اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'انتخاباتی' Category

Dec 29 2020

آیا واقعا بر محبوبیت احمدی‌نژاد افزوده شده؟ جزییاتی از نظرسنجی استاسیس در گفت‌وگو با آرش غفوری

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

ایران وایر: در نظرسنجی استاسیس نزدیک به ۳۷ درصد افرادی که نظر آن‌ها پرسیده شده گفته‌اند که اگر قرار باشد در انتخابات ۱۴۰۰ شرکت کنند به «محمود احمدی‌نژاد» رای خواهند داد.
مطابق این نظرسنجی میزان رضایت از عملکرد «حسن روحانی» نیز ۲۵ درصد برآورد شده است.

شرکت تحلیل داده‌های «استاسیس» (Stasis) چندی پیش با حمایت «ایران‌وایر» یک نظرسنجی برگزار کرد که برخی نتایج آن غیرمنتظره‌ به نظر می‌رسید. از جمله، نزدیک به ۳۷ درصد افرادی که نظر آن‌ها پرسیده شده گفته‌اند که اگر قرار باشد در انتخابات ۱۴۰۰ شرکت کنند به «محمود احمدی‌نژاد» رای خواهند داد. «ابراهیم رئیسی»، «محمد خاتمی»، «محمدجواد ظریف» و «محمدباقر قالیباف» در رده‌های بعدی قرار دارند. میزان رضایت از عملکرد «حسن روحانی» نیز ۲۵ درصد برآورد شده است. «آرش غفوری»، مدیر این طرح نظرسنجی که تحصیلاتش نیز در حوزه کارشناسی نظرسنجی و کمپین‌های انتخاباتی است، به ایران‌وایر می‌گوید این داده‌ها با دقت و با رعایت استانداردهای علمی به دست آمده است. گفت‌وگوی ایران‌وایر با او شرح مختصری است بر شیوه به سرانجام رساندن این نظرسنجی:

با توجه به تلفنی بودن این پیمایش چقدر می‌توان مطمئن بود که پاسخگو به مصاحبه‌کننده اعتماد کرده و نگرانی‌هایش را در پاسخ دخیل نکرده است؟

هیچ نظرسنجی‌ای نمی‌تواند ادعا کند که داده‌هایش صد در صد درست است و شرکت‌کنندگان به تمامی نظر واقعی‌شان را ابراز کرده‌اند. ما فقط می‌توانیم از طریق روش‌های علمی احتمال خطا را کاهش دهیم و کاری کنیم که افراد، کمتر در معرض نظر دادن خطا باشند. یعنی با روش‌های علمی پاسخ‌های نادرست را کاهش بدهیم.

منظورتان چه روش‌هایی است؟

مثلا فرد پرسشگر آموزش کافی دیده باشد که سوالاتش را چطور آغاز کند یا چگونه با فرد روبه‌رو ارتباط برقرار کند و اعتمادش را به دست بیاورد. تمام کسانی که در نظرسنجی دخیل هستند، از پیش، بارها و بارها آموزش دیده‌‌اند، پرسشنامه را تست کرده و ایرادات آن را رفع کرده‌اند و برای ایجاد جوی خوب و خودمانی بین پرسشگر و پاسخ‌دهنده کوشیده‌اند. اما در نهایت دو معیار دیگر هم برای تایید داده‌ها داریم. در پایان هر نظرسنجی از پاسخ‌دهنده می‌خواهیم به دو سوال ما جواب بدهد: اینکه تا چه حد به پرسشگر اعتماد کرده‌ و اینکه تا چه حد صادقانه جواب داده است.

و اگر پرسشگر اعتماد نکرده باشد؟

کسانی که در این طیف پنج قسمتی «از صفر تا کاملا» نمره پایین بیاورند، مثلا بگویند صادقانه جواب نداده‌‌اند یا به پرسشگر اعتماد نکرده‌‌اند، از نمونه حذف می‌شوند. در جریان همین نظرسنجی ۴۲ نفر از پاسخ‌ها را از دایره نمونه‌ها خارج کردیم چون ارزیابی پرسشگر این بوده که فرد مصاحبه‌شونده به صورت صادقانه جواب نداده یا اینکه حداقل «باری به هر جهت» جواب داده است. با این دقت نظرها سعی کرده‌‌ایم بیشترین اعتبار را برای پاسخ‌ها کسب کنیم.

اعضای جامعه آماری این نظر سنجی چگونه انتخاب شدند؟

آنها به شکل تصادفی و بر اساس جنس، سن و محل سکونت و بر پایه داده‌های سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، به شکل تلفنی مورد پرسش قرار گرفتند و همه نمونه‌ها ۱۸ سال به بالا بودند

آیا حجم نمونه ۱۱۳۶ نفری برای یک نظرسنجی تک‌موردی با توجه به جمعیت ایران و تعداد استان‌ها کافی‌ست؟

بله، این تعداد معمول و کافی است. داده‌های این نظرسنجی را با اطمینان ۹۵ درصد و در فاصله اطمینان ۲.۸ تا ۳.۱ (برای کمترین و بیشترین واریانس ممکن) می‌توان به کل افراد بالای ۱۸ سال ساکن ایران تعمیم داد. مشارکت این تعداد در همه جای دنیا در نظرسنجی‌های مختلف معمول است. در نظرسنجی‌های آمریکا هم اگر دقت کنید با وجود جمعیت سیصد میلیونی، با جامعه آماری هزار نفره پیش می‌روند و البته درستی طرح با این پیش‌فرض است که شما نمونه را درست انتخاب کرده باشید. ما به تلفن‌های استان به استان دسترسی داشتیم و این امکان را به ما می‌داد که بر اساس استان‌ها نمونه‌هایمان را انتخاب کنیم. این طور نبود که مثلا در تهران تعداد زیادی نمونه آماری داشته باشیم و در استان البرز نداشته باشیم.

از نظر دقت توزیع استانی چطور عمل کردید؟

برای اینکه بتوانیم به داده‌های قابل اتکاتری برسیم و تمام کشور را پوشش بدهیم نمونه‌های مبنا را مطابق با جمعیت هر استان انتخاب کردیم. به این معنی که تعداد افراد مورد پرسش با تعداد جمعیت استان مطابقت داشته است. مثلا اگر تهران بیشترین جمعیت را دارد، بیشترین نمونه از تهران انتخاب شده؛ و به همین ترتیب برای سایر استان‌ها نسبت جمعیتی را کاملا مراعات کردیم.

شاید برای عده‌ای علت محبوب شدن احمدی‌نژاد یا رئیسی سوال‌برانگیز باشد. نظر خاصی در این باره دارید؟

آقای احمدی‌نژاد طی این سال‌ها تصویر جدیدی از خودش ارایه داده و خودش را در مقابل الیگارشی حاکم قرار داده است. نوعی یار و یاور مظلومان و مستضعفان و پابرهنگان و ستمدیدگان. قبل از آن هم از طریق دادن یارانه این کار را کرده بود. به شکلی سعی می‌کند خودش را تبدیل به نماد مخالفت با افرادی کند که نامحبوب‌اند. مثلا در نظرسنجی می‌بینید که چقدر لاریجانی‌ها نامحبوب‌اند. در واقع دعوای بین احمدی‌نژاد و لاریجانی‌ها و ایجاد این فضا که «من جلو آنها را که می‌خواهند از مالیات بخورند و ببرند ایستاده‌‌ام» منجر به توجه به او می‌شود.

در مورد رئیسی چطور؟

آقای رئیسی هم با حرف‌هایی که دنبالش بود در انتخابات گذشته ۱۳ میلیون رای اخذ کرد و بعد از آن هم تبلیغات رسانه‌‌ای بسیاری برایش انجام شد که مثلا دارد در قوه قضاییه اصلاحات ایجاد می‌کند و دنبال عدالت است یا با جریان اختلاس در کشور مقابله می‌کند. کاری ندارم به اینکه این مقابله واقعی است یا صوری؛ یا اختلاس‌گران واقعی را دنبال می‌کند یا نمی‌کند. تصوری که از آقای رئیسی در رسانه‌های درون حاکمیت بازسازی شده تا حدی به اقبال او کمک کرده است.
اما توجه کنید هم برای آقای احمدی نژاد و هم برای آقای رئیسی نکاتی منفی هم در این نظرسنجی وجود دارد. به عنوان مثال، برای آقای رئیسی افرادی که می‌گویند او را دوست دارند و آنها که می‌گویند دوستش ندارند با هم برابرند. ۲۷ درصد دوستش دارند و ۲۷ درصد دوستش ندارند. یا درصد کمتری از کسانی که تحصیلات دانشگاهی دارند و در معرض اخبار بیشتری در مورد آقای رئیسی یا احمدی‌نژاد قرار دارند، نسبت به سایر افراد جامعه، به آنها اقبال نشان داده‌اند.

آیا می شود از این حرف‌ها به برآوردی از میزان مشارکت در انتخابات ۱۴۰۰ رسید؟

این نظرسنجی در مورد میزان مشارکت یک تصویر از زمان امروز است. این که هفته آینده یا ماه آینده یا روزهای قبل از انتخابات چه خواهد شد ما نمی‌دانیم.
اما به صورت معمول، آدم‌ها در تمام دنیا تمایل به مشارکت را بیشتر از رقم واقعی‌‌اش برآورد می‌کنند. در همین آمریکا افرادی که می‌گفتند بی‌تردید در انتخابات شرکت می‌کنند بیش از هفتاد درصد بودند اما بعد از انتخابات مشخص شد که فقط ۶۶ درصد شرکت کرده بودند.

آیا راهی وجود دارد که آمار افرادی که می‌گویند مشارکت می‌کنند اما شرکت نمی‌کنند و آنها که واقعا مصمم به مشارکت هستند را تعیین کرد؟

ما سعی می‌کنیم با بهره‌گیری از چند پرسش تکمیلی و یک سری مدل‌های آماری به رقم و آمار واقعی رای‌دهندگان احتمالی دست پیدا کنیم.
اما در نظرسنجی اخیر وارد آن مراحل نشده‌‌ایم چون بسیار زود است. هر چه به زمان انتخابات نزدیک‌تر بشویم سعی می‌کنیم با بهره‌گیری از پرسش‌های دیگر، به تعداد واقعی رای‌دهندگان نزدیک‌تر شویم؛ که معمولا این رقم نهایی از تعداد کسانی که ادعا می‌کنند در انتخابات شرکت می‌کنند کمتر خواهد بود.

ممکن است در مورد این مدل‌های آماری توضیح بیشتری بدهید؟

مثلا از کسی که از میان گزینه‌های «حتما شرکت می‌کنم»، «ممکن است شرکت کنم» یا «اصلا شرکت نمی‌کنم» گزینه «حتما شرکت می‌کنم» را پاسخ داده سوال می‌کنیم آیا می‌داند برگزاری انتخابات چه زمانی است. طبعا کسی که شور و حرارت نشان می‌دهد که حتما شرکت می‌کند اما در مورد زمان انتخابات چیزی نمی‌داند احتمالا جزو شرکت‌کنندگان قطعی در نظر گرفته نمی‌شود. اینها کارهایی است که در مراحل بعدی انجام خواهیم داد.

آیا نظرسنجی‌ها تا انتخابات ۱۴۰۰ ادامه خواهند داشت؟

مبنا را بر این گذاشته‌‌ایم که اگر بتوانیم ادامه دهیم.

بنابر نتایج نظرسنجی، ۲۴ درصد گفته‌اند شرکت در انتخابات «کاملا موثر است» و به همین میزان هم گفته‌اند «اصلا موثر نیست.» آیا طیف بینابینی هم وجود دارد؟ یا نتایج نظرسنجی بازتاب نظرات ۲۴ درصدی که شرکت نمی‌کنند نیز هست؟

بله. بازتاب همه طیف‌ها است. اما در مورد طیف بینابین، وقتی شما در یک نظرسنجی هم اعداد و ارقام قطعی دارید و هم رقم‌های احتمالی، رقم‌های قطعی از اهمیت بیشتری برخوردار است. برای اینکه رقم‌های قطعی در واقع از سوی کسانی داده شده که احتمال آنکه روی نظرشان پافشاری کند بیشتر از کسانی است که مثلا به طیف «تا حدی» یا «ممکن است» مرتبط می شوند.
در مورد اثربخشی مشارکت این نکته هم وجود دارد که شما ممکن است نخواهید در انتخابات شرکت کنید اما به اثربخشی آن باور داشته باشید و شرکت شما به شرایط بستگی داشته باشد. اینکه آیا کاندیدای مورد علاقه تان شرکت می‌کند، که در آن صورت به نظرتان اثربخشی انتخابات بیشتر خواهد شد، و اگر کاندیدا نداشته باشید ممکن است در مورد اثربخشی‌‌ انتخابات مردد باشید.
سوالات مشارکت یا عدم مشارکت در انتخابات مواردی نیستند که الان با وجود فاصله زمانی با انتخابات بشود در مورد آنها تحلیل دقیقی ارایه داد. باید جلوتر برویم تا تحلیل دقیق‌تری داشته باشیم. اما هدف‌مان از طرح این سوال آن بود که یک تصویر کلی از ماجرا داشته باشیم تا در آینده با امروز مقایسه کنیم.

آیا موردی در نظرسنجی اخیر بود که برای خودتان تازگی داشته باشد؟

بله، سال ۱۳۹۴ برای میزان محبوبیت آقای احمدی‌نژاد نظرسنجی انجام دادیم و پاسخ‌ها نشان می‌داد که جامعه آماری در مورد او به شدت دو قطبی است. از آن‌ها سوال کرده بودیم به احمدی‌نژاد بین نمره صفر تا بیست چند می‌دهید. کسانی که گفته بودند بیست یا صفر بیشترین تعداد فراوانی را داشتند. اما الان کمتر شاهد آن بودیم که یک عده به شدت عاشق‌اش باشند یا عده دیگری از او متنفر باشند. بلکه از میزان نفرت بخش‌هایی از میانه جامعه که حتی در گذشته هم با او مشکل داشتند کاسته شده و در نمونه‌های نظرسنجی به طیف میانه وسط افزوده شده است. به همان اندازه که داده‌ها نشان می‌دهد کسی مثل لاریجانی چقدر نامحبوب است یا کسی مثل عارف تا چه حد در پایین ماجرا قرار گرفته یا حتی خود آقای روحانی که محبوبیتش به ۲۵ درصد کاهش یافته است.
گروه‌هایی از افراد سیاسی مثل آقای ظریف، خاتمی و روحانی در سال ۱۳۹۵ که اوج دوران برجام بود از درصد محبوبیت بالایی برخوردار بودند. مثلا محبوبیت ظریف ۷۶ درصد، محبوبیت روحانی ۷۵ درصد، محبوبیت خاتمی ۶۵ درصد و لاریجانی ۴۵ درصد بود. اما محبوبیت این طیف به شدت کاهش یافته. مثلا ظریف از ۷۶ درصد به ۴۵ درصد تقلیل پیدا کرده، محبوبیت روحانی از ۷۵ درصد به ۲۶ درصد، خاتمی از ۶۵ درصد شده ۴۵ درصد و لاریجانی از ۴۵ درصد به ۲۶ درصد کاهش یافته است. اما آن سوی داستان، با افزایش هفت درصدی محبوبیت احمدی‌نژاد مواجه بوده‌ایم؛ یعنی محبوبیت او از ۵۷ درصد به ۶۴ درصد افزایش یافته است.
در بخش «عدم محبوبیت» هم با همین ارقام و تغییرات مواجه بودیم. مثلا ظریف سال ۱۳۹۵ عدم محبوبیتش هفت درصد بود و الان به رقم ۳۴ درصد رسیده است. عدم محبوبیت روحانی از ۲۱ درصد به ۶۵ درصد یا عدم محبوبیت خاتمی آن سال ۲۲ درصد بوده و الان به ۳۳ درصد افزایش یافته. اما در اینجا عدم محبوبیت احمدی‌نژاد کاهش یافته؛ یعنی از ۳۹ درصد به ۲۸ درصد کاهش پیدا کرده است.
مجموعه این یافته‌ها نشان می‌دهد که جامعه از کسانی که روزگاری آنها را دوست می‌داشته‌اند و به آن‌ها امید بسته بودند به سمت دیگری روی گردانده؛ چون از آنها ناامید شده است.
همان زمان، ۲۵ درصد مردم در مورد اصلاح طلب‌ها می‌گفتند فکر می‌کنند که آن‌ها کارایی دارند و به آن‌ها تمایل داشتند. امسال این رقم به ۱۱ درصد کاهش یافته است. اما میزان محبوبیت اصولگراها تفاوت معناداری نکرده؛ یعنی قبلا ۱۳ درصد محبوبیت داشته و مورد اعتماد بودند و الان ۱۱ درصد محبوبیت دارند.

No responses yet

Dec 29 2020

سخنگوی شورای نگهبان: نظارت استصوابی نباشد ممکن است یک قاتل رای بیاورد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: کدخدایی: افرادی در این دوره از مجلس بودند که صلاحیتشان تایید نشد… دعوتشان کردم و پرونده‌شان را به خودشان نشان دادم، آنها تشکر کردند و رفتند

عباسعلی کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان، با دفاع از نظارت استصوابی این شورا در رای‌گیری‌ها و انتخابات گفته است که در نبود چنین محدودیت‌هایی مردم ممکن است به یک “کلاهبردار یا قاتل” رای بدهند.

آقای کدخدایی در گفت‌وگو با خبرگزاری کار ایران (ایلنا) انتخابات در ایران را “آزاد” توصیف کرده و مدعی شده است که تاثیر رد صلاحیت‌های شورای نگهبان در مشارکت مردم “زیر یک درصد” است. او گفته منبع این آمار را “نظرسنجی‌های دستگاه‌های دولتی” است.

نظارت استصوابی شورای نگهبان و روندی که به رد صلاحیت نامزدهای انتخابات در ایران منجر می‌شود، همواره با انتقاد تند و اعتراض شدید مخالفانی روبرو بوده که چنین کاری را نقض صریح انتخابات آزاد و محدود کردن نامزدها به افراد مورد تایید حکومت می‌دانند.

“نظارت استصوابی” تفسیر شورای نگهبان از اصل ۹۹ قانون اساسی است که بر اساس آن نظارت بر بیشتر رای‌گیری‌ها در ایران بر عهده این شورا گذاشته شده است. نظارت استصوابی به این معناست که شورای نگهبان می‌تواند درباره صلاحیت یا عدم صلاحیت افراد برای تصدی پست‌هایی از جمله ریاست جمهوری، نمایندگی مجلس و عضویت در مجلس خبرگان رهبری تصمیم بگیرد.

آقای کدخدایی در مصاحبه تازه خود کم شدن مشارکت و علاقه مردم به انتخابات را به مشکلات معیشتی و اقتصادی آنها و “وعده‌های عمل‌نشده” دولت مربوط دانسته و محدودیت‌ها در تایید صلاحیت نامزدهای منتقد را کم‌اهمیت جلوه داده است.

او با تکرار استدلال همیشگی مقام‌های جمهوری اسلامی “محدودیت‌های قانونی” را در تمام نظام‌های سیاسی لازم دانسته و گفته “منطقاً در نظام سیاسی تمام دنیا به کسی که کلاهبردار یا قاتل است اجازه نمی‌دهند که در مجلس حاضر شود.”

منتقدان در شبکه‌های اجتماعی اظهارات آقای کدخدایی را نوعی مغلطه برای توجیه محدودیت‌های حکومتی دانسته‌اند و گفته‌اند برای جلوگیری از ورود یک مجرم به انتخابات نیازی به نظارت استصوابی نیست بلکه “گواهی عدم سوء پیشینه” کافی است.

“تشکر کردند و رفتند”

سخنگوی شورای نگهبان به خبرگزاری ایلنا گفته است: “افرادی در این دوره از مجلس بودند که صلاحیتشان تایید نشد اما چون رابطه بدی با آنها ندارم، دعوتشان کردم و پرونده‌شان را به خودشان نشان دادم؛ آنها تشکر کردند و رفتند.”

آقای کدخدایی می‌گوید اگر قانون اجازه می‌داد که دلیل رد صلاحیت‌های اعلام و “این بار از روی دوش ما برداشته شود” این دلایل در حضور رسانه‌ها اعلام خواهد شد.

او مدعی شده شورای نگهبان “همیشه مظلوم است” چون به گفته او متهم می‌شود که با نگاه سیاسی افراد را رد صلاحیت می‌کند و به خاطر انتقادها “در نهایت باید هزینه بدهد.”

این در حالی است که شورای نگهبان از ابتدای تشکیل تاکنون مورد حمایت کامل رهبر جمهوری اسلامی بوده و در برابر انتقادها و اعتراض‌های در دهه‌های تغییر رویه نداده است.

No responses yet

Dec 23 2020

واشنگتن‌پست: ایران در تهدید سایبری علیه مدیر اف‌بی‌آی و مقام‌های انتخاباتی آمریکا دست داشته

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,انتخاباتی,سیاسی,کامپیوتر و اینترنت


بی‌بی‌سی: کریستوفر ری، مدیر اف‌بی‌آی، از جمله مقام‌هایی بود که اسم و اطلاعاتش در سایت “دشمنان مردم” منتشر شده بود

به گزارش روزنامه واشنگتن پست پلیس فدرال آمریکا (اف‌بی‌آی) به این نتیجه رسیده است که ایران پشت تلاش‌های آنلاین اخیر برای تحریک به خشونت علیه مدیر اف‌بی‌آی، یک مقام سابق امنیت سایبری دولت آمریکا و چندین مقام انتخاباتی در ایالت‌های مختلف بوده است.

این افراد از جمله کسانی هستند که ادعاهای مربوط به تقلب گسترده در انتخابات آمریکا را که دونالد ترامپ به آن دامن می‌زند، رد کرده‌اند.

کریستوفر ری، مدیر اف‌بی‌آی و کریستوفر کربس، از مقام‌های امنیت سایبری آمریکا از جمله کسانی بودند که عکس، آدرس و اطلاعات شخصی آنها با عنوان “دشمنان مردم” در سایتی اینترنتی منتشر شده بود. روی عکس این افراد علامت هدف‌گیری گذاشته شده بود.

به گزارش واشنگتن پست در این سایت نوشته شده بود: “این مقام‌ها به انتخابات جعلی علیه ترامپ کمک کرده و شریک جرم بوده‌اند.”

اطلاعات این افراد در شبکه‌های اجتماعی هم با هشتگ‌های مختلف از جمله #remembertheirfaces (چهره‌شان را به خاطر بسپار) همرسان شد.

کریستوفر کربس، مدیر ارشد امنیت سایبری و زیرساخت وزارت امنیت داخلی، از صریح‌ترین مقام‌ها علیه ادعاهای تقلب در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود که حدود یک ماه پیش آقای ترامپ او را برکنار کرد.

به گزارش واشنگتن پست به نقل از مقامی که خواسته نامش فاش نشود، اف‌بی‌آی با مسئولانی که نام و اطلاعات آنها در سایت منتشر شده تماس گرفته و به آنها اطلاع داده که ایران در این کار دست داشته است.

بنا بر این گزارش تعدادی از کسانی که هدف این حمله آنلاین قرار گرفته‌اند، پیامی را از پلیس فدرال آمریکا دریافت کرده‌اند که می‌گوید اف‌بی‌آی به “اطلاعات معتبری” دست یافته که “قریب به یقین”نشان می‌دهد عوامل ایرانی‌ مسئول ایجاد سایت تهدیدآمیز “دشمنان مردم” در اواسط ماه دسامبر بوده‌اند.

  • ادعای دخالت ایران در انتخابات آمریکا؛ ایران سفیر سوئیس را احضار کرد
  • ایران اتهام دخالت در انتخابات آمریکا را رد کرد
  • آمریکا پنج نهاد ایرانی را به اتهام ‘مداخله انتخاباتی’ تحریم کرد
  • آمریکا: ایران، چین و روسیه به دنبال ‘دخالت در انتخابات ما’ هستند

توضیح ویدئو،نگاهی به تاریخچه اتهام دخالت ایران در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا

واشنگتن پست می‌گوید اف‌بی‌آی به درخواست این روزنامه برای واکنش به این گزارش‌ها پاسخی نداده اما انتظار می‌رود به زودی درباره این موضوع اطلاع‌رسانی کند.

ایران هنوز واکنشی به این گزارش نشان نداده است.

پیش از این هم در جریان انتخابات آمریکا نام ایران در تلاش‌ها برای دخالت در انتخابات مطرح شده بود.

در ماه اکتبر مدیر اطلاعات ملی آمریکا ایران را به فرستادن ای‌میل‌های تهدیدآمیز برای رای‌دهندگان دموکرات متهم کرد. در آن زمان وزارت خارجه ایران سفیر سوئیس، حافظ منافع آمریکا را در اعتراض به این اتهام احضار کرد.

پیش از آن هم در ماه اوت مقام‌های اطلاعاتی آمریکا گفتند که ایران به دنبال “ضربه زدن به نهادهای دموکراتیک و تفرقه‌افکنی” در ماه‌های پیش از انتخابات است.

No responses yet

Dec 01 2020

انتخاب بین بد و بدتر

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,انتخاباتی,تحریم,سیاسی

تویتر مجید توکلی: چون معتقدم رای‌ندادن نیاز به تئوری دارد و تا انتخابات بحث‌هایی وجود خواهد داشت، مجموعه‌ای از عللِ رای‌ندادن و عدمِ شرکت در انتخابات را در چند دسته در این رشته‌توییت آورده‌ام. البته با توجه به اهمیتِ علت‌های فرهنگی و اخلاقی، با جزئیات و تفصیلِ بیشتری به آن پرداخته‌ام.
رای‌دادن و مشارکت در انتخابات مانع اصلی تغییرات فرهنگی در جامعه است و فاصله‌ی عرف و باورهای مردم با قانون را زیاد کرده است. رای‌دادن در این چند دهه در ساختار سیاسی ج.ا منجر به تثبیت و تقویتِ خودی‌ها و درنتیجه طرد و حذفِ غیرخودی‌ها و فرودستان شده است.
مشارکت‌کنندگان در انتخابات در سطح کلان با “حداقل‌خواهی” و نادیده‌گیریِ مطالباتِ حداکثریِ مردم، از حقیقت کوتاه آمده‌اند و نوعی از بی‌اعتنایی و بی‌تفاوتی نسبت به درستی و راستی را در جامعه گسترش داده‌اند و آن نادرستی‌ها را به فرهنگ رسمی تبدیل کرده‌اند.
در چند دهه اخیر از عبارات و شعارهایی برای ارتباط با جامعه و قدرت استفاده شده که دربردارنده‌ی ریاکاری، پنهانکاری و فریبکاری بوده است. از طرح‌شدنِ ایده‌های ناب و اصیل جلوگیری شده است و کسانی که به این محدودیت‌ها تن نداده‌اند، حذف و طرد شده‌اند.
به‌تدریج از افراد غیراصیل و خاکستری چهره‌سازی شده است تا آن‌ها نماینده و سخنگوی مردم شوند. حتی آن‌ها را با تمام خطاها و نادرستی‌های گذشته و حال‌شان در موقعیتِ شایستگان نشانده‌اند و نسبت به خطاها و گاه جنایت‌های پیشین‌شان سکوت شده است.
به این امید که شاید یک وضعِ اخلاقی و جامعه‌ی اخلاقی برای بروز واقعیتِ اخلاقی فراهم بیاید، در جهتِ خلاف با همه‌ی ارزش‌های اخلاقی موجود حرکت شده است. غافل از آنکه در راه رسیدن به آن جامعه‌ی مطلوب به موجوداتی غیراخلاقی و فاقد معیارهای ارزشمند تبدیل شده‌اند که درنهایت اگر تمامیت‌خواهی و ساختارهای ناعادلانه‌اش هم رهایشان کند، چیزی جز همان نادرستی‌ها و ناراستی‌هایی که همیشه انجام داده‌اند، برای‌شان باقی نمی‌ماند. ترویجِ یک زبان غیراخلاقی و نخ‌نما و چهره‌سازی از ناشایسته درنهایت به عادی‌سازی و توجیهِ نادرستی و شر رسیده است.
مشیِ حداقل‌خواهی موجب شده است که کفِ مطالبات و خواسته‌های هر دوره سقفِ مطالبات و خواسته‌های دوره بعد باشد و یک وضعیتِ قهقرایی و انحطاطی ایجاد شود که نمایندگانش نیز چنین وضعیتی دارند و سنگرِ بد برای دفاع از خطرِ بدتر به “کارخانه‌ی تولید بدتر از بد” تبدیل شود.
اصلاح‌طلبیِ واقعاً موجود با این حداقل‌خواهیِ قهقرایی، «بدآگاهی» تولید می‌کند و چهره‌های سالم‌تر و صادق‌تر به‌تدریج حذف می‌شوند و به حاشیه می‌روند و از ایده‌ها و ارزش‌های درست و راست صرف‌نظر می‌شود تا از افراد ناشایسته چهره‌سازی شود و نمایندگی و تریبون به آن‌ها داده شود.
همچنین در دو نوع سیاست‌ورزی دولت‌گرا و سیاست‌ورزی جامعه‌گرا دو مشکل ایجاد شده است. مشارکت در انتخابات در نگاهِ دولت‌گرای انتخابات‌محور موجب شده است تا بخشِ واقعیِ قدرت از رویاریی با واقعیت‌های سیاسی دور شود و در برابر تصمیمات سخت قرار نگیرد یا تصمیمات سخت را توسط دیگرانی بگیرد و انجام دهد که اصلاح و تغییرِ سیاسی را ناپایدار و برگشت‌پذیر می‌کند و به یک‌معنا مسئولیتِ قدرت در برابر تغییراتِ ضروری -پس از رویارویی با بحران‌ها- را نپذیرد و انتخابات را به امکانی برای بلاگردانی و فرار از مسئولیت تبدیل کند.
در سیاست‌ورزی جامعه‌گرا نیز با تأکید بیش از اندازه بر انتخابات و تقلیلِ دموکراسی به انتخابات، از خیابان و روش‌های مختلف جنبش‌های اجتماعی برای پاسخگویی قدرت دور شده است. انتخابات‌گرایی بیش از هرچه در چند دهه گذشته مخالفت با جنبش‌های اجتماعی و اعتراضات مردمی بوده است.
گرچه گاهی انتخابات منجر به اعتراضات شده، اما پیامِ انتخابات‌گرایان به قدرت این بوده است که اگر اجازه ندهند در قدرت باشند، مردم به خیابان می‌آیند و کار سخت می‌شود! درعمل انتخابات‌گرایی راه تغییر سیاسی را احزاب و گروه‌های به‌رسمیت‌شناخته می‌داند و به ساختارهای کنونی تن می‌دهد.
پس به جنبش‌های اجتماعی که در جهت مشروعیت‌زدایی از قدرت و ایجاد فشارِ اجتماعی از انباشتِ نارضایتیِ عمومی حرکت می‌کند، می‌تازد و بحران‌سازی‌های جنبش‌های اجتماعی برای قدرت را ترسناک و خطرناک جلوه می‌دهد تا راه هرگونه تغییر به‌واسطه‌ی کنشِ مستقیم و حتی کنشِ نمادین را ببندد.
آن‌ها خواهان تن‌دادنِ جامعه به قوانین موجود (ولو بد و نادرست) می‌شوند. حتی مطالبه‌محوری اصیل در جامعه ایران وجود ندارد و برخی از گروه‌ها و احزاب که از قدرت دور مانده‌اند، تنها برای اینکه بگویند وجود دارند؛ به انتشار یک بیانیه‌ی مطالبه‌محوری در آستانه انتخابات می‌پردازند.
در این‌سال‌ها مطالبه‌محوری نه بر اصالتِ حقِ مردم در برابر قدرت اشاره داشته است و نه در پی ایجاد شکاف مردم و دولت برای بروز جنبش‌های اجتماعی از طریق بحران‌سازی و فشار اجتماعی برای تغییر سیاسی -چه با حضور نمایندگانی در قدرت و چه بدون آن- بوده است.
افزون‌بر علت فرهنگی‌ای که برای رای‌ندادن وجود دارد، چند دسته دیگر برای رای‌ندادن هم وجود دارد که معمولاً توسط گروه‌ها و افراد در برهه‌های مختلف بر یکی از آن‌ها تأکید می‌شود. برای کسانی که رای نمی‌دهند تمامی این علل موجه و قابل قبول است (و تاکتیکی بر یک علت تأکید می‌کنند).
دسته‌ی دوم علت‌ها به مبانی مرتبط است. برخی با فرضِ اینکه در اینجا یک نظام تمامیت‌خواه حاکم است و در یک تمامیت‌خواهی چیزی به نام انتخابات وجود ندارد، از انتخابات صرف‌نظر می‌کنند و برخلاف گذشته که معتقد به وجودِ فرصتِ انتخابات برای افشای نادرستی‌ها و ناراستی‌های چنین حکومتی است، معتقدند که با ظهور رسانه‌های جدید و فراوانیِ استفاده از شبکه‌های اجتماعی و ارتباطی، نیازی به انتقال آگاهی و پیام در فضای برانگیختگیِ سیاسیِ در آستانه‌ی انتخابات نیست و فرصتِ آگاهی‌بخشی فراتر از تریبون‌های انتخاباتی است.
در دسته‌ی سوم برخی با تأکید بر انتخابات آزاد و عادلانه معتقدند که معیارهای معمول برای انتخابات دموکراتیک برقرار نیست؛ پس نباید به چنین انتخابات‌هایی تن بدهند. برخی نیز بیشتر بر انتخابات عادلانه توجه دارند و شرایط این انتخابات (یا انتخابات در جمهوری اسلامی) را کم‌وبیش شبیه مسابقه فوتبالی می‌دانند که یک‌طرف به‌ازای هربار ورود توپ به زمین حریف امتیاز می‌گیرد و دیگری باید حتماً توپ را وارد دروازه حریفش کند. یا استعاره‌ها و مثال‌هایی که از بازی غیرعادلانه با وجود محدودیت‌های رسانه، نظارت‌های استصوابی و جهت‌گیری کلان وجود دارد.
در دسته‌ی چهارم برخی به‌سراغ علل موقتی و کوتاه‌مدت می‌روند و مثلاً برهه‌ای به‌علت ادعای تقلب در انتخابات ۸۸، یا به‌علت اعتراضات آبان یا شلیک به‌هواپیما، یه به‌علت ردِّ صلاحیتِ دوستانشان، مخالف شرکت در انتخاباتند و یا از ترسِ شکست و رای‌نیاوردن، در انتخابات شرکت نمی‌کنند.
گرچه تأثیرگذاریِ رویدادهایی تاریخی مانند آبانِ خونین در شکل‌گیری یک آگاهیِ دردمندانه برای شناخت بهتر از وضعیتِ فرودستیِ عمومیِ تمام غیرخودی‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مهم است، اما نباید رای‌دادن صرفاً به شوکِ آن تقلیل یابد؛ بلکه باید بر آگاهیِ پابرجایش تأکید شود.
در دسته پنجم برخی “منطقِ شکست” و شرایطِ امتناع دموکراسی از انتخابات را مبنا می‌گیرند تا به‌علت سرخوردگی از رای‌دادن‌های پیشین در انتخابات شرکت نکنند. مثلاً به استدلال‌های مرسوم در فضای عمومی و در محافل سیاسی نگاه می‌کنند و می‌بینند که تمامی ترس‌ها و علل پیشین بی‌معنا شده است.
افزایشِ کارآمدی و بهبود اقتصادی، جلوگیری از حرکت کشور به‌سوی شرایط جنگی و تخاصم با همسایگان و دنیا، حفظ یا پیوستن به توافقات و نظام جهانی (/نظم جهانی)، جلوگیری از شرایطِ بدتر و فاجعه‌بار، حفظ حداقل‌های دموکراسی یا تمرین دموکراسی، ایجاد شفافیت و جلوگیری از حاکمیت یکپارچه، جلوگیری از تصمیات مبهم و توطئه‌ها در اتاق‌های بسته و تک‌حزبی، جلوگیری از حذف از عرصه سیاست و عرصه عمومی (مانند آنچه برای احزاب غیررسمی رخ داده است)، حفظ امکان‌هایی برای بقای سیاسی نیروهای همگرا، امیدِ نقش‌آفرینی در بزنگاه و شرایط خاصی؛ همگی رنگ باخته است رای‌ندادن در اینجا واکنشی به این شکست‌هاست. دیگر انتخابات را دعوای سفره انقلاب می‌دانند و معتقدند که فلانی هم برود مجلس مگر چه می‌شود و با دشمنانش چه اتفاقِ دیگری ممکن است؛ نظام‌های رانت، تبعیض، منفعت و ناکارآمدی تغییر نمی‌کند. منطقِ شکست، ناممکن‌بودن (امتناع) را نشان می‌دهد.
اینجا تأثیرگذاری‌های احساسی، تقلیدی و کم‌آگاهانه‌ای از یک دوست یا فرد شناخته‌شده از بین می‌رود و می‌توان از پروپاگاندایی که انتخابات ۹۶ با یک‌درصد مشارکتِ بیشتر از ۹۲ را حماسه جلوه می‌دهد، عبور کند. اینجا با آگاهیِ جدید نگاه به مراجعِ آگاهی، دانش، اعتبار و درستی دگرگون می‌شود. با تغییرِ همنشینان و راهبرانش می‌بیند که همه‌ی نهادهای انتخابی و پاسخگو به‌طورپیوسته ضعیف‌تر شده‌اند و جای شورای شهر، مجلس، رئیس‌جمهور و هر نهاد انتخابی را نهادهای غیرانتخابی‌ای چون شورای نگهبان، مجمع تشخیص، قوه قضائیه، صدا و سیما و سپاه گرفته است که هیچ نظارتی بر آن‌ها نیست.

No responses yet

Nov 08 2020

پومپئو به خامنه‌ای: انتخابات در ایران یک شوخی است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,امنیتی,انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: مایک پومپئو، وزیر امور خارجه آمریکا به اظهارات علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی در خصوص انتخابات ایالات متحده واکنش نشان داده است.

وزیر امور خارجه آمریکا در توییتی خطاب به رهبر جمهوری اسلامی نوشته است: شما شخصاً صدها میلیون دلار از مردم خود دزدیده‌اید. انتخابات شما با رد صلاحیت صدها نامزد برای شرکت در انتخابات، یک شوخی است. امروز ، مردم ( کشور) شما گرسنه هستند، زیرا شما میلیاردها، میلیارد دلار صرف جنگ‌های نیابتی برای محافظت از حکومت دزد سالارنه خود می‌کنید.

مایک پومپئو اضافه کرده است: آمریکا بزرگترین ملت در تمام تاریخ بشر است و همچنان خواهد ماند. ما از روزی استقبال می‌کنیم که مردم ایران به آرزوی خود برسند – و شما می‌دانید آن چیست.همین.

.@khamenei_ir – You’ve personally stolen hundreds of millions of dollars from your people. Your elections are a joke, with hundreds of candidates disqualified from even running. Today, your people starve because you spend billions on proxy wars to protect your kleptocracy. pic.twitter.com/4pCD6ilguC

— Secretary Pompeo (@SecPompeo) November 7, 2020

علی خامنه‌ای در توییت خود با اشاره به انتخابات در ایالات متحده از «زوال سیاسی، مدنی و اخلاقی» حکومت آمریکا سخن گفته بود.

No responses yet

Apr 03 2020

نماینده شیراز: وزیر کشور با پیشنهاد تعویق انتخابات به خاطر کرونا مخالفت کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

رادیوفردا: بهرام پارسایی، نماینده شیراز، می‌گوید که در روزهای ابتدایی شیوع کرونا در ایران به وزیر کشور این پیشنهاد داده شده است که «انتخابات را کلا به عقب بیندازد»، ولی او با این پیشنهاد موافقت نکرده است.

او که روز جمعه، ۱۵ فروردین، با خبرگزاری ایلنا گفت‌وگو کرده، گفته است در مرحله بعد این پیشنهاد مطرح شده که «حداقل انتخابات قم» به تعویق بیفتد ولی موافقت نشده است.

عبدالرضا رحمانی‌ فضلی، وزیر کشور، روز ۴ اسفند در یک نشست خبری به این پیشنهادات اشاره کرده بود.

او گفت علت مخالفتش با پیشنهاد تعویق انتخابات این بوده که «تقویم انتخابات ما به گونه‌ای است که اگر انتخابات انجام نشود تشکیل مجلس بعدی به تعویق می‌افتاد».

وزیر کشور در آن نشست خبری توضیح نداد که چرا مخالف تعویق انتخابات حداقل در قم بود و از مردم قم به خاطر مشارکت ۴۳ درصدی در انتخابات تشکر کرد.

بهرام پارسایی همچنین با انتقاد مجدد از قرنطینه‌ نشدن قم گفت در همان ابتدای شیوع برای کنترل ورودی‌ها و خروجی‌های کشور باید اقدام می‌شد و قرنطینه صورت می‌گرفت.

او تاکید کرده اگر قرنطینه قم، شهرهای شمالی و تهران انجام شده بود، «قطعا ما می‌توانستیم شیوع بیماری را پیش از این‌ها مهار کنیم».

او همچنین از فقدان امکانات کافی برای کادر درمانی که منجر به آمار بالای مرگ و میر در این صنف شده، عدم منع به‌موقع سفرهای خارج شهری و برخورد نامناسب با پزشکان بدون مرز به عنوان دیگر مشکلات مدیریتی دولت روحانی در مواجهه با بحران کرونا نام برده است.

در هفته‌های گذشته انتقادات بسیاری درباره قرنطینه نکردن شهرها از سوی نمایندگان مجلس، فعالان اجتماعی و رسانه‌ها مطرح شده است.

در یکی از جنجال‌برانگیزترین این انتقادات، امیرحسین رستمی، بازیگر سینما در یک برنامه تلویزیونی پرمخاطب گفت: «چقدر بهتر می‌شد یک شهر قرنطینه شود تا این که یک کشور را قرنطینه نکنند.»

این اظهارات از سوی سعید نمکی، وزیر بهداشت به عنوان «تشویش اذهان عمومی» و «غرض‌ورزی» توصیف شد و این بازیگر سینما تنها یک روز بعد مجبور به پس گرفتن اظهارات خود و عذرخواهی شد.

حسن روحانی، رئیس‌ جمهور، در پاسخ به انتقادات درباره عدم اجرای طرح قرنطینه‌، گفته است: «در ایران و در هیچ کشور دیگری این کار امکان‌پذیر نیست.»

او توضیح دقیقی درباره دلایل عدم امکان قرنطینه نداد ولی برخی مقام‌های دولتی و اجرایی علت این امر را مشکلات اقتصادی اعلام کرده‌اند.

در همین زمینه، پیروز حناچی، شهردار تهران روز ۲۵ اسفند ۹۸ در جلسه شورای شهر تهران گفت امکان قرنطینه نداریم، چون «پلن‌های بعدی قرنطینه مثل تامین مایحتاج و جبران خسارت امکان اجرا در کشور ندارد».

No responses yet

Feb 22 2020

خبرگزاری فارس اصولگرایان را پیروز انتخابات اعلام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

ایران وایر: خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه پاسداران، ۶ ساعت پیش از پایان رای‌دهی از پیروزی قاطع اصولگرایان در تهران خبر داد. حال آنکه اساسا اصلاح طلبان در انتخابات حاضر نبودند و در بیشتر حوزه ها کاندیدایی نداشتند. در واقع، اصولگرایان پیروز انتخابات بی‌رقیب شدند.
به گزارش «ایران وایر»، این خبرگزاری امنیتی با بیان اینکه فهرست وحدت اصولگرایان در تهران با اختلاف از سایر فهرست‌های انتخاباتی پیشتاز است، ادعا کرده، «آمارهای اولیه» و «مشاهدات میدانی» از پیروزی این لیست خبر می‌دهند.
بنابر ادعای فارس، ۶۰ تا ۷۰ درصدی رای دهندگان تهرانی به فهرست «ایران سربلند» به سرلیستی «محمدباقر قالیباف» رای داده‌اند و اقبال به این لیست در مناطق جنوبی و حاشیه‌ای تهران تا ۸۰ درصد است.
این خبرگزاری همچنین ادعا کرده که تا ساعت ۱۸ روز جمعه دوم اسفند ۴۰ درصد واجدان شرایط در سراسر کشور و ۳۰ درصد در تهران در انتخابات شرکت کرده‌اند.
ادعای فارس درباره این مقدار از مشارکت در شرایطی صورت می‌گیرد که خبرها از مشارکت بسیار پایین مردم در انتخابات حکایت دارد.
بر اساس یک خبر، میزان مشارکت در تهران تا ساعت ۱۷ حدود ۱۶ درصد و در کل کشور تنها ۲۵ درصد بوده است.
فرماندار اصفهان نیز از مشارکت تنها ۲۰ درصدی مردم این استان تا ساعت ۱۹ خبر داده است.
عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشور نیز اعلام کرده که میزان مشارکت در انتخابات فردا اعلام می‌شود. این تاخیر در اعلام نرخ مشارکت به گمانه زنی درباره امکان دستکاری در آمار رای دهندگان دامن زده است.
گفتنی است که خبرگزاری فارس در انتخابات مناقشه برانگیز سال ۱۳۸۸ نیز پیش از پایان انتخابات محمود احمدی نژاد را با ۶۳ درصد آرا پیروز انتخابات اعلام کرد. همین رقم توسط وزارت کشور وقت نیز به عنوان میزان آرای احمدی نژاد اعلام شد.

No responses yet

Feb 20 2020

علی لاریجانی؛ شاگرد احمد فردید چگونه همکار سعید امامی شد؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,امنیتی,انتخاباتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی

بی‌بی‌سی: با نزدیک شدن روز انتخابات مجلس ایران، بی‌بی‌سی فارسی در مجموعه گزارش‌هایی، سوابق بعضی از چهره‌های بحث برانگیز مجلس فعلی ایران را بررسی کرده است. بعضی از این نمایندگان رد صلاحیت شده‌اند و بعضی از سوی شورای نگهبان برای ورود به رقابت‌های مجلس بعدی تایید شده‌اند.

علی لاریجانی از زمان رهبری آیت‌الله خامنه‌ای اغلب در سمت‌های فرهنگی و امنیتی مشغول بود: وزارت ارشاد، ریاست صدا و سیما و بعد دبیری شورای عالی امنیت ملی. این فارغ التحصیل فلسفه دانشگاه تهران و شاگرد احمد فردید و مرتضی مطهری، چه نقشی در سیاست ایران ایفا کرد؟ آیا گذشته او آینده سیاسی‌اش را نجات می‌دهد؟

وقتی علی لاریجانی، رئیس سه دوره مجلس شورای اسلامی از ثبت نام در انتخابات مجلس یازدهم صرف نظر کرد، برخی این انتخاب را نشانه‌ای از پایان دوران لاریجانی‌ها خواندند. برخی هم گفتند او قصد دارد برای انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ آماده شود.

از آغاز دهه هفتاد تا کنون، نموادر ترقی علی لاریجانی تنها سیر صعودی داشته: ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۲ او جایگزین محمد خاتمی می‌شود، وزیر مستعفی ارشاد کابینه اول اکبر هاشمی رفسنجانی؛ ۱۳۷۳ با حکم رهبر ایران ریاست سازمان صدا و سیما را بر عهده می‌گیرد و تا ۱۰ سال بعد یعنی ۱۳۸۳ در همین سمت می‌ماند. بلافاصله در سال ۱۳۸۴ دبیر شورای عالی امنیت ملی می‌شود اما دو سال بعد به دنبال اختلاف با محمود احمدی‌نژاد، این سمت را رها می‌کند؛ آقای لاریجانی از ۱۳۸۶ تا کنون، در سه مجلس با ترکیب های مختلف رنیس ماند.

علی لاریجانی رئیس سه دوره مجلس شورای اسلامی

برای سیاستمداری که بر بالاترین پله‌های نردبان قدرت ایستاده اما گام بعدی مبهم است، به ویژه اگر به انتخابات ریاست جمهوری دلبسته باشد.

علی لاریجانی سیاستمدار محافظه‌کاری بوده که بیشتر عمر سیاسی‌اش را در سمت‌های انتصابی گذارنده است. حتی وقتی برای نمایندگی مجلس کاندید شد، به قم رفت، شهری مذهبی، با بافتی متفاوت.

علی لاریجانی بیشتر به عنوان سیاستمداری از خانواده‌ای پرنفوذ و نزدیک به حلقه اصلی قدرت شناخته می‌شود. او هرگز تلاشی نکرد تا خود را به عنوان سیاستمداری مردمی جا بیندازد.

حالا اما اقبال سیاسی خانواده صاحب نفوذ لاریجانی به نسبت یک دهه پیش به شدت کاهش یافته است؛ دورانی که او و برادرش صادق آملی لاریجانی ریاست قوه مقننه و قضائیه را بر عهده داشتند.

علی لاریجانی، محمود علوی و علی مطهری در زندان کمیته مشترک (توحید پس از انقلاب) از سلول و مجسمه مرتضی مطهری در زمان بازداشت دیدن کردند

پسران آیت‌الله میرزا هاشم آملی لاریجانی روزهای خوبی را طی نمی‌کنند: صادق آملی لاریجانی پیش از موعد از قوه قضائیه کنار رفت و چندی بعد، از اتهام‌زنی‌ها علیه خود گلایه کرد.

جواد لاریجانی هم بعد از ۱۴ سال از ریاست ستاد حقوق بشر قوه قضائیه برکنار شد. فاضل لاریجانی پس از افشاگری محمود احمدی‌نژاد در خصوص اتهام باج‌خواهی سرنوشتی ناروشن دارد و حتی شایعه خروجش از کشور مطرح شد.

حالا سومین و شاید پرنفوذترین سیاستمدار این خانواده ، یعنی علی لاریجانی هم سرنوشت بهتری نیافته است.

می‌گویند علت اصلی انصراف علی لاریجانی از نامزدی در انتخابات مجلس یازدهم، آگاهی از این موضوع بود که این سیاستمدار ۶۲ ساله، نه در میان اصولگرایان پایگاه قدرتمندی دارد و نه اصلاح‌طلبان حاضر به ائتلاف با او می‌شوند.

قرار نگرفتن نام لاریجانی در لیست نامزدان مورد حمایت شورای ائتلاف اصولگرایان قم تیر آخر بود. اما نشانه‌های مخالفت اصولگرایان تندرو با علی لاریجانی خیلی پیش از این‌ها ظاهر شده بود.

در چند سال گذشته بارها انتقادات اصولگرایان و هم قطاران سابق آقای لاریجانی به رسانه‌ها کشید. از جمله مخالفت امام جمعه کرج برای سخنرانی رئیس مجلس در چهلمین سالگرد انقلاب در این شهر.

شاید یکی از نقاط عطف این اختلاف به حمایت او از توافق هسته‌ای ایران با غرب و نزدیکی علی لاریجانی به دولت حسن روحانی مربوط باشد.

بعدتر در مجلس دهم نیز او ریاست پارلمانی را برعهده داشت که لااقل می‌توان گفت اصولگرایان اکثریتش را نداشتند. نشانه‌ای واضح از همسویی آقای لاریجانی با دولت.

در سال‌های اخیر همواره سیاستمدارانی بودند که با شدت گرفتن اختلاف های سیاسی سودای ایستادن در میان شکاف‌ها و ایفای نقشی فراجناحی را داشتند: اکبر هاشمی رفسنجانی، علی اکبر ناطق نوری، حسن روحانی و در چند سال گذشته علی لاریجانی.
تحکیم دستگاه تبلیغاتی آیت‌الله خامنه‌ای

آقای پورنجاتی که سابقه حضور در وزارت اطلاعات را هم دارد، بعدها فاش کرد که علی لاریجانی و سعید امامی برای ساخت برنامه هویت با یک دیگر دیدار کرده بودند

علی لاریجانی فارغ التحصیل دانشکده فلسفه دانشگاه تهران است.

او از شاگردان احمد فردید، مشهور به “فیلسوف شفاهی” است که در سال‌های پس از انقلاب به شدت بر طبل مبارزه با “غربزدگی” می‌کوبید و خود را مبدع این مفهوم‌پردازی می‌دانست. منتقدان فردید او را “فیلسوف قدرت” و “تئوریسین خشونت” می‌دانند.

آقای لاریجانی اما از سوی دیگر، داماد و شاگرد مرتضی مطهری است، روحانی سرشناسی که سال‌ها تلاش کرده بود با کمک گرفتن از متون دینی و علوم حوزوی در برابر اندیشه سیاسی غرب و به ویژه مارکسیسم سدی ایجاد کند.

چنین پشتوانه‌ نظری علی لاریجانی را در ابتدای دهه هفتاد به سیاستگذاری فرهنگی تبدیل کرد. در سال ۱۳۷۵ شبکه یک صدا و سیما مجموعه برنامه “هویت” را پخش کرد. برنامه‌ای با هدف اتهام‌زنی سیاسی و اخلاقی علیه روشنفکران و منتقدان حکومت که اعترافات اجباری‌شان ضمیمه این برنامه شده بود.

“هویت” در دوران قتل‌های سیاسی و زنجیره‌ای پخش می‌شد. سعید امامی مقام ارشد وزارت اطلاعات و حسین شریعتمداری سردبیر کیهان از سازندگان و چهره های پشت پرده این برنامه بودند.

اما سال‌ها بعد احمد پورنجاتی، معاون وقت سازمان صدا و سیما افشا کرد که این برنامه “بازار مشترک” وزارت اطلاعات و سازمان صدا و سیما بوده که با “اصرار” علی لاریجانی، رئیس وقت این سازمان پخش شد.

آقای پورنجاتی که سابقه حضور در وزارت اطلاعات را هم در کارنامه‌اش دارد، فاش کرد که علی لاریجانی و سعید امامی برای ساخت برنامه “هویت” با هم دیدار کرده بودند.

اگرچه علی لاریجانی نیز خود پیشتر در دفاع از برنامه هویت گفته بود “بسیاری از شخصیت‌های مطرح شده در برنامه، افراد مذهبی و اندیشمند نیستند… یعنی این حضرات فکر می‌کنند ما اطلاع نداریم که از کدام سفارتخانه پول می‌گیرند، که این مطالب را بنویسند”.

اشاره او از شخصیت‌‌های مطرح شده به چهره‌های همچون عبدالحسین زرین‌کوب، هوشنگ گلشیری، عزت‌الله سحابی، علی اکبر سعیدی سیرجانی، غلامحسین میرزاصالح، چنگیز پهلوان و دیگرانی بود که نامشان در آن برنامه مطرح شد.

برنامه هویت به صراحت این چهره ها را “افراد خائن”، “عوامل بیگانه” و “فاسد” می خواند.

پوشش ویژه انتخابات مجلس ۱۳۹۸

دو سال پس از پخش برنامه “هویت” و حتی افشای حذف فیزیکی و قتل سیاسی روشنفکران، صدا و سیما برنامه‌هایی را همچون “چراغ” و بعدتر “کنفرانس برلین” روی آنتن برد.

تهیه و پخش این برنامه ها نام علی لاریجانی را در دوران ۱۰ سال‌ ریاستش بر سازمان صداوسیما (۱۳۷۳ تا ۱۳۸۳) بر سر زبان انداخت.

شاید تاثیر همان خط فکری احمد فردید و تاثیرایده‌های او بر شاگردانش بود که بعدها “استقلال فرهنگی” را به یکی از کلید واژه‌های گفتار سیاسی آقای لاریجانی تبدیل کرد.

رسانه ملی و دستگاه تبلیغاتی حکومت ایران با این دیدگاه برای سال‌ها در اختیار علی لاریجانی قرار داشت.

مجید محمدی، نویسنده و پژوهشگر، در کتاب “خدایان پروپاگاندا” معتقد است علی لاریجانی “حلقه نظامی- امنیتی” قدرتمندی دارد که او را در سال‌های کاری‌اش همراهی کرده‌اند؛ از زمانی که او به عنوان “جانشین رئیس ستاد مشترک سپاه پاسداران” فعالیت می‌کرد تا زمانی که به شورای عالی امنیت ملی رفت.

آقای محمدی می گوید علی لاریجانی در سال‌های حضورش در نهادهای مختلف مدام با افراد نزدیک به خود کار کرده و شبکه‌ای از روابط سیاسی و خانوادگی ساخته است.

از عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور و از همکاران آقای لاریجانی در صدا و سیما، حسین انتظامی همکار آقای لاریجانی در صدا و سیما و شورای عالی امنیت ملی، کاظمی جلالی رئیس پیشین مرکز پژوهش‌های مجلس، از افراد نزدیک به آقای لاریجانی نام برده می شود.

به گفته آقای محمدی، علی لاریجانی در آغاز دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای نقش عمده‌ای در مدیریت بخش تبلیغات او داشت و توانست دستگاه‌های فرهنگی و تبلیغاتی همچون رادیو و تلویزیون، روزنامه‌ها، کتب درسی و موسسات نشر را با رهبر جدید همسو کند؛ به همین خاطر او و نزدیکانش برای آیت‌الله خامنه‌ای افرادی “قابل اعتماد” به شمار می‌آیند.

با چنین پشتوانه ای علی لاریجانی حتی اگر جایگاه قبلی خود در میان اصولگرایان را از دست بدهد، مخالفانش به سختی قادر خواهند بود او را از معادلات قدرت حذف کنند.

No responses yet

Feb 20 2020

توپ‌های آیت‌الله خامنه‌ای چه‌گونه مجلس دهم را مضمحل کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

ایران وایر: حساب توییتر آیت‌الله «علی خامنه‌ای» نوشته است که تاثیر مجلس شورای اسلامی به دلیل قوانینی که تصویب می‌کند، محدود به دوره چهارساله نیست و مجلس چه قوی و چه ضعیف، تاثیری بلندمدت به جا می‌گذارد.

در این توییت، آیت‌الله خامنه‌ای نوشته شده است: «تأثیری که انتخابات می‌گذارد فقط در دوره‌ چهارساله‌ این مجلس نیست، بلکه بلندمدت است؛ نمایندگانی که می‌فرستید به مجلس، ممکن است یک تصمیم‌هایی بگیرند و قوانینی را تصویب کنند که تا سال‌ها اثرش ادامه داشته باشد. بنابر‌این، تأثیر مجلس قوی و مجلس ضعیف، تأثیر طولانی‌مدت خواهد بود.»

خامنه‌ای سخت‌ترین مقاومت در برابر فعالیت عادی پارلمانی را در دوره دهم مجلس شورای اسلامی اعمال کرد چنان‌که «علی مطهری» که مدتی نایب رییس مجلس بود، این نهاد را «شعبه‌ای از دفتر رهبری» خواند و «پروانه سلحشوری»، دیگر نماینده مجلس اعلام کرد به دلیل خالی شدن مجلس از معنا، دیگر نامزد انتخابات نمی‌شود. قوه قضاییه بلافاصله پس از این اظهارات، برای سلحشوری پرونده قضایی تشکیل داد.

مانع تراشی رهبر جمهوری اسلامی ایران در کار مجلس از زمان انتخابات آن در سال ۱۳۹۴ شروع شد. اعضای شورای نگهبان که منصوبان مستقیم و غیرمستقیم رهبر هستند، «مینو خالقی»، نامزد منتخب از اصفهان را پس از پیروزی در انتخابات رد صلاحیت کرد و با وجود مخالفت مجلس و دولت و حتی «شورای حل اختلاف بین قوا»، مانع ورود او به مجلس شد.

در سال دوم فعالیت مجلس دهم، هم‌زمان با خروج امریکا از توافق «برجام» و بازگشت تحریم‌ها، «شورای هماهنگی اقتصادی سران سه قوه» از سوی آیت‌الله خامنه‌ای تاسیس شد تا تصمیمات فوری برای مقابله با تحریم‌ها بگیرد.
دامنه این دخالت‌های غیر مشروع به تغییر برخی از مفاد «قانون بودجه کل کشور» که به تصویب مجلس رسیده بود، کشیده شد و برای اولین بار رییس قوه قضاییه در جمهوری اسلامی ایران را وارد چرخه قانون‌گذاری بدون حضور نمایندگان مجلس کرد.

در موارد متعددی در این دوره چهار ساله، آیت‌الله خامنه‌ای با سخنرانی، مانع تصمیم‌گیری مجلس شورای اسلامی درباره طرح‌ها و لوایح شده است. رهبر جمهوری اسلامی با تصویب لایحه دولت «حسن روحانی» برای پیوستن به «کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم» مخالفت کرد و از نمایندگان مجلس شورای اسلامی خواست به جای تصویب این لایحه، به طور مستقل، قانونی درباره مبارزه با تروریسم یا مبارزه با پول‌شویی تصویب کنند.

موضوع به خواست او از دستور کار مجلس کنار گذاشته شد اما چند ماه بعد، نیمه مهرماه ۱۳۹۷، «علی لاریجانی»، رییس مجلس اعلام کرد که دفتر رهبر نظام مخالفتی با تصویب لایحه دولت ندارد و نمایندگان می‌توانند به تشخیص خود عمل کنند. نمایندگان لایحه دولت را تصویب کردند اما شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام که هر دو زیر نظر آیت‌الله خامنه‌ای فعالیت می‌کنند، مانع اجرای مصوبات مجلس شدند.

یک سال پس از این تاریخ، در حالی که نمایندگان خود را آماده می‌کردند تا با افزایش قیمت بنزین که به اعتراضات وسیع و سرکوب خونین روبه‌رو شد، طرح سه فوریتی بازگشت قیمت سوخت به نرخ قبلی را در مجلس مطرح کنند، آیت‌الله خامنه‌ای ابتدا به صورت علنی از افزایش قیمت دفاع کرد و سپس قبل از تشکیل جلسه علنی مجلس، پیامی برای علی لاریجانی فرستاد تا به نمایندگان بدهد.

نشریه «خط حزب‌الله»، وابسته به دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران نوشت که رییس مجلس در راه بود که از آیت‌الله خامنه‌ای پیامی کوتاه دریافت کرد: «پیرو اظهارنظر برخی از نمایندگان محترم در باب مصوبه‌ اخیر سران قوا، لازم است به حضرات محترم نمایندگان گفته شود مقتضی است که هرگونه اقدامی در خصوص این مصوبه در مجلس در چارچوب مصوبات شورای عالی امنیت ملی باشد و از آن تخطی نشود و شرایط حساس کشور مورد توجه قرار گیرد. توفیقات آنان را از خداوند متعال خواستارم.»

این بار نه تنها باز هم جلوی فعالیت عادی و اجرای وظایف نمایندگان گرفته شد که مصوبه یکی از شوراهایی که تصمیمات آن به تایید رهبر می‌رسد، به مصوبه مجلس که باید بازتاب اراده ملی باشد، ارجحیت داده شد.

در این دوره، مجلس هربار که تصمیم به استیضاح وزیر داشت، باید موافقت آیت‌الله خامنه‌ای را هم به نوعی جلب می‌کرد. در سال پایانی مجلس، مخالفت او با استیضاح «عبدالرضا رحمانی فضلی»، وزیر کشور، نمایندگان را از اختیار قانونی خود منصرف کرد.

حذف نامزد پیروز مجلس از نشستن بر کرسی، مانع تراشی در راه قانون‌گذاری و جلوگیری از اجرای مصوبات مجلس با ابزار شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت، حذف تدریجی مجلس از وظیفه قانون‌گذاری  و نظارت بر عملکرد وزرا و نیز رد صلاحیت ده‌ها نفر از نمایندگان فعلی برای انتخابات مجلس یازدهم، عملکرد آیت‌الله علی خامنه‌ای در ارتباط با دوره چهار ساله مجلس فعلی بوده است.

بر خلاف آن‌چه او در توییتر گفته است که تأثیر مجلس قوی و مجلس ضعیف، تأثیر طولانی‌مدت خواهد بود، او نهاد مجلس شورای اسلامی را در این چهار سال از معنا و کارکرد تهی کرده است تا بود و نبود مجلس اثری در زندگی جمعی ایرانیان و حتی اداره کشور نداشته باشد.

No responses yet

Feb 19 2020

مجتبی ذوالنوری؛ از فرماندهی در سپاه تا “پاس گل به ترامپ”

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,انتخاباتی,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: با نزدیک شدن روز انتخابات مجلس ایران، بی‌بی‌سی فارسی در مجموعه گزارش‌هایی، سوابق بعضی از چهره‌های بحث برانگیز مجلس فعلی ایران را بررسی کرده است. بعضی از این نمایندگان رد صلاحیت شده‌اند و بعضی از سوی شورای نگهبان برای ورود به رقابت‌های مجلس بعدی تایید شده‌اند.

تنها نماینده مجلس ایران است که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، به سخنانش استناد کرده؛ و اگر فقط یک نقطه اشتراک با ترامپ داشته باشد، شهرت او به خاطر اظهارات جنجالی است. او حالا برای شرکت در انتخابات مجلس یازدهم تایید صلاحیت شده است.

مجتبی ذوالنوری مرداد سال ۱۳۴۲ در روستای “سیاه کمر” از توابع ملایر به دنیا آمده، اندکی بعد از انقلاب اسلامی در هفده سالگی وارد حوزه علمیه بروجرد شده، دو سال بعد به قم مهاجرت کرده، و در نهایت معمم شده‌است.

زندگینامه‌های رسمی و نیمه رسمیِ ذوالنوری فعالیت‌های “تبلیغاتی” و “رزمی” متعددی را در دوران جنگ ایران و عراق به او منتسب می‌کنند. “تاسیس” و فرماندهی تیپ ۸۳ جعفر صادق (متشکل از طلاب و روحانیون برای امور تبلیغاتی در جبهه‌ها)، معاونت فرهنگی لشکر ۱۰ سید الشهدا و معاونت فرهنگی قرارگاه قدس سپاه در دوران جنگ از این جمله هستند. به نوشته وبسایت “تابناک” نزدیک به محسن رضایی، فرمانده سابق سپاه، تا زمان پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و پایان جنگ، ذوالنوری ۸۴ ماه در جبهه حضور داشته است.

ذوالنوری – که اغلب ذوالنور نامیده می‌شود – می‌گوید تکواندو کار است. او دانشگاه هم رفته؛ کارشناسی زبان انگلیسی دارد. ظاهراً جایی گفته تحصیل زبان انگلیسی را برای فعالیت‌های تبلیغاتی انتخاب کرده. مدرک کارشناسی ارشدی هم در رشته علوم دفاعی دارد از دانشگاه امام حسین. این دانشگاه وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است، یعنی نهادی که آقای ذوالنور سه سال قائم مقام نماینده رهبری در آن بود و سال‌ها پیش از آن نیز ریاست و قائم مقامی ستاد نمایندگی ولی فقیه را در این نهاد به عهده داشت.


پوشش ویژه انتخابات مجلس ۱۳۹۸

  • نادر قاضی‌پور؛ نماینده‌ای که گفت ‘مجلس جای زنان نیست’
  • علی مطهری؛ اصولگرایی که با اصلاح‌طلبان رد صلاحیت شد
  • دست‌های خالی؛ کارنامه ۱۷ نماینده زن مجلس دهم
  • انتخابات در ایران؛ ‘سرکوب خونین’ آبان و پایان ‘دوگانه‌سوزی’ نظام

به نوشته برخی منابع او دوره “دافوس آجا” را هم که ویژه فرماندهان ارشد نظامی است، گذرانده است.

سال ۱۳۹۰ ذوالنور به گفته خودش پس از ۳۰ سال “خدمت” از سپاه بازنشسته شد و در انتخابات مجلس شرکت کرد. اما بعضی منابع خبری نوشته‌اند او در سودای کرسی مجلس از قائم مقامی نمایندگی رهبر در نهاد قدرتمند و ثروتمند سپاه استعفا کرد.

اندکی قبل از انتخابات مجلس نهم، ذوالنور در مصاحبه‌ای با ماهنامه “همشهری” گفت چهار گزینه تهران، کرج، قم و ملایر را به عنوان حوزه انتخابیه در نظر دارد. سرانجام کارزار انتخاباتی‌اش را در قم که سه کرسی در مجلس دارد راه انداخت. اما در شمارش آرا چهارم شد و به مجلس نرسید.

چهار سال بعد، او باز از قم وارد رقابت‌های انتخاباتی شد و به عنوان سومین و آخرین نماینده، بعد از علی لاریجانی و احمد امیرآبادی فراهانی به مجلس دهم (مجلس فعلی) راه یافت. او در مجلس به طیفی از اصولگرایان تندرو موسوم به “جبهه پایداری” نزدیک است.

مجتبی ذوالنوریدر جریان انتخابات ۱۳۹۴ گفته شد که او دانشجوی مقطع دکترای “مدیریت راهبردی” است. هنوز مشخص نیست که آیا تحصیلاتش در این مقطع به پایان رسیده یا نه.

در سه سال اول مجلس نهم، ذوالنور عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود و در سال چهارم (از تیر ۱۳۹۸) پس از علاءدین بروجردی و حشمت‌الله فلاحت‌پیشه به ریاست این کمیسیون رسید و همچنان عهده‌دار این سمت است.

ذوالنور دو فرزند دارد. در مرداد ۱۳۹۷، در جریان کمپین #فرزندت ـ کجاست؟ که برای رسوا کردن رانت فرزندان مسئولان بلندپایه نظام جمهوری اسلامی راه افتاده بود، حسابی اینستاگرامی منتسب به ذوالنور نوشت دخترش متولد ۱۳۶۵ است و در رشته روانشناسی تحصیل کرده و پسرش متولد ۱۳۶۶ است و کارشناسی ارشد حقوق دارد. به نوشته این حساب در آن زمان هیچ یک از دو فرزند ذوالنور کار ثابتی نداشتند. (اصالت این حساب اینستاگرامی مشخص نیست اما وبسایت مشرق نیوز به آن استناد کرده است)

به نوشته روزنامه کیهان و تایید خودش، یک بار اواسط دهه ۱۳۷۰ تلاش ناموفقی صورت گرفته برای ربودن یکی از فرزندانش. او “باند مهدی هاشمی” را متهم می‌کند و می‌گوید دسیسه ربودن فرزندش تلاشی بوده برای تلافی نقشی که تیپ امام صادق به فرماندهی ذوالنور داشته در ترتیب دادن تجمعات طلبه‌ها اطراف مسجد اعظم قم علیه حسینعلی منتظری، جانشین معزول و مغضوب روح‌الله خمینی. مهدی هاشمی یک دهه قبل از این واقعه اعدام شده بود و به ادعای مقام‌های جمهوری اسلامی “باند”ش منهدم.

از پوشک تا موشک

دریافتن گرایش‌های سیاسی آقای ذوالنور دشوار نیست. او به وفور درباره مسایل مختلف، از توافق هسته‌ای برجام گرفته – که از منتقدان آن است – تا پوشک نوزادان اظهار نظر کرده است – او آبان سال جاری در همایش ملی پدافند غیرعامل گفت: “گاهی دشمنان پنبه‌هایی که با آنها پوشک بچه یا مشابه آن تولید می‌شود را به گونه‌ای تهیه می‌کنند که موجب عقیم‌سازی می‌شوند.”

ذوالنور از جمله نمایندگان پیگیر استیضاح حسن روحانی، رئیس جمهوری، و از منتقدان او و رئیس اصولگرا اما میانه‌روی مجلس، علی لاریجانی است.

لاریجانی و روحانی
او اخیراً روحانی را به “سرقت علمی” در رساله دکترایش متهم کرده و در جای دیگری انتقادات او از شورای نگهبان و تشبیه نظارت استصوابی به “انتصاب” افراد، را نشانه “بی‌تقوایی سیاسی” روحانی دانسته است. ذوالنور گفته: “آقای رئیس‌جمهور! اگر واقعاً انتخابات، انتصابات بود [آیا] نظام اجازه می‌داد شما امروز روی کرسی ریاست‌جمهوری بنشینید؟”

در ادبیات سیاسی ایران “نظام” اغلب برای اشاره به تصمیم‌های آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، به کار می‌رود.

ذوالنور همچنین از منتقدان سیاست خارجی دولت روحانی و بویژه ارشدترین دیپلمات این دولت، محمدجواد ظریف است.

اوایل بهمن ماه امسال پس از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، توسط آمریکا، آقای ظریف با نشریه آلمانی اشپیگل مصاحبه‌ای کرد و گفت احتمال مذاکره با آمریکا را منتفی نمی‌داند.

ذوالنور در واکنش به این مصاحبه، در نطق میان دستور جلسه مجلس خطاب به ظریف گفت: “در جایی که آمریکا با التماس پای میز مذاکره برجام آمد این دسته گل را به آب دادید و این بلا را بر سر ملت آوردید. امروز که می‌خواهید با گدایی مذاکره را از آنها بگیرید چه نتیجه‌ای برای مردم خواهد داشت؟ (…) زمان قدیم اگر مردی یا زنی فوت می‌کرد همسر او حداقل تا سالگرد همسر فوت شده‌اش به نشانه وفاداری ازدواج مجدد انجام نمی‌داد شما نگذاشتید چهلم حاج قاسم سلیمانی بگذرد و زبان التماس مذاکره را به قاتلین او باز کردید.”

“پاس گل به ترامپ”

پاس گل به ترامپ
خرداد سال ۱۳۹۷ آقای ذوالنور در مصاحبه با روزنامه اعتماد گفت: “وقتی آقای اوباما در جریان بحث برجام تصمیم گرفت به آقایان حال بدهد، به ۲۵۰۰ نفر از ایرانیان تابعیت اعطا کرد و برخی آقایان و مسوولان با یکدیگر مسابقه گذاشتند که فرزندانشان جزو این ۲۵۰۰ نفر باشند.”

به رغم تکذیب این ادعا از سوی وزیر خارجه ایران و برخی از مسئولان وقت در دولت باراک اوباما، شبکه خبری فاکس‌نیوز در آمریکا گزارشی درباره سخنان ذوالنور منتشر کرد و دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا هم با اشاره به این گزارش در این باره توییت کرد و به انتقاد از دولت اوباما پرداخت.

اندکی بعد وقتی از ذوالنور درباره مستندات ادعایش پرسیده شد، او پاسخ داد: “هر وقت یقه‌مان را گرفتند مستندات را هم ارایه می‌کنیم.” او البته تا امروز سندی در این باره منتشر نکرده است.

با وجود سابقه طولانی اظهارات جنجالی آقای ذوالنور در انتقاد از برجام، هیچ یک از سخنان او تا این اندازه در ابعاد بین‌المللی پوشش خبری نیافت. رسانه‌های اصلاح‌طلب و منتقد جریان تندروی اصولگرایی در ایران این سخنان آقای ذوالنور را “پاس گل” او به رئیس جمهوری آمریکا خواندند.

آقای ذوالنور، هم صدا با دیگر اصولگرایان تندرو، از منتقدان سرسخت لوایح چهارگانه موسوم به “اف ای تی اف” نیز هست. این لوایح توسط دولت روحانی به منظور تطبیق مقررات ایران با استانداردهای «گروه اقدام مالی» به مجلس ارایه شده و حالا ماه‌هاست که در مجمع تشخیص مصلحت نظام بلاتکلیف مانده‌اند. “گروه اقدام مالی” کمتر از یک هفته دیگر درباره قرار دادن ایران در فهرست سیاه این گروه تصمیم می‌گیرد که اگر چنین شود، داد و ستدهای بین‌المللی ایران دشوارتر از پیش خواهد شد.

با این وجود آقای ذوالنور در آبان سال جاری در مقام رئیس کمیسیون سیاست خارجی مجلس طی مصاحبه‌ای به خبرگزاری فارس گفت: “اینکه می‌گویند ضرورت اداره کشور با “سی اف تی” است در واقع یک ادعای بی‌مدرک، بی‌دلیل و ناصواب است. اتفاقا اگر “سی اف تی” و دیگر لوایح مرتبط با “اف ای تی اف” تصویب شود، اداره کشور به مراتب سخت‌تر می‌شود… امروز غرب و آمریکا اقرار دارند که تحریم‌های آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران خاصیتی ندارد و حقیقت آن است که تصویب این لوایح راهی برای احیای تحریم‌های آمریکاست و مسیرهایی که ما از طریق آن تحریم‌ها را دور می‌زنیم و آمریکا نتوانسته این راه‌ها را مسدود کند می‌خواهند با “سی اف تی” این مسیرها را شناسایی و مسدود کنند.”

این لوایح برای مقابله با پولشویی و تامین مالی تروریسم مطابق معیارهای “گروه اقدام مالی” طراحی شده‌اند.

“آتش به اختیار”

به نظر می‌رسد پس از رسیدن به ریاست کمیسیون امنیت ملی، آقای ذوالنور کوشیده است برخی مواضع‌اش را کمی تعدیل کند و خود را سیاستمداری نشان دهد که از سپاه، نهاد قدرتمندی که ارتباط نزدیکی با آن دارد، مستقل است، هرچند به میزانی اندک.

دی ماه سال جاری پس از آن که سپاه پاسداران با شلیک موشک به یک هواپیمای مسافربری اوکراین ۱۷۶ نفر را کشت، آقای ذوالنور کمابیش مواضع سپاه را درباره خطای انسانی تکرار کرد و با مضمونی انتقادی گفت اپراتور “آتش به اختیار” عمل کرده است.

سرنگونی هواپیمای اوکراینیحق نشر عکس Getty Imagesبا این حال او از اولین کسانی بود که عملیات خرابکاری سایبری را به عنوان دلیل شلیک موشک به این هواپیما غیر محتمل ارزیابی کرد. این احتمال پیش‌تر از سوی نهادهای مطرح شده بود.

ذوالنور همچنین در موضعی متفاوت از فرمانده هوافضای سپاه نیز قطع ارتباط اپراتور موشک با فرماندهان سپاه را رد کرد و گفت سندی در این باره ندیده است.

آقای ذوالنور همچنین تنها کسی از مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی بود که مرداد ماه امسال در بحبوحه بحران نفت‌کش‌ها بین ایران و بریتانیا، وقتی دو کشور نفت‌کش‌های یکدیگر را در تنگه هرمز و جبل‌الطارق گرو گرفته بودند، حاضر شد با سفیر بریتانیا در تهران دیدار کند و از درز خبر این دیدار به رسانه‌ها هم ابایی نداشته باشد – هرچند که جزییاتی از این دیدار منتشر نشد.

ذوالنور پیش از این دیدار البته گفته بود: “انگلیسی‌ها با زورگویی، قلدری، و راهزنی دریایی سوپر نفت‌کش ما را متوقف کرده‌اند.”

این دیدار البته با انتقاد اصلاح‌طلبان همراه بود که معتقد بودند اگر یک اصلاح‌طلب در چنین شرایطی با سفیر بریتانیا ملاقات می‌کرد، اصولگرایان از جمله آقای ذوالنور، واکنش تندی نشان می‌دادند.

تکلیف جنجالی

آقای ذوالنور به گفته خودش برای بیان دست کم بعضی از سخنان جنجالی‌اش احساس تکلیف می‌کند. او معتقد است که “مصلحت جامعه” در بیان مسایلی است که گاهی بعضی از آن‌ها به زعم آقای ذوالنور “محرمانه” هستند. و برای تعیین «مصلحت جامعه» به تشخیص خودش عمل می‌کند.

او در این باره گفته: “مقام معظم رهبری فرمودند ما باید مواظب گفته‌ها و نگفته‌هایمان باشیم. گاهی اوقات من احساس تکلیف می‌کنم نسبت به بعضی از روشنگری‌ها که وقتی ما حقایقی را بیان نمی‌کنیم بسیاری از مسائل در بین مردم ناگویا و ناشفاف می‌ماند و ممکن است فضای ذهنی مردم را بعضی‌ها طور دیگری شکل دهند و آن وقت باید سراغ رسانه‌های بیگانه و بعضی مسائل بروند که قطعا دروغ قاطی‌ش می‌کنند.”

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .