اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'سیاسی' Category

Jun 02 2016

نوه اون حرامی باید هم این حرامزاده باشد: نوه آیت‌الله خمینی از اعدام‌های دهه شصت دفاع کرد

نوشته: خُسن آقا در بخش: جنایات رژیم,سیاسی,ملای حیله‌گر

بی‌بی‌سی: علی خمینی، نوه آیت‌الله روح‌الله خمینی از اعدام‌های دهه ۱۳۶۰ در ایران دفاع کرده است.

آقای خمینی سه‌شنبه شب در مراسمی در مدرسه فیضیه قم با مقایسه انقلاب ایران و انقلاب‌های اخیر در کشورهای عربی گفته است دلیل سرنوشت متفاوت جمهوری اسلامی نسبت به دیگر حکومت‌های روی کارآمده پس از انقلاب‌ها “مدیریت” آیت‌الله خمینی بوده است.

به گزارش فارس علی خمینی گفته است: “این طور نبود که وضعیت ایران در زمان تحقق انقلاب اسلامی، بهتر از کشورهای منطقه بود، چرا که در غرب، جنوب، شرق و حتی شمال کشور غائله هایی داشتیم و این مدیریت امام خمینی بود که آن غائله‌ها را مدیریت کرد و کشور رفته رفته به آرامش رسید.”

او در ادامه گفته است: “امروز یک عده‌ای برای منافقین دل می‌سوزانند که چرا اعدام کردید؟ آنها کسانی بودند که در مقابل حکومت ایستادند و جنایاتی کردند که داعش آنها را نمی کرد. آنان رئیس جمهور، نخست وزیر و بسیاری از بزرگان کشور را ترور کردند.”

در ادبیات رسمی جمهوری اسلامی”منافقین” اصطلاحی است که برای اشاره به اعضای سازمان مجاهدین خلق به کار می‌رود.

علی خمینی گفته است اگر رهبر پیشین ایران “در مقابل این جنایات نرمش از خود نشان می‌داد که کشور پس از ۳۰ سال هم رنگ آرامش به خود نمی‌دید.”

بیش از ۱۵ هزار نفر از مخالفان جمهوری اسلامی، عمدتا از هواداران گروه‌های چپگرا و مجاهدین خلق، در دهه شصت اعدام شدند. چند هزار نفر از آنان افرادی بودند که حکم حبس خود را می‌گذراندند اما در سال ۱۳۶۷ به دستور آیت‌الله خمینی به طور دسته‌جمعی اعدام و دفن شدند.

No responses yet

Jun 01 2016

اصلاح طلبان و ریاکاری دوسویه

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,سیاسی

بی‌بی‌سی: بابک مینا پژوهشگر فلسفه
پس از ماه‌ها کشمکش و مجادله بر سر انتخابات مجلس شورا و خبرنگان، احمد جنتی و علی لاریجانی به ریاست دو جلس خبرگان و شورا رسیدند. نیروهای دموکراسی‌خواه پس از یک نبرد درونی فرساینده، خسته و وامانده به کناری افتاده‌اند و پرواز دوباره ستارگان اصول‌گرا را بر آسمان دو مجلس نظاره می‌کنند. فارغ از نتایج انتخابات، گویی ما وارد عصری تازه شده‌ایم: نبرد اصلی اینک نه میان دموکراسی‌خواهان و حکومت، که میان خود دموکراسی‌خواهان است. گویی بخش‌های تندروی حکومت شاد و خندان در ساحلی امن لمیده‌اند و آتش‌‌اندازی درونی دموکراسی‌خواهان را تماشا می‌کنند. چه شده است؟ ما کجا ایستاده‌ایم؟ چگونه به اینجا رسیدیم؟
ما تاکنون سه عهد با اصلاح‌طلبان بسته‌ایم: عهد اول در سال ۷۶، که فرجام خوشی نداشت و وعده و وعید‌ها به جایی نرسید. عهد دوم در سال ۸۴ بود که با شکست کاندیدای اصلاح‌طلب عهد نو مرده به دنیا آمد. عهد سوم سال ۸۸ بود: پیش و به خصوص پس از انتخابات.
سیاست: عهدی سکولار

شالوده سیاست عهد است. در عصر مدرن سیاست عهدی سکولار است میان حکومت و شهروندان، میان نخبگان و شهروندان، و میان خود نخبگان و شهروندان. عهد سیاسی در گفتار و عمل شکل می‌یابد: شما می‌بایست در حوزه عمومی طرحی سیاسی را پیشنهاد کنید و بر مبنای آن حمایت و اعتماد شهروندان را جلب کنید، سپس با عملی سیاسی طرح‌تان را پیش ببرید. دیگران هم می‌توانند بر اساس گفتار و عمل شما، شما را قضاوت کنند. این خلاصه‌ سیاست مدرن است. اگر این عهد سست شود، رشته اعتماد میان نخبگان و شهروندان، همچنین میان خود نخبگان و شهروندان گسسته می‌شود و سوءظن و تردید جای اعتماد را می‌گیرد. این دقیقا وضعیت سیاسی ما ایرانیان است. در چنین وضعیتی اتفاقا از آنجا که عهد سیاسی میان حکومت و شهروندان سست و بی‌بنیاد است دموکراسی‌خواهان باید بیشتر بکوشند تا عهدی نو ببندند و اعتماد را میان همگان گسترش دهند. مهمترین وسیله مبارزه با حکومتی خودکامه، طرح عهدی نو و شجاعت دفاع از امکان دوباره اعتماد همگانی است، چرا که استبداد چیزی جز شکستن عهد سیاسی و گسترش سوءظن نیست و تنها از این طریق می‌تواند ترس را بر جامعه حاکم کند. اعتماد یعنی شکستن ترس و شناسایی دوباره دیگری.

عهد سیاسی تجدیدشونده است. هر دوره‌ای به عهدی جدید نیاز دارد. پویایی سیاست دموکراتیک در همین تجدید عهد‌های دوباره است. جالب است که کلمه عهد در زبان فارسی دو معنی دارد: یکی به معنای پیمان و میثاق و دیگری به معنای زمانه و عصر. بنابراین می‌توانیم بگوییم در سیاست مدرن هر عهدی عهدی نو می‌طلبد.

ما تاکنون سه عهد با اصلاح‌طلبان بسته‌ایم: عهد اول در سال ۷۶، که فرجام خوشی نداشت و وعده و وعید‌ها به جایی نرسید. عهد دوم در سال ۸۴ بود که با شکست کاندیدای اصلاح‌طلب عهد نو مرده به دنیا آمد. عهد سوم سال ۸۸ بود: پیش و به خصوص پس از انتخابات. ائتلاف ۸۸ شکست خورد و اهدافی که موتلفان را گرد آنها جمع کرده بود فروریخت. سال ۹۲ هم اکثریت اصلاح‌طلبان و هم بخشی از مردم به حسن روحانی رای دادند. چنین پیدا بود که عصری جدید آغاز شده است. اما متاسفانه عهد عصر جدید هرگز برای همگان توضیح داده نشد، ما نمی‌دانیم در وضعیت جدید سیاسی بر اساس چه اهدافی باید گرد اصلاح‌طلبان و متحدان آنان جمع بشویم. هر گروه سیاسی که می‌خواهد طرحی جدید درافکند باید این طرح را به طرق مختلف برای مردم توضیح دهد و این فرصت را به شهروندان بدهد که این طرح را بحث بگذارند و آن را قضاوت کنند. متاسفانه اطلاح‌طلبان نه در داخل و نه در خارج (که فضای آزادتری دارند.) چنین نمی‌کنند.
پرسش: اصول مشترک ما، عهد قدیم ما، «دموکراسی و حقوق بشر» بود. تاکتیک اصلاح طلبان اما در انتخابات مجلس خبرگان رای به دشمنان دموکراسی و معروف ترین چهره‌های ناقض حقوق بشر بود
تجدید نظر در اصول یا در تاکتیک؟
اصلاح‌طلبان به ما می‌گویند اصول ما همان است، عهد ما همان عهد قدیم است، تنها تاکتیک‌ها تغییر کرده است. پرسش: اصول مشترک ما، عهد قدیم ما، «دموکراسی و حقوق بشر» بود. تاکتیک شما اما در انتخابات مجلس خبرگان رای به دشمنان دموکراسی و معروف ترین چهره‌های ناقض حقوق بشر بود. این چه وسیله‌ای است که نه تنها هیچ تناسبی با هدفش ندارد که با آن در تضاد مطلق است؟ این چه تاکتیکی است که نه تنها ما را به اصول نزدیک نمی‌کند که درست در جهت خلاف آن اصول حرکت می‌کند؟ درست است، تاکتیک می‌تواند در سیاست تغییر کند اما نه تا جایی که دیگر مطلقا بر ضد اصول باشد.

بنابراین ادعای ثابت ماندن اصول و تغییر در تاکتیک سخنی لغو و بیهوده است. اصلاح‌طلبان می‌توانستند با شرکتی حداقلی در انتخابات مجلس شورا و تنها با هدف حمایت از «حکم‌رانی خوب» تعهد خود را به اصول دموکراسی‌خواهی نشان دهند. اما آنان در انتخاباتی شرکت کردند (مجلس خبرگان) که نتیجه‌اش کاملا از قبل مهندسی شده بود و همه می‌دانستند که آنها بختی ندارند.

باید پذیرفت که اصلاح‌طلبان در اصول تجدید نظر کرده‌اند. وگرنه ما در تاکتیک اختلاف چندانی نداشتیم: بیشتر دموکراسی‌خواهان ایرانی طرفدار مبارزه مسالمت‌آمیز هستند و فی‌نفسه مخالف شرکت در انتخابات نیستند، به شرطی که این شرکت تا حدی تامین‌کننده خواست‌های دموکراسی‌خواهانه باشد یا دستکم بر ضد این خواست‌ها نباشد. متاسفانه باید گفت اطلاح‌طلبان در بخشی از «اصول» خود تجدید نظر کرده‌اند: دموکراسی برای آنها دیگر در اولویت نیست. آنان که از فردای پس از جمهوری اسلامی سخت در هراس هستند، ترجیح می‌دهند با اولیگارشی حاکم کنار بیایند تا اینکه در یک دموکراسی تمام‌عیار در شرایطی برابر با دیگران رقابت کنند. دموکراسی‌خواهی برای آنها حداکثر به امیدی دور و مبهم مثل آرزوی خوشبختی برای همه بدل شده است، و دیگر هدفی سیاسی که باید آن را با جدیت و شجاعت پی گرفت نیست. قطعا همه اصلاح‌طلبان مشمول این سخن نمی‌شوند اما فعلا سکان‌داران اصلی در میان آنها اینگونه می‌اندیشند و عمل می‌کنند.

اصلاح‌طلبان دچار ریاکاری دوسویه‌اند: از طرفی می‌کوشند وفاداری خود را به بخش مسلط حکومت ثابت کنند و از طرفی دیگر می‌کوشند به دموکراسی‌خواهان بیرون از حکومت و رای‌دهندگان بگویند طالب دموکراسی و حقوق بشر هستند

ریاکاری دوسویه
اصلاح‌طلبان دچار ریاکاری دوسویه‌اند: از طرفی می‌کوشند وفاداری خود را به بخش مسلط حکومت ثابت کنند و از طرفی دیگر می‌کوشند به دموکراسی‌خواهان بیرون از حکومت و رای‌دهندگان بگویند طالب دموکراسی و حقوق بشر هستند. نه اعتماد گروه اول را می‌توانند کاملا جلب کنند و نه اعتماد گروه دوم را. این ریاکاری ریشه‌ای ساختاری دارد، منظور این نیست که تک تک اصلاح‌طلبان به لحاظ شخصیتی ریاکار هستند یا نیستند، منظور اشاره به جای‌گیری آنان میان دو گروه و بازی دوگانه ناشیانه آنها است. بخش مسلط حکومت از نیت حقیقی اصلاح‌طلبان آگاه است. بسیاری از اصلاح‌طلبان به ولایت فقیه و بسیاری دیگر از اصول ایدئولوژی رسمی جمهوری اسلامی اعتقاد ندارند. تظاهر تاکتیکی فایده‌ای ندارد. از طرفی دیگر در برابرِ دموکراسی‌خواهانِ خارج از حکومت نیز ادعا می‌کنند به دموکراسی، ارزش‌های لیبرال و حتی حکومت سکولار اعتقاد دارند. در اینجا هم چنانکه رفت، تردید‌های جدی وجود دارد. ریاکاری ساختاری و بندبازی مدام این خطر را دارد که شما به تدریج در دام بی‌اصولی و هیچ‌انگاری بیفتید و از هر ریسمان آویخته بیاویزید. در درازمدت چنین وضعیتی یک گروه سیاسی را به نابودی می‌کشاند. حفظ اصول و پافشاری بر مرزها فریضه‌ای اخلاقی نیست، الزامی «سیاسی» ست برای حفظ انسجام و بنیان یک گروه و مسلک سیاسی. اگر این بنیان از دست برود، کسب قدرت و حتی پی‌گیری منافع کوتاه‌مدت نیز ناممکن می‌شود. اصلاح‌طلبان باید بر این ریاکاری فائق بیایند و مجددا عهدی نو با دموکراسی‌خواهان ببندند.

No responses yet

Jun 01 2016

دشواری تهیه‌کنندگان سینما؛ ورشکستگی یا تبلیغ در شبکه‌های ماهواره‌ای؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

بی‌بی‌سی: جلسه دادگاه تهیه‌کنندگان فیلم‌های “۵۰ کیلو آلبالو”، “ابد و یک روز” و “کوچه بی‌نام” دوشنبه، دهم خرداد با در دادسرای فرهنگ و رسانهبرگزار شد، تا درگیری بر سر پخش تیزر تبلیغاتی فیلم‌ها از شبکه‌های ماهواره‌ای وارد مرحله جدیدی شود.

این در حالی است که اکران نوروزی امسال با استقبال گسترده‌ مردم مواجه شده و ناظران بخش قابل توجهی از رونق تازه گیشه را وامدار تبلیغ فیلم‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای می‌دانند.

از میان این فیلم‌ها ۵۰ کیلو آلبالو، کمدی پرحاشیه مانی حقیقی حدود ۱۳ میلیارد تومان، ابد و یک روز، ساخته سعید روستایی -علیرغم سوژه اجتماعی آن- ۹.۵ میلیارد تومان و کوچه بی‌نام، به کارگردانی هاتف علیمردانی ۳.۵ میلیارد تومان فروش داشته‌اند.

به نوشته یک رسانه‌ اصولگرا در این دادگاه به تهیه‌کنندگان مورد اشاره اخطار داده شده که در صورت “تکرار تخلف” به مدت یک‌ سال از دریافت پروانه ساخت محروم خواهند شد.

منصور لشگری قوچانی، تهیه‌کننده فیلم “کوچه بی‌نام” در مورد این جلسه دادرسی به خبرگزاری مهر گفت: “در دیدار با رییس قوه قضائیه … گفتم سینمای ایران ورشکسته است و نیاز دارد تا نهادهای مختلف از جمله صدا و سیما، مخابرات و شهرداری در زمینه اطلاع رسانی از آن حمایت کنند. این سه نهاد به وظایف خود در زمینه حمایت از سینما عمل نکرده اند و همین مساله سبب شده است تا تهیه کنندگان برای جلوگیری از ورشکستی به راه های مختلف تبلیغات تن دهند”.

بیشتر صاحب‌نظران سازمان صدا و سیما و سیاست‌های سلیقه‌ای مدیران آن در مورد سینما را بابت وضعیت فعلی سرزنش می‌کنند. سینماگران می‌گویند صدا و سیما نه تنها مبالغی گزاف بابت پخش تیزرها طلب می‌کند، تنها پخش تیزر بعضی از فیلم‌ها را که نزدیک‌تر به استاندارد‌های محدود خود می‌بیند می‌پذیرد و حتی همان تیزرها را هم سانسور می‌کند.

به عنوان نمونه در پاییز گذشته تصویر و نام دو بازیگر اصلی فیلم “جامه‌دران”، پگاه آهنگرانی و باران کوثری از تیزر تلویزیونی آن حذف شد و تیزر فیلم “یحیی سکوت نکرد” نیز بدون نام، تصویر و صدای کلیدی‌ترین بازیگر آن، فاطمه معتمدآریا روی آنتن رفت.

سازمان صدا و سیما در دی‌ماه ۹۴ به امید منصرف کردن تهیه‌کنندگان فیلم‌های در آستانه اکران از تبلیغ در شبکه‌های فارسی زبان خارج از کشور و در راس آنها “جِم تی‌وی”، وعده‌هایی در خصوص تبلیغات برای فیلم‌ها داده بود اما اندکی بعد متن تعهد‌نامه‌ای به رسانه‌ها راه پیدا کرد که این سازمان در ازای پخش تیزرها از تهیه‌کنندگان اخذ می‌کند.

Image copyright Image caption ابد و یک روز را سعید روستایی ساخته است

به موجب این تعهدنامه صاحب فیلم باید نه تنها از طرف خود، بلکه به جای سایر عوامل و خریداران احتمالی خارجی فیلم نیز متعهد شود که هیچ نوع تبلیغی برای این فیلم در “شبکه‌های ماهواره‌ای معاند” صورت نخواهد گرفت. در صورت تخطی نه تنها تهیه‌کننده فیلم باید مبلغ جریمه مورد نظر این سازمان را بدون هیچ نوع حق اعتراض بپردازد، بلکه همه فیلم‌های بعدی‌اش نیز از حمایت این سازمان محروم خواهند شد.

علیرضا رئیسیان، کارگردان سینما هفته گذشته در گفتگو با خبرگزاری ایسنا به نگاه سودمحورِ تلویزیون به سینما اشاره کرد و گفت: “مشکل اصلی به توجیه نبودن بدنه اداری صدا‌ و سیما نسبت به تعاملات فرهنگی بر می‌گردد. البته در این میان عده‌ای از سینماگران می‌توانند کانال‌های ارتباطی خاص خود را داشته باشند و بدون محدودیت و طبق شرایط ویژه تیزرهای رایگان بگیرند، اما در حالت کلی، پخش تیزر فیلم‌ها در مقایسه با کالاهای تجاری انجام می‌شود”.

به گفته آقای لشگری قوچانی، رئیس قوه قضاییه در بخشی از سخنانش در حاشیه جلسه دادرسی به مدیریت جدید این سازمان اشاره کرد و افزود: “با حضور آقای علی‌عسگری در مقام ریاست سازمان صدا و سیما می توان امیدوار بود که مشکلات این بخش حل شود”.

این درحالی است که به گفته آقای رئیسیان همزمان با با انتصاب محمد سرافراز در آبان ۱۳۹۳ نیز جلساتی در این مورد برگزار شد اما نتیجه‌ای نداشت: “در دیداری که اوایل دوره فعالیت آقای سرافراز داشتیم، ایشان در همان جلسه دستور داد تخفیف ویژه‌ای برای تیزرهای تلویزیونی فیلم‌ها در نظر گرفته شود، اما متاسفانه بدنه اجرایی سازمان خیلی همراهی نکردند و محاسبات مالی آن را وارد سیستم پیچیده خود کردند. به طوریکه حتی تخفیف ۹۰ درصدی هم هزینه سنگینی را به فیلمها تحمیل می کرد”.

آقای رئیسیان به ایسنا گفت که فکر نمی‌کند این تغییر در مدیریت کمک‌ چندانی به حل مشکل بکند: “حتی اگر مدیر جدید صدا‌وسیما حسن‌نیت هم داشته باشد، تصور می‌کنم باز هم سرنوشت ما همچون دوره پیش خواهد بود، چرا که باید در سیستم کلان به‌طور جدی فکری برای تبلیغ کالاهای فرهنگی داشته باشیم و در این زمینه نیازمند یک دگرگونی کامل هستیم”.

Image copyright 1 Image caption فرهاد اصلانی و باران کوثری در نمایی از کوچه بی‌نام

پیش از این در دی‌ماه ۹۴ ده تهیه‌کننده به دادسرای فرهنگ و رسانه احضار شده، بابت پخش تبلیغ فیلم‌هایشان از شبکه‌های ماهواره‌ای تذکر گرفته بودند. بعضی از تهیه‌کنندگانی که بابت این موضوع مورد توبیخ مقامات قرار گرفته‌اند می‌گویند پخش‌کنندگان خارجی فیلم‌‌ها تیزرهای تبلیغاتی مربوطه را با هدف اطلاع‌رسانی به مخاطبان مقیم خارج از کشور به شبکه‌های ماهواره‌ای سپرده‌اند.

به علاوه غلامرضا موسوی، دبیر هیئت رئیسه شورای عالی تهیه کنندگان، در همان زمان گفته بود شبکه ماهواره‌ای “جم تی‌وی” “رسما اعلام کرده است که تیزر فیلم های سینمایی ایرانی را به صورت رایگان پخش می کند و با توجه به اینکه اکثر آنونس های تبلیغاتی فیلم های سینمایی به صورت گسترده در فضای اینترنتی در دسترس عموم قرار دارد، تیزر بسیاری از این فیلم ها بدون اطلاع تهیه کنندگان در این شبکه پخش می شود.”

وزارت ارشاد تاکنون چندین بار سینماگران را از پخش تبلیغات فیلم‌ها در شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان منع کرده است. سخنگوی این وزارتخانه، حسین نوش‌آبادی اوایل خرداد در نشست خبری خود از برخورد با “متخلفان” خبرداده و افزود: “البته کنترل این مسئله تنها با توبیخ و تهدید میسر نمی‌شود و باید آسیب‌شناسی‌های لازم را انجام دهیم. افزایش تمایل به تبلیغ در شبکه‌های خارجی هشداری از نارسایی در فضای تبلیغی رسانه‌های داخلی است. اگر فضایی عادلانه و سالم فراهم شود تا هر آن کس که اثری هنری و قابل عرضه کرده بتواند به تبلیغ اثر خود بپردازد طبعا نیاز به تبلیغ در رسانه‌های خارجی از بین می‌رود”.

رسانه‌های اصولگرا می‌گویند وزارت ارشاد چنان که باید و شاید در این مورد به سینماگران فشار نیاورده و در نتیجه ورود قوه قضاییه به موضوع را به فال نیک می‌گیرند.

خبرگزاری فارس هفته گذشته با اشاره به فراخوانده شدن تهیه‌کنندگان سه فیلم مورد اشاره به دادگاه نوشته بود: “وزارت ارشاد … حداقل کاری که در این میان می تواند انجام دهد این است که با تقاضاهای ساخت این تهیه کنندگان (که بعضا دو یا سه فیلمنامه است)، موافقت نکند. این حداقل انتظاری است که از وزارت ارشاد در شرایط فعلی -خلاء قانونی در برخورد با این متخلفین- می رود. علاوه بر دستگاه های مربوطه باید وزارت ارشاد هم جلو عده ای سودجو که از این خلاء قانونی بهره می برند، برخورد کند”.

No responses yet

Jun 01 2016

حجت الاسهال شجونی: ای کاش هر۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند/ اصلاح‌طلبان چه رای آورده باشند و چه نیاورده باشند «منفور» مردمند!

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

شفاف: اصلاح‌طلبان چه رای آورده باشند و چه نیاورده باشند «منفور» مردم هستند!در انتخابات هفتم اسفند نوعی ترفند صورت گرفته که باید مورد بررسی قرار بگیرد. اصلاح‌طلبان در مجالس سوم و ششم ماهیت خود را نشان داده‌اند و همه مردم به نیت آنها پی برده اند.
ای کاش هر۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند/ اصلاح‌طلبان چه رای آورده باشند و چه نیاورده باشند «منفور» مردمند!

گروه سیاست شفاف: حجت الاسلام جعفر جوادشجونی عضو جامعه روحانیت مبارز تهران است. او بنابه گفته خود، از همراهان نواب صفوی در دوران مبارزه با نظام پهلوی بوده است. وی پس از انقلاب مسئول اداره کاخ شمس پهلوی و نماینده کرج در اولین دوره مجلس شورای اسلامی و به گفته خودش از بازجویان زندان اوین بوده است. در دوران دولت اول محمود احمدی‌نژاد از حامیان وی به شمار می‌رفت. او سابقا رئیس جامعه وعاظ تهران بود که منجر به انشعاب جامعه وعاظ ولایی شد. شیخ جعفر شجونی درباره انتخاب رئیس مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی با «آرمان» گفت و گو کرده وتحلیل‌های جالبی داشته که متن آن را می‌خوانید:

آیت‌ا… جنتی در حالی که به عنوان نفر شانزدهم تهران وارد مجلس خبرگان شدند در نهایت به ریاست این مجلس نیز انتخاب شدند. به نظر شما انتخاب آیت‌ا… جنتی به ریاست خبرگان رهبری چه پیامدهایی برای این مجلس به همراه خواهد داشت؟

روحیه انقلابی گری،تجربه و کاربلدی آیت‌ا… جنتی را هیچ کدام از اعضای مجلس خبرگان ندارند. این از بازی‌های روزگار بوده که ایشان در انتخابات نفر آخر شدند.در بازی‌های روزگار انسان‌های صفر کیلومتر ممکن است جلو بیفتند و در مقابل انسان‌های باتجربه عقب بیفتند و یا از صحنه خارج شوند. قرار گرفتن آیت‌ا… جنتی در نفر آخر انتخابات یک واقعیت است اما حقیقت نیست.در انتخابات رئیس مجلس خبرگان آیت‌ا… امینی هم حضور داشتند. با این وجود آیت‌ا… جنتی با ایشان قابل مقایسه نیست و به همین دلیل نیز اعضای مجلس خبرگان آیت‌ا… جنتی را به ریاست مجلس انتخاب کردند.همین که عناصر ضد انقلاب و رسانه‌های بیگانه علیه آیت‌ا… جنتی هجمه می‌کنند بیانگر تاثیرگذاری ایشان در فضای سیاسی کشور است.

به نظر شما چرا آیت‌ا… هاشمی خود را کاندیدای ریاست مجلس خبرگان نکرد؟

آقای هاشمی چون از قبل به این مساله آگاهی داشتند که برای ریاست خبرگان رای نمی‌آورند کاندیدا نشدند. ایشان انقلابی بوده اما برخی اعضای خانواده ایشان اقداماتی انجام داده‌اند که به ضرر آقای هاشمی تمام شده است.

نبود آیت‌ا… یزدی و مصباح یزدی در مجلس خبرگان چه تاثیری بر رویکرد اصولگرایان خواهد داشت؟

در انتخابات مجلس خبرگان «معرفه ها» رای نیاوردند بلکه«نکره ها» رای آوردند.از سوی دیگر در انتخابات مجلس نیز افرادی مانند آقای حدادعادل رای نیاوردند و به جای ایشان چند دختر مجهول الهویه که هیچ کس آنها را نمی‌شناسد رای آوردند و وارد مجلس شورای اسلامی شدند!! به نظرمن رای نیاوردن اصولگرایان در تهران با نوعی «ترفند انتخاباتی» همراه بوده است.با این وجود اصولگرایان خویشتن داری کردند و نسبت به ترفند‌های انتخاباتی صورت گرفته در انتخابات هفتم اسفند اظهار نظر نکردند.این در حالی است که اصلاح‌طلبان در سال ۸۸نسبت به نتیجه انتخابات اعتراض کردند و به خیابان‌ها ریختند.

دلیل شکست اصولگرایان در تهران در انتخابات هفتم اسفند چه بود؟حضور جبهه پایداری در لیست اصولگرایان چه نقشی در این زمینه داشت؟

من جریانی به نام جریان پایداری را نمی‌شناسم. اگر منظور شما افرادی است که در مجلس نهم حضور داشتند باید عنوان کنم این افراد هم جزئی از جریان اصولگرا هستند.اصولگرایان زمانی ضربه خوردند که برخی مانند آقای ولایتی با آیت‌ا… مهدوی کنی پیمان بستند اما پیمان‌شکنی کردند و منافع فردی را به منافع جریانی ترجیح دادند.جریان اصلی سیاسی کشور جریان اصولگرایی است و بقیه جریان‌ها مانند اصلاح‌طلبی معنا و مفهومی ندارد. پس از سال‌ها هنوز برای من مشخص نشده که اصلاح‌طلبان قصد دارند چه چیزی را اصلاح کنند.پس از رحلت حضرت محمد(ص) هر کسی به پادشاهی در یکی از ممالک اسلامی می‌رسید عنوان می‌کرد قصد دارد راه پیامبر اسلام را ادامه بدهد اما در واقعیت به دنبال قدرت و منافع شخصی خود بود. کار به جایی رسیده بود که قذافی هم عنوان می‌کرد من قصد دارم حکومت حضرت علی(ع) را زنده کنم. البته قذافی چهار بار بنده را برای جشن استقلال لیبی دعوت کرد که اتفاقات خاصی نیز در این سفرها برای بنده رخ داد.

جزئیات دیدار شما با قذافی چه بود؟ چه برداشتی از شخصیت وی پیدا کردید؟

یکی از سخنان صحیح محمد رضا شاه پهلوی این بود که می‌گفت:«قذافی دیوانه است». قذافی ما را به خانه خود برد و از ما پذیرایی کرد. او ما را نگه داشت تا غروب شود و خودش به عنوان پیش نماز بایستد. من که به نیت وی پی برده بودم قصد داشتم پیش‌نماز بایستم که افراد وی مانع کار من شدند و عنوان کردند قذافی قرار است پیش‌نماز بایستد. درباره امام موسی‌صدر از قذافی پرسیدم. او در پاسخ من گفت:امام موسی صدر هنگامی که از لیبی خارج شد، دچار حادثه شده و این مساله هیچ ارتباطی با دولت وی ندارد.

برخی از اصلاح‌طلبان خود را پیروز انتخابات هفتم اسفند می‌دانند.به نظر شما در انتخابات هفتم اسفند اصلاح‌طلبان پیروز شدند؟

اصلاح‌طلبان چه رای آورده باشند و چه نیاورده باشند «منفور» مردم هستند!در انتخابات هفتم اسفند نوعی ترفند صورت گرفته که باید مورد بررسی قرار بگیرد. اصلاح‌طلبان در مجالس سوم و ششم ماهیت خود را نشان داده‌اند و همه مردم به نیت آنها پی برده اند. بنده در گذشته با برخی از اعضای جبهه ملی و نهضت آزادی در زندان بودم. این افراد از روحانیت سوء استفاده می‌کردند اما در پشت پرده با محمد رضا شاه بده وبستان داشتند.در شرایط کنونی نیز اصلاح‌طلبان همین وضعیت را دارند. نکته جالب این است که حتی یک نفر از اصلاح‌طلبان نه شهید شده اند و نه ترور شده اند!! در نتیجه اصلاح‌طلبان حتما بده و بستانی داشته‌اند که کسی از بین آنها ترور نشده است.بنده خودم بارها بوی ترور را استشمام کرده ام. من یکی از افرادی بودم که در لیست ترور منافقین قرار داشتم اما جان سالم به در بردم.

مردم در انتخابات هفتم اسفند بیش از ۱۰۰ نماینده اصلاح‌طلب به مجلس فرستاده اند. نظر شما درباره عملکرد مردم دراین باره چیست؟

فتنه رای آوری اصلاح‌طلبان درهفتم اسفند نیز مانند فتنه۸۸ در تهران اتفاق افتاده است.این در حالی است که در شهرستان‌های دیگر مردم به اصولگرایان رای داده اند و در سراسر کشور منتخبان اصولگرا بیشتر از اصلاح‌طلبان است.البته به نظر می‌رسد اصلاح‌طلبان خوش خیم وارد مجلس دهم شده اند.با این وجود زد وبندهای پشت پرده که در تهران وجود دارد در شهرستان‌های دیگر کشور وجود ندارد.

نظر شما درباره ریاست علی لاریجانی برمجلس و رقابت وی و محمد رضا عارف چیست؟

لاریجانی از هر نظر از عارف با تجربه تر است.بنده برای خانواده آقای لاریجانی احترام خاصی قائل هستم. عارف معاون اول رئیس دولت اصلاحات بوده که وضعیت مشخصی دارد و در فتنه ۸۸نقش بارزی ایفا کرد!!

در مجلس دهم تعداد نمایندگان زن از همه مجالس بیشتر شده است که همگی نیز به جریان اصلاحات تعلق دارند. ارزیابی شما از این مساله چیست؟

من هیچ گونه اعتقادی به اصلاح‌طلبان مرد ندارم چه برسد به اصلاح‌طلبان زن.ای کاش هر ۲۹۰ نماینده مجلس زن بودند و قصد داشتند به کشور خدمت کنند. برخی از زنان که در گذشته در مجلس حضور داشتند پس از مدتی سر از کشورهای خارجی درآوردند و در آنجا کشف حجاب کردند.در نتیجه زنانی که وارد مجلس دهم شدند باشد شأن وجایگاه خود را حفظ کنند.

دونالد ترامپ به صراحت در مبارزات انتخاباتی خود علیه ایران صحبت می‌کند. به نظر شما در صورتی که وی به ریاست جمهوری آمریکا برسد چه چالش هایی بین آمریکا و ایران به وجود خواهد آمد؟

حضرت امام(ره) فرمودند:«آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند». به نظر من هنوز هم جمله حضرت امام(ره) کاربرد دارد و آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند.ترامپ هم هیچ غلطی نمی‌تواند بکند. در شرایط کنونی ایران در زیر دریا موشک دارد که اگر ترامپ اقدامات تنش آفرینی انجام بدهد با همین موشک‌ها وی را از بین خواهیم برد.

برخی از ابتدای دولت آقای روحانی تلاش کردند دولت ایشان یک‌دوره‌ای باشد و در چهار سال دیگر ادامه پیدا نکند. به نظر شما آقای روحانی موفق می‌شود؟

همه ما باید تلاش کنیم حسن روحانی اولین رئیس جمهور چهارساله ایران باشد و نتواند دوباره به ریاست جمهوری دست پیدا کند.در شرایط کنونی حسن روحانی رئیس جمهور کشور نیست و بلکه معاون اول هاشمی رفسنجانی است!!!

درصورتی که احمدی‌نژاد قصد داشته باشد به قدرت بازگردد شما از وی حمایت می‌کنید؟

من چهار سال اول دولت احمدی‌نژاد از وی حمایت می‌کردم اما در چهار سال دوم به دلیل حواشی زیادی که دولت وی برای کشور به وجود آورد از وی فاصله گرفتم و حمایت نکردم.من نوکر احمدی‌نژاد نیستم که به وی رای بدهم.احمدی‌نژاد در هشت سالی که رئیس جمهور بود حتی یک بار هم نامی از اصولگرایان نبرد. وی حتی حاضر نبود به دیدار مراجع تقلید قم برود.

No responses yet

Jun 01 2016

شلاق خوردن کارگران معدن طلای آق دره/ برکناری مدیر کل کار آذربایجان غربی

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,حقوق بشر,سیاسی

عصرایران: این کارگران به ارتکاب ممانعت و بازداشت مردم از کسب و کار با هیاهو و جنجال متهم شده بودند.
مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان غربی به دلیل آنچه که بی‌اطلاعی از اجرای حکم مجازات شلاق کارگران معدن طلای آق دره عنوان شده است؛ با حکم وزیر کار از سمت خود برکنار شد.

به گزارش عصر ایران به نقل از ایلنا، حکایت تلخ کارگران معدن طلای آق دره و پرونده قضایی شان حالا به پایتخت رسیده است . 17 کارگر این معدن اواخر اردیبهشت ماه بود که حکم قضایی شان اجرا شد. متهمان این پرونده به تحمل مجازات تعزیری حبس، پرداخت جزای نقدی و تحمل ضربات شلاق محکوم شده بودند اما با اعلام گذشت شاکی و استفاده از فرصت عفو مقام قضایی، مجازات حبس تمامی کارگران مورد نظر لغو شد و مجازات پرداخت جزای نقدی و تحمل ضربات شلاق در مورد هرکدام از متهمان به اجرا درآمد.

«وحید یاری» که در جریان رسیدگی قضایی به پرونده‌ای این ۱۷ کارگر وکالت آنها را برعهده داشته است، گفت: این کارگران بر اساس دو پرونده‌ قضایی که به صورت جداگانه علیه آنها تشکیل شده بود، به ترتیب در شعبه 101 دادگاه کیفری در شهر تکاب و شعبه 10 تجدید نظر استان آذربایجان غربی محاکمه شدند.

این وکیل دادگستری ادامه داد: در پرونده نخست که بصورت مشترک با شکایت شرکت پویا زرکان در مقام کارفرما و یکی از نگهبانان شرکت علیه هشت نفر از کارگران فصلی معدن تشکیل شده بود این هشت نفر به اتهام «ممانعت و بازداشتن مردم از انجام کسب و کار با ایجاد هیاهو و جنجال»، «توهین به نگهبان شرکت»، «تخریب لباس و توقیف غیر قانونی نگهبان» و «تخریب عمدی تابلوی شرکت» مورد محاکمه قرار گرفتند و براساس رای دادگاه بدوی تمامی این افراد مجرم شناخته شدند.

این وکیل دادگستری همچنین در مورد پرونده دومی که علیه 9 نفر از کارگران فصلی معدن طلای آق‌دره تشکیل شده بود، گفت: در این پرونده کارگران یاد شده به ارتکاب «ممانعت و بازداشت مردم از کسب و کار با هیاهو و جنجال متهم شده بودند که در نهایت همگی از سوی دادگاه مجرم شناخته شدند.

پرونده این کارگران اگرچه در دستگاه قضایی مختومه شده اما اکنون این پرونده در وزارت کار و مجلس گشوده شده است. پرونده ای که به دی ماه سال 93 بر می گردد. شرکت پویا زرکان به عنوان پیمانکار اصلی معدن طلای آق‌ دره ۳۵۰ نفر از کارگران فصلی این معدن را به دلیل تمام شدن مدت قرارداد کاریشان تعدیل کرد. در اعتراض به این اقدام کارفرما، تجمع گسترده‌ای از سوی کارگران اخراجی در مقابل نگهبانی معدن صورت گرفت که در نتیجه برخورد عوامل نگهبانی با معترضین، حوالی ساعت ۸ شب روز ششم دی ماه سال ۹۳ یکی از کارگران که تحت فشار روحی وارده شده قرار داشت در اعتراض به از دست دادن شغلش اقدام به خود کشی کرد. در آن زمان دستگاه قضایی با شکایت کارفرمابه اتهام ایجاد اغتشاش علیه حدود ۱۷ نفر از کارگران اعلام جرم کرد.

خبرگزاری ایلنا امروز گزارش داد که «رضا نقی‌زاده» مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان غربی به دلیل آنچه که بی‌اطلاعی از اجرای حکم مجازات شلاق کارگران معدن طلای آق دره عنوان شده است؛ با حکم وزیر کار از سمت خود برکنار شد.

یک مقام مطلع در وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی با اعلام این خبر گفت: با حکم «علی ربیعی» وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی از امروز چهارشنبه (12 خردادماه) مدیرکل تعاون، کار و رفاه اجتماعی استان آذربایجان غربی پس از گذشت نزدیک به دو سال نیم از این سمت برکنار شده و به زودی شخص جدیدی به این سمت منصوب می‌شود. از سوی دیگر علیرضا محجوب نماینده مجلس نیز در صفحه اینستا گرام خود اعلام کرد این موضوع را در مجلس پیگیری خواهد کرد.

فرایند رسیدگی به این پرونده از همان ابتدا در مراجع حقوقی محل و اختلاف بود

«علیرضا مقدم»، کارشناس حقوقی و وکیل دادگستری در ارتباط با اجرای حکم شلاق برای کارگران معدن طلای آق دره گفت: ورود قوه قضاییه و دادگاههای کیفری به حوزه روابط کار به هیچ وجه صحیح و قانونی نیست.

وی ادامه داد: گرچه قوه قضاییه علیه این کارگران اعلام جرم کرده اما باید گفت اگر براساس مناسبات روابط کار مشکلات حل می شد، بسیار بهتر بود و تبعات منفی کمتری داشت.

مقدم با بیان این مطلب که با امنیتی کردن محیط کار، مشکلات فعلی حل نمی شود افزود: در قانون کار چگونگی مناسبات کارگر و کارفرما به طور دقیق تعیین شده و بنابراین براساس این سند قانونی که تنها مرجع قابل استناد در این حیطه است، اختلافات حوزه روابط کار باید در چهارچوب سه جانبه گرایی و از طریق نهادهای مرتبط در وزارت کار حل شود.

این وکیل دادگستری در ادامه گفت: در بحث تعیین مجازات دو مساله مطرح می‌شود، یکی بحث هدف از مجازات و دیگری نیت متهم.

کامبیز نوروزی حقوقدان نیز گفت: با توجه به مشکلات معیشتی کارگران و حساسیت افکار عمومی مجموعه دولت و قوه قضایی باید در نحوه مواجهه با اعتراضات کارگری وسواس بیشتری به خرج بدهند.

وی با تاکید بر اینکه نباید مشکلات صنفی کارگران را در محاکم قضایی مطرح کرد، اظهار داشت: محاکم قضایی که با شکایت احتمالی کارفرما مسئول رسیدگی به چنین اتهاماتی می‌شوند؛ لازم است تا باتوجه به شرایط و حساسیت‌های حاکم بر مناسابات کارگری به شکایت‌های مطروحه رسیدگی کنند.

No responses yet

Jun 01 2016

اصغر فرهادی: برخی دنبال بهانه می‌گردند تا برایم حاشیه‌سازی کنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,سانسور,سیاسی,هنر

رادیوفردا: اصغر فرهادی در نشست مطبوعاتی فیلمش در ایران با اعلام اینکه «کسانی که دنبال حاشیه‌سازی برای من هستند به دنبال بهانه‌ای می‌گردند»، گفت که نگاه جشنواره‌های خارجی به سینمای ایران، از جنس «سیاه‌نمایی» نیست. ‌

اولین نشست مطبوعاتی فیلم سینمایی «فروشنده» پس از نمایش موفقیت‌آمیز در جشنواره کن، شامگاه دوشنبه ۱۰ خرداد با حضور اصغر فرهادی، ترانه علیدوستی و شهاب حسینی برگزار شد.

در این جلسه مواردی مانند «سیاه‌نمایی در سینمای ایران»، «مشارکت قطر‌ها در ساخت فروشنده» و «برخی ملاحظات در جشنواره کن» توسط اصغر فرهادی و دوبازیگر فیلمش مطرح و درباره آنها صحبت شد.

آقای فرهادی درباره برخی انتقادات مطرح شده پس از دریافت جوایز فیلم در کن، اعلام کرد: «اگر کسی از این جایزه شرمسار است به اختیار خود می‌تواند شرمسار باشد، در غیر این صورت می‌تواند مفتخر باشد.»

این کارگردان برنده اسکار سینمای ایران در ادامه افزود: «آدم‌ها می‌توانند از موفقیت‌های من حرص بخورند و اگر قرار است این اتفاق بیفتد، پس باید حالا حالاها حرص بخورند چون قصد ندارم فیلم بد بسازم.»

«سیاه‌نمایی؛ چنین نگاهی در جشنواره‌ها به ایران وجود ندارد»

بخش ابتدایی نشست عوامل فیلم «فروشنده» با خبرنگاران به بحث در مورد اتهام «سیاه‌نمایی» به برخی از آثار سینمای ایران اختصاص داشت.

اصغر فرهادی در این‌باره گفت: «آن‌هایی که واژه سیاه‌نمایی را آگاهانه درباره فیلم‌های من مطرح می‌کنند قصد دیگری دارند اما به آنهایی که ناآگاهانه آن را می‌گویند، تأکید می‌کنم که در جشنواره‌های خارجی اصلاً چنین نگاهی به فیلم‌های ایرانی وجود ندارد.»

کارگردان فیلم «فروشنده» در ادامه اعلام کرد: «من به تمام جشنواره‌های دنیا نرفته‌ام و همه‌ فیلم‌های ایرانی را هم که در آن‌ها به نمایش درمی‌آید ندیده‌ام، اما شاید برای آنکه بتوانم مفهوم سیاه‌نمایی را که نسبت به فیلم‌هایم مطرح می‌شود واضح‌تر بگویم، باید مثالی بزنم.»

او در ادامه با ذکر مثالی درباره برداشت سیاه‌نمایانه‌ای که از برخی فیلم‌ها می‌شود، گفت: «فکر کنم تمام کسانی که در این سالن حضور دارند، درباره فیلم گاو اتفاق‌نظر دارند که سینمای ما مدیون آن است؛ فرض کنید آقای مهرجویی این فیلم را امروز می‌ساخت و به جشنواره‌ها هم می‌رفت و جایزه هم می‌گرفت، آیا این فیلم بد بود؟ آیا سیاه‌نما بود؟»

اصغر فرهادی در ادامه افزود: «در فیلم های من از “درباره الی” تا بقیه‌ آثارم، نقش‌ها همه تحصیلکرده و دارای زندگی‌هایی هستند که ممکن است برخلاف تصور عموم باشد؛ بنابراین به نظرم بعضی افراد که این مطالب را می‌گویند قصدشان چیز دیگری است.»

​​

«اینکه دختر یا پادشاه قطر برای فیلم ما سرمایه‌گذاری کرده، ‌خنده‌دار است»

پیش از آغاز جشنواره کن و همچنین در روزهای برگزاری آن، صحبت‌هایی مبنی بر سرما‌یه‌گذاری قطری‌ها در فیلم «فروشنده» مطرح شد که با انتقاد برخی رسانه‌ها همراه بود.

در جلسه مطبوعاتی این فیلم، ترانه علیدوستی درباره‌ سرمایه‌گذاری قطر در ساخت فیلم «فروشنده» گفت: «وقتی این مباحث مطرح می‌شود به مشکل برمی‌خورم؛ فارغ از بحث فیلم، دوستان خبرنگار، جلودار ادبیات مردم هستند و مسئولیت بسیار سنگینی دارند پس مهم است که ادبیات نژادپرستانه در مطالب و نگاه شما نباشد.»

این بازیگر تاکید کرد: «مردم، درست پرسیدن و درست مطرح کردن مسائل را از شما می‌آموزند.»

بازیگر فیلم «شهرزیبا» در ادامه گفت: «فیلم فروشنده پخش‌کننده خارجی دارد و اگر کمکی گرفته باشد فقط نباید نژاد آن کمک‌کننده را ببینید؛ رسانه‌هایی که هر اتفاق هنری را به فرصتی برای تکرار این اشتباهات تبدیل می‌کنند، عملکرد درستی ندارند.»

در ادامه اصغر فرهادی هم به ارائه توضیحاتی درباره سرمایه‌گذاری یک شرکت قطری درباره فیلمش پرداخت و گفت: «می‌دانستم فاصله‌ ساخت فیلم تا اکران آن در ایران، کسانی که دنبال حاشیه سازی برای من هستند به دنبال بهانه‌ای می‌گردند؛ این که گفته می‌شود دختر یا پادشاه قطر برای فیلم ما سرمایه‌گذاری کرده باعث خنده است.»

آقای فرهادی افزود:«شرکت ممنتو، تهیه‌کننده‌ کار قبلی و بعد‌ی‌ام پیشنهاد تهیه‌کنندگی مشترک را داد و اواسط فیلمبرداری این تصمیم قطعی شد؛ اما بعد از ساخت فیلم در تیتراژ متوجه شدم از چند شرکت تشکر شده و یکی از این موسسات هم همان موسسه قطری بود که نامش در تیتراژ وجود دارد و موضوع پنهانی نیست.»

به گفته اصغر فرهادی، «فستیوال دوحه قطر هر سال به یک سری از فیلم‌های در حال ساخت مبلغ ناچیزی به عنوان کمک پرداخت می‌کند و در فیلم فروشنده هم، همین اتفاق افتاده است.»

کارگردان فیلم «جدایی نادر از سیمین» در ادامه با اعلام اینکه «مبلغ مشارکت آن‌ها کمتر از ۱۰ درصد هزینه‌های ساخت فیلم است»، گفت: «ناگهان این مساله در خبرها تبدیل شد به اینکه این شرکت برای فیلم ما سرمایه‌گذاری کرده و تهیه کننده فیلم است که اگر اینطور بود نامشان حتماً در تیتراژ به همین عنوان می‌آمد.»

او تاکید کرد: «ضمنا ناگهان عنوان فستیوال دوحه قطر به امیر قطر تبدیل شد، که اولین واکنش خودشان نسبت به این مسئله خنده‌ دسته‌جمعی بود.»

اصغر فرهادی همچنین در مورد حضور مدیر اجرایی فستیوال دوحه در فرش قرمز فیلم فرشنده گفت: «در فستیوال کن همه از روی فرش قرمز عبور می‌کنند و عکس می‌گیرند؛ خانمی که مدیر اجرایی فستیوال قطر هست هم با همین عنوان روی فرش قرمز آمد.»

این کارگردان تاکید کرد: «می‌دانم که این توضیحات باعث نمی‌شود این داستان تمام شود چون عده‌ای جایی را پیدا کرده‌اند که این داستان را ادامه بدهند و به هر حال قرار نیست همیشه همه چیز گل و بلبل باشد.»

​​

«وقتی با آنها دست نمی‌دهیم، به دل نمی‌گیرند»

وجود برخی ملاحظات در جشنواره کن، پخش صدای شجریان در مراسم فرش قرمز و اشاره حضور فیلمی از گلشیفته فراهانی در کن، از دیگر موارد مطرح شده در این نشست مطبوعاتی بود.

ترانه علیدوستی در پاسخ به این پرسش که آیا بابت حضورش به عنوان یک زن سینماگر ایرانی در جشنواره بین‌المللی نگرانی نداشته است، گفت: «خیلی نگرانی نداشته‌ام؛ از جشنواره‌های بین‌المللی تجربه نسبی دارم و آن‌ها هم عذر ما را می‌دانند و خیلی هم احترام می‌گذارند. وقتی با آن ها دست نمی‌دهیم به دل نمی‌گیرند.»

همچنین اصغر فرهادی در مورد پخش تصنیف «دلشدگان» با صدای محمدرضا شجریان در مراسم فرش قرمز فیلمش گفت: «احساسی‌ترین لحظه برایم حضور روی فرش قرمز و پخش صدای استاد شجریان بود که به درخواست خودم انجام شد؛ معمولاً موسیقی فیلم‌ها روی فرش قرمز پخش می‌شود اما من دوست داشتم موسیقی استاد شجریان پخش شود.»

در این جلسه از ترانه علیدوستی پرسیده شد که «اگر گلشیفته فراهانی هم برای بازی‌اش در فیلم جیم جارموش جایزه می‌گرفت آیا باز هم خوشحال می‌شدید»، که این بازیگر پاسخ داد: «روزی که ما به کن رفتیم، گروه گلشیفته از آن جا رفته بود و متأسفانه نتوانستم او را ببینم، اما اگر جایزه می‌گرفت همین‌قدر خوشحال می‌شدم.»

خانم علیدوستی تاکید کرد: «ما با هم مدرسه می‌رفتیم و پیش از این که بازیگر شویم، دوست دوران بچگی هم بودیم و هیچ چیز در جهان این موضوع را عوض نمی‌کند.»

فیلم سینمایی «فروشنده» چندی پیش در شصت و نهمین جشنواره فیلم کن به نمایش درآمد و دوجایزه بهترین فیلمنامه و بهترین بازیگر مرد را دریافت کرد.

این فیلم به زودی علاوه بر ایران، در اروپا و آمریکا هم اکران عمومی خواهد شد.

No responses yet

Jun 01 2016

قطع برق بیمارستان امام رضا (ع) مشهد به علت بدهی(به درک این هم پول را خاندان طبسی و شرکا بالا نکشن!)

نوشته: خُسن آقا در بخش: اقتصادی,سیاسی

ایرنا: مشهد- ایرنا- برق بیمارستان امام رضا (ع)، بزرگترین مرکز درمانی کلانشهر مشهد، صبح امروز توسط اداره توزیع برق به علت بدهی قطع شد.

به گزارش ایرنا مسئول روابط عمومی بیمارستان امام رضا (ع) مشهد گفت: حوالی ساعت 10:30 امروز به یکباره برق چند بخش بیمارستان امام رضا (ع) شامل بخش های طب سوزنی، طب سنتی، لیزر، پوست و ساختمان اداری قطع شد.
جواد باغستانی افزود: علت این اقدام اداره توزیع برق منطقه 8 مشهد، پرداخت نکردن بدهی برق عنوان شده و حال آنکه قبض ارسالی برای بیمارستان اشتباه صادر شده است.
وی بیان کرد: برق مراکز درمانی به فرض اینکه بدهی داشته باشند، نباید قطع شود، چرا که تبعات فراوانی برای بیماران در پی دارد.
معاون فروش خدمات مشترکان شرکت توزیع برق مشهد در این خصوص گفت: علت قطع برق ساختمان اداری و چند بخش بیمارستان امام رضا (ع) مشهد مشکل مالی و عدم پرداخت بدهی این بیمارستان است.
حمیدرضا داودی افزود: از دی ماه سال گذشته قبض برق بیمارستان امام رضا (ع) مشهد پرداخت نشده و تاکنون بدهی این مرکز به حدود یک میلیارد ریال رسیده است.
وی بیان کرد: ما برق بخش های درمانی را قطع نکردیم و برق ساختمان اداری را قطع کرده ایم و قبل از قطع هم تذکر داده ایم و مسائل مطرح شده پیرامون قطع برق بخش های درمانی بزرگنمایی بیش نیست.
وی خاطرنشان کرد: با تماس های حاصله هم اکنون برق بیمارستان امام رضا (ع) وصل شده و مدت این قطعی کمتر از یک ساعت بوده است.
بیمارستان امام رضا (ع) مشهد با یک هزار تخت فعال، بزرگترین بیمارستان آموزشی دانشگاه علوم پزشکی مشهد است.
این بیمارستان از سال 1313 در فضایی به مساحت 280 هزار متر مربع دائر شده است.
5132/3027

No responses yet

Jun 01 2016

مینو خالقی با دستور آیت‌الله خامنه‌ای «از ورود به مجلس بازماند»

نوشته: خُسن آقا در بخش: انتخاباتی,درگیری جناحی,سیاسی,ملای حیله‌گر

رادیوفردا: یک نماینده مجلس شورای اسلامی روز سه‌شنبه ۱۱ خرداد خبر داد که پرونده مینو خالقی، منتخب سوم مردم اصفهان، با دستور رهبر جمهوری اسلامی ایران بسته شده و وی از ورود به مجلس باز مانده است.

محمد جواد فتحی، نماینده تهران در مجلس دهم، گفته است که تصمیم نهایی را آیت‌الله خامنه‌ای با توجه به نظر هیات حل اختلاف بین قوا اتخاذ و به ریاست مجلس ابلاغ کرده است.

وی در گفت‌وگو با خبرگزاری ایلنا افزوده است: «پیرو بحثی که در شعبه ۲ در خصوص طرح اعتبارنامه خانم خالقی مطرح کرده‌ بودم، دیروز با دکتر لاریجانی دیداری داشتم و خدمت رییس مجلس عرض کردم که باتوجه به استنادها و ادله حقوقی، این اعتبارنامه باید در اختیار مجلس قرار گیرد و از ایشان خواهش کردم که به‌ نوعی به شعبه دستور دهند که اعتبارنامه خانم خالقی هم مورد بررسی قرار بگیرد و به صحن بیاید».

بنا به اظهارات این نماینده مجلس، آقای لاریجانی به او گفته است که نظر نهایی اعلام شده و این مسئله از حیطه بررسی مجلس و سایر قوا خارج شده است.

آقای فتحی می‌گوید که آیت‌الله علی خامنه‌ای پس از درخواست علی لاریجانی، پرونده مینو خالقی را به هیات حل اختلاف قوا ارجاع داد «و این هیات نیز نظر شورای نگهبان را می‌پذیرد و در نهایت، رهبری این نظر را به مجلس ابلاغ می‌کنند».

شورای نگهبان پس از اعلام رسمی نتایج انتخابات اصفهان، آرای خانم خالقی را بدون ذکر دلیل باطل اعلام کرد. به دنبال مخالفت دولت با این تصمیم شورای نگهبان و اصرار طرفین بر مواضع‌شان، موضوع به هیات حل اختلاف بین سه قوا ارجاع شد که این هیات به نفع شورای نگهبان رای داد.

آقای فتحی در بخش دیگری از گفت‌وگویش با خبرگزاری ایلنا با اشاره به اینکه «پرونده مینو خالقی در شعبه دو بررسی اعتبارنامه‌ها بسته شده است»، در عین حال گفته است: «البته خانم خالقی می‌تواند موضوع را از طریق دیوان عدالت اداری و کمیسیون اصل نود پیگیری کند و موضوع بررسی اعتبارنامه خالقی با رسیدگی به درخواست استفساریه وزارت کشور توسط مجلس متفاوت است».

موضوع دیگری که در این پرونده محل اختلاف میان شورای نگهبان و وزارت کشور شده است، نحوه راهیابی جایگزین خانم خالقی به مجلس دهم است. وزارت کشور می‌گوید نفر ششم فهرست منتخبان که حد نصاب لازم را کسب کرده باید به مجلس معرفی شود.

علیرضا آجودانی منتخب ششم اصفهان نیز از نامزدهای اصلاح طلبان در انتخابات هفتم اسفند ۹۴ بود.

این در حالی است که شورای نگهبان از انتخاب جایگزین وی در انتخابات میان دوره‌ای سخن به میان آورده است که سال آینده همزمان با انتخابات ریاست جمهوری برگزار خواهد شد.

نمایندگان اصلاح‌طلب و هوادار دولت حسن روحانی امید داشتند که اعتبارنامه مینو خالقی از سوی وزارت کشور به مجلس ارائه شود تا نمایندگان در این زمینه تصمیم‌گیری کنند ولی با ابلاغ حکم رهبر ایران که در نظام جمهوری اسلامی از وی به عنوان «فصل الخطاب» نام می‌برند عملا راه برای ورود مجلس به این پرونده بسته شد.

اعضای هیات حل اختلاف میان قوا که از سوی آیت‌الله خامنه‌ای تعیین شده‌اند وابسته به جریان اصولگرا هستند که رقیب اصلی اصلاح‌طلبان در انتخابات مجلس بودند.

ریاست این هیات با محمود هاشمی شاهرودی است و دیگر اعضای آن را محمد حسن ابوترابی، نایب رییس مجلس نهم، مرتضی نبوی از چهره‌های اصولگرا و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، عباسعلی کدخدایی سخنگوی سابق شورای نگهبان و صمد موسوی خوشدل از مسئولین حقوقی دفتر رهبر جمهوری اسلامی تشکیل می‌دهند.

پیش از این علی مطهری نماینده تهران در مجلس از وزارت کشور خواسته بود تا اعتبارنامه خانم خالقی را صادر کند و تهدید کرده بود که در صورت ارسال نشدن اعتبارنامه وی به مجلس، وزیر کشور استیضاح خواهد شد.

در واکنش به این درخواست، عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور ایران گفت که هیات نظارت اصفهان و بعضی از اعضای هیات اجرایی اعتبارنامه خانم خالقی را امضا نمی‌کنند، بنابراین «اعتبارنامه‌ای وجود ندارد» تا وزارت کشور آن را به مجلس بفرستد.

No responses yet

May 31 2016

شمخانی: حضور نظامی ایران در سوریه بر اساس «وحی الهی به علی خامنه‌ای» است

نوشته: خُسن آقا در بخش: سیاسی

سحام: علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، در نشستی در تهران درباره‌ی «اندیشه‌های دفاعی» آیت‌الله خامنه‌ای گفت که «تهدید نظامی سنتی علیه جمهوری اسلامی ایران دیگر وجود خارجی ندارد و علت آن علاوه بر قدرت جمهوری اسلامی ایران، شکست مداخلات نظامی آمریکا در عراق و افغانستان و همچنین ناروشن بودن نتایج یک اقدام نظامی مشابه علیه ایران است.»

به گزارش «رادیو فرانسه » و به گفته‌ی علی شمخانی تهدیدهای امنیتی علیه جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر بیشتر از جانب گروه‌های جهادی و در جنگ‌های نیابتی منطقه است که بارزترین نمونه‌های‌شان جنگ‌های سوریه، یمن و عراق در حال حاضر هستند.

شمخانی از حضور نظامی ایران در عراق و سوریه با عناوین «دفاع از حرم حضرت زینب و مردم مظلوم فلسطین» یاد کرد و افزود: این حضور نظامی، «تصمیم دفاعی و امنیتی درستی است که از سوی آیت الله خامنه‌ای گرفته شده است.» وی در بخش دیگری از سخنانش تأکید ادعا کرده که «کلیه تصمیمات رهبر جمهوری اسلامی مبتنی بر وحی الهی است!»

به گزارش «سحام»، این نخستین اظهار نظر یک مقام ارشد بلندپایه نظامی در ایران درباره «حضور نظامی ایران در سوریه، عراق و یمن» است، مقام‌های جمهوری اسلامی تا کنون حضور نظامی ایران در کشورهای عراق، سوریه و یمن را «حضوری مستشاری» می‌دانستند، اما حالا علی شمخانی این حضور را «حضوری نظامی بر اساس وحی الهی به علی خامنه‌ای» نامیده است!

No responses yet

May 31 2016

پرونده: آیا مسئولان عربستان در ۱۱ سپتامبر دست داشته‌اند؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,تروریزم,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: در ارتباط با عربستان سعودی، اتفاق جدیدی در سطح افکار عمومی غرب در حال وقوع است. در ماه های اخیر، در رسانه های غربی حجم بی سابقه ای از اطلاعات در مورد ارتباط اشخاص و نهادهای بانفوذ عربستان سعودی با حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ منتشر شده است.

این اطلاعات، در قالب صدها خبر، ده ها گزارش تحقیقی در نشریات اصلی آمریکا و اروپا و چند فیلم مستند خبرساز در شبکه های معتبر، در اختیار افکار عمومی قرار گرفته است.

در چنین فضایی بوده که به تازگی مجلس سنای آمریکا، علی رغم مخالفت کاخ سفید، طرحی را تصویب کرده که به خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر اجازه می دهد دولت عربستان سعودی را بر سر این حملات مورد پیگرد قرار دهند. البته این قانون، برای اجرایی شدن باید در مجلس نمایندگان هم، مانند مجلس سنا، به تصویب بیش از دو سوم نمایندگان برسد تا وتوی قابل انتظار رئیس جمهور آمریکا نتواند جلوی آن را بگیرد.

عربستان سعودی گزارش های رسانه ای حاکی از نقش این کشور در ۱۱ سپتامبر را نادرست می داند و دولت های آمریکا و بریتانیا نیز، اتهامات مطرح شده علیه مهم‌ترین متحد خود در جهان عرب را رد کرده اند. البته رد کنندگان این گزارش ها، عموما به صدور بیانیه های رسمی پرداخته و از بحث در مورد مستندات گزارش ها خودداری کرده اند.
ارتباط “خیریه” سعودی با عاملان ۱۱ سپتامبر

بودجه ‘کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین’، که با برخی از عوامل حملات ۱۱ سپتامبر ارتباط داشت، به طور رسمی از جانب دولت عربستان تامین می‌شد. مهم‌تر آنکه، رئیس این خیریه در زمان آن حملات، مهم‌تر آنکه رئیس این خیریه در زمان آن حملات، ‘سلمان بن عبدالعزیز آل سعود’ شاهزاده سعودی بود که اکنون تحت عنوان ‘ملک سلمان’ به مقام پادشاهی عربستان سعودی رسیده است

در ۲۲ مارس گذشته شبکه تلویزیونی بریتانیایی آی تی ی و به فاصله یک هفته، شبکه آمریکایی پی بی اس فیلم مستندی به نام “عربستان سعودی بدون نقاب” را در این دو کشور پخش کردند که برخی از موضوعات مطرح شده در آن، برای اولین بار رسانه ای می شد.

تهیه کنندگان مستند تاکید داشتند به مدارکی دولتی در ایالات متحده دست یافته اند که حکایت دارد از برخی بنگاه های “خیریه” مذهبی عربستان، برای حمایت مالی از “اقدامات تروریستی” استفاده شده است. یکی از این خیریه ها که نام آن، به گفته این مستند “مکررا” در اسناد دولتی ذکر شده، “کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین” مستقر در سارایوو پایتخت این کشور بوده که متهم است “تروریست ها را استخدام کرده و برای اقدامات آنها نوعی پوشش فراهم ساخته است”.

مدارک به دست آمده توسط وکلای قربانیان ۱۱ سپتامبر نشان می دهد که واشنگتن از “ارتباط مستقیم” کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی-هرزگوین با فعالیت های تروریستی آگاهی داشته، اما تنها بعداز ۱۱ سپتامبر علیه این کمیسیون اقدام کرده است.

دو هفته بعد از ۱۱ سپتامبر، نیروهای ویژه ناتو به دفتر کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین در سارایوو هجوم بردند و پس از آن ناتو رسما اعلام کرد که “شواهد حضور القاعده در بوسنی” وجود دارد.

یک افسر عالی رتبه که در حمله به دفتر کمیسیون مشارکت داشته، شهادت می دهد که در این دفتر، از جمله “هارد درایوی” کشف شده که حاوی نقشه های اماکن نظامی در واشنگتن، اطلاعاتی در مورد چگونگی نفوذ به ساختمان های وزارت امور خارجه آمریکا و تصاویر مرکز تجارت جهانی (برج های دوقلوی نیویورک) قبل و بعد از حمله ۱۱ سپتامبر بوده است.

مهمتر آنکه، طبق مدارک ارائه شده از سوی وکلای قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر که علیه دولت عربستان شکایت کرده اند، بودجه کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین، به طور رسمی از جانب دولت عربستان تامین می شده و مهم‌تر آنکه رئیس این خیریه در زمان آن حملات، “سلمان بن عبدالعزیز آل سعود” شاهزاده سعودی بود که اکنون تحت عنوان “ملک سلمان” به مقام پادشاهی عربستان سعودی رسیده است.

به شهادت یک افسر عالی رتبه ناتو که در حمله نیروهای این سازمان به دفتر ‘کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین’ بعد از ۱۱ سپتامبر مشارکت داشته، در این دفتر از جمله ‘هارد درایوی’ کشف شده که حاوی نقشه های اماکن نظامی در واشنگتن، اطلاعاتی در مورد چگونگی نفوذ به ساختمان های وزارت امور خارجه آمریکا و تصاویر مرکز تجارت جهانی (برج های دوقلوی نیویورک) قبل و بعد از ۱۱ سپتامبر بوده است

به گزارش رسانه های سعودی، پادشاه فعلی عربستان، یک سال قبل از حمله نیروهای ناتو به مرکز کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی-هرزگوین در سارایوو از آن بازدید کرده بود. البته مستند آی تی وی و پی بی اس تاکید دارد مدرکی وجود ندارد که اثبات کند وی از تمام فعالیت های کمیسیون اطلاع داشته است.

به هر ترتیب، گذشته از اقدامات مخفیانه خیریه هایی مانند کمیسیون عالی سعودی برای بوسنی – هرزگوین، یکی از وظایف علنی چنین مراکزی کمک به ترویج مذهب رسمی عربستان سعودی یعنی وهابیت بوده است. فعالیتی که تخمین زده می شود دولت عربستان از سال ۱۹۷۹ تاکنون، حداقل ۷۰ میلیارد دلار را خرج پی گیری آن در مناطق مختلف دنیا کرده است.

بخش مهم این فعالیت ترویجی، نه به عهده خیریه ها و موسسات غیردولتی، که مستقیما به عهده یکی از وزارتخانه های دولتی است. روزنامه ایندیپندنت، در گزارشی در ۲۴ آوریل به قلم سردبیر دیپلماتیک خود، توضیح می دهد که چگونه دولت عربستان سعودی در سال ۱۹۹۲، زیر فشار روحانیون ارشد وهابی “وزارتخانه امور اسلامی” را تأسیس کرد که هم اکنون در تمام سفارتخانه ها و کنسولگری های عربستان نماینده دارد.

این روزنامه بریتانیایی، ارتباط برخی مسئولان وزارتخانه امور اسلامی با عاملان حملات ۱۱ سپتامبر را، یکی از ادعاهای کلیدی خانوده های قربانیان این حملات علیه دولت عربستان معرفی می کند.

بخشی از مستند به نمایش در آمده از آی تی وی و پی بی اس، کتاب مدرسه ای یک کودک ۱۴ ساله سعودی را نشان می دهد که به گفته این مستند به خارج از این کشور، “از بریتانیا گرفته تا مناطق تحت کنترل داعش در سوریه” هم، صادر می شود.

کودک توضیح می دهد که در کتاب درسیش نوشته است: “تمام مسیحیان باید به مجازات مرگ برسند، تا آنجا که کسی از آنان باقی نماند. باید سر آنها قطع شود.” و اینکه: “شیعیان، کافر هستند. آنها باید به مجازات مرگ برسند. ما باید به نام اسلام با آنها بجنگیم.”

بخشی از مستند ‘عربستان سعودی بدون نقاب’ کتاب مدرسه ای یک کودک ۱۴ ساله سعودی را نشان می‌دهد که در آن نوشته: ‘تمام مسیحیان باید به مجازات مرگ برسند، تا آنجا که کسی از آنان باقی نماند. باید سر آنها قطع شود’ و اینکه: ‘شیعیان، کافر هستند. آنها باید به مجازات مرگ برسند. ما باید به نام اسلام با آنها بجنگیم.’ در بخشی از مستند ‘۲۸ صفحه’ نیز، جان لمن، عضو کمیته تحقیق کنگره آمریکا در مورد ۱۱ سپتامبر، می گوید: ‘این تصادفی نبود که ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربای ۱۱ سپتامبر شهروندان سعودی بودند؛ همه آنها به مدارس عربستان سعودی رفته بودند’

در پی تصویب طرح پیگرد عربستان بر سر ۱۱ سپتامبر در سنا، روز ۲۴ مه تد پو، رئیس کمیته فرعی تروریسم (از زیرمجموعه‌های کمیته روابط خارجی) در مجلس نمایندگان آمریکا اظهار داشت بعد از اعتراض‌های متعدد، عربستان سعودی گفته کتاب‌های درسی خبرساز خود را عوض کرده؛ هرچند به گفته او هنوز برخی مطالب نفرت پراکنانه در این کتاب ها وجود دارد.

در بخشی از مستند خبرساز دیگری به نام “۲۸ صفحه”، که از شبکه آمریکایی سی بی اس پخش شد، جان لمن، عضو کمیته تحقیق کنگره آمریکا در مورد ۱۱ سپتامبر، می گوید “این تصادفی نبود که ۱۵ نفر از ۱۹ هواپیماربای ۱۱ سپتامبر شهروندان سعودی بودند؛ همه آنها به مدارس عربستان سعودی رفته بودند.” (از میان این ۱۹ نفر، ۱۵ نفر سعودی، ۳ نفر اماراتی، ۱ نفر مصری و ۱ نفر لبنانی سنی بود).

در بخشی از مستند “عربستان سعودی بدون نقاب” نیز، علی احمد، مدیر انسیتیو امور خلیج (فارس) نکته مشابهی را در مورد حضور پر رنک اتباع سعودی در گروه های تکفیری مطرح می کند: “تعجبی ندارد که هزاران سعودی به داعش و گروه های تروریستی دیگر پیوسته اند. چون آنها در مدارس سعودی آموزش دیده اند.”

در واکنش به نمایش مستند اخیر در بریتانیا، دولت عربستان سعودی آن را “به شدت” رد کرده و افزوده است: “پادشاهی سعودی در خط مقدم تلاش های بین المللی برای مبارزه با تروریسم است و هر کس که تروریست ها را حمایت کند و به آنها پول دهد را تحت تعقیب می دهد.”

در پاسخی جداگانه به همین مستند، دولت بریتانیا هم اعلام کرده که “قضاوت نخست وزیر این است که داشتن روابط قوی با عربستان سعودی به ما کمک می کند که امنیت خود را تأمین کنیم” و افزوده: “ما نباید مشارکت عربستان در تأمین ثبات منطقه و از جمله حملات هوایی آن علیه داعش و اعلام مخالفت با ایدئولوژی مرگبار این گروه را فراموش کنیم.”
ارتباط دیپلمات سعودی با عاملان ۱۱ سپتامبر

مخارج عمر بیومی، حامی اصلی دو نفر از عاملان حملات ۱۱ سپتامبر در خاک آمریکا، از دولت عربستان و از طریق یک شرکت سعودی خدمات هواپیمایی تامین می شد. به گفته باب گراهام، یکی از دو رئیس گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در مورد این حملات، اف بی آی در فایل های اطلاعاتی خود قبل از این حملات، بیومی را یک ‘مامور مخفی’ عربستان معرفی کرده است

برنامه پرمخاطب “شصت دقیقه” شبکه سی بی اس آمریکا، ۱۰ آوریل گذشته گزارش مستندی را به نام “۲۸ صفحه” پخش کرد که بازتاب بسیار گسترده ای در فضای سیاسی – رسانه ای این کشور داشت. نام این مستند، به ۲۸ صفحه از گزارش مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در مورد حملات ۱۱ سپتامبر اشاره دارد که از انتشار آن جلوگیری شده است.

در بخشی از این مستند آمده “بسیاری از اطلاعات شگفت انگیز مورد اشاره در ۲۸ صفحه، در پانوشت ها و ضمایم گزارش ۱۱ سپتامبر مدفون شده” که عمدتا ” برای مردم معمولی قابل فهم نیستند”. این گزارش، در ادامه از برخی از این اطلاعات رمزگشایی کرده که مربوط به ارتباط چند مقام رسمی عربستان سعودی با دو نفر از عاملان حملات ۱۱ سپتامبر هستند.

به گفته سی بی اس، در ژانویه ۲۰۰۰، دو نفر از هواپیما ربایان ۱۱ سپتامبر خالد منظر و نواف حزمی بعد از شرکت در یک جلسه گروه القاعده در کوآلالامپور پایتخت مالزی و بدون دانستن زبان انگلیسی وارد لس آنجلس شده اند. با این حال، به کمک شهروندان بانفوذ عربستان به هر آنچه برای انجام عملیات خود نیاز داشته اند دسترسی پیدا کرده اند.

یکی از این اتباع سعودی، فهد ثمیری، یک دیپلمات شاغل در کنسولگری عربستان سعودی در لس آنجلس بوده که به داشتن عقاید افراطی شهرت داشته و در سال ۲۰۰۳ به خاطر شک های ایجاد شده در مورد ارتباطش با “فعالیت های تروریستی”، بعد از لغو مصونیت دیپلماتیک خود از آمریکا اخراج شده است. روزنامه ایندیپندنت، ثمیری را یک مسئول “وزارت امور اسلامی” عربستان معرفی می کند که وظیفه تبلیغات مذهبی در کشورهای دیگر را بر عهده دارد.

او در نخستین روزهای اقامت خالد منظر و نواف حزمی (هواپیماربایان آینده) در لس آنجلس، به آنها کمک کرده در مسجد “ملک فهد” (وابسته به عربستان) اسکان بیابند و سپس، زمینه ساز آشنایی آنها با عمر بیومی، مهم ترین حامی دو هواپیماربای ۱۱ سپتامبر در ماه های آینده شده است.

ایندیپندنت به سندی اشاره کرده که حکایت دارد که گواهی خلبانی غسان شربی، یک بمب ساز القاعده که در ماجرای ۱۱ سپتامبر دست داشته، در سال ۲۰۰۲ در سفارت عربستان سعودی در واشنگتن پیدا شده است. کشف این مدرک پس از آن بوده که شربی در پاکستان دستگیر شده و سپس، تحقیقاتی در مورد او به جریان افتاده که در جریان آن، ساختمان سفارت عربستان در واشنگتن هم مورد جستجو قرار گرفته است

ایندیپندنت، در گزارش تحقیقی مفصلی در ۲۴ آوریل، تاکید می کند که مخارج عمر بیومی در آمریکا، از دولت عربستان و از طریق یک شرکت سعودی خدمات هواپیمایی به نام دالاه الکو تامین می شده. به گفته باب گراهام، یکی از دو رئیس گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در مورد حملات ۱۱ سپتامبر ، اف بی آی در فایل های اطلاعاتی خود قبل از این حملات، بیومی را یک “مامور مخفی” عربستان معرفی کرده است.

به گفته سی بی اس، عمر بیومی (که مکالمات شنود شده او و ثمیری در ایالات متحده، حکایت از تماس مستمر آنها با یکدیگر داشته) اول فوریه ۲۰۰۰، برای دیدن فهد ثمیری به کنسولگری عربستان سعودی در لس آنجلس رفته و سپس در یک رستوران با دو هواپیما ربا ملاقات کرده و به گفته خودش “تصادفا” با آنها دوست شده است.

بیومی بعدا برای این دو نفر، در مجتمع مسکونی محل اقامت خود در سان دیگو آپارتمانی می یابد، مبلغ ودیعه اجاره شان را شخصاً می پردازد و به عنوان ضامن، اجاره نامه را هم امضا می کند. او سپس خالد منظر و نواف حزمی را به هم کیشانی معرفی می کند که به کمک آنها، در کلاس های خلبانی ثبت نام می کنند.

البته، سی بی اس این امکان را هم رد نمی کند که بیومی و ثمیری نمی دانسته اند که آن دو نفر در آینده می خواستند هواپیماربایی بکنند و صرفاً کوشیده اند به دو نفر هم مذهب کمک کنند.

به هر ترتیب، بیومی خالد منظر و نواف حزمی را به سرعت به امام مسجد سان دیگو، انور عولقی وصل می کند. این امام تندروی متولد آمریکا یک دهه بعد، به عنوان رئیس تبلیغات القاعده و عامل اصلی القاعده در یمن مشهور شد ونهایتاً در سال۲۰۱۱، در حمله یک هواپیما بدون سرنشین سیا کشته شد. عولقی، یک سال بعد از اینکه به رهبر معنوی هواپیمارباها تبدیل شد، در ژانویه ۲۰۰۱، سان دیگو را به مقصد ایالت ویرجینیا ترک کرد و چند ماه بعد، حزمی، منظر و سه هواپیماربای دیگر به او پیوستند.

وقتی که گزارش [کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر] می گوید که هیچ نشانه ای را نیافته که مقام های ارشد سعودی به طور فردی از القاعده حمایت مالی کرده باشند، یعنی به وضوح این امکان را مطرح کرده که مقام هایی که آنها را به عنوان مقام ارشد تلقی نکرده این کار را انجام داده باشند
شان کارتر وکیل خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر

گزارش ۲۴ آوریل ایندیپندنت، همچنین نام یک شهروند بانفوذ دیگر سعودی به نام اسامه بسنان را هم در ارتباط با دو هواپیما ربای معروف ۱۱ سپتامبر (خالد منظر و نواف حزمی) مطرح کرده است. به نوشته این روزنامه، ثابت شده اسامه بسنان شخصا حدود ۷۵ هزار دلار از شاهزاده حیفا بن سلطان همسر شاهزاده بندربن سلطان، سفیر وقت عربستان در آمریکا دریافت کرده که ظاهرا برای تأمین هزینه درمان همسر بسنان پرداخت شده اما بخشی از آن به عمر بیومی انتقال یافته است.

بسنان، در اوت ۲۰۰۲ به خاطر تقلب در زمینه ویزا دستگیر و دو ماه بعد از آمریکا به عربستان اخراج شده است.

ایندیپندنت در همین گزارش، که به قلم سردبیر دیپلماتیک این نشریه بریتانیایی نوشته شده، به سند دیگری هم اشاره کرده که در سال ۲۰۱۵، بی سر و صدا طبقه بندی محرمانه آن برداشته شده و در معرض توجه رسانه های بزرگ قرار نگرفته، تا اینکه نهایتا یک وبلاگ نویس متوجه آن شده است.

این سند، حکایت دارد که گواهی خلبانی غسان شربی، یک بمب ساز القاعده که در ماجرای ۱۱ سپتامبر دست داشته، در سال ۲۰۰۲ در سفارت عربستان سعودی در واشنگتن پیدا شده است. کشف این مدرک پس از آن بوده که غسان شربی در پاکستان دستگیر شده و سپس، تحقیقاتی در مورد او به جریان افتاده است.
“۲۸ صفحه” سانسور شده
Image copyright
Image caption نمونه ای از صفحات سانسور شده گزارش ۱۱ سپتامبر

به دنبال حملات ۱۱ سپتامبر، جورج بوش رئیس جمهور آمریکا یک کمیسیون تحقیق ۱۱ نفره متشکل از اعضای دو حزب دموکرات و جمهوری خواه (عمدتا اعضای کنگره) را برای تحقیق در مورد این حملات منصوب کرد که به “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” معروف شد. این کمیسیون، کار خود را در نوامبر ۲۰۰۲ شروع و در اوت ۲۰۰۴ با انتشار گزارشی ۵۷۶ صفحه ای به پایان رساند.

توماس کائن جمهوری خواه و لی همیلتون دموکرات که به طور مشترک ریاست این کمیسیون را در اختیار داشتند، بعدها با انتشار کتابی تحت عنوان “بدون سابقه: داستان پنهان کمیسیون ۱۱ سپتامبر” دولت بوش را متهم کردند شرایطی را ایجاد کرده که تحقیقات کمیسیون نتواند به نتیجه نهایی برسد.

به ادعای همیلتون، مهلت بسیار کم تعیین شده برای تهیه گزارش نهایی کمیسیون، بودجه ناکافی آن، دادن اطلاعات غلط به کمیسیون از سوی تعدادی از دستگاه های حساس دولتی و جلوگیری برخی نهادهای امنیتی از دسترسی کمیسیون به مدارک و شاهدان مورد نیاز، از جمله عواملی بودند که مانع از نتیجه گیری کامل آن شدند.

گزارش کمیسیون تحقیق ۱۱ سپتامبر تأکید دارد که عربستان سعودی از طریق شهروندان ثروتمند و خیریه هایش با حمایت مالی قابل توجه، به مدت طولانی منبع اصلی تأمین مالی القاعده بوده. با وجود این، نتیجه گیری نهایی کمیسیون این بود که: “ما هیچ نشانه ای را نیافته ایم که دولت عربستان سعودی به عنوان یک نهاد، یا مقام های ارشد سعودی به طور فردی، از القاعده حمایت مالی کرده باشند.”

شان کارتر وکیل خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر می گوید: “وقتی که گزارش می گوید که هیچ نشانه ای را نیافته که مقام های ارشد سعودی به طور فردی از القاعده حمایت مالی کرده باشند، یعنی به وضوح این امکان را مطرح کرده که مقام هایی که آنها را به عنوان مقام ارشد تلقی نکرده این کار را انجام داده باشند.”

اما علاوه بر تحقیقات “کمیسون ۱۱ سپتامبر”، بعد از این واقعه تحقیق مشترک دیگری نیز از سوی کمیته های اطلاعاتی مجلس نمایندگان و سنا انجام شد که نتیجه نهایی آن، پس از بررسی حدود نیم میلیون سند و مصاحبه با صدها شاهد، در گزارشی ۸۳۸ صفحه ای در دسامبر ۲۰۰۲ منتشر شد.

در این گزارش نهایی، ۲۸ صفحه کامل، که درواقع فصل چهارم آن تحت “یافته ها، بحث ها و روایت های مرتبط با برخی موضوعات حساس امنیت ملی” را تشکیل می دهند، طبقه بندی “محرمانه” گرفته و در متن گزارش سانسور شده است (بسیاری از رسانه ها، به اشتباه این ۲۸ صفحه را بخشی از گزارش “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” منصوب جورج بوش تلقی کرده اند که یافته های خود را یک سال و نیم بعد منتشر کرد).

۲۸ صفحه خبرساز، مشخصا در ارتباط با دخالت برخی مسئولان عربستان سعودی در حملات ۱۱ سپتامبر است. علاوه بر این ۲۸ صفحه کامل، در بخش هایی دیگر از گزارش هم، کلمات یا جملاتی سفید شده و از دسترس افکار عمومی دور نگه داشته شده است.
Image copyright
Image caption نمونه ای از جملات سانسور شده در گزارش ۱۱ سپتامبر

در بخشی از گزارش گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعات سنا و مجلس نمایندگان که منتشر شده آمده است: “ارتباطاتی در ایالات متحده، به هواپیما رباها کمک کرده که خانه پیدا کنند، حساب بانکی باز کنند، گواهی نامه رانندگی بگیرند و آموزشگاه های خلبانی پیدا کنند، و به انجام نقل و انتقالات مالی بپردازند.”

در مصاحبه ای با نیوزویک، باب گراهام یکی از دو رئیس این گروه تحقیق مشترک گفته که منظور از “ارتباطات”، سعودی‌هایی با روابط نزدیک با دولت عربستان بوده است. او افزوده است: “تصور می کنم در نهادی به شدت کنترل شده چون پادشاهی عربستان سعودی، انجام فعالیت هایی که ممکن است بر روابط این کشور با نزدیک ترین متحدش یعنی ایالات متحده تأثیر منفی بگذارد، بدون تأیید بالاترین مقام های حکومتی ممکن نخواهد بود.”

اقای گراهام، اعتقاد دارد مسئولان سعودی قبل از ۱۱ سپتامبر می دانسته اند که ماموران اسامه بن لادن رهبر القاعده به آمریکا آمده یا به زودی خواهند آمد هرچند لزوما مطلع نبوده اند که ماموریت مشخص آنها در آمریکا چیست.

منتشر نشدن ۲۸ صفحه از گزارش تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان، تصمیم دولت جورج بوش بود که اعتقاد داشت انتشار آنها به امنیت ملی آمریکا صدمه می زند چون “منابع و شیوه هایی را افشار می کند که پیروزی در جنگ علیه ترور را سخت تر می کند”. با روی کار آمدن دولت باراک اوباما در آمریکا، این تصمیم کماکان معتبر باقی ماند و نتیجه آنکه با گذشت بیش از ۱۳ سال از تهیه گزارش، همچنان این ۲۸ صفحه محرمانه باقی مانده است.

جان برنن رئیس فعلی “سیا” در مصاحبه با سی ان ان، مخالفت خود را با انتشار ۲۸ صفحه اعلام کرده است چون به عقیده او محتوای این ۲۸ صفحه “تأیید نشده” است ونباید منتشر شود. او در عین حال افزوده است که آمریکا “روابطی بسیار قوی با عربستان سعودی دارد”.

در سوی دیگر ماجرا، هم باب گراهام رئیس وقت کمیته اطلاعاتی سنا و هم پورتر گراس رئیس وقت کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان، که به اتفاق یکدیگر تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی کنگره در مورد ۱۱ سپتامبر را به پیش بردند، معتقدند که این ۲۸ صفحه باید منتشر شوند. علاوه بر آنها، توماس کین جمهوری خواه و لی همیلتون دموکرات که به طور مشترک ریاست “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” منصوب جورج بوش را به عهده داشتند نیز، از انتشار این ۲۸ صفحه حمایت می کنند.

رودی جولیانی، شهردار نیویورک در زمان حملات ۱۱ سپتامبر اخیرا مدعی شده که یک شاهزاده سعودی، به او چکی ۱۰ میلیون دلاری داده تا وی را به همکاری در جهت منحرف کردن افکار عمومی از نقش عربستان سعودی در این حملات ترغیب کند. آقای جولیانی با ذکر اینکه چک را پاره کرده می‌گوید: ‘مردم آمریکا باید دقیقاً بدانند نقش دولت عربستان سعودی در حملات چه بوده است’

رئیس کمیته اطلاعاتی مجلس نمایندگان دیوید نونز، رهبر اقلیت دموکرات در این مجلس نانسی پلوسی، رهبر اقلیت سنا هری رید و بسیاری دیگر از اعضای کمیسیون ۱۱ سپتامبر و گروه تحقیق مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان هم، در اظهارنظرهای جداگانه ای خواستار انتشار ۲۸ صفحه شده اند. یکی از آنها، والتر جونز از حزب جمهوری خواه، تصریح دارد انتشار بخشی از این اسناد موجب “سرافکندگی” دولت جمهوری خواه جورج بوش خواهد بود که روابط نزدیکی با عربستان سعودی داشته است.

از جمله خبرسازترین مدافعان انتشار صفحات محرمانه، رودی جولیانی، شهردار نیویورک در زمان حملات ۱۱ سپتامبر است که اخیرا مدعی شده که یک شاهزاده سعودی، به او چکی ۱۰ میلیون دلاری داده تا وی را به همکاری در جهت منحرف کردن افکار عمومی از نقش عربستان سعودی در حملات ترغیب کند. آقای جولیانی با ذکر اینکه چک را پاره کرده می گوید: “مردم آمریکا باید دقیقاً بدانند نقش دولت عربستان سعودی در حملات چه بوده است.”

اظهارات آقای جولیانی در حالی منتشر شده که شاهزاده بندر بن سلطان، رئیس سابق سازمان اطلاعاتی سعودی و سفیر عربستان در آمریکا در زمان ۱۱ سپتامبر می گوید که کشورش از انتشار ۲۸ صفحه معروف نگران نیست: “ما می توانیم به سوالات به طور عمومی جواب بدهیم، اما نمی توانیم به صفحات سفید [صفحاتی که منتشر نشده اند] جواب بدهیم.”
مخالفت دولت آمریکا با پی گیری کنگره

با وجود اینکه دولت عربستان سعودی می گوید که مشکلی با پی گیری اتهاماتی که بر سر ۱۱ سپتامبر علیه این کشور مطرح است ندارد، اما شواهدی وجود دارد که نشان می دهد ممکن است موضع گیری غیررسمی این کشور، متفاوت باشد.

قاضی جورج دنیلز، که ۲۹ سپتامبر گذشته شکایت خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر را رد کرده، می گوید عربستان سعودی در مقابل این اتهامات ‘مصونیت حاکمیتی’ دارد که به معنی مصونیت دولت های خارجی در دادگاه های محلی است. با این حال، قاضی دنیلز ۶ ماه بعد، در ۱۹ مارس ۲۰۱۶، حکم داده که ایران باید به خاطر آنچه او نقش آن کشور در حملات ۱۱ سپتامبر دانسته، به خانواده های قربانیان این حملات و چند موسسه بیمه ۱۰ و نیم میلیارد دلار غرامت بپردازد

جنجالی ترین خبر در این ارتباط، در جریان رسیدگی به قانون عدالت علیه حامیان تروریسم” یا “جاستا” رسانه ای شده که اخیرا در مجلس سنا به تصویب رسیده و طرح شکایت خانواده های قربانیان ۱۱ سپتامبر علیه دولت عربستان سعودی را ممکن می کند.

۱۶ آوریل، روزنامه نیویورک تایمزفاش کرده که “مسئولان ارشد کاخ سفید” با اعضای کنگره تماس گرفته و از آنها خواسته اند با “جاستا” مخالفت کنند. به گفته این مسئولان، عربستان سعودی تهدید کرده است که در صورت به مرحله اجرا در آمدن چنین قانونی، ۷۵۰ میلیارد دلار دارایی های خود در آمریکا را از این کشور بیرون خواهد کشید.

نیویورک تایمز به نقل از منابع خبری خود نوشته که این پیام تهدیدآمیز را عادل جبیر، وزیر خارجه عربستان، شخصا به واشنگتن ابلاغ کرده است. آقای جبیر بعدا با تکذیب این خبر، آن را “مضحک” دانسته است.

چهار روز بعد از افشاگری نیویورک تایمز، جاش ارنست سخنگوی کاخ سفید، اینکه دولت به علت تهدید عربستان با طرح مخالفت کرده باشد را مردود دانسته و ابراز اطمینان کرده است: “سعودی ها درست به اندازه ما، متوجه منافع مشترک در حفظ ثبات در سیستم مالی جهانی هستند.” نکته قابل توجه در این موضع گیری آن است که دولت آمریکا اصل تهدید عربستان را تکذیب نکرده اما ارتباط آن با مخالفت دولت با طرح کنگره را منتفی دانسته است. جاش ارنست در اظهارنظری دیگر گفته به نفع عربستان نیست که بخواهد در اقتصاد جهان آشفتگی ایجاد کند، که یک تایید تلویحی دیگر در مورد خبر نیویورک تایمز تلقی می شود.

همزمان با این تحولات، خانواده های قربانیان حملات ۱۱ سپتامبر در آمریکا در حال پی گیری شکایت خود از دولت عربستان در دادگاهی در نیویورک هستند که در صورت تصویب “جاستا”، مجموعا ده ها میلیارد دلار از این دولت تقاضای غرامت خواهند کرد.

شکایت این خانواده ها سال گذشته از سوی دادگاه رد شده بود اما آنها جدیداً درخواست تجدید نظر داده اند. قاضی جورج دنیلز در منهتن نیویورک، که ۲۹ سپتامبر گذشته این شکایت را رد کرده، می گوید عربستان سعودی در مقابل ادعاهای خانواده های حدود ۳ هزار قربانی حملات ۱۱ سپتامبر “مصونیت حاکمیتی” دارد که به معنی مصونیت دولت های خارجی در دادگاه های محلی است.

خانواده های قربانیان تلاش می کنند که پرونده شکایت را، با اتهامات جدید تقویت کنند، که از جمله آنها عبارت است از شهادت زکریا موسوی یک عضو سابق القاعده که به خاطر نقش خود در ماجرای ۱۱ سپتامبر دستگیر شده است. با این حال، قاضی دنیلز می گوید حتی ارائه شواهد جدید بیهوده خواهد بود. چون افزایش اتهامات، به گفته او مصونیت حاکمیتی عربستان را از بین نمی برد.

بسیاری از مقام های آمریکایی تاکید دارند اشارات منتشر شده و نشده کمیسون ۱۱ سپتامبر و کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان به نقش عربستان سعودی، لزوما اثبات کننده اطلاع مقام های حکومتی آن کشور از وقوع حملات ۱۱ سپتامبر نیست. اما سوالی که در همین مورد، از سوی بسیاری از منتقدان رویکرد دولت آمریکا مطرح شده این است که آیا اگر اسنادی که در مورد ارتباط این حملات و عربستان سعودی وجود دارد، در مورد کشوری ‘به جز مهم‌ترین متحد عرب واشنگتن’ وجود می داشت، ایالات متحده چه عکس العملی نشان می‌داد؟

قاضی جرج دنیلز در شرایطی با استناد به “مصونیت حاکمیتی” شکایت علیه عربستان در مورد ماجرای ۱۱ سپتامبر را رد کرده که ۶ ماه بعد، در ۱۹ مارس ۲۰۱۶، حکم داده که ایران باید به خاطر آنچه او نقش آن کشور در حملات ۱۱ سپتامبر دانسته، به خانواده های قربانیان این حملات و چند موسسه بیمه ۱۰ و نیم میلیارد دلار غرامت بپردازد (ابن حکم هنوز نهایی نشده است). وی دلیل قائل نشدن “مصونیت حاکمیتی” برای ایران را این دانسته که قوانین ایالات متحده، در مورد شمول این مصونیت به کشورهایی که در فهرست کشورهای “حامی تروریسم” آمریکا قرار دارند استثنا قائل شده است.

این در حالی است که در گزارش اوت ۲۰۰۴ “کمیسیون ۱۱ سپتامبر” و نیز گزارش مشترک کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان آمریکا در دسامبر ۲۰۰۲، ایران به دست داشتن در حملات ۱۱ سپتامبر متهم نشده است. به طور مشخص، در گزارش‌ کمیسیون ۱۱ سپتامبر، آمده که این کمیسیون “هیچ شواهدی دال بر اطلاع دقیق ایران یا حزب‌الله از طراحی برای چنین حملاتی در ۱۱ سپتامبر به دست نیاورده”، هرچند افزوده که “این موضوع نیازمند بررسی دقیق‌تر از سوی دولت آمریکاست.”

در سوی دیگر ماجرا، حتی با وجود اشارات منتشر شده و نشده کمیسون ۱۱ سپتامبر و کمیته های اطلاعاتی سنا و مجلس نمایندگان به نقش عربستان در حملات ۱۱ سپتامبر، بسیاری از مقام های آمریکایی تاکید دارند که این اشارات، لزوما اثبات کننده اطلاع مقام های حکومتی آن کشور از وقوع این حملات نیست.

در مورد اتهامات مطرح شده علیه مقام های عربستان، البته هنوز نمی توان با دقت قضاوت کرد. اما سوالی که در همین مورد، از سوی بسیاری از منتقدان رویکرد دولت آمریکا در رسیدگی به پرونده حملات ۱۱ سپتامبر مطرح شده این است که اگر اسنادی که در مورد ارتباط این حملات و عربستان سعودی وجود دارد، در مورد کشوری “به جز مهم ترین متحد عرب واشنگتن” وجود می داشت، ایالات متحده چه عکس العملی نشان می داد؟

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .