اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سیاسی' Category

Sep 19 2018

نگرانی مادر فرهاد میثمی، پزشک زندانی در ایران بعد از اعتصاب غذای او

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,حقوق بشر,سانسور,سیاسی


صدای آمریکا: مادر فرهاد میثمی فعال مدنی که از تاریخ ۱۰ مرداد ماه، یک روز پس از بازداشتش تاکنون در اعتصاب غذا به سر می‌برد، به کمپین حقوق بشر در ایران گفته است حال فرزندش مناسب نیست و به شدت نگران اوست.

به گفته «صدیقه پیش‌نماز» او از زمان بازداشت تاکنون فقط یک بار فرزندش را به صورت کابینی ملاقات کرده است.

فرهاد میثمی از یک هفته پیش اعتصاب غذای خود را از تر به خشک تغییر داده است و حتی مایعات هم مصرف نمی کند.

مادر فرهاد میثمی گفته است مسئولان از او خواسته‌اند تا از پسرش بخواهد اعتصابش را بشکند اما او نپذیرفته است.

فرهاد میثمی، ۴۸ ساله، فعال مدنی و پزشک است و از همراهان همیشگی نسرین ستوده در تجمعات اعتراضی بوده و یکی از اتهاماتی که به دستگیری او منجر شده است مربوط به نشان‌های سینه ای است که روی آن نوشته شده من به حجاب اجباری اعتراض دارم.

آقای میثمی به اتهام تبانی و اجتماع به قصد بر هم زدن امنیت کشور بازداشت شد.

نسرین ستوده، وکیل سرشناس حقوق بشری، پس از صحبت درباره شماری از موکلانش که در اعتراض به حجاب اجباری دستگیر شده بودند، به زندان منتقل شد.

خانم ستوده هم مانند میثمی از چند روز پیش در اعتصاب غذا به سر می‌برد.

یکی از نزدیکان آقای میثمی به گاردین گفته است که اعتصاب غذای او به خاطر «اتهامات ناموجه و عدم دسترسی به وکیل مورد نظر» است.

No responses yet

Sep 19 2018

اعلام موجودیت یک تشکل سیاسی حامی سرنگونی جمهوری اسلامی

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

رادیوفردا: روز دوشنبه ۲۶ شهریور یک تشکل سیاسی حامی سرنگونی جمهوری اسلامی با نام «فَرَشگَرد» اعلام موجودیت کرد. فَرَشگَرد با معرفی خود به عنوان شبکه‌ای از فعالان جوان و سکولار اپوزیسیون خارج از کشور، از شاهزاده رضا پهلوی حمایت کرده است.

در بیانیه این گروه، جمهوری اسلامی اصلاح‌ناپذیر معرفی شده و از تشکیل یک نظام لیبرال دموکراسی سکولار در ایران حمایت شده و امضاکنندگان این بیانیه گفته‌اند که آماده همکاری و هم‌اندیشی با مخالفان سیاسی در داخل و خارج برای سرنگونی جمهوری اسلامی در راستای منافع ملی ایران هستند.

آنها همچنین سیاست خارجی «غرب‌ستیز، آمریکاستیز، و اسرائیل‌ستیز» را به زیان «منافع ملی ایران» توصیف کرده و خواهان همزیستی مسالمت‌آمیز و همکاری اقتصادی-سیاسی ایران با همسایگان، و همه کشورهای منطقه و جهان شده‌اند.

فَرَشگَرد در زبان پهلوی به معنی رساندن جهان به کمالی است که در آغاز آفرینش و پیش از ورود اهریمن و پلیدی وجود داشته‌، و بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد با امضای ۴۰ فعال سیاسی خارج از ایران انتشار یافته که امیریحیی آیت‌اللهی، علی اشتری، امیرحسین اعتمادی، نیما راشدان، سلمان سیما، دامون گلریز، یوحنا نجدی، و بهزاد مهرانی، از جمله امضاکنندگان آن هستند.

در مورد شکل‌گیری این گروه سیاسی، دامون گلریز از امضاکنندگان بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد به پرسش‌های رادیوفردا پاسخ داده است.

فایل صورتی مصاحبه
آقای گلریز، چرا بیانیه اعلام موجودیت فَرَشگَرد​ در این مقطع زمانی صادر شده است؟

ایران در یک شرایط بحرانی قرار دارد. نه دولت‌های خارجی و نه جمهوری اسلامی پس از ۴۰ سال حکمرانی ورشکسته، امکان حل بحران‌های متعدد ایران و ایرانیان را ندارند. به نظر می‌رسد که نظام جمهوری اسلامی در حال سقوط است؛ سقوط سیاسی، ورشکستگی اقتصادی.

بخصوص از سوی مردم ایران اراده‌ای ملی در حال گسترش یافتن است که تغییراتی بنیادین را رقم بزند و هدف از ابتکار عملی که در فرشگرد در دست داریم، این است که این اراده ملی را تقویت کند و از کمک‌ها و همیاری‌هایی که در خارج از ایران توسط ایرانیان شکل می‌گیرد، برای گذار از این نظام به یک نظام سکولار، لیبرال و دموکرات، بر مبنای حقوق بشر استفاده کند؛ روندی که با براندازی نظام جمهوری اسلامی کلید می‌خورد و نه اصلاحاتی که نتوانسته است ۲۱ سال پاسخی را بدهد که مردم ایران نیازمند آن هستند.

شما خواستار براندازی نظام موجود در ایران هستید، فکر می‌کنید چه بدلی برای این نظام می‌توان متصور شد؟

این بدل از انتخاب مردم و اراده ملی بر می‌آید و همان است که ایرانیان بیش از ۱۰۰ سال است به دنبال آن هستند؛ یعنی حکومت قانون، دموکراسی لیبرال به معنی انتخاب اکثریت ضمن ارج نهادن به حقوق اقلیت، و بر مبنای حقوق بشر و از همه مهم‌تر -به خاطر ۴۰ سال جمهوری اسلامی- نظامی سکولار.

ایرانیان زودتر از هر ملتی در خاورمیانه با انقلاب مشروطه به دنبال آزادی و حق تعیین سرنوشت خود بوده‌اند. متأسفانه این ۴۰ سال گذشته در آن وقفه افتاده. چیزی که لایق ایرانیان است، دموکراسی است و برای تحقق آن اراده ملی نیاز است که بخصوص با نسل جوان ایران باید بر آن کار کرد و استفاده کرد. ببینید تظاهرات دی ۱۳۹۶ چطور ترسی را در کالبد جمهوری اسلامی انداخته، و فشارهای بیرونی و عدم حل مشکلات توسط جمهوری اسلامی که به دلیل ساختار مریض و فاسد نه می‌توانند و نه امکان آن را دارند، باعث شده این اراده ملی برای تغییرات ساختاری هر روز بیشتر شود.

شما از شاهزاده رضا پهلوی به عنوان یک شخصیت محوری و کلیدی در فعالیت‌های خود نام برده‌اید. چه نقشی برای او قائل هستید؟

برای متصل کردن همه بخش‌های جامعه ایران، و قلب‌های مردم ایران و اکثریتی که در ایران هستند -که از پدر و پدربزرگ ایشان نام می‌برند- و بخشی از نخبگان خارج از کشور و حتی داخل ایران را شامل می‌شوند، برای اینکه بشود دوران گذار از این نظام را به یک نظام دموکراتیک رقم زد و مدیریت کرد، نقش ایشان نقش بسیار مهمی است.

ما به این موضوع واقف هستیم. ما کوله‌بار گذشته مبارزه با رژیم شاهنشاهی را نداریم، ما کوله‌بار چنین قضاوت‌هایی را نداریم و ایشان هم تا الان به نظر می‌رسد هیچ نوع جایگاه مشخصی برای خود قائل نیستند، به جز آنچه بعد از یک انتخابات آزاد و عادلانه در ایران، خواسته مردم باشد. این دلیل آن است که ما عملاً برای ایشان نقشی کلیدی و محوری قائلیم.

به هر حال شخصیتی که مورد محبوبیت بخشی از جامعه ایران قرار گرفته، برای همبستگی ملی، حفظ کیان و یکپارچگی کشور، به طوری که بشود گذار سالم و آرامی به از نظام مستبد کنونی به یک نظام دموکراتیک و سکولار داشته باشیم، نقش مهمی دارد.

در بیانیه خودتان نوشته‌اید که به‌ویژه دست یاری به سوی کسانی دراز می‌کنید که در ۴۰ سال گذشته به نفع جمهوری اسلامی یا جهت تحقق انقلاب ۵۷ فعالیتی نکرده‌اند. آیا نسبت به افراد قائل به تفکرات دیگر، رویکردی سلبی دارید؟

ما می‌خواهیم سعی کنیم که در حد توان‌مان صدای براندازانه و خواهان تغییر ملی باشیم که پژواک فریادشان در خیابان‌ها به رادیوی شما هم رسید؛ «ایران را پس می‌گیریم». در این راه به هر حال باید انتخاب کرد. خیلی از جوانان پیشینی که در انقلاب شرکت کردند و الان به اشتباهات خود پی برده‌اند، خیلی از کسانی که از میان همان جوانان پیشین در انقلاب شرکت نکرده‌اند و از اول می‌دانستند که چه اتفاقی خواهد افتاد، آنها به عنوان مشاورین ما و کسانی که دوستان ما هستند و برای پیشبرد کارها به ما کمک می‌کنند، در کنار ما هستند.

ولی برای آنکه بشود با ۸۰ درصد جمعیت زیر ۴۰ سال جامعه ایران ارتباط بر قرار کرد، تصور می‌کنیم چهره و صدا و نوع ادبیات و ترکیب دیگری را نیاز داریم و به اندازه کافی هم نیرو در خارج از کشور و بخصوص در داخل کشور هست که بشود از آنها برای تقویت اراده ملی این ۸۰ درصد استفاده کرد.

از این جهت هیچ تقسیم‌بندی مشخصی نیست، ولی خب مرزبندی مشخصی داریم با کسانی که هنوز به دنبال «ارتجاع سرخ و سیاه» هستند، کسانی که هنوز یا به دنبال اصلاح رژیم جمهوری اسلامی هستند -که یک توهم است-، یا به دنبال این هستند که این رژیم را استمرار دهند، و یا اینکه هنوز می‌خواهند سعی کنند که با براندازی مخالفت کنند چراکه تصور می‌کنند اگر نظام برانداخته شود، به نفع آنها نیست. ما با این گروه‌ها مرزبندی مشخصی داریم.

No responses yet

Sep 18 2018

مصاحبه با امام حسین

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,اسلام و مسلمین,سیاسی,طنز,مذهب,ملای حیله‌گر

تویتر ملاحسنی: ۱_مصاحبه با امام حسین(ع) مهمان امروز ما امام حسین فرزند علی، ٥٨ ساله، دارنده مقام سوم امامت، دارای مدرک علم لدنی از دانشگاه بارگاه الهی، محل شهادت کربلا،اعزامی از مدینه. مجری : السلام علیک یااباعبدلله. امام حسین :وعلیکم السلام. مجری : انگیزه شما از قیام عاشورا چه بود؟

۲_امام حسین : راه اندازی کسب و کار برای آخوندهای شیعه! مجری: آیا علی اصغر روز عاشورا واقعا آب نخورد؟ امام حسین : نه، چون بچه شیرخواره آب نمی‌خورد، فقط شیر مادرش را می‌خورد. مجری : وقتی ابوالفضل مشک آب را پر کرد که بیاورد، خواست آب بخورد اما با خود اندیشید که اکنون فرزندان

۳_حسین تشنه هستند و آب نخورد.ابوالفضل که کشته شدپس چه کسی فکر اورا خوانده است؟! امام حسین : وقتی می‌خواستند او را به شهادت برسانند،به قاتل خودگفت که برای آخوندهای شیعه قضیه را تعریف کنند تا سر منبر بگویند ملت برایش بیشتر گریه کنند… مجری : شما عید غدیر امسال چکار کردید؟

۴_امام حسین : عید غدیر یعنی چه؟ مجری : روزی است که پیامبر پدر شما را بعنوان جانشین خود معرفی کرده است. امام حسین : اولین بار است این را می‌شنوم. بعد از پیامبر که ابوبکر بود!! فرضا که شما راست بگویید کسی به حرف پیامبر گوش نداده پس چه جشنی دارد؟

مجری: آخوندها می‌گویند روز عاشورا شما آنقدر از لشکر یزید کشتید که تا رکاب اسبتان را خون گرفت. درست است؟ امام حسین : عقل هم چیز خوبی است. لشکر آن‌ها ٨ هزار نفر بود هر آدمی ۵ لیتر خون دارد که اگر همه آن‌ها را کشته بودم کل خونشان به اندازه ٢ تا تانکر ١٨ هزار لیتری می‌شود.

مگرسد فرات راشکسته بودندکه تا رکاب اسبمان بالابیاید؟! مجری:همه می‌گویند شماحتی آب برای خوردن نداشته‌اید. شما که شب عاشورانوره (واجبی)کشیده‌اید. آب برای نوره کشیدن از کجا آورده‌اید؟ امام:ما فقط آب معدنی دماوند استفاده می‌کنیم. همسرم شهربانو ایرانی است وهر آبی به معده‌اش نمی‌سازد!

مجری : چرا شهربانو میان اسیران شام نبود؟ امام حسین :شهربانویی وجود ندارد. آخوند های شیعه خواستند نسب ما را به ساسانیان برسانند تاشما ایرانیان خوشتان بیاید! مجری :علی شریعتی درباره عاشورا شرح دقیقی از آنچه بر زینب در راه شام گذشت، داده است. شریعتی این چیزها را از کجا فهمیده است؟

امام حسین : یک ضبط صوت زیر شکم شتر زینب بسته بود… مجری : آخوندهای شیعه می‌گویند امام پشت سر خود را می‌بیند. شما که با امام حسن نگهبان خانه عثمان بودید، چگونه متوجه وارد شدن شورشیان از در پشت به خانه او نشدید تا او را بکشند؟
امام حسین : یک لحظه چشم‌های پشت سرمان را بستیم تا کارشان را بکنند و پدرمان خلیفه شود.
مجری : مهم‌ترین دستاورد عاشورا چه بود؟

امام حسین : قیمه پلوی نذری…
#محرم_ماه_خرافه_پرور
#محرم

No responses yet

Sep 18 2018

چهار احتمال و ختم کلام | احمد زیدآبادی

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی

انصاف نیوز: احمد زیدآبادی در یادداشتی تلگرامی با عنوان «چهار احتمال و ختم کلام….» نوشت:

«من در دنیای توئیتر حضور ندارم؛ اما همان مقداری که برخی دوستان، عکس صفحاتی از آن را برای‌ام ارسال می‌کنند؛ به نظرم تعبیر هانا آرنت در مورد “عادی شدن شرارت” مصداق تمام و کمالش را در آنجا پیدا می‌کند.

تخریب و بددهنی و هتاکی و اتهام‌پراکنی البته در بین محافل سیاسی معاصر ایران کم و بیش رایج بوده است؛ اما ابتذال کلامی در سال‌های اخیر را تا آنجا که من به خاطر دارم؛ سایت بالاترین بنا نهاد و رواج داد. از حق نباید گذشت که برخی اعضای این سایت کوشیدند تا مانع این کار شوند؛ اما در عمل کاری از پیش نبردند. کار این سایت امروزه به جایی رسیده که حتی مطلبی در دفاع از یزید در قتل‌عام خاندان حسین، بدون رأی منفی داغ می‌شود و بالا می‌رود!

توئیتر اما ظاهراً داستان دیگری است. کارش از چاله‌میدان گذشته و به دیوانه‌خانه رسیده است. بسیاری از افراد با گرایش‌های مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هیچکس در آنجا احساس امنیت نمی‌کند و خود را هر لحظه از تهاجمی بی دلیل و ناگهانی در امان نمی‌بیند.

چرا این اتفاق افتاده است؟ در این مورد می‌توان فرض‌هایی را به شرح زیر مطرح کرد:

۱٫ هرزه‌ درایی و خشونت کلامی در توئیتر برای بخشی از ایرانیان، نوعی تفنن و سرگرمی و بازی و تفریح است. گویی در پشت این همه خشم و خشونت، نوعی خونسردی و انبساط خاطر است که مردمانی بی‌نصیب، شبِ خود را با آن به روز می‌رسانند و از این طریق تفریح می‌کنند. این شاید تا اندازه‌ای برای جامعه‌ای تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفریح از طریق آزارگری و بازی با حیثیت و آبرو و اعصاب دیگران؛ از یک انسان طبیعی برنمی‌آید!

۲٫ نوعی تخلیۀ روانی از سوی افراد سرخورده و افسرده و نادیده گرفته شده است که قدرت تأثیرگذاری عملی بر محیط اطراف خود را ندارند و از این رو، با پرخاش و یاوه‌گویی، ناکامی خود را در این زمینه جبران می‌کنند. با این رفتار هم می‌توان قدری همدلی نشان داد؛ اما ای کاش این افراد کینۀ خود را بر سر افراد معدودی چون من خالی می‌کردند! به هر حال امثال من، توهین و تحقیر و فحش و ناسزا را در شرایطی بسیار سخت‌تر از حد تصور، بی واسطه تجربه کرده‌ایم و خم به ابرو نیاوده‌ایم و اکنون نیز از فحش و تهمت چند حساب توئیتری بدون هویت مشخص که خدا می‌داند از کدام نقطۀ دنیا آن هم در دنیای مجازی به سوی‌مان روانه می‌شود؛ چندان آزرده خاطر نمی‌شویم. در این میان اما دوستانی بخصوص با سن و سال کمتر، از این هتاکی‌ها به جد دل شکسته و اندوهگین می‌شوند. از این رو، تخلیۀ روانی به قیمت آزار و اذیت همنوع و هموطنی که تنها گناهش نظر متفاوتی است؛ جای هیچگونه توجیه ندارد.

۳٫ برخی گمان می‌کنند که با هتک و حرمت‌شکنی هر کس که دم دست‌شان برسد، واقعاً در حال براندازی حکومت‌اند و به همین علت نیز آن را پیگیرانه در دستور کار خود قرار داده‍اند! این دسته افراد باید بدانند که هیچ حکومتی در جهان تاکنون از راه فحش و هتاکی چه در دنیای واقعی و چه در دنیای مجازی سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر کار براندازی و سرنگونی به این راحتی بود که تمام حکومت‌ها در سطح جهان یک شب هم دوام نمی‌آوردند!

۴٫ گفته می‌شود که دستِ پنهانی پشت این غوغای زشت و نفرت‌انگیز است. هر کس به فراخور حال خود از جایی اسم می‌برد. برخی سازمان مجاهدین خلق را، برخی شماری از هواخواهان رضا پهلوی را، برخی حزب کمونیست کارگری را، برخی موساد را و برخی نیز سازمان‌های امنیتی را به عنوان مدیر و سازمان دهندۀ این رسوایی کلامی معرفی می‌کنند. من چون در این زمینه اطلاعی ندارم، طبعاً داوری هم نمی‌کنم. اما اگر رشتۀ کار به دست هر یک از آنها باشد؛ این وضع ادامه می‌یابد مگر آنکه کاربران حقیقی در حرکتی دسته جمعی، تغییر رویه دهند و یا آنجا را ترک کنند.

در این میان اما برخی نیز متأسفانه از دکتر سعید قاسمی‌نژاد و برخی دوستانش به عنوان خط دهندۀ این غائله نام می‌برند. من سعید را هنگام حضورش در ایران می‌دیدم و می‌شناختم. او در همان نگاه نخست، جوانی مستعد، متین، آرام و بخصوص مؤدب و مأخوذ به حیاء به نظر همگان می‌رسید. من گمان ندارم که او به دلیل جلای وطن و یا تغییر خط مشی سیاسی خود؛ ویژگی‌های فردی و شخصی‌اش را هم از دست داده باشد. از این رو این اتهام علیه او را باور نمی‌کنم. اما اگر خدای ناخواسته سعید در این رسوایی نقشی داشته باشد؛ از او می‌خواهم که به این فضای نفرت‌پراکنی و فرهنگ‌سوزی و ادب‌ستیزی خاتمه دهد. با ترویج بازار تهمت و افتراء و هتک و اهانت و خشونت تا کنون کسی خیری به خود یا جامعه‌اش نرسانده است. این شیوه جز اینکه اخلاق همه را آلوده و تباه کند و از قضا برای خط مشی خاص شما، نقض‌غرض باشد؛ هیچ حاصل دیگری ندارد. به هر حال، واکنش من به این پدیده، همان دو مطلب قبلی بود و این هم ختم کلامم. دیگر خود دانید!»

انتهای پیام

No responses yet

Sep 17 2018

«افزایش فشارها» بر فرزندان نسرین ستوده

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی


رادیوفردا:
فعالان حقوق بشر خبر می‌دهند بدنبال بازداشت رضا خندان، همسر نسرین ستوده، مقام‌های قضایی و امنیتی، «فشارها» بر فرزندان این دو به ویژه بر مهراوه خندان را افزایش داده‌اند.

نسرین ستوده، وکیل دادگستری، روز ۲۳ خرداد ماه بازداشت شد و همسرش رضا خندان نیز پس از آنکه ۱۲ شهریور خبر داد که وزارت اطلاعات در تماس تلفنی، وی را تهدید به بازداشت کرده، دستگیر شد.

عیسی سحرخیز، فعال سیاسی و روزنامه‌نگار در صفحه فیس‌بوک خود نوشته روز یکشنبه (۲۶ شهریور)، در حالی‌که فرزندان نسرین ستوده منتظر ملاقات با مادرشان بودند، «اسم آنها برای ملاقات خوانده نشد» و مهراوه، دختر ستوده و خندان، برای رعایت حجاب کامل مورد «تهدید» قرار گرفت.

فایل صوتی
بر اساس این گزارش به نقل از یک «منبع مطلع»، «فردی که خود را مدیر کل سالن ملاقات معرفی می‌کرد، مهراوه خندان را تهدید کرد که اگر حجابت را رعایت نکنی از ورودت به سالن ملاقات جلوگیری می‌کنم.»

آقای سحرخیز نوشته این در حالی است که پوشش مهراوه خندان «مثل تمامی ملاقات‌های قبلی بوده» و «گویا پس از بازداشت رضا خندان تصمیم بر اعمال فشار بر خانواده رضا خندان و نسرین ستوده در روزهای ملاقات گرفته‌اند.»

هم‌بندی‌های نسرین ستوده نیز به فرزندان وی گفته‌اند از مادر آنها «تعهدنامه کتبی مبنی بر حفظ کامل حجاب خواسته‌اند که با مخالفت شدید نسرین ستوده» مواجه شده‌ است.

خانم ستوده نیز اعلام کرده در اعتراض به این موضوع «از این به بعد، از حضور در سالن ملاقات و حتی تماس تلفنی با خانواده‌اش امتناع» خواهد کرد.

این گزارش حاکی است ستوده در حالی این تصمیم را اتخاذ کرده که «از سوم شهریورماه دست به اعتصاب غذای تر زده و از ۱۵ شهریور {هم} اعلام کرده تا آزادی بی‌قید و شرط رضا خندان از زندان اوین، از رفتن به بهداری زندان و پذیرفتن سُرم و گرفتن فشار خون امتناع» خواهد کرد.

وی پس از آن که ۱۸ شهریور بدلیل «افت شدید فشار خون»، روی پله‌های بند «بی‌هوش» شده، این موضوع را بیان کرده است

این برای نخستین‌بار نیست که خانواده نسرین ستوده مورد تهدید مستقیم یا غیرمستقیم و آزار قرار می‌گیرند.

رضا خندان مهر ماه ۱۳۹۰ گفته بود «به طور غیرمستقیم و از طریق کفیلش به شعبه ۴ دادسرای اوین احضار شده» و دی ماه ۱۳۸۹ نیز پس از آن‌که به‌خاطر بدرفتاری با همسرش شکایتی طرح کرد، به دادگاه احضار و متهم به «نشر اکاذیب» شد.

اتهام‌های نسرین ستوده «تبانی، اجتماع و تبلیغ علیه نظام» عنوان شده‌ و خندان نیز پیشتر به رادیو فردا گفته‌ بود که دادگاه انقلاب با استناد به ماده ۵۱۰ قانون مجازات اسلامی که در خصوص «کمک به جاسوسان» است، خانم ستوده را با حکمی غیابی محکوم کرده است.

این در حالی است که دادسرای اوین چنین اتهامی را به نسرین ستوده وارد نکرده بود و حکم با کیفرخواست تطبیق ندارد.

رضا خندان نیز صبح روز سه‌شنبه ۱۳ شهریور پس از مراجعه مأموران به منزلش بازداشت شد. اتهامات او «اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «اشاعه و ترویج بی‌حجابی»عنوان شده و شعبه هفت دادسرای اوین برای وی قرار وثیقه ۷۰۰ میلیون تومانی صادر کرده است.

بازداشت نسرین ستوده و رضا خندان با واکنش‌های داخلی و خارجی مواجه شده و از آن جمله عفو بین‌الملل خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط این زوج شد و از مجامع بین‌المللی و اتحادیه اروپا خواست که این اقدام جمهوری اسلامی را به شدت محکوم کنند.

شماری از فعالان مدنی و سیاسی در ایران و خارج از کشور هم با انتشار بیانیه‌ای در حمایت از نسرین ستوده، اتهامات علیه او را «واهی» و «مضحک» خواندند و خواستار آزادی وی و دیگر زندانیان سیاسی و عقیدتی جمهوری اسلامی شدند.

منابع: فیس‌بوک عیسی سحرخیز و رادیو فردا؛ ب.ب/ پ.پ

No responses yet

Sep 17 2018

فحاشي به مثابه سياست‌ورزي

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,سیاسی,ملای حیله‌گر

«اعتماد» از افزايش بي‌سابقه هتاكي‌ها در شبكه‌هاي اجتماعي عليه اصلاح‌طلبان گزارش مي‌دهد

مجيد انصاري: مدتي است اتهام زني و فحاشي عليه جريان اصلاحات به صورت سازمان يافته و پرحجم از سوي عوامل ضدانقلاب و برانداز كه بعضا دست‌شان به خون مردم بي‌گناه اين كشور آلوده است، افزايش يافته است

احمد زيدآبادي: به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، تجربه كرده‌ايم

و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص، چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم

 عليرضا كيانپور

«ماله‌كش»، «استمرارطلب»، «اصرارطلب» و «منفعت‌طلب» صرفا آن دسته از فحش‌هاي سياسي طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي عليه مخالفان‌شان است كه امكان بازنشرش در يك روزنامه رسمي موجود است. هرچند اگر قرار بود تمام اين الفاظ ركيك را اينجا فهرست كنيم، علاوه بر مشكلات ناشي از غيرقابل‌انتشار بودن بخش اعظم اين الفاظ، باتوجه به فراواني قابل‌توجه اين ناسزاها، به‌لحاظ محدوديت كلمات در اين مطبوعه كاغذي نيز به مشكلي ديگر برمي‌خورديم.

اما حالا چندماهي است اين ادبيات سخيف و اين الفاظ ركيك، بخش قابل‌توجهي از محتواي فضاي مجازي، به‌خصوص توييترفارسي را تشكيل داده و بيراه نيست اگر بگوييم، اغلب كاربرانِ آن ادبيات و آن الفاظ، طيفي خاص از كاربرانِ سياسيِ فضاي مجازي هستند كه ازسر لجاجت و با نوعي پيش‌دستي نسبت به اتهامات احتمالي حاكميت، خود را «برانداز» خوانده و به‌دلايل و با تحليلي نسبتا پيچيده، جناح چپ يا همان اصلاح‌طلبان را مخاطب اين فحاشي سياسي قرار داده‌اند. به اين تصور كه براي نيل به هدف‌شان -كه البته هنوز چندان روشن نيست و در شفاف‌ترين حالت گويا زمين‌گير كردن نظام حاكم است- بايد جناح اصلاح‌طلب را به عنوان آخرين سنگر، ناكار كنند تا بعد به‌تصورشان حكومت ساقط شود. هرچند اغراق نيست اگر بگوييم توصيف و تشريح اهداف سياسي اين طيف خاص از سياست‌ورزان توييتري تا همين مرحله نيز بيشتر برپايه حدسيات و گمان‌زني است تا تحليل و تدقيق در گفتار و كردار «براندازان.»

به هر تفسير، باتوجه به اين نوع خاص از كينه‌توزي براندازان نسبت به جريان اصلاحات و اصلاح‌طلبان و نيز، با دقت در الفاظ خاصي همچون «استمرارطلب» و «ماله‌كش» كه در بيان اين كينه احتمالا كهن به‌كار مي‌رود، مي‌توان حدس زد كه چرا اين مجاهدان فضاي مجازي تصور مي‌كنند براي براندازي حكومت و اسقاط نظام بايد به اصلاحات و اصلاح‌طلبان بتازند. اينكه لابد مسيري كه اصلاح‌طلبان براي اعمال اصلاحات لازم در حكومت پيش گرفته‌اند را طولاني‌تر ازآن مي‌دانند كه به اتفاقي ملموس بينجامد و درنتيجه حركت اصلاحات، به زعم‌شان در بهترين حالت استمرار وضع موجود است و در شرايطي كه عمدتا بيشتر به آن نظر دارند، نوعي لاپوشاني مشكلات.

البته اين نخستين‌بار نيست كه يك رسانه سياسي جريان اصلي به اوضاع و احوال سياسي فضاي مجازي و نيز مشخصا «براندازان» به عنوان طيفي خاص از كاربران فضاي مجازي مي‌پردازد. هم خودمان پيش از اين به اين مهم ورود داشته‌ايم و هم بسياري از همكاران‌مان در ديگر مطبوعات. حتي اين اولين‌بار نيست كه بحث درباره نحوه بيان مطالبات براندازان و نوع انتقادشان عليه اصلاح‌طلبان، محور بحث ادبيات رسمي رسانه‌اي قرار مي‌گيرد. سعيد حجاريان تئوريسين اصلاح‌طلب نيز چندي پيش به اين رويداد نسبتا نوي سياسي پرداخته بود و اتفاقا آنچه تحت عنوان علل و عواملِ اتخاذ اين رويكرد سياسي و اين نوع سياست‌ورزي ازسوي براندازان گفتيم، تاحدودي مشابه تحليلي است كه حجاريان از اين اوضاع به دست داده بود. حجاريان در مصاحبه‌اي كه تيرماه امسال با «اعتماد» داشت، بحث از «براندازان» و نسبت اين سياست‌ورزان با اصلاح‌طلبان را از منظر خود به عنوان يك اصلاح‌طلب (نه از موضعي كه براندازان بر آن تكيه زده‌اند) ديده و ضمن تاكيد بر اينكه «در شرايط كنوني رقيب اصلاح‌طلبان، نه جناح راست؛ بلكه براندازان هستند»، راهكار خود براي برون‌رفت از وضعيت نه چندان مساعد اين روزهاي اصلاحات تشريح كرده و از ايده‌اي تحت عنوان «هسته سخت اصلاحات» سخن گفته بود.

در اين چند ماهه پس از طرح ايده حجاريان البته شاهد اقدام مشخصي جهت عملياتي كردن «هسته سخت اصلاحات» نبوديم اما در تمام اين مدت، هجمه‌هاي براندازان عليه اصلاحات به‌قوت خود ادامه داشته و از آنجا كه اين امور از قوانين كلي حاكم بر فضاي مجازي تبعيت مي‌كند، مقاطعي در واكنش به يك رويداد خبري اوج گرفته و مقاطعي نسبتا فرونشسته است. با اين همه، آنچه انگيزه اصلي ورود مجدد به اين بحث شد، هجمه‌هاي جديد براندازان فضاي مجازي عليه چند چهره ديگر اصلاح‌طلب در روزهاي گذشته و مهم‌تر از آن، واكنش يكي از اين افراد به آن فحاشي‌ها بود. در اين مدت، دايره فحاشي براندازان چنان گسترده شد كه حتي دامنِ كساني شبيه به ضيا نبوي فعال و زنداني سابق سياسي و اين اواخر، احمد زيدآبادي روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب كه همچون نبوي پس از حوادث بعد از انتخابات 88 را در زندان گذرانده، گرفت. كساني كه نه هيچگاه سمت و مسووليتي اجرايي و دولتي داشتند كه بخواهند مقصر فلان ناكارآمدي و كمبود باشند يا مثلا از رانتي بهره برده باشند و نه هرگز جز از حرف و خواست مردم، چيزي به زبان آورده و تحرير كرده‌اند. اينكه حتي كساني همچون ضيا نبوي كه تا همين اواخر در همين فضاي مجازي، نمادي بود از ايستادگي و آزادگي يا زيدآبادي كه به‌واسطه سال‌ها روشنگري به‌مدد سياه كردن صفحات روزنامه‌ها و چند كتاب، «شرف اهل قلم» لقب گرفته بود، بسيار متفاوت بود از اينكه فلان نماينده مجلس اصلاح‌طلب يا بهمان وزير اعتدالي از جماعت برانداز فحش بخورد و ناسزا بشنود. شايد همين اتفاق عجيب بود كه زيدآبادي را بر آن داشت دست به قلم برده و لااقل حدسيات و گمانه‌زني‌هايش درباره علل وقوع اين اوضاع را تشريح كند.

زيدآبادي كه اين چند روز ابتدا به‌خاطر يادداشتي با عنوان «حسين در قتلگاه تاريخ»، هدف فحاشي مجازي قرار گرفته بود، در ادامه در يادداشتي ديگر، براندازان را ظرفيتي «نجات‌بخش» براي اصلاح‌طلبان توصيف و استدلال كرد كه اين «لشكر سايبري برانداز كه تا جان در بدن دارد، فحش و ناسزا مي‌دهد»، از قضا به همين دليل، ديگر محل اتكا و مورد اعتماد نيست و درنتيجه «تعريف و تمجيد و ستايش اين عده، مايه ننگ و بدنامي و دشنام‌شان سبب افتخار و سربلندي خواهد بود؛ يعني دقيقا همان منطقي كه در مورد كيهان شريعتمداري جاري و ساري است!»

البته همانطور كه انتظار مي‌رفت اين يادداشت تازه براندازان را سرحال آورد و آتشِ فحاشي و ركيك‌گويي «لشكر سايبري برانداز» دوچندان شد. هرچند زيدآبادي نيز ميدان را خالي نكرد و وقتي بار ديگر و به‌مراتب بيشتر از بار اول، حرف ناحساب مجازي شنيد، در آخرين يادداشتش با عنوان «چهار احتمال و ختم كلام…» كه در «نگاه متفاوت»، كانال تلگرامي شخصي‌اش منتشر كرد، نوشت:«من در دنياي توييتر حضور ندارم؛ اما همان مقداري كه برخي دوستان، عكس صفحاتي از آن را برايم ارسال مي‌كنند؛ به نظرم تعبير هانا آرنت درمورد «عادي شدن شرارت» مصداق تمام و كمالش را در آنجا پيدا مي‌كند.» او ادامه داد: «تخريب و بددهني و هتاكي و اتهام‌پراكني البته در بين محافل سياسي معاصر ايران كم و بيش رايج بوده است؛ اما ابتذال كلامي در سال‌هاي اخير را تا آنجا كه من به‌خاطر دارم؛ سايت بالاترين بنا نهاد و رواج داد. از حق نبايد گذشت كه برخي اعضاي اين سايت كوشيدند تا مانع اين كار شوند؛ اما در عمل كاري از پيش نبردند. كار اين سايت امروزه به‌جايي رسيده كه حتي مطلبي در دفاع از يزيد در قتل‌عام خاندان حسين، بدون راي منفي داغ مي‌شود و بالا مي‌رود! توييتر اما ظاهرا داستان ديگري است. كارش از چاله‌ميدان گذشته و به ديوانه‌خانه رسيده است. بسياري از افراد با گرايش‌هاي مختلف، آلوده‌اش شده‌اند. هيچكس در آنجا احساس امنيت نمي‌كند و خود را هر لحظه از تهاجمي بي‌دليل و ناگهاني در امان نمي‌بيند.»

زيدآبادي در ادامه به 4 علت احتمالي اين مساله پرداخت و در تشريح فرضياتش نوشت: «1-هرزه‌درايي و خشونت كلامي در توئيتر براي بخشي از ايرانيان، نوعي تفنن و سرگرمي و بازي و تفريح است. گويي در پشت اين همه خشم و خشونت، نوعي خونسردي و انبساط خاطر است كه مردماني بي‌نصيب، شب خود را با آن به روز مي‌رسانند و از اين طريق تفريح مي‌كنند. اين شايد تا اندازه‌اي براي جامعه‌اي تحت فشار، قابل فهم باشد؛ اما تفريح از طريق آزارگري و بازي با حيثيت و آبرو و اعصاب ديگران؛ از يك انسان طبيعي برنمي‌آيد!

2- نوعي تخليه رواني از سوي افراد سرخورده و افسرده و ناديده گرفته شده است كه قدرت تأثيرگذاري عملي بر محيط اطراف خود را ندارند و از اين رو، با پرخاش و ياوه‌گويي، ناكامي خود را در اين زمينه جبران مي‌كنند. با اين رفتار هم مي‌توان قدري همدلي نشان داد؛ اما اي‌كاش اين افراد كينه خود را بر سر افراد معدودي چون من خالي مي‌كردند! به هر حال امثال من، توهين و تحقير و فحش و ناسزا را در شرايطي بسيار سخت‌تر از حد تصور، بي‌واسطه تجربه كرده‌ايم و خم به ابرو نياورده‌ايم و اكنون نيز از فحش و تهمت چند حساب توييتري بدون هويت مشخص كه خدا مي‌داند از كدام نقطه دنيا آن هم در دنياي مجازي به سوي‌مان روانه مي‌شود؛ چندان آزرده‌خاطر نمي‌شويم. در اين ميان اما دوستاني به‌خصوص با سن و سال كمتر، از اين هتاكي‌ها به جد دل شكسته و اندوهگين مي‌شوند. از اين رو، تخليه رواني به قيمت آزار و اذيت همنوع و هموطني كه تنها گناهش نظر متفاوتي است؛ جاي هيچ‌گونه توجيه ندارد.

3- برخي گمان مي‌كنند كه با هتك و حرمت‌شكني هركس كه دم دست‌شان برسد، واقعا درحال براندازي حكومت‌اند و به همين علت نيز آن را پيگيرانه در دستوركار خود قرارداده‌‍‌اند! اين دسته افراد بايد بدانند كه هيچ حكومتي درجهان تاكنون از راه فحش و هتاكي، چه در دنياي واقعي و چه در دنياي مجازي سرنگون نشده و نخواهد شد. اگر كار براندازي و سرنگوني به اين راحتي بود كه تمام حكومت‌ها در سطح جهان يك شب هم دوام نمي‌آوردند!

4- گفته مي‌شود كه دستِ پنهاني پشت اين غوغاي زشت و نفرت‌انگيز است. هركس به فراخور حال خود از جايي اسم مي‌برد. برخي سازمان مجاهدين خلق را، برخي شماري از هواخواهان رضا پهلوي را، برخي حزب كمونيست كارگري را، برخي موساد را و برخي نيز بعضي افراد و جريان‌هاي تنگ‌نظر و افراطي داخل را به عنوان مدير و سازمان‌دهنده اين رسوايي كلامي معرفي مي‌كنند. من چون در اين زمينه اطلاعي ندارم، طبعا داوري هم نمي‌كنم. اما اگر رشته كار به دست هريك از آنها باشد؛ اين وضع ادامه مي‌يابد مگر آنكه كاربران حقيقي در حركتي دسته‌جمعي، تغيير رويه دهند يا آنجا را ترك كنند.»

يادداشت زيدآبادي اتفاقا يكي از موضوعات بحث توييتري‌ها در ساعات اخير بوده و بسياري از كاربران، برانداز و غيربرانداز درباره جمله‌جمله و جزءبه‌جزء آن اظهارنظر كرده‌اند. البته در اين ميان، مطابق انتظار، سهم براندازان و فحاشي ركيك‌گويي‌شان بسيار چشم‌گير بود و هيچ بعيد نيست همين حالا، همزمان با نگارش اين آخرين جمله از اين به اصطلاح گزارش مطبوعاتي از اين فضاي مجازي، يكي از اين كاربران برانداز با هويتي ناشناس، فحش و ناسزايي تازه نثار زيدآبادي، اين «شرف اهل قلم» نكرده باشد و مثلا او را «شرف اهل دغل» يا چيزي ركيك‌تر از آن، خطاب قرار نداده باشد.

No responses yet

Sep 15 2018

طرح اتحادیه اروپا برای ادامه تجارت با ایران از طریق یک «نهاد مالی خاص»

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,سیاسی

رادیوفردا: این نهاد خاص، یک نهاد واسطه مالی است که به بورس معاوضه مشهور است و با انتقال و مبادله اعتبارات، انجام مبادلات را میسر می‌کند
دو رسانه‌ آلمانی روز جمعه، ۲۳ شهریورماه، در گزارش‌هایی اعلام کردند که آلمان و فرانسه و بریتانیا در تلاش هستند تا با بنیان‌ گذاشتن یک نهاد مالی خاص، ادامه دادوستد با ایران را پس از اعمال تحریم‌های اقتصادی واشینگتن علیه تهران، میسر کنند.

بر اساس گزارشی که خبرگزاری فرانسه روز شنبه به نقل از روزنامه اقتصادی هندلزبلات و نشریه اشپیگل چاپ آلمان منتشر کرد، این نهاد مالی واسطه‌ای به عنوان یک بورس معاوضه عمل می‌کند و می‌تواند از طریق معاوضه و انتقال اعتبارات مالی، امکان دادوستد بین طرف‌های اقتصادی ایرانی و اروپایی را فراهم آورد.

برای مثال، ایران می‌تواند محموله نفت خود را به شرکتی در اسپانیا بفرستد، اما پول ناشی از فروش این محموله به عنوان اعتبار نزد این نهاد مالی واسطه‌ای باقی می‌ماند تا اگر برای نمونه یک خریدار ایرانی از یک شرکت ماشین‌سازی آلمانی ماشین‌آلات می‌خرد، این دادوستد با اعتبار ناشی از فروش نفت ایران به شرکت اسپانیایی تسویه شود.

با عملیاتی شدن این نهاد مالی واسطه‌ای یا بورس معاوضه، بدون انجام عملیات بانکی معمول یا نقل و انتقال وجه نفت که مشمول محدودیت‌ها و اعمال تحریم‌های آمریکا قرار خواهد گرفت، دادوستدها و مبادلات از طریق جابه‌جایی اعتبار در این نهاد مالی واسطه انجام می‌گیرد.

سخنگوی وزارت اقتصاد و امور مالی آلمان در گفت‌وگو با خبرگزاری فرانسه گفت: این طرح یکی از چندین گزینه مدنظر کمیسیون اروپا برای ایجاد مسیرهای پرداخت مستقل به تهران است که بحث بر سر ایجاد آنها در جریان است.

مایا کوتسیانچیچ، سخنگوی فدریکا موگرینی، مسئول امور سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت: «اتحادیه اروپا، قصد دارد اطمینان حاصل کند که اثرات تحریم‌ها برای شرکت‌هایی که می‌خواهند کسب و کار مشروع خود را با ایران ادامه دهند، به حداقل برساند و آنها بتوانند به منابع مالی لازم دسترسی داشته باشند.»

ایالات متحده روز ۱۸ اردیبهشت سال جاری اعلام کرد که از برجام خارج می‌شود، ولی سه کشور اروپایی شامل فرانسه، بریتانیا و آلمان اعلام کردند که این توافق را حفظ خواهند کرد.

ایران و سه کشور اروپایی که در مذاکرات گروه پنج به علاوه یک برای حل‌وفصل برنامه هسته‌ای تهران حضور داشتند، در حال رایزنی برای یافتن راه‌حلی به منظور مقابله با تحریم‌های آمریکا علیه ایران هستند.

ایران از اروپا خواسته تا با ارائه راهکارهای عملی، به تعهدات خود در قالب برجام عمل کند تا راهی برای ماندن ایران در این توافق باقی بماند.

چند روز پیش از این کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی ایران گفته بود که اروپا «به روشنی» به تعهدات خود نسبت به برجام عمل نکرده است و اگر اروپا نتواند «نیازهای ایران» را تامین کند، دیگر «بود و نبود» برجام تفاوتی نخواهد داشت.

پس از خروج آمریکا از برجام، واشینگتن به شرکت‌های اروپایی هشدار داد که فعالیت‌های‌شان در ایران را متوقف کنند. تاکنون شماری از شرکت‌های خارجی اعلام کرده‌اند که به فعالیت‌های خود در ایران پایان می‌دهند.

فاز دوم تحریم‌های آمریکا علیه ایران در نیمه آبان‌ماه به حوزه نفت، گاز و پتروشیمی ایران تسری می‌یابد و شبکه بانکی و روابط پولی ایران نیز مشمول تحریم‌های واشینگتن می‌شود.

با این که شماری از واردکنندگان عمده نفت ایران از جمله کره‌ جنوبی و ژاپن، واردات نفت خود از ایران را کاهش داده‌اند، اما چین و هند کمابیش به خرید نفت از ایران ادامه می‌دهند.

در همین زمینه مایک پومپئو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، روز جمعه گفت، آمریکا همچنان در حال بررسی امکان لغو تحریم‌ها یا معافیت برخی کشورها و شرکت‌هایی است که پس از سیزدهم آبان‌ماه به تجارت خود با ایران ادامه دهند.

او با تاکید دوباره بر مجازات‌هایی که برای خریداران نفت ایران پس از موعد اجرای فاز دوم تحریم‌ها در نظر گرفته شده است در عین حال به وابستگی شدید هند به نفت ایران اشاره کرد و گفت: بررسی اعطای برخی از معافیت‌ها برای شرکت‌های هندی، رد نشده است.

صادرات نفت ایران در ماه‌های اخیر و پس از خروج آمریکا از برجام به طور مداوم کاهش یافته است.

منابع: روزنامه اقتصادی هندلزبلات و نشریه اشپیگل، خبرگزاری فرانسه، رادیوفردا/ آ. ح./ ف. دو.

No responses yet

Sep 15 2018

زلزله‌زدگانی که حاضرند برای مرمت خانه کلیه خود را بفروشند

نوشته: خُسن آقا در بخش: اجتماعی,حقوق بشر,سیاسی

دویچه‌وله: رییس شورای شهر سرپل ذهاب گفته است که عذاب زلزله‌ در این منطقه ادامه دارد. مردم نه پول دارند، نه سرپناه، نه بهداشت. از کمکهای وعده داده شده به آنها خبری نیست. بعضی‌ها حاضرند کلیه خود را بفروشند تا خانه‌‌شان را بالا ببرند.

خبرگزاری ایلنا روز جمعه ۲۳ شهریور به نقل از مجتبی جاسمی، رییس شورای شهر سرپل ذهاب از وضعیت اسفبار زلزله‌زدگان کرمانشاه خبر داد. رییس شورای شهر سرپل ذهاب به این خبرگزاری گفته است که مردم این منطقه وضع روحی و روانی ناشایست و بسیار نامساعدی دارند.

چرا؟ دلایل یکی دوتا نیستند. وقتی رییس شورای شهر سرپل ذهاب مصایب را کنار هم ردیف می‌کند، تصویری فاجعه‌بار به دست می‌دهد؛ زلزله مدام تکرار می‌شود، مصالح گران است و خیلی‌ها فقط توانسته‌اند اسکلت خانه و کاشانه خود را بالا ببرند. ستادهایی که قرار بوده به مردم کمک کنند، آنها را تنها گذاشته‌اند. قرار بود به مردم آهن بدهند، که نداده‌اند. تعهداتی که نهادهای مسئول داده‌اند، محقق نشده است.

اکثر روستاهای سرپل ذهاب آب آشامیدنی ندارند. ۸۰ درصد زیرساخت‌های شهری تخریب شده یا آسیب دیده است. تا اول مهر شاید چند مدرسه به شکل نمادین افتتاح شود. بقیه باید در کانکس دایر شوند. وضع بهداشت اصلا مناسب نیست.

شهرداری پولی برای ارائه خدمات نمی‌دهد. امکانات شهرداری ناچیز و فرسوده است. مردم به هزینه خود آواربرداری کرده‌اند و اجاره دو میلیون تومانی برای بیل مکانیکی پرداخته‌اند. بنیاد مسکن باید این کار را انجام می‌داده که اعلام کرده نمی‌تواند. تنها ۲۰ درصد مردم در خانه‌های خود زندگی می‌کنند. همان ۲۰ درصد هم به خاطر تکرار زلزله ترجیح می‌دهند در کانکس زندگی کنند.

اعتراض زلزله زدگان کرمانشاه به عدم رسیدگی مسئولان (تصور آرشیوی)

بهای خانه به شدت پایین آمده و خیلی‌ها مسکن خود را به قیمتی نازل فروخته‌اند و با پولش در کرمانشاه سرپناهی رهن کرده‌اند. بسیاری از مستاجران که قرار بوده، زمین تحویل بگیرند همچنان بدون زمین هستند. به این همه مشکلات بیکاری جوانان در شهرستان سرپل ذهاب را هم باید اضافه کرد. یکی از محروم‌ترین نقاط ایران.

این سطور خلاصه‌ایست از آنچه رییس شورای شهر سرپل ذهاب به خبرگزاری ایلنا گفته است.

اما وضع نابسامان مردم را به ویژه از یک جمله رییس شورای شهر سرپل ذهاب می‌توان دریافت. او به خبرگزاری ایلنا گفته است: «مردمی هستند که حاضرند کلیه خود را بفروشند تا کار ساخت و ساز را انجام دهند؛ این درد است.»

“آهن‌لرزه کرمانشاه”

به گفته فرهاد تجری، نماینده کرمانشاه اساسا روند بازسازی در مناطق زلزله‌زده متوقف شده است. او به ایلنا گفته است: «کرمانشاه علاوه بر این‌که زمین لرزه دارد آهنلرزه هم دارد» او از عدم توجه مسئولان وزرات صنعت، معدن و تجارت و بنیاد مسکن در تامین آهن‌آلات شکوه کرده و گفته: «خروجی تقریبا صفر است» و به دلیل نبود آهنآلات در منطقه «روند بازسازی با رکود مواجه و متوقف شده است.»

به گفته نماینده کرمانشاه: «مسئولین بنیاد مسکن و وزراتخانه‌ها خصوصا صنعت، معدن و تجارت از نجابت مردم درحال سوءاستفاده هستند.» او می‌افزاید: «امروز اکثریت مردم به جهت نبود آهن‌آلات برای بازسازی خانه‌های خود سرگردان هستند و روند بازسازی کاملا متوقف شده است.»

صبر مردم تا کی؟

روز ۲۱ آبان سال گذشته زلزله‌ای با شدت ۳ / ۷ ریشتر سرپل ذهاب، قصر شیرین و کرمانشاه را لرزاند. صدها نفر کشته شدند، نزدیک به ۸۰۰۰ نفر زخمی. خانه‌های زیادی ویران گشتند، حتی آنها که نوساز بودند و ماحصل پروژه “مسکن مهر”. زلزله به بحرانی سیاسی و اجتماعی تبدیل شد. مردم نومید و بی‌اعتماد به نهادهای دولتی خود برای کمک به زلزله‌زدگان به سوی غرب کشور به راه افتادند. کمک‌های بسیاری جمع شد، بدون سازماندهی درست و به موقع.

در کوران این وضعیت خبرنگار خبرگزاری دانشجویی ایسنا در شرح مشاهدات مستقیم خود از وضعیت شهر، حال مردم را در سه واژه “غم، بهت و نگرانی” خلاصه کرد و نوشت: «مردم این شهر نگران و وحشت‌زده و به شدت نیازمند اقلام اولیه به خصوص آب هستند. در چمن مجموعه ورزشی احرا دائما بالگردهای ارتش و هلال احمر و اورژانس فرود می‌آیند و زمانی که برخی از مردم متوجه می‌شوند در این بالگردها اقلامی به خصوص آب وجود دارد سریعا به سمت آن می‌روند… با وجود تلاش‌ها اما مردم حجم و سرعت خدمات ارائه شده را ناکافی می‌دانند و نگران سرنوشت خود و خانواده‌شان هستند در شرایطی که در آستانه فصل سرما سقف بالای سرشان ویران شده و همه زندگی‌شان زیر صدها تن خاک دفن شده است.»

بسیاری از کسانی که به سوی مناطق زلزلهزده شتافته‌ بودند، پس از مدتی آنجا را ترک کردند. زلزلهزدگان تنها ماندند. تنها چیزی که هنوز هم سایه خود را بر منطقه گسترده، خود زلزله است. زلزله‌ای که مدام تکرار می‌شود و روح و روان مردم را دائم می‌لرزاند. دست‌اندرکاران آنگونه که از سطور بالا برمی‌آید نه دغدغه مردم را دارند، نه توان و شایستگی رسیدگی به مشکلات بیشمار آنها را.

حالا باز فصل سرما نزدیک می‌شود و مردم مناطق زلزله زده غرب ایران همچنان ناچارند سختی‌ها و کاستی‌ها را تحمل کنند. اما نماینده کرمانشاه می‌گوید: «این کاسه صبر مردم یک حدی دارد».

No responses yet

Sep 13 2018

شخصی ناشناس با تماس تلفنی در پخش زنده خامنه ای و خبرگان را شست و پهن کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

No responses yet

Sep 13 2018

مقام دولتی: خبرگان به جای نظارت بر رهبر، به دنبال نظارت بر قوای سه‌گانه است

نوشته: خُسن آقا در بخش: درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر


رادیوفردا: یک مقام معاونت حقوقی ریاست جمهوری می‌گوید با آن که بر اساس قانون اساسی، مجلس خبرگان رهبری فاقد «صلاحیت» نظارت بر قوای سه‌گانه است، اما این نهاد چند سالی است که به جای انجام وظیفه قانونی خود، به «ارائه طریق» به سایر قوا می‌پردازد.

علی‌اکبر گرجی، معاون پیگیری اجرای قانون اساسی در معاونت حقوقی رئیس جمهوری، در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کار ایران، ایلنا، تاکید کرد که خبرگان «نه تنها هیچ صلاحیتی برای نظارت بر دیگر قوا ندارد، بلکه چنین صلاحیتی هم برای او پیش‌بینی» نشده است.

به گفته آقای گرجی، اگر چنین صلاحیتی هم برای این مجلس در قانون اساسی پیش‌بینی شده بود، «نمی‌توانست آن را اعمال کند زیرا وسعت قلمروهای نظارت بر رهبری به گونه‌ای است که عملا امکان و فرصت سرک کشیدن به حوزه‌های دیگر برای آن باقی نمی‌ماند».

وی از این که مجلس خبرگان «چند سالی است به جای انجام وظیفه نظارت» بر رهبر جمهوری اسلامی و زیر مجموعه‌های وی «به ارائه طریق به دیگر قوا می‌پردازد» انتقاد کرد.

این مقام دولتی همچنین به کنایه گفت: «تاریخ هرگز نمایندگان مجلس خبرگان را به دلیل عدم نظارت بر رئیس جمهور، وزرا و استانداران مواخذه نخواهد کرد، اما به شدت از چگونگی نظارت آنها بر رهبری و نهادهای زیرمجموعه رهبری خواهد پرسید.»

وی اظهار امیدواری کرد که کمیسیون‌های نظارتی مجلس خبرگان هر چه زودتر «تاسیس و فعال شوند و نتیجه بازرسی‌ها و حساب‌کشی‌های خود را به صورت منظم و مستمر به سمع ملت حاکم برسانند تا مسیر توسعه و آبادانی ایران هموار گردد.»

اظهارات وی پس از آن مطرح می‌شود که حسن روحانی در پنجمین اجلاس رسمی مجلس خبرگان با موضوع «بررسی مطالبات رهبری در بهبود اوضاع اقتصادی کشور و حل مشکلات معیشتی مردم» شرکت نکرد.

در قطعنامه پایانی این مجلس، علاوه بر موضع‌گیری درباره سیاست‌ خارجی جمهوری اسلامی که در حوزه وظایف وزارت امور خارجه است، درباره وضعیت اقتصادی داخلی نیز موضع‌گیری شده و همه مشکلات کشور به گردن دولت و نهادهای اجرایی انداخته شد.

در این اجلاس اخیر، احمد جنتی، رئیس مجلس خبرگان، بارها از رهبر جمهوری اسلامی به عنوان تصمیم‌گیرنده اصلی در همه امور کشور یاد کرد، اما در عین حال در زمینه مشکلات اقتصادی کشور و نیز سیاست خارجی جمهوری اسلامی در منطقه که عامل اصلی بازگشت تحریم‌ها علیه کشور است، او را مبرا دانست.

آقای جنتی بر اساس سیاق همیشگی این مجلس، در مراسم افتتاحیه به شدت از عملکرد علی خامنه‌ای دفاع کرده و گفت: «نابسامانی‌هایی که در مملکت است را به پای رهبری می‌گذارند، انگار که فعال مایشا در همه امور اقتصادی و اجتماعی و سیاسی رهبری است و مجلس و دولت بیکاره هستند، این نقشه شوم دشمن است.»

اظهارات مقام معاونت حقوقی ریاست جمهوری درباره عملکرد غیرقانونی مجلس خبرگان در حالی بیان شده که ناتوانی یا فقدان تمایل در مجلس خبرگان برای نظارت بر عملکرد زیر‌مجموعه‌های علی خامنه‌ای در روزهای اخیر بار دیگر داغ شده است.

با آغاز پنجمین اجلاس خبرگان رهبری و دفاع احمد جنتی از عملکرد رهبر، مهدی کروبی، از رهبران جنبش اعتراضی سبز، در نامه‌ای خطاب به اعضای مجلس خبرگان رهبری، از آنها خواست به جای «مدح و ستایش» رهبر جمهوری اسلامی، از وی درباره سیاست‌های سه دهه اخیر کشور که ایران را به شرایط فعلی رسانده، سوال کنند.

کروبی در این نامه نوشته بود: «فقدان نظارت مؤثر خبرگان بر رهبری و نهادهای زیر نظر این مقام از جمله شورای نگهبان، سپاه پاسداران، بسیج، قوه قضائیه، صداوسیما، و بنیادها و نهادهای اقتصادی در سه دهه گذشته خسارات جبران‌ناپذیری به کشور و مردم وارد کرده‌ است.»

وی پیشتر نیز در نامه‌ای سرگشاده خطاب به علی خامنه‌ای نوشته بود: «سه دهه است که شما در رأس نظام قرار دارید و هنوز هم از جایگاه یک اپوزیسیون سخن می‌گویید. در این سه دهه بخش مهمی از نیروهای اصیل انقلاب را کنار گذاشتید تا سیاست‌های مورد نظرتان را اجرا کنید و امروز با نتایج همان سیاست‌ها مواجه هستید.»

نامه کروبی و اظهارات اخیر مقام معاونت ریاست جمهوری در شرایطی منتشر و طرح شده که ماه‌ها است که اقتصاد ایران فشار مضاعفی را تحمل می‌کند و ارزش ریال مقابل ارزهای خارجی به‌ویژه دلار به شدت سقوط کرده و نرخ کالا و خدمات در ایران به شدت افزایش یافته است.

با اعلام خروج آمریکا از توافق‌نامه برجام و بازگشت دور اول تحریم‌ها علیه برنامه‌ هسته‌ای جمهوری اسلامی و فشار آمریکا برای به صفر رساندن میزان فروش نفت ایران در پی سیاست‌ منطقه‌ای تهران در خاورمیانه، نگرانی‌ها مبنی بر وضعیت اقتصادی کشور در ماه‌های پیش‌رو افزایش یافته است.

منابع: خبرگزاری ایلنا و رادیوفردا/ ب. ب./ ف. دو.

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .