اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'اسلام و مسلمین' Category

Sep 12 2018

مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری: ثروت ایران خرج مسلمانان جهان می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: روحانیون حاکم بر ایران در ۴۰ سالی که صاحب قدرت هستند، انواع حمایت‌ها از مسلمانان جهان، به ویژه مسلمانان فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، یمن و بحرین را جزو وظایف دبنی خود ‌دانسته اند.

«علی خامنه‌ای» در دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، با تشکیل نهاد‌های موازی با دولت مخالفت کرده است اما دولت مشکل را فرا‌تر از نهاد‌های موازی در ایران می‌داند.

مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری که برای «ارتقای مفهوم دولت در ايران» فعالیت می‌کند، پیش از مخالفت رهبر جمهوری اسلامی، اواخر مرداد ماه سال ‌جاری کتابی با عنوان «پایداری ملی و سیستم‌های حکم‎رانی» منتشر کرد که ریشه‌ اصلی و واقعی مشکلات در ایران را تشریح می‌کند.

داده‌های ارایه شده در این کتاب نشان می‌دهند ایران از جایگاه مناسبی در فضای حالت پایداری برخوردار نیست و پایداری این واحد جغرافیایی – سیاسی در ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی و محیط ز‌یستی با چالش‌هایی اساسی دست به گریبان است.

این مرکز یکی از ایرادهای وارد بر سیستم حکم‎رانی ایران را متوجه نوع طراحی و معماری این سیستم دانسته و نوشته است که این سیستم مبتنی بر یک پارادایم منسجم و بدون تناقض نیست.

این بررسی اضافه می‌کند: «این تناقض در پارادایم، خود را در تناقض در اهداف و حتی تناقض در طراحی سیستم حکم‎رانی و یکی از مهم‎ترین بخش‌های آن، یعنی سیستم سیاسی نشان داده است.»

مرکز بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری به این نتیجه رسیده است که پارادایم سیستم حکم‏رانی کنونی را در بهترین حالت می‌توان پارادایم «امت– ملت» نامید که حاصل ترکیب نامتجانسی از دو پارادایم «منافع امت» و «منافع ملت» است.

امت مفهومی است که از مرزهای جفرافیایی – سیاسی یک واحد ملی فراتر می‌‌رود و به طور عام، به مجموعه‌ای از انسان‌ها اشاره دارد که به یک ایدئولوژی دل‎بستگی دارند. اما ملت مجموعه‌ای از افراد هستند که زیستن در یک واحد جغرافیایی – سیاسی، آن‎ها را تبدیل به یک ملت کرده است.

در کتابی که این مرکز منتشر کرده، آمده است: «اگر در پارادایم منافع امت، بیشینه کردن منافع امت هسته مرکزی است و امکانات و منابع واحد جغرافیایی– سیاسی باید در خدمت آن قرار گیرد، در پارادایم منافع ملت، تامین بیشینه منافع حداکثر افراد یک واحد ملی در اولویت قرار دارد و سیستم حکم‎رانی باید بر آن اساس طراحی شده و در آن جهت حرکت کند.»

طبق تعریف این مرکز، پارادایم منافع امت با مرز جغرافیایی بیگانه است و سیستم حکم‎رانی آن گرچه خود در یک قلمرو جغرافیایی – سیاسی جا دارد اما در حالت ایده‌آل، منابع آن قلمرو جغرافیایی – سیاسی را در خدمت تأمین منافع امتی قرار می‌دهد که بخش‌هایی از تشکیل دهندگان آن اصولا در واحدهای جغرافیایی – سیاسی دیگری زندگی می‌کنند.

نتیجه بررسی این مرکز نشان می دهد: «در این پارادایم، منافع امت از ارجحیت بیش‏تری در مقایسه با منافع ملت برخوردار است. از این رو است که فردی ساکن ملتی دیگر اما برخوردار از عقایدی مشابه با امت، از ارزش بیش‎تری در مقایسه با فردی که اگرچه در همان واحد جغرافیایی – سیاسی متولد شده، زیست می‌کند و عضو آن ملت است، برخوردار است.»

در ادامه آمده است: «پارادایمی که سیستم حکم‏رانی در ایران بر آن مبتنی است، ترکیبی نامتجانس از دو پارادایم فوق است که البته از آن‌رو که حامیان پارادایم منافع امت به هنگام طراحی و بنیان‏گذاری سیستم، از منابع قدرت بیش‏تری برخوردار شدند، توانستند پس از چالش‌ها و تضادهای فراوان با حامیان پارادایم منافع ملت، در مجموع معماری سیستم حکم‏رانی را به سمت تأمین اهداف پارادایم منافع امت سوق دهند.»

نتیجه بررسی بررسی‌های استراتژیک نهاد ریاست جمهوری نشان می دهد: «از آن جا که حامیان این پارادایم به صورت کامل در این امر موفق نشدند، تناقض حل نشده در سطح پارادایم، خود را بعدها در اهداف و معماری سیستم حکم‏رانی نیز نشان داد که تضادها و ناپایدار‌ی‌های ناشی از آن تا امروز نیز ادامه دارد.»

در کتاب پایداری ملی و سیستم‌های حکم‎رانی آمده است: «در چند دهه گذشته اگرچه برخی از حامیان پارادایم منافع ملت تلاش کرده‏ا‌ند که تغییرات و اصلاحاتی را در مجموعه اهداف و معماری سیستم حکم‎رانی پدید آورده و آن را بیش از پیش به پارادایم منافع ملت نزدیک کنند اما از آن رو که معماری سیستم حکم‏رانی به گو‌نه‌ای است که منابع اقتصادی و سیاسی بیش‏تری را متوجه بخش‌هایی از سیستم می‌کند که مبتنی بر پارادایم منافع امت طراحی شده است، در مجموع موفقیت چندانی به دست نیاورده‌اند.»

این مرکز در پایان چنین نتیجه گرفته است: «نظام حکم‎رانی در ایران به واسطه وجود نقاط ضعفی در معماری این سیستم، از آسیب عدم توازن و تفکیک اجزا رنج می‌برد. همین عدم توازن و تفکیک به هنگام بنیان‏گذاری، در گذر زمان امکان انباشت هرچه بیش‎تر منابع اقتصادی و سیاسی را در بخش‌هایی از سیستم فراهم کرده و بر بغرنجی مسأله توازن و تفکیک اجزا افزوده است.»

این بررسی در واقع اعتراضی از سوی یک نهاد استراتژیک دولتی به سیاست خارجی کلان جمهوری اسلامی در ترجیح دادن منافع مسلمانان جهان به ایرانی‌های ساکن کشور است.

این اعتراض و انتقاد علت پیدایش چنین وضعیتی را بی‌آن که به نام روح‌الله خمینی اشاره کند، تفکرات بنیان‏گذار جمهوری اسلامی در ابتدای تشکیل نظام اسلامی بعد از سال ۱۳۵۷ در ایران اعلام کرده است.

اعتراف و اعتراض به این مساله که در تمام دوران جمهوری اسلامی، طرف‏داران نظریه امت و حامیان مسلمانان جهان در ایران دست بالا را داشته و تمام امکانات مالی، سیاسی و نظامی را در اختیار دارند، یکی دیگر از داده‌های این سند است.

این بررسی که در قالب کتاب منتشر شده است، هم‎چنین به صراحت اعتراف می‌کند که ط‎رف‏داران ملت در برابر حامیان امت در جمهوری اسلامی حرف چندانی برای گفتن ندارند و توان آن‏ها برای تغییر این معادله تاکنون بی‌نتیجه مانده است.

روحانیون حاکم بر ایران در ۴۰ سالی که صاحب قدرت هستند، انواع حمایت‌ها از مسلمانان جهان، به ویژه مسلمانان فلسطین، لبنان، عراق، سوریه، یمن و بحرین را جزو وظایف دبنی خود ‌دانسته اند.

در طول این ۴۰ سال، صد‌ها میلیارد تومان از ثروت ایران در اختیار مسلمانانی قرار گرفته است که از نظر حاکمان جمهوری اسلامی، نیاز به حمایت مالی، سیاسی و فرهنگی دارند.
ادامه این سیاست بود که از سال ۱۳۸۸ منجر به علنی شدن اعتراض‌ مردم ایران شده است. آن ها در هر تجمع اعتراضی در خیابان‌ها شعار می دهند: «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران».

No responses yet

Sep 06 2018

معاون دادستان عمومی مشهد: پوشش ظاهری کودکان عامل تحریک کودک آزاران است!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب


‘پیک ایران: معاون دادستان عمومی و انقلاب مرکز خراسان رضوی گفت: در بخش زیادی از پرونده های کودک آزاری، لباس ها و پوشش و ظاهر شیک بچه ها عامل محرک برای کودک آزارها است.

به گزارش ایرنا، نیره عابدین زاده روز پنجشنبه در چهارمین همایش سلامت مادر و فرزند در مشهد افزود: به عنوان نمونه در پرونده کودک آزاری و قتل دختر هفت ساله افغانستانی که هفتم فروردین گذشته در شهرک شهید رجایی مشهد رخ داد قاتل موهای زیبای این دختر را عامل محرکی برای انجام کودک آزاری بیان کرده بود.

وی ادامه داد: مبتنی بر پرونده های موجود کودک آزاری فقدان آموزش کودک نسبت به حفظ حریم خصوصی، تنها گذاشتن کودک با افراد ناآشنا، کلاس های خصوصی و ارتباط کودکان در فضای مجازی از مهمترین بسترهای ایجاد کودک آزاری هستند.

معاون دادستان مرکز خراسان رضوی گفت: بازی های رایانه ای نیز از عوامل تحریک برای بچه ها هستند بنابراین والدین باید بر همه ارتباطات فرزندانشان در فضای مجازی نظارت داشته باشد.

No responses yet

Jul 25 2018

سیمای زنی در گردباد انقلاب ۵۷؛ یادی از سودابه سدیفی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوزمانه: سودابه سدیفی

روز افتتاح نخستین مجلس پس از انقلابِ ۱۳۵۷، مشاور ابوالحسن بنی‌صدر، رئیس‌جمهوری وقت، با بلوز و دامن و روسری در ساختمان مجلس ایران حاضر شد. در بحبوحه‌ تندروی‌های اوایل انقلاب، در مجلسی که ۸۵ کرسی آن را ائتلاف بزرگ (ائتلافی متشکل از گروه‌های اسلام‌گرا) تصاحب کرده‌بودند، «موها و پاهایش پوشیده نبود»؛ اما مجلسی که به قول احمد توکلی، یکی از نمایندگان آن ائتلاف بزرگ، «مجلس تند اول انقلاب بود» سودابه سدیفی را تحمل کرد.

سودابه سدیفی در روز ۱۳ اسفند ماه ۱۳۹۳ در سن ۶۷ سالگی، در اثر بیماری سرطان درگذشت. زنی جوان از اعضای کنفدراسیون دانشجویان مقیم فرانسه که در زمان ورود آیت‌الله خمینی به پاریس نخستین میزبان او بود.

سودابه سدیفی که در آن زمان به عنوان روزنامه‌نگار فعالیت می‌کرد، در دوران اقامت آیت‌الله خمینی در پاریس، وظیفه جمع‌آوری و ترجمه‌ اخبار مربوط به انقلاب ایران در مطبوعات فرانسه و انتقال آن‌ها به آیت‌الله خمینی را برعهده‌ داشت.

سدیفی قبل از آن در دانشگاه تهران، در قالب گروه‌های چپ‌گرا بر ضد رژیم پهلوی فعالیت سیاسی و اجتماعی می‌کرد. او پس از ورود به فرانسه در اوایل دهه پنجاه و پیش از ورود به حلقه بنی‌صدر فعالیت‌های خود را در قالب کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور ادامه داد. در این دوره حجم فعالیت سیاسی سودابه تا حدی بود که دولت فرانسه با خودداری از اعطای اقامت بلندمدت، تنها به صورت ماهانه به او اجازه اقامت می‌داد.

آیت‌الله خمینی در دوران تبعید و در بدو ورود به پاریس به منزل سودابه سدیفی و همسرسابقش احمد غضنفرپور، که از یاران و حلقه نزدیک به بنی‌صدر بودند، رفت. رهبر آینده انقلاب ایران تا آماده‌شدن «خانه نوفل‌لوشاتو» در این منزل اقامت‌ داشت.

در بهمن ۵۷، سودابه وهمسرش مسافر همان هواپیمای ایرفرانسی بودند که آیت‌الله خمینی را پس از سال‌ها تبعید به ایران بازگرداند، هواپیمایی که بنی‌صدر به صورت اختصاصی اجاره کرده بود و برای بالا بردن امنیت پرواز مسافران آن را چهره‌های سرشناس انقلاب و خبرنگاران تشکیل می‌دادند.

با پیروزی انقلاب سدیفی فعالیت خود را در فضای مطبوعاتی کشور آغاز کرد. پس از آن به دنبال انتخاب بنی‌صدر در مقام رئیس‌جمهوری، او هم به دفتر ریاست‌جمهوری راه یافت تا به دعوت بنی‌صدر به عنوان مشاور در «امور نهضت‌های آزادی‌بخش» مشغول به کار شود ــ پستی که پیشتر در زمان سرپرستی بنی‌صدر وسپس قطب‌زاده بر وزارت خارجه نیز عهده‌دار آن بود.

کاظم کردوانی دبیر کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشوردر دهه پنجاه و از دوستان سودابه سدیفی می‌گوید که او در مقایسه با دیگر افراد مرتبط با رئیس‌جمهوری حساسیت بیشتری نسبت به حفظ آزادی‌های سیاسی و اجتماعی داشت. به گفته کردوانی، او جزو آن دسته از افراد حلقه بنی‌صدر بود که پیشینه‌ای چپ داشتند و به نسبت رادیکال‌تر از دیگر اعضای این حلقه بودند که سابقه مذهبی داشتند.
اعترافات شب اول قبر

سدیفی بعد از جریانات خرداد ۶۰ و طرح عدم کفایت بنی‌صدر، در روز ۳۰ خرداد همراه با عذرا حسینی، همسر ابوالحسن بنی‌صدر، دستگیر شد. عذرا حسینی در این باره می‌گوید: «بعد از کودتای خرداد ۶۰، همراه من دستگیر شد. فردای آن روز مرا آزاد کردند، ولی او را نگه داشتند و سال‌های سال در زندان ماند و تحت انواع و اقسام شکنجه‌های سخت، و تن‌ و‌ روح‌فرسا، به‌خاطر جرم‌های نکرده قرار گرفت.»

دولت بنی‌صدر در فضایی غیر قابل پیش‌بینی و بعد از سخنرانی آیت‌الله خمینی بر علیه دولت سقوط کرد. چراغ سبزی که او به مجلس برای ارائه طرح عدم کفایت رییس‌جمهوری داد، در روز ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ به سقوط دولت بنی‌صدر منجر شد. سقوطی که داستان زندگی سودابه سدیفی را نیز یک شبه تغییر داد.

طی دوران زندان، سودابه سدیفی و همسر سابقش غضنفرپور را در دوره‌ بازجویی با شکنجه و اذیت و آزار به توبه کشاندند. چندی بعد این زوج سیاسی نزدیک به بنی صدر، دراعترافاتی که از تلویزیون رسمی جمهوری اسلامی پخش شد، ظاهر شدند.

این اعترافات در برنامه‌ای با نام «شب اول قبر» در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۶۰ از تلویزیون ایران پخش شد و در مجموعه سمینار‌های تلویزیونی از آغاز مهر تا پایان آبان ۶۱ ادامه پیدا کرد. در برنامه‌ها شرکت‌کنندگان (که در ادبیات مقامات ایران تواب خوانده می‌شدند) از گذشته خود اعلام پشیمانی می‌کردند. این سمینارها به صورتی بود که شرکت‌کنندگان در آن بحث را ادامه می‌دادند و از حالت پرسش و پاسخ خارج می‌شد. در طی همین سمینار‌ها بود که سودابه سدیفی از ارتباط بین بنی‌صدر و مجاهدین و دستور بنی‌صدر مبنی بر حذف بعضی از مخالفین صحبت کرد.

اعترافات و توبه پخش‌شده در فضای انقلابی سال‌های ۶۰ اعتراضات و انتقادهای بسیاری را برای او به همراه آورد.

فشار‌های امنیتی پس از زندان از یک سو و انتقاد از «شکسته‌شدن» او در زندان و حضور در برنامه «شب اول قبر»، باعث شد که او تا پایان عمر از صحنه سیاسی ایران کناره‌گیری کند.

در دهه شصت در ایران، بنابر گفته بسیاری از زندانیان سیاسی آن دوران، رویه‌ای شکل گرفت که بازجویان می‌کوشیدند تا متهمان را به اعتراف‌های تلویزیونی علیه خود و گروه‌های متبوعشان وادار کنند. اسد‌الله لاجوردی، دادستان انقلاب تهران از جمله کسانی بود که این برنامه‌ها را در حسینیه زندان اوین اجرا می‌کرد. بسیاری از رهبران حزب‌توده ایران، چهره‌های مذهبی همچون آیت‌الله شریعتمداری، و رئیس پیشین صدا و سیمای ایران صادق قطب‌زاده در این اعترافات حضور یافتند.

به گفته‌ ابوالحسن بنی‌صدر در زمان بازرسی رینالدو گالیندوپل، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور ایران از زندان‌های این کشور در زمستان ۱۳۶۸، سودابه هم در جمع آن دسته از زندانیانی بود که با گالیندوپل ملاقات کردند. بر این اساس، او نیز گزارشی کامل از شکنجه‌هایی که در زندان متحمل شده ‌بود، ارائه کرد.
حق نان و نمک: میزبانی از آیت‌الله خمینی

سدیفی فروردین‌ماه سال ۱۳۶۳ و پس از دستور مستقیم آیت‌الله خمینی از زندان آزاد شد. گفته می‌شود که دلیل این دستور، اقامت چند‌روزه آیت‌الله خمینی در منزل سودابه در بدو ورود به پاریس بوده است.

در ارتباط با دستور آیت‌الله خمینی در مورد آزادی او، سید حسین موسوی تبریزی، دادستان وقت کل کشور، در مصاحبه‌ای با سایت «مؤسسه نشر و تنظیم آثار امام خمینی» می‌گوید: «امام به من گفت در رابطه با آقای بنی‌صدر سه نفر دستگیر شده‌اند: آقای غضنفرپور نماینده مجلس، پسر مرحوم آیت‌الله حاج آقا رضا موسوی زنجانی، که مسئول دفتر آقای بنی‌صدر بود و خانم سودابه سدیفی خبرنگاری که از فرانسه با امام آمد و بعد با بنی‌صدر کار می‌کرد. امام فرمود: “همان‌ها را هم بگویید آزاد کنند”.»

این گفته موسوی تبریزی اما به اسفند‌ماه ۱۳۶۲ می‌گردد و همزمان است با دستور رهبر وقت ایران در مورد آزادی داریوش فروهر. به همین خاطر، باید تأیید کرد که دیدار سدیفی با گالیندوپل بعد از آزادی و احتمالاً به عنوان زندانی سابق صورت گرفته است.

سودابه سدیفی بعد از آزادی، مدتی در زمان ریاست محمد خاتمی بر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، در این وزارتخانه مشغول به کار شد. با این حال این دوره نیز چندان نپایید تا اینکه او به شمال ایران رفت و تا پایان عمر به کشاورزی پرداخت.
انقلاب مردان، مردان انقلاب

سودابه سدیفی هم‌نسل زنان فعالی بود که هر یک به نحوی از صحنه سیاست ایران پس از انقلاب کنارزده شده‌اند؛ خواه کسانی که همچون خود او به حبس و حصر دچار شدند یا دیگرانی همچون اعظم طالقانی و عاتقه صدیقی، همسر محمد علی رجایی که به‌تدریج به حاشیه رانده شدند.
صحنه‌ای از تظاهرات روز جهانی زن در اسفند ۱۳۵۷ در تهران

صحنه‌ای از تظاهرات روز جهانی زن در اسفند ۱۳۵۷ در تهران

او از معدود زنانی بود که در فضای مردانه سال‌های اول انقلاب فعالیت سیاسی خود را دنبال می‌کرد، دورانی که در دولت موقت بازرگان و سپس شورای انقلاب و دولت بنی‌صدر جایی برای فعالیت زنان نبود و جوی تک‌جنسیتی بر دایره حکمرانان غلبه مطلق داشت. علاوه‌ بر این، دهه نخست انقلاب ۵۷، دهه‌ای بود که گروه‌های سیاسی‌ که نقش زنان در آن‌ پررنگ‌تر بود، هر روز بیشتر به حاشیه رانده و یا سرکوب می‌شدند.

این دوره‌ با شروع حجاب اجباری اندکی پس از پیروزی انقلاب در اسفند ۵۷ آغاز شد. در برابر تحمیل حجاب مقاومت‌هایی صورت می‌گرفت، چنانچه در تجمعات روز ۱۷ اسفند همان سال که مصادف با ۸ مارس و روز جهانی زن بود شعار‌هایی علیه حجاب اجباری سر داده شد. این در حالی بود که شب قبل از آن در تلویزیون دولتی ایران که ریاست وقت آن را صادق قطب‌زاده بر عهده داشت از ۸ مارس به عنوان یک سنت غربی یاد شده بود و همان روز ۱۶ اسفند روزنامه کیهان از قول آیت‌الله خمینی نوشته بود «در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند اما با حجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند.»

بنی‌صدر که خود در آن دوره برای مدتی ریاست دوره‌ای شورای انقلاب را عهده‌دار شد و سپس به ریاست‌جمهوری رسید، در برابر سیاست حجاب اجباری سکوت کرد و اگر مخالفتی هم داشت، ترجیح داد به صورت علنی در این مورد اظهار نظر نکند. دولت موقت هم به نوعی سکوت پیشه کرد.

شاید سودابه سدیفی هم در این زمان نوعی سیاست سازشکارانه‌ای در پیش گرفت و به عنوان زنی روزنامه‌نگار عکس‌العملی به سیاست تحمیل حجاب و آن گونه اظهارات آیت‌الله خمینی نشان نداد. اما نوع رفتار و پوششی که او حدود دو سال پس از اسفند ۵۷ در جریان افتتاح مجلس اول شورای اسلامی داشت و بعد از سال‌ها هنوز به عنوان عملی هنجارشکن در اذهان نمایندگان تندرو آن زمان باقی ماند، نشان از همان روحیه سرکش و بی‌قراری دارد که کاظم کردوانی از دوران فعالیت او در کنفدراسیون دانشجویان خارج از کشور سراغ دارد.

زنی «با بلوز و دامن و روسری، در حالی که پاها و موهایش پوشیده نبود» به صحن مجلسی قدم گذاشت که آیت‌الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی از نمایندگان آن بودند.

No responses yet

Jul 21 2018

مولانا عبدالحمید درباره مشکلات سنی‌های ایران به آیت‌الله سیستانی نامه نوشت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: مولانا عبدالحمید در مورد مسائل عراق و مشکلات اهل‌سنت ایران به آیت‌الله سیستانی نامه نوشت. او از سیستانی خواست که از نفوذ و جایگاه خود در “تشکیل دولت فراگیر در عراق” و “حل مشکلات و دغدغه‌های اهل سنت ایران” استفاده کند.

مولانا عبدالحمید اسماعیل‌زهی، امام‌جمعه اهل‌سنت زاهدان در نامه‌ای به آیت‌الله سیدعلی سیستانی، مرجع تقلید شیعیان در عراق ضمن اشاره به تحولات بعد از انتخابات پارلمانی عراق نوشت که در این کشور پس از سال‌ها ناامنی و ناامیدی اکنون شرایط ایجاد یک دولت فراگیر متشکل از تمام اقوام و پیروان مذاهب و ادیان فراهم شده است و آیت‌الله سیستانی می‌تواند برای تشکیل چنین دولتیاز نفوذ و جایگاه خود استفاده کند.

امام‌ جمعه اهل‌سنت زاهدان در قسمت دیگر از نامه خود مشکلات سنی‌های ایران بعد از انقلاب ۵۷ را برای آیت‌الله سیستانی تشریح کرده و نوشته است که با گذشت ۴۰ سال از انقلاب هنوز هم مشکلاتی چون “تبعیض شدید”، کمبود آزادی‌های مذهبی”، “عدم بکارگیری شایستگان اهل‌سنت در مدیریت‌های کلان” و “عدم تعادل نسبی بین شیعه و سنی در مناطق سنی‌نشین” لاینحل مانده است.

عبدالحمید به عدم تاسیس مسجد اهل‌سنت تهران بعد از چهار دهه انقلاب هم اشاره کرده و از ایجاد محدودیت‌ برای نمازخانه‌ها و برگزاری نمازهای جمعه و اعیاد اهل‌سنت در تهران و برخی دیگر از کلان‌شهرها انتقاد کرده است.

امام جمعه اهل سنت زاهدان از آیت‌الله سیستانی به‌عنوان یکی از مراجع تاثیرگذار در جهان اسلام خواسته‌ که از “نفوذ” خودشان برای رفع دغدغه‌های جامعه اهل‌سنت ایران استفاده کنند تا این “معضل چهل‌ساله” حل‌ وفصل شود.

عبدالحمید: جلوی سفرم به قطر و ترکیه را گرفتند

هم‌زمان با انتشار نامه مولانا عدبدالحمید به آیت‌الله سیستانی روزنامه اعتماد هم روز شنبه ۳۰ تیر مصاحبه‌ای مفصل با عبدالحمید انجام داده است.

امام جمعه اهل سنت ایران به اعتماد گفت: «اخیرا که ما آمدیم افطاری، آقای روحانی از من درباره وضعیت پرسیدند؛ من به ایشان هم گفتم هیچ انتظاری برآورده نشده و ما هم خیلی حیران و متعجبیم كه در سیستان‌ و بلوچستان كوچک‌ترین تغییراتی صورت نگرفته، مناطق دیگر هم طبق اطلاعات ما تغییری صورت نگرفته است؛ و الآن كه مردم در سختی و تنگنا هستند باید فكری كنند كه رضایت مردم را بگیرند.»

عبدالحمید همچنین انتقاد کرده است که “عزمی” برای برآورده کردن درخواست‌های اهل سنت نیست. او از روحانی خواست که عزم جدی داشته باشد.

مهم‌ترین مسئله‌ای که عبدالحمید با اعتماد مطرح کرده تبعیض است. او می‌گوید: «در مناطق سنی‌نشین در استان سیستان‌ و بلوچستان ۷۵ درصد مردم اهل‌سنت‌اند اما در یک اداره‌ای با ۳۰۰ پرسنل در همین منطقه طبق آمار ما ۱۸ نفر اهل‌ سنت هستند. در بعضی از ادارات ۱۵۰ نفری، ۱۰ یا ۵ نفر اهل سنت‌اند. این عدم تناسبی كه ملاحظه می‌كنید در همه مسائل اثر خودش را می‌گذارد. در فقر و بیكاری اثر می‌گذارد.»

عبدالحمید در پایان مصاحبه خود به این هم اشاره کرده است که جلوی سفر او به بعضی از نقاط ایران و کشورهای خارج از جمله قطر و ترکیه گرفته شده است.

No responses yet

Jun 08 2018

به گه خوری افتادن بسیجی اسید پاش پس از لو رفتن اطلاعاتش در شبکه های اجتماعی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,جنایات رژیم,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل شدید یک زن با یک بسـیجی در امـام زاده محمد چه نترسه این زن

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 24 2018

کل کل زن شجاع ایرانی با یک آخوند فضول آن هم بدون حجاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

No responses yet

Mar 31 2018

ارتداد خفی و طلبه‌های بیلیاردباز، پیانیست و آتئیست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دویچه‌وله: چهار دهه پس از حکومتی شدن اسلام در ایران، حوزه علمیه دچار بحرانی جدی شده و طلبه‌هایی را پرورانده است که تحت تاثیر “سه‌گانه جادویی” مدرنیته، جهانی‌شدن و علوم انسانی، هنجارهای اعتقادی حوزه علمیه را پس می‌زنند.

حوزه علمیه قم از اولین مراکز آموزشی در ایران بود که استفاده از کامپیوتر در آن رایج شد. مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی در سال ۱۳۶۸ تاسیس شد؛ تلاشی برای مجهز کردن حوزه‌های علمیه به تکنولوژی دنیای مدرن.

سلاحی که جمهوری اسلامی تصور می‌کرد با آن دروازه‌های جهان قرن بیستم را بر توپخانه اسلام شیعی می‌گشاید، پس از سه دهه ظاهرا دین را مغلوب جهانی شدن کرده است.

«گستره‌ی “ارتداد خفی” در میان طلبه‌ها چنان است که مثلا در مورد مساله‌ی خدا، برخی خودشان را آتئیست و برخی ندانم‌گرا می‌نامند. در مورد نبوت، برخی پیامبر را یک عارف معمولی و دین وی را حاصل تجارب عارفانه‌ی ایشان می‌دانند. در مورد مناسک، نماز و روزه را یا انجام نمی‌دهند یا التزام کاملی بدان ندارند. در مورد مساله‌ی امامت و… نیز تفاوت‌های آشکاری با نرم‌های رایج و رسمی دارند.»

این بخشی از نوشته‌ای است با عنوان «انعکاس خبر طلبه پیانیست» که جواد شریفی، طلبه حوزه علمیه مشهد، نوشته و در کانال «دین و جامعه» منتشر شده است. او به مشاهدات و تجربیات ده ساله خود و مصاحبه‌های مکررش با بسیاری از طلبه‌ها استناد کرده و از تغییری کیفی در حوزه علمیه خبر می‌دهد.

این طلبه از “ارتداد خفی” و “تشکیک‌های جدی” در ذهن و ضمیر بسیاری از طلبه‌ها می‌گوید که دامن حوزه علمیه را گرفته است. او از یک “سه‌گانه جادویی” نوشته که مانند “قبسی از آتش” دامن حوزه علمیه را گرفته است؛ مدرنیته، جهانی شدن و علوم انسانی. این سه عامل باعث شده است «نرم‌های اعتقادی که از سوی حوزه علمیه به طلبه‌ها تحمیل می‌شوند دیگر به اندازه کافی قانع کننده» نباشند. جواد شریفی از پس زدن این اعتقادات از سوی بسیاری طلبه‌ها نوشته است که توان نشان دادن بی‌اعتقادی خود را ندارند.

نسل چهارم بعد از انقلاب اسلامی در ایران، نسبت به نسل‌های قبل رابطه‌ای کاملا متفاوت با جهان می‌گیرد. حوزه علمیه نیز جزیره‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای‌ بسته ‌و جدا از جامعه نیست. آیا حوزه در حال پوست انداختن است؟
Iran Mohsen Kadivar Oppositioneller

محسن کدیور، پژوهشگر دینی و از منتقدان قرائت اسلام به شیوه جمهوری اسلامی

محسن کدیور، پژوهشگر دینی ساکن آمریکا معتقد است که برای تعیین دامنه طلبه‌هایی که دچار “ارتداد خفی” شده‌اند، نیاز به یک کار آماری و میدانی است. اما آن چه روشن است، تاثیر شبکه‌های اجتماعی و علوم انسانی بر آن‌هاست. او به دویچه‌وله فارسی می‌گوید:

«طلاب جوان در شبکه‌های اجتماعی فعال هستند و اطلاع اجمالی از علوم انسانی پیدا کرده‌اند. آن‌ها به میزان حضورشان در شبکه‌های اجتماعی و به میزان اطلاع‌شان از علوم انسانی، از هر دو، یعنی هم مدرنیته و هم جهانی‌شدن متاثر شده‌اند. نگاه این بخش از طلاب نگا‌ه به علوم اسلامی به شکل سابق نیست. اما این که مدرسین حوزه، بخصوص آن‌هایی که سنتی هستند، اصلا در شبکه‌ها حضور دارند یا نه و آیا از علوم انسانی اطلاع حتی اجمالی و اندک دارند، پاسخ من مثبت نیست. بنابراین ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.»

“طلبه‌های ناطلبه”

شکافی که محسن کدیور از آن می‌گوید در نوشته جواد شریفی با مثال‌های زنده‌ای بیان شده است. او از “تغییرات بنیادی در ساحت فکری” طلاب گفته که نرم‌های رفتاری آن‌ها را تغییر داده است. از اشاعه پدیده‌ای به نام «عطش یونیک» بودن انسان مدرن در حوزه علمیه که «طلبه‌های ناطلبه» را پدید آورده است. طلبه‌هایی که دوست دارند بنوازند، فوتبال و بیلیارد بازی کنند یا استندآپ اجرا کنند و برای آن که مورد سرزنش هم‌صنفان خود و قشر سنتی جامعه قرار نگیرند، آن را در عبای دین می‌پیچند:

«مثلا می‌گویند یک روحانی بیلیارد باز سبب می‌شود جماعتی از اولیا اللهِ بیلیارد باز بوجود بیاید و مثلا بر سر بیلیارد قماربازی نکنند. آن روحانی که در شمایل بوقچی در ورزشگاه ظاهر می‌شود علاقه‌ی خود به حضور در ورزشگاه را ممکن است این گونه توجیه کند که حضورش سبب جذب دلهای افراد به روحانیت و یا اخلاقی‌تر شدن فضای ورزشگاه می‌شود.»

به عبارت دیگر میدان دادن به علایق فردی این گونه مستدل می‌شود که «محبوبیت و مرجعیت اجتماعی روحانیت که به برکت اسلام سیاسی و حضور پررنگ و البته ناموفق‌شان در اداره‌ی کشور از بین رفته است با این گونه کارها بیشتر می‌شود».

فراریان از اسلام؟

ولی پیامد این شکاف چیست؟ آیا می‌شود این طور نتیجه گرفت که اولین کشوری که اسلام در قرن بیستم بر آن حاکم شد، بیشترین فراریان از این دین را در قرن بیست و یکم به دنیا تحویل می‌د‌هد؟

محسن کدیور با این نتیجه‌گیری چندان موافق نیست و تعبیر دیگری از این فرار دارد. او معتقد است که در ایران نه اسلام که قرائتی خاص از آن به قدرت رسیده است؛ «قرائتی که ممکن است با خوانش و قرائت اکثر مسلمانان ایران سازگار نباشد. اگر این را بپذیریم، من معتقدم که در ایران یک اقلیتی به قدرت رسید که تفکرش حتی در بین علمای حوزه علمیه و مراجع تقلید هم در اکثریت نبوده و نیست؛ یعنی نظریه ولایت مطلقه فقیه.

اما این که آیا ما شاهد فراریان از اسلام با این قرائت رسمی خواهیم بود، پاسخ من مثبت است. یعنی همین اعتراض‌هایی که ما در دی‌ماه داشتیم و اعتراض دختران خیابان انقلاب و مانند آن‌، می‌شود ذکر کرد که این‌ها یک “نه” بزرگ به قرائت رسمی از اسلام است. من فکر می‌کنم مردم ایران دین ‌خود را از جمهوری اسلامی نگرفته‌اند که حالا با انحراف و فاسد شدن حکومت بخوا‌هند دین خود را کنار بگذارند.»
Ayatollah Mesbah Yzdi

محسن کدیور می‌گوید که ما شاهد یک شکافی بین طلاب و دانشجویان علوم دینی در حوزه علمیه در این سو و مدرسین و مراجع از آن سو هستیم.

به باور کدیورغیر از «استبداد دینی که تحت عنوان ولایت مطلقه فقیه بر ایران حاکم است» و او آن را «ام‌الفساد جمهوری اسلامی» می‌داند، تبعیض جنسیتی، تبعیض دینی، تبعیض مذهبی و تبعیض بین فقها و توده مردم بر تفکر رسمی حوزه‌های علمیه نهادینه و ساختاری است.

او می‌گوید: «حتی اگر ولایت مطلقه فقیه هم نباشد، ما علما و فقهایی داریم که به ولایت فقیه قائل نیستند، اما به تساوی حقوقی زن و مرد، تساوی حقوقی مسلمان و نامسلمان و شیعه و سنی و فقیه و توده مردم هم قائل نیستند. تا این‌ها تجدید نظر نکنند، ما نمی‌توانیم شاهد یک جامعه سالم باشیم.

“خدا به چه اموری توجه داشته”

عباس عبدی، تحلیلگر سیاسی نزدیک به اصلاح‌طلبان، اخیرا گفت‌وگویی داشته با محمدرضا نائینی، از اساتید حوزه علمیه قم و سپس نامه‌ای به او نوشته و آن را با اجازه او منتشر کرده است. او در نامه خود به آقای نائینی از تسلط شکل‌گرایی در حکومت دینی انتقاد کرده که دست جمهوری اسلامی را در قرن بیست و یکم در “حنا” می‌گذارد.

به باور عبدی «شکل‌گرایی در فقه و فقاهت و ناتوانی در به روز شدن آن یکی از مهم‌ترین نقاط ضعف حوزه و روحانیت است، که نقطه قوت آنان را که فقه باشد به نقطه ضعف و پاشنه آشیل آن تبدیل کرده است».

او از دخالت روحانیت از موضع قدرت و سیاست در علوم اجتماعی و انسانی انتقاد کرده و یک مثال زده است:

«چند هفته پیش دختر یکی از دوستانم که سال اول پزشکی است تعریف می‌کرد که یک روحانی که درس معارف می‌داد برای اینکه نشان دهد چقدر مطلع است یا خدا به چه اموری توجه داشته!! و چه خلقت پیچیده‌ای داشته است، در سر کلاس معارف توضیح می‌داد که کودک از ترکیب دو اسپرم زن و مرد! بوجود آمده، و دانشجویان می‌خندیدند و متوجه نمی‌شد که چرا می‌خندند. از این نمونه‌ها از بالاترین سطوح تا پایین‌ترین‌ها را می‌توان ذکر کرد که جایگاه و کارکرد روحانیون را دچار مشکل جدی کرده است. انتشار این موارد در فضای مجازی موجب وهن شده است.»

اما این فقط اظهارنظر در علومی مثل پزشکی یا دخالت در اموری که ربطی به روحانیون ندارد نیست که کارکرد روحانیت را “دچار مشکل جدی” کرده است.

محسن کدیور به نبود دانش کافی در مورد علوم اجتماعی و انسانی اشاره می‌کند و می‌گوید آن‌ها نه تنها با این علوم آشنایی «نداشتند و ندارند»، بلکه «نیاز جامعه‌‌ها به علوم انسانی و اجتماعی را هم به رسمیت نشناخته‌اند. یعنی فکر می‌کنند با همان علوم سنتی می‌توانند هم به سوالات اعتقادی و فقهی و اخلاقی مردم پاسخ دهند و هم جامعه را اداره کنند. در حالی که اگر کسی در زمان ما از این علوم بهره‌ای نبرده باشد، نمی‌تواند پاسخ قانع‌کننده‌ای در بسیاری از حوزه‌ها، حتی در مباحث دینی به دینداران معاصر و بخصوص تحصیل‌کرده بدهد.»

باخت روحانیت در دیانت و سیاست؟

عباس عبدی در نامه‌اش به نائینی نوشته که مهم‌ترین مشکلی که روحانیت در ایران پس از انقلاب با آن مواجه شده، ترکیب نهاد قدرت و دین است، «زیرا این ترکیب موجب قدسی شدن سیاست نمی‌شود، بلکه عرفی شدن و تقدس‌زدایی از نهاد دین را تسهیل می‌کند. این کار سیاست را دینی نمی‌کند، دین را سیاسی می‌کند».

او معتقد است که روحانیت با دخالت در سیاست کارکرد سنتی خود را در جامعه از دست داد و «حتی نتوانست در سیاست براساس عرف موجود کارآمدی مناسبی را نشان دهد، در نتیجه هر دو وجه ماجرا را باخته است و هیچ‌کدام از دو نقش را نمی‌تواند بازی کند».

محسن کدیور به شعار «دیانت ما عین سیاست ماست و سیاست ما عین دیانت ما» اشاره می‌کند که پس از انقلاب بر بزرگرا‌ه‌ها نقش بست و وارد کتاب‌های درسی شد.

کدیور می‌گوید: «بسیاری از فقهای شیعه و علمای دینی ایران به این شکل ورود دین به حکومت را باور نداشتند و با تجربه ‌جمهوری اسلامی هم در این نظر راسخ‌تر شدند. یعنی حتی اگر به لحاظ فلسفی، جامعه‌شناختی و علوم سیاسی هم به این نتیجه نرسیده باشند، اما وقتی دین‌گریزی را در میان مردم و جوانان به واسطه حکومت دینی و استبداد دینی مشاهده می‌کنند، آبه این نتیجه می‌رسند که بهترین راه برای حمایت از دین‌داری مردم این است که حکومت در امر دین و مساجد و حوزه‌های علمیه دخالت نکند. این هم به نفع دین است و هم به نفع حکومت و اداره جامعه. من فکر می‌کنم رشد فراوانی در این زمینه داشته‌ایم.»

عبدی به نائینی می‌گوید که «طرفدار جدایی دین از سیاست نیست»، بلکه «مخالف امتزاج» آن‌ها و «تقلیل دادن آن‌ها به یکدیگر» است.

محسن کدیور اما معتقد است که نظریه رسمی جمهوری اسلامی یعنی ولایت فقیه، «با جدایی دین از دولت تضاد آشتی‌ناپذیر دارد» و تنها زیر فشار اجتماعی ممکن است حذف شود.

No responses yet

Mar 28 2018

حرکت النجباء؛ مهره چند منظوره قاسم سلیمانی در عراق و سوریه

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,جنایات رژیم,خاورمیانه,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

ایران وایر: النجباء یک گروه اسلامی – جهادی است که به حاکمیت مطلق اسلام اعتقاد دارد و با الگو قرار دادن «حزب الله» لبنان، خود را ملتزم به تبعیت از تز «ولایت فقیه» و پیروی از آیت الله علی خامنه ای می داند.

سال ٢٠١٤در نتیجه ائتلاف چندین گروه جهادی، نیرویی به نام «حشد شعبی» به وجود آمد. سپاه «بدر»، «حزب الله» عراق، «عصائب اهل حق» و «حرکت النجباء» معروف ترین گروه های تشکیل دهنده حشد شعبی هستند که نزدیک ترین گروه ها به سپاه «قدس» جمهوری اسلامی ایران نیز به شمار می روند.

پس از جنگ نجف در سال ۲۰۰۴، هنگامی که سپاه «مهدی» وابسته به «مقتدی صدر»، روحانی با نفوذ شیعه با امریکایی‌ها و دولت عراق آتش‌بس کرد و جنگ متوقف شد، گروهی از شبه نظامیان بدون توجه به دستورات او به درگیری ادامه دادند. «قیس الخزعلی» و «اکرم الکعبی» رهبری این گروه را بر عهده داشتند. صدر به دنبال منحل کردن سپاه مهدی، در نوامبر ٢٠٠٨ تیپ «یوم الموعود» را تشکیل داد و از سایر گروه‌ها درخواست کرد که به این گروه جدید بپیوندند اما آن ها نپذیرفتند. با انحلال سپاه مهدی، الخزعلی و الکعبی به طور کامل راه خود را از صدر جدا کردند و گروه عصائب اهل حق که از سال ٢٠٠٦ در دل سپاه بدر شکل گرفته بود را رسما تشکیل دادند.

از سال ٢٠٠٤ به بعد عمده فعالیت های این گروه علیه نیروهای ائتلاف، به ویژه امریکایی ها بوده است. این گروه تاکنون مسوولیت بیش از شش هزار حمله ریز و درشت در عراق را بر عهده گرفته است. حمله به ساختمان استانداری کربلا در ٢٠ ژانویه ٢٠٠٧ یکی از حملات مهم عصائب اهل حق به شمار می آید که هدف از آن، ضربه زدن به نیروهای امریکایی مستقر در آن بود. این حمله به کشته شدن یک سرباز امریکایی و گروگان گرفته شدن چهار سرباز دیگر انجامید.

پیش از آن، این گروه در ماه می ٢٠٠٧ نیز یک کارشناس ٣٧ ساله بریتانیایی به نام «پیتر مور» را ربودند. چند روز پس از ربوده شدن او، روزنامه «گاردین» در گزارشی نوشت ربوده شدن کارشناس انگلیسی با نقشه و کمک سپاه قدس ایران انجام شده است.

این ماجراها منجر به بازداشت قیس الخزعلی توسط دولت عراق شد. علت بازداشت نیز حمله نیروهای تحت امر او به سربازان عراقی و امریکایی بود. او سه سال بعد در جریان یک معاوضه آزاد شد. در میان کسانی که در این معاوضه آزاد شدند، پیتر مور، کارشناس بریتانیایی هم بود.

پس از دستگیری قیس الخزعلی، اکرم الکعبی به عنوان جانشین وی، اداره امور را به دست گرفت. او که از سال ٢٠٠٤ به بعد دوره های نظامی زیادی را در ایران گذرانده بود، حضورش پر دردسر شد. سال ٢٠٠٨ ارتش عراق دوباره کنترل شهرک «صدر» که محل تجمع و فعالیت های این نیروها بود را به دست گرفت و سپاه مهدی را غیرقانونی اعلام کرد. اکرم الکعبی همراه بسیاری از جنگ‎جویان و رهبران عصائب اهل حق به ایران گریخت. در همان سال وزارت خزانه داری امریکا الکعبی را فردی خطرناک برای امنیت ملی امریکا معرفی و نام او را در لیست تحریم های خود ثبت کرد.
سال ٢٠١١ الکعبی به نمایندگی از عصائب اهل حق به سوریه رفت تا زمینه های تشکیل یک گردان نظامی را در آن جا فراهم کند. در این دوران، قیس الخزعلی هم از زندان آزاد و دوباره چهره مهم عصائب اهل حق شده بود.

رفتن الکعبی به سوریه، مقدمه تشکیل یک نهاد تازه شد. او سال ۲۰۱۳ گردان «عمار بن یاسر» را در سوریه راه اندازی کرد ولی نهاد اصلی که متولد شد، «جنبش مقاومت اسلامی حرکت حزب الله النجباء» بود که به اختصار، النجباء نامیده می شود.

النجباء یک گروه اسلامی – جهادی است که به حاکمیت مطلق اسلام اعتقاد دارد و با الگو قرار دادن «حزب الله» لبنان، خود را ملتزم به تبعیت از تز «ولایت فقیه» و پیروی از آیت الله علی خامنه ای می داند. عصائب اهل حق هم پیرو و مبلغ خامنه ای بودند و سال ۲۰۱۲ پوسترهای رهبر جمهوری اسلامی را در عراق پخش می کردند. ولی وابستگی النجباء بیش تر بود.

شبکه تلویزیونی «الکوثر» که متعلق به این گروه است، به صورت روزانه سرودی را با عنوان «یا خامنه ای، سیدی» پخش می کند که در آن از رهبر جمهوری اسلامی به عنوان «قائد»، «رهبر» و «مرشد» نام برده می شود.

هرچند مرکز فعالیت های النجباء، عراق است ولی خود را مدافع ممالک و بلاد مسلمانان می داند. این گروه حرکت در مسیر آماده سازی شرایط برای ظهور امام زمان و مقابله با امریکا و اسراییل را مهم ترین اهداف خود بیان و هم‏سویی با جمهوری اسلامی را در این راستا تفسیر می کند. فرماندهان النجباء به ارتباط نزدیک و تنگاتنگ خود با جمهوری اسلامی افتخار می کنند و این رژیم را اصلی ترین حامی و پشتیبان خود می دانند.

اکرم الکعبی در این رابطه گفته است: «باید اعتراف کنم که جمهوری اسلامی در همه موارد از ما حمایت می کند؛ به ویژه در زمینه تسلیح و آموزش نیروهایمان.»

در سایت این گروه به نقل از الکعبی آمده است: «ما همواره خود را نیروی سردار رشید اسلام، حاج «قاسم سلیمانی» [فرمانده سپاه قدس] دانسته و با مشورت با ایشان به حرکت خود ادامه می دهیم. با توجه به ارتباط مستقیم او با ولی فقیه، برای ما نماینده اسلام و مسلمین محسوب می شود.»

تعداد نیروهای النجباء در سال۲۰۱۷، ١٠ هزار نفر تخمین زده شده است. این نیروها در قالب چندین گردان نظامی به نام های «عمار بن یاسر»، «امام حسن مجتبی» و «حمد» سازمان‎دهی شده اند. گردان عمار بن یاسر از اوایل سال ٢٠١٣ در حومه دمشق و شعبا فعالیت خود را آغاز کرد و تأمین امنیت مسیر فرودگاه دمشق به آن ها سپرده شد. سپس نیروهای این گردان در جنگ حلب شرکت و هم‌زمان با آن یک آکادمی نظامی را در آن جا برپا کردند.
فرمانده سپاه قدس ایران در سال ٢٠١٦ از این آکادمی بازدید کرد و پس از آن بود که دولت سوریه مسوولیت حفاظت از فرودگاه حلب را به تکاوران النجباء واگذاشت. نیروهای گردان های عمار بن یاسر و حمد نیز در طول پنج سال حضور خود در سوریه، در بیش تر مناطق این کشور به دفاع از رژیم «بشار اسد» پرداخته اند. نیروهای گردان حمد که در به کارکیری سلاح های سنگین استعداد و توانایی دارند، همراه با دیگر جنگ‎جویان النجباء در سوریه نقش مهمی در تغییر معادلات نظامی به نفع دولت بشار اسد داشته اند.

هرچند بخشی از نیروهای النجباء در تشکیل نیروی حشد شعبی سهیم بوده اند ولی این گروه خود را بزرگ تر از آن می داند که فعالیت هایش را به عراق و حشد شعبی محدود کند و علاوه بر عراق، اقدام به جذب نیرو از کشورهای دیگر نیز کرده است. النجباء ١٩ ماه ٢٠١٣ در بیانیه ای کشته شدن نُه عضو سعودی، هشت عضو یمنی و شش عضو کویتی خود را در سوریه اعلام کرد. ملیت کشته شده ها، ترکیب چند ملیتی این گروه را به خوبی نشان می داد.

چند ماهی است که گروه النجباء تهدیدات خود علیه امریکایی ها را تشدید کرده و به آن ها در مورد حمله به نیروهای جهادی شیعه در عراق و سوریه هشدار داده است. این گروه مخالفت خود را نیز با حضور نیروهای امریکایی در عراق اعلام و از دولت عراق درخواست کرده است جای استفاده از مستشاران نظامی امریکایی، از نیروهای حشد شعبی و سپاه قدس استفاده کند.

اکرم الکعبی چند ماه پیش به هنگام سفر به بیروت، با حضور در استودیوی تلویریون «المنار» حزب الله، نقش ائتلاف غربی/ عربی را در تحولات عراق مخرب و شیطنت آمیز دانست و هشدار داد در صورت تداوم اقدامات امریکایی ها، آن ها را هدف قرار خواهند داد.

در سطح منطقه ای نیز النجباء در تلاش است با حزب الله لبنان یک ائتلاف تشکیل دهد. سفر الکعبی به این کشور و دیدار با «سید حسن نصرالله» را باید در این راستا تفسیر کرد؛ رویدادی که نگرانی اسراییل و امریکا را در پی داشته است.
تشکیل گردان «جولان» توسط النجباء که هدفش عقب راندن اسراییل از بلندی های جولان اعلام شده، یک گام دیگر این گروه برای یافتن متحدان تازه است.

این گروه در انتخابات پارلمانی عراق که ماه می ۲۰۱۸ قرار است برگزار شود، به صورت مستقل شرکت ندارد و در چهارچوب ائتلاف «فتح المبین» که «هادی عامری» رهبر آن است، حضور دارد. هادی عامری که از نزدیک ترین چهره ها به قاسم سلیمانی است، اگر بتواند بازی انتخاباتی آینده را ببرد، این شانس را دارد که نخست وزیر عراق شود. در این صورت، دوران تازه ای برای گروه هایی مثل النجباء شروع می شود؛ دورانی که محصول سرمایه گذاری و طراحی ایران برای تصرف هرچه بیش تر عراق است.

No responses yet

Mar 01 2018

نسرین ستوده: جنبش اعتراض به حجاب اجباری خاموشی‌ناپذیر است

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اعتراضات,حجاب,حقوق بشر,سیاسی,شورش


دویچه‌وله: ۳۵ بازداشت در تهران و شهرهای دیگر، در عرض دوماه جنبش اعتراض به حجاب اجباری. شاپرک شجری‌زاده، یکی از دستگیرشدگان در اعتراض به وضعیتش از روز پنج اسفند در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

از بازداشت مینا موحدی، اولین زنی که پس از حرکت نمادین اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شد، حدود دو ماه می‌گذرد. نرگس حسینی، مریم شریعتمداری و شاپرک شجری‌زاده از دیگر کسانی‌اند که در این مدت، خبر بازداشت‌شان رسانه‌ای شد.

نسرین ستوده وکیل برخی از این زنان در گفت‌وگو با دویچه‌وله می‌گوید: «شاپرک شجری‌زاده که نام شناسنامه‌ای‌اش “فاطمه” است پس از دستگیری چهار بار مورد تزریق آمپول قرار گرفته است؛ آمپول‌هایی که او اصلا نمیداند چه بوده‌اند. اینها را شاپرک در مواجهه کوتاهی که با بستگانش در بازداشت‌گاه وزرا داشته گفته است. پس از این تزریق‌ها نیز به زندان قرچک ورامین منتقل شده است.»

به گفته ستوده، شاپرک شجری‌زاده در اعتراض به عدم دسترسی به وکیل و شرایط نامطلوب بازداشت از روز شنبه ۵ اسفند دست به اعتصاب غذا زده است.

چهار ساعت عمل جراحی روی پای مریم شریعتمداری

موکل دیگر خانم ستوده، مریم شریعتمداری است؛ همان دختری که مامور نیروی انتظامی او را از بالای سکو به پایین پرت کرد. خانم ستوده می‌گوید ساق پای موکلش در اثر این سقوط به شدت آسیب دیده و او چهار ساعت تحت عمل جراحی بوده است. پس از جراحی نیز او را به زندان قرچک ورامین منتقل کرده‌اند.

بشنوید: گفت‌وگو با نسرین ستوده

میترا جمشیدپور مادر مریم شریعتمداری از اولین ساعات بازداشت دخترش به بازداشتگاه وزرا رفته و پیگیر وضعیت او شده است. به گفته ستوده، به دلیل همین پیگیری، خانم جمشیدپور از سوی پلیس‌های زن وزرا مورد ضرب و شتم قرار گرفته و به مدت ۲۴ ساعت بازداشت شده است.

نسرین ستوده می‌گوید تا کنون نتوانسته اجازه ملاقات با موکلانش را دریافت کند چرا که مقامات زندان می‌گویند اجازه این ملاقات باید از سوی قاضی رسیدگی‌کننده به پرونده صادر شود، اما هنوز نه شعبه رسیدگی‌کننده و نه قاضی آن معلوم نیستند.

تفهیم اتهام نرگس حسینی

روز شنبه ۵ اسفند دادگاه رسیدگی به پرونده نرگس حسینی یکی دیگر از موکلان ستوده برگزار شد. نسرین ستوده می‌گوید علیرغم انتظارش قاضی هر سه اتهام را به متهم تفهیم کرده در حالی که عمل او از نظر ستوده “عملی مشروع” بوده است. ستوده اما امیدوار است که موکلش از هر سه اتهام تبرئه شود.

اتهامات نرگس حسینی “تشویق به فساد، عدم رعایت حجاب شرعی و تظاهر به عمل حرام” عنوان شده است.

خانم ستوده درباره ویدا موحدی، اولین دستگیر‌شده معترض به حجاب اجباری می‌گوید جسته و گریخته شنیده که دادگاه او در سکوت خبری برگزار شده و گویا به چند ماه حبس هم محکوم شده اما حکم هنوز اجرا نشده است.

ویدا موحدی یک ماه پس از بازداشت با قید وثیقه آزاد شد.

در روند پرونده موکلانم سهل‌گیری نمی‌بینم”

با گذشت حدود دوماه از آغاز حرکت‌های اعتراضی به حجاب اجباری با توجه به برخورد ماموران انتظامی و امنیتی با آن‌ها، در داخل و خارج از ایران نسبت به این برخوردها انتقادات فراوانی شده است.
شاپرک شجری‌زاده در اعتراض به وضعیتش دست به اعتصاب غذا زده است

در خارج از کشور، سازمان دیده‌بان حقوق بشر در بیانیه‌ای از مسئولان جمهوری اسلامی خواست تا دست از پیگرد قضایی معترضان به حجاب اجباری بردارند.

در داخل ایران نیز برخی نمایندگان مجلس در این باره موضع‌گیری کردند. سهیلا جلودارزاده نماینده تهران، حرکت دختران خیابان انقلاب را نتیجه اشتباهات حکومت دانست و گفت: «زمانی برای زنان محدودیت قائل می‌‌شدیم و آنها را زیر تنگنای غیرلازم قرار می‌دادیم. همین مسئله موجب شد تا این فشارها طغیان ایجاد کند و دختران خیابان انقلاب روسری‌های‌شان را سر چوب بگذارند. این کارها به خاطر رفتار اشتباه ماست.»

نسرین ستوده معتقد است علیرغم این اعتراضات “سهل‌گیری” در پرونده موکلانش نمی‌بیند و تنها اظهار امیدواری می‌کند که حکومت صدای این زنان را بشنود و اعتراض مسالمت‌آمیز آنها را به خشونت نکشاند.

ستوده تاکید می‌کند که این اعتراضات خاموشی‌ناپذیر است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .