اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Aug 25 2017

از اقدامات شیعیان ایرانی: خراب کردن دیوار کعبه و تبدیل حجرالاسود به سنگ کاسه توالت

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تاریخی,سیاسی,مذهب


فردا: ایرانیان یکی از نخستین گروههایی هستند که برای مخالفت با دستگاه حاکم عباسی و رهایی از یوغ اعراب به مذهب شیعه گرایش پیدا کردند و البته این تشیع از نوع دوازده امامی کنونی آن نبود و تا قرن ها شیعه اسماعیلی بود.

شیعه در واقع از ابداعات و اختراعات ایرانیان برای نپذیرفتن آیین اعراب است؛ اما نوع دوازده امامی عمدتا از زمان سلطنت شاه اسماعیل صفوی در ایران رواج جدی پیدا کرد. با اینحال مفهوم این تشیع و مسلمانی با آنچه ما امروز در نظر داریم، تفاوت دارد.

این یک نمونه است که جای دیگری نوشته بودم و چون دوستی منبع خواست، بصورت پست مجزا منتشر می کنم:

قرمطیان یا قرامطه گروهی از ایرانیانی بودند که در سراسر سرزمینهای ایران بزرگ آیین جدیدی ممزوج از شیعه اسماعیلی (شیعه در دوران پیش از حمله مغول و فراگیر شدن نوع دوازده امامی آن در دوران اخیر) و آیین زرتشتی ساختند. بعدها این گروه در دیگر فرق اسماعیلی ممزوج شدند ولی هنوز هم گروههای کوچکی از آنها در ایران و سوریه وجود دارند.

این عده در حوالی سال ۹۰۰ میلادی بحرین را به تصرف درآوردند و تا اواخر قرن یازده این منطقه را تحت تصرف داشتند. بر خلاف وعده سوره فیل که قول نابودی کسانی را داده که قصد خرابی کعبه را کرده بودند، در سال ۹۳۰ میلادی این گروه به رهبری ابوطاهر جنابی به مکه حمله کرد (اینجا و اینجا و اینجا )، زایرین و اهالی را کشتند و اجسادشان را به چاه زمزم انداختند؛ نسخه های قرآن را سوزاندند یا به آنها ادرار کردند؛ دیوار کعبه را خراب کردند، سنگ حجرالاسود را به غنیمت گرفتند و به بحرین بردند.

حجرالاسود برای مدت بیست سال در نزد پادشاه این گروه، که جوانی اصفهانی به نام ابوالفواد زرتشتی و تجسم مادی خدا بود و خود را مهدی موعود از اسلاف شاهان ساسانی می خواند، سنگ پایه توالت بود. این سنگ را تکه تکه کرده بودند و تکه های آن را در مستراح گذاشتند تا بیست سال بعد در سال ۹۵۱ میلادی که خلیفه المقتدر حجرالاسود را از این گروه پس گرفت .

No responses yet

Aug 23 2017

اتریش: به زنان در بالکان برای حجاب کامل پول داده می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


دویچه‌وله: وزیر امور خارجه‌ی اتریش، نسبت به نفوذ فزاینده‌ی ترکیه و عربستان سعودی در بالکان هشدار داد. او گفت برای ارائه‌ی تصویری غیرواقعی از خیابان‌های سارایوو و پریستینا، به زنان پول داده می‌شود تا با حجاب کامل بیرون بروند.

سباستیان کورتس، وزیر امور خارجه‌ی اتریش، در گفت‌وگویی با روزنامه‌ی آلمانی “هندلزبلات” نسبت به نفوذ روزافزون آنکارا و ریاض در بخش غربی بالکان هشدار داد. او گفت در شهرهای سارایوو و پریستینا “به زنان پول پرداخت می‌شود تا با حجاب کامل به خیابان‌ها بروند و از این طریق تصویر واقعی خیابان‌ها را تغییر دهند”.

وزیر امور خارجه‌ی اتریش افزود: «ما اجازه نداریم شاهد بی‌عمل این مساله باشیم».

بیشتر بخوانید: پارلمان اتریش ممنوعیت برقع و روبنده را تصویب کرد

کورتس با توجه به این موضوع خواستار شتاب بخشیدن به روند نزدیک کردن بالکان غربی به اتحادیه‌ی اروپا شد. به گفته‌ی او، اگر چه اتحادیه‌ی اروپا در حال حاضر در برابر چالش‌هایی مانند برگزیت، بحران پناهجویان یا تروریسم اسلام‌گرایانه قرار دارد، اما اجازه ندارد به بالکان بی‌توجه بماند.

به گفته‌ی وزیر امور خارجه‌ی اتریش، بالکان غربی منطقه‌ای با یکسری کشورهای جوان است که تنش میان آن‌ها و میان اقوام گوناگون دوباره افزایش یافته است.

بیشتر بخوانید: دبیرکل اتحادیه جهانی مسلمانان: ممنوعیت روسری در غرب قانونی است

کورتس افزود: «از این رو ما باید همچنان نقش فعالی در این منطقه‌ی بسیار مهم برای اتحادیه‌ی اروپا بازی کنیم و از اصلاحات و پیکار علیه افراطی‌گری پشتیبانی کنیم و نیز چشم‌انداز قابل‌اعتمادی از سوی اتحادیه‌ی اروپا ارائه دهیم.»

No responses yet

Aug 11 2017

بادی که «ناموس»‌ اسلام را بر باد داد!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

8مارس: یادداشتی بر احوالات «آزاده نامداری» و …

نینا امیری

موضوع پخش فیلم و تصاویری از پیک‌نیک خانواده‌گی «آزاده نامداری» مجری مشهور تلویزیون، بدون حجاب و در حال نوشیدن آبجو در پارکی در کشور سوئیس چندهفته‌ای است که موضوع بحث داغی شده است. انفجار خبری حاصل از انتشار این تصاویر در شبکه‌های خبری و اجتماعی در داخل و خارج از کشور، آن‌هم در شرایطی که مسائل سیاسی چالشی و پراهمیتی در سطح جهان و ایران مطرح است، جای تأمل دارد. تصاویری که شاید برای یک شهروند غیر ایرانی طبیعی‌ترین و ساده‌ترین شکل یک تفریح خانواده‌گی باشد، اما چرا در جامعه‌ی ایرانی و رسانه‌ها چنین انعکاس گسترده‌ای داشته است؟! کلی‌ترین پاسخ این است که این تصاویر در خود هیچ اهمیت خاصی ندارند اما شکستن جای‌گاه ایدئولوژیک ـ سیاسی و تعریف از یک زنِ «سلبریتی» مسلمان و مورد تأیید حکومت جمهوری اسلامی به این تصاویر برجستگی ویژه داده است، مجری محجبه‌ی «موفق» و مشهوری که هم‌زمان مدل زن اسلامی، همسر و مادر ایده‌آل نیز بود و همه‌ی این‌ها جدا از تاریخچه‌ی فعالیت‌های قبلی او و عکس‌العمل‌های بعدی‌اش نیست. این جای‌گاه ویژه باعث شده تا عده‌ی زیادی به نقد جدی، مخالفت و یا حتا تخریب او و عده‌ی دیگری به حمایت از او برخیزند؛ از شبکه‌های اجتماعی و برنامه‌های تلویزیونی گرفته تا استندآپ‌کمدی‌ها، کاریکاتورها، دابسمش‌ها و متلک‌های متداول تا مجلات و روزنامه‌های داخلی و خارجی هرکدام به جنبه‌ای از ماجرا پرداخته‌اند. به این دلیل که این اتفاق ساده، محل تلاقی تضادهای حاد و چالشی جامعه‌ی ایران است و این خصلت را پیدا کرده که هرکسی از یکی از این زوایا به موضوع بپردازد. هدف این یادداشت کوتاه اما بررسی همه‌جانبه‌ی این موضوع و خصوصاً شخص آزاده نامداری نیست، هدف بیرون کشیدن چند بحث چالشی به بهانه‌ی این موضوع است.

در ابتدا باید روی این موضوع تأکید کرد که حق آزادی سفر، حق تفریح و لذت بردن و مشخصاً حق آزادی پوشش جز حقوق پایه‌ای است که هر انسان و خصوصاً هر زنی ازجمله خانم آزاده نامداری باید از آن برخوردار باشد، البته نه به‌عنوان «حق ویژه» بلکه به‌عنوان یک حق پایه‌ای برای همه‌ی انسان‌ها؛ بنابراین بنای نقد زیر سوال بردن این حقوق پایه‌ای نیست؛ اما موضوع این است که چرا همه‌ی انسان‌ها (زن و مرد) و در تمام جهان از این آزادی‌ها برخوردار نیستند؟! و در این مورد مشخص رابطه‌ی عمل‌کرد خانم نامداری و تقویت و بازتولید چنین ساختار نابرابری که امروز خود او را هم قربانی کرده است، چیست؟!

تزویر یک استثنا یا قاعده‌ی زندگی در سایه‌ی حکومت «الله» بر زمین؟

یکی از ابعاد این ماجرا که بیشتر از همه مردم را خشمگین و عصبانی کرده است، بُعد اخلاقی این ماجرا و تزویر و ریاکاری پیچیده در پوشش «معصومیت» و «قربانی‌نمایی» دروغین و تأکید بر «عفت زنانه» و «تقدس مادرانه» از طرف نامداری است. این احساسات نه‌فقط از مشاهده‌ی عکس‌ها که از پاسخی که او بعد از انتشار عکس‌ها در توجیه آن موقعیت داد، زبانه کشید. او درحالی‌که شعور مردمی را که شاهد این تصاویر بوده‌اند به هیچ گرفت، تلاش داشت با وارونه‌نمایی و مظلوم‌نمایی مردم را با خود همراه کند و از طرف دیگر آن‌ها را متهم به فضولی در زندگی خصوصی و برخورد ناعادلانه با خودش می‌کرد.

برای هرکسی که حتا زمان کوتاهی در ایران زندگی کرده باشد، دوگانگی عمیق بین رعایت «شئونات اسلامی» در فضاهای رسمی و غیررسمی بسیار روشن است؛ و مردم چون آن را تحمیلی و یکی از شروط بقا تحت حاکمیت جمهوری اسلامی می‌دانند و به علت همه‌گیر بودن، این دوگانگی را تزویر ارزیابی نمی‌کنند. ولی می‌دانند که حفظ این دوگانه جز ضروریات برای بالا رفتن و ترقی در سلسه‌مراتب قدرت در ساختار جمهوری اسلامی است و هر فردی هرچقدر بیشتر به این دوگانه تظاهر کند، امتیاز بیشتری از حاکمیت دریافت خواهد کرد. مشخصاً زمانی که افراد تبدیل به مشاطه‌گران و مبلغین ارزش‌های جمهوری اسلامی می‌شوند، پیش‌فرض کلیت جامعه این است که این فرد با ریاکاری در پی کسب امتیاز است؛ بنابراین ولع آ‌ن‌ها برای پیدا کردن اسنادی که این حقیقت را «مستند» کند بیشتر می‌شود، به همین دلیل افشا شدن روابط پدوفیلی سعید طوسی قاری محبوب رهبری یا فیلم روابط جنسی و محفل عیاشی مداحان مقرب بیت رهبری، به‌جای حس تعجب، حس خشم و تنفر مردم را برمی‌انگیزد. چون این افراد چهره‌های شناخته‌شده‌ی رژیم برای تبلیغ و ترویج ایدئولوژی پوسیده و گندیده‌ی جمهوری اسلامی هستند. کسانی که تلاش می‌کنند با وارونه‌نمایی، ایدئولوژی قرون‌وسطایی جمهوری اسلامی را به خورد مردم بدهند بنابراین افشا شدن‌شان خشمی توأم با رضایت قلبی برای عامه‌ی مردم دارد، چون مردم مطمئن هستند:

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می‌کنند

چون به خلوت می‌روند آن کار دیگر می‌کنند

به‌خصوص برای این‌که بعد از هر رسوایی، دستگاه جعل جمهوری اسلامی تمام پتانسیل رسانه‌ای خود را به کار می‌گیرد که موضوع را به «عوامل خارجی» و … منصوب کرده و به عبارتی «ماست‌مالی» کند.

به همین دلیل هم مردم نه هرگز چرخش ایدئولوژیکِ تصنعی و مقدس‌نمایی گل‌درشتِ امثال «الهام چرخنده» را باور کرده و می‌کنند؛ نه «عشق معنوی» و «لاس‌هایِ اسلامی» زوج به اصلاح هنری آزاده نامداری ـ فرزاد حسنی را باور کردند و نه هرگز فیگورهای «روشن‌فکری»، «فمینیستی» و برخورد «مدرن» مجری اصالتاً مسلمان و عمیقاً معتقد یعنی آزاده خانم را.

نقض حریم خصوصی یا خصوصی سیاسی است؟

دراین‌بین اما اکثر رسانه‌های فارسی‌زبان و حتا غیرفارسی تمایل داشتند موضوع را به دوقطبی «افشای تزویر یا نقض حریم خصوصی» تقلیل دهند. دوقطبی‌ای که خود نامداری در همان ساعات اولیه‌ی این اتفاق در فیلم توجیهی خود ساخت و وسط گذاشت. او گفت: من کمتر مقصرم که بی‌دقتی کردم مقصر اصلی کسانی هستند که به حریم خصوصی من واردشده و آن را رسانه‌ای کرده‌اند. (نقل به مضمون) فارغ از این‌ ادعای دروغین که در عکس‌ها کاملاً واضح است که قطعاً نه آن پارک فضای خصوصی بوده است و نه کسانی که درگذر بودند محارم او، اما چرا آزاده سوال را به این شکل طرح می‌کند و اتفاقاً خیلی از مردم عادی و حتا رسانه‌ها به دنبال اشک تمساح او و «حقوق پایمال» شده‌اش می‌افتند. چون آزاده نامداری شاگرد تیزهوش و بااستعداد سیستمی است که در آن همیشه افشاگر «مجرم» است نه «جنایت‌کار»، عوض کردن جای شاکی و متهم همیشه یکی از بهترین سلاح‌های جمهوری اسلامی برای سرکوب کردن مخالفین بوده است تا با تنبیه کسانی که جرأت کرده و افشاگری می‌‌کنند بقیه را مرعوب کند و آزاده نامداری درس‌هایش را خوب پس می‌دهد و با تاختن به وجدان مردم آن‌ها را مجرم می‌شمارد؛ و در آن لحظات پرتنشِ بعد از انتشار فیلم تمام استعداد شگرفش در اجرا و کنترل صحنه را به خدمت می‌گیرد تا مطمئن، مسلط و معصوم اعلام کند که شاکی زنی «نجیب» و مادری «معصوم» است که قربانی سوءاستفاده و بی‌اخلاقی دیگران شده است. حتماً اگر اوضاع این‌قدر حاد نبود او هم مثل سلبریتیِ همه‌چیزتمام یعنی خانم بهاره رهنما دست به دامن سیستم قضایی و قوانین ارتجاعی جمهوری اسلامی می‌شد تا ناقضین «حقوق شهروندی» را گوشمالی دهند. چون این شهروندانِ ویژه به خاطر خوش‌رقصی‌های‌شان در برابر قوانین برابرترند.

آزاده نامداری اما بهتر از هرکسی می‌داند که دفعه‌ی پیش که خبر داغ رسانه‌ها شده بود زمانی بود عکس خود با زیرچشمی کبود را در همین فضای مجازی منتشر کرد و با افشاگری از خشونت خانگی همسر سابق‌اش «فرزاد حسنی» دیگر مجری مشهور تلویزیون توانست علل جدایی خود را رسانه‌ای کند. هرچند مردم و خصوصاً زنان همان زمان و پیش از جدایی آن‌ها هم نه آن «عشق معنوی» دو کبوتر متظاهر روی «استیج» را باور کرده بودند و نه شعرخوانی‌های چندش‌آور فرزاد در مدح حجاب و عفاف آزاده را، اما خیلی از مردم و خصوصاً خیلی از زنان وقوع این خشونت و صداقت این افشاگری را باور کردند و به جسارت یک زن در شکستن تابوی سکوت در مقابل خشونت خانگی آفرین گفتند. چون شکستن سکوت در برابر ستم در هر سطح و جای‌گاهی نیاز به جسارت دارد و این اتفاقاً به محبوبیت نامداری در میان زنان افزود. ولی فمینست‌های لیبرال و اسلامی همان زمان تلاش کردند از این زنِ مجری «موفق» یک قهرمانِ «فمینیست اسلامی» بسازند و … اما باوجود تمام بهره‌برداری‌های هدفمند از این ماجرا هم هیچ‌کس نمی‌تواند نافی حق آزاده نامداری و هر زن دیگری در افشای خشونت و ستم مرد بر زن در فضای خصوصی شود، چون «خصوصی سیاسی است» تمام روابط ما در فضاهای خصوصی زندگی‌مان ادامه‌ و بازتاب همان روابط در فضای عمومی است. با این تفاوت که در فضاهای عمومی قانون، سنت و عرف مستقیماً رعایت می‌شود (تلاش می‌شود که رعایت شود) و در فضاهای خصوصی افراد از آزادی عمل بیشتری برخوردارند این آزادیِ بیشتر، شامل آزادیِ بیشتر در روابط عاطفی، روابط جنسی، روابط خانواده‌گی و اتفاقاً اعمال روابط قدرت هم هست. به همین دلیل هم کاملاً باورپذیر است که آقای فرزاد حسنی که زیر نور چراغ‌های صحنه نقش مرد مدرن عاشق‌پیشه را بازی می‌کند و هم‌زمان به مهمانانِ زن برنامه، نیش و کنایه‌های تند و تحقیرآمیز جنسیتی حواله می‌کند و تحمل این را ندارد که یک‌لحظه کنترل صحنه را از دست بدهد یا تمرکز دوربین‌ها به علت تعدد شخصیت‌ها از روی او برداشته شود و … باید هم در اعمال رابطه‌ی قدرت در خانه تا سرحد برخورد فیزیکی به‌پیش برود.

بله! ما اگرچه طرف‌دار نقضِ حریم خصوصی هیچ فردی برخلاف تمایل‌اش نیستیم اما کاملاً معتقدیم خصوصی سیاسی است. به همین دلیل فضای خصوصی از هیچ قداستی برخوردار نیست و آنچه در فضاهای خصوصی زندگی، خصوصاً زندگی ما زن‌ها می‌گذرد باید عمیقاً به موضوع بحث روز تبدیل شود تا ستم پنهان، عریان شود و ستم‌گرانِ «آبرومند» رسوا شوند؛ اما مثل خانم نامداری دواستانداره فکر نمی‌کنیم، یعنی به خاطر مصلحت فردی یک روز که افشاگری از حریم خصوصی به نفع‌مان بود از آن استفاده ‌کنیم و فردا مردم را به جرم نکرده‌ی دخالت در فضای خصوصی، متهم کنیم. این دوگانگی فرصت‌طلبانه بی‌تردید از فرصت‌طلبی طبقاتی عمیق شما برمی‌خیزد.

بله شما! شما که بالاخره با سند و مدرک «محکمه‌پسند»، خودتان ثابت کردید عمیقاً حجاب و حتا شئوناتِ اسلامی را مانعی برای تفریح و استراحت و … در زندگی می‌دانید اما سال‌ها از تمام رسانه‌ها استفاده کردید تا در تئوری و عمل حجاب را به‌عنوان یک اعتقاد برتر و یک انتخاب رضایت‌مندانه تبلیغ کنید. با تیتر درشت گفتید: «خدا را شکر چادری‌ام!» و به این شکل از امتیاز هم‌سویی و هم‌راهی با ایدئولوژی طبقه‌ی حاکمه برای هر نوع ترقی فردی استفاده کردید، اما فکر نکرده بودید این صرفاً یک امتیاز فردی در ازای استعدادهای فردی شما نیست، همان‌طور که محتوای حجاب و انتخاب آن در جمهوری اسلامی هم یک موضوع فردی نیست. شما که امروز از نقض حقوق فردی شاکی هستید آیا نمی‌دانید انتخاب پوشش جز پایه‌ای‌ترین حقوق فردی هرکسی و خصوصی‌ترین حریم اوست؛ و شما نه‌تنها اعتراضی نداشتید بلکه به هم‌دستی و هم‌کاری با ناقضین حقوقِ فردی میلیون‌ها زن در ایران افتخار می‌کردید و در ازای تقویت این نقضِ سیستماتیک امتیاز می‌گرفتید. حاکمیت جمهوری اسلامی این امتیاز را به خاطر گل روی‌تان به شما اعطا نکرده بود، شما باید می‌توانستید با استعداد هنرمندی و فرصت‌طلبی که دارید نقش زنِ مسلمان محجبه‌ی موفق و مدرن را به‌خوبی بازی کنید تا این همه تریبون که به روی میلیون‌ها نفر بااستعدادتر از شما بسته است، در اختیار شما قرار دهند. شما در ازای تخریب و تحقیر میلیون‌ها زنی که به حجاب باور نداشتند اما نمی‌خواستند مثل شما تظاهر کنند و به مجیزگویان این رژیم بدل شوند، می‌توانستید تریبونی رو به میلیون‌ها زن و مرد به دست آورید. شما در ازای این‌که نمونه‌ی موفقی از یک خانواده‌ی اسلامی، «مدرن» و امروزی به مردم نشان دهید اجازه داشتید جلوی دوربین «رسانه‌ی ملی» (بخوانیم رسانه‌ی دولت اسلامی) با همسرتان «معاشقه» کنید و تشویق هم بشوید تا به میلیون‌ها دختر و پسر جوان و شورشی که دیگر حاضر نیستند تن به ازدواج و روابط پوسیده و فروپاشیده‌ی خانواده‌ی تک‌همسرِ دگرجنس‌گرا بدهند، ثابت کنید که اگر در خیابان‌ها به‌خاطر ابراز عشق تحقیر و توهین می‌شوید، کانال رسمی آن ازدواج است و روابط درونی‌اش «مقدس» و «عاشقانه». شما نه به خاطر استعداد شگرف‌تان در سخنوری بلکه به خاطر محتوای آن سخنان اجازه داشتید «سلبریتی» شوید تا نشان دهید که تحت مراحم حکومت اسلامی یک زن هم می‌تواند به بالاترین درجات نائل شود، اگر مطابق چارچوب‌ها و تمایل حاکمیت رفتار کند. شما در ازای از بین رفتن موقعیت، پتانسل‌ها و خراب شدن کاخ آرزوهای صدها دختر هم‌چون مونا برزویی که در قفس تنگ روابط مردسالارانه‌ی حکومت اسلامی له می‌شوند و مثل شما فرصت و تمایلی به تبعیت و تزویر ندارند، می‌توانستید روی صحنه «بدرخشید» و استعداد‌ها‌ی‌تان را بروز دهید، سلبریتی شوید و با بزرگان و آقا‌زاده‌ها نشست و برخاست کنید و فامیل شوید. شما در ازای اثبات و تبلیغ برتری ایدئولوژی اسلامی‌تان، تبدیل به «زن مسلمان ایده‌آل» و «خانواده‌ی ایده‌آل» شدید. شما در ازای تبلیغ این‌که حجاب مانعی برای مشهور و موفق شدن نیست و زنانی هم‌چون شما با رضایت آن را برگزیده‌اند، خوراک ایدئولوژیک مناسبی برای گشت‌های ارشاد فراهم می‌کردید تا میلیون‌ها زنی که از اسارت در این قفس متحرک ناراضی‌اند و تظاهر نمی‌کنند، یاغی و غیرموجه معرفی شده و تنبیه شوند. خانم نامداری حتما فراموش کرده‌اید که زمانی که ماسک یک زن «فمینیست اسلامی» را به چهره می‌زدید و مهمانان زنِ برنامه‌تان را حتا در کاربرد ادبیات متهم می‌کردید که زیادی به مردان امتیاز می‌دهند و زندگی بدون مرد و مستقل از او را برای خودشان متصور نیستند، خود شما این استقلال را در ازای اتکا به سردسته‌ی دزدان، یعنی اتکا به حکومت مردسالار به دست آورده بودید. شما نقش یک زن مستقل را بازی می‌کردید اما عمیقا محتاج حمایت روابط مردسالار حاکم بودید و این حمایت را در ازای تقابل و له کردن سایر زنان به دست‌ می‌آوردید، همان زنان «بدحجاب‌» اما صادقِ برنامه‌های‌تان که می‌خواستید جلوی دوربین تواب‌شان کنید و راه تزویر و «سعادت و پیش‌رفت» را به آن‌ها بیاموزید یا به‌طعنه «لیدی» نبودن‌شان را متذکر می‌شدید و از هراس‌شان از اعمال خشونت توسط مردان متعجب می‌شدید و … چون خیلی از این زنان مثل شما یک «اَبَرحامی ایدئولوژیک» نداشتند و مثل شما حاضر نبودند به قیمت مطرح شدن و نان را به نرخ روز خوردن، خود را آویزان یک رژیم سرتاپا زن‌ستیز کنند.

ساختار مردسالارِ حکومت اسلامی به تبلیغات شما برای حجاب نیاز داشت اما فراموش نکنید که شما تنها مروج نبودید، عکس‌برگردان شما امثال امیر تتلوها هستند، سلبریتی‌هایی که مثلاً با کار «زیرزمینی» و «مخالف» خوانی و … در بین مردم اقبال پیدا می‌کنند اما عمیقاً با ارتجاعی‌ترین ایدئولوژی و ساختار حاکمیت فصل مشترک دارند، بی‌دلیل نیست که امروز او هم دم‌به‌دم رژیم متجاوز و ضدزن جمهوری اسلامی داده است و دلیل تجاوز و به قتل رسیدن آتنای هفت‌ساله را «بی‌حجابی» این کودک می‌داند. شما مبلغ ایدئولوژی‌یی بودید که در آن هر دختربچه یک زن بالقوه محسوب می‌شود، بنابراین حتا قبل از این‌که هیچ اندام جنسی بالغی در او شکل گرفته باشد، می‌تواند طعمه‌ی شهوت و تجاوز مردان باشد، چون اصولاً فلسفه‌ی آن حجابی که شما به آن افتخار می‌کنید این است که زن ابزار شهوت مرد است بنابراین باید پوشیده بماند تا … خانم نامداری «درخشش» شما روی صحنه به خاطر تکیه کردن بر ستون ایدئولوژیک یک دولت تاریک‌اندیش و واپس‌گرا بود تا ویترینی بَزَک شده، برای پوشاندن موقعیت تاریک و ستمگرانه‌ی زنان در ایران فراهم باشد و شما هم الحق ثابت کردید که نقش‌تان واقعاً ویترینی بوده است و ظاهراً کنترل این صحنه فقط چند لحظه از دستان شما خارج شد، ولی همین پرده‌برداری کوتاه از حقیقت باعث شد تا شما هم بدون در نظر گرفتن امتیازات ویژه‌تان قربانی همان روابط مردسالارانه‌ای بشوید که مبلغ آن بودید.

جنبه‌ی مثبت این ماجرای ساده اما در این است که نشان‌دهنده‌ی سطح نارضایتی مردم در جامعه‌ی ایران است. این نارضایتی به‌قدری بالاست که مردم منتظرند تا از هر امکان افشاگری هرچند جزئی در جهت افشای رژیم جمهوری اسلامی و ایادی‌اش استفاده کنند تا تزویر ذاتیِ ایدئولوژی حاکم مستند شده و شکاف بردارد تا از این شکاف برای ابراز خشم و نفرت خود استفاده کنند. اگرچه افشاگری از ایدئولوژی و از نماینده‌گان ایدئولوژیک این نظم واپس‌گرا ضروری است و می‌تواند راه تغییر را هموار نماید؛ اما هدف باید تغییر ریشه‌ای این مناسبات باشد و نه صرفاً تخریب فردی و انتقام. با انتقام، آن‌هم انتقام فردی، آن‌هم آمیخته با دیدگاه‌های مردسالارانه و تهاجم جنسیتی نه‌تنها راه‌گشایی نخواهیم داشت بلکه فصل‌مشترکی با حاکمیت واپس‌گرا باز خواهیم کرد. حاکمیتی که روابط درونی آن به‌قدری پوسیده و تاریخ‌مصرف گذشته است که یک عکس می‌تواند «ناموس» حکومت اسلامی را بر باد دهد و هرچه رشته پنبه کند. به همین دلیل امروزه رژیم جمهوری اسلامی مجبور است با تمام قوا و به‌زور سرنیزه تمام روزنه‌ها را بپوشاند تا بادی نوزد. زهی خیال باطل چون طوفان در راه است. ö

برگرفته از نشریه هشت مارس شماره 41

No responses yet

Aug 10 2017

جوشکار بهایی در پیاده رو

نوشته: خُسن آقا در بخش: حقوق بشر,سیاسی,مذهب


ایران وایر: عکس‌های ارسطو اسدی که توسط یک مشتری گذری گرفته شده، درحالی که در حاشیه پیاده رو در حال جوشکاری است در فضای مجازی دست به دست می شود.

«ارسطو اسدی» یک شهروند بهایی است که در نوشهر زندگی می کند. او پس از پلمب شدن مغازه جوش‎کاری خود توسط نیروی انتظامی، در پیاده رو مشرف به مغازه اش سفارش‌ مشتری ها را انجام می‌دهد. ارسطو امیدوار است تا پیش از فرارسیدن زمستان و فصل بارندگی، مغازه‌اش را فک پلمب کنند چون کارش در زمستان به دشواری خواهد کشید.

آبان ماه سالی که گذشت، در یک روز تعطیل مذهبی بهاییان، بیش از 90 واحد صنفی این اقلیت مذهبی توسط دفتر دادستان کل مازندران و دفتر «فرق و مذاهب» و با عاملیت اداره اماکن نیروی انتظامی استان بسته شد.

حالا عکس‌های آقای اسدی که توسط یک مشتری گذری گرفته شده اند، درحالی که در حاشیه پیاده رو در حال جوش‎کاری است، در فضای مجازی دست به دست می شوند. او می‌گوید برای معیشت خانواده‌اش مجبور شده است در پیاده رو کار کند: «یازدهم آبان سال ۹۵ و روز تعطیلی مذهبی ما بود و من به همراه همسرم برای دیدار با دو فرزندم رفته بودم تهران که همسایه‌ها زنگ زدند و گفتند مغازه ات توسط اداره اماکن پلمب شده است.»

در این ماجرا فقط ارسطو اسدی غافل‏گیر نشده بود، 90 مغازه دار دیگر هم شرایط مشابهی دارند. «عرفان» یکی از آن ها است: «آن‌ها پیش از بستن مغازه، نه حکمی به من نشان دادند نه تا آن روز تذکری دریافت کرده بودم. اصلا حدس هم نمی‌زدم که درگیر چنین مشکلی بشوم.»

ارسطو اسدی از سفر که برمی گردد، به همراه همکارانش به مراجع قانونی مراجعه می کند تا علت را بفهمد؛ از دادستانی گرفته تا فرمانداری و نیروی انتظامی. حتی پیش امام جمعه شهر و به دفتر رییس دادگستری استان مازندران هم می روند. اما استانداری حاضر نمی شود آن ها را بپذیرد و حرف این مغازه دارها را گوش بدهد. برای همین هم به تهران می روند و به نهاد ریاست جمهوری، وزارت کشور و کمیسیون اصل 90 مجلس شورای اسلامی. اما جواب روشنی نگرفته اند و هیچ دری به روی آن ها تا امروز گشوده نشده است.

همسایه ها به شکل خودجوش برای مغازه دارهایی که محل کسب آن ها بسته شده، استشهاد می نویسند و به فرمانداری می برند. مردم می نویسند از این روند خوشحال نیستند و پی‏گیر مشکل می شوند. همه آن‌ها از وضعیت پیش آمده برای هم‏شهری های خود اظهار تاسف می کنند.

عرفان می گوید: «حتی یک نفر از مردم عادی در مورد بسته شدن محل کسب من و بقیه دوستان بهایی اظهار خوشحالی نکرد.»

او این امر را نشان دهنده بلوغ عقلی مردم می داند و این که آن ها می دانند باورها و اعتقادات هر کسی باعث نقض حقوق انسانی او نمی شود.

ارسطو اسدی تا اسفندماه سال گذشته تمام تلاش خود را برای حل قانونی ماجرا انجام داده و در ‌‌نهایت از نوروز امسال برای تامین معاش خانواده‌اش ناچار شده است جلوی مغازه خود کسب و کارش را شروع کند: «زندگی آسان نیست و من مجبورم کار کنم. مشتری‌هایم هم مراجعه می‌کنند. به هر حال، سخت است و در این روزهای تابستانی که گرما بی‏داد می‌کند، مجبورم زیر آفتاب بایستم. اما نمی‌دانم زمستان که شد، زیر بارندگی و سرما باید چه طور این مسیر را ادامه بدهم.»

آن ها تا مدت ها حتی نمی دانسته اند مرجع پلمب کردن مغازه هایشان کدام نهاد بوده است. عرفان می گوید: «من نمی‌فهمم چرا باید ما را در وضعیت بد اقتصادی قرار بدهند؟ حتی تا قبل از انتشارنامه دادستانی در فضای مجازی، من در این مورد کوچک‌ترین اطلاعی نداشتم تا این نامه محرمانه منتشر شد. همه دوایر دولتی به ما گفتند دادستان ساری به ما دستور داده است. نه کسی پرونده‌ای برایمان تشکیل می‌دهد، نه اعلام جرمی شده است. کلا زیر بار ماجرا نمی‌روند. به هر حال، دوایر دولتی هم طبق دستوراتی که از قبل به آن‌ها اعلام شده، عمل می‌کنند. در واقع، آن‌ها هم گناه‏کار نیستند بلکه مامورند و معذور.»

اغلب این مغازه دارها منبع درآمد دیگری نداشته و در شغل دیگری مهارت ندارند. تقریبا همه آن ها سرپرست چند عائله هستند. ارسطو مسوول تامین معاش یک خانواده چهار نفره است: «من همیشه سعی کرده ام به هم‎شهری‌هایم خدمت کنم. حالا در آستانه 50 سالگی چه کار جدیدی را شروع کنم؟»

او نمی داند تا کی قادر خواهد بود به این وضعیت ادامه دهد: «ما به دادستان محترم نوشهر گفتیم اگر جرمی واقع شده، به ما اعلام کنید. در این شرایط، اداره اماکن موظف است در طول یک هفته پرونده برای ما تشکیل دهد، تفهیم اتهام کرده و نزد قاضی بفرستد. آ‌ن ها باید بگویند طبق چه جرمی ما مشمول مجازاتی مثل پلمب شدن محل کسب خود هستیم؟ واقعا نمی‌دانم جرمم چیست. آن‌ها می‌گویند پرونده‌ای در هیچ شعبه‌ای در مورد شما وجود ندارد. حتی رییس دادگستری استان مازندران به من گفتند هیچ سابقه‌ای از شما در سیستم کامپیوتری ما وجود ندارد و برگردید شهر خودتان چون ما از شما هیچ نمی‌دانیم.»

عرفان که با مشکل مشابه ارسطو اسدی مواجه شده است، می گوید با مراجعه به مراکز مربوطه، از آن‌ها درخواست شده تا یک تعهدنامه بدون سربرگ و نامشخص را امضا کنند. در این تعهدنامه قید شده است که آن ها اجازه ندارند در طول ایام تعطیلات مذهبی بهاییان، محل کسب و کارشان را تعطیل کنند. در متن این تعهدنامه بدون سربرگ که مشخص نیست توسط چه مرجعی تدوین شده، آمده است: «چنان‏چه بنا به دلایلی غیر از تعطیلی رسمی کشور، قصد تعطیلی واحد کسب خود را داشته باشم، متعهد و ملزم می‌شوم حداقل یک هفته قبل به واحد اماکن عمومی و انتظامی شهرستان اعلام و در صورت موافقت آن مرجع محترم، نسبت به تعطیلی مغازه‌ام اقدام نمایم. در غیر این صورت و با مشاهده عمل خلاف متن تعهدنامه، برابر با ضوابط و قوانین با این‎جانب برخورد شود.»

عرفان می‌گوید: «دانستن این که ما به چه مرجعی تعهد می‌دهیم، حداقل حق انسانی ما است. باید معلوم شود که ما از کدام قانون مملکت عدول کرده‌ایم و داریم به کدام اداره تعهد می‌دهیم. خود این تعهد، نقض کننده آزادی شخصی و فردی و حتی قانون اساسی است.»

No responses yet

Aug 03 2017

جلال ایجادی: روند دینی شدن انسان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

گویانیوز: در جامعه، دیندار شدن اتفاقی نیست، بلکه نتیجه عملکرد انواع و اقسام عوامل ذهنی و روانی و تربیتی و روانشناسانه و جامعه شناسانه و نتیجه یک تاریخ اجتماعی است. یک فرزند وقتی در خانواده‌ای دینی متولد شد، دارای احوال و عواطف مذهبی می‌شود و سپس احساس دینی او توسط عوامل ذهنی و عینی و اجتماعی پرداخته می‌شود و این امر در مرحله بعدی، در مدرسه و محیط تدارک بیشتر می‌بیند. این سوژه اجتماعی در ابعاد اجتماعی و فضای عمومی به فرد مذهبی تبدیل می‌گردد و خود می‌تواند فعالانه عمل کرده و اعتقاد دینی‌اش را مستحکم نموده و پایه ایدئولوژیکی‌اش را تنظیم نماید. بطور عموم فرزند در خانواده یهودی، یهودی می‌شود و در خانواده مسلمان، مسلمان می‌شود. ادیان، با میراث خانوادگی از یک امتیاز بزرگ برخوردار هستند زیرا از آنجا که امر «مقدس» تلقی می‌گردند با تمام قوای روانی و عاطفی به فرزندان انتقال پیدا میکنند. بقول کارل گوستاو یونگ، روانکاو سوئیسی، شعور انسان از ناخودآگاه انسان رشد می‌کند و در این ناخودآگاه تمامی حالات و احساسات شکل می‌گیرند. افزون برآن بگفته رنه ژیرار، جامعه شناس فرانسوی، فرد در یک روند «میمیک» یا تکرار ناخودآگاه و مکانیکی عادت رفتاری قرار می‌گیرد. فرد هنجار اجتماعی و فرهنگی و دینی را تکرار می‌کند و اجتماع دوری و نزدیکی هنجار را کنترل می‌کند یا مورد تنبیه و انظباط قرار می‌دهد. رفتارهای ارزشی و اجتماعی مانند احترام به قران، صلوات فرستادن، نمازخواندن، روزه گرفتن، اشک ریختن برای حسین، آداب مقدس، عمل گناه آمیز و غیره از همان لحظه اول وارد زندگی و ذهنیت می‌شود. در این روند، ذهنیت نقاد عمل نمی‌کند بلکه جذب بشکل «میمیک» و غیرآگاهانه انجام می‌شود.

برپایه این گفته فرد مسلمان شیعه از همان ابتدا با ناخودآگاه خود در این فضا شکل می‌گیرد و انسان به انسان دینی تبدیل می‌شود. فرد در یک فضای فرهنگی و سمبولیک، با کدها و قواعد خاصی، متولد شده و از همان ابتدا مورد پرداخت شخصیتی قرار می‌گیرد. در فقدان افکار و باورهای گوناگون، ذهنیت بطرز یکجانبه رشد کرده و در زیر سلطه دگماتیسم، هر گونه قدرت انتقادی را از دست داده و خمیرمایه خود را با دین همآغوش می‌کند. در خانواده مسلمان هنگامیکه فرزند متولد می‌شود اولین اقدام در گوش نوزاد دعا و آیه قرآنی می‌خوانند و اذان می‌گویند و اینگونه آداب و رسوم و تربیت و عادات، تا پایان عمر ادامه دارد. هنگامیکه کسی می‌میرد و در لحظه‌ای که پیکر به زیر خاک می‌رود، برایش دعا می‌خوانند و در درون گور برایش اشهد می‌خوانند. جسم و روان فرد در سراسر عمر، توسط دین و عوامل دینی، ساخته می‌شوند و شکل می‌گیرند و هویت دار می‌گردند. این توتالیتاریسم تربیتی ایدئولوژیکی دینی، انسان را از هر نوع مقاومت فکری و روانی تهی کرده و تمام عنصر دین را به امری کاملن طبیعی و همیشگی و عادی و ابدی تبدیل می‌کند.

ماکس وبر می‌گوید انسان دین را می‌پذیرد زیرا دین برای او معنابخش است. حال پیش از آنکه این «انتخاب ماکس وبری» صورت گیرد و روند پذیریش آگاهانه در ذهن انسان عمل کند، ناخودآگاه انسان با تمام قدرت در حال جذب کردن سمبولها و پیام‌های اجتماعی و روانی و تاریخی است. در جامعه روند روانشناسانه و روانکاوانه و قدسی گرایی و احساسی و هیجانی در تاثیرپذیری دینی با قدرت بی مانندی عمل می‌کند و روند و انتخاب آگاهانه نقشی فرعی دارد. انسان محصول روند ایدئولوژیکی و خانوادگی و دینی و فرهنگی و احساسی ویژه ایی است که پیش از تولدش در جامعه جاری است. توده دین را انتخاب نمی‌کند بلکه تسلط دینی و فضای دینی، انسانها را در خود فرومی برد. در چنین شرایطی فرد دینی و توده معتقد، به یک واقعیت اجتماعی تبدیل می‌گردد. کلودلوی استروس، جامعه شناس فرانسوی، میگوید دین خود یک «توهم» نیست. بزبان دیگر از نظر این جامعه شناس دین یک توهم آبستره نیست، بلکه دین خود از موهومات سرشار است ولی خود دارای یک واقعیت اجتماعی و مادی می‌باشد. در طول تاریخ انسان دین را می‌آفریند ولی در این مسیر دین به آدم سازی می‌پردازد.
ماشین ایدئولوژی دینی

بنابراین دین اسلام با جبر روانی و فرهنگی خود، با بار عظیم موهومات و خرافات و افسانه‌ها و احکام خود بر ذهن تحمیل می‌شود. قرآن دین اسلام هیچگونه پرورش خودمختارانه و چندگرایی را نمی‌پذیرد و تنها ملاک، قبول تعبدی دین و روح عبادت و اظهار بندگی است. در سوره بقره می‌آید که در موضوع خدا جای بحث و جدال نیست (آیه ۱۳۹) و بارها تاکید می‌شود که انسان مطیع و تسلیم خداست. قدسی گرایی و خرافه گرایی و دگماتیسم مسلمانان بصورت قطعی و محکم عمل کرده و فرد را از هرگونه نرمش و انعطاف فکری دور می‌کند. ابعاد عظیم جمود فکری در جهان اسلام و تروریسم و سلفی گری شیعه و سنی و عقب ماندگی فرهنگی و اجتماعی، نتیجه همین روند روانی و تعبدی است. اسلام به رشد فردیت مدرن و رشد آزادانه فکر نمی‌انجامد بلکه برعکس به خاطر تعبدگرایی و جزمگرایی، فراهم کننده سقوط روانی و فکری انسان است.

در تاریخ ایران عنصر دین ساختار پرور بوده است. تهاجم عرب و تسلط دین استعماری اسلام هویت ایرانی را مسخ نمود. دستگاه‌های صفوی و قاجار و دوران دوم پهلوی و جمهوری اسلامی، با همکاری تنگاتنگ دستگاه روحانیت و تمامی نخبگان ریز و درشت و عمامه دار و فکلی و همچنین محیط خانوادگی و مدرسه و مکتب، اغلب ایرانیان را مسلمان و شیعه نمودند. سموم خرافی دستگاه دینی و دستگاه ایدئولوژیک دولتی و سنت روحانیت در تمامی اجزای ذهن و جامعه رخنه کرده و ذهنیت خردسال و بزرگ سال را مدام مورد تهاجم تبلیغاتی دینی قرار می‌دهند. تبلیغ ایدئولوژی قداست یعنی تبلیغ فکرنکردن، خط اصلی در جامعه است. ذهنی که تنبل است و حس کنجکاوی را از دست داده، ذهنی و روانی که تقدیرگرا گشته و توانایی واکنش به بدی و تجاوز را از دست داده، نمی‌تواند مقاومت کند و مستقل باشد و انتقاد گر باشد. بعلاوه استبداد و آدمکشی و هجوم‌های متعدد تاریخی و اجتماعی، اراده فردی را درهم شکسته و زمان و قدرت فکرکردن نمی‌دهد. تجاوز عرب و مغول و دیگران و ماشین دین سازی صفویه و آسیب دیدگی روان ایرانی، شیعه گری را غلبه داد.

دین اسلام فطری نیست بلکه محصول تجاوز و خشونت ایدئولوژیک و محصول فلج نمودن تفکر است. از جمله عوامل خشونت، حوزه‌های روحانیت و مدارس دینی و دستگاه شبکه‌ای آخوندها هستند. از دیر باز حوزه‌های قم و تهران، مدارس دینی و آموزشی و تبلیغی، نهادهای برگزاری مراسم عاشورا و ماه رمضان، نظام خطبه‌های دینی و رساله‌های آخوندها و مجلس روضه خوانی آخوند، تولیدگران دین شده و میلیونها مغز را به گیرنده‌های رسم و عادت و پیام دینی خود تبدیل نمودند. چهره و شخصیت جامعه ایران بمرور تغییر یافت.

البته قرآن و نهج البلاغه، تنها مرجع نیست. بخصوص برای شیعه و تمایل آن برای جدا کردن خود از اسلام سنی، انبوهی آثار وجود دارد که جریان شیعه را بعنوان یک جریان دینی و سیاسی مستقل معنا می‌بخشد و توجه می‌دهد. ویژگی این آثار نه در کیفیت فکر و ارزش تاریخی، بلکه در اسطوره سازی‌ها و موهومات و روایاتی است که به خاندان بنی هاشم و دستگاه ایدئولوژیک شیعه گری متصل شده‌اند و نقش آنها بازتولید وابستگی روانی و احساسی و شهید پرستی و مرگ ستایی است. جعل‌های شگفت انگیز دین سازی و امام سازی و کورذهنی در فقه شیعه به اوج می‌رسد. این کتاب‌ها کدامند؟

«کتب اربعه» چهار کتاب حدیثی شیعه است که توسط «عالمان متاخر» جمع آوری شده است: «الکافی» از یعقوب کلینی، «تهذیب الاحکام» و «الاستبصارفیما اختلف من الاخبار» از شیخ طوسی، «من لایحضره الفقیه» از شیخ صدوق. این مجموعه بزرگ با ۴۱۲۶۳ روایت و احادیث غیر تاریخی و غیر علمی، انبوه روایاتی را تشکیل داده که طی قرون در اسلام بوجود آمده است. باید افزود که این «کتب اربعه» با مجموعه «جوامع ثانویه»، قرن دهم و یازدهم، دربرگیرنده «الوافی» از محمد حسین فیض کاشانی، «وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه» از شیخ حرعاملی، «بحارالانوار» و «حلیه المتقین» از محمد باقر ابن محمد تقی مجلسی، می‌باشد. بر این لیست باید «نهج البلاغه»، خطبه‌های منسوب به علی ابن ابی طالب که در قرن چهارم هجری توسط سیدرضی تهیه شده، «صحیفه سجادیه» حاوی دعاهای زین العابدین علی بن الحسین، «مفاتیح الجنان» شامل دعاها و مناجات و زیارات پیامبر و امامان از شیخ عباس قمی و «صحیفه مهدیه» حاوی دعاهای منسوب به حجت بن الحسن امام دوازدهم، و غیره را اضافه نمود. در لیست کتابهای مرجع شیعه باید کتابهای زیر را نیز گنجاند: کتاب فقه کاشف الغطاء از شـیـخ جـعـفر کاشف الغطا، کتاب مصادر الجتهاد از سید محمود هادی غضنفری خوانساری، کتاب‌های متعدد سید هاشم بحرانی و از جمله «البرهان فی تفسیر القران»، کتاب «التبیان فی تفسیر القران» از شیخ طوسی، کتاب «المیزان فی تفسیر القران» از سید محمد حسین طباطبائی. حال به همه این کتاب‌ها، مجموعه آثار و رسالات عملیه فقها مانند: آیت الله بروجردى، خوئی، میرزای نائینی، محقق اصفهانی، حکیم، شیخ کاظم شیرازی، شیخ عبد الکریم حائری، سید محمد صادق روحانی، گلپایگانی، خامنه‌ای، روح الله خمینی، سیستانی، فاضل لنکرانی، لطف الله صافی، محمد تقی بهجت، وحید خراسانی، منتظری، و دیگران را بیافزائید.

نقش این کتاب‌ها چیست و کدام ارزش فکری از آنها استخراج می‌شود؟ این کتابها مروج فلسفه و راسیونالیسم فکری نیستند، این کتابها پایه هنر و معماری و دانش نیستند، این کتابهای فاقد جنبه علمی و تاریخی هستند. این کتابها گاه جنبه عرفانی و «تئوزوفی» دارند ولی یک مجموعه زیان آور را تشکیل می‌دهند. نقش این کتاب‌ها ایجاد مردم مقلد و تولید کورذهنی، ایجاد رفتار اطاعت، بردگی و مسخ ذهنی است. نقش این کتابها ایجاد تسلیم در برابر الله و نفی خرد و اندیشه انتقادی و آزادی انسان است. نقش این کتابها تشویق به جنایت است زیرا بازتولید مکرر و پردامنه تبعیض، حس برتری ایدئولوژیک دینی، سلطه تعبد دینی بر روان، انسان را به بدی و شرارت نزدیک می‌کند و کشتار کافر و مشرک و مرتد و منافق و محارب با خدا و تجاوز به زنان را، عادی و مقدس و الهی می‌کند. میراث شیعه گری جز خرافه پرستی و جعل و دین سازی چیز دیگری نیست.

ماشین دینی کردن انسان با مکانیسم‌های پیچیده ایدئولوژیک عمل کرده و شخصیت فرد را به زیر سلطه درمی آورد. فضای دینی و رازآمیز خانواده و جامعه و مجموعه نهادهای ایدئولوژیک و دولتی در جامعه از فرد موجودی مطیع دین میسازد. روشن است که در جامعه بسته و مستبد و در فقدان اندیشه گری و انتقاد، تاثیر این فضای ایدئولوژیکی منکوب کننده تر است.
گسست از اسلام

اسلام عامل انحطاط است زیرا این دین در برابر خرد و فلسفه و درک انتقادی همیشه ایستاده است. قرآن فاقد عنصر علمی و نوآوری و خلاقیت فرهنگی و تمدنی است. نتیجه مهم اسلام رشد تعبد و دگماتیسم و فکرنکردن بوده است و آنجا که بزرگانی در قلمرو اسلامی به فکرکردن پرداختند، مورد تکفیر و بی اعتنایی قرار گرفتند. شکاکیت خیام و ناباوری رازی، آنها را در برابر اسلام مقاوم ساخت. تمام بزرگانی مانند ابوعلی سینا و فارابی و ابن رشد و نیز حافظ و مولوی باعتبار خلاقیت شخصی و شناخت و تلاش خود و محیط خانوادگی یا اجتماعی خود، درخشیدند. این بزرگان در فضا و دنیای اسلامی بزرگ شدند و به مکتب رفتند، ولی کسب دانش و روحیه شخصی اشان، آنها را به نفی جزمیت اسلامی کشاند و آنها را وادار ساخت تا عنصر فکر و تخیل و فلسفه را وارد بینش خود نموده و زایش جدیدی را فراهم سازند. روشن است که فکر آنان گسست از اسلام نیست ولی دارای عنصر تفکر و تخیل و شهامت است. دیوان حافظ و مثنوی مولانا از قرآن نمی‌آید، ازشیعه گری الهام نیافته است بلکه نتیجه نوآوری انسانی و تاریخ است. ابن رشد و ابوعلی سینا و فارابی از فلسفه یونانی وام گرفته‌اند و در دنیای بسته اسلام، جزمیات حاکم را سست می‌کنند و به این خاطر است که آنها در پی پیوند زدن ایمان و عقل هستند.

دین مسلط و فرهنگ دینی پیوسته در برابر اندیشه سد آفریده و تخیل را مرعوب میکند. در این فضای دینی ایدئولوژیک تنگ و خفقانی، روان جستجوگر این بزرگان به حرکت درآمده و به تولید می‌پردازد. تمام نفرت دستگاه روحانیت و تازیانه تکفیر آنها علیه این اندیشمندان بی سبب نیست. ایدئولوژی قرآنی و اسلامی در پی حاکمیت مطلق ایمان است حال آنکه بینش این اندیشمندان بدون نفی دین، در پی هموار نمودن رشد عنصر عقل است. البته کار این متفکران تلاش در انطباق دادن فلسفه به دین است و این تلاش نمی‌توانست راه گشا باشد زیرا دین، عنصر فکری را منهدم می‌کند و این دو پدیده به یک حقیقت نمی‌رسند. فشار دین و روحانیت و سنت مذهبی و استبداد سیاسی یک مجموعه سنگین سرکوب را ایجاد نموده و در چارچوب این خفقان، کار فکری مستقل دشوار یا ناممکن است.

دوران ما، دوران خردگرایی، دوران نقد مدرنیته بر پایه اومانیسم، دوران نقد سلفی گری و تاریک اندیشی، دوران اکولوژِی و جهان دیجیتالی و فروریزی ارزشهای آرکائیک اجتماعی است. دوران ما، دوران جامعه سیالیت‌های روانی و اجتماعی و فرهنگی است. دوران ما، دوران آزادی از هر قیدوبند دینی پدرسالارانه و اعتلای روحیه شادی و موسیقی و مناسبات خانوادگی و جنسی غیر دینی است. دوران ما، دوران آزادی زن و حقوق بشر و نقد خدا و مذهب است. این دوران در تناقض آشکار با قواعد جامعه قبیله‌ای و خشونت بار و تبعیض گرای اسلامی و در تناقض با قصاص و احکام دینی و شریعت اسلامی است. آلترناتیو پیشنهادی نواندیش دینی الگوی اسلامی بشیوه دیگر است. این آلترناتیو تکرار سقوط ماست. دوران ما می‌طلبد که تفکر کانت و خردگرایی و نظریه داروین و فیزیک نیوتن و انیشتن و علم ژنتیک و نورولوژی و تجربه‌های علمی انسان شناسی و تئوری‌های جامعه شناسانه و تاریخ شناسی و تکنولوژی انترنتی و پارادایمهای اکولوژیکی، راهنمای ما باشد و از خرافه گرایی شیعه بپرهیزیم، ولی نواندیشان دینی ما را به تجربه مجدد اسلام و قدسی گری شیعه فرامی خوانند و تاریک اندیشی فقه شیعه و آیات قرآنی را در دستور کار جامعه قرار می‌دهند. آنچه برای جامعه ایران حیاتی است گسست از دین اسلام است ولی نواندیشان مانند آیت الله‌ها ما را به ماندن در اسلام تشویق می‌کنند.
نواندیشان دینی، مانع آزادی فکری

در دوران معاصر کار نواندیشان دینی در همین زمینه چگونه قابل ارزیابی است؟ آل احمد جامعه را بسوی اسلام و علیه غرب و مدرنیته بسیج کرد. علی شریعتی ایدئولوژی تهییجی شیعه گری را بر بخشی از جامعه مسلط کرد. عبدالکریم سروش، از فلسفه حرف زد ولی در اساس افکار ضد علمی را گسترش داد و اعلام کرد که قرآن خواب و رویای محمد بوده و به این ترتیب او علیه تمام تحقیقات علمی هرمنوتیک در باره قرآن شورید.مجتهدشبستری اعلام کرد که حقوق بشر را باید به شیعه افزود تا اسلام مدرن شود. اینگونه فعالیت فکری اعتقادی نواندیشان در همان مدار دین و فقه نفس می‌کشد و به پرسش‌های فلسفی و مدرنیته اعتنایی ندارد. پیشنهادهایی مانند الگوی خلافت اسلامی، ایدئولوژی شیعه، عرفانگرایی و افزودن عناصری از تجربه غرب به شیعه گری، بمعنای درجا زدن ما در اسلام است. حال آنکه مسئله مرکزی ما بیرون آمدن از حالت ازخودبیگانگی و مسخ شدگی کنونی ماست. اسلام عامل سقوط تاریخی و فرهنگی است و در تناقض با خردگرایی و فلسفه گرایی است. این بن بست یک کار تاریخی ضروری را در برابر ما می‌نهد. این کار می‌طلبد تا نقد همه جانبه از دین و تمامی پراتیک‌ها و رفتارها و سنت‌ها و تربیت‌های دینی صورت گیرد. جامعه ما باید خود را وارد روند انتقاد از دین کند. دانشگاهیان باید به کار علمی و آکادمیک پژوهشی تاریخ دین دست زنند و اندیشمندان لائیک و ناباور باید شجاعانه تولید فکری کنند و در عرصه‌های گوناگون بنویسند. روشن است که دنیای روشنفکری متنوع و باز است و بنابراین همه دارای یک مشغولیت فکری نیستند. ولی تاکید من در اینجاست که یکی از عرصه‌های اساسی، کار فکری نقادانه در بررسی دین و فرهنگ دینی و کنش‌های رفتاری دینی و خرافی در جامعه و نزد نخبگان، می‌باشد. حال نواندیشان دینی در کنار روحانیت حاکم، جامعه را با دین و برای دین مهار می‌زنند. این نواندیشان دینی با برخی شیوه‌های حکومتی یا احکام فقهی اختلاف نظر دارند ولی توافق اصلی آنها با روحانیون نظام، در باره دین و قرآن و فقه شیعه و امامزاده‌ها و رساله‌های مراجع و حفظ اصول و سنت‌های مذهبی، پابرجاست.

تاریخ و تمدن ما دارای پستی و بلندی‌های فراوان بوده‌اند. تمدن یک روند پیچیده و متضاد می‌باشد و عناصر سازنده آن موجب رشد و عناصر پست آن منجر به خاموشی و فروکشی می‌شود. هر تمدنی از پویایی خود و از محیط پیرامونی خود تاثیر پذیر است. تاریخ ما در تمدن کهن، با رفتار و کردار زشت درگیر نیز بوده است. با اسلام فروتر افتادیم. ما دارای دین خوئی بودیم، ولی با اسلام زخم روان ما عمیق شد و ما برای خدمت به دشمنان استعماری خود، ذهن خود را به قرآن سامی و انبوه فقه شیعه بنی هاشم و ایدئولوژی امامان معصوم و رساله آخوندی، واگذار نمودیم. ما از خودبیگانه شدیم و قدرت خلاقه مستقل خود را بمیزان زیادی مضمحل ساختیم. خودسانسوری و تنبلی فکری و همزیستی ارگانیک با ایدئولوژی شیعه، مانند سرطانی ما را از درون متلاشی کرد. هر زمان که نویسنده ایی مانند صادق هدایت و علی دشتی و عبدالحسین زرین کوب، در نقد و تحلیل دین اسلام حرفی گفتند و تحلیلی ارائه نمودند، با کارزار خصمانه و بدبینی و انگ «ناسیونالیسم»، مواجه شدند. آن زمان که هجوم اسلام و منافع بنی هاشم و خرافات شیعه، به رویداد «با برکت» تبدیل شد، ما هوش و هویت فکری مستقلانه و فرهنگی ویژه خویش را از دست دادیم، به دشمنان فرهنگی خود عادت کردیم و از خودبیگانه شدیم. ما طی حوادث تاریخی و زیر سلطه ایدئولوژی اسلامی و خفقان و آدمکشی مستبدان بالا و پائین، مسخ شدیم و بدی به خوبی تبدیل شد و زشت به مقدس ارتقا یافت. جامعه در خدمت اسلام قرار گرفت و شاه و شیخ و نواندیش دینی هریک بسهم خود، ما را در ایدئولوژی اسلامی به بند کشاندند.
بیرون آمدن از تاریکی

ما می‌خواهیم در دنیای امروز زندگی کنیم و خود را برای فردا آماده تر سازیم. ما می‌خواهیم با پارادایم‌های عصر کنونی مشغول باشیم. حال آنکه نواندیش دینی و روزنامه نگاران شیفته آنان، ما را به عقب میراند و ما را مجبور می‌کند تا با موضع‌ها و پرسش‌ها و فضای دینی آنها خو کنیم و روان خود را انطباق دهیم. این تناقض تنها میان روند نوگرایی جامعه و نواندیشان دینی نیست. این تناقض را ما می‌توانیم میان روند نوگرایی جامعه از یکسو و از سوی دیگر بخش مهمی از چپ گرایان و دمکراتها و جمهوری خواهان و سلطنتی‌ها و ملی گرایان و روشنفکران دین خو و اسلاموفیل، نیز مشاهده کنیم. بسیاری از این نیروها بیشتر با نواندیشان و حافظان شریعت همساز می‌باشند. این همسویی عمیق و ساختاری است.ذهنیت دین خود تمامی نیروهای سیاسی و اجتماعی را دربرگرفته است. منافع سیاسی کوتاه مدت آنها، به محافظه کاری روشنفکری و روانپریشی تهییجی منجر شده است. آنها به ایدئولوژی دینی حاکم تمکین کرده و در برابر نقد رادیکال از دین و موهومات اللهی و امامیه قرار می‌گیرند. البته این نیروها خود را «رئالیست و واقع بین» معرفی کرده و هرگونه انتقاد از دین را ذهنیگری و آنارشیستی و چپ روانه ارزیابی میکنند.

پرسش اینجاست که «رئالیسم» یعنی چه؟ اگر ما رئالیسم را واکنشی در برابر احساسگرایی تلقی کنیم و آنرا تلاشی برای رویکرد به واقعیت داده‌ها ارزیابی کنیم، امر مفیدی است. بنابراین واقعیت ستمگری، خرافه گرایی، عقب ماندگی ذهنی جامعه، عادات و رسوم کهنه گرا و خردستیز، از جانب ما بمثابه یک واقعیت نفی نمی‌شود. هر چند رئالیسم بعنوان تنها ملاک حقیقت جویی کافی نیست، ولی بعنوان یک روش جستجو می‌تواند بکار گرفته شود. در ارتباط با درک دین خویان باید مطرح ساخت که اختلاف بر سر رد واقعیت نیست. تمام مطلب در اینستکه در برخورد به واقعیت چه باید کرد. نظر ما برآنست که واقعیت موجود، مقدس نیست و برعکس این واقعیت باید مورد بررسی علمی و نقد آشکار گیرد. در برابر واقعیت اسلام و تمام رفتارهای ناشی از آن، بر پایه ارزشهای نقد روشنفکری، باید مبارزه فکری توسعه یابد. ما هم می‌گوئیم به واقعیت‌ها باید توجه کرد و این واقعیت ناهنجار خرافه و موهومات جامعه را باید مورد بررسی نقادانه قرار داد. کرنش در مقابل واقعیت خرافه و ایدئولوژی خشونت بار و تبعیضگرای قرآنی و شیعه، بمعنای فراموش کردن اصل روشنفکری است. یکی از ویژگی‌های برجسته روشنفکری باید نقد علمی باشد و هیچ امر مقدسی وجود ندارد که مانع این نقد بشود. هر گونه قدرت دینی و سیاسی و اقتصادی، پیوسته باید مورد انتقاد باشد زیرا عدم انتقاد جز گندیدگی و سقوط معنای دیگری ندارد.

بدین ترتیب درمی یابیم که دین اسلام و شیعه گری نه تنها توسط دستگاه روحانیت و قدرت سیاسی حفاظت می‌شود بلکه تمام نیروی فکری و روانی و احساسی نواندیشان دینی در این عرصه بسیج شده است و نکته آخر اینکه تمامی این مجموعه ایدئولوژیکی و روانی و احساسی، توسط بخش وسیعی از نیروهای سیاسی و روشنفکری غیر دینی اسلاموفیل، مورد حمایت عاطفی و روانی و ایدئولوژیکی قرار میگیرد. ریشه مشترک تمامی این جبهه حکومتی و غیر حکومتی، دینی و غیر دینی، همان ایدئولوژی قدسی، همان ایدئولوژی توتالیتر است که نقد را نمی‌پذیرد.

نواندیشان دینی تفسیری دیگر از اسلام ارائه می‌دهند. ولی خواست ما بیرون رفتن از پارادایم اسلامی است، ما نمی‌خواهیم در درون مقولات اسلامی و قرآنی نفس بکشیم و نیروی فکری خود را در این چارچوب بکار گیریم. چهارده قرن در درون این فضا ساخته شده‌ایم. دینداران سرنوشت ما را پیوسته در همین فضا تفسیر و بازهم تفسیر می‌کنند. حال آنکه ما نیازمند یک گسست قطعی هستیم. آیت الله محمد رضا نکوم نام و حجت الااسلام مجتهدشبستری از ضرورت مدرن شدن اسلام می‌گویند و برآنند که حوزه‌ها باید شکل علمی پیدا کنند. آقای سروش به نقد فقه تمایل دارد و محمد را پیامبر و قرآن را رویای محمد و عرفان را دورنمای سعادت ما می‌داند. سقف خواست و نیاز ما، سقف بینش نواندیشان دینی نباید باشد. جامعه ایران از بینش اسلامی باید خارج باشد و بدون رجوع به قرآن و اسلام، باید به فلسفه و دانش روی آورد. تا زمانیکه ذهنیت و سوبژکتیویته ما در این بینش دینی غوطه ور هستند و زندگی را در دین می‌بینند، از سکولاریسم فکری دور هستیم. نواندیشان خواهان انسان مدرن نیستند آنها «انسان تازه در امت» را می‌پسندند. انسان مدرن از دین، منشا هستی اجتماعی نمی‌سازد، بلکه هستی اجتماعی و بودن فکری را در تاریخ و در حرکت فکری خودمختار و توانایی هوش و خرد انسان می‌بیند. نواندیشان مخالف این روند هستی گرای خودمختار می‌باشند. آنها همیشه زندگی را به منشا دینی و فقهی نزول می‌دهند و شایستگی و والایی انسان را به سقوط می‌کشانند.

جلال ایجادی
جامعه شناس دانشگاه پاریس

No responses yet

Aug 01 2017

امتناع برخی شرکت‌های سعودی از جابجایی ۲۶ هزار زائر ایرانی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,خاورمیانه,روابط بین‌المللی,مذهب

ایسنا: اعزام اولین کاروان حجاج استان اردبیل و دومین کاروان جمهوری اسلامی ایران به سرزمین وحی‎

«برخی شرکت‌های سعودی از قبول برنامه پرواز ۲۶ هزار زائر ایرانی امتناع کرده‌اند، برای همین ما مجبوریم خودمان جابجایی این زائران را انجام دهیم که برنامه‌ریزی سنگینی نیاز دارد.»

به گزارش ایسنا، «علی عابدزاده»، رئیس سازمان هواپیمایی کشوری در مراسم بدرقه رسمی کاروان حج تمتع ۹۶ اظهار کرد: طبق توافق دو کشور قرار بود ۵۰ درصد پروازها توسط ایران‌ایر و ۵۰ درصد دیگر از سوی شرکت‌های هواپیمایی سعودی انجام شود. ولی متأسفانه در آخرین لحظات متوجه امتناع برخی شرکت‌های سعودی از برقراری پرواز ۲۶ هزار زائر ایرانی شدیم.

وی اضافه کرد: ما مجبوریم خودمان جابجایی این زائران را انجام دهیم که برنامه‌ریزی سنگینی نیاز دارد، ولی اطمینان می‌دهم همه آنها به موقع جابجا خواهند شد.

«عابدزاده» ادامه داد: از فرودگاه‌های کشور می‌خواهم با توجه به شرایط ویژه امسال، همکاری لازم را برای به حداقل رساندن کمبودها داشته باشند، چرا که موسم حج با “های‌سیزن” پروازها مواج شده است. علاوه‌بر این، امسال با مشکلات خاصی مواجه‌ایم که سال‌های گذشته کمتر بود. از جمله آن جابجایی سینوسی مسافران است که قبلاً‌ به صورت یکنواخت انجام می‌شد.

رئیس سازمان هواپیمایی کشور اضافه کرد: امسال دولت عربستان تعداد بیشتری از زائران را پذیرفته، در حالی که مجموعه فرودگاهی آن تغییر ظرفیت نداده است و این شرایط ویژه‌ای را به ما تحمیل کرده است، بنابراین اگر تأخیری قرار است در پروازها صورت گیرد، از حالا از مردم عذرخواهی می‌کنم، اما بدانند که ما حداکثر تلاش‌مان را به کار می بریم تا با امنیت پروازها انجام شود. ولی به هر حال آن طرف (عربستان)‌ در کنترل ما نیست.

همچنین فتاحی، سرپرست شهر فرودگاهی امام خمینی (ره) نیز در سخنانی گفت: فرودگاه بین‌المللی امام خمینی (ره)‌ در روز ۲۰۰ پرواز انجام می‌دهد که قرار است بیش از ۲۶ هزار نفر دیگر به ظرفیت آن اضافه شود. با این حساب تقریباً یک‌سوم از ظرفیت زائران اعزامی به حج از طریق این فرودگاه جابجا خواهند شد.

او همچنین به شرایط ویژه‌ای که در فرودگاه امام (ره) حاکم شده است اشاره کرد و افزود: برای روزهای پنجشنبه و جمعه ۱۰۳ هیات بلندپایه خارجی برای حضور در مراسم تحلیف ریاست جمهوری به ایران پرواز خواهند داشت که همزمانی آن با پروازهای حج، برنامه‌ریزی ویژه‌ای را می‌طلبد.

رحمت‌الله مه‌آبادی، مدیرعامل شرکت فرودگاه‌ها و ناوبری ایران نیز گفت:‌ در وقفه یک‌ساله پیش آمده برای حج فرصتی حاصل شد تا با حمایت دولت و شخص وزیر راه و رئیس سازمان هواپیمایی، در حوزه فرودگاهی و ناوبری حج آماده‌تر و مجهزتر نسبت به حج ۹۴ ظاهر شویم.

وی اضافه کرد: عملیات حج ۹۶ در شرایطی برگزار می‌شود که تحولات قابل توجهی در حوزه فرودگاهی و ناوبری با نوسازی و بهسازی باندها، بهسازی ترمینال‌ها، ‌نوسازی تجهیزات فرودگاهی اتفاق افتاده است.

به گفته او، تعداد زائران اعزامی به حج به نسبت سال ۹۴ حدود ۳۶ درصد و تعداد فرودگاه‌ها از ۱۹ ایستگاه به ۲۰ ایستگاه افزایش یافته است.

مه‌آبادی همچنین گفت: عملیات انتقال ۸۶ هزار زائر ایرانی که از هشتم مردادماه آغاز شده، دو ماهِ کاری طول می‌کشد و در هفته اول مهرماه پایان می‌یابد. پرواز ۱۸ هزار زائر ایرانی از شهرهای تبریز، مشهد و اهواز توسط شرکت‌های هوایی سعودی و ۶۸ هزار زائر دیگر از ۱۷ شهر ایران توسط هواپیمایی داخلی صورت می‌گیرد.

وی افزود: پرواز حامل ۲۶۹ زائر از تهران و استان‌های همجوار، ۶:۲۲ صبح امروز (دوشنبه) به مقصد مدینه تهران را ترک کرد و دومین پرواز زائران با بدرقه رسمی مقامات کشور ساعت ۱۱:۵۵ دقیقه تهران را به قصد مدینه ترک خواهد کرد.

مدیرعامل شرکت فرودگاه‌ها سپس به اجرای طرح مدیریت آسمان ایرانشهر اشاره کرد و گفت: این طرح با اصلاح مسیرهای یک‌طرفه و موازی کردن آنها، ضریب ایمنی و ظرفیت پروازها را افزایش و زمان پروازها را کاهش داده است.

مه‌آبادی اظهار کرد: پروازهای حج با پیشرفته‌ترین فلایت چک‌ها کنترل شده است.

No responses yet

Jul 31 2017

داعش در مساجد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,تروریزم,سیاسی,مذهب

No responses yet

Jul 16 2017

محمدعلی موحدی‌ کرمانی: حجاب با سیاست و استقلال کشور ارتباط دارد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: محمدعلی موحدی‌ کرمانی٬ امام جمعه موقت تهران٬ مسئله حجاب را با «سیاست و استقلال» کشور مرتبط دانست و گفت در صورت رواج بدحجابی و کشف حجاب٬ «دشمنان» به کشور «چشم» خواهند داشت.

آقای موحدی‌ کرمانی در خطبه‌های نماز جمعه تهران گفت که «مسئله حجاب بسیار مهم است. هم با دین ارتباط دارد و هم با سیاست و استقلال کشور.»

وی افزود «وقتی دنیا ببیند در ایران حجاب مورد توجه است، قضاوت می‌کند که این مردم متدین هستند، پایبند به حجاب هستند و بنابراین به سادگی نمی‌شود به این مردم آسیب رساند و اما اگر ببیند بدحجابی رایج شده و جاهایی احیاناً کشف حجاب شده چشم به کشور خواهند داشت.»

امام جمعه موقت تهران درباره برخی اظهارنظرها پیرامون فضای داخلی خودروها در رعایت حجاب نیز گفت که «می‌گویند در برخی ماشین‌ها کشف حجاب وجود دارد. شما بدانید فضای داخل اتومبیل خصوصی نیست که کسی بگوید فضای خصوصی است و چه کار به کار خصوصی دارید.»

موحدی کرمانی اضافه کرد «این ماشین است که در خیابان حرکت می‌کند، از پشت شیشه همه مردم، ساکنین خودرو را می‌بینند، بدحجاب و بی‌حجاب باشد همه می‌بینند و این دیگر فضای خصوصی نیست و فضای عمومی است و باید نیروی انظامی با قاطعیت با این افراد برخورد کند.»

وی ادامه داد «چه بسا افرادی که حجاب را مراعات نمی‌کنند، آدم‌های نجیبی باشند، اما فرهنگ غلط در خانواده آنها حاکم است، به خود بیایید، والله قیامتی است و در قیامت نمی‌توانید جواب دهید.»

موحدی کرمانی خطاب به افرادی که آنها را «بدحجاب» نامید٬ گفت «در عالم برزخ نمی‌توانید جواب دهید، اگر گفتند با این کارتان به استقلال کشور آسیب رساندید و عزت انقلاب را از بین بردید و دشمن فکر کند در ایران از انقلاب دست کشیده‌اند و بدانید جواب این ضربه‌ها را در قیامت نمی‌توانید بدهید.»

No responses yet

Jul 05 2017

شایعه لغو حج 96

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

جام جم: به گزارش جام جم آنلاین از صبح نو، تجمعی که البته آنطور که خبرگزاریها نوشته اند با ممانعت خبرنگاران صوتی و تصویری از تهیه خبر نیز همراه شد.

همزمان با این اتفاق نیز شایعه لغو سفر حج تمتع 96 از سوی ایران مطرح شد. شایعه ای که البته رسانه ها به نقل از سازمان حج و زیارت آن را رد کردند.

صبح یکشنبه 11 تیرماه 96 درحالیکه حدود دو سال از فاجعه تلخ منا در حج ابراهیمی سال 94 می گذشت، چندتن از خانواده های قربانیان این فاجعه، با تجمع آعتراض آمیز مقابل سازمان حج و زیارت خواستار پاسخگویی مسئولان این سازمان و پیگیری جدی مطالبات خانواده های بازماندگان شهدای فاجعه منا شدند. تجمعی که البته کم هم حاشیه نداشت.

خبرگزاری «فارس» در اینباره نوشت: «شماری از خانواده های شهدای حادثه منا پس از ۲ سال انفعال مسئولان برای تعیین تکلیف وضعیت خود مقابل سازمان حج و زیارت تجمع کردند که حراست این سازمان با شکستن دوربین های خبری مانع از فعالیت خبرنگاران و رسانه ها شد.»

در گزارش «فارس» آمده است: «در حین انجام مصاحبه اصحاب رسانه، خبرنگاران و حضور دوربین های عکاسی و صداوسیما، حراست سازمان حج و زیارت با برخورد فیزیکی خشن با آنها از ادامه فعالیت خبری ممانعت به عمل آورده و ضمن ضرب و جرح یکی از فیلمبرداران صداوسیما، تلاش داشتند تا دوربین وی را توقیف کنند که در نهایت این کشمکش باعث شکسته شدن دوربین خبری صداوسیما شد.»

خبرگزاری «صدا و سیما» البته خبر این تجمع را با روایتی که کمی متفاوت از روایت خبرنگار فارس بود منتشر کرد و البته به برخورد حراست این سازمان با دوربین های خبری نیز اینطور اشاره کرد: «تجمعکنندگان که حدود ۲۰ نفر بودند به رسیدگی نکردن وضع خانواده های شهدای منا اعتراض داشتند و از تأمین نشدن امنیت حجاج در مراسم حج امسال اظهار نگرانی کردند. خانوادههای شهدای منا پس از دقایقی به مسجد سازمان حج و زیارت دعوت شدند و با حضور در آنجا دغدغه های خود را بیان کردند و مسئولان سازمان حج و زیارت قول مساعد برای رسیدگی به اعتراض آنان دادند. این تجمع حاشیه هایی نیز داشت که از جمله آنها برخورد مسئولان انتظامات سازمان حج و زیارت با گروه خبری خبرگزاری صدا و سیما و سایر رسانه های حاضر در محل بود.»

سازمان حج پاسخگو نیست

اما چند تن از شرکتکنندگان در این تجمع نیز، در گفتگو با خبرگزاری «فارس» به نتیجه نرسیدن مطالبه و انتظار خود از سازمان حج و دستگاه دیپلماسی را عامل اصلی این تجمع بیان کردند.

خانم «سمیرا اسدی» فرزند یکی از شهدای حادثه منا از استان البرز در اینباره گفت: «تجمع امروز جهت تعیین تکلیف مذاکرات صورت گرفته با عربستان سعودی در خصوص حج و تعیین وضعیت این موضوع مقابل سازمان حج و زیارت تجمع کرده بودند.»

این فرزند شهید حادثه منا با تأکید بر اینکه خانواده های این شهدا به هیچوجه به دنبال دریافت دیه نیستند، گفت: «خانواده شهدای منا به دنبال عذرخواهی دولت عربستان از مردم ایران هستند و پس از آن باید چرایی وقوع این حادثه را توضیح دهند ضمن اینکه چرا باید مسئولان سازمان حج و زیارت به نوعی صحبت کنند که مردم در کوچه و خیابان به ما زخم زبان بزنند و آنها به ما بگویند که وقتی پدران، پسران و فرزندان این خانواده شهدای منا شهید شدند، دیه یک میلیاردی گرفتید درحالیکه به هیچوجه به دنبال دیه نبوده و نیستیم.»

خانم «حسینی» همسر یکی از شهدای فاجعه منا نیز با انتقاد از برخورد مسوولان سازمان حج و زیارت گفت: «با آنکه روز شنبه نماینده این جمع با آقای محمدی رئیس سازمان حج و زیارت در خصوص تجمع امروز (یکشنبه) صحبت کرده و خواستار دیدار با وی شده اند اما برخورد نامناسبی از سوی سازمان حج و زیارت که شایسته شأن خانواده های شهدای فاجعه منا نبوده صورت گرفته ولی با این حال با آنکه دو سال از احقاق حقوق شهدای فاجعه منا و مسجدالحرام گذشته اما از این موضوع کوتاه نیامده و جمعی از این خانوادههای شهدا مقابل سازمان حج و زیارت تجمع کردند.»

حسینی افزود: «مقاومتی از سوی سازمان حج و زیارت و مسئولان آن در قبال پاسخگویی به خانوادههای شهدای منا وجود دارد و به ما اعلام می کنند که چرا از سازمان حج و زیارت این موضوع را پیگیری می کنید درحالیکه ما این سؤال را داریم، پس از چه کسی باید این پیگیری را انجام دهیم؟»

همچنان منتظر نتیجه ایم

از سوی دیگر یکی از شاهدان فاجعه منا که در آن روز تلخ، پدر خود را از دست داده است نیز در گفتوگو با «صبح نو» می گوید، هیچ امیدی به نتیجه دادن تلاش های مسئولان وزارت خارجه و سازمان حج ندارد.

آقای «عباس بشیری» در گفتگو با «صبح نو» می گوید: «واقعیت ماجرا این است که مسئولان ما نمیتوانند به دلیل قطع روابط دیپلماتیک با عربستان، هیچ کار مفیدی انجام دهند؛ اما دائم به ما می گویند ماجرا در حال پیگیری است. به هرحال تنها دو کانال برای پیگیری مطالبات ما از سعودی ها وجود دارد. یکی وزارت خارجه است و دیگری سازمان حج و زیارت؛ اما من فکر می کنم اگر سازمان حج و زیارت هم پیگیری در اینباره انجام می دهد، بیشتر به خاطر برقرار شدن دوباره امکان حج زایران ایرانی باشد و چندان به فکر پیگیری مطالبات بازماندگان نیست.» او می گوید:«ما در گروه های مختلف استانی، ماجرای پیگیری فاجعه منا را دنبال می کنیم. آخرین پیگیری های ما هم برگزاری جلسه با برخی اعضای کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی بود. منتها نکته ای که وجود دارد این است که سطح قول ها و پیگیری ها الان به نامگذاری معابر و خیابانها در شهرستانها به نام شهدای منا در همان شهرستان مربوط می شود و عملاً هیچ اتفاقی درباره پیگیری جدی ماجرا و به سرانجام رساندن ماجراهایی نظیر عذرخواهی رسمی سعودیها و پرداخت دیه و غرامت توسط آنها نمی افتد.»

ورود مجلس به ماجرای اما و اگرهای حج

همزمان با تغییرات سیاسی در عربستان سعودی، نمایندگان مجلس شورای اسلامی فراکسیون «حج و زیارت» را برای پیگیری جدی تر ماجراهای مربوط به سازمان حج و زیارت تشکیل داده اند.

حجت الاسلام «احد آزادیخواه» دیروز خبر از تشکیل فراکسیون حج و زیارت در مجلس دهم داد و گفت: «با توجه به حساسیت موضوع حج و فاجعه دو سال پیش در منا و نیز موضعگیریهای چند پهلوی عربستان سعودی همچنین ورود شورای عالی امنیت ملی، با دستور مقام معظم رهبری به این موضوع جمعی از نمایندگان مبادرت به تشکیل این فراکسیون کرده و به عنوان یک بازوی توانمند در این زمینه عمل کند.»

وی با اشاره به اینکه حدود 80 نماینده طرح تشکیل فراکسیون را امضا کرده اند، افزود: «امیدواریم با تشکیل این فراکسیون قدمی را در راستای کمکرسانی و مساعدت به سازمان حج و زیارت و بعثه مقام معظم رهبری برسانیم.»

آزادیخواه البته اشارهای هم به شایعه چند وقت اخیر درباره اما و اگرهای حج امسال کرد و گفت: «با وجود اما و اگرهایی که امسال برای مراسم حج وجود دارد، فراکسیون مصمم است با کمکهای مشورتی که ارائه خواهد کرد، حج امسال بدون مشکل و دغدغه برگزار شود.»

در همین حال، شایعه لغو سفر حج نیز در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی منتشر شد تا سازمان حج و زیارت را وادار به واکنش در اینباره کند.

سازمان حج و زیارت در اطلاعیه خود اعلام کرد: «پیام منتشر شده به نقل از شبکه خبری «سیانان» مبنی بر احتمال لغو سفر زائران ایرانی به بیت الله الحرام، صحت ندارد.»

قاضی عسکر : معاندان شایعه درست می کنند

از سوی دیگر، نماینده ولی فقیه در امورحج و زیارت، دیروز با رد شایعات مربوط به لغو سفر حج امسال گفت: «با توجه به پیگیریهای به عمل آمده از طریق مراجع قانونی، مشخص شده انتشار بیشتر شایعات در فضای مجازی از طریق افراد معاند و مخالف با ارزشهای اسلامی در خارج از کشور صورت گرفته است.»

حجت الاسلام و المسلمین سید علی قاضی عسکر به «ایرنا» گفت: «این افراد با طراحی و انتشار شایعات در شبکههای اجتماعی به دنبال ایجاد شبهه در حوزه مسائل دینی درجامعه هستند تا مردم را از انجام یک واجب الهی و فریضه مهم دینی منصرف کنند.»

او از جمله شایعات فضای مجازی را تعرض به زائران، گروگانگیری و غیره عنوان کرد و گفت: «این سخنها مربوط به مفتیهای داعشی است که علیه شیعه حرف میزنند و معلوم است و خوشبختانه داعش در تمامی جبهه ها رو به نابودی است.»

قاضی عسکر با انتقاد از برخی اخبار منتشر شده مبنی برعدم توجه به این خانوادهها افزود: بیشترین کار انجام شده در این باره توسط سازمان حج بوده است و از ابتدا روندی که عنوان شهید را مطرح کرد از سوی این سازمان بود و درحال حاضر چون دیگر خانوادههای شهدا از امتیازات لازم برخوردارند.

قاضی عسکر به موضوع دیه شهدای منا اشاره کرد و گفت: گزارشات خود را به مقامات سعودی ارسال کردیم، منتظر نتیجه کمیته تحقیق هستیم که احتمال می دهم در حج امسال این موضوع حل شود. نماینده ولی فقیه در امور حج و زیارت همچنین از اولین اعزام حجاج در 9 مرداد امسال خبر داد. حالا باید منتظر ماند و دید سفر حج زائران ایرانی پس از یک سال کارشکنی سعودیها و مطالبات خانوادههای قربانیان فاجعه منا به کجا خواهد رسید؟

No responses yet

Jul 05 2017

خط کشی شیعه و سنی در فرم‌های استخدام در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: سی و نه سال بعد از پیروزی انقلاب ۵۷ و روی کار آمدن حکومت جمهوری اسلامی در ایران، مسلمانان اهل سنت در ایران، سوال درباره دین و مذهب در فرم‌های استخدام را “خط کشی بین شیعه و سنی و باعث تبعیض و اختلاف” می‌دانند. مولوی عبدالحمید، امام جمعه اهل سنت زاهدان می‌گوید که سوال درباره ایرانی بودن کافی است و سوال درباره دین و مذهب در این فرم‌ها باید حذف شود.

این سوال اما محدود به فرم‌های استخدام در سازمان‌ها و اداره‌های دولتی نیست. بررسی فرم‌های استخدام در شرکت‌های خصوصی و غیردولتی هم نشان می‌دهد که سوال درباره دین و مذهب از سوالات اصلی از متقاضیان است. مولوی عبدالحمید، مدیر حوزه علمیه دارالعلوم اهل سنت زاهدان و از معتبرترین شخصیت‌های اهل سنت در ایران در یک کنفرانس خبری در زاهدان اعلام کرده است که “در استخدام‌ها نباید مذهب مطرح باشد زیرا مشکلات زیادی را به وجود می‌آورد. برخی از اهل سنت به خاطر اینکه استخدام شوند، مذهب خود را شیعه اعلام کردند. معتقدیم که اقوام و مذاهب در جمهوری اسلامی هیچ تفاوتی نداشته باشند”.

آقای عبدالحمید به بی‌بی‌سی می‌گوید: “از اوایل انقلاب در فرم‌های استخدامی این سوال را نوشته‌اند. پرسش از دین و بعد پرسش از مذهب است. آن چیزی که ما درخواست کردیم همین بود که از مذهب سوال نشود حتی اعتقاد ما این است که همان ایرانی بودن کافی است ولی اگر می‌خواهند سوال کنند دیگر از دین آن‌ورتر نروند چون این باعث اعمال تبعیض و سوتفاهم می‌شود و شکایات زیادی از مردم برای ما در این زمینه می‌آید. تاکنون اما پاسخی برای این درخواست دریافت نکرده ایم”.

هیچ منعی در قانون اساسی و سایر قوانین ایران برای استخدام مسلمانان اهل سنت و پیروان ادیان به رسمیت شناخته شده، در هیچ یک از مراکز دولتی و غیردولتی این کشور وجود ندارد. از نظر قانونی آنها البته نمی‌توانند رهبر یا رئیس جمهور ایران شوند. اعتقاد به مذهب رسمی کشور یعنی شیعه از شرایط اصلی برای داوطلبان ریاست جمهوری در ایران است. اما سوال درباره دین و مذهب به گفته ایرانیان غیرشیعه راه را برای تبعیض باز می‌کند و الویت در استخدام‌ها به ایرانیان شیعه داده می‌شود.

جلال جلالی‌زاده، نماینده سنندج در مجلس ششم و عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ایران اسلامی می‌گوید: “متاسفانه به محض اینکه بگویید من سنی هستم در دانشگاه‌ها و وزارتخانه‌ها و جاهای دیگر که حساس هستند دچار مشکل می‌شوید. یکی از دوستان ما می‌گفت رفتم دانشگاه رازی بورس شوم که معاون آموزشی دانشگاه رازی کرمانشاه اول استقبال کرد و گفت ما نیاز داریم. بعد که از مذهب پرسید و تا گفتم سنی، گفت متاسفانه نیاز نداریم و انشالله در جای دیگری استخدام شوی.”

به گفته او “۶ ماه است که اداره ارشاد اسلامی کردستان مدیر ندارد. مدیر را منتقل کرده‌اند کرمانشاه و این ۶ ماه این اداره کل زیر نظر سرپرست اداره می‌شود، دلیل اش این است که مردم خواستار انتصاب مدیر کرد سنی هستند بعد از ۴۰ سال، دولت هم تعلل می‌کند یا جرئت نمی‌کند و یا نمی‌خواهد. تاکنون سابقه نداشته یک نفر کرد سنی به عنوان مدیرکل یک اداره در کردستان منصوب شود و عوامل زیادی وجود دارد که مانع از به کارگیری اهل سنت هستند از مراجع تا برخی نهادها و مراکز و حتی برخی مسئولین دولت که می‌گویند اگر به یک نفر سنی مسولیت بدهیم فردا قیامت جواب فاطمه زهرا را چه بدهیم.”

آقای جلالی‌زاده می‌گوید:”در فرم‌های بیمارستان‌ها و مراکز در مانی هم این سئوال مطرح می‌شود و کسانی که این فرم‌ها را می‌نویسند از کوچکترین حقوق انسانی و شهروندی بی خبر هستند. یک پزشک در جبهه‌های جنگ هم نمی‌پرسد که مجروح، دشمن است یا دشمن نیست و یا دین او چیست اما در بیمارستان‌های ما از دین و مذهب سوال می‌شود.”

به گفته او “مسولیت در این زمینه متوجه حراست سازمان‌ها و نهادها است و این سوال، اهل سنت را از حق طبیعی و حق شهروندی و حق زندگی محروم می‌کند.”

حاصل داسه، نماینده پیرانشهر و سردشت در مجلس ششم از تلاش‌های نماینده‌های اهل سنت در این مجلس برای حذف این سوال خبر می‌دهد. تلاش‌هایی که به گفته او ناکام ماند. آقای داسه می‌گوید: “افراد اهل سنت و دیگر مذاهب و ادیان که می‌خواهند در امتحانات استخدامی شرکت بکنند همین که در فرم‌ها به این سوال می‌رسند یک یأس و ناامیدی بر دل‌شان مستولی می‌شود و جامعه ارزیابی خیلی منفی نسبت به این مسئله دارد. اهل سنت، یارسانی‌ها، زرتشتی‌ها، کلیمی‌ها و در کل ایرانیان غیرشیعه می‌دانند که این باعث می‌شود التزام و وحدت و همدلی از بین برود و فقط در حد شعار بماند. من کسانی را سراغ دارم که می‌گویند ما اشتباه جواب می‌دهیم.”

براساس اصل ۲۸ قانون اساسی ایران “هر کس حق دارد شغلی را که بدان مایل است و مخالف اسلام و مصالح عمومی و حقوق دیگران نیست، برگزیند. دولت موظف است با رعایت نیاز جامعه به مشاغل گوناگون، برای همه افراد امکان اشتغال به کار و شرایط مساوی را برای احراز مشاغل ایجاد نماید.”

اما حسین مهرپور، رئیس هیئت نظارت بر اجرای قانون اساسی در دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی در گزارشی در همایش قانون اساسی و حقوق ملت در تهران با اشاره به اصل ۱۹ قانون اساسی مبنی بر اینکه “مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود” اعلام کرد که قانون اساسی کلمه مذهب را به صراحت در کنار، رنگ، نژاد و زبان ذکر نکرده که ممکن است این شبهه را ایجاد کند که مذهب می تواند سبب امتیاز باشد و تفاوت در مذهب مانع برخورداری از حقوق مساوی گردد. (روزنامه اطلاعات ۱۸ آذرماه ۱۳۸۷)

نماینده‌های آن دسته از ایرانیان غیرمسلمان که دین‌شان در قانون اساسی ایران به رسمیت شناخته شده هم بارها نسبت به چنین تبعیض‌هایی اعتراض کرده‌اند.

قانون اساسی ایران “ایرانیان زرتشتی، کلیمی و مسیحی” را به عنوان تنها اقلیت‌های دینی در این کشور به رسمیت می‌شناسد که‌ در حدود قانون‌ در انجام‌ مراسم‌ دینی‌ خود آزادند و دراحوال‌ شخصیه‌ و تعلیمات‌ دینی‌ بر طبق‌ آیین‌ خود عمل‌ می‌کنند.

به گفته روبرت بگلریان، نماینده ارامنه جنوب در دوره‌های هفتم، هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی، مهمترین چالش اقلیت‌های دینی در حال حاضر پدیده مهاجرت است. اسفندیار اختیاری، نماینده ایرانیان زرتشتی در مجلس بیکاری را عامل اصلی مهاجرت آنان به کشورهای دیگر اعلام کرده است.

به گفته یوناتن بت کلیا، نماینده آشوریان در مجلس آنچه به طور خاص برای اقلیت‌ها مشکل مضاعفی ایجاد کرده، تندروی‌های برخی افراد است که برخلاف نص صریح قانون، برای استخدام افراد شرط دین را مطرح می‌کنند.

براساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا منتشر کرده، گاهی آگهی‌های استخدام ادارات و دستگاه‌های دولتی در روزنامه‌ها در حالی منتشر می‌شود که شرط مسلمانی در آنها قید شده است. البته این موضوع در زمان ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی از سوی یکی از نمایندگان اقلیت‌های دینی در مجلس به او منتقل شد و با دستور معاون اول رییس‌جمهور قید «تدین به دین اسلام و ادیان مندرج در قانون اساسی» جایگزین شرط مسلمانی برای استخدام شد؛ هرچند هنوز هم در برخی آگهی‌های استخدام این امر رعایت نمی‌شود.

براساس قانون ارتش جمهوری اسلامی که هفتم مهرماه ۱۳۶۶ در مجلس تصویب و از سوی شورای نگهبان تایید شده، متدین بودن به اسلام از شرایط اصلی استخدام در ارتش است. تبصره ماده ۲۹ این قانون البته می‌گوید که “اقلیت‌های دینی شناخته شده در قانون اساسی که تا تصویب این قانون استخدام شده‌اند از نظر ادامه خدمت از بند الف (متدین بودن به دین اسلام) مستثنی می‌باشند”.

شهروندان اقلیت‌های دینی بعد از تصویب این قانون در حالی از استخدام در ارتش محروم شدند که همچون سایر شهروندان ایرانی باید خدمت سربازی را سپری کنند.

اسفندیار اختیاری، نماینده زرتشتیان در مجلس، اسفند سال ۹۴ در دیدار با علی یونسی، دستیار ویژه رئیس جمهور ایران در امور اقوام و اقلیت‌های دینی اعلام کرد: “تنها ارتش است که بر اساس قانون، اقلیتهای دینی را نمی‌تواند استخدام کند، بقیه ادارات دولتی اجازه ندارند که به خاطر دین، فردی را استخدام نکنند و یا اجازه ندهند که یک زرتشتی مدیر ارشد باشد. این قانون شکنی است و دولت باید جلوی آن را بگیرد.”

مسئله‌ای که از سوی روبرت بگلریان، نماینده ارامنه جنوب در مجلس نهم با عنوان احساس تبعیض در استخدام‌ها یا گزینش‌‌ها مورد تاکید قرار گرفته است.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .