Jun 11 2024
Archive for the 'قیام پائیز ۱۴۰۱' Category
Apr 27 2024
رادان: متولیان حجاب به مأموریتها عمل نمیکنند و حتی مطالبهگر هم شدهاند
رادیوفردا: احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی کل کشور، میگوید «دشمن تلاش دارد تا عنوان کند پلیس در مسیر اجرای طرح حجاب و عفاف تنها است».
آقای رادان روز پنجشنبه، ششم اردیبهشتماه، در سفر خود به قم گفت: «۳۲ دستگاه متولی موضوع حجاب و عفاف هستند که متأسفانه برخی از آنان به مأموریتهای خود عمل نمیکنند و حتی در این زمینه مطالبهگر هم شدهاند.»
او از ارائه جزئیات بیشتر در مورد نهادهایی که برای تحمیل حجاب اجباری پول میگیرند اما به گفته او به مأموریتهای خود عمل نمیکنند و حتی در این زمینه طلبکار هم هستند، خودداری کرد.
احمدرضا رادان در ادامه دفاع از نحوه برخورد پلیس با شهروندان در مورد مسئله حجاب گفت: «یکی از تهمتهایی که به نیروی انتظامی میزنند آن است که پلیس فقط به امر حجاب و عفاف توجه دارد که اینگونه نیست.»
مقامات جمهوری اسلامی با هدف بازگرداندن گشت ارشاد به خیابانهای ایران، از روز شنبه ۲۵ فروردین برخورد خشن با شهروندان را دوباره آغاز کردهاند و نام این برنامه را «طرح نور» گذاشتهاند.
شدت عمل نیروی انتظامی و لباسشخصی در برخورد با زنان مخالف حجاب اجباری به گونهای بوده که حتی اعتراض برخی از نیروهای هوادار جمهوری اسلامی را نیز برانگیخته است.
فرمانده نیروی انتظامی در ادامه سخنان روز پنجشنبه خود در مقام دفاع از این خشونتها برآمد و گفت که «در مسیر اجرای طرح نور راه پرفراز و نشیبی داریم.»
احمدرضا رادان همچنین مدعی شد که نیروی انتظامی در مورد حجاب «نگاه امنیتی ندارد.»
آقای رادان در حالی این سخنان را بیان کرده که دبیر ستاد امر به معروف، دوم اردیبهشتماه با انتقاد از رفتار گشت ارشاد در موج تازهٔ تحمیل حجاب اجباری در خیابانهای ایران گفت: «در طرح نور، کار امنیتی است و فرماندهی نیروی انتظامی مستقیما با این طرح سر و کار دارد.»
محمدحسین طاهری آکردی در گفتوگو با خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، گفت مسئولیت ستاد امر به معروف در زمینهٔ تحمیل حجاب اجباری از اردیبهشت سال گذشته به «ستاد عفاف و حجاب» زیر نظر وزارت کشور واگذار شده است.
با وجود این همزمان با بالا گرفتن واکنشها در شبکههای اجتماعی به موج تازه خشونت ماموران گشت ارشاد در جریان بازداشت زنانی که حجاب اجباری را رعایت نمیکنند، ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور ایران، دوم اردیبهشت از «بازگشت گشت ارشاد» به خیابان دفاع کرد.
آقای رئیسی روز یکشنبه اعلام کرد: «موضوع عفاف و حجاب تکلیفی شرعی، قانونی و سیاسی است که در توجه به آن هیچ گونه تردیدی وجود ندارد.»
متولیان اِعمال حجاب اجباری
احمدرضا رادان، فرمانده نیروی انتظامی کل کشور، روز پنجشنبه به اسامی متولیان تحمیل حجاب اجباری اشارهای نکرد اما در همین روز، خبرگزاری ایسنا در مطلبی نام ۲۳ نهاد متولی این امر به صورت زیر فهرست کرد: وزارتخانههای کشور، بهداشت و درمان، امور خارجه، کار و رفاه اجتماعی، آموزش و پرورش، امور اقتصادی و دارایی، وزارت علوم، ارتباطات، راه و شهرسازی، ورزش و جوانان، فرهنگ و ارشاد اسلامی، صنعت، معدن و تجارت و میراث فرهنگی، سازمانهای تبلیغات اسلامی، بهزیستی، صدا و سیما و برنامه و بودجه، معاونت امور زنان و خانواده، قوهٔ قضائیه، مجلس شورای اسلامی، ستاد احیای امر به معروف، شهرداری و فرماندهی انتظامی.
Mar 16 2024
اختصاصی| اسناد «خیلی محرمانه» جمهوری اسلامی درباره اعتراضات ۹۸ و ۱۴۰۱: مردم را از ناامنی بترسانید
صدای آمریکا: تازهترین گزارش اختصاصی صدای آمریکا از اسناد افشا شده توسط گروه هکری «عدالت علی»، جزئیاتی از برنامهریزیهای مکرر دو نهاد بلندپایه جمهوری اسلامی برای تعیین خطمشی نهادهای نظامی و انتظامی و رسانهها و مقابله با «احتمال بروز» اعتراضات سراسری در سالهای اخیر را برملا میکند.
بر اساس اسنادی که گروه هکری «عدالت علی» در جریان هک قوه قضاییه به دست آورده و به صورت اختصاصی در اختیار بخش فارسی صدای آمریکا قرار داده، شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی که زیر نظر علی خامنهای است، و شورای امنیت کشور که به طور رسمی زیرمجموعه وزارت کشور است اما مقامات اطلاعاتی قوای مختلف جمهوری اسلامی در آن حضور دارند، چند روز پس از آغاز اعتراضات سراسری آبان ۱۳۹۸ و شهریور ۱۴۰۱، جلساتی را برای تعیین «سیاستهای رسانهای» و خط مشی نهادهای نظامی و انتظامی، اطلاعاتی، و فرهنگی و ورزشی تشکیل دادهاند.
جلساتی که بر اساس شمارههای ذکر شده در این اسناد، سالهاست به صورت مستمر جریان دارد. یک سند به جلسه دویست و یازدهم از سری جلسات شورای عالی امنیت ملی مربوط است که در سال ۹۸ برگزار شده و سند دوم به هفتصد و سیامین جلسه فوقالعاده شورای امنیت کشور در سال ۱۴۰۱ مربوط است.
بر اساس یکی از اسناد به دست آمده، که نامهای با امضای «کیوان خسروی»، معاون وقت شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی، خطاب به علی القاصیمهر، دادستان عمومی و انقلاب اسلامی تهران است، جزئیاتی از دویست و یازدهمین جلسه «کمیته سیاستگذاری تبلیغات و رسانه» این شورا در تاریخ چهارم آذر ۱۳۹۸ فاش شده است.
در این سند با قید «خیلی محرمانه»، شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی از اعتراضات مسالمتآمیز آبان ۹۸ که رویترز شمار معترضان کشته شده در جریان سرکوب آن را «۱۵۰۰ تن» اعلام کرده، به عنوان «وقایع و رویدادهای ناامنیساز ناشی از رفتارهای اغتشاشی و آشوبگرانه» نام برده است.
«اغتشاش و آشوب» عناوینی است که مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی از آنها برای اشاره به اعتراضات مسالمتآمیز مردمی استفاده میکنند.
در این نامه به تاریخ چهارم آذر ۹۸، جزئیاتی از «مصوبات جلسه ۲۱۱ کمیته سیاستگذاری تبلیغات و رسانه» که با حضور مقامات دستگاههای مختلف تشکیل شده، آمده و شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی نسبت به «احتمال بروز» مجدد اعتراضات سراسری که از آن به عنوان «تکرار رفتارهای آشوبگرانه و اغتشاش» یاد شده، هشدار داده است.
بر اساس این سند، از جمله دلایل احتمال تکرار اعتراضات، «افزایش بیرویه قیمت کالاها»، «وجود و فعال بودن گسستها و شکافهای اجتماعی، قومی، سیاسی، و اقتصادی»، و «افزایش جسارت» معترضان و «مقابله میدانی» آنها با نیروهای جمهوری اسلامی عنوان شده است.
در این نامه همچنین افزوده شده است که «روند رادیکالیزه شدن حرکتهای اعتراضی تشدید» شده و «پیامدهای اجتماعی و اقتصادی، سیاسی و امنیتی» اعتراضات آبان ۹۸ موجب «تعمیق و گسترش الگوهای اعتراضی خشن و شعارهای ساختارشکن» شده است.
- شکلگیری مخالفان نوظهور
شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی همچنین در این نامه «خیلی محرمانه» با اشاره به «رفتارها و تحرکات سیاسی و رسانهای ناهماهنگ برخی جریانات داخلی و کاهش انسجام میان مسئولان در بخشهای مختلف»، هشدار داده که «گروههای ضدانقلاب نوظهور» شکل گرفته؛ گروههایی که به ادعای این نهاد، «رفتارهای تخریبی و ایذایی متنوع» دارند.
هشدار درباره مراسم «تدفین و تشییع» معترضان کشته شده و «رویکرد تبلیغی و رسانهای» جمهوری اسلامی در قبال مخالفان، از جمله دیگر مسائل مورد تأکید در این جلسه بوده است.

در قبال مواردی که به عنوان تهدید برای جمهوری اسلامی در این سند ذکر شده، شورای عالی امنیت ملی نکاتی را به عنوان «سیاستهای رسانهای» گوشزد کرده است.
در این دستورالعمل، از «رسانهها و تریبونهای عمومی» خواسته شده که «محور و سیاست اصلی» خود را در قبال اعتراضات سراسری، به «توجه دادن به مسئله ناامنی و پیامدهای آن برای منافع ملی و مصالح و امنیت عمومی» معطوف کنند.
- ممنوعیت انتشار آمار و اطلاعات درباره کشتهشدگان
همچنین شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی با تأکید بر این که «انتشار هر گونه آمار و اطلاعات از تعداد کشتهشدگان ممنوع» است، از قوه قضاییه خواسته در این خصوص «با متخلفان بر اساس قانون نحوه انتشار اخبار محرمانه برخورد» کند.
در حالی که اطلاعرسانی درباره معترضان کشتهشده به عنوان «اخبار محرمانه» برای رسانههای داخلی ممنوع شده، این شورا، رسانههای آزاد فارسیزبان خارج از ایران را که در این زمینه اطلاعرسانی کردهاند، به «درج آگهیهای فوت جعلی» برای «کشتههای اعتراضات» متهم کرده است.
علاوه بر این، شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی در این نامه از قوه قضاییه خواسته ضمن رسیدگی «قاطع» به پروندههای بازداشتشدگان، «اطلاعرسانی و توجیه افکار عمومی درباره اقدامات قضایی» را با همکاری رسانهها «از طریق وزارت ارشاد» دنبال کند.
همچنین این نهاد بلندپایه جمهوری اسلامی با نسبت دادن کشتن معترضان به افرادی غیر از نیروهای حکومتی، از قوه قضاییه خواسته در همکاری با وزارت امور خارجه و نهادهای اطلاعاتی، «مستندات حقوقی» درباره «کشتهشدگان توسط آشوبگران» تهیه کند و تأکید کرده که «در این موارد، توجیه، تفقد، و دلجویی از خانوادهها و رسانهای کردن آن مناسب است.»
پیش از این گزارشهای متعددی از تلاش مقامات جمهوری اسلامی برای «بسیجی» معرفی کردن معترضان کشته شده در جریان اعتراضات سراسری مختلف در ایران منتشر شده است.
شورای عالی امنیت جمهوری اسلامی همچنین از وزارت اطلاعات خواسته با «شاک»، یعنی شورای امنیت کشور، در «تبیین مدل شکلگیری و بروز رفتارهای اعتراضی» همکاری کند و از صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی خواسته ضمن «توجیه» عوامل خود، «برای مدیریت فضای سیاسی و تقویت انسجام سیاسی درون نظام و کاهش تنش و قطبیسازی» اقدام کنند.

- بسیج حکومت برای جلوگیری از پیوستن چهرههای مشهور به معترضان
بر اساس یک سند دیگر که گروه «عدالت علی» در اختیار صدای آمریکا گذاشته، تنها چند روز پس از آغاز اعتراضات سراسری ۱۴۰۱ در پی کشته شدن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد، «شورای امنیت کشور» نهادی که به طور رسمی زیر مجموعه کشور است، اما مقامات اطلاعاتی قوای مختلف جمهوری اسلامی در آن حضور دارند، دستورالعملی را به چند نهاد، از جمله دادستانی تهران فرستاده است.
بر اساس این سند، جلسهای به ریاست وزیر کشور و با حضور وزیران ارشاد و ورزش در روز چهارم مهر ۱۴۰۱ تشکیل شده و مصوباتی به عنوان دستور کار در قبال اعتراضات سراسری به شماری از نهادهای اطلاعاتی، نظامی، قضایی، رسانهای، و برخی وزارتخانهها فرستاده شده است.
در این سند بر «نقش اظهارات و مواضع برخی چهرههای هنری و ورزشی در بروز و شدتگیری» اعتراضات سراسری تأکید شده و برخی از آنها به «تحریک احساسات و عواطف جوانان و نوجوانان» متهم شدهاند.
بر این اساس، دو وزارتخانه ارشاد و جوانان مکلف شدهاند درباره اعتراضات سراسری از «تمام ظرفیتهای خود» برای «تبیین و توجیه» شخصیتهای هنری و ورزشی «با هدف اعلام مرزبندی شفاف و فاصله گرفتن آنها از خط» آنچه که «جریان ضدانقلاب و آشوبطلب» خوانده شده، استفاده کنند.
شورای امنیت کشور همچنین از این دو وزارتخانه خواسته که اولویتشان «جذب و حفظ التزام عناصر و چهرههای شناخته شده» به قوانین جمهوری اسلامی باشد و بر شخصیتهای مشهوری که به تعبیر مقامات جمهوری اسلامی «گفتار و رفتار ضدامنیتی دارند» تمرکز کنند و «پیشبینیها و مراقبتهای لازم» را انجام دهند تا «افراد شاخص و چهرههایی که تاکنون موضعگیری نداشتهاند» با مخالفان جمهوری اسلامی در فضای مجازی «همراه نشوند.»

- تلاش جمهوری اسلامی برای نفوذ در هسته اصلی معترضان
مطابق این سند افشا شده، همچنین از همه دستگاههای زیرمجموعه جمهوری اسلامی خواسته شده تا از چهرههایی که در قبال اعتراضات سراسری «مواضع مثبت» نسبت به حکومت داشتهاند، «حمایت مناسب در فضای حقیقی و مجازی» بشود و از به وجود آمدن «یکپارچگی و انسجام» میان شخصیتهایی که «چهرههای مسئلهدار» خوانده شدهاند، جلوگیری کنند و در صورتی که «نتیجه مطلوب» حاصل نشد، موضوع را «جهت تصمیمگیری به کارگروه مربوطه در دبیرخانه شاک (شورای عالی کشور) ارجاع» دهند.
این نهاد حکومتی همچنین دستگاههایی از جمله «صدا و سیما، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت ورزش و جوانان، بسیج، و سازمان تبلیغات اسلامی» را به «به کارگیری همه ظرفیتها» برای «خنثی» کردن آنچه که «جریانسازی خبری تبلیغی رسانههای معاند» نامیده شده، مکلف کرده تا «فضا به نفع گفتمان حامی انقلاب اسلامی» تغییر کند.
شورای امنیت کشور همچنین نسبت به تداوم حضور معترضان در خیابان هشدار داده و از «فرماندهی انتظامی جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات» خواسته که «با به کارگیری شیوههای مختلف اطلاعاتی عملیاتی همچون نفوذ به هستهای اصلی» معترضان، پایان دادن به اعتراضات و تجمعات در «تمامی نقاط کشور» را در دستور کار خود قرار دهند و «شناسایی و برخورد با لیدرها و عناصر اصلی» اعتراضات «به عنوان اولویت دستگاههای اطلاعاتی دنبال شود.»

بر اساس این دستورالعمل، قوه قضاییه و ضابطان آن موظف شدهاند با «تکمیل پرونده» برای برخی معترضان به عنوان «آشوبگران و عناصر گروهکی که مرتکب قتل شدهاند»، رسیدگی به پروندههایشان را «تسریع» کنند.
انتساب قتل به برخی از معترضان بازداشتشده که اعدام شماری از آنها را با محرومیت از دادرسی شفاف و عادلانه در پی داشت، پیش از این بارها مورد اعتراض نهادها و مجامع حقوق بشری بینالمللی، از جمله جاوید رحمان، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، بوده است.
- تأکید بر نشان دادن «حمله به پلیس» در گزارشهای صدا و سیما
شورای امنیت کشور همچنین با اشاره به مطرح شدن مبحث «دفاع مشروع» معترضان، از صدا و سیما خواسته «پوشش تصویری» ویژه درباره آنچه «اقدامات خشن آشوبگران به ویژه حمله به پلیس و مردم عادی» خوانده شده را در دستور کار خود قرار دهد.
بر پایه این دستورالعمل، «سازمان حراست کل کشور»، ارگان زیرمجموعه وزارت اطلاعات که واحد حراست دانشگاهها جزئی از آن است، موظف شده «سیستم پایش تصویری دانشگاهها» را «تکمیل و تقویت» کند و وزارت اطلاعات موظف شده «پشتیبانیهای مالی و تجهیزاتی» را برای این اقدام انجام دهد.
همچنین، وزارت ارشاد مکلف شده درباره «تحرکات احتمالی» در برگزاری کنسرتها «تدابیر پیشگیرانه» به کار گیرد.

این دستورالعمل «خیلی محرمانه» که شامل مصوبات جلسه «فوقالعاده» هفتصد و سیام شورای امنیت کشور بوده، برای نهادهایی از جمله معاونت سیاسی امنیتی دادستان کل کشور، دادستان عمومی و انقلاب تهران، معاونت اطلاعات سیاسی فرهنگی اجتماعی وزارت اطلاعات، و معاونت ضد تروریسم وزارت اطلاعات فرستاده شده است.
معاون عملیات ستاد کل نیروهای مسلح، جانشین قرارگاه ثارالله تهران، رئیس سازمان بسیج مستضعفین، و رئیس سازمان اطلاعات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از جمله دیگر گیرندگان این دستورالعمل بودهاند.

بر اساس گزارش اختصاصی پیشین صدای آمریکا، نهادهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی با همکاری چند وزارتخانه و صداوسیما، سالها است در پی «مدیریت چهرههای خاص» هستند و برای برخی شخصیتهای فرهنگی و ورزشی پروندهسازی کردهاند.
Mar 08 2024
کمیته حقیقتیاب سازمان ملل: تبعیض و سرکوب زنان ایران مصداق جنایت علیه بشریت است
رادیوفردا: کمیته حقیقتیاب تعیینشده توسط شورای حقوق بشر سازمان ملل در گزارشی جمهوری اسلامی را مسئول «خشونت فیزیکی» منجر به مرگ مهسا امینی معرفی کرد و اقدامات حکومت علیه زنان در ایران را مصداق «جنایت علیه بشریت» دانست.
این یافته در گزارش اولیه مفصلی که کمیته حقیقتیاب روز جمعه ۱۸ اسفند در مورد ایران به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه کرد، آمده و در آن تاکید شده که آنچه حکومت ایران علیه زنان معترض انجام داده، ممکن است در رده «جنایت علیه بشریت» باشد.
کمیته مستقل حقیقتیاب سازمان ملل به صراحت تأکید کرده که «بسیاری از موارد جدی نقض حقوق بشر که درگزارش حاضر تصریح شدهاند، مصداق جنایات علیه بشریت، بهویژه جرایم قتل، حبس، شکنجه، تجاوز و سایر اشکال خشونت جنسی، آزار و تعقیب، ناپدیدسازیهای قهری و سایر اعمال غیرانسانی بوده که به عنوان بخشی از یک حمله گسترده و سازمانیافته علیه جمعی از غیرنظامیان، یعنی زنان و دختران و سایر افراد حامی حقوق بشر، ارتکاب یافتهاند».
در این گزارش آمده که کمیته بر مبنای «دلایل معقول» از «کلیت رفتار مقامات دولت، از جمله، بیانیههای مقامات دولتی، ادامه یافتن بهرهمندی مرتکبین نقض حقوق بشر از معافیت از مجازات و عدم محکومیت چنان رفتاری از سوی دولت استنتاج میکند که اعمال ارتکابی در جهت پیشبرد سیاست دولت بوده است».
گزارش میافزاید که «کمیته به ویژه مجاب شده است که این حملات توسط و با هماهنگی نهادهای مختلف حکومتی و سرمایهگذاری مقادیر قابل توجهی از منابع کشور، برنامهریزی و هدایت شده و سازمان یافتهاند».
«ضربه وارده» به مهسا امینی
در این گزارش آمده است: این کمیته براساس «مبنای معقول» بر این باور است که «مرگ خانم امینی ناشی از علل خارجی بوده است. برای کمیته، وجود شواهدی مبنی بر تروما بر بدن خانم امینی که در زمان بازداشت ایشان در دست پلیس امنیت اخلاقی وارد شده، مشخص شده است».
کمیته حقیقتیاب میگوید: «بر اساس شواهد و الگوهای خشونت پلیس امنیت اخلاقی در اعمال حجاب اجباری برای زنان، کمیته متقاعد است که خانم امینی مورد خشونت فیزیکی قرار گرفته که منجر به مرگ او شده است. بر این اساس، حکومت مسئول مرگ غیرقانونی اوست».
با این حال، گزارش یاد شده در مورد فرد یا افراد مقصر آسیبزدن به خانم امینی سکوت کرده است.
کمیته یاد شده با تاکید بر «ماهیت خودسرانه دستگیری و بازداشت خانم ژینا مهسا امینی»، گفته است: «بازداشت و دستگیری او براساس قوانین و سیاستهای ناظر بر حجاب اجباری، که اساساً علیه زنان و دختران تبعیض قائل و طبق حقوق بینالمللی بشر مجاز نیست، صورت گرفت».
بر اساس این گزارش، «این قوانین و سیاستها، حق آزادی بیان، دین یا عقیده و تمامیت جسمانی زنان و دختران را نقض میکند. دستگیری و بازداشت خانم امینی که منجر به مرگ در بازداشت او شد، نقض حق آزادیهای فردی او بود».
مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله سقزی، که برای دیدار بستگان خود به تهران آمده بود ۲۵ شهریور ۱۴۰۱ به اتهام عدم رعایت حجاب اجباری، از سوی مأموران گشت ارشاد بازداشت و به مرکز این نیرو در خیابان وزرا برده شد.
به گزارش کمیته حقیقتیاب در مورد ایران، «او ۲۶ دقیقه بعد بیهوش شد و نیم ساعت طول کشید تا به بیمارستان منتقل شود».
جمهوری اسلامی ایران همواره مسئولیت خود در مرگ خانم امینی را انکار کرده و مدعی شده که او از زمان کودکی و بهدلیل یک جراحی، دچار مشکلات جسمی بوده است. خانواده این دختر سقزی بارها این ادعا را رد کرده و کمیته حقیقتیاب سازمان ملل نیز در گزارش خود ادعای جمهوری اسلامی در این زمینه را رد کرده است.
به گفته این کمیته، حکومت جمهوری اسلامی «در نقض قوانین بینالمللی حقوق بشری، وظیفه خود مبنی بر انجام تحقیقات در رابطه با “مرگهای احتمالاً غیرقانونی” به طور سریع، موثر، جامع، مستقل، بیطرفانه و شفاف انجام نداده است. در عوض، مقامات ایران فعالانه در راستای پنهان کردن حقیقت درباره مرگ خانم امینی، از جمله از خانواده او و عموم مردم اقدام کردند».
در این گزارش با اشاره به «آزار و اذیت قضایی و ارعاب» خانواده خانم امینی در جهت «اجبار» آنها به سکوت و مانع شدن از پیگیری قانونی، آمده است: «برخی از اعضای خانواده با دستگیری خودسرانه مواجه شدند، درحالی که وکیل خانواده، صالح نیکبخت و سه تن از خبرنگارانی که در رابطه با مرگ خانم امینی خبررسانی کردند؛ الهه محمدی، نیلوفر حامدی و نازیلا معروفیان، مورد بازداشت و تعقیب کیفری قرارگرفته و به زندان محکوم شدند».
مرگ مهسا امینی منجر به اعتراضات گستردهای در ایران علیه حجاب اجباری، سیاستهای رهبران جمهوری اسلامی در داخل و خارج از کشور و درخواست برای آزادیهای فردی و اجتماعی بیشتر شد.
این اعتراضات با سرکوب گسترده نیروهای امنیتی و انتظامی روبرو شد، و کمیته حقیقتیاب در گزارش خود تأکید کرده که حکومت جمهوری اسلامی برای سرکوب تظاهراتی که پس از مرگ مهسا امینی به راه افتاد، به شکل «غیرضروری و نامتناسب از نیروی مرگبار» استفاده کرد و نیروهای امنیتی به بازداشتشدگان تجاوز جنسی کردند.
در اعتراضات سراسری ایران که ماهها طول کشید، دستکم ۵۰۰ معترض به ضرب گلوله نیروهای امنیتی و انتظامی کشته شدند و بیش از ۲۰ هزار نفر بازداشت شدند.
به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، ایران به این گزارش واکنش فوری نشان نداده است. مقامهای جمهوری اسلامی به درخواست این خبرگزاری برای واکنش نشان دادن به گزارش کمیته یاد شده نیز پاسخ ندادهاند.
آسوشیتدپرس مینویسد بعید است انتشار این گزارش رفتار حکومت جمهوری اسلامی را تغییر دهد، با توجه به اینکه پس از حضور بسیار کم رایدهندگان در انتخابات ۱۱ اسفند مجلس شورای اسلامی، تندروها بار دیگر بر این نهاد مسلط شدهاند.
با این حال، در سایه نگرانیهای گسترده غرب در مورد پیشرفت برنامه هستهای ایران، کمکهای نظامی تهران به روسیه در جنگ علیه اوکراین و ادامه آزار و اذیت و زندانی کردن فعالان از جمله نرگس محمدی، برنده جایزه صلح نوبل، این گزارش فشار بینالمللی بیشتری بر تهران وارد میکند.
«قتلهای غیرقانونی و فراقانونی» نیروهای امنیتی
در گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل آمده است: «این اعتراضات، بهدلیل رهبری زنان و جوانان، وسعت و تداوم آن و در نهایت پاسخ پرخشونت حکومت بیسابقه بود. خشونتی که شورای حقوق بشر را مجاب کرد تا این کمیته را تأسیس کند».
شورای حقوق بشر سازمان ملل آذرماه پارسال کمیته حقیقتیاب در مورد اعتراضات ایران را تشکیل داد و سه حقوقدان زن را به عضویت در آن منصوب کرد.
وظیفه اعضای این کمیته مستند کردن سرکوب اعتراضات در ایران و جمعآوری شواهد در مورد نقض موازین حقوق بشر با هدف شناسایی مقامات مسئول و پیگرد قضایی آنها است.
مقامات جمهوری اسلامی تشکیل این کمیته را یک «اقدام سیاسی خصمانه» توصیف کردند.
اعتراضات پس از جانباختن مهسا امینی ابتدا با شعار «زن، زندگی، آزادی» آغاز شد ولی بعد معترضان علیه مقامهای حکومتی بویژه شخص علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، شعار سر دادند و خواستار سرنگونی نظام حاکم بر ایران شدند.
گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل میگوید نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی «در شرایطی که خطر قریبالوقوع مرگ یا جراحت جدی» برای آنها وجود نداشت، از تفنگهای ساچمهای، تفنگهای تهاجمی و مسلسلهای دستی علیه تظاهرکنندگان استفاده کرده و «از این طریق مرتکب قتلهای غیرقانونی و فراقانونی شدند».
این کمیته در بررسیهای خود همچنین الگوی «تیراندازی عمدی به چشم معترضان» را مورد اشاره قرار داده است.
گزارش یاد شده میگوید: «کمیته تأثیر بازدارنده و خوفآور چنین صدماتی را خاطرنشان میکند، از آنجا که بر قربانیان اثری دائم باقی گذاشته و آنها را اساسا به عنوان معترض “نشانهگذاری” میکنند».
بر اساس این گزارش، برخی از بازداشتشدگان با خشونت جنسی، از جمله تجاوز جنسی، تهدید به تجاوز، برهنگی اجباری، لمس کردن و برقگرفتگی اندام تناسلی خود مواجه شدند.
کمیته حقیقتیاب سازمان ملل میافزاید: «نیروهای امنیتی برای گسترش ترس و تحقیر و تنبیه زنان، مردان و کودکان، از انگهای اجتماعی و فرهنگی مرتبط با خشونت جنسی و جنسیتی استفاده میکردند».
بررسی مرگ آرمیتا گراوند
کمیته یاد شده همچنین اعلام کرد که تحقیقات آن در مورد مرگ آرمیتا گراوند همچنان ادامه دارد، دختری ۱۶ ساله و بدون حجاب اجباری که روز ٩ مهر امسال در مترو «شهدا» تهران «در پی مشاجرهای با حجاببانها در داخل واگن مترو، هل داده شد و به کما رفت». او مدتی بعد در بیمارستان درگذشت.
این گزارش میگوید: والدین گراوند در یک ویدئوی تلویزیون حکومتی ظاهر شدند و علت مرگ دختر خود را «فشار خون»، «سقوط» یا شاید هر دو مورد اعلام کردند.
بر اساس این گزارش، «دراقداماتی که یادآور پرونده خانم امینی بود، مقامات کشور دست به اعمالی زدند تا دلایل و شرایط منجر به مرگ خانم گراوند را پنهان و ابهامآلود کنند، از جمله با دستگیری و محکوم کردن روزنامهنگارانی که در رابطه با این حادثه خبررسانی کردند.».
این کمیته همچنین در گزارش خود به موج مسمومیتهایی اشاره کرده است که سال گذشته دامنگیر دختران دانشآموز در ایران شد ولی مشخص نشده که علت آن چه بوده است.
بر اساس گزارش کمیته حقیقتیاب سازمان ملل، خبرگزاری آسوشیتدپرس و رادیو فردا؛ ک.ر./ب.ب.
Feb 27 2024
شماری از فعالان و تشکلهای دانشجویی: رأی ما سرنگونی جمهوری اسلامی است
صدای آمریکا: شماری از تشکلهای دانشجویی در دانشگاه های ایران در بیانیه مشترکی، انتخابات ۱۱ اسفند را تحریم و اعلام کردند که «رای ما سرنگونی جمهوری اسلامی و پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی است و مردم را به سرعت بخشیدن به پروسه سرنگونی فرامیخوانیم.»
در این بیانیه که روز دوشنبه هفتم اسفند، در کانال تلگرامی «شوراهای صنفی دانشجویان کشور» منتشر شده، با اشاره به صفآرایی دانشجویان به مثابه «مبارزان انقلاب زن زندگی آزادی» با جمهوری اسلامی در «مضحکه انتخابات» تاکید شد که مقابله مردم و رفتار اعتراضی آنان به معنای «نه» به جمهوری اسلامی است.
امضا کنندگان بیانیه نوشتهاند که در مقابل این موج عظیم «نه» گفتن به وضع موجود، جمهوری اسلامی قرار گرفته که در تلاش است «خود را، قوانین و فرهنگ غم و عزایش را، حجاب و اجبارش را، استثمار و سرکوب، قتلهای ناموسی و اعدام و ترور و شلاق و تجاوز و شکنجهاش را به ما تحمیل کند.»
بیانیه تاکید دارد که با «پیشبرد و پیروزی انقلاب زن زندگی آزادی جمهوری اسلامی را نابود خواهیم کرد و حتی تحریم انتخابات را کافی نمیدانیم.»
تشکلهای دانشجویی امضا کننده بیانیه در پایان نوشتهاند که «ما دانشجویان … بین خودمان و شما جنایتکاران، یک دریای خون فاصله میبینیم و پاسخمان به شما یک کلمه هست: نه.»
امضاکنندگان بیانیه «تشکل دانشجویان پیشرو، نهاد آزاداندیشان جندیشاپور، آزادیخواهان دانشگاه تهران شمال، نهاد آزادیخواهان بهشتی، کمیته سراسری دانشجویان کردستان، نهاد دانشجویان دانشگاه آزاد اصفهان (خوراسگان)، جمعیت صدای آزاد دانشگاه (هنر اصفهان)، اتحاد دانشگاه صنعتی اصفهان، دانشجویان مستقل دانشگاه خواجه نصیر و اتحاد دانشجویان دانشگاه الزهرا» هستند.
علاوه بر این، جمعی از دانشجویان و فعالین دانشجویی در شمار دیگری از دانشگاه ها بیانیه را امضا کرده اند.
در روزهای اخیر نیز شمار زیادی از چهره ها و سازمان ها و احزاب مختلف انتخابات را تحریم کرده اند.
از جمله حدود ۳۰۰ فعال داخل و خارج ایران روز یکشنبه ششم اسفند، با انتشار بیانیهای اعلام کردند در «صحنهآرایی» انتخابات پیش رو شرکت نخواهند کرد.
امضاکنندگان در ابتدای بیانیه خود با اشاره به «بنبست اصلاحات و جراحی و حذف کامل منتقدان، بویژه از مقطع انتخاباتی سال۱۴۰۰ و سیاست یکپارچهسازی و حتی رد صلاحیت گسترده نامزدهای نهبهاندازهکافی خودی» گفتهاند انگیزه عمومی برای شرکت در این انتخابات به شدت کاهش یافته است.
پیشتر نیز نرگس محمدی، فعال حقوق بشر زندانی و برنده جایزه صلح نوبل، نیز روز پنجم اسفند در پیامی گفت که جمهوری اسلامی، «سزاوار تحریم ملی و حقارت جهانی» است.
نهضت آزادی ایران، یکی از احزاب سیاسی داخل ایران نیز چند روز پیش شرکت در انتخابات پیش رو را تحریم کرد.
همچنین حزب توده ایران پیش از این در بیانیهای حضور در انتخابات را تحریم کرد و گفت که «تحریم گستردۀ و موفق» انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ و «نه قاطعانۀ مردم به برگماری ابراهیم رئیسی به کرسی ریاست جمهوری نمادی روشن از آگاهی مردم و انزجارشان از ظلم و فساد حکومت و درعینحال نماد بیاعتباری سیاسی-اخلاقی رژیم ولایت فقیه است.»
سازمان فداییان خلق ایران – اکثریت هم اعلام کرد که «در این نمایش انتخاباتی بلاموضوع و بیثمر شرکت نمیکند.»
مرکز اجرایی حزب دموکرات کردستان ایران نیز نوشت: «انتخابات ١١ اسفند فرصت دیگری برای “نە” گفتن دوبارە بە جمهوری اسلامی هستند.»
علاوه بر این، شماری از فعالان سیاسی زندانی در ایران نیز شرکت در انتخابات را تحریمکردهاند.
انتخابات دوازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی و ششمین دوره مجلس خبرگان رهبری در ایران قرار است روز جمعه ۱۱ اسفند ماه برگزار شود.
Feb 21 2024
نظرسنجی محرمانه حکومت ایران: ۷۳ درصد موافق جدایی دین از سیاست
بیبیسی: نتایج یک نظرسنجی سراسری دولتی در پاییز ۱۴۰۲، نشاندهنده فاصله گرفتن شدید مردم ایران از ایدئولوژی حکومت و گرایش آشکار آنها به نظامی غیرمذهبی است.
مطابق پیمایش ملی «ارزشها و نگرشهای ایرانیان»، که طبقهبندی محرمانه دارد و تاکنون برای اطلاع عموم منتشر نشده، اکثریت قاطع شرکتکنندگان در نظرسنجی، مدافع جدایی دین از سیاست بوده و بر عدم تمایل خود به برخورد با زنان «بیحجاب» تاکید کردهاند.
اکثریت بسیار بالای آنها، همچنین جامعه را غیرمذهبیتر از گذشته دانستهاند و پیشبینی کردهاند که ایران در آینده، باز غیرمذهبیتر شود. این در حالی است که خود پاسخدهندگان هم، کمتر از پاسخگویان نظرسنجی سراسری قبلی – در هشت سال پیش- به انجام فرایض دینی میپرداختهاند.
پیمایش ملی «ارزشها و نگرشهای ایرانیان»، بر اساس مصاحبه حضوری با ۱۵۸۷۸ نفر صورت گرفته که به روش تصادفی انتخاب شده و به پرسشنامهای مشترک جواب دادهاند. این افراد ۱۸ سال یا بالاتر سن داشتهاند و در ۳۱ استان کشور (اعم از مراکز استان، شهرهای دیگر و مناطق روستایی) ساکن بودهاند.
نظرسنجی اخیر، چهارمین پیمایش ملی «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» بوده که از سوی دفتر طرحهای ملی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و با همکاری مرکز رصد اجتماعی وزارت کشور تهیه شدهاند.
سه پیمایش قبلی از همین نوع، در سالهای ۱۳۷۹، ۱۳۸۲ و ۱۳۹۴ انجام شده بودند.
جمعآوری دادههای پیمایش جدید در آبان و اوایل آذر ۱۴۰۲ صورت گرفته و نتایج نهایی آن، در ۳۰ دی و با مهر محرمانه به مخاطبان خاص آن در ایران عرضه شدند.
در هفتههای گذشته، در سطح رسانهها انتقادات متعددی نسبت به پنهان نگه داشتن گزارش «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» از افکار عمومی صورت گرفته است. در پسزمینه ناهمخوانی شدید نتایج نظرسنجی پاییز ۱۴۰۲ با دیدگاههای رسمی حکومت، منتشر نشدن عمومی نتایج آن غیرمنتظره نبوده است.
در عین حال با توجه به پرهیز قابل فهم بسیاری از شهروندان از اعتماد به پرسشگران دولتی در موضوعات حساس و بسیار حساس، میتوان تصور کرد که پاسخهای ارائه شده به نظرسنجی اخیر، محافظهکارانهتر از دیدگاههای واقعی جامعه ایران باشند.
به عبارت دیگر در چنین نظرسنجیهایی، طبیعتا بسیاری از مخالفان دیدگاههای حکومتی یا عرفی، در بیان عقاید واقعی خود احتیاط میورزند.
طیفی از این افراد ممکن است حتی برای پرهیز از ریسک غیرضروری، از همان ابتدا از شرکت در مصاحبه خودداری کنند. به ویژه آنکه مصاحبههای حضوری، در فضای پس از سرکوب خشونتآمیز اعتراضات سراسری ایران صورت گرفتهاند که به جنبش «زن، زندگی، آزادی» معروف شده است.
در کنار همه این ملاحظات، البته ابهام مهمتری نیز وجود دارد که میزان رعایت بیطرفی در اجرای نظرسنجیهای دولتی است. درواقع اینکه آیا مجریان نظرسنجی، تلاشی برای افزایش سهم پاسخهای مطلوب حکومت انجام دادهاند یا نه.

افزایش «بیاشکال دانستنِ بیحجابی»
گزارش نهایی پیمایش «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» در فصلهای مختلفی تدوین شده و فصل هشتم آن به دست ما رسیده که راجع به «نگرش و رفتارهای دینی» مردم است.
اهمیت پاسخهای شهروندان در این موضوع وقتی افزایش مییابد که با نتایج پیمایش ملی قبلی -در سال ۱۳۹۴- مقایسه شود. لازم به یادآوری است که مقایسههای صورت گرفته در متن حاضر مبتنی بر پاسخهای «معتبر» موجود در پرسشنامهها هستند؛ یعنی سوالاتِ بدون جواب یا جوابهای نامرتبط از جمع کل پاسخها حذف شدهاند.
برا ی مشاهده متن کامل فصل «نگرش و رفتارهای دینی» در گزارش «ارزشها و نگرشهای ایرانیان»، روی این لینک کلیک کنید.
احتمالا یکی از مهمترین نتایج پیمایش ۱۴۰۲، بخشی است که در آن از افراد پرسیده شده تا چه حد موافق یا مخالفند که «دین باید از سیاست جدا باشد».
در جواب این سوال، ۷۲/۹ درصد پاسخگویان گفتهاند موافق یا کاملا موافق جدایی دین از سیاست هستند و در مقابل، ۲۲/۵ درصد مخالف یا کاملا مخالف جدایی دین از سیاست بودهاند.
این در حالی است که در ۱۳۹۴، تنها ۳۰/۷ درصد پاسخگویان گفته بودند موافق یا کاملا موافق جدایی دین از سیاستند و ۳۶/۳ درصد بر مخالفت یا کاملا مخالفت با این جدایی تاکید داشتند.
یعنی، در شرایطی که در ۱۳۹۴ ابراز مخالفت با جدایی دین از سیاست بیشتر از اعلام موافقت با آن بوده، در ۱۴۰۲ موافقان جدایی دین از سیاست سه برابر مخالفان آن شدهاند.
در ۱۳۹۴، همچنین ۳۳ درصد «نه موافق و نه مخالف» جدایی دین از سیاست بوده اند که در ۱۴۰۲ این نسبت به ۴/۶ درصد کاهش یافته است. یعنی وزن افراد مدعی بیطرفی در بحث جدایی دین از سیاست، در فاصله ۱۴۰۲ تا ۱۳۹۴ یکهفتم شده است.
تغییری که ظاهرا حکایت از دوقطبی شدن بیشتر جامعه در این فقره و کاهش شدید نسبت کسانی شده که -اصطلاحا- در وسط میایستند.

در بخشی دیگر از پیمایش ۱۴۰۲، ارزیابی پاسخدهندگان از این گزاره پرسیده شده که «برای گزینش استخدامی افراد در ادارات نباید کاری به عقاید مذهبی آنها داشت».
در جواب، ۶۱/۹ درصد پاسخدهندگان گفتهاند موافق یا کاملا موافق هستند که برای گزینش افراد در ادارات نباید کاری به عقاید مذهبی آنها داشت، و ۲۸/۵ درصد مخالف یا کاملا مخالف آن بودهاند.
این در شرایطی است که در سال ۱۳۹۴، مجموعا ۴۲/۶ درصد پاسخگویان گفته بودند موافق یا کاملا موافقند که برای گزینش افراد در ادارات نباید کاری به عقاید مذهبی آنها داشت، و ۲۹/۴ درصد خود را مخالف یا کاملا مخالف آن دانسته بودند.
در سال ۱۳۹۴، ۲۸ درصد پاسخگویان نیز نه موافق و نه مخالف توجه به عقاید مذهبی هنگام استخدام افراد بودهاند، که این نسبت در سال ۱۴۰۲کمتر از یکسوم شده و به ۹/۵ درصد رسیده است.

در قسمتی جداگانه از نظرسنجی ۱۴۰۲، از افراد سوال شده با «بیحجابی» خانمها چگونه مواجه میشوند؟
۳۸ درصد تاکید کردهاند اساسا مشکلی با بیحجابی زنها ندارند و ۴۶ درصد گفتهاند هرچند مخالف بیحجابی هستند، کاری با بیحجابی دیگران ندارند. تنها ۱۲/۵ درصد خبر دادهاند که در صورت مشاهده بیحجابی تذکر میدهند.
مطابق آمار فوق درصد کسانی که در ۱۴۰۲ گفتهاند با «بیحجابی» مشکل ندارند، سه و نیم برابر ۱۳۹۴ شده است -زمانی که ۱۰/۶ درصد پاسخدهندگان گفته بودند مشکلی با «بدحجابی» ندارند.
قابل توجه است که در نظرسنجی ۱۳۹۴، عقیده افراد راجع به «بدحجابی» (کامل نبودن حجاب) پرسیده شده اما در ۱۴۰۲، در فضای پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، دیدگاه افراد راجع به «بیحجابی» (نداشتن حجاب) مورد سوال قرار گرفته. با وجود این، درصد کسانی که در نظرسنجی جدید جرات کردهاند به صراحت بگویند مشکلی با «بیحجابی» ندارند، افزایش خیرهکنندهای داشته است.
در ۱۳۹۴، البته ۶۷/۷ درصد افراد هم گفته بودند مخالف بدحجابی هستند ولی کاری با حجاب خانمها ندارند. در آن سال، درصد پاسخگویان مایل به تذکر به بدحجابان، ۱۷/۶ بوده است.

در دیگر سوال مرتبط با حجاب، در ۱۴۰۲ از پاسخگویان خواسته شده تا عقیده خود را در خصوص گزاره «همه خانمها باید حجاب داشته باشند» بیان کنند -درواقع، به اعلام نظر راجع به خط قرمز صریح حکومت در موضوع پوشش زنان بپردازند.
در میان پاسخدهندگان، کسانی که مخالف یا کاملا مخالف الزام حجاب برای زنان بودهاند ۴۵/۲ درصد، و موافقان یا کاملا موافقان این الزام ۴۱ درصد سهم داشتهاند.
در ۱۳۹۴ اما، کسانی که مخالف یا کاملا مخالف الزام حجاب بودهاند سهمی ۲۲/۲ درصدی را به خود اختصاص دادهاند و نصف افراد موافق یا کاملا موافق الزام حجاب نیز نمیشده اند -وزن گروه اخیر به ۵۳/۱ درصد میرسیده.
حائز توجه است که گزینه مورد نظرسنجی در ۱۳۹۴، صراحتا به اجبار زنان اشاره داشته: «همه خانمها باید حجاب داشته باشند حتی اگر به آن اعتقاد نداشته باشند». ولی گزینه نظرسنجی ۱۴۰۲ این بوده که «همه خانمها باید حجاب داشته باشند» -که بیشتر نوعی اعتقاد به حجاب را به ذهن متبادر میکند و نه تاکید بر حجاب اجباری را. با وجود این، ۴۵/۲ درصد از پاسخدهندگان جدید، با همین گزاره تعدیل شده هم مخالفت کردهاند.
در سال ۱۳۹۴، همچنین ۲۴/۸ درصد نه موافق و نه مخالف الزام حجاب زنان بودهاند که این نسبت، در سال ۱۴۰۲ به ۱۳/۸ درصد رسیده است. تغییری که باز حکایت از کاهش وزن افراد مدعی بیطرفی در موضوع حجاب داشته است.

افزایش سهم «غیر دیندارها»
گذشته از پرسش و پاسخهای مرتبط با اجرای مقررات یا برداشتهای دینی در جامعه، بخشهایی از نظرسنجی ملی ۱۴۰۲ به طور کلی به میزان «دینداری» مردم ارتباط دارند. قابل ذکر است که در این بخشها، بعضا سوالاتی گنجانده شدهاند که مشابه آنها، در نظرسنجی ۱۳۹۴ وجود نداشته است.
در یکی از این سوالها، از پاسخدهندگان خواسته شده بگویند به باور آنها «میزان دینداری مردم نسبت به ۵ سال قبل چه تغییری کرده است؟» در جواب این سوال، ۸۵ درصد پاسخگویان بر مبنای مشاهدات شخصی خود پاسخ دادهاند میزان دینداری مردم ایران نسبت به ۵ سال قبل کمتر شده، در مقابل تنها ۷ درصد گفتهاند این میزان بیشتر شده است.

در سوالی مرتبط، از پاسخگویان پرسیده شده فکر میکنند «مردم در ۵ سال آینده دیندارتر میشوند یا غیر دیندارتر؟» در جواب، ۸۱/۸ درصد افراد گفتهاند که مردم ایران در ۵ سال آینده «غیر دیندارتر» خواهند شد و ۸/۹ درصد پیشبینی کردهاند دیندارتر شوند.

در یک پرسش جداگانه، از شرکتکنندگان در نظرسنجی پرسیده شده «خودتان را تا چه اندازه فردی مذهبی میدانید؟» ۴۲/۶ درصد پاسخگویان خود را به میزان زیاد یا خیلی زیاد مذهبی دانستهاند، و ۲۴/۳ درصد گفتهاند هیچ مذهبی نیستند یا کم مذهبیاند. به علاوه، ۲۳/۲ درصد خود را در حدی متوسط مذهبی دانستهاند.
با وجود این، از سوالات دیگر نظرسنجی چنین برمیآید که نگاه بسیاری از پاسخگویان به «مذهبی» بودن، بیشتر به نوعی باور قلبی به خدا یا آخرت اشاره دارد تا به انجام فرایض سنتی.

در یکی از سوالات نظرسنجی ۱۴۰۲، که مشابه آن در سال ۱۳۹۴ هم وجود داشته، از افراد پرسیده شده چقدر با این عقیده موافق یا مخالفند که «اعمال خوب و بد انسان در آخرت محاسبه میشود».
در جواب، ۷۷/۴ درصد پاسخگویان ۱۴۰۲ گفته اند موافق یا کاملا موافق این دیدگاه هستند که اعمال خوب و بد انسان در آخرت محاسبه میشوند. نسبت فوق اگرچه قابل توجه است، ولی حکایت از آن دارد که وزن معتقدان به آخرت نیز در مقایسه با گذشته کمتر شده است: در سال ۱۳۹۴، همین نسبت ۸۶/۹ درصد بوده است.

دیگر سوال مشترک در پیمایشهای ۱۳۹۴ و ۱۴۰۲، اشاره صریحتری به برداشت رو به گسترش در جامعه در موضوع «دینداری» دارد. در این سوال، از پاسخگویان خواسته شده تا نظر خود را در مورد این گزینه بیان کنند که «دینداری به قلب پاک است، حتی اگر آدم نماز نخواند».
در سال ۱۴۰۲، ۶۱/۸ درصد پاسخگویان موافق یا کاملا موافق این برداشت بودهاند که دینداری به قلب پاک است حتی اگر شخص نماز نخواند، و ۳۱/۳ درصد مخالف یا کاملا مخالف آن بودهاند.
این در حالی است که در سال ۱۳۹۴، ۳۹/۴ درصد پاسخگویان در زمره موافقان یا کاملا موافقان گزاره فوق قرار داشتند، و متقابلا، ۳۶/۵ درصد گزینههای مخالف یا کاملا مخالف را انتخاب کرده بودند. به عبارت دیگر وزن کسانی که اعتقاد قلبی را مهمتر از عمل به فرایض دینی دانستهاند، در هشت سال اخیر افزایش معنیداری داشته است.
در همین مدت، به موازات افزایش معتقدان به اولویت «قلب پاک» در مقایسه با نماز، وزن افراد مرددی که نه موافق و نه مخالف این برداشت بودهاند بهشدت کاهش یافته: وزن آنها از ۲۴/۲ درصد در ۱۳۹۴ به ۶/۸ درصد در ۱۴۰۲ رسیده است.

جواب «هیچ وقت» به سوال از انجام فرایض
در بخشهای مختلفی از پیمایشهای ۱۴۰۲ و ۱۳۹۴، سوالاتی شخصی در خصوص میزان انجام اعمال مذهبی مطرح شدهاند. پاسخهای این سوالات از غلبه کلی گرایشهای دینی در میان پاسخگویان حکایت دارند، ولی مقایسه پاسخها نشاندهنده کاهش نسبی عمل به این اعمال است.
به عنوان مثال، سهم کسانی که گفتهاند همیشه یا اکثر اوقات نماز میخوانند از ۷۸/۵ درصد در ۱۳۹۴ به ۵۴/۸ درصد در ۱۴۰۲ رسیده است. در مقابل، سهم افرادی که اعلام کردهاند به ندرت نماز میخوانند یا هیچ وقت نماز نمیخوانند از ۸/۴ درصد در ۱۳۹۴ به ۳۱/۹ درصد در ۱۴۰۲رسیده است.

در ارتباط با نماز جماعت، وزن کسانی که اظهار داشتهاند همیشه یا اکثر اوقات در آن شرکت میکنند از ۲۶/۲ درصد در ۱۳۹۴ به ۱۸/۵ درصد در ۱۴۰۲رسیده است. در مقایسه، سهم ۴۴/۵ درصدی افرادی که در ۱۳۹۴ گفتهاند به ندرت نماز جماعت میروند، به سهمی ۶۳ درصدی در ۱۴۰۲ تبدیل شده است.

به عنوان نمونهای دیگر، هرچند در ۱۳۹۴ نسبت کسانی که گفتهاند همیشه یا اکثر اوقات روزه میگیرند ۷۲/۵ درصد بوده، همین نسبت در ۱۴۰۲ به ۵۱/۵ درصد تنزل یافته است. اما وزن افرادی که اعلام کردهاند به ندرت روزه میگیرند یا هیچوقت روزه نمیگیرند از ۱۱/۸ درصد در ۱۳۹۴ به ۳۶/۹ درصد در ۱۴۰۲ افزایش پیدا کرده.

البته چنین نیست که تک تک پرسش و پاسخهای پیمایش «ارزشها و نگرشهای ایرانیان» حاکی از کاهش انجام اعمال مذهبی باشند و میان آنها، استثناهایی هم قابل تشخیص هستند.
مثلا کسانی که گفتهاند همیشه یا اکثر اوقات قرآن میخوانند، در هر دو نظرسنجی سهم تقریبا برابری داشتهاند. نسبت این افراد در ۱۳۹۴ معادل ۲۷/۷ درصد و در ۱۴۰۲، ۲۷ درصد بوده است (در میانشان، مشخصا سهم آنهایی که «همیشه» قرآن میخواندهاند از ۸/۹ درصد در ۱۳۹۴ به ۱۳/۶ درصد در ۱۴۰۲ رسیده است).
اگرچه حتی در این فقره هم، باز نسبت افرادی که اعلام کردهاند به ندرت قرآن میخوانند یا هیچ وقت قرآن نمیخوانند رشد داشته و از ۳۱/۲ درصد در ۱۳۹۴ به ۴۰/۳ درصد در ۱۴۰۲ رسیده است.

به طور کلی سهم کسانی که صراحتا به ماموران انجام نظرسنجی خبر دادهاند «هیچ وقت» عمل دینی مورد پرسش آنها را انجام نمیدهند، در فاصله دو نظرسنجی رشد قابل تاملی داشته است.
از جمله، کسانی که اعلام کردهاند هیچ وقت نماز نمیخوانند در ۱۳۹۴ تنها ۳/۱ درصد بودهاند ولی در ۱۴۰۲ به ۲۲/۲ درصد رسیدهاند. یا افرادی که گفتهاند هرگز نماز جماعت نمیخوانند در ۱۳۹۴ سهمی ۱۷/۳ درصدی داشتهاند و در ۱۴۰۲ به ۴۴/۹ درصد افزایش یافتهاند.
به همین ترتیب، میزان افرادی که تاکید کردهاند هرگز روزه نمیگیرند از ۵/۱ درصد در ۱۳۹۴، به ۲۷/۴ درصد در ۱۴۰۲ افزایش یافته است. کسانی که گفتهاند هیچ وقت قرآن نمیخوانند هم در ۱۳۹۴ وزنی ۹/۱ درصدی داشتهاند و در ۱۴۰۲ شامل ۱۹/۲درصد پاسخگویان شدهاند.
تفاوت پررنگ پاسخها در استانهای مختلف
تمام اطلاعات پیمایش ملی «ارزشها و نگرشهای ایرانیان»، به تفکیک سن، شغل، جنسیت، تحصیلات، وضعیت تاهل، وضعیت اقتصادی و محل زندگی پاسخگویان جمعآوری شدهاند.
لازم به یادآوری نیست که اطلاعات مورد اشاره در مقاله حاضر، حاصل جمعبندی جوابهای پاسخگویان -بدون لحاظ تفاوتهای موجود بین پاسخهای گروههای مختلف- هستند. این در شرایطی است که بین پاسخهای گروههای مختلف اجتماعی به سوالات، تفاوتهای به شدت معنیداری وجود دارند.
بررسی پاسخهای افراد به تفکیک موقعیت، مشخصات، شرایط و مکان زندگی آنها، البته به پژوهشی جداگانه نیاز دارد. اما برای ایجاد تصوری کلی از تفاوت پاسخ گروههای مختلف مردم به سوالات یکسان، بیمناسبت نیست به عنوان نمونه، جوابهای یک سوال مشخص مرور شوند -مثلا راجع به نحوه مواجهه با «بیحجابی خانمها».
در پاسخ به این سوال، افراد امکان انتخاب ۵ گزینه را داشتهاند و یکی از آنها این بوده که اساسا «بیحجابی» از نگاه آنها «اشکالی ندارد». در حالی که در استان البرز ۵۸/۸ درصد پاسخدهندگان بیحجابی را بدون اشکال دانستهاند، این نسبت در استان خراسان جنوبی فقط ۱۴/۷ درصد بوده است (هرچند در استان اخیر، ۵۸/۴ درصد دیگر گفتهاند با بیحجابی مخالفند ولی واکنشی به آن نشان نخواهند داد).
در همین فقره، مقایسه پاسخهای ارائه شده در دو استانِ با اهمیت مذهبیِ خاص نیز معنیدار خواهد بود. یعنی، قم و خراسان رضوی که در آنها به ترتیب ۲۵/۹ و ۴۰/۶ درصد بیحجابی را بدون اشکال دانستهاند، در کنار۵۰ درصد پاسخگویان استان اول و ۴۲/۶ درصد پاسخگویان استان دوم که گفتهاند با بیحجابی مخالفند ولی کاری به بیحجابان ندارند.
در موضوع حجاب، همچنین مقایسه سهم کسانی که در دو استان مجاور خراسان رضوی و خراسان جنوبی بیحجابی را بدون اشکال معرفی کردهاند -۴۰/۶ در مقابل ۱۴/۷ درصد- حائز توجه است.

از سوی دیگر، مقایسه پاسخهای ارائه شده به همین سوال به تفکیک سن، باز به نتایج تامل برانگیز میانجامد: در سطح کشوری، ۲۳/۴ درصد افراد ۵۰ ساله به بالا، ۳۴/۴ درصد افراد ۳۰ تا ۴۹ ساله، و ۵۰/۲ درصد افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله بیحجابی را بدون اشکال دانستهاند.
متقابلا، کسانی که گفتهاند به بیحجابها تذکر میدهند در گروه مسنتر ۲۲/۷ درصد، در گروه سنی میانه ۱۲/۲ درصد و در گروه جوانتر تنها ۷/۷ درصد بوده است.

در نهایت، بازخوانی پاسخهای ارائه شده به تفکیک تحصیلات هم معنادار به نظر میرسد: در حالی که ۴۷ درصد افراد دارای تحصیلات دانشگاهی معتقدند بیحجابی بدون اشکال است، فقط ۱۴/۷ درصد افراد بیسواد و ۱۶/۲ درصد افراد دارای تحصیلات ابتدایی عقیده مشابهی دارند.
در مقابل اما میزان آمادگی برای تذکر به بیحجابها، در میان پاسخگویان بیسواد و دارای تحصیلات ابتدایی به ترتیب ۲۸/۶ و ۲۴/۳ درصد است، در مقایسه با ۹/۳ درصد پاسخگویانِ دارای تحصیلات دانشگاهی.

در مواجهه با هرگونه نظرسنجی دولتی در ایران، البته باید نهایت محافظهکاری را به خرج داد و احتیاط بسیاری از شهروندان در بیان دیدگاههای ناهمسو با حکومت را، به طور جدی در محاسبه آورد. همچنین، نمیتوان انکار کرد که میزان احتیاط پاسخگویان، در گروههای مختلف اجتماعی و سنی یا حتی مناطق مختلف کشور، لزوما یکسان نیست.
با این حال، توجه به شدت تفاوت پاسخهای گروههای مختلف اجتماعی به سوالات یکسان، احتمالا به فاصله گرفتن از صدور احکام کلی راجع به «نظر مردم»، مفید خواهد بود.
Jan 23 2024
واکنشهای گسترده به اعدام محمد قبادلو؛ سازمانهای حقوق بشری خواستار مداخله جامعه جهانی برای توقف اعدامها شدند

ردیوفردا: اعدام محمد قبادلو، از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری اخیر در ایران، موجی از واکنشهای داخلی و بینالمللی را به همراه داشته و چهرهها و سازمانهای مختلف این اعدام را محکوم کردند و خواستار مداخله جامعه جهانی برای توقف روند اعدامها در ایران شدند.
سازمانهای حقوق بشری و چهرههای بسیاری در داخل و خارج ایران روز سهشنبه سوم بهمن اعدام قبادلو را محکوم کردند.
محمد قبادلو که به اتهام زیر گرفتن و قتل یک نیروی انتظامی در اعتراضات سال ۱۴۰۱ به اعدام محکوم شده بود، با وجود نقض حکم اعدامش در دیوان عالی کشور، بامداد سهشنبه سوم بهمن اعدام شد.
او نهمین نفر از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری «زن، زندگی، آزادی» است که پس از برگزاری روندهای قضایی فوری و مورد اعتراض از سوی نهادهای حقوق بشری، اعدام شده است.
در جریان این اعتراضات که پس از جان باختن مهسا امینی در شهریور ۱۴۰۱ آغاز شد، بر اساس گزارش منابع حقوق بشری، دستکم پانصد نفر به دست نیروهای امنیتی کشته شدند و هزاران نفر نیز بازداشت شدند.
سازمان حقوق بشر ایران، مستقر در نروژ، اعدام محمد قبادلو را شدیدا محکوم کرد و از جامعه جهانی خواست «با واکنش شدید مانع اعدامهای بیشتر توسط ماشین اعدام جمهوری اسلامی ایران شوند.»
محمود امیری مقدم، مدیر این سازمان، در بیانیهای گفت: «اعدام محمد قبادلو بر اساس قوانین بینالمللی و حتی قوانین جمهوریاسلامی غیرقانونیاست و یک قتل فراقضایی محسوب میشود.»
او افزود: «علیخامنهای و قوه قضائیه نظام فاسد جمهوریاسلامی باید در قبال این جنایت پاسخگو باشند! ما از جامعه جهانی و کشورهایی که با جمهوریاسلامی روابط دیپلماتیک دارند میخواهیم اعدام قبادلو را با شدیدترین لحن ممکن محکوم کنند و با واکنشهای عملی و پرهزینه برای جمهوری اسلامی از اعدامهای بیشتر جلوگیری کنند».
همزمان کمپین حقوق بشر ایران، نهاد غیردولتی مستقر در نیویورک، اجرای حکم اعدام محمد قبادلو را «مصداق دقیق یک قتل حکومتی دیگر به دست جمهوری اسلامی» دانست.
این سازمان نوشت که این اعدام «باید برای روشن شدن ابعاد آن، در مرکز توجه نهادهای حقوق بشری و در راس آن کمیته حقیقتیاب سازمان ملل قرار گیرد.»
در داخل ایران، مولوی عبدالحمید، چهره اهل سنت، در واکنش به اعدام قبادلو به اخذ اعترافهای اجباری از زندانیان سیاسی اشاره کرد.
او در حساب خود در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «اخذ اعتراف اجباری از زندانیان و اجرای بیرویه احکام اعدام در کشور، مجامع بینالمللی را تکان داده و باعث افزایش نارضایتی مردم و گسترش فاصله آنها از حاکمیت شده است.»
وکیل قبادلو نیز اعلام کرد که برای اثبات «غیرقانونی» بودن اعدام موکلش، حاضر به مناظره علنی در این زمینه است.
امیر رئیسیان شامگاه دوم بهمن با انتشار ابلاغیه الکترونیکی شعبه دوم اجرای احکام کیفری دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان رباط کریم، خبر داد که ابلاغیه اجرای حکم اعدام آقای قبادلو «چند ساعت پیش» برای او ارسال شده است.
آقای رئیسیان در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هر تصمیمی در فرایند ماده ۴۷۷ گرفته شده باشد نافیِ حق محمد قبادلو برای رسیدگی مجدد در راستای اعاده دادرسی نیست و در نتیجه اجرای حکم محمد قبادلو هیچ مجوز قانونی ندارد و بیتردید قتل محسوب میگردد.»
Jan 20 2024
روایتی از کشمکش شهروندان و حکومت بر سر حجاب اجباری در کافهها

رادیوفردا: اگر تا پیش از شهریور ۱۴۰۱ شهروندان در تهران و سایر شهرهای بزرگ برای انتخاب کافه فقط به معیارهایی مثل تناسب قیمت و کیفیت و موقعیت مکانی توجه داشتند، از پاییز ۱۴۰۱ به این سو یک معیار دیگر هم به آنها اضافه شده است: اجباری نبودن حجاب در کافه.
همزمان با پدید آمدن این امکان درنتیجۀ نافرمانی مدنی زنان و نیز توافق نامکتوب میان شهروندان در فضاهای عمومی، سرکوب زنان در فضای کافهها و رستورانها و مراکز تجاری نیز از اواخر سال ۱۴۰۱ و ابتدای امسال بهگونهای متفاوت ادامه یافته است.
در یک سال اخیر اخبار پلمب کافهها، از بزرگ و زنجیرهای گرفته تا کافههای کوچک، مراکز خرید و رستورانها بهدلیل اینکه مشتریهایشان حجاب اجباری را رعایت نکردهاند، ازجمله اخبار اصلی رسانهها و نیز شبکههای اجتماعی بوده است.
اکنون که بیش از یک سال از اعتراضات سراسری «زن زندگی آزادی» و سرکوب آن میگذرد، وضعیت حجاب اجباری که جرقهٔ این اعتراضات را زد، در فضای کافههای تهران چگونه است و فشار حکومت برای حفظ حجاب اجباری بهعنوان «خاکریز نظام»، در مقابلِ مقاومت مدنی زنانی که حاضر به عقب نشستن از حداقلیترین دستاورد «جنبش مهسا» نیستند، چه فضایی را بهخصوص در کسبوکار کافهها ایجاد کرده است؟
آنچه میخوانید، گزارشی است که براساس تجربهها و روایت یک شهروند-روزنامهنگار در تهران نوشته و تنظیم شده است.
مبارزۀ خاموش در برابر سرکوب آشکار
تهران، اردیبهشت ۱۴۰۲
خانم میم (اسم مستعار) پس از چندین سال دوری از ایران و علیرغم اینکه فضای امنیتی ناشی از اعتراضات پاییز ۱۴۰۱ شمار بسیاری از ایرانیان مهاجر را از سفر به کشور منصرف کرده، دل به دریا زده و به تهران برگشته تا با خانواده و دوستانش دیدار کند. تهران در روزهایی به سر میبرد که آرامشی نسبی در سطحیترین لایهٔ آن برقرار شده و جز تعطیلی دورهای کسبوکارها، مجتمعهای تجاری و کافهها، تنش داغی در جریان نیست.
برای دیدار با میم که از دوستان قدیم است، در مجتمع آ.اس.پ قرار میگذارم؛ جایی که اگرچه برای هر سلیقهای کافه و رستوران دارد، بیشتر بهعنوان پاتوقی برای جمع شدن نوجوانان و جوانان طبقهٔ متوسط به بالا شناخته میشود.
کافهها و رستورانهای این مجتمع در سالهای گذشته، ازجمله در میانهٔ اعتراضات آبان ۱۳۹۸، بارها بهطور گسترده با تعطیلی و پلمب مواجه بوده است؛ وضعیتی که باعث شده حضور نسل جوان اهل کافه برای آنچه خودشان آن را کمک به سرپا ماندن این کافهها در مواجهه با فشار حکومت توصیف میکنند، به یک توافق جمعی نانوشته تبدیل شود.
محوطهٔ تجاری آ.اس.پ طبق معمول شلوغ است، آنقدر که ناچارند به کافهای اکتفا کنند که جای خالی دارد. با چشمهایی که از خوشنودی میدرخشد، فضای پر از رنگ و نشاط اطرافمان را از نظر میگذراند و میگوید: «باورم نمیشود زنهای ایران اینقدر شجاعاند. باورم نمیشود اینشکلی دارند مقاومت میکنند. من که امیدی به تغییر از خارج ایران ندارم، امیدم فقط به همین مقاومت زنهاست.»
لبخند تلخی میزنم و به او میگویم کاش همینقدر که او میگوید، ساده بود. همین هفتۀ پیش باید اینجا میبود تا ببیند که مأموران انتظامی همین جا چطور فضضای امنتی درست کردند و چقدر کافه و رستوران را جلوی چشم مردم پلمب کردند.
هنگام ورود به کافۀ موردنظرمان با لحنی مؤدبانه درخواست کردند اگر امکان دارد، پوشش اجباری سر را به هر نحوی که برایمان مقدور است حفظ کنیم وگرنه توسط مأموران سیار پلمب میشوند؛ مأمورانی که خودمان هم هنگام ورود به مجتمع شاهد رفتوآمدشان بودیم.
اعتراف به اینکه آن روز تسلیم شدم سخت بود، اما تسلیم شده بودم. کلاه هودیام را روی سرم گذاشته بودم و سفارش قهوه داده بودم. با این حال در همان لحظات از حایل شیشهای کافه و محوطه شاهد صحنهای غریب بودم که در حال شکل گرفتن بود. جمعیتی جوان و نوجوان، بدون حجاب اجباری بر سر، هریک با سلیقهٔ خاص خود در لباس و رنگ مو و مدل آرایش، دورِ حیاط بزرگ مجتمع در حال گردش بودند، اما داخل هیچ کافهای نمیشدند. گویا تنها هدفشان فقط همین اعلام حضور بود. انگار بخواهند به مأموران بیسیمبهدست بگویند «ما اینجا هستیم و خواهیم بود».
یک هفته بعد از آن روز به دوستم اعتراف کردم و گفتم «آن روز من هم میتوانستم به آن مبارزهٔ خاموش بپیوندم و آنقدر راحت تسلیم نشوم».
تهران، خرداد ۱۴۰۲
محلۀ جردن (خیابان نلسون ماندلا) قرار دوستانهای در کافهای بهنسبت جدید دارم که بهتازگی کشف کردهایم؛ کافهای با دیوارهای بلند شیشهای دلباز.این سبک از کافهها راهش را در سالهای اخیر به بسیاری از خیابانهای پرتردد شهر باز کرده و با به تماشا گذاشتن منظرهٔ جذاب داخل، عابران را به خود دعوت میکند. به محض وارد شدن، دختری سراسیمه میآید جلو که «امکانش هست ازتون خواهش کنم شال سرتون کنید؟»
هیچ شالی همراهم نیست و همین را در جواب میگویم اما، انگار از قبل آماده باشد، میگوید «ما شال اضافه داریم اینجا. اگه اجازه بدید، بیارم سرتون کنید».
این بار همراهم اعتراض میکند که «شاید دوست نداره شال سرش باشه. چرا اصرار میکنید؟» و جواب میشنویم که «ببخشید تو رو خدا. ما تازگی از پلمب دراومدیم. با هزار زحمت دوباره باز کردیم. الان هم چند روزی زیر نظریم. برای همین داریم احتیاط میکنیم».
سر تکان میدهیم و همانطور که از پشت سرمان صدای عذرخواهی میشنویم، از پلهها پایین میآییم و پیاده راه میافتیم برویم سراغ کافههای دیگر. این کافههای دیگر اغلب اوقات محدود میشود به کافههایی که بهصورت دورهای پلمب میشوند اما باز هم ترجیح میدهند از تحمیل فشار روی مشتریان برای حفظ حجاب اجباری امتناع کنند.
تعدادی از این کافهها زنجیرهای هستند و در سالهای اخیر با شعبههای متعددشان در سطح شهر به پاتوقهایی شناختهشده برای نسل جوان تبدیل شدهاند. اغلب خبر پلمبشدنشان را از طریق صفحههای مجازی به گوش مخاطبانشان میرسانند و اغلب مشتریهای همیشگیشان بهمحض بازشدنشان میروند سراغشان تا بهنوعی برای جبران روزهایی که بهاجبار تعطیل بودهاند، سهم خودشان را ادا کنند.
تهران، آبان ۱۴۰۲
کافهقنادی نقلی و کوچکی در خیابان ولیعصر شمالی هست که اکثر اوقات از آنجا شیرینی میگیرم. حوالی ساعت چهار بعدازظهر است و مسیرم جوری است که از کنارش رد میشوم.
حالوهوای متفاوت و پریشانی دارند. کرکرههای خودکار را اندکی پایین دادهاند و دختران مسئول فروش و پذیرایی با حالتی وسواسی با پوشش روی سرشان ور میروند. با پرسوجو میفهمم که قرار نیست برای پلمب بیایند، ولی ظاهراً قرار است از تعزیرات بیایند و کارمندها دارند برای آنها آماده میشوند.
طبق معمول حجاب اجباری بر سر ندارم. میگویم پس من زود میروم که برایشان دردسر نشود. چند روز بعد که دوباره از کنار کافه قنادی میگذرم، میروم تا بهبهانۀ چای دربارۀ آن روز بپرسم. میگوید: «پلمب نکردند. چیزی که خیلی برایشان مهم است، حجاب فروشندههاست. زیاد با مشتریها کار ندارند، مخصوصاً اگر توی دید نباشند.»
در یک سال گذشته همیشه تلاش کردهام بر تعهد شخصیام در تن ندادن به پوشش اجباری برای ورود به کافه و رستوران پایبند بمانم، اما بخشی از ذهنم همواره درگیر سؤالاتی بوده که بیپاسخ باقی مانده است.
اگر صاحب کسبوکار کافه و رستوران بودم، چه واکنشی به این وضعیت داشتم؟ حد مقاومتم در برابر فشارها و دخالت سیستماتیک حکومت برای برهم زدن توافق میان مردم تا کجا دوام میآورد؟ از منظر اقتصادی، کسبوکارم تا چند بار
پلمب شدن طاقت میآورد؟

باخت حکومت یا بُرد مردم؟
طی ماههای اخیر تقریباً تمام رستورانها و کافههایی که به آنها رفتهام، ابتدای درِ ورودیشان استندهای بزرگی با محتوای لزوم رعایت حجاب و التزام به دستور اماکن برای حفظ پوشش اسلامی زدهاند تا در زمانهای حضور مأموران حکومتی کمترین میزان تنش با مراجع قانونی را داشته باشند.
اغلب زنان و دختران شاغل در کافه با سختگیری بسیار ملزم به رعایت حجاب موی سر شدهاند، بهگونهای که در یکی از کافههای زنجیرهای، پس از چند بار پلمب، حتی پای الزام استفاده از مقنعه هم به میان آمد.
تمهیدات ابتکاری
تقریباً تمام کافههایی که دیوارهای بلند شیشهای و دید وسیع از بیرون داشتهاند، دیوارهایشان را تا حد ممکن به انواع روشها از دیدرس عابران و البته خبرچینان طرفدار حکومت در سطح شهر پنهان کردهاند؛ از استفاده از پرده و سایهبان گرفته تا مات کردن شیشهها و چسباندن تابلو و…
تعداد زیادی از کافهها و رستورانها از گلوگلدان و پیچهها و حتی درختچههای بلند برای ایجاد دیوار و جلوگیری از دیده شدن فضای داخل استفاده میکنند. در بسیاری از خیابانهای شهر دیگر مانند قبل خبری از دیوارهای شیشهای دلباز برای دعوت شهروندان به داخل کافهها نیست.
مرور این تغییرات میتواند نشانگر اتفاقی جدید در تحولات مدنی باشد. در همزیستی تازه و مسالمتآمیز جامعه میان باحجابها و آنها که دیگر حاضر به تن دادن به حجاب اجباری روی سر نیستند، حکومت باخت و طردشدگی بزرگی را متحمل شده و بهرغم مداخلهٔ زورگویانه در این همزیستی نتوانسته است برندۀ این مبارزهٔ ناعادلانه با شهروندانی شود که میان خود توافق نانوشته بر همراهی و همدلی در موضوع حجاب دارند.
بنابراین بدیهی است که در این کشمکش ناعادلانه بخواهد جلوههای باخت را به روشهای دیگری پنهان کند.
اصرار بر انکار
مشاهدهپذیر شدن گسترش امتناع از حجاب اجباری، به عنوان نشانی از بُرد جامعه، برای حکومتی که بیش از ۴۰ سال بر طبل حجاب اجباری بهعنوان «اصل مسلّم دینی» کوبیده، قابل پذیرش نیست؛ پس تلاش میکند شهر را تا جای ممکن بازطراحی کند و به این شکل انتخاب متفاوت شهروندانش در رد پوشش اجباری را انکار کند.
در این میان، مداخلۀ زورگویانۀ حکومت وضعیت عجیب و بیسابقهای را نیز در فضای کسبوکار رقم زده است؛ وضعیتی که در آن مشتری، که عموماً عامل درآمد و رونق کسبوکار است، این روزها (اگر مطابق میل حکومت رفتار نکند) مزاحم و عامل توقف کسبوکار تلقی و حتی تبلیغ میشود.
عدهای این نوع مداخلۀ حکومت برای کنترل و سرکوب زنان را، هرچند ظاهراً تنها مستمسک حکومت برای مقابله است، هوشمندانه ارزیابی کردهاند. اما باید در نظر داشت که در تهران و برخی شهرهای بزرگ کشور، بهدلیل گستردگی، پیادهسازیِ تماموکمال «مقابله با بیحجابی» در اماکن عمومی و کسبوکارهایی مانند رستوران و کافهها عملاً غیرممکن به نظر میرسد.
تخصیص بودجه و امکانات نظارت و سرکوب همهجانبه و همیشگی در حال حاضر و با وضعیت اقتصادی فعلی که کشور به آن دچار است نیز دشوار و دور از دسترس به نظر میآید.
بازی دو سر باخت برای حکومت؟
از سوی دیگر، تعطیلی گسترده و متناوب کسبوکارها بهمعنای قفل شدن تجارت و درآمدسازی کمتر شهروندان است که خود این نیز از نظر نظام مالیاتی پیامدهایی برای خود حکومت دارد و هم به خودی خود آتش اعتراض و خشم را زیر خاکستر گرمتر نگه میدارد.
اعطای درجات و سطحی از آزادی اجتماعی به شهروندانی که بخش بزرگی از درآمدهای دولت را تأمین میکنند، انتخاب عقلانی بسیاری از کشورها در مسیر توسعه بوده است؛ انتخابی که توازنی ظریف را برای نگهداشت وضعیتِ ولو ظاهریِ برد-برد میان حکومت و شهروندان را ممکن میسازد.
بهنظر می رسد جمهوری اسلامی این روزها در این زمینه در تنگنای انتخابی تاریخی قرار دارد. دستبهدست شدن طولانیمدت لایحۀ موسوم به «عفاف و حجاب» در اجزای حکومت یکی از نشانههای همین تنگناست. با این حال، از شواهد چنین برمیآید که تصمیم حکومت نسبتی با تجربهٔ زیستهٔ جوامع مدنی نخواهد داشت.
در این میان، این سؤال مطرح است که آیا حکومت میتواند همزمان بیش از چند بازیِ برنده-بازنده را چه در محدود کردن آزادیهای اجتماعی و چه در حل بحرانهای اقتصادی و سیاسی تماماً با نتیجۀ بازنده بودن شهروندانش برنده شود و برنده بماند؟
نظرات نویسندگان در یادداشتها لزوماً بازتاب دیدگاه رادیوفردا نیست.
Jan 07 2024
رویا حشمتی درباره ۷۴ ضربه شلاق: هیچ عکسی از بدنم منتشر نکردم

رادیوفردا: رویا حشمتی، یکی از مخالفان حجاب اجباری در ایران که روایت او از اجرای حکم شلاقش با واکنشهای فراوان در شبکههای اجتماعی روبهرو شده، در پست تازهای میگوید، هیچ تصویری از بدن شلاق خوردهاش را منتشر نکرده است. میزان، خبرگزاری قوه قضائیه ایران، شنبه ۱۶ مهر در گزارشی درباره محکومیت رویا حشمتی به ۷۴ ضربه شلاق، نوشته بود که او «از عکس آرشیوی ۱۶ سال پیش استفاده کرده است.»
رویا حشمتی، شهروند ۳۳ ساله اهل سنندج و ساکن تهران، در صفحه فیسبوک خود نوشته بود که ۱۳ دیماه او را به «اجرای احکام» دادسرای ناحیه ۷ احضار کردند تا حکم ۷۴ ضربه شلاق او به خاطر سرپیچی از حجاب اجباری اجرا شود.
خانم حشمتی در پست تازه خود نوشته است عکسهایی که از بدنهای شلاق خورده در شبکههای اجتماعی منتشر شده، متعلق به او نیست.
رویا حشمتی نوشته است: «خواستم تاکید کنم که من هیچ عکسی از بدنم منتشر نکردم» و ترجیح میدهم برای روایت کردن از روشهای دیگری «استفاده کنم.» .
او تصریح کرد: «ما نیازی به اغراق و بزرگنمایی در مسیر مقاومتمون نداریم وقتی وارد بازی کی بیشتر هزینه داده؟ بشیم خواسته یا ناخواسته باعث میشیم رنج کسایی که در حال مقاومت هستند رو به یک مسابقه ی بی معنی تقلیل بدیم.»
خانم حشمتی تاکید کرده است که «شلاق یک مجازات وحشیانه است.»
گزارش میزان از حکم شلاق رویا حشمتی
میزان در گزارشی درباره محکومیت و اجرای حکم شلاق رویا حشمتی، نوشته است که اجرای این حکم «مطابق قانون» انجام شده است.
خبرگزاری قوه قضائیه در واکنش پست روز جمعه خانم حشمتی نوشته است، او در «ساعات مشخص در مکانهای پر رفت و آمد به ترویج اباحهگری با وضعیت بسیار زننده در خیابانهای شهر تهران پرداخته» بود.
میزان اضافه کرده است: در حالی خانم حشمتی «از اجرای حکم شلاق به خاطر محکومیت در پروندهای با موضوع حجاب سخن میگوید که محکومیت او موضوع دیگری دارد.»
خبرگزاری قوه قضائیه همچنین رویا حشمتی را متهم کرده است که «در قبال دریافت مبالغی از خارج از کشور» دست به «اقدام سازمان یافت» زده است و این موضوع «پس از بازداشت» او «اثبات» شد.
در حالی خبرگزاری قوه قضائیه رویا حشمتی را به دریافت پول از «خارج کشور» برای «ترویج اباحهگری» متهم کرده که در این زمینه مستنداتی ارائه نشده است.
جمهوری اسلامی از آغاز حیات خود مخالفانش را به دریافت پول از خارج متهم میکند، ولی مستنداتی در این زمینه ارائه نکرده است.
نهادهای مدافع حقوق بشر میگویند، اعترافات تحت فشار و شکنجه مخالفان٬ محور اصلی در مستندات و احکام دادگاههای جمهوری اسلامی است.
اظهارات وکیل رویا حشمتی
در همین زمینه، مازیار طاطائی، وکیل رویا حشتمی در گفتوگو با «شبکه شرق» در خصوص پرونده موکلش گفته است: «خانم رویا حشمتی به واسطه انتشار یک تصویر بدون حجاب از او در شبکههای اجتماعی، یک اردیبهشت با حضور شبانه ضابطان در منزلش، بازداشت و تلفن همراه و لپ تاپش هم توقیف شد. او ۱۱ روز را در بازداشت گذراند.»
مازیار طاطائی اضافه کرده است: «عنوان اتهامی خانم حشمتی در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب، تبلیغ علیه نظام بود. در شعبه ۱۰۹۱ مجتمع قضائی ارشاد هم ۴ عنوان اتهامی شامل «حضور در معابر بدون حجاب شرعی، جریحهدار کردن عفت عمومی، تولید محتوای مبتذل و تشویق مردم به فساد» متوجه خانم حشمتی شد.»
به گفته این وکیل دادگستری، دادگاه خانم رویا حشمتی را به ۱۳ سال و ۹ ماه حبس محکوم کرده بود.
مازیار طاطائی میگوید، دادگاه تجدید نظر رویا حشمتی را «بابت اتهام تشویق به فساد و فحشا و ساخت و انتشار آثاری که عفت عمومی را جریحهدار کرده، تبرئه کرد» اما بابت اتهام حضور در «معابر بدون حجاب شرعی، به پرداخت یک میلیون و ۲۵۰ هزار تومان جزای نقدی و بابت اتهام جریحه دار کردن عفت عمومی به ۷۴ ضربه شلاق محکوم کرد.»
وکیل خانم حشمتی اضافه میکند :«این محکومیت در نهایت قطعیت پیدا کرد که روزچهارشنبه و همزمان با روز مادر هم متأسفانه اجرایی شد. هرچقدر هم که با شعبه اجرای احکام گفتیم که اجرای این حکم در چنین روزی مناسب نیست، نپذیرفتند و این حکم متأسفانه اجرایی شد.»
واکنش گسترده به یادداشت رویا حشمتی
یادداشت خانم حشمتی درباره شلاق خوردنش بهویژه پس از بازنشر آن از سوی سپیده رشنو، دیگر مخالف حجاب اجباری که به حبس محکوم شد، در روز جمعه بازتاب گستردهای یافت.
پس از آن چند تن دیگر، از جمله بنفشه طاهریان و حسین شنبهزاده، روایت خود از شلاق خوردنشان را منتشر کردند.
او در یادداشت خود توضیح داده بود که در دادگاه حاضر به سر کردن روسری نشده و پس از آن در حضور قاضی و در محلی که به نوشته او «یک اتاق شکنجه قرون وسطایی بود» یک مرد به او شلاق زده است.
او نوشت: «ضربهها را نشمردم؛ زیر لب میخواندم به نام زن، به نام زندگی، دریده شد لباس بردگی، شب سیاه ما سحر شود، تمام تازیانهها تبر شود.»
رویا حشمتی پس از آن که چند ماه پیش عکسی از او بدون حجاب اجباری در خیابانهای تهران منتشر شد، از سوی دادگاه انقلاب به یک سال حبس تعلیقی، سه سال ممنوعالخروجی و ۷۴ ضربه شلاق محکوم شد.
با وجود تشدید فشارهای حکومتی در پی اعتراضات سراسری که با جانباختن مهسا امینی در بازداشت گشت ارشاد آغاز شد، نافرمانی زنان و دختران علیه حجاب اجباری در ایران ادامه یافته است.
Dec 27 2023
مأموران «حجاببان» کیف و تلفن همراه شهروندان را در ایستگاه مترو بازرسی میکنند

رادیوفردا: وبسایت «جماران» بر اساس «مشاهدات عینی» خبرنگار خود گزارش داده که نیروهای موسوم به «حجاببان» و لباس شخصیها در ایستگاه مترو تئاتر شهر تهران، وسایل شخصی شهروندان را «تجسس» میکنند. در این گزارش که روز سهشنبه پنجم دی منتشر شد، آمده است ماموران لباس شخصی حاضر در این ایستگاه اقداماتی شامل «تصویربرداری غیرمجاز با دوربینهای جیبی و پایهدار از مردم به بهانه تذکر حجاب، چک کردن گوشیهای همراه آنان بدون مجوز کتبی و عکسبرداری از کدهای موسوم به ریجستری تلفن همراه، تجسس کولههای پشتی و کیفهای دوشی مردم» انجام میدهند.
این وبسایت به نقل از یکی از مأموران حاضر در این ایستگاه نوشته است که این اقدامات، «دستور وزارت کشور است و شهرداری تهران نیز در این طرح کمک رسانی میکند.»
احمد وحیدی، وزیر کشور ایران، اوایل آذرماه بهدنبال انتشار تصاویری از حضور گسترده مأموران موسوم به «حجاببان» در ایستگاههای مترو، ادعا کرد که وزارت کشور برای استقرار آنها «مجوزی» صادر نکرده است.
در پی این ادعا، دو روزنامه «اعتماد» و «توسعه ایرانی» تصویر بخشی از بخشنامه وزیر کشور به تاريخ ۹ خرداد ۱۴۰۲ را منتشر کردند که دارای مُهر «خیلی محرمانه» است و در آن بر «بازداشت» و «برخورد» با زنان بدون حجاب اجباری تأکید شده است.
با وجود انتشار سند یاد شده، آقای وحیدی مسئولیت اظهارات خود مبنی بر عدم صدور مجوز برای نیروهای حجاببان را نپذیرفت و مدعی شد که پیشتر گفته است «اساساً اینها مجوز نیاز ندارند».
این در حالی است که عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی روز اول دی اذعان کرد که اقدامات افراد موسوم به حجاببان، «نه به شکل خودجوش بلکه با محوریت قرارگاه عفاف و حجاب شورای عالی و با هماهنگی وزارت کشور است.»
اولین بار، «خبرنامه امیرکبیر» روز ۱۲ آبان از استقرار گسترده نیروهای «حجاببان» شامل بیش از یکصد نفر زن و مرد در ایستگاه مترو تئاتر شهر و چهار راه ولیعصر و «برخوردهای خشونتآمیز» این نیروها با زنان گزارش داد.
در روزهای بعد، گزارشهایی از فضای «متشنج» و «امنیتی» در محدوده تئاتر شهر و مواردی از درگیری نیروهای حکومتی با شهروندان منتشر شد.
