اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'مذهب' Category

Jun 25 2020

حرم‌های ایران و عراق به یکدیگر متصل می‌شوند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

مهرنیوز: به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از استانداری قم، محمد اسلامی عصر چهارشنبه در آئین آغاز عملیات اجرایی آزادراه قم-سلفچگان-راهجرد- اراک در محل این پروژه در قم، اظهار داشت: برای احداث ۳۵۴ کیلومتر مسیر آزادراهی از مرز مهران تا نجف اشرف رایزنی‌های مقدماتی به پایان رسیده است و طرف عراقی آمادگی خود را برای اجرای این طرح‌های مشترک اعلام کردند.

وی اضافه کرد: این آزادراه علاوه بر کارکرد حمل زائران، می‌تواند توان ترانزیتی و تجاری دو کشور را افزایش دهد.

اسلامی در ادامه اظهار داشت: آزادراه قم-سلفچگان-راهجرد- اراک یکی از محورهای مهم آزادراهی کشور خواهد بود.

وزیر راه و شهرسازی گفت: مردمی کردن اقتصاد یکی از راهبردهای مهم اقتصاد مقاومتی است و به همین دلیل در مسیر احداث آزادراه‌ها و ایجاد شبکه‌های ارتباطی از توان‌بخش خصوصی بهره برده می‌شود.

وی بیان داشت: آزادراه تبریز به مرند به طول ۶۰ کیلومتر از الگوهای موفق کشور در استفاده از ظرفیت شرکت‌های پیمانکاری در افزایش ظرفیت‌های زیرساختی است.

اسلامی ابراز کرد: متوسط عملکرد ماهانه پیش‌بینی‌شده در آزادراه تبریز-مرند ۵ درصد در ماه پیش‌بینی می‌شد که شرکت‌های پیمانکاری این عملکرد را به ۹ درصد رساندند.

وی اظهار داشت: بهره‌برداری از فاز نخست این آزاده تأثیر بسزایی درروان سازی ترافیک در محدوده حریم شهری قم خواهد داشت.

وزیر راه و شهرسازی در ادامه یادآور شد: یکی از معضلات اصلی کشور در مسیر بهره‌برداری از پروژه‌های زیرساختی مبحث تعارضات آزاردهنده در طول اجرای طرح‌های زیرساختی می‌باشد.

اسلامی ابراز کرد: برخی از پروژه‌های آماده بهره‌برداری کشور صرفاً به دلیل تعارض با یک زیرگذر یا موارد مشابه معطل‌مانده و امکان بهره‌برداری از آن‌ها سلب شده است.

عملیات اجرایی آزادراه قم- سلفچگان-راهجرد – اراک سردار شهید حاج قاسم سلیمانی در کیلومتر شش جاده قدیم قم- تهران جنب پارکینگ خودرو برگزار شد. این پروژه در ۱۱۷ کیلومتر با اعتبار ۱۲ هزار و ۸۶۷ میلیارد ریال شامل ۳۰ درصد اعتبار دولتی و ۷۰ درصد سرمایه‌گذار بخش خصوصی اجرایی می‌شود.

همچنین سرمایه پذیر شرکت ساخت و توسعه زیربناهای حمل‌ونقل کشور و سرمایه‌گذار شرکت احداث و بهره‌وری آزادراه کنارگذر قم و سلفچگان راهجرد توسط مهندسین مشاور فرادید و گروه مشارکت تدبیر و تجربه عملیاتی می‌شود.

این پروژه با هدف تکمیل شبکه آزادراهی کشور و کاهش زمان سفر و کاهش آلودگی زیست‌محیطی و اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و کاهش مصرف سوخت اجرایی می‌شود، سرعت طرح ۱۳۰ کیلومتر در ساعت است و این پروژه در سال ۱۴۰۲ عملیاتی خواهد شد.

No responses yet

Jun 07 2020

پیشنهاد برای تسریع ازدواج به مجلس و دولت!: نوشتاری از حجت الاسلام محمد ادریسی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


شفقنا: *بخش یادداشت مخاطب برای انتشار دیدگاه های متفاوت در حوزه های مختلف که از سوی برخی مخاطبان مطرح می شود راه اندازی شده است و مطالب این بخش طبیعتا ممکن است بحث برانگیز یا مورد نقد جدی قرار گیرد. یادآور می شود انتشار این مطالب در این بخش به هیج وجه به معنی تایید محتوا یا ترویج آن نیست و صرفا با هدف آشنایی مخاطبان با وجود این گونه دیدگاه ها منعکس می گردد و از هر گونه نقد این مطالب استقبال می شود.

شفقنا – حجت الاسلام محمد ادریسی سردبیر نشریه سراج در یادداشتی با عنوان« پیشنهاد قوانین جدید برای تسریع ازدواج به مجلس و دولت» این گونه آورده است:

ازدواج یک راه حل در متن مقاله مذهب است. دو روز مهم و نفس گیر وجود دارد :یک: روزی که ازدواج می کنیم و دو: روزی که دلیل ازدواج خود را درک می کنیم و هر کس به دلیلی ازدواج می کند، یکی برای آرامش، دیگری برای نیاز جسمی ، شخصی دیگر برای توالد و تناسل و یا تکامل و اکمال نصف دین و لباسی نو به تن کردن و یا حضانت و پرورش و یا امتحان و فردی دیگر برای تجربه جدید و عشق و ماجراجویی یا به هر دلیل درست یا غلط دیگر تن به ازدواج می دهد.
با روح های خواب آلود به واقعیات نگاه نکنیم که فعلاً تنها راه علاج و جلوگیری از انحراف جوانان، ازدواج است؛ مابقی راه‌های پیشنهادی شما اعم از فرهنگ‌سازی، فکر نکردن به جنس مخالف، کم‌خوری و ورزش و… حکم مُسکّن برای درد را دارد.
چهار گروه هستند که در ازدواج های اجباری و اختیاری نقش مهمی دارند:
اول :خانواده ها و نزدیکان ؛
دوم: مسلمانان و هم دینان ؛
سوم: دولت ها و دولتمردان ؛
وچهارم: دختران و پسران .
نخستین گروه یعنی نزدیکان و خانواده در مسئله ازدواج دو وظیفه دارند:یک: ترغیب، دو: تسهیل و اگر در فرد چهارشرط :قدرت عقلی و جسمی و کفویت و وضعیت مالی را مهیا دید به سمت تشکیل خانواده جدید، فرزندان خود را حرکت بدهند و مقدمات آن را هر آنچه هست فراهم کنند تا اینکه قبول مسئولیت کنند که اگر با بهترین احتمالات ممکن ازدواج موفقی حاصل شد دختر و پسر جدیدی بدست می آوردند پس بنابراین سزاوار است همانگونه که برای رفع مشکلات تحصیل فرزندان تلاش می کردند برای رفع مشکلات تزویج فرزندان خود هم تلاش کنند.

گروه دوم که هم دینان و مسلمان هستند، اگر می خواهند که خانه ها و خیابانها بیشتر از این از مجردهای شورانگیز پر نشود باید نگاه به جمال و مال و نگاه به طبقه بالا تر و ما فوق را کنار بگذارند و به پایین ترها و مادون خود نگاه کنند و از چشم و هم چشمی ها در دور همی ها دوری کند و گرنه برفرض تشکیل زندگی دونفره جز اینکه به طلاق ها اضافه کنند کاری از پیش نمی برند و دود کارهایشان و عدم قدم و اقدام مثبتشان در چشم خودشان است که اسلام از بعضی مسلمان بیشتر ضربه خورده است تا از دشمنان اسلام و این خنده دار نیست یک واقعیت تلخ است پس بنابراین مسلمانان و هم دین ها به چند نکته توجه داشته باشند که:
اولاً: تفقد احوال و مساعدت در حد استطاعت ضروری است.
ثانیاً:آنها که اشک بر چشم ها را جاری کردند به راحتی می توانند لبخند بر لبان را هم جاری کنند.
ثالثاً: حوادث و اتفاقات را آن طور بینند که واقعاً هست نه آنچه که خودشان می خواهند باشد.
قانون دوازده گانه ازدواج برای تسریع و شتاب ازدواج
گروه سوم که دولتمردان و دولت ها می باشند لازم است که «قانون تسریع و شتاب ازدواج »را حمایت یا اصلاح و تدوین و تصویب و اجرا کنند که این بهترین خدمت به جامعه و افراد و خود آنها است و حفظ امنیت ازدواج ها را نیز بعدها در نظر داشته باشند که برای توسعه اقتصادی که هدف دولت ها و حکومت ها است، ازدواج یک اصل اساسی و ضروری است .چون باب های رزق بیشتری برای افراد جامعه به واسطه ازدواج گشود می شود و این حلقه های ازدواج در فراق انگشتان جوانان است که روز به روز به دلیل کم کاری ها گران تر و دست نیافتنی می شوند پس بنابراین یکی از مهم ترین زمینه های رشد و بهبود وضعیت اقتصادی ازدواج است و در اینجا قانون های برای شتاب و تسریع ازدواج پیشنهاد می شود واین قانون دوازده گانه ازدواج عبارتند از:

قانون اول : ابتدای دوره ازدواج اختیاری ۱۷ سال و انتهای آن ۲۸ است و اگر کسی ازدواج نکرد باید ازدواج اجباری داشته باشد.
قانون دوم : اگر کسی بعد از سن ۲۸ سالگی از ازدواج امتناع کرد از او ربع درآمد کسب و کار و صنعت یا مالیات از تجارت او گرفته می شود و به آنها که می خواهند ازدواج کنند و گرفتار فقر هستند داده می شود.
قانون سوم: اگر فرد در این دوره سنی ازدواج نکرد اگر بیمار بود ، معالجه او مجانی است و اگر بیماری بدون علاج داشت از ازدواج او امتناع شود و اگر بیماری او معالجه شد و ازدواج نکرد باید تمام هزینه های ازدواج یک زوج را پرداخت کند.
قانون چهارم: اگر پس از دوره ازدواج اختیاری فرد ازدواج نکرد از او در مناصب مدریتی و تدریس و عضویت در هیئت علمی و کارهای کلیدی هرگزاستفاده نمی شود.
قانون پنجم: اگر صاحبان مشاغل و کسب و کار به تعداد تعین شده از جوانان که در دوره ازداوج اختیاری هستند چه دختر باشد و چه پسر وام خودکفایی و ازدواج بدهند از دو تا سه سال معاف از هرگونه مالیات و عوارض می شوند.
قانون ششم: کسی که سن او بالایی چهل سال است و فرزندی ندارد اگر به لحاظ جسمی و مالی، شرایط اش را داشته باشد موظف است که باتوجه به توانایی های او ازیک تا چهار یتیم از کودکان کار یا شیرخوارگاه یا یتیم خانه های کشور فرزند تقبل کند.
قانون هفتم: هرکس در این دوره ازدواج کرد و برادر بزرگتری ندارد که به والدینش خدمت کند استخدام رسمی ادارات دولتی می شود و همچنین یک دختر اگر برادر بزرگ تر ندارد که از والدینش مراقبت کند شوهر او معاف از مالیات و سربازی تا زمان پایان حیات والدین است.
قانون هشتم: کسی که در دوره ازدواج اختیاری ازدواج کرد اگر فقیر بود به او در نزدیک ترین محل سکونت والدین در شهر خود زمینی یا منزل مسکونی یا مغازه ای برای کسب و کار که قابل برگشت باشد از طرف دولت ها وحکومت داده می شود.
قانون نهم : کسی که در دوره ازدواج اختیاری و قبل از ۲۸ سالگی ازدواج کرد و صاحب چهار فرزند شد از سربازی معاف می شود و یارانه بیشتری از دولت ها دریافت می کند.
قانون دهم : کسی که بدون ازدواج به سفرهای خارجی غیر زیارتی و علمی می رود عوارض خروج بیشتری باید بدهد واگر بدون عذر معقول همسر خود را با خود نبرد و یا در خارج ازدواج کند نصف دارایی های او برای همسر اول و فرزندان است.
قانون یازدهم : دانشجویان و طلاب تنها به دلیل تحصیل علم در داخل یا خارج از کشور تنها دو سال می توانند تاخیر در ازدواج داشته باشند.
قانون دوازدهم: گواهی گذراندن حداقل دو دوره رایگان «حقوق متقابل و مترابط زن و شوهر» و «روش تعامل و آموزش تربیت فرزندان» قبل از ازدواج اختیاری یا ازدواج اجباری باید توسط دختر و پسر ارائه گردد تا پنج درصد به وام ازدواج آنها اضافه شود.

و اما گروه چهارم که دختران و پسران متفاوت و مرموز که از آنها خواندیم و شنیدیم و بسیار هم دیده ایم که نزدیک ازدواج و حتی قبل آن که می شود بدون قصد دوست داشتن پسرها بیشتر به دختران دروغ می گویند و دخترها بهتر به پسران دروغ می گویند پس یکی در کمیت ها و دیگری در کیفیت ها اول است یا اینکه دختر می خواهد ازدواج کند اما پسر نمی خواهد و او مشغول شارلاتان بازی است و یا بالعکس.
دختر و پسر می خواهند ازدواج کنند اما پدر و مادر نمی پسندند و عیبجویی می کنند و هزار بهانه کوچک و بزرگ می آوردند و یا اینکه هم دختران و پسران و پدران و مادران و نزدیکان و مسلمانان و هم دینان می خواهند که وصلت ها و ازدواج ها صورت بگیرد اما دولت ها و دولتمردان نمی خواهند یا نمی گذارند.
همه نفس ها را به امید هم فرو می بریم ، فرشته نجات هم نمی شویم و کی نوبت حرکت ما می شود خدا می داند، هم را می شناسیم که اهل کارستانیم اما مقصر تراش ایم و تقصیر ها را به گردن هم می اندازیم و در آخر با بی انصافی می گوییم بخت و اقبال و قسمت نیست و نبود و نشد و این یک درد کوچک نیست، داستان نیست، واقعیت است وشاید هم یک عادت که عادی شده است!

No responses yet

May 22 2020

هاجره شانس و اقبال داشت که مُرد؛ روایت زنان بلوچ از قتل دختر ۲۰ ساله

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,امنیتی,حقوق بشر,مذهب


ایران وایر: خبر قتل «هاجره حسین‌بُر» روز ۲۴ اردیبهشت از سوی «کمپین فعالان بلوچ» منتشر شد.
گفته می‌شود او بر اثر شکستگی استخوان و ضربه به سر جان داده است.
«در مقایسه با خیلی از زنان منطقه، شاید هاجره شانس و اقبال داشت که مُرد.»
«یک زن در بلوچستان از شش سالگی کارش خدمت کردن است.»
«این‌جا خانواده‌ها دسته جمعی زندگی می‌کنند و وقتی ازدواج می‌کنی، زن یک نفر نمی‌شوی، تو کنیز بی‌دستمزد یک طایفه می‌شوی.»
پزشک گفته دخترشان زجرکش شده است چند جای بدنش شکسته و دست‌هایش را با سنگ له کرده‌‌اند. اسید به خوردش داده‌‌اند و بعد هم سعی کرده‌‌اند او را بسوزانند.
فریبا بلوچ، فعال حقوق زنان، می‌گوید از آدم‌های آن محله شنیده است که بارها هاجره را با سر و روی خونین و مالین دیده‌اند.
«وقتی به بیمارستان رسیدیم، پزشک معالجی که شیفت بود، برای ما توضیح داد که چه بلاهایی بر سر هاجره آمده بود. اما روز بعد به کلی انکار کردند.»
سیستان و بلوچستان یکی از استان‌هایی است که در صدر لیست قتل‌های ناموسی قرار دارد.

ماهرخ غلامحسین‌پور

خبر قتل «هاجره حسین‌بُر» روز ۲۴ اردیبهشت از سوی «کمپین فعالان بلوچ» منتشر شد. این خبر هنوز از سوی منابع رسمی تایید نشده است اما منابع محلی استان سیستان و بلوچستان مرگ هاجره ۲۰ ساله را بر اثر ضرب و شتم او از سوی همسرش تایید کرده‌اند. گفته می‌شود او بر اثر شکستگی استخوان و ضربه به سر جان داده است.

نزدیکان شوهر هاجره می‌گویند او قربانی مسايل ناموسی شده اما روایت بستگان و همسایگانش چیز دیگری است. آن‌ها از اعتیاد همسر هاجره و کتک‌ خوردن‌های دختری حرف می‌زنند که ۱۶ سالگی به خانه شوهر می‌رود، ۱۸ سالگی مادر می‌شود و ۲۰ سالگی جان می‌دهد و برای همیشه از کتک‌های شوهرش خلاص می‌شود.

***

هاجره حسین‌بر، متولد اردیبهشت ۱۳۷۹، تازه ۲۰ سالش تمام شده بود که کشته شد. او هفت خواهر و یک برادر داشت و ساکن شهر «گشت» بود. گشت شهری است بین «خاش» و «سراوان» و ۶۵ کیلومتر با سراوان فاصله دارد.
تا کلاس سوم راهنمایی فرصت درس خواندن به او دادند. ۱۶ ساله بود که خانواده «گمشادزهی» برای پسر نوجوان‌شان که چندان هم بزرگ‌تر از هاجره نبود، رفتند خواستگاری. پدر هاجره این وصلت را پذیرفت و او به خانه بخت رفت تا به خانواده همسرش خدمت کند.
«منیره» که در همسایگی خانه هاجره زندگی می‌کند، می‌گوید در مقایسه با خیلی از زنان منطقه، شاید هاجره شانس و اقبال داشت که مُرد: «یک زن در بلوچستان از شش سالگی کارش خدمت کردن است. فرقی هم نمی‌کند خانه پدر باشد یا خانه همسر. با این تفاوت که خانه پدری شاید کمتر جانش به مخاطره بیفتد. این‌جا خانواده‌ها دسته جمعی زندگی می‌کنند و وقتی ازدواج می‌کنی، زن یک نفر نمی‌شوی، تو کنیز بی‌دستمزد یک طایفه می‌شوی. زن این‌جا یعنی موجودی که باید بنشیند و بردارد و بپزد و زیرپای همه را رفت و روب کند و مدام کتک بخورد. اگر زنی به این وظایفش تن ندهد، او را متمرد می‌دانند و تحت فشار روانی، وادار به تسلیم می‌کنند.»
منیره جزو اقلیت زنان شاغل شهر است. او می‌گوید هاجره زن با خدایی بود: «قرآن می‌خواند، روزه می‌گرفت و مراقب رخت و لباسش بود. حالا می‌گویند به خاطر ناموس کشته شده است. این‌جا هر مردی دلش خواست، زنش را می‌کشد و بعد هم می‌گوید برای ناموس کشته است. هم برای خودش آبرو و بهانه قتل درست می‌کند، هم آبروی زن بیچاره و خاندانش را به باد می‌دهد.»
هاجره چندین بار پیغام و پسغام فرستاده بود برای پدرش که بیایید مرا ببرید؛ اگر نیایید، آخرش یک روز مرده مرا برمی‌گردانید خانه. حتی به گفته منیره، او یک روز به برادرش گفته بود مرا بد می‌کشند، شرحه شرحه‌‌ام می‌کنند.
کسی به درستی نمی‌داند اختلاف هاجره و همسرش بر سر چه بوده و هیچ منبع دولتی تایید نکرده که هاجره به قتل رسیده یا قاتلش چه کسی است. اما یکی از ماموران کلانتری سراوان در پاسخ به تلفن خبرنگار «ایران‌وایر» می‌گوید روز گذشته دو متهمی که در مورد مرگ این زن تحت پی‌گرد بودند، دستگیر شدند و هم اکنون تحقیقات ادامه دارد. او می‌گوید در جریان تحقیقات هستند و مجاز به اظهار نظر در مورد جریان پرونده نیستند.
«بصیر حسین‌بر»، از اقوام نزدیک هاجره می‌گوید آن‌ها تردیدی ندارند که او کشته شده است. پزشک بیمارستان سراوان به آن‌ها گفته دخترشان زجرکش شده است چند جای بدنش، از جمله دست راست و پای چپش شکسته، یکی از مهره‌های گردنش به شدت آسیب دیده و دست‌هایش را با سنگ له کرده‌‌اند. اسید به خوردش داده‌‌اند و بعد هم سعی کرده‌‌اند او را بسوزانند.

به گفته این عضو خانواده هاجره، او همیشه از کارهای خلافی که همسرش انجام می‌داده، شکایت می‌کرده است: «بارها سعی کرده بود همسرش را با نصیحت و مهربانی به مسیر درست بکشاند و در نهایت هم تهدید کرده بود که اگر به راه راست برنگردد، یا او را لو خواهد داد یا حداقل گزارش رفتارش را به گوش بزرگ طایفه خواهد رساند.»
یک کاربر توییتر ساکن شهر سراوان که مایل به ذکر نامش نیست، به «ایران‌وایر» می‌گوید بعد از انتشار عکس هاجره، از دو خانواده هاجره و همسرش با او تماس گرفته‌‌ و تهدید کرده‌‌اند که باید عکس آن زن را حذف کند.
منیره همان حوالی خانه هاجره زندگی می‌کند. او در مورد قتل‌های ناموسی در بلوچستان می‌گوید: «تا اسم ناموس می‌آید، دهان‌ها دوخته می‌شود. کسی جرات دفاع و اظهار نظر ندارد. کسی زحمت تحقیق به خودش نمی‌دهد. داغ ننگ ناموس، هر قساوتی را توجیه می‌کند. کسی نمی‌پرسد دختری که کلفت خانه شوهر بود، از در خانه بیرون نمی‌آمد و صبح علی‌الطوع خدمت می‌کرد تا دم غروب و هیچ کدام از همسایه‌ها حتی رفت و آمد معمولی ‌‌او را نمی‌دیدند، نه میهمانی می‌رفت و نه فراغتی داشت، چه طور یک باره مستحق مرگ می‌شود؟ گفتن این کلمه تنها راه نجات نام و آوازه کسی است که با قساوت دست به قتل زده است. بعد هم سرش را بالا می‌گیرد و توی محله می‌چرخد و به خاطر خوش غیرتی تمجید می‌شود.»
«فریبا بلوچ» از فعالان حقوق زنان است. او یک سال پیش از بلوچستان به لندن مهاجرت کرده و چون با درد زنان بلوچستان آشنا است، پی‌گیر جریان هاجره و پرونده‌‌اش شده است. او به «ایران‌وایر» می‌گوید در آن منطقه آمار قتل‌هایی که در پی خشونت‌های بی‌حد و حساب خانوادگی رخ می‌دهند، بسیار بالا است: «اکثریت دختران بلوچ گرفتار شرایطی هستند که هاجره بود. هاجره بارها به نزدیکانش هشدار داده بود. او پیش‌بینی مرگش را می‌کرد و به خانه پدرش پناه می‌برد ولی هر بار با میانجی‌گری بزرگان خانواده به خانه همسرش بازگردانده می‌شد.»
فریبا بلوچ می‌گوید از آدم‌های آن محله شنیده است که بارها هاجره را با سر و روی خونین و مالین دیده‌اند. حتی در یک مورد یکی از همسایه‌ها شاهد بوده است که او را با سیم داغ تنبیه کرده بودند. با این همه، بزرگان دو طرف قول می‌دادند که درست می‌شود و از هاجره درخواست می‌کردند که صبور و بردبار باشد.
منیره هم اظهارات فریبا را تایید می‌کند. او می‌گوید دقایقی از افطار نگذشته، «اسماعیل» هاجره را کشان کشان با خودش از خانه برده و چند ساعت بعد بدن شرحه شرحه شده‌‌اش را جلوی در ورودی بیمارستان رها و فرار ‌کرده است.
یک پرستار بیمارستان به فریبا بلوچ گفته است وقتی هاجره را به آن‌جا منتقل کرده بودند، اثر سوختگی ناشی از اسید در مجاری گوارشی قربانی دیده ‌شده است. همان دقایق اولیه متوجه می‌شوند سطح هوشیاری هاجره پایین است و به سختی نفس می‌کشد. پوست سرش پر بوده است از خارهای بیابان و هر دو دستش را با سنگ، لت و کوب کرده بودند.
به گفته این پرستار، به خاطر خوراندن اسید، هیچ دندانی در دهان هاجره باقی نمانده بوده و بسیاری از استخوان‌هایش بر اثر ضرب و شتم شکسته بودند.
خانواده هاجره معتقدند جریان تصادف ساختگی است. آن‌ها می‌گویند اسماعیل نمی‌توانسته است برای انجام این کارها تنها باشد. او وقتی هاجره را به بیمارستان رسانده، به مادر زنش زنگ ‌زده و گفته است که ما بین راه تصادف کرده‌‌ایم و ماشین‌مان شعله‌ور شده، خودتان را به بیمارستان برسانید چون هاجره زخمی شده است.

اما وقتی برادر هاجره به بیمارستان می‌رسد، عملا دیگر خواهرش جان به تن نداشته است و ملافه را روی صورتش کشیده بودند.
به گفته بصیر حسین‌بر، از وابستگان نزدیک هاجره، موضوعی که آن‌ها را متعجب کرده، تفاوت اظهار نظر مابین پزشکان بیمارستانی است که هاجره چند ساعت در آن جا بستری بوده و اظهارات پزشکی قانونی که بعد از مرگ، جسد او را تحویل گرفته‌ است: «وقتی به بیمارستان رسیدیم، پزشک معالجی که شیفت بود، برای ما توضیح داد که چه بلاهایی بر سر هاجره آمده بود. اما روز بعد به کلی انکار کردند و گفتند پزشکی قانونی باید گزارش بدهد و این وظیفه ما نیست که ادعایی مطرح کنیم. به نظر می‌رسد پزشکان بیمارستان ترجیح داده‌‌اند خودشان را از درگیری‌های محلی دور کنند.»
فریبا بلوچ، فعال حقوق زنان و از اهالی بلوچستان به نقش تهدید خانواده آزاررسان اشاره می‌کند: «گویا مادر اسماعیل تماس گرفته و گفته است که اگر اتفاقی برای پسرم بیفتد، مطمئن باشید که اجازه نمی‌دهیم شما دیگر راحت زندگی کنید.»
هاجره روز پانزدهم اردیبهشت ماه درگذشت و روز شانزدهم به خاک سپرده شد. با این که حساسیت زیادی برای پنهان ماندن ابعاد این اتفاق وجود داشت اما دنیای مجازی کارش را پیش برد و این خبر در پستو نماند.

منیره، همسایه هاجره و کارمند شهرداری سراوان به «ایران‌وایر» می‌گوید: «این که خانواده قربانی یا متهم از کاربران توییتر درخواست کنند که عکس قربانی حذف بشود، با توجه به نرم های معمول منطقه، بسیار عادی است. به هر حال، زنی که مرکز خبر شده، از نظر افکار عمومی گناه‌کار است. این‌جا حتی زنی که مرتکب جرمی نشده ولی به هر دلیل با میل و اراده یک عضو مذکر خانواده بمیرد، مرده‌‌اش مایه خفت و خواری است. آن‌ها به رنج‌هایی که آن زن برده و جان شیرینش را از دست داده است، فکر نمی‌کنند بلکه ترجیح می‌دهند زن مورد نظر مرده باشد و خبرش هم جایی درج نشود.
فریبا بلوچ می گوید دختر عموی خودش را ۲۰ سال پیش تنها به این دلیل که می‌خواست شریک زندگی‌ خود را شخصا انتخاب کند، کشته بودند: «دایی من دختر عمویم را جلوی چشم دو کودکش تنها به این دلیل کشت که جسارت کرده بود از همسر معتادش طلاق بگیرد و بعد هم می‌خواست با مردی که خودش انتخاب کرده بود، زندگی کند. اما جالب‌ترین بخش ماجرا این جا است که آن سال‌ها دایی‌ من را بی‌هیچ عقوبتی در کوتاه مدت آزاد کردند و کلا ماجرا به مصالحه انجامید. جوری رفتار می‌شد گویا اصل دختر عموی من از اول وجود نداشت.»
از آن جایی که همسر هاجره بعد از رها کردن بدن سوخته و نیمه جان او از محل متواری شده است و شواهد و مدارکی از مداخله او در مرگ همسرش وجود دارد، اداره آگاهی سراوان برادر اسماعیل را برای پاره‌ای توضیحات احضار و او را به طور موقت بازداشت می‌کند تا این که امروز۲۹ اردیبهشت اسماعیل را هم دستگیر می‌کنند.
حالا حرف‌هایش را پس گرفته است. مردم محلی نمی‌خواهند خودشان را وارد جریان انتقام گیری و درگیری طایفه‌‌ای بکنند. وابستگان اسماعیل هم می‌گویند اگر قتلی در میان بوده، پس چرا آن مرد سعی کرده است زنش را به بیمارستان برساند؟
آن‌ها می‌گویند اگر احتمالا قتلی رخ داده، اسماعیل در شرایط طبیعی نبوده است و شاید لازم باشد از او تست روان‌شناسی بگیرند. خانواده هاجره می‌خواهند بدانند چه بر سر دخترشان آمده است. آن‌ها می‌پرسند چه طور ممکن است در یک خانواده پر جمعیت، والدین اسماعیل متوجه فشارهایی که به عروس‌شان وارد می‌شده است، نباشند؟ چه طور متوجه نشده‌‌اند که او را شب هنگام به زور از خانه بیرون برده‌اند؟ چرا نپرسیده‌‌اند به کدام گناه کتک می‌خورد؟
حالا خانواده هاجره دارند تلاش می‌کنند حضانت کودک دو ساله‌اش را از دادگاه بگیرند. آن‌ها امروز و فردا می‌روند تا وسایل شخصی هاجره را هم تحویل بگیرند. لابد چند چند آلبوم عکس، یک چمدان لباس‌های نیم‌دار و هر آن‌چه از آدمی به نام هاجره حسین بر باقی مانده است، به خانه برمی‌گردد.
سیستان و بلوچستان یکی از استان‌هایی است که در صدر لیست قتل‌های ناموسی قرار دارد. آمار روشن و به ثبت رسیده‌ای در مورد این قتل‌ها وجود ندارد. بسیاری از این قتل‌ها گزارش نمی‌شوند، شاکی خصوصی ندارند و در اغلب موارد، خانواده قربانی در یک توافق تلخ و تاریک، چشم‌ان خود را بر مرگ عزیزشان می‌بندند.

No responses yet

May 16 2020

گزارش درباره «به آتش کشیده شدن» مقبره مقدس یهودیان در همدان؛ آمریکا محکوم کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,تاریخی,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: جاناتان گرینبلات، رئیس «اتحادیه ضد افترا» جمعه ۲۶ اردیبهشت از گزارش‌ها درباره به آتش کشیده شدن مقبره «استر و مردخای»، از مکان‌های مقدس یهودیان ، در شهر همدان خبر داده است. در همین حال یک مقام دولت آمریکا چنین اقدامی را محکوم کرده است.

جاناتان گرینبلات در توییتر خود نوشته است٬ گزارش‌های نگرانی کننده ای از ایران در خصوص به آتش کشیدن شبانه مقبره «استر و مردخای»، مکان مقدس یهودیان، منتشر شده است. ما امیدواریم مقامهای مسئول عاملان این اقدام یهود ستیزانه را به دست عدالت بسپارند و تعهد بدهند که از مکان‌های مقدس اقلیت‌های مذهبی در ایران محافظت می کنند.

Disturbing reports from #Iran that the tomb of Esther & Mordechai, a holy Jewish site, was set afire overnight. We hope that the the authorities bring the perpetrators of this #antisemitic act to justice & commit to protecting the holy sites of all religious minorities in Iran.

— Jonathan Greenblatt (@JGreenblattADL) May 15, 2020

هنوز رسانه‌های ایران گزارشی در این خصوص منتشر نکرده‌اند.

در همین حال٬ ایلان کار استکاتس، نماینده ویژه دولت آمریکا در رصد و مقابله با یهودستیزی ، به این گزارش واکنش نشان داده و آن را محکوم کرده است.

ایلان کار استکاتس نوشته است: ما قویا حمله به مقبره «استر و مردخای» در همدان ایران را محکوم می‌کنیم.

این مقام دولت آمریکا گفته است، سه ماه پیش تهدیداتی علیه این مقبره مطرح شده بود.

ایلان کار استکاتس تصریح کرده است: حکومت ایران اصلی ترین حامی یهودستیزی است. این اقدامات می بایست متوقف شود و از جامعه یهودی و سایر اقلیت‌ها محافظت شود.

We strongly condemn the attack on the Tomb of Esther & Mordechai in Hamedan #Iran, which follows a threat last Feb. against the site. Iran’s regime is the world’s chief state sponsor of #Antisemitism. It must stop incitement and protect its #Jewish community and other minorities.

— U.S. Envoy to Monitor and Combat Anti-Semitism (@USEAntiSemitism) May 15, 2020

فدراسیون یهودیان ایرانی-آمریکایی نیویورک و لس آنجلس نیز در بیانیه از این گزارش ها ابراز تاسف کرده و خواستار تعقیب و مجازات عاملان این اقدام شده اند.

مقبره «استر و مردخای» محل دفن همسر یهودی خشایار شاه است.

«استر» (ستاره) برادرزاده مردخای یکی از وزرای این پادشاه هخامنشی بوده است.

در روایات تاریخی یهودیان آمده است که «هامان» صدراعظم وقت، در نتیجه مخالفت شدید با «مردخای» که حاضر به سجده کردن به صدراعظم نبود و از او حرف شنوی نداشت، دستور قتل‌عام یهودیان را در سرزمین باستانی ایران صادر کرد.

طبق این روایت ها «مردخای» از این توطئه آگاهی یافت. ملکه «استر» به نزد خشایارشاه رفت و نگرانی‌های عمیق خود و یهودیان را با او درمیان نهاد.

خشایارشاه پس از آگاهی از این توطئه دستور قتل «هامان» را صادر می‌کند.

No responses yet

May 04 2020

محمود کریمی؛ از هفت‌تیرکشی و دوستی با حسن رعیت تا قمار امام حسین با خسرو خان مست

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب


بی‌بی‌سی: آقای کریمی از روضه‌خوانان مورد علاقه آقای خامنه‌ای استپخش داستانی با مضمون مذهبی از تلویزیون ایران درباره قماربازی یک فرد مست با امام سوم شیعیان جنجال‌برانگیز شده است.

برخی از محمود کریمی، مداحی که این روضه را خوانده، برای “توهین به مقدسات” انتقاد کرده‌اند و بعضی هم از او دفاع کرده‌اند.

در عین حال عده‌ای هم منتقد برخورد دوگانه مقام‌های حکومت در تفسیر مرز توهین به مقدسات و امثال آن هستند.

محمود کریمی چه روضه‌ای خوانده؟

آقای کریمی در داستانی که با لحنی غمناک و آهنگین تعریف کرده و از شبکه دوم تلویزیون ایران به طور زنده پخش شده، ماجرای شخصی مست و قمارباز را می‌گوید که به واسطه برخوردش با دختر پیامبر اسلام و امام حسین دچار تحول اخلاقی می‌شود.


و این ماجرا را در آرامگاه امام هشتم شیعیان تعریف می‌کرد و به دلیل محدودیت‌های مهار کرونا جمعیتی برای شنیدن صحبت‌هایش حضور نداشت.

آقای کریمی می‌گوید شخصی، که نامش “خسرو خان” بوده، شب اول محرم با “نوچه‌هایش” در نزدیکی تکیه محل بوده و می‌گوید قبل از شروع شدن برنامه به خانه می‌رود:

“می‌روم خانه و مست می‌شوم به حال خودم می‌رسم.”

در این قصه خسرو خان در خانه مشروب می‌نوشد و مست می‌شود و تخته‌نرد هم می‌گذارد و از امام حسین می‌خواهد که با او تخته بازی کند.

قمار آنها سر دو گونی برنج بوده و خسرو خان مدام می‌بازد. وقتی گونی‌های برنج را به تکیه محل تحویل می‌دهد به او می‌گویند زنی منتظرش بوده و پس از آن که نیامده برایش پیغام گذاشته: “به او بگویید نذرت قبول است، اما هیچ وقت با بچه من قمار نکن.”

در این قصه خسرو خان در سالمندی به شخصی تبدیل می‌شود که “نفسش حق بود و دعا می‌کرد مستجاب می‌شد”.

واکنش‌ها چیست؟

بعضی رسانه‌های رسمی در ایران و همچنین کاربران شبکه‌های اجتماعی پخش چنین ماجرایی را توهین به امام سوم شیعیان تلقی کرده‌اند.


با وجود فاصله‌گذاری اجتماعی برای مهار کرونا، بازار مداحی کساد نشده و کسانی که خودروی شخصی دارند می‌توانند به مراسم مداحی برونداز جمله به این اشاره شده که در رسانه‌های طرفدار حکومت برای تحقیر دونالد ترامپ، به سابقه شغلی او در مالکیت قمارخانه‌ها اشاره می‌شود و او را “قمارباز” می‌خوانند ولی حالا یکی از امامان شیعه در حال قمار به تصویر کشیده شده است.

برخی از حامیان حکومت و طرفداران حکومت هم منتقد این روضه هستند اما می‌گویند نباید برخورد تندی با محمود کریمی بشود.

بعضی از آنها هم می‌گویند که اصولا آنچه آقای کریمی گفته یک قصه پندآموز است که او در آن نمی‌گوید امام حسین واقعا با یک فرد مست قمار کرده است.

در عین حال عده‌ای هم از برخورد دوگانه مقام‌های حکومتی انتقاد کرده‌اند که برخوردی دوگانه با آزادی بیان، به ویژه در خصوص مسائل مذهبی دارند و در حالی که افرادی همچون مداحان نزدیک به رهبر حاشیه امنیت دارند، با دیگران برای حرف‌های مشابه برخورد قضایی و امنیتی می‌شود.

از جمله به صحبت‌های حسن آقامیری اشاره شده که ماجرایی درباره درخواست یک فرد معتاد به الکل از امام رضا برای پیدا کردن مشروب تعریف کرد. آقای آقامیری بعدتر در دادگاه ویژه روحانیت از پوشیدن لباس روحانیت منع شد.

توضیح محمود کریمی چیست؟

آقای کریمی پس از انتقادهای فراوان در توضیحاتی که به طور زنده از شبکه دوم تلویزیون ایران پخش شد درباره منتقدانش گفت: “بعضی خوب متوجه نشدند و از آنها عذرخواهی می‌کنم، شاید خوب جا نینداختم. بعضی هم خود را به متوجه نشدن زدند.”

او گفت منظورش این نبوده که شخص امام حسین با خسرو خان تخته بازی کرده، بلکه خسرو خان “در عالم خودش تصور کرد که در مقابل حضرت نشسته است”.

او گفت ماجراهای این چنینی بسیاری در زندگی روزمره مسلمانان رخ می‌دهد.

در توضیحی که آقای کریمی داد فقط گفته شد که شخصیت داستان در حال مستی دچار توهم شده و او در این باره توضیحی نداد که چه طور مادر امام حسین برای خسرو خان در تکیه پیغام گذاشته است که دیگر با فرزند او قمار بازی نکند.

محمود کریمی کیست؟

آقای کریمی جزو حلقه مداحانی است که در مناسبت‌های مذهبی و سیاسی در حضور آیت‌الله خامنه‌ای برنامه اجرا می‌کنند و رسانه‌های رسمی و حکومتی ایران، از جمله رادیووتلویزیون پیوسته قطعات آنها را پخش می‌کنند.

قای کریمی گاهی با همراهی یک نفر که با گفتن ‘حسین، حسین’ ضرب می‌گیرد آوازهای مذهبی می‌خوانداو عمدتا در حسینیه‌ای در شمال تهران نوحه می‌خواند و از اولین کسانی است که یک شیوه جدید در آوازهای مذهبی شیعه را رایج کردند که در آن یک خواننده شعر را می‌خواند و خواننده‌ای دیگر در پس‌زمینه با تکرار “حسین، حسین” ضرب می‌گیرد و ریتمی مشابه موسیقی‌ رقصی الکترونیک و تکنو ایجاد می‌شود.

محمود کریمی متولد جنوب تهران است و پدر و برادرش را در جنگ ایران و عراق از دست داده است.

آقای کریمی مدتی در یک مدرسه “معلم تربیتی” بود.

او به ورزش‌های رزمی علاقه دارد و گفته می‌شود تحصیل در رشته مدیریت را نیمه‌کاره رها کرده است.

آقای کریمی در سال ۱۳۹۲ برای تیراندازی به سوی یک خودرو خبرساز شد.

ماجرا از این قرار بود که چند خودرو از محمود کریمی سبقت می‎‌گیرند و و او به دلیلی احساس خطر کرده و در حال حرکت به سمتشان شلیک می‌کند که یکی از گلوله‌ها به خودرویی می‌خورد که یک زن و شوهر جوان سرنشین آن بودند.

آنها ابتدا از آقای کریمی شکایت کردند اما کمی بعد رضایت دادند.

مقام‌های امنیتی گفتند آقای کریمی برای حمل سلاح مجوز داشته، هرچند مشخص نشد او چرا به حمل سلاح نیاز دارد.

در برخی گزارش‌ها آمده بود که حسن میرکاظمی، مشهور به حسن رعیت، در این حادثه همراه آقای کریمی بوده است.

محمود کریمی به جز تیراندازی در خیابان برای صحبت‌هایش هم شخصیتی جنجالی بوده است.

او از جمله در سال ۱۳۹۴ در مراسم تشییع جنازه غواصان ایرانی کشته‌شده در عملیات کربلای ۴، که با وجود شواهد لو رفتن عملیات، انجام شد و به کشتار صدها سرباز ایرانی انجامید، به حسن روحانی و علی لاریجانی حمله کرد و بدون نام بردن از آنها آقای روحانی را “بی‌عرضه” خواند و به آقای لاریجانی هم گفت: “خاک بر سرت بی غیرت”.

او یکی از چهار مداحی بود که چند سال پیش تصاویر چک‌های ۲۰ میلیون تومانی در وجهشان منتشر شد، هرچند خود آقای کریمی می‌گوید برای نوحه و مداحی پول نمی‌گیرد.

محمود کریمی همچنین از جمله مداحانی است که روابط نزدیکی با حسن میرکاظمی، معروف به حسن رعیت داشتند.


آقای کریمی از مداحان نزدیک به حسن میرکاظمی بود – عکس از آقای میرکاظمی در جریان سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸آقای میرکاظمی با بابک زنجانی، تاجر عمده‌ای که برای فساد اقتصادی در جریان زدن دور زدن تحریم به اعدام محکوم شد، رابطه نزدیکی داشت.

چندین مداح معروف هم با آقای میرکاظمی روابط نزدیکی داشتند و از جمله ویدئویی از ورزش آنها با یکدیگر منتشر شد.

آقای میرکاظمی به واسطه عکسی که از حضورش در سرکوب اعتراضات ۱۳۸۸ منتشر شد توجه بسیاری را جلب کرد.

او در سال ۱۳۹۸ با اتهام اقتصادی بازداشت شد و برخی گزارش‌ها از باغ وحش شخصی بزرگ در ویلای او حکایت داشتند که حتی چند قلاده ببر در آن نگهداری می‌شد.

مداحان چه طور حاشیه امنیت دارند؟

این تنها محمود کریمی نیست که در خیابان تیراندازی می‌کند، مقام‌های ارشد را بی‌عرضه یا بی‌غیرت می‌خواند یا در نوحه‌ای از قمار فردی مست با یکی از امامان شیعه می‌گوید بدون آن که نگرانی از برخوردی داشته باشد.

چندین نفر دیگر از حلقه مداحان شاخص مانند او بارها در جنجال‌های سیاسی و مذهبی مطرح شده‌اند بدون آن که به موقعیتشان ضربه‌ای بخورد.

۹ سال پیش منصور ارضی به اسفندیار رحیم مشایی تاخت و او را “یهودی امت” خواند. یهودیان ایران از او برای اینکه دین آنها را به عنوان صفت تحقیر به کار برد، انتقاد کردند و دولت وقت و آقای مشایی از او شکایت کردند اما او تبرئه شد.


تجملات به مراسم عزاداری عاشورا نیز رسیدهسعید حدادیان هم در همان مقطع آقای رحیم مشایی را به “عورت رئیس‌جمهور” وقت، محمود احمدی‌نژاد تشبیه کرد و گفت آقای احمدی‌نژاد باید آقای مشایی را با برگ انجیر بپوشاند. او برای این صحبت‌ها “۵۰ هزار تومان” جریمه شد.

حملات مداحان به روسای جمهور ادامه داشته و منصور ارضی بعدتر به حسن روحانی هم حمله کرد و با اشاره به او و اکبر هاشمی رفسنجانی گفت: “آن یارو آخرش در استخر مرد، این یارو هم آخرش در استخر می‌میرد.”

دیگر مداحان هم بارها به روحانی حمله کرده‌اند و از جمله میثم مطیعی سه سال پیش در نماز عید فطر با خواندن شعری به حسن روحانی حمله کرد.

بعضی از مداحان مقام‌های حکومتی دارند و رابطه نزدیکی با دفتر آیت‌الله خامنه‌ای و سپاه.

وضعیت مالی مداحی چندان شفاف نیست، اما محمدرضا سنگری، که کتابی درباره جامعه‌شناسی عزاداری محرم نوشته، چندی پیش گفت برخی از مداحان معروف برای خواندن در یک دهه محرم تا یک میلیارد تومان پول می‌گیرند.

آیت‌الله علی خامنه‌ای شخصا بارها مداحان را ستایش کرده است و سالانه با آنها چند دیدار دارد و در مراسمی آنها را به نوحه‌خوانی در حضور خود دعوت می‌کند.

به دستور او از سال ۱۳۸۴ یک موسسه حکومتی برای حمایت از مداحان تشکیل شده که در سال ۱۳۹۶ بیش از هفت میلیارد تومان بودجه داشت.

بسیاری از نهادهای حکومتی و موسسات عمومی در ایران هزینه‌هایی در زمینه تبلیغات اسلامی و مداحی دارند و حتی یک دانشگاه مداحی هم تاسیس شده است.

آیت‌الله خامنه‌ای شبکه مداحان را “یک وسیله منحصر به فرد” در تبلیغات حکومتی می‌داند.

No responses yet

Apr 24 2020

صحبت‌های نوشنده ادرار شتر پس از دستگیری

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

No responses yet

Apr 21 2020

از روغن بنفشه تا ادرار شتر؛ نسخه “طب اسلامی” برای مبارزه با کرونا

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,سیاسی,مذهب

دویچه‌وله: با شیوع کرونا در ایران، مروجان “طب اسلامی” گهگاه با کشفی تازه‌ برای مبارزه با کرونا خبرساز می‌شوند. پس از تبلیغ روغن بنفشه، حکیمی این‌بار از “ادرار شتر” رونمایی کرده. واکنش‌ها به این خبر از تمسخر تا تأیید در نوسان است.

با شیوع کرونا در جهان بسیاری کشورها تمام توان علمی خود را برای یافتن دارو یا واکسنی بر ضد کوید ۱۹ به کار گرفته‌اند و همزمان تلاش‌های دیگر کشورها در این زمینه را نیز به دقت زیر نظر دارند. کمتر روزی سپری می‌شود که در آن خبری در این رابطه منتشر نشود. ایران هم در این عرصه بیکار ننشسته است و گاه و بی‌گاه گزارش‌هایی در رابطه با “آمدن دارویی خاص تا ۳ ماه دیگر” یا “تست موفق” این ماده یا آن ماده اثرگذار بر روی این بیماری منتشر می‌شود.

اما در ایران در کنار ‌شرکت‌های دارویی و دستگاه‌های متولی بهداشت و درمان، گاه و بی‌گاه از “باغ” طب اسلامی هم “بری” می‌رسد.

هنوز زمان زیادی از تجویز استعمال “روغن بنفشه” از سوی عباس تبریزیان که با عنوان “پدر طب اسلامی” شناخته می‌شود و جنجال شاگرد او، شیخ مرتضی کهنسال که برای شفای بیماران کرونایی، با انگشت به دهان و دماغ مبتلایان کرونا “عطر پیامبر” می‌مالید نگذشته بود که “حکیم مهدی سبیلی”، یکی دیگر از متخصصین “طب اسلامی” و مدیر “انجمن علمی و آموزشی طب الصادق”، یافته‌اش در مقابله با کرونا را به نمایش گذاشت: نوشیدن ادرار شتر.

واکنش وزارت بهداشت به نوشیدن ادارا شتر برای درمان کرونا

انتشار کلیپی از این “حکیم” در شبکه‌های اجتماعی سر و صدای زیادی به راه انداخته است. کار به جایی رسیده که وزارت بهداشت هم به آن واکنش نشان داده.

کیانوش جهانپور سخنگوی وزارت بهداشت، در واکنش به خوردن ادرار شتر برای درمان کرونا گفته، این‌که هر فردی برود ادرار شتر را مصرف کند ربطی با این وزارتخانه نداشته و وزارت بهداشت ناظر بر حریم خصوصی افراد نیست. رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت گفت، «شاید این موارد برای انبساط خاطر افراد باشد و بیش از آن قابل ارزش نیست.»

از تمسخر تا تأیید ادرار شتر

واکنش‌ها در شبکه‌های اجتماعی به ویدیوی تبلیغ ادرار شتر زیاد است؛ از تمسخر و تقبیح گرفته تا دفاع از آن و استناد به روایات.

حسین باستانی می‌نویسد: « شاید باورش سخت باشد اما هستند عزیزانی که دارند از توصیه به نوشیدن ادرارشتر هم دفاع می‌کنند. می‌فرمایند در آن مواد مفیدی هست. گیریم باشد. در ترکیب چیزهای دیگری که ادب اجازه ذکر نامشان را نمی‌دهد هم ممکن است مواد مفیدی باشد، ولی دلیل نمی‌شود که کسی آن چیزها را در لیوان بریزد و میل کند.»

در ماه‌های گذشته “طب اسلامی” به شدت خبرساز شده است، واکنش‌های شدید متخصصان و جوامع علمی ایران را در پی داشته و به معضلی برای مسئولان حوزه بهداشت و درمان تبدیل شده است.

دردسرهای “طب اسلامی” برای جامعه پزشکی و سلامت عمومی جامعه

در دی‌ماه سال گذشته، عباس تبریزیان، پیش از تبلیغ روغن بنفشه برای درمان کرونا، در جمع هوادارانش، کتاب “اصول طب داخلی ‌هاریسون”، یکی از کتاب‌های درسی شناخته‌شده آموزش پزشکی را به آتش کشید. عمل او بازتاب زیادی در محافل پزشکی و فضای رسانه‌ای پیدا کرد. در آن زمان هم کیانوش جهانپور، مدیرکل روابط عمومی‌ وزارت بهداشت، با ابراز نگرانی از “دخالت‌های مکرر این مدعی طلب اسلامی”، از رئیس قوه قضائیه خواست هم در مقام ریاست این قوه و هم به عنوان رئیس دادگاه ویژه روحانیت، با این فرد و جریان حامی‌ او، برخورد کند.

Bildergalerie – Orte und Städte vor Kriegsbeginn (picture-alliance/bildagentur-online.com)

بعد از این ماجرا خبرهایی در مورد بازداشت این روحانی منتشر شد که خبرگزاری میزان، خبرگزاری وابسته به قوه قضائیه، به نقل از دادستانی ویژه روحانیت این موضوع را تکذیب کرد. در عوض سه پزشک ایرانی به حکم یک دادگاه کیفری در مشهد، به جرم اعتراض به اقدام عباس تبریزیان در سوزاندن این مرجع معتبر پزشکی، هر کدام به تحمل ۶۰ ضربه شلاق محکوم شدند. سخنگوی وزارت بهداشت در آن روزها در پی انتشار این خبر، از “رفتار علیه سلامت عمومی جامعه” توسط این روحانی و جریان “طب اسلامی” در کشور و “دخالت غیرمجاز” آنها در درمان بیماران انتقاد کرد و حکم صادره علیه سه پزشک را قطعی و نهایی ندانست.

چندی بعد و در پی مرگ یکی از بیمارانی که مرتضی کهنسال از او عیادت کرده و “عطر پیامبر” به دهانش مالیده بود، سازمان نظام پزشکی کشور به این جریان و به حضور این مدعی طب اسلامی بر بالین بیماران مبتلا به کرونا اعتراض کرد و آن را “مصداق بارز تشویش اذهان عمومی” دانست و خواستار برخورد مقام‌های قضایی با این مسئله شد. دادستان بندر انزلی، روز چهارم فروردین خبر داد که دستور بازداشت این فرد با هماهنگی دادستان ویژه روحانیت صادر شده است.

“مشکلات شخصی و اجتماعی” نوشندگان ادرار شتر

به نظر نمی‌رسد در مورد این ویدیو، مانند دو موردی که در بالا شرحشان رفت، “خلافی” صورت گرفته باشد که حکم جلبی صادر شود. رئیس مرکز روابط عمومی وزارت بهداشت در واکنش به ادرارنوشی شتر در این کلیپ می‌گوید، «این افراد ممکن است مشکلات شخصیتی و اجتماعی داشته باشند».

هنوز خبری از سلامت یا ایمنی نوشنده‌ی ادرار شتر در این کلیپ، در برابر کرونا، منتشر نشده است.

No responses yet

Apr 12 2020

پخش داروی امام کاظم و شربت زعفرانی؛ مبارزه با کرونا در مساجد

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,امنیتی,سیاسی,محیط زیست,مذهب,ملای حیله‌گر


ایران‌وایر: روز نیمه شعبان به مناسبت تولد امام دوازدهم شیعیان برخی مساجد در سطح محلات تهران، اقدام به پخش داروهای طب اسلامی کرده‌اند. این داروها که در بسته‌هایی شامل محلول ضدعفونی‌کننده دست‌ساز، شربت نذری و… پخش شده‌اند، به‌عنوان درمان ویروس کرونا معرفی شده‌اند. روایت شهروندی که یکی از این بسته‌ها را دریافت کرده، بخوانید.

چند جوان با تیپ مرسوم بسیجی‌ها یعنی ته‌ریش و پیراهن‌های یقه‌بسته و آستین بلندی که روی شلوارهای پارچه‌ای افتاده، جلوی در خانه‌شان آمده‌اند و گفته‌اند: «از طرف مسجد محله برایتان وسایل بهداشتی آورده‌ایم.» امیر یک پسر بیست‌وپنج‌ساله و ساکن غرب تهران، راوی این ماجرا است.

او می‌گوید: «فکر کردم حتما ژل ضدعفونی‌کننده و ماسک و الکل پخش می‌کنند. توی دلم یک دمشان گرم گفتم و رفتم دم در.» اما بسته‌ای که به امیر داده‌اند هیچ ربطی به آنچه تصور کرده بوده، ندارد: «یک بسته به من دادند که شامل دو قوطی محلول دست‌ساز است. روی یکی از آن‌ها نوشته شربت زعفران و روی دیگری نوشته محلول ضدعفونی‌کننده سطوح، یک بسته نایلونی پودر هم کنارش گذاشته‌اند که رویش نوشته‌شده داروی امام کاظم. یک عدد کیک شیرین عسل هم داخلش گذاشته‌اند.»

امیر قوطی محلولی را که رویش نوشته ضدعفونی‌کننده سطوح را باز کرده و می‌گوید: «بوی تند سرکه می‌داد. رنگش هم رنگ سرکه است و مشخص است سرکه را با چیزهای دیگر قاتى کرده‌اند.» این در حالی است که متخصصان بارها اعلام کرده‌اند که سرکه نمی‌تواند ویروس کرونا را از بین ببرد.

شربت زعفران هم به گفته امیر بوی تمامی شربت‌هایی را می‌دهد که در مناسبت‌های مذهبی به‌عنوان نذری پخش می‌شود اما او می‌گوید: «واقعا نمی‌دانیم در شرایط شیوع گسترده این بیماری ویروسی واگیردار این شربت در چه شرایطی تهیه شده است. آیا واقعا بهداشت رعایت شده است یا خیر.»

اما چیزی که بیشتر از همه موارد امیر را شوکه کرده، پودری است که با عنوان داروی امام کاظم در این بسته قرار گرفته است: «یک پودر خشن است که بوی داروهای گیاهی را می‌دهد.» روی آن کاغذی چسبانده‌اند و طریقه مصرف آن را توضیح داده‌اند: «برای درمان و پیشگیری سرماخوردگی، آنفلوانزا، گلودرد، تب و بیماری‌های ویروسی و در مورد میزان استفاده هم نوشته شده است برای درمان سه شب نصف قاشق چای‌خوری برای بزرگ‌سالان، یک‌چهارم قاشق برای کودکان ۲ تا ۷ سال و بعدازآن اشاره شده است که بعد از مصرف دارو تا ۲ ساعت هیچ‌چیز حتی آب خورده نشود و ترجیحا قبل از خواب مصرف شود.»

داخل این بسته کاغذی هم گذاشته شده و نوشته بودند این بسته به مناسبت نیمه شعبان، تولد دوازدهمین امام شیعیان از طرف مسجد پخش شده است: «ساکنین محترم شهرک در این ایام که ویروس منحوس کرونا مانع از برگزاری اجتماعات معنوی و برپایی جشن و سرور در عید بزرگ نیمه شعبان شده است این‌گونه یاد حضرت را در دل‌های خود زنده می‌کنیم.» در همین کاغذ توضیحانی هم درباره داروی امام کاظم نوشته شده است: «در روایت آمده است که امام کاظم به بیماری مبتلا شدند و طبیبان داروهای مختلفی برای ایشان تجویز کردند. امام به طبیبان فرمودند به کجا می‌روید از این دارو که سید داروهاست استفاده کنید. (طب الائمه ابن بسطام ص ۵۰) به همین جهت این دارو به داروی امام کاظم ع مشهور شده است.» اما توضیحاتی که در سطور آخر این نامه آمده، توجه امیر را بیشتر جلب کرده است: «با توجه به تجربه بسیار موفق این دارو در ایران و چین برای درمان و پیشگیری بیکاری کرونا (و البته کلیه بیماری‌های ویروسی) این دارو را به شما تقدیم می‌کنیم.»

داستان به کار گرفتن طب اسلامی به‌جای علم در درمان بیماری‌ها در چند ماه گذشته و با انتشار ویدیویی از آتش زدن کتاب‌های جامع علم پزشکی توسط آیت‌الله «عباس تبریزیان» که خودش را پدر طب اسلامی می‌داند بر سر زبان‌ها افتاد و در ایام شیوع کرونا با توصیه‌های او و دیگر مدعیان طب اسلامی موجب بروز انتقاد متخصصان و صاحب‌نظران علوم پزشکی و شوخی کاربران شبکه‌های اجتماعی شد.

ابتدای گسترش ویروس کرونا توصیه تبریزیان به استعمال مقعدی روغن بنفشه به‌عنوان روشی برای دفع این ویروس دستمایه طنز شد و بعد ویدیوهای «مرتضی کهنسال»، روحانی‌ای که بدون تجهیزات محافظتی به دیدار مبتلایان به کرونا در بیمارستان‌ها می‌رفت و داروهای به ادعای خودشان طب اسلامی به بیماران می‌داد، خبرساز شد.

البته خبرگزاری میزان وابسته به قوه قضاییه روز چهاردهم فروردین از بازداشت مرتضی کهنسال توسط دادگاه ویژه روحانیت استان گیلان خبر داد.

امیر می‌گوید: «بعد از انتشار خبر بازداشت مرتضی کهنسال و واکنش سخنگوی وزارت بهداشت مبنی بر اینکه این عمل مصداق تشویش اذهان عمومی است خیلی‌ها فکر کردند حداقل برای درمان کرونا دیگر شاهد حضور مدعیان طب اسلامی نیستیم اما کمتر از یک هفته داروی امام کاظم درب منازل می‌دهند.»

No responses yet

Mar 09 2020

جامعه المصطفی «میزبان کرونا»؛ «تبسم آقا» و هوش مصنوعی طلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اسلام و مسلمین,دزدی‌های رژیم,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یادداشتی از یوحنا نجدی: اظهارات رئیس دانشگاه علوم پزشکی و یک عضو شورای شهر تهران، مبنی بر ورود ویروس کرونا به ایران از طریق طلاب چینی، اگرچه شتابزده از سوی روحانیون قم‌نشین تکذیب شد، اما نگاه‌ها را به سوی یکی از بودجه‌خوارترین نهادهای شبه‌دینی در جمهوری اسلامی روانه کرد: «جامعه المصطفی».

صحبت بر سر نهادی در شهر مذهبی قم است که از سوی دولت حسن روحانی مورد حمایت جریان اصلاح‌طلب، «۳۰۰ میلیارد تومان» بودجه برای سال آینده به آن اختصاص داده شده است. بنیان اصلی «جامعه المصطفی» به نخستین ماه‌های پس از انقلاب بازمی‌گردد که ابتدا شورایی موسوم به «سرپرستی طلاب غیرایرانی» با حضور افرادی همچون محمد فاضل لنکرانی و علی مشکینی تشکیل شد.

به مرور زمان، روحانیون انقلابی به نهادسازی بویژه در خصوص حوزه‌های علمیه و البته طلاب داخلی و خارجی روی آوردند و دو نهاد «مرکز جهانی علوم اسلامی» (مخصوص طلاب غیرایرانی ساکن ایران) و «سازمان حوزه‌ها و مدارس علمیه خارج از کشور» (مخصوص حوزه‌های علمیه خارج از کشور) تشکیل شد.

در خاطرات و مصاحبه‌های برخی از روحانیون از جمله علیرضا اعرافی، رئیس پیشین «جامعه المصطفی» آمده که تداخل وظایف این دو نهاد، به مشکلاتی انجامید و از این رو، سال ۱۳۸۷ با فرمان علی خامنه‌ای این دو نهاد در یکدیگر ادغام شدند و بدین ترتیب «جامعة المصطفی العالمیة» تأسیس شد.

در رقابت تنگاتنگ چاپلوسی برای رهبر جمهوری اسلامی، تاکنون روایت‌های متعددی درباره نحوه انتخاب نام این نهاد شبه‌دینی منتشر شده است. از جمله، رئیس شورای سیاستگذاری حوزه علمیه خواهران می‌گوید که «پس از برگزاری جلسات مختلف در دفتر رهبری» سرانجام وقتی نام «جامعه المصطفی» مطرح شد، «ایشان تبسمی بر لب نشاندند» و «رضایت خویش را اعلام کردند». از آن «تبسم آقا» تا امروز، هر ساله صدها میلیارد تومان از پول و ثروت مملکت خرج طلبه‌هایی از اوگاندا، بورکینافاسو، ساحل عاج، اندونزی و غیره همراه با خانواده‌هایشان می‌شود.

«جامعه المصطفی» یکی از نهادهای زیر نظر شخص رهبر جمهوری اسلامی است به طوری که رئیس آن اگرچه توسط هیئت امنا انتخاب می‌شود اما با تأیید علی خامنه‌ای رسمیت می‌یابد. درباره اهمیت این نهاد شبه‌مذهبی برای علی خامنه‌ای، همین بس که در بسیاری از مراسم‌ها و نشست‌های «جامعه المصطفی» شماری از نزدیک‌ترین افراد به رهبر جمهوری اسلامی (از جمله محسن قمی، معاون روابط بین‌الملل بیت؛ محمد محمدی گلپایگانی، رئیس دفتر و البته غلامعلی حداد عادل، پدر عروس خامنه‌ای) به عنوان مدعو یا سخنران حضور می‌یابند و «پیام آقا» را قرائت می‌کنند.

بعد از تأسیس «جامعه المصطفی» علیرضا اعرافی با حکم علی خامنه‌ای به ریاست آن منصوب شد و تا آبان ۱۳۹۷ در این سمت بود و از آن زمان تاکنون علی عباسی بر صندلی ریاست آن تکیه زده است.

«جامعه المصطفی» بی‌تردید یکی از مهم‌ترین نهادهای شبه‌دینی برای بازتولید اسلامِ سیاسیِ شیعی و مطلوب جمهوری اسلامی است و از همین رو، فارغ از تحریم و برجام و منازعات سیاسی و خط فقر و همه اینها، سالانه صدها میلیارد تومان بودجه به آن اختصاص می‌یابد. اما این بودجه کلان، کجا و چگونه خرج می‌شود؟

آنگونه که در سایت خود «جامعه المصطفی» آمده، این نهاد «انبوهی از طلاب از سراسر گیتی» را با هدف «ترویج اسلام ناب محمدی» تحت پوشش خود قرار داده است و روز به روز شعبه‌ها و مراکز متعددی را در کشورهای مختلف تأسیس می‌کند. ‌رئیس هیئت امنای «جامعه المصطفی» در آبان ماه سال گذشته از تأسیس و فعالیت حوزه علمیه و مؤسسه آموزشی در بیش از ۱۰۰ کشور مختلف خبر داد.

اغلب مسئولان «جامعه المصطفی» به بهانه سرکشی به مراکز مختلف در سایر کشورها، با چمدانی بسته همیشه آماده سفر هستند؛ آنچنانکه رئیس کنونی «جامعه المصطفی»، پیشتر مسئول بخش اروپای این نهاد بوده و رئیس سابق آن نیز در بیشتر مصاحبه‌هایش به سفری اشاره می‌کند یا خاطره‌ای می‌گوید: «قبل از تأسیس جامعة المصطفی هم سفرهای خارجی داشتم اما بعد از تأسیس، سفرهای خارجی به یکی از کارهای اصلی بنده و دوستان تبدیل شد».

علی عباسی (چپ) و علیرضا اعرافی (راست)؛ رؤسای کنونی و پیشین جامعه المصطفی

علی عباسی (چپ) و علیرضا اعرافی (راست)؛ رؤسای کنونی و پیشین جامعه المصطفی

بخش زیادی از بودجه، تسهیلات و امکانات نیز برای همسر و فرزندان طلاب «جامعه المصطفی» چه در داخل و چه در خارج از ایران صرف می‌شود به طوری که اساساً بخش جداگانه‌ای به نام «مرکز امور طلاب و خانواده‌ها» در داخل «جامعه المصطفی» تأسیس شده است. طلبه‌ها خوابگاه، آپارتمان و یا حتی ودیعه مسکن دریافت می‌کنند و بسیاری خدمات دیگر همچون کمک هزینه سفر، وام قرض‌الحسنه، مساعدت‌های ازدواج و برخی دوره‌های آموزشی و کاربردی برای همسر و فرزندان‌شان نیز به آنها اختصاص می‌یابد.

در حال حاضر، طلبه‌هایی از ۱۳۰ کشور اغلب همراه با همسر و فرزند، با پول مردم ایران تحت پوشش «جامعه المصطفی» قرار دارند و به گفته رئیس پیشین آن، در «بیش از شصت کشور صدها موسسه و مرکز» راه‌اندازی شده است: «همین قدر بگویم که دامنه تشکیلات جامعة المصطفی از منچستر و نیویورک تا مادگاسکار و کاستاریکا امتداد یافته است».

دی ماه سال ۱۳۹۵ از قول «مسئول مؤسسه آموزشی جامعه المصطفی در پاریس» اعلام شد که «از ۲ سال پیش» و «در بهترین نقطه پاریس» مؤسسه‌ای تأسیس شده است. به گفته حسین امامی، این مؤسسه «۲۷ هزار متر مربع و ۴ طبقه» است. پاریس یکی از گران‌ترین شهرهای اروپا به شمار می‌رود و تأسیس چنین مؤسسه‌ای قطعاً با هزینه سرسام‌آوری صورت گرفته است.

رئیس کنونی «جامعه المصطفی» نیز می‌گوید که «بیش از ۵۰۰ مرکز تابعه و پیوسته» تحت کنترل این نهاد تبلیغی جمهوری اسلامی قرار دارد. آذرماه سال گذشته هم یک مقام مسئول از حضور «بیش از ۱۰۰ هزار طلبه از ۱۳۶ کشور» در «جامعه المصطفی» خبر داد. آنگونه که در برخی از سایت‌های امنیتی در ایران اشاره شده، بسیاری از نیروهای فعال در گروه‌های شبه‌نظامی طرفدار حکومت جمهوری اسلامی، همچون «زینبیون» پاکستان، «فاطمیون» افغانستان، حامیان شیخ ابراهیم زکزاکی در نیجریه و البته «مدافعان حرم» از جمله طلبه‌های سابق و کنونی «جامعه المصطفی» هستند.

از این بین، طلبه‌های افغان همواره سهم بزرگی داشته‌اند به طوری که رئیس وقت جامعه المصطفی در سال ۱۳۹۳ گفته بود که بیش از ۵۰۰۰ طلبه افغان در ایران و افغانستان، حمایت‌های ما را دریافت می‌کنند. بی‌دلیل نیست که همواره شماری از اعضای گروه‌های شبه‌نظامی مورد حمایت جمهوری اسلامی، افغان هستند. مسئول فرهنگی لشکر فاطمیون در زمستان سال ۱۳۹۶ اعلام کرد که شمار کشته‌های افغان‌ این لشکر در سوریه به دو هزار نفر و تعداد مجروحین نیز به هشت هزار تن رسیده است.

تاکنون بیش از ۴۰ هزار طلبه از «جامعه المصطفی» فارغ‌التحصیل شده‌اند. فراموش نکنیم که «جامعه المصطفی» تنها ۲۰ درصد از ظرفیت خود را به طلبه‌های ایرانی اختصاص می‌دهد و ۸۰ درصد آن، مخصوص طلاب خارجی است.

بودجه چند صدمیلیاردی دست‌کم در ظاهر باید به نحوی خرج شود؛ از این رو، گاه فراخوان‌های عجیبی از سوی «جامعه المصطفی» منتشر می‌شود. از جمله مردادماه سال ۱۳۹۶ اعلام شد که یکی از مؤسسه‌های زیرمجموعه آن به نام «مؤسسه زبان و فرهنگ‌شناسی» در رشته زبان اندونزیایی دانش‌پژوه می‌پذیرد. و یا همین دی ماه گذشته، رئیس «جامعه المصطفی» خواستار توجه و فعالیت «حوزه علمیه» در زمینه «هوش مصنوعی» شد و دیری نخواهد پایید که به همین بهانه، میلیاردها تومان بودجه به طلاب اختصاص داده شود.

اگر می‌خواهید کمی با رئیس کنونی «جامعه المصطفی»، کسی که فقط ظرف یک سال آینده ۳۰۰ میلیارد تومان بودجه تحت کنترلش است، آشنا شوید، شاید فقط این جمله او کفایت کند: «حاضرم سوگند بخورم سطح زندگی بیش از ۷۰ درصد مردم اروپا پایین‌تر از مردم ایران است». او البته توضیح نداده که چرا کرور کرور مردم ایران بویژه نخبگان و تحصیلکرده‌ها در صف فرار از نظام جمهوری اسلامی و مهاجرت به همان «سطح زندگی پایین‌تر» هستند و یک نفر از آن طرف برای زندگی در «سطح زندگی بالاتر» در نظام ولایت فقیه درخواست نمی‌دهد.

در همان روزهایی که مثلاً طلبه اوگاندایی با پول مردم ایران در حال انتخاب مسکن دو یا سه خوابه برای خود و خانواده‌اش در قلب ایران است، دختران سوخته مدرسه درودزن استان فارس که حالا خانم‌هایی جوان و دانشجو هستند، بعد از گذشت ۱۴ سال از سوختن در کلاس درس، هیچ سرپناهی برای پیگیری روند درمانی خود ندارند: «ما باید هر دو سه ماه یک بار برای درمان به شیراز بیاییم و عمل کنیم، اما در شیراز هیچ جا و مکانی نداریم که چند روز در آنجا اسکان داشته باشیم». پاسخ اما چیزی جز همان جمله همیشگی نیست: «یک شماره بگذارید؛ تماس می‌گیریم». قرار است تماس بگیرند!

یادداشت‌ها آرا و نظرات نویسندگان خود را بیان می‌کنند و لزوماً بازتاب دیدگاه رادیو فردا نیستند.

No responses yet

Feb 28 2020

جمهوری اسلامی؛ تسلیم کرونا یا فقیهان؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,اقتصادی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: نگاه غالب در نظام جمهوری اسلامی به ویروس کرونا نگاهی مذهبی-امنیتی به جای رویکردی علمی-کاربردی است. آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، از کرونا به عنوان تلاش دشمن برای کاهش مشارکت در انتخابات یاد کرده و حسن روحانی، رئیس‌جمهور، نیز آن را تبلیغ سیاسی دشمن خوانده است.

روحانیون ارشد در قم نیز با نگاهی مذهبی-اقتصادی تا آنجا که برایشان ممکن بوده مانع انجام تدابیر بهداشتی و مراقبتی عمومی در این شهر شده‌اند. در حالی که نظر مقامات بهداشتی بر تعطیلی اماکن زیارتی مهم در قم و مشهد بوده، روحانیون متولی در این اماکن با انواع مقاومت‌های رسمی و غیررسمی بر سر راه اجرای قاطعانه این تصمیمات مانع‌تراشی کرده و حتی تصمیمات شورای تأمین استان قم و ستاد کشوری مقابله با کرونا را نیز بی‌اثر کرده‌اند.

سؤال این است که چرا با وجود آنکه مقامات سیاسی و مذهبی جمهوری اسلامی از خطرناک بودن ویروس کرونا و شیوع روز به روز آن در کشور آگاه هستند (۱۹ استان از ۳۱ استان کشور تا زمان انتشار این نوشته) همچنان با نگاه مذهبی-امنیتی مانع رویکرد علمی-کارکردی برای مهار این ویروس می‌شوند؟

چرا و چگونه آنها قادر هستند رویکرد علمی و بهداشتی را دور زده و بی‌خاصیت کنند؟ و به‌رغم به خطر انداختن جان میلیون‌ها تن در ایران، منطقه و حتی جهان به این رویکرد غیر کارکردی خود ادامه دهند؟

فقه و فقیهان در برابر علم و پزشکان

جمهوری اسلامی در ۴۱ سال گذشته منتقدان و مخالفان سیاسی خود را به بهانه‌های امنیتی بازداشت، محاکمه، زندانی، شکنجه و اعدام کرده است. نظام با این رویکرد نه تنها مخالفان و معترضان را سرکوب کرده بلکه ماندگاری خود تا کنون را نیز تضمین کرده است.

در حوزه مذهبی نیز نظام ولایت مطلقه فقیه، نه تنها پیروان سایر ادیان و مذاهب از جمله اقلیت بزرگ سنی را از دایره توزیع قدرت حذف کرده، بلکه حتی منتقدان شیعه خود را نیز سرکوب کرده است.

حالا اما ویروس کرونا در حالی کارآمدی جمهوری اسلامی را به چالش طلبیده که نه می‌توان آن مانند یک منتقد و مخالف سیاسی بازداشت، محاکمه و مجبور به اعتراف اجباری کرد و نه مانند یک دگراندیش مذهبی می‌توان چماق تکفیر و خروج از دین را بر سر او کوبید و حذفش کرد. دست روحانیون و فقها برای مقابله با کرونا خالی است و مردم نیز این را می‌دانند ولی روحانیون حاضر به تسلیم شدن و پذیرش نظر پزشکان و متخصصان نیستند.

در حالی که ساختار تصمیم‌گیری و هرم نفوذ در کشور فقهی-امنیتی است، امنیتی‌ها و روحانیون نمی‌خواهند قبول کنند که حریف کرونا نیستند و باید میدان را به متخصصان بسپارند. طبق تجربه انباشته بشری، دانشمندان، متخصصان و پزشکان کشور -اگر بتوانند- تنها کسانی هستند که می‌توانند ویروس کرونا را کنترل و مدیریت کنند و در نهایت به عنوان بخشی از دانش به‌هم‌پیوسته بشری راهی برای درمان آن بیابند. اما مشکل اینجاست که اصولاً جمهوری اسلامی با تمام اجزای این رویکرد علمی مشکل دارد.

نخست آنکه رهبر، رئیس‌جمهور و روحانیون ارشد، جملگی به عنوان روحانیونی که خود را نماینده امام معصوم، پیامبر و خدا در زمین می‌دانند، حاضر نیستند بپذیرند که راه‌حل برخی مشکلات نزد آنها نیست و باید تابع نظرات متخصصان و کارشناسان باشند. از نگاه رهبر، رئیس‌جمهور و روحانیون ارشد چنین بدعتی اساس برتری فقها و روحانیون در نظام سیاسی کشور و نیز مبنای نظام اقتصادی زائر-نذورات را زیر سؤال می‌برد.

درست به همین دلیل است که رهبر و رئیس‌جمهور از بالا کرونا را به دشمن ربط می‌دهند و در سطح پایین‌تر روحانیون متولی زیارتگاه‌ها حاضر به پذیرش نظر پزشکان و متخصصان بهداشتی برای بسته شدن امکان زیارتی در مشهد، قم و شیراز نمی‌شوند و حتی حاضر نیستند مناسک دیگر مانند نماز جماعت را نیز به طور موقت تعطیل کنند. امری که حتی به لحاظ نظری با نظریات فقهی خود روحانیون که صدها سال است آن را بر منبر‌ها و در حوزه‌های علمیه تدریس می‌کنند، در تضاد است.

بسیاری از فقها در درس و بحث فقهی خود می‌گویند باید در مصادیق به نظر متخصصان و کارشناسان عمل کرد ولی حالا که وزیر بهداشت رسماً اعلام کرده که نظر این وزارتخانه و ستاد کشوری مبارزه با کرونا اعمال محدودیت‌های بهداشتی بیشتر در اماکن زیارتی قم، مشهد و شیراز است، تولیت این اماکن همچنان در مقابل اجرای این تصمیم بهداشتی-مراقبتی سنگ‌اندازی می‌کنند. چرا که به زبان عامه مردم، تعطیلی این اماکن، دکان و کاسبی روحانیون و تمامی زنجیره‌های فرعی و تابعه آن را کساد می‌کند و بدعت خطرناکی در مورد امکان تعطیلی این اماکن در آینده و به دلایل دیگر ایجاد می‌کند.

از زاویه دیگر، نظام در حالی که در اکثر عرصه‌های حکومت‌داری ناکارآمد نشان داده، حاضر نیست این ناکارآمدی را بپذیرید و برای اینکه ناکارآمدی را نپذیرد مجبور به دروغگویی و انتشار داده‌ها و اطلاعات نادرست و مخفی کردن واقعیت‌های مربوط به انتشار ویروس کرونا شده است.

نظام در مرحله بعد برای اینکه ناکارآمدی خود را مخفی کند، به سنت گذشته تلاش کرده با محدود کردن روزنامه‌ها، روایت خاص مذهبی-امنیتی خود را از صداو سیما تبلیغ کند، اما مشکل آنجاست که امروزه شبکه‌های اجتماعی انحصار خبررسانی در سطح ملی را از صداو سیما گرفته‌اند. شبکه‌های اجتماعی مانند توئیتر، اینستاگرام و تلگرام با امکانی که در انتشار سریع و گسترده اخبار دارند، به همه شهروندان فرصت می‌دهند به اخبار و اطلاعات دقیق دسترسی داشته باشند و ناکارآمدی و دروغگویی مسئولان نظام آشکارتر می‌شود.

با وجود این و به رغم قدرت شبکه‌های اجتماعی در اطلاع‌رسانی به مردم و نیز قدرت آنها در پاسخگو کردن نسبی مسئولان، مشکل اصلی امروز ایران در مقابله با کرونا این است که تصمیم‌گیران اصلی کشور در موضوع کرونا همچنان امنیتی‌ها، سرداران سپاه، روحانیون ارشد و متولیان اماکن زیارتی هستند و نه پزشکان، دانشمندان و متخصصان.

تا زمانی که این گروه قادر باشند تصمیمات فقهی-امنیتی خود را مبنای تصمیات ملی و کشوری در مقابله با کرونا قرار دهند و نظرات علمی و تجربه شده پزشکان و متخصصان را نادیده بگیرند، امید به مقابله مؤثر با کرونا کاهش می‌یابد. تنها راه خروج موفق ایران و ایرانیان از بحران ملی کرونا، تسلیم شدن روحانیون ارشد و امنیتی‌ها و نیز متولیان آستانه‌ها به نظرات متخصصان، دانشمندان و پزشکان ایرانی است که حلقه‌ای از زنجیره بزرگ همکاران منطقه‌ای و جهانی خود و دانش بشری هستند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .