Aug 13 2013
Archive for the 'طنز' Category
Aug 12 2013
دلالهای«لایک» میخواستند «مملکته داریم؟» را بخرند
ایران وایر: «مملکته داریم؟»، صفحهای در فیسبوک با این نام در میان پرمخاطبترین 20 صفحه عمومی فارسی زبان با 585 هزار لایک رتبه 17 را دارد. صفحههای دیگر یا مربوط به هنرمندان سرشناس ایرانیاند یا رسانههای پربینندهای مانند کانال تلویزیونی «من و تو1» و «بی بی سی فارسی» و وب سایتهایی که آثار خوانندگان فارسی زبان را پخش میکنند.
تفاوت صفحه «مملکته داریم؟»با همه آن مورد دیگردراین است که آنها همگی مربوط به اشخاص یا رسانههایی هستند که در بیرون از فضای فیسبوک هم شخصیت شناخته شدهای دارند. «مملکته داریم؟»اما هر چه هست درهمین صفحه فیسبوکی تعریف میشود و همه 585 هزار مخاطبش را از تولید محتوایی که در این شبکه اجتماعی ایجاد کرده به دست آورده است.
این صفحه البته ادامه فیسبوکی «وبلاگی» به همین نام است که در سال 2009 ساخته شد و در زیر عنوان آن، این عبارت دیده میشد: «درجستوجوی مملکتِ از دست رفته». شیوه کارهم به این شکل بود که نویسندگان آن مینیمالهایی را مینوشتند و آنها را با «مملکته داریم؟»ختم میکردند؛ مانند این چند مورد که از معروفترین پستهای آنها در وبلاگشان بود: «تو تهران، کل جدول مندلیف را با یک نفس میکشی تو بدن… «مملکته داریم؟» یا « دانشجوی موسیقیام، شش ترم باید معارف بخونم که توش نوشته موسیقی حرامه… «مملکته داریم؟»
وبلاگ «مملکته داریم؟»به لطف شبکه اجتماعی «گوگلریدر»(گودر) به سرعت محبوب و مشهور شد و در سال ۲۰۱۰ عنوان بهترین وبلاگ فارسیزبان در ششمین دور مسابقه بینالمللی دویچهوله را به دست آورد. پس از آن، «ممکلته داریم؟» به فیسبوک آمد و مطالب وبلاگ را همزمان در صفحه فیسبوکی هم منتشر کرد. حالا 6 ماهی میشود که در وبلاگشان پست جدیدی منتشر نمیشود. اما صفحه «مملکته داریم؟»درفیسبوک همچنان محبوب، فعال و پر رونق است. هر مطلبی که منتشر میکند بیدرنگ صدها لایک میگیرد و از سوی کاربران دهها باربه اشتراک گذاشته میشود. از این جهت میتوان گفت این صفحه یکی از تاثیرگذارترین صفحات فارسی زبان در شبکههای اجتماعی است.
با «امیر» مدیر 29 ساله صفحه «مملکته داریم؟»، دانشجوی دانشگاه «ای تی اچ» زوریخ در سوییس در مقطع دکترا و از اعضای اولیه و موسسان وبلاگ، درباره این صفحه گفت وگو کردهایم:
صفحه «مملکته داریم؟» در فیسبوک 580 هزار لایک گرفته، در حالی که صفحههایی که در فیسبوک در این حد و اندازه هوادار دارند، یا هنرمندان سرشناس هستند یا رسانههای قدرتمند. به نظر خودت این همه مخاطب چگونه جذب این صفحه شدهاند، یعنی رمز آن چیست؟
- اجازه بدهید اول بگویم «مملکته داریم؟» از کجا آمد که حالا به اینجا رسید. به نظرم در این سیر رشد میتوان جواب سوال را پیدا کرد. تکیه کلام «مملکته داریم؟» از توییتهای موسس وبلاگ شروع شد که وقتی مورد استقبال قرار گرفت، یک وبلاگ گروهی با همین اسم راه انداخت و چند نویسنده دیگرهم اضافه کرد وبه لطف «گودر» مورد توجه جامعه وبلاگخوان قرار گرفت . پس از مدتی ایمیلهای زیادی با نوشتههای فوقالعاده خوب از مخاطبان وبلاگ دریافت میکردیم که تصمیم گروهی گرفتیم درستون «الو، مملکته داریم؟» آنها را به اسم خودشان منتشر کنیم که موفق بود و برخی از این نوشتهها حتی از نوشتههای اعضای وبلاگ هم بهتر بود. سال 2010 وقتی وبلاگ بهعنوان بهترین وبلاگ فارسی از سوی دویچهوله انتخاب شد چند نفر از طرفداران وبلاگ؛ فن پیج فیسبوک برای آن ساختند که دو سه هزار لایکی هم گرفته بود . پس از اینکه وبلاگ جایزه را گرفت، فرمان فن پیج دست من بود و همزمان در وبلاگ و در فیسبوک آپدیت میکردیم که این آپدیتهای همزمان سبب شد مخاطبان وبلاگ، صفحه فیسبوک را هم لایک و شر کنند. ولی مهمتر از آن، چون من مطالب فیسبوکی که بچهها روی دیوار فیسبوک مینوشتند را میخواندم و بهترین آنها را به اسم خودشان در وبلاگ منتشر میکردم و با لینک به مطلب، برای آنها استتوس میکردم. این کار سبب شد صفحه فیسبوک به شدت مورد استقبال قرار بگیرد. البته نحوه انجام این کار خیلی بازدهی پایینی داشت و احتیاج به مراقبت مداوم یک نفر از صفحه داشت. در واقع من داشتم کاری که کدهای کامپیوتری را که مثلا در سایتهای مشابه خارجی مثل «ناینگگ» انجام میدهند، انجام میدادم. کاری که من در فیسبوک شروع کردم کم کم جا افتاد و الان همه صفحههای فیسبوک مطالب خوانندگان و فنهای خودشان را با نام و ذکرمنبع (امیدوارم) به اشتراک میگذارند.
غیر از شما تعدادی پیج فیسبوکی هم بود مانند « په نه په»، « اصن یه وضی» و «سوتیهای ایرانی». در دورههایی تعداد لایکهای «مملکته داریم؟» و این صفحهها به اندازه هم بود، بعد آنها یکباره از بین رفتند. چه اتفاقی برای آنها افتاد و چرا شما حذف نشدید؟
جواب مطالعه شدهای برای این سوال ندارم اما اطلاع دارم که یک سری از این صفحهها اپلیکیشنهایی برای بالا بردن لایک استفاده میکردند که باعث میشد فیسبوک صفحه آنها ببندد. یا اینکه اقدام به خرید و فروش لایک میکردند و بین ادمینهای آنها اختلاف مالی ایجاد میشد و مثلا یک ادمین صفحه را پاک میکرد.
درباره این اپلیکیشن ها و خرید و فروش بیشتر توضیح می دهی؟
شیوه کارشان این اپلیکیشنها و طراحان آن به این شکل بود که یک صفحه «خوشآمد»(لندینگ پیج) درست میکردند و بعد برای مخاطبان مینوشتند برای دریافت «وی پی ان» رایگان روی دکمه زیر کلیک کنید که این دکمهها چیزی نبود جز لایک یک سری صفحه. به این ترتیب لایک پیجهایی که مخفیانه جاسازی شده بود، بالا میرفت. الان «تجارت لایک» هم مثل هرویروس دیگری مقاوم شده است. فرومها و گروههای منسجمی وجود دارند که لایکهای یک پیج را در مراحل اولیه تشکیل صفحه تا ده هزارتا هم میرسانند و پولهای خوبی هم در میآوردند.
قیمت ها به چه شکل است؟برای نمونه، برای این که یک پیج را به دههزار لایک برسانند چقدر پول میگیرند؟
نیما اکبرپور درهمین باره یک مطلب در وبلاگش نوشته که البته که اعداد و ارقام آن مربوط به سال گذشته است؛زمانی که قیمت دلار یکسوم الان بوده.
غیر از خرید و فروش لایک، گفته میشود خرید و فروش صفحه هم مرسوم است. تا حالا برای خرید «مملکته داریم؟» با 585 هزار لایکی که خورده است پیشنهادی داشتهاید؟
بله، چندینبار به شوخی بوده ولی یکبار یکی از همین تجارتکنندگان لایک به ما پیشنهاد خرید «مملکته داریم؟» را داد. اگر اشتباه نکنم خودش را یک ایرونی ال ای معرفی کرد.
قیمت پیشنهادی چقدربود؟ مبلغی نگفت که وسوسهات کند؟
- نه، قیمت که نمیگویند. گفته بود چقدرمیفروشید، من هم گفتم 3هزار میلیارد تومان! حتی از مجموعههای معتبرهم به طور متوسط درماه چند ایمیل داریم که از ما درخواست میکنند برای آنها تبلیغ کنیم و پول بگیریم که مطالبشان لایک بخورد. یک بار تلاش کردم آزمایش کنم و تبلیغ مخفی کنم که به نظرم منصفانه و خوب از آب در نیامد. اما تا کنون هیچ تبلیغ رسمیای نکردهام. بحث فروش صفحه هم بحث پرتی است. مخاطبان «مملکته داریم؟» کار صفحه را دوست دارند، اما فکر کن یکی آن وسط تبلیغ خرید و فروش آهن قراضه، افزایش ناتوانی جنسی یا شامپوی درمان کچلی بکند. نمیدانم چرا اصلا چنین پیشنهاداتی برای خرید صفحه داریم! از سوی دیگر،به نظرم مخاطبان هم دیدهاند که«مملکته داریم؟» به یک سری استانداردها پایبند بوده و این را حس میکنند.
فیسبوک از کجا میفهمد که لایکهای صفحهای جعلی است یا واقعی؟ باید کسی گزارش کند یا خودشان متوجه میشوند؟
- فیسبوک دفعات دستشویی رفتن کاربرانش را هم رکورد میکند(خنده). یعنی شیوه کار فیسبوک اینگونه است که مشخص میکند از کجا لایکها آمدهاند. حتی این اطلاعات را به ادمینهای صفحههاهم میدهد. حالا فکر کن تعداد نامشخصی لایک از یک اپلیکیشن خارج از فیسبوک به جایی اضافه شده و ارگانیک و از درون خود فیسبوک نباشد؛ چون سرورهای این نوع «اپها» خارج از فیسبوک هستند. این به سادگی قابل بررسی است. اینکه فیسبوک این را از کجا میفهمد (براساس حدس من که البته دقیق و مطالعه شده نیست)، بعید میدانم خودشان بررسی کنند. البته شاید هم بررسی شود؛ برای نمونه، برای مطالعه یا آزمایش یک کد، برحسب اتفاق به این موارد بر میخورند و متوجه الگوی آن میشوند. این موضوع البته محدود به ایران نیست و لایک گرفتن بیشتر در فیسبوک یک رقابت جهانی بین شرکتهای بزرگ و کوچک است. فکرمیکنم برنامهنویسان وبسایت فیسبوک این موضوع را میدانند.
هماکنون ادمین های فعال صفحه چند نفرهستند؟
– برای حدود دو سال خودم وقت میگذاشتم روی صفحه و حداکثر یک ادمین دیگرهنگام نوشتن تز دانشگاه به من کمک میکرد. پس از آن تعدادی از بچههای شاخ «مملکته داریم؟» که از بیرون مطلب میفرستاند و به تعبیری رسما در صفحه کمپ زده بودند را هم ادمین کردم. الان روی هم رفته 4 نفرهستیم. ادمین افتخاری هم زیاد داریم که برای من پیام میفرستند و من مطالبشان را با نام خودشان منتشر میکنم. البته اگر کسی فکر میکند میتواند برای «مملکته داریم؟» ادمین باشد با من تماس بگیرد و ما اضافهاش میکنیم به صفحه. من این صفحه را متعلق به شخص خاصی، حتی خودم نمیدانم. به نظرم متعلق به همه آنهایی است که میخواهند از این تریبون حرف و نقطه نظرشان شنیده شود.
اگر کسی با گرایشهای خاص مثل سلطنتطلبی یا هر چیز دیگر که صدا و حرفشان شنیده نمیشود بخواهد به ادمین ها اضافه شود، قلم و قریحه خوبی هم داشته باشد، اضافهاش میکنید؟
اگر من را پادشاه کند اضافهاش میکنیم (خنده).
از ادمینهای صفحه بگو. داخل ایران هستند یا بیرون؟ چه سن و سالی دارند و چند نفر زن چند نفرمرد هستید؟
ادمین افتخاری هزارتا داریم، هم داخل ایران و هم بیرون از ایران. ولی الان سه مرد و یک زن که ادمین پشت پرده است داریم. میانگین سنی همه هم بین 20 تا 30 سال است.
دولت ایران روی شبکههای اجتماعی و وبلاگها همیشه حساسیت داشته و گاهی هم برخورد کرده، تا حالا کسی از نویسندههای وبلاگ یا صفحه برای فعالیتهایش در«مملکته داریم؟» دستگیر یا دچارمشکلی شده است؟ از آن طرف سکه، کسی ازبچهها بوده که به سبب همکاری با صفحه به جایی رسیده باشد، مثلا در رسانهای استخدام شود یا به خارج از ایران برود؟
- برخی از نویسندههای وبلاگ چندبار بهدلایلی دستگیرشدند. البته بهطورمشخص نه به خاطر«مملکته داریم؟». ولی اینکه کسی به وسیله این وبلاگ به جایی رسیده باشد، نه چنین چیزی هم نداشتهایم. ولی صفحه فیسبوک در مواقعی به عدهای کمک کرده که یا یادشان رفته یا نمکخوردند و نمکدان را انداختهاند داخل سطل آشغال. مطالب وبلاگ البته بهگونهای بوده که هم شبکههای تلویزیونی خارجی، هم شبکههای داخلی و هم روزنامههای ایران از آن نقل قول کردهاند. من فکر نمیکنم مجموعه صفحههای فیسبوک خطری برای کسی ایجاد کند. به نظر من وقتی احزاب و تشکلهای مردمی سازماندهی شده وجود نداشته باشند، شبکههای اجتماعی هم با وجود قدرت تاثیرگذاری بالای آنها، درعمل بدون استفاده خواهند بود؛ مثل داشتن یک خودروی «فراری» است در حالیکه رانندگی بلد نیستید و قصد فرار ندارید. تنها دلیل من برای زنده نگهداشتن صفحه این بوده که روزی به درد حرکتهای اجتماعی بخورد، بهعنوان رسانه مستقلی در خدمت آنها باشد و به اهداف آنها کمک کند.
گروهها و تفکرهای رایج سیاسی در فضای سیاسی- اجتماعی ایران را در نظر بگیر، مارکسیستها و چپها، لیبرالها و جمهوریخواهان، اصلاحطلبان، جنبش سبز، سلطنتطلب، محافظهکار… به نظر خودت «مملکته داریم؟» در مجموع به کدام تفکر نزدیکتر است؟
- به هیچکدام. به گروه یکی به نعل، یکی به مخ اسب! نمیشود اینگونه در مورد «مملکته داریم؟» قضاوت کرد. ما سیاسی نیستیم چون سوادش را نداریم، ولی رسانه هستیم چون مخاطبش را داریم .
Aug 10 2013
هفتهخوانی: مجمع عشاق مصلحتی
خودنویس، آقای هفته زاده: این ترانسفر کردن احمدینژاد به پاتوق آقای هاشمی و دوستان هم از آن زبل کاریهایی بود که فقط مقام عریض رهبری مختص آن است!
زبل بازی آقا و ترانسفر دو سر بُرد!
شما فکر کن از یک طرف احمدینژاد مجبور است جایی بنشیند که روزی دوبار پرونده اعمالش در این هشت سال را تو حلقش بکنند و از یک طرف اکبر آقا صبح به صبح باید روی ماه نشسته احمدینژاد را ببیند و زیر لب ذکر بگوید! تازه احمدینژاد هم هر روز اول صبح از هاشمی بپرسد: از ساعت چند بچه ها میآیند؟ هفت؟… شش؟… پنج؟…
البته گفته شده که اکبرآقا یواشکی به محسن رضایی اینا گفته در زنگ تفریح مجمع یک حالی به احمدی نژاد بدهند که همین اول بسم الله حساب کار دستش بیاید و بفهمد که تشخیص آباد هم شهری است برای خودش!
در همین راستا بر و بچ بخشی از خاطرات هاشمی که احتمالا سی سال دیگر منتشر خواهد شد را پیشاپیش در فضای مجازی منتشر کردند که ما با اجازه دوستان با حفظ کپی رایت عیناً فقط نقل می کنیم:
«ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺍﺣﻤﺪﯼ ﻧﮋﺍﺩ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺟﻠﺴﻪ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺷﮑﺎیت ﺩﺍﺷﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺿﺎﯾﯽ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺗﻦ ﺩﯾﮕﺮ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﺩﺭﺏ ﺗﻮﺍﻟﺖ ﻣﺮﮐﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﺑﺴﺘﻪﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﺸﺎﻥ ﻣﺪﺕ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺩﺭ ﻣﺴﺘﺮﺍﺏ ﻣﺤﺒﻮﺱ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﻟﺠﻮﯾﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺟﻠﻮﯼ ﺍﺳﻢ ﻣﺤﺴﻦﺭﺿﺎﯾﯽ ﻭ ﺑﻘﯿﻪ ﻋﺎﻣﻼﻥ ﻗﺎﺋﻠﻪ ﺭﺍ ﺿﺮﺑﺪﺭ ﻗﺮﻣﺰ ﺯﺩﻩ ﻭ ﻗﻮﻝ ﮐﺴﺮ ﻧﻤﺮﻩ ﺍﻧﻀﺒﺎﻁ ﺩﺍﺩﻡ.
( ﺍﺯ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﻫﺎﺷﻤﯽ ﺭﻓﺴﻨﺠﺎﻧﯽ ۱۶ – ﻣﺮﺩﺍﺩ ۱۳۹۲ )
گزارش بوقی!
یعنی باید یک نان بخوریم و اگر یارانه ها را ریختند پنج تا نان در راه خدا خیرات کنیم (پنج تا نان چه قدر می شود؟ اگر زیاد می شود همان صلوات بفرستید!) عارضم خدمت شما که خوب شد این برادران اغتشاش گر لباس شخصی در ۲۲ بهمن سال گذشته زحمت کشیدند و ریختند چهار تا فحش و لنگه کفش نثار علی آقا لاریجانی کردند تا بعد از ۳۴ سال یک گزارش نیم بند از حمله لباس شخصی ها به یک مراسم سخنرانی در مجلس قرائت شود تا لال از دنیا نروند صلوات فرست!
البته زیاد صابون گلنار به دلتان نمالید، چون فقط یک گزارش آن هم بخش عمده اش را سانسور کردند و بوق ممتد به جای آن گذاشتند و فعلا دنبال یک نفر می گردند تا بلکه در آن هاگیر واگیر حمله به لاریجانی شاید ریش تراشی، خودتراشی، واجبی، سفید آبی چیزی سرقت کرده باشد تا خِفت یارو را بچسبند و به عنوان متهم ردیف اول از این جیب به آن جیب کنند یعنی از علی آقا ارسال کنند خدمت آقا صادق تا خانوادگی بریزند سر طرف و به خدمتش برسد!
هر چند همین هم خوب است و نباید ناشکری کنیم و زبانم لال سطح مطالبات آنقدر ببریم بالا که از آن بالا با مخ بندازن مان پایین!
هشت سال ارشاد؛ یک هفته فرهنگ!
راستی این حاج ممد آقا حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد دولت احمدی نژاد قبل از این که تشریفشان را ببرند گفته بود: «تا پنجشنبه هفته آینده تکلیف کتاب هایی که توسط ناشران به این وزارتخانه داده شده، روشن خواهد شد»
یعنی در واقع کتاب هایی که هشت سال ناقابل در زیر ممیزی حاج ممد آقا گیر کرده بود قرار است ظرف یک هفته راست و ریس شوند!
البته راست و ریسی که عرض می کنم احتمالا منظور همان خمیرکردن کتاب های ضاله یا ارسال برای استفاده لبوفروش های زحمت کش است.
چون همین ممدآقا وزیر فرهنگ و ارشاد که هشت سال و سه ماه و سه هفته مشغول “ارشاد” بود و حالا یک هفته باقی مانده دنبال “فرهنگ” است قبلا آماری ارائه کرده بود مبنی بر خمیر کردن هزاران جلد کتاب با محتوای نامناسب در قم!
ناقلا اسم کتاب ها را نگفت تا لااقل ملت بروند پی دی اف اش را پیدا کنند و از محتوی نامناسبش چهار تا چیز یاد بگیرند!
در انتظار چاق شدن چماق!
یا خدا…حسن فیروزآبادی، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح معروف به گروهبان گارسیا ، از آمادگی نظامیان برای خروج از فعالیتهای اقتصادی خبر داده است.
خب این خبر اصلا و ابدا خوشحال کننده نیست و دولت دکتر حسن باید هر چه سریعتر اقداماتی را انجام دهد تا برادران قاچاقچی فعالیت های اقتصادی شان را ادامه دهند چون این طور که بوش می آید این قاچاقچی ها قرار است که آقازاده هاشان را بگذراند در حجره و خودشان باتوم ها را چاق کنند و به صورت همزمان و دوشیفت خدمت دولت و ملت برسند!
کِه کِه لا کوکو!
خب چهار سالی که نکو است از روز پنجمش پیداست… اگر احمدی نژاد و دیوان عدالت اداری بعد از پنج سال به تیپ و تاپ هم زدند و از خجالت هم درآمدند این دکتر حسن بنده خدا که همین اول بسم الله اولین بخش نامه اش از سوی دیوان عدالت اداری مغایر (غ را بندازید تو دماغ و تا نفس دارید بکشید!) با قانون اعلام کرد.
ماجرا از این قرار است که اسحاق جهانگیری٬ معاون اول حسن روحانی در بدو مسئولیتش آمد یک دستور از خودش در بکند و خودی نشان دهد و در بخشنامه ای از تمام نهادهای دولتی خواست تا طرح محمود احمدینژاد برای استخدام صدها هزار نفر را متوقف کنند.
منتظری رئیس دیوان عدالت اداری هم ناکس امان نداد و زرتی اعلام کرد که «مصوبه دولتی وقتی فرآیند قانونی برای تصویب را طی کرده باشد یا باید رئیس مجلس مغایرت آن با قانون را اعلام کند و یا برای توقف آن شکایتی به دیوان عدالت اداری ارائه شود. در غیر این صورت نمیتوان مصوبات دولت را از اعتبار انداخت.» و این طوری گربه را که دم حجله می پلکید گرفت و تحویل منکرات داد!
آقا الهام هم هزاره سوم را با هویدا نخست وزیر مرحوم مغفور محمدرضا مقایسه کرد و گفت: «چگونه است که مصوبات دولت هویدا مادام که به وسیله مراجع صالح ابطال نشدهاند، لازم الاجرا هستند ولی مصوبات دولت دوره احمدینژاد غیرقابل اجرا شدهاند.»
اینجا ما متوجه می شویم که درست است که هویدا خودش آدم بدی بوده و در عرض ده دقیقه باید تیرباران می شد اما مصوباتش انگار بد چیزی نبوده که بعد از سه دهه ور رفتن آخوندها با آن حتی یک تغییر کوچولو هم نتوانستند ایجاد کنند و همین طوری مانده اند به قول اصفهانی ها چه کِه کِه ای لای کوکو کنند!
بنجل فروش های نیویورک جشن گرفتند!
محمدرضا میرتاجالدینی٬ گفته از آن جا که محمود احمدی نژاد یک چهره بین المللی و جهانی است فلذا ارتباطات بینالمللی خود در سطح کلان را حفظ خواهد کرد و کسی نمیتواند این شخصیت را محدود کند.
این جمله یعنی این که روسای جمهور کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا تلاش کنند یک طوری زودتر از خواهر و مادرشان درگذشت نکنند چون خطر بغل کردن آنها از سوی محمود کماکان به قوت خود باقی است!
ضمناً این خبر در واقع یک خبر خوش هسته ای به آن دختر خانم ایتالیایی است که در کف ایجاد رابطه جنسی با احمدی نژاد چند سالی است که مانده و حالا شانس یک بار دیگر به این بنده خدا رو کرده و خدا را چه دیدی شاید بتواند روی ارتباطات بین المللی احمدی نژاد دوباره حساب کند!
از سویی شنیده شده که همزمان با انتشار خبر ادامه ارتباطات بین المللی احمدی نژاد، بنجل فروش های راسته نیویورک هم شیرینی پخش کرده اند که مشتری های دست به نقد خود (خانواده های مشایی، احمدی نژاد، بقایی، الهام، عباس جن گیر و سایر بستگان) را دوباره ملاقات خواهند کرد!
Aug 10 2013
پاسخ باراک اوباما به نامه زندانیان سیاسی سابق و فعلی، امین موحدی
امین موحدی: باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا ،در پاسخ به نامه جمعی از زندانیان سیاسی فعلی و سابق با انتشار نامهای از ابراز احساسات آنان نسبت به جمهوری اسلامی قدردانی کردند.متن پاسخ معظم له بدین شرح است
!آقایان و خانمهای فعلی و خواهران و براداران سابق
نامه سراسر از مهر و محبت شما را خواندم، اما در این نامه بیش از آنچه که به حقیر اظهار محبت داشته باشید به جمهوری اسلامی و سید علی خامنهای اظهار ارادت کرده ا ید که این کمی تا قسمتی جای تعجب داشت و دارد
میپرسید کجا به جمهوری اسلامی اظهار لطف فرموده اید؟ عرض کنم خدمت با سعادتتان تقاضای شما از من مبني بر رفع تحريم جمهوري اسلامي، اظهار لطف در حق هیچ بنی بشری نیست جز سید علی خامنه ای، من نمیدانم شما چگونه آدمهاي سیاسی هستید که تقاضای بخشش و دادن فرصت به کسی را میکنید که به گفته خودتان، شما را تبدیل به زندانی سیاسی از نوع سابق و فعلی نموده است؟
با این وجود من حاضر هستم در صورت یافتن پاسخی برای چند سوال کلیدی در رابطه بانحوه نگارش و انتشار و امضاهای نامه، نه تنها به تقاضای شما مبنی بر رفع تحریم جمهوری اسلامی لبیک بگویم بلکه به دین مقدس اسلام نیز مشرّف شده و از مشرکین و شیاطین به خصوص شیطان بزرگ، آمریکا اعلام برائت بنمایم.
:اما سوالات اساسی از این قرارند
۱-ابتدا باید امضاهای زده شده به تایید اداره تشخیص هویت کاخ سفید برسد و معلوم شود این امضاها حقیقی هستنديا نه؟ چرا که حقیر در بین امضا کنندگان اسامی را دیدم که مدتها ست در بندهای انفرادی به سر میبرند !حال چگونه توانسته اند به ما نامه نوشته و زیر آنرا امضا نمایند بر ما پوشیده هست. البته به اف بی آی و سی آیای، دستور صادر کردیم در این رابطه تحقیق کنند که نتیجه تحقیقات به شرح زیر تقدیم میشود .
هر دو اداره فوق الذکر پاسخ داده اند این قضیه فقط در صورتی قابل تحقق است که زندانیان محبوس فعلی در بندهای انفرادی یا موفق شده اند با حفر تونل خود را برای ساعاتی به اولین کافی نت رسانیده و پس از نوشتن نامه و هماهنگی با زندانیان سابق خارج از زندان (که اکثریتشان در خارج کشور ساکن هستند) زیر نامه را امضا و دوباره از راه همان تونل به داخل زندان برگشته باشند! و یا اینکه ببخشید … راه دیگری اصلا وجود ندارد .
حال با فرض موفقیت زندانیان در حفر تونل و خروج از زندان و حتا رسیدن به کافی نت، این سوال پیش میاید که آنها اصلا چگونه توانسته اند نامه به این بلندی، برای من بنویسند چرا که با سرعت لاک پشتی اینترنت در ایران سالها وقت برای نوشتن و ارسال چنین نامه بلندی لازم میباشد !
۲- در بین اسامی امضا کننده بسیاری از مقامات لشکری و کشوری سابق جمهوری اسلامی دیده میشود لذا میبایست به جای نوشتن “نامه جمعي از زندانی سیاسی فعلی و سابق به باراک اوباما” در تیتر نامه نوشته میشد .نامه جمعی از مقامات لشکری و کشوری سابق و زندانیان سیاسی فعلی به باراک اوباما که حقیر باشم
۳-شگفت انگیزترین نام امضا کننده، دختر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است که در اين رابطه بايد عرض کنم اولا برای مابسیار مهم است که بدانیم ایشان این نامه را با هماهنگی پدرشان نوشته و امضا فرموده اند یا خودسرانه اقدام به این کار کرده اند؟ دختر کو ندارد نشان از پدر، تو بیگانه خوانش نخوانش دختر. ثانيا بالاخره ما تکلیف خودمان را با این خانواده محترم نفهمیدیم که آیا اینها مخالف نظام هستند؟ موافق نظام هستند؟ زندانی سیاسی هستند یا …آقا به خدا گیج شديم یکی به دادمان برسد.
۴- آنگونه که از امضاهای دیگر بر میاید تعدادی دیگر از امضا کنندگان پیش از این در نامههای خصوصی خود به ما، از ما از ما خواسته اند که نه تنها تحریمها را شدت ببخشیم بلکه تاکید کرده اند میباید به ایران حمله نظامی هم بشود، حال ناگهان طي یک نامه علنی به ما، از ما میخواهند که تحریم را بشکنیم! جل الخالق آدم به اين دورويي در عمرم نديده بودم !
در پایان ضمن تشکر از اظهار لطف شما آقایان و خانمهای فعلی و برادارن و خواهران سابق اعم از مقامات لشکری و کشوری و…نسبت به جمهوری اسلامی و سید علی خامنه ای! در صورت یافتن پاسخ حتا یکی از سوالات بالا نه تنها دستور لغو تحریمها را صادر خواهم کرد بلکه في الفور، دو سه فروند موشک قاره پیمای مجهز به کلاهک هستهای، به عنوان هدیه تقديم سید علی خامنهای خواهم نمود تا هرگونه که به صلاح جهان اسلام ميدانند از آنها استفاده فرمایند.
با احترام: باراک اوباما رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا
——————-
کپی اصل نامه به باراک اوباما را از این لینک بخوانید و حرص بخورید


