اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سیاسی' Category

Sep 28 2018

جواد منصوری اولین فرمانده سپاه پاسدارن: ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را بنا کردیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: تاریخی,سپاه,سیاسی

خُسن آقا: دروغ که خناق نیست که این اراذل مثل نقل و نبات دروغ می گویند!
ایرنا: گروه سیاسی ایرنا چندی قبل برای بررسی علل تشکیل و فروپاشی حزب ملل اسلامی (41 -44 خورشیدی) به سراغ «جواد منصوری» یکی از مبارزان علیه دستگاه ستمشاهی رفت اما او به دلیل اینکه مسائل مربوط به این تشکل بارها در رسانه ها گفته شده است خواست درباره مسائل اساسی و مغفول مانده رژیم پهلوی و تاریخ انقلاب مطالبی عنوان شود.
نخستین فرمانده سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی می افزاید: باید علت و ریشه های وقوع انقلاب را بار دیگر بیان کرد چون نادیده گرفتن کارنامه سیاه شاه، عوامل و طرفداران رژیم پهلوی را علیه حکومت برآمده از انقلاب مردمی جسورتر کرده است. او معتقد است جوانی که در تجمعات برای پهلوی ها شعار می دهد به خیانت و جنایات آنها آگاه است ولی می خواهد با این کار نارضایتی خود را از وضع اقتصادی نشان دهد.
منصوری 74 ساله در این گفت و گو سعی کرد نه به عنوان یکی از چهره های تاثیرگذار تاریخ معاصر بلکه از جایگاه یک پژوهشگر مرکز اسناد انقلاب اسلامی و کارشناس تاریخ به پرسش ها پاسخ دهد. او به مدافعان رژیم پهلوی توصیه می کند هفت جلد کتاب خاطرات «اسدالله علم» نخست وزیر، وزیر دربار و از نزدیکان شاه را با دقت بخوانند تا با فساد و خیانت های پهلوی دوم بیشتر آشنا شوند.
در ادامه مشروح گفت وگو با منصوری را می خوانید.

**ایرنا: نخستین مسئولیت شما پس از پیروزی انقلاب اسلامی چه بود؟

منصوری: مردم در مدرسه رفاه در شرایطی که بازجو، پرونده و زندانی نداشتیم سران رژیم شاه را تحویل ما می دادند. یقین بدانید اگر این افراد را آزاد می کردیم مردم در خیابان آنها را می کشتند همانطور که دو، سه نفر را کشتند مانند سید جواد ذبیحی موذن و قاری معروف و یا گوینده اخبار آن دوران را همین مردم کشتند. من بازجوی چند تن از آنها بودم. برای آنها پرونده اولیه تشکیل می دادیم این افراد همین جوری اعدام نشدند بلکه به جرم خود اعتراف کردند مثلا تیمسار رحیمی آخرین فرماندار نظامی تهران پای برگه اعترافات خود را امضا کرده بود مثلا می پرسیدم آقای رحیمی شما دستور حکومت نظامی، تیراندازی و کشتن مردم را دادید و او هم تایید می کرد. خود رحیمی گفته بود طبق «طرح هایزر» قرار بود در طول حکومت نظامی (ساعت 16 تا 10 صبح روز بعد) شهرها و برای فرونشاندن اعتراض ها یک میلیون نفر را بکشند!!
امام (ره) برای محاکمه این افراد در دادگاه انقلاب سه قاضی (ربانی شیرازی، سید محمد خامنه ای و صادق خلخالی) انتخاب کرده بودند. مرحوم خلخالی درباره احکامی که صادر کرده بود می گفت در پرونده ای متهم اعتراف کرده بود 50 کیلو هروئین را جابجا و قصد فروشش را داشته و زیر برگه بازجویی را امضا کرده است. برای چی این فرد را در زندان نگهدارم؟ عده ای دوست دارند فقط حرفی زده باشند به نظر شما شاه از جنایات زیر مجموعه اش بی خبر بود؟

**ایرنا: بهتر نبود فرصتی داده می شد عناصر و سران رژیم گذشته خاطرات خود را می نوشتند تا نسل آینده با فساد و جنایات آن رژیم بیشتر آشنا می شد؟

منصوری: مردم واقعا نسبت به جنایات رژیم گذشته آگاهی ندارند! یعنی اینقدر بی اطلاع هستند؟ طوری که رضاشاه را خدمتگزار می دانند! طبق اسناد یک پنجم مملکت توسط رضا شاه چپاول شده بود. وقتی توسط انگلیسی ها تبعید شد اسناد روستاها و زمین هایی که به زور از مردم گرفته بود بار یک کامیون شده بود به طوریکه «علی دشتی» در مجلس گفت این دزد را بگیرید و قبل از خروجش تکلیف این اموال را مشخص کنید. صورتجلسه این موضوع در مجلس موجود است. کسانی که او را خادم می دانند از جنایت مسجد گوهرشاد چیزی می دانند؟ بنیاد پهلوی با کدام منبع مالی تاسیس شد؟
در دانشگاه درس انقلاب اسلامی تدریس می کنم مطلبی می گویم که باور نمی کنید یکی از دانشجویان به من می گفت، استاد اگر تا فردا صبح توضیح بدهی قانع نمی شوم! اینجا دو نکته را باید بگویم یکی اینکه این دانشجو نمی خواهد بفهمد، که این را نمی شود کاری کرد و دیگر اینکه، این دانشجو حرفی دارد که نمی تواند مطرحش کند و به جایش این حرف را می زند.
فردی که می گوید رضا شاه روحت شاد، پهلوی اول را قهرمان ملی و خدمتگزار نمی داند او مخالف وضع موجود است و به جای اینکه علیه مسئولان حرفی بزند سعی می کند با این شعارها نارضایتی خود را بیان کند. معتقدم حتی افراد کور مملکت هم می دانند رضا شاه چکار کرده است، مگر می شود کسی تو این مملکت زندگی کرده باشد و نداند این پدر و پسر چه اقداماتی انجام داده اند.
برای مطالعه خیانت های پهلوی، کتاب «خاطرات علم» را بخوانید. صفحه ای در این کتاب نیست که در مورد فساد اخلاقی شاه سخنی نگفته باشد.
در جایی از این کتاب می نویسد «یکی از معایب ما این است که برای مملکت مشکلاتی ایجاد کردیم بعد شاه گفته است چه عیبی که ما نمی دانیم. عرض کردم احساسات جوانان را ما نمی دانیم گرفتاری خانوادگی و عقده های آنها را نمی خواهیم درک کنیم، گفت و شنود با آنها نداریم، وقت هم صرف آنها نمی کنیم آن وقت دشمن با زیرکی و هوشیاری انگشت روی کوچکترین معایب ما می گذارد. شاهنشاه دیگر چیزی نگفت قدری فکر کرد و گفت از وضع دانشجویان ایرانی در خارج هم که خبر دارم عین همین مطلب صادق است باز هم چیزی نفرمود و امری صادر نکرد»

**ایرنا: فرح در کتاب خاطراتش به اشتباهات رژیم پهلوی اذعان می کند…

منصوری: این مطالب را الان می گوید آن زمان که نمی گفت. وقتی در مورد علل سقوط پهلوی از او سوال می کنند می گوید ما خیانت کردیم. اصلا تمام خدمات این خاندان را در عدد سه ضرب کنید مثلا 10هزار کیلومتر راه آهن ساختند آن را 30 هزار کیلومتر کنید 10 دانشگاه ساخته شده را به عدد 30 تبدیل کنید … بگوئید این به اصطلاح خدمات در چه جهتی بود؟ در جهت منافع آمریکا و انگلیس، چون آنها تصمیم گیرنده و برنامه ریز اصلی بودند. علم می نویسد، نامه دستورات نیکسون را به شاه دادم او هر کدام را به شکلی توجیه کرد. علم می گوید، «قربان! شما که می دانید شیشه عمر ما دست آنها است برای چی می گویید اینطور و آنطوری شود؟ بعد شاه به او می گوید به هر چیزی که آنها خواسته اند عمل کن.»
آمریکایی ها دانشگاه را نه برای خدمت به این مملکت، بلکه برای تربیت کردن مدیران وابسته به خودشان تاسیس کردند. هدف از تشکیل شعبه مطالعات مدیریت دانشگاه « هاروارد» (امام صادق فعلی) در ایران تربیت مدیر برای کشور بود یعنی به جای بردن ایرانی ها به آمریکا، مدرسان هاروارد را به اینجا می آوردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی رئیس سازمان سیا می گوید، آنچه که در ایران می گذرد یک واقعه مهم و فوق العاده نیست بلکه اتفاقی عجیب و باورنکردنی است زیرا ما به گونه ای ایران را ساخته بودیم که قرار بود برای همیشه در آنجا باشیم نمی دانیم چطور از دست ما رفت. چطور آنها راست می گویند ولی منی که سال ها در زندان شاه بودم دروغ می گویم. موزه عبرت را دیده اید، کمیته مشترک ضد خرابکاری از خدمات آنها بوده است؟

**ایرنا: عناصر وابسته به دستگاه سلطنت و برخی چپ های زندانی در دوران پهلوی منکر شکنجه زندانیان و مدعی هستند ساواک زندانی را از لحظه بازداشت به مدت 24ساعت شکنجه می کرد تا محل اختفاء همدستان خود را لو دهد.

منصوری: دروغ می گویند، به والله کسانی را داشته ایم سه سال زیر شکنجه بوده اند. برای موضوعی هر روز او را می خواستند و شکنجه می کردند.

**ایرنا: شما در سال 44 بازداشت شدید.

منصوری: بار اول از 44 تا 48 و بار دوم از سال 51 تا وقوع انقلاب اسلامی بازداشتم کردند. بار اول اطلاعات شهربانی دستگیرم کرد و بار دوم من را به کمیته مشترک ضد خرابکاری بردند. باید ببینیم سلطنت طلب ها، بی بی سی و شبکه های خارج از کشور چقدر به حرف های ما اعتقاد دارند. می گویم این حکومت خیانت ها و جنایت های زیادی مرتکب شد همین الان سرنوشت برخی مبارزان پیش از انقلاب در ابهام است و اثری از آنها نیست حتی جنازه آنها پیدا نشده است.
می دانید چرا نسل جوان حرف های ما را باور نمی کنند؟ به نظرم حرف های ما را باور می کنند منتها چون مساله و مشکلی دارند نمی خواهند آن را تایید کنند و تلاش دارند ما را نادیده بگیرند. به من می گویند به زندان رفتید که چه شود؟ انقلاب کردید که چه کار کنید؟ یا چرا وضع به این شکل است؟ به آنها می گویم آن زمان آمریکایی ها مملکت را اداره می کردند. می گویند الان هم بیایند اداره کنند! آنها اینطور با ما صحبت می کنند برای آنها استقلال معنایی ندارد می دانید چرا؟ چون استقلال مساله آنها نیست ولی اگر تحت حکومت پهلوی زندگی می کردند معنی وابستگی را متوجه می شدند. جوانان امروز فقط به فکر حل مشکل اقتصادی و فرهنگی خودشان هستند این مساله اصلی و جدی است.

**ایرنا: برخی افراد مانند پسر شاه بدون توجه به گذشته، به تازگی دایه مهربانتر از مادر شدند…

منصوری : رضا پهلوی به چه حقی باید در مورد ایران سخن بگوید چون پسر شاه بوده به خود اجازه می دهد اظهار نظر کند؟ او مدعی است باید به ایران بر گردد و سلطنت کند! یعنی باور دارد که مردم به سلطنت روی خوش نشان داده و بعد خاندان پهلوی را برگزیده و به سراغ او می روند؟ اصلا تو به چه دلیلی باید بر مردم حکومت کنی؟ چون در خانواده پهلوی به دنیا آمدی و بدون شایستگی و توانایی، خود را لایق حکومت می دانی!

**ایرنا: پس از بحث و جدل ها در خصوص سهم ایران از رژیم حقوقی خزر، پسرشاه در توییتی از حفظ منافع ملی و تمامیت ارضی سخن گفته است بی آنکه از برخی خیانت های پدرش مانند واگذاری بحرین سخنی بگوید.

منصوری: این خیانت ها مختص به واگذاری بحرین در سال 1349 نیست. اسناد زیادی از برباد دادن بخش هایی از خاک ایران در زمان شاه وجود دارد، مانند واگذاری ارتفاعات آرارات به ترکیه، ارتفاعات میمک به عراق، بخشی از بلوچستان به پاکستان، آب رود هیرمند به افغان ها، طوری که زابل ما را نابود کرد و اشک علم را در آورد. او به شاه می گوید چرا گوشت پاره تن ما را می برید و به افغان ها می دهید؟ علم در تاریخ هفدهم خردادماه سال 1356 در خاطراتش می نویسد: «چند دقیقه ای شرفیاب بودم و مرخص شدم دِماغ کار هم نداشتم دیشب تا صبح بیدار بودم چون وقت خواب، چشمم به خبر مبادله اسناد هیرمند بین وزیر خارجه و سفیر افغانستان افتاد آن چنان ناراحت شدم که با قرص خواب هم خواب سنگین چند ساعته بر چشمم نیامد. به محض اینکه اندکی به هوش می آمدم این کابوس مرا در خود فرو می برد. مدتی راه رفتم … فکر کردم چندین دفعه استعفا از خدمت نوشتم پاره کردم. فکر می کردم کار گذشته را استعفا دوا نمی کند جز آنکه باری بر دوش شاهنشاه بیافزایم و ناراحتش کنم. نتیجه دیگری به دست نمی آمد تیر از شصت گذشته و دیگر هیچ. هزار بار به نعیم خان سفیر وقت افغانستان درود و به دولت وقت ایران لعنت فرستادم. مردیکه عین شیر آمد و تهدید کرد اگر می خواهید کمک ما را در گرو آب هیرمند نگه دارید ما کمک نمی خواهیم. این بدبختها آنقدر از چپ گرایی افغانستان ترسیدند که همه شرایط را قبول کردند بالاخره دیشب ضربه آخر را زدند کسی چه می داند شاید هم از اربابان نامرئی دستور ارتکاب این خیانت را داشتند. به هرحال به شاهنشاه و کشور خیانت بزرگی شد که دیگر جبران پذیر نیست. به حدی بد خواب بودم که به دفتر کار خودم هم نرفتم یکسره به سراغ یار و شراب رفتم مدتی شراب خوردم و گریه کردم او (یار) ندانست که چرا گریه می کنم چون مرا منقلب یافته بود او هم گریه کرد. البته این خیانت تا 10-15 سال دیگر ظاهر می شود که من مرده ام ولی مثل این است که یک قطعه از گوشت بدن مرا بریده و پیش چشم من جلوی سگ انداخته اند»
علم این خاطراتش را نوشته و آن را به بانکی در سوئیس سپرده و هزینه نگهداریش را داده و گفته است 10 سال پس از مرگ من این دست نوشته ها را به همسرم یا دکتر علینقی عالیخانی (وزیر اقتصاد کابینه علم، منصور و هویدا) بدهید. خاطرات علم توسط دخترش برای تنظیم به عالیخانی داده شد و متن اصلی آن هم برمبنای دست خط ها و نامه های علم نوشته شده است.

** ایرنا: آقای دکتر، برخی افراد بر مبنای انگاره ای اشتباه مدعی هستند اگر انقلاب نمی شد وضع بهتر بود …

منصوری : باید بگویند این استدلال را برمبنای کدام ادله مطرح می کنند و چطور تداوم حکومت فاسد پهلوی را به نفع ایران می دانند؟ فرض می گیریم ادله ای آوردند و اثبات کردند. در حکومت وابسته شاه، نه تنها تصمیم گیرنده اصلی آمریکایی ها بودند بلکه با تصویب قانون کاپیتولاسیون (مصونیت اتباع آمریکایی در ایران) عملا حاکمیت حقوقی مملکت از دست رفت. این قانون ذلت بار تا لحظه انقلاب اسلامی پا برجا بود و شورای انقلاب در فروردین 58 آن را لغو کرد.
دلیل مهمتر اینکه کشورهایی که زیر یوغ آمریکا هستند وضع شان خوب است؟ می خواهید امارات، عربستان و بحرین را بگوئید، به چه دلیل این کشورها وضعشان از ما بهتر است؟ پیشرفتی کرده اند یا با پول نفت آسمانخراش و اماکن تفریحی ساخته اند. این زرق و برق ها نشانه توسعه است؟ آمریکا برای ایستادن مقابل ایران به این کشورها امکانات و تسهیلات داده است. همان کاری که با شبه جزیره کره کردند و کره جنوبی را مقابل کره شمالی قرار دادند یا ژاپن را برابر شوروی و آلمان غربی را مقابل آلمان شرقی علم کردند. همین شیخ نشینان خلیج فارس با پول نفت خودشان علیه ما دشمنی می کنند. سخنی از علم نقل کنم. او پس از درخواست اسلحه و حمایت بیشتر از آمریکایی ها، در خاطراتش خطاب به سفیر آمریکا می نویسد، «ما تنها کشوری در دنیا هستیم با پول خودمان با هر قیمتی که می گویید اسلحه می خریم تا از منافع شما در منطقه دفاع کنیم.»
می دانید در زمان شاه چند شهرستان و روستا به بهداشت، آب، برق، راه، مدرسه و دانشگاه دسترسی داشت؟ من این چیزها را جزو دستاوردهای انقلاب نمی دانم بلکه دستاورد بزرگ انقلاب را استقلال و ایستادگی مقابل قدرت های بزرگ می دانم.

** ایرنا: گویا شاه در اثنای انقلاب اسلامی به جای پذیرفتن ماهیت اعتراض های مردمی علیه خودش، سفیر انگلیس را فراخوانده و از او علت این وقایع را جویا شده بود.

منصوری: پس از کودتای 28 مرداد تضاد منافع آمریکا و انگلیس در ایران به تدریج بالا می رود و کار به جایی می رسد که شاه تمام حاکمیت و موجودیت خودش را در حمایت آمریکایی ها می دید و به همین دلیل گاهی با انگلیسی ها اختلاف پیدا می کرد.
به تازگی «صادق زیباکلام» در مناظره با «مجید تفرشی» گفته است، انگلیس روحش از کودتای رضاخان بی خبر بود. آیا این حرف منطقی است؟ دهها سند وجود دارد که خود انگلیسی ها به انجام کودتا اعتراف کرده اند. خود آنها گفته اند رضاشاه را آوردیم و روزی هم که به دردمان نخورد بیرونش کردیم. زمانی در پخش زنده رادیو «گفت وگو» با همین آقای زیباکلام مناظره ای داشتم. او می گفت، در 28 مرداد 1332 کودتایی رخ نداد و آمریکایی ها کاری نکردند. این حرف را کمونیست ها زدند و شما تحت تاثیر کمونیست ها این حرف ها را می زنید. به او گفتم علاوه بر صدها و شاید هزاران سند درباره کودتا، حداقل دو کتاب در این خصوص وجود دارد «شیر و عقاب» نوشته «جیمز بیل» و «شکست شاهانه» اثر «ماروین زوینس» که در آن به انجام کودتا اعتراف کرده اند. آنها می گویند انقلاب سال 1979 نتیجه کودتا بوده است. می دانید در پاسخ چه گفت؟ گفت آنها هم مثل شما «یک مشت بی سواد» هستند با این فرد چگونه می شود بحث کرد؟ او هم اکنون مدافع شاه شده است آدمی که نمی خواهد موضوعی را بپذیرد از ساختمان پنج طبقه به پایین پرتابش کنید از خواب بیدار نمی شود.
هم اکنون دو جریان در ایران به طور کامل رودروی یکدیگر هستند یک جریان می گوید ما به استقلال، اسلام و مسلمانان کاری نداریم باید زندگی کنیم و هر چیزی که این زندگی را به خطر می اندازد کنار بگذاریم. گروه دیگر به راه اسلام و امام حسین (ع) باور دارند و می گویند بگذارید ما را بکشند اما زیر بار ذلت نمی رویم. چند روز پیش خانم «فائزه هاشمی» به صراحت گفته است دین را باید از حکومت جدا کرد تا مسائل ما حل شود!
بسیاری در پی آزادی به معنای بی بند و باری، رفاه، لذت، تعامل و احترام جهانی هستند اما این خواسته ها مشروط هستند به چه قیمتی می خواهید به این موارد برسید؟ چرا امام حسین (ع) با یزید کنار نیامد، اگر کنار می آمد زندگی خوبی نداشت؟ روی این موضوعات باید فکر کرد.

** ایرنا: پس از انقلاب به استقلال بیشتر از آزادی بها داده نشد؟ نسل اول انقلاب روی استقلال خیلی تاکید دارند چون دوران شاه را دیده اند اما جوانان در پی آزادی بیشتر هستند.
منصوری: جوانان در پی آزادی به معنای خاص هستند چون استقلال دارند. دشمنان ما به صراحت می گویند جمهوری اسلامی حکومتی مستقل است. اما در خصوص آزادی این سوال را مطرح می کنم آیا در کشور آزادی نیست؟ آیا در سایت ها و روزنامه ها هر چی دلشان می خواهند نمی نویسند؟ آزادی که الان داریم با دوران پهلوی قابل مقایسه نیست. پدر من در سال 1345 سوار تاکسی شده بود و به مناسبتی گفته بود شاه هرکاری دوست دارد در مملکت می کند و…، راننده تاکسی پدرم را تحویل ساواک داده بود! الان در تاکسی ها به صغیر و کبیر مملکت فحش می دهند. اصلا نمی توانیم وضعیت فعلی را با گذشته مقایسه کنیم. آقای مروارید روی منبر گفته بود اگر می خواهید آقای خمینی (ره) را دستگیر کنید حداقل دلیل بازداشتش را بگوید. همین سخنان باعث دستگیری او شد. آن دوران تهیه و مطالعه یک کتاب به راحتی میسر نبود. یک جلسه آزاد برگزار نمی شد. الان بیش از 200 حزب رسمی در کشور داریم در زمان شاه یک حزب رستاخیز وجود داشت. سوال هایی که می کنید بسیار خوب است ولی نسل جوان ما با این پاسخ ها قانع نمی شود می دانید چرا؟ چون مساله آنها شغل، ازدواج و مسکن است.
من و هیچ کس دیگری ادعا نمی کنیم حکومت پاکان را تشکیل داده ایم و اگر کسی هم چنین ادعایی کرد آنرا به پای ندانستن می گذاریم. اگر الان اختلاس وجود دارد ما از خودمان می دزدیم در حالی که در گذشته غیر از اینکه از هم می دزدیدند خارجی ها هم یک سفره بلندی در مملکت پهن کرده بودند و هر چه می خواستند می خوردند و مابقی را می بردند. شما داستان کنسرسیوم نفت را می دانید؟ پس از کودتا تشکیلاتی مرکب از آمریکا، انگلیس و چند شرکت اروپایی تاسیس شد. از زمان اجرا تا وقوع انقلاب (25 سال) حتی یک ایرانی از جمله شاه نمی داند آنها چه مقدار نفت از مملکت خارج کردند چون یک نفر از عوامل استخراج تا انتقال نفت، ایرانی نبود. می آمدند به سازمان برنامه و بودجه می گفتند روز گذشته مثلا 3 میلیون بشکه نفت صادر کردیم ولی به ازای آن پولی نمی دادند. یک آمریکایی مشاور رئیس سازمان برنامه و بودجه و خود رئیس سازمان هم یک صهیونیست به اسم «ابتهاج» بود این دو نفر برای پول نفت برنامه ریزی می کردند و دولت ایران کاره ای نبود.
اگر از این جلسات 100 ساعت دیگر هم بگذاریم باز هم دیده نمی شود. جوانان نخست باید بدانند که چرا انقلاب شد بعد بیایم درباره اتفاقات پس از انقلاب سخن بگوئیم. باید پرونده انقلاب و پس از انقلاب را جدا کنیم. می دانید اسدالله علم انگلیسی بود او در جایی با شاه درمورد گرفتاری های مملکت می گوید، این دولت (هویدا) که بر سر کار است یک مشت آمریکاییِ بهاییِ فراماسونر هستند آنها مملکت را دارند به نابودی می کشانند. شاه می گوید باید چه کار کرد؟ علم در پاسخ می گوید می دانم این دولت کار را به آنجایی می رساند که «نه از تاک نشانی می ماند و نه از تاکنشان» شاه می گوید یعنی مردم می گویند ما خائن بودیم؟

** ایرنا: پس از بازداشت اعضای حزب ملل اسلامی بسیاری از مراجع چون آیت الله میلانی، حکیم و حتی شخصیت اندیشمندی چون «ژان پل سارتر» در پیام هایی به شاه خواستار آزادی اعضا آن شدند، این افراد برای آزادی یا تخفیف مجازات سایر زندانی ها پیام می دادند؟

منصوری : بیشتر 55 عضو این تشکل سیاسی جوان و محصل بودند و دیگر اینکه بسیاری کار ما را قلباً قبول داشتند نکته دیگر اینکه بیشتر زندانیان سیاسی که محکوم می شدند اروپایی ها و برخی از علما خواستار آزادی یا تخفیف مجازات آنها می شدند. مثلا در جریان بازداشت آیت الله طالقانی و اعضای نهضت آزادی بسیاری از علما پیام دادند این قضیه منحصر به اعضای حزب ملل اسلامی نبود. وقتی آقای بجنوردی محکوم به اعدام شد برخی از دوستان در اروپا پیش سارتر رفتند خواستند نامه ای به شاه بنویسد.

** ایرنا: تحول شخصیتی «موسوی بجنوردی» رهبر حزب ملل اسلامی از جوانی انقلابی به شخصیتی فرهنگی چگونه رخ داد؟ او هم اکنون رئیس مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی است.

منصوری: در آن شرایط موسوی بجنوردی فکر می کرد باید این کار را انجام دهد و الان معتقد به کار فرهنگی است

**ایرنا: و سخن پایانی…

منصوری : تا وقتی مردم دلیل واقعی وقوع انقلاب اسلامی را درک نکنند و دشمن از این بی اطلاعی سوء استفاده می کند و بر این مملکت خسارت های جبران ناپذیری وارد می کند اگر مردم بفهمند دستاوردهای واقعی انقلاب چه بوده است و قدر آن را بدانند دشمن هیچ کاری نمی تواند بکند.
سیام**3202

No responses yet

Sep 28 2018

معمای افزایش شبانه قیمت دلار؛ دست خارجی یا وضع داخلی؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,سیاسی

دویچه‌وله: دلایل مشخص افزایش جهشی قیمت دلار با ابهام زیادی روبه‌رو است. رسانه‌ها از کنترل‌ناپذیری بازار ارز می‌گویند. برخی از تعیین قیمت دلار در خارج از مرزها خبر می‌دهند. تندروها خواستار محدود کردن فضای مجازی برای کنترل بازارند.

گذشتن قیمت دلار در روز گذشته از مرز ۱۹ هزار تومان، کارشناسان را به جست‌وجوی عامل اصلی افزایش “شبانه” آن واداشته و رسانه‌های ایران هم در روز پنجشنبه پنجم مهرماه (۲۷ سپتامبر) به آن پرداخته‌اند.

اینک ماه‌هاست که با فواصلی متفاوت، از “رکورد” افزایش قیمت دلار در بازار آزاد ایران خبر می‌رسد. اما به نظر می‌رسد که این واژه دیگر کارآیی لازم را ندارد، زیرا بسیاری از کارشناسان اقتصادی، با توجه به شرایط کنونی، حد و سقفی مشخص را برای این افزایش قیمت نمی‌شناسند.

رسانه‌ها حتی می‌نویسند، روشن نیست که قیمت دلار در تهران تعیین می‌شود یا در دبی، آنکارا، هرات، اربیل، سلیمانیه یا ایروان. هیچکس هم مسئولیت مستقیم التهاب شدید بازار ارز را نمی‌پذیرد و کسی هم دلیل روشن و مستندی برای آن عنوان نمی‌کند.

برخی البته همواره دست خارجی و “توطئه دشمن” را در کار می‌بینند. روزنامه “کیهان” در شماره امروز خود با اشاره به تغییر “شبانه” قیمت دلار و لزوم محدود کردن فضای مجازی برای کنترل قیمت ارز، قاطعانه می‌گوید که «مدیریت بازار ارز در اختیار آن طرف آب و فضای مجازی قرار گرفته است».

نسخه این روزنامه حکومتی برای حل مشکل افزایش قیمت دلار چنین است: «وقتی فضای مجازی (حداقل در زمینه نرخ ارز) جولانگاه افرادی شده که احتمالا به دلیل وابستگی به خارج، نرخ‌ها را بالا می‌برند، آیا نباید با آنها برخورد شود؟ آیا نباید وزارت ارتباطات به طور قاطع اقدام به بستن فضای مجازی مخرب و ملتهب‌کننده بازار ارز نماید؟»

تعیین قیمت دلار در ترکیه؟

البته “کیهان” در دیدن عامل خارجی در پشت نوسانات ارزی تنها نیست. روزنامه “اعتماد” هم در شماره امروز خود، البته بی‌آنکه به نتیجه‌گیری “کیهان” برسد، می‌نویسد: «به نظر می‌رسد بخشی از علاقه مردم به حضور در بازار [ارز]، مربوط به اخباری است که از بیرون کشور نشأت می‌گیرد.»

این روزنامه اصلاح‌طلب با طرح این پرسش که آیا “قیمت دلار از ترکیه مدیریت می‌شود؟” نوشته است: «سه‌شنبه شب، پس از سخنرانی رئيس‌جمهور آمريكا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، با وجود بسته بودن بازارهای داخلی، برخی سايت‌ها و صرافی‌های خارج از كشور، به ويژه در تركيه، شروع به بالا بردن قيمت‌ها كردند.»

روزنامه “اعتماد” در یادداشت خود ادامه می‌دهد که «نااطمينانی‌های اقتصادی ايجاد شده كه مردم را با وجود جهش قيمت‌ها، به خريد بيشتر ترغيب می‌كند، گويا با جنگ روانی عده‌ای در خارج از مرزها تكميل شده است». اعتماد تصریح کرده است که با وجود بالا رفتن قیمت دلار، تقاضا نه تنها کاهش نیافته، بلکه افزایش هم داشته است.

اما در واقع هیچکس فرمول رسیدن به این امر مسلم را نمی‌شناسد که به فرض وجود دست‌هایی خارجی در بازار ارز، این چه دستی است که توانسته قیمت دلار را به نسبت اوایل سال ۹۶ تا حدود پنج برابر افزایش دهد.

به گفته عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، ۹۷ درصد از منابع ارزی کشور در اختیار این بانک است. پس این چگونه سه درصدی است که می‌تواند بر کل منابع ارزی بانک مرکزی غلبه کرده و قیمت ارز را تعیین کند؟ تا زمانی که مبارزه‌ای ریشه‌ای با، به گفته خود مسئولان جمهوری اسلامی، “فساد سیستماتیک” در نگیرد و توزیع و قیمت‌گذاری دلارهای نفتی با مکانیسمی شفاف همراه نباشد، پاسخ دادن به چنین پرسشی ناممکن به نظر می‌رسد.

“روزهای پایانی” بازار ثانویه

اما برخی کارشناسان در ایران گمانه‌زنی‌هایی درباره عوامل نوسانات ارزی و افزایش “شبانه” قیمت دلار دارند. وحید شقاقی، تحلیلگر مسایل اقتصادی، در گفت‌وگو با سایت “فرارو”، با اشاره به اینکه بازار ثانویه ارز “عملا از کارکرد افتاده و به تدریج به روزهای پایان خود نزدیک می‌شود”، می‌گوید: «واردکننده رسمی حاضر نیست دلار را با قیمت بیش از ۸۰۰۰ تومان خریداری کند. زیرا می‌داند که کالایی که با ارز بیش از ۸۰۰۰ تومان وارد شود، خریداری نخواهد داشت. در طرف مقابل صادرکننده غیرنفتی هم حاضر نیست دلار خود را با قیمت ۸۰۰۰ تومان بفروشد. زیرا یک بازار جذابتری در کشور وجود دارد که می‌تواند با قیمت بالاتری دلار خود را به فروش برساند. پس صادرکننده غیرنفتی تمام تلاشش این است که یا دلار خود را وارد بازار نکند یا دیر وارد کند یا ارز کمتری وارد کند.»

این تحلیلگر اقتصادی در ادامه با اشاره به اینکه “پتروشیمی‌ها” که بایستی طبق آمار ۱۶ میلیارد دلار تا پایان سال جاری (۱۳۹۷) وارد بازار کنند، تاکنون تنها ۲ / ۵ میلیارد دلار وارد کرده‌اند، می‌گوید، عواملی این‌چنینی باعث شده تا بازار “شفاف” ثانویه به خاطر “عدم تمایل صادرکنندگان عملا از کار بیفتد” و بازار آزاد جهت‌دهی اقتصاد ایران را برعهده بگیرد.

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

دولت روحانی در نظر داشت تا از صادرات غیرنفتی برای تأمین ارز بازار استفاده کند. به همین دلیل قرار بر این شد که صنایع فولاد و پتروشیمی به عنوان مهم‌ترین منبع تأمین ارز، ضمن تداوم بهره‌مندی از یارانه تولید، به صدور محصولات خود بپردازند.

اما به گزارش “فرارو”، برخی فعالان اقتصادی ادعا می‌کنند که «در نشستی غیر رسمی که بین فولادی‌ها برگزار می‌شود آن‌ها تصمیم می‌گیرند ارز را وارد بازار نکنند و دلار را به ۱۲ هزار تومان برسانند، آن‌هم زمانی که دلار حدود ۸ هزار تومان بوده است. در کنار آن‌ها پتروشیمی‌ها تصمیم می‌گیرند که با فولادی‌ها همگام شوند و طرحی را پیشنهاد می‌کنند که با شاخص بورس نیز بازی کنند و هم بابت رشد شاخص سود ببرند و هم بابت عدم عرضه ارز به بازار».

وحید شقاقی دلیل تأثیرگذاری سخنرانی اخیر ترامپ بر بازار ارز ایران را نیز بدین‌گونه توضیح می‌دهد: «برخی امید داشتند که گشایش‌هایی در نیویورک اتفاق بیفتد و حتی شاید در پشت پرده تعاملاتی انجام شود، اما مشخص شد که به هیچ عنوان این اتفاقات رخ نخواهد داد و این سریعا روی بازار تاثیر گذاشت. اما با این حال من معتقد هستم که ضعف‌های داخلی ما تاثیر بسیاری در این وضعیت دارد و نباید همه مسائل را به سیاست خارجی ربط داد.»

تبدیل ریال به ارز در کشورهای همسایه

یک تحلیلگر دیگر اقتصادی اما نظر دیگری دارد. حمیدرضا اشرف‌زاده در خصوص تغییر “شبانه” قیمت دلار، بر موضوعی پرتو می‌افکند که کمتر از آن سخن گفته می‌شود: «درست است که ساعت یازده شب بازار ایران تعطیل است، اما همچنان در برخی نقاط مانند دبی، هرات، سلیمانیه و… خرید و فروش انجام می‌شود و معمولا هم رسانه‌های خارجی قیمت‌های اعلامی خود را از طریق این بازار‌ها به دست می‌آورند.»

این تحلیلگر اقتصادی ادامه می‌دهد: «اما آنچه که این روز‌ها در حال وقوع است به این دلیل است که یک عده سعی دارند پول خود را از کشور خارج کنند. اما نمی‌توانند این را در بازار ایران تبدیل به دلار کنند. زیرا با توجه به حجم آن، خیلی سریع شناسایی می‌شوند؛ بنابراین چه کار می‌کنند، ریال خود را به بازار‌های همسایه مثل دبی و باقی شهر‌های همسایه می‌برند و در آنجا تبدیل به ارز می‌کنند. به همین دلیل است که ارزش ریال به شدت رو به کاهش است و ارز هم هر روز قیمتش بالا می‌رود.»

بسیاری از تحلیلگران اقتصادی دلیل اصلی التهاب بازار ارز و افزایش بی‌رویه قیمت دلار را بیشتر ناشی از احساس بی‌ثباتی در متن جامعه ایران به خاطر سیاست‌های منطقه‌ای و بین‌المللی جمهوری اسلامی می‌دانند. به باور آنان، ناروشنی چشم‌انداز سیاسی و اجتماعی در ایران هر چه بیشتر باعث بی‌اعتمادی مردم به آینده، عطش آنها برای تبدیل دارایی‌هایشان به ارز و کاهش مداوم ارزش پول ملی می‌شود.

افزایش قیمت دلار “حدی” ندارد

مهدی تقوی، استاد اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی، به “خبرآنلاین” گفته است، تا زمانی که مردم این‌چنین متقاضی خرید دلار باشند، “نمی‌توان حدی را برای رشد قیمت دلار در نظر گرفت”. به گفته این استاد اقتصاد، تداوم وجود خریدار دلار با وصف افزایش سرسام‌آور قیمت آن، “نشانه‌ای است از بی‌اعتمادی مردم به آینده”. مهدی تقوی ادامه می‌دهد: «وقتی فعال اقتصادی سردرگم می‌شود و نمی‌تواند آینده کسب و کار خود را پیش‌بینی کند، به طریق اولی مردم نیز سردرگم می‌شوند و دست به رفتارهای هیجانی و عجیب و غریب می‌زنند.»

حسن روحانی، رئیس جمهوری، و دیگر مقام‌های دولتی ایران در ماه‌های گذشته بارها مدعی وجود “ارز کافی” در کشور شده و نگرانی‌ها در این خصوص را بی‌مورد خوانده‌اند. اما متوقف نشدن تقاضا برای خرید ارز در ایران، نشان از بی‌توجهی متقاضیان به اظهارات مسئولان جمهوری اسلامی دارد.

بازگشت تحریم‌های آمریکا علیه ایران حتی پیش از اجرایی شدن آن، تأثیرات خود را بر اقتصاد ایران بر جای گذاشت. نخستین پیامدهای خبر بازگشت تحریم‌ها نوسانات ارزی و کاهش ارزش پول ملی در ایران و در نتیجه گران شدن حتی بیش از دو برابری و کمبود برخی کالاها بود؛ وضعیتی که به نوبه خود نارضایتی شهروندان از حکومت را افزایش داد. نارضایتی عمومی به‌خصوص از وضعیت معیشتی و اوضاع اقتصادی نیز اولین جلوه‌هایش را در تظاهرات خیابانی دی‌ماه و مردادماه گذشته نشان داد.

دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، ۱۸ اردیبهشت‌ماه گذشته (هشتم ماه مه) خروج آمریکا از توافق هسته‌ای با ایران را اعلام کرد. دور نخست تحریم‌ها ۱۵ مرداد گذشته از جمله در حوزه‌های خرید و تهیه دلار توسط جمهوری اسلامی، تجارت طلا و فلزات گرانبها و خودروسازی آغاز شد و روز ۱۳ آبان‌ماه آینده نیز تحریم‌های آمریکا در حوزه نفت و انرژی و مبادلات بانک مرکزی ایران اعمال می‌شوند.

No responses yet

Sep 27 2018

نتانیاهو از وجود «یک انبار هسته‌ای مخفی در کوچه ماهر تهران» خبر داد

نوشته: خُسن آقا در بخش: بحران هسته‌ای,خاورمیانه,سیاسی


رادیوفردا: بنیامین نتانیاهو با نشان دادن پلاکاردی محل این تاسیسات «مخفی» را در حومه تهران اعلام کرد.
نخست‌وزیر اسرائیل عصر پنجشنبه پنجم مهر در مجمع عمومی سازمان ملل گفت ایران یک انبار سری اتمی در «منطقه تورقوزآباد تهران» دارد که تاکنون فاش نشده است و من الان آن را برملا می‌کنم.

بنیامین نتانیاهو با نشان دادن پلاکاردی محل این تاسیسات «مخفی» را در «تورقوزآباد» در کوچه‌ای به نام «ماهر» در حومه تهران اعلام کرد.

سر در ساختمانی نسبتا فرسوده که نتانیاهو در عکس نشان داد، حدود چهار و نیم کیلومتر با شورآباد در حومه کهریزک فاصله دارد و در محلی نه چندان دور از اسلامشهر است.

وی اظهار داشت: «من برای نخستین بار این مسئله را افشاء می‌کنم که ایران تاسیسات سری دیگری در تهران دارد، یک انبار سری هسته‌ای برای انبار کردن حجم وسیعی از تجهیزات و مواد (اتمی) از برنامه مخفی اتمی ایران».

آقای نتانیاهو گفت: «این محل در نزدیکی یک قالیشویی ساده است مانند محلی در شورآباد در نزدیکی پایتخت که اسناد اتمی ایران در آن پنهان شده بود».
طول و عرض جغرافیایی اعلام شده توسط نخست‌وزیر اسرائیل، این مکان را در نزدیکی اسلام‌شهر نشان می‌دهد:

اما نخست‌وزیر اسرائیل گفت: «ایران به شدت در تلاش است تا این محل مخفی را تخلیه کند؛ و تجهیزات و تاسیسات آن را در نقاط دیگر پراکنده کند».

نتانیاهو این امر را ناشی از اقدام سال گذشته اسرائیل در دستیابی به اسناد اتمی ایران در شورآباد دانست.

به گفته وی، کشورهایی که توان ماهواره ای دارند می توانند این نقل و انتقالات را در انباری که «ما آن را کشف کرده ایم، ببینند».

آقای نتانیاهو گفت این امر را با برخی رهبران و نیز با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در میان نهاده اما این نخستین بار است که افکار عمومی دنیا را از آن با خبر می‌کند.

نخست‌وزیر اسرائیل با بیان اینکه ایران هدف خود را برای دستیابی به سلاح هسته‌ای رها نکرده است، اظهار داشت: «ایران یک تاسیسات سری اتمی در تورقوزآباد در کوچه ماهر تهران دارد و آن را به آژانس بین‌المللی اطلاع نداده است».

بیشتر بخوانید:
«تورقوزآباد» کجاست؟

وی افزود: «از زمانی که ما به آرشیو هسته‌ای (ایران) یورش بردیم، آنها مشغول پاکسازی این انبار اتمی شدند. تنها در ماه گذشته ۱۵ کیلوگرم مواد رادیواکتیو جابجا کردند. می‌دانید با آن چه کردند؟ آنها این مواد را برداشتند و در اطراف تهران پخش کردند برای اینکه شواهد را از بین ببرند».

نخست‌وزیر گفت، معتقد است که یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای، «مرد خوبی» است اما به او «پیام» داد که در این باره اقدام کند و «پیش از آنکه ایران این انبار را پاکسازی کند، بازرسان آژانس را برای بازرسی به آنجا بفرستد و «حقیقت را در باره ایران بگوید».

آقای نتانیاهو تصریح کرد: «پیامی دارم برای (یوکیو) آمانو، بروید و همین حالا از این انبار هسته‌ای قبل از اینکه ایرانی‌‌ها آن را پاکسازی کنند بازدید کنید. چرا این منطقه را بازرسی نمی‌کنید؟ یک بار برای همیشه واقعیت را بگویید».

آژانس از زمان دستیابی ایران و قدرت‌های جهانی به توافق هسته‌ای موسوم به «برجام»، بارها تاکید کرده است که ایران تعهدات خود در برجام را رعایت کرده است. اما آژانس تا حال به گزارش ادعایی نتانیاهو در خصوص انباری مخفی در حومه تهران اشاره نکرده است.

آقای نتانیاهو اما در سخنرانی‌اش در مجمع عمومی افزود کشورش پیامی برای رهبران خودکامه تهران دارد: اسرائیل «هرگز و هیچگاه نخواهد گذاشت که ایران به سلاح اتمی برسد و هر کار لازم را برای دفاع از خود در برابر تعرض ایران، در سوریه، لبنان، عراق و هر جا و هر زمان انجام می‌دهد».

از زمانی که ما به آرشیو هسته‌ای (ایران) یورش بردیم، آنها مشغول پاکسازی این انبار اتمی شدند. تنها در ماه گذشته ۱۵ کیلوگرم مواد رادیواکتیو جابجا کردند. می‌دانید با آن چه کردند؟ آنها این مواد را برداشتند و در اطراف تهران پخش کردند برای اینکه شواهد را از بین ببرند.

نخست‌وزیر اسرائیل گفت دو سال گذشته زمانی که او در مجمع عمومی سازمان ملل سخنرانی می‌کرد، اسرائیل تنها عضو سازمان بود که با برجام مخالفت می‌کرد و او آن زمان تاکید می‌کرد که رساندن پول بدست ایران، رژیم تهران را میانه‌رو نخواهد کرد و مشکلات مردم ایران با پول برجام حل نخواهد شد.

وی «رژیم ایران نه تنها میانه‌رو نشد بلکه به کردها، به سنی‌های سوریه و نقاط دیگر حمله کرده است».

نخست‌وزیر اسرائیل از آمریکا که ۱۵ مرداد امسال از برجام خارج شد، قدردانی کرد.

بنیامین نتانیاهو اما گفت «اذعان» می‌کند که «برجام با همه بدی‌های آن، یک امتیاز مهم برای اسرائیل داشته است و آن اینکه کشورهای عرب به طرزی غیر قابل باور که او تصورش را هم نمی‌کرد، به اسرائیل نزدیک شده‌اند».

وی گفت: «تظاهرات اعتراضی مردم ایران را که از حکومت‌شان می‌خواهند به فکر ملت خود باشد، دنبال می‌کند و در نقاط مختلفی در غرب با ایرانیان دیدار می‌کند و می‌داند که آنها خواهان حکومتی متفاوت هستند».

نخست‌وزیر اسرائیل به این اشاره کرد که پدر او یک تاریخدان بوده و گفت: «به عنوان یک یهودی و یک شهروند جهان» از رهبران اروپایی که با حسن روحانی در هفته‌ای ملاقات کردند که ایران مشغول توطئه برای کشتن اروپایی‌ها بود، «می‌پرسم آیا چیزی از تاریخ آموخته‌اید؟ آیا هرگز به خود می‌آیید؟»

نتانیاهو به گزارش‌هایی اشاره می‌کرد که ظاهرا ایران برای حمله به گردهمایی سازمان مجاهدین خلق ایران در میانه تابستان طراحی کرده بود؛ اسرائیل گفته بود که این کشور این طرح را «افشا» کرده بود.

هنگام نطق وی، نماینده‌ای از ایران که اسرائیل را به رسمیت نمی‌شناسد، در سالن مجمع عمومی نبود.

نتانیاهو در یک دوره ۲۰ ساله از سال ۱۹۹۸ تاکنون، چه به عنوان نماینده کشورش در سازمان ملل و چه به عنوان نخست‌وزیر، چند دوره در نشست‌های مجمع عمومی سازمان ملل متحد سخنرانی کرده است.

عمده سخنرانی‌های او بویژه در یک دهه اخیر تلاش برای جلب حمایت جهانی از سیاست اسرائیل علیه «خطرات ناشی از ایران» بوده است.

نخست‌وزیر اسرائیل پس از پنجمین دیدار خود با دونالد ترامپ، رئیس‌جمهوری آمریکا در ۲۱ ماه گذشته، روز چهارم مهر در نیویورک به خبرنگاران گفت: «بزرگ‌ترین تهدید علیه اسرائیل از سوریه نیست؛ از لبنان نیست؛ حتی از حضور ایران در سوریه یا ناشی از عملکرد ایران درون کشور خودش نیست؛ بلکه جاه‌طلبی جمهوری اسلامی برای رسیدن به جنگ‌افزار هسته‌ای، تهدید شماره یکِ نگران‌کننده برای اسرائیل است».

یوسی کهن، رئیس موساد، سازمان جاسوسی اسرائیل نیز که نخست‌وزیر کشورش را در سفر به آمریکا همراهی می‌کند، روز سوم مهر در بخش غیر علنی نشست «اتحاد علیه ایران هسته‌ای» با حضور مقامات ارشد آمریکا مانند مشاور امنیت ملی کاخ سفید سخنرانی، و «خطرات ایران» را تشریح کرد.

حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، روز سوم مهر در مجمع عمومی سازمان ملل از سیاست‌های تهران دفاع کرد؛ آقای روحانی روز چهارشنبه نیز پیش از بازگشت به تهران در یک نشست خبری در نیویورک، کشورهای عضو شورای امنیت را فرا خواند تا همچنان از برجام، در برابر آمریکا، حمایت کنند.

قضیه «فلسطین»

بنیامین نتانیاهو در سخنرانی امسالش در مجمع عمومی سازمان ملل محمود عباس، رئیس تشکیلات فلسطینی، را نیز متهم کرد که در حالی اسرائیل را به «آپارتاید» متهم می‌کند که خودش به «تروریست‌هایی که اسرائیلی‌ها را می‌کشند، مستمری می‌دهد».

ساعتی پیش از نطق نتانیاهو، محمود عباس در سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل گفت فلسطینیان «به صلح و آرزوی تشکیل کشور مستقل فلسطین باور دارند».

اما آقای عباس اضافه کرد که «بیت‌المقدس (اورشلیم)، فروشی نیست و حقوق ملت فلسطین قابل مذاکره نیست»، و از رئیس‌جمهوری آمریکا خواست تصمیم سال گذشته‌اش در به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل را لغو کند.

دونالد ترامپ رئیس‌جمهوری آمریکا این هفته گفت، طرح صلح دولت واشینگتن برای «معاهده قرن» میان اسرائیل و فلسطینیان در چهار ماه آینده ارائه می‌شود.

آقای ترامپ ابراز اطمینان کرد که فلسطینی‌ها به میز مذاکرات با اسرائیل باز می‌گردند.

No responses yet

Sep 26 2018

پس ازسخنان ترامپ در باره ایران، دلار به مرز ١۸هزار تومان نزدیک شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,سیاسی

رادیوفرانسه: مشاهدات میدانی در باره نرخ ارز در بازار آزاد نشان می دهد که ، نرخ ارز در روند شدید افزایشی قرار گرفته است. هر دلار آمریکا روز چهارشنبه ۴ مهر/۲۶سپتامبر تا سقف ١۷ هزار و پانصد تومان معامله می‌شود. همچنین نرخ هر یورو در این بازار در محدوده ۲۰ هزار و پانصد تومان خریدوفروش می‌شود .در همین حال، قیمت یک سکه طلا (طرح جدید) در معاملات بازار آزاد، امروز به بالای ۵ میلیون و ۱۰۰ هزار تومان رسیده است. افزایش قیمت ارز و سکه بدنبال اظهارات تند دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا در باره ایران در نشست سالانه سازمان ملل متحد شدت گرفت.

به گزارش خبرگزاری ایلنا از خیابان فردوسی و چهارراه استانبول، نرخ ارز در روند افزایشی خود به سرعت در حال تاختن است و به نوعی در عرض یک روز با تغییر کانال قیمت خود این مسیر را ادامه می‌دهد. به طوری که نرخ هر دلار امریکا در عرض یک روز از کانال ١۶هزار تومان وارد کانال ١۷هزار تومان شد و هم اکنون نیز در بازار دلالان با فاصله گرفتن از نرخ درج شده در تابلوی صرافان به سمت ١۸ هزار تومان در حال حرکت است.

ایلنا همچنین می نویسد: منشاء و دلیل افزایش نرخ ارز هرچه باشد، تاثیر بالایی در شکل‌دهی انتظارات تورمی آحاد جامعه دارد و از سویی سیاست‌گذاری را بسیار مشکل می‌کند .برای نمونه با فاصله گرفتن نرخ ارز بویژه دلار و یورو در بازار آزاد و بازار ثانویه ترغیب صادرکنندگان عمده و دارندگان ارز به تزریق در سامانه نیما کاهش می‌یابد و این مساله می‌تواند منجر به نابودی بازار ثانویه ارز شود.همچنین افزایش نرخ‌ها موجب تشویق دارندگان ارز خانگی به فروش آن در بازار آزاد شده، موضوعی که به روشنی قابل مشاهده است به طوری که خریدوفروش ارز در بازار نسبت به روزهای دیگر افزایش یافته بود.

No responses yet

Sep 26 2018

پاسخ وزارت نفت به نماینده اصولگرا: اگر مایل باشید فیش حقوق ۲۷ میلیونی تان را منتشر می کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: دزدی‌های رژیم,سیاسی


انتخاب: وزارت نفت در واکنش به اظهارات جدید هدایت‌الله خادمی، عضو کمیسیون انرژی مجلس توضیحاتی را به روزنامه شرق ارسال کرده است. این توضیح به دنبال آن است که خادمی حقوق ۲۷میلیونی را نادرست و عدد صحیح را ۲۰میلیون دانسته بود.

وزارت نفت در واکنش به اظهارات جدید هدایت‌الله خادمی، عضو کمیسیون انرژی مجلس توضیحاتی را به روزنامه شرق ارسال کرده است. این توضیح به دنبال آن است که خادمی حقوق ۲۷میلیونی را نادرست و عدد صحیح را ۲۰میلیون دانسته بود.

در بخشی ازتوضیح وزارت نفت آمده است:

آقای هدایت خادمی، عضو محترم کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، پس از پاسخ وزارت نفت به اظهارات اخیرشان، در گفت‌وگو با روزنامه «شرق» منکر دریافت فیش حقوق ۲۷‌میلیونی خود شده و مدعی شده‌اند ماه‌هاست که حقوق نگرفته و با ارث پدری روزگار می‌گذرانند. البته ایشان در دوره مدیریت شرکت حفاری شمال هم مدعی شده بودند حقوقی بابت این مسئولیت دریافت نمی‌کنند. ما از میزان تمکن و ارث پدری ایشان اطلاعات چندانی نداریم و ترجیح می‌دهیم باور و پذیرش این ادعای جناب خادمی را که فی‌سبیل‌الله مشغول‌اند و از ارث پدری ارتزاق می‌کنند، به افکار عمومی واگذار کنیم؛ اما چنانچه مایل باشند حاضریم فیش حقوقی‌شان را حداقل از باب یادآوری در اختیار خودشان قرار دهیم.

هدایت الله خادمی

اما در مورد برخی ادعاهای دیگر آقای خادمی باید گفت همه پرسنل وزارت نفت که در خارج از تهران ساکن هستند، در صورت انتقال به تهران مشمول اسکان در آپارتمان‌های آ.اس.پ نمی‌شوند و چنانچه مشمول شوند، باید در موعد مقرر نسبت به تخلیه آن اقدام کنند، نه اینکه مانند ایشان پس از 10 سال و بعد از نامه‌نگاری به این کار اقدام نمایند. البته وزارت نفت در راستای صرفه‌جویی از سال گذشته و با دستور وزیر محترم نفت نسبت به فروش منازل مسکونی در قالب مزایده اقدام نموده و اکنون دیگر چنین امکانی برای کسی در صنعت نفت میسر نخواهد شد.

ایشان در دفاع از مشی خود گفته‌اند: «در کشورهای جهان سوم هرکس افشاگری کند، در مظان انواع اتهام و برچسب قرار می‌گیرد». هرچند که مرور رسانه‌ها نشان می‌دهد این جناب آقای خادمی‌اند که همواره مشغول اتهام‌زنی هستند؛ اما جا دارد یادآور شویم که یکی دیگر از ویژگی‌های کشورهای جهان سوم این است که در آنجا معمولا باید کمی درباره عملکرد، نیت و احوالات برخی‌ها که همواره دیگران را متهم به فساد و خیانت می‌کنند، تأمل نماییم و بپرسیم چرا درباره دوره‌های مدیریتی و ابهام‌های پیرامون خود شفاف‌سازی نمی‌کنند؟

منبع: شرق

No responses yet

Sep 26 2018

تشدید فشار ایران بر دو تابعیتی‌ها و خارجی‌ها

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

پیک ایران: در حالی که موضوع شهروندان دوتابعیتی در ایران بحث‌برانگیز شده است، دیده‌بان حقوق بشرمی‌گوید ایران دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها را با اهدافی سیاسی هدف گرفته است. این سازمان به پرونده‌‌ ۱۴ نفر از بازداشت‌ شدگان استناد کرده است.

به گزارش دویچه وله، دستگاه‌های امنیتی در ایران فشار را بر روی شهروندان ایرانی دوتابعیتی و خارجی‌هایی که را که تصور می‌کنند با نهادهای علمی، اقتصادی، و فرهنگی درغرب ارتباطاتی دارند، افزایش داده‌اند.

دیده‌بان حقوق بشر در گزارشی به بررسی پرونده‌‌های ۱۴ ایرانی دوتابعیتی یا تبعه‌ خارجی که در فاصله سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران دستگیرشده‌اند، پرداخته است. در بسیاری از این پرونده‌ها، بدون ارایه هیچ سندی این افراد توسط دادگاه‌های جمهوری اسلامی به همکاری با “دولتی متخاصم” متهم شده‌اند.

افرادی که دیده‌بان حقوق بشر با آنها گفت‌وگو کرده است اظهار داشته‌اند تصور مقامات جمهوری اسلامی این است که این دوتابعیتی‌ها و خارجی‌ها می‌توانسته‌اند رابطه بین ایران و نهادهای غربی را به‌گونه‌ای تسهیل کنند که سررشته امور از دست نهادهای امنیتی ایران خارج شود. این موضوع به تبع خوشایند دستگاه امنیتی ایران نیست.

چندی پیش حشمت‌الله فلاحت‌پیشه، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، از تحقیق و تفحص مجلس از مدیران دوتابعیتی انتقاد کرده بود و آن را عامل ایجاد نگرانی بین ایرانیان مقیم خارج از کشور برشمرده بود.

فلاحت‌پیشه روز شنبه سوم شهریور۹۷ به خبرگزاری ایسنا گفت داشتن تابعیت دوگانه جرم نیست و نباید علیه دوتابعیتی‌ها “فضای التهابی” درست کرد.

بازداشت افراد شایسته در عرصه تبادل فرهنگی با دنیا

سارا لی ویتسون، مدیر بخش خاورمیانه‌ دیده‌بان حقوق بشردر این باره می‌گوید: «زمانی که ایران به دنبال گشودن درهایش به روی مبادله‌ فرهنگی و تجارت بین‌الملل بود، مقامات امنیتی ایران مناسب‌ترین افرادی را که می‌توانستند رابطه این کشوربا جامعه‌ بین‌المللی را بازسازی کنند، به زندان می‌انداختند».

سارا لی ویتسون افزود:«این کارزار هدفمند به منزله تهدیدی برای ایرانیان خارج کشور و خارجی‌هایی است که علاقه دارند درایران‌کار کنند. بیم آن وجود دارد که اگر این افراد به ایران کشور سفر کنند دانش و تخصص آنها یک امتیاز منفی به حساب آید.»

مسئولان جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده‌اند که آمار دقیقی از تعداد ایرانیانی که خارج از کشور زندگی می‌کنند در دست نیست. براساس آخرین برآورد شورای عالی امور ایرانیان خارج از کشور، تعداد ایرانیان خارج‌نشین بین پنج تا شش میلیون نفر تخمین زده شده است.

کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس چندی پیش تحقیق و تفحص درباره “افراد دوتابعیتی و دارای گرین کارت در حوزه مسئولان و مدیران ارشد” را آغاز کرد و گزارش نهایی آن را ۲۷ مرداد ماه ارایه کرد.

سازمان دیده‌بان حقوق بشر در ماههای مه و ژوئن ۲۰۱۸ مصاحبه‌هایی با ۱۰ فرد انجام داد که از ۱۴ پرونده‌ی مستند شده درباره ایرانیان دوتابعیتی و خارجی‌های دربند درایران اطلاعات خوبی داشته‌اند. مصاحبه‌شوندگان از بین اعضای خانواده، بازداشتی‌های سابق، وکلا و کارشناسان امور سیاسی ایران انتخاب شده بودند.

این سازمان ویدیوهایی که درباره‌ این پرونده‌ها از تلویزیون دولتی ایران پخش شده‌اند را بررسی کرده و همچنین بیانیه‌های مقامات ایرانی و اسناد ثبت ‌شده که از طرف ایرانیان به “کار گروه سازمان ملل درباره‌ بازداشت خودسرانه” تسلیم شده‌اند را مطالعه کرده است.

تحقیقات دیده‌بان حقوق بشر، نقض حق دادرسی عادلانه بازداشت شدگان در ایران را نشان می‌دهد و از دستگیری‌هایی با انگیزه‌های سیاسی خبر می‌دهد.

No responses yet

Sep 26 2018

ترورهای جدید در داخل و خارج از کشور، بررسی انگیزه و اهداف آن، سپیده پورآقایی

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,سیاسی

گویانیوز: اوین باکر Edwin Bakker استاد دانشگاه لایدن در کتاب خود تحت عنوان تروریسم ومطالعات مبارزه با تروریسم Terrorism and Counterterrorism Studies در سال ۲۰۱۵ نوشت:

هر کسی که با ادبیات علمی تروریسم آشنایی داشته باشد، می‌داند در ادبیات علمی تروریسم، تاسیس جمهوری اسلامی در ایران، آغاز موج بزرگ تروریسم جدید در جهان است که سر منشاء خشونت‌های بسیاری شد.
اما برخلاف تصور رایج در چالش‌های بین المللی با حکومت ایران، کارکردهای ترور برای جمهوری اسلامی تنها به حذف مخالفان سیاسی منحصر نمی‌شود. ماشین ترور در این ساختار سیاسی علاوه بر قربانیان سیاسی، قربانیان فکری، اجتماعی، فرهنگی و حتی قربانیان اقتصادی نیز دارد که در پروژه‌های مختلف از بین می‌روند.
در پاسخ به این سوال که چرا جمهوری اسلامی ترور را می‌پذیرد و به آن دامن هم می‌زند باید به چهار کارکرد ترور در این ساختار سیاسی اشاره کرد:

الف. آلترناتیوزدایی ب، توازن میان سیاست خارجی ج. مهندسی روندهای سیاست داخلی د. ترور به مثابه ابزار ارتباطی.
در اولین کارکرد، حکومت ایران به منظور از بین بردن هر نوع آلترناتیو سیاسی برای خود چه به صورت اجرایی یا گفتمانی، قربانیانی را انتخاب می‌کند و آن‌ها را در لیست سیاه قرار می‌دهد: مانند ترور قاسملو، بختیار و برخی چهره‌های سیاسی.
در دومین کارکرد، جمهوری اسلامی می‌کوشد از ترور برای توازن سیاست خارجی استفاده کند، این رفتار گاهی به شکل گروگانگیری شهروندان دوتابعیتی در داخل و گاهی به شکل مرگ شهروندان دوتابعیتی در خارج است.
نمونه‌ای از آن را در جریان مرگ یک ایرانی در کانادا در سال ۸۲ و همزمان با تنش میان دولت ایران و دولت کانادا بر سر مرگ زهرا کاظمی خبرنگار دوتابعیتی در ایران شاهد بودیم.
https: //goo. gl/Xa۹tMd
در سومین کارکرد، جمهوری اسلامی به دنبال مهندسی روندهای داخلی است؛ این یکی از مهمترین فعالیت‌های نهادهای امنیتی در ایران است که با هدف مهندسی فضای سیاسی جامعه اتفاق می‌افتد و از چهار نظر مهم است:
«بیشترین شمار قربانی» را دارد. «بیشترین سطح خشونت» را به کار می‌بندد. «در داخل به وقوع می‌پیوندد» و دیگری به طور مستقیم در نظام تبلیغاتی «به جهت تولید انسداد سیاسی» به کار گرفته می‌شود.
اگر به آمار قربانیان داخلی خشونت که از سوی حکومت «شهید ترور» محسوب می‌شوند نگاه کنیم می‌بینیم که هفده هزار شهید ترور وجود دارد که از طرفی عاملیت این ترور‌ها به گروه‌های مخالفی که امروزه در خارج از کشور هستند نسبت داده شده و می‌شود و از سوی دیگر زمینه سرکوب «مخالفت‌های مشروع» را فراهم می‌کند.
هر ترور در ایران یک حالت فوق العاده به وجود می‌آورد که باعث قدرت نامحدود نهادهای امنیتی می‌شود، به همین جهت بسیاری از پروژه‌های متعارف غیرامنیتی و جامعه مدنی را از دستور کار خارج می‌کند و پروژه‌های دیگری در اولویت قرار می‌گیرند.
در نظر بگیرید انفجار در حرم امام هشتم شیعیان و انفجارهای مختلفی که همگی بعدها مشخص شد کار نیروهای خودی درون سیستم بوده، در به وجود آمدن عدد هفده هزار موثر بوده‌اند.
چهارمین کارکرد ترور برای جمهوری اسلامی، استفاده از این سطح از خشونت به عنوان ابزار ارتباطی است. این ارتباط می‌تواند در «هر حوزه ای»، «با هر مخاطبی» و «با هر سطحی از خشونت» همراه باشد: می‌تواند خطاب به طبقه متوسط به شکل اسیدپاشی و برای ارعاب در خصوص حجاب باشد، می‌تواند برای تهدید رقبا به قصد فشار سیاسی باشد، می‌تواند برای مداخله در جریان تقنین صورت گیرد، می‌تواند وجهی انتقام جویانه داشته باشد که نمونه آن کشتار خلبانان عراقی جنگ هشت ساله در سالهای پس از سقوط صدام است. در نهایت می‌تواند پیامی به بازیگران عرصه سیاست خارجی باشد.
در خصوص ترورهای اخیر، جمهوری اسلامی سعی دارد از این ترورها به عنوان ابزاری برای توازن سیاست خارجی استفاده کند و در کنار آن سیاست داخلی را نیز دستکاری کند.
باید در نظر گرفت که جمهوری اسلامی در دوره انتقال احتمالی قدرت به رهبر جدید، ژستی مذاکره ناپذیر با آمریکا گرفته است.
این ژست کمک می‌کند تا سپاه کماکان نقش بالادستی خود در فضای سیاسی و ماجرای تعیین رهبر جدید را حفظ کند.
از سویی دیگر نظام سیاسی عملا در مسیری قرار می‌گیرد که تمامی خواسته‌های ایالات متحده را با توجیه «ضرورت‌های برنامه ریزی نظام» در سکوت خبری پیاده سازی کند.
بر اساس همین برنامه ریزی است که همزمان با عقب نشینی تدریجی از سوریه، ابزار ترور داعش مجددا فعال می‌شود.
انفجارهای مهیب در کابل و یا تقویت شروع موج‌های بزرگ اعتراضی در عراق کمک کرده است تا جمهوری اسلامی رفتارخود را در انطباق با عواملی عقلانی و وابسته به منطق بازی خود در خاورمیانه توجیه کند نه فشار آمریکایی‌ها.
همزمان تبلیغات خارجی جمهوری اسلامی مدام خروج آمریکا از برجام را نیز از بین برنده صلح در خاورمیانه تلقی می‌کند -تبلیغاتی که در حقیقت علامت رمزی برای تهدید است تا هشداری از روی دل نگرانی برای صلح! – و به کمک حمایت‌های اروپا از برجام این پیام را صادر می‌کند که رجوع مجدد به برجام یعنی جلوگیری از نقش آفرینی گروه‌های تروریستی مثل طالبان، القاعده و داعش.
جالب است که در این موج جدید تبلیغات سیاسی، سپاه اسرائیل را مادر ناآرامی خاورمیانه نمی‌داند بلکه عملا با هدف گذاری و بهره گیری از گروه‌های تروریستی، سعی دارد رضایت جامعه اروپایی را نیز به دست آورد.
در نمونه‌های اخیر آن چند ترور در خاک ایران اتفاق افتاد حمله به مجلس و همین ترورهای اهواز. جالب اینجاست که درست هشت سال پیش هم در چنین روزی یعنی ۳۱ شهریور ۱۳۸۹ در سالگرد جنگ ایران و عراق بمبی در جایگاه زنان در در شهر مهباد باعث کشته شدن ۱۲ نفر شد که بیشترشان هم غیرنظامی بودند.
محمود احمدی‌نژاد و دست بر قضا! رییس دولت وقت در آن زمان یعنی محمود احمدی نژآد در برای شرکت در اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل در نیویورک به سر می‌برد!
نگارنده معتقد است، با از بین رفتن بیشتر مشروعیت سیاسی حاکمیت در کشور، فاز جدیدی از ارعاب شکل می‌گیرد که هدفش کنترل پیامدهای اجتماعی ناشی از فساد سیستماتیک و ناکارآمدی گسترده سیاسی و بوروکراتیک است.
نظام تبلیغاتی جمهوری اسلامی با مطرح کردن ترس از سوریه‌ای شدن ایران و صدا دادن به جریان‌های تجزیه طلب در حال کنترل افکار عمومی طبقه متوسط در ایران است. طبقه متوسطی که می‌تواند با ترکیبی از «ایران گرایی»، «منافع مادی استمرار وضع موجود» و «مطالبه امنیت» وضع موجود را تحمل کند تا جمهوری اسلامی از دوره انتقالی قدرت به سلامت عبور کند.
به این ترتیب حوادثی مانند حمله به رژه نیروهای مسلح در اهواز، هم از نظر دامن زدن به خطر تجزیه طلبی، هم از نظر بازسازی تصویری خشن اپوزیسیون، تغییر دشمن از اسرائیل به گروه‌های محارب و ایجاد انحراف در افکار عمومی همزمان با مناقشات جهانی ایران برای ایجاد انسجام داخلی بسیار ضروری می‌نماید.

No responses yet

Sep 26 2018

چرا تندروها تهدید به ″انتقام″ می‌کنند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,تروریزم,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

دویچه‌وله: هنوز وابستگی فکری یا سازمانی عوامل حمله اهواز روشن نیست. جمهوری اسلامی اما دست برخی کشورها را در کار می‌بیند و تندروها آنان را به “انتقام” تهدید می‌کنند. چهار تحلیلگر به اهداف تهدیدها و پیامدهای احتمالی آن پرداخته‌اند.

پس از گذشت دو روز از حمله تروریستی به رژه نیروهای مسلح ایران در اهواز هنوز هم ابهامات زیادی در مورد عوامل واقعی آن وجود دارد. از یک‌سو جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز” مسئولیت حمله را بر عهده گرفته است و از سوی دیگر گروه تروریستی “دولت اسلامی” (داعش سابق) آن را به خود نسبت می‌دهد. مقام‌های ایران از کشته شدن دست‌کم چهار مهاجم در جریان این حمله خبر داده‌اند؛ اما رسانه‌های داخلی در ساعات اولیه پس از حمله اعلام کرده بودند که یکی از مهاجمان زنده دستگیر شده است. حال خبرگزاری فارس نزدیک به سپاه پاسداران مدعی شده که شمار مهاجمان ۵ نفر بوده است.

اما با وجود این ابهامات، جمهوری اسلامی تردیدی در شناسایی عاملان و آمران حمله اهواز از خود نشان نمی‌دهد. حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، روز یکشنبه اول مهرماه (۲۳ سپتامبر) اعلام کرد: «کاملا برایمان روشن است چه کسانی این کار را کرده‌اند و به کجا وابسته هستند». او مسئولیت غیرمستقیم حمله تروریستی اهواز را متوجه آمریکا کرد و گفت: «آنهایی که ادعای حقوق بشر را مرتب تکرار می‌کنند باید پاسخگو باشند. همه کشورهای کوچک مزدوری که در منطقه می‌بینید پشتوانه‌شان آمریکاست و اوست که آنها را تحریک می‌کند». روحانی افزود که «پاسخ این جنایات در چارچوب قانونی و مصالح کشور داده خواهد شد.»

بقیه تهدیدها اما شدیدتر از واکنش روحانی بود. محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، مهاجمان را “استخدام‌شده، آموزش‌دیده، مسلح‌شده و پول‌گرفته از سوی یک رژیم خارجی” معرفی کرد، “حامیان تروریست منطقه‌ای و اربابان آمریکایی‌شان” را مسئول “چنین حملاتی” دانست و از قصد جمهوری اسلامی برای پاسخ “سریع و قاطعانه” به آنها خبر داد.

محمد حسین باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح ایران نیز عربستان سعودی را به دست داشتن در حمله اهواز متهم کرد و “حق پاسخ کوبنده” برای جمهوری اسلامی “در هر زمان و مکان محفوظ” دانست.

سپاه پاسداران نیز با انتشار بیانیه‌ای اعلام کرد که “در آینده نزدیک” از “سرکردگان و هدایتگران” این حادثه “انتقام مهلک و فراموش‌ناشدنی” گرفته خواهد شد. اشاره این نیروی نظامی نیز به عربستان سعودی بود. سپاه در بیانیه خود نوشت که “دشمنان قسم‌خورده ایران اسلامی به ویژه مثلث شیطانی غربی، عبری و عربی” در حال “پیگیری پروژه انتقال ناامنی” به داخل ایران هستند؛ اشاره‌ای آشکار به سخنان ولیعهد و وزیر دفاع عربستان سعودی. محمد بن سلمان اردیبهشت‌ماه سال گذشته (۱۳۹۶) گفته بود، عربستان منتظر نمی‌ماند که جمهوری اسلامی جنگ را به خاک سعودی بکشاند، بلکه تلاش می‌کند تا “نبرد در داخل خاک ایران روی دهد”.

گرچه حمله تروریستی شنبه گذشته نخستین حمله در خوزستان طی سال‌های اخیر نبوده و به‌خصوص اهواز بارها هدف بمب‌گذاری‌های متعدد با قربانیان بسیار قرار گرفته است، اما این بار زبان تهدید بیش از پیش از سوی مقام‌های نظامی و حتی دولتی، نهادهای حکومتی و نیز چهره‌های نزدیک به مراکز قدرت در ایران شنیده می‌شود.

حسین شریعتمداری، نماینده علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در مؤسسه کیهان، روز گذشته در یادداشتی زیر عنوان “از سایه خود هم بترسید!”، از حمله اهواز به عنوان “فرصتی” نام می‌برد که آن را “نباید نادیده گرفته و از دست داد”. او ادامه می‌دهد: «وقتی آمريکا و اسرائيل و پادوهای فکسنی آنها نظير عربستان و امارات، حمله به نظاميان و زنان و کودکان را عمليات تروريستی نمی‌دانند! چرا بايد مقامات و مسئولان نظامی و امنيتی آنها در هر نقطه دنيا که هستند و با هر پوششی که ظاهر شده‌اند، از آتش انتقام در امان باشند؟! مخصوصا آن که هواداران جان بر کف ايران اسلامی در جای جای دنيا کم نيستند و جا دارد از اين پس جرثومه‌های فساد و تباهی از سايه خود هم بترسند.»

به کانال دویچه وله فارسی در تلگرام بپیوندید

کیهان در یادداشت دیگری “سیلی سخت به ریاض” را “کمترین انتظار مردم” از مسئولان جمهوری اسلامی برای واکنش به حملات اهواز دانسته بود.

این روزنامه حکومتی در یادداشتی در شماره روز دوشنبه دوم مهرماه خود نیز “راه حل اصلی” ایجاد امنیت برای مردم ایران را “حذف پایگاه‌های ثابت و سیار نظامی آمریکا و انگلیس از منطقه” دانسته و با تأکید بر “نقش قطعی” آمریکا، بریتانیا، عربستان سعودی و امارات متحده عربی در “اقدامات تروریستی علیه ایران” نوشته است که «این کشورها نباید بدون مکافات بمانند».

چنین تهدیدهای شدیدی، به‌خصوص در شرایط پرابهام کنونی در مورد عوامل واقعی حمله اهواز و ناروشن بودن مسایل احتمالی پشت‌پرده، با چه هدفی دنبال می‌شود و نتایج و پیامدهای احتمالی آن در صورت تداوم چه خواهد بود؟ چهار تحلیلگر و کارشناس مسایل سیاسی به این پرسش دویچه‌وله فارسی پاسخ داده‌اند.

تهدیدهای چهل‌ساله با نتیجه‌ای یکسان

صادق زیباکلام، تحلیلگر سیاسی، واکنش شدید مقام‌های ایران به‌خصوص نظامیان و نیروهای تندرو به حمله به رژه نظامی نیروهای مسلح ایران آن‌هم در سالگرد جنگ ایران و عراق را “طبیعی” دانسته و می‌گوید، این نیروها با این روش می‌خواهند با کوچک شمردن نیروهایی چون داعش یا جریان موسوم به “مقاومت ملی الاحواز”، کشورهایی مثل آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی را که از نظر آنها “عوامل اصلی” قلمداد می‌شوند، به دست داشتن در چنین حملاتی متهم کنند.

Deutsche Welle Freedom of Speech Award Laureate 2018 Sadegh Zibakalam (Tehran University, Professor of Political Science, Iran) (DW/R. Oberhammer)

صادق زیباکلام

به گفته این تحلیلگر سیاسی، بخشی از چنین تهدیدهایی به حضور حسن روحانی، رئیس جمهوری ایران، در مجمع عمومی سالانه سازمان ملل متحد در نیویورک نیز برمی‌گردد: «همه منتظرند ببینند آیا آقای روحانی با لحنی آشتی‌جویانه و مسالمت‌آمیز و با شاخه زیتون پشت تریبون سازمان ملل قرار می‌گیرد یا می‌خواهد با تفنگ در این جایگاه بایستد. طبیعی است که سپاه و جریانات تندرو به هیچ وجه نمی‌خواهند آقای روحانی با شاخه زیتون پشت این تریبون ظاهر شود. آنها با تمام وجود می‌خواهند که ایشان با همان زبان روزنامه کیهان و فرماندهان نظامی در آنجا ظاهر شود. بنابراین بخشی از تهدیدات علیه آمریکا و دیگران حاوی این پیام است که مبادا زبان آقای روحانی در سازمان ملل مسالمت‌آمیز باشد.»

زیباکلام می‌گوید، نتیجه مورد نظر به‌کار گیرندگان زبان تهدید «جلوگیری کردن از هرگونه مصالحه و راه و روش‌های آشتی‌جویانه و تنش‌زدایانه در سیاست خارجی ایران است. چون اگر در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران درجاتی از تنش‌زدایی به وجود بیاید، این مورد تأیید جریانات تندرو نیست. خواست آنها تهاجمی بودن سیاست خارجی است. لذا بخشی از این تهدیدات هم برای این است که فضا همچنان خشن، رادیکال و انقلابی، یعنی فضای مورد نظر تندروها باقی بماند.»

به نظر صادق زیباکلام: «نتیجه چنین تهدیدهایی متفاوت با نتیجه آن در چهل سال گذشته نیست، یعنی صدمه زدن به منافع ملی ایران؛ نتیجه‌اش این است که ما هیچ دوستی در جهان نداشته باشیم؛ نتیجه‌اش این است که همه تخم مرغ‌هایمان را باید در سبد روسیه یا چین بگذاریم؛ نتیجه‌اش را داریم در عمل می‌بینیم. فقط سوریه، تازه این دوستی مورد تأیید ۸۰ تا ۹۰ درصد مردم آن کشور هم نیست. در عراق که قرار بود دوست ما باشد صداهای غیردوستانه شنیده می‌شود، چه برسد به اردن و کویت و عربستان و امارات و غیره. بنابراین نتیجه تهدیدهایی از این دست منزوی شدن هر چه بیشتر ایران است. اینها نتایجی است که در چهل سال گذشته به بار آمده است.»

این تحلیلگر سیاسی در نهایت توصیه به “خویشتنداری” می‌کند و می‌گوید: «هر گونه رادیکالیسم و هر گونه سخنان تهدیدآمیز به نفع ترامپ، عربستان و اسرائیل است؛ همان‌گونه که تا به امروز هم به نفع آنها تمام شده است.»

سمفونی ادامه‌دار جمهوری اسلامی

امیر طاهری، تحلیلگر سیاسی و کارشناس جهان عرب نیز با اشاره به پیشینه چهل‌ساله حکومت ایران، به دویچه‌ وله فارسی می‌گوید: «جمهوری اسلامی بدون حمله اهواز هم نیازمند دشمن است. حمله مقام‌های ایران به آمریکا، اسرائیل، عربستان، امارات و جاهای دیگر چیز تازه‌ای نیست. این سمفونی همیشگی و گفتمان کلی جمهوری اسلامی است. این بار اما به خاطر حمله اهواز کمی شدت گرفته است. اما امروز وضعیت خاصی هم هست؛ فشارها بر جمهوری اسلامی شدید شده، انزوای آن بیشتر شده، جنگ قدرت در درون خود رژیم شدت گرفته، در بعد کوتاه‌مدت هم مسئله مجمع عمومی سازمان ملل مطرح است و خود حمله اهواز هم پرسش‌های زیادی را برانگیخته که چطور این نیروها توانسته‌اند در ۱۵ متری رژه نظامی سلاح‌های خود را پنهان کنند و با استفاده از لباس‌های نظامی دست به حمله بزنند. تمام این عوامل تنش اوضاع را تشدید می‌کند.»

Amir Taheri Journalist Iran (iran-emrooz)

امیر طاهری

از نظر این تحلیلگر سیاسی، “نیاز” جمهوری اسلامی به “دشمن” با سه هدف همراه است: «نخست به مردم بگویند ما در محاصره هستیم و اگر ما نباشیم حملات اهواز در سراسر ایران رخ می‌دهد؛ به همین جهت هم ما داریم در سوریه می‌جنگیم تا در ایران نجنگیم. دوم اینکه به پایگاه توده‌ای خود اطمینان خاطر دهند و با ایجاد شور و هیجان آنها را بسیج کرده و متحد کنند. سوم اینکه به جامعه جهانی بگویند ما نه تروریست، بلکه خود قربانی تروریسم هستیم.»

امیر طاهری می‌گوید، شواهد نشانگر وجود عوامل داخلی کافی برای تنش در ایران است: «در خوزستان این تنش بیشتر است؛ به خاطر جریان ریزگردها، کمبود آب، آتش‌سوزی هورالعظیم، تعطیل عملی چندین شهر از جمله خود اهواز برای سه روز، وضعیت فوق‌العاده چندین ماهه در خوزستان و مسایلی از این دست. انواع و اقسام گروه‌های مخالف رژیم در این استان هم از این وضعیت استفاده می‌کنند. در خوزستان چندین گروه با گرایش‌های جدایی‌طلبانه وجود دارند. در یکی دو سال اخیر در پی شدت گرفتن خصومت میان جمهوری اسلامی با کشورهایی مثل عربستان سعودی، بحرین و امارات متحده عربی، این گروه‌ها دوباره جان گرفتند و فعال شدند. خود جمهوری اسلامی هم با اشتباهات مکرر خود آتش تنش را دامن زده است؛ اقداماتی از قبیل اعدام هاشم شعبانی، شاعر معروف عرب‌زبان خوزستان و یا بازداشت روشنفکران عرب‌زبان و جلوگیری از جلسات عمومی شعرخوانی به زبان عربی. این اشتباهات در کنار دشمنی برخی کشورهای عربی با جمهوری اسلامی و خصومت با کل وجود ایران، موضوع را پیچیده‌تر کرده است. نه تنها در خوزستان، بلکه در همه جای ایران با وجود چنین تنش‌هایی، همواره احتمال بروز چنین حملاتی وجود دارد. ایران متأسفانه نه در زمان شاه و نه در حال حاضر سیاست عاقلانه‌ای برای مدیریت کثرت قومی خود نداشته است. کثرت قومی ثروت بزرگی برای ایران است که متأسفانه خوب اداره نمی‌شود.»

“موهبت الهی” برای تکمیل یک پروژه

مهدی مهدوی‌آزاد، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی، معتقد است که نیروهای تندرو جمهوری اسلامی از حمله اهواز برای به ثمر رساندن “پروژه” خود در راستای ایجاد تنش در خارج و سرکوب در داخل استفاده می‌کنند: «اصلی پذیرفته‌شده است که با خشن‌تر شدن و امنیتی‌تر شدن فضای سیاسی، ابتکار عمل به دست نیروهای نظامی و امنیتی می‌افتد. برای همین هم نیروهای آزادی‌خواه در همه کشورها از رفتارهای خشونت‌آمیز دوری می‌کنند. به نظر می‌رسد بخشی از جمهوری اسلامی یعنی نیروهای رادیکال مذهبی یا طالبان شیعه که عمدتا در سپاه پاسداران جمع شده و نماد آنها جاهایی مثل روزنامه کیهان یا احمد علم‌الهدی در مشهد است، سعی می‌کنند از این نوع حملات تروریستی به عنوان فرصت یا موهبت الهی استفاده کنند تا پروژه خود را به نتیجه برسانند؛ پروژه‌ای که از حمله به سفارت عربستان در تهران و مشهد آغاز شده بود، حالا دارد وارد فاز تازه‌ای می‌شود. هدف این جریان تشدید تنش‌ها با اعراب مخصوصا با عربستان، تبدیل منازعات فعلی ایران و اعراب از حالت جنگ نیابتی به جنگ مستقیم و نهایتا بستن دروازه‌های کشور و ایجاد یک فضای سرکوب در داخل کشور است. نوع واکنش‌هایی که از نهادهای نظامی و جریان تندرو یا تریبون‌های رسانه‌ای آنها می‌شنویم، ادامه همان پروژه‌ای است که آغاز آن حمله به سفارت عربستان بود، اما به دلیل مذاکرات ایران و آمریکا در دوران اوباما مدتی با وقفه مواجه شد.»

Mehdi Mahdavi Azad (Privat)

مهدی مهدوی‌آزاد

به نظر این تحلیلگر سیاسی: «تندروها به دنبال رسیدن به نتیجه‌ای مشخص نیستند، بلکه در پی ایجاد یک اتمسفر مشخص سیاسی هستند. در اتمسفر مورد نظر آنها معادلات نظامی و امنیتی در صدر قرار دارد. گزینه‌های قهرآمیز انتخاب اول آنهاست. در چنین فضایی امکان قلع و قمع نیروهای دمکرات و سرکوب فعالان قومی ساده‌تر است. همین الآن با استفاده از خشم عمومی ناشی از حملات اهواز، سرکوب فعالان قومی مثل کردها و فعالان خوزستان خیلی آسان‌تر است تا مثلا حدود یک ماه قبل. آنها دو سه هفته پیش در برخورد با حزب دمکرات کردستان ایران تا حمله موشکی پیش رفتند. حالا هم افکار عمومی احتمالا از برخوردهای سخت بیشتر حمایت می‌کند.»

مهدی مهدوی‌آزاد ادامه می‌دهد: «بدون تردید استراتژی تهدید محکوم به شکست است. ایران مشکلات داخلی بسیار زیادی دارد. اصولا اگر رویکرد ارعاب و تهدید و برخوردهای سخت‌افزاری به نتیجه می‌رسید، ده‌ها حکومت پیش از جمهوری اسلامی سرنوشت دیگری می‌یافتند. جنگ جهانی دوم اصولا نتیجه دیگری می‌داد. اتحاد جماهیر شوروی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد. بنابراین واضح است که این استراتژی صرفا باعث وخامت اوضاع، تضعیف بیشتر حکومت، تضعیف بیشتر مؤلفه‌های پیوستگی و همبستگی ملی، فروپاشی بیشتر اجتماعی و فروپاشی بیشتر اقتصادی ایران خواهد شد. منتها این خصوصیت نیروهای رادیکال مذهبی است که نه تنها آینده‌نگر نیستند، بلکه از تحلیل نرم‌افزاری اوضاع هم عاجزند و گفتمان ایده‌آلیستی توأم با آموزه‌های سنتی، مذهبی و بعضا بی‌بنیاد آنها باعث رفتارهایی می‌شود که در علوم سیاسی یا چارچوب‌های تحلیلی غیرقابل فهم است.»

تهدید برای پوشاندن “عجز”

علیرضا نوری‌زاده، روزنامه‌نگار و تحلیلگر مسایل کشورهای عربی، “عجز” نیروهای امنیتی ایران از تأمین امنیت را دلیل اصلی برجسته کردن نقش دیگر کشورها در حملات اهواز می‌داند: «جمهوری اسلامی دیرگاهی است در مورد تمام مشکلات خود، از بالا رفتن قیمت دلار گرفته تا گرانی و مشکلات درمانی و غیره، آمریکا و اسرائیل و اخیرا عربستان و در مورد خاص حمله اهواز امارات را متهم می‌کند. این نوع از گریز از مسئولیت طبیعت جمهوری اسلامی است. اما در این مورد خاص، ماجرایی که در اهواز رخ داد آشکارا نشانه عجز سپاه و نیروهای امنیتی در تأمین حداقل امنیت برای خودشان بود. اینکه چهار نفر بتوانند در عرض ۲۰ دقیقه، به قول خودشان در دو حمله ۲۹ نفر را بکشند و ۶۶ نفر را مجروح کنند، با آن وضع آشفته که نیروها به جای اینکه بجنگند، روی زمین بخوابند یا از صحنه فرار کنند، اینها چنان لطمه‌ای به آنها زده که رژیم جمهوری اسلامی باید هر چه بیشتر ابعاد توطئه‌گران را گسترده‌تر کند؛ یعنی بگوید که این حمله‌ای ساده توسط یک گروه ناراضی عرب نبوده، بلکه عملیاتی بوده که چندین کشور در پشت آن قرار دارند.»

Alireza Nourizadeh (DW)

علیرضا نوری‌زاده

این تحلیلگر مسایل کشورهای عربی ادامه می‌دهد: «از آن طرف، اگر به عملکرد این کشورها نگاه کنیم، با توجه به آگاهی‌شان از امکانات جمهوری اسلامی برای ایجاد آشوب در مناطق آنها، هرگز گرد این مسایل نچرخیده‌اند. در چهل سال گذشته جمهوری اسلامی حتی یک بار یک نفر را به تلویزیون نیاورده که اقرار کرده باشد مثلا در عربستان آموزش دیده یا از امارات پول گرفته است. در گذشته همواره سناریوهایی در دستگاه‌های امنیتی نظام نوشته می‌شد و به اجرا در می‌آمد، اما در این مورد خاص در طول دو روز گذشته آنچنان نظام جمهوری اسلامی دچار دستپاچگی است که خود هم از روشن کردن عامل این حمله در حیرت و تردید است. بنابراین هر لحظه ما شاهد یک نوع اظهار نظر هستیم. تهدیدها هم از مسایل عادی در جمهوری اسلامی است و هرگز هم عملی نخواهد شد.»

علیرضا نوری‌زاده به ارزیابی نتیجه تهدید کشورهای منطقه از سوی تندروهای ایران نیز پرداخته و می‌گوید: «فضا امنیتی‌تر خواهد شد. تنش میان ایران و این کشورها نیز بیشتر خواهد شد، اما هرگز به مرحله رویارویی نخواهد رسید. جمهوری اسلامی هوشمندتر از آن است که بخواهد خود را وارد یک درگیری نظامی کند. البته امکان دارد از عوامل خود، حداقل برای قدرت‌نمایی، استفاده کرده و مثلا فردا شاهد حادثه‌ای در بحرین باشیم یا یک گروه مخالف سعودی در یکی از شهرهای شیعه‌نشین عربستان راهپیمایی کند. چنین حرکاتی محتمل است، اما جمهوری اسلامی وارد درگیری نظامی نخواهد شد، به‌خصوص که مشکلی هم در سوریه دارد و ضرباتی که اسرائیل به او زده حیثیت‌اش را زیر سؤال برده است. به همین خاطر احتمال قدرت‌نمایی در منطقه وجود دارد؛ الآن توانسته‌اند تشکیل دولت عراق را به عقب بیندازند و در لبنان کاری کرده‌اند که آقای حریری پنج ماه است نتوانسته کابینه‌اش را تشکیل دهد. از این نوع عملکردها بیشتر خواهیم دید، ولی گمان نمی‌کنم که بیش از این شاهد اقدام دیگری باشیم.»

No responses yet

Sep 25 2018

دستور کابینه امنیتی اسرائیل به ارتش برای «اقدام علیه حضور ایران در سوریه»

نوشته: خُسن آقا در بخش: امنیتی,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: دولت اسرائیل روز سه‌شنبه سوم مهر به ارتش این کشور فرمان داد که علیه حضور نظامی ایران در سوریه اقدام کند.

همزمان نخست‌وزیر اسرائیل گفت، کشورش «متعهد به ادامه مبارزه با تثبیت حضور نظامی ایران در سوریه است و برای این هدف، هماهنگی با روسیه را بعد از ساقط شدن هواپیمای نظامی روسیه (در سوریه) دنبال می‌کند».

به گزارش خبرگزاری روسی ایتارتاس، کابینه امنیتی- سیاسی اسرائیل که در برگیرنده نخست‌وزیر و وزیران پست‌های حساس است، روز سه‌شنبه در یک نشست ویژه، ارتش این کشور را مختار کرد که ضمن تداوم هماهنگی با روسیه، اقدامات نظامی لازم را در رویارویی با ایران در سوریه ادامه دهد.

کابینه اسرائیل در بیانیه پایانی نشست خود، با روسیه به خاطر از دست دادن هواپیمای نظامی روسیه در سوریه «همدردی» نشان داد اما تاکید کرد که تامین امنیت اولویت اصلی اسرائیل است.

همزمان به گزارش خبرگزاری فرانسه، بنیامین نتانیاهو روز سه‌شنبه گفت که اسرائیل «در سه سال گذشته موفقیت‌های بزرگی در جلوگیری از تثبیت نظامی ایران در سوریه و انتقال جنگ‌افزارهای مرگبار از ایران برای حزب‌الله داشته و…این کار را با هماهنگی کامل با روسیه انجام دادیم».

وی این اظهارات را پیش از ترک اسرائیل برای حضور در هفتادوسومین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، و ساعتی پس از نشست ویژه کابینه امنیتی- سیاسی این کشور بیان کرد.

آقای نتانیاهو افزود: «بعد از رخداد فاجعه‌بار هواپیمای روس نیز دو بار با ولادیمیر پوتین صحبت کرده و تاثر خود و دولت را از سقوط هواپیمای آنها و کشته شدن خدمه نظامی‌شان بیان کردم».

نخست‌وزیر اسرائیل شامگاه دوشنبه در تماس تلفنی با رئیس‌جمهوری روسیه، مسکو را فرا خواند تا از تجهیز سوریه به سامانه‌های دفاعی اس- ۳۰۰ خودداری کند، و افزود: حتی در صورت تحویل این سامانه‌ها، عملیات اسرائیل در رویارویی با «تثبیت نظامی ایران در سوریه» ادامه خواهد یافت.

سرگئی شویگو، وزیر دفاع روسیه و دمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین، روز دوشنبه از تحویل سامانه‌ اس ۳۰۰ به سوریه «در دو هفته آینده» خبر دادند.

به گفته دو مقام ارشد روس، مسکو برای دفاع از نظامیان روسیِ مستقر در سوریه، ارتش بشار اسد را تقویت می‌کند.

روسیه یک هفته بعد از ساقط شدن هواپیمای نظامی ایلوشین ۲۰ و کشته شدن ۱۵ خدمه پروازی آن در سوریه تصمیم به تجهیز سوریه به اس ۳۰۰ را اعلام کرد؛ روسیه پنج سال پیش بنا به تقاضای اسرائیل، از دادن این سامانه‌ها به سوریه خودداری کرد اما وزیر دفاع روسیه گفته «شرایط دیگر تغییر کرده است».

روسیه روز یکشنبه نتایج تحقیقات خود را در خصوص ساقط شدن ایلوشین اعلام کرد و اسرائیل را «کاملا مقصر» دانست؛ این تحقیقات مدعی است، یکی از چهار جنگنده اسرائیلی در جریان بمباران هدف‌هایی در سوریه در روز ۲۶ شهریور، پشت ایلوشین پرواز کرد و اصابت اشتباهی راکت از پدافند سوری، هواپیمای روس را ساقط کرد.

ارتش اسرائیل نتایج این تحقیقات را «قاطعانه» رد کرد. همزمان، جان بولتون، مشاور امنیت ملی کاخ سفید در یک نشست خبری در نیویورک، روسیه را به بازنگری در تصمیم تجهیز سوریه به سامانه‌های اس ۳۰۰ فرا خواند و گفت این اقدام به تشدید تنش در منطقه منجر می‌شود.

اسرائیل در یکسال‌ونیم اخیر بیش از ۲۰۰ بار به سوریه حمله کرده تا به زعم خود، «خطوط قرمز» امنیتی و نظامی را که تعیین کرده، به طرف‌های مقابل تحمیل کرده و منافع خود را تامین کند.

ایران که سال‌ها است تاکید دارد حضور نظامی‌اش در سوریه «مستشاری» و بر اساس توافق‌های تهران و دمشق است، هنوز به دستور تازه کابینه اسرائیل به ارتش این کشور در خصوص حملات بیشتر به «هدف‌های ایرانی در سوریه» واکنش نشان نداده است.

بر اساس گزارش خبرگزاری ایتارتاس، فرانسه و سایت رادیو فردا/ ف.ر/ ک.ر

No responses yet

Sep 25 2018

اعتصاب کامیون‌داران؛ از دغدغه مسئولین تا توطئه ضد انقلاب

نوشته: خُسن آقا در بخش: اعتراضات,اعتصاب,اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی


دویچه‌وله: کامیون‌داران مجددا دست به اعتصاب زده‌اند. مشکلات صنفی کامیون‌داران و به‌ویژه آنانی که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند، بار دیگر باعث اعتصاب آن‌ها شده است. برخی از مسئولان از توطئه ضدانقلاب سخن می‌گویند.

فیلم‌های منتشر شده بر روی شبکه‌های اجتماعی و همچنین اخبار منتشر شده بر روی سایت‌های خبری حکایت از اعتصاب مجدد کامیون‌داران در ایران دارند. اعتصابی که از آن به عنوان “دور سوم اعتصابات” کامیون‌داران یاد می‌شود.

انتشار اخبار اعتصاب اخیر کامیون‌داران بازتاب‌های متفاوتی در رسانه‌های داخل کشور داشته است. برخی به نقل از مسئولان خبر اعتصاب را تکذیب کرده‌اند، برخی خواستار حل مشکلات کامیون‌داران شده‌اند و عده‌ای نیز مدعی شده‌اند که اعتصاب کامیون‌داران ناشی از توطئه و عملکرد “جریان‌های معاند” با هدف “چالش‌افزایی” برای حکومت ایران هستند.

پایگاه “البرزبان” در گزارشی که روز سه‌شنبه ۳ مهر (۲۵ سپتامبر) منتشر کرده از دور سوم اعتصاب کامیون‌داران خبر داده است. اعتصابی که از روز شنبه ۳۱ شهریور (۲۱ سپتامبر) آغاز شده است و هم‌چنان ادامه دارد.

اعتصاب کامیون‌داران از جمله  در شهرهای نیشابور، تبریز، قزوین، اصفهان، ارومیه، اردبیل، کرج و تهران گزارش شده است.

تناقض‌گویی مسئولان

شماری از مسئولان جمهوری اسلامی مشکلات کامیون‌داران را تنها به گرانی لوازم یدکی و کمبود لاستیک فروکاسته‌اند. به عنوان نمونه خبرگزاری دانشجویان ایران “ایسنا” به نقل از داریوش امانی، معاون حمل و نقل سازمان راهداری علت اعتصاب را از جمله گرانی و کمبود لاستیک مورد نیاز کامیون‌داران اعلام کرده است.

تامین لاستیک از جمله خواست‌های کامیون‌داران در دور پیشین اعتصابات آن‌ها بود. داریوش امانی گفته است که نیاز ماهانه کامیون‌داران ۱۰۰ هزار حلقه لاستیک است. او گفته است که در دو ماه گذشته، یعنی از پایان دور دوم اعتصاب کامیون‌داران تا کنون، مجموعا ۱۰۰ هزار لاستیک توزیع شده و بنابراین «۱۰۰ هزار کمبود لاستیک وجود دارد.»

امانی گفته است در این رابطه با اسحاق جهانگیری، معاون روحانی تماس گرفته شده است و دولت قول داده است برای تهیه و خرید لاستیک ارز لازمه تامین شود.

افزون بر آن، کامیون‌داران از نازل بودن کرایه حمل بار شکایت دارند. خواست‌ آن‌ها محاسبه حمل بار بر اساس قاعده هر تن بار بر کیلومتر است. وعده‌ای که دولت هنوز به آن عمل نکرده و گفته شده است که ظرف ما‌ه‌های آینده در این رابطه تصمیم‌گیری خواهد شد.

آن‌دسته از رانندگانی که در خارج از مرزهای ایران فعالیت می‌کنند، با مشکلات بیشتری روبه‌رو هستند. از آن جمله است موازین ناظر بر آلاینده‌ها در کشورهای اروپایی. بر اساس مقررات کشورهای اروپایی کامیون‌هایی که نرم‌های یورو ۴، یورو ۵ و اخیرا یورو ۶ را تامین نکنند، حق حضور در جاده‌های آن کشورها را نخواهند داشت.

نتیجه این موضوع حذف کامیون‌های ایران از جاده‌های بین‌المللی خواهد شد و حمل و نقل بار عملا در اختیار رانندگان غیرایرانی قرار خواهد گرفت.

نقش ضد انقلاب

سایت “البرزبان” در گزارش خود مدعی شده است که اعتصابات کامیو‌ن‌داران در سایه “فضاسازی گروه‌های معارضین، منافقین و سلطنت‌طلبان حول مطالبات صنف رانندگان” شکل گرفته است.

در این گزارش به نقش رسانه‌های “معاند انقلاب” در خارج از کشور در شکل‌گیری و تداوم اعتصابات اشاره شده و ادعا شده است که این رسانه‌ها با “اشاعه گزارشات غلط” در گسترش این اعتصابات نقش داشته‌اند.

حتی ادعا شده است که جریان‌های “معاند انقلاب” برای کشاندن کامیون‌داران به اعتصابات آن‌ها را تهدید کرده‌ و با ایجاد “رعب و وحشت” کامیون‌داران را با هدف “چالش‌افزایی” برای حکومت وادار به شرکت در اعتصابات نموده‌اند.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .