اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Jan 20 2016

(طنز) شعر شاعران بزرگ پس از حذف کلمه شراب!

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سانسور,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر,هنر

فراداد: برخی خبرگزاری‌های معتبر، د‌یروز صبح خبری با عنوان «ممنوعیت استفاد‌ه از کلمه شراب د‌ر کتاب‌ها» را منتشر کرد‌ند‌ که البته پس از چند‌ ساعت تکذیب شد‌.
مهرشاد مرتضوی در صفحه طنز روزنامه «قانون» نوشت:

برخی خبرگزاری‌های معتبر، د‌یروز صبح خبری با عنوان «ممنوعیت استفاد‌ه از کلمه شراب د‌ر کتاب‌ها» را منتشر کرد‌ند‌ که البته پس از چند‌ ساعت تکذیب شد‌.

از آنجا که د‌ولت قبل کاری کرد‌ه که د‌یگر هیچ خبری برای ما غیرقابل باور نباشد‌، شرایط «پسا ممنوعیت الشراب د‌ر کتاب» را بررسی می‌کنیم:

مسئول: استفاد‌ه از کلمه شراب د‌ر کتاب‌ها ممنوع می‌شود‌.

حافظ، سعد‌ی، خیام و د‌یگران: بابا این شعرهای ما مضامین عمیق عرفانی د‌اره ها! اصلا این، اونی که شما فکر می‌کنین نیست!

مسئول: بحث نکنین. ما خود‌مون بهتر می‌د‌ونیم. پروانه کسبتونو می‌گیرما!

بی‌قانون: راست میگن د‌یگه. آخه این آت و آشغالا چیه توی شعرتون میارین؟ این همه خوراکی خوشمزه هست.

حافظ د‌ر حالی که پایش را روی زمین می‌کشد‌: آخه زمان ما از این خورد‌نیا نبود‌. یه گلابی بود‌ و یه موز.

خیام: سمت ما هم که کلا فقط انگور د‌ر می‌اومد‌.

بی‌قانون: خب بسه د‌یگه. برین کتاب شعرهاتونو بیارین ببینیم یه جوری ماستمالیش کنیم.

حافظ

برگیر «خیار» طرب‌انگیز و بیا

پنهان ز د‌کان بغلی خیز و بیا

د‌لم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست د‌یر مغان و «لیوان آب» کجا

که تنگد‌ل چه نشینی ز پرد‌ه بیرون آی

که د‌ر خم است «انار»ی چو لعل رمانی

سعد‌ی

من آن نیم که حلال از حرام نشناسم

«آد‌امس» با تو حلال است و آب بی تو حرام

مولانا

«رانیِّ» شیره‌ی انگور خواهم

حریف سرخوش مخمور خواهم

امیرخسرو د‌هلوی

خونابه می‌خورم ز غم و گریه می‌کنم

آری که «د‌وغ»، گوهر هر کس برون د‌هد‌

گریبانم مگیر ای محتسب، این کاره هستم من!

کزین د‌امان تو بوی «شانلِ فِیک» می‌آید‌

اوحد‌ی

به خرابات برید‌ از د‌ر این خانه مرا

که د‌گر یاد‌ «کباب» آمد‌ و «مرغانه» مرا

انوری

د‌ل د‌ر هوس «شامپوی» گلرنگ خوش است

با بربط و با نای و د‌ف و چنگ خوش است (تو حموم؟!)

وحشی بافقی

هم تو مگر پیاله‌ای بخشی از آن «آب آلبالو»

ورنه که «هایپ» د‌یگری نشکند‌ این خمار را

اقبال لاهوری

خیز و د‌ر جامم «ویتامین سی» بریز

روی آن هم هرچی که خواستی بریز

مسئول: چشمک نزن آقای اقبال!

ابوسعید‌ ابوالخیر

د‌ر د‌ِیر شد‌م ماحضری آورد‌ند‌

«بنگر چه د‌لستر خری» آورد‌ند‌!

عراقی

چو با خود‌ یافتند‌ اهل محل را

«پنیر» بیخود‌ی د‌ر جام کرد‌ند‌

هزاران کِش به اند‌ام و تنش د‌اد‌

«پنیر پیتزا»یش نام کرد‌ند‌

خیام

…… …….ِ ….. که …. خواهم / ….. …… ……ِ …..ی خواهم

بی‌قانون: شما کلا برو سراغ همون ریاضی 😐

No responses yet

Jan 17 2016

فرانسوی ها چگونه با افراط گرائی اسلامی مقابله می کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوفرانسه: اخیراً اعلام شد که دولت فرانسه تصمیم گرفته است که علیه افراط گرائی اسلامی اقداماتی را سازمان دهد. از این رو بزودی مراکزی بقصد افراطی زدائی از جوانان تندرو در مناطق مختلف کشور آغاز بکار خواهند کرد.

در سالهای اخیر، همزمان با رشد اسلامگرائی رادیکال در میان جوانان فرانسوی، کوشش هائی بقصد چاره جوئی علیه این گرایش خطرناک در میان جامعه شناسان و نیز روانشناسان اجتماعی آغاز شده است. با تشدید جذابیت این گرایش در میان جوانان فرانسوی عرب تبار، که با بحران سوریه و استقرار داعش در این کشور همراه بود و موجب سفر و اقامت تعداد قابل توجهی از این جوانان در سوریه شد، و بویژه همزمان با سرایت آتش این رادیکالیزم به شهرهای فرانسه، این کوشش ها اینک با وسعت و جدیت به مرحله اجرا گذاشته می شوند.

اخیراً اعلام شد که دولت فرانسه مصمم تر در این راه گام گذارده و بزودی مراکزی بقصد افراطی زدائی از جوانان تندرو در مناطق مختلف کشور آغاز بکار خواهند کرد.

پیش از آنکه دولت وارد کار شود، نهاد های مدنی مسئول رسیدگی به مشکلات جوانان، یا کارشناسان مشکلات خانوادگی که در فعالیت های روزمره خود بتدریج متوجه نشانه های بروز افراط گرائی در رفتار جوانان مراجعه کننده شده بودند، در این باره گزارش هائی منتشر کردند. بویژه خانم های مددکار اجتماعی متوجه شدند که برخی مراجعان با آنها دست نمی دهند و حاضر به نگاه کردن در چهره آنها و بطور کلی در صورت خانم ها نیستند.

یکی از اولین تحقیقات میدانی در شناخت رشد اسلامگرائی افراطی توسط فرهاد خسرو خاور جامعه شناس سرشناس فرانسوی ایرانی تبار در زندان های این کشور انجام گرفت. این تحقیق که پس از انتشار مورد استقبال فراوانی روبرو شد ابتدا با کمک مالی “مرکز مطالعات اخلاقی دانشگاه وارویک ” در انگلستان به اجرا در آمد و پژوهش میدانی آن شامل زندان های دو کشور انگلستان و فرانسه بود. بعدها خسرو خاور بخش فرانسه را بصورت کتابی مجزا در سال 2004 منتشر کرد. (انتشارات بالاند)

این کتاب برای اولین بار افشا می کند که مسلمانان که تنها ده در صد جمعیت فرانسه را تشکیل می دهند، در زندان های این کشور اکثریت دارند و بیش از پنجاه در صد زندانیان را تشکیل می دهند . وی در عین حال به پدیده رشد اسلام گرائی در میان آنها تاکید می کند و با تشریح ذهنیت و انگیزه های آنان در روی آوردن به دین، به بازشناسی این پدیده نوین می پردازد.

خسروخاور نشان می دهد که دین و دینداری در میان زندانیان چندگانه است و شکل واحدی ندارد و حتی از مفهوم ” سرهم بندی دینی ” یاد می کند. او می نویسد دانش محدود دینی این افراد و رشد رادیکالیسم دینی در سطح جهان باضافه کینه مندی آنان نسبت به جامعه فرانسه،آنها را به برداشت های ساده انگارانه می کشاند و برخی از آنها اظهار عقیده می کنند که بن لادن کسی است که با درافتادن با آمریکا حیثیت عرب ها و مسلمانان را خریده است.

خسرو خاور در یکی از آخرین مصاحبه هایش با نشریه لوپوان (19 نوامبر 2015) از یک تحول در ترکیب اجتماعی این افراطیون جدید یاد می کند و می گوید که اینک جوانان داوطلب برای سفر به سوریه عمدتاً از افراد طبقه متوسط هستند که انگیزه آنها را دیگر نمی توان با کینه نسبت به جامعه توضیح داد. علاوه بر این سی در صد این افراد از ادیان دیگر به اسلام گرویده اند.

” دنیا بوزار ” یکی از فعالان اجتماعی سرشناسی است که از سالها پیش مرکز ” پیشگیری علیه انحرافات انحصارطلبانه اسلامی” را تاسیس کرده و جوانان مسلمان افراط گرا و نیز خانواده های آنان را در این مرکز مورد بازآموزی قرار می دهد. او تا کنون چهار کتاب در این باره نگاشته و تجارب پر اهمیتی را در این عرصه به معرض داوری گذاشته است. روش او این است که جلسات دستجمعی چند نفره ای را از رادیکال ها و نیز برخی از عناصر نادم ترتیب می دهد و می گذارد که آنها با هم بحث کنند. درست مثل جلسات معتادان گمنام و یا الکلی های گمنام. خانم بوزار مدعی است که در دوسال گذشته به این سو بیش از دویست نفر از این جوانان رادیکال را افراطی زدائی کرده است.

“پاتریک آمویل ” استاد روانشناسی و بنیان گذار سازمان مردم نهاد “در میان دیگران” این پروسه افراطی زدائی را طولانی و پیچیده ارزیابی می کند. او در انجمن خود با رادیکال های افراطی بطور انفرادی جلسه می گذارد. معمولاً دو

روانشناس و یک میانجی که یک اسلام شناس و یا روحانی است این جلسات را همراهی می کنند.
پاتریک آمویل در مصاحبه با نوول ابزرواتور (هفتم ژانویه 2016 ) می گوید هدف ما مطرح کردن نوعی اسلام جایگزین است . یعنی این که بدون افتادن در دام هذیان های بزرگنمایانه،چگونه می شود یک مسلمان خوب بود .

غیر فرانسوی ها در این زمینه چه کرده اند؟

از آنجا که گرایش های افراطی و تند روانه در سراسر اروپا در میان جوانان مسلمان رشد کرده، کشورهای دیگر اروپائی دیگر هم دست به اقداماتی بقصد مقابله با آن زده اند. در آلمان از سال 2011 انجمنی بنام ” حیات” با همین نام عربی در برلن مشغول فعالیت شده و جوانان تند رو و خانواده هایشان را مورد بازآموزی قرار می دهد. این مرکز که در سالهای قبل تجاربی در زمینه مقابله با نئو نازی ها و افراطیون ترک داشته است اینک با استفاده از این تجارب با افراطگرائی جوانان مسلمان مقابله می کند. مزیت این سازمان آنست که غیر دولتی است و از استقلال کامل برخوردار است.

در انگلستان که از سال 2005 رشد افراط گرائی نگران کننده شده است، سازمان های مردم نهاد متعددی در این عرصه مشغول بکارند و برخی از آنها از پیشکسوتان جهادگرای پشیمان شده،که در جنگهای افغانستان شرکت داشته اند بهره میگیرند.

در دانمارک، رسالت این سازمان ها بیشتر هدایت افراطیون بسوی “عدم تعهد” است. کسی با عقاید افراطی آنها کاری ندارد. این افراطیون تشویق می شوند که همچون شهروندان یک جامعه متمدن از خشونت بپرهیزند و به قانون احترام بگذارند. مددکاران این تشکل ها معمولاً تا مدت ها جوانان شرکت کننده را در زندگی روزمره اشان همراهی می کنند.

در مقابله با رادیکال های جهادگرا، عربستان موفق ترین کشور است!

“ژرالد برونر ” یکی از روانشناسان صاحب نامی است که از سوی دولت مامور شده است تا یکی از این مراکز ” افراطی زدائی ” را در فرانسه تاسیس و راه اندازی کند. او که مولف کتاب “اندیشه افراطی ” است و اخیراً نیز کتاب ” دموکراسی ساده لوحان ” را منتشر کرده است، در این عرصه سالهاست مطالعه می کند . او در یکی از آخرین مصاحبه هایش با یک نشریه فرانسوی ( لوپوان- 31 دسامبر 2015) از تجارب دیگر کشورها در این زمینه خبر می دهد.

بروایت او عربستان سعودی در مقابله با جهادگرایان بالاترین رقم موفقیت را دارد. آنها یک هوادار جهاد را تحت کنترل خود میگیرند. برایش یک خانه تهیه می کنند. زنش می دهند . اتومبیلی در اختیارش می گذارند و یک روحانی کارکشته و مدارا جو را نیز مامور تربیت او می کنند.

او همچنین از تجربه ایرلندی ها در مقابله با افراطگرائی های اعضای جنبش مسلحانه ایرلند می گوید. بعقیده او مشکل این است که یک افراطی طرفدار جنگ مسلحانه دچار آنچنان شور و شیفتگی است که با افراطی زدائی، فضای خالی مهمی در ذهن او بوجود می اید و خود را بسیار ” معمولی” می یابد.

بعقیده ژرالد برونر در مقابل کسی که بدلایل ایدئولوژیک به رادیکالیزم دچار شده است، بی فایده ترین روش این است که به او بگوئیم آنچه که فکر می کند نادرست است. او می گوید “در نتیجه ما خیال داریم در مرکز افراطی زدائی خود در مراحل مختلف، از جمله به انها بفهمانیم که چگونه مغز انسان می تواند دچار اشتباه شود و دچار نتیجه گیری های نادرست گردد.

دولتی کردن مراکز افراطی زدائی چه نقاط ضعفی دارد؟

گر چه هنوز مراکز دولتی بقصد باز سازی اندیشه افراط گرایان آغاز بکار نکرده اند، ولی انتقاد از پیامد های اقدامات آنان از چند سو شنیده می شود.

اولین انتقاد این است که بدلیل دولتی بودن این مراکز، مطالب مذهبی، از مباحثی که مطرح خواهند شد بکلی کنار گذاشته شده است. به این دلیل که یک دولت لائیک حق دخالت در اعتقادات مذهبی شهروندان را ندارد. سباستیان پیترو سانتا، نماینده پارلمان فرانسه که گزارشی درباره افراطی زدائی تهیه کرده است می گوید این ها ادعا می کنند که مذهب موتور اصلی افراطی گری این جوانان نیست. در حالیکه برای برخی از این رادیکال ها مذهب نقشی بسیار پر اهمیت دارد.
یک انتقاد دیگر از سوی الیویه روا، پژوهشگر صاحب نام فرانسوی مطرح شده است که می گوید جهادگرائی یک پروژه سیاسی است و باید با یک جایگزین سیاسی به مقابله با آن رفت.

انتقاد دیگری هم مربوط به احتمال بکارگیری سیاست تقیه توسط برخی جهادگرایان است.برخی از کارشناسان فکر می کنند که در جریان تجمع گروهی از هواداران جهاد در یک مرکز، یکی دو جهادگرای کارکشته که بتوانند مقاصد خود را پنهان کنند باعث می شوند که این مراکز به محلی برای عضوگیری مجاهدان تبدیل گردد. آنها به تجارب زندان گوانتانامو و نیز زندان های بغداد اشاره می کنند که داعش در آنها عضو گیری میکرد.

No responses yet

Jan 12 2016

طرفداران شیرازی‌ و حمله به سفارت عربستان

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,درگیری جناحی,سیاسی,مذهب

رادیوفردا توسط علی افشاری: در پی حمله به سفارت و کنسولگری عربستان سعودی در تهران و مشهد خودسر‌ها از سوی هر دو جناح اصلی حکومت به عنوان عاملان ماجرا معرفی شدند.

اگر چه مقامات انتظامی و قضائی مدعی بازداشت جمعی از حمله کنندگان شده‌اند، اما تا کنون مراجع رسمی اطلاعاتی از هویت و وابستگی سیاسی احتمالی آن‌ها ارائه نداده‌اند. برخی از مسئولان احتمال خط دادن حرکت یاد شده از سوی نفوذی‌ها را طرح کرده وانگشت اتهام را به سمت حکومت عربستان سعودی نشانه رفته‌اند.

ولی عده‌ای نیز طرفداران آیت الله سید صادق شیرازی را به عنوان بانیان حمله معرفی کرده‌اند. سایت‌های فرارو و راه دانا و منصور حقیقت‌پور نائب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از جمله افراد و رسانه‌های وابسته به اصول گرایان بودند که بدون ارائه سند و مدرک معتبر، جریان شیرازی‌ها را به عنوان سازمان دهنده حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی معرفی کردند.

نیرو‌های نزدیک به آیت الله خامنه‌ای از برچسب شیعه انگلیسی برای حامیان سید صادق شیرازی استفاده می‌کنند.

دلیل این اتهام زنی بلااستناد فعالیت شبکه‌های ماهواره‌ای وابسته به این مرجع تقلید شیعه در لندن است. در حالی که نظام در استانداردی دوگانه فعالیت مراکز مذهبی وابسته به ولی فقیه در بریتانیا را مصداق وابستگی به انگلستان نمی‌داند!

این ادعا در راستای تلاش‌هایی صورت می‌گیرد که قصد تبرئه نیرو‌های بسیجی، گروه‌های موسوم به ولایتمدار و دلواپس از تعرض به سفارت خانه عربستان سعودی را دارند. در ادامه به نقد و بررسی صحت این ادعا پرداخته می‌شود.

شیرازی‌ها در سالیان اولیه انقلاب به جرگه منقدین نظام در حوزه‌های علیمه پیوستند و در نتیجه سید محمد تحت محدودیت قرار گرفته و سپس با حصر خانگی مواجه شد. مراسم تشییع وی به دلیل جلوگیری حکومت از تدفین بر اساس وصیت نامه‌اش علی رغم پیام تسلیت آیت الله خامنه‌ای و تجلیل از خدمات وی به جنجال کشیده شد.

​​

آیت الله سید صادق شیرازی از مراجع سنتی ساکن در حوزه علمیه قم است که بعد از فوت برادرش آیت الله سید محمد شیرازی هدایت جریان شیرازی‌ها را در کشور‌های اسلامی بر عهده دارد. این جریان علاوه بر ایران در کشور‌های عراق، سوریه، لبنان، کویت و عربستان سعودی پایگاه دارد.

شیرازی‌ها در سالیان اولیه انقلاب به جرگه منقدین نظام در حوزه‌های علیمه پیوستند و در نتیجه سید محمد تحت محدودیت قرار گرفته و سپس با حصر خانگی مواجه شد. مراسم تشییع وی به دلیل جلوگیری حکومت از تدفین بر اساس وصیت نامه‌اش علی رغم پیام تسلیت آیت الله خامنه‌ای و تجلیل از خدمات وی به جنجال کشیده شد.

سید صادق شیرازی راه برادرش را ادامه داد و به انتقاد از اعمال حکومت و نظریه ولایت فقیه پرداخت. اوج انتقاد وی به عملکرد نظام ورهبری در بهمن ماه ۱۳۸۹ در سرکوب خشنونت آمیز جنبش سبز بود.

یکی از محور‌هایی که حداقل در ظاهر باعث ناخشنودی حکومت از شیرازی‌ها بوده و هست، دیدگاه سنتی آنان در تخاصم با رهبران اهل سنت، لعن خلفای راشدین و تبلیغ مرام غالیگری در تشیع است.

شیرازی‌ها قائل به تقریب و کاهش اختلافات با اهل سنت نیستند و دیدگاه افراطی در خصوص تقابل با اهل سنت دارند. اما عملکرد آن‌ها نشان می‌دهد که این تقابل تنها سویه کلامی، گفتمانی و سیاسی داشته و آن‌ها مروج خشونت علیه سنی‌ها نبوده و نیستند. همچنین تاکید آن‌ها بر ثواب قمه زدن بخصوص بعد از فتوی حرمت آن از سوی خامنه‌ای تقابل بین حکومت و آن‌ها را بیشتر کرد.

​​

شیرازی‌ها قائل به تقریب و کاهش اختلافات با اهل سنت نیستند و دیدگاه افراطی در خصوص تقابل با اهل سنت دارند. اما عملکرد آن‌ها نشان می‌دهد که این تقابل تنها سویه کلامی، گفتمانی و سیاسی داشته و آن‌ها مروج خشونت علیه سنی‌ها نبوده و نیستند. همچنین تاکید آن‌ها بر ثواب قمه زدن بخصوص بعد از فتوی حرمت آن از سوی خامنه‌ای تقابل بین حکومت و آن‌ها را بیشتر کرد. از دید آن‌ها حکومت به خاطر مصالح سیاسی اصول و باور‌های راستین تشیع را کنار گذاشته و به مخالفان آن‌ها باج می‌دهد.

نظام پذیرای تبعات منفی دیدگاه‌های تند شیرازی‌ها بر علیه اهل سنت نبود چون نفعی در این کار آنان نمی‌دید. اما برخورد دوگانه و سکوت در برابر مواضع دیگر جریان‌هایی که بر طبل درگیری با اهل سنت در مراکز مذهبی می‌دمند و اعمال محدودیت‌های برنامه ریزی شده و تبعیض علیه سنی‌های ایرانی نشان می‌دهد رویکرد فوق بیشتر جنبه ابزاری برای حکومت داشت.

مشکل اصلی حکومت با جریان یاد شده سیاسی بوده ودر محور‌هایی چون مخالفت با نظریه ولایت فقیه موجود در قانون اساسی، مشروعیت زدایی مذهبی از جمهوری اسلامی، مخالفت با اعدام سیاسی و تعامل با مخالفان حکومت تبلور یافته است. شیرازی‌ها همچنین توانایی وقابلیت بالایی در استفاده از رسانه‌ها و شیوه‌های جدید سازماندهی دارند. این جریان جزو اولین گروه‌های مذهبی است که از شبکه‌های ماهواره‌ای برای ترویج نظرات وباور‌‌هایشان از مذهب شیعه استفاده کرده‌اند.

در مرداد ماه ۱۳۹۳ نیروهای وزارت اطلاعات در عملیاتی گسترده شبکه‌های تلویزیونی وابسته به جریان آیت الله سید صادق شیرازی را در شهر‌های قم، اصفهان، مشهد و تهران را جمع آوری کرده و تعدادی از دست اندر کاران آن‌ها را بازداشت کردند. بر اساس بیانیه وزارت اطلاعات، «اختلاف افکنی بین پیروان مذاهب اسلامی از طریق توهین و افترا به مقدسات آن‌ها، اهانت به علمای جهان اسلام، اعلام هفته برائت در مقابل هفته وحدت، تبلیغ و ترویج سبک‌های غلط، خرافی و خشن عزاداری، محور و رویکرد اصلی برنامه‌های تولیدی این دفا‌تر و علت بازداشت و برخورد‌های امنیتی بود.

مسئولان رسانه‌ها این ادعا‌ها را رد کرده و آن‌ها را مصداق پرونده سازی دانستند. بعد از این رویداد حملات حکومت به سید صادق شیرازی و نزدیکانش گسترش یافته و آیت الله خامنه‌ای چندین بار در خلال سخنرانی‌هایش با حمله تشیع انگلیسی آن‌ها را غیر مستقیم مورد حمله قرار داد.

ازاینرو انتساب حمله به سفارت عربستان سعودی به جریان شیرازی‌ها را باید با در نظر گرفتن این سابقه مورد توجه قرار داد.

شیخ نمر از شاگردان آیت الله سید صادق شیرازی بوده و رابطه خوب ونزدیکی با وی داشت. جریان شیرازی‌ها از بدو بازداشت شیخ نمر در عربستان سعودی به انجام فعالیت‌های حمایتی برای آزادی‌اش پرداخت. سازمان دیده‌بان حقوق بشر شیعه از نهاد‌های نزدیک به سید صادق شیرازی با صدور بیانیه‌ای از تمام سازمان‌های حقوقی بین المللی و منطقه‌ای خواسته بود تا به مقامات عربستانی برای آزادی شیخ النمر و سایر زندانیان آزادی بیان فشار وارد نمایند.

بنابراین می‌توان انتظار داشت جریان شیرازی‌ها از اعدام شیخ نمر خشمگین شده و اعتراض کنند. اما دلایلی متعددی را می‌توان اقامه کرد که اعتبار انتساب حمله به مراکز دیپلماتیک عربستان سعودی به آن‌ها را زیر سئوال برده و آن را به یک اتهام زنی و یا گمانه زنی‌های دور از واقعیت تنزل می‌دهد.

شیرازی‌ها در مبارزه به مشی مسالمت آمیز معتقد بوده و همواره بر ضرورت عدم خشونت وتوسل به زور تاکید ورزیده‌اند. مبارزه مسالمت آمیز و اصلاحی در نظرات آیت الله سید محمد شیرازی جایگاه پر رنگی داشت. او کتابی به نام اللاعنف (عدم خشونت) به عربی نوشته و در آن عدم خشونت را به عنوان یک اصل در اسلام پذیرفته و مدعی است روش‌های خشونت آمیز در سیاست از دید اسلام مشروع نیست.. شیرازی‌ها هیچگاه به درگیری و تقابل خشونت آمیز با حکومت روی نیاورده‌اند.

آن‌ها اگر سازمان دهنده حمله به سفارت عربستان سعودی بودند، آنگاه این سئوال جدی مطرح می‌شود چرا در برابر تضییقات و تعرض‌های متعدد نیرو‌های امنیتی در دو سال گذشته علیه بیت آیت الله سید صادق شیرازی اقدام مشابهی انجام نداده‌اند؟ آن‌ها حتی یک تجمع اعتراضی در داخل کشور نیز در مدت فوق برگزار نکردند و کلا در برابر برخورد‌های امنیتی و احضار‌های قضائی و جریان سازی یک طرفه رسانه‌های حکومتی سکوت پیشه کرده و رویکرد محتاطانه در پیش گرفته‌اند.

از سویی دیگر شیرازی‌ها جریان با تجربه‌ای بوده و از تشکیلات منسجمی برخوردار هستند. بر این اساس آن‌ها علی القاعده می‌دانند که حمله به سفارت عربستان در برابر چشم نیرو‌های امنیتی و انتظامی و حضور دوربین‌های متعدد مخاطرات جدی امنیتی و قضائی دارد و در ‌‌نهایت منجر به تشدید فشار‌ها بر صادق شیرازی و خانه نشینی احتمالی وی می‌شود و این کار‌ها را نمی‌توان مخفی نمود. سابقه برخورد بی‌ملاحظه نیرو‌های عملیاتی حکومت با شیرازی‌ها در تعارض با برخورد انفعالی نیروی انتظامی با مهاجمان و کتک نزدن آن‌ها بر اساس ادعای فرمانده نیروی انتظامی است.

برخی از مسئولان و رسانه‌های حکومتی در سالیان گذشته مرتب از توطئه جریان شیرازی‌ها سخن به میان آورده و نسبت به مقاصد آن‌ها هشدار داده‌اند. حال چگونه می‌توان باور کرد شیرازی‌ها بدور از نظارت و مراقبت دستگاه امنیتی کشور برنامه حمله به سفارت عربستان سعودی را طراحی و در صحنه عمل اجرا کرده‌اند!

دیگر عاملی که صحت ادعای فوق را مورد تردید جدی قرار می‌دهد، موقعیت بهتر شیرازی‌ها در کشور عراق است. آن‌ها اگر می‌خواستند علیه حکومت عربستان سعودی اقدامی انجام دهند، به مراتب در عراق شرایط بهتری داشتند و می‌توانستند با هزینه‌های به مراتب کمتر مراکز وابسته به عربستان را در این گشور آماج حمله قرار دهند.

بنابراین با توجه به مواردی که شرح داده شد، ادعای انتساب حمله به سفارت و کنسولگری عربستان سعودی در تهران و مشهد به جریان شیرازی‌ها بر پایه شواهد و قرائن موجود بی‌اعتبار  به نظر می‌رسد. در واقع این فضا سازی بیشتر آدرس غلط دادن برای اختفای مته‌مان واقعی را به ذهن متبادر می‌کند. راهیپیمایی‌های زنجیره‌ای بعد از نماز جمعه‌های هفته گذشته و اتخاذ مواضع همسو سرنخ‌هایی قابل اعتنا برای کشف و شناسایی آمران و عاملان حمله به سفارت عربستان سعودی است.

No responses yet

Jan 09 2016

تا سال آینده «دانشکده مداحی» افتتاح می‌شود

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

رادیوزمانه: به گفته رئیس سازمان بسیج مداحان ایران دانشکده مداحی تا سال آینده در کشور راه‌اندازی خواهد شد.
محمد فراهانی، رئیس سازمان بسیج مداحان ایران

محمد فراهانی، رئیس سازمان بسیج مداحان ایران

به گزارش خبرگزاری مهر، محمد فراهانى، رئیس سازمان بسیج مداحان، پنج‌شنبه، ۱۷ دی ماه در حاشیه ششمین همایش «هم‌اندیشی مداحان و ستایشگری اهل بیت» که در هتل نخل مشهد برگزار شد گفت: «یکى از مباحثى که در سال‎هاى گذشته مطرح شد موضوع تدوین شیوه‌هاى ستایشگرى اهل بیت در قالب واحدهاى آموزشى است که با توجه به آماده شدن منابع و ثبت و ضبط آنها امیدواریم تا سال ۹۶ شاهد راه اندازى دانشکده مداحى اهل بیت باشیم».

او ظرفیت پذیرش این دانشکده را در سال نخست ۸۰ نفر اعلام کرد و گفت تاکنون ۴۵ هزار مداح در سطح کشور شناسایى شدند که در سازمان بسیج مداحان نیز پرونده دارند.

از سه سال پیش این امکان ایجاد شده بود که مداحان از دانشگاه‎ها مدرک بگیرند. علی آهی، رئیس هیأت مدیره خانه مداحان ایران، تابستان سال ۹۱ از ایجاد رشته مداحی در دانشگاه علمی کاربردی خبر داده و گفته بود: «مداحان می‌توانند با تحصیل علم در این دانشگاه مدارک کاردانی و کارشناسی دریافت کنند».

ایده گشودن دانشگاه ویژه مداحی نیز از سال‌های پیش آغاز شده بود. سال ۹۱، علی اکبر مداحی، رئیس وقت سازمان بسیج مداحان خبر داده بود که تا دو سال آینده، دانشکده «هنر و ادبیات آیینی (مداحی)» در دانشگاه بسیج راه‌اندازی می‌شود.

به گفته او در این رشته تحصیلی علاوه بر دروس تخصصی مداحی به درس‌هایی همچون اخلاق، اعتقادات، سیره پیامبر اسلام و ائمه اطهار نیز توجه شده است. او با بیان اینکه پذیرش در این رشته از طریق آزمون ورودی صورت خواهد گرفت، شرط ورود به این رشته را «مداح» بودن ذکر کرده بود.

No responses yet

Jan 08 2016

تصمیم دشوار آیت‌الله خامنه‌ای برای ادامه یا توقف ‘حج واجب’

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,روابط بین‌المللی,سیاسی,مذهب

بی‌بی‌سی: در پی قطع رابطه دیپلماتیک عربستان سعودی با جمهوری اسلامی ایران، رئیس سازمان حج و زیارت ایران گفته است که تصمیم‌ شرعی درباره حج تمتع (واجب) منوط به نظر آیت‌الله علی خامنه‌ای است. این اعلام، پس از آن صورت گرفته که مقام های عربستان گفته اند علی‌رغم قطع روابط سیاسی با ایران بر سر حمله به سفارتخانه شان، جلوی اعزام زوار ایرانی برای انجام حج تمتع را نخواهند گرفت.

منوط شدن انجام حج واجب به “تشخیص شرعی” رهبر، پیش از هر چیز، یادآور یکی از کلیدی ترین دیدگاه های آیت الله خمینی به عنوان موسس جمهوری اسلامی ایران بر مبنای نظریه ولایت مطلقه فقیه است.

حکومت می‏ تواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی است موقتا جلوگیری کند
ایت الله خمینی، صحیفه نور، جلد ۲۰، صفحه ۴۵۲

حج تمتع (و نه عمره) اصطلاحا جزو “فروع دین” است و در کتاب آسمانی مسلمانان، بر تمام افرادی که استطاعت انجام آن را دارند واجب شده است. اما مطابق دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، ولی فقیه از این قدرت برخوردار است که انجام مجموعه ای از واجبات دینی را، با تشخیص حکومتی خود، و البته به طور موقت متوقف کند.

در مورد مشخص حج، آیت‌الله خمینی بعد از کشته شدن چند صد نفر از حجاج (عمدتا ایرانی) از سوی ماموران حکومتی عربستان در جریان راهپیمایی “برائت از مشرکان” در مرداد ۱۳۶۶، انجام فریضه حج را تعطیل کرد. متعاقب آن بود که تا سال ۱۳۷۰، یعنی دو سال بعد از درگذشت بنیانگذار جمهوری اسلامی، اعزام حجاج ایرانی به عربستان سعودی متوقف شد. این تصمیم، بر مبنای تعریف آیت الله خمینی از اختیارات ولایت فقیه بود که تصریح داشت: “حکومت می‏ تواند از حج که از فرایض مهم الهی است در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی است موقتا جلوگیری کند.”

از قضا این نظر فقهی، در پاسخ به آقای خامنه ای رئیس جمهور وقت ایران صادر شده بود، که بعد از اظهار نظر رهبر وقت در مورد اختیارات وسیع حاکم اسلامی، در خطبه‌های نماز جمعه تهران اعلام کرده بود منظور آیت الله خمینی این نیست که ولی‌فقیه می‌تواند احکام اسلام را تغییر دهد. رهبر سابق جمهوری اسلامی در واکنش به این سخن، با انتشار پیامی علنی خطاب به آقای خامنه ای گفت: “تعبیر به آنکه اینجانب گفته‌ام حکومت [تنها] در چهارچوب احکام الهی دارای اختیار است به‌کلی برخلاف گفته‌های اینجانب بود.” آیت الله خمینی تاکید کرد: “حکومت، که شعبه‌ای از ولایت مطلقه رسول الله – صلی الله علیه وآله و سلم – است، یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است.”

در عین حال، به نظر می رسد که حتی فارغ از نگاه فقهی آیت‌الله خمینی نیز، تحریم حج در تاریخ شیعه موضوع بی سابقه ای نبوده است. به عنوان نمونه، بسیاری از روحانیون با استناد به تصریح قرآن بر واجب بودن حج برای افراد “مستطیع”، استطاعت را به چهار حوزه “مالی”، “بدنی”، “زمانی” (داشتن زمان کافی برای انجام فریضه) و “سربی” (حفظ جان، مال و آبرو) تسری داده‌اند. به عبارت دیگر، در صورتی که جان، مال یا آبروی زائر در حین رفت و برگشت به خطر بیفتد نیز، انجام حج را برای او واجب ندانسته اند.

تحریم موقت حج پیش از آیت الله خمینی نیز بی‌سابقه نبوده است. به عنوان نمونه، بسیاری از روحانیون گفته اند در صورتی که جان، مال یا آبروی زائر در حین رفت و برگشت به خطر بیفتد، انجام فریضه حج بر او واجب نیست. بر همین مبنا بوده که پیش از زمان آیت الله خمینی هم، در مواردی انجام حج واجب متوقف شده است

بر همین مبنا بوده که حتی پیش از زمان آیت الله خمینی، در مواردی انجام حج واجب متوقف شده است. به عنوان نمونه در سال ۱۳۲۲ شمسی، به دنبال اعدام یک زائر ایرانی در مکه که به خاطر تهوع در مسجدالحرام متهم به آلوده کردن عمدی حرم شده بود، با فتوای آیت‌الله ابوالحسن اصفهانی از مراجع تقلید شیعه و تصمیم محمدرضاشاه پهلوی، به مدت چهار سال اعزام حجاج ایرانی به عربستان متوقف شد.

پیش از آن نیز، در سال های ۱۲۱۷ و ۱۲۱۹ قمری، در نتیجه ایجاد ناامنی در مکه و مدینه (به دنبال تصرف این دو شهر توسط بنیانگذاران سلسله سعودی و تخریب برخی اماکن مذهبی به خاطر دیدگاه مذهبی خاص آنها) عده‌ای از مسلمانان و از جمله ایرانی ها سفر حج را متوقف کردند.

قابل تامل است که حتی برخی از مراجع تقلید شیعه هم تا پایان عمر خود، به دلایل مختلف نتوانسته اند سفر حج واجب را انجام دهند. آیت الله ابوالحسن اصفهانی (که در زمان رضا شاه پهلوی حج را تحریم کرد)، آیت الله محمدحسن نجفی (معروف به “صاحب جواهر”) و حتی آیت‌الله شهاب الدین مرعشی نجفی (از مراجع هم عصر آیت‌الله خمینی) از آن جمله بوده‌اند.
تصمیم دشوار

آیت‌الله خامنه‌ای هنوز تصمیم نهایی خود در مورد ادامه یا توقف اعزام زائران به حج واجب را اعلام نکرده است. با وجود این، در میان روحانیون محافظه کار ایران، اختلاف نظرهای عمیقی در مورد نحوه برخورد با مساله حج وجود دارد.

نقل اظهارهایی از علیرضا پناهیان (از سخنرانان ثابت دفتر آیت الله خامنه ای) و محمد واعظ موسوی (نماینده مجلس خبرگان رهبری)، که البته هر دو مربوط به دوران پیش از قطع رابطه با عربستان هستند، شدت اختلاف نظر در این زمینه را نشان می‌هد. آقای پناهیان، در مخالفت با اعزام حجاج به مکه، حتی برای حج واجب، پیشنهاد کرده ایرانیان به جای مکه به کربلا بروند که اعتقاد دارد ثواب آن طبق “روایات متعدد و معتبر از کلمات معصومین”، “بیشتر از ده‌ها حج و عمره” است. در مقابل، آقای واعظ موسوی گفته که حتی نماز هم به اندازه حج اهمیت ندارد و “در منابع شیعی ترک حج در ردیف کفر قرار داده شده است”.

استدلال کلیدی مخالفان دیدگاه های سخت‌گیرانه ای همچون “کفر بودن ترک حج”، این است که اگر افراد، به دلایل خارج از توانشان امکان رفتن به حج را نداشته باشند، تکلیف از آنها ساقط می شود.

یکی از استدلال های اصلی مخالفان توقف حج واجب آن است که اگر در طول مدت این توقف، عمر بسیاری از کسانی که استطاعت حج را دارند به پایان برسد، چنین افرادی بدون انجام دادن یکی از ‘فروع دین’ از دنیا می روند

در مقابل، دغدغه اصلی مخالفان توقف حج واجب آن است که اگر در طول مدت این توقف، عمر کسانی که استطاعت حج را دارند به پایان برسد، چنین افرادی بدون انجام دادن یکی از “فروع دین” از دنیا می‌روند که به شدت برای مذهبیون نگران کننده است.

وجود نگرانی هایی از این جنس، نشان می دهد که تصمیم آیت‌الله خامنه ای برای متوقف کردن یا نکردن حج تمتع، از چه اقتضائات پیچیده ای برخوردار خواهد بود.

پیچیدگی نامعمولی که حمله کنندگان به سفارت عربستان سعودی، با به آتش کشیدن سفارتخانه این کشور، در مقابل نظام و رهبر جمهوری اسلامی ایران قرار داده‌اند.

No responses yet

Jan 02 2016

دولت عربستان شیخ باقر النمر رهبر شیعیان این کشور را اعدام کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,حقوق بشر,خاورمیانه,مذهب,ملای حیله‌گر

تابناک: وزارت کشور عربستان با صدور بیانیه‌ای از اجرای حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر رهبر شیعیان این کشور خبر داد. رهبر شیعیان عربستان از سال 2012 و در پی اعتراض شیعیان این کشور بازداشت شده بود.

وزارت کشور عربستان با صدور بیانیه‌ای از اجرای حکم اعدام شیخ نمر باقر النمر رهبر شیعیان این کشور خبر داد.

به گزارش تابناک، بر اساس بیانیه وزارت کشور عربستان، حکم اعدام شیخ نمر به همراه 46 متهم دیگر که اغلب آنها تروریست معرفی شده‌اند روز شنبه (امروز) در 12 منطقه در عربستان اجرا شده است.

شیخ باقر النمر رهبر شیعیان عربستان است که در پی اعتراضات شیعیان این کشور در سال ۲۰۱۲ بازداشت شد. در روز چهارشنبه ۱۵ اکتبر ۲۰۱۴ دادگاه جنایی عربستان سعودی نمر النمر را به دلیل اقدام علیه امنیت ملی و محاربه، به «اعدام با شمشیر و به صلیب کشیده شدن در انظار عمومی» محکوم کرد. اجرای حکم شیخ باقر النمر در یک سال گذشته بارها به تعویق افتاد و تلاش‌های بین‌المللی فراوانی برای حمایت از این روحانی مبارز عربستانی صورت گرفته بود. با این حال وزارت کشور عربستان امروز اعلام کرد شیخ باقر النمر هم در جمع 47 نفری بوده که صبح امروز در عربستان اعدام شدند. وزارت کشور عربستان اعلام کرد که این 47 تن به اتهام ارتکاب “جرایم تروریستی” اعدام شدند.

دستگاه قضایی عربستان پیشتر علیه این افراد که نامی از آنها برده نشده حکم اعدام صادر کرده بود و امروز این احکام اجرا شده است. برخی از افرادی که علیه آنها احکام اعدام صادر شده بود از اعضای گروه‌های تندرو از جمله داعش و القاعده هستند و در میان محکومان معترضان به سیستم حکومتی آل سعود نیز دیده می‌شود.

No responses yet

Dec 28 2015

در برنامه «دید در شب»: شجونی رابطه برخی روحانیون با زنان تن فروش در دوران پهلوی را رد نکرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

دیگربان: جعفر شجونی٬ عضو جامعه روحانیت مبارز در بازخوانی بخش از تاریخ روحانیت شیعه در دوران پهلوی٬ برخی گزارش‌ها درباره رابطه خود و بعضی از روحانیون بلند‌پایه با زنان «تن فروش» را رد نکرد.

آقای شجونی در برنامه «دید در شب» در پاسخ به پرسش‌هایی مبنی بر وجود بری اسناد و تصاویر از وی٬ محمدتقی فلسفی و برخی دیگر از روحانیون با «زنی تن فروش» گفته این تصاویر «انشاء‌الله مونتاژ» است.

وی در عین حال افزوده روحانیون همجون سایر انسان‌های عادلی ازداوج کرده و «صیغه» می‌کنند و تلاش کرده به نوعی از توضیح درباره این اسناد و مدارک خودداری کند.

پرویز ثابتی٬ مدیر امنیت داخلی ساواک در کتاب «در دامگه حادثه» نیز به این رابطه اشاره کرده و توضیحاتی در این زمینه ارائه کرده است.

ثابتی از دختری سخن به میان آورده که پنج تن از وعاظ تهران هم‌چون شجونی و فلسفی را به خانه خود کشاند و ساواک موفق شد از آن‌ها «فیلم و عکس و نوار تهیه» کند.

ثابتی افزوده «دختر طبق دستوری که داشت سعی می‌کرد در اتاق‌ خواب حرکاتی بکند که سوژه هم متقابلا حرکات سبک و زننده‌ای انجام دهد.»

وی ادامه داده «مثلا در فیلم مربوط به فلسفی، دختر عمامهٔ فلسفی را برداشت و ابتدا به سر خود گذاشت. بعد لخت شد و عمامه را دور کمر خود پیچید و محل مخصوص خود را با آن پاک کرد.»

آن‌طور که این مقام ساواک گفته این دختر همچنین «عمامه را به گردنشان {روحانوین} پیچیده و آن‌ها را به این طرف و آن طرف کشانده بود. و یا از عمامه به عنوان توپ فوتبال و از عبا به عنوان چادر استفاده کرده بود.»

ثابتی همچنین افزوده «حرف‌های رکیکی که هتک حیثیت آخوند‌ها را می‌کرد، بین آن‌ها رد و بدل شده بود. آخوند‌ها هم انصافا از زبان در نمانده بودند و علیه هم‌لباس‌ها خود شوخی و خوش‌مزگی کرده بودند. دخترک بعضی از آن‌ها را به رقص و مشروب‌خواری نیز واداشته بود.»

No responses yet

Dec 22 2015

سپاه پاسداران در آستانه انتخابات «جن گیر احمدی نژاد» را آزاد کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

«آمدنیوز»/ اختصاصی- سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در استانه فرا رسیدن دو انتخابات مهم و سرنوشت ساز، جن گیر محمود احمدی‌نژاد را از حبس خانگی آزاد کرد.

به گزارش خبرنگار آمدنیوز، یکی از فعالان سیاسی جنبش سبز در صفحه اینستاگرام خود، از آزادی «عباس غفاری» خبر داده است.

«روح‌الله زم» با انتشار مطلبی در صفحه اینستاگرام خود نوشته است: «جن گیر احمدی‌نژاد جمعه شب توسط سپاه پاسداران از محل حبس خانگی خود در حوالی فرمانیه تهران آزاد و به منزل خود در اختیاریه رفت. وی قرار است با فراهم کردن امکانات، منویات سپاه و حاکمیت را در انتخابات جدید به انجام برساند. عباس غفاری که در پرونده خود به چند مورد اقدامات خلاف اخلاق هم‌چون زنای محصنه و خوردن مدفوع خود اشتهار دارد، قرار است اقداماتی را هم‌چون نوشتن دعا و انداختن آن در سدهای تهران برای هدایت مردم به سمت کاندیداهای مورد نظر حاکمیت انجام دهد.»
«عباس غفاری» که به «جن گیر» محمود احمدی نژاد مشهور است، روابط بسیار نزدیکی با افراد مهم و تاثیرگذار جمهوری اسلامی از جمله علی لاریجانی، صادق لاریجانی، سیدمحمود هاشمی شاهرودی، برخی اعضای بیت رهبری و … دارد.

وی در جریان اختلافات حامیان سابق دولت با احمدی‌نژاد به اتهام رمالی و جن‌گیری بازداشت و به هشت سال حبس محکوم گردید. حکم اولیه وی «اعدام» بوده است که با فشار محمود احمدی‌نژاد به رهبر جمهوری اسلامی، این حکم به هشت سال حبس تقلیل یافت.

گفته می‌شود یکی از دلایل اصلی خانه‌نشینی یازده روزه محمود احمدی‌نژاد، اصرار وی به رهبری برای تغییر حکم غفاری از اعدام به حبس بوده است. بر همین اساس «احمدی‌نژاد اعتقاد داشت که عباس غفاری، یکی از یاران خاص امام زمان است و نباید اعدام شود.»

غفاری در دی‌ماه سال ۸۹ به اتهام ارتکاب اقدامات متعدد غیرشرعی و غیرقانونی بازداشت شده و پس از آن اعترافات مختلف و هولناکی درباره اقدامات خود و ارتباطاتش با افراد کابینه احمدی نژاد داشت.

پس از بازداشت وی اخباری منتشر شد که عباس غفاری با استفاده از نیروهای جادوگری و جن گیری، بازجوهای خود را تحت تاثیر قرار داده و مشکلاتی در زندگی شخصی آن‌ها به وجود آورده است.

هم‌چنین سایت آینده خبر داده بود که غفاری را به سلول «عبدالله رمضان زاده» منتقل کرده‌اند. حضور وی در این سلول و خارج شدن اصوات عجیب و هولناک از دهان عباس غفاری، موجب آزار رمضان زاده شده بود.

اندکی بعد سایت مشرق خبر داد که محاکمه عباس غفاری برگزار شده و وی به اتهامات گوناگون از جمله جادوگری و جن‌گیری، محکوم به اعدام شده است.

یک منبع مطلع ضمن تایید این خبر به خبرنگار «آمدنیوز» می‌گوید که «عباس غفاری ساعت ۱۱ جمعه شب مورخ ۲۷ آذرماه از حصر خانگی خود در حوالی فرمانیه تهران خارج و به منزل خود در اختیاریه تهران رفته است.»
این منبع می افزاید «آقای غفاری قرار است با فراهم کردن لوازم اولیه جادوگری خود، دعاهایی را نوشته و توسط افرادی در سدهای تهران بیندازند تا مردم از طریق استفاده آب شرب، به سمت کاندیداهای مورد نظر حاکمیت سوق پیدا کنند.»

وی می‌گوید: «نزدیک به هر انتخاباتی، حاکمیت از طریق کارشناسان وزارت بهداشت اعلام‌ می‌کند که آب‌های معدنی تولید شده در ایران غیر بهداشتی هستند تا مردم از مصرف آب‌های معدنی امتناع کرده و در مقطع زمانی خاص مورد نظر حاکمیت، از آب‌های لوله کشی برای شرب خود استفاده کنند. این همان مقطعی است که دعاهای خاص توسط غفاری به سدهای مختلف کشور انداخته می‌شود تا از طریق علوم ماوراءالطبیعه مردم به سمت نامزدهای خاص و مورد نظر حاکمیت گرایش پیدا کنند.»

پیش‌تر عباس غفاری در هفتم اردیبهشت ماه سال ۱۳۹۲ و تنها یک‌ماه مانده به انتخابات ریاست جمهوری یازدهم از حبس خانگی آزاد شده بود.

از سوی دیگر «غلام‌رضا محمدی» پدر همسر عباس غفاری در یک ویدیوی کوتاه، از ارتباط خاص صادق لاریجانی و برخی از صاحب منصبان با عباس غفاری سخن گفته است.

آقای محمدی که خود سال‌ها یار نزدیک و همراه عباس غفاری بوده، از «خوردن مدفوع» توسط غفاری خبر داده و گفته است که «صادق آملی لاریجانی پیش از تصدی ریاست قوه قضائیه در جلسه‌ای به تفسیر سوره یوسف عباس غفاری گوش فرا داده و محو تفسیر این سوره توسط وی شده است. اما در پایان این جلسه تفسیر، غفاری برای وی جوکی را تعریف کرده که صادق لاریجانی واکنش تندی را نسبت به وی نشان داده است.»

محمدی می‌گوید که «پس از تصدی پست ریاست قوه قضائیه توسط صادق لاریجانی، درمان «قوس کمر» لاریجانی در دستور کار غفاری قرار گرفت و وی پس از مداوای این «قوز کمر» از تخفیفات زیادی در زمان تحمل حکم خود برخوردار شده است.»
گفتنی است دو ماه پیش از سازمان بسیج مستضعفین طرح ترور عباس غفاری را در دستور کار خود قرار داد که با مخالفت سپاه پاسداران این طرح فعلا عملی نشده است.

باید منتظر ماند و دید آیا این آزادی به صورت موقتی خواهد بود و آیا غفاری خواهد توانست با رمل و اسطرلاب خود، در روند انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری تاثیر گذار باشد. این شائبه نیز وجود دارد با توجه به آزادی آقای غفاری و نبودن محافظان وی در کنارش، بخش‌هایی از حاکمیت و نظامیان در فکر ترور و از میان برداشتن وی افتاده باشند.

No responses yet

Dec 21 2015

«آقایان اشکوری و سروش، شما در باره اسلام شناخت علمی ندارید»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

جلال ایجادی رادیوکوچه:

بخش اول
نواندیش یا مبلغ اسلام؟
نواندیشان دینی فاقد شناخت علمی از قرآن و اسلام هستند. آنها دین را از نگاه دینی مورد برخورد و تفسیر قرار می دهند و مبلغ آن هستند. فعالیت این افراد نه در زمینه تئولوژی بلکه در عرصه الهیات اسلامی است. اگر تئولوژی را مطالعه الوهیت و خدایی بودن و خداشناسی تعریف کنیم و دقت داشته باشیم که واژه «تئو» به‌معنای خدا و واژه «لوژی» به‌معنای شناخت می باشد، بنابراین تئولوژی می تواند تئولوژی سکولار، تئولوژی مسیحیت یا حتا تئولوژی فلسفی باشد. در معنای یونانی متخصص در تئولوژی کسی است که دارای گفتار عقلی در باره الاهه و اسطوره است. نواندیشان دینی فاقد نقش عقلی و فاقد گفتار گسترده تئولوژی می باشند. عرصه فکری نواندیشان دینی به «حکمت اللهی» اسلامی محدود می شود. سالیان درازی است که این اشخاص خود را نماینده نواندیشی و متخصص دینی معرفی کرده، حال آنکه متاسفانه آنها نه نو می اندیشند، نه جسارت در نقد قرآن دارند، نه با مقوله های فلسفه مدرن احساس نزدیکی فکری دارند و نه دارای تخصص علمی و ابژکتیو درباره دین هستند. این افراد مدافع الهیات اسلامی و ایمان می باشند، تاریخ گرایی آنها نه در راستای حقیقت جویی بیطرفانه علمی، بلکه دستچین نمودن رویدادها و افسانه ها جهت تایید دستگاه ایدئولوژیک دینی خود آنان است.
در جامعه ایرانی عدم دقت در فضای روشنفکری برآشفتگی های ذهنی افزوده است. روشنفکران تربیت نقد علمی نداشته و تسلیم طلبی فکری را به تقوا تبدیل کرده اند. اغلب روشنفکران در کرنش فرو رفته و روشنگری سکولار را از یاد برده و به سرزنش آزادفکران می پردازند. رسانه ها نیز به لحاظ تب بازار رسانه ای و عدم توجه لازم، عناوین «دین رحمانی» و «متخصص و پژوهشگر دینی» را تکرار کرده و بر ابهام ها و خرافه پراکنی افزوده اند. در چنین شرایطی اسلام که عامل سقوط و ازخودبیگانگی است، پس از ۱۴۰۰ سال به‌عنوان «دین روشنگر و رهایی بخش» معرفی می شود، جعلیات و خرافات ضد خرد فقه شیعه بعنوان «علم» فقه اعلام می شود و دیکتاتوری مودب بر ذهن و ناخودآگاه غلبه می کند. دنیای آشفتگی بنفع خردستیزی است و آشفتگی ذهنی توام با سانسور ذهنی ساختار فکری را از معیارهای خردمندانه دور نموده است. بازار سوداگری فکری داغ است، دین طرفدار تبعیض «مقدس» می شود و نخبگان طرفدار این دین سامی خشونت گرا «نواندیش» تلقی می گردند.
فعال نمودن عرصه اندیشه به شفافیت ایده ها کمک می‌رساند و ما باید از توسعه بحث تئوریک و روشن‌فکرانه استقبال کنیم. میان روشن‌فکر لائیک و ناباور از یکسو و از سوی دیگر نخبگان دیندار مباحث و اختلافات بیشمارند، ولی درگیری نظری و فکری مستقیم کم اتفاق افتاده است زیرا نخبگان شیعه به انتقاد ها پاسخ نمی گویند. بتازگی آقای اشکوری در مقاله «سه فعل حرام شرعی در اقدامات تروریستی داعش» نوشت: «اعمال تبهکارانه و وحشیانه این گروه تروریستی، نه تنها با معیارها و قواعد اسلامی و شرعی سازگار نیست بلکه با مسلمات قرآنی و حتی فقیهی در تعارض است» و افزود از نظر اسلامی تروریسم داعش حرام است. این نوشته فرصتی شد تا یکبار دیگر به نقد اسلام بپردازم و بگویم که فکر نواندیشان و جناب اشکوری بطور کامل نادرست است. در نقد ایشان من نوشتم قرآن با توجه به آیات آن، داعش پرور است و نشان دادم که آقای اشکوری جعل می کند.
آقایان نواندیش، به انتقاد ها جواب دهید
پس از انتشار نوشته اخیرم «اسلام، داعش و آقای یوسفی اشکوری» و پس از سالیان سکوت از جانب سیاسیون و نواندیشان شیعه نسبت به انتقادهای روشنفکران سکولار و لائیک و ناباور، آقای یوسفی اشکوری بعنوان یکی از نمایندگان این جناح بطور مستقیم ابراز نظر نمود ولی در واقع انتشار پاسخ قدیمی به انتقاد قدیمی من، پاسخ به مقاله جدید من نیست. البته روشن است که نظر آقای اشکوری همراه با عصبانیت و دگماتیسم مذهبی بوده و فاقد اتیک و منش اکادمیک می باشد. پند اخلاقی دینی، جایگزین پاسخ به انتقاد نمی شود. عنوان نوشته اخیر آقای اشکوری چنین است: « جناب ایجادی! نقد آری؛ سخن غیرمحققانه و نفرت‌افکنی، هرگز!». ایشان پس از مقدمه کوتاه متکبرانه، نامه چهارساله را منتشر می کند تا پاسخ به انتقادهای اخیر فراموش شود. ایشان در آن نامه نوشته است:« نقد اسلام، آری! اما اتهام و تندخویی و جعل و تحریف تاریخ و طرح دعاوی نادرست و بی تحقیق و یا یک جانبه و آمیختن تحقیق با عواطف و انگیزه های سیاسی و شخصی، هرگز!». البته منظور ایشان این است که انتقاد به قرآن و اسلام بیانگر «تندخویی» است و سپس اینکه ایشان از انتقاد پژوهشی و روشن‌فکرانه و شفاف نسبت به قرآن و اسلام خوشش نمی آید و نیز از رد تبلیغات و افسانه دینی توسط من بسیار خشمگین بوده و اینگونه کار انتقادی و محققانه را «غیرمحققانه» وانمود می سازد. این قضاوت، غیرمسوولانه و هوچیگری است، زیرا ایشان حداقل اگر ۲۰ شماره مقالات من درباره «مذهب شیعه، ریشه ازخودبیگانگی ایرانیان» و «نواندیشان دینی، نقش سودمند یا زیان آور» را خوانده بود، اینگونه سخن نمی گفت. نواندیشان دینی طرفدار اجرای استبداد و سانسور علیه منقدان اسلام می باشند و زمانی که توطئه سکوت آنها در تنگناست، به تعرض و تهمت علیه انتقادکنندگان آزادمنش دست می زنند و این رفتار در تاریخ اسلام تازگی ندارد. بی تفاوتی و پرخاشجویی دو روی سکه نواندیشان به انتقاد جدی و شفاف ماست. این افراد نخبه شیعه علیرغم برخی انتقاد ها به سیاسیون حاکم، طرفدار آیت اله های بزرگ در مبارزه اسلام علیه «کافران» هستند. این افراد نخبه اسلامی که اخلاق انتقاد را رعایت نمی کنند مبارزه روشنفکران آزاده را مورد هتاکی قرار می دهند. خوشبختانه بیسوادی روشنفکری و هراس در نقد مذهب اسلام در جامعه عقب نشینی کرده است و در داخل ایران و خارج از کشور افراد نقد کننده دین اسلام در افزایش اند و تابوهای ذهنی برای خیلی ها شکسته است. ما می‌دانیم که انتقاد جدی و خردمندانه به قرآن و اسلام، در فضای فرهنگی روشن‌فکری ایرانیان در حال گسترش است و این امر بسیار نیکویی می باشد. اینگونه انتقاد متین و با شجاعت، افسانه سازی دینداران مبلغ شیعه را عریان می کند و ابزار معاش آنان را به خطر می اندازد. توسعه خرد و دانش و سکولاریسم در گرو نقد دین و انتقاد از تمامی زیانها و آسیب های ناشی از آنست.
آقای اشکوری به مقاله انتقادی اخیر من با عنوان « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» و انتقاد من به افکار سراپا نادرست ایشان در باره داعش و اسلام جواب نمی دهد و بقول معروف درمی‌رود. در این مقاله من همخوانی و هم بستری اسلام و ایدئولوژی داعش را مطرح می‌کنم حال آنکه آقای اشکوری می گوید داعش و اسلام ربطی به یکدیگر ندارد. آقای اشکوری! شما اگر انتقادی به این مقاله من دارید بگویید. من سالیانی است که به نقد اسلام و قرآن و شیعه گری و نواندیش شیعه پرداخته و در مقاله بالا به‌طرز کوتاه و با اتکا به آیات «معتبر قرآنی»، همزاتی ایدئولوژی داعش و قرآن را مطرح می کنم. اسلامیون چون می دانند که اینگونه انتقادها محکم است، اغلب سکوت نموده تا اسلام بعنوان یک دین خشن و تبعیض گرا بیشتر ضربه نخورد. در تربیت اسلامیون نیست تا به انتقاد جواب دهند، آنها حمله غیرمستقیم می کنند و هر انتقادی را «تهمت» معرفی می کنند تا به‌اصطلاح عدم پاسخشان توجیه شده باشد. خاموشی آقای عبدالکریم سروش در قبال انتقادهای گوناگون در جامعه بیانگر هراس و فقدان نظر استدلالی او می باشد. واکنش آقای اشکوری، انتقاد به نظرات من در مقاله « داعش، اسلام و آقای یوسفی اشکوری» نیست، بلکه طرح حرفهای کلی و بی ربط و غیر مستدل چهار سال پیش می باشد. همان شگرد هیاهو برای گم کردن اصل مطلب است. در دمکراسی یا در فضای آزاد روشنفکری شیوه بحث نمی تواند «تکفیری» باشد. ایده در برابر ایده، استدلال در برابر استدلال، انتقاد در برابر انتقاد، اصل مهم مبارزه فکری، اندیشه و گفتگوی متضاد و طرح استدلال است. به سنت تحلیل و بررسی و طرح افکار در میان فیلسوفان و جامعه شناسان و اقتصاد دانان توجه کنید، این بزرگان گاه به پلمیک و جدال تند می پردازند ولی گرایش اصلی طرح افکار و ایده ها می باشد. آقای اشکوری حوزه دیده است وقادر نیست در باره اسلام و شیعه به انتقادها جواب گوید. ولی در باور دینی او هر انتقاد «غیرمحققانه» است چرا که در نقد فیلسوفانه و روشنفکرانه اصل الهیات اسلامی زیر سوال می رود. در نگرش این افراد کلامی معتبر است که اصل دین را نفی نکند. ایشان حوزه و دانشگاه را برابر می گیرد و خواهان پذیرش اصل تقدس دینی توسط همه است. ایشان اگر رفتار مسوولانه می داشت و با اتکا به افکارم در نوشته، انتقاد خود را مطرح می ساخت، روال بحث بگونه دیگر پیش می رفت. البته ایشان دارای مسوولیت هستند، ولی این مسوولیت در قبال قرآن و اسلام است. ایشان مانند همه نخبگان شیعه در عرصه روشنفکری و فلسفی فاقد مسوولیت می باشند و بنابراین منقدان را غیر مسوول دانسته، به آنها حمله کرده و تهمت می زند و کار آنان را غیر محققانه تلقی می کند. ایشان تعیین کننده روش تحقیق برای ما نیستند، روش حوزه و اعتقادی دینی معیار ما نیست. روش تحقیق ما متکی بر داده ها و مقولات است، متکی بر کار مقایسه و تحلیل است، متکی بر انتقاد و استقلال نظری است، متکی بر دقت علمی و هرمنوتیک می باشد. روش علمی ملاحظات سیاسی و رفیقانه نمی شناسد، روش علمی به پیچیدگی ها توجه کرده، به تاریخ پدیده دقت نموده و ذهن را به شناخت پدیده نزدیک می کند.
نواندیشان دینی جعل کننده اند
آقای اشکوری مرا متهم به جعل و تحریف تاریخ می کند. متاسفانه اتهام زنی شیوه همیشگی مبلغان دین است و برای آنها نقد دین برابر «جعل» است. جعل را باید با اتکا به موارد مشخص به طرز علمی و دقیق نشان داد و در غیر این‌صورت یک تهمت است و تهمت پراکنی همان «تکفیر» اسلامی است. حال آنکه بررسی انتقادی دین به‌طورکلی از جانب جامعه شناسان تحلیل از موقعیت اجتماعی و تاریخی هردین و انتقاد بر اسطوره گرایی و جادوگرایی و خرافه گرایی و آسمانگرایی دین است. نهاد دین و تاثیرگذاری دین بر ذهنیت جامعه، یک واقعیت است ولی این واقعیت بمثابه یک عامل سحرآمیز و مسخ کننده عمل نموده و استقلال خردمندانه ذهن و اندیشه انسان را ناتوان می سازد و گاه عواطف معنوی و احساسات او را به منفی ترین شکل ساماندهی می کند. در شرایط ما نیز نقد علمی دین، انتقادی بر جعل سازی تاریخی دینسازان بوده و در پی اثبات غیر مقدس و غیر آسمانی بودن دین است.
از جانب «تاریخ‌نویسان» اسلامی تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام پیوسته مورد جعل سیستماتیک قرارگرفته است زیرا آنها پروپاگاند و تبلیغ و خودشیفتگی دینی را با تحقیق تاریخی ابژکتیو و علمی برابر می دانند. بعنوان نمونه در قرآن مقام انسان به عبودیت تنزل داده شده است ولی نخبه مسلمان از ارتقا انسان در اسلام می گوید. در قرآن مقام زن به نیمه مرد تبدیل گشته و حتا تنبیه زن سفارش شده است ولی مسلمانان از ارتقا زن صحبت کرده و بهشت را زیر پای مادران می‌دانند. بردگی در قرآن و زندگی امامان به رسمیت شناخته شده ولی مبلغان مسلمان این دین را «دین برادری» می نامند. قشون عرب به سرزمین ایران تجاوز کرد، ولی مذهبیون آن‌را «فتوحات اسلامی» می خوانند. خانواده بنی هاشم، استعمارگر و دشمن ایرانیان بود ولی آخوندها و همین نواندیشان به همه گفتند باید این خانواده را پرستید و گریه کرد و تمام تلاش خود را کردند تا ایرانیان ازخودبیگانه و مسخ شده باقی بمانند. مبلغان شیعه مانند مطهری و علی شریعتی و هم کیشان آنان، قهرمانان اساطیری و تاریخی ایرانیان را مورد تهمت و جعل و سکوت قرار دادند تا علی ابن ابیطالب و فرزندانش که در ضدیت و کشتار و فتنه افروزی علیه ایرانیان فعال بودند به قهرمانان «مقدس» تبدیل گردند. مبلغان شیعه امام دوزادهم را ساخته و آن‌را وسیله ای برای تحمیق مردم قرار داده و تلاش کردند تا رمز و راز بر ملا نشود و دروغ پایدار بماند، تا اینکه حضرت ولی العصر در ذهنیت فلج شده مردم پیروز باشد. از رساله عملیه شیخ بهائی تا رساله آیت اله بروجردی تا رساله آیت اله خمینی و سایر آیت الل های شیعه، جز انبوهی از جعلیات و خرافات و اعتقادات ارتجاعی، مانند احکام تقلید، طهارت، نماز، خمس، زکات، حج، معاملات، صیغه، ارث، حلال و حرام، چیز دیگری نیست. حال همین رسالات مرتجعانه برای نواندیشان بیان «علم فقه» بوده، محترم می باشند و قابل انتقاد نیستند. پس می بینید که کار جعل، سنت اسلامگرایان است. نواندیشان هزاران برگ را در تبلیغ دین و انتقاد به مارکسیسم پرکرده و منتشر نموده اند ولی در کدام کتاب و مقاله به نقد آشکار و مستقیم این رساله ها و مجموعه خرافات و جعلیات پرداخته اند؟ من از آقایان عبدالکریم سروش و یوسفی اشکوری می خواهم که بدون شعبده بازی به موارد بالا برخورد کرده و نظر روشن بدهند.
روشنگرانی که منکوب اسلام نشدند
در تاریخ ایران اسلام در هرکجا که رسید در پی تحمیل سلطه و دین اجباری بوده است. تمام تلاش محققان و نویسندگان مغلوب نشده در ایران در جستجوی حقیقت بوده است. این افراد تمایل به فرهنگ خود داشته و با میهن پرستی خردمندانه نخواسته اند زیر جعلیات دشمنانه اسلامی خرد شوند. آنها علیه جعل آخوندی و جعل «مورخ» اسلامی مبارزه کرده اند. میرزاآقاخان کرمانی نوشت اسلام مناسب قبایلی وحشی و دزد مزاج باشد که جز غارت و یغما و طریق فحشا و ظلم ندانند(هشت بهشت)، علی دشتی در باره ۲۳ سال جعل و دروغ محمد نوشت، صادق هدایت در حاجی آقا و توپ مرواری علیه گنداب اسلام و آخوندها نوشت، عبدالحسین زرین کوب در باره ۲۰۰ سال سکوت و تهاجم اسلام نوشت، محمدرضا فشاهی دین سامی و مهدیگری را به نقد کشید، آرامش دوستدار در باره امتناع در فرهنگ دینی نوشت، مسعود انصاری بر اسلام و شیعه گری و دروغ آن انتقاد کرد، محمدرضا نیکفر الاهیات شکنجه را تحلیل کرد، و من تا کنون با صراحت پنجاه مقاله تحلیلی در باره قرآن و شیعه گری و نواندیشان دینی و نقش زیان آور آنان نوشته ام و بعلاوه در کتاب اخیر خود «جامعه شناسی آسیب ها و دگرگونی های جامعه ایران» به این موضوع پرداخته ام. تمامی این نوشته ها و دهها نوشته دیگر در سالهای اخیر در پی نشاندادن ویرانگری ایدئولوژی اسلامی بوده اند و تلاش کرده اند تا خود را از نفوذ ایدئولوژی دینی دور کرده و دروغ تقدس دین و مبلغان آن را در برابر چشم ما قرار دهند. ایدئولوژی حاکم دینی شلاق به دست گرفته تا فکر مخالف را تنبیه کند و تحقیق و انتقاد را «تحریف» معرفی کند و بنابراین منقدان را به سکوت مجبور سازد. علیرغم سانسور و خودسانسوری و علیرغم ضدیت حاد نخبگان شیعه و طرفداران فرصت طلب چپ و راست آنها، مبارزه فکری در نقد دین اسلام بیش از بیش رشد می کند و این امر سلامتی بخش می باشد و من همه افراد شجاع و آگاه و آزاد اندیش را به ادامه این نقد دعوت می کنم.
جامعه ما از خودسانسوری و احترام به خرافات باید بیرون آید. ذهنیت بیمار و ترسو و کرنش گر در برابر مذهب، باید مورد بررسی انتقادی قرار گیرد و روحیه مسوول و شجاع باید مورد تشویق قرار گیرد. مذهبیون پیوسته با مذهب خود، ایجاد ترس کرده و هرگونه انتقاد را بعنوان خطای روحی و سیاسی و نفاق افکن معرفی کرده اند. آنها در پی حفظ مجموعه آیینی و سنت خود هستند و در این مسیر همیشه از حمایت روشنفکران غیر دینی تسلیم طلب برخودار بوده اند. این وضعیت باید تغییر کند و فضای نقد دین در عرصه فلسفی و تئوریک و نیز در عرصه جامعه شناسی و سیاسی و سکولاریسم باید گسترش یابد. با اسلام تاریخ ما بازنده است و یادآوری کنیم که ۱۴۰۰ سال تعرض و حاکمیت مستقیم و غیر مستقیم و تسلط بر خودآگاه و ناخودآگاه ایرانی، منجر به ازخودبیگانگی دردناکی گشته است. ما نیروی خود را باید به‌طور سیستماتیک و با خردمندی آزادمنشانه، پرورش دهیم و کار نقد را دامنه بخشیم. همسوئی فرد دیندار و فرد سکولار و فرد ناباور در مبارزه علیه استبداد ولایت فقیه، نباید به تعطیلی نقد دینی منجر گردد. نقد دین در جامعه ما یک اصل اساسی است زیرا اسلام یکی از عوامل اصلی عقب ماندگی اجتماعی و فکری و فرهنگی است. این دین همیشه هرگونه تمایل به پیشرفت و دیگر اندیشی را منکوب نموده زیرا دارای طبیعت توتالیتر می باشد و نسبت به ادیان دیگر بیشترین آسیب ها و خرابی ها را ببار آورده است. بنابراین همه روشنفکران سکولار و ناباور در نقد اسلام و شیعه گری به مبارزه خود باید ادامه دهند و در انتقاد خود به این ایدئولوژی زیانبار کوتاهی نکنند. برخی از دینداران می گویند این تاکید از جانب ما، بیانگر دین ستیزی نویسنده نسبت به اسلام است. پاسخ من چنین است: اول آنکه آیات قرآن و پراتیک محمد پیامبر و امام علی و پراتیک جمهوری اسلامی و رفتار تمامی گروه‌های تروریستی اسلامی در جهان، منشا ترس و اضطراب و وحشت و خشونت است، بنابراین هراس داشتن از اسلام طبیعی است و مبارزه برای جان و شرافت انسانی یک امر درست است. دوم آن‌که مبارزه علیه دین اسلام درست و بجا بوده زیرا سلامتی فکری و مبارزه علیه ازخودبیگانگی از این راه می گذرد. همانگونه که مبارزه فکری و سیاسی علیه نازیسم و استالینیسم و فاشیسم و نژادپرستی و استعمار توجیه شده و درست می باشد، مبارزه فکری و تئوریک علیه قرآن و سنت شریعت اسلامی و مبارزه علیه سیاست اسلامی که در پی بردگی و تسلط توتالیتر است، دارای حقانیت است.
دینداران شیعه فاقد شناخت هرمنوتیک
مذهبیون ادعا دارند که نقد دین فقط در انحصار آنان است زیرا دارای تخصص دینی می باشند. ادعای مغرورانه اینان که جز فرد مذهبی دارای تخصص، کسی دیگری نباید و نمی تواند در باره اسلام نظر بدهد، یک افسانه جعلی است. در واقع آیت اله های شیعه و سیاسیون و مبلغان و نواندیشان شیعه، برای حفظ منافع دینی ایدئولوژیکی و مالی و اجتماعی خود پیوسته تکرار می کنند که اسلام و قرآن و مذهب شیعه بسیار «پیچیده و تخصصی» است و فقط همین آقایان هستند که مجاز به نوشتن هستند. این افسانه سازی فاقد اعتبار علمی است و فقط در خدمت دفاع از رانت بیکرانی است که در تاریخ کسب کرده اند. نخبگان حاکم سیاسی، آخوندهای حوزه و ایدئولوگ های دینی ایران مانند علی شریعتی و پسر، مهدی بازرگان و پسر، عبدالکریم سروش و پسر، محمدمجتهد شبستری، حسن یوسفی اشکوری، اکبرگنجی، محسن کدیور، یک منفعت مشترک و عمیق دارند و آنهم دفاع از اسلام است. دفاع از این دین سامی بیان از خودبیگانگی آنها نسبت به تاریخ و فرهنگ و هویت ایرانی از یکسو و از سوی دیگر وسیله ای برای کسب پول و درآمد و حفظ امتیاز و موقعیت یک طبقه اجتماعی است. طبقه ای که وسیله تولیدی اش همان ایدئولوژی شیعه و نوشته های تبلیغاتی آنها، برای بازتولید مناسبات اجتماعی و الیگارشی دینی است. این طبقه تولید مادی ندارد، فاقد توان روشنگرانه برای گسترش خردگرایی و دانش است، ولی با تولید شیعه گری بعنوان دین حاکم، افراد این طبقه امکان زیست سیاسی و دینی و اجتماعی می یابند. این طبقه از دیگر طبقه های اجتماعی به لحاظ نوع فعالیت، نوع تربیت، نوع زبان، نوع شیوه زندگی، نوع ذهنیت و نقشی که در جامعه ایفا می کند، متفاوت است. بخش های گوناگون این طبقه دارای حس خودانگیخته دینی مشترک برای بقای خود می باشند و علیرغم جایگاه مختلف اشان در قدرت و خارج از قدرت، متحد هستند زیرا همگی از ایدئولوژی اسلامی، به‌مثابه وجدان گروهی و بعنوان ضامن منافع آنها، بدفاع برمی خیزند. این طبقه دینی از متحدین بسیار متنوعی مانند رسانه های داخل و خارج برخوردار هستند که از رانت متقابل برخوردارند. متحدان دیگر این طبقه خیل روشنفکران سیاسی چپ و جمهوری خواه و ملی گرا هستند که در جستجوی اتحادهای سیاسی و گروهی در برابر دیگران هستند.
گفتیم که ادعای مذهبیون مبنی بر اینکه شناخت و بررسی اسلام در انحصار علمای اسلام و نواندیشان مسلمان است، یک دروغ و افسانه است. این افراد تبلیغ را با تحقیق علمی اشتباه می گیرند. این نخبگان شیعه توجیه اعمال و گفتار امامان و تفسیر قرآن را از بررسی هرمنوتیک و نقد علمی تشخیص نمی دهند. فرد منبری و حوزه دیده و پرورش یافته با قرآن و نهج البلاغه و خرافات کلینی و مجلسی و رساله های آخوندی هرگز نمی تواند دارای دیدگاه علمی و نقد ابژکتیو باشد. ذهن انباشته از اخبار دینی و داده های ذهنی مذهب پسند، فاقد ساختار تحلیلی بوده و نمی تواند با مضامین اعتقادی و باورهای خرافی فاصله بگیرد. ذهن آیت اللهی و ذهن نواندیش دینی از یک ساختار روانی و استدلالی و گویشی برخوردار هستند و تفاوت در نوع برداشت و تفسیر از قرآن و فقه، بیان گسست از اعتقاد مذهبی نیست و اعتقاد مذهبی مانع یک تحلیل علمی و هرمنوتیک و آکادمیک می باشد. از درون اسلام نمی توان به اسلام انتقاد نوشت، بلکه می توان به تفسیرهای گوناگون تفسیر دیگری نوشت. نقد علمی اسلام نیازمند فاصله گیری جدی از آن است. نواندیش دینی، مبلغ دین و فقه شیعه و حافظ امامان و سنت این مذهب است. شریعتی مخالف آخوند بود، ولی او کهنه پرستی و اسطوره پرستی و فاطمه پرستی و ابوذر پرستی را باوج رساند. عبدالکریم سروش با ادعای علم از عرفان می گوید و قرآن را از محمد با الهام الهی می داند. آیا این اختلاف در میان مذهبیون بیانگر جدال میان خردگرایی و خرافه گرایی است؟ آیت اله سنتی با قرآن و زندگی امامان شیعه، خود را تنظیم می کند، حال آیا نواندیش دینی انتخاب دیگری دارد؟ شریعتی در برابر خرافه آخوندی خرافه دیگری قرار داد ولی کتاب «فاطمه فاطمه» مشتی اعتقادات ضدخرد است. سروش خود را نوآور معرفی می کند ولی از الهام قرآنی صحبت کرده و در کنار آیت الله ها دانشگاه را سرکوب می کند.
اگر نواندیش راه ابن رشد را دنبال می کرد و در باره او می نوشت و در بالای منبر از ابن رشد و ابوعلی سینا می گفت و مخالفت خود را با فقه سنتی به‌طرز آشکار بنمایش می گذاشت، دارای خاصیت روشن بینی بود، حال آنکه چنین نیست. در میان این آقایان، جدال میان گرایش به عقلگرایی بیشتر و سنت گرایی دینی نیست، بلکه جدال میان گرایش فقه سنتی و گرایش فقه سنتی رنگ آمیزی شده با برخی موضوع ها مانند «مدرن» و «حقوق بشر» است. در این دستگاه اعتقادی واژه مدرن بمعنای پذیرش مدرنیته فلسفی نیست و اصطلاح حقوق بشر بمعنای بشر اسلامی است. حال آیا بین همه این نوشته های حوزوی و نواندیشی تفاوت وجود ندارد؟ تفاوت وجود دارد. شیعه گری علی شریعتی مانند شیعه گری آیت اله خمینی نیست، شیعه گری سروش مانند شیعه گری آیت اله مصباح نیست. ولی علیرغم سایه روشن ها، همه این افراد در یک نقطه جمع می شوند و آن دفاع از اله و قرآن و اسلام است. آقای اشکوری همان حرفهای حوزه را در باره اله بازگو می کند. آقای اشکوری که نویسنده «شریعتی و نقد سنت» است و شریعتی را «آموزگارعرفان و آزادی و برابری» برای خود می داند، از نقد سنت حرف می زند ولی به اصول «جهان بینی ثابت» اسلامی معتقد است و طرفدار «عدل اسلامی» و «حج اسلامی» و اله است. ایشان می نویسد باید مدرن بود و جزمی گرا نبود، ولی تاکید دارد که نواندیشی در بستر اسلام معنا دارد و افرادی مانند اقبال و حسن البنا و سید قطب و شیخ محمد غزالی و علی شریعتی ستارگان اسلام نو هستند و می افزاید که خود طرفدار «آموزه های مهم و ماندنی و جاودانه شریعتی» می باشد. روشن است که با چنین اعتقاداتی، نقد علمی دین و نقد خردگرایانه سنت دینی ناممکن است. این افراد نمی توانند دارای منطق علمی و بررسی موشکافانه و مستقلانه باشند. این افراد مخالف این یا آن تفسیر هستند ولی این افراد مبلغ دین و مبلغ تفسیر خاص خود از دین میباشند.
کار تحقیق مستلزم مقولات علمی، روش نقد و مقایسه، دوری از اعتقاد جانبدارانه، اتکا به داده های تاریخی و اجتماعی، بررسی منافع گروههای اجتماعی و مناسبات آنها با ایدئولوژی ها، استقلال نسبت به اسطوره های اعتقادی دینی و داشتن جسارت و اخلاق روشن‌فکرانه است. به این لحاظ نواندیشان دینی محقق و پژوهشگر علمی نیستند، آنان مبلغان نوع دیگری از دین هستند. دانسته ها و شناخت آنان، معلوماتی از اعتقاد دینی و آیات و سنت های فقهی بوده و این مجوعه بدور از منش و روش و شناخت علمی می باشد. بنابراین کار اینان هرمنوتیک نبوده بلکه تفسیر ذهنی دیگری از آیات و رسوم دین اسلام است.
تحقیق هرمنوتیک علمی در باره اسلام
یکی از اصطلاحات رایج در گفتمان نواندیشان دینی، هرمنوتیک است. آنها از هرمنوتیک حرف میزنند ولی کارشان نقدی بر قرائت رسمی است و در واقع تبلیغ دین خود می باشد. هرمنوتیک بازشناسی تاریخی و اجتماعی و گویشی و روانی یک اثر است، این بررسی موشکافه رابطه های پنهانی را آشکار نموده ، تقدس را عریان نموده و با تاریخ پیوند برقرار می کند، این تحلیل باستانشناشی فکری و ذهنی، کاووش می کند، گام به گام، خرد خرد، مصالح را در کنار یکدیگر قرار می دهد تا پدیده برای شعور انسانی نمایان گردد. آیا قرآن، کتاب آسمانی است؟ آیا قرآن الهام محمد است؟ آیا قرآن مجموعه ای از گفتارهای پیش از محمد و پس از محمد است؟ آیا قرآن نتیجه دویست سال تنظیم سیاسی است؟ آیا قرآن از جغرافیای حجاز می آید یا از سرزمین های گسترده تر نیز مایه گرفته است؟ رابطه قرآن با منافع قبایل اجتماعی، جدال قدرت، استیلاگری قومی، خشونت بیابانی، رقابت بایهودیت و مسیحیت، مبارزه برای بقا و سلطه و سکس، چگونه است؟
در جهان دانشگاهی و پژوهش، تحلیل های علمی و هرمنوتیک از ادیان و از اسلام فراوانند. اگر میخواهید تحلیل هرمنوتیک را مطالعه کنید به کتابهای علمی و جدی باید رجوع کرد. کتابهای دینسازان کهنه و نو و آثار تاریخنویسان اسلام زده، ضد دانش تاریخی و تحقیقات علمی بوده و جستجو در آنها جز وقت و انرژی تلف کردن چیز دیگری نیست. تمامی نوشته های نواندیشان دینی، انبوهی از افکار و اعتقادات ضدعلمی و ضد تاریخی و تحریفات است. تحلیل علمی در باره دین و بویژه در باره اسلام را در کتاب های تحقیقی و آکادمیک می توان دنبال کرد. نمونه هایی از کار علمی پژوهشگران دانشگاهی و معتبر و نشانه هایی از تولید فکری جالب و پرسش برانگیز در غرب، از جمله آثار زیر می باشند: «تاریخ قرآن» (۲۰۰۵ بیروت) از تئودور نولدکه، «خشونت تک خدائی» (۲۰۰۸ پاریس) و «اختراع یکتاپرستی» (۲۰۰۲ پاریس) از ژان سولر، «اختراع خدا» (۲۰۱۴ پاریس) از توماس رومر، «مقدمه بر قرآن» (۱۹۹۵ پاریس) از رژیس بلاشر، «اسلام و یهودیت و مسیحیت» (۲۰۰۶ پاریس) از ژاک الول، «منجی و پیامبرش، ریشه های اسلام» (۲۰۰۵ پاریس) از ادوارد- ماری گاله، «سه چهره قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از لیلاغدر و ارون امین، «سر بزرگ اسلام» (۲۰۱۵ پاریس) از اولاف، «پایه های اسلام» و «ریشه های قرآن» (۲۰۱۵ پاریس) از آلفرد لوئی دو پرمار، «فلسفه علوم» و «سرچشمه قرآن و قرآن اصلی»(۲۰۱۵ پاریس) از فرانسوا دروش، «رئیس قبایل، اسلام محمد» (۱۹۹۷) و «قرآن باز شناخته شده» (۲۰۱۴ پاریس) از ژاکلین شابی، تحقیقات در باره منشا اسلام از کلود ژیلیو، مقدمه بر ابن رشد(۱۹۹۶ پاریس) از آلن دو لیبر، تحقیقات در باره تاریخ اسلام از هانری لورانس، تحقیقات در باره دوره عربستان و یمن پیش اسلامی از کریستیان ژولین روبن، «مسیح و اسلام» و «مسیح بر اساس روایت محمد» (۲۰۱۵ پاریس) از ژروم پریور و ژرار موردیلا، «اجبار در دین» و «سوره فاتحه و فرهنگ کینه» (۲۰۱۴ پاریس) از سامی ابوسالیه، «رساله ناباوری» (۲۰۰۵) از میشل انفری، «خشونت و اسلام» (۲۰۱۵) از ادونیس، «تاریخ اسلام» از سرژ کاتانی، «تاریخ اعتقادات و افکار دینی» (۱۹۸۳) از میرسا الیاد، «اسلام و تروریسم» و «مسیح و محمد» (۲۰۰۶) از مارک گابریل و غیره.
این آثار علمی و روشنگر و تاریخی نورافکنی بزرگ برای درک هرمنوتیکی قرآن و اسلام و دین می باشند. این آثار کلید درک فضای عمومی اسلام یا درک موشکافانه بند بند قرآن را در یک لحظه تاریخی یا در یک تاریخ دویست ساله قرار داده و نشان می دهند که قرآن محصول افکار و سنت های پیش از اسلام، سیاست و غزوات محمد علیه قبایل دیگر، سانسور و تخریب برخی نسخه ها در دوره عثمان خلیفه سوم، خواستهای سیاسی خلفای اسلامی و دستکاری های متعدد در طول این تاریخ می باشد. حال از آقایان آیت اله ها و نواندیشان بپرسید قرآن چیست و شما متوجه خواهید شد که این افراد افسانه های همیشگی را تکرار خواهند و تولید کننده این سند زمینی را مستقیم یا غیر مستقیم آسمان می دانند. خدایی که اسم اش اله است، قهار و قادر است، به معجزه دست میزند و قرآن و دنیا و آدم و فرشته و جهنم و بهشت و محمد و امامان شیعه و آیت اله ها را به‌وجود آورده تا جهان را به زیر قانون آسمانی استیلاگر خود قرار دهد. بدین ترتیب، هدایت جهان بر پایه اراده الهی توتالیتر، قرآنی تبعیض گرا، نهج البلاغه ای ضد زن و ضدخرد میسر می گردد. در منطق این دینداران شیعه، برای رهبری امت نه تنها قرآن و نهج البلاغه بلکه اسناد خرافی دیگری نیز الزام آور است. کتاب ضد عقل کافی با تألیف ابوجعفر محمد بن یعقوب شیخ کلینی و ۱۶۱۹۹ حدیث آن و همچنین ۱۱۰ جلد کتاب ضد عقل بحارالانوار که از بزرگترین کتب حدیثی شیعه بوده و با پول دربار صفویه سیراب شده و توسط محمدباقر مجلسی، “ستاره آسمان علم و فقاهت”، تنظیم شده، باید مورد استفاده فعال قرار گیرد. این آثار دینی، بخش مهمی از تاریخ فکری شیعه است که تولید خرافات و تفسیر خرافات ویژگی برجسته آنست. در این آثار شیعه از فلسفه خبری نیست، از ادبیات و هنر خبری نیست، از دانش و تجربیات علمی خبری نیست، از ارزش های انسانی و اومانیسم خبری نیست.
شیعه گری مجموعه ای از آیین های خرافی و مرگ پرستی و رفتارهای زشت و کردارهای تبعیض گرا و ضدخرد و دروغ است. در طول تاریخ این مجموعه آثار خرافی زیان آور و فرهنگ ستیز جمع آوری شده تا امت شیعه در نادانی باقی بماند. اسلام یکی از مناسبترین ایدئولوژی ها برای ستمگری و حفظ منافع طبقاتی و سرکوب فکری است. نخبگان مذهبی شیعه ادعای هرمنوتیک دارند حال آنکه آنها مفسرین فقه شیعه می باشند و هدفشان نگه داشتن جامعه در جادوگری دینی و خرافات شیعه می باشد. آنها تفسیر می کنند تا ذهن را از خرد دور کنند و روان جامعه را تابع خود سازند، آنها تفسیر می کنند تا شرایط و امتیازات مادی و اجتماعی و سیاسی خود را تامین نمایند. آنها طرفدار قرآن اند و می دانیم که قرآن با صراحت و پیوسته خواهان سلطه و ایجاد جنگ است و بنابراین خواهان نابودی مشرکان و کفار است. مشرک کسی است که مانند محمد فکر نمی کند، با او هم خدا یا هم کیش نیست، به قبیله دیگری تعلق دارد. اسلام توتالیتاریسم در ذهن و روان و حکم است، اگر نپذیرید کشتار می شوید و به جهنم می روید. قرآن تاکید می کند: وَقَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ (بقره ۲۴۴) در راه اله بجنگید و بکشید. «یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْمُشْرِکُونَ نَجَسٌ فَلاَ یَقْرَبُواْ الْمَسْجِدَ الْحَرَامَ بَعْدَ عَامِهِمْ هَذَا / اى کسانى که ایمان آورده‏اید حقیقت این است که مشرکان نجس‌اند، پس نباید از سال آینده به مسجدالحرام نزدیک شوند. توبه ۲۸» و «فَإِذَا انسَلَخَ الأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُواْ الْمُشْرِکِینَ حَیْثُ وَجَدتُّمُوهُمْ وَخُذُوهُمْ وَاحْصُرُوهُمْ وَاقْعُدُواْ لَهُمْ کُلَّ مَرْصَدٍ … / پس چون ماه‏هاى حرام سپرى شد مشرکان را هر کجا یافتید بکشید و آنان را دستگیر کنید و به محاصره درآورید و در هر سو در کمین آنان باشید. توبه ۵). حال پرسش این جاست که هرمنوتیک آیات قرآن از نظر نواندیشان چیست؟ نواندیشان به‌ما می گویند اسلام رحمانی است. (ادامه دارد)
«این مطلب بدون نگارش رادیوکوچه منتشر شده است»

No responses yet

Dec 16 2015

جنجال همسر صیغه‌ای عباس جدیدی در شورای شهر تهران

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

«آمدنیوز»/ گروه سیاسی- حواشی عجیب و غریب دامن برخی اعضای ورزشی شورای شهر را رها نمی‌کند و برای چندمین بار اخباری از این دست منتشر می شود.

جلسه این هفته شورای شهر تهران برای چندمین هفته متوالی همچنان تحت‌تأثیر مسائل مالی شهرداری تهران بود.

جام نیوز نوشت: این جلسه با مراجعه یک مادر و فرزند که خود را همسر موقت عباس جدیدى معرفی می‌کرد، به اوج تنش رسید. مسئولان مربوطه این مادر و فرزند را در یکی از اتاق‌های شورا جا دادند تا به مسائل و ادعای آن‌ها رسیدگی شود.

تابناک ورزشی نیز نوشت: جلسه دویست و یازدهم شورای شهر تهران در نخستین دقایق آغازین خود، اتفاقی تلخ و تاریک را به خودش دید و پذیرای میهمان ناخوانده‌ای بود که ادعایی عجیب را در ساختمان خیابان بهشت مطرح کرد. به فاصله چند ساعت بعدازاین اتفاق جزئیات مختصری از حضور خانمی که مدعی شده بود همسر موقت یکی از اعضای شورای شهر تهران است در فضای مجازی و رسانه‌ها منتشر شد و بعدازآن هیچ‌گونه واکنش رسمی و غیررسمی مبنی بر تأیید یا تکذیب این اتفاق نشان داده نشد.

پیگیری‌های بعدی پرده از جزئیات بیشتری از این اتفاق برداشت که به وقوع آن در جلسه دویست و یازدهم مهر تأیید زد. در پیگیری‌های صورت گرفته مشخص شد، خانمی که مدعی عقد موقت با عضو سرشناس ورزشی شورا است با حضور در ساختمان شورای شهر تهران نسبت به وضعیتی که همسر موقتش برای او به وجود آورده، شکایت داشته و مدعی شده این عضو شورا با تعویض قفل منزلی که برایش اجاره کرده بوده است، مانع ورود او به منزل شده و به‌ نوعی او را به همراه فرزندی که متعلق به همین عضو شوراست، از خانه بیرون کرده است.

همسر موقت این عضو شورا که قصد ورود به صحن علنی شورا را داشته بلافاصله از طریق یکی از روسای دفاتر که در جریان اتفاق قرارگرفته بوده و با قول برطرف کردن مشکل به وجود آمده به یکی از اتاق‌های طبقه دوم انتقال داده می‌شود تا کار به صحن علنی شورا کشیده نشود! طبق پیگیری‌های صورت گرفته این عضو شورا که سابقه درگیری فیزیکی و کتک‌کاری با راننده شخصی خودش را نیز در پرونده دارد، ظرف کمتر از بیست‌وچهار ساعت قرارداد منزل مسکونی را به نام همسر موقت خودش سند می‌زند تا مانع ادامه این رسوایی شود!

خبرنگار شورا آنلاین برای پیگیری رسمی این اتفاق و اطلاع از صحت‌وسقم ادعاهای مطرح‌شده از سوی همسر موقت عضو شورا، تماس‌های مختلفی را با تلفن همراه و دفتر این عضو شورا برقرار کرد که پاسخى دریافت نشد، بعد از آن تلفن همراه و دفتر مهدی چمران ریاست شورا و تقی پور سخنگوی شورا و بعد هم روابط عمومی و حتی بازرسی شورا تماس برقرار کرد که متأسفانه پاسخی نسبت به این اتفاق داده نشد. نکته جالب‌ توجه این‌که تقی پور سخن‌گوی شورای شهر تهران حتی از وقوع چنین اتفاقی در ساختمان شورا اظهار بی‌اطلاعی کرد و مدعی شد که حتی در جریان اخبار مربوط به این اتفاق هم قرار نگرفته است!

باوجود اظهار بی‌اطلاعی‌های صورت گرفته، خبرها حکایت از این دارد که با توجه به سوابق نه‌ چندان خوب این عضو شورا، اعضای هیات‌ رئیسه و برخی از اعضا به جد پیگیر این موضوع هستند تا راهی قانونی برای برخورد با این عضو بد اخلاق شورا پیدا کنند و صلاحیت و اعتبارنامه این عضو شورا را مجدداً از مسیر هیات حل اختلاف و استاندارى مورد بررسی قرار دهند. ضمن این‌که گفته می‌شود بعد از رسانه‌ای شدن اتفاق پیش‌آمده، نهادهای نظارتی و بازرسی نیز به دنبال اطلاع از صحت‌وسقم ادعاهای مطرح‌ شده و برخورد قانونی با این عضو شورای شهر تهران هستند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .