اخبار

  • صحفه نخست
  • Sample Page
  • خُسن آقا

Archive for the 'آمریکا' Category

Sep 18 2025

وزارت خارجه آمریکا: از خواسته‌های مردم ایران برای برخورداری از کرامت و زندگی بهتر حمایت می‌کنیم

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اعتراضات,امنیتی,جنایات رژیم,حقوق بشر,سیاسی

صدای آمریکا: سخنگوی وزارت امور خارجه ایالات متحده با تأکید بر این که «از گزارش‌های مربوط به سرکوب اخیر رژیم [جمهوری اسلامی] ایران» در سومین سالگرد قتل حکومتی مهسا امینی مطلع است، به صدای آمریکا گفت که ایالات متحده اطمینان حاصل خواهد کرد که «جنایات رژیم با پاسخگویی» مواجه شود.

یک سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا در پاسخ به بخش فارسی صدای آمریکا در مورد گزارش‌های منتشره درباره تهدید و ارعاب برگزارکنندگان مراسم سومین سالگرد کشته شدن مهسا امینی گفت: «ما از گزارش‌های مربوط به سرکوب اخیر رژیم [جمهوری اسلامی] ایران در سومین سالگرد قتل وحشیانه مهسا ژینا امینی مطلع هستیم.»

او اضافه کرد: «ایالات متحده از خواسته‌های مردم ایران برای داشتن کرامت و زندگی بهتر حمایت می‌کند.»

این سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا همچنین تأکید کرد: «ما به اعمال حداکثر فشار، از جمله از طریق همکاری با متحدان و شرکای‌مان در سراسر جهان، ادامه خواهیم داد تا اطمینان یابیم که جنایات رژیم با پاسخگو شدن، اجرای عدالت، و عزم راسخ روبه‌رو می‌شود.»

این سخنگو بار دیگر به بیانیه وزارت امور خارجه آمریکا که به مناسبت سومین سالگرد کشته شدن مهسا امینی در روز دوشنبه منتشر کرده بود ارجاع داد.

امروز، در سومین سالگرد مرگ فجیح او، یاد مهسا (ژینا) امینی، دختر ۲۲ ساله ایرانی را گرامی می ‌داریم که بنا به گزارش‌ ها پس از ضرب و شتم توسط مقامات رژیم به دلیل عدم رعایت قوانین حجاب اجباری، جان خود را از دست داد. نام و داستان او در قلب و ذهن ما حک شده است، و ما بار دیگر تأکید می… pic.twitter.com/OBmGg8VRSa

— USAbehFarsi (@USABehFarsi) September 15, 2025

تامی پیگت، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، در بیانیه‌ای گفت: «در سومین سالگرد قتل وحشیانه» او، «یاد و خاطره مهسا ژینا امینی را گرامی می‌داریم؛ کسی که جمهوری اسلامی، زندگی جوان او را کوتاه کرد و به آن پایان داد.»

در این بیانیه آمده است که جمهوری اسلامی ایران «طی ۴۶ سال با شکنجه و اعدام حکومت کرده و با اعدام‌ها و ضرب و جرح‌های عمومی، هرگونه مخالفتی را سرکوب کرده است.»

این بیانیه می‌گوید «نام مهسا هرگز فراموش نخواهد شد. قتل او، همراه با بسیاری دیگر، گواهی محکمی بر جنایات جمهوری اسلامی علیه بشریت است.»

No responses yet

Sep 18 2025

رئیس سازمان انرژی اتمی ایران می‌گوید وضعیت کشور «مشابه شرایط جنگی» است

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اجتماعی,اسرائیل,اعتراضات,اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,تحریم,جنایات رژیم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: رئیس سازمان انرژی اتمی ایران می‌گوید با توجه به تهدیدات مربوط به حمله احتمالی مجدد اسرائیل، وضعیت ایران همچنان «مشابه شرایط جنگی» است.

محمد اسلامی در گفت‌وگو با یک رسانه ژاپنی که متن آن روز چهارشنبه ۲۶ شهریور در رسانه‌های ایران منتشر شد، گفت با توجه به این وضعیت، «اعتماد میان ایران و آژانس باید بازسازی شود. تهدیدات دشمنان ما همچنان ادامه دارد.»

اشاره او به هدف قرار گرفتن تأسیسات هسته‌ای ایران توسط اسرائیل و آمریکا در جریان جنگ ۱۲ روزه در خرداد و تیر ماه امسال است. رئیس‌جمهور آمریکا بعد از حملات هوایی این کشور به سه سایت فردو، نطنز و اصفهان اعلام کرد برنامه هسته‌ای ایران به شکل کامل نابود شده است.

بعد از ۱۲ روز حملات متقابل هوایی میان ایران و اسرائیل، آتش‌بس با اعلام دونالد ترامپ میان طرفین برقرار شد.

بازرسان آژانس از زمان آغاز این جنگ نتوانسته‌اند به مراکز هسته‌ای ایران دسترسی پیدا کنند. ماه گذشته، تیمی از بازرسان آژانس تنها برای نظارت بر تعویض سوخت نیروگاه بوشهر به ایران بازگشتند و سپس کشور را ترک کردند، بدون آنکه اجازه دسترسی به سایت‌های کلیدی از جمله فردو و نطنز که در جریان درگیری آسیب دیده بودند، داده شود.

رئیس سازمان انرژی اتمی همچنین اعلام کرد که ازسرگیری بازرسی‌ها از تأسیسات هسته‌ای ایران توسط آژانس بین‌المللی انرژی اتمی مشروط به «تدابیر ویژه» است.

آقای اسلامی گفت به دلیل آن که آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله کرده‌اند،«پیش از آنکه بازرسی‌ها به حالت عادی بازگردد، باید تدابیر ویژه‌ای اتخاذ شود.»

او درباره این تدابیر توضیح بیشتری نداد.

ایران و آژانس هفته گذشته با میانجی‌گری مصر به توافقی دست یافتند که به موجب آن به این نهاد ناظر سازمان ملل اجازه دسترسی به تمام تأسیسات هسته‌ای ایران داده می‌شد و تهران می‌توانست در مورد محل نگهداری تمام مواد هسته‌ای خود گزارش دهد.

هنوز مشخص نیست که ایران چه زمانی این گزارش را ارائه خواهد کرد. اما شورای عالی امنیت ملی ایران روز ۲۳ شهریور اعلام کرد توافق با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی «در مجموع» همان متنی است که در کمیته هسته‌ای این شورا تصویب شده است.

این شورا و وزارت خارجه ایران تهدید کرده‌اند که اگر تحریم‌های شورای امنیت سازمان ملل علیه ایران بر اثر «مکانیسم ماشه» احیا شوند، همکاری تهران و آژانس متوقف خواهد شد.

این در حالی است که در پی تماس تلفنی روز چهارشنبه عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، با نمایندگان فرانسه، آلمان و بریتانیا و همچنین کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مقام‌های اروپایی به ایران هشدار دادند که هنوز اقدامات لازم را برای جلوگیری از اجرای سازوکار ماشه انجام نداده است.

دو دیپلمات اروپایی و یک دیپلمات ایرانی به خبرگزاری رویترز گفتند وزرای ایرانی و اروپایی در مذاکره تلفنی روز چهارشنبه پیشرفت چندانی نداشتند.

چهار دیپلمات اروپایی و یک مقام ایرانی پیش از تماس به همین خبرگزاری گفته بودند که محتمل‌ترین سناریو این است که فرانسه، بریتانیا و آٖلمان اجرای دوباره تحریم‌ها را پیش ببرند.

یک دیپلمات ایرانی گفت تهران بار دیگر تأکید کرده که اگر تصمیم به بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل گرفته شود، واکنش نشان خواهد داد.

یکی از مقامات ایرانی در این زمینه اعلام کرد: «برداشت در تهران این است که تحریم‌های سازمان ملل دوباره اعمال خواهند شد. به همین دلیل تهران از دادن امتیاز خودداری می‌کند.»

این در حالی است که وزارت خارجه ایران در موضع رسمی خود درباره تماس تلفنی روز چهارشنبه گفت عباس عراقچی به همتایان اروپایی خود گفته است ایران برای رسیدن به یک «راه حل منصفانه و متوازن که متضمن منافع متقابل باشد» آمادگی دارد.

No responses yet

Sep 06 2025

روش کره شمالی برای گسترش سلاح‌های هسته‌ای

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,سیاسی

فارین افرز: آنچه قدرت‌های هسته‌ای مشتاق از حملات اسرائیل به ایران آموختند
ویپین نارنگ، استاد امنیت هسته‌ای و علوم سیاسی در کالج فرانک استانتون و مدیر مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۴ به عنوان معاون اصلی و سپس دستیار موقت وزیر دفاع ایالات متحده در سیاست فضایی خدمت کرده است.
پرانای وادی، پژوهشگر ارشد هسته‌ای در مرکز سیاست امنیت هسته‌ای در موسسه فناوری ماساچوست است. او از سال ۲۰۲۲ تا ۲۰۲۵ به عنوان مدیر ارشد کنترل تسلیحات، خلع سلاح و عدم اشاعه در شورای امنیت ملی خدمت کرده است.
در ماه‌های پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایالات متحده با ایران در ماه ژوئن، تحلیلگران و سازمان‌های اطلاعاتی به طور گسترده در مورد میزان خسارت به برنامه هسته‌ای و رژیم ایران بحث کرده‌اند. هنوز مشخص نیست که چه مقدار از زیرساخت‌های هسته‌ای ایران باقی مانده است و با چه سرعتی، اگر اصلاً، می‌توان آن را بازسازی کرد. با این حال، در سطح استراتژیک، تأثیر جنگ غیرقابل انکار است: این جنگ نشان‌دهنده افول استراتژی هسته‌ای است که جمهوری اسلامی از دهه ۱۹۸۰، اغلب با موفقیت، دنبال کرده بود.

برای دهه‌ها، ایران نمونه بارز یک کشور بازدارنده هسته‌ای بود. این کشور به دنبال دانش و فناوری لازم برای تسلیحاتی کردن برنامه هسته‌ای خود بود، اما به دلایل سیاسی از انجام این کار خودداری کرد. این استراتژی آستانه، حداقل برای مدتی موفقیت‌آمیز بود. اگرچه هم اسرائیل و هم ایالات متحده سعی کردند از طریق خرابکاری و ترورهای هدفمند، برنامه هسته‌ای را به طور مداوم به تأخیر بیندازند، اما هیچ یک از این دو کشور آشکارا به تأسیسات هسته‌ای ایران حمله نکردند. سپس، در سال ۲۰۱۵، با امضای برنامه جامع اقدام مشترک (برجام)، به نظر می‌رسید که قمار رژیم نتیجه داده است: ایران در ازای پذیرش محدودیت‌هایی بر برنامه خود، از کاهش تحریم‌های بسیار مورد نیاز خود بهره‌مند شد. تهدید ایجاد شده توسط بازدارنده ایران، همراه با تمایل دولت دوم اوباما برای یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک جامع، منجر به مذاکره موفقیت‌آمیز برای توافق تاریخی شد که برنامه ایران را بسیار دورتر از بمب قرار داد.

اما از زمان جنگ ۱۲ روزه، آن استراتژی در حال فروپاشی است. حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل خسارات قابل توجهی به تأسیسات کلیدی نطنز، فردو و اصفهان وارد کرد و ساختار رهبری نظامی ایران را فلج کرد. ایران تمایل واشنگتن برای حمایت از اقدام نظامی اسرائیل و پیوستن به این کارزار را دست کم گرفت. امروز، ایران خود را در برابر حمله به سرزمین‌های وجودی و تلاش‌های تغییر رژیم آسیب‌پذیر می‌بیند، زیرا بمب احتمالاً بسیار دور از دسترس است و موقعیت مذاکره‌اش با غرب ضعیف‌تر از همیشه است.

شکست ایران به عنوان یک قدرت هسته‌ای در آستانه، استراتژی یکی دیگر از دشمنان ایالات متحده، یعنی کره شمالی، را توجیه می‌کند . برخلاف تهران، پیونگ یانگ تا حد زیادی از تأخیر در تسلیحاتی کردن برنامه خود اجتناب کرد؛ این کشور با استفاده از تعامل دوره‌ای برای آزمایش عزم ایالات متحده در مورد توافقات احتمالی، به طور معمول به تاکتیک‌های فریب و وقت‌کشی متکی بود و در طول مسیر، فشارهای دیپلماتیک و اقتصادی عظیمی را تحمل کرد. هنگامی که دیپلماسی شکست خورد، کره شمالی به سرعت برنامه خود را پیش برد، به طوری که رژیم کیم آماده بود تا از موضع قدرت بیشتری به هرگونه تعامل آینده نزدیک شود. در حالی که علی خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب، تلاش می‌کند تا در ایران تجدید قوا کند، کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی، با یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های در حال گسترش و تنوع در جهان و شرکای استراتژیک در پکن و مسکو، به عنوان نمونه‌ای از آنچه می‌توانست باشد، ظاهر می‌شود. برای کشورهای بالقوه تکثیرکننده، درس‌ها به طرز خطرناکی واضح هستند: منتظر نمانید تا به بمب دست یابید، فرض کنید قدرت‌های بزرگ حمله خواهند کرد و به اینکه دیپلماسی در دسترس است اعتماد نکنید. به عبارت دیگر، مانند کیم باشید، نه مانند خامنه‌ای. لحظه را از دست داد
تهران جاه‌طلبی و تخصص لازم برای گسترش برنامه انرژی هسته‌ای خود برای اهداف بالقوه نظامی را داشت. این برنامه دو دهه قبل در زمان محمدرضا شاه پهلوی آغاز شده بود و ایران در سال ۱۹۷۰ به پیمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) پیوست. در طول جنگ ایران و عراق در دهه ۱۹۸۰، جمهوری اسلامی اکتشافات مخفیانه فناوری‌های حساس‌تر، مانند غنی‌سازی اورانیوم، را آغاز کرد و با کمک کشورهای ثالث به کسب تخصص ادامه داد. از سال ۱۹۸۹، رژیم طرح موسوم به AMAD را تدوین کرد که نقشه راهی برای کارهای نظری و مهندسی مورد نیاز برای تسلیحاتی کردن پس از غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب ایجاد می‌کرد.

اما ایران از آستانه تسلیحاتی شدن عبور نکرد. این کشور به دلایل سیاسی، نه فنی، از این کار دست کشید: پس از افشای فعالیت‌های هسته‌ای مخفی ایران در آغاز قرن بیست و یکم، رهبران ایران طرح AMAD را کنار گذاشتند و ترجیح دادند از تلاش برای ساخت بمب در ازای دریافت کمک‌های اقتصادی و دیپلماتیک صرف نظر کنند. آنها همچنان به این نتیجه رسیدند که عبور از آستانه به عنوان عضوی از NPT، با وجود افزایش حضور نظامی ایالات متحده و آزادی عمل در خاورمیانه، به نفع امنیت و منافع استراتژیک ایران نیست. با این وجود، ایران – با هزینه هنگفت – تخصص فنی، نهادهای بوروکراتیک و زیرساخت‌های صنعتی مورد نیاز برای پیشبرد تحقیقات هسته‌ای غیرنظامی، تولید ایزوتوپ‌های پزشکی و تولید برق را حفظ کرد و در صورت تمایل، آن را برای استفاده نظامی تغییر کاربری داد. رژیم شرط بست که این برنامه آستانه به سه هدف ژئوپلیتیکی خدمت خواهد کرد: به ایران این امکان را می‌دهد که در صورت قریب‌الوقوع بودن تهدید وجودی، به سرعت بمب تولید کند. با عدم اطمینان هر دو کشور در مورد میزان نزدیکی تهران به ساخت بمب، از حمله نظامی اسرائیل یا ایالات متحده جلوگیری می‌کند. و با استفاده از محدودیت‌های این برنامه به عنوان یک ابزار چانه‌زنی برای رهایی از تحریم‌های اقتصادی تنبیهی، اهرم فشاری در برابر دشمنان خود در غرب فراهم می‌کند.
تقریباً دو دهه پس از توقف طرح آماد، ایران داوطلبانه از عبور از خط تولید سلاح‌های هسته‌ای خودداری کرد. حتی زمانی که دانشمندان هسته‌ای ایران زرادخانه اولیه‌ای متشکل از پنج سلاح را پیش‌بینی می‌کردند، رهبران سیاسی تهران در مورد اینکه آیا هدف برنامه این کشور دستیابی به زرادخانه سلاح‌های هسته‌ای است یا معامله بخش‌های بزرگی از آن در ازای امتیازات اقتصادی و سیاسی، مردد بودند. با این حال، آنها تا حد زیادی متقاعد شده بودند که نزدیک شدن به آستانه تسلیحاتی شدن، ملت را از حمله وجودی محافظت می‌کند. پس از سال‌ها سیاست مخاطره‌آمیز با دولت‌های جورج دبلیو بوش و اوبامای اول، به نظر می‌رسید که با انعقاد برجام، که به تهران اجازه می‌داد بخش‌هایی از برنامه را برای تقویت اعتبار و اقتصاد ایران معامله کند، حق با آنها ثابت شد.

اما برجام الزام دولت‌های آینده ایالات متحده به پایبندی به این توافق را الزامی نکرده بود و در دولت اول ترامپ ، ایالات متحده در سال ۲۰۱۸ از آن خارج شد. پس از این خیانت آشکار، ایران شروع به ذخیره مقادیر زیادی اورانیوم غنی‌شده، از جمله در سطوح خلوصی بسیار نزدیک به خلوص مورد نیاز برای ساخت بمب هسته‌ای، کرد. این اقدامات، اهرم مذاکره‌ای برای یک توافق آینده ایجاد کرد، اما همچنین یک بیمه‌نامه بالقوه در برابر دولت غیرقابل پیش‌بینی اول ترامپ و اسرائیل بود که تمایل خود را برای حمله به ایران پنهان نمی‌کرد. ترور هدفمند قاسم سلیمانی، ژنرال ایرانی، توسط ایالات متحده در سال ۲۰۲۰، احتمالاً این نگرانی‌ها را در ذهن رهبران ایران تشدید کرد.

پس از مذاکرات غیرمستقیم بی‌نتیجه در دوران دولت بایدن و اقدامات نظامی منطقه‌ای فزاینده و تهاجمی اسرائیل در پی حملات گستاخانه حماس در ۷ اکتبر، طبق برخی برآوردها، ایران ظرف چند روز به توانایی غنی‌سازی اورانیوم کافی برای ساخت بمب رسید. سرانجام، با بازگشت دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به کاخ سفید در سال ۲۰۲۵، پتانسیل حمله اسرائیل به ایران با حمایت آمریکا ناگهان به واقعیت تبدیل شد و نقص‌های استراتژی آستانه آشکار شد. در ماه ژوئن، تهران بهای تردید خود را پرداخت و ایالات متحده، برای اولین بار در دوران هسته‌ای، به تأسیسات هسته‌ای یک کشور دیگر حمله کرد. اگر ایران در سال ۲۰۰۳ از مرز هسته‌ای عبور کرده بود، ایالات متحده می‌توانست از چنین رویارویی مستقیمی که تمام خطرات حمله به یک دشمن مسلح به سلاح هسته‌ای را به همراه داشت، اجتناب کند.

ستاره شمالی
اینجاست که مورد متضاد کره شمالی آموزنده می‌شود. در دهه 1960، پیونگ یانگ، که با کره جنوبی ، متحد متعارف برتر ایالات متحده در مرز خود، تحت شرایط آتش‌بس، نه صلح، روبرو بود، برنامه‌ای را با تمرکز بر انرژی هسته‌ای آغاز کرد. اما در طول جنگ سرد، به دنبال حمایت برای توسعه سلاح هسته‌ای از اتحاد جماهیر شوروی و چین بود. کره شمالی در اوایل دهه 1990 با امتناع از همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) برای رسیدگی به اعلامیه‌های ناقص خود در مورد برنامه هسته‌ای خود، بحرانی را برانگیخت و منجر به سوءظن بین‌المللی مبنی بر انجام فعالیت‌های غیرقانونی مرتبط با سلاح‌ها شد. ایالات متحده در سال 1993 به طور جدی حمله به راکتور یونگ‌بیون کره شمالی را در نظر داشت، حتی نقشه‌های نظامی برای حمله به این سایت با مهمات نفوذی که توسط بمب‌افکن‌های رادارگریز پرتاب می‌شدند، طراحی کرد. اما دولت کلینتون از ترس اینکه حمله می‌تواند منجر به تلافی علیه کره جنوبی و جنگی گسترده‌تر شود، این ایده را لغو کرد و در عوض به دنبال یک راه حل دیپلماتیک بود. نتیجه، چارچوب توافق‌شده‌ی ۱۹۹۴ بود که کره شمالی را ملزم می‌کرد ساخت رآکتورهای هسته‌ای مشکوک به استفاده در تولید سلاح را متوقف کند و قابلیت‌های تولید پلوتونیوم موجود این کشور را تحت رژیم بازرسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار دهد. در عوض، ایالات متحده و سایر شرکا موافقت کردند رآکتورهای هسته‌ای با قابلیت استفاده کمتر برای کار سلاح‌های هسته‌ای را در اختیار کره شمالی قرار دهند و سوخت لازم برای رفع نیازهای انرژی را که کیم ایل سونگ، رهبر کره شمالی، به عنوان دلیل ساخت رآکتورهای هسته‌ای ذکر کرده بود، تأمین کنند.

اما پیونگ یانگ با رویکردی ریاکارانه به چارچوب توافق‌شده (و هر ابتکار دیپلماتیک هسته‌ای بعدی) نزدیک شد، اغلب به عنوان یک تاکتیک وقت‌کشی، در حالی که اعضای متوالی سلسله کیم برنامه تسلیحات هسته‌ای را در اولویت قرار دادند و تا حد امکان منابع خود را به دنبال کردن قابلیت تسلیحات هسته‌ای اختصاص دادند. برخلاف ایران، کره شمالی علاقه کمی به معامله بخش‌های قابل توجهی از برنامه خود در ازای لغو تحریم‌ها قبل از دستیابی به سلاح هسته‌ای پس از فروپاشی چارچوب توافق‌شده در سال ۲۰۰۳ نشان داد. هنگامی که اطلاعات خارجی یا ناظران بین‌المللی در جریان دیپلماسی هسته‌ای، فعالیت اعلام‌نشده‌ای را آشکار می‌کردند، کره شمالی با آزمایش موشک یا تحریک سئول، فشار را افزایش می‌داد. وقتی ایالات متحده و متحدانش تهدید به تلافی یا حمله کردند، مانند ماجرای یونگ‌بیون، یا پس از آنکه ایالات متحده در واکنش به تعطیلی مجدد تأسیسات کره شمالی تحت چارچوب توافق‌شده، نقض تعهدات NPT و خروج آن از این پیمان در سال ۲۰۰۳، بمب‌افکن‌های خود را در حالت آماده‌باش قرار داد، کیم ایل سونگ و بعداً کیم جونگ ایل به سمت دیپلماسی روی آوردند و با فریبکاری قول دادند که فعالیت‌های مرتبط با تسلیحات را متوقف کرده و به دیپلماسی حسن نیت روی آورند. در تمام این مدت، کره شمالی به طور مداوم زیرساخت‌های هسته‌ای، طراحی‌های تسلیحاتی و برنامه‌های موشکی خود را توسعه می‌داد و اغلب کار را بین لحظات مهم تعامل با ایالات متحده تسریع می‌کرد.

امروز، کیم جونگ اون بر روی یکی از سریع‌ترین زرادخانه‌های هسته‌ای رو به رشد جهان نشسته است، با گزینه‌های متنوعی برای حمله به کره جنوبی و ژاپن، از جمله سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی احتمالی و موشک‌های دوربرد برای هدف قرار دادن ایالات متحده. با این زرادخانه، رهبر کره شمالی به توانایی خود در جلوگیری از حمله ایالات متحده یا کره جنوبی یا تلاش برای تغییر رژیم اطمینان بیشتری دارد. وضعیت ایران نیز نمی‌توانست متفاوت‌تر از این باشد. با توجه به اینکه برنامه نظامی و هسته‌ای او حداقل به طور موقت از هم پاشیده و رژیمش شکننده است، خامنه‌ای بهای عدم تأمین بیمه هسته‌ای را پرداخته است. تندروهای ایران ممکن است احساس کنند که عدم تسلیحاتی کردن و دنبال کردن دیپلماسی با قدرت‌های بزرگ، ایران را در برابر حملاتی آسیب‌پذیر کرده است که استراتژی قاطع کره شمالی در زمینه گسترش سلاح‌های هسته‌ای به جلوگیری از آنها کمک کرده است.

تاریکی
همانطور که تجربه ایران نشان داده است، استراتژی آستانه گسترش سلاح‌های هسته‌ای نه تنها برای بازداشتن کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای کافی به نظر نمی‌رسد، بلکه ممکن است تمایل آنها را برای حمله پیشگیرانه به این برنامه افزایش دهد، زیرا آنها در مورد وضعیت واقعی تسلیحاتی شدن آن بی‌اطلاع می‌مانند. حفظ مبنای فنی برای توانایی توسعه سریع سلاح‌های هسته‌ای – آنچه استراتژیست‌های هسته‌ای آن را تأخیر می‌نامند – به اندازه داشتن قابلیت‌های هسته‌ای، بازدارندگی مؤثری ندارد. برعکس، کشوری با یک برنامه هسته‌ای نهفته، هدف مناسبی برای دشمنان و کشورهای مخالف گسترش سلاح‌های هسته‌ای است که به دنبال جلوگیری از تسلیحاتی شدن هستند و ممکن است وسوسه شوند قبل از اینکه فرصت انجام این کار بسته شود و کشور بتواند به طور موجهی تهدید به انتقام هسته‌ای کند، سریعاً اقدام کنند.

اسرائیل در ماه ژوئن چنین فرصتی را دید و از آن نهایت استفاده را برد و حمله‌ای را انجام داد که نتانیاهو و جناح راست اسرائیل سال‌ها آرزوی آن را داشتند. برای قدرت‌های مشتاق هسته‌ای، درس روشن بود: تبلیغ و نمایش برنامه هسته‌ای در برابر قدرت‌های نظامی بسیار قوی‌تر، بدون داشتن بمب هسته‌ای برای جلوگیری از حمله پیشگیرانه، یک بازی خطرناک است. بعید است که گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای این اشتباه را تکرار کنند. گسترش‌دهندگان بالقوه سلاح‌های هسته‌ای مانند لهستان، عربستان سعودی، کره جنوبی، اوکراین و امارات متحده عربی، علاوه بر اینکه تسلیحاتی شدن را تا زمانی که ایران انجام داد به تعویق نمی‌اندازند، احتمالاً امنیت عملیاتی بالاتر را در اولویت قرار می‌دهند و سعی می‌کنند برنامه‌های خود را از ضد گسترش‌دهندگان سلاح‌های هسته‌ای به طور مؤثرتری نسبت به ایران پنهان کنند. گسترش‌دهندگان آینده سلاح‌های هسته‌ای احتمالاً به دنبال تسلیحاتی شدن با حداکثر سرعت ممکن خواهند بود و این کار را مخفیانه انجام خواهند داد.

برخلاف برنامه ایران که نمی‌توانست در طول دوره طولانیِ احتیاط و روند دیپلماتیکِ پر فراز و نشیبی که طی آن تهران مجبور شد در مورد فعالیت‌های خود شفاف‌تر باشد، پنهان بماند، این برنامه‌های بالقوه ممکن است نه در مراحل پیش از تسلیحاتی شدن به عنوان اهرم دیپلماتیک، بلکه تنها پس از اعلام یا آزمایش سلاح هسته‌ای آشکار شوند. بنابراین، گسترش‌دهندگان آینده ممکن است حاضر باشند با زیرزمینی کردن کامل برنامه خود، سرعت را فدای امنیت کنند و هر آنچه را که می‌توانند از صنعت و فناوری هسته‌ای غیرنظامی خود به دست آورند. چنین رویکردی ممکن است برای رژیم‌های کاملاً بسته آسان‌تر از دموکراسی‌ها باشد. با این وجود، حتی برای دموکراسی‌های باز نیز این امکان وجود دارد که برنامه‌های تسلیحاتی کوچک و مؤثر مخفیانه داشته باشند – هند، ظاهراً اسرائیل و آفریقای جنوبی همگی تلاش‌های مخفیانه‌ای برای تسلیحاتی شدن انجام داده‌اند. گسترش‌دهندگان، از جمله دموکراسی‌ها، ممکن است حاضر باشند رسوایی بین‌المللی نهایی را که با نقض یا خروج از توافق‌نامه‌های عدم اشاعه به نام امنیت ملی همراه است، بپذیرند.

مورد سوریه بشار اسد را در نظر بگیرید . در دهه اول قرن بیست و یکم، همزمان با اینکه ایران طرح AMAD را متوقف کرد، سوریه با عجله به ساخت و تقریباً تکمیل یک برنامه مخفی سلاح‌های هسته‌ای پرداخت. اما در سال ۲۰۰۷، اطلاعات اسرائیل به طور اتفاقی به شواهدی از یک رآکتور هسته‌ای سوریه – یک ماکت مینیاتوری از تأسیسات یونگ‌بیون کره شمالی – که در یک مجتمع روی زمینی نامشخص در نزدیکی رودخانه فرات قرار داشت، برخورد کرد. با توجه به اینکه این رآکتور احتمالاً تنها چند هفته تا سوخت‌گیری فاصله داشت (پس از آن حمله به آن از نظر زیست‌محیطی خطرناک بود)، اسرائیل آن را با حملات هوایی هدف قرار داد. با این حال، این ماجرا درس عبرتی در مورد برنامه‌های مخفی ارائه داد. سوریه با وجود قرار گرفتن در فهرست نظارت بر گسترش سلاح‌های هسته‌ای غرب، توانست امنیت عملیاتی چشمگیری را برای یک رآکتور هسته‌ای روی زمینی حفظ کند. تنها یک تلاش اطلاعاتی مصمم – و کمی شانس – برنامه سلاح‌های هسته‌ای را کشف کرد. حتی اگر آنها از شتاب کره شمالی برای دستیابی به بمب دست بردارند، گسترش‌دهندگان هسته‌ای در آینده به احتمال زیاد به مدل مخفیانه سوریه روی خواهند آورد تا مدل شفاف‌تر ایران.

پیشنهاد نهایی
جنگ ۱۲ روزه علاوه بر پایان استراتژی هسته‌ای آستانه، احتمالاً پیامد مهم دیگری نیز خواهد داشت. این جنگ، دیپلماسی با کشورهای آینده که مشتاق سلاح‌های هسته‌ای هستند را به طرز فوق‌العاده‌ای دشوار خواهد کرد. در مورد ایران، تندروها اکنون ممکن است قدرت بیشتری در داخل رژیم و نفوذ بیشتری در رهبر معظم انقلاب داشته باشند. آنها همچنین می‌توانند به طور قانع‌کننده‌ای ایالات متحده و اسرائیل را که همزمان با مذاکرات تهران با واشنگتن وارد عمل شدند، ناتوان و بی‌میل به یافتن مسیر دیپلماتیک به جلو نشان دهند. در واقع، واشنگتن و تهران اکنون با چیزی روبرو هستند که محقق جیمز فیرون آن را «مشکل تعهد» توصیف کرده است. هر دو طرف ممکن است نتیجه دیپلماتیک را ترجیح دهند، اما انگیزه‌های قوی برای اجتناب از مذاکرات دارند، به ویژه از آنجایی که هر طرف اعتماد کمی به دیگری دارد و فرض می‌کند که در هر توافق آینده‌ای نقض عهد خواهد کرد. در ایالات متحده، قطب‌بندی شدید همچنان مانع جایگزینی مناسب و دو حزبی برای برجام خواهد شد.

رهبر معظم انقلاب با اعتماد به ایالات متحده یا گروه 1+5 – گروهی از کشورهای عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد که در توافق 2015 حضور داشتند – از جنگ بیرون نیامد. در عوض، او اکنون ممکن است معتقد باشد که تنها بیمه‌ای که دشمنان ایران به آن احترام خواهند گذاشت، سلاح هسته‌ای است. او همچنین احتمالاً می‌خواهد هرگونه مذاکره آینده را از موضع قدرت دنبال کند. در حالی که فرانسه، آلمان و بریتانیا در پاسخ به عدم پایبندی ایران به تعهدات هسته‌ای خود، اعمال مجدد تحریم‌های سازمان ملل متحد با مکانیزم ماشه را دنبال می‌کنند، مجلس شورای اسلامی ایران در حال بررسی قانونی است که خروج از NPT را توصیه می‌کند و یادآور گام مهمی است که کره شمالی دو دهه پیش در مسیر دستیابی به بمب برداشته است.

سیاست‌گذاران آمریکایی هنوز هم می‌توانند کسانی را که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای دارند از دنبال کردن بمب منصرف کنند. ارکان مهم سیاست عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای آمریکا، حتی در چالش‌برانگیزترین روزهای جنگ سرد و پس از آن، در آزمون زمان سربلند بیرون آمده‌اند. با پایبندی به معماری بازدارندگی گسترده ایالات متحده و تقویت آن، می‌توان به متحدان و شرکای ایالات متحده در اروپا و آسیا اطمینان داد تا آنها به دنبال پوشش امنیتی بمب هسته‌ای خود نباشند و با تلاش برای دستیابی به آن، حملات خطرناکی را به خود دعوت نکنند. مقامات آمریکایی باید هزینه‌های دنبال کردن سلاح هسته‌ای را برای هر کسی که قصد گسترش سلاح‌های هسته‌ای را دارد، از جمله قطع کمک‌های نظامی، توقف تجارت مرتبط با هسته‌ای، اعمال تحریم‌ها و تهدید به اقدام نظامی، تأکید و روشن کنند. و از همه مهم‌تر، رهبران ارشد باید سابقه چشمگیر NPT و رژیم عدم گسترش سلاح‌های هسته‌ای را تصدیق و احترام کنند: اینکه فقط نه کشور دارای سلاح هسته‌ای هستند، نه ۲۵ کشوری که جان اف کندی، رئیس جمهور ایالات متحده، زمانی پیش‌بینی کرده بود، نتیجه شانس کورکورانه نیست. این محصول دهه‌ها توجه در سطح ریاست جمهوری در طول جنگ سرد است، زمانی که سیاست هسته‌ای یک موضوع استراتژی کلان بود و نه یک حوزه تخصصی، و دیپلماسی قوی و مداوم عدم اشاعه در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده در اولویت قرار داشت.
اما تهدید ایالات متحده به لغو ۸۰ سال تجربه و عملکرد عمدتاً موفق در سیاست عدم اشاعه، انگیزه‌هایی را برای متحدان و دشمنان ایجاد می‌کند تا به دنبال سیاست‌های بیمه هسته‌ای خود باشند. جنگ ۱۲ روزه هیچ کمکی به آنها نخواهد کرد تا از این تصور اشتباه رهایی یابند. برای کسانی که در آینده به دنبال اشاعه سلاح‌های هسته‌ای خواهند بود، تکیه بر ایالات متحده برای تحقق وعده توافقی مانند توافقی که در سال ۲۰۱۵ با ایران امضا کرد، شرط‌بندی بدی به نظر می‌رسد. کیم جونگ ایل سرانجام به این نتیجه رسید که خطرات معامله با ایالات متحده و سیستم آشفته ایالات متحده، ارزش سود آن را ندارد. پسرش بر این دیدگاه تأکید بیشتری کرد. مقامات ایرانی ممکن است فرض کرده باشند که ترامپ در دوره دوم ریاست جمهوری خود دیپلماسی را تهاجمی‌تر دنبال خواهد کرد، همانطور که رویکرد دولت او در بهار ۲۰۲۵ به ایران نشان می‌داد. اما این امید در ماه ژوئن به طور ناگهانی با تخریب تأسیسات اصلی که ایران را بیش از هر زمان دیگری به آستانه سلاح هسته‌ای نزدیک کرده بود، پایان یافت.

حتی پس از این عقب‌گرد شدید، پیشرفت‌های فنی و پایگاه دانش ایران و مقادیر قابل توجهی از مواد هسته‌ای که قبلاً جمع‌آوری کرده بود، احتمالاً باقی مانده است. تهران ممکن است هنوز فرصتی برای بازگشت به برنامه هسته‌ای خود پیدا کند و اگر این اتفاق بیفتد، ممکن است رویکرد کره شمالی را در پیش بگیرد و تا رسیدن به بمب متوقف نشود. با انجام این کار، ممکن است مسیر خود را به سمت یک بیمه‌نامه برای یک عصر هسته‌ای جدید و پر هرج و مرج پیدا کند. به طور متناقضی، اقدام نظامی واشنگتن علیه برنامه هسته‌ای ایران ممکن است حرکت گسترش‌دهندگان بالقوه به سمت بمب را تسریع، سخت‌تر و پنهان کرده باشد.

No responses yet

Aug 29 2025

بریتانیا، فرانسه و آلمان روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه برای بازگشت تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را آغاز کردند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اقتصادی,امنیتی,بحران هسته‌ای,برجام,جنگ

بی‌بی‌سی: بریتانیا، فرانسه و آلمان روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه برای بازگرداندن خودکار تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را آغاز کرده‌اند. اقدامی که عباس عراقچی، وزیرخارجه ایران آن را محکوم و غیرقانونی خوانده است.

این سه کشور اروپایی که از امضاکنندگان «برنامه جامع اقدام مشترک» موسوم به برجام هستند، روز پنجشنبه با ارسال نامه‌ای به شورای امنیت سازمان ملل روند فعال سازی مکانیسم ماشه را آغاز کردند.

بریتانیا، فرانسه و آلمان پنجشنبه – ۶ شهریور/۲۹ اوت – در بیانیه‌ای مشترک دلایلی را برای توجیه اقدامشان در خصوص فعال‌سازی مکانیسم ماشه عنوان کرده‌اند.

این کشورها به سیر تاریخی پرونده هسته‌ای ایران اشاره کرده و با بر شمردن موارد و نمونه‌هایی، جمهوری اسلامی را به نقض «آشکار و عمدی» برجام متهم کردند؛ از جمله این موارد، «زیرپا گذاشتن محدودیت‌های تعیین شده در برجام در زمینه غنی‌سازی‌، آب سنگین، سانتریفوژها و محدودیت دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی برای نظارت» بر فعالیت‌های هسته‌ای ایران عنوان شده است.

وزارت خارجه ایران هم در بیانیه‌ای اقدام بریتانیا، فرانسه و آلمان را به عنوان «تلاشی غیرقانونی و ناموجه برای بازگرداندن قطعنامه‌های لغو‌شده» محکوم کرده و این سه کشور را به «تحریف زنجیره رویدادها» متهم کرده است.

در این بیانیه آمده است که «فارغ از همه بحث‌های حقوقی و سیاسی مربوط به سوابق موضوع، سوءاستفاده از سازوکار مذکور در شرایطی که تاسیسات هسته‌ای ایران در اثر حمله غیرقانونی یک عضو سابق برجام شدیدا آسیب دیده نشانه‌ای آشکار از سوءنیت است.»

ایران هشدار داده است که «تصمیم سه کشور اروپایی به‌شدت روند جاری تعاملات و همکاری‌های ایران و آژانس را تضعیف خواهد کرد» و با «پاسخ‌های مقتضی» همراه خواهد بود.

اقدام این سه امضا کننده برجام برای فعال‌سازی مکانیسم ماشه دو روز پس از نشست‌شان با ایران در ژنو صورت می‌گیرد که بنابر گزارش‌ها نتیجه ملموسی نداشت.

بریتانیا، فرانسه و آلمان پیشتر تا پایان ماه اوت (سه روز دیگر) به ایران مهلت داده‌ بودند که راه‌ حل دیپلماتیکی برای پرونده هسته‌ای خود پیدا کند وگرنه مکانیسم ماشه را فعال خواهند کرد.

عباس عراقچی، وزیرخارجه ایران در واکنش به این اقدام تروئیکای اروپایی در کانال تلگرامی خود ابراز امیدواری کرده که سه کشور اروپایی «با اتخاذ رویکردی مسئولانه و درک واقعیت‌های موجود، این حرکت نادرست خود را ظرف روزهای پیش رو به نحو مناسب اصلاح کنند.»

بخوانید: مکانیسم ماشه چیست و اگر فعال شود چه سرنوشتی در انتظار ایران است؟

این مکانیسم برای بازگشت خودکار تحریم‌‌های بین‌المللی در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد گنجانده شده است؛ قطعنامه‌ای که ۱۰ سال پیش به تصویب رسید و کشورهای عضو سازمان ملل متحد را به اجرای مفاد «برنامه جامع اقدام مشترک» موسوم به برجام، متعهد می‌کند.

ایران برنامه هسته‌ای خود را صلح‌آمیز می‌خواند و قبلا هشدار داده بود که چنانچه کشورهای غربی برای فعال کردن مکانیسم ماشه علیه این کشور در شورای امنیت سازمان ملل متحد اقدام کنند، ممکن است همکاری‌های خود با آژانس را به طور کامل متوقف کند.

این درحالی است که دیروز گزارش شد که بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که در جریان جنگ دوازده روزه با اسرائیل ایران را ترک کرده بودند، دوباره در این کشور مستقر شده‌اند و از نیروگاه هسته‌ای بوشهر هم بازدید کردند.

این جنگ منجر به تصویب قانون الزام دولت به تعلیق همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی در مجلس ایران شد که براساس آن ورود بازرسان آژانس تا زمان «تضمین امنیت مراکز و دانشمندان هسته‌ای» ممنوع شده و فقط با اجازه شورای امنیت ملی امکان‌پذیر است.

همین امر دیروز باعث اعتراض شدید شماری از نمایندگان مجلس ایران شد که قانونی بودن حضور و فعالیت بازرسان آژانس در ایران را زیر سوال بردند؛ هرچند در پی این انتقادات، وزیر خارجه و رئیس مجلس ایران هر دو اطمینان دادند که این کار با اجازه شورای عالی امنیت ملی صورت گرفته است.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، گفت: «ورود بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران با تصمیم شورای عالی امنیت ملی و برای نظارت بر تعویض سوخت نیروگاه بوشهر انجام شده است.»

او همچنین تاکید کرد که «هنوز هیچ متن نهایی درباره چارچوب همکاری جدید با آژانس تأیید نشده و دیدگاه‌ها در حال تبادل هستند.»

این درحالی است که رافائل گروسی، مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، دیروز خواستار دسترسی بازرسان به همه تاسیسات هسته‌ای ایران شد، از جمله تاسیساتی که هدف حملات آمریکا و اسرائیل قرار گرفته است.

آقای گروسی دیروز در واشنگتن با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا دیدار و گفتگو کرد. پرونده هسته‌ای ایران از جمله موضوعات مورد گفتگو در این دیدار بوده است.

سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان در حالی روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه را آغاز کرده‌‌اند که برای این کار حداکثر حدود یک ماه و نیم دیگر فرصت داشتند.

بر اساس قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت، توسل به مکانیسم ماشه فقط تا ۱۸ اکتبر سال جاری میلادی (۱۰ سال پس از آغاز اجرای برجام) امکان‌پذیر است و پس از آن اعمال دوباره تحریم‌های بین‌المللی نیازمند رای‌گیری در شورای امنیت است که روسیه در آن حق وتو دارد.

تحلیلگران می‌گویند کشورهای اروپایی سعی دارند روند فعال‌سازی مکانیسم ماشه را تا پیش از ماه اکتبر که روسیه ریاست دوره‌ای شورای امنیت را بر عهده می‌گیرد، تکمیل کنند.

سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان به همراه ایالات متحده، چین و روسیه از امضاکنندگان «برنامه جامع اقدام مشترک» موسوم به برجام بودند؛ توافقی که در آن به ایران مشوق‌هایی داده شد تا غنی‌سازی اورانیوم را محدود کند.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در دوره اول ریاست جمهوری‌اش از این توافق خارج شد و تحریم‌های جدیدی علیه ایران وضع کرد. اما بریتانیا، فرانسه و آلمان در آن زمان گفتند که به توافق پایبند می‌مانند و قصد دارند به تجارت با ایران ادامه بدهند. در نتیجه این امر، تحریم‌های سازمان ملل و اتحادیه اروپا علیه ایران دوباره برقرار نشدند.

اما مکانیسمی که اروپاییان برای جبران بازگشت تحریم‌های آمریکا در نظر گرفتند در عمل چندان موثر واقع نشد و بسیاری از شرکت‌های غربی مجبور شدند تجارت با ایران را متوقف کنند.

مکانیسم ماشه چیست؟

مکانیسم ماشه، که در متن برجام با عنوان «سازوکار حل‌وفصل اختلاف» آمده، ابزاری است که به کشورهای عضو توافق اجازه می‌دهد در صورت نقض تعهدات از سوی ایران، روندی رسمی را برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی آغاز کنند.

این روند در بندهای ۳۶ و ۳۷ برجام توضیح داده شده و به این صورت عمل می‌کند:

  • اگر یکی از طرف‌های مقابل ایران در برجام احساس کند که طرف دیگر به تعهداتش پایبند نیست، می‌تواند شکایت خود را به «کمیسیون مشترک» (نهاد نظارتی بر اجرای برجام) ارائه دهد.
  • کمیسیون ۱۵ روز فرصت دارد تا موضوع را بررسی و حل‌وفصل کند. اگر اختلاف حل نشد، موضوع به سطح وزیران خارجه ارجاع می‌شود که آن‌ها نیز ۱۵ روز دیگر فرصت دارند.
  • در صورت ادامه اختلاف، کمیسیون ۵ روز دیگر برای تلاش نهایی فرصت دارد.
  • اگر پس از این ۳۵ روز، کشور شاکی همچنان قانع نشد، می‌تواند موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع دهد.

در این مرحله، شورای امنیت باید ظرف ۳۰ روز درباره ادامه تعلیق تحریم‌ها رای‌گیری کند. اما نکته مهم اینجاست که اگر حتی یکی از اعضای دائم شورای امنیت (آمریکا، روسیه، چین، فرانسه یا بریتانیا) این قطعنامه را وتو کند، تحریم‌های سازمان ملل به‌طور خودکار و بدون نیاز به رای‌گیری جدید بازمی‌گردند. به همین دلیل، این سازوکار به نام «مکانیسم ماشه» یا «بازگشت خودکار تحریم‌ها» شناخته می‌شود.

همچنین در پیوست اول برجام، سازوکاری برای دسترسی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به سایت‌های مشکوک ظرف ۲۴ روز پیش‌بینی شده است. اگر ایران همکاری نکند، این موضوع نیز می‌تواند در نهایت به فعال‌سازی مکانیسم ماشه منجر شود.

در سال ۲۰۲۰، آمریکا تلاش کرد از مکانیسم ماشه برای بازگرداندن تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران استفاده کند، اما اکثریت قاطع اعضای شورای امنیت، از جمله متحدان نزدیک واشنگتن مانند فرانسه و بریتانیا، اعلام کردند که آمریکا با خروج رسمی‌اش از برجام در سال ۲۰۱۸، دیگر «عضو مشارکت‌کننده» در این توافق محسوب نمی‌شود و بنابراین از نظر حقوقی حق استفاده از این سازوکار را ندارد.

شمشیر بازگشت تحریم‌های هسته‌ای علیه ایران؛ بهای گزاف برای برنامه‌ای که «دیگر وجود ندارد» یا «به شدت آسیب دیده است؟»

شبنم شعبانی – بی‌بی‌سی

سه کشور اروپایی امروز رسماً به شورای امنیت اطلاع دادند که سازوکار اسنپ‌بک یا همان مکانیسم ماشه را فعال می‌کنند. این همان ابزاری است که در قطعنامه ۲۲۳۱ تعبیه شده بود و اگر در ماه اکتبر پیش‌رو براساس برجام منقضی می‌شد، برای همیشه از بین می‌رفت. بنابراین شاید تا حدودی روشن باشد ‌‌که چرا اروپا نمی‌توانست اجازه دهد این ابزار از دست برود، بدون آنکه ایران به گفته آنها با «پایبندی کامل» به مذاکرات بازگردد.

به عبارتی دیگر به نظر می‌رسد که برای لندن، پاریس و برلین، هزینه از دست دادن این ابزار بسیار بیشتر می‌توانست باشد تا هزینه رویارویی و تنش دیپلماتیک با ایران مشابه آن چه تا کنون در جریان بوده است.

هم‌زمان، روسیه پیش‌نویس قطعنامه‌ای را برای تعویق مکانیسم ماشه ارائه کرده است، اما تقریبا همه در محافل مطبوعانی و سیاسی بر این نظرند که این پیش‌نویس پشتوانه کافی ندارد و شانس زیادی برای تصویب نخواهد داشت. تلاش مسکو بیشتر شاید یک مانور سیاسی با در نظر گرفتن منافع ملی خود باشد تا یک مسیر واقعی برای باز گردن گره کور پرونده هسته‌ای ایران.

اروپا بارها تأکید کرده است که هدف نهایی‌اش دستیابی به یک توافق جامع است: توافقی که بتواند بحران هسته‌ای ایران را به‌طور کامل حل کند. اما تا زمانی که چنین توافقی به دست نیاید، دستکم به زعم اروپایی‌ها اسنپ‌بک تنها گزینه‌ای است که نمی‌توان از آن صرف‌نظر کرد.

ایران حالا در صورت بازگشت تحریم‌ها بهای سنگینی خواهد پرداخت: برای برنامه‌ای که دست‌کم در جنگ ۱۲ روزه در واقع یا از بین رفته و یا آن‌چنان آسیب دیده که تنها با هزینه هنگفت مالی، زمانی، امنیتی و سیاسی دوباره از زیر آوار بیرون آورده خواهد شد.

پرسش بزرگ همین ‌جا است: آیا ایران می‌خواهد همچنان این هزینه سنگین را پرداخت کند؟ هزینه‌ای که با وضعیت فعلی روابط قدرت در جهان، و حقیقت جاری روی زمین در خاورمیانه جنگ‌زده، نه در قالب پیشرفت واقعی هسته‌ای، بلکه در شکل انزوای بین‌المللی، تحریم‌های گسترده و فشار دیپلماتیک، گریبان ایران را بیش از از پیش خواهد فشرد.

واکنش‌ها؛ از «غیرقانونی» و «بی‌اثر» خواندن تا رکود جدید طلا

  • تنها ساعاتی پس آغاز روند مکانیسم ماشه توسط سه کشور اروپایی، رسانه‌ها در ایران از ثبت رکورد تاریخی طلا در این کشور خبر می‌دهند. شرق روز پنجشنبه از رسیدن بهای طلای ۱۸ عیار به ۸ میلیون و ۴۲۷ هزار تومان برای هر گرم خبر داد و آن را ثبت یک رکورد تاریخی گزارش کرد.همزمان بهای دلار در ایران روز چهارشنبه به ۱۰۱ هزار تومان رسید.
  • حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت خارجه ایران می‌گوید این کشور تحریم‌های شورای امنیت که در پی فعال شدن مکانیسم ماشه عله برنامه هسته‌ای ایران به اجرا گذاشته خواهد شد را «قبول ندارد». آقای قنبری روز پنجشنبه در یک گفتگوی تلویزیونی وضعیت کشورش در صورت فعال شدن مکانیسم ماشه را به قبل و بعد از خروج آمریکا از برجام تشبیه کرد و گفت «مگر خروج آمریکا از برجام چه تاثیری بر صادرات نفت ما گذاشت؟»
  • نماینده ایران در سازمان ملل می‌گوید با فعال شدن مکانیسم ماشه، اعضای شورای امنیت سازمان ملل در لحظه‌ای تعیین‌کننده قرار دارند. نماینده ایران در سازمان ملل ضمن استقبال از پیش‌نویس قطعنامه روسیه و چین برای تمدید فنی و دیپلماسی برجام، عواقب فعال شدن مکانیسم ماشه را «وخیم» خواند. در بیانیه نمایندگی ایران آمده: «واکنش سه کشور اروپایی به این پیش‌نویس در نهایت نشان خواهد داد که آیا آنها واقعاً به دیپلماسی متعهد هستند یا بحران را به پیش می‌برند.»

No responses yet

Aug 27 2025

سه کشور اروپایی عضو برجام احتمالاً پنجشنبه روند «مکانیسم ماشه» را علیه ایران کلید می‌زنند

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,بحران هسته‌ای,برجام,سیاسی

تروئیکای اروپایی پیشنهاد داده‌اند که اگر ایران دربارهٔ ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ خود شفاف‌سازی کند، آغاز مکانیسم ماشه تا شش ماه به تعویق بیفتد

رادیوفردا: چهار دیپلمات غربی به خبرگزاری رویترز گفته‌اند که بریتانیا، فرانسه و آلمان، موسوم به تروئیکای اروپایی، احتمالاً از روز پنج‌شنبه، ششم شهریور، روند فعال‌سازی «مکانیسم ماشه» را آغاز خواهند کرد.

این منابع روز چهارشنبه در عین حال گفتند که این سه کشور امیدوارند تهران در ۳۰ روز آینده تعهداتی دربارهٔ برنامه هسته‌ای خود ارائه دهد تا مانع از اجرای عملی این تصمیم شوند.

نمایندگان تروئیکای اروپایی روز چهارم شهریور با نمایندگان ایران دیدار کردند تا پیش از موعد میانهٔ اکتبر، زمانی که اختیار بازگرداندن تحریم‌ها علیه ایران را از دست می‌دهند، دیپلماسی را احیا کنند.

اما سه دیپلمات اروپایی و یک دیپلمات غربی به رویترز گفتند این گفت‌وگوها به تعهدات ملموس از سوی ایران منجر نشد، هرچند هنوز امکان ادامهٔ مذاکره وجود دارد.

به گفتهٔ این منابع، روند بازگرداندن تحریم‌ها احتمالاً از پنج‌شنبه کلید می‌خورد و شامل بازگشت تحریم‌های مالی، بانکی، انرژی و دفاعی ایران خواهد بود.

سازوکار ماشه عنوانش به صورت مستقیم در برجام نیامده، اما اجرای «مکانیسم ماشه» به این معنا است که تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران که در سال ۱۳۹۴ بر اساس برجام ملغی شده بود، بازخواهد گشت.

سه کشور اروپایی طرف برجام بارها به تهران هشدار داده‌اند که اگر برای حل‌وفصل برنامۀ هسته‌ای خود گفت‌وگو نکند، از این سازوکار که به معنی بازگشت خودکار تحریم‌ها است، استفاده خواهند کرد.

🚨🇫🇷🇬🇧🇩🇪🇪🇺🇮🇷☢️A senior European diplomat involved in the Iran talks tells me: “European leaders are nearing a decision on starting the snapback process against Iran. It would take a diplomatic miracle to prevent that from happening”

— Barak Ravid (@BarakRavid) August 27, 2025

این روند در شورای امنیت سازمان ملل ۳۰ روز طول می‌کشد تا اجرایی شود.

یک دیپلمات غربی گفته است «مذاکرات واقعی از زمانی آغاز می‌شود که نامه رسمی به شورای امنیت ارسال شود».

وزارت خارجه آلمان تأیید کرده که «مکانیسم ماشه» همچنان روی میز است، اما لندن و پاریس واکنش فوری نشان نداده‌اند. تهران هشدار داده است که در صورت بازگرداندن تحریم‌ها «پاسخی سخت» خواهد داد.

بازگشت بازرسان

این تحولات هم‌زمان با بازگشت بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به ایران رخ داده است.

در پی جنگ ۱۲ روزه و بمباران تأسیسات هسته‌ای ایران توسط اسرائیل و آمریکا، تهران همکاری با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را تعلیق کرد و بازرسان این نهاد ناظر سازمان ملل نیز ایران را ترک کردند.

رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، روز چهارم شهریور گفت بازرسان اجازه ورود به کشور یافته‌اند، اما هنوز توافقی دربارهٔ محدودهٔ دسترسی آنان یا نحوه همکاری کامل با تهران وجود ندارد.

عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، نیز به نمایندگان مجلس گفته است توافقی دربارهٔ ازسرگیری کامل همکاری با آژانس به دست نیامده است.

تروئیکای اروپایی پیشنهاد داده‌اند اگر ایران بازرسی‌های کامل آژانس را از سر بگیرد و دربارهٔ ذخایر اورانیوم غنی‌شدهٔ خود شفاف‌سازی کند، آغاز مکانیسم ماشه تا شش ماه به تعویق بیفتد.

بر اساس گزارش آژانس، ایران اورانیوم را تا سطح ۶۰ درصد غنی کرده و پیش از حملات هوایی اسرائیل و آمریکا به ایران، به اندازه‌ای مواد در اختیار داشت که در صورت غنی‌سازی بیشتر می‌توانست برای شش سلاح هسته‌ای کافی باشد.

با این حال آژانس گفته است درحالی که نمی‌تواند صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای تهران را تأیید کند، هیچ نشانهٔ معتبری از پروژهٔ تسلیحاتی هماهنگ در ایران نیز در دست ندارد.

به نوشتهٔ رویترز، یک دیپلمات اروپایی افزوده که ایران در نشست اخیر با تروئیکای اروپایی نشانه‌هایی از تمایل به ازسرگیری مذاکرات مستقیم با آمریکا نشان داده، اما یک منبع ایرانی گفته این امر تنها در صورتی ممکن است که واشینگتن تضمین دهد در طول مذاکرات حملهٔ نظامی انجام نخواهد داد.

تهران و واشینگتن در ماه‌های اخیر پنج دور مذاکرات هسته‌ای برگزار کردند و دور ششم آن که قرار بود ۲۵ خرداد در مسقط برگزار شود در پی حملات اسرائیل به ایران لغو شد.

واکنش‌ها به بازگشت بازرسان

بازگشت بازرسان به ایران روز چهارشنبه توسط محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، تأیید شد.

او گفت که «شروط مجلس رعایت شده است»، اما شماری از نمایندگان از جمله محمدتقی نقدعلی و کامران غضنفری این اقدام را «نقض» قانون مجلس دانستند.

برخی دیگر، از جمله امیرحسین ثابتی، حضور بازرسان را «جاسوسی در پوشش بازرس» خواندند و توافق عباس عراقچی با آژانس را «فاجعه» توصیف کردند.

یک روز بعد، کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در بیانیه‌ای گروسی، مدیرکل آژانس، را «عنصر سرسپرده آمریکا و رژیم صهیونیستی» خواند و تأکید کرد که تهران به آژانس «اعتمادی ندارد». این کمیسیون از دولت خواست قانون تعلیق همکاری را به‌طور کامل اجرا کند.

در همین حال، روزنامه وال‌استریت جورنال گزارش داده است که تدابیر حفاظتی پیرامون رافائل گروسی در هفته‌های اخیر افزایش یافته است. در ایران، مقام‌های تندرو و رسانه‌هایی مانند روزنامهٔ کیهان پیش‌تر گروسی را «عامل اسرائیل» معرفی کرده و خواهان محاکمه یا «مجازات سخت» او شده بودند.

کارشناسان یادآور شده‌اند که یکی از دلایل اصلی ایران برای ادامه همکاری نسبی با آژانس، نیاز به تعویض سوخت نیروگاه بوشهر است که تنها در حضور بازرسان این نهاد امکان‌پذیر است.

No responses yet

Aug 27 2025

به‌دلیل اظهارات پیرامون جنگ ۱۲ روزه؛ کیفرخواست ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده تهران صادر شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,جنگ,درگیری جناحی,سیاسی

خبرگزاری هرانا: دادستان تهران از صدور کیفرخواست ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده مردم تهران در مجلس و ارسال پرونده وی به دادگاه خبر داد. این اقدام قضایی پس از اظهارات این نماینده مجلس در واکنش به جنگ ایران و اسرائیل صورت گرفته است.

به گزارش خبرگزاری هرانا، به نقل از همشهری‌ آنلاین، کیفرخواست پرونده ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده مردم تهران در مجلس، صادر شد.

دادستان تهران با اعلام این خبر اظهار داشت که این اقدام قضایی در پی اظهارات آقای ظهره‌وند در رابطه با جنگ ۱۲ روزه صورت گرفته است. علی صالحی گفت که پرونده این نماینده مجلس با قرار جلب دادرسی به دادگاه ارسال شده است.

عالی‌ترین مقام قضایی تهران، اظهارات نماینده یادشده را در «تعارض با امنیت ملی» دانسته و مدعی شده که این سخنان موجب «تشویش اذهان عمومی» شده است.

ابوالفضل ظهره‌وند، نماینده مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران، پیشتر طی مصاحبه‌ای در واکنش به جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل گفته بود: «دولت درحال بستن پرونده انقلاب اسلامی است و قصد دارد نظام را به پایان برساند.»

No responses yet

Aug 22 2025

پروازهای فرودگاه نجف به مقصد ایران و بالعکس با «بسته‌شدن حریم هوایی» به حالت تعلیق درآمد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سپاه,سیاسی

صدای آمریکا: مدیریت فرودگاه بین‌المللی نجف روز جمعه از تعلیق موقت پروازها به مقصد و از مبدا ایران به دلیل بسته شدن حریم هوایی ایران خبر داد.

عمار الطفیلی، مدیر رسانه‌ای فرودگاه بین‌المللی نجف، به خبرگزاری عراق گفت: «به جز بسته شدن موقت از سوی طرف ایرانی، هیچ تعطیلی وجود ندارد.»

او خاطرنشان کرد که «مسافران در فرودگاه حضور دارند و هیچ مشکلی ندارند. آنها منتظر بازگشایی حریم هوایی ایران برای از سرگیری پروازها به مقصد و از مبدا ایران هستند.»

در دوران جنگ دوازده روزه با اسرائيل نیز پروازهای خارجی به ایران لغو شده بود و حتی برخی گزارش‌ها گفتند که وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، عباس عراقچی، با اجازه مقامات اسرائیلی به خارج از کشور پروازی کرد. اما وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی این ادعا را تکذیب کرد و مدعی شدند که زمینی از ایران خارج شد و به ژنو رفت و زمینی نیز بازگشت.

تعلیق پروازها از نجف به ایران و بالعکس در حالی است که مقامات جمهوری اسلامی حالا رزمایشی موشکی برگزار کرده‌اند و نام آن را «اقتدار ۱۴۰۴» گذاشته‌اند. جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه با اسرائيل که نیروی هوایی اسرائيل در آسمان ایران عملا به «برتری هوایی» دست‌یافت ضربات محکمی خورد که به اعتبار نظامی آن در منطقه آسیب فراوانی زده است.

مقامات جمهوری اسلامی برای نخستین‌بار از زمان پایان یافتن جنگ، اعلام کرده‌اند که دست به رزمایش موشکی می‌زنند.

اسرائيل پیشتر گفته است که علاوه بر تاسیسات هسته‌ای، مراکز ساخت موشک‌های بالیستیک در ایران را نیز منهدم کرده است و نخواهد گذاشت که جمهوری اسلامی توان قبلی ساخت موشک را بدست آورد.

اسرائيل همچنین گفته است به حفظ آنچه «برتری هوایی» در ایران خوانده است ادامه می‌دهد.

تنش‌ها میان اسرائيل و جمهوری اسلامی همچنان بالا است و مقامات جمهوری اسلامی نیز احتمال وقوع جنگی دیگر با اسرائيل را رد نکرده‌اند.

بسیاری از کارشناسان بازنده نظامی جنگ دوازده روزه جمهوری اسلامی با اسرائيل را جمهوری اسلامی می‌دانند که صدها سایت نظامی، هسته‌ای، امنیتی و انرژی آن هدف حملات دقیق اسرائيل قرار گرفت در حالی که اسرائيل بخش عمده موشک‌های شلیک شده جمهوری اسلامی را یا با پدافند هوایی منهدم کرد و یا آنها را پیش از شلیک هدف قرار داد.

پیشتر یک رسانه‌ آمریکایی گزارشی از کاهش قدرت موشکی جمهوری اسلامی پس از درگیری «۱۲ روزه» اخیر با اسرائيل منتشر کرد.

شبکه خبری فاکس‌‌نیوز در آن گزارش گفت جمهوری اسلامی بر اساس داده‌های منابع باز، در آغاز جنگ زرادخانه‌ای شامل حدود ۳۰۰۰ موشک و ۵۰۰ تا ۶۰۰ پرتابگر موشک داشت.

اما در پایان جنگ ۱۲ روزه، مجموعه‌ای از حملات اسرائیل به انبارهای تسلیحاتی و کارگاه‌های ساخت تجهیزات نظامی در ایران، تعداد موشک‌های جمهوری اسلامی را به حدود ۱۰۰۰ تا ۱۵۰۰ عدد و شمار پرتابگرهای موشک آن را نیز به ۱۵۰ تا ۲۰۰ عدد کاهش داد.

رسانه‌های جمهوری اسلامی به تازگی گزارش دادند که عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، در جمع مهمانان خارجی مدعی شده است که حکومت او «موشک جدیدی» دارد که در جنگ ۱۲ روزه استفاده نشد و اگر جنگ دوباره‌ای شود آن را به کار می‌گیرد.

مقامات جمهوری اسلامی به بزرگ‌نمایی توانایی‌های نظامی خود و یا بیان گزارش‌های دروغین شهرت دارند. در دوران جنگ ۱۲ روزه آنها بدون ارائه سندی مدعی شده بودند که چند فروند هواپیمای پیشرفته اف-۳۵ اسرائيل را سرنگون کرده‌اند.

No responses yet

Aug 13 2025

لاریجانی همزمان با تنش لفظی در روابط ایران و لبنان عازم بیروت شد

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,برجام,تحریم,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

بی‌بی‌سی: علی لاریجانی، دبیر شورای‌عالی امنیت‌ملی ایران، که در اولین سفر خارجی خود پس از انتصاب مجدد در این سمت به عراق رفته بود، از این کشور عازم بیروت، پایتخت لبنان شده است. مجتبی امانی، سفیر ایران در بیروت، در پستی در شبکه ایکس نوشته این سفر «در مرحله‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ لبنان اتفاق می‌افتد.»

آقای امانی گفته آقای لاریجانی علاوه بر دیدار با مقام‌های ارشد لبنان «با گروهی از نخبگان سیاسی و فکری، در جلساتی صریح که در آنها دیدگاه و نظر ایران» را بیان خواهد کرد، ملاقات می‌کند.

سفر آقای لاریجانی به بیروت در شرایطی انجام می‌شود که به دلیل حمایت دولت لبنان از خلع سلاح حزب‌الله، مهم‌ترین گروه شبه‌نظامی مورد حمایت ایران در منطقه، روابط دو کشور تحت‌تأثیر قرار گرفته است.

دبیر شورای‌عالی امنیت‌ملی ایران پیش از سفر به بیروت گفته بود که حامل پیام‌هایی، از جمله برای مقام‌های لبنان است.

مقام‌های جمهوری اسلامی ایران در سفر به لبنان به طور معمول با رهبر و فرماندهان حزب‌الله دیدار می‌کنند.

برخی از منابع خبری عربی گفته‌اند که یوسف راجی،‌ وزیر خارجه لبنان، با آقای لاریجانی در این سفر دیدار نخواهد کرد.

اوایل هفته جاری، اختلافات ایران و لبنان به رسانه‌ها کشیده شد. وزارت خارجه لبنان شامگاه شنبه ۱۸ مردادماه /۹ اوت اظهارات علی اکبر ولایتی،‌ مشاور علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران را گفته بود با خلع سلاح حز‌ب‌الله مخالفت است، «دخالت آشکار و غیرقابل قبول در امور داخلی لبنان» خواند.

آقای ولایتی یک روز پیش از آن گفته بود که «جمهوری اسلامی قطعا با خلع سلاح حزب‌الله مخالف است» و آمریکا و اسرائیل «گمان می‌کنند در لبنان هم می‌توانند جولانی دیگری بر سر کار بیاورند؛ اما این خواب هرگز تعبیر نخواهد شد و لبنان مثل همیشه ایستادگی خواهد کرد.»

وزارت خارجه لبنان در بیانیه شدیدالحن خود که وزیر خارجه این کشور آن را در شبکه ایکس منتشر کرد، گفته بود «این اولین دخالت از این نوع نیست. برخی از مقامات ارشد ایران بارها با اظهارات بی‌اساس در مورد تصمیمات داخلی لبنان که هیچ ارتباطی با جمهوری اسلامی ایران ندارد، پا را از گلیمشان فراتر گذاشته‌اند.»

آقای لاریجانی در جریان سفر به عراق در یک کنفرانس خبری شرکت کرد و بدون اشاره مستقیم به اختلافات اخیر با لبنان گفت «ایران دوست هر دو کشور عراق و لبنان است و با آنها هم‌فکری دارد، اما دستوری نمی‌دهد.»

او درباره حزب‌الله لبنان گفت این گروه «از بلوغ سیاسی برخوردار است و جریان مقاومت مصالح کشور خودشان را تشخیص می‌دهد و نیازمند قیم نیست.»

جمهوری اسلامی ایران با حمایت از گروه‌های شبه‌نظامی در منطقه، آنها را «محور مقاومت» در برابر اسرائیل می‌خواند.

سفر آقای لاریجانی به لبنان کمتر از یک‌سال پس از کشته‌شدن حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله صورت می‌گیرد که مهر/سپتامبر پارسال در حمله هوایی اسرائیل به جنوب بیروت کشته شد.

امضای توافق امنیتی ایران و عراق در بغداد

برخی از ناظران تحولات خاورمیانه می‌گویند حزب‌الله پس از کشته شدن حسن نصرالله، از قدرت و نفوذ قبل در داخل لبنان برخوردار نیست.

طبق آتش‌بس پاییز گذشته بین اسرائیل و لبنان که در پی بیش از یک سال جنگ اسرائیل و حزب‌الله به دست آمد،‌ فقط نهادهای دولتی لبنان باید مسلح باشند.

بر اساس این توافق، دولت لبنان از ارتش خواسته است تا پایان ماه جاری میلادی طرحی را برای خلع سلاح همه گروه‌های غیردولتی ارائه کند که از حزب‌الله هم از جمله آنهاست.

دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، پیش از سفر به بیروت، در عراق یک توافق امنیتی با این کشور امضا کرد.

آقای لاریجانی پس از مذاکره با قاسم عرجی، مشاور امنیت ملی این کشور با محمد شیاع سودانی، نخست‌وزیر عراق ملاقات و در حضور او و همراه با آقای عرجی این توافقنامه را امضا کرد.

درباره محتوی این توافق، مقام های دو کشور اظهارنظری نکردند.

اما تلویزیون ایران مصاحبه کوتاهی با آقای لاریجانی در هواپیمای او که عازم عراق بود انجام داد که در آن گفته بود «همیشه عناصر مزاحم در منطقه حضور دارند. زمانی که دو کشور ایران و عراق جلوی رفتارهای نامتعارف گروه‌های تروریستی را بگیرند، این اتفاق می‌تواند در کل منطقه ثبات ایجاد کند.»

او در سفر به عراق با رئیس جمهور این کشور هم ملاقات کرد.

آقای لاریجانی سپس از گروه‌هایی که به زائران شیعه از جمله مسافران ایرانی در سفر به کربلا خدمات می دهند، در ظهر کاظمین دیدن کرد و در دومین سفر عازم نجف شد. دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران زاده این شهر است که از شهرهای زیارتی و مدفن امام اول شیعیان است.

No responses yet

Aug 08 2025

موساد چگونه نیروهایی از داخل ایران را در جنگ ۱۲روزه به کار گرفت؟

نوشته: خُسن آقا در بخش: آمریکا,اسرائیل,امنیتی,بحران هسته‌ای,جنگ,خاورمیانه,سیاسی

رادیوفردا: دو نویسندهٔ سرشناسِ امور جاسوسی و اطلاعاتی اسرائیل گزارشی مشروح دربارهٔ عملکرد موساد در استفاده از ناراضیان ایرانی برای پیشبرد اهداف اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران نوشته و می‌گویند برخی جزئیات در مورد به‌کارگیری این افراد در جنگ ۱۲ روزه با ایران نخستین‌ بار است که فاش می‌شود. این دو نویسنده، یوسی ملمن و دان راویو، نویسندهٔ مشترکِ چند کتاب پرفروش دربارهٔ موساد و جامعهٔ اطلاعاتی اسرائیل هستند.

این دو، در گزارشی که ۱۶ مردادماه در سایت «پروپابلیکا» انتشار یافت، توضیح داده‌اند که چگونه تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل، از جمله با تکیه به مهره‌هایی که از ایران و کشورهای همسایهٔ ایران جذب کرده بود، طرح‌های نظامیِ «به‌دقت طراحی‌شدهٔ» اسرائیل علیه جمهوری اسلامی ایران را در میدان نبرد عملی کرد.

دو نویسنده گفته‌اند که گزارش آن‌ها نتیجهٔ گفت‌وگوهایی است که با ۱۰ مقام اطلاعاتی کنونی و پیشینِ اسرائیل انجام داده‌اند، بدون این‌که نام این منابع را ببرند.

موساد یا دفتر نخست‌وزیری اسرائیل، که مسئول مستقیمِ تشکیلات اطلاعات و جاسوسی خارجی این کشور است، به این گزارش واکنشی نشان نداده‌اند.

نقش همدستان موساد در حمله به سایت‌های راداری و موشکی

در روزهای جنگ ۱۲روزهٔ اسرائیل و جمهوری اسلامی، فیلم مبهمی در فضای مجازی منتشر شد که ظاهراً حضور نیروهای زمینی کوماندویی در خاک ایران را نشان می‌داد؛ افرادی که ظاهراً کار را برای عملیات هوایی ارتش اسرائیل هموار می‌کردند.

رسانه‌های اسرائیل تصاویری منتشر کرده‌اند که مدعی است «عملیات موساد در درون خاک ایران» را به نمایش می‌گذارد.

این رسانه‌ها نوشته‌اند که نیروهای سازمان اطلاعات اسرائیل در این تصاویر در حال استقرار سامانه‌های ضربتی درون خاک ایران دیده می شوند.

پیشتر خبرگزاری رویترز به نقل از یک… pic.twitter.com/mVRof46SFV

— RadioFarda‌|‌راديو فردا (@RadioFarda_) June 13, 2025

رادیوفردا: گزارش نوشتهٔ دو روزنامه‌نگار اسرائیلی، در شرح نخستین ساعات بامداد جمعه ۲۳ خرداد که حملات گستردهٔ اسرائیل در ایران آغاز شد، آورده است که در آن ساعات، یک تیم کوماندویی با هدایت یک جوان ایرانی آمادهٔ یاری‌رسانی به طرحِ حمله به رادارها و موشک‌هایی بود که برای محافظت از تهران و تأسیسات نظامی مستقر شده بود و هم‌زمان، در همین ساعات، تیم‌های دیگری از کوماندوهای آموزش‌دیده از سوی اسرائیل در سراسر ایران آمادهٔ حمله به تأسیسات دفاعی از داخل کشور شده بودند.

نویسندگان نوشته‌اند که همکاران اسرائیل در این عملیات افرادی با انگیزه‌های مختلف بودند؛ از دلایل شخصی گرفته تا انگیزهٔ سیاسی. برخی برای «انتقام‌گیری از حکومتِ سرکوبگر» و مذهبیِ حاکم بر کشورشان به این مسیر پا نهادند، اما برخی نیز انگیزهٔ مادی داشتند یا موساد قول داده بود که درخواست‌شان برای درمان اعضای خانواده را برآورده می‌کند یا برای برخوردار شدن آن‌ها از فرصت‌های تحصیلی در دانشگاه‌های خارج، قول مساعد داده بود.

براساس این گزارش، منابعی در موساد حاضر شدند از جوانی که هدایت تیم ۷۰ نفرهٔ کوماندوها در تهران در ساعات اولیهٔ جنگ را بر عهده داشت، تنها با حروف اولِ نام و نام خانوادگی‌ او یاد کنند: «سین. ت».

گزارش حاکی است که روز دوم جنگ، گروه دیگری از همدستان موساد، که چه از ایران و چه از سایر کشورهای منطقه جذب شده بودند، موج بعدیِ حملات در داخل ایران را آغاز کردند.

این منابع گفتند حملات کوماندویی در جنگ نقشی محوری داشت و به نیروی هوایی اسرائیل امکان داد تا «بدون از دست دادن حتی یک فروند هواپیما، بمباران‌های خود را عملی کند».

ارتش اسرائیل در گزارش نهایی خود از نتیجۀ جنگ اعلام کرد در این بمباران‌ها «نیمی از سه هزار فروند موشک بالستیک و ۸۰ درصد از پرتابگرهای موشکی» ایران منهدم شد.

این‌ها غیر از ضربات شدید به سایت‌های هسته‌ای ایران و کشتن فرماندهان نظامی و دانشمندان هسته‌ای بود.

سین. ت، دانشجویی از یک خانوادهٔ کارگری که همکار موساد شد

این گزارش مدعی است سین. ت، که در یک خانوادهٔ کارگری در شهری کوچک در نزدیکی تهران بزرگ شد و به دانشگاه رفت، پس از بازداشت و شکنجهٔ وحشیانه از سوی نیروهای بسیج، از حکومت کشورش منزجر شده بود.

بعدها یک مأمور موساد با سین. ت ارتباط برقرار کرد و او را برای آموزش از ایران خارج کرد. سین. ت پس از ماه‌ها آموزش، درست در آستانهٔ حملات اخیر، همراه با تیم کوچکش از راهی مخفی به ایران وارد شد تا نقش خود را در عملیات پیچیدهٔ محوّله ایفا کند.

سین. ت از موساد خواسته بود یکی از بستگان نزدیکش که درمانِ او در ایران ممکن نبود، از مراقبت پزشکی برخوردار شود. موساد پذیرفت، زیرا این رویه را بارها و سال‌ها برای نفوذ در گروه‌های افراطی فلسطینی آزموده بود.

اسرائیل، با تکیه به تجربیات موفق خود در اعزام مأموران آموزش‌دیده‌اش به سایت شورآباد برای سرقت آرشیو هسته‌ای ایران در زمستان ۱۳۹۷ و سپس کشتن محسن فخری‌زاده، «پدر برنامهٔ هسته‌ای» جمهوری اسلامی در آذر ۱۳۹۹، در طراحی‌های خود مدت‌ها پیش از شروع حملات خرداد امسال توانسته بود چندین تُن تجهیزات فلزی را از طریق کامیون‌هایی که در مسیر کشورهای خارجی به‌سوی ایران حرکت می‌کردند، به ایران وارد کند، بدون این‌که رانندگان‌شان از محتوای بارشان خبر داشته باشند.

تیم‌های کوماندوییِ درون ایران، پس از دریافت محموله‌ها، قطعات را ــ که اجزای تسلیحات بودند ــ سوار کرده و سلاح‌ها را برای روز موعود آماده کردند.

منابع اسرائیلی به محل اعزام کامیون‌ها به‌سوی ایران اشاره نکرده‌اند. کامیون‌های زیادی روزانه در مسیرهای ترانزیتیِ افغانستان، آذربایجان، ترکمنستان، ارمنستان و ترکیه به‌سوی ایران در حرکت هستند.

این گزارش تأکید دارد که موساد با نهادهای اطلاعاتی هفت کشور همسایهٔ ایران ارتباط برقرار کرده بود و به گفتهٔ یک اسرائیلی که در امور لجستیک با موساد همکاری داشته، وارد و خارج کردن تجهیزات به ایران کاری است نسبتاً آسان که از جمله با استفاده از شرکت‌های صوری، حمل‌ونقل دریایی، و به‌صورت قانونی انجام می‌شود.

رابطهٔ مأمور موساد با مهرهٔ جذب‌شده

یکی از افسران پیشین موساد گفته است عملکرد این تشکیلات در قبال افرادی که جذب می‌کند به‌گونه‌ای است که خود آن‌ها گام نخست را بردارند و با میل و خواستهٔ خویش عمل کنند، نه از راه فشار، تهدید یا اخاذی.

به‌گفتهٔ این مأمور پیشین موساد، اعتماد مهم‌ترین عنصر در رابطهٔ میان مأمور موساد با فردِ جذب‌شده است؛ مانند سربازی که از روی اعتماد به فرمانده خود راهی میدان می‌شود.

یک مأمور پیشین موساد که وظیفهٔ او ارتباط با این افراد به‌خدمت‌گرفته بوده، کار خود را مجموعه‌ای از وظایفی مانند اعتراف گرفتن، پرستاری بچه، روان‌شناسی، مربی معنوی، و تبدیل‌شدن به کسی که فرد او را مانند خانوادهٔ خود بداند، توصیف کرده است.

منابع اسرائیلی انگیزهٔ تحصیل در مراکز علمی خارجی ــ که می‌تواند برای ایرانیانِ مشتاقِ تحصیل در دانشگاه‌های برتر جهان جذاب باشد ــ را به راهکاری دیگر برای جذب افراد به همکاری با خود تبدیل کرده‌اند؛ حتی ورود به مدارس شبانه‌روزی برای نوجوانان.

این نویسندگان معتقدند که موساد، پس از شناسایی یک عامل بالقوه برای همکاری، ابتدا با او در کشوری در همسایگی ایران مانند آذربایجان یا هند دیدار می‌کند.

«داوطلبان» ظاهراً بدون آن‌که خود بدانند یا متوجه باشند، زیر نظر روان‌شناسیِ کارشناسان روان‌کاویِ موساد قرار می‌گیرند، در مراحل بعدی پرسش‌نامه‌ای در ارتباط با جزئیات زندگی خود و خانواده پُر می‌کنند و از سوی یک متخصص دروغ‌سنجی، برای سنجش مطالبی که گفته‌اند، مورد سؤال قرار می‌گیرند.

آن‌ها در طول مسیر همکاری خود، به دفعات متعدد باید از آزمایش‌های دروغ‌سنجی موفق بیرون آیند تا وفاداری بی‌وقفه‌شان تأیید شود.

جزئیاتی از آموزش و همکاری

گزارش حاکی است که آموزش افراد انتخاب‌شده برای همکاری با اسرائیل در عملیات اخیر علیه ایران حدود پنج ماه طول کشید. برخی به اسرائیل برده شدند که در آن، اماکن و مدل‌هایی شبیه تأسیسات ایرانی برای تمرین احداث شده بود و برخی دیگر تمرین‌ها را زیر نظر کارشناسان اسرائیلی در کشورهای خارجی گذراندند.

نویسندگان به وجود دو گروه کوماندویی اعزامی به ایران اشاره کرده‌اند که هر یک شامل ۱۴ تیم چهار تا شش نفره بوده است؛ برخی از آن‌ها تبعیدی‌های ضد رژیم حاکم بودند که در آستانهٔ عملیات، مخفیانه به ایران انتقال داده شدند.

گزارش افزوده است که دو گروه دستورالعمل‌های خاص خود را داشتند، اما ارتباط آن‌ها با برنامه‌ریزان اسرائیلی حفظ شده بود تا در صورت نیاز، طرح‌ها را تغییر دهند یا به‌روز کنند. وظیفهٔ عمدهٔ آن‌ها حمله به پدافند هوایی ایران جهت کمک به عملیات بمباران نیروی هوایی اسرائیل بود. اسامی رمز آن‌ها از نُت‌های موسیقی برگرفته شده بود.

کوماندوهای آموزش‌دیده برای تخریب زمینی سایت فردو

بر اساس این گزارش، اسرائیل برای منهدم کردن سایت هسته‌ای فردو در کوه‌های اطراف قم نیز تیمی از کوماندوهای نخبهٔ ارتش و تشکیلات امنیتی خود را آموزش داد. این گروه قرار بود در یک عملیات زمینی پرمخاطره به سایت نفوذ کرده و غافلگیرانه به ساختمان و تجهیزات حمله کند؛ سانتریفیوژها را تخریب کرده، اورانیوم غنی‌شده را بردارد و با خود از سایت خارج کند.

عملیاتی که برای فردو در این گزارش بیان شده، شبیه عملیات اسرائیل در مجموعهٔ صنایع نظامی و تسلیحاتی سوریه در پاییز سال گذشته است. اما نویسندگان گزارش گفته‌اند داوید برنئا این طرح را بسیار خطرناک می‌دانست و نگران بود که بهترین سربازان نخبهٔ اسرائیل و جاسوسان کشته یا گروگان گرفته شوند.

برنئا و سایر مقامات اسرائیل بعدها به این باور رسیدند که دولت دونالد ترامپ خود ممکن است به حملهٔ اسرائیل در ایران بپیوندد؛ ارزیابی‌ای که عملی شد و بمب‌افکن‌های بی-۲ آمریکایی بامداد یکم تیر، سه سایت فردو، نطنز و اصفهان را با بمب‌های سنگین و موشک‌های تاماهاوک که از زیردریایی‌ها شلیک شد، هدف قرار دادند.

بر اساس این گزارش، داوید برنئا در چارچوب آمادگی موساد برای عملیات اخیر در ایران، بخش «تسومت» در موساد را که مسئول استخدام مأموران غیراسرائیلی است، تقویت کرد و تصمیم گرفت پیشرفته‌ترین تجهیزات اسرائیل برای عملیات و ارتباطات را در اختیار مجریان خارجیِ طرح قرار دهد. هم‌زمان، داستان‌های پوششی برای هر یک از مأمورین، به‌منظور جلوگیری از هرگونه تناقض احتمالی، بارها و بارها بررسی شد.

نقطه‌عطف در تمرکز اسرائیل بر ایران

نیروهای پیشین موساد در گفت‌وگو با تهیه‌کنندگان این گزارش گفته‌اند از سال ۱۹۹۳ به بعد که اسرائیل و سازمان آزادی‌بخش فلسطین توافق اسلو را امضا کردند، موضوع ایران به صدر برنامه‌های اسرائیل و تشکیلات اطلاعاتی آن ارتقا یافت.

از سال ۲۰۰۲، که آریل شارون، نخست‌وزیر وقت، ژنرال ذخیره مئیر داگان را به ریاست موساد منصوب کرد، توقف برنامهٔ هسته‌ای ایران به هدف اصلی موساد تبدیل شد. داگان همواره به توانایی فزایندهٔ موساد در جذب افراد، از جمله ایرانی‌ها، برای انجام عملیات مخفی در ایران «افتخار می‌کرد». داوید برنئا، رئیس کنونی موساد، راه اسلاف خود، از داگان گرفته تا شبتای شاویط و یوسی کوهن، در تمرکز تشکیلات خود بر ایران را ادامه داده است.

مقامات اسرائیلی گفتند موساد در ۱۵ سال گذشته مأموران میدانی خود را از ایران خارج کرده و کارهایی مانند شناسایی خانه‌های دانشمندان هسته‌ای را به عوامل ایرانی یا شهروندان کشورهای سوم سپرده است، به‌ویژه که انزجار فزاینده از رژیم ایران، کار جذب چنین عواملی را آسان کرده بود.

برنئا در نخستین روزهای پس از برقراری آتش‌بس در جنگ اخیر، در یک نشست قدردانی از نیروهای سازمانش، اظهاراتی مبهم دربارهٔ ادامهٔ عملیات میدانی موساد در ایران بیان کرد، اما توضیحی نداد و این گفته را دیگر تکرار نکرد.

رونن برگمن، گزارشگر اطلاعاتی و جاسوسی اسرائیل که او نیز مانند یوسی ملمن و دان راویو کتاب‌هایی در خصوص عملیات تشکیلات اطلاعاتی اسرائیل در ارتباط با ایران نوشته است، ۹ مرداد به نشریهٔ آلمانی اشپیگل گفت که اسرائیل در سال‌های اخیر برای پیشبرد عملیات خود در ایران عمدتاً به نیروهای محلی تکیه کرده است؛ کسانی با انگیزه‌های مختلف، به‌ویژه در مخالفت با جمهوری اسلامی.

برگمن این را نیز گفته بود که ترجیح موساد این است که از کسانی استفاده نکند که صرفاً انگیزهٔ مادی دارند، زیرا هر کس برای پول کار کند، ممکن است به کارفرمایش خیانت کند.

گزارشِ دو نویسندهٔ اسرائیلی به سرنوشت تیم‌های اعزامی به ایران اشاره نکرده است، اما مقامات اطلاعاتی پیشین اسرائیل در دورهٔ اخیر به رسانه‌های کشورشان گفتند که تعهد اخلاقی موساد در قبال نیروهایی که با آن‌ها همکاری می‌کنند، ارائهٔ حمایت همیشگی و خارج کردن آن‌ها و بستگان‌شان از حوزهٔ خطر است؛ به‌گونه‌ای که فرد را نسبت به ادامهٔ همکاری راسخ نگاه می‌دارد.

محمود علوی، وزیر پیشین اطلاعات جمهوری اسلامی، در ماجرای تعقیب عوامل مرتبط با ترور محسن فخری‌زاده گفته بود که آن‌ها همواره نیم ساعت جلوتر از نیروهای اطلاعاتی ایران بودند.

رسانه‌های اسرائیل در ماجرای سرقت آرشیو هسته‌ای ایران نیز مدعی بودند که عوامل ایرانی مرتبط با آن عملیات همگی سالم از ایران بیرون برده شدند.

جمهوری اسلامی ایران، پس از برقراری آتش‌بس در جنگ ۱۲روزه در سوم تیر، هفت شهروند خود را به اتهام جاسوسی و همکاری با اسرائیل اعدام کرده که آخرین مورد آن، روزبه وادی، دانشمند هسته‌ای بود که یک سال و نیم پیش از جنگ اخیر بازداشت شده بود.

No responses yet

Aug 02 2025

شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ و دوران دموکراسی در ایران

نوشته: خُسن آقا در بخش: آزادی بیان,آمریکا,اجتماعی,تاریخی,سیاسی

تویتر سوسیال دموکراسی: بر اساس شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را می‌توان دموکراتیک‌ترین سالها در تمام طول تاریخ ایران دانست. این دوره با سقوط رضاشاه و تبعید او آغاز، و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق پایان یافت. در ادامه، ویژگی‌های این دوره را بر اساس اسناد معتبر تحلیل می‌کنیم:

پس از اشغال ایران توسط متفقین در شهریور ۱۳۲۰ و تبعید رضاشاه، ساختار دیکتاتوری او فروپاشید. محمدرضا پهلوی که جوان و فاقد اقتدار پدر بود، نتوانست کنترل کامل را اعمال کند. این خلأ، فضایی برای فعالیت نیروهای سیاسی مستقل ایجاد کرد. بسیاری از نخبگانِ تحصیل کرده، رجال سیاسی و روشنفکران ایرانی که در دوران رضاشاه تبعید یا منزوی شده بودند (مانند محمد مصدق، حسین فاطمی و اللهیار صالح)، به عرصه سیاست بازگشتند. حضور چهره‌ها، گفتمان دموکراسی‌خواهی و قانون‌گرایی را تقویت کرد.

از همان ابتدا نشانه‌های دموکراسی نوپا پدیدار گشت. آزادی مطبوعات و بیان رسمیت یافت. در این ۱۲ سال، ۵۸۸ نشریه فارسی و ۴۳ نشریه غیرفارسی در ایران منتشر شدند. مطبوعات اجازه داشتند به نقد دولت و دربار بپردازند و حتی احزاب مخالف، روزنامه‌های خود را داشتند. برای مثال، حزب توده روزنامه “راه آینده” را منتشر می‌کرد که به شدت به سیاست‌های حکومت حمله می‌کرد. تنوع احزاب سیاسی چشمگیر بود، حداقل ۳۰ حزب و گروه سیاسی‌ فعال شدند. برخلاف دوره رضاشاه، انتخابات مجلس با رقابت حزبی برگزار می‌شد. هرچند تقلب‌ انتخاباتی در دوره مجلس هفدهم (اردیبهشت ۱۳۳۱) که مخالفان مصدق (با دخالت دربار و انگلیس) برنده شدند گزارش شد، اما رقابت سیاسی واقعی بود. دولت‌ها از طریق مجلس مشروعیت می‌یافتند و مصدق دو بار با رای مجلس به نخست‌وزیری رسید. حتی انحلال مجلس در مرداد ۱۳۳۲ با رفراندوم عمومی انجام شد.

دستاوردهای دموکراتیک در این دوره ملموس و نمادین بود؛ ملی شدن نفت (۱۳۲۹) برجسته‌تربن آن بشمار می‌رود؛ این جنبش بزرگ‌ترین پیروزی مردمی علیه استعمار بود که با رهبری مصدق و حمایت مجلسین محقق شد. مهندسان ایرانی ثابت کردند می‌توانند پالایشگاه آبادان را بدون حضور انگلیسی‌ها اداره کنند.

جامعه مدنی تقویت شد، فهم و آگاهی سیاسی، در حال رشد بود و مشارکت اجتماعی معنا یافت. تشکل‌های صنفی، اتحادیه‌های کارگری، انجمن‌های دانشجویی و سازمانهای زنان فعال شدند. اتحادیه مرکزی کارگران و کشاورزان ایران (امکا) و کنگره کارگران نقش پررنگی در تحولات اجتماعی داشتند. فضای فکری جامعه تن به دگرگونی داده بود. فعالیت احزاب گوناگون موجب رشد بی‌سابقه آگاهی سیاسی شد. مردم با مفاهیمی مانند «استعمارستیزی»، «حاکمیت ملی» و «دموکراسی» آشنا شدند.

بی‌ثباتی سیاسی نسبی در این دوره را نمی‌توان نادیده گرفت؛ در این ۱۲ سال، ۱۹ کابینه توسط ۱۲ نخست‌وزیر تشکیل شد (میانگین عمر هر دولت: ۷.۵ ماه). بخشی از این بی‌ثباتی نتیجه روند و تحول ارگانیکِ دموکراتیزه شدن جامعه بود اما بخشی دیگر ناشی از کارشکنی دربار و مداخلات خارجی بود. شاه و دربار با حمایت بریتانیا، دائماً علیه دولت‌های مستقل (به‌ویژه مصدق) توطئه می‌کردند. برای مثال، در جریان قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱، شاه با پشتیبانی بریتانیا احمد قوام را به نخست‌وزیری منصوب کرد که منجر به کشتار مردم شد. در ماه منتهی به کودتا اختلاف مصدق با آیت‌الله کاشانی و همکاری برخی روحانیون با کودتاچیان (مانند سید محمد بهبهانی)، ضربه مهلکی به جنبش مردمی زد.

پایان تراژیک:

کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ با طرح خارجی(سازمان‌های سیا/آمریکا و MI6 /بریتانیا) و اجرای داخلی(شاه، دربار، فضل‌الله زاهدی، برادران رشیدیان و بخشی از روحانیون) دولت مصدق را سرنگون کردند. این عملیات با نام‌های پروژه آژاکس (آمریکا) و عملیات چکمه (بریتانیا) اجرا شد که پیامدهای آن؛ بازگشت دیکتاتوری شاه با تشکیل ساواک (۱۳۳۵) و مجلس فرمایشی بود که فضای سرکوب را حاکم کرد؛ مطبوعات و احزاب تعطیل شدند. تنها احزاب فرمایشی مانند “مردم” و “ملیون” مجاز شدند. دستاوردهای مردمی از بین رفتند؛ قانون ملی‌شدن نفت عملاً بی‌اثر شد و کنسرسیوم نفتی غرب، جایگزین آن گردید.

دموکراسی ناکام، اما الهام‌بخش: این دوره اگرچه با کودتای ۲۸ مرداد نابود شد، اما به عنوان اولین تجربه مردمسالاری در ایران معاصر، نشان داد؛ جامعه ایران ظرفیت مشارکت سیاسی و نهادسازی دموکراتیک را دارد و گروهای سیاسی مختلف می‌توانند در برابر استبداد و استعمار متحد شوند. شکست این دوره نه به دلیل ناکارآمدی دموکراسی، بلکه به خاطر همدستی استعمار و استبداد داخلی بود. سال‌های ۱۳۲۰–۱۳۳۲، طلوعی کوتاه‌مدت اما درخشان از دموکراسی در ایران بود که با چیرگیِ کودتا، رو به تیرگی نهاد و محو شد، اما چراغ راه جنبش‌های بعدی برای آزادی و استقلال باقی ماند.

بررسی «وضعیت مردم ایران» در دوره ۱۳۲۰–۱۳۳۲ (پس از سقوط رضاشاه تا کودتای ۲۸ مرداد) در مقایسه با دوره پیشین (حکومت رضاشاه) نشان‌دهنده تحولات چشمگیر در دو حوزه فهم و آگاهی عمومی، و مشارکت اجتماعی-سیاسی است که در ادامه به مقایسه آنها می‌پردازیم:

دوره رضاشاه (۱۳۰۴–۱۳۲۰) جامعه تحت سیستم سرکوبگرانه قرار داشت. مطبوعات سانسور می‌شد، احزاب سیاسی غیرقانونی بودند، و آموزش‌ها مبتنی بر تبلیغ ملی‌گرایی دولتی بود. مردم عمدتاً از حق مشارکت سیاسی محروم و تحت القائات ایدئولوژی حکومتی قرار داشتند.

با تبعید رضاشاه، فضای فکری ایران دگرگون شد. بازگشت نخبگان تحصیل‌کرده از خارج، انتشار ۵۸۸ نشریه مستقل، و فعالیت احزاب گوناگون موجب رشد بی‌سابقه آگاهی سیاسی شد.

در دوره رضاشاه نهادهای مدنی و صنفی غیرفعال یا دولتی بودند. هرگونه تجمع یا اعتراض با سرکوب مواجه می‌شد (مانند کشتار معترضان در مسجد گوهرشاد). پس از تبعید رضاشاه اتحادیه‌های کارگری (مانند اتحادیه مرکزی کارگران)، انجمن‌های دانشجویی، و سازمان‌های زنان فعال شدند.

اعتراضات و تظاهرات‌هایی مانند قیام ۳۰ تیر ۱۳۳۱ (در حمایت از مصدق) با حضور صدها هزار نفر، نشان‌دهنده سطح بی‌سابقه مشارکت توده‌ای بود. انتخابات نسبتاً آزاد مجلس، امکان نمایندگی مردم را فراهم کرد و دولت‌ها (از جمله مصدق) با رأی مجلس مشروعیت می‌یافتند.

در دوره رضاشاه تمرکز بر پروژه‌های نمایشی (مانند راه‌آهن شمال-جنوب) بدون توجه به معیشت مردم. فقر گسترده به‌ویژه در روستاها، مالیات‌های سنگین (مانند انحصار قند و شکر)، و وابستگی اقتصاد به درآمد نفت بود.

در دوره دوره ۱۳۲۰–۱۳۳۲ با چالش‌های اولیه قحطی ۱۳۲۱–۱۳۲۲ ناشی از اشغال ایران توسط متفقین و سوءمدیریت دولت مواجه شد. ملی‌شدن نفت (۱۳۲۹) امید به خودگردانی اقتصادی را افزایش داد. درآمد نفت صرف برنامه‌های توسعه روستایی و ساخت مدارس و بیمارستان‌ها شد. همچنین، صنایع کوچک محلی رونق یافتند. جنبش‌ها و اتحادیه‌های کارگری برای افزایش دستمزدها و بهبود شرایط کار مبارزه می‌کردند.

بر اساس شواهد تاریخی، دوره ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۲ را می‌توان دموکراتیک‌ترین سالها در تمام طول تاریخ ایران دانست. این دوره با سقوط رضاشاه و تبعید او آغاز، و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سقوط مصدق پایان یافت. در ادامه، ویژگی‌های این دوره را بر اساس اسناد معتبر تحلیل می‌کنیم:

پس از اشغال ایران… pic.twitter.com/nGz3f9JYE6

— Parsa Biparva (@secular_d) August 1, 2025

No responses yet

« Prev - Next »

  • Recent Posts

    • زیر ذره‌بین رسانه‌ها: «چراغ سبزی که اسرائیل برای اقدام علیه ایران منتظرش بود»
    • درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
    • سومین روز اعتراضات در ایران؛ تجمع در دانشگاه‌ها، گاز اشک‌آور در کرمانشاه
    • تجمع‌های اعتراضی در اعتراض به افزایش قیمت‌ها برای دومین روز در تهران ادامه یافت
    • دنیای خیالی آخون‌ها!!
  • Recent Comments

    No comments to show.

Free WordPress Theme | Web Hosting Geeksاخبار Copyright © 2026 All Rights Reserved .