Nov 10 2019

جدال توییتری دو اصلاح‌طلب بر سر اشغال سفارت آمریکا در تهران

نوشته: در بخش: آزادی بیان,آمریکا,درگیری جناحی,روابط بین‌المللی,سانسور,سیاسی


دویچه‌وله: دو چهره اصلاح‌طلب بر سر اشغال سفارت آمریکا در تهران در توییتر به یکدیگر تاختند. احمد پورنجاتی عباس عبدی را متهم به “ماست‌مالی” این اقدام کرد. عبدی هم تلویحا پورنجاتی را به دست داشتن در ساختن برنامه “هویت” متهم کرد.

عباس عبدی، روزنامه‌نگار و فعال اصلاح‌طلب که سخنان اخیرش در دفاع از اشغال سفارت آمریکا در تهران با واکنش تند احمد پورنجاتی در توییتر مواجه شده بود، به‌شدت به این فعال سیاسی اصلاح‌طلب حمله کرد.

عباس عبدی که خود از دانشجویان شرکت‌کننده در اشغال سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ بوده، اخیرا در چهلمین سالگرد این واقعه در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی فارسی به دفاع از این اقدام پرداخت و از جمله گفت: «در تاریخ ایران هیچ اقدامی نبوده که تا این اندازه حامی در زمانی که اتفاق افتاد، داشته باشد.»

عبدی افزود: «هیچ اقدامی نبوده؛ پس چرا باید تجربه یک ملت را محکوم کرد؟ چه کسی به خود چنین حقی می‌دهد؟ پشت در سفارت، از چپ چپ تا راست راست صف بسته بودند تا از این اقدام حمایت کنند.»

“یک غلطی کرده‌اید، من و ما هم در عالم خلسه هورا کشیدیم”

احمد پورنجاتی، نماینده اصلاح‌طلب مجلس ششم، در واکنش به دفاع عبدی از اشغال سفارت آمریکا در تهران در صفحه توییتر خود نوشت: «یک غلطی کرده‌اید، من و ما هم در عالم خلسه و نفرت از مستبد فراری، در حال و هوای ضد امپریالیستی، برای آن کار خلاف عرف‌تان هورا کشیده‌ایم. حالا بعد از چهل سال از اشغال سفارت، که طشت فاجعه‌اش بر زمین افتاده، همچنان زور می‌زنید که با حرافی، ماست‌مالی‌اش کنید؟! پیشنهاد: سکوت شرمگینانه!»

عباس عبدی نیز دیروز جمعه ۱۷ آبان (هشتم نوامبر) در یک رشته توییت به پیام توییتری پورنجاتی واکنش نشان داد و از جمله نوشت: «آن بخش که اقرار علیه دائم‌الخلسگی!! خویش است را باید پذیرفت. ولی ای کاش سری هم به “هویت‌”سازی بزنند حتی اگر شرمنده نمی‌شدند عذرخواهی می‌کردند.»

احمد پورنجاتی در دوران در دوره ریاست علی لاریجانی بر صدا و سیمای جمهوری اسلامی قائم‌مقام او بود. در این دوران بود که تلویزیون حکومتی ایران سلسله برنامه‌هایی را در سال ۱۳۷۵ زیر عنوان “هویت” پخش کرد؛ برنامه‌ای که در آن بسیاری از نویسندگان و روشنفکران مستقل ایرانی به “خیانت و وابستگی به بیگانگان” متهم شدند. در این برنامه همچنین بخش‌هایی از “اعترافات” چهره‌هایی مانند سعیدی سیرجانی، عزت‌الله سحابی و غلامحسین میرزا صالح که در زندان ضبط شده بود، گنجانده شده بود. ظاهرا اشاره عباس عبدی به “هویت‌سازی” نیز به فعالیت احمد پورنجاتی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی در همین دوره نظر دارد.


احمد پورنجاتی عباس عبدی را متهم به “ماست‌مالی” موضوع اشغال سفارت آمریکا در تهران کرده است

از سعید امامی، از معاونان وقت وزیر اطلاعات ایران و از عوامل اصلی قتل‌های سیاسی موسوم به قتل‌های زنجیره‌ای و حسین شریعتمداری، مدیر مسئول روزنامه کیهان و نماینده رهبر جمهوری اسلامی در این مؤسسه، به عنوان تهیه‌کنندگان اصلی برنامه “هویت” نام برده می‌شود.

البته احمد پورنجاتی که پس از بازنشستگی خودخواسته به فعالیت‌های مطبوعاتی و مدنی روی آورده و در جریان انتخابات مناقشه‌برانگیز ۸۸ نیز از حامیان میرحسین موسوی بوده است، پیش‌تر مدعی مخالفت خود با پخش برنامه “هویت” شده بود. آقای پورنجاتی در گفت‌وگو با ماهنامه گزارش در اسفند ۱۳۸۸، از جلسه مشترکی خبر داده بود که با حضور او، علی لاریجانی و سعید امامی تشکیل شده و سعید امامی در این جلسه پیشنهاد ساخت این برنامه را داده است. پورنجاتی با بیان اینکه این برنامه پس از مدتی ساخته شد، گفته بود: «من با پخش این برنامه مخالفت جدی کردم البته لاریجانی گفت این برنامه “مورد تایید” است. حالا اینکه “مورد تایید است” یعنی چه، بگذارید سربسته بماند.»

اتهام “تأیید” بازداشت روزنامه‌نگاران

عباس عبدی در بخش دیگری از واکنش خود به توییت احمد پورنجاتی، خطاب به او نوشته است: «ای کاش از روزی شرمنده شوند که بجای انجام وظیفه و دفاع از روزنامه‌نگاران، بازداشت آنان را تایید می‌کردند.»


عباس عبدی تلویحا خواستار عذرخواهی احمد پورنجاتی به خاطر برنامه “هویت” شده است

عبدی همچنین در پاسخ به پورنجاتی که به او توصیه کرد بود “سکوت شرمگینانه” پیشه کند، نوشته است: «ای کاش از دورانی شرمنده باشند که حتی جرات بیانش را ندارند چه رسد به اظهار شرمندگی. عمری در خلسه هورا کشیدن، شرمندگی هم دارد. البته نفرت و شیفتگی برخی‌ها چنان عمیق و ریشه‌دار است که هیچگاه از میان نمی‌رود.»

این فعال اصلاح‌طلب همچنین خطاب به پورنجاتی نوشته است: «مدعی عبور از نفرت هستند ولی ادبیاتشان سراسر هتاکی و نفرت‌پراکنی است. هنگامی که پس از ۴۰ سال منطق و ادبیات‌مان سقوط می‌کند بهتر از متن مذکور را شاهد نخواهیم بود.»

اشغال سفارت آمریکا در تهران ۴۰ سال پیش در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ روی داد. در این روز که در ادبیات جمهوری اسلامی از آن به عنوان “تسخیر لانه جاسوسی” یاد می‌شود، تعدادی از فعالان دانشجویی موسوم به “دانشجویان خط امام” دیپلمات‌های آمریکایی را برای ۴۴۴ روز به گروگان گرفتند؛ اقدامی که آغازگر تنش ۴۰ ساله در روابط جمهوری اسلامی و ایالات متحده محسوب می‌شود.

No responses yet

Nov 10 2019

دو دختر یک روحانی را با خودرو زیر گرفتند

نوشته: در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,حقوق بشر,سیاسی,مذهب,ملای حیله‌گر


استان‌وایر: سرپرست اداره «تبلیغات اسلامی» شهرستان «کبودرآهنگ» در جریان نهی از منکر دو دختر، توسط یکی از آنها و با خودروی شخصی‌ زیر گرفته و مجروح شد.
آقای کیهانی گفته زمانی که قصد داشته خودروی خود را وارد حیاط خانه‌اش کند متوجه می‌شود که ماشین دیگری راه او را سد کرده که متعلق به دو دختری است که برای سگ‌‌گردانی به پارک رفته‌اند.
وی افزوده پس از آنکه این دو دختر را در پارک دیده و از آنها خواسته ماشین خود را منتقل کنند و در ضمن در پارک سگ‌‌گردانی نکنند، با واکنش تند آنها مواجه شده است.
این روحانی اضافه کرده که پس از این مساله با پلیس ۱۱۰ تماس گرفته، اما «آنها باز شروع به فحاشی کردند، بعد هم سوار ماشین شدند و با سرعت گاز آن را گرفتند و به من زدند.»
کیهانی افزوده «وقتی توسط خودرو زیر گرفته شدم، پرت شدم و سرم گیج رفت و صاحب خودرو در حین فرار که با سرعت هم رانندگی می‌کرد به چند خودرو هم ضربه زد و آسیب رساند.»
این برای چندمین‌بار است که یک روحانی در شهر‌های ایران مورد ضرب و جرح قرار می‌‌گیرد.
تعدادی از روحانیون و گروهی از آمران به معروف و ناهیان منکر در سال‌های اخیر به علت آنچه که دخالت در امور دیگران اعلام شده، از سوی مردم مورد ضرب و جرح قرار گرفته‌اند.
اگر به اطلاعات تکمیلی درباره این خبر دسترسی دارید، لطفاً با این ایمیل با ما تماس بگیرید: info@iranwire.com
اگر می‌خواهید درباره موضوع این خبر با مسئولین تماس بگیرید، لطفاً به فهرست مسؤلین در سراسر ایران مراجعه کنید: www.ostanwire.com

No responses yet

Nov 09 2019

یکی از اهالی ده‌ونک ‘برای اطلاع‌رسانی درباره زمین‌خواری دانشگاه الزهرا به حبس محکوم شده’

نوشته: در بخش: اقتصادی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: خبرگزاری ایرنا می‌گوید یکی از اهالی محله ده ونک در شمال تهران، گفته است که به دلیل اطلاع‌رسانی درباره تصاحب زمین‌های محل سکونت اهالی این منطقه از طرف دانشگاه الزهرا، به دو سال حبس محکوم شده است.

در سال ۱۳۸۱ دولت محمد خاتمی بخشی از زمین‌های این منطقه را، در حالی که افراد در خانه‌های سازمانی یک کارخانه مربوط به پیش از انقلاب ایران ساکن بودند، به دانشگاه الزهرا واگذار کرد.

علی شهامتی، از اهالی ده ونک، به ایرنا گفته است: “در مجموع ۵۶ خانه‌ باقی مانده و ۲۶ خانواده‌ رفته‌اند. اهالی این خانه‌ها افرادی عامی هستند و چند نسل در این منطقه زندگی کرده‌اند. باید بگویم جدیدترین افراد محل، نیم قرن سابقه سکونت دارند و قدیمی‌ها در حدود ۸۰ سال در این محله ساکن بودند. به آنها گفته می‌شود در دادگاه صحبت کنید. من در این رابطه صحبت کردم و دانشگاه از من شکایتی کرد و من به دو سال زندان محکوم شده‌ام.”

No responses yet

Nov 09 2019

رسانه‌های مجازی، هوایی تازه برای اقلیت یارسان ایران

نوشته: در بخش: آزادی بیان,اجتماعی,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


رادیوفردا: بهناز حسینی، پژوهشگر مهاجرت و اقلیت‌های دینی است:

اقلیت یارسان ایران تا همین چند سال پیش تقریباً حضوری در عرصه عمومی و رسانه‌های رسمی و مجازی نداشت. مردم عادی و حتی بخش عمده قشر طبقه متوسط ایران هم احتمالاً نه نامی از آنها شنیده بودند و نه شناختی از باورها و سنت‌های یکی از کهن‌ترین آیین‌های این کشور داشتند.

اما در سال‌های اخیر به دلیل شماری از اتفاقات سیاسی و اجتماعی کم‌کم صدای آنها هم در فضای ایران انعکاس یافت. چند مورد خودسوزی تعدادی از یارسان‌ها در اعتراض به توهین به باورهایشان و شرایط سخت و ناعادلانه زندگی و اخیراً قتل میترا استاد به دست همسرش محمد علی نجفی که شهردار سابق تهران بود و اظهارات مطرح‌شده دربارهٔ این پرونده، موضوع این اقلیت دینی را مجدداً بر سر زبان‌ها انداخته است.

گفته شده که میترا استاد از یارسان‌ها و از نظر اسلام «مهدورالدم» بوده و به این خاطر صحبت‌هایی نیز در مورد موضوع تخفیف احتمالی به قاتل او به خاطر این جرم مطرح شده است.

در فضای عمومی و حتی دانشگاهی ایران، آگاهی و دانش بسیار اندکی دربارهٔ دین یارسان و پیروان آن وجود دارد. مطالب و اطلاعاتی هم که در فضای مجازی در این باره به‌دست می‌آید عمدتاً یا پرخطاست یا مغرضانه یا در بهترین حالت ناقص است و بدون پشتوانه علمی.

یارسان‌ها و دین یاری

دین مردم یارسان «یاری» نامیده شود و هر فرد یارسان هم در داخل جامعه خود «یار» خوانده می‌شود. باورهای دین یاری به باورهای هندوایرانی باستان بازمی‌گردد و خاستگاه آن منطقه «اورامان» در کردستان ایران است. آیین‌ها و شکل کنونی دین یارسان در قرن هفتم از سوی «سلطان سهاک» پایه‌گذاری شد و تطور یافت. یارسان‌ها عمدتاً در نواحی کردنشین غرب ایران مخصوصاً در کرمانشاه، و در مناطقی در نزدیکی تهران، برخی از شهرهای شمال کشور و نیز در بخش‌هایی از عراق ساکن هستند.

منابع داخلی جامعه یارسان، جمعیت آنها را در داخل ایران بیش از سه میلیون نفر تخمین می‌زنند. بخشی از پیروان دین یاری هم به‌ویژه پس از انقلاب ایران مهاجرت کرده و عمدتاً در کشورهای اروپایی نظیر سوئد و آلمان زندگی می‌کنند.

یارسان‌ها بر اساس فلسفه «دونادون» و «انسان‌خدایی» معتقدند که پس از مرگ، بسته به اینکه با چه کیفیتی زیسته‌اند، در جامه تازه‌ای به زندگی برمی‌گردند؛ و این چرخه که به هر دور آن یک «دون» می‌گویند تا «خدایی» شدن یا رسیدن به «منزل عافیت ابدی» فرد ادامه می‌یابد، که در طولانی‌ترین حالت تا هزار و یک دون یا مرحله طول می‌کشد.

آرامگاه بابا یادگار، شهرستان دالاهو کرمانشاه
آرامگاه بابا یادگار، شهرستان دالاهو کرمانشاه

دین یاری در اصل با ادیان ابراهیمی به‌ویژه اسلام نسبت و شباهتی ندارد و از آنها کاملاً مستقل است. اما پیروانش برای ادیان دیگر و بزرگانشان احترام قائل هستند. در ایران هم یارسان‌ها همواره امامان شیعه را محترم دانسته‌اند.

جامعه یارسان از یازده خاندان بزرگ تشکیل شده که هر فرد به یکی از این خاندان‌ها «سرسپرده» می‌شود، به این معنی که «پیر» و «مرید» هر فرد از میان خاندان او تعیین می‌شود. پیر در یارسان‌ها همان مدرس دینی و مسئول انجام مراسم مذهبی است.

تنبور و تنبورنوازی جایگاه ویژه‌ای در آیین یارسان دارد و تقریباً هیچ مراسمی از عروسی گرفته تا ختم و عزا، بدون نواختن تنبور برگزار نمی‌شود. نیایش‌های گروهی یارسان‌ها موسوم به «جم» همراه با نذر و نیاز و قربانی عموماً در مکانی به نام جمخانه برپا می‌شود و سه روز در سال را روزه می‌گیرند که به آن روزه خاوندکار می‌گویند.

کتاب مقدس دین یاری «دیوان گوره» نام دارد که نگارش و تدوین آن از زمان سلطان سهاک شروع شد. علاوه بر آن، متون کلامی و دفاتر آیینی که عمدتاً به زبان گورانی و کردی سورانی و ترکی سروده شده‌اند، منابع دیگر یارسان‌ها به‌شمار می‌روند.

سرِّ مگو

پیروان دین یارسان به‌تدریج و به‌واسطه سیطره فزاینده اسلام، در جستجوی حریمی برای حفظ آیین و جامعه خود به مناطق کوهستانی روی آوردند.

آنها برای اجرای آزادانه مراسم و سنت‌هایشان مناطق دورافتاده را برگزیدند و باورهای خود را از دیگران پنهان نمودند تا آنجا که در طی زمان کل این دین به عنوان یک «سرِّ مگو» تلقی شد. این «سِر» به صورت شفاهی و در قالب شعر حفظ و منتقل شده که به «کلام» معروف است. هرچند عقاید آنها به‌طور صریح در کلام‌ها آورده نشده و در لفافه و راز و رمز بیان شده‌است. از نظر یارسان‌ها دلیل این پنهان کردن نه فحوای کلام بلکه دفاع از خود در برابر کسانی است که قصد آزار آنها را دارند. پیروان سنتی دین یاری معتقدند، بازگویی «سرّ مگو» به معنای فاش کردن دنیای آنها برای کسانی است که ممکن است آن را درک نکنند یا توانش را نداشته باشند.

تبعیض در قوانین

پیروان یارسان برای قرن‌ها مقابل خشونت، توهین، و داوری‌های نادرست حاکمان و جامعه اکثریت سکوت اختیار کرده‌اند. بعد از انقلاب اسلامی شرایط برای آنها و برای دیگر اقلیت‌های غیرمسلمان به مراتب سخت‌تر هم شده‌است. دلیل عمده آن هم تبعیض آشکار در قوانین جمهوری اسلامی نسبت به اقلیت‌هایی مانند بهاییان، مندائیان و یارسان‌هاست که حکومت حاضر به دادن مشروعیت و رسمیت به آنها نیست. در نتیجه آنها برای دفاع از حقوق انسانی و اجتماعی‌شان تقریباً از هرگونه حمایت قانونی محروم هستند.

یک نمونه بارز از این تبعیض را می‌توان در قانون مجازات اسلامی دید. طبق قوانین ایران مجازات فرد مسلمانی که مرتکب قتل شده در صورتی که مقتول مسلمان باشد قصاص در نظر گرفته می‌شود. اما در همین قانون اگر مقتول از اقلیت‌های دینی غیرمسلمان رسمی مانند زرتشتیان و مسیحیان باشد مجازات قاتل دیه است.

در این بین موقعیت اقلیت‌های غیرمسلمان به رسمیت شناخته نشده، مثل یارسان‌ها بسیار آسیب‌پذیر و ضعیف است. ابهام در قوانین مربوطه عملاً باعث شده که در دادگاه‌ها نسبت به ظلم‌هایی که به پیروان یارسان می‌شود بی‌توجهی شود. علاوه بر این با اینکه آنها با جامعه اکثریت همزیستی مسالمت‌آمیزی داشته‌اند و به سلیقه و نحوه زیست جاری و حاکم تن داده‌اند، در شرایط بحرانی مانند زلزله اخیر کرمانشاه نیز در ارسال و تقسیم کمک‌های دولتی یارسان‌ها مورد تبعیض قرار گرفتند. البته باید گفت که کمک‌های مردمی به تمام آسیب‌دیدگان رسید و مردم برخورد تبعیض‌آمیزی در کمک به اقلیت‌ها نداشتند.

نقش نهادهای بین‌المللی

نهادهای بین‌المللی به‌ویژه در چند دهه اخیر نسبت به وضعیت اقلیت‌های رسمی ایران مانند زرتشتیان، کلیمیان و مسیحیان حساسیت بالایی نشان داده‌اند. آنها معمولاً در زمان نیاز در حد امکان نسبت به پوشش اخبار و ارائه کمک به این اقلیت‌ها اقدام می‌کنند. وضعیت اقلیت‌های غیرمسلمان غیررسمی کاملاً متفاوت است. به استثنای بهاییان که معمولاً وضعیت‌شان برای جامعه جهانی شناخته شده است و اخبارشان در حد وسیع پیگیری می‌شود، یارسان‌ها و مندائیان اگر نگوییم کاملاً فراموش شده‌اند، همواره توجه و حمایت بین‌المللی به مراتب کمتری به خود جلب کرده‌اند.

تأثیر رسانه‌های مجازی

ظهور رسانه‌های مجازی در سال‌های اخیر فرصتی را برای پیروان دین یارسان و بسیاری از رهبرانشان پدید آورده تا کم‌کم از خفا و انزوای طولانی بیرون آمده و دربارهٔ خود و اعتقاداتشان آشکارا صحبت کنند. آنها که همواره برای کاستن از فشارها و ادامه حیات و حفظ جامعه خود در برابر سنت‌ها و سبک زندگی جریان حاکم و دین رسمی راه کتمان را در پیش گرفته و در مواردی حتی به «اسلامی کردن» عقاید خود پرداخته‌اند (مانند برگزاری مراسم ازدواج به شیوه اسلامی)، حالا در فیس‌بوک و دیگر رسانه‌های مجازی اقدام به معرفی دین خود به جامعه جهانی به‌عنوان یک جامعه مستقل و همچنین راه‌اندازی کارزارهای اعتراضی علیه پایمال شدن حقوق‌شان می‌کنند. رهبران مذهبی یارسان اکنون امکان یافته‌اند که آموزه‌های خود را فراتر از زبان کردی، به زبان‌های رایج دیگر هم ارائه کنند.

No responses yet

Nov 08 2019

شایعات درباره خودکشی روح‌الله زم، واکنش یکی از نمایندگان مجلس به خبر خودکشی مدیر کانال آمدنیوز

نوشته: در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,درگیری جناحی,سانسور,سیاسی

ایندیپندنت: انتشار متنی در یک ‌وبسایت داخلی درباره احتمال کشته شدن روح‌الله زم در بازداشتگاه، سبب شد تا برخی کاربران شبکه‌های اجتماعی نیز موضوع خودکشی یا کشتن او را مطرح کنند.

وبسایت خط‌ سوم که خود را اصلاح‌طلب می‌داند در مطلبی به قلم سردبیرش صرفا یک گمانه تحلیلی را در این باره مطرح کرده بود: «اگر از برخی خبرهای آمدنیوز که مصداق بارز تجاوز به حریم خصوصی افراد بود بگذریم باید گفت آمدنیوزِ روح الله زم خواسته یا ناخواسته محلی برای دعوا و افشاگری سیاستمداران برعلیه هم شده بود. با بازداشت روح‌الله زم یکی از مهم‌ترین سوال‌های پیش آمده اسامی افرادیست که به وی خبر می رساندند و از طرفی با عنایت به جایگاه خاص کسانی که در این مدت به وی خبر می‌رساندند (همچون مدیرمسوول وب‌سایت عماریون-محمدحسین رستمی-) این قدرت و انگیزه را دارند تا وی را حذف فیزیکی کنند تاجعبه سیاه روح‌الله هرگز باز نگردد».

پس از انتشار دو فیلم از دستگیری و اعترافات روح‌الله زم در روزهای ۲۲ و ۲۵ مهرماه، هنوز سازمان اطلاعات سپاه فیلم جدیدی از او و اعترافات احتمالی‌اش منتشر نکرده است. رمضان شریف، سخنگوی سپاه نیز در روز اول آبان اعلام کرد که مرتبطین با شبکه آمدنیوز پیش از دستگیری زم شناسایی شده بودند و در این پرونده «نیازی به اعتراف‌گیری مرسوم نیست».

با این حال در ابتدای آبان‌ماه دو نفر از مجریان خبر صدا و سیما در حساب توییتر خود خبر از پخش فیلم جدیدی با عنوان «هراس» از نحوه دستگیری زم و اعترافات جدید او دادند. پخش نشدن این فیلم‌ در زمان وعده ‌داده شده در کنار صحبت‌های سخنگوی سپاه درباره بی‌نیازی آن‌ها از اعترافات زم، حدس و گمان‌های مختلفی در بین کاربران ایرانی در شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد. برخی کاربران نزدیک به سپاه، دلیل پخش نشدن را مرتبط با افرادی در دولت دانستند که زم در مورد روابطش با آن‌ها اعتراف کرده است. در مقابل کاربران نزدیک به جریان اصلاحات، علت را در افشای رابطه خبری و مالی با اصولگرایان تندرو دانستند. در میان جدال این دو دسته، شایعات در مورد خودکشی یا کشتن زم در بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه نیز به عنوان گزینه‌ سوم به سرعت انتشار یافت.

دلیل مناقشه اصلاح‌طلبان و اصولگرایان بر سر اعترافات و وضعیت سلامتی روح‌الله زم، ظرفیتی است که اعترافات احتمالی او در حذف چهره‌های سیاسی دارد. تقریبا عموم چهره‌های اصولگرا از ابتدای دستگیری زم، موضوع شناسایی و انهدام «شبکه داخلی آمدنیوز» را مطرح می‌کنند. اصلاح‌طلبان بیم آن را دارند که گرایش سیاسی سپاه به اصولگرایان، سبب شود تا اعترافات روح‌الله زم به‌عنوان وسیله‌ای برای از میدان به در کردن آن‌ها به کار گرفته شود. علی مطهری و حجت‌الله میرزایی دو نفر از نمایندگان لیست امید در مجلس این نگرانی را جدی می‌دانند و درباره استفاده سپاه از این اعترافات برای حذف سیاسی افراد و جناح‌های سیاسی هشدار داده‌اند.

از دیگر سو، کاربران علاقه‌مند به این دو جریان، کشتن روح‌الله زم را به‌عنوان گزینه‌ای محتمل در نظر می‌گیرند چرا که اصولگراها افشاگری او درباره اصلاح‌طلبان را به‌عنوان انگیزه‌ای مهم برای حذف او می‌دانند و کاربران اصلاح‌طلب نیز مرگ ناشی از شکنجه و فشار روحی برای اعتراف‌گیری علیه آن‌ها را ممکن می‌پندارند. احتمال کشته شدن زم در میان بخشی از کاربران مخالف جمهوری اسلامی نیز رواج پیدا کرده است. این گروه نیز زم را ماموری اطلاعاتی می‌دانند که با اتمام ماموریتش به ایران برگشته و اکنون که «تاریخ مصرفش تمام شده» باید حذف شود.

این بی‌خبری مطلق از روح‌الله زم و شایعات مختلف درباره سرنوشت او سبب شد تا خبرنگار صداوسیمای ایران در روز ۱۱ آبان از سردار سلامی، فرمانده سپاه بپرسد که چرا پس از انتشار فیلم و تصاویر متعدد در روزهای نخست دستگیری، سپاه فیلم جدیدی از وی منتشر نمی‌کند. پاسخ فرمانده سپاه به شکل کلی این بود که فیلم جدید زمانی پخش خواهد شد که «برای مردم جذابیت داشته باشد» و «اطلاعات به شکلی منتشر خواهد شد که تازگی داشته باشد».

پس از این سخنان، گمانه‌زنی درباره خودکشی یا قتل روح‌الله زم اندکی فروکش کرد ولی استفاده از ماکت زم در مراسم سالگرد حمله به سفارت آمریکا در کنار ماکت عبدالمالک ریگی و در حالی که طناب اعدامی به گردن این دو ماکت آویخته شده بود، موضوع مرگ او را مجددا برجسته کرد. با وجود گسترش این شایعات، فرماندهان سپاه تاکنون هیچ اشاره‌ای به وضعیت سلامت زم در بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه نکرده‌اند.

در آخرین خبر منتشر شده درباره پرونده زم، حسینعلی حاجی دلیگانی از نمایندگان اصولگرای مجلس در روز ۱۶ آبان‌ماه اعلام کرده که گزارش از پرونده او به برخی نمایندگان مجلس داده شده است و «در گزارشی که ارائه شد خبری مبنی بر اینکه برای روح‌الله زم در زندان اتفاقی افتاده باشد اعلام نشد».

حاجی‌دلیگانی گفته است که تمرکز فعلی در پرونده زم بر شناسایی نقش سرویس‌های جاسوسی انگلیس، فرانسه، اسرائیل و عربستان است و نه «مهره‌های داخلی». او همچنین از ممنوعیت افشای نام منابع خبری زم در نهادهای مختلف در شرایط فعلی صحبت کرده است: «موضوع آمدنیوز و پرونده روح‌الله زم فعلاً مدیریت می‌شود، چون با امنیت کشور در ارتباط است و نباید اطلاعات آن منتشر شود».

هیچ کدام از اظهار‌نظرهای روزهای گذشته، ابهام‌ در مورد وضعیت سلامتی روح‌الله زم در بازداشتگاه سازمان اطلاعات سپاه را از بین نبرده‌اند. خانواده زم نیز مصاحبه‌ای در این مورد با رسانه‌ها انجام نداده‌اند. به نظر می‌رسد فضای شک و تردید فعلی درباره زم، ابعاد پرونده او و نحوه استفاده از اعترافات احتمالی، مطلوب‌ترین فضا برای سپاه است تا اذهان عمومی را برای «یک رونمایی بزرگ» در آینده نزدیک آماده نگاه دارد.

No responses yet

Nov 07 2019

بازرس اخراج‌شده آژانس اتمی از ایران «به وین بازگشت»

نوشته: در بخش: امنیتی,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: سازمان انرژی اتمی ایران روز چهارشنبه ۱۵ آبان در واکنش به گزارش‌های منتشر شده درباره بازداشت موقت یکی از بازرسان آژانس انرژی اتمی اعلام کرد که مجوز پذیرش این بازرس لغو شده و وی ایران را به مقصد وین ترک کرده است.

پیشتر رویترز به نقل از منابع دیپلماتیک گزارش داده بود که یکی از بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برای مدت کوتاهی توسط نیروهای امنیتی ایران بازداشت و مدارک سفر وی توقیف شده است.

به گفته سازمان انرژی اتمی ایران٬ هفته گذشته از ورود این بازرس آژانس به دلیل «نگرانی از احتمال همراه داشتن مواد مشکوک» به سایت غنی‌سازی نطنز جلوگیری شد.

سازمان انرژی اتمی ایران در بیانیه خود گفته است: «بر اساس اعلام بخش حفاظت سایت، هنگام ورود این خانم بازرس، تجهیزات کنترلی علامت هشدار را نشان داده است و به همین دلیل ضمن کنترل وسایل همراه بازرس، از ورود او به سایت جلوگیری شده و مراتب امر به آژانس بین‌المللی انرژی اتمی منعکس شد و از طرف جمهوری اسلامی ایران به آژانس اعلام می‌شود که پذیرش قبلی این بازرس لغو شده تلقی می‌ شود.»

سازمان انرژی اتمی ایران اضافه کرده است:« ایران همچنین خواستار همکاری آژانس برای ادامه تحقیقات در این خصوص شده است که آژانس نیز در پاسخی کتبی این موضوع را می‌پذیرد. در نتیجه‌ی لغو پذیرش بازرس، وی با ناتمام گذاشتن ماموریت خود ایران را به مقصد وین ترک کرده است.»

بر اساس توافق هسته‌ای ایران با قدرت‌های جهانی موسوم به برجام، هم‌اکنون ۱۳۰ تا ۱۵۰ بازرس آژانس بین المللی انرژی اتمی برای نظارت بر فعالیت‌های ایران در این کشور حضور دارند.

سازمان انرژی اتمی ایران می‌گوید، «به‌طور معمول کلیه بازرسان، وسائل همراه آنان در بدو ورود به هر یک از سایت‌های هسته‌ای مورد تفتیش و کنترل قرار می‌گیرد.»

پیشتر چندین مقام آژانس بین المللی انرژی اتمی به رویترز گفته بودند توقیف یکی از بازرسان آژانس با هدف ایجاد «ارعاب» صورت گرفته است.

رویترز می‌گوید، از زمان توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵، موسوم به برجام، این نخستین باری است که مقام‌های ایرانی دست به چنین اقدامی می‌زنند.

قرار است موضوع توقیف مدارک سفر این بازرس در اجلاس شورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مذاکره شود.

یک دیپلمات اروپایی به رویترز گفته بود، برخورد با این بازرس آژانس باعث نگرانی درباره آینده ماموریت بازرسان در ایران شده است.

اخراج این بازرس آژانس بین المللی انرژی اتمی در حالی صورت گرفته است که ایران در واکنش به تحریم‌های آمریکا در چندین مرحله از تعهدات برجامی خود عدول کرده است.
با استفاده ار ایسنا، رویترز و رادیو فردا٬ خ/ت

No responses yet

Nov 07 2019

برگزاری نشست شورای حکام آژانس انرژی اتمی درباره ایران

نوشته: در بخش: بحران هسته‌ای,سیاسی

دویچه‌وله: در نشست شورای حکام آژانس انرژی اتمی که در وین برگزار می‌شود گزارش بازرسان از فعالیت‌های ایران مورد بحث قرار می‌گیرد. ایران دلیل بازداشت موقت بازرس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را “احتمال همراه داشتن مواد مشکوک” اعلام کرد.

در سایت رسمی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی آمده است که نشست شورای حکام برای رسیدگی به موضوعات پادمانی (حفاظتی) مرتبط با ایران در روز پنج‌شنبه (۱۶ آبان) در وین برگزار می‌شود. این نشست در ساعت ده و نیم صبح و به صورت غیرعلنی خواهد بود.

یکی از مقامات آژانس اتمی گفت که بازرسان آژانس که در روزهای اخیر در ایران بوده‌اند گزارشی نیز از فعالیت‌های خود ارائه خواهند کرد.

بازداشت موقت بازرس آژانس اتمی در مرکز غنی‌سازی نطنز

یک بازرس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به مدت کوتاهی در مرکز غنی‌سازی نظنز بازداشت شد. به گزارش رویترز مدارک مسافرتی این بازرس نیز توقیف شده است. یک منابع آگاه که نخواست نامش فاش شود این اقدام ایران را “نوعی آزار” توصیف کرده است.

به گفته سه دیپلمات مطلع، بازرس بازداشتی یک زن است که مجبور به تحویل مدارک مسافرتی خود به ماموران ایرانی شده است. زمان بازداشت این بازرس نیز هفته پیش عنوان شده که البته خبر آن امروز رسانه‌ای شده است. نماینده ایران در آژانس اتمی از اظهار نظر در این باره خودداری کرده است. گفته می‌شود که در نشست آتی آژانس در باره دو موضوع پادمانی به بازداشت موقت این بازرس نیز رسیدگی شود.

پاسخ سازمان انرژی اتمی به بازداشت موقت بازرس آژانس

سازمان انرژی اتمی ایران دلیل بازداشت موقت بازرس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را “احتمال همراه داشتن مواد مشکوک” اعلام کرد.

به گفته مقامات ایرانی وسایل همراه بازرسان در بدو ورود به هر سایت اتمی مورد “تفتیش و کنترل” قرار می‌گیرد. مقامات ایرانی پذیرس قبلی این بازرس را لغو کرده‌اند. به گفته مقامات ایرانی آژانس انرژی اتمی نیز در جریان این تصمیم ایران قرار داده شده است.

سازمان انرژی اتمی ایران تصریح کرده است که تحقیقات در این زمینه ادامه دارد و نماینده ایران گزارش کاملی در این باره را به شورای حکام ارائه خواهد کرد.

کاهش تعهدات برجامی ایران

ایران از امروز (۱۵ آبان) چهارمین گام برای کاهش تعهدات برجامی خود را برداشت و به سانتریفیوژهای در مرکز فردو گازرسانی کرد. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران در روز سه‌شنبه گفته بود که کاهش تعهدات اتمی ایران با نظارت آژانس صورت می‌گیرد.

خبرگزاری فارس به نقل از بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران خبر داد که ساعت ۱۲ امشب (چهارشنبه) عملا گاز به سانتریفیوژ‌ها تزریق می‌شود. به گفته کمالوندی: «چند ساعت طول می‌کشد تا وضعیت سانتریفیوژها به مرحله پایداری برسد و تا روز شنبه (۱۸ آبان) که مجددا بازرسان آژانس خواهند آمد، ما به مرحله‌ای می‌رسیم که حدود چهار و نیم درصد غنی سازی خواهیم داشت.»

سخنگوی آژانس اتمی نیز تایید کرد که در زمان تزریق گاز به سانتریفیوژها در فردو بازرسان آژانس در محل حضور داشته و گزارشی نیز تنظیم کرده‌اند.

کشورهای آلمان، روسیه، فرانسه، آمریکا، اسرائيل و بریتانیا نیز نسبت به پیامدهای “مخرب” کاهش تعهدات برجامی ایران هشدار داده‌اند. آمریکا از آژانس بین‌المللی انرژی اتمی خواسته است تا بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران نظارتی دقیق اعمال کرده و همه تحولات مربوطه را به مقامات آمریکا گزارش دهند.

No responses yet

Nov 06 2019

فراخوان آذری جهرمی برای مناظره اینستاگرامی – زرآبادی: در مجلس مناظره کنیم

نوشته: در بخش: درگیری جناحی,دزدی‌های رژیم,سیاسی

بی‌بی‌سی: محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات ایران، پس از آن که با سوال رسمی حمیده زرآبادی مواجه شد که آیا یکی از بستگان خود را با درآمد ماهانه ۶۹ میلیون تومان به کار گرفته، این نماینده مجلس را به مناظره زنده در اینستاگرام دعوت کرده و گفته است “چند مهمان خاص و ویژه” هم در این مناظره حاضر خواهند بود.

خانم زرآبادی در پاسخ به دعوت آقای جهرمی از مناظره با او استقبال کرده و پیشنهاد داده این مناظره در مجلس ایران یا هر مکان رسمی دیگر انجام شود.

آقای آذری جهرمی در حالی می‌خواهد شب چهارشنبه (امشب) بحث را به اینستاگرام بکشاند که به گفته خانم زرآبادی چند روز پیش سوال این نماینده به طور رسمی به وزارت ارتباطات فرستاده شده، اما وزیر به طور رسمی پاسخگو نبوده است.

وزیر ارتباطات ایران دعوت به مناظره را در حساب توییتر خود مطرح کرده است.

توییتر در ایران توسط وزارت ارتباطات فیلتر شده است.

در سال‌های اخیر مقام‌های متعدد در ایران و نزدیکان آنها به فساد مالی و اداری متهم شده‌اند که فرزند فرمانده سابق ارتش، برادر رئیس جمهور و برادر رئیس مجلس و رئیس سابق دستگاه قضایی از آن جمله‌اند. چند نفر از نماینده‌های مجلس و مقام‌های قضایی هم پرونده‌های فساد دارند.

پاسخ زرآبادی به دعوت به مناظره چیست؟

حمیده زرآبادی در پاسخ به دعوت محمدجواد آذری جهرمی برای مناظره گفته است که امروز (چهارشنبه) مشغول بازدید از مناطق روستایی حوزه انتخابی خود است و به دلیل کیفیت پایین دسترسی به اینترنت نمی‌تواند مناظره اینترنتی داشته باشد.

او از دعوت به مناظره استقبال کرده و گفته خوشحال است که وزیر ارتباطات “صدای اعتراض مردم را شنیده و وادار به پاسخگویی شده است.”

این نماینده مجلس گفته دو سال است که به دنبال پاسخگو کردن وزیر ارتباطات بوده است.

خانم زرآبادی خطاب به آقای آذری جهرمی گفته است: “با حضور خبرنگاران در مجلس شورای اسلامی یا هر مکان رسمی دیگری مناظره‌ای داشته باشیم.”

زرآبادی درباره آذری جهرمی چه گفته؟

حمیده زرآبادی می‌گوید به طور رسمی از محمدجواد آذری جهرمی درباره منصوب کردن اقوام خودش سوال کرده است.

خانم زرآبادی در نشستی مطبوعاتی گفت قراردادهای کلان بیمه‌ای شخصی به نام ثنا اسدیان با شرکت رایتل و دیگر شرکت‌های حوزه ارتباطات مهم است.

خانم زرآبادی روز سه‌شنبه در نشستی مطبوعاتی اتهاماتی را علیه آقای آذری جهرمی و شرکت‌های ‘ارزش افزوده’ مطرح کرداو از وزیر ارتباطات پرسید: “آیا خانم ثنا اسدیان با شما نسبت فامیلی دارند؟” خانم زرآبادی و رسانه‌های ایران خانم اسدیان را خواهرزن آقای آذری جهرمی معرفی کرده‌اند.

این نماینده مجلس روز سه‌شنبه گفت: “خانم ثنا اسدیان خواهرخانم وزیر ارتباطات متولد ۶۵ است شما بگویید ما چند نفر بیکار در این سن و سال در کشور داریم. کارمزد او طی سه سال ۲ میلیارد و۳۰۰ میلیون تومان بوده که به طور متوسط ماهیانه ۶۹ میلیون تومان است که در برخی ماه‌ها تا ۱۳۷ میلیون تومان هم این کارمزد رسیده‌ است.”

او همچنین گفته فردی به نام فاطمه صحراییان چند نمایندگی ایرانسل و رایتل را در جهرم دارد، که این شخص به گفته خانم زرآبادی همسر فردی به نام هادی آذری جهرمی است.

خانم زرآبادی افزود: “ما سؤال مربوط به وزیر را ۲۱ مهر پرسیدیم و در ۱۱ آبان سال جاری به وزارتخانه ارتباطات رفت اما هیچ پاسخی دریافت نکردیم البته می‌دانم چرا وزیر پاسخ نمی‌دهد چون اصلا جوابی ندارد. چون اگر پاسخی داشت سریعا آن را توییت می‌کرد.”

این نماینده مجلس توضیح داده است که به کار گرفتن اقوام تنها به صورت انتصاب در مشاغل دولتی نیست، بلکه از طریق واگذاری کارها به نزدیکان شاغل در بخش خصوصی هم انجام می‌شود.

او گفته: “اکنون روال این نیست که اقوام و آشنایان را در بخش‌های دولتی به‌کار بگیرند. بلکه در بخش‌های خصوصی به این دوستان و اقوام رانت اطلاعاتی می‌دهند.”

ماجرای شنود مکالمات زرآبادی چیست؟

حمیده زرآبادی در نشست مطبوعاتی خود در پاسخ به سوالی درباره شنود مکالماتش گفت: “بنده به قوه قضائیه درباره شنود گوشی خود شکایت نکردم اما مکاتباتی انجام دادم تا موضوع مشخص شود.”

شنود ادعایی مکالمات خانم زرآبادی حدود یک ماه پیش خبری شد.

در آن مقطع خانم زرآبادی در نطقی در مجلس ایران مطالبی را علیه آقای جهرمی مطرح کرد.

او روز سه‌شنبه در این باره توضیح داد: “در خصوص نطقم بنده موضوعی را مدنظر داشتیم که فقط خودم می‌دانستم و تنها با برادرم مشورت کرده بودم. برایم جالب بود که یک فرد خیلی نزدیک به وزیر ارتباطات این خبر را منتشر کرد که من نطقی در خصوص آذری‌جهرمی دارم.”

“من به عنوان یک نماینده وقتی انتشار خبرم درباره نطق در خصوص آذری‌جهرمی را دیدم احساس ناامنی کردم.”

اطلاع یک نفر از محتوای نطق خانم زرآبادی پیش از ایراد آن در مجلس دلیلی برای شنود مکالماتش دانسته شدهوبسایت مشرق‌نیوز، که نزدیک به محافل امنیتی حکومت ایران تصور می‌شود، درباره شخصی که موضوع نطق خانم زرآبادی را پیش از انجام آن منتشر کرد، نوشت پدر شخصی که این خبر را منتشر کرد از مقام‌های سابق وزارت اطلاعات بوده است.

خود محمدجواد آذری جهرمی هم سابقه کار در وزارت اطلاعات را دارد.

آذری جهرمی کیست؟

محمدجواد آذری جهرمی از سال ۱۳۹۶ وزیر ارتباطات ایران است. او پیش از آن و در کابینه اول حسن روحانی معاون وزیر ارتباطات بود.

او با عهده‌دار شدن مقامی فنی در وزارت اطلاعات وارد مشاغل دولتی شد. وقتی حسن روحانی او را به عنوان وزیر ارتباطات پیشنهاد کرد برخی نمایندگان مجلس به دلیل این که او وظایفی در ارتباط با شنود، به خصوص در مقطع اعتراضات ۱۳۸۸ داشته، با او مخالف بودند.

آقای آذری جهرمی در سال ۱۳۶۰ به دنیا آمده و با توجه به سن پایینش نسبت به اغلب وزیران دیگر در ایران، در رسانه‌های ایران به او لقب “وزیر جوان” داده‌اند.

او حضور فعالی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی دارد و با وجود اینکه وزارت تحت امر او مسئول سانسور اینترنت در ایران است، خود آقای آذری جهرمی مواضعی علیه سیاست فیلترینگ در شکل فعلی آن گرفته است.

آقای آذری جهرمی در موارد دیگر نیز، مانند سبک زندگی و پوشش، چهره‌ای متفاوت از الگوی رایج در میان مقام‌های حکومت ایران و هواداران آن نشان می‌دهد.

برخی گمانه‌زنی‌ها درباره فعالیت‌های رسانه‌ای آقای آذری جهرمی این است که اینها مقدمه‌ای برای تبدیل او به چهره‌ای شناخته‌شده و در حد و اندازه ریاست جمهوری در سال‌های آتی است.

No responses yet

Nov 06 2019

متهمان پرونده هسته‌ای: به محمود صادقی دروغ گفته‌اند، مجید جمالی‌فشی را بی‌گناه اعدام کردند

نوشته: در بخش: امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

ایران وایر: «محمود صادقی» می‌گوید وزارت اطلاعات مدعی است در مورد مجرمیت «مجید جمالی‌فشی» به قطعیت رسیده و لذا او را اعدام کرده‌اند. این نماینده مجلس در بخشی از گفت‌وگوی ویدئویی‌اش با وب‌سایت اعتماد آنلاین از پیگیری‌هایش درباره پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای حرف می‌‌زند.

در چند ماه گذشته متهمان این پرونده که اعترافات آن‌ها از تلویزیون پخش شده بود در گفت‌وگو با رسانه‌ها از پشت پرده دستگیری، شکنجه و اجبار به اعتراف در این پرونده سخن گفته‌اند. محمود صادقی، نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی از افرادی بود که دراین‌باره از وزارت اطلاعات توضیح خواست.

او حالا می‌گوید از وزارت اطلاعات خواسته است مکتوب و مستند به پرسش‌های او پاسخ بدهند و او پاسخ شفاهی و روضه خواندن را از آنان نخواهد پذیرفت. به گفته آقای صادقی، جرم یکی از آن‌ها به اسم مجید جمال‌فشی، احراز شد که بعد هم اعدام شد و سایر افراد هم تا پای اعدام رفتند و قرار بود همه آن‌ها در دولت قبل و در زمان وزارت «مصلحی» اعدام شوند.

مجید جمالی‌فشی، ورزشکار ایرانی بود که مدال برنز کیک بوکسینگ جهانی را دریافت کرده بود آذر سال ۱۳۸۹ وزارت اطلاعات مدعی شد او عامل ترور «مسعود علیمحمدی»، یکی از دانشمندان هسته‌ای ایران بوده و توسط ماموران موساد در اسراییل آموزش‌دیده است و فیلم اعترافات او منتشر شد. این ادعا درباره دیگر متهمان پرونده هسته‌ای نیز تکرار شد، متهمانی که حالا می‌گویند در اثر شکنجه طولانی، تهدید و ارعاب وادار به اعتراف مقابل دوربین‌های تلویزیون شده بودند درحالی‌که نه نام دانشمندان هسته‌ای را شنیده بودند و نه روحشان از ماجرای ترور آن‌ها خبر داشته است.

مجید جمالی‌فشی تنها متهم این پرونده است که به دار آویخته شد، مابقی متهمان این پرونده پس از ماه‌ها شکنجه آزاد شدند. حالا به محمود صادقی گفته‌اند که اتهام مجید جمالی‌فشی احراز شده بوده و او اعدام شده است، اما «مازیار ابراهیمی» و «نادر نوری‌کهن» دو تن دیگر از متهمان این پرونده معتقدند که به محمود صادقی هم دروغ گفته‌اند و مجید جمالی‌فشی بی‌گناه اعدام شده است.

آقای ابراهیمی می‌گوید این ادعا دروغ است چون چند نفر از کسانی که پیش از اعدام مجید جمالی‌فشی در یکی از سلول‌های کناری او یعنی در یکی از سلول‌های طبقه پائین بند ۲۰۹ در بند بوده‌اند برای او در زندان روایت کرده‌اند که شبی که جمالی‌فشی را برای اعدام برده‌اند او با صدای بلند به ماموران پرخاش کرده است و صحبت‌هایی بین آن‌ها رد‌وبدل شده است که نشان می‌دهد او بی‌گناه بوده است: «جمالی‌فشی به ماموران می‌گوید شما به من قول دادید که به آن‌ها بگویید من دارم با شما همکاری می‌کنم و وقتی قاتل اصلی بازداشت شد از من قدردانی می‌کنید؛ اما در پاسخ به جمالی‌فشی می‌گویند نه نظر حاجی عوض شده است و تشخیص داده است این را نگوید و همسر شهید هم پیش آقا رفته است و آقا هم گفته اعدامت کنیم.»

آقای نوری‌کهن هم معتقد است برخلاف آنچه محمود صادقی نقل می‌کند جمالی‌فشی بی‌گناه بود و او این را بر اساس تجربه خودش و شواهد موجود می‌گوید: «تصویر پاسپورت که اطلاعات به‌عنوان تصویر پاسپورت مجید جمالی‌فشی منتشر کرد کپی تصویر نمونه پاسپورت اسراییلی در ویکی‌پدیا است و جعلی است. اعترافاتش در دادگاه هم نتیجه وعده ماموران اطلاعات به او بوده است. به خود ما هم گفتند که در دادگاه اعتراف کن، بگذار حکم صادر شود و پرونده بسته شود و نگران هم نباش ما که مسوول اعدامت هستیم، اعدامت نمی‌کنیم و به تو یک هویت جدید می‌دهیم. برو زندگی‌ات را بکن. آن بدبخت را هم همین‌طوری راضی کرده‌اند علیه خودش به‌دروغ در دادگاه اعتراف کند. در پرونده ما هم کسانی دیگری بودند که در دادگاه از آن اعترافات کردند اما قبل از این‌که حکم بگیرند حقیقت پرونده افشا شد.»

به گفته نادر نوری‌کهن، تنها گناه مجید جمالی‌فشی رفتنش به سفارت امریکا در کوبا برای گرفتن پناهندگی بود: «او در یک سفر ورزشی به باکو به سفارت امریکا می‌رود تا درخواست پناهندگی بکند و بعد در مورد آن با یکی از ورزشکاران همراهش صحبت می‌کند و جریان که به گوش حراست می‌رسد راهش به این پرونده کثیف باز شده و قربانی سناریوی وزارت اطلاعات می‌شود.»

مازیار ابراهیمی و نادر نوری‌کهن می‌گویند بر اساس آنچه محمود صادقی نقل می‌کند آن‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که وزارت اطلاعات به‌جای پذیرش کامل مسوولیت جنایتی که در حق آنان مرتکب شده است عملا در حال توجیه رفتارهای خود است.

آقای صادقی در بخشی از این گفتگو، به پرسش‌هایی از نتیجه پیگیری‌هایش درباره متهمان پرونده ترور دانشمندان هسته‌ای پاسخ داده است. پاسخ‌هایی که جز در یک مورد مشخص نه نظرات این نماینده مجلس که نقل گفته‌هایی است که مقامات اطلاعاتی به او گفته‌اند و به گفته دو تن از متهمان آن پرونده دروغ و گمراه‌کننده است.

محمود صادقی در این گفتگو می‌گوید یکی از پرسش‌های او از وزیر اطلاعات این بوده است که اگر این متهمان، قاتلان دانشمندان هسته‌ای نبودند، چه کسانی این ترورها را انجام داده‌اند. صادقی همچنین می‌گوید علاوه بر احقاق حقوق متهمان و اعاده حیثیت و پرداخت خسارت آنان، هدف او از این پیگیری‌ها اصلاح فرآیند در وزارت اطلاعات است.

این صحبت‌ها چه تاثیری روی متهمان ترورهای هسته‌ای گذاشته است؟

مازیار ابراهیمی می‌گوید با شنیدن صحبت‌های محمود صادقی و آنچه از مقامات اطلاعاتی و ادعاهای آن‌ها نقل می‌کرد دچار اضطراب شده است: «این صحبت‌ها من را به روزهایی برد که قاضی «شهریاری» در واکنش به اعتراضات و دادوبیدادهای گاه‌به‌گاه من می‌گفت چرا این‌قدر هارت‌وپورت می‌کنی؟ این پرونده هنوز بسته نشده است، یک روز تو را دوباره می‌کنند داخل زندان و اعدامت می‌کنند.»

آقای ابراهیمی می‌گوید پرونده آن‌ها تا بهمن ۱۳۹۷ بسته نشد و عملا ترس او از بازداشت دوباره‌اش او را ناچار کرده ایران را ترک کند: «یکی از سندهایی که من در توییترم منتشر کرده‌ام وضعیت پرونده‌ جمعی ما بود. تا ماه ۱۱ سال ۱۳۹۷ این پرونده همچنان باز بود و ما به فساد فی‌الارض و محاربه متهم بودیم. من را در عراق هم می‌خواستند بکشند. این‌که نیروهای امنیتی اقلیم کردستان می‌گفتند تو را در زندان نگه می‌داریم تا جانت را حفظ کنیم حقیقت داشت. این‌ها هنوز می‌گویند یک دسته از کارشناسان وزارت اطلاعات معتقد بودند ما مجرم بودیم. برچه اساسی؟»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید مساله مهم برای او برخلاف آقای صادقی این است که چرا عاملان بازداشت غیرقانونی و پرونده‌سازی برای آنان بازداشت و محاکمه نمی‌شوند: «حالا که همه به این واقعیت رسیده‌اند که ما بی‌گناه بازداشت و زندانی و شکنجه شدیم و فیلم‌های بازجویی و روند پرونده هم نشان می‌دهد که بازجوها هم همان موقع بازجویی و شکنجه می‌دانستند که ما بی‌گناه هستیم، بازجویان ما، عوامل اطلاعاتی که مسوول و عامل شکنجه ما بودند چرا محاکمه نمی‌شوند؟ چرا برخورد قانونی با آن‌ها اعلام نمی‌شود؟»

محمود صادقی می‌گوید می‌خواهد برایش شفاف شود که این‌ متهمان شکنجه شده‌اند یا نه؟ متهمان به او گفته‌اند تعزیر شده‌اند یعنی با حکم قاضی و شرعی شلاق خورده‌اند. مازیار ابراهیمی می‌گوید تعزیر درهرحال و در همه شرایط شکنجه است که بر اساس قانون اساسی ممنوع شده است و این تنها یک کلاه‌شرعی برای موجه کردن شکنجه است: «اما فارغ از این حتی، تعزیر با همان قوانین عقب‌مانده جمهوری اسلامی هم شرایطی دارد هم تعداد ضربات و هم شیوه زدن و هم نوع شلاق مشخص‌شده و آنچه با ما کردند همان به قول خودشان تعزیر اسلامی هم نبود. کف پای چپم از چهار جا شکستگی دارد و کف پای راستم از دو جا. کف دستم شکستگی دارد و یکی از دنده‌هایم هم شکسته است.»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید بر اساس ماده ۱۶ قانون مجازات اسلامی، تعزیر با حکم قانون باید در مورد کسانی اعمال شود که محکوم شده‌اند و تعزیر به‌عنوان یکی از راه‌های مجازات اعمال می‌شود: «این‌ها حتی اگر از قاضی برای گرفتن اعتراف حکم شلاق زدن ما را گرفته باشند کارشان شکنجه بود چون همان ظواهر قانونی را هم رعایت نکردند. کابل فشارقوی را به من نشان دادند و گفتند این را برای تو ساخته‌ایم و با همان هم من را شلاق زدند. فقط این‌ها هم نبود. اعدام مصنوعی، زدن با چوب و میله، آویزان کردن و ضرب و شتم هنگام بازجویی و بازجویی ۲۴ ساعته همه شکنجه‌هایی که ما دیدیم.»

به گفته محمود صادقی، سید «محمود علوی»، وزیر اطلاعات مدعی شده است که فرآیند هم اصلاح شده است و در بازداشتگاه‌ها دوربین کار گذاشته‌اند تا نظارت کامل باشد و با تخلفات جزیی هم برخورد می‌کنند و حتی یک مورد، بازجو سیلی بی‌جایی به متهم زده و به خاطر تخلف با متهم برخورد شده است.

نادر نوری‌کهن می‌گوید: «همان زمان هم دوربین در بازداشتگاه و اتاق‌های شکنجه بازجویی وجود داشت و من اصلا در دادگاه «صلواتی» به آن اشاره کردم و گفتم بهتر است بروند دوربین‌ها را چک کنند و فیلم‌ها را ببینید تا بدانند ما بر چه اساسی اعتراف کردیم و چگونه اعتراف کردیم. وقتی باوجود دوربین ما را شکنجه می‌کردند، چه تضمینی وجود دارد که این شکنجه‌ها مقابل دوربین دوباره تکرار نشود؟»

محمود صادقی می‌گوید برداشت او از صحبت‌های مقامات اطلاعاتی و آنچه رخ‌داده این است که: «دستگاه‌های اطلاعاتی-امنیتی تحت‌فشار افکار عمومی و فشار رسانه‌ها و مقامات قرار داشته و می‌خواسته یک کاری کند. در این حیص‌وبیص یک سرنخ‌هایی پیدا می‌کند…» صحبت‌های صادقی اینجا در نسخه‌های ویدیویی حذف شده است اما در نسخه پیاده شده یک جمله دیگر هم به‌صورت ناتمام آمده است «اما این سرنخ‌ها را به‌جای این‌که به‌صورت تخصصی، چون مساله جاسوسی و امنیتی بوده…» که نشان‌دهنده سانسور این جمله است.

مازیار ابراهیمی می‌گوید یافتن سرنخ یعنی آن‌ها به چیزی رسیده بودند که ما را گرفتند اما سیر بعدی پرونده نشان داد که این‌طور نبوده است و این حرف دروغی بی‌شرمانه و چرت‌وپرت است و ما مطلقا بی‌گناه بودیم: «این‌ها به همان سیستم کار هیئتی، کار اطلاعاتی می‌کنند. متهمان پرونده به دلایل عجیب‌وغریبی بازداشت شده بودند؛ مثلا یکی را از شمال گرفتند چون حاضر نبود زمینش را به وزارت اطلاعات بفروشد، این‌ها به خود من می‌گفتند اگر از کسی بدت می‌آید اسمش را به ما بده و یک شماره تلفن تا بیاوریمش اینجا. همه آن‌هایی که گرفتار بودند همین‌جوری بازداشت و متهم شده بودند. سرنخ چه کشکی است، چه تور اطلاعاتی؟ این‌ها تنها یک سند، یک عکس، یک ایمیل، یک تلفن، یک تماس از این جمع نشان دهند که ما کیس مناسبی برای بازداشت بودیم. من دارم فکر می‌کنم همین صادقی هم زیر فشار است چون در بخشی تبلیغاتی برای همین ویدیوی گفتگو می‌گوید من متهمان را دیده‌ام و بغض می‌کند.»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید هیچ سند و مدرک سرنخی وجود نداشت چون آنان کاری نکرده بودند که به این پرونده هیچ ربطی داشته باشند: «اگر مدرک یا سرنخی بود طبعا نیازی نبود ما را شکنجه کنند تا دروغ‌هایشان را تکرار کنیم مدرک را در دادگاه ارایه می‌دادند و ما به‌راحتی و بر اساس منطق عقل سلیم محکوم می‌شدیم. قاضی شهریاری خودش اواخر دوره بازداشت به ما گفت شما را یک ماه دیگر نگه می‌دارم و به اطلاعات گفته‌ایم یا مدرکی دال بر گناهکاری این‌ها ارایه بدهید یا این‌ها را آزاد می‌کنیم. اگر مدرکی داشتند ارایه می‌دادند.»

محمود صادقی می‌گوید مساله دست داشتن متهمان در این ترورها در دولت قبلی هم محل اختلاف بوده است. تردید بوده، کارشناسان دو دسته بودند: یک دسته می‌گفتند آن‌ها هستند، یک دسته می‌گفتند آن‌ها نیستند. به گفته آقای صادقی، وزیر اطلاعات به او گفته است در دولت روحانی تا پایان مرداد ۱۳۹۳ همه را آزاد می‌کنند: «همه این‌ها را بررسی کردیم، دستگاه قضایی باید متقاعد می‌شد که این‌ها واقعا بی‌گناه هستند. درواقع متقاعد کردن آن‌ها هم زمان می‌برد.»

نادر می‌گوید: «این دستگاه قضایی بود که از سیستم امنیتی می‌خواست مدرکی ارایه بدهد که نشان بدهد ما گناهکار هستیم و برعکس حرف‌های وزیر اطلاعات، این اطلاعات بود که اصرار داشت دست‌کم ما ۵ نفر آخر را کاملا بی‌گناه و بی‌هیچ مدرک و دلیلی اعدام کنند تا به قول خودشان دل خانواده شهدا را راضی کنند.»

محمود صادقی در ادامه صحبت‌هایش به «معین» نامی اشاره می‌کند که به گفته او معاون فعلی وزارت و پیش‌تر قایم‌مقام وزیر بوده است: «آقای معین مورد اعتماد کامل وزیر و آدم بسیار حرفه‌ای و باتقوا، کاربلد و وارستگی اخلاقی دارد پرونده را در دست گرفته، کارشناسی کرده، نظر گرفته، دقیقا در پرونده‌ها بازنگری کرده و قاطع به این نتیجه رسیده این افراد متهم نیستند و درواقع دستگاه امنیتی ما فریب خورده است.»

اما این آقای معین که محمود صادقی چنین با مبالغه در مورد باتقوا بودن و وارستگی اخلاقی‌اش می‌گوید کسی است که به گفته مازیار ابراهیمی در زندان به ملاقات آن‌ها می‌رود با علم به بی‌گناهی متهمان به آن‌ها می‌گوید فعلا برای حفظ آبروی نظام باید در زندان بمانند: «معین به ما گفت ما می‌دانیم شما بی‌گناه هستید اما برای حفظ آبروی نظام آزاد نمی‌شوید. پرسیدم یعنی چی؟ گفت شما اگر الان از اینجا بیرون بروی و موبایلت را روشن کنی اولین کسی بهت زنگ می‌زند بی‌بی‌سی است. او می‌گفت نباید خطای چند نفر را به پای همه بنویسید.»

محمود صادقی می‌گوید در جلسه با مقامات اطلاعاتی در کمیسیون مجلس به او گفته‌اند این شائبه وجود دارد ماموران اطلاعاتی را همان کسانی فریب داده باشند که این ترورها را کرده‌اند: «هنوز دستگاه اطلاعاتی می‌گوید ترورها کار موساد بوده و احتمالا فریب‌ها هم کار موساد بوده است. در ادامه این پروژه در انحرافش هم موساد نقش داشته است. این‌ها جزو قسمت‌های حساس پرونده است که باید باز شود. ممکن است بخشی از این را نشود به‌صورت علنی مطرح کرد.»

نادر نوری‌کهن در واکنش به این صحبت‌ها می‌گوید این‌ها چطور فریب موساد را خورده‌اند: «چرا این‌ها همه خرابکاری‌ها و جنایت‌های خود را به موساد نسبت می‌دهند؟ ما آدم‌های عادی بودیم که نمی‌توانستیم به هیچ جایی وصل شویم و حتی اگر فریبی هم در کار باشد ما کسانی مناسب برای این پروژه فریب نبودیم چون اصلا کاره‌ای نبودیم و دسترسی و روابطی نداشتیم.»

مازیار ابراهیمی می‌گوید این‌که بازداشت و متهم کردن و شکنجه کردن و بردن ما پای اعدام ناشی از نقشه و نفوذ موساد بوده است یعنی «برادران عربیون و {…} که برای متهم کردن من داستان‌سرایی کردند و یا داماد سپاهی نادر نوری‌کهن که برای او پاپوش دوخت همکار و کارمند موساد هستند و البته کسانی دیگر داخل اطلاعات و خارج از آن در استان‌ها مختلف کشور که آن ۱۰۰ نفر دیگر را هم گرفتار کردند. این حرف در عین احمقانه بودن خیلی مطالب را آشکار می‌کند. مثل این‌که چرا با این به ادعای خودشان ماموران موساد برخورد قانونی نکرده‌اند؟ چرا این‌ها محاکمه نشده‌اند؟»

محمود صادقی در گفتگویش با اعتماد آنلاین به این پرسش هم پاسخ می‌دهد که اگر افرادی که به‌عنوان متهم بازداشت شدند و حالا آزاد شدند در ماجرای ترور نقشی نداشتند چرا وقتی دستگیر شدند ترور تمام شد؟ به گفته آقای صادقی، یکی از همراهان آقای علوی به او گفته است آن‌ها یک تور اطلاعاتی پهن کرده‌اند: «عده‌ای بازداشت شدند و بعد وقتی بازداشت شدند، ترور خوابید! پس معلوم است که این افراد نقش داشتند.»

آقای ابراهیمی می‌گوید ماموران امنیتی متهمان را که همه افرادی غیرسیاسی و شهروندان معمولی فاقد سابقه فعالیت خاصی بودند اصلا نمی‌شناختند، این چه توری است که فله‌ای آدم می‌گیرد: «در هنگام بازداشت «بهزاد عبدلی»، فردی را که همراه او بوده بازداشت می‌کنند و وقتی اسمش را می‌برند، بهزاد می‌گوید من بهزاد عبدلی هستم اشتباهی گرفته‌اید! این‌ها کدام حرفشان درست است؟ ارزیابی صحبت‌ها و عملکرد وزارت اطلاعات نشان می‌دهد صحبت‌ها و ادعاهایشان اصلا قابل‌اعتماد نیست و دروغ می‌گویند.»

محمود صادقی در پایان گفتگویش به مساله پرداخت خسارت به متهمان هم اشاره می‌کند و می‌گوید طبق اصل ۱۷۱ و سایر موازین قانونی باید غرامات کامل به متهمان این پرونده داده شود و مسوولان هم اعلام آمادگی کرده‌اند که اگر این متهمان مطالبه کنند و مستند بدهند، آن‌ها حاضر هستند کامل خسارت پرداخت کنند.

مازیار ابراهیمی می‌گوید من مطمئن نیستم این ادعای اعلام آمادگی برای جبران خسارات صادقانه باشد: «یعنی چی اگر فرد مطالبه کند این‌ها آماده جبران خسارت هستند. خودشان که اسم‌ورسم و راه تماس با ما را دارند و می‌دانند چه ستمی بر ما کرده‌اند و می‌توانند اقدام کنند. خودشان از آنچه بر سر ما آوردند فیلم و مدرک دارند چه مدرکی از ما می‌خواهند؟»

نادر نوری‌کهن هم می‌گوید وکلا در ایران نمی‌توانند پیگیر کار آن‌ها باشند: «گیرم وکیلی هم پیدا شد، من سند و مدرک شکنجه‌هایی که شده‌ام، آسیب‌هایی که دیده‌ام، زندگی که ازدست‌داده‌ام را از کجا بیاورم؟ سند و مدرک نزد خودشان است، خودشان خوب می‌دانند چه بلایی سر ما آورده‌اند و آمار همه شکنجه‌ها یا به قول خودشان تعزیرها و انفرادی‌های و روزهای زندان ما را دارند.»

No responses yet

« Prev - Next »