.
یکی از همکاران هادی حیدری در روزنامه‌ی شهروند می‌گوید: یک پسر جوان با حکم آمده بود، نشان هادی داد و بی سر و صدا او را بردند.
آخرین آثار این کاریکاتوریست معروف که سابقه همکاری روزنامه های جامعه، نشاط، نوروز، وقایع اتفاقیه، اعتماد ملی، بهار و شرق را دارد مربوط به حواث پاریس و لبنان بود.

No responses yet

Nov 16 2015

دست کم ۱۵ بهایی در ایران بازداشت شده‌اند

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی

بی‌بی‌سی: بر اساس گزارش‌های رسیده از ایران، مأموران امنیتی دست کم ۱۵ بهایی را در شهرهای تهران، اصفهان و مشهد بازداشت کرده‌اند.

این بازداشت ها دیروز، یکشنبه ۲۴ آبان (۱۵ نوامبر) انجام شده و به گفته پدیده ثابتی، سخنگوی جامعه بهائیان، صبا فرنوش، نگار باقری، نوا منجذب، یاور حقیقت، نوید اقدسی و هلیا مشتاق در تهران، کیوان و پروین نیک‌آئین، یگانه آگاهی، متین جانمیان و عرشیا روحانی در اصفهان و ساناز اسحاقی، نیکا پاکزادان، فرزانه دانشگری و نغمه ذبیحیان در مشهد از جمله بازداشت شدگان هستند.

علت بازداشت این افراد اعلام نشده است.

خانم ثابتی گفت که مغازه های تعدادی از بهائیان در شهرهای قائم شهر، رفسنجان و کرمان هم مهروموم شده است.

مهروموم شدن این مغازه ها بلافاصله پس از آن اتفاق افتاد که گروهی از بهائیان کسب و کار خود را در اعیاد بهایی تعطیل کردند.

خانم ثابتی می گوید که از ماه ژوئیه سال ۲۰۱۴ و با تصمیم بیت العدل اعظم، عالی ترین نهاد جامعه بهائیان، استفاده از تقویم بدیع بهایی در سراسر جهان به صورت هماهنگ در آمد و امسال برای اولین بار بهاییان در سراسر دنیا اعیاد خود را بر اساس این تقویم جشن گرفتند.

سخنگوی جامعه بهائیان گفت که این تقویم را علی محمد باب پایه گذاری و بهاءالله، پیامبر بهائیان آن را تأیید کرده است.

سالگرد تولد باب و بهاءالله در این تقویم از مهمترین اعیاد بهائیان محسوب می شود.

آئین بهایی در قانون اساسی جمهوری اسلامی به رسمیت شناخته نشده و حکومت ایران بسیاری از بهاییان را در دهه شصت زندانی یا اعدام کرد.

سازمان های حقوق بشری می گویند که بهاییان در ایران هنوز از تصدی مشاغل دولتی و تحصیل در دانشگاه‌ها محروم هستند.

حکومت ایران نقض حقوق بشر و اعمال تبعیض علیه بهائیان را به صرف اعتقاد آنها تکذیب می کند، اما گروهی از بهائیان از جمله رهبران جامعه بهایی در ایران را به داشتن رابطه با اسرائیل و جرایم دیگر متهم کرده است.

آیت الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران در پاسخ به استفتایی گفته است: “همه پیروان فرقه گمراه بهاییت محکوم به نجاست هستند و در صورت تماس آنها با چیزى، مراعات مسائل طهارت در رابطه با آنها، نسبت به امورى که مشروط به طهارت است، واجب است. ولى رفتار مدیران و معلمان و مربیان با دانش آموزان بهایى باید بر اساس مقررات قانونى و اخلاق اسلامى باشد”.

No responses yet

Nov 11 2015

جواب شمخانی به سوال درباره رفع حصر: «قاتی می‌کنم»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

خودنویس: علی شمخانی در پاسخ به سوالی درباره رفع حصر، یک لیوان آب نوشید و با اشاره به شرایط سنی و خستگی‌اش، خواست به این سوال پاسخ ندهد تا «قاتی» نکند.
علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی روز سه‌شنبه ۱۹ آبان در یک نشست خبری در واکنش به پرسشی در مورد اقدام این شورا برای رفع حصر میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد،‌ ابتدا گفت: «اجازه دهید یک لیوان آب بخورم».

وی سپس گفت: «با توجه به شرایط سنی‌ام و خستگی از صبح تا کنون ایجاب می‌کند که به این سوال پاسخ ندهم چون قاطی خواهم کرد».

به گزارش [2] ایسنا، شمخانی بازداشت خبرنگاران را نیز برای «صیانت از سلامت خبرنگاران» خواند و گفت که شورای عالی امنیت ملی به این موضوع ورود پیدا کرده است.

او با ذکر این که «موضوع در حال مدیریت شدن است»، گفت: «شاید برخی از اقدامات ناخواسته توسط برخی افراد صورت گرفته که در گردابی افتادند که این گرداب مفید نیست».

دبیر شورای امنیت ملی تاکید کرد: «کسی قصد انهدام و یا خدای نکرده تضعیف کس دیگری را نخواهد داشت. این خط مشی جمهوری اسلامی ایران نیست ولی به طور قطع جامعه گسترده، شریف و زحمت‌کش و کم خواه خبرنگاری ما نیازمند به صیانت است».

شمخانی وعده داد که «آزادی خبرنگاران زمان زیادی نخواهد برد» اما تاکید کرد: «به نظر می‌آید این دوستان مشکل ندارند و بعد از آنکه به آنها گفته شد کارشان غلط بوده به این موضوع اذعان داشتند البته برخی از آنها گفته‌اند که مطلع نبودند».

وی افزود: «قصد بر این است که این دوستان بدانند که آمریکا به شکل مرموزی به دست‌های خواسته و یا ناخواسته خبرنگاران وارد عمل می‌شود. آنها هم چنین چیزی را باور کردند. حال باید این موضوع را به دیگران گفت تا بقیه خبرنگاران مراقب باشند. این موضوع به برخی خبرنگاران گفته شده و پیامک داده شده که مراقب این مشکل باشند تا در این گرداب نیفتند».

No responses yet

Nov 10 2015

ورود شورای امنیت به پرونده بازداشت خبرنگاران: «آزادی‌شان زمان نمی‌برد»

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، با تایید این که بازداشت‌ اخیر خبرنگاران «برای صیانت از خبرنگاران بوده که راه نفوذی برای دشمن نباشد»، از «ورود» این شورا به پرونده خبر داده و گفت که «آزادی خبرنگاران زمان زیادی نخواهد برد».

خبرگزاری دانشجویان ایران، ایسنا، گزارش داد که آقای شمخانی روز سه‌شنبه، ۱۹ آبان، در نمایشگاه مطبوعات در پاسخ به این پرسش که «آیا بازداشت‌ها برای صیانت از خبرنگاران بوده که راه نفوذی برای دشمن نباشد؟» پاسخ داد که «قطعا همین‌طور است».

این در حالی است که او در واکنش نخست خود به بازداشت خبرنگاران گفته بود با این نظر که بازداشت‌های اخیر به قصد «تسویه حساب سیاسی صورت گرفته» موافق است.

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران روز سه‌شنبه در ادامه افزوده است: «کسی قصد انهدام هیچ کسی را ندارد، مطمئن باشید.»

آقای شمخانی در عین حال گفت که هدف از بازداشت‌ اخیر خبرنگاران این بوده که «بدانند که آمریکا به شکل مرموزی به دست‌های خواسته و یا ناخواسته خبرنگاران وارد عمل می‌شود.»

به گفته دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، خبرنگاران بازداشت‌شده «هم چنین چیزی را باور کردند» و «حال باید این موضوع را به دیگران گفت تا بقیه خبرنگاران مراقب باشند.»

علی شمخانی همچنین خبر داده است که «این موضوع به برخی خبرنگاران گفته شده و پیامک داده شده که مراقب این مشکل باشند تا در این گرداب نیفتند».

به گفته آقای شمخانی، «به نظر می‌آید این دوستان مشکل ندارند و بعد از آن که به آنها گفته شد کارشان غلط بوده به این موضوع اذعان داشتند. البته برخی از آنها گفته‌اند که مطلع نبودند.»

بازداشت تعدادی از خبرنگاران و روزنامه‌نگاران در روزهای اخیر به بهانه «نفوذ» به تنش میان حسن روحانی، رئیس جمهور، و قوه قضائیه ایران تبدیل شده است.

با وجود این، وزیر کشور ایران گفته بود که قوه قضائیه قرار است «مدارک و اسنادی» درباره این ادعا ارائه کند.

دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز با بیان این که بازداشت اخیر خبرنگاران «به شکلی صیانت از سلامت» خود آنها است، گفته است که «شاید برخی از اقدامات ناخواسته توسط برخی افراد صورت گرفته که در گردابی افتادند که این گرداب مفید نیست.»

رفع حصر؟ «قاطی می‌کنم»

علی شمخانی در بخش دیگری از سخنانش، در واکنش به پرسشی در مورد اقدام احتمالی شورای عالی امنیت ملی برای رفع حصر رهبران جنبش سبز ابتدا گفته است که «اجازه دهید یک لیوان آب بخورم» و سپس افزوده است: «با توجه به شرایط سنی‌ام و خستگی از صبح تاکنون ایجاب می‌کند که به این سوال پاسخ ندهم، چون قاطی خواهم کرد.»

میرحسین موسوی و مهدی کروبی، دو نامزد معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ که رهبری جنبش اعتراضی پس از آن انتخابات را بر عهده داشتند، از زمستان سال ۸۹ و بدون برگزاری محاکمه رسمی در حبس خانگی قرار دارند.

زهرا رهنورد، همسر آقای موسوی نیز همراه با همسرش در حبس است.

No responses yet

Nov 09 2015

وزیر کشور: قوه قضائیه اسنادی در ارتباط با بازداشت‌ روزنامه‌نگاران دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: هم‌زمان با انتقاد وزیر ارشاد از پوشش خبری بازداشت جند روزنامه‌نگار در صدا و سیما، وزیر کشور می‌گوید قوه قضائیه اسنادی مرتبط با این بازداشت‌ها دارد و قرار است این اسناد به او در سمت رئیس شورای امنیت کشور نشان داده شود.

به گزارش خبرگزاری ایسنا، عبدالرضا رحمانی‌فضلی، وزیر کشور ایران روز دوشنبه هجدم آبان، در حاشیه نشست مشترک استانداران و رؤسای نمایندگی‌های ایران در خارج از کشور به پرسش خبرنگاران در مورد بازداشت‌های اخیر پاسخ داد.

او گفت که «به‌عنوان رئیس شورای امنیت کشور از معاون اول قوه قضائیه و دادستان تهران در مورد بازداشت چند تن از روزنامه‌نگاران توسط سپاه پاسداران سؤال کرده و آنها گفته‌اند که مدارک و اسنادی دارند که در حال بررسی است».

آقای رحمانی فضلی ادامه داد که قرار است پس از بررسی، مدارک را به او «به‌عنوان رئیس شورای امنیت کشور هم نشان دهند».

او تأکید کرد که «اگر قوه قضائیه اسناد محکمه‌پسند دارد باید این مسئله طبق آن اسناد پیگیری شود»، اما افزود که «وقتی اسناد هنوز مورد قضاوت قرار نگرفته، نباید در جامعه نگرانی ایجاد کرد و اگر این فضا مدیریت نشود نویسندگان و خبرنگاران دچار دغدغه خواهند شد».

وزیر کشور ایران همچنین بر لزوم «بر هم نخوردن امنیت جامعه» در آستانه انتخابات تاکید کرد و گفت که باید «بین حفظ آبروی مردم و منافع ملی تعادل برقرار شود».

براساس گزارش‌ها از صبح روز ١١ آبان تا کنون عیسی سحرخیز، مدیرکل مطبوعات وزارت ارشاد در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی، احسان مازندرانی، مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان، آفرین چیت‌ساز ستون‌نویس روزنامه ایران، و سامان صفرزایی، خبرنگار ماهنامه اندیشه پویا، بازداشت شده‌اند و سپاه بازداشت‌شدگان را عضای شبکه نفوذ غرب معرفی کرده است.

ابراهیم رئیسی، دادستان کل کشور، نیز روز چهارشنبه ۱۳ آبان، از روزنامه‌نگاران بازداشت‌شده به عنوان «یک شبکه نفوذی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی» و همچنین «عناصر جاسوس و مزدوران قلم به دست آمریکایی» نام برده بود.

انتقاد از شیوه صدا و سیما در مورد بازداشت‌های اخیر

اما در دیگر سو علی جنتی، وزیر ارشاد دولت حسن روحانی، اعلام اسامی بازداشت‌شدگان اخیر از صدا و سیما و انتساب برخی اتهامات به آنها «خلاف رویه قضایی» است.

آقای جنتی روز دوشنبه در جریان بازدید از نمایشگاه مطبوعات، در پاسخ به سؤالی در مورد برخورد وزارت ارشاد با رسانه‌هایی که در ارتباط با بازداشت‌شدگان اخیر به «انتشار دروغ و افترا» دست زده‌اند، گفته است که وزارت ارشاد در این زمینه برنامه‌ای ندارد.

وزیر ارشاد در عین حال این موضوع را «شگفت‌انگیز» خوانده است که از متهمان اختلاس‌های میلیاردی «تا زمانی که دادگاه‌های‌شان تشکیل شود و اتهامات‌شان در دادگاه روشن شود» با نام مخفف و بدون انتشار عکس و نام [کامل] یاد می‌شود، اما در مورد روزنامه‌نگاران بازداشت شده به گونه‌ای دیگر عمل می‌شود.

او گفته است که «با کمال تأسف می‌بینیم افرادی بودند که صرفاً به آنها اتهامی وارد شده است اما در رسانه ملی اسم‌شان اعلام می‌شود و اطلاعاتی هم از آنها زده می‌شود که واقعاً خلاف رویه اصلی قضایی ماست و باید مورد توجه دستگاه‌های ذی‌ربط قرار بگیرد و آقای رئیس‌جمهور هم تذکرات را در این زمینه داده است».

در مورد دستگیری‌های اخیر به تازگی علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفته است که با این نظر که دستگیری‌های پس از برجام با قصد «تسویه حساب سیاسی» صورت گرفته «موافق است»، اما علاءالدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس، سیاسی خواندن این دستگیری‌ها را «ناعادلانه و غیرواقع‌بینانه» خوانده است.

No responses yet

Nov 09 2015

ظهور ناگهانی یک «عکس خبری» با زیرنویسی «مشکوک»

نوشته: خُسن آقا در بخش: تروریزم,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

رادیوزمانه پرستو فروهر :

عکس، حیاط خانه‌ی داریوش و پروانه فروهر را نشان می‌دهد در شب یکم آذر سال ۱۳۷۷. سیاه و سفید است و به مکانِ واقعه از بالا نگاه می‌کند. زاویه‌ی دید دوربین را که پی بگیری به ایوان خانه می‌رسی، کنار پله‌های مشرف به حیاط. عکاس اینجا ایستاده بوده است. شب است. بیست و سه نفر در عکس دیده می‌شوند، یک زن و بیست‌ودو مرد پیر و جوان. حاضران به دو گروه تقسیم شده‌اند، آنها که نظاره می‌کنند و آنها که در حال انجام کاری هستند. نمی‌دانم این کار را چه می‌توان نامید.

چیزی حمل می‌شود.

چهار مرد گوشه‌های پتویی را گرفته‌اند و می‌برند. یکی از آنها اونیفرم به تن دارد. مرد دیگری که نقش مدیر را به خود گرفته، جلودار آنها شده است. انحنای پتو می‌گوید آن چیزی که برده می‌شود، جسم نرمی دارد. پارچه‌ی سفیدی از میان پتو بیرون زده که یک لکه‌ی تیره روی آن است. آنچه درون پتو حمل می‌شود و سنگینی آن شانه‌ی مردان را خم کرده است، از چشم دوربین مخفی مانده است. حرکت‌ها و حالت‌های این مردان، که گوشه‌های پتو را گرفته‌اند و پشتشان به ماست، تنها گویای وضعیتی عادی به هنگام حمل کردن چیزی ست. آنچه حمل می‌کنند انگار برایشان بی‌تفاوت است، می‌تواند هر چیزی باشد. چیزی را می‌برند که باید از آنجا خارج شود.

نمی‌دانم درون آن پتو جسد مادرم را می‌برند یا جسد پدرم را.

من آن شب آنجا نبودم. اما بارها از بستگان و دوستانی که آنجا بودند، پرسیده‌ام که چه دیده‌اند. روایت‌هایشان، تکه‌پاره‌هایی از یادها، لبریز از غم و بهت، یقینی ندارد. واقعیت را از کنارهم‌گذاشتن‌شان نمی‌توان بازیافت. کسانی می‌گویند آن شب به هنگام بیرون بردن جسدها، آنها را روی هم «انداختند». مادرم را از طبقه‌ی بالا، همانجا که او را کشته بودند، پایین آوردند تا سرسرای ورودی خانه، که در شیشه‌ای آن به ایوان باز می‌شود. روی جسد پوشیده بوده است. پدرم را از روی آن صندلی که قاتلانش رو به قبله چرخانده بودند، پایین آوردند. روی زمین سرسرا که گذاشتندش، خون از زخم‌هایش بیرون زد و روی کاشی‌ها ریخت. می‌گویند همانجا او را روی مادرم گذاشتند و رویشان پارچه کشیدند و بیرون بردند. می‌گویند پای برهنه‌ای از پارچه‌ها بیرون زده بود. کسان دیگری اما می‌گویند اول یکی را بردند و بعد دیگری را.

بستگان و دوستانی که آن شب آنجا بوده‌اند، چه آن‌ها که پشت در بسته‌ی خانه مانده بودند و چه آنها که برای مدت کوتاهی اجازه‌ی ایستادن در حیاط را یافتند، می‌گویند همهمه‌ای به پا بوده است از فریاد اعتراض سوگواران و پرخاش‌ مأموران. در این عکس اما هیچ اعتراضی نیست، هیچ دهانی به فریادی گشوده نیست. همه انگار ساکت مانده‌اند، الا آن مأمور که به جلوداری حمل‌کنندگان می‌رود و چهره‌اش پیداست. انگار او چیزی به دستور می‌گوید. دیگران اما تماشاچی صحنه شده‌اند. اینجا و آنجا رو به صحنه‌های کاری که در شرف انجام است ایستاده‌اند و نظاره می‌کنند. انگار پایان واقعه را به انتظار مانده‌اند.

وقتی به این عکس نگاه می‌کنم تمام آن فریادها و اعتراض‌ها که در طی این سال‌ها در ذهن می‌شنیدم، که خشمگین و دردمند جسد پدرومادرم را از آن خانه بدرقه می‌کردند، خاموش می‌شوند.

عکس اما همیشه یک واقعیت انتخاب‌شده را بازنمایی می‌کند. انتخاب یک زاویه و یک لحظه است از میان درهم‌تنیدگی‌ها و همزمانی‌های یک واقعه. هر بازنمایی از واقعیت در بطن خود به معنای حذف بخش‌هایی از آن واقعیت است. و من از خود می‌پرسم این عکس از واقعیت آن شب چه چیز را بازمی‌نماید، و چه چیز را نمی‌نماید و چرا؟ این عکس چه انتخابی از واقعیت را سندیت می‌بخشد؟ از واقعیت آن شب چه برداشتی ایجاد می‌کند؟

این عکس هیچ نشانه‌ای برای دریافت آنچه درون پتو حمل می‌شود، نمی‌دهد. به بی‌حرمتی به انسانی که جسدش را آنگونه درون پتو می‌برند که انگار تلنبار ماده‌ی له‌شده است، بی‌اعتنا می‌ماند. هیچ نشانه‌ای در عکس به هویت مردگان اشاره ندارد، به آن التهاب و اعتراض گسترده‌ی افکار عمومی که قتل آنها سبب شد. هیچ نشانه‌ای در این عکس به پس‌زمینه‌ی سیاسی آن واقعه و قتل‌‌های سازمان‌یافته و حکومتی دگراندیشان اشاره ندارد.

تمامی عکس‌هایی که آن شب در خانه‌ی داریوش و پروانه فروهر گرفته شده‌اند، از همان ابتدا محرمانه و ممنوعه اعلام شدند. حتی عکس‌هایی که اداره‌ی آگاهی در ثبت جنایت گرفته بود، با وجود تمامی اعتراض‌ها، از پرونده‌ی رسیدگی حذف شد. حالا اما این یک عکس سیاه و سفید را در کتاب پربرگ و سنگین‌وزنی چاپ کرده‌اند، در یک «مجموعه‌ی بااهمیت»، در میان انبوه درهمی از تصویرهای جورواجور از مناسبت‌های حکومتی با حضور فلان مقام‌های عالی‌رتبه تا سیل و آتش‌سوزی و جنگ و جشن و فوتبال؛ روزشمار سی سال جمهوری اسلامی که در ملغمه‌ای از عکس‌های خبری بازنمایی شده است. این عکس هم که تا پیش از آن پای هیچ خبر و در هیچ نشریه‌ای منتشر نشده بود، در صفحه‌ی هزاروپانزدهم کتاب آمده است. زیرش نوشته است: «قتل مشکوک داریوش فروهر وزیر کار دولت موقت و همسرش در منزل» در ترجمه‌ی انگلیسی به جای دولت موقت گذاشته‌اند «سابق». در فهرست تاریخ عکس‌ها هم به جای یکم آذر نوشته‌اند یک آبان.

در این زیرنویس هم باید دنبال آن چیزی گشت که ناگفته مانده است. اینجا پروانه فروهر در واژه‌ی «همسر» خلاصه شده و هویت سیاسی و جایگاه اجتماعی او ناگفته مانده است. پیکار سیاسی پنجاه‌ساله‌ی داریوش فروهر به دوران چندماهه‌ی وزیری او خلاصه شده است. واژه‌های کلیدی مخالف حکومت، مبارز سیاسی و دگراندیش در بیان هویت کشته‌شدگان ناگفته مانده است. قتل مشکوک جایگزین قتل سیاسی شده است، علی‌رغم این حقیقت مستند که قتل‌‌ها با انگیزه‌ی سیاسی و به دست مأموران وزارت اطلاعات و با دستور سازمانی وزیر انجام گرفته‌اند.

چرایی انتشار این عکس و زیرنویس در یک «کتاب مرجع» را باید در ناگفته‌ها و تحریف‌ها پی گرفت. اینجا «تاریخ» ابتری بازنمایی شده، که واقعه را از حقیقت آن تهی کرده و روایتی سطحی و پوشالی به خورد جامعه می‌دهد. روایتی که نه حساسیتی برمی‌انگیزد، نه حس مسئولیتی در پی خود ایجاد می‌کند. تنها حس کنجکاوی بی‌مایه‌ای را ارضاء می‌کند که به خرده‌دانسته‌های سطحی دلخوش می‌شود و آرام می‌گیرد و رام می‌شود. چنین روایت‌هایی عمق تاریخ را نفی می‌کنند تا آن را به انباشتی از حوادث خلاصه کنند، عادی‌سازی کنند، و معضل مسئولیت و پاسخگویی را ناگفته بگذارند. اینجا به روایتی سندیت داده شده است که قدرت حاکم را از پاسخگویی بری می‌کند.

و این نمونه‌ای‌ست از چگونگی بازنمایی دگراندیشان و تاریخ ایستادگی‌ و پیکار آنان، که مدتی‌ست از سوی بافت قدرت و کارگزاران خرد و درشت آنها باب شده است. اگر امروز محدوده‌ی محرمانه‌ها و ممنوعه‌ها را اندکی گشوده‌اند این به معنای گشایش فضا برای حقیقت و آزادی نیست. اینجا هم باید ناگفته‌ها را پی گرفت تا دریافت که آنچه زیر نام گشایش عرضه می‌شود بیشتر از جنس رنگ‌ولعاب است یا واقعیت.

***

امسال هم به تهران بازخواهم گشت تا در سالروز قتل سیاسی داریوش و پروانه فروهر خانه‌ و قتلگاه آنان را به روی مردم بگشایم. باشد تا کشتگان راه آزادی را بزرگ داریم و بر حق خود بر حافظه و روشنگری بایستیم و بر ضرورت دادخواهی پافشاری کنیم.

یاد آنان زنده باد که در راه آزادی ایران جان باختند.

گرامی باد یاد قربانیان قتل‌های سیاسی پاییز ۷۷؛ پیروز دوانی، حمید حاجی‌زاده، کارون حاجی‌زاده، مجید شریف، پروانه فروهر، داریوش فروهر، محمد مختاری، محمدجعفر پوینده.

No responses yet

Nov 06 2015

ایران: تلگرام خطوط قرمز ما را پذیرفته است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت

بی‌بی‌سی: وزارت ارتباطات و فناوری ایران می‌گوید مدیران سیستم پیام‌رسان تلگرام، خطوط قرمز ایران را پذیرفته و گفته‌اند صفحات غیر اخلاقی را از دسترس خارج و مسدود می‌کنند.

پاول دوروف، مدیر سیستم پیام‌رسان تلگرام شب پیش گفت که اظهارات پیشین او مبنی بر مسدود شدن تلگرام در ایران نادقیق یا دست‌کم عجولانه بوده است و از این بابت عذرخواهی کرد.

بیشتر بخوانید: تلگرام از اینکه اعلام کرده بود در ایران مسدود شده عذرخواهی کرد

محمدرضا فرنقی زاد، مدیر کل روابط عمومی وزارت ارتباطات و فناوری ایران گفته است که این وزارتخانه تصمیم گرفته بود در صورتی که صفحات “غیر اخلاقی” تلگرام مسدود نشوند، درباره فیلترینگ تلگرام تصمیم جدی بگیرد.

مقام‌های ایرانی پیش از این هم گفته بودند اگر آنچه را که کانال‌های با محتوای مستهجن می‌خوانند، ادامه فعالیت دهند، تلگرام را فیلتر می‌کنند.

در هفته های اخیر موضوع چگونگی فعالیت تلگرام در ایران خبرساز بوده و واکنش گسترده مقام‌های مسئول و همین طور کاربران ایرانی را به همراه داشته است.

اواخر مهرماه سال جاری پاول دوروف،مدیر تلگرام گفت که مقام‌های ایران از این شبکه خواسته‌اند که امکان “جاسوسی از شهروندان” را برای آنها فراهم کند و چون این درخواست پذیرفته نشده، تلگرام برای چند ساعت مسدود شده است.

در پی این اظهارات، وزیر ارتباطات ایران گفت که این اختلال به دلیل مشکلاتی بوده که در مسیرهای ارتباطی ایران با شبکه جهانی در خلیج فارس، ترکیه و باب‌المندب بروز کرده بود.

No responses yet

Nov 04 2015

بازداشت یک خبرنگار محافظه‌کار توسط سپاه

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

دیگربان: گزارش‌های تائید نشده از بازداشت روح‌الله جمعه‌ای٬ خبرنگار پارلماني صدا و سيما در مجلس ششم و عضو سابق هيات مديره انجمن روزنامه‌نگاران مسلمان از سوی سازمان اطلاعات سپاه حکایت دارد.

سپاه پاسداران دو روز پیش در اقدامی غیرمنتظره اقدام به بازداشت پنج روزنامه‌نگار به نام‌های عیسی سحر‌خیز٬ احسان مازندرانی٬ آفرین چیت‌ساز و سامان صفر‌زایی کرده است.

سازمان اطلاعات سپاه اعلام کرده این افراد از «عوامل مرتبط با پروژه نفوذ دشمن در کشور» بوده‌اند و پروژه «تغییر سبک زندگی» در ایران را دنبال می‌کرده‌اند.

این سازمان نامی از افراد بازداشت شده نبرده است٬ اما رسانه‌های وابسته به آن به صورت قطره‌چکانی اقدام به انتشار نام این پنج نفر کردند.

در میان این افراد نام روح‌الله جمعه‌ای یکی از شناخته شده‌ترین فعالان رسانه‌ای محافظه‌کار نیز دیده می‌شود که پیش‌تر رابطه نزدیکی به سپاه و بسیج داشته‌ است.

جمعه‌ای فرزند یکی از بازاریان سنتی سمنان است که فعالیت خود را از دفتر روزنامه رسالت آغاز کرد و در سال ۱۳۷۶ هم یکی از مسئولان ستاد انتخاباتی علی‌اکبر ناطق نوری در سمنان بود.

براساس برخی گزارش‌ها جمعه‌ای پس از شکست ناطق نوری در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۷۶ به همراه برادر کوچک خود به نام میثم اقدام به تشکیل یک گروه فشار در سمنان کرد.

حمله به بهزاد نبوی، ضرب و شتم ابراهيم ‏اصغر‌زاده و حبيب‌الله پيمان از جمله فعاليت‌های گروه فشاری بوده که جمعه‌ای ‏در رأس آن قرار داشت.

وی پس از انتخابات مجلس ششم به استخدام سازمان صدا و سيما در آمد و به عنوان ‏خبرنگار پارلمانی اين سازمان نقش موثری در تخريب نمانيدگان اصلاح‌طلب ايفا کرد.

وی در آستانه انتخابات رياست جمهوی ۱۳۸۴ نیز به عضويت ستاد محمود احمدی‌نژاد درآمد و در دولت‌های احمدی‌نژاد دارای مسئولیت شد.

روح‌الله جمعه‌ای در شرایطی از سوی سازمان اطلاعات سپاه بازداشت شده که در سابقه وی نشانی از همکاری با رسانه‌های اصلاح‌طلب و خارج از ایران دیده نمی‌‌شود.

No responses yet

Nov 04 2015

داستان یک عکس: ژاندارک خیابان مشتاق

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,تاریخی,حقوق بشر,سیاسی

زمانه: این نوشته درباره یک عکس سیاه و سفید است و زنی که باشکوه و رازآلود، شبیه اسطوره‌ای بی‌زمان و مکان، پس از سی و چند سال، از نو در قاب چند عکس سیاه و سفید پیدا شد.

چند هفته پیش، میان عکس‌های سیاه و سفید در یک نمایشگاه عکس در لندن؛ نمایشگاه عکسی به نام «شاهد ۱۹۷۹»، دو عکس مشابهِ هم در مجموعه این عکس‌ها توجه بسیاری را به خود جلب کرد. هر دو عکس یک موقعیت را در دو لحظه پشت‌ سر هم قاب بسته‌اند. در هر دو قاب، یک روحانی‌ست و زنی موقربا پالتویی به حالت شنل در یک تظاهرات. حالت ایستادن این دو در عکس و نسبت به هم، موقعیت‌های تفسیربرداری ایجاد کرده است.


ملیحه نیکجومند

تظاهراتی که در عکس نقش بسته، مربوط به اعتراضات زنان ایران علیه اجباری شدن و قانونی شدن حجاب اسلامی است. زنانی که در این دو عکس‌ در پس‌زمینه ایستاده‌اند، همان‌ها هستند که در تظاهراتِ علیه قانونی شدن حجاب آخرین فریادها را کشیدند و میان نوسان امید و نامیدی، آخرین تلاش‌ها را نقش زدند. میان این همه زن اما، یک زن در متن هر دو عکس می‌درخشد. شجاعتش و نحوه مقتدرانه ایستادنش، یک سوال را به ذهن متبادر می‌کند: این زن که بود؟ از کجا آمد و به کجا رفت؟

**

در اسفند ماه ۱۳۵۷، با شنیده شدن زمزمه‌های حجاب، جمعیت زنان معترض به اجباری شدن حجاب، در اعتراضی چند روزه به خیابان‌ها آمدند تا علیه تحمیل پوشش و همچنین آزار و اذیت زنان بی‌حجاب در خیابان، علیه تهاجم با پونز و قیچی و تحقیر اعتراض کنند.

در ۸ مارس ۱۳۵۷، روز جهانی زنان، یکی از روزهای اوج تظاهرات، جمعیت زنان مخالف اجباری شدن حجاب به دعوت جمعیت زنان مبارز، در دانشگاه تهران گرد آمدند، علیه اجباری شدن حجاب اسلامی شعار دادند و با پای برهنه به سمت رادیو و تلویزیون به راه افتادند. پیش از آن، آیت‌الله خمینی از خطر معصیت در وزارتخانه‌ها و حضور زنان لخت در آنها گفته بود و اعلام کرده بود زنانی که می‌خواهند کار کنند باید حجاب داشته باشند و حجاب باید شرعی باشد. شعار «یا روسری، یا توسری» و حمله به زنان بی‌حجاب در خیابان‌ها اوج گرفته بود و ستون خوانندگان روزنامه‌ها پر از اعتراض زنان مورد تعرض قرارگرفته‌ای بود که حمله‌کنندگان را «عناصر ضد انقلاب» می‌نامیدند؛ کسانی که به خاطر بی‌اعتبار کردن انقلاب دست به چنین رفتارهایی می‌زدند و از دولت می‌خواستند جلویشان بایستد.


تظاهرات زنان علیه حجاب اجباری

سه روز پس از تظاهرات ۱۷ اسفند، آیت‌الله طالقانی در گفت‌گویی با روزنامه کیهان به اعتراض زنان در روز جهانی زنان واکنش نشان داد و اعلام کرد: «حجاب اجباری نیست اما زن‌ها یک روسری روی سرشان بیندازند هم چیزی نمی‌شود.» آیت‌الله خمینی هم پس از آن اعلام کرد: «نظر آیت‌الله طالقانی درباره حجاب صحیح است.» به فاصله چند روز بعد اما، دوباره روند به نفع اجباری شدن حجاب اسلامی پیش رفت و صادق قطب‌زاده در یک سخنرانی در باب حمایت از حجاب، تیر آخر را شلیک کرد: «از امروز مفاهیم جمهوری اسلامی را روشن می‌کنیم.»

آن روز ۲۵ اسفند ۱۳۵۷ بود.

**

چه‌بسا عکس‌ها در همان هفدهم اسفندماه گرفته شده باشد. هنگامه گلستان، عکاس مجموعه می‌گوید؛ عکس‌ها را در روزی میانه اسفندماه تهران انداخته و روحانی جوان هم کسی‌ست که از سوی دفتر آیت‌الله طالقانی برای آرام کردن زن‌ها فرستاده شده است. شاید روحانی جوان آمده بوده تا حرف آن روزهای طالقانی را تکرار کند: «اجباری حتی برای زن‌های مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت الله خمینی نصیحتی کردند، مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‌کند، راهنمایی‌اش می‌کند که شما اینجور باشید، به این سبک باشید.»

آن زن که بود؟ هنگامه گلستان می‌گوید او یکی از بازیگران سریال «خانه قمر خانم» بوده است و نامش را به خاطر ندارد، همین.

تماشای تکه‌هایی از سریال «خانه قمر خانم»، با کیفیت پایین روی یوتیوب کمکی نمی‌کند. تماس با کارگردان سریال، محمدعلی کشاورز، هم همینطور. بهمن فرمان آرا که فیلم سینمایی «خانه قمر خانم» را در سال ۱۳۵۱ به پرده سینما برده می‌گوید هیچ چیز از آن مجموعه و بازیگران آن به خاطر ندارد. در میان نام‌های تیتراژ «خانه قمر خانم» نام هادی خرسندی به عنوان فیلمنامه‌نویس نوشته شده است. عکس را برای هادی خرسندی ایمیل می‌کنم و پای تلفن منتظر پاسخش می‌مانم: «فکر می‌کنم این «شیده» باشد، آره، به احتمال زیاد شیده است. می‌توانی با مهری رحمانی تماس بگیری، دخترخوانده‌ شیده در آمریکا، او می‌تواند تایید کند.» مهری رحمانی، خود بازیگر نقش مهین در سریال «خانه قمر خانم» است و بیش از سی و چند سال است که در آمریکا زندگی می‌کند. او را از طریق فیس‌بوک پیدا می‌کنم. منتظر می‌مانم تا عکس را روی صفحه لپ‌تاپش باز کند. سکوت.

این شیده است.

**

شیده رحمانی، بازیگر نقش معصومه سریال «خانه قمر خانم». خوش‌کیفیت‌ترین عکسی که از او پیدا می‌کنم، خانمی‌ست روی گرفته با چادر، با لبخند موقرانه تلخی بر لب که چشم‌هایش از تماشای مستقیم توی دوربین ابا دارد. احتمالا در نقشی در یکی از فیلم‌ها و سریال‌های پس از انقلابش، در نقش مادر. پیدایش می‌کنم، و صدایش را از تهران می‌شنوم:

«این عکس را قبلا دیده بودم. در یک مجله خارجی هم چاپ شده بود. کسی دیده بود و برایم آورده بود. آن پالتو را به یاد می‌آورم. کرم رنگ بود. آن روز، دقیقا یادم نمی‌آید کی بود اما، می‌دانم که تظاهرات، نزدیک دانشگاه تهران برپا شد. ما در خیابان مشتاق زندگی می‌کردیم و نزدیک دانشگاه تهران بودیم. از چند روز قبلش اراذل و اوباش ریخته بودند در خیابان‌ها و شعار «یا روسری، یا توسری» سر می‌دادند. پونز توی پیشانی دختران جوان می‌کوبیدند. هنوز حجاب قانونی و اجباری نشده بود اما، درگیری بود میان زنان و چماقداران. من حافظه‌ام خوب کار نمی‌کند. مثل پاها و چشم‌هایم از کار افتاده. یادم نمی‌آید روی مینی‌بوس چه می‌گفتم.»

– ازتان یک چند عکس با حجاب دیدم در اینترنت…

آنها عکس‌های فیلم است. حجاب در این مملکت قانون است. قانون را رعایت کردم. مثل همه. مجبور بودم. اگر به خودم بود، مثل همیشه بودم. مثل قبل‌ها. موهام را می‌بستم. ساده. ساده حرکت می‌کردم. من قبل از انقلاب کارمند بودم. همینطور سر کار می‌رفتم.

تمام.

**

زن، در عکسی که چهره او از نزدیک، قاب بسته شده، در حال مجادله با روحانی‌ست و حالت تدافعی دارد. بدنش به عقب متمایل است و با اشاره انگشتش به سمت آسمان، انگار دارد از چیزی مهم و اصولی می‌گوید. حالت دست‌های روحانی اما، او را در وضعیت توجیه نشان می‌دهد؛ دست‌هایش در وضعیت آسوده‌تری‌ست، حالت بدن‌اش هم. شبیه کسی که می‌خواهد بگوید این جنجال‌ها بی‌ثمر است، یا بی‌اساس است، یا لااقل بی‌فایده. شاید زن دارد درباره حکم حجاب حرف می‌زند. حالت بدن و دست‌هایش شبیه کسی‌ست که می‌خواهد به یک بی‌عدالتی اعتراض کند و تلاشش برای قانع‌ کردن روحانی در خطوط صورتش پیداست. روحانی نزدیک‌تر است، حجم بیشتری از قاب را پر کرده و سایه مرد پشت سر روحانی، توازن را به نفع او برهم ریخته است. خطوط، شاخ و برگ درختان در پس زمینه بر تنش و عدم تعادل تصویر افزوده است. از عکس دیگر در لحظه قبل‌تر یا بعدتر می‌دانیم روی سقف مینی‌بوس ایستاده‌اند، آیا زن از روی سقف ماشین پایین می‌افتد؟ آیا این زن است که باید قاب را ترک کند؟

**

زنان آن روزها و آن تظاهرات علیه حجاب، بعدها به اقتضای حکم قانون حجاب و جبر زمان و موقعیت، روی گرفتند و موقرانه لبخند زدند. اما، آن هاله‌های سیاه و سفید در عکس‌ها، آن زنان مشت گره کرده آن روزها، که در خیابان‌های حوالی دانشگاه تهران شعار می‌دادند و «آزادی زنانه»شان را طلب می‌کردند، زنان معمولی روزگار ما بودند. آن زنان موقر شنل‌پوش، هنوز میان ما هستند، قهرمانان خاموشی که هزار هزار قناری در گلویشان خواب است. مثل شیده، که سال‌هاست بازیگر نقش مادران مهربان و آرام است.

مثل آن زنی که هر روز، ساکت و سنگین و صبور، از خیابان مشتاق می‌گذرد.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .